وقف در ادب فارسي - 1

  • ساعت ارسال پست : 11:53 PM ،


چکيده
 

نوشتار حاضر، وقف را از چشم‌انداز زبان و ادب فارسي مي‌نگرد. پس از مقدمه و توضيح مختصري درباره جايگاه وقف در فرهنگ ايراني ـ اسلامي، معاني وقف را بررسيده‌ايم. در اين بررسي نخست وقف را در معناي حقيقي آن جستجو کرده و سپس سراغ معاني مجازي وقف در ادب فارسي رفته‌ايم که عبارت باشد از: تعلق ادبي، نماد ايثار و از خودگذشتگي مطلق و محک دينداري و پرهيزگاري.
در بخشي ديگر از نوشتار، درباره آسيب‌هاي وقف به گزارش شاعران پرداخته‌ايم که زير عنوان «آسيب‌شناسي وقف در ادب فارسي» آمده است.
کليدواژه‌ها:
وقف، معناي حقيقي، معناي مجازي، ادب فارسي، آسيب‌شناسي.
 
مقدمه
 

وقف، پيوند مؤمنان با مظاهر زيست جمعي است. وقف، نوعي ايمان‌سنجي و ترازوي باورهاي قلبي و عرفي مردم نيز محسوب مي‌شود که در جامعه ديني، ظهور و بروز معناداري مي‌يابد. جامعه‌اي که مي‌کوشد در بستر اعتقادات دروني افرادش رشد کند، نياز به راهکارهايي دارد که ايمان قلبي افراد و آحادش را به منصه ظهور نيز برساند و وقف، يکي از همين راهکارها است که هم ريشه ديني دارد و هم سابقه تاريخي و هم برخوردار از نوعي اخلاق کريمانه و انسان‌دوستانه است. بدين ترتيب، آيندگان در بسترهاي هموارتري زيست مي‌کنند و مقصد و مقصود خويش را پيش روي خود مي‌بينند؛ زيرا آنچه براي آنان به ارث مي‌رسد، گذشته از آن که منافع مادي و آموزشي و فرهنگي دارد، حاوي پيام روشني نيز هست. پيام وقف براي نسل‌هاي فردا آن است که دوام و قوام جامعه ديني، مشارکت همه‌جانبه آحاد براي بازسازي نهادهاي مردمي جامعه است.

در واقع وقف، راهکاري است براي هدايت سرمايه‌ها و همت‌هاي افراد اجتماع در مسير بهسازي و نوسازي زيرساخت‌هاي جامعه. واگذاري همه امور به نهادهاي حکومتي و تکيه بر اقدامات رسمي، هيچ‌گاه هيچ جامعه‌اي را در مسير توسعه همه‌جانبه قرار نمي‌دهد. بدين رو هماره از ديرباز هوشمندان و دلسوزان جامعه ديني، بر اهميت وقف و آثار و پيامدهاي آن اصرار مي‌ورزيدند و آن را نشانه حيات و سرزندگي زيستگاه‌هاي اجتماعي مي‌‌دانستند. ملک‌الشعراي بهار در مدح يکي از بزرگان زمان خودش، آنگاه که نيکي‌هاي او را مي‌شمارد، يادآور مي‌شود که او دائما در حال وقف و موقفه‌سازي بود و از اين رهگذر سهم شاياني در توسعه مدني جامعه خويش دارد:
گهي از صدق مسجدي مي‌ساخت
گاه حمام وقف مي‌‌پرداخت

وقف‌پژوهي در روزگار ما از موضوعات مهم علمي است که از رهگذر آن مي‌توان بسياري از مسائل ريز و درشت تاريخي و فرهنگي اين سرزمين را بررسيد و پرتوي بر آنها افکند. وقف اگرچه يکي از احکام شرعي است، اما به دليل اثرگذاري آن بر بسياري از وقايع فرهنگي و رخدادهاي تاريخي، اهميتي بيش از ماهيت فقهي خود يافته است و به‌واقع چشم‌اندازي است براي ديده‌باني تاريخ فرهنگي ممالک اسلامي.
وقف و موقوفات، هماره پناهگاهي براي انواع فعاليت‌هاي علمي و فرهنگي و آموزشي بوده است؛ علاوه بر آن سهم مهمي در بهينه‌سازي محيط‌هاي زيستگاهي در کشورهاي اسلامي داشته است. بدين رو وقف را مي‌توان از پشتوانه‌هاي مهم فرهنگي در نظام اجتماعي اسلام دانست.
شاعران و گويندگان بزرگ فارسي‌زبان نيز به فراخور مضامين و موضوعات ادبي و عرفاني و تعليمي، هرازگاه يادي از اين مقوله ديني و اجتماعي کرده‌اند. آنچه در پي مي‌آيد، اشارتي کوتاه به برخي از اين يادکردها است.
 

ادامه دارد ...
 
_ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
 
--------
منبع :
 
ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: چهارشنبه 26 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • وقف نامه نظرآقا 12

    • ساعت ارسال پست : 11:45 PM ،


    توليت، نظارت و موارد مصرف
     

    و حق التوليه اين وقف مزبور در زمان توليت واقف معظم اليه بعد از وضع موضوعات مزبوره‏ي مفصله‏ي سابقه از حاصل اين موقوفات مزبوره نيز نه عشر است، به نحوي که در موقوفات سابقه‏ي مرقومه مذکور شد. و مصرف يک عشر ديگر اين وقف نيز مصرف يک عشر حاصل موقوفات سابقه است. و حق التوليه و حق النظاره هر يک از عاليحضرات متوليان و ناظران، بعد از واقف معظم‏اليه نيز يک عشر است به نحوي که سابقا مرقوم گرديده.
    و تصدي اين وقف را نيز تفويض نمود به متصدي موقوفات مزبوره‏ي سابقه به ترتيب و شروح و قيودي که مفصلا مذکور شد و حق التصدي بعد ازوضع موضوعات مزبوره نيز از اين موقوفات نيم عشر است به نحوي که سابقا مرقوم شده.

    و عاليحضرات متوليان و ناظران بعد از عاليحضرت واقف - ادام الله تعالي بقاءه - بعد از وضع اخراجات قنوات و مؤونات زراعات و خراج ديواني و اخراجات ملکي و اربابي و مصالح الاملاک و حق التوليه و حق النظاره، هر ساله از اين موقوفات مزبوره مقدار يک هزار من غله بالمناصفه به وزن سابق تسليم رفعت پناه محمدعلي بيگ عتيق عاليحضرت واقف و بعد از او تسليم به ذکور اولاد صلبي او بالمساوات و بعداز اولاد ذکور صلبي مشاراليه، به اولاد ذکور اولاد ذکور او بطنا بعد بطن، بالمساوات تسليم نمايند و با انقراض اولاد ذکور او اولاد ذکور او تسليم اولاد اناث صلبي او نمايند و با انقراض اولاد اناث صلبي او تسليم ذکور اولاد ولاد اناث او نمايند، و با انقراض ذکور اولاد اناث او تسليم اناث اولاد اناث او نسلا بعد نسل و عقبا بعد عقب، به شرط تقدم بطن اعلي بر بطن اسفل نمايند و بعد از انقراض اولاد او بالکليه، تسليم مستحقين سادات بني فاطمه عليها السلام نمايند.

    و عاليحضرات متولي و ناظر بعد از وضع موضوعات مزبوره هر ساله مبلغ هشت تومان تبريزي نقد از قيمت محصولات مزارع مزبوره، تسليم رفعت و معالي پناه محمدعلي بيگ مزبور و بعداز او تسليم اکبر ذکور اولاد او فالاکبر، به شرط صلاح و تقدم بطن اعلي بر بطن اسفل نمايند که با اطلاع عاليحضرات متولي و ناظر در ايام عاشورا صرف تعزيه‏ي خامس آل عبا سيدالشهدا - اعني ابا عبدالله الحسين عليه و علي آبائه و اولاده الف الف آلاف التحية و الثناء - نمايد و باانقراض اولاد او بالکليه عاليحضرات متولي و ناظر مبلغ مزبوره را تسليم سيد صالحي نمايند که در هر جايي که عالي حضرات متولي وناظر مصلحت دانند، صرف تعزيه‏ي خامس آل عبا نمايد و بقيه‏ي محصولات موقوفات مزبوره را عاليحضرات متولي و ناظر در وجوه خيرات و مبرات و ارباب استحقاق به نحوي که مصلحت دانند صرف نمايند.
    و واقف چنين شرط نمود که صدور عظام و مباشرين موقوفات، به هيچ وجه من الوجوه دخل در موقوفات مزبوره ننمايند و از متولي و ناظر حساب نطلبند و حساب ايشان را به يوم يقوم الحساب واگذارند. و تغيير و تبديل دهنده به لعنت خدا و نفرين رسول خدا و ائمه هدي عليهم السلام گرفتار گردند و در زمره‏ي جماعتي که با سيدالشهدا عليه الصلوة و السلام در کربلاي معلي مقاتله نموده اند محشور شند. فمن بدله بعد ما سمعه فانما اثمه علي الذين يبدلون ان الله سميع عليم.
    و ثواب اين وقف موفق به ارواح مطهرات حضرات سدره مرتبات عرش درجات اهدا نمود و صيغه‏ي شرعيه بر شروط مزبوره جريا ملي يافت، وقفا صحيحا شرعيا الي أن يرث الله الارض و من عليها.
    شهر ذي حجة الحرام من شهور سنة تسع عشرة و مائة و الف. 1119.
     
    وقف يک رقبه براي کاتب وقفنامه
     

    باعث بر تحرير اين کلمات شرعيه آنکه وقف صحيح شرعي نمود عالي قدر واقف معزي اليه مزبور متن موازي هفت جريب رسم زمين ساده‏ي واقع در قريه‏ي مذکوره‏ي متن را که محدود مي‏شود به نهر آب و به باغ حبيب‏الله و به شارع و به ملک ديگر، واقف معظم اليه بر حضرت صلاحيت و ديانت و امانت شعار متولي مسطور متن که هر ساله حاصل و مداخل آن را بعد از وضع اخراجات ضروريه بالتمام صرف معيشت خود نمايد ؛ و بعد از فوت او به اولاد او به شرحي که در متن قلمي شده، بطنا بعد بطن. و صيغه‏ي شرعيه جريان يافت و کان ذلک في شهر رجب المرجب من شهور سنه احدي و عشرين (20)و مائة و الف.

    پی نوشت:
     
    1- وي کاتب نسخه‏اي از جامع الرواة است که درکتاب اين کتاب، مورد استفاده بوده است. بنگريد: مقدمه‏ي جامع الرواة، ص م.
    2- ميرزا سمعيا، به کوشش دبير سياقي، تهران، اميرکبير، 1369.
    3- به کوشش يوسف رحيم‏لو، دانشگاه مشهد، 1371.
    4- القاب و مواجب دوره‏ي سلاطين صفوي، صص 3 - 2.
    5- همان.
    6- همان، صص 4-3.
    7- همان، ص 2.
    8- تذکرة الملوک، ص 18.
    9- علل برافتادن صفويان، صص 4.
    10- در تذکرة الملوک (ص 19) اين احتمال داده شده است که جبادار باشي از آقايان نباشد.
    11- طبقات اعلام الشيعة، القرن الثاني عشر، ص 368.
    12- الاجازة الکبيرة، ص 179 ؛ طبقات اعلام الشيعة، القرن الثاني عشر، صص 665 -664.
    13- به معناي قطعات تفکيک شده.
    14- به فرموده استاد ستوده (به طور شفاهي ) در ازاي ني در اصطلاح گرگاني پنج متر مي‏باشد.
    15- در اينجا ولاتي و در بالا ولايتي آمده.
    16- بالا طهرانچي بود.
    17- برده‏ي آزاد شده واقف.
    18- در اينجا عبارت ناقض است و مطلب صفحه‏ي بعد همان است که در ادامه آمده است.
    19- بحث ازحمام بود نه مسجد.
    20- پايان وقفنامه که البته ناقس است و احتمالا يک صفحه‏ي ديگر بوده است. کلمه‏ي «و مائة» در پايين آخرين صفحه آمده که نشان از آن دارد که در صفحه‏ي بعد بوده است.
     

    نويسنده: رسول جعفريان
     
     
    پایان

    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: چهارشنبه 26 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • وقف نامه نظرآقا 11

    • ساعت ارسال پست : 11:44 PM ،


    و معلم مزبور در قريه‏ي مذکوره، اطفال و ساير اهل آن قريه و قري و حوالي و حواشي آن را عقايد دينيه و مسائل شرعيه از نماز و روزه غير ذلک از تکاليف اسلاميه و ضروريات دين به طريقه‏ي حقه‏ي اثني‏عشريه تعليم وتفهيم نمايد. و اگر در قريه‏ي مزبوره از حليه‏ي معموري و مسکون بودن عاري شود، در قراي قريبه‏ي به آن که معمور ومسکون بوده باشد، به امر تعليم و تفهيم مشغول گردد.
    ديگر وقف صحيح شرعي نمود، موازي ده جريب ديگر از اراضي مزروعي واقعه در قريه مزبوره را که به موجب تفصيل ذيل است بر حمام قريه‏ي مزبوره:
    قطعه‏ي محدوده به شارع و به باغ ورثه‏ي حاجي زين الدين و به ملک آقائي آقاهوشيار و به ممر صحرا چهار جريب.
    قطعه‏ي محدوده به ممر آب و به ملک آقائي آقاهوشيار و به ملک ورثه‏ي حاجيه بس خانم و به ملک ورثه‏ي محمد شفيع دو جريب.
    قطعه‏ي محدوده به ممر صحرا و به ملک واقف از طرفين و به باغ حاجي علي اصغر چهار جريب.
    که حاصل آن صرف تعمير حمام مزبوره شود و همشه داير باشد. و تفويض نمود عاليحضرت واقف مشار اليه توليت موقوفات مزبوره را به حضرت صلاحيت و تقوي شعار آقا محمدحسين ولد مرحوم محمدشفيع و بعد از او به اولاد ذکور او، هر يک که اسن و اصلح باشند و الا به هر يک که اصلح باشد و اگر اولاد ذکور بالکليه منقرض شوند يا شرط اصلحيت در ايشان نبوده باشد، به اصلح اولاد ذکور از اناث او. و اگر همه‏ي اولاد ذکور او و اولاد ذکور از ذکور او و يا اولاد ذکور از اناث او در اسن بودن و اصلحيت مساوي باشند، فيما بين ايشان قرعه بزنند. و اگر اين نيز مفقود باشد، به اصلح اهل قريه‏ي مزبوره که اکثر مردم آن قريه و قري حوالي آن، او را اصلح دانند. و اگر اختلاف به هم رسد بنابر قول اکثر بگذارند و اگر شخص موصوف به اين صفت متعدد باشد، در مابين ايشان قرعه بزنند تفويض نمود.
    نظارت وقف مزبور را به عاليجاه يوزباشي آقايان طرف مرحمت و غفران پناه خسرو آقا و اگر يوزباشي مزبور تعيين نشود، به عاليجاه ريش سفيد حرم محترم عليه ي عاليه‏ي اصفهان.
    و شرط نمود که پيوسته متولي سعيي که در کار بوده باشد، در آباداني موقوفات به عمل آورده نوعي نمايد که کما ينبغي حاصل به عمل آيد و بعد از وضع ما يحتاج زراعت اولا اخراجات ضروريه تعمير مسجد (19) مزبور را هرگاه متبرعي به هم رسد که آن را تعمير نمايد و تعمير ضرور داشته باشد وضع و تعمير نموده، تتمه را در مصرف مقرر صرف نمايد، به اطلاع ناظر معظم اليه.
    و شرط ديگر آنکه صدور عظام و مباشرين موقوفات به هيچ وجه من الوجوه دخل در موقوفات مزبوره ننموده، پيرامون نکردند و تغيير دهنه به لعنت ايزدي و عذاب ابدي گرفتار گردد.
    و واقف مشار اليه ثواب اين وقف را به ارواح مطهرات حضرات سدره مرتبات عرش درجات چهارده معصوم عليهم السلام هديه نمود و صيغه‏ي شرعيه‏ي جريان يافت وقفا شرعيا و حبسا دينيا الي يرث الله الارض و من عليها و هو خير الوارثين.
    و وقف مزبوره به اقباض و تخليه‏ي يد و قبض من له القبض تمامت و انعقاد و ثبوت و لزوم شرعي پذيرفت و کان ذلک في غره در سالي که اخراجات ضروريه واقع نشود و در کار نباشد حاصل ومنافع آن را به نيم عشر حق التصدي خود حساب و زياده را به مصارفي که متولي شرعي و ناظر سرکار تصديق و تجويز نمايند و بدانچه مصلحت و رأي ايشان قرار يابد، صرف نمايند.
     
    وقف رقبات ديگر
     

    و همچنين قربة الي الله تبارک و تعالي و طلبا لمرضاته وقف مخلد صحيح شرعي و حبس مؤبد صريح ملي نمود عاليحضرت واقف موفق معظم مشار اليه همگي و تمامي‏مزارع مزبوره‏ي ذيل الکتاب:
    مزرعه‏ي معينه مشخصه معروفه به مزرعه‏ي تقي‏آباد واقعه در اراضي تقي‏آباد وردشت من محال سميرم فارس با اراضي و صحاري و جداول و مجاري شرب و مشارب و دهکده و جابوم و غير ذلک من التوابع، مستغنيه از تحديد و توصيف بالتمام. دو دانگ و نيم مزرعه‏ي معينه‏ي معلومه‏ي موسومه به مزرعه‏ي کبري واقعه در ناحيه‏ي رزوه‏ي فريدن محدوده به گردنگاه بيلمون و به جبل پشت کوه و به مزرعه‏ي کونک و به گردنگاه طراز با اراضي و صحاري و قنوات و انهار و مجاي شرب و مشارب و اعيانات و دهکده و غيرها مما يتعلق بها شرعا بالتمام.
    مزرعه‏ي معينه‏ي معلومه‏ي مدعوه به مزرعه‏ي عاشق معشوق واقعه در رزوه‏ي فريدن متعلقه به مزرعه‏ي کبري مذکور مستغينه از ذکر حد و وصف با توابع شرعيه و لواحق مليه از اراضي و صحاري و انهار و جداول بالتمام.
    و عاليجاه واقف أمنه الله من اهوال المواقف، توليت اين وقت مؤبد را نيز تفويض نمود به نفس نفيس خود، مادام حيا باقيا، و نظارت را به علامي‏معزي اليه و بعد از خود توليت و نظارت اين وقت سرمدي را نيز تفويض نمود به عاليحضرات متوليان و ناظران مزبوره به ترتيب و قيود و شروحي که سابقا مفضلا مذکور شد.
     

    ادامه دارد ...
     
    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: چهارشنبه 26 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • وقف نامه نظرآقا 10

    • ساعت ارسال پست : 11:43 PM ،


    ...و هو خير الوارثين و به تمام شرايط وقف از صحت و لزوم متحقق گرديده و الحال يد واقف بر موقوفات مزبوره، يد توليت نه يد ملکيت.
    و کان ذلک في شهر ربيع الثاني من شهور سنه ست و عشرين و مائة بعد الالف من الهجره النبوية عليه الف الف صلوة و تحية. 1126.
    و عاليجاه واقف موفق امنه الله من اهوال الموقف، قبل از اين به موجب وقفنامچه‏ي علي حده مورخ به تاريخ غره‏ي شهر ذي الحجة الحرام من شهور سنة تسع عشرة و مائة بعد الاف وقف ديگر نمود و عبارات آن اين است بلا زياده ونقصان
     
    وقفنامه‏ي ديگر
     

    بسم الله الرحمن الرحيم
    الحمد لله الواقف علي النيات، العالم بالسراير و الخفيات، و الصلوة علي صاحب المعجزات محمد المبعوث بالسور و الايات، و آله العالمين بالزبر و البينات المحمودين في الارضين و السموات.
    غرض از تحرير اين کتاب صواب، ان است که عاليحضرت سامي رتبت متعالي منزلت رفيع مرتبت، رفعت ومکرمت و عوالي دستگاه، عزت و محمدت و معالي پناه، مناعت و متانت و اعالي اکتناه، توفيق و تأييد آثار محامد و محاسن اطوار، حاج الحرمين الشريفين مستغني الالقاب و الاوصاف، و الا قدري، نظاما للرفعة و المناعة و العز و الاقبال حاجي حق نظربيک - دام عزه - قربة الي الله و طلبا لمرضاته و رغبة في حسناته، و بملاحظه‏ي کريمه‏ي مثل الذين ينفقون اموالهم في سبيل الله کمثل حبة انبتت سبع سنابل في کل سنبلة مائة حبة و الله يضاعف لمن يشاء و الله واسع عليم وقف صحيح شرعي و حبس صريح ملي نمود:
    همگي و تمامي سي جريب از جمله اراضي مزروعي واقعه در قريه‏ي جنيران ماربين من قري دار السلطنه‏ي اصفهان که قطعات سي جريب مزبور به موجب تفصيل ذيل است:
    قطعه‏ي پاي برج محدوده از طرفين به ممر آب و از طرفي به ملک آقائي آقا هوشيار و از طرفي به شارع چهار جريب.
    قطعه‏ي محدود از طرفين بملک سرکار خاصه شريفه و از طرفي به شاعر و از طرفي به ملک ميرزا رفيع جابري سه جريب.
    قطعه‏ي محدوده به ملک آقائي آقا هوشيار و حدي به نهر آب و حدي به شارع و حدي به ممر آب هفت جريب.
    قطعه‏ي محدود به شارع و به ملک آقائي آقا هوشيار از طرفين و به ملک ورثه‏ي حاجي بس‏خانم سه جريب.
    قطعه‏ي محدوده به شارع و به ملک آقائي آقا هوشيار از طرفين و حدي به ملک سرکار خاصه‏ي شريفه و حدي به ملک ميرزا رفيع مزبور هشت جريب.
    قطعه‏ي محدود به ملک واقف معزي اليه و حدي به ملک ورثه‏ي حاجيه بس‏خانم و از طرفين به ممر آب دو جريب و نيم.
    قطعه‏ي محدوده به نهر آب و از طرفين به ممر آب و حدي به ملک‏ميرزا رفيع مزبوره دو جريب و نيم.
     
    موارد مصرف
     

    با توابع شرعيه و لواحق مليه و مجاري شرب مرتبه بر آن از محل معهود و نهج استمرار و کافه‏ي مضافات و عامه‏ي ملحقات بر احدي صالح شيعه‏ي اثني عشري عارف به احکام شرعيه في الجمله که ظاهر الصلاح بوده باشد و تعليم از او آيد و به قريه‏ي مزبوره به جهت تعليم برود و در ضمن العقد شرط نمود که خرج با عدم متبرعي تعميرات ضروريه مسجد واقع در قريه‏ي مزبوره در عهده‏ي معلم مزبوره بوده باشد که هرگاه تعميري ضروري به هم رسد، اول از حاصل املاک موقوفه مذکوره تعمير نموده شود و تتمه را او متصرف شود و الا کل حاصل را تصرف نمايد.
     

    ادامه دارد ...
     
    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: چهارشنبه 26 خرداد 1389 
  • نظرات (0)