مقدمه
سخن از موقوفهاي است بازمانده از اوائل عهد قاجار به نام موقوفهي منصوريه از توابع شهرستان بهبهان. واقف اين موقوفهي پهناور، مرحوم ميرزا منصورخان طباطبائي بهبهاني از حکام و سياستمداران روزگار قاجار است که در اين سطور، ابتدا مختصرا وي را معرفي ميکنيم و سپس در باب موقوفه سخن خواهيم گفت.
صاحب فارسنامهي ناصري، 1- نسب واقف را چنين مينگارد: ميرزا منصورخان بن ميرزا سلطان محمدخان بن ميرزا عليرضاخان بن ميرزا قوام الدين بن ميرزا حبيب الله. ايشان از سادات طباطبائي بهبهان است جد اعلاي اين خاندان سيد عمادالدين مطهر ملقب به سيد فقيه است که به سال 650 ه ق به درخواست خواجه نصيرالدين طوسي براي اشاعهي مذهب حقهي جعفري به حدود ارجان و بهبهان هجرت کرد. پس از وي، فرزندان و نبيرگان وي دو دسته گشتند؛ برخي به درجات فضل و علم بسنده کردند و فضلاي مشهور و مجتهدين کبير از ميانشان برخاستند و دستهي ديگر متصدي امور ديواني و حکومتي گرديدند، که واقف از دستهي دوم است. به سال 1090 ه ق کلانتري ايالت کهگيلويه و بهبهان به ميرزا حبيب الله طباطبايي، نياي چهارم واقف، تفويض شد؛ اين سمت در خاندان دست به دست گرديد تا دست تقدير، منشور رياست را به نامه واقف نگاشت. وي نيز تمام امور ديواني را عملا به کف برادر کهترش ميرزا قوام الدين نهاد و خود بيدغدغهي حکومت به تهيهي مقدمات وقف پرداخت. سالها بدين منوال به سرآمد تا به تاريخ 1237 ه ق شاهزاده حسينعلي ميرزا 2- فرمانفرما فرزند فتحعلي شاه و حکمران مملکت فارس، منصب ميرزا منصورخان را به نام فرزند خود نجف قلي ميرزا رقم زد و دختر واقف را به حبالهي نکاح وي درآورد و او را با لقب والي به بهبهان گسيل داشت. نيابت حکومت را نيز در اختيار واقف نهاد؛ اما پس از ايامي چند، «والي» بناي ناسازگاري با
ميرزا گذاشت و دست وي را از کارها کوتاه کرد. ميرزا نيز با عيال به شيراز آمده رحل اقامت افکند. فرمانفرما هم بر سبيل استمالت، ماليات ديواني بلوک جره فارس را بدو اختصاص داد تا اينکه دوباره به سال 1249 به سمت قبلي خود منصوب گرديده به بهبهان عودت کرد و سرانجام به سال 1255 در همان جا وفات يافت3-آنچه امروزه به نام منصوريه ناميده ميشود، روستايي است در يک فرسخي شمال شرقي بهبهان، و در اين زمان اگر کسي نام «موقوفهي منصوريه» را بشنود، بلافاصله حدود آن قريه برايش تداعي خواهد شد، حال آنکه اين روستا با تمام اراضي و مزارعش کمتر از يک دهم موقوفهي قديم منصوريه است که واقف آن را وقف کرده است؛ مجموعهي پهناوري که يک سوي آن متصل به توابع رامهرمز و سوي ديگر آن به توابع گچساران پيوند داشت و ميتوان آن را بزرگترين موقوفهي کهگيلويه و بهبهان و يا حتي خوزستان ناميد.
ادامه دارد ...
منبع :
گامهای یک تا پنج: یک طرح تجاری تهیه کنید.
یکی از ابتدایی ترین گام ها به سوی راه اندازی یک کسب و کار نگارش یک طرح تجاری است. لیندا پنسیون می گوید:"تا وقتی که کسب و کارها به دردسر نیفتاده اند، یک طرح تجاری تهیه نمی کنند. آنها به سرمایه یا یک همکار نیازمندند و متوجه می شوند که به یک طرح تجاری نیاز دارند پس ناگهان سراسیمه می شوند."
طرح تجاری به عنوان یک راهنما برای تصمیم گیری در طول زندگی کاری تان همراهتان خواهد بود. اولین سوال این است که آیا باید در اولین فرصت شروع به کار کرد یا نه. دومین مزیت طرح تجاری این است که وام دهندگان و سرمایه گذاران و تمام کسانی را که قبل از تخصیص سرمایه یا تصویب وام طرح تجاری طلب می کنند را راضی نگه می دارد. طرح شما به عنوان پلی ارتباطی میان شما و همکاران، هم پیمانان ، فروشندگان، کارمندان و حتی مشتریانتان در خدمتتان خواهدبود.
__ همت مضاعف و كار مضاعف در كارآفرينى __
منبع :
برنامه کسب و کار چیست؟
__ همت مضاعف و كار مضاعف در كارآفرينى __
منبع :
ذکر اين انگيزهها جهت تعيين علل واقعي وقف، بدينمعنا نيست که محرکهاي آدمي فقط در اين انگيزهها خلاصه ميشود؛ بلکه ما ميتوانيم در اين خصوص محرکها، تمايلات و انفعالات رفتاري ديگر را نيز ذکر نماييم. امام محمد غزالي که خود از پرورشيافتگان مدارس وقفي است، انگيزهها و محرّکهاي رفتار آدمي را به ايننحو تقسيمبندي نموده است.
1ـ تقسيم محرّکهاي دروني برحسب طبيعت اخلاقي انسان که شامل چهار تمايل بهيمي، سبعي، شيطاني و رباني است.
2ـ تقسيم محرّکهاي دروني، براساس توجه به حُبّ بقا در موجود زنده که شامل سه تمايل: فردي، اجتماعي و عالي است.
3ـ تقسيم محرّکهال دروني براساس نگرش به مقصد و هدف که شامل دو تمايل: ديني و هوي و هوس است(16).
با توجه به تقسيمبندي غزالي ما ميتوانيم وقف را از لحاظ محرک دروني واقفين توجيه و تبيين نماييم؛ فيالمثل محرّک آدمي در وقف اموال و دارايي برحسب طبيعت اخلاقي انسان جزو تمايلات ربّاني آدمي است؛ در حاليکه محرّک آدمي در وقف اموال برحسب توجه به بقا ميتواند جزو هر سه دسته تمايل فردي، اجتماعي و عالي واقفين باشد و اينهمه در حالي است که محرک واقف براساس نگرش به مقصد و هدف جزو تمايلات و انگيزههاي ديني است.
بررسي ما با توجه به اين حديث صورت پذيرفت که «انما الاعمال بالنيات» و بديندليل کالبدشکافي رواني وقف را معادل نيتشناسي دانستيم. بررسي انگيزههاي آدمي و ارتباط آن با نيّات واقفين در اين زمينه صورت پذيرفت که اصل مسلم عمل اسلامي عبارت است از: شناسايي نيت عملکننده. آيات، احاديث و روايات متعدد و متواتر درباره نيتشناسي ضرورت چنين تحليلي را توجيه مينمايد. نيت امري مستور و ذهني و نامرئي است و کشف نيات کار سادهاي نيست و جز خداوند متعال کسي نميداند که در دل انسانها چه ميگذرد؛ ليکن از روي اعمال افراد گاهي ميتوان به نيّات آنها پي برد. به هميندليل منکر انگيزههاي منفي افراد در وقف نمودن مال نيستيم. تاريخ اقتصادي و سياسي اين سرزمين گواه براين مطلب است که بسياري از افراد به دلايل اقتصادي و سياسي اموال خود را وقف نمودهاند، که اين تحقيقي جامع و جداگانه ميطلبد.
باري به همراه هر عمل صالح نيت خوبي وجود دارد و از روي اعمال صالح ميتوان به نيات پاک افراد آگاهي يافت. پيامبر گرامي اسلام (ص) ميفرمايند: «نيةالمومن خير من عمله و نيةالکافر شر من عمله و کل عامل يعمل علي نيّته» (نيت مومن بهتر از کردارش و نيت کافر بدتر از عملش است و هر عاملي عمل کند بر نيّتي که دارد) و انسان در مقابل کارهاي خود پاداش شايسته دريافت ميکند «فمن يعمل مثقال ذرة خيرا يره» و «من عمل صالحا من ذکرا وانثي و هو مومن فلنحيينه حياة طيبة» و در جايي ديگر نتيجه عمل صالح را مايه رسيدن به پايگاه رفيع ميداند:«فضلّاللّه المجاهدين باموالهم وانفسهم عليالقاعدين درجة».
به اميد آنکه انگيزه و نيّات ما در اعمال و رفتارهاي اجتماعي و فردي، انگيزههاي خدايي و کمالجويانه و قرب و رضاي الهي باشد.
2- بنياد انتقال به تعليم و تربيت اسلامي، ذکر، دفتر شماره 5، ص94.
3- بنياد انتقال به تعليم و تربيت اسلامي، ذکر، دفتر شماره 7، ص160.
4- دورانت، ويل، لذات فلسفه، ترجمه دکتر عباس زرياب خوئي.
5- احمدي علونآبادي، احمد، مقدمهاي بر مشاوره و رواندرماني، اصفهان، نشر جمعه، 1363، ص85.
6- پال هرسي و بلانچارد، کنث، مديريت رفتار سازماني، دکتر علي علاقهبند (مترجم)، تهران، اميرکبير، ص18.
7- طالقاني، سيدمحمود، پرتوي از قرآن، تهران، شرکت سهامي انتشار، جلد سوم.
8- عبدالعظيم، علي، فلسفه شناخت در قرآن کريم، سيدصادق سجادي (مترجم)، ص130.
9- منبع شماره 6، ص37.
10- منبع شماره 8، ص149.
11- منبع شماره 8، ص149.
12- سپنتا، عبدالحسين، تاريخچه اوقاف اصفهان، اصفهان، انتشارات اوقاف اصفهان، 1346، ص371.
13- منبع شماره 6، ص39.
14- دکتر الکبيسي، محمد عبيد، احکام وقف در شريعت اسلام، صادقي گلدر (مترجم)، انتشارات اوقاف مازندران، ص113ـ112.
15- منبع شماره 7.
16- حجتي، محمدباقر، روانشناسي از ديدگاه غزالي و دانشمندان اسلامي، ص62.
نويسنده:عباس معدندار آراني
_ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
منبع :
