و توليت آن را مادام الحيوة مفوض نموده به نفس نفيس خود و بعد از عشر متولي به اولاد ارشد ميرزا محمدعلي بطنا بعد بطن و نسل بعد نسل انقراضهم العياذ بالله بر اعلم و اورع اولاد خود ذکورا و اناثا و توليت[...] [...] ايشان مستدام باشد.
و صيغهي وقف در مجلس علما و فضلا جاري و ساري گرديد تا واضح باشد.
و کان تحريرا ذلک شهر جمادي الاولي مطابق تخاقوي ئيل (4) خيريت دليل سنه 1260.
[متن مهر:] (عبد الحي، محمد زمان)
2- قد اعترف بما رقم فيه.
[متن مهر:] (بسم الله الرحمن الرحيم / قل هو الله احد الله الصمد / لم يلد و لم يولد و لم يکن / له کفوا احد) (اخلاص: 112) و انا العبد. (محمد جعفر)» 3 مرتبه»
3- قد اعترف بما رقم فيه
[متن مهر:] (ابوالقاسم الحسيني)
4- [متن مهر:] (عبدالراجي لا يقرء)
5- [متن مهر:] (لطف خداوند مير محسن)
6- [متن مهر:] (محمد حسين ابنغلامعلي)
7- [متن مهر:] (عبده حبيبالله بن محمد قاسم)
8- [متن مهر:] (عبده الراجي علي الحسيني)
9- جناب افلاطون طينت بقراط صفت / آقا ميرزا نظام طبيب، اقرار متن به مرقومه خامس آل عبا نموده، حرره الاقل.
[متن مهر:] (عبده علي قلي)
10- قد اجريت صيغة الوقف کما زبر فيه
[متن مهر:] (لا [اله] الا [الله] الملک الحق المبين [عبده] محمد حسين] ) «2 مرتبه»
11- [متن مهر:] (محمد هادي بن سلطان محمود)
12- [متن مهر:] (عبده الراجي ذوالفقار)
13- [متن مهر:] (عبده الراجي ميرزا)
14- [متن مهر:] (عبده الراجي محمد)
15- نظام الحکماء، آقا ميرزا نظام طبيبباشي اقرار اين ورقه نموده.
[متن مهر:] (يا اباعبدالله)
16- [متن مهر:] (عبده آقا بزرگ بن ميرزا بابا)
2- سواد مطابق اصل است و مطابقه شد [مهر و امضا:] (دفتر معارف و اوقاف / ساري / 1338)
روستاي ريکنده در حدود ده کيلومتري جنوب شرقي قائم شهر واقع و شکر سياه آن معروف است.
2- موقعيت جغرافيايي بيشهسر قائم شهر: 36 درجه و 25 دقيقه عرض جغرافيايي و 53 درجه و... دقيقه طول جغرافيايي و 280 متر از سطح درياست. (همان، ص 118).
3- موقعيت جغرافيايي لهارم قائم شهر: 36 درجه و 28 دقيقه عرض جغرافيايي و 52 درجه و 56 دقيقه طول جغرافيايي و 38 متر از سطح درياست. همان، ص 510.
4- تخاقوي ئيل، سال مرغ، دهمين سال از دورهي دوازده سالهي ترکان.
نويسنده:احمد داداشي
پایان
__ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) __
منبع :
مقدمه
ميرزا نظام حکيمباشي ساروي از طبيبان نامدار اواخر سلطنت محمد شاه و اوايل دورهي ناصر الدين شاه قاجار بود.
بنا به گفتهي دو تن از اعقاب و متوليان موقوفهي او - بانوان گلين و حسني نظامزاده - وي در آغاز جواني پس از فراگيري مقدمات براي تکميل دانش پزشکي به فرانسه رفت و نزديک به دو سال در آن کشور به مطالعه و تحصيل پرداخت و تصديقنامه گرفت. پس از آن به ايران برگشت و در زادگاهش ساري به درمان بيماران همت گماشت.
تصديقنامهي فرانسوي و ترجمهي فارسي ذيل آن تا شش هفت دههي پيش در دست نوادگان ميرزا نظام بوده است و بانوان نام برده در خردسالي بارها آن را درون قابي زيبا در دواخانهي نوهي ميرزا و پدر خود ميرزا صوفي ديدهاند.
هر چند ميرزا در خطهي مازندران پزشکي شناخته شده بود ولي عمده شهرتش را پس از معالجهي بيماري صعبالعلاج يکي از شاهزادگان قاجار به دست آورد.
پس از اينکه طبيبان دارالخلافه (تهران) بيماري شاهزاده را درمانناپذير دانستند او را نزد ميرزا نظام آوردند. ميرزا بيمار را معاينه ميکند و بيماري را تشخيص ميدهد و در کمتر از شش ماه بهبودي حاصل ميشود. بدين سبب شاهزاده بخشي از زمينهاي کشاورزي خود را در دهکدهي رئيکنده (1) به وي پاداش ميدهد و او نيز پس از چندي، بيش از نصف آن زمينها و نيز يک ثلث از خانهي مسکونياش را در محلهي نعلبندان ساري وقف مراسم سوگواري امام حسين (ع) ميکند.
در کتابخانهي کوچک ميرزا نظام افزون بر کتابهاي پزشکي، کتابهاي ديني و ادبي خطي هم بوده است.
(وزارت معارف و اوقاف)
سواد:
اداره:
نمره: 119 بلد
بتاريخ: 23 صفر المظفر 1333
سپاس افزون از حد و قياس وقف مزارع آلاي جناب رب الاربابي است که دهکدهي عالم جبروت را بلامساهمت شريکي مالک است و ملک و ملکوتش / بدون سهيم و مشارک، ثور در مزرعهي قدرتش گاوي سات بر گردن و سنبله در زارعتگاه فلک خوشهاي است از خرمن، حاصل مزارع کونين براي / طاعتش توشه و پروين در کشتزار حسنش خوشه و درودي که خوشهچين ناطقه از کشتزار نيال درو کرده هديهي جناب بزرگواري است که / مقصد اصلي از بناي مزرعهي جهان حصول حاصل ذات پاک اوست و علت غائي احياي موات اراضي عالم عدم نمود (؟) يکتا گوهر تابناک / او و صلوات طيبات بر آل گرامي او باد که مزارع ملت جعفري را بهين زار عانند و حديقهي دين مصطفوي را آشيان.
/ و بعد چون منادي توفيقات رباني و داعي تأئيدات سبحاني نداي (لن تنالوا البر حتي تنفقوا) (آل عمران: 92) در گوش هوش جناب مستطاب حضرت افلاطون منش بقراط روش، نظام الحکما، ميرزا نظام حکيمباشي در داده و معلومش گرديد که زينت و زخارف دنياي دني چون نقش بر آب و موج / سراب است و بهترين اعمالي که در مبذر اعمال (لا ينفع مال و لا بنون) (شعراء: 88) در معرض ظهور تواند رساند و خود را از[...] / (انهم مسئولون) (الصافات: 24) به جاذبهي (اولئک هم المفلحون) (آل عمران: 104) تواند کشاند صدقات جاريه و خيرات ساريه است که رنج آن[...] / منافع اقباب است
لهذا وقف مؤبد شرعي صحيح و حبس مخلد مرعي صريح فرمودند جناب معظم اليه يک باب[...] / خانهي واقف و يک ثلث خانهي مسکونه واقف که از غايت اشتهار مستغني از تحديد و توصيف است و مساحت يک جريب / مزروعي واقع در رئيکنده بيشهسر (2)مشهور بلد، شوادشت و مرتع پازوکي واقع در بلد رئيکنده بيشهسر لهارم (3) را بر جناب امام همام خامس و / اصحاب عبا و به خون غلتيده در راه خدا، حضرت سيدالشهدا - عليه و علي آبائه آلاف التحية و الثنا - که همه ساله منافع اعيان را / در صرف تعزيهداري آن بزرگوار مصروف دارد.
ادامه دارد ...
منبع :
نسل سوم مروجي براي پوپوليسم در حوزه تحقيقات کارآفريني است. هم بواسطه سفارشي که براي تحقيقات پيش پا افتاده کارآفريني دارد و هم بواسطه اشتياقي که براي حضور در همه عرصه هاي توسعه کارآفريني و مخصوصاً تحقيقات دارد. چشم اندازهاي آتي فعاليت هاي تحقيقاتي توسط اين نسل تبين شده و تخصيص بودجه هم بدست آنهاست. پس نشستن ايشان در رديف هاي اول مناسبت ها و ايراد سخنراني ها و حضور در رأس کميته هاي علمي جشنواره هاي کارآفريني بي دليل نيست. فقط مشکل اينجاست که هر آنچه مي گويند و مي کنند کپي ناشيانه و ناقصي از بافته ها و نه يافته هاي نسل اول است. اين نسل دست در دست نسل اول بدآموزي و بداخلاقي تحقيقاتي را به نسل دوم آموزش مي دهند.
راهکار:
پایان
__ همت مضاعف و كار مضاعف در كارآفرينى __
منبع :
نسل سوم البته نسبت به نسل اول از مزيت هاي رقابتي بيشتري برخوردار بوده است. اين نسل به مدت بيش از يک دهه در مناصب اجرائي بوده و با دست اندازهاي بوروکراسي آشنا و نزديک به منابع مالي نشسته بود. پس طبيعي بود که بر نسل اول از نظر شأن و مقام پيش گيرد. در طي سال هاي بعدي هر گونه گردهمايي برگزارشده در خصوص کارآفريني مشابهت زيادي با بقيه مناسبت ها داشت: شرکت کنندگان و مخاطبين عموماً نسل سوم محققين کارآفريني بودند که نقش سياهي لشگر را ايفاء مي کردند. مراسم معمولاً با سخنان بزرگواراني از نسل سوم شروع مي شد که به تکرار گفته هاي نسل اول اما با ادبيات ويژه خود مي پرداختند و نهايتاً اين افتخار را به سرفرازان نسل اول اعطا مي کردند تا از رديف هاي اول و دوم مدعوين براي ارائه بافته هاي فکري خود دعوت شوند. کار البته در جشنواره هاي کارآفريني کامل تر شد به گونه اي که حب خود ارجاعي نسل اول به جايزه دهي به خود براي خدمات علمي انجام نداده منجر گرديد و در اين ميان هيچ کس نپرسيد که اگر علم کارآفريني وارداتي است(که هست)، چرا مجموع ارجاعات همه نسل هاي محققين کارآفريني در ايران به بافته هاي همگنانشان در خارج حتي به 10 درصد هم نمي رسد؟ نگاهي به ترکيب کميته هاي علمي جشنواره هاي مختلفي که براي بزرگداشت کارآفرينان ترتيب داده مي شوند گوياي رابطه محققين نسل اول و سوم است.
آسيب شناسي:
ادامه دارد ...
منبع :
