روشهای تولید ایده
یک مدیر، گروهی از افراد را به جای این که صرفاً سؤالهایی کرده و جوابی از شرکتکنندهها بشنوند، در طول بحث آزاد به طور کامل راهنمایی میکند. افراد توسط نظراتی از جانب اعضای دیگر گروه در درک و توسعهی خلاقانهی ایدهی محصول جدید برای برآوردن نیازهای بازار به فعالیت واداشته میشوند.
یک جلسهی توفان فکری برای تولید ایدههای محصول جدید، با این دید که افراد میتوانند از طریق گفتوگو با سایرین و سهیم شدن در تجربیات گروه به خلاقیت بیشتری واداشته شوند برپا میشود.
بیخیالی تشویق میشود ـ هر چه ایده غیرعادیتر باشد بهتر است.
تعداد ایدهها مهم است. تعداد ایدههای بیشتر، احتمال ظهور ایدههای مفید بیشتر است.
اشتراکات و اصلاحات ایدهها تأیید میشود. ایدههای دیگران میتواند در به وجود آوردن ایدهی جدید به کار برده شود.
جلسهی توفان فکری با این دیدگاه که هیچ کس حاکم یا مانع بحث نیست، باید سرگرمکننده باشد.
در این روش تحلیل به منظور تولیدکردن ایدههای جدید افراد دارای روحیات مشابهی در گروه کانونی به کار برده میشود.
پایان
__ همت مضاعف و كار مضاعف در كارآفرينى و کسب و کار __
منبع :
تعریف
کارآفرینان برای محصول و خدمات جدید، باید توجه خاصی به مصرفکننده داشته باشند. این توجه میتواند نظارت غیررسمی ایدهها و نیازها باشد و یا به صورت رسمی برنامهریزی شده و فرصت ابراز نظر را به مشتریان بدهد. باید دقت شود ایده یا نیاز مورد نظر در واقع معرف بازاری به اندازهی کافی بزرگ جهت حمایت یک فعالیت کارآفرینانهی نوپای بزرگ باشد.
کارآفرینان باید روش رسمی برای ارزیابی کردن محصولات و خدمات رقابتی در بازار ایجاد کنند.
اعضای کانالهای توزیع، به علت آشنایی با نیازهای بازار بهترین منبع برای ایدههای جدید هستند. آنها میتوانند در بازاریابی جدیدترین محصولات کارآفرین نیز کمک کنند.
دولت به دو طریق میتواند منبع پیشنهاد محصول جدید باشد. اول، پروندههای دفتر ثبت اختراعات و اکتشافات که شامل ایدههای محصولات جدید است.
بزرگترین منبع ایدههای جدید در توسعه و تحقیق خود کارآفرین است. ممکن است کاملاً رسمی مرتبط با فعالیت جاری او باشد و یا آزمایشگاه غیر رسمی در زیرزمین و یا گاراژ خانهاش.
ادامه دارد ...
منبع :
تکنیکِ دفترچهی یادداشت
به یک نجار فکر کنید. تصور کنید میخواهد یک میز بسازد. چوب، سطل چسب، چند تا میخ، چکش و اره حاضر است. همه چیز آماده است که آقای نجار شروع به ساختنِ میز کند. اره را بر میدارد، جای برش را تنظیم میکند و کار شروع میشود. در حینِ کار، یا مثلاً هنگامِ استراحت توجهِ او به سطلِ چسب و دستهی آن جلب میشود. این دستهی پلاستیکی چهطور ساخته شده است؟ چهطور روی بدنه قرار گرفته است؟ چه کار میتوان کرد که دسته قائم بایستد و روی لبهی سطل که معمولاً آغشته به چسب است، نیفتد؟
بعد از ظهر آن روز را آقای نجار به دستهی سطلِ چسب فکر میکند. البته ممکن است به نتیجهی مشخصی نرسد، اما اگر ایدهای به ذهنش رسید و در نگاه اول به نظر رسید که جواب میدهد، تا آخرِ شب سرحال و راضی است. شاید فردا که دوباره به کارگاهش برگشت، دوباره به یادِ راهحلِ ابداعیِ خودش بیفتد. شاید هم نه. شاید فردا آنقدر روزِ شلوغی است که آقای نجار ایدهاش را به کلی فراموش کند و سطل و دستهاش را همانطور که هست ببیند و استفاده کند.
مستقل از این که صورتِ مسألهی مورد بحث، به حرفهی اصلیِ شما مربوط باشد یا نه، وقتی که روی مسألهای تمرکز میکنید و برای آن دنبال راهحل میگردید، ناخودآگاه ذهنتان را عادت میدهید که
1. پذیرای صورت مسألهی جدید باشد و نسبت به آن حالتِ تدافعی به خود نگیرد.
2. در پردازشِ اطلاعاتِ ورودی از پدیدههای بیرونی، دقیق و ظریف عمل کند و به همهی نکات توجه کند.
دفترچهی یادداشتِ ایده به شما این امکان را میدهد که بعد از یک بازهی زمانیِ مشخص، چندین راهحلِ متفاوت برای یک موضوع گرد آورید. نوشتن هم ذهنِ شما را مرتب میکند، هم جلوی آفتِ فراموشی را میگیرد.
این دفترچه، نه دفترچهی یادداشتِ روزانه است که قرارِ ملاقاتِ هفتهی بعد در آن نوشته شود، و نه دفترچهی تلفن. بلکه محیطی است که در آن به خودمان اجازه میدهیم ساده و کودکانه فکر کنیم، به ذهن اجازهی خلاقیت دهیم و فکرهای خوبی را که ممکن است تعدادِ زیادیشان در مدتِ کوتاهی تولید شوند ثبت کنیم. هرچه این فکرها نامأنوستر باشند و قالبها و پیش فرضهای اضافیِ مرسوم را بشکنند، با ارزشترند.
دفترچهی ایده به ما کمک میکند که به اطرافمان دقیقتر نگاه کنیم و سعی کنیم نکاتِ ریز و ظریفِ پدیدهها را درک کنیم. کلنجار رفتن با یک مسأله که هیچ اجبارِ بیرونی برای حلِ سریعِ آن ندارید، بهترین راهی است که میتواند ذهن شما را همیشه باز و خلاق نگه دارد.
بهتر است دفترچه را از نوعی انتخاب کنید که احساسِ راحتیِ بیشتری در شما ایجاد میکند. سعی کنید دفترچه را همیشه همراه داشته باشید. هیچکس نمیداند فرصت کِی از راه میرسد!
پس از تمام شدنِ دفترچه، آن را مرور کنید و ایدهها را دستهبندی کنید. از آن پس با داشتنِ مجموعهی باارزشی از فکرِ خودتان به عملی کردنِ این ایدههای خام بپردازید.
پایان
__ همت مضاعف و كار مضاعف در كارآفرينى و کسب و کار __
منبع :
تکنیکِ Do IT
در زیر این کلمات را تعریف کردهایم. هر یک از آنها به شما دیدِ خوبی برای استفاده از این تکنیک میدهد.
در این مرحله با تمرکز بیشتر بر موضوع و درکِ عمیقِ آن میتوان به تعریفِ درستتری از آن رسید. تعریفِ دقیقِ مسأله، به قدری به حلِ خلاقِ آن کمک میکند که گفته میشود نود درصدِ حلِ مسأله، خوب فهمیدنِ آن است.
چیزهایی که چشم شما میبیند و طوری که مغزتان آن را تفسیر میکند باعثِ این خطا یا توهم میشود. چشم میبیند، اما وظیفهی ذهن چیز دیگری است. کارِ ذهن مرتب کردن، دستهبندی و قابلِ فهم کردنِ جرقههایی است که پس از دیدن، مغز آن را ایجاد میکند. بنابراین تصاویری که در ذهن شما است، کپیِ مستقیم اشیاء نیست، بلکه کدهای خلاصهای است که از طریقِ شبکهی عصبی به مغز میرسند.
همهی افراد در همهی مواقع درکِ یکسانی از یک موضوع ندارند و ارتباطِ ادراکیِ چشم و مغز همیشه منجر به درکی منسجم از واقعیت نمیشود. حتی گاهی این دو با هم تضاد هستند.
از طرفی تجربیاتِ قبلی در موضوعِ رؤیت شده بسیار تأثیرگذار است. در واقع بیشترِ اوقات، تمایلات، انتظارات و تجربیاتِ قبلی باعث میشود ما آنچه را مایلیم ببینیم، نه آنچه را که واقعاً در خارج وجود دارد.
شاید تنها راهی که به وسیلهی آن بتوان واقعیت را شناخت، حذفِ پیش فرضها، تمایلات و یا فیلترهای پنهانی است که بر موضوع اثر گذاشته است.
برای این منظور، اولین قدم این است که متوجه باشیم حواسِ پنجگانه نشان نمیدهد واقعیتِ بیرونی دقیقاً چیست. این خود از ضرورتهای یک فکرِ خلاق است.
منظور و هدفِ این تکنیک این است که شما بتوانید با قدرتِ توهم و خیال طورِ دیگری به مسائل نگاه کنید، تا بلکه اصل و واقعیتِ موضوع را دریابید. این سعی باعث میشود الگوی ذهنیِ جدیدی در مغزِ شما ساخته شود و در نهایت این فعل و انفعالها موجبِ کشفِ ناگهانی و غیرمنتظرهای گردد.
بنابراین، برای این که بتوانیم خلاقانه با موضوعات برخورد کنیم و راهحلهای جدید برای مسائلمان پیدا کنیم، گاهی احتیاج است با قدرتِ خیال و توهم موضوع را از زوایای دیگری هم ببینیم. هر چند که دیدن از آن زاویه اشتباه به نظر آید. شاید به همین دلیل است که بسیاری از افرادِ خلاق کارهایی میکنند که در ابتدا احمقانه به نظر میرسد.
ادامه دارد ...
منبع :
