با همت و کاری مضاعف، مژده عشق و امید را هدیه می دهیم. به وبلاگ همت والا خوش آمدید
 
همت وكارمضاعف در حوزه تاريخ
تاریخ بشر و آغاز و پایان تاریخ، هماره برای انسان متفکر مسئله ساز بوده است. در طول ادوار گذشتهف هم در حوزه های دینی و هم در مکتب های بشری، نگاه های متفاوت و متعددی به این آغاز و پایان بوده است. در این نوشتار تلاش کرده ایم تا به عنوان نمونه پایان تاریخ را در دو حوزه فکری متفاوت مورد مداقه نظر قرار دهیم: پایان تاریخ در فلسفه هگل و آخرالزمان و یا همان جامعه آرمانی مهدوی در مکتب شیعی.
از سوی دیگر با توجه به اینکه در هر دوی این تفکر، پایان تاریخ با نوعی آزادی، آزادگی، کمال و دانش مطلق همراه است، می توان به نوعی همگرایی و همسخنی بین این دو تفکر ایجاد کرد.


با این توصیف و با توجه به شعار همت و تلاش مضاعف امسال، در این نوشتار تلاش کرده ایم تا نشان دهیم چگونه می توان با تلاش و فعالیت مضاعف راه را برای رسیدن به پایان تاریخ و یا همان جامعه آرمانی مهدوی در اندیشه شیعی و یا پایان تاریخ و آزادی روح مطلق در فلسفه هگل هموار کرد.
 
بخش اول: تاریخ بشر یا تاریخ تاریخ
واژه «تاریخ» هماره با مقوله هایی از قبیل یادآوری، خاطره انگیزی و آمیختگی با گذشته همراه بوده است. «تاریخ» در حوزه های متفاوت و متعددی کاربرد داشته و در موارد بسیاری به صورت واژه ای مضاف مورد استفاده قرار می گیرد؛ تاریخ علم، تاریخ هنر و تاریخ اندیشه، تنها برخی از این تعابیرند که شاید پرکارترین این تعبیر دربراه تاریخ وقایع و تاریخ جهان مورد استفاده قرار گیرد.

این شیوه برخورد با واژه تاریخ، مرسوم ترین و معمول ترین رویارویی با این واژه است. به عبارت دیگر، در ابتدایی ترین برخورد با تاریخ، چنین برداشتی به ذهن خطور خواهد کرد.

نگرش به خود تاریخ، بدون لحاظ مضاف الیه آن، رویکرد دیگری است که در حوزه این واژه می توان بدان دست یافت. پژوهشگردان حوزه تاریخ و تاریخ نویسان، خود تاریخ را مورد مداقه و بررسی قرار می دهند. در این نگرش هر چند، رویکردهای متعددی نسبت به خود تاریخ وجود دارد، اما در یک نمای کلی، واژه «تاریخ» بدون هیچ قیدی، مورد نظر و نقد واقع می شود.

تاریخ نگاری، تاریخ درست و غلط، تاریخ خوانی، پژوهش در تاریخ، تقسیم کتب تاریخی، چگونگی شکل گیری تاریخ، گذشته و آینده تاریخ، و ده ها موضوع دیگر از این قبیل، رویکردهای متعددی است که پژوهشگدران حوزه تاریخ را، با خود تاریخ مواجه می گردانند.

به عبارت دیگر، در یک تقسیم ابتدایی بین سخن گفتن از «تاریخ بما هو تاریخ» و تاریخ به مثابه نقل وقایع رخ داده، همان تفاوتی است که بین فلسفه به عنوان فرآوده و نتیجه یک علم و فلسفه به مثابه اندیشیدن و فرآیند فلسفه وجود دارد.

وقتی به تاریخ به عنوان مرجع اتفاقات در زمان پیشین نگریسته می شود، آنچه تما ذهن مخاطب را تسخیر میک ند، خود واقعه ای است که تاریخ صرفا مسئولیت نقل و بیان آن را بر عهده دارد. به عبارت دیگر در این نگاه به تاریخ، همه اهمیت از آن چگونگی، چرایی و دیگر عوامل دخیل در ماجرای رخ داده است. در صورتی که وقتی به تاریخ به مثابه یک علم یا فرآیند نگریسته می شود، دیگر ماجرا یا نقل ماجرایی خاص، هیچ مدخلیتی ندارد.

با توجه به آنچه که پیش روی داریم، لازم است که در در همین بخش، اشاره ای به «فلسفه تاریخ» داشته باشیم.

اصطلاح فلسفه تاریخ، در قرن هیجدهم میلادی، توسط ولتر وضع شد. منظور وی از این اصطلاح، چیزی بیش از تاریخ انتقادی و علمی نبود؛ یعنی نوعی از تفکر تاریخی که در آن، مورخ به جای تکرار داستان‌هایی که در کتب کهن می‌یابد، خود به بازسازی آنچه واقع شده می‌پردازد.

این نام توسط هگل و نویسندگانی دیگر، در پایان قرن هیجدهم به کار رفت، ولی آن‌ها معنای کاملاً متفاوتی از این اصطلاح اراده کردند و آن را به معنای تاریخ کلی یا جهانی به کار بردند.

سوّمین کاربرد این اصطلاح را در نوشته‌های برخی از پوزیتویست‌های قرن نوزدهم می‌یابیم. از نظر آنها وظیفه فلسفه تاریخ، کشف قوانین عامی بود که بر روند رویدادهایی که مورخ به شرح و نقل آنها می‌پردازد، حاکم است. وظایفی که ولتر و هگل بر عهده فلسفه تاریخ می‌نهادند، به وسیله تاریخ نیز قابل انجام بود ولی پوزیتویست‌ها تلاش کردند تا از این طریق، تاریخ را نه فلسفه بلکه علمی تجربی قلمداد کنند.

در هر یک از این موارد کاربرد فلسفه تاریخ مفهوم خاصی از فلسفه مد نظر بود. متفکران اروپایی که از طبیعت ناامید شده بودند به پژوهش درباره تاریخ روی آوردند. زیرا تاریخ را هرچند آکنده از وقایع فهم ناپذیر و رازهای ناگشودنی می نمود بیشتر از طبیعت به خواست و آرزوی انسان وابسته می دیدند. حتی با پذیرفتن سیر تاریخ بشر در جهت خردمندانگی بیشتر او درباره پایندگی این پیشرفت تردید وجود دارد.

تقسيم بندي استاد مطهري از تاريخ
1. تاريخ نقلي: تاريخ نقلي، علم به وقايع و حوادث و اوضاع و احوال انسان ها در گذشته است، در مقابل اوضاع و احوالي كه در زمان حال وجود دارد.
تاريخ نقلي، اولاً، جزئي است؛ يعني علم به يك سلسله امور شخصي و فردي است، نه علم به كليات و يك سلسله قواعد، ضوابط و روابط؛ ثانياً، يك علم نقلي است، نه عقلي؛ ثالثاً، علم به بودن­هاست، نه علم به شدن ها؛ و رابعاً، به گذشته تعلق دارد نه به زمان حاضر.

2. تعريف و ويژگي هاي تاريخ علمي: تاريخ علمي، علم به قواعد و سنن حاكم بر زندگي هاي گذشته است كه از مطالعه و بررسي و تحليل حوادث و وقايع گذشته به دست مي­آيد.
تاريخ علمي مانند نقلي به گذشته تعلق دارد، نه به حال؛ و علم به بودن هاست نه علم به شدن ها؛ اما، كلي است نه جزئي، عقلي است، نه نقليِ محض.

3. تعريف و ويژگي هاي فلسفه­ تاريخ: فلسفه تاريخ، علم به تحوّلات و تطوّرات جامعه ها از مرحله اي به مرحله ديگر و شناخت قوانين حاكم بر آن تطوّرات و تحوّلات است.
فلسفه تاريخ مانند تاريخ علمي، كلي است نه جزئي؛ و عقلي است، نه نقلي؛ اما برخلاف تاريخ علمي، علم به «شدنِ» جامعه هاست، نه علم به «بودن» آنها و نيز برخلاف تاريخ علمي، مقوّم تاريخي بودن فلسفه تاريخ، اين نيست كه به زمان گذشته تعلق دارد، بلكه اين است كه علم به جرياني است كه از گذشته آغاز شده و ادامه دارد و تا آينده كشيده مي شود. زمان «ظرف» اين گونه مسائل نيست، بلكه بعدي از ابعاد آنهاست (مطهری، استاد مرتضی؛ جامعه و تاریخ، تهران، صدرا، چاپ هشتم، ص 70-77)

تاریخ از نگاه هگل
هگل معتقد است که دو معنای متفاوت و در عین حال مرتبط، برای تاریخ می توان معرفی کرد:

1. تاریخ به معنای بیانگر رخدادها (Res Gestaw): تاریخ را تمامیت رخدادها می داند.

2. گزارشی است از رخدادهای مذکور (histori rerum gestarum): ضبط و ثبت رخدادها؛

هگل معتقد است که واژه آلمانی Geshichte را انتخاب کرده است چرا که هر دوی این معنا را در بردارد.

هگل در کتاب عقل در تاریخ می نویسدکه واژه تاریخ در زبان آلمانی (Geshichte )، هر دو معنای عینی(ابژکتیو) و ذهنی(سوبژکتیو) آن را با هم می آمیزد و هم بر گزارش آنچه روی داده است و هم بر خود رویداد دلالت می کند. این آمیختگی دو معنا را باید امری بالاتر از تصادف محض بدانیم.

باید چنین اندیشید که گزارش تاریخی در همان زمان پدید می آید که خود کنش ها و رویدادهای تاریخی، و هر دو آنها یک بنیاد دارند.

گزارش آنچه روی داده است، با خاطره و گذشته ارتباط وسیع تری دارد تا با خود رویداد. از این رو گرچه هگل هر دو معنا را در واژه تاریخ جمع می کند و معتقد است که هر دو بنیاد واحد دارند، اما فی الواقع اصل و بنیاد، همان رویدادهاست. آری، هگل معتقد است که حین وقوع یک رخداد ثبت و ضبط آن لازم است و گرنه بر وقوع رویداد دلیلی نخواهیم داشت.

تقسيم بندي شلينگ از تاريخ
"شلينگ" که یکی از میراث بران کانت و تاثیر گذار بر فلسفه هگل بوده، معتقد است كه تاريخ را از سه ديدگاه مي توان مورد مطالعه و بررسي قرار داد:

1. ديدگاه منطبق با واقع،
2. ديدگاه منطبق با ايده،
3. تلفيقي از اين دو ديدگاه.

ديدگاه اول به واقعيت هاي عيني توجه دارد؛ ديدگاه دوم به فاعل شناخت، سوژه و ذهن توجه دارد؛ و ديدگاه برتر، از وحدت و تركيب اين دو ديدگاه است. پس ديدگاه رئال يا واقع بر حوادث و وقايع به عنوان متعلّق اعيان توجه دارد و ديدگاه ايده آل بر فاعل شناخت و بر ارزيابي «سوبژكتيو» و ذهني حوادث نظر دارد؛ امام هنگامي كه تاريخ نگاري به كمال مي­رسد، اين دو ديدگاه با هم به كار گرفته مي شوند. شلينگ تلفيق اين دو با هم را «هنر تاريخ» مي­­داند.

بخش دوم: پایان تاریخ چیست؟
با تبیینی که از تاریخ در بخش قبل داشتیم، تاریخ را می توان دارای ابتدا و انتهایی دانست. هر چند تعیین ابتدا و انتها، معیار، بحث و نگاهی دیگری می طلبد، اما تصوری برای آغاز و پایان تاریخ صرفا نیازمند فرضیه هایی بیش نمی باشد.

روی سخن ما در این نوشتار پایان تاریخ است. اما خود پایان تاریخ در اندیشه های متعدد، به گونه های متفاوت معنا شده است. در این مجال کوتاه ما قصد داریم تا این مقوله را – پایان تاریخ – را از دو منظر شیعی و فلسفه هگل به گونه ای کلی مورد مداقه قرار دهیم، که در بخش های بعد خواهد آمد. اما پیش از آن، نگاهی اجمالی به معنا و مفهوم پایان تاریخ می اندازیم.

پایان تاریخ هر چند در حوزه دینی ما معنایی نزدیک به «آخرالزمان» دارد و گاهی هم شاید بتواند با واژه «قیامت» همزبانی داشته باشد، اما در یک معنای مشترک با مکاتب فلسفی غرب، می توان آن را به معنای پایان همه کشمکش ها و اختلافات و آغاز یک فصل جدید و سرشار از آرامش دانست.

معنای آخرالزمان در فرهنگ ما علاوه بر آنکه هم دارای مولفه های منفی و مثبت است، دقیقا همان معنایی را که فلاسفه غرب از پایان تاریخ اراده می کنند، نمی رساند. از سوی دیگر، قیامت نیز، کاملا از این معنای اراده شده بیگانه است. با این توصیف در این بخش باید شرحی بر معنای «پایان تاریخ» داشته باشیم و در کنار آن دورنمایی از آرای متفکران را نیز بیان خواهیم کرد.

تئوری "پایان تاریخ" فرانسیس فوکویاما – که در سال 1989 مطرح و در سال 1992 در کتابی تشریح شد –تلاشی بزرگ برای فهم جهان ِ پس از جنگ سرد بود.

عبارت "پایان تاریخ" در مکاتب فلاسفه غرب، از آن هگل یا بهتر بگوییم از آن کارل مارکس بود. هگل اولین تاریخدان فیلسوف بود که تاریخ بشری را به عنوان فرآیندی تکاملی و منسجم می دید. هگل این تکامل را روشن شدن تدریجی منطق انسانی می دانست که نهایتاً منجر به تسری آزادی در جهان می شود. فرضیه مارکس بیشتر پایهء اقتصادی داشت ، که تغییر ابزار تولید را در گذر تحول جوامع انسانی ، از پیش انسان به شکارچی- ذخیره کننده و به انواع کشاورز و صنعتی می دید و بنابراین فرضیه پایان تاریخ تئوری مدرنیزاسیون بود که سئوال فرآیند مدرنیزاسیون نهایتاً به کجا ختم می شود را پیش کشید.

بسیاری از روشنفکران پیشرو در فاصله انتشار مانیفیست کمونیستی مارکس و فردریش انگلس در 1848 و پایان قرن بیستم باور داشتند که پایانی بر تاریخ متصور است که به فرآیند تاریخی پایان داده و منجر به برقراری آرمانشهر کمونیستی می شود.

عبارت‌ «پایان‌ تاریخ‌» به‌ معنی‌ و مفهوم‌ «پایان‌ و سرنوشت‌ حیات‌ انسان‌» عمری‌ به‌ درازای‌ حیات‌ بشر بر کرة‌ خاک‌ دارد. سؤالی‌ که‌ ذاتی‌ وجود آدمی‌ است‌ و گاه‌ با نگرانی‌ و دلواپسی‌ مطرح‌ می‌شود. این‌ سؤال‌ همه‌ آدمیان‌ است‌ مشروط‌ به‌ آنکه‌ لایه‌های‌ خاکستر غفلت‌ و دم‌ غنیمت‌دانی‌ و لذت‌طلبی‌ آن‌ را نپوشانده‌ باشد.

Eschatology به‌ معنی‌ «پایان‌شناسی‌»، شاخه‌ای‌ از الهیات‌ است‌ که‌ به‌ موضوعات‌ و مباحث‌ مربوط‌ به‌ رویدادهای‌ نهایی‌ تاریخ‌ دنیا یا بشریت‌ می‌پردازد. خاستگاه‌ و سرمنشأ این‌ امر (یعنی‌ فرجام‌ تاریخ‌ و حیات‌ بشر) را به‌ طور مشخص‌ در میان‌ سه‌ آئین‌ اصلی‌ یهودیت‌، مسیحیت‌ و اسلام‌ می‌توان‌ جستجو کرد.

موضوع‌ «آخرالزمان‌» به‌ معنی‌ پایان‌ دوران‌ جهان‌ و آغاز قیامت‌ کبری‌ نیز در زمرة‌ یکی‌ از این‌ مباحث‌ است‌ که‌ همواره‌ و در طی‌ همة‌ قرون‌ و اعصار ذهن‌ و زبان‌ آدمی‌ را در میان‌ همة‌ اقوام‌، ملل‌ و نحل‌ به‌ خود مشغول‌ داشته‌ است‌.

جملة‌ ملل‌ در انتظار دورانی‌ بودند که‌ در آن‌ همة‌ ناملایمات‌ و تباهی‌ها از عرصة‌ حیات‌ آدمی‌ برچیده‌ شده‌ و زمینه‌های‌ بسط‌ عدالت‌، آسودگی‌، آرامش‌ و نعمت‌ برای‌ همه‌ آفریده‌های‌ خداوند فراهم‌ می‌شود.

طی‌ چند دهة‌ اخیر، رخدادها و وقایع‌ گوناگونی‌ زمینه‌های‌ گفتگوی‌ فراگیر دربارة‌ «پایان‌ تاریخ‌» را فراهم‌ آورده‌ است‌ چنانکه‌ امروزه‌ این‌ اندیشه‌ در همة‌ سطوح‌ و در میان‌ عموم‌ اقوام‌ و ملل‌ مطرح‌ و جاری‌ است‌.

موضوع‌ «پایان‌ تاریخ‌» سؤالات‌ مختلفی‌ را متبادر به‌ ذهن‌ می‌سازد:

1. آیا «پایان‌ تاریخ‌» به‌ معنی‌ پایان‌ یافتن‌ تاریخ‌ تفکر و فرهنگ‌ تمدن‌ غربی و یا شرقی‌ است‌؟ و بشر الزاماً دیر یا زود خود را جاری‌ در جریان‌ تاریخی‌ جدید خواهد یافت‌؟

2. آیا «پایان‌ تاریخ‌» به‌ معنی‌ پایان‌ یافتن‌ فرصت‌ بشر برای‌ سیر و سفر در عرصة‌ خاک‌ و زیست‌ این‌ جهانی‌ است‌ و بشر به‌ زودی‌ ناظر واقعه‌ بزرگ‌ «قیامت‌» خواهد بود؟

3. آیا «پایان‌ تاریخ‌» چنانکه‌ ایدئولوگ‌های‌ نظام‌ لیبرال‌ سرمایه‌داری‌ آن‌ را تبلیغ‌ می‌کنند به‌ معنی‌ ظهور کامل‌ترین‌ و آخرین‌ دستاورد فرهنگی‌ و مدنی‌ در هیأت‌ مدینه‌ سرمایه‌داری‌ امریکایی‌ است‌ و بشر ناگزیر می‌بایست‌ دست‌ از تلاش‌ و کوشش‌ برداشته‌ و بدان‌ تن‌ دهد؟

4. آیا «پایان‌ تاریخ‌» به‌ معنی‌ و مفهوم‌ پایان‌ عصر سیاه‌ عصیان‌ و خودمداری‌ است‌ و به‌ زودی‌ منجی‌ موعود همة‌ ادیان‌ ظهور خواهد کرد.

5. آیا لزوما پایان تاریخ باید همراه تکامل و آزادی باشد، و نمی توان یک بی معنایی صرف را برای آن تصور کرد؟

6. آیا این سیر تاریخی تا پایان آن، خارج از دسترس بشر است، یا آنکه انسان می تواند هرگونه که می خواهد در سرانجام آن دخالت کند؟

هر یک‌ از پرسش‌ها موضوع‌ بحث‌هایی‌ مفصل‌ و جدی‌ است‌ که‌ از کنار آن‌ به‌ سادگی‌ نمی‌توان‌ گذشت‌ و البته سخن درباره هر کدام مجالی طولانی می طلبد. اما در این بخش ما صرفا نگاهی بسیار اجمالی به مفهوم پایان تاریخ، آن هم در یک جنبه معنای آن، داشتیم.
همت وكارمضاعف در حوزه تاريخ
نشريه ساعت صفر




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در پنج شنبه 30 اردیبهشت 1389  ساعت 4:16 PM نظرات 0
 
همت وكارمضاعف در حوزه مهدويت
وقتی کسی روی هدفی متمرکز می‌شود و برای رسیدن به آن تلاش می‌کند، تقریبا مسائل اطراف را فراموش می‌کند و از تمامی توان و انرژی خود برای رسیدن به آن استفاده می‌کند. هر چقدر این هدف بزرگ‌تر و مهم‌‎تر باشد، تلاش و همت بیشتری را طلب می‌کند و اگر این هدف، همان چیزی باشد که ثمره نهضت انبیاء و امامان و مقصود نهایی خداوند است، دیگر نمی‌توان میزان تلاش مورد نیاز برای آن را محاسبه کرد.

امر قائم آل محمد را در تاریخ با مورد مشابهی مقایسه می‌کنیم و عمل مردم را در آن مورد با عمل مردم عصر حاضر می‌سنجیم، یکی از موارد قابل ذکر، خلف وعده بنی اسرائیل با موسی (ع) و عدم همراهی ایشان با این پیامبر عظیم الشأن الهی بود. این قوم که زمانی برگزیده خداوند بودند، وقتی همراه با نبی خدا به کار و تلاش فراخوانده می‌شوند تا با گذر از امتحان، به پاداشی عظیم برسند؛ تن‌پروری و آسایش را به جای کار و تلاش بر می‌گزینند و به موسی (ع) می‌گویند: تو و خدایت بروید و بجنگید، بعد از آن ما خواهیم آمد!
 

سرنوشت چنین قومی، آوارگی 40 ساله در بیابان است تا نسلی که به تن‌پروری و بیکاری عادت کرده است، از بین برود و گروهی با اراده قوی و عزمی راسخ، جای نیاکان تنبل خود را بگیرند و بتوانند به آنچه برایشان مقرر شده است، دست پیدا کنند؛ اگر چه دیگر امت برگزیده نیستند و این افتخار به قومی دیگر رسیده است.

اگر بخواهیم برای منتظران مصلح کل، ویژگی هایی را قائل شویم، در صدر آنها کار بیشتر و پشتکار مضاعف نسبت به دیگرانی که برای اهداف دیگر تلاش می کنند، مشخص است. انسان هایی هستند که چون کوه سخت هستند و در خون و عرق غرق می شوند تا کار قائم آل محمد به سرانجام برسد!

امام صادق(ع) در این باره می‌فرمایند: «كلا، والذى نفسه بيده ، لو استقامت لأحد عفوا، لأستقامت لرسول الله (ص ) حين اءدميت رباعيته، و شج فى وجهه، كلا و الذى نفسه بيده، حتى فسخ نحن و أنتم العرق و العلق . (1)»
«هرگز چنين نيست. به خداى جان آفرين سوگند، اگر قرار بود كار براى كسى خود به خود درست شود، براى پيامبر(ص ) درست مى شد، هنگامى كه دندانش شكست و صورتش شكافت . هرگز چنين نيست كه كار، خود به خود درست شود، به خداى جان آفرين سوگند، كار دست نخواهد شد تا اين كه ما و شما در عرق و خون غرق شويم .»

امر قائم آل محمد با تلاشی هر روزه و پی‌گیر، عزمی جزم و پشتکار و همت بالا به دست می‌آید و چنین نیست که هر روز و هر شب برای ظهور ایشان دعا کنیم اما دریغ از قدمی که در این راه برداشته شود! همتی بیشتر از کارهای عادی و امور شخصی مورد نیاز است تا کار ظهور به سرانجام برسد.

اگر چنین کار مضاعفی را در پیش بگیریم، خداوند نیز به تلاش‌های ما برکت خواهد داد و حرکت رو به جلو را تضمین می‌کند. این چنین عملی است که نه ده برابر که شصت یا هفتاد برابر نتیجه خواهد داشت چرا که عاملین به آن، از حداکثر توان و تلاش خود استفاده کرده‌اند و حالا وقت برکت الهی است.

نگرشی ساده‌انگارانه در اینجا وجود دارد که این همت و کار سخت را موکول به قبل از ظهور می‌داند و دوران حضور قائم آل محمد را دوران رفاه و استراحت نامیده است، این در حالی است که این همت و تلاش، در دوران ظهور بیشتر باید باشد؛ چرا که با رهبری امام عادل و دانا که به سلاح علم و وحی، هر دو مسلط است، حداکثر توانایی بشر آشکار می‌شود و این آشکار شدن به بهره‌برداری حداکثری از نعمت‌های خداوندی منتهی می‌شود.

اما قرار نیست بهره‌مندی از نعمت‌های زمین، به شکلی باشد که خداوند و حجت او بر روی زمین کار کنند! و دیگران در منزلشان بیاسایند و بخورند و بخوابند! این بهره‌مندی حداکثری، کار مضاعف و همت بیشتری را می‌طلبد نه استراحت و تن‌پروری!

در کل باید گفت هم قبل از ظهور و هم بعد از آن، کار و تلاش زیاد و همت مضاعفی مورد نیاز است تا امر قائم آل محمد به سرانجام برسد، قبل از ظهور باید به یاری نائبان آن حضرت شتافت و بعد از ظهور در رکاب آن حضرت باید به تلاش مضاعف دست زد، تا خداوند نیز به این تلاش‌‌ها برکت دهد و بشود آنچه که مقرر شده است!
همت وكارمضاعف در حوزه مهدويت
نشريه ساعت صفر




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در پنج شنبه 30 اردیبهشت 1389  ساعت 4:12 PM نظرات 0

همت وكارمضاعف در حوزه مهدويت
شک مقدمه یقین است و تنها آنان که جرأت پرسیدن دارند، شایسته اعتقادی راسخ و باوری راستین اند. دیده تیزبین و ریزبینی که کورانه ره پوییدن را برنمی تابد و ذهن پویایی که تا رسیدن به پاسخ آرامی نمی یابد، شایان ارج و احترام است. از پرسشگری می شناسند، جوان مسلمان را. پرسش مقدس است و قابل ستایش و تنها پاسخ را یارای رویارویی با اوست. پرسش را می ستاییم که نشان از آگاهی دارد و معرفت و حکمت را به دنبال. می ستاییم پرسش را تا مبادا شکسته شود حرمت ذهن پرسش گر و مدفون گردد پرسشی که نفس می کشد. گفته ایم و باز می گوییم که کار ما کشتن پرسش نیست.

ناگفته پیداست که در این میان برخی شبهه پراکنی نیز می کنند و سعی در پوشاندن حقیقت دارند و نمی دانند که فرجامی جز ناکامی ندارند که خورشید همواره زیر ابر نمی ماند و روزی نور حقیقت بر دل جویندگان و پرسندگان خستگی ناپذیر خواهد تابید. می کوشند تا با دهان های خود نور خدا را خاموش کنند و با دست های خود خورشید حقیقت را بپوشانند. ای کاش پیش از آنکه دست و دهانشان بسوزد از خواب سنگین غفلت سربرآورند. با این حال، اگر در عنوان این نوشته پرسش را به جای شبهه برگزیدیم تنها از این رو بود که بار منفی این کلمه گردی بر دامان پرسش ننشاند و ذهن پرسش گری را به اتهام شبهه انگیزی نمیراند و پرسشی ناگفته و خاموش نماند. .



برخی اندیشه مهدویت را معجونی مخدر و دارویی مسکن می دانند که تخم بی همتی می نشاند و جز سستی نمی زاید. می گویند این انتظار ریشه عمل گرایی را می خشکاند و تنها کاهلی می پروراند. چنین می پندارند که این اندیشه قدرت اقدام به عمل برای اصلاح و پیشبرد جامعه اسلامی را از مسلمانان سلب کرده، در عوض ناله و شیون را به آنان ارزانی داشته است؛ چنانکه گویی انتظار مصلحی که کارها را یکسره سامان خواهد بخشید، جایی برای اصلاح گری باقی نگذاشته است و مسلمانان را به خسته انبوهی تبدیل کرده که نشستن در گوشه ای تاریک و نمناک را به جای جستجوی گرما و روشنی برگزیده اند و در خاموشی، سکوت و سستی فرو مرده اند.

در این میان برخی پا را از این نیز فراتر می نهند و برخی از احادیث مهدوی را در راستای گسترش ظلم و فساد به کار می گیرند. این حدیث معروف از رسول رحمت(ص) را دستاویز خود قرار می دهند که درباره فرزند بزرگوارشان، حضرت بقیة الله(عج) فرمود: ...يملأ الأرض قسطا وعدلا كما ملئت جورا وظلما... (او زمین را پر از داد و عدل مى کند، همان گونه که از ظلم و ستم پر شده باشد...) و می کوشند تا منتظران را به گسترش ظلم و فساد و سکوت در برابر ستمکاران وادارند. سکوت در برابر ستمگری و ستمگران و حتی پشتیبانی از آنان و یاری رساندن به گسترش ظلم و فساد را گامی در راستای زمینه سازی برای ظهور حضرت بقیة الله، امام خوبان و نابودگر ستمکاران(عج) برمی شمارند.

در پاسخ باید گفتک که این گمانه زنیهای مبتنی بر پایه های پوچ و دور از حقیقت، آنگاه که در برابر واقعیت های تاریخی مستند قرار می گیرند، به راحتی رنگ می بازند. تاریخ درخشان اسلام، لبریز است از جنبش های پرخروشی که نشان از همت والای جوانمردان مسلمان دارد. جنبش هایی که گام هایی عظیم در جهت گسترش عدالت، حمایت از ستمدیدگان و ترویج ارزش های والای اسلامی برداشته اند. چنین جوش و خروشی زاییده همان اندیشه مهدوی است که مایه سستی و کاهلی برشمردندش و مخدرش نامیدند.

انقلاب شکوهمند جمهوری اسلامی ایران به دست توانمند روح خدا، حضرت امام خمینی(قد)، نمونه آشکاری از این جنبش هاست که بنیان ظلم و ستم را از ریشه برکند و حکومت طاغوتیان را فروریخت و معادله های جهانی را یکسره بر هم زد. او پیشوای ما بود و او بود که اندیشه مهدوی و انتظار فرج را به ما آموخته بود و چه بسیار شنیده بودیم که زمزمه می کرد:

از غم دوست در این میکده فریاد کشم
دادرس نیست که در هجر رخش داد کشم
داد و بیداد که در محفل ما رندی نیست
که برش شکوه برآرم، داد زبیداد کشم
شادیم داد، غمم داد و جفا داد و وفا
با صفا منت آن را که به من داد کشم
عاشقم، عاشق روی تو، نه چیز دگری
بار هجران و وصالت به دل شاد کشم
در غمت ای گل وحشی من ای خسرو من
جور مجنون ببرم تیشه فرهاد کشم
مردم از زندگی بی تو که با من هستی
طرفه سری است که باید بر استاد کشم
سال‌ها می‌گذرد، حادثه‌ها می‌آید
انتظار فرج از نیمه خرداد کشم

اکنون نیز جانشین صالح اوست که امسال را سال کار مضاعف و همت مضاعف نامیده است. روحیه منتظران، روحیه ای سرشار از امید و سرزندگی است و با سستی و خمودگی سر سازگاری ندارد. امسال سرزمین منتظران، سرزمین کار و همت است و این خود بزرگ ترین دلیل کژی و ناراستی این باور است که تنها محصول اندیشه مهدوی، سستی و کاهلی است و کار منتظران شیون و ناله و گوشه نشینی.

با دیدی گسترده تر که بنگریم این اندیشه را تجلی خواسته های جامعه انسانی از هر دین و آیینی می یابیم. بشر، فرجام نیکی را به انتظار نشسته است که پس از تحمل رنج بسیار فراخواهد رسید. پایانی که تحقق اهداف و رسالت های همه پیامبران الاهی خواهد بود. این اندیشه حتی در ایدئولوژی ها و رویکردهای مادی همچون مارکسیسم که معتقد به سیر دیالکتیکی تاریخ است نیز بروز یافته است که بازگشت نهایی تاریخ به دوره اشتراکی را به انتظار نشسته اند. از این رو، این باور، باوری انسانی است که مورد تایید دین قرار گرفته است.

هنگامی که دین الاهی این باور عمومی بشر که زمین در نهایت پر از عدل و داد خواهد شد را مورد تایید قرار می دهد، این باور به اعتقادی راسخ درباره آینده و سرنوشت بشر تبدیل می شود و منبع قدرت و انرژی بی پایانی در اختیار انسان می گذارد. ایمان به اندیشه مهدوی توان رویارویی با ظلم و ستم را به انسان می بخشد، حتی اگر سراسر زمین را فراگرفته باشد؛ چراکه به پایانی پر از عدل و داد ایمان دارد. جهان حتی اگر سراسر در تاریکی فرو رود، مشعل نورانی و گرم این باور فروزان باقی می ماند و چشمه یاس و نومیدی را می خشکاند و امید را در قلب آدمی زنده نگاه می دارد.

باور به منجی، باور به امکان مبارزه با جهانی سراسر ظلم و ستم است و توان انسان برای فرو ریختن پایه های ظلم و بنای جهانی پر از عدالت. این باور نشانگر آن است که ظلم و ستم حالتی غیرپایدار است و فرجامی جز برچیده شدن ندارد و این پایان پذیری حتمی، امید را در دل ستمدیدگان و مظلومان زنده نگاه می دارد. امیدی که مایه حیات آدمی است و نابودی این امید حیاتبخش به نابودی انسان خواهد انجامید. از سوی دیگر، این باور چشمه امیدی در دل آدمی می جوشاند که اگر جهانی در ستمکاری دست به دست هم دهد و بویی از عدالت در جهان باقی نماند، نخواهد خشکید.

نکته قابل توجهی که در این خصوص وجود دارد این است که این باور در اسلام تفاوت قابل توجهی با سایر ادیان دارد. منجی ما گرچه پوشیده در پرده غیبت است، در پرده ابهام آینده نمی گنجد. او هم اکنون هست و با ما و در کنار ما زندگی می کند و از احوال و وضعیت ما آگاه است. او واقعیتی است نه متعلق به آینده، که اکنون حاضر است و همراه با نفس های ما نفس می کشد و عطر انفاسش جهان را گل افشان ساخته است. او خود نیز در صف منتظران، روز ظهور را به انتظار نشسته است. او انسانی نیست که در آینده زاده شود، او در میان ما زندگی می کند و ما را می بیند. او که در کنار ماست و بر همین زمین گام برمی دارد، تجسد ظلم ستیزی است.

در پایان درباره بخش پایانی پرسش در خصوص به کارگیری احادیث مهدوی یاد شده در راستای گسترش ظلم و ستم، دو نکته قابل ذکر است. یکی اینکه در حدیث شریف نیامده است: «بعد ما ملئت جائراً وظالماً»، (دنیا پر از جائر و ظالم گردد)؛ بنابراین ممکن است با ظهور یک شخص ظالم این پدیده شوم، رخ دهد و جهانی پر از جور و ستم گردد و نمی توان چنین نتیجه گرفت که منتظران همه باید دست به ظلم و ستم ببرند تا زمینه ظهور را فراهم سازند. نکته دوم اینکه خداوند متعال در قرآن مجید می فرماید: «ولقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر أن الأرض يرثها عبادي الصالحون»؛ بنابر این آیه شریفه زمین میراث بندگان صالح خداوند خواهد بود، پس یارانی وفادار و یاورانی صالح و نیکوکار حضرت بقیة الله(عج) را فراخواهند گرفت و همراه ایشان خواهند بود
نشريه ساعت صفر
همت وكارمضاعف در حوزه مهدويت




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در پنج شنبه 30 اردیبهشت 1389  ساعت 4:09 PM نظرات 0
 
همت وكارمضاعف در حوزه دانشجويان
آنچه که شایسته مردم کشور ماست در پرتو تلاش به دست می آید و دانشجویان که افراد پرتلاش و محصول تربیت دوران جمهوری اسلامی هستند باید به شیوه مناسبی برای فتح قله های علمی دنیا توانمندشوند.
 کتاب "قانون" ابن سینا به عنوان نخستین منبع آموزش پزشکی در دنیا مطرح است و پس از قرآن و تورات هیچ کتابی به اندازه قانون ابن سینا تجدید چاپ نشده است.
هدف اصلی برگزاری المپیادهای دانشجویی نیز آموزش دانشجویان و تمرینی برای سرآمدی و دستیابی به موفقیت در عرصه های مختلف علمی است.
مقام معظم رهبری وضعیت علمی کشور را در حدی می دانند که با تداوم ، همت و تلاش می توان به قله علمی دنیا رسید.
 این یک آرمان نیست بلکه کشور ما برای دفاع از خود ، عدالت و ارزشهای انسانی باید به این وضعیت برتر علمی در دنیا برسد.
 تفاهم و خشوع باید در بین نخبگان ما وجود داشته باشد به گونه ای که برترین های علمی کشور خود را خادم مردم بدانند. این روحیه با تاثیرپذیری از اخلاق استاد شهید مطهری باید در فضای المپیادهای دانشجویی حاکم باشد.
 با اشاره به اینکه مردادماه سال جاری دومین المپیاد دانشجویان علوم پزشکی سراسرکشور در شیراز برگزار می شود میتوان گفت آموزش پزشکی عرصه ای پویا و به شدت در حال پیشرفت است که ایران نیز در چهارسال گذشته در شاخصهای کمی و کیفی عرصه سلامت افزون بر 300 و در برخی موارد 400 درصد پیشرفت داشته است.

 با توجه به پایه گذاری طب اورژانس می توان گفت  این امر موجب بهبود امور فوریتهای پزشکی پیش بیمارستانی و بیمارستانی در کشور شده است که با توجه به جدید بودن این علم در دنیا توجه به آن در المپیاد دانشجویی بر پیشرفت طب اورژانس ایران کمک می کند.

 برگزاری این المپیاد دانشجویی به نفع همه دانشگاهها و دانشجویان است بنابراین همه دانشگاههای علوم پزشکی کشور باید همکاری همه جانبه ای در برگزاری آن داشته باشند.
همت و كارمضاعف در حوزه دانشجويان
ايسكا نيوز





لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در پنج شنبه 30 اردیبهشت 1389  ساعت 4:05 PM نظرات 0
 
همت وكارمضاعف در حوزه اموزش
تحقق فرمان مقام معظم رهبري در همه عرصه‌ها به ويژه آموزش و پرورش نيازمند فرهنگ‌سازي است، بينش و معرفت عميق و وسيع نسبت به انسان و جهان و عزم و اراده قوي لازمه تحقق همت مضاعف و كار مضاعف به ويژه در ميان جوانان است.

*معرفت عميق و اراده محكم لازمه تحقق همت مضاعف و كار مضاعف است

 با توجه به ضرورت توجه به كار آموزشي و پرورشي براي تعميق معرفت و محكم شدن اراده میتوان گفت در رابطه با كار، نوع نگاه ما به اين مقوله بسيار مهم است زيرا متأثر از فرهنگ و ديدگاه غربي، نگاه بسياري از مردم و جوانان ما به كار كردن، صرفاً وسيله‌اي براي درآمد و تأمين معاش است.
 در فرهنگ ديني حتي اگر كسي از لحاظ درآمد و معيشت به حدي از تمكين رسيده باشد كه نيازي به كار نداشته باشد، باز هم براي رشد و شكوفايي استعداد‌ها و تكامل روحي بايد كار كند.
 با اشاره به ضرورت تحول عميق در نظام تعليم و تربيت گفته میشود اين تحول نياز به كار و تلاش جدي و همه‌جانبه و غنيمت شمردن فرصت‌ها براي بهره‌گيري از توان كارشناسي و علمي صاحبنظران دارد.
 نخستين مانع تحقق اين اهداف، نگاه حاكم بر دانش‌آموزان، معلمان و مديران نسبت به مقوله كار است كه بايد با كار فرهنگي تغيير كند؛ علاوه بر آن تأكيد بيش از حد بر شعار و گفتار نيز مانع ديگري براي تحقق اين فرمان است و لازم است رفتار و عملكرد مسئولان آموزش و پرورش در اين سال، تجلي عيني و عملي همت مضاعف و كار مضاعف باشد.
با توجه به وظيفه قانونگذاري و نظارتي مجلس شوراي اسلامي در راستاي كمك به دولت و تحقق اين فرمان، در عرصه قانونگذاري، مجلس مي‌تواند با كمك به رفع خلاء‌هاي قانوني و در زمينه نظارت نيز با اعمال نظارت جدي‌تر بر روند اجرايي شدن اين شعار وارد عمل شود.
 چون اين فرمان از ناحيه ولي امر صادر شده است، تحقق آن لازم و واجب است؛ به همين خاطر مجلس مي‌تواند با اهرم‌هاي نظارتي كه در اختيار دارد، جلوي كج‌روي‌ها و كج‌انديشي‌هايي را كه مانع تحقق فرمان همت و كار مضاعف مي‌شود، بگيرد.
مجلس در كنار اقدامات خوب دستگاه‌هاي اجرايي در ايام عيد نوروز كه طليعه خوبي براي همت و كار مضاعف بود، با افزايش زمان كار و فعاليت كميسيون‌ها و برنامه‌ريزي‌هايي كه در حال انجام است، تلاش مي‌كند تا فعال‌تر از گذشته در عرصه انجام وظايفش ظاهر شود.
سايت خانه رياضي
 همت وكارمضاعف در حوزه آموزش




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در پنج شنبه 30 اردیبهشت 1389  ساعت 3:54 PM نظرات 0

 همت وكارمضاعف در حوزه مهدويت
در این نوشتار به بررسی برخی از علل و عواملی می پردازیم که ممکن است در رستاخیز قیام و انقلام امام مهدی (عج) به کار گرفته شود و با تکیه بر آنها و همت و تلاش همه انسان ها، بودجه و مواد و منابع عظیم و مکان برای چنین اقدامی عظیم تأمین گردد و در فروغ آن زندگی بشریت سامانی درخور یابد:

1ـ برقراری عدالت اجتماعی
عدالت اجتماعی به معنای تعادل و توازن در کلیه جریان های اقتصادی جامعه است و نظام تولید و توزیع مصرف را در بر می گیرد.

2ـ اجرای اصل مساوات
رعایت قاطع اصل مساوات نیز موجب تعدیل ثروت ها و برابری در توزیع کالاها و موارد مورد نیای همه مردم است و از تراکم و ذخیره سازی کمتر و اسرافکاری نزد طبقات و گروه هایی مانعی می گردد و زمینه های اصلی کمبود و نیازمندی را برطرف می سازد.
 

در اینباره به چنین تعالیمی بر می خوریم: «و یسوّی بین النّاس حتّی لاتری محتاجاً إلی الزکاة» یعنی (امام مهدی «عج») میان مردم (در تقسیم اموال) به مساوات رفتار می کند به طوری که دیگر نیازمند و محتاجی یافت نمی شود.(1)

3ـ عمران و آبادی زمین
طبق نظر متخصصان، بسیاری از زمین ها قابل عمران و آبادی و کشاورزی و تولید است، بسیاری از آب ها دارای استعداد ذخیره شدن و بهره برداری است و بسیاری از مناطق زمین متروک و رها شده مانده است. این موضع نیز از نظر متخصصان و آمارگیران ثابت است که زمین استعداد اداره و تأمین چند برابر جمعیت کنونی را دارد به سه شرط: الف) از همه امکانات بهره برداری شود. ب) از اسرافکاری و شادخواری و کامروایی فزون از حدّ گروه هایی اندک مانع گردند. ج) تکنیک های دقیق علمی و فنی و متناسب با محیط ها و سرزمین ها به کار رود.

4ـ پیشرفت فنون
علم و دانش بشری در رستاخیز امام مهدی (عج) به تکامل نهایی می رسد و امام با برنامه ریزی های دقیق که از دانش بیکران الهی او برخاسته است، همه مناطق زمین را آباد می کند و برای تأمین زندگی و ایجاد رفاه همگانی راه و روش هایی را عرضه می کند که تا آن روز برای بشر ناشناخته بوده است.

5ـ باران های مفید و پیاپی
طبق تعالیم قرآن و احادیث پارسایی و نیکوکاری و احسان و به خصوص دادگری موجب نزول رحمت هایی الهی و وفور نزولات آسمانی است و گناه به ویژه ظلم در روابط انسانی موجب خشکسالی و محرومیت الهی و قلّت نزولات است. در دوران ظهور چون نیکی و احسان و عدل و انصاف بر سراسر گیتی پرتو می افکند و روابط انسانی بر اصل عدل و انصاف استوار می گردد و مردمان همه به نیکی و نیکوکاری و پارسایی می گرایند و ظلم و ستم را یک سو می نهند، از این رو، شایسته فضل بیشتر و رحمت بیشتر می گردند و بارش باران های مناسب و به موقع، سبب رشدی وصف ناپذیر در تولید خواهد گشت و بسیاری از مشکلات و کمبودها و نیازمندی ها را برطرف خواهد ساخت.

6ـ برنامه ریزی درست و از یک نقطه
عامل محرومیت و عقب ماندگی اکثریت کشورها و اجتماعات بشری، کشورهای قدرتمند و سلطه طلب است. اگر سلطه طلبان از میان بروند و تقسیم جامعه بشری به دو یا سه طبقه پیشرفته و در حال توسعه و عقب مانده نفی شود و همه برنامه ریزی ها و فکر و تخصص ها و سرمایه ها و مدیریت ها تا سر حدّ امکان به طور یکسان در همه ی مناطق زمین، تقسیم گردد و تبعیض و تفاوتی در کار نباشد و جهان دارای مرکزیتی یگانه و واحد شود که بر اساس عدل و مساوات به همه انسان ها یکسان بنگرد و تقسیم بندی های ظالمانه ی جامعه بشری را محو سازد و همه امکانات طبق نیازها به مناطق عالم گسیل گردد و هیچ نقطه ی متروک و رها شده باقی نماند، به طور طبیعی مشکلات و نابسامانی های زندگی انسان ها برطرف می شود و رفاه و آسایش بر سراسر زمین سایه می افکند.

7ـ بهره برداری از معادن و منابع زیرزمینی
بسیاری از ثروت ها و مواد لازم برای زندگی ما از معادن به دست می آید. این معادن و مواد دیگری که برای بشر امروز شناخته شده نیست، در دوران ظهور مورد بهره برداری قرار می گیرد. پیامبر اکرم (ص) می فرماید: «و یظهر الله له کنوز الارض و معادنها...» خداوند برای قائم (عج) گنج ها و معادن زمین را آشکار می سازد... .(2)

در دوران آن رستاخیز عظیم، مواد و معادنی شناخته و اکتشاف می شود که چهره ی زندگی ها را به کلی دگرگون می سازد. با توجه به بیکرانی و فراوانی منابع و معادن زیرزمینی – به ویژه نسبت به بخش های ناشناخته آن برای بشر امروز- روشن می گردد که این بخش از منابع درآمد دولت حضرت مهدی (عج) سرمایه ای در خور و کارآمد دارد. مانع عظیم اکثریت اجتماعات بشری امروز نبود شناخت و دانش کافی است یا برنامه ریزی های حساب نشده و نادرست است و در دوران ظهور، دوران سراسر آگاهی و شناخت های ناب و خالص اس که همه زوایای زندگی انسان را روشن می سازد و در برنامه ریزی های فرهنگی، تربیتی، هنری، فنی، اجتماعی، اقتصادی و ... نقطه ی ابهام و عقب ماندگی باقی نمی ماند.

8ـ بازپس گیری ثروت های غصب شده
از جمله اموال عمومی که غاصبانه به افرادی خاص داده شده است «قطایع» است یعنی زمین هایی از اراضی خراجی که از راه امتیاز به نزدیکان حکام داده می شده. این اموال بذل و بخشش هایی است که موجب تشکیل طبقه ای ممتاز در جامعه است. در دوران گذشته پادشاهان و حکومت ها به درباریان و اطرافیان خود قطعه زمین هایی پیشکش می کردند و این زمین ها قطیعه و قطایع نام داشت.

9ـ استفاده از همه ی اموال (اموال عمومی، خصوصی)
امام مهدی (عج) برای پیشبرد اهداف انقلاب طبق تعبیر برخی از احادیث از همه ی اموال عمومی و خصوصی بهره می گیرد. امام باقر (ع): «... و تجمع إلیه (القائم) اموال الدنیا من بطن الارض و ظهیرها» فیقول للناس: «تعالو إلی ما قطعتم فیه الارحام و سفلکتم فیه الدّماء الحرام، و رکبتم فیه ما حرّم الله «عزّ و جلّ»...»(3) همه اموال جهان در نزد مهدی (عج) گرد آید، آنچه در دل زمین است و آنچه بر روی زمین، آنگاه مهدی به مردمان بگوید: «بیایید! و این اموال را بگیرید! اینها همان چیزهایی است که برای به دست آوردن آن ها قطع رحم کردید و خویشان خود را رنجاندید، خون های به ناحق ریختید و مرتکب گناهان شدید، بیایید و بگیرید!»

10ـ کنترل و نظارت دقیق مرکزی
از جمله عوامل بسیار مهمی که امام مهدی (عج) در پرتو آن نابسامانی های اقتصادی و ویرانی امور معاش را برطرف می سازد، اشراف و نظارت دقیق حاکمیت مرکزی جهانی اسلامی است بر جریان اقتصادی و معیشتی تمام اجتماعات بشری.

در پایان این بخش، تذکر این نکته نیز لازم است که آنچه درباره انقلاب حضرت مهدی (عج) گفته می شود یا به قلم می آید، نسبت به آنچه خواهد شد و مسائل و طرح ها و برنامه هایی که در آن دوران سراسر عدل و داد و شناخت و آگاهی و نظم و حق و حقوق و علم و فنّ و دانش و ایمان عرضه خواهد گشت، قطره ای است از دریا و البته روشن است که آگاهی کامل از تمام مسائل – که پس از ظهور رخ می دهد – در دوران پیش از ظهور دشوار است برای هر کس در هر درجه از آگاهی و اندیشمندی. آری در این راستا مهم شناخت برخی از این روش هاست که قوانین عمومی اسلامی آن را روشن می سازد و ظیفه ما همّت و تلاش مضاعف برای آماده سازی این بسترها برای دوران
ظهور امام مهدی (عج) است ان شاءالله
نشريه ساعت صفر.
همت وكارمضاعف در حوزه مهدويت




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در پنج شنبه 30 اردیبهشت 1389  ساعت 3:49 PM نظرات 0
 
همت و كارمضاعف در حوزه كارآفريني

اهمیت موسسات کار آفرینی در اقتصاد ملی و اجتماعات محلی به عنوان منشا اشتغال و ثروت و دیگر مزایای اجتماعی و ارتباطی، اکنون بخوبی مشخص شده است.


مدیریت موثر کارکنان به طور روز افزون در ادبیات موضوعی آن، به عنوان عاملی که سهمی حیاتی در نیل به عملکرد و بقای سازمانی دارد، شناخته می شود. با این وجود، ‌مطالعات صورت گرفته روی پویایی های مدیریت منابع انسانی در موسسات کارآفرینی کوچک، نسبتا پراکنده هستند. این مقاله به دامنه ای از انتشارات پژوهشی توصیفی می پردازد تا نشان دهد که فرهنگ فرد گرایی مالک-محور و عدم رسمیت، درحال شیوع در این شرکتهاست. در نتیجه این عوامل، مقولات اساسی منابع انسانی همچون، فعالیتهای مرتبط با عملکرد،‌آموزش و توسعه، ‌توازن نیروی کار و دیگر ابعاد حساس رفاه نیروی کار را متاثر می سازند. عدم رسمیت و فقدان راهبرد جهت آگاهی نسبت به روابط مالک-کارمند، در تقابل با فشارهای روز افزون سیاسی در جهت تدوین قوانین در حوزه مدیریت کارکنان در موسسات کارآفرینی کوچک قرار دارند. پاسخ به این فشارها، احتمالا مفاهیم ضمنی مهمی، ‌هم درزمینه روابط با کارکنان و هم عملکرد سازمانی، در بر خواهند داشت.
 

● مقدمه

از لحاظ تاریخی، فقدان تمایل جهت پرداختن به مقولات کارآفرینی توسط نظریه‌پردازان سازمانی و مدیریت، در شیوه ترسیم و توصیف کارآفرینان، ریشه‌یابی شده است، کسانی که قهرمانان خارق العاده هستند و از قابلیت های ماورای تصوری برخوردارند. با این وجود،‌ از آنجا که کارآفرینی به طور روزافزون به صورت مکانیزمی که نه تنها پشتیبان اقتصاد است و آن را دگرگون می سازد، بلکه به عنوان عاملی که به همراه خود مزایا و منافع اجتماعی و اقتصادی را در بردارد، مد نظر است.

موضوع نوپدیدی که از مطالعات اخیر جلوه می کند، این است که کارکنان با گذار زمان هر چه بیشتر به عنوان منشا اصلی مزیت رقابتی نمود می یابند. توانایی تشریک مساعی و انجام فعالیت مستقل، بروز ابتکار و پذیرش رویکردهای خلاقانه برای رشد و بالندگی اقتصادی، از جمله عوامل حیاتی به شمار می آیند. مهارتهای مهم و حیاتی در محیط کار این معنی را در بر دارند که نیازمند ارتقای درک خود نسبت به نقش مدیریت منابع انسانی در ساخت موسسات کارآفرینی موفق هستند.در حالی که شاکله در حال تکاملی از دانش درمورد کارآفرینی و ساختار شرکتها و سازمانهای کوچک وجود دارد، به‌طور قابل توجهی،‌ دانش ما در مورد پویاییهای رفتار مدیریت و کارکنان در موسسات کارآفرینانه کوچک ناچیز است.

همچنین می دانیم که مالک-مدیران شرکتهای کوچک، احتمالا معنی واقعی مدیریت منابع انسانی را درک نمی کنند. به عنوان مثال،‌ هنمن، تانسکی و کمپ دریافتند که مدیران عامل، واژه مدیریت منابع انسانی را عموما در کل، شامل مدیریت بر دغدغه های مشخص کارکنان، مانند استخدام یا جبران خدمات می دانند.

دانش، تجربه و تجویزات ما برای مدیریت منابع انسانی اغلب از پژوهش و تحقیق در شرکتهای بزرگ ریشه گرفته اند. پس، در مورد چگونگی گسترش واقعی نظریه‌های ایجاد شده در سطح موسسات کار آفرینی کوچک، دانش اندکی وجود دارد.(هنمن ۲۰۰۰)

این مقاله، مدیریت منابع انسانی، فرهنگ وروابط کارکنان را در موسسات کار آفرینی کوچک مد نظر قرار می دهد. تعریف شین و ونکاترامن (۲۰۰۰) را در مورد کارآفرینی به عنوان فرایندی که از طریق آن فرصتهای خلق کالاها و خدمات آتی، کشف، ارزیابی و بهره گیری می شوند، می پذیریم. بنابراین کارآفرینان لزوماً می بایست بنیانگذاران سازمانهای جدید باشند. به مدیریت منابع انسانی از چشم انداز راهبردی و در قالب تعریف ارائه شده توسط نیوین و برایانت (۲۰۰۴) می نگریم : انسجام راهبردی فعالیتهای منابع انسانی در جهت مدیریت و بالندگی نیروهای کاری. از منظر این تعریف می توانیم به کارکنان به عنوان مرکز و محور مدیریت منابع انسانی بنگریم.

● موسسات کارآفرینی کوچک در اقتصادهای پیشرفته

ارزش انجام تحقیق در سازمانهای کوچک روشن است: شرکتهای کوچک، اکثریت سازمانهای اشتغالزا را در اقتصادهای توسعه یافته شکل می دهند. برای مثال در سال ۱۹۹۴، دوسوم جمعیت در حال کار اتحادیه اروپا در موسسات کوچک یا متوسط با کمتر از ۲۵۰ نفر کارمند، اشتغال داشتند. تا سال ۲۰۰۱، ۹۹.۸ درصد شرکتهای اتحادیه اروپا، در طبقه شرکتهای کوچک و متوسط قرار می‌گرفتند. رقم مشابه و یا اندکی کمتر را در انگلیس شایع و غالب می بینیم. در سال ۱۹۹۹، ۳.۷میلیون شرکت برآورد شد و تا سال ۲۰۰۴، شرکتهای کوچک و متوسط بیش از ۹۹ درصد کل شرکتها را تشکیل می‌دادند که چیزی در حدود ۴۷.۵درصد کل کارکنان را در استخدام داشتند. در ایالات متحده، در سال ۲۰۰۳، ۹۷ درصد شرکتها، کمتر از ۵۰۰ کارمند داشتند و ۸۷.۲ درصد از این افراد شاغل، کمتر از ۲۰ سال سن داشتند.

طی سال ۲۰۰۲ در ایالات متحده، ۶۷۸۵۶۴ بنگاه اقتصادی که کمتر از ۵۰۰ کارمند را در استخدام خود داشتند، رسما منحل شدند. عمده مدارک و دلایل مرتبط با نرخ بالای فنا و اضمحلال را می توان به ناتوانی آنها در انطباق با تغییر، فقدان کنترل در دوره رشد شرکت و محیط و زیر ساختها نسبت داد.

به طور خلاصه، هدف بازبینی فعلی ما بررسی موضوعاتی است که پیش روی موسسات کارآفرینی کوچک است؛ مقولاتی که انطباق با تغییر و بویژه تاکید و تمرکز روی مفاهیم ضمنی تغییر در این سازمانها برای مدیریت کارکنان را در بر دارند.

● فرهنگ موسسات کارآفرینی کوچک

درموسسات کارآفرینی کوچک، هر نوع بررسی درمورد فرهنگ سازمانی می‌بایست با مدیریت، خواست و نظارت شخصی و مستقیم خود مالکان به انجام برسد. سازمانها ممکن است در پاسخگویی به نشانه ها و علائم مختلف بازار محصول و نیروی کار، به طور گوناگون عمل کنند، اما از رهگذر مالکان است که این نشانه ها و پاسخ ها به طور گسترده جهت دهی و تعدیل می شوند.

الف) موسسات کارآفرینی کوچک و اتحادیه های تجاری

جامعترین داده ها در مورد مدیریت روابط کارکنان در بریتانیا توسط مرکز بررسیهای روابط کارکنان در محیط‌های کاری مهیا می شوند. این داده ها بیانگر این هستند که با وجود اینکه عضویت و تراکم اتحادیه ها در تمامی بخشها و اندازه های سازمانی رو به کاهش است، اما بیشترین نرخ نسبی کاهش را در شرکتهای کوچک می بینیم. درتمامی موسسات بخش خصوصی، تراکم اتحادیه ها از ۵۰ درصد در سال ۱۹۸۰ به ۲۵ درصد درسال ۱۹۹۸ کاهش یافت. در موسساتی با نیروی کار بین ۲۵ تا ۴۹ نفر طی دوره زمانی مشابه، تراکم آنها از ۴۱ به ۱۶ درصد سقوط کرد. وجهه و گستره اتحادیه‌های تجاری نیز در این موسسات با سرعت بیشتری کاهش یافت؛ از ۳۰ به ۱۶ درصد، در مقایسه با سازمانهای دارای نیروی کار بیش از ۵۰۰ نفر که با نزولی از ۷۵ به ۶۴ درصد مواجه بوده اند.

بر مبنای مطالب فوق دو دلیل را می توان در توجیه کمتر به رسمیت شناختن و عضویت کمتر شرکتهای کوچک در اتحادیه ها ذکر کرد. اول، چیزی که گاهی خلاصه وار سناریوی "کوچک زیباست " یا " خانواده شاد " گفته می شود. (راینی ۱۹۸۹) سناریویی که ارتباطات مستقیم، انعطاف پذیری وظایف و سهولت دسترسی به مدیر- مالکان پدرمآب در آن، اساساً نیاز به روابط تعریف شده و ساخت یافته با کارکنان را نفی می کند.

دلیل دوم اینکه اینکه شواهد و مدارک معتبری در این مورد وجود داردکه ظهور اتحادیه‌ها، برای مالکان شرکتهای کوچک رویداد خوشایندی نیست؛ کسانی که روابط فردی مستقیم را بر وابستگی به قوانین خارجی ترجیح می دهند.

ب) اندازه سازمان به عنوان عاملی در محدود کردن تغییر

در موسسات کارآفرینی کوچکتر، قواعد اغلب غیر رسمی هستند و توسط مدیر - مالکان فعال مقرر می شوند. از این‌رو، بلافاصله یک تفاوت فرهنگی بروز می کند: در سازمانهای بزرگتر، هر چند مدیران احتمالا قواعد را به شیوه های مختلف تفسیر کنند، همیشه این احتمال می رود که قواعد در حدود تجویز شده، واقع شوند. نظارت بر پیوستگی قواعد ممکن است توسط کارمندان عالیرتبه منابع انسانی، متخصصان فرصتهای برابر شغلی و نظایر اینها صورت پذیرد، در حالی‌که محدودیتهای کمتری روی موسسات کار آفرینی کوچک اعمال می شوند؛ موسساتی که در آنها تمام این وظایف ممکن است در نقش مدیر– مالک گنجانده شوند. هر چند این احتمال نمی رود که مرتباً و سنجیده(تعمداً)، خارج از حدود قانونی عمل شود، ولی انعطاف بیشتری در رفتار مدیریتی یا چشم پوشی از محدودیتهای قانونی، محتمل است.

پ) آموزش و فراگیری

در موسسات کار آفرینی کوچک، نرخ بالای زوال و سطوح نوسان و ناپایداری شدید کارکنان بر اهمیت مقولات فراگیری و آموزش مدیریت و کارکنان به جهت افزایش عملکرد، ثبات، انطباق و حفظ بقا، صحه می گذارد. با این وجود، مدارک ناچیزی از فرایندهای رسمی آموزشی در این موسسات در دست است. یافته های موسسه پژوهشی نیروی کار، حاکی از آن است که کارکنان در موسسات کوچک دارای نیروی کار کمتر از ۲۵ نفر، یک سوم کمتر از همنوعان خود در شرکتهای بزرگ آموزش می بینند.

با این وجود، شواهد کمی از تدارک آموزش در دست است که تا حدودی از فقدان تحقیق و پژوهش در زمینه یادگیری در شرکتهای کوچک و مشکلات موجود در مسیر ارزیابی رویکردهای غیررسمی‌تر موسسات کار آفرینی کوچک، منتج می‌شود.

اتکینسون و میجر (۱۹۹۴) به این نتیجه رسیده اند که آموزش در موسسات کوچک بندرت برنامه ریزی شده است مبتنی منافع کوتاه مدت و معمولاً تنها به صورت اقتضایی ترتیب داده می شود.

ت) پذیرش اندک شیوه های جدید استخدامی

بررسی کاردن و استیونس (۲۰۰۴) در مورد فعالیتهای منابع انسانی در موسسات کار آفرینی کوچک در واقع نشان داده است که هیچ مطالعه ای در مورد مدیریت عملکرد انجام نگرفته است؛ حال آنکه گارنگو از موانع زیر در مسیر این بهبودها یاد می کند:


فقدان منابع انسانی تخصصی، ظرفیت مدیریتی ضعیف و منابع سرمایه‌ای محدود جزء عوامل "موقعیتی " و دسته دیگر موانع ماهیتی مانند سبکهای مدیریت واکنشی، تنظیم ضعیف فرایندها و اعتماد ناچیز به سیستم های مدیریت عملکرد. می توان اثبات کرد که این ناکارآمدیها به تقویت جو عدم اطمینان در سازمان و توسعه ناهماهنگ در شرایط محیطی ناپایدار، کمک می کنند.

ث) رفاه کارکنان

نسبت بالا و نگران کننده ای از موارد مرجوع به هیئت حل اختلاف صنعتی، شکایت از انفصال ناعادلانه، آزار و زیاده‌روی و دیگر نمونه های غیر قابل قبول رفتار کارفرما در شرکتهای کوچک گزارش شده است. این موارد حداقل تا حدی ناشی از حقوق، قدرت و کنترل کارفرما روی منابع مرتبط با موارد مذکور است. بتازگی مطالعه ای انجام گرفته است که تایید می کند که فعالیتها و سیاستهای مرتبط با فرصتهای برابر جنسی در شرکتهای کوچک، از حداقل احتمال پیگیری برخوردارند و اقلیت قابل ملاحظه‌ای فعالیتهای تبعیض آمیز خود را تداوم می بخشیدند.

مطالعات همچنین نشان می دهند که مدیر- مالکان شرکتهای کوچک، عموماً از حقوق استخدامی کارکنانشان بی خبرند. به عنوان مثال از مدیر- مالکان بیش از ۱۰۰۰ شرکت بریتانیایی که دارای نیروی کار تا سقف ۵۰ نفر بودند، مصاحبه ای به عمل آمد که به عنوان نتیجه ای از آن، تنها حدود یک پنجم اظهار داشتند که مطمئن به آگاهی از حقوق استخدام فردی هستند.

متاسفانه این تنها نگرشها نیستند که متفاوت هستند. نرخ جراحات به طور کلی در شرکتهای کوچک بیشتر است. ویکزر و همکاران وی، این چنین عنوان می کنند که آمارهای اتحادیه اروپا نشان می دهند که با کاهش اندازه سازمان، نرخ وقوع جراحات منجر به فوت، بیشتر می‌شوند : ۶.۸ نفر در هر ۱۰۰ هزار نفر کارگر در شرکتهای دارای کمتر از ۱۰نفر کارمند، در قیاس با ۶.۳برای شرکتهای دارای نیروی کار بین ۱۰ تا ۴۹ نفر و ۲.۷ در شرکتهای با بیش از ۲۵۰نفر نیروی کار.

● نتیجه گیری

اهمیت موسسات کار آفرینی در اقتصاد ملی و اجتماعات محلی به عنوان منشا اشتغال و ثروت و دیگر مزایای اجتماعی و ارتباطی، اکنون بخوبی مشخص شده است. با تغییر در محیط ها و بازارهای کسب و کار، در فناوری و سیستم‌های ملی مقررات استخدامی، فعالیت و عملکرد موسسات کار آفرینی کوچک در سکوی توجه قرار می گیرد. با این وجود، بازبینی و بررسی ما حاکی از آن است که بسیاری از جنبه های رفتاری موسسات کار آفرینی کوچک، هنوز نسبتاً تحت مداقه و بررسی، قرار دارند؛ غفلتی که نظریه پردازان و محققان قبلی تشخیص داده و در مورد آن دست به اقدام زده اند.

بازبینی و بررسی ما بروشنی اهمیت مدیریت منابع انسانی را در کارآفرینی نه تنها به لحاظ کمک به شکل دهی راهبردها، بلکه در تشکیل موسسات کارآفرینی و رشد و بهبود بهداشت سازمانهای اثر بخش، نشان می دهد. با این همه، مدیریت منابع انسانی نقش وظیفه ای دارد. این نقش نیازمند مهارت و توان است و بنابراین، موسسات ترجیح می دهند تا دیگر فعالیتهای کار آفرینانه را دنبال کنند. پژوهشگران حوزه کار آفرینی تمایل دارند روی درک فرایند شکل گیری، ویژگیهای کار آفرینان فردی و مشخصه های شرکتهای واجد رشد بالا، تمرکز داشته باشند. با این وجود، به نظر، چالش آتی این خواهدبود که درک و فهم خود را از فعالیتهای منابع انسانی و سهم آنها در موفقیت موسسات کارآفرینی کوچک، وسعت بخشیم. پژوهشهای تجربی صورت گرفته در این حوزه پراکنده و اندک هستند، اما همچنانکه که جنبه انسانی توجه بیشتری به خود جلب می کند، این گونه تحقیقات نیز در حال رشد هستند.

خبرگزاری فارس
همت وكارمضاعف در حوزه كارآفريني




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در چهارشنبه 29 اردیبهشت 1389  ساعت 6:57 PM نظرات 0


  • تعداد صفحات :14
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • >  
POWERED BY RASEKHOON.NET