با همت و کاری مضاعف، مژده عشق و امید را هدیه می دهیم. به وبلاگ همت والا خوش آمدید


همت وكارمضاعف در حوزه كارآفريني
بشر، امروز‌ بیش از هر زمان دیگری، اوقات فراغت دارد. طبق پژوهشی که در آمریکا انجام شده است، بین سال‌های ۱۸۹۰ تا ۱۹۵۹، میانگین ساعات کار مردم، که در سال ۱۸۹۰ بالغ بر ۱۰۰ ساعت کار در هفته بوده، در سال ۱۹۵۹ به ۶۰ ساعت کاهش یافته، که در سال‌های اخیر از این مقدار نیز کاسته شده است. این کاهش ساعات کار و افزایش اوقات فراغت، لزوم توجه به این اوقات را آشکار می‌سازد. چارلز رایت بیل در مورد گذران زندگی، ارقامی (به طور میانگین) به دست داده است، که قابل توجه است:


انسان در طی سال، ۸۷۶۰ ساعت زمان در اختیار دارد که به طریق زیر سپری می‌کند: در هر شبانه‌روز، ۸ ساعت برای خواب، ۸ ساعت برای کار، ۲ ساعت در رفت‌وآمد، ۲ ساعت برای خورد و خوراک و ۱ ساعت برای پوشیدن و تعویض لباس. با انجام این محاسبات برای یک سال، ملاحظه می‌شود که در هر سال،‌ ۱۹۳۰ ساعت وقت آزاد برای هر فرد وجود دارد که ۲۲ درصد متوسط عمر یک انسان است. چنانچه این رقم را در مورد جمعیت فعال هر جامعه در نظر بگیریم، می‌توانیم به میزان نیروی اضافی و آزادی که در اختیار هر جامعه است، پی ببریم.
 

با توجه به موارد فوق، با افزایش زمان فراغت، گونه‌های نوینی از فراغت نیز مطرح می‌شود. به طوری که می‌توان گفت امروزه، فراغت پدیده‌ای جمعی تلقی می‌شود و با صنعتی شدن جوامع، پیشرفت وسایل ارتباط جمعی و مشارکت نهادهای گوناگون در امر برنامه‌ریزی برای اوقات فراغت، به صورت یکی از برنامه‌های مهم برای ملت‌ها و دولت‌ها درآمده است.

امروزه تحقیق و برنامه‌ریزی برای اوقات فراغت در هر کشور فقط جزء وظایف دولت به شمار نمی‌رود، بلکه مراکز علمی، مسئولان برگزاری کنفرانس‌ها و سمینارهای منطقه‌ای و بین‌المللی نیز به فعالیت در جهت پژوهش و برنامه‌ریزی اوقات فراغت مشغول شده‌اند. یکی از این مراکز، «مرکز اروپایی اوقات فراغت و آموزش» است، که در سال ۱۹۶۸ با همکاری یونسکو تأسیس شد و از سال ۱۹۶۹ فعالیت خود را آغاز کرده است. فعالیت‌های این مرکز، به ایجاد جامعه‌شناسی جدیدی از اوقات فراغت با زیرشاخه‌های رسانه، جامعه‌شناسی، جهانگردی و ... منجر شده است که از نظر مفاهیم و موضوع‌ها، با دیگر خرده فرهنگ‌ها و به ویژه آنهایی که به مسایل مربوط به جوانان علاقه‌مند هستند، مربوط می‌شوند. از فعالیت‌های دیگر این مرکز، هدایت پژوهش‌ها در سطح ملی در کشورهای مختلف است. در بسیاری از کشورها، شمار متخصصان و مشاوران پژوهشی در امور اوقات فراغت با کمبود مواجه است. به همین دلیل، با فعالیت مرکز مذکور و بحث‌های جامعه‌شناختی در مورد اوقات فراغت در گردهمایی‌ها، درج مقاله در نشریة جامعه و اوقات فراغت، و تنظیم مجموعه‌ای از کتاب‌شناسی‌های این کشورها به صورت یک مجموعة بین‌المللی، در پژوهش‌ها و فعالیت‌های فرهنگی- آموزشی مربوط به اوقات فراغت هدایت می‌شوند.

از سوی دیگر، پی بردن به اهمیت اوقات فراغت و برنامه‌ریزی برای این اوقات توسط دولت‌ها، معایبی نیز در بر داشته است؛ از جمله آن‌که به جای توجه به مقاصد اصلی گذران اوقات فراغت، که همان حفظ سلامت، گسترش بهداشت، آمادگی دفاعی، ایجاد نشاط، کسب آگاهی‌های اجتماعی و شرکت در امور آموزشی است، از اوقات فراغت به عنوان عاملی برای تخدیر و سرگرم نگه‌داشتن ملل جهان توسط حکومت‌ها، به کمک وسایل ارتباط جمعی، سوء استفاده می‌کنند. بنابراین، باید توجه داشت، وظیفة پژوهشگران، ارزیابی و توجه به نحوة‌گذران اوقات فراغت و نهادهای برنامه‌ریزی این اوقات نظیر: رادیو، تلویزیون، مطبوعات و برنامه‌های رایانه‌ای است.

● اوقات فراغت از دید صاحب‌نظران

فراغت در فرهنگ‌های گوناگون جایگاه مختلفی دارد و در تعریف آن، اختلاف آرا مشاهده می‌شود. پاره‌ای، آن را آزادی از کار می‌دانند. در صورتی که برخی آن را نوعی عامل و ابزار کنترل اجتماعی تلقی کرده‌اند. برخی نیز آن را زمانی غیر از بیکاری می‌دانند. از تمام این نظرها می‌توان استنباط کرد که زمان فراغت زمانی است که فرد با توجه به علاقة شخصی و قابلیت خود سپری می‌کند. با این حال، بررسی آرای اندیشمندان و محققان برای شناخت گسترده‌تر اوقات فراغت ضروری است.

افلاطون در مدینة فاضله برای گذراندن اوقات فراغت تأکید زیادی بر موسیقی و ورزش دارد. اگوست کنت معتقد است اوقات فراغت لحظات امکان توسعه و پیشرفت انسان می‌باشد. انگلس پیشنهاد می‌کند که از ساعت‌های کار کاسته شود، تا اینکه به حد کافی، زمان آزاد برای شرکت در امور اجتماعی و عمومی باقی بماند. مارکس اوقات فراغت را در حقیقت فضای رشد و پیشرفت انسان تعریف می‌کند. برتراند راسل معتقد است فنون جدید این امکان را فراهم کرده است که اوقات فراغت تا حدودی از چارچوب امتیازهای طبقه‌های ممتاز خارج شده در بین تمام افراد سرشکن شود. «جی.بی.ناش» در کتاب «فلسفة فراغت و تفریح‌های سالم» در تعریف فراغت می‌گوید:‌ «فراغت مربوط به آن بخش از اوقات زندگی انسان می‌شود که از کار کردن آزاد است یا در خواب نیست و تفریحات سالم، مربوط به نحوة استفاده از این فراغت است. جرالد بی فنر در کتاب «سازمان تفریحات سالم در جامعه» اظهار می‌دارد که فراغت یک دوره یا قسمتی از زندگی بشر است و تفریحات سالم در این بین، بیان علاقه و نگرش فرهنگی اوست. وی معتقد است فراغت برای تمام افراد جامعه وجود دارد، لیکن آنچه مهم و اثرگذار است، شیوه‌های استفاده از آن می‌باشد. جرج دی باتلر در کتاب «مقدمة تفریحات سالم و بازی در جامعه» اشاره کرده است که تفریحات سالم و بازی در اوقات فراغت نقش بسیار اثرگذاری در زندگی جامعه دارد.

● انواع زمان و اوقات فراغت

هانری لوفربر، جامعه‌شناس فرانسوی، به طور کلی اوقات را به سه دسته تقسیم می‌کند:

۱) فرصت کار، که زمان تکلیف است؛

۲) وقت اضطرار، که اجباراً در انجام دادن اموری نظیر ایاب و ذهاب صرف می‌شود؛

۳) وقت آزاد، که فراغت نامیده می‌شود.

جامعه‌شناسان شوروی نیز زمان را به دو گروه تقسیم می‌کنند:

۱) زمان کار؛

۲) زمان خارج از کار، که خود به چهار دسته تقسیم می‌شود:

- زمانی که با کار روزانه ارتباط دارد، مثل ایاب و ذهاب برای کار؛

- زمانی که به انجام امور خانه اختصاص می‌یابد؛

- زمانی که برای کامیابی احتیاجات طبیعی بدن مثل تغذیه، خواب و استحمام صرف می‌شود؛

- زمانی که به اموری مانند مطالعه، فعالیت‌های اجتماعی، استراحت، ورزش، تماشای تلویزیون و ... اختصاص دارد و به عنوان اوقات فراغت نامیده می‌شود.

آنچه را که این صاحب‌نظران اوقات فراغت نامیده‌اند، نیز می‌توان به شیوه‌های گوناگون تقسیم نمود. اگر مکان را مبنای تقسیم‌بندی بگیریم، می‌توان دو حالت کلی را از هم جدا نمود: ۱- زمان فراغتی که در منزل سپری میشود و ۲- زمانی که خارج از منزل سپری می‌شود و طیف وسیعی از فعالیت‌ها، همچون فعالیت‌های ورزشی و جسمی گرفته تا دیدار از بناهای تاریخی، رفتن به موزه و تئاتر، پارک‌ها و ... را در برمی‌گیرد.

از نظر زمانی نیز می‌توان این گونه تقسیم‌بندی کرد:

۱) اوقات فراغتِ لحظه‌ای مانند وقتی که فرد پشت چراغ قرمز است؛

۲) اوقات فراغتِ ساعتی مثل ساعات بیکاری که در محل کار یا در اتوبوس صرف می‌شود؛

۳) اوقات فراغتِ روزانه بعد از انجام وظایف روزانه است،که معمول‌ترین اوقات فراغت محسوب می‌شود.

۴) اوقات فراغت هفتگی که معمولاً در پایان هفته یک و نیم یا دو روز کامل تعطیلی است.

۵) اوقات فراغت سالیانه که مثال مشخص آن تعطیلات عید نوروز یا مرخصی‌های سالانة کارکنان می‌باشد.

از سوی دیگر اوقات فراغت برحسب سن قابل تقسیم‌بندی است:

۱) اوقات فراغت ویژة کودکان قبل از ورود به دبستان که به دلیل کمی وظایف کودکان، به طور نامشخص به مدت طولانی است.

۲) اوقات فراغت کودکان و نوجوانان که معمولاً پس از انجام تکالیف مدرسه است.

۳) اوقات فراغت جوانان

۴) اوقات فراغت میانسالان

۵) اوقات فراغت سالخوردگان، که بیشتر افراد بازنشسته را شامل می‌شود.

البته بدیهی است می‌توان تقسیم‌بندی‌های دیگری برحسب جنس، شغل و حتی سلسله مراتب شغلی افراد به دست داد.

● کارکردهای اوقات فراغت

اوقات فراغت از طریق کارکردهای متفاوت نقش مؤثری در ایجاد تعادل در زندگی افراد دارد. باید توجه داشت انسان موجودی مکانیکی نیست که تغذیه وکار بتواند سلامت حیات ودوامش را تأمین کند. بسیاری از اوقات، کیفیت زندگی افراد به نحوة استفاده از اوقات فراغتشان مربوط می‌شود. از این رو، توجه به کارکردهای اوقات فراغت امری ضروری است. عمده‌ترین کارکردهای اوقات فراغت را می‌توان در موارد زیر برشمرد.

الف) استراحت و تجدید قوا یکی از ضروریات زندگی است. به نظر می‌رسد کسانی که بخش عمدة نیرویشان را صرف رسیدن به مقاصد شغلی یا تحصیلی نموده‌اند، به دلیل خستگی و رکورد جسمی و ذهنی، چندان موفق نبوده‌اند؛ بنابراین، فرصت استراحت غیر از زمان خواب، حتی اگر همراه با تخیل باشد، برای سلامتی روحی و جسمی، بخش ضروری از زندگی انسان است.

ب) از دیگر کارکردهای اوقات فراغت، تفریح است. باید توجه داشت آدمی در راه تفریح به دنیای تازه یا خیالی کشیده می‌شود و از انجام مجموعه‌ای از وظایف تکراری آزاد می‌گردد.

ج) اوقات فراغت فرصت‌هایی برای کسب اطلاعات و معلومات مشخص فراهم می‌آورد مطالعه و شرکت در کلاس‌های آموزشی و فرهنگی برخی از راه‌های رسیدن به این هدف است.

د) از طریق برنامه‌ریزی برای زمان‌های بیکاری، انسان قادر است به پرورش و شکوفایی شخصیت و همچنین بروز خلاقیت‌های فردی بپردازد. نوشتن مقالات تحقیقی و خالق آثار هنری، گاه نتیجة تلاش‌هایی است که در اوقات فراغت انجام شده است.

هـ) مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، مذهبی و ... که اغلب به صورت داوطلبانه انجام می‌شود و توسعة فرهنگی، اجتماعی جامعه را فراهم می‌آورد.

● تحول در اوقات فراغت

پس از انقلاب صنعتی، همراه با مکانیزه شدن کارگاه‌ها و کارخانه‌ها و در پی آن با جایگزینی ماشین به جای انسان، نیاز به نیروی انسانی رو به کاهش نهاد. بنابراین، از ساعت کارکنان کاسته شد و زمان بیکاری افزایش یافت. به همین سبب، بر اوقات فراغت نیز افزوده شد. از سوی دیگر، با پیشرفت فناوری و گسترش ارتباطات، سرگرمی‌های تازه‌ای ظاهر شده است. به طوری که امروزه، بسیاری از شبکه‌های تلویزیونی دنیا، با پخش برنامه‌های متنوع شبانه‌روزی، قادرند اوقات فراغت افراد را به خود اختصاص دهند. همچنین بازی‌های متنوع رایانه‌ای نیز توانسته است بسیاری از جوانان و جوانان را برای ساعت‌ها به خود مشغول کند.

علاوه بر پیشرفت‌های صنعتی،‌ پیشرفت‌های اجتماعی و اقتصادی نیز اثر فوق‌العاده‌ای بر روند اوقات فراغت گذاشته است. با افزایش سطح درآمد و در پی آن رفاه نسبی، از تلاش‌های جسمی زیاد برای امرار معاش کاسته شده و با افزایش سطح تحصیلات و تفکر، راه‌های جدیدی برای گذران اوقات فراغت پدید آمده است. مجموع این عوامل باعث شده، اوقات فراغت در جوامع امروزی ویژگی‌های متفاوتی داشته باشد، که به طور خلاصه عبارت‌اند از:

- اوقات فراغت، که روزگاری مختص اشراف بود، امروزه متعلق به همة افراد جامعه است و جنبة‌ عمومی و همگانی پیدا کرده است.

- در دنیای امروز،‌به اوقات فراغت و اثرات آن در زندگی، توجه بیشتری می‌شود. به طوری که دولت‌ها وحکومت‌ها نیز برنامه‌ریزی برای آن اوقات را از وظایف خود می‌دانند و به همین سبب می‌توان گفت، اوقات فراغت جنبة رسمی پیدا کرده است.

- پیشرفت فناوری، به ویژه فناوری وسایل ارتباط جمعی، شیوه‌های جدیدی برای گذران اوقات فراغت پدید آورده است. به طوری که کتاب و مطبوعات، تلویزیون و گسترش ماهواره‌ها سهم عظیمی را در پر کردن اوقات فراغت جوامع مختلف ایفا می‌کنند.

- امروزه نهادهای مختلف هر کدام نقش ویژه‌ای در غنی‌سازی اوقات فراغت نوجوانان و جوانان دارند و مراکز علمی و انجمن‌هایی نظیر انجمن اولیاء و مربیان، فرهنگسراها، خانه‌های فرهنگ محله و ... به نهادی شدن فعالیت‌های مربوط به اوقات فراغت کمک می‌کنند.

- افزایش اوقات فراغت در دنیای امروز رشد فرهنگ، هنر و شکوفایی استعدادها را پدید آورده است.

هرمز ندیمی معتقد است در جوامع امروزی، به طور کلی سه عامل به فراغت شکل می‌دهند:

۱) تحول فن

۲) میزان ثبات سنت‌ها

۳) سازمان اقتصادی-اجتماعی

منظور از تحول فن، گسترش فناوری وسایل ارتباط جمعی از قبیل مطبوعات، برنامه‌های متنوع و جدید رایانه‌ای، گسترش ماهواره‌ها و ... است. پایداری سنت‌ها نیز بافت فرهنگی جامعه و تأثیر آن بر اوقات فراغت را دربر می‌گیرد. به طور مثال، در جوامع سنتی معاشرت‌ها بخش عمده‌ای از گذران اوقات فراغت را محسوب می‌شود. در حالی که در جوامع صنعتی، بیشتر اوقات فراغت افراد در تنهایی و متأثر از فناوری و با بهره‌گیری از ابزار سپری می‌شود. بدیهی است نحوة گذران اوقات فراغت برای هر فرد، قشر و جامعه به سازمان اقتصادی، اجتماعی آن افراد مربوط می‌شود، زیرا روش‌های گوناگون گذران اوقات فراغت از نظر صرف وقت و هزینه یکسان نیستند.

● نحوة گذران اوقات فراغت

از دوره‌های مقدماتی و زندگی اولیة بشر، در هر دوره، انسان آثار و باقیمانده‌هایی از خود به جا گذاشته است که گویای رابطة نحوة گذران اوقات فراغت او و فرهنگی که در آن دوره وجود داشته. می‌باشد. این آثار و باقیمانده‌ها، به صورت‌های گوناگون هنری و فرهنگی دیده شده است. نقاشی و کنده‌کاری‌های بنی‌حسن در مصر قدیم نشان می‌دهد که مصریان قدیم علاوه بر کارهای روزمرة روزگار خود، وقت اضافی برای ابداع چنین آثاری داشته‌اند. از طرف دیگر، ناآگاهی، جهل و سوء استفاده از چنین فرصت‌ها و اوقات بیکاری در یک جامعه ممکن است مسائل و مصائبی به همراه داشته باشد. مثلاً، لهو و لعب، خوشگذرانی، بیکاری و تنبلی موجب زوال امپراتوری روم شد.

● تاریخچة نحوة گذران اوقات فراغت

زمان فراغت در تمام مراحل تاریخی زندگی بشر وجود داشته است. در گذشتة دورکار وبازی از یکدیگر جدا نبود، بلکه هر دو جزء آئین مذهبی بود و به خاطر تماس با ارواح بر پا می‌شد. به عبارت دیگر،‌ معنی آنها درزندگی، به رغم تفاوتشان، یکی بود. دراین موردوبلن معتقد است که جادوگران قبایل ازکار معاف بودند. در حالیکه دومازیه معتقد است که وظایف جادوگران برای جامعه، کاملاً ضروری بود. پس اصولاً درچنین شرایطی، زمان فراغت مفهوم نداشته است. برای طبقات اشراف هم، ازآنجاکه اصولاً کاری انجام نمی‌دادند ، زمان فراغت مفهوم نداشت و زندگی‌ آنها بیشتر با بیکاری سپری می‌شد، که با توجه به مفهوم فراغت امروزی، نه مکمل کار بود نه پاداش آن، بلکه جای کار را می‌گرفت.

دردورة رنسانس، بیشتر اوقات فراغت صرف امور مذهبی می‌شد. بعدها با انقلاب صنعتی، تحول عظیمی در اوقات فراغت نیز بوجود آمد. در اوایل انقلاب صنعتی ، ساعات کار به قدری زیاد بود که در عمل اوقات فراغتی باقی نمی‌ماند. دردهة ۱۸۴۰ میزان کار در کارخانه‌های تقریباً ۷۵ ساعت در هفته بود، ولی به تدریج از ساعات کار کاسته شد و متقابلاً ساعات فراغت افزایش یافت. به طوری که درحال حاضر ساعت کار بین ۳۶ تا ۴۴ ساعت است.

با بررسی نحوة زندگی ایرانیان درگذشته، به نظرمی‌رسد بیشترین اوقات فراغت صرف معاشرت‌ها می‌شده است که این معاشرت‌ها، خود باعث تبادل افکار، اندیشه‌ها و آگاهی‌ها از عقاید و نظریات دیگران بوده و نیز بر اطلاعات و دانش افراد می‌افزوده است. علاوه بر معاشرت‌ها، سیر و سفرنیزصورتی ازگذران اوقات فراغت بوده، که خود باعث آشنایی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها می‌شده است.

فعالیت دیگری که ایرانیان در اوقات فاغت به آن مشغول بودند، ورزش است. از دیرباز، ورزش و تربیت بدنی نزد ایرانیان مقام خاصی در پرورش روح و جسم و آماده ساختن آن داشته است.

● مروری بر تحقیقات

یکی از نخستین تحقیقات در مورد اوقات فراغت، به هواداری از زمان فراغت کارگران در اروپا، توسط پل لافارک که سوسیالیستی مبارز بود، نوشته شد. نام این رساله حق تنبل بودن بود. یکی دیگر ازنخستین تحقیقات در مورد اوقات فراغت در اروپا را تورستن وبلن با عنوان تئوری فراغت انجام داد. وی افرادی ازطبقة سرمایه‌داررامورد مطالعه قرار داد که نوع خاصی از فراغت را،که بیشتر به بیکاری شباهت داشت تجربه می‌کردند. بیکارانی که ثروت سرشاری داشتند و برای بدست آوردن جایگاه اجتماعی در مصرف زیاد‌ه‌روی می‌کردند.

اما فقط در سال‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ بود که در اروپا و آمریکا جامعه‌شناسان نخستین پژوهش‌های تجربی درباره فراغت را انجام دادند. تعیین قانون ۸ ساعت کار در روز، به امیدها و نگرانی‌های اصلاح‌ طلبان دامن زد. اینان در اندیشه بودند که آیین وقت آزاد و اضافی مصرف خودسازی می‌شود یا بیهوده تلف خواهد گشت.

در سال ۱۹۲۴ دفتر بین‌المللی کار نخستین کنفرانس بین‌المللی را دربارة آزاد کارگران برپا کرد. ۳۰۰ نماینده از سوی ۱۸ کشور در این کنفرانس شرکت کردند. اعتقاد عموم شرکت‌کنندگان بر این بود که هر چه زمان کار کمتر شود، باید به فعالیت‌های اوقات فراغت نظم بیشتری داده شود. چندی بعد، در ایالات متحده، طرح‌های پژوهشی در این مورد به جریان افتاد که معروف‌ترین آنها طرحی بود که «رابرت و هلن لیند در فاصلة سال‌های ۲۹-۳۷ در مورد فعالیت‌های اوقات فراغت در گذشته و حال به انجام رساندند. در سال ۱۹۳۴، ژرژ، ا.لوندبرگ در مطالعه‌ای که از آن به بعد به صورت اثری

کلاسیک درآمد، اظهار نمود فراغت نقطة تعامل فعالیت‌هایی است که به طور کلی وسیله‌ای برای رسیدن به هدف‌های دیگرند. فراغت به خودی خود هدف محسوب نمی‌شود. بعد از جنگ جهانی دوم، جامعه‌شناسی اوقات فراغت ابعاد وسیع‌تری یافت. به نحوی که بر شمردن تک‌تک پژوهش‌هایی که در این باب انجام شده، امکان‌پذیر نیست. اما از جمله پژوهش‌های برجسته می‌توان به کتاب «جماعت تنها اثر دیوید رایزمن که در سال ۱۹۵۰ منتشر شد و نیز کتاب «فراغت در شهر» نوشتة «ژوفر دومازیه» که در سال ۱۹۶۶ منتشر شد اشاره نمود.

ژوفر دومازیه در بررسی پژوهش‌های قبلی مربوط به اوقات فراغت به این نتیجه رسیده است که در بیشتر تحقیقات، اوقات فراغت به عنوان عامل تعیین شونده مطالعه شده است تا عامل تعیین‌کننده. به عبارت دیگر، تأثیر عوامل مختلف چگونگی گذران اوقات فراغت طبقه یا گروه خاصی بررسی شده است، اما تأثیر روزافزون فراغت بر کار و روابط اجتماعی، ساخت اجتماعی و فرهنگ نادیده گرفته شده است. در ذیل به برخی از این پژوهش‌ها اشاره می‌شود.

- در پژوهشی که در سال ۱۹۶۵ در فرانسه بر روی جوانان ۱۴ تا ۲۰ ساله صورت گرفت معلوم شد ۷۹ درصد آنان وقت‌گذرانی‌های خارج از خانه را بر وقت‌گذرانی‌های داخل خانه ترجیح می‌دهند و فقط ۲۱ درصد در خانه ماندن را به گردش رفتن ترجیح داده‌اند. از این تعداد، ۵۶ درصد هنگام ماندن در منزل مطالعه می‌کنند؛ ۵ درصد صفحة گرامافون گوش می‌کردند؛ ۲۱ درصد تلویزیون تماشا می‌کردند و ۳ درصد به رادیو گوش می‌سپردند.

- یافته‌های حاصل از تحقیقات صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران از ۱۶۰۱ تن از افراد ۱۵ سال به بالا در سال ۱۳۶۵ نشان می‌دهد رایج‌ترین شیوة گذران اوقات فراغت مردم تهران تماشای تلویزیون بوده است. به طوری که ۷۹ درصد مردم تهران تلویزیون تماشا می‌کنند. سپس به ترتیب دور هم نشستن با افراد خانواده،‌ استراحت، گوش‌ کردن به رادیو، دید و بازدیدها از جمله فعالیت‌های دیگر بوده است.

- نتایج حاصل از تحقیق صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در مورد افراد ۱۵ تا ۵۰ سال و مسن‌تر، در سال ۱۳۶۶ نشان می‌دهد که ۷۱ درصد از گروه سنی ۱۵ تا ۵۰ سال و ۷۰ درصد از دانش‌آموزان دبیرستان در روزهای تعطیل به رادیو گوش می‌کنند. میانگین تعداد بینندگان تلویزیون در روزهای تعطیل برحسب سن و تحقیقات دبیرستانی یکسان بوده است(۸۷ درصد)

- نتایج تحقیقی که در سال ۱۳۷۰ در مورد نحوة گذران اوقات فراغت کارمندان اداره‌های آموزش وپرورش تهران انجام شد، نشان میدهد که ۵۵ درصد از کارمندان، اوقات فراغت خود را صرف رسیدگی به امور مربوط به خانواده، ۳۴ درصد، صرف شغل دوم و ۳۲ درصد اوقات فراغت را با تماشای تلویزیون سپری می‌کنند. در زمینة اهمیت ورزش،‌ آمار به دست آمده نشان می‌دهد که ۳۸ درصد کارمندان در ایام فراغت خود ورزش می‌کنند و از نتایج تحقیق چنان استنباط شده است که مشکلات عمدة کارمندان در زمینة اوقات فراغتشان به شکل مطلوب، مسائل و مشکلات اقتصادی بوده است و اکثریت آنان در حقیقت ساعات بسیار کمی برای فراغت دارند.

● تعادل کار- فراغت و بهره‌وری

همانگونه که ذکر شد تحقیقات انجام شده در کشورهای مختلف، از جمله ایران، بیشتر بر شیوه‌های گذران اوقات فراغت در اقشار مختلف تأکید دارد و اهمیت فراغت به منظور رشد فرهنگی-اجتماعی و رابطة آن با کار کمتر مورد توجه قرار گرفته است. سالیان متمادی، تصور می‌شد کسانی‌ که ساعت‌های طولانی کار می‌کنند افراد کمتر مورد توجه قرار گرفته است. سالیان متمادی ، تصور می‌شد کسانی که ساعت‌های طولانی کار می‌کنندافراد بسیارموفق و رو به ارتقا هستند. چون تمام فرصت‌های زندگی آنان توسط کار و فکر کار پر شد، لذا وفادار به سازمان و محل کار خود هستند . اما امروزه با بررسی‌های مختلف روان‌شناسان کار مشخص شده است که (هر چه کار در سطح بالاتر، فنی‌تر و متضمن اندیشه و تأهل باشد کیفیت کارمزد پرکار و کم فراغت افول می‌کند)

مسلماً کارمندی که هر شب تا دیر وقت بیدار می‌ماند و انبوهی از کارهای اداری را به خانه می‌برد و روزهای آخر هفته به محل کار خود می‌آید، تنها به عنوان فردی متعهد و مثبت شناخته نمی‌شود. امروزه مدیران روشن‌بین گاهی به این افراد با دیدی قویاً‌ منفی می‌نگرند. آنان را افرادی اشتباه کار، با قضاوتی نادرست و ضایع ‌کنندة فرصت‌های شغلی تصور می‌کنند که در نهایت برای سازمان زیان‌بار هستند . با دیدی ژرف‌نگر، افراد بسیار مشغول به کار و بدون فراغت، افرادی ناتوان در تقسیم کار هستند. چراکه مطمئناً فکر آزاد و خلاق ازکسی که از لحاظ روحی و جسمی خسته است، سر نمی‌زند.
 
ماهنامه کار و جامعه
همت وكارمضاعف در حوزه كارآفريني




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در چهارشنبه 29 اردیبهشت 1389  ساعت 6:14 PM نظرات 0

همت و كارمضاعف در حوزه كارآفريني
کار آفرینی مفهومی است که همراه با خلقت بشر وجود داشته است. مروری بر ادبیات کارآفرینی نشان می‌دهد که مفهوم کارآفرینی برای اولین بار توسط اقتصاددانان مطرح شد. سپس با توجه به اهمیت و نقش کارآفرینی در شکل‌گیری تحولات اقتصادی در جوامع، دانشمندان علوم اجتماعی نیز به بررسی ویژگیهای فردی و اجتماعی کارآفرینان پرداختند. خانواده، کانونی است که در شکل‌گیری این ویژگیها، می‌تواند نقش حیاتی ایفا کند. در جوامع سنتی که مردان نقش «نان‌آوری» و زنان نقش «خانه‌داری و تربیت فرزندان» را بر عهده داشتند، انتقال ایده کسب و کار بیشتر از طرف مرد صورت می‌گرفت؛ ساختار جدید خانواده درجامعه امروز و به تبع آن خروج زن از خانه، ظهور جلوه‌های تازه‌ای از بروز خلاقیت و نوآوری را در هر دو جنس زن و مرد باعث شد. بدنبال این تغییر نگرش؛ شیوه تولید،‌ سبک زندگی و نقش‌های والدین در درون خانواده نیز دچار دگرگونی شد. به شکلی که هر کدام از والدین با رفتار خود می‌توانند در رشد اعتماد به نفس،‌خلق ایده‌های جدید در خانواده و تعیین مسیر شغلی فرزندان، نقش‌های اساسی را ایفاء کنند.

 


اگر خانواده را از دیدگاه نهادی مورد بررسی قرار دهیم به این نتیجه می‌رسیم که که خانواده از نظر کمی و کیفی می‌تواند کانون اصلی اندیشه کار و تلاش و پرورش روحیه خلق ایده و کار در افراد باشد. تحقق این امر مستلزم توجه ویژه والدین به ابعاد و ساحتهای حیات فردی فرزند از هنگام تولد تا زمان تکوین شخصیت اوست. وقتی پدر یا مادر همچون الگویی تلاشگر و مؤثر در عرصه کار و تولید در جامعه ظاهر شوند،‌کارکردهای مثبت ناشی از فعالیت آنها فرزند را به سمت و سویی ترغیب می‌نماید تا ذهن خود را به صورتی منسجم و ثمربخش به ادامه شغل والدین و یا حرفه‌ای جدیدتر سوق دهد. برای چنین فردی دستیابی به منابع اقتصادی ناشی از کار و تسخیر فضاهای جدید، ارزش تلقی می‌شود. چنین طرز تلقی از دنیای پیرامون، ذهن فرد را نسبت به خلق ایده‌ای نو و استقلال اقتصادی و کسب موفقیت، دگرگون می‌سازد. در این مرحله، نوجوان یا جوان ایده‌کاری خود را با خانواده در میان می‌گذارد چه بسا بتواند از تجربیات و رهنمودهای والدین و احتمالاً حمایت مالی و اجتماعی آنها بهره‌مند شود. اینجاست که معیارها و ارزشهای خانواده برای فرزند ملاک عمل و چراغ راه او در مسیر کار و تلاش واقع می‌شود. وظیفه والدین در چنین شرایطی تشریح ابعاد گسترده فعالیت اقتصادی به عنوان ارزش بنیادی برای فرزند و هدایت او در مسیر مطلوب، آغاز توأم با موفقیت را در راه‌اندازی کسب و کار به همراه خواهد داشت.

میزان تحصیلات، نوع شغل والدین، ساخت خانواده، روابط خانوادگی (خصوصاً رابطه والدین با فرزندان)، درآمد خانواده و میزان برخورداری از امکانات رفاهی در شکل‌گیری «فرهنگ کار» در خانواده می‌تواند تأثیر داشته باشد. انسانهای متفاوت، توانمندیهای متفاوتی دارند که اگر از همان دوران نوجوانی در مسیر مشخص هدایت شوند، ‌می‌توانند با خلق ایده‌های جدید خود، تغییر در روند تولید و بالطبع تغییر در فرآیند تکنولوژی را آسان کنند.

● مراحل توسعه کارآفرینی توسط خانواده

۱) مراحل نهادینه کردن «فرهنگ کارآفرینی»:

خانواده به عنوان انتقال دهنده جبهه‌ای از اصطلاحات، آئین‌ها و رفتارهای اجتماعی می‌‌تواند نقش ثمربخش خود را جهت آشنایی با مفاهیمی مثل: «توفیق طلبی»، «استقلال طلبی» و «خطرپذیری» در عرصه فعالیت اقتصادی و همسازی با واقعیت‌های کاری در جامعه، به اعضاء خود ارزانی دارد.

نوع نگرش والدین به دنیای پیرامون خود و چگونگی تجسم ارزشهای اجتماعی برای فرزندان در شکل‌گیری آینده شغلی آنها، می‌تواند راه را برای دستیابی به اقتصاد سالم هموار سازد. مثلاً چنانچه کسب موفقیت در جهت خلق ثروت و ایجاد فرصتهای شغلی جدید به عنوان بخشی از ارزشهای مورد نظر والدین برای فرزند به تصویر کشیده شود، نوجوان در چنین شرایطی ذهن خود را برای رسیدن به چنین موقعیتی آماده می‌سازد. در ادامه چنین فرآیند ذهنی، فرد بدنبال راههای دستیابی به چنین موقعیتی است. او موقعیتهای متفاوت را با هم مقایسه می‌کند؛ شبیه‌سازی ذهنی انجام می‌دهد؛ به پرس و جو می‌پردازد؛ و گاهی اوقات در نشریات،‌ کتب، محیط مدرسه و حتی مجالس سخنرانی پرسشهای ذهنی خود را دنبال می‌کند. آنگاه، فرد با آگاهی از ارزش کار و تلاش آماده است بخش بزرگی از خواسته‌ها، آرمانها و ارزشهای مورد نظر خانواده خود را به محک تجربه بگذارد.

۲) تعیین مسیر شغلی

فضای درون خانواده، خصوصاً رهنمودهای والدین به فرزندان، این امکان را به آنها می‌دهد تا با گسستن از عادات و معتقدات پیشین خود یا سایر افراد خانواده، رفتار جدیدی را مورد کند و کار قرار داده و خود را با نظم اجتماعی نوین هماهنگ سازند؛ به شکلی که بتوانند بر فراز خواسته‌ها و آرزوهای ذهنی خود و منطبق بر نظامهای مدرن پرو بال بزنند و از نفوذ و سلطه اندیشه و روشهای سنتی در رفتار آتی خود بکاهند. در ادامه چنین روندی، نقش آفرینی فرزند در درون خانواده معطوف به فرآیندهای تولید و خلق ارزش در جامعه خواهد شد. در این ارتباط، والدین با شناخت توانمندیهای بالقوه فرزندان خود و هدایت آنها در مسیر شغلی، نقش مهمی در شناسایی و پرورش افراد خلاق و کارآفرین در جامعه ایفاء می‌کنند.

۳) توانمندسازی ( یادگیری فن‌آوری های جدید)

حمایت و تشویق والدین جهت یادگیری فن‌ آوریهای جدید از جمله فن‌آوریهای تکنولوژیکی و اطلاعاتی و معرفی مشاغلی که امکان کسب درآمد بالا را برای فرزندان فراهم می‌سازد، آنان را علاوه بر نقش‌آفرینی در درون خانواده، معطوف به اهداف توسعه در سطح جامعه یعنی کار مفید و بهره‌وری بالا خواهد کرد. تغییر نگرشها و رفتارهای کلیشه‌ای در مورد ایفاء نقشهای خانوادگی و اجتماعی و تشویق فرزندان به رفتارهای مثبت اقتصادی و اجتماعی، آنان را افرادی کارآمد و هدفمند می‌پروراند. زیرا پیروی از کلیشه‌های سنتی و تکراری در عرصه کار و فعالیت، هم به خانواده و هم به جامعه صدمات جبران ناپذیری وارد می‌سازد. به همین دلیل؛ گذر از این مرحله، تاثیرپذیری فرد از تغییرات جدید و پذیرش مسئولیت خطیر اجتماعی به منظور ایجاد کسب و کار جدید و دسترسی به موقعیتهای بهتر و جدیدتر، از فرد یک انسان مستقل و توانمند می‌سازد که در عرصه‌های گوناگون زندگی ضمن پذیرش نقشهای متفاوت می‌تواند مفید واقع شود.

۴) راه‌اندازی و اداره کسب و کار اقتصادی

در این مرحله، فرد با ارزیابی مشاغل متناسب با خواسته‌های خود و خانواده، به خلق ایده در زمینه‌کار و فعالیت می‌پردازد؛ چارچوب فکری خود را در قالب طرح کسب و کار به جامعه عرضه می‌کند؛ سپس، با مدیریت خود فعالیت اقتصادی را آغاز می‌کند. در این مرحله، والدین با استفاده از تجارب خود می‌توانند فرزندشان را جهت اداره کسب و کار یاری کنند. هر چند ممکن است این نیاز صرفاً متوجه حمایت‌های مالی آنها نباشد. با ادامه حمایت خانواده و تقویت روحیه کارآفرینی در فرزندان به منظور راه‌اندازی و مدیریت کسب و کار اقتصادی توسط آنان، نتایج ذیل متوجه جامعه خواهد شد:

ـ ایجاد و توسعه اشتغال در بخش‌های اقتصادی کشور و به تبع آن استقلال اقتصادی خانواده‌ها

ـ دگرگونی در روند تولید با استفاده از تکنولوژی پیشرفته و بدنبال آن تغییر در فرهنگ مصرف

ـ تنوع شغلی و ایجاد رقابت گسترده در بازارهای اقتصادی

ـ بسط و توسعه صادرات با اتکاء ‌به منابع موجود در کشور

ـ کاهش نرخ بیکاری و تورم و بدنبال آن کاهش آسیب‌های اجتماعی در جامعه

● نتیجه‌گیری

کارآفرینی، کانون و مرکز ثقل کار و تلاش و پیشرفت در عصر مدرنیته تلقی می‌شود. ما بدون توجه کافی به مقوله «توسعه فرهنگ کارآفرینی» نمی‌توانیم به شاخص‌های رشد و توسعه که از طریق تغییر در روند تولید،‌ بهره‌وری و توان افزایی فنی و صنعتی در عرصه اقتصاد حاصل می‌شود، دست یابیم. در گذر از مرحله سنتی به صنعتی باید به توانمندیها و قابلیت‌های فردی کارآفرینان در بهره‌گیری از منابع طبیعی و بکارگیری تکنولوژی مدرن اهتمام ویژه‌ای قائل شویم. زیرا، آنها با بکارگیری روش‌های جدید در بازار، خود را برای استفاده بهینه از ابزار و دستیابی به کیفیت مطلوب کالا و خدمات آماده می‌سازند. کارآفرینی، فرآیندی اکتسابی است و خانواده در شکل‌گیری این فرآیند نقش اساسی را ایفاء می‌کند. زیرا، خانواده می‌‌تواند عنصر پویایی و تحرک را به ژرفای وجود افراد تحت نفوذ و وابسته به خود تزریق کند به شکلی که «فرد» و «جامعه» در محیطی هماهنگ به تعامل بپردازند و قالب‌های اجتماعی نوآورانه شکل گیرد. نقش و اهمیت خانواده به عنوان کانون اندیشه نوگرایی، در ایجاد روحیه خلاقیت و نوآوری در افراد، گسترش روحیه کارآفرینی و توسعه کسب و کار جدید در جامعه، انکار ناپذیر است، به طوری که درزمینه فعالیت اقتصادی، خانواده می‌تواند اندیشه افراد تحت نفوذ خود را به سمت و سویی سوق دهد که آنها را از مشکلات پیش‌رو از جمله؛ بیکاری، فقر، اعتیاد، فساد و... برهاند و آنها را در مسیرهای شغلی که مولد سرمایه و فرصت‌های جدید است،‌هدایت نماید. زیرا، خانواده علاوه بر نقش تولید نسل و پرورش ابعاد عاطفی و اخلاقی فرزندان،‌ به عنوان کانونی برای رشد و پرورش اندیشه خودباوری، اعتماد به نفس و خودشکوفایی در فرزندان، نقش بسیار مؤثری در راه‌اندازی کسب و کار اقتصادی و توسعه فعالیت‌های شغلی در جامعه خواهد داشت


خانه کارآفرینان ایران
همت وكارمضاعف در حوزه كارآفريني




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در چهارشنبه 29 اردیبهشت 1389  ساعت 4:52 PM نظرات 0
 
همت وكارمضاعف در حوزه كارآفريني
سیاست‌گذاران چگونه می‌توانند در حالی که انگیزه‌های معکوس را حداقل می‌کنند برنامه‌های بیمه بیکاری‌ای فراهم آورند؟ در این مقاله قصد داریم که شواهد جدیدی را از کشور شیلی ارائه دهیم که نشان می‌دهند حساب‌های پس‌انداز بیمه بیکاری می‌توانند نرخ یافتن شغل را افزایش دهند. این یافته‌ها می‌تواند برای اصلاح برنامه‌های سنتی بیمه بیکاری به کار بیایند.

زمانی که افراد شغل خود را از دست می‌دهند در صورتی که واجد شرایط باشند مبالغی را بابت بیمه بیکاری دریافت می‌کنند. در حالی که برنامه‌های بیمه بیکاری، اغلب، سختی‌های از دست دادن شغل را تخفیف می‌دهند، شواهد نشان می‌دهد که این برنامه‌ها از طریق کاهش دادن انگیزه کار کردن هزینه‌ای را روی دست جامعه می‌گذارند زیرا با توجه به وجود بیمه بیکاری، بیکاران کمتر دنبال کار می‌گردند و دستمزد درخواستی شان افزایش می‌یابد. به همین دلیل این برنامه‌ها احتمال این که بیکاران شغل جدیدی را بپذیرند کاهش می‌دهد(هولملاند ۱۹۹۸ و وودوپیوک ۲۰۰۴). این امر باعث به بار آمدن مشکل مخاطره اخلاقی می‌شود. بنابراین سوالی که پیش می‌آید این است که چه طور انگیزه‌های معکوس را که به خاطر برنامه‌های بیمه بیکاری ایجاد شده‌اند حداقل کنیم.

مکانیزم‌های زیادی وجود دارند که کمک می‌کنند برنامه‌های مزایای بیمه بیکاری انگیزه‌ها را کمتر کاهش دهند؛ مکانیزم‌هایی نظیر نظارت دقیق و اعطای مجوز دریافت مزایای بیکاری، بررسی الزامات شغلی و در نظر گرفتن انگیزه‌های شغلی (فردریکسون و هولملاند). اما بین روش‌های مالی ایجاد انگیزه، حساب‌های پس‌انداز بیمه بیکاری جزء رادیکال‌ترین و احتمالا امیدوار‌کننده‌ترین موارد هستند. در این سیستم، هر کارگر باید سهمی از دریافتی‌های خود را در حسابش نگهداری کند و سپس هنگام بیکار شدن، مزایای بیکاری را از همین حساب برداشت کند. در واقع انتظار می‌رود که سیستم حساب‌های پس‌انداز با درونی کردن هزینه‌های مزایای بیکاری انگیزه‌های کارگران را افزایش دهد و بنابراین مخاطره اخلاقی‌ای که در برنامه‌های سنتی بیمه بیکاری وجود دارد رفع کند. در برخی از موارد، حساب‌های پس‌انداز بیمه همان آسایش خاطری را ایجاد می‌کنند که سیستم بیمه سنتی. اما این سیستم می‌تواند بیکاری کل را کاهش داده و از طریق کاهش مالیات بر حقوق درآمدها را افزایش دهد.

اما بر خلاف دیگر مکانیزم‌های مورد استفاده برای رفع مشکل کاهش انگیزه‌ها، مطالعات صورت گرفته روی حساب‌های پس‌انداز بیمه معدود بوده و تقریبا تنها به مطالعات تئوریک محدود شده است. ما از سیستم مزایای بیکاری جدیدی که در شیلی ارائه شده استفاده کردیم تا در این زمینه تحقیق کنیم. مطالعه ما (گونزالو ریس، جان وان اورس، میلان ودوپیوک ۲۰۱۰) اولین مطالعه‌ای است که این به این سوال که آیا حساب‌های پس‌انداز بیمه بیکاری انگیزه یافتن شغل را افزایش می‌دهند به طور تجربی پاسخ داده است. نتایج به دست آمده در این مقاله پاسخ مثبتی به سوال فوق می‌دهد.



● برنامه اجرا شده در شیلی چه مکانیزمی دارد؟

در سال ۲۰۰۲، شیلی یک برنامه بیمه بیکاری جدید را معرفی کرد که بیمه اجتماعی را با بیمه شخصی ترکیب می‌کند. سهمی که کارکنان و کارفرماها از این بیمه می‌پردازند بین حساب‌های پس‌انداز بیمه بیکاری در سطح فردی و یک صندوق عمومی مشترک که دولت هم در تامین مالی آن مشارکت می‌کند تقسیم می‌شود. برای این که بیکاران تشویق شوند که کار پیدا کنند، دریافت‌کنندگان مزایای بیکاری ابتدا منابع را از حساب پس‌انداز خود و سپس با خالی شدن این حساب از صندوق مشترک بیرون می‌کشند. این افراد حداکثر می‌توانند تا پنج ماه از این حساب‌ها برداشت کنند.

فرد به هر دلیلی که بیکار شود می‌تواند از حساب شخصی خود برداشت کند.

منابع ناکافی در حساب‌های شخصی موجب می‌شود که فرد از حساب مشترک پول بردارد، اما باید ثابت کند که واجد شرایط است. تنها کسانی که قبل از بیکاری قرارداد کار دائمی بسته باشند و به دلایلی که مربوط به کارفرما می‌شود تعدیل شده باشند می‌توانند به این حساب مشترک دسترسی داشته باشند. اما حتی اگر این افراد واجد شرایط شناخته شوند ممکن است ترجیح دهند که از حساب مشترک استفاده نکنند تا مجبور نشوند شرایط دیگر این حساب را برآورده کنند.

شایان ذکر است که تا آخر سال ۲۰۰۸، سه میلیون نفر در این برنامه شرکت کرده بودند که این تعداد ۸۰ درصد کارگران حقوق و دستمزد بگیر بخش خصوصی را در بر می‌گیرد و همچنین ۱۰۰۰۰۰ عضو این برنامه یعنی تقریبا یک چهارم بیکاران از مزایای توزیع شده استفاده کردند.



● شواهد به دست آمده از آثار انگیزه‌ای برنامه شیلی

ما در پی پاسخ دادن به این سوال که کدام انگیزه‌های شغلی در سیستم برنامه بیمه بیکاری به سبک شیلی افزایش می‌یابد مطالعه خود را انجام دادیم. مدل سازی تئورک از اورسزاگ و اسنوور (۲۰۰۲) نشان می‌دهد که کارگرانی که روی حساب‌های پس‌انداز بیمه بیکاری تمرکز می‌کنند هزینه‌های بیکاری خود را درونی کرده و بنابراین از این انگیزه برخوردارند که بیشتر از کارگرانی که به حساب‌های پس‌انداز خود اتکا نمی‌کنند، دنبال شغل بگردند. با به کار بردن این منطق در برنامه شیلی و با فهم این که این برنامه از یک طبیعت دوگانه برخوردار است ما پیش‌بینی‌های زیر را صورت دادیم:

▪ برای کسانی که فقط واجد شرایط استفاده از حساب‌های پس‌انداز شناخته می‌شوند مبلغی که در حساب‌هایشان انباشته شده بر نرخ پیدا کردن شغل تاثیر نمی‌گذارد.

▪ در مقابل، در مورد کسانی که از صندوق‌های مشترک استفاده می‌کنند می‌توان انتظار داشت که نرخ یافتن شغل با سهمی از مزایای بالقوه که از حساب‌های پس‌اندازشان تامین مالی می‌شود متناسب باشد.

▪ به علاوه، زمانی که مهلت استفاده از مزایا نزدیک به پایان است می‌توان انتظار داشت که کارگرانی که از صندوق مشترک استفاده می‌کنند بیشتر دنبال کار بگردند یا دستمزد قابل پذیرش خود را کاهش دهند و بنابراین نرخ پیدا کردن شغل این دسته افراد افزایش می‌یابد (به مورتنسن ۱۹۷۷ رجوع کنید). اما چنین اثری برای کارگرانی که از صندوق‌های مشترک استفاده نمی‌کنند، وجود ندارد.

ما اعتبار این پیش‌بینی‌ها را با استفاده از داده‌های مربوط به برنامه مزایا بیکاری در شیلی بررسی کردیم. نمونه ما از زنان و مردانی تشکیل می‌شد که در سال ۲۰۰۷ شغل ثابت خود را از دست دادند. در رایز و دیگران (۲۰۱۰) ما وضعیت بازار کار برای مردان و زنان را جداگانه بررسی کرده بودیم. اما اینجا به اختصار فقط نتایج به دست آمده برای مردان را بازگو می‌کنیم.

نتایج تجربی پیش‌بینی‌های ما را تایید می‌کنند. همانطور که در شکل یک می‌بینید نرخ یافتن شغل و نرخ به طول انجامیدن بیکاری بین کارگران مردی که از صندوق مشترک استفاده می‌کنند و کسانی که از این صندوق اجبارا یا با اختیار خود استفاده نمی‌کنند تفاوت‌های سیستماتیکی وجود دارد. در ابتدای شدت گرفتن بیکاری، نرخ یافتن شغل برای کارگران مردی که از صندوق مشترک برداشت نمی‌کنند بر نرخ یافتن شغل برای کارگرانی که از این صندوق استفاده می‌کنند فزونی می‌گیرد(شکل ۱). نرخ یافتن شغل برای کسانی که از صندوق مشترک استفاده می‌کنند در ۵ ماه اول بیکاری افزایش پیدا می‌کند و بنابراین تفاوت بین این سه دسته کاهش می‌یابد. همچنین تابع مدت بیکاری نشان می‌دهد که کارگران مردی که از صندوق‌های مشترک استفاه می‌کنند بیشتر از کسانی (کارگرانی) که از این صندوق‌ها استفاده نمی‌کنند، بیکار می‌مانند(شکل ۲).

نتایج فوق با یک تحلیل اقتصادسنجی قوی تایید می‌شوند.

نرخ یافتن شغل برای دریافت‌کنندگان مزایای بیکاری با یک مدل نرخ مخاطره تخمین زده شد. ما فرض کردیم که نرخ یافتن شغل به مشخصات قابل مشاهده و غیرقابل مشاهده بستگی دارد و کسانی که تصمیم می‌گیرند از صندوق مشترک استفاده نکنند با کسانی که از این صندوق استفاده می‌کنند در مشخصات غیر قابل مشاهده به طور سیستماتیک متفاوتند.

مطالعه ما نشان می‌دهد که برای کسانی که نمی‌توانند از صندوق مشترک استفاده کنند، تعداد برداشت‌های بالقوه بر نرخ یافتن شغل تاثیر نگذاشته و این به آن معناست که مبلغ پس‌انداز شده بر نرخ خروج از بیکاری تاثیری نمی‌گذارد. به علاوه، الگوی زمانی نرخ یافتن شغل هیچ رابطه‌ای با مزایای بیکاری پرداخت شده ندارد. برای مثال هر چه مدت بیکاری طولانی‌تر باشد احتمال این که از بیکاری خارج شود کمتر است. این در حالی است که کسانی که از صندوق مشترک استفاده کردند هرچه نرخ انباشت حساب‌های پس‌اندازشان بیشتر بود نرخ یافتن شغلشان هم بیشتر بود.

در نهایت باید گفت نتایج به دست آمده برای آن دسته از کسانی که تصمیم گرفتند از صندوق مشترک استفاده نکنند، بسیار شبیه کسانی است که واجد شرایط استفاده از این صندوق نبوده‌اند. برای مردان، نرخ یافتن شغل تحت‌تاثیر برداشت‌های احتمالی قرار نمی‌گیرد و نرخ خروج برای مردان و زنان با دوره بیکاری رابطه منفی نشان می‌دهد.



● دلالت‌های سیاستی

نتایج ما این ایده را که حساب‌های پس‌انداز بیمه می‌توانند انگیزه کار کردن را افزایش دهند، حمایت می‌کند. با فراهم آوردن شواهد تجربی و ارائه استدلال‌های نظری مشخص شد که به کار گیری حساب‌های پس‌انداز می‌تواند برای اصلاح برنامه‌های بیمه بیکاری سنتی بسیار مفید واقع می‌شود.

به نظر می‌رسد که استفاده از حساب‌های پس‌انداز برای کشورهای در حال توسعه بسیار مفید باشد؛ چون این کشورها با یک بخش غیررسمی بزرگ مواجهند و از ظرفیت لازم برای اجرای یک برنامه بیکاری استاندارد برخوردار نیستند. تحت چنین شرایطی ودوپیوک (۲۰۰۹) پیشنهاد می‌کند که حساب‌های پس‌انداز به عنوان منبع اصلی تامین مالی مورد استفاده قرار گیرند و از صندوق مشترک برای افزایش مصرف استفاده شود(همچنین می‌توان به افراد اجازه داد که از حساب‌های پس‌انداز خود استقراض کنند). بنابراین می‌توان بر انگیزه‌های مالی به عنوان ابزار اصلی ایجاد انگیزه یافتن شغل استفاده کرد.

این مطالعه همچنین سوالاتی در مورد طرح مناسب برای برنامه حساب‌های پس‌انداز ایجاد می‌کند. نتایج ما نشان می‌دهد که برنامه شیلی همچنان دچار اشکالاتی است. بنابراین سوالاتی در مورد این که دامنه مناسب برای جزو صندوق مشترک چیست و چقدر باید بر این سیستم نظارت شود باقی می‌ماند. البته در مطالعه ما به این نکته اشاره شده که احتمال استفاده از صندوق مشترک به هزینه‌های آن بستگی دارد.

سوال دیگر این است که ‌اندازه نسبی حساب‌های پس‌انداز و صندوق مشترک باید چقدر باشد. در واقع نتایج ما نشان می‌دهند که اگر حساب پس‌انداز بزرگ‌تر شود(حتی اگر دولت هم در این حساب‌ها مشارکت کند) یافتن شغل تشویق شده و بنابراین منابع لازم برای صندوق مشترک کاهش می‌یابد. البته طرح نهایی هر برنامه بیمه‌ای باید به اهداف اصلی برنامه نیز پاسخ گوید.


منبع : سایت آفتاب
همت وكارمضاعف در حوزه كارآفريني




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در سه شنبه 28 اردیبهشت 1389  ساعت 6:35 PM نظرات 0
 
همت وكارمضاعف در حوزه كارآفريني

از اين منظر وضعيت فيزيكى، اندام‏ها، ماهيچه‏ها، دستگاه‏هاى تنفسى، عصبى و جز اينها در ارتباط با كار و تلاش مورد توجه قرار مى‏گيرد . موضوعاتى كه در اين ديدگاه مطرح است، عبارتند از:
1- تاثير محيط كار بر قواى انسانى;
2- توانايى ارگانيسم انسان بر محيط كار;
3- توانايى‏هاى بدنى انسان .
در اين زمينه كه چه عاملى باعث‏خستگى در محيط كار مى‏شود و با چه راه‏كارهايى مى‏توان خستگى را در محيط كار كاهش داد، على عليه السلام مى‏فرمايد:
قليل مدوم عليه خير من كثير مملول منه; (20) كار اندك كه به آن ادامه داده شود، بهتر از كار بسيار است كه خستگى آورد (از كار زياد و خستگى‏آور پرهيز كنيد كه نشاط و نوآورى را سلب مى‏كند).
باز مى‏فرمايد: دل‏ها همانند بدن‏ها، خسته و افسرده مى‏شوند; پس براى آنها لطايف حكمت‏آميز و جالب برگزينيد . (21) از اين مطلب استنباط مى‏شود كه با ايجاد تنوع و نوآورى در محيط كار مى‏توان از ملامت و خستگى جلوگيرى كرد و زمينه‏هاى رضايت را فراهم نمود .

 

 
 

كار آزدانه و غير آزادانه (اجبارى)

 
بررسى‏هاى به عمل آمده حاكى از آن است كه در مواردى كار موجب استثمار و از خود بيگانگى (22) انسان مى‏گردد .
اگر انتخاب كار، ناصحيح و با فرد ناسازگار باشد، آثار مضرى خواهد داشت . چنانچه كار براى فردى كه آن را انجام مى‏دهد، امرى خارجى تلقى شود، در معناى خاص كلمه، از خود بيگانه‏كننده است .
برخى از كارهاى از خود بيگانه‏كننده عبارتند از:
1- كارها و فعاليت‏هايى كه به نوعى سلب‏كننده‏ى شخصيت افراد باشد;
2- كارى كه فرد علاقه‏مند به آن نباشد;
3- كارى كه فرد از روى اختيار و آزادى انجام ندهد;
4- كارهايى كه فرد در پايان روز به‏مانند برده از آن فرار مى‏كند و براى وى مفيد نباشد;
5- كارهايى كه خم و راست‏شدنى بيش نيستند .
از نظر حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام بر پايه دو عامل آبادى و عمران زمين و پاداش عادلانه براى كار مى‏توان جامعه‏اى سالم بنا نهاد . ايشان از كار فاقد اختيار و رضايت نهى مى‏كرد و به مسئولان و زمامداران توصيه مى‏كرد، در امور و فعاليت‏ها مردم را مجبور نسازند .
يكبار مردم يكى از ايالات به نزد وى آمده، گفتند: در سرزمين آنها نهرى بوده كه گذشت روزگار مجراى آن را خراب كرده و اگر از نو حفر و ترميم گردد، براى آنها درآمد و سود زيادى خواهد داشت . آنان از على عليه السلام خواستند كه به فرماندار خود در آن سرزمين دستور دهد كه مردم آنجا را براى كمك در ترميم و نوسازى نهر تخريب شده مجبور سازد . ايشان حفر مجدد نهر را پذيرفتند; ولى با مجبور ساختن مردم براى چنين امرى مخالفت كردند .
امام على عليه السلام به عامل خود به نام قرظة بن كعب چنين نوشت:
. . . از من خواستند كه به تو بنويسم كه آنان را به كار وادار كنى و مردم را براى حفر نهر گردآورى . . . . به نظر من كسى را نبايد به كارى كه نمى‏خواهد مجبور ساخت . آنان را به نزد خود بخوان، اگر نهر آن چنان باشد كه تعريف كرده‏اند، هركسى كه بخواهد كار كند، او را به كار بخوان و نهر بايد از آن كسانى باشد كه كار كرده‏اند; نه كسانى كه در آن شركت نجسته‏اند . . . . (23)
مجبور ساختن افراد براى انجام كارها امرى ناشايست است . آن كارى صحيح است كه افراد با ميل و علاقه انجام دهند .
چنان كه آمد، على عليه السلام كار اندكى را كه با اشتياق تداوم يابد، بهتر از كار فراوانى شمرده‏است كه رنج آور باشد .
كار بايد بر اساس آزادى و ميل باشد، نه اجبارى و حتى نبايد در كارى سودمند، مردم را اجبار كرد . فعاليت‏ها و كارهاى اجبارى پيامدهاى ذيل را به همراه دارد:
نخست، كارهاى غير آزادانه از شكوفايى استعدادها و توانايى‏هاى انسان جلوگيرى مى‏كند و زمينه‏ى رشد، نوآورى، ابداع و ابتكار افراد را تقليل مى‏دهد .
دوم، ارزش انسانى افراد را كاهش مى‏دهد;
سوم، كارهاى اجبارى نوعى توهين به آزادى انسانى است;
چهارم، فعاليت‏هاى تحميلى توهين و اهانت‏به خود كار و عمل مى‏باشد .
امام على عليه السلام آزادى و اجبار در كار را از دو منظر مورد توجه قرار داده است:
اولا، كار اجبارى را حتى در امور عام المنفعه و سودمند مقبول ندانسته است; زيرا فعاليت‏هاى اجبارى به فقدان شكوفايى، نزول ارزش انسانيت و اهانت‏به آزادى و كار منجر مى‏گردد;
ثانيا، منافع و درآمد و سودى را كه به دست مى‏آيد، سهم آنانى مى‏داند كه به كار و فعاليت پرداخته‏اند .
از نگاه على عليه السلام افرادى كه در عمل و كار كوتاهى و سستى كنند، پيامدهاى سوئى برايشان است . آن حضرت فرمود: من قصر فى العمل ابتلى بالهم; (24) كسى كه در عمل كوتاهى كند، به غم و اندوه دچار شود .
كار آزادانه شامل فعاليت‏هايى است كه:
اولا بر استعدادها و توانايى‏هاى انسان مبتنى باشد;
ثانيا فرد به آن علاقه‏مند باشد;
ثالثا به شخصيت انسان خدشه وارد نكند;
رابعا به شكوفايى و ابتكار فرد منجر شود .
سايت كارآفرين
همت وكارمضاعف در حوزه كارآفريني




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در سه شنبه 28 اردیبهشت 1389  ساعت 6:32 PM نظرات 0
 
همت وكارمضاعف در حوزه كارآفريني
چگونه باید ایجاد اشتغال کرد، چگونه می توان مشکل بیکاری جوانان که امروز به مهمترین مشکل کشور تبدیل شده است، را حل کرد؟ آیا دولت باید بیکاران را جذب کند و برای آنها ایجاد اشتغال کند؟ آیا به غیر از دولت و بخش دولتی از راه های دیگری نمی توان برای جوانان کار ایجاد کرد؟

به اعتقاد کارشناسان و متخصصان، در شرایط فعلی کشور، بهترین روش ایجاد اشتغال و حل مسئله بیکاری، توسعه و گسترش فرهنگ کارآفرینی در جامعه است. زیرا یکی از علل اصلی رشد نرخ بیکاری در کشور ما، توسعه نیافتگی فرهنگ کار و کارآفرینی در جامعه است و اینکه مردم و حتی تحصیل کرده ها و فرزندان خانواده های متمول هم دنبال این هستند که ازطریق بخش دولتی کسب و کاری برای خود ایجاد کنند.

  چندین سال است که جامعه ما از بیکاری جوانان رنج می برد و اگرچه هر روز بیش از پیش تاوان سنگین بیکاری جوانان را می پردازیم، اما هنوز این مشکل حل نشده است. بیکاری جوانان نه تنها ضرر و زیان های گوناگون اقتصادی و اجتماعی برای جامعه ما ایجاد کرده، بلکه ضربات سنگین فرهنگی و اخلاقی به جامعه وارد کرده است، به گفته جامعه شناسان و کارشناسان یکی از علل اصلی رشد بزهکاری در جوانان امروز جامعه، بیکاری است، بنابراین باید برای این مشکل اساسی کشور چاره اندیشی شود و از راه های درست و مناسب آن را حل کرد، و هرچه زودتر برای جوانان ایجاد اشتغال نمود.
 
● راه های ایجاد اشتغال و کسب و کار
 
چه کسانی می توانند مشکل بیکاری و کمبود اشتغال را در جامعه حل کنند؟ اقتصاد ما یک اقتصاد سه بخشی است: دولتی، تعاونی و خصوصی. تصور اکثر جوانان این است که دولت باید برای آنها ایجاد کسب و کار و اشتغال نماید. و چشم آنها کمتر متوجه سایر بخش های اقتصادی کشور مانند بخش خصوصی و تعاونی است. کمتر جوانی را می توان در جامعه یافت که برای کسب و کار چشمش به دولت و کارهای دولتی نباشد. اکثر آنها با وجود آنکه می دانند حقوق و دستمزد در بخش دولتی پایین است و در حال حاضر اکثر کارکنان دولت با مشکل کمبود حقوق روبرو هستند، ولی با این وجود، جویای کار در ادارات و سازمان های دولتی هستند.
 
● دولت توان جذب نیروی جدید ندارد
 
یکی از نکاتی که باید برای جوانان و اکثر مردم روشن شود این است که دولت نه توان جذب نیروی انسانی جدید دارد و نه اینکه باید به او اجازه داده شود که نیروی انسانی خود را بیش از این افزایش دهد. امروز اکثر درآمد و بودجه کشور صرف حقوق و دستمزد حجم وسیع نیروی انسانی بخش دولتی می شود. در دنیا از هیچ دولتی نمی توان اسم برد که به اندازه دولت ایران، نیروی انسانی داشته باشد. در حال حاضر حدود دو میلیون و ۳۰۰ هزار نفر بدون احتساب نیروهای مسلح (ارتش، سپاه و نیروی انتظامی) حقوق بگیر دولت هستند و پرداخت حقوق این نیروی عظیم انسانی، فشار زیادی را به دولت تحمیل کرده است.
 
در سال های اخیر اگرچه درآمدهای نفتی و یا مالیاتی کشور افزایش یافته است، ولی به دلیل همین نیروی انسانی عظیم، تنها بخش کوچکی از این درآمدها صرف عمران و آبادانی و توسعه کشور شده است و اکثر درآمدهای نفتی کشور صرف پرداخت حقوق شده است، در صورتی که اگر ما یک تعصب ملی داشته باشیم، نباید اجازه دهیم اصلی ترین درآمد ملی کشور فقط صرف حقوق و دستمزدکارکنان دولت شود، بلکه ما باید از دولت بخواهیم که این درآمدها را صرف رشد و توسعه اقتصادی کشور که به سود همه ملت و آحاد جامعه است، کند. بنابراین نه درست و نه عاقلانه است که مردم بخواهند که دولت بیش از این نیرو جذب کند.
 
● شکست اقتصاد دولتی در اکثر نقاط جهان
 
تجربه کشورهای گوناگون جهان به خصوص در سال های اخیر نشان می دهد که اقتصاد دولتی و حکومتی در هیچ کشوری سرانجام خوشی ندارد و در اکثر کشورها نه تنها با شکست روبرو شده، بلکه یکی از عوامل اصلی فسادهای مالی و حتی اخلاقی در آن جوامع بوده است. به همین دلیل است که در دو دهه اخیر شاهد هستیم که اکثر کشورهایی که اقتصاد آنها به صورت دولتی اداره می شد، ناچار شدند سیستم اقتصادی خود را متحول و دگرگون کنند و به جای پافشاری روی اقتصاد دولتی، به سایر بخش های اقتصادی مانند بخش خصوصی و بخش تعاونی توجه بیشتر نمایند. کشورهای روسیه، چین، کره و... از جمله این کشورها هستند، چین توانسته است در دو دهه اخیر با جذب ۵۰۰ میلیارد دلار سرمایه خارجی بیش از صدها هزار شرکت در چین ایجاد و راه اندازی کند و طبیعی است که آنها از این طریق نه تنها مشکل بیکاری حجم وسیع مردم چین را حل کرده اند، بلکه به شدت اقتصاد چین را رونق بخشیده اند و درآمدهای عظیمی در بازار جهانی کسب کرده اند. صادرات چین در سال گذشته فقط به کشور آمریکا حدود یکصد میلیارد دلار بوده است. کشور کره همانند چین نیز یک انقلاب عظیمی در اقتصاد کشور خود بوجود آورده است و کشوری که کل خاک آن کمتر از استان خراسان ایران است، در سال گذشته حدود ۲۴۰ میلیارد دلار صادرات غیر نفتی داشته است.
 
● ضرورت رشد بخش های تعاونی و خصوصی درکشور
 
به گفته دکتر محمود احمد پورداریانی عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی امیرکبیر و متخصص کارآفرینی، امروز در تمام دنیا، دولت ها متوجه شده اند که خودشان نمی توانند توسعه و رشد ایجاد کنند، بنابراین اکثر دولت ها در جهان سیاست هایی اتخاذ می کنند که در کشورشان کارآفرینان رشد و نمو پیدا کنند، یعنی بخش خصوصی را رشد و توسعه می دهند تا فضای کسب و کار ایجاد شود.
 
دکتر احمد پورداریانی در پاسخ به این سؤال که چه کسانی باید در کشور ایجاد شغل کنند و مشکل بیکاری جوانان را حل کنند، می گوید: «ایجاد شغل یا باید توسط دولت یا شرکت های موجود و یا شرکت های جدید صورت گیرد. اما امروز برای همه روشن است که نیروی انسانی دولت بیش از حد سنگین شده است و دیگر قادر به استخدام نیروی جدید نیست. از طرف دیگر شرکت های موجود نیز ظرفیت های محدودی دارند و قادر به جذب نیروی جدید نیستند و هر اندازه هم که دولت بگوید، برای جذب هر نفر سه میلیون تومان می دهد، فایده ای ندارد، چرا که شرکت های موجود نه تنها توان جذب نیروی جدید ندارند، بلکه برخی از آنها به خاطر افزایش هزینه ها ناچار به تعدیل نیروی انسانی خود می باشند. بنابراین تنها راه حل بیکاری و جذب نیروی جدید و ایجاد اشتغال این است که کارآفرینی در کشور توسعه یابد و شرکت های جدید غیردولتی ایجاد شود و اکنون این سوال مطرح می شود که چه کسانی باید این کار را بکنند که پاسخ ما این است کسانی که ما به آنها کارآفرین می گوییم. باید این کار را انجام دهند.»
 
● کارآفرینی چیست؟
 
وقتی از بسیاری از مردم و حتی نخبگان جامعه سوال می شود که «کارآفرینی» چیست یا «کارآفرینان» چه کسانی هستند، به سرعت پاسخ می دهند که «کارآفرینی» ایجاد کار و شغل است و «کارآفرین» ایجاد کار می کند، در صورتی که تعریف «کارآفرینی» و «کارآفرین» این نیست. به گفته متخصصان و کارشناسان، کارآفرینی قصه زندگی انسان های موفق هر جامعه است که به جای این که بیایند و در جایی استخدام شوند و مشغول کار شوند، خودشان کسب و کار راه می اندازند و به گفته دکتر احمدپور داریانی، کارآفرینان قهرمانان توسعه اقتصادی- اجتماعی جوامع می باشند. نخستین گام جهت شناخت و تبیین درست هر مفهوم یا پدیده، ارائه تعریف روشن از آن است. کارآفرینی همانند سایر واژه های مطرح در علوم انسانی، هنگامی قابل تحلیل و تبیین می باشد که بتوان تعریف یا تعاریف روشن و مشخصی از آن ارائه نمود. از آن جا که مفاهیم علوم انسانی در زمره مفاهیم قطعی علوم فیزیک و شیمی به شمار نمی رود، ارائه یک تعریف قطعی و مشخص برای واژه های آن، کاری دشوار و حتی غیرممکن است. «کارآفرینی» نیز یکی از واژه هایی است که تعریف واحدی برای آن وجود ندارد و از ابتدای طرح آن در محافل علمی، تعاریف متفاوت و حتی متناقضی از دیدگاه های گوناگون برای آن ارائه شده است. وجود این عوامل در تعریف کارآفرینی از سویی نشان دهنده گستردگی و اهمیت موضوع است که می تواند از زوایای مختلف مورد بررسی قرار گیرد و از سوی دیگر نشان دهنده پویایی موضوع است که زمینه ارائه مدل ها، تعریف ها و نظرات متفاوتی را فراهم می آورد.
 
به منظور آگاهی دقیق و ارائه یک تعریف علمی از «کارآفرینی» از دکتر محمود احمدپور داریانی به عنوان متخصص این رشته می خواهیم که تعریف خود را از «کارآفرینی» ارائه کند.
 
دکتر احمدپور داریانی در پاسخ به این سوال می گوید: «خیلی ها فکر می کنند که کارآفرینی به معنای آفرینش و ایجاد کار می باشد، در صورتی که این یک برداشت اشتباه از کارآفرینی است، من ارتباط با تحقیقی که در دانشگاه امیرکبیر انجام دادم، از دو هزار نفر از مدیران و مسئولان کشور خواستم که تعریف خود را از واژه «کارآفرینی» مطرح کنند، حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد تعریف آنها از کارآفرینی، ایجاد کار بود و طبیعی است که وقتی متخصصان و نخبگان جامعه از این واژه تعریف درستی نداشته باشند، عموم مردم هم تعریف روشنی از کارآفرینی نخواهند داشت.
 
وی می افزاید: «کارآفرینی به معنای ایجاد کار نیست.»
 
به گفته دکتر احمد پورداریانی، واژه کارآفرینی از کلمه فرانسوی entrepreneurبه معنای «متعهدشدن» (undertake) نشات گرفته است و براساس واژه نامه دانشگاهی وبستر، کارآفرین کسی است که متعهد می شود مخاطره های یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی، اداره و تقبل کند. دکتر احمدپور داریانی می گوید: «من خودم در سال ۹۹۹۱ میلادی(۸۷۳۱ هجری شمسی) یک تعریف از کارآفرین ارائه کردم و معتقدم «کارآفرین» فردی است که دارای ایده و فکر جدید می باشد و از طریق ایجاد کسب و کاری که توام با مخاطره مالی و اجتماعی است، با بسیج منابع محصول، خدمت جدید به بازار ارائه می کند، پس کارآفرین سه کار مهم می کند که اول ایجاد خلاقیت و نوآوری، دوم راه اندازی یک شرکت یا کسب و کار و طی کردن فرایند ایجاد کسب و کار و سوم ارائه محصول و خدمت خود به بازار می باشد. بنابراین اگر در جامعه یک کسی برای اولین بار دستمال کاغذی را تولید کرد، چون اولین بار است، این کارآفرینی کرده و اولو یټ باکارآفرین است. به عبارت دیگر آنها که اولین ها در هر کاری هستند و با نوآوری جبهه های جدیدی در اقتصاد باز می کنند، کارآفرین هستند.
 
● کارآفرین کیست؟
 
کارآفرین کیست و دارای چه ویژگی هایی است؟ دانشمندان و محققان علوم رفتاری، مدیریت و اقتصاد تعاریف گوناگونی از «کارآفرین» ارائه می کنند. به اعتقاد برخی از دانشمندان مانند ریچارد کتیلن (cattilon)، کارآفرین کسی است که خطرپذیر است و توانایی برقراری ارتباط بین تولیدات و خدمات، توانایی سازماندهی و نظارت بر تولید و معرفی روش های جدید، محصولات جدید و یافتن بازارهای جدید را دارد.
 
اسکامپتر یکی دیگر از دانشمندان می گوید: «کارآفرین کسی است که نوآور است و قدرت خلاقیت بالایی دارد و فعالیت های جدیدی را در قالب شرکت های کوچک راه اندازی می کند.» کول (Cole) هم می گوید: کارآفرین به شخصی می گویند که بهترین و آخرین موقعیت های اقتصادی و تجاری را کشف می کند و روش استفاده از این فرصت ها را می داند. این فرد معمولا دارای استعداد، خلاقیت، ابتکار، سازماندهی و مدیریت در سطح بالایی است. «دیوید مک کران» و «اریک فلانیگان» کارآفرینان را افرادی نوآور، با فکری متمرکز و به دنبال کسب توفیق و مایل به استفاده از میانبرها می دانند که کمتر مطابق کتاب کار می کنند و در نظام اقتصادی، شرکت هایی نوآور، سودآور و با رشدی سریع را ایجاد می نمایند.
 
 
 روزنامه تفاهم
همت وكارمضاعف در حوزه كارآفريني




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در سه شنبه 28 اردیبهشت 1389  ساعت 6:29 PM نظرات 0
 
همت وكارمضاعف در حوزه اشتغال
‌در حال‌ حاضر نرخ‌ بيكاري‌ فارغ‌التحصيلان‌ 5/1 برابر متوسط‌ بيكاري‌ جامعه‌ است. الان‌ براي‌ فارغ‌التحصيلان‌ ما خصوصاً‌ علوم‌ انساني‌ بازار كار وجود ندارد. ما بايد باتوجه‌ به‌ قانون‌ برنامه‌ سوم، نقاط‌ ضعف‌ و قدرت‌بخش‌ اشتغال‌ را شناسايي‌ و اشكالات‌ آن‌ را برطرف‌ كنيم‌ ‌به‌طور خلاصه‌ به‌منظور ايجاد اشتغال‌ مولد و توسعه‌ فرصتهاي‌ شغلي‌ و كاهش‌ ميزان‌ بيكاري‌ در جامعه‌ مي‌توان‌ پيشنهادها و راه‌حل‌هايي‌ را به‌ اين‌ شرح‌ مورد توجه‌ قرار دارد:

O استفاده‌ از ظرفيتهاي‌ موجود و كارگاههاي‌ فعلي‌ در كشور و افزايش‌ ظرفيت‌ آنها

O كوچك‌كردن‌ دولت‌ و توسعه‌ بخش‌ خصوصي‌

O تحول‌ در نظام‌ آموزش‌ عالي‌ و آموزش‌ متناسب‌ با نياز بازار كار

O توجه‌ به‌ ويژگيهاي‌ بازار كار در هرگونه‌ سياستگذاري‌ و دادن‌ منابع‌ در زمينه‌ اشتغال‌

O توجه‌ به‌ برنامه‌ريزي‌ و فرهنگ‌ برنامه‌ريزي‌ در نظام‌ دولتي‌ و كارآمدي‌ نظام‌ برنامه‌ريزي‌ كشور

O كاهش‌ هزينه‌هاي‌ توليد و توجه‌ به‌ صنايع‌ كوچك‌ و كارا

O افزايش‌ فرهنگ‌ كار و افزايش‌ انگيزه‌ كار در كشور و احترام‌ به‌ سرمايه‌گذاران‌ و ايجادكنندگان‌ شغل‌ و فرصتهاي‌ شغلي‌

O جلوگيري‌ از قاچاق‌ كالاهاي‌ غيرضرور و مصرفي‌

O عدم‌ مصرف‌ كالاهاي‌ خارجي‌ مصرفي‌ توسط‌ بخش‌ دولتي‌ و شركتهاي‌ دولتي‌

O توجه‌ به‌ اهداف‌ برنامه‌ در زمينه‌ اشتغال‌ و راهكارهاي‌ اعلام‌شده‌ در برنامه‌

O و بالاخره‌ افزايش‌ سرمايه‌گذاري‌ و توجه‌ به‌ كارآيي‌ سرمايه‌گذاري‌ در كشور.

سانقه: در مورد محور دوم‌ جلسه‌ پيرامون‌ طرحهاي‌ پيشنهادي‌ كوتاه‌مدت‌ و بلندمدت‌ در زمينه‌ اشتغال‌ بايد عرض‌ كنم‌ كه‌ براي‌ رفع‌ عارضه‌ واقعاً‌ خطرناك‌ بيكاري‌ در كل‌ كشور، در مرحله‌ اول‌ و در كوتاه‌مدت، توسعه‌ ساخت‌ مسكن‌ را مي‌توان‌ به‌عنوان‌ محور ايجاد اشتغال‌ در پيش‌ گرفت؛ زيرا مشاغل‌ بسيار متنوع‌ و قابل‌ توجهي‌ را ايجاد مي‌كند و مصرف‌كنندگان‌ هم‌ پاي‌ آن‌ ايستاده‌اند.

‌ ‌چنانچه‌ اين‌ كار با تسهيلات‌ و هدايت‌ مناسب‌ همراه‌ باشد، در كوتاه‌مدت‌ مي‌تواند از يك‌ طرف‌ نقش‌ عمده‌اي‌ در ايجاد مسكن‌ كه‌ نياز اكثر جوانان‌ است‌ داشته‌ باشد و ازطرف‌ ديگر در ايجاد مشاغل‌ متعدد در حوزه‌هاي‌ خدمات‌ و توليد بسيار موثر است‌ و كارگاهها و كارخانه‌هاي‌ كوچك‌ و بزرگ‌ هريك‌ به‌ سهم‌ خود مي‌توانند از آن‌ بهره‌مند مي‌شوند. البته‌ بانكها در اين‌ زمينه‌ مي‌توانند نقش‌ بسيار موثري‌ داشته‌ باشند. امروزه‌ در كشورهاي‌ صنعتي، بانكها در قلب‌ فعاليتهاي‌ اقتصادي‌ قرار دارند. چنانچه‌ بانكها از صنعت‌ و بازرگاني‌ و خدمات‌ حمايت‌ موثر نكنند، نمي‌توانند به‌ درجه‌ مناسبي‌ از رشد و پيشرفت‌ برسند. زمينه‌هاي‌ زيادي‌ وجود دارند كه‌ لازم‌ است‌ اصلاح‌ و همساز و هماهنگ‌ شوند تا منجر به‌ رشد و توسعه‌ اقتصادي‌ و درنتيجه‌ ايجاد اشتغال‌ گردد.

همت وكارمضاعف در حوزه اشتغال
منبع : http://www.imi.ir





لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در سه شنبه 28 اردیبهشت 1389  ساعت 6:27 PM نظرات 0
 
 
 
 
همت و كارمضاعف در حوزه جوانان
تاليفي مدير وبلاگ
 
 
اعتیاد به مواد مخدر ، به عنوان نابسامانی اجتماعی ، پدیده ای است که آن را " بلای هستی سوز " نام نهاده اند؛ زیرا ویرانگری های حاصل از آن زمینه ساز سقوط بسیاری از ارزش ها و هنجارهای فرهنگی و اخلاقی می گردد و سلامت جامعه را به مخاطره می اندازد و هر سال این بلای خانمان برانداز، قربانیان بی شماری را در آغوش سرد خاک می افکند.
 
بهتر است در سالي كه به عنوان سال همت وكارمضاعف نامگذاري شده مسيولان همت مضاعف بيشتري را براي مبارزه با اين بلاي خانمان سوز انجام دهند تا در سال همت وكارمضاعف شاهد ريشه كني اين بلاي خانمان سوز باشيم
 
در زير راهكاهايي كه نيازمند همت و كارمضاعف مسيولان براي مبارزه با اين بلاي خانمان سوزي هست بيان ميشود اميد است كه با توجه به انها شاهد ريشه كني اعتياد در مملكت عزيزمان باشيم

1-همت وكارمضاعف نهادها و مراكز فرهنگي مثل مدارس براي دور نگهداشتن جوانان از اين بلاي خانمان سوز

2-همت وكارمضاعف وزرات بهداشت درپيشگيري از اعتياد و آموزش اينكه اعتياد يك بيماري است

3-همت وكارمضاعف رسانه هاي جمعي به خصوص صدا و سيما براي جذب جوانان به سمت زندگي سالم

4-همت وكارمضاعف خانواده براي شناخت دقيق نيازهاي جوانان

5-همت وكارمضاعف براي فرهنگ سازي و آموزش مضرات اعتياد و راههاي پيشگيري از آن

همت و كارمضاعف در حوزه جوانان
تاليفي مدير وبلاگ
 




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در سه شنبه 28 اردیبهشت 1389  ساعت 6:16 PM نظرات 0


  • تعداد صفحات :14
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • >  
POWERED BY RASEKHOON.NET