تاريخ : چهارشنبه 27 شهریور 1392  | 10:29 PM | نويسنده : حمیدرضا بکرانی

سلام ......

 

نمي دانم چرا تو دلم آشوبه

 

مثل آدمي كه دلش شكسته

 

 

اين روزا هوايي مي شم

 

ديگه حرفات برام مهم نيست

 

دلم دنيا راهه

 

راهي كه تنها بمونم

 

راهي كه غصه هامو

 

تو دلم با خودم در ميون بذارم

 

راه بي افتم تك و تنها در ميون دشت و صحرا

 

همزبون سوز برگها

 

همنشينم فصل گرماست

 


ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : پنج شنبه 21 شهریور 1392  | 10:53 AM | نويسنده : حمیدرضا بکرانی

مترجم سخنگوی پاسارگاد

 


ادامه مطلب
نظرات 0
تاريخ : پنج شنبه 21 شهریور 1392  | 10:17 AM | نويسنده : حمیدرضا بکرانی

نفسي مي آيد

دلم چه گرم و آروم است

زندگي را دوستدارم بي حرف

زندگي سخته ولي شيرين است

زندگي را دوست دارم

 


ادامه مطلب
نظرات 0