وقف نامه نظرآقا 5

  • ساعت ارسال پست : 11:37 PM ،


قطعه‏ي محدود از طرفين به شارع و حدي به ملک آقا امامقلي و به ملک ورثه‏ي شاه حسين و به ملک ورثه‏ي ميرزا رحيم عقيلي پنج جريب.
قطعه‏ي محدود به شارع و حدي به ملک ميرزا رحيم عقيلي و حدي به نهر مزرعه‏ي وازي و حدي به هرزاب صحرا و به ملک واقف هفده جريب.
قطعه‏ي محدود به شارع و حدي به ملک محمدعلي بيک و به ممرآب و حدي به ملک حاجي جعفر و به ملک لقاتات ميرزا اشرف پانزده جريب.
قطعه‏ي محدود به باغ محمد و از طرفين به ممرآب و به ملک زينل دو جريب.
قطعه‏ي محدود از طرفين به لقاتات ميرزا اشرف و از طرفين به ممرآب يک جريب. قطعه‏ي محدود به ملک محمدعلي بيک و حدي به نهر آب و از طرفين به ممر آب يک جريب و نيم.
قطعه‏ي محدود به ملک مهدي سلطان و از طرفين به نهر وازي و حدي به هرزاب دو جريب.
قطعه‏ي محدود به ملک آقا امامقلي و حدي به ملک سنگ و از طرفين به ممرآب يک جريب.
 
بابتي واقعه در صحراي وازي
 

قطعه‏ي محدود به ممرآب و حدي به ملک آقا امامقلي و حدي به ملک ورثه‏ي ميرزا مؤمن و حدي به شارع چهار جريب.
قطعه‏ي محدود به شارع و حدي به ممرآب و حدي به باغ زمان و حدي به ملک شاه چهار جريب.
قطعه‏ي محدود به ملک واقف و حدي به ملک علي‏اکبر و حدي به ملک ورثه‏ي ميرزا
صفحه=1098@
مؤمن و حدي به ممر آب دو جريب.
قطعه‏ي محدود به شارع و حدي به ملک علي اکبر و حدي به ممرآب و حدي به ملک واقف يک جريب.
قطعه‏ي محدود به شارع و حدي به طاحونه و حدي به خانه‏ي محب قورچي و حدي به ملک حاجي جعفر يک جريب و نيم.
قطعه‏ي مشهور به باغ عرب محدود به ملک حاجي جعفر و از سه طرف به املاک احمدآباد چهار جريب.
دو قطعه از بابت وازي مشهور به جاي خانها و حدي به خانه‏ي اسماعيل و به دکان مقر و مالک مزبور و حدي به ملک ورثه‏ي ميرزا مؤمن و حدي به خانه‏ي ورثه‏ي شفيع و حدي به خانه‏ي ورثه‏ي دروريش قاسم به شارع شش جريب.
دو قطعه‏ي املاک آقا ياقوت هجده جريب و املاک فروشان هفت جريب و همگي و تمامي عرصه و اعيان سه در باغ واقعه در صحراي چهارم قريه‏ي مزبوره که به مساحت نيز مجموع باغات به ني رسم موازي بيست و سه جريب، بدين موجب باغ معين حاشيه مشجر محدود به ملک واقف از طرفي و جدول آب از طرفي و به شارع عام از طرفين نه جريب.
باغ معنب محدود به شارع عام و به ملک ميرزا رحيم از طرفين و به باغ اسماعيل از طرفي و به باغ محمد از طرفي نه جريب.
باغ معنب محدود به شارع عام و به ملک لقاتات ميرزا اشرف و به جدول آب و به باغ ورثه‏ي صادق پنج جريب.
و همگي و تمامي قطعات معينه‏ي مفروزه واقعه در قريه‏ي جنيران ماربين که مجموع آن قطعات به مساحت ني رسم يک صد و سي و سه جريب است به تفصيل ذيل:
 
بابتي قطعات واقعه در جوق بالاجوق
 

قطعه اي که از سه طرف به نهر آب و حدي به باغ ميرزاعلي دو جريب.
قطعه‏ي محدود به ملک وقفي مرحوم آقا هوشيار و حدي به شارع صحرا و حدي به ملک وقفي معلم اطفال و حدي به ملک ورثه‏ي حاجي ضياءالدين دو جريب.
قطعه‏ي محدود به باغ ميرزا علي و از دو طرف به جدول آب و صحرا و حدي به ملک سرکار خاصه‏ي شريفه و به باغ يارعلي چهارجريب.
قطعه محدود به املاک سرکار خاصه‏ي شريفه و دو طرف به ملک وقفي معلم اطفال و از دو طرف به جدول آب و صحرا سه جريب و نيم.
قطعه‏ي محدود از طرفين به جدول آب و صحرا و حدي به ملک ورثه‏ي حاجي ضياءالدين و حدي به ملک وقفي آقا هوشيار سه جريب. قطعه‏ي محدود از طرفين به جدول آب و صحرا و حدي به ملک واقف و حدي به ملک وقفي آقا هوشيار سه جريب. قطعه‏ي محدود به شارع و از دو طرف به ملک ورثه‏ي بس خانم و حدي به ملک وقفي آقا هوشيار سه جريب.
قطعه‏ي محدود به ملک وقفي آقا هوشيار و حدي به ملک ميرزاعلي و حدي به ملک واقف و املاک وقفي آقا هوشيار و حدي به شارع سه جريب.
 

ادامه دارد ...
 
_ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
 
--------
منبع :
 
ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: چهارشنبه 26 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • وقف نامه نظرآقا 4

    • ساعت ارسال پست : 11:36 PM ،


    بخش سوم اين وقف، که شامل وقف چندين روستا از جمله روستاي عاشق معشوق است، شرايطي مشابه وقف نامه‏ي نخست دارد. پس از مرگ واقف که خود اول متولي آنجاست و نه عشر درآمد آن حق التوليه‏ي خود اوست، بخش عمده‏ي حاصل اين املاک در درجه‏ي اول، پس از کسر سهم متولي و ناظر، در اختار محمد علي بيگ غلام آزاد شده واقف قرار مي‏گيرد، يعني سالانه يک هزار من غله. پس از مرگ او نيز به اولادش مي‏رسد و در صورت نبودن شخصي از اولاد او، ميان سادات و متسحقين توزيع مي‏گردد. به علاوه سالي هشت تومان نيز در اختيار او گذاشه شود تا «با اطلاع عاليحضرات متولي و ناظر در ايام عاشورا صرف تعزيه‏ي خامس آل عبا» نمايد.
    آخرين رقبه‏ي وقفي او، وقف هفت جريب زمين براي کاتب وقف نامه است تا آن را صرف معيشيت شخصي خود نمايد. اين نيز موردي استثنايي در وقف‏نامه‏هاي موجود است.
     
    متن وقف‏ نامه
     

    بسم الله الرحمن الرحيم
    ... و الصلوة و السلام علي من شرف الحرمين و اول من وقف في الموقفين، اشرف من أم في المسجدين و صلي علي القبلتين، سيد الکونين و رسول الثقلين. محمد الاحمد في العالمين، المحمود من اخيار المصطفين و علي آله و اولاده الواقفين مواقفه، النازلين منازله و العارفين معارفه، الناهجين مناهجه لتولية الاحکام و السالکين مسالکه في شرايع الاسلام، حمدا موقوفا عليه تعالي وقفا مؤبدا و صلوة محبوسا له صلي الله عليه و اله حبسا مخلدا ما تعلقت الاوقاف بالخلود و تقيدت الاوقات بالا بود.

    اما بعد: باعث بر تحرير اين کتاب صواب، و مطلب از تسطير اين خطاب مستطاب، ذکر و بيان آن است عاليجاه رفعت و دولت و اقبال پناه، مناعت و متانت و اجلال دستگاه، عزت و محمدت و نباهت انتباه، طايف الرکن و المقام، زاير مدينة سيد الانام، زبده‏ي مقربان جاه و جلال، عمده‏ي مؤتمنان دولت ابدي الاتصال، عالي قدر حميده خصال، شمسا للمناعة و الدولة و الاقبال و الاجلال، حاجي حق نظرآقا - وفقه الله تعالي للخيرات و أيده لفعل الحسنات و الطاعات - قربة الي الله تعالي و طلبا لمرضاته و رغبة في نيل قرباته و ذخيرة ليوم هوله عظيم و عذابه اليم، «يوم لا ينفع مال و لا بنون الا من أتي الله بقلب سليم» و طلبا لثوابه الجسيم، وقف صحيح شرعي و حبس مخلد صريح ملي نمود
     
    رقبات وقفي
     

    همگي و تمامي‏ و جملگي کل شش دانگ مزرعه‏ي صفي‏آباد واقعه در محال پوده‏ي سميرم فارس محدود به مزرعه‏ي حاجي‏آباد و درويش‏آباد و به نظرآباد و به مزرعه‏ي عباس‏آباد و به مزرعه‏ي اميرآباد،
    و همگي و تمامي شش دانگ مزرعه‏ي عباس‏آباد واقعه در محال مزبوره نيز محدوده به مزرعه صفي آباد مزبوره و به رودخانه‏ي شور و به مزرعه‏ي حيدرآباد و به مزرعه‏ي ميرزا عمران،
    و همگي و تمامي شش دانگ مزرعه‏ي حاجي‏آباد واقعه در محال مزبوره‏ي سميرم نيز محدوده به ملک مزرعه‏ي محمدآباد و به مزرعه‏ي شاه‏آباد و نظرآباد و به قنات صفي‏آباد مزبوره و به املاک قريه‏ي کره،
    و همگي و تمامي ده حبه و دو دانگ و يک ثمن از جمله حبه‏ي ديگر از جمله هفتاد و دو حبه‏ي قريه‏ي معينه معلومه سوک‏آباد زفيره‏ي النجان،
    و همگي و تمامي هشت حبه و پنج دانگ و نيم از حبه‏ي ديگر از جمله‏ي هفتاد و دو حبه‏ي مزرعه‏ي جزدان من مزارع قريه‏ي سوک آباد مزبوره،
    و همگي و تمامي قطعات معينه مفروزه(13)واقعه در قريه‏ي جورکان ماربين که مجموع آن قطعات به مساحت ني رسم (14) يکصد و هفده جريب است به تفصيل ذيل:
     
    بابتي ملک احمدآباد واقعه در صحراي چهارم
     

    قطعه‏ي حدي به باغ مهدي قلي‏بيک و حدي به ملک مالک و در طرفين به املاک احمدآباد سه جريب.
    قطعه‏ي محدود به ملک واقفه و در سه طرف به املاک احمدآباد دو جريب.
    قطعه‏ي محدود به نهر جوق‏آباد و حدي به باغ ميرزاکريم و از طرفين به املاک احمدآباد سه جريب.
    قطعه‏ي محدود به ملک احمدآباد و حدي به کريک يراق و حدي به ملک سنگ و حدي به ملک حاجي جعفر سه جريب.
    قطعه‏ي محدود به ملک احمدآباد و حدي به ملک ورثه‏ي اسماعيل و حدي به باغ محمد علي بيک و حدي به باغ حاجي جعفر دو جريب.
    قطعه‏ي محدود به صحرا و حدي به ملک رجبعلي و حدي به ملک مالک و حدي به ملک ورثه‏ي ميرزا رحيم عقيلي پنج جريب.
    قطعه‏ي محدود به ملک مالک و حدي به ملک ميرزا رحيم عقيلي و حدي به املاک احمدآباد و حدي به ملک سنگ هفت جريب.
     

    ادامه دارد ...
     
    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: چهارشنبه 26 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • وقف نامه نظرآقا 3

    • ساعت ارسال پست : 11:34 PM ،


    7- اما موارد مصرف: نخستين مورد، پرداختن به امر آبادي رقبات وقفي است که پيش از آن، هرگونه تصرفي در در آمد موقوفات، حرام است. پس از آن پرداختن انواع مالياتهايي است که به اين رقبات تعلق مي‏گيرد. گفتني است که واقفان مهم، مي‏توانستند از شاه اين اجازه‏ي خاص را داشته باشند که رقبات وقفي آنها از پرداخت ماليات معاف باشد. نمونه‏ي آن را در وقف‏نامه‏ي مدرسه‏ي آقا کمال ديديم. اما در اينجا سخن از پرداخت مالياتهاي
    ديواني است.

    پس از آن، نوبت به حق التوليه مي‏رسد که تا واقف زنده است. نه عشر آن، از آن اوست. اما متولي پس از وي تنها و تنها يک عشر دريافت مي‏کند و بس. همچنين ناظر يک عشر و متصدي نيم عشر. باقي درآمد که هفت عشر و نيم است، و ثروتي بي حساب، به نوعي با شخص واقف مرحوم ارتباط دارد و جالب توجه است:
    هر شبانه روز شخصي در مکه براي واقف مرحوم طواف بکند و هر ماهي عمره‏ي مفرده بجاي آورد. (به مبلغ هفت تومان )
    هر شبانه روز شخصي در مدينه به نيابت واقف، قبر پيغمبر و امامان را زيارت کند و نماز زيارت بخواند (به مبلغ سه تومان ).
    هر شبانه روز شخصي در نجف و کربلاي معلي و کاظمين و مشهد مقدس از طرف واقف زيارت و نماز زيارت بخواند (براي هر يک در نجف و کربلا و کاظمين و مشهد سالانه سه تومان ).
    دو نفر در مدفن واقف، يکي در طف صبح و ديگري در طرف عصر قرآن بخوانند و ثوابش را به روح واقف اهداء نمايند (هر يک مبلغ سه تومان ).
    البته شرايط ريز آن زياد است ؛ اگر فرضا پنج سال امکان فرستادن کسي به مکه يا مدينه يا موارد ديگر نبود، متولي و ناظر، پول آن را صرف کارهاي خير کنند. ايضا متولي و ناظر با مشورت مي‏توانند اين مقرري‏ها را کم و زياد کنند.
    در اينجا باز سخن از غلامان آزاد شده به ميان مي‏آيد که از اين جهت قابل توجه است. واقف مي‏گويد: اگر چيزي زياد آمد، هر سال مبلغ شش تومان به محمد علي بيک غلام آزاد شده‏ي واقف داده شود و پس از وي ميان وارثان او بر حسب احکام قرآن براي پسرها دو برابر دخترها، پرداخت شود. اين مورد، نسلا بعد نسل ادامه دارد. در ضمن اگر واقف غلام ديگري داشته باشد که وقف مرگ او آزاد نشده باشد، متولي و ناظر او را با درآمد باقي مانده او را آزاد کنند.
    اگر بعد از اين موارد، چيزي ماند، بر اساس مشورت متولي و ناظر «به مستحقين سادات عظام و طلبه‏ي کرام و ايتام و ساير مستحقين از ذکور و اناث فرقه‏ي ناجيه‏ي اماميه‏ي اثني عشريه و ساير خيرات و مبرات از تعمير مساجد و قناطر و اموري که نفع عامي داشته باشد، صرف نمايند.»
    8- يک وقف‏نامه‏ي ديگر در ادامه آمده که خود ترکيب شده از سه بخش است:

    نخست رقباتي را که اندکي بيش از شصت جريب است، وقف کرده. و مورد مصرف آن را براي شخص صالحي از علماي شيعه‏ي قرار داده است که در آن روستا و روستاهاي اطراف به تعليم «عقائد دينيه و احکام شرعيه» به بچه ها و ساير مردم بياموزد. البته اين معلم مي‏بايست بخشي از پول را در صورت لزوم صرف تعمير مسجد نيز بکند.
    دوم يک ده جريب ديگر وقف کرده و متولي آن را يک معتمد محلي قرار داده که آن هم کسي جز متصدي رقبات وقفي بخش اول نيست. اين شخص مي‏بايست مسجد محل را در صورت لزوم از درآمد اين رقبات تعمير کند. ناظر او نيز يوزباشي يعني رئيس غلامان خاصه و در صورت نبود او، ريش سفيد حرم عليه عاليه است.
    در اينجا يک شرط مهم را مطرح کرده و آن اين که اداره‏ي اوقاف وقت که در اختيار صدر و کارگزاران او بوده است، حق مداخله در اين وقف را ندارند با اين عبارت «و شرط ديگر آنکه صدور عظام و مباشرين موقوفات به هيچ وجه من الوجوه دخل در موقوفات مزبوره ننموده، پيرامون نکردند.. و از متولي و ناظر حساب نطلبند و حساب ايشان را به يوم يقوم الحساب واگذارند».
     

    ادامه دارد ...
     
    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: چهارشنبه 26 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • وقف نامه نظرآقا 2

    • ساعت ارسال پست : 11:33 PM ،


    از زمان شاه عباس اول،خواجه هاي گرجي در دربار فراوان شدند. به نوشته‏ي تذکرة الملوک: در زمان شاه عباس ماضي صد نفر از غلامان گرجي سفيد را خواجه نموده، يکي را که از همه معتبرتر بود يوزباشي ايشان نموده‏اند و يوزباشي ديگر به جهت خواجه سرايان سياه تعيين و به او نيز صد نفر تابين از خواجه‏هاي سياه داده تا زمان شاه سلطان حسين يوزباشي آقايان سفيد ابراهيم و يوزباشي آقايان سياه، الياس‏آقا بوده، هر يک از يوزباشيان در دور حرم محترم، عمارتي و دستگاهي و تيول و مواجب معيني داشتند و خدمت نظارت و جبادارباشي‏گري را که در زمان سلاطين سلف با مقربان قزلباش بوده، شاله سليمان و شاه سلطان حسين به خواجه‏هاي سفيد تفويض نمودند.(8).
    حضور خواجگان در دوره‏ي اخير صفوي، يک پژوهش جدي را مي‏طلبد، به ويژه که اينان، يک طبقه‏ي مهمي را در حاکميت تشکيل داده و نزد بسياري از مردم متنفر بوده‏اند. شاعر مکافات نامه درباره‏ي آنها مي‏گويد:
    زخواجه سرا خامه را نفرت است
    که مقبولشان گنده و نکبت است
    چه اين ناقصان نه مرد و نه زن
    خداناشناسان ابليس فن
    نه از نوع انسان نه از جنس دد
    ندانسته کاري به غير از لگد
    نه عقل و نه فهم و نه دين
    و نه داد نه آب و نه آتش نه خاک و نه باد
    گرفتند زرها زشاه و گدا
    زانعام و از رشوه و از ربا
    نموده حرام از پي مستحب
    بدادند زرها به روم و عرب
    که حاجي و هم کربلايي شوند

    بهم چشمي‏و هم مرايي شوند.(9).91 -90- واقف در اين وقف نامه، سه مسؤوليت را تصور کرده است. نخست توليت وقف. دوم ناظر که طبعا از ميان علما باشد. سوم متصدي که مجري است. اما توليت: تعيين توليت از نظر واقف داراي يک سلسله مراتبي است به اين شرح:
    در حيات واقف، خود وي توليت دارد. چنين امري طبيعي است ؛ زيرا وي بر آن است تا همه‏ي اموالش را وقف کند ؛ در اين صورت، براي خودش چه مي‏ماند ؟ براي حل اين معضل، او توليت را خود برمي‏دارد و حق التوليه‏ي خود را نيز تا سر حد نه عشر قرار مي‏دهد ؛ يعني تقريبا همه‏ي درآمد منهاي مخارج جاري املاک. بنابراين اين وقف در حيات او، عملا سودي براي موارد مصرف ندارد مگر در حدي بسيار اندک.
    در مرحله‏ي بعد، توليت از آن يوزباشي است. گذشت که دو نوع يوزباشي بوده است ؛ يکي براي خواجه سرايان سفيد و ديگري خواجه سرايان سياه. به نظر مي‏رسد عبارت وي در اين که توليت وقف مفوض است به يوزباشي آقايان عظام طرف مرحمت پناه.. خسروآقا. و اگر او نبود يوزباشي طرف مرحمت و مغفرت پناه يوسف‏آقا. بنابراين تا اين جا توليت در آقايان مي‏ماند. اگر يوزباشي نبود، توليت نصيب جبادارباشي مي‏شود ؛ مشروط بر آن که از آقايان باشد.(10) اگر او هم نبود، نصيب ريش سفيد حرم عليه مي‏شود که او نيز از آقايان است. در غير اين صورت، «توليت مفوض است به اعلم علماي دار السلطنه‏ي اصفهان». گفتني است که حق التوليه براي خود واقف، نه عشر است ؛ اما براي متولي‏هاي بعد به هيچ صورت چنين نيست. در اين باره در ادامه سخن خواهيم گفت.

    5-مسؤوليت بعد نظارت بر وقف است که يکي ازعلماي اصفهان براي اين کار انتخاب شده است. وي محمد مؤمن فرزند محمد صالح، پيشنماز جامع عباسي يعني همين مسجد امام فعلي در ميدان نقش جهان است. گويا مقصود از محمد صالح ياد شده، محمد صالح بن عبدالواسع، داماد علامه‏ي مجلسي است که شيخ الاسلام اصفهان بوده و به سال 1126 درگذشت(11). فرزندش ميرمحمد مؤمن خاتون آبادي است که در سال 1148 در دشت مغان، به دستور نادر و به احتمال، به خاطر مخالفت با تغيير سطنت از صفويه به افشاريه، به شهادت رسيد. وي عالمي‏برجسته بوده و عبدالله جزائري معاصر او، از دانش فقهي وي ستايش فراوان کرده است(12).
    طبق نظر واقف، پس از محمد مؤمن، مي‏بايست فرزند پسر بزرگ وي ناظر باشد. پس از او ساير فرزندان صلبي او. در صورت نبودن فرزند صلبي، بزرگترين نواده‏ي پسر او به همين ترتيب. با نبود نواده‏ي پسري، پسر دختر محمد مؤمن به همين ترتيب الاکبر فالاکبر. در صورتي که کسي از اين خاندان براي نظارت نباشد. ناظر اعلم علماي اصفهان خواهد بود.

    6- مسؤوليت سوم مربوط به متصدي موقوفات و مدير آنهاست. وي يکي از افراد محلي را که به وي اطمينان داشته با نام آقامحمد حسين به عنوان متصدي موقوفات معين کرده و ادامه‏ي آن را در فرزندان صلبي وي، در صورت داشتن صلاحيت، واگذارکرده است. در غير اين صورت، يعني نداشتن اهليت و صلاحيت، امر تصدي به يکي از بردگاني که واقف وي را آزاد کرده با نام محمدعلي بيک و سپس اولاد ذکور او واگذار مي‏شود. در نبود اهليت و صلاحيت آنها، متولي و ناظر و اعلم علماي اماميه، بامشورت يکديگر، يک متصدي را معين خواهند کرد. پرداختن به مسأله‏ي متصدي و به ويژه انتخاب متصدي از ميان بردگان آزاد شده، به فهم مناسبات آقايان با يکديگر کمک شايسته اي مي‏کند.
     

    ادامه دارد ...
     
    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: چهارشنبه 26 خرداد 1389 
  • نظرات (0)