اهداف بازاریابی (2)

  • ساعت ارسال پست : 12:46 AM ،


  ممکن است با کمی نارضایتی در کارتان مواجه شوید چرا که مدت طولانی سیاستهای شرکت تغییر نکرده و وقتی شما سیاست های کلی تان را در شرکت شروع می کنید نارضایتی ها و اختلافاتی در میان گروه مدیرانتان که سالیان سال با هم کار می کردید پیش خواهد آمد.
  شما می توانید بفهمید چه اندازه مردم می خواهند مسؤول پذیر باشند . مدیریت بدون داشتن سیاستهای آشکار و رابطه اجتماعی خوب منجر به رشد و توسعه نخواهد شد. برای اثبات این موضوع شما نیاز دارید درباره شرکتهایی که بیشترین موفقیت را در سر پا نگه داشتن  شرکتشان  داشته اند را مطالعه کنید.

  استفاده از تجربیات افراد موفق است که باعث می شود شما دیگر اشتباهات گروه اول را تکرار نکنید در این صورت آنها با اشتباهات و مسایل جدید و در پی آن طرح اولیه جدیدی رو به رور شده که برای شرایط رشد و تغییرات امروزه بسیار لازم است .
 
سازمان های بازاریابی :
 
هر فردی که بازاریابی می کند باید قادر باشد اهداف و سیاست های مختلف را برای هماهنگی با گروهش شناسایی کند .افراد گروه نیز بهتر است روشنفکر ، خلاق ، علاقه مند به کار گروهی و متخصص باشند.
مدیر باید مطمئن باشد که افراد گروهش اصول ، قوانین و سیاستهای شرکت را برای رسیدن به اهدافش می دانند و همچنین آنها باید یک آزادی معینی در برنامه ریزی ، مشارکت در تثبیت استانداردها و تحت کنترل درآوردن چیزهایی که در چارچوب برنامه هایشان نیست را داشته باشند. اگر کارمندان فرصتی برای اینکه در ردیف مدیران باشند داشته باشد دوست دارند کارهایی فراتر از وظایفش را انجام دهد .

اگر توضیحاتی به اعضاء گروه  در خصوص چگونه برخورد کردن با مسایل داده شود آنها عملکرد خوبی خواهند داشت . تضعیف روحیه اعضای گروه منجر به درک نکردن شرایط عقب نشینی آنها از کار خواهد شد ولی با  شریک شدن انجام کارها آنها وظایف سخت را نیز می توانند انجام دهند .

برنامه ریزی برای گرفتن نتیجه دلخواه :
 
قبلا ً گفته شد که به دو موضوع نیاز  است : اول: ثبات اهداف و سیاستها و دوم: ارتباط اهداف وسیاستها با همه اعضای گروه مدیریت .
 اما در حقیقت آنها به برنامه ریزی نیاز دارند . بدون داشتن اهداف و سیاست ، پذیرفتن مسولیت درست نیست ، ولی با داشتن برنامه ریزی مدیر می تواند انتظار داشته باشد تمام کارمندانش توانایی برنامه ریزی و کار مناسب و تخصصی را در شرکت داشته باشند . وقتی بازاریابها برنامه ای برای کارشان داشته باشند مدیر آن برنامه را با برنامه سایر بخشهای شرکت مانند : تحقیق ، مهندسی ، مالی و ... هماهنگ می کند .آنها باید بدانند در این مورد چه کاری باید انجام شود ، چه کسی باید آن را انجام  دهد و چه زمانی را برای انجام کارشان در نظر گرفته اند . به عبارت دیگر برنامه ریزی اجازه می دهد بین تمام سطوح  هماهنگی باشد و بدون آن شرکت نمی تواند کار انجام دهد.

استانداردها و کنترل ها :
 
تعدادی از افراد ( مخصوصاً  بازاریابها ) اگر استانداردهای کاریشان  مشخص باشد بدگمانی شان درباره کارشان از بین می رود. استانداردهای کاری اغلب اصطلاح  پذیرفته شده ای است و معنی آن نتایج  مورد انتظار می باشد .
اگر در حیطه سیاستهای تایید شده برنامه ای برای رسیدن به اهداف مشخص داشته باشید به نتایجی که انتظار دارید می رسید. در غیر این‌صورت برنامه ریزی معنایی ندارد. در شرکتهای کوچک هماهنگی استانداردهای کاری میان بخشهای مدیریت می تواند مسایل واقعی را نشان دهد .شخصی که به واژه" استاندارد کار" آشنایی دارد احتمالاً  رییس کارخانه بوده و او ممکن است فقط این واژه را برای مشاغل معینی استفاده کند هنوز استاندارد کردن یکی از مهمترین و باارزش ترین تجارب برای بازاریابی یا هر تعریف مدیریتی است و برای موفقیت فردی و تجاری بسیار اهمیت دارد . کلمه ای که کمتر کسی آنرا می پسندد واژه " کنترل " است که البته بهتر است واژه راحت تر " گزارش برنامه " استفاده شود و ظاهراً معیار راحتتری بر اساس استاندارد شما به منظور تعیین برنامه هایی که به منظور رسیدن به اهدافتان  دارد را می سازد. افراد در تمام سطوح مدیریت انتظار دارند بصورت دوره ای برنامه هایشان را اندازه بگیرند . که با این کار هم سود شرکت و هم کارکنان را به صورت غیر رسمی می توان کنترل کرد.در این  گزارشات چگونگی ثبت استانداردهای انجام شده و چگونگی انطباق این استانداردها  با برنامه های مورد قبول شرکتها  مشخص می شود.

موضوع پیچیده ای درباره هماهنگی برنامه های بازاریابی در شرکتهای کوچک وجود ندارد و معمولاً با صرف زمان و هزینه کم امکان پذیر می باشد . این موضوع در حقیقت شبیه فایلهای بایگانی است که زمانی فراموش شده است . تشخیص، سازمان دهی و فرمول بندی برنامه های بازاریابی بوسیله ارتباطات با سایر بخشها میسر است . اگراینگونه ارتباطات خوب باشند افراد نیز در شرکت انگیزه دارند به سمت رشد و ترقی آن حرکت کنند .
 
 
پایان

__ همت مضاعف و كار مضاعف در كارآفرينى و بازاريابي __
 
--------
منبع :
 
بازار کار

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: پنج شنبه 27 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • مراحل نوشتن یک طرح و برنامه تبلیغاتی 1 (Advertising Plan)

    • ساعت ارسال پست : 12:44 AM ،


    مقدمه
     
    یکی از ابزارهای مهم ارتباطی در کسب و کار، تبلیغات است. موفقیت یا عدم موفقیت بسیاری از سازمانها و شرکتها نیز در گرو فعالیتهای تبلیغاتی آنها است. بطور ساده تبلیغ، راهی برای رساندن پیام به مخاطبان مورد نظر تعریف شده است. اما سوالی که مطرح می‌شود این است که چگونه باید تبلیغ کنیم تا به نتیجه مورد نظر دست پیدا کنیم؟
     
    برای اینکه تبلیغ از کارایی و اثربخشی لازم برخوردار باشد لازم است که فعالیتهای تبلیغاتی بر اساس یک برنامه تبلیغاتی مناسب انجام پذیرند. برنامه تبلیغات به ما کمک می‌کند تا با پیمودن مسیری درست به نتیجه قابل قبول دست یابیم. در این شماره مراحل نوشتن یک برنامه تبلیغاتی به طور اجمالی مورد بررسی قرار می‌گیرد.
     
    تعریف برنامه تبلیغات
     
    برنامه تبلیغات، پیام مناسب را از طریق یک رسانه مناسب به مخاطب مناسب، ارائه می‌کند. برنامه تبلیغاتی یک شرکت نشات گرفته از برنامه کلی شرکت و برنامه بازاریابی آن خواهد بود. (شکل ۱)
     
    رئوس مطالبی که در یک برنامه تبلیغاتی می‌بایست وجود داشته باشد:
     
    تحلیل موقعیت: در این بخش تحلیل صنعت، بازار و رقبا صورت می‌گیرد. تحلیل موقعیت در برنامه تبلیغات عموماً از برنامه بازاریابی شرکت نشأت می‌گیرد. (در شماره دوم کلینیک موضوع برنامه بازاریابی مورد بحث قرار گرفت)
     
    هدف تبلیغاتی: بطور کلی هدف از انجام تبلیغات، ارائه اطلاعات، ترغیب افراد یا یادآوری است. در تبلیغات با هدف ارائه اطلاعات، سازمان و محصولاتش معرفی می‌شوند. در تبلیغات با هدف ترغیب، بر مشخصات ویژه کالا یا خدمت عرضه کننده تاکید می‌شود تا در مشتریان نسبت به محصولات شرکت نسبت به رقبا ایجاد ترجیح نماید. در تبلیغات با هدف یادآوری، بر ویژگی‌های محصول مجدداً تاکید شده و معمولاً از این نوع  تبلیغ در مراحل پایانی عمر محصول استفاده می‌شود. بطور کلی می‌توان گفت هر محصولی در چرخه عمر خود، نیازمند اهداف تبلیغاتی متفاوتی است که این امر در شکل 3 نشان داده شده است.
     
    بودجه: بودجه تبلیغات، تمامی فعالیتهای تبلیغاتی را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد تا آنجا که در مقایاس وسیعتر می‌توان گفت بودجه بر فعالیتهای ارتباطی بازاریابی نیز تاثیرات بسزایی دارد. روش های مختلفی برای تعیین بودجه تبلیغاتی وجود دارد. در زیر به برخی از این روشها اشاره شده است:
     
    ۱. روش تاریخی: در این روش بودجه تبلیغات هر سال را می توان با توجه به احتساب درصدی افزایش برای تورم یا دیگر عوامل بازار بر پایه بودجه سال قبل تنظیم کرد.
     

    ادامه دارد ...
     
    __ همت مضاعف و كار مضاعف در كارآفرينى و بازاريابي __
     
    --------
    منبع :
     
    ماهنامه تدبیر، بخش کلینیک بازاریابی و تبلیغات

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: پنج شنبه 27 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • اهداف بازاریابی (1)

    • ساعت ارسال پست : 12:38 AM ،


    در شرکتهای کوچک هماهنگی  برای برنامه‌های بازاریابی کار آسانی نیست مگر اینکه آن شرکت کاملاً مرتبط با فروش باشد . برای راه اندازی یک شرکت لازم است افراد با گروهی که کار می کنند همفکر و هم‌عقیده باشند و چه بسا ممکن است اعضای گروه بازاریاب نباشند.بسیاری از شرکتهایی که در 15 تا 20 سال اخیر بوجودآمده اند مجبور نبوده اند با بازاریابی آشنایی و ارتباطی داشته باشند و اگر آنها به مرحله  فروش رسیده اند تصور می کنند با داشتن حامی مالی یا تغییرات جزیی در کارشان می توانند این مشکل کوچک را حل کنند. یک محصول خوب نیازمند مواد اولیه یا برنامه ریزی خوب می باشد اما قبل از تولید محصول مناسب برنامه ریزی بهتری لازم است .

    زمانیکه شما بهترین بازار هدف را برای فروش پیدا کردید ابتدا بهتر است با قیمت کمتر کالایتان را بفروشید تا بتوانید بصورت دایم در بازار بمانید و احترام و اعتمادتان در بازار زیاد کنید.در شرکتهای کوچک قبل از شروع بازاریابی همه کارمندان باید بدانند که دنبال چه هدفی هستند و چرا؟ و چه کارهایی باید بکنند ؟
     
    ایجاد اهداف بازاریابی در فلسفه وجودی شرکت :
     
    در فلسفه هر شرکت کوچک مفهوم بازاریابی به عنوان اساسی ترین جزء در چارچوب تشکیل شرکتها می باشد.همه شرکتها ممکن است در ابتدای کارشان شروع به سرمایه گذاری ، استخدام نیروی کار و ... کنند .در هر حال قبل از شروع برنامه بازاریابی این کارها لازم است. اما باید در فلسفه وجودی شرکت اهداف بازاریابی و روش‌های انجام این کار وجود داشته باشد.
    وجود هدف در هر شرکت مهمترین قسمت هر شرکتی است و اگر نباشند پایه شکل گیری شرکت ضعیف خواهد بود . وجود هدف باعث خواهد شد مدیران قادر باشند افرادی که لایق و سزاوار هستند را جذب کنند مانند : سهامداران ، تولید کنندگان و مشتریان . اگر فقط به یکی از اهداف شرکت توجه شود آن به صورت فزاینده ای  به ضرر شرکت خواهد بود . بازاریابی از تلاش شرکت برای توسعه سریع تر از میزان روند رشد قبلی شرکت ، جلوگیری نمی‌کند .چرا که اگر خلاف آن باشد معمولاً سرمایه کار ، تسهیلات  یا نیروی کار آموزش دیده ، همگی با هم رو به کاهش رفته و همچنین باعث می شود تعدادی از کارگرانی که سالها در شرکت کار می کرده اند اخراج شوند .
     

    تعیین اهداف در دستورالعمل بازاریابی :
     
    همه فعالیتتان مانند : انتخاب ، آموزش  و استخدام کارمندان ،  تبلیغات ، پیشرفت و خدمات تولید ، منجر به رسیدن به اهدافتان است .
    در شرکت باید اهداف مدیرعامل هماهنگ با دیگر مدیران باشد ، به عنوان مثال اگر شما تصمیم دارید یک فرد را انتخاب ،  استخدام  و آموزش دهید باید تمام تصمیات مدیران میانی شرکت را در این مورد قبول داشته باشید .اگر اینگونه نباشند شما یک گروه مخالف در جهت پیشرفت در کارتان و رسیدن به اهدافتان دارید. مدیران باید سعی کنند از تجربیاتشان نیز برای تکمیل برنامه هایشان استفاده کنند.بیشترین اطمینان و تضمین برای موفقیت شرکت هدف گذاری در شرکت است . باید سعی کنیم کمتر آنها را تغییر دهیم و آنها را یادداشت کنیم . این کار باعث می شود هر کسی به روز باشد و تمام کارهایش برای رسیدن به یک مقصود باشد. آیا شما برای انجام مسؤولیت و فعالیت به هدف نیازمندید ؟ بلی شما به هدف نیاز دارید مثلاً در بازی گلف اگر جایی که قرار است توپ بعد از پرتاپ در آن بیافتد وجود نداشته باشد چه کار خواهید کرد؟مانند وقتی که  ندانید برای چه منظوری کار می کنید. ممکن است شما هدفتان را  بدانید اما افرادیکه با شما کار می کنند ندانند.
     

    منظم کردن اهداف اصلی :
     
    تمام اهداف شرکت بستگی به توافق  دارد. مدیران با تصمیمات مختلف راه رسیدن به اهداف را تعیین خواهند کرد و کارمندانی که هدف شرکت برایشان واضح نبوده بعد از هدف گذاری ، همکاری شان با شرکت آغاز خواهد شد . آیا تا به حال برای شرکتی که تصمیماتش با اهدافش تناقض داشته باشد کار کرده اید؟  مطمناً برنامه کاری آنجا متوقف یا کند شده است .برای مثال هیچ چیز نمی تواند مخربتر از این باشد که بخشهای مالی به خاطر حسابهای جدید ، حسابهای قابل وصول را کم کنند .
     

    سیاستها و راهنمایی ها :
     
    در بازی گلف قوانینی برای گرفتن امتیاز وجود دارد و به سختی می توان برنده شد . می دانید  بهترین قسمت  برای پرتاب و گرفتن امتیاز با کمترین احتمال خطا چه جایی است؟ در کسب و کار نیز مانند آن است مدیران با استفاده از تجارب و کارکرد خوبشان با صرف کمترین هزینه ای می توانند به اهدافشان برسند. این راهها برای مدیران شناخته شده است .که به همه آنها "سیاست " می گویند ، اما بعضی از مردم این نام را دوست ندارند. آنها ترجیح می دهند به جای این کلمه از کلمات "راهنمایی "یا " روش کلی " استفاده کنند . که باید دارای معنی و اصول مشترکی مانند: روشنی و وضوح ، مناسب بودن ، تعمیم پذیر بودن، دارای ثبات و پایداری باشد. بنابراین در برنامه های کلی شرکت برای هماهنگی برنامه های بازاریابی داشتن مراحل قانونی زیر جزو سیاست کاری هر شرکتی قرار می گیرد.
     

    ادامه دارد ...
     
    __ همت مضاعف و كار مضاعف در كارآفرينى و بازاريابي __
     
    --------
    منبع :
     
    بازار کار

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: پنج شنبه 27 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • وقف در ادب فارسي - 10

    • ساعت ارسال پست : 12:11 AM ،


    همان‌طور که گفتم شاعران و گويندگان بزرگ نيز در اين‌باره نکات و هشدارهاي ديده‌گشايي دارند. از حافظ شروع مي‌کنيم که نقد خود را صريح‌تر از همه گفته است.
    خواجه شمس‌الدين لسان‌الغيب، حافظ شيرازي، گاه با بياني شفاف و گاه کنايه‌آميز به يکي از مهم‌ترين آفات و آسيب‌هاي وقف و وقف‌خواري در جامعه ديني اشاره کرده و از همه روشن‌تر و گوياتر و تندتر درباره سوء‌استفاده برخي از متوليان وقف از وقف، سخن گفته است. او به‌صراحت «ميِ حرام» را بهتر از مال وقفي مي‌خواند؛ زيرا معتقد است که در روزگار او، از اين فرصتي که مؤمنان در اختيار عالمان قرار داده‌اند، به‌نيکي استفاده نمي‌شود و به راه صواب به کار نمي‌گيرندش.
    فقيه مدرسه دي مست بود و فتوا داد
    که مي حرام ولي به ز مال اوقاف است

    اين فتوا را کسي داده است که در حال هشياري نبوده است؛ وگرنه برخورداري از اوقاف را بر خود حرام‌تر از شراب نمي‌شمرد. او مي‌ديد که در جامعه ديني آن روز شيراز، کساني از اوقاف برخوردارند که کمترين سزاواري را دارند و بدين رو از زبان فقيهي ناهشيار، فتوا مي‌دهد که اين پخته‌خواري‌ها از شراب‌خواري نيز ناموجه‌تر و حرام‌تر است. به نوشته يکي از شارحان حافظ:
    لطف طنز بيت در اين است که فقيه مدرسه مست بوده، سپس در عين مستي فتوا داده و چون گفته‌اند «مستي و راستي» پس فتواي او راست و درست هم هست که همانا در مصرع بعد بيان شده است: مي خوردن از خوردن مال وقف بهتر است. در عين حال به گناه ديگر خود که استفاده ]نامشروع[ از مال وقف باشد، اعتراف يا اشاره ضمني کرده است.
    اعتراض حافظ، نه بر وقف است و نه بر بهره‌وري از آن. او به استفاد‌ه‌هاي ناروا و رياکارانه از وقف خرده مي‌گيرد. در ديوانش يک‌بار نيز به خود مي‌بالد که به اندازه درمي از مال وقفي در اموال او نيست:
    ز دلبرم که رساند نوازش قلمي
    کجاست پيک صبا گر همي‌کند کرمي
    قياس کردم و تدبير عقل در ره عشق
    چو شبنمي است که بر بحر مي‌کشد رقمي
    بيا که خرقه من گرچه رهن ميکده‌هاست
    ز مال وقف نبيني به نام من درمي
    او بر خود مي‌بالد و اين را از افتخارات خود مي‌داند که به اندازه يک درهم در اموال او يافت نمي‌شود. زيرا استفاده از وقف را چنان خطير و ظريف مي‌داند که پرهيز از آن مهم‌تر از پرهيز از دادن خرقه به ميکده‌ها است. رهن خرقه در ميکده، يعني گروگاني ايمان در دست کفر. او مي‌گويد من اگر مرتکب چنين گناهي هم بشوم، بهتر است تا به ناروا دست به سوي مالي برم که مستحق آن نيستم.

    در «آسيب‌شناسي وقف» بايد به اين نکته توجه بليغ شود و اعتراض‌هايي مانند نهيب‌هاي حافظ را جدي گرفت؛ زيرا استفاده‌هاي نابجا و ناروا از اين موهبت (وقف) موجب مي‌گردد که اندک‌اندک انگيزه‌هاي مؤمنان نيز در امر وقف، کاستي گيرد و آن رونق شايسته و بايسته وقف رو به سردي گذارد. در واقع سخنان و هشدار کساني مانند حافظ، هم ترغيب بيشتر واقفان است و هم ترهيب وقف‌خواران بي‌مبالات. همه انتقاد آنان به نوع مصرف وقف است و اينکه نبايد آن را نابجا و در غير محل آن مصرف کرد. مثلا سعدي مي‌گويد:
    آن را که سيرتي خوش و سرّي است با خداي
    بي نان وقف و لقمه دريوزه، زاهد است
    يعني تا ضرورت ايجاب نکرده است، نبايد دست به سوي لقمه وقفي دراز کرد، وگرنه خلاف تقوا و زهد است. پس زاهد کسي است که از لقمه وقفي هم کناره مي‌گيرد؛ اگرچه مستحق آن باشد. به قول عطار نيشابوري:
    مخور جز بر ضرورت لقمه وقف
    صفا هرگز نيارد لقمه وقف
    عطار به خود مي‌بالد که هرگز عيال موقوفات نبوده است و اين پرهيز را چنان مهم و ارزشمند مي‌‌داند که گويي دين يعني همين.
    بود مردار مال وقف، پيشم
    بود اين مرتبه آيين و کيشم
    اين سخن به اين معنا است که کسي که نيازي به بهره‌وري از اوقاف ندارد، نبايد از آن بهره گيرد و اگر ناپرهيزگارانه لقمه وقفي در دهان گذاشت در حالي که نيازي به آن نداشت، جانش را تيره و تار کرده است.
    از سوي ديگر واقفان نيز بايد در عمل وقف، نيت خير و قصد قربت الي الله داشته باشند تا هم خودشان به سرانجامي نيک برسند و هم ديگران به نان و نوايي. شاعر و عارف خجندي، در بيتي زيبا مي‌گويد: خيري که در آن ريا باشد، خير نيست و اگر بي‌ريا بود، برکتش چنان است که اگر با آن ميخانه بسازند مفيدتر از پل و کاروان‌سرا خواهد بود. به عبارت ديگر، کاروان‌سرايي که با رياکارانه ساخته مي‌شود، فايده‌اش کمتر از ميخانه‌اي است که بي روي و ريا ساخته شده است:
    ميخانه بساز و بکن وقف عاشقان
    خيري که بي‌رياست به از صدپل و رباط

    بنابراين نيت واقف مهم‌تر از چيزي است که وقف مي‌کند؛ زيرا سودي که واقف از وقفش مي‌برد از رهگذر همان ايمان و نيت خالصانه او است. بدين رو است که عارف قزويني نيز مي‌گويد: من موقوفه‌ام و واقفم خدا است. چنين وقفي و چنان واقفي، مي‌سزد که سرانجامي نيک داشته باشد؛ نه آنکه به دست ناکسان افتد. پس خوشا روزي که وجود وقفي من به دست ناکسان نيفتد. سپس آرزو مي‌کند که وقف کساني شود که قدر او را بدانند و سرمايه‌هاي او را هدر ندهند و گرفتار ناکسان نشود:
    حقْ واقف است و وقف به چنگال ناکسان
    افتاده به دست واقف اسرارم آرزو است
     
    يادآوري نهايي
     

    در پايان يادآوري مي‌کنيم که در ادب فارسي، وقف به دو صورت حقيقي و مجازي به کار رفته است و در هر دو استعمال، جايگاه و مقامي بلند براي اين سنت حسنه و خداپسند و مؤثر بيان شده است؛ اما آنچه در گفتار گويندگان بزرگ فارسي، برجستگي خاصي دارد هشدارهاي آنان به مصرف‌کنندگان وقف است و اينکه وقف نبايد در غير جاي خود مصرف شود. در ضمن وقف را مي‌توان ميزان و ترازوي سنجش ايمان مؤمنان هم شمرد؛ هم به جهت حکايتي که از ايمان واقف مي‌کند و هم به جهت محکي که به مصرف‌کنندگان وقف مي‌زند.
    در معناي مجازي وقف نيز گفتيم که اين کلمه پربسامد، نماد و سمبل پاکباختگي و تعلق ابدي و اهتمام قلبي به امري است. اين معاني بيش از آنکه از قراين فهميده شود، برآمده از ماهيت وقف حقيقي است.
     

    نويسنده:رضا بابايي
     
     
    پایان

    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: پنج شنبه 27 خرداد 1389 
  • نظرات (0)