پيشينه تحقيق
به طور کلي در خصوص موقوفات زنان در سطح کشور کارهاي پژوهشي اندکي صورت گرفته و تا جايي که نگارنده اطلاع دارد به موارد ذيل محدود مي شود:
مقاله وقف نامههاي بانوان در دوره صفوي که خانم نزهت احمدي آن را در مجله وقف ميراث جاويدان به چاپ رسانده است. نويسنده مقاله ضمن بررسي چند موقوفه مهم در اصفهان که به زنان تعلق دارد بيان مي دارد که نزديک به يک ششم از اسناد وقف نامههاي موجود در اداره اوقاف اصفهان، به بانون خير و نيکوکار تعلق دارد.وي نتيجه ميگيرد که زنان اصفهان درآن زمان، استقلال مالي داشتهاند. وقف مدرسه جده کوچک به دست دلآرام خانم، همسر شاه عباس اول، وقف مدرسه جده بزرگ به دست حوري خانم، جده شاه عباس ثاني، وقف نامه گوهر شاه بيگم و وقف مدرسه نيما ورد به دست زينب بيگم همسر حکيم الملک اردستاني از جمله موارد مشروح در اين مقاله است. (احمدي،1376:98)
مقاله ديگر در اين ارتباط با عنوان موقوفات زنان در ايران نوشته محمد علي خسروي است که در فصلنامه وقف ميراث جاويدان به چاپ رسيده است. نويسنده به شيوع سنت حسنه وقف، نزد زنان نيکوکار ايراني اشاره ميکند. مؤلف در اين اثر، از آمار موجود، نتيجههاي اخلاقي و اجتماعي ميگيرد مانند وجود حس نوع دوستي و عاقبت انديشي و نيزاستقلال مالي کم نظير در ميان بانوان ايراني ودر ادامه،تطبيقي از استقلال مالي زن مسلمان ايراني با زنان اروپا تا اوايل قرن بيستم، نيز انجام مي دهد. آمار هر استان از موقوفات و رقبات وقف شده بانوان از ديگر مطالب اين مقاله مي باشد. (خسروي،1374: 4)
مقاله ديگر با عنوان بانوان بوشهري و سنت نبوي وقف است که توسط حميد اسد پور در فصلنامه وقف ميراث جاويدان به چاپ رسيده است.نويسنده ضمن معرفي جامع دو وقف نامه مربوط به بانوان بوشهري بيان مي دارد که قديمي ترين و جديدترين وقف نامه در بين وقف نا مه هاي استان بوشهر مربوط به بانوان مي شود که بيانگر حضور زنان در عرصه سياسي اجتماعي و اقتصادي منطقه است.
(اسد پور، 1382: 106)
محدوده جغرافيائي تحقيق شهرستان هاي بيرجند،سربيشه و درميان بوده که در استان خراسان جنوبي واقع مي باشد.به دليل اينکه اسناد وقفي شهرستان هاي سربيشه و درميان پس از ارتقاء سربيشه به شهرستان همچنان جزو اسناد شهرستان بيرجند قرار دارد لذا محدوده مطالعه ما به سه شهرستان ياد شده منحصر مي گردد.
ادامه دارد ...
منبع :
جرت صيغة الواقف علي النهج المسطور[عنوان مهر:]يا نار کوني بردا و سلاما علي ابراهيم.
جرت صيغة الواقف علي النهج المسطور[عنوان مهر:]زينالعابدين الموسوي.
الامر کما زبر فيه[عنوان مهر:]بن علي البحراني (آنچه از عنوان مهر روشن بوده، نوشته شد).
الامر کما زبر فيه لدي العبد ابنشفيع[عنوان مهر:]لااله الا الله الملک الحق المبين عبده محمد قاسم.
جرت صيغة الوقف علي النهج المسطور و القيود المزبورة و الاقباض کتب العبد الاقل محمد شفيع بن عبدالکريم البحراني[عنوان مهر:]عبده محمد شفيع.
الامر کما زبر فيه لدي احمد بن صادق[عنوان مهر:]نبي من بعدي اسمه احمد.
جرت صيغة الوقف علي النهج المسطور و القيود المزبورة و الاقباض کتب العبد[عنوان مهر:]عبده سليمان (باقي عنوان ناخواناست).
الامر کما زبر فيه لدي ابنباقر، محمد جعفر[عنوان مهر:]عبده محمد جعفر بن باقر.
جرت صيغة الواقف علي النهج المسطور و القيود المزبورة و الاقباض کتب العبد الاقل ابن اقبال، نظر[عنوان مهر:]لا اله الا الله الملک الحق المبين عبده نظر.
الامر کما زبر فيه لدي العبد ابنجعفر[عنوان مهر:]محمد علي ابن جعفر.
الامر کما زبر فيه لدي ابنمحسن، محمد ظاهر[عنوان مهر:]محمد ظاهر بن محسن.
الامر کما زبر فيه لدي العبد، ابن محمد الموسوي (عنوان مهر ناخواناست).
... بما فيه لدي... خواجه موسي[عنوان مهر:]يا عزيز الله.
الامر کما زبر فيه لدي العبد ابن محمد شفيع، محمد[عنوان مهر ناخواناست].
الامر کما زبر فيه لدي العبد ابن... ابوعلي[عنوان مهر ناخواناست].
الامر کما زبر فيه العبد الاقل الجاني ابن محمد طاهر، يوسف بهبهاني.
الامر کما زبر فيه لدي العبد الاقل[عنوان مهر:]عبده محمد الطباطبائي... (باقي عنوان ناخواناست).
الامر کما زبر فيه لدي العبد ابنسليمان[عنوان مهر:]عبده محمدعلي الطباطبائي
الامر کما زبر فيه لدي العبد الاقل[عنوان مهر:]عبده محمدعلي... (باقي عنوان ناخواناست).
الامر کما زبر فيه لدي العبد ابن محمدعلي[عنوان مهر:]سليمان بن محمد علي الطباطبائي.
جرت صيغة الوقف علي النهج المسطور العبد الاقل ابنمحسن[عنوان مهر:]عبده محمدکاظم... (باقي عنوان ناخواناست).
الامر کما زبر فيه لدي[عنوان مهر:]عبده محمد الطباطبائي.
قد صح جريان صيغة الوقف علي النهج المزبور[عنوان مهر:]عبده سليمان الموسوي.
الامر کما زبر فيه لدي العبد الاقل ابن علي رضا[عنوان مهر:]موسوي (آنچه روشن است، نوشته شد).
الامر کما زبر فيه لدي العبد الاقل[عنوان مهر:]عبده حسين الطباطبائي.
الامر کما زبر فيه لدي....[عنوان مهر:]عبده الراجي محمدباقر.
بنا به توضيح وقفنامه در باب نحوهي تملک اراضي، واقف، برخي اراضي باير و لميزرع را از ملاکان ابتياع مينمايد. پارهاي ديگر از اراضي را از قبل مالک بوده و بخشي ديگر نيز به قول وقفنامه حسب المصالحه و المواهبه به ملکيت وي انتقال مييابد، چون مالکيت محقق ميگردد، صيغهي وقف بر آنها جاري ميشود. مجموعهي املاک و مزارعي که روي هم موقوفهي منصوريه را تشکيل ميدهند، به شهادت وقفنامه به اين قرارند:
1. روستاي منصوريه که مهمترين بخش موقوفه و مرکز آن است که قبلا اراضي پراکنده و تحت مالکيتهاي مختلف بوده و به نامهاي اراضي بکان، برکه ليشان، چانک، تل موسي و ديگر اسامي، خوانده ميشدهاند که بعد ازانتقال همهي آنها به ملکيت واقف، آنها را روي هم منصوريه ناميد. در وقفنامه، حدود چهارگانهاش چنين معين شده است: از سمت قبله متصل به «جدول شهر»، از جنوب به راه «کر بردي» و از صبا به «گچ» و از شمال به «تل حومه». اين روستا شش دانگه موقوف است. 2. مزرعهجات قريهي بدلي 3 دانگ؛ 3. مزرعهي سيلاوکي پنج دانگ و نيم و خمس جو؛ 4. مزرعهي قريهي کيکاوس 12 جو و خمس جو؛ 5. مزرعهي منصور بيگي واقع در سمت قبلهي قريهي دو دانگه شش دانگ؛ 6. مزرعهي گراب (گرم آب) با آسيابهاي آن واقع در حوالي قريهي دو دانگه 4 دانگ و نيم؛7. قريهي دولت آباد شش دانگ؛ 8. مزرعهي چم شيرازي شش دانگ؛ 9. چم دهدار عبد شش دانگ؛ 10. چم زير راه شيرازي مشهور به چم دندي شش دانگه، 11. سياهپوش شش دانگه؛ 12. قريهي طاهر آباد 3 حصه از 24 حصه؛ 13 دشت آهوباز شش دانگه؛ 14. مزرعهي کل شش دانگه؛ 15. مزرعهي گوري ششدانگه؛ 16. مزرعهي چم آسياب شش دانگه؛ 17. مزرعهي آسمان گرد شش دانگه؛ 18. مزرعهي کلال دره شش دانگه؛ 19 مزرعهجات چم مناف با بنياني قلعه با اراضي و صحاري... در حوالي رودخانهي کردستان 4 دانگ؛ 21 مزرعهي چم عربي واقع در حوالي رودخانهي کردستان شش دانگه با ملحقات و منضمات.
ادامه دارد ...
منبع :
اندازهي کپي موجود در سازمان اوقاف بهبهان، ظاهرا به اندازهي حقيقي است و با اينکه قسمتي از بخش فوقاني آن از بين رفته، طول مابقي به دو متر و اندي ميرسد. البته بخش مفقود، فقط شامل چند مهر بوده و از متن، چيزي در آن نبوده است. عرض وقفنامه نيز 31 سانتيمتر است. سراسر عبارات آن بجز آيات و روايات، که به خط نسخ است، باقي به خط نستعليق نگاشته شده. متن آن به شيوهي مصنوع منشيانه و تا حدي کسالتآور است. تاريخ کتابت آن ربيعالاول يا ربيع الثاني 1234 است. تعداد 75 مهر ازعلماي آن روزگار بر حواشي ديده ميشود که از ميان آنها 43 عدد تقريبا خوانده ميشوند و باقي ناخوانا هستند، و از ميان آنها موفق به شناخت تنها چهار تن از صاحبان مهر شديم که ذيلا به معرفي آنها ميپردازيم:
1. جناب آخوند ملامحمد کاظم بهبهاني ابن حاج کمال الدين بزاز، که از شاگردان وحيد بهبهاني بوده و از او اجازهي اجتهاد مطلق داشت، شرحي ارجمند بر معارج محقق حلي دارد. فرصت الدوله مينويسد: از علماي بهبهان است شمس مشارق معالي، تاج مفارق اعالي، مروج دين و مقوي شرع مبين، عالم صمداني، آخوند ملامحمد کاظم بهبهاني در نشر علوم دينيه و فتاوي شرعيه عمري را به پايان رسانيد، پس از مرگ در کربلا جنب قبر استادش (وحيد) مدفون شد 8- نامبرده پدر زوجهي سيد اسماعيل بهبهاني پدر سيد عبدالله بهبهاني، روحاني معروف عهد مشروطيت، است. زير عبارت «جرت صيغه الوقف علي النهج المسطور و وقع الاقباض» مهر شريفش با عنوان «لا اله الا الله الملک الحق المبين عبده محمد کاظم» موجود است، که در جاي جاي قباله تکرار شده.
2. مير علينقي بن محمد صالح طباطبائي متوفي به سال 1262 از علماي مبرز و جامع معقول و منقول، شاگرد حاج ملا احمد نراقي و سيد صدر الدين عاملي است 9-، در اصل از عموزادگان واقف است، عنوان مهرش «عبده علي نقي الطباطبائي» است که تحت عبارت «الامر کما زبر فيه لدي» روشن است.
3. سيد نصرالله بن محمد شفيع، همين قدر از او ميدانيم که پدر سيد اسماعيل بهبهاني و جد سيد عبدالله بهبهاني ياد شده است. عبارت ذيل به خطش خواناست:
«الامر کما زبر فيه لدي الجاني ابن محمد شفيع، نصرالله الموسوي». عنوان مهرش روشن نيست.
4. مير محمد صادق طباطبائي بن مير محمد صالح، ظاهرا برادر ميرعلينقي ياد شده است.
عبارت ذيل به خطش خوانا، ولي عنوان ناخواناست:
«الامر کما زبر فيه لدي العبد ابن محمد صالح»
چون تحقيق در صاحبان ساير مهرها سخت متعسر و از موضوع اصلي خارج است، فقط به نامشان و ذکر عبارتشان بسنده خواهيم کرد:
قد صح ما فيه ابن هاشم الموسوي[عنوان مهر:]عبده الراجي صابر الحسيني.
الامر کما زبر فيه لدي العبد ابن احمد[عنوان مهر:]افوض امري الي الله عبده علي الحسني الحسيني
الامر کما زبر فيه لدي[عنوان مهر:]فقط «عبده محمد» در آن خوانده ميشود، باقي مغشوش است.
جرت صيغة الوقف علي النهج المسطور لدي العبد[عنوان مهر:]عبده علي اکبر طباطبائي
عبارت روشن نيست، جز: محمد علي شيرازي[عنوان مهر:]عبده محمد حسين الحسيني.
الامر کما زبر فيه لدي العبد الاقل ابن محمدباقر[عنوان مهر:]سلام علي ابراهيم (باقي عنوان روشن نيست).
الامر کما زبر فيه ابنمحمد، محمد جواد (عنوان مهر اصلا خوانا نيست).
الامر کما زبر فيه لدي العبد الاقل[عنوان مهر:]: العبد محمد محسن ابنمهدي.
جرت صيغة الوقف علي النهج المسطور و القيود و المزبورة وقع الاقباض[عنوان مهر:]اطراف مهر: سورهي توحيد، وسط آن: محمد باقر.
قد صح جريان صيغة الوقف علي النهج المزبور لدي الجاني[عنوان مهر:]الله محمد علي.
الامر کما زبر فيه لدي ابنمحمد، محمد باقر[عنوان مهر:]عبده الراجي محمد باقر.
جرت صيغة الواقف علي النهج المسطور و وقع الاقباض[عنوان مهر:]ابوالقاسم ابن زينالعابدين الموسوي.
ادامه دارد ...
منبع :
در حوالي خرابههاي شهر باستاني ارجان، قناتي باستاني، بازمانده از عهد ساساني، موجود است که عموم چاهها و مجاري داخلي و خارجي آن را از سنگ يکدست بريدهاند. اين قنات، آب را از رودخانهي مارون يا کردستان به شهر قديم ارجان ميآورد و ميان کوچه و بازار جاري ميساخت. مردم ارجان نيز آب را به درون سردابههاي منازل هدايت ميکردند. به طوري که نهرهاي جاري کوچک زيرزمينهاي منازل را به هم مربوط ميکرد و گرماي طاقت فرساي آن ديار را تا حد زيادي تقليل ميداد و مردم در آنجا به استراحت ميپرداختند. ناصر خسرو در سفرنامهاش ميگويد: «از همه جا در زيرزمين و سردابهها آب ميگذرد و تابستان مردم شهر در آن سردابهها استراحت کنند 4-پس از خرابي شهر ارجان و گذشت صدها سال، که تطاول قرون، قنات مذکور را از خاک و خاشاک انباشته بود، حدود سال 1230 واقف آن را تنقيه کرد و آب را از رودخانهي مارون به زمينهاي باير ارجان آورد و زراعت کرد و بستانها و نخيلات پديد آورد 5- ماده تاريخ اتمام تنقيه قنات چنين است:
دشمن آتشپرست بادهپيما را بگوي خاک بر سر کن که آب رفته بازآمد به جوي 6-هم چنين مرحوم واقف در ميان اراضي موقوفه قلعهاي بنا نهاد و آن منطقه را منصوريه نام نهاد. اين نقطه بخش مرکزي موقوفه را تشکيل ميدهد که به سال 1230 وقف گرديده و قسمتهاي ديگر موقوفه که تقريبا ده برابر قريهي منصوريه است، بعدها به موقوفه افزوده شده و همگي را روي هم موقوفهي منصوريه ناميدهاند، و در وقفنامهاي که به سال 1234 نوشته شده، نام تمام اراضي ثبت است؛ پس معلوم ميشود که قسمت اعظم موقوفه در فاصلهي سالهاي 1230 تا 1234 به موقوفهي اصلي منضم شده است. نکتهي جالب توجه ديگر اينکه به واسطهي رابطهي نزديک ميرزا منصورخان و فرمانفرما، حتي قبل از وصلت خانوادگي، فرمانفرما طي نامهاي از دولت مرکزي خواستار معافيت موقوفه از عوارض و صوادر ديواني ميگردد. ميرزا محمدعلي، مستوفي الممالک آن تاريخ، موافقت نموده حکم معافيت به قيد ابد به امضاي فتحعلي شاه ميرسد که آن فرمان تا حال موجود است. اين رفع قلم تا پايداري دولت قاجار، معمول و مرعي بود، چنان که فرصت الدوله در فارسنامه، که در عهد ناصري نگاشته شده، ميگويد: آن موقوفه تاکنون به مرفوع القلمي باقي است 7- نکتهي شايان ذکر ديگر اينکه در اواخر دورهي قاجار که دورهي هرج و مرج شديد مملکت بود، حکومت بهبهان به خوانين بختياري تفويض گرديد؛ آنان بخش عظيمي از موقوفه را به زور تصرف کردند و از دست متوليان به درآوردند و هرگز به موقوفه متصل نگرديد، و آن مقداري که باقي مانده بود، تا قبل از اصلاحات ارضي به شرايط وقف آن عمل ميشد که بعد از اصلاحات نيز الغا شد، اما خوشبختانه از بعد از انقلاب که لايحهي عمل به موقوفهها در مجلس شوراي اسلامي تصويب شد، سازمان اوقاف شهرستان، با تلاش و پشتکار آقاي حلوايي مسؤول آنجا، موفق به کسب بخشي از يک دانگ وقفي حضرت حسين بن علي و امام رضا گرديد، و اکنون به مفاد وقفنامه در باب اين يک دانگ عمل ميشود.
آنچه پايهي تحقيق اين مقاله است و اکثر مطالب، مستخرج از آن است، وقفنامهي موجود نزد بازماندگان واقف است که البته به هر دليل آن را در دسترسش نگذاشتهاند و حتي اجازهي کپي برداري از آن را نيز ندادهاند و آنچه در دست نگارنده بود، کپي وقفنامهي موجود در سازمان اوقاف اهواز و کپي ديگري از آن در سازمان اوقاف بهبهان است که مسؤول اوقاف بهبهان، آقاي حلوايي، بزرگوارانه آن در اختيار حقير قرار داد؛ خدايش جزاي خير دهاد.
ادامه دارد ...
منبع :
