تاريخ : سه شنبه 19 اسفند 1393  | 7:27 PM | نويسنده : حمیدرضا بکرانی

گفتم :
" خدايـــــــــــــــــا " 
براي چى دلم را شكست و رفت..!
بدون او چكار كنم..؟!
گفت :
هيس !! بزار بره..........................
نگران نباش او هم براى خوشبختيش
به آسمانم رو مى اندازد ..!!!
وعده ماباشدبراي همان روز......



نظرات 0