با همت و کاری مضاعف، مژده عشق و امید را هدیه می دهیم. به وبلاگ همت والا خوش آمدید

همت وكارمضاعف در حوزه كارآفريني
● خلاقیت

«خلاقیت» یا «آفرینشگری برگردانی از واژة «Creativity» و به معنای «خلق کردن» است. از دیدگاه روان شناختی، «خلاقیت» به معنای پدید آوردن چیزی از چیز دیگر به گونه ای منحصر به فرد است. به عبارت دیگر، خلاقیت به معنی کم یا زیاد کردن یک پدیده و تغییر شکل دادن و یا ترکیب کردن آن با سایر پدیده ها، اشیاء یا چیزها است .(پیر خایفی،۱۳۷۷).بـرخی از نظریه پـردازان، همچون گیلفورد، معتقدند که خلاقیت را باید نوعی از تفکر به شمار آورد، زیرا ایدة خلاق خود نوعی فکر و تصور است (فلدمن، ۱۹۹۰)گیلفورد در ابداعی دیگر می گوید خلاقیت نوعی تازه از تفکر است که فارغ از قالب و روش از پیش تعیین شده و بنابراین حالتی «واگرا (divergent)» دارد.

با وجود این، تعریف خلاقیت فراتر از این بحث می باشد. در برخی دیگر از تعاریف، خلاقیت معادل با «حل مسأیل (problem solving)» (مسأله گشائی) تلقی شده که در اشکال مختلف هنری، علمی و اجتماعی ظاهر می شود (آقایی فیشانی، ۱۳۷۷؛ریکاردز، ۱۹۹۰). بدین ترتیب، خلاقیت چیزی جز حل کردن مسایل، مشکلات، تعارضات یا بن بست ها نیست.اما آیا هر حل کردن یا خلق کردنی را می توان یک «پدیدة خلاقه» نامید؟ در این باره، صاحب نظران معتقدند که هر پدیدة خلاقه ای حتماً باید واجد عنصر «تازگی و نو بودن» باشد تا امتیاز خلاقیت را پیدا کند (والفی، ۱۳۷۷؛ احمد پور، ۱۳۷۹؛ پیر خایفی، ۱۳۷۹). در کنار این ویژگی، باید به عنصر «مناسب و مفید بودن» خلاقیت نیز توجه کرد؛ زیرا تازگی و جدید بودن یک پدیده، بی آن که دارای منافع و فوائدی باشد، ارزش چندانی نخواهد داشت.بنابراین، از مجموع این نظرها می توان نتیجه گرفت که:

«خلاقیت به معنای خلق کردن چیزی تازه و منحصر به فرد است که به گونه ای مناسب و مفید، موجب حل یک مسأله، سؤال یا نیاز علمی، صنعتی و یا اجتماعی شود.»همان طور که در تعریف خلاقیت اشاره گردید، خلق کردن به معنای تلفیق یا ترکیبی جدید از چیزهاست. به نظر می رسد این تعریف قادر نیست پوشش کاملی برای مفهوم خلاقیت پدید آورد. پس در این حالت، ناگزیریم از مفهوم دیگری تحت عنوان «ابداع» صحبت کنیم که به معنای پدید آوردن چیزی نو و یگانه، از هیچ است. در این تعریف، خلاقیت به چیزی تشبیه می شود که از قبل نبوده و از هیچ پدید آمده است (پیر خایفی، ۱۹۹۹). از این رو ابداع را باید شکل عالی تری از خلاقیت دانست. با توجه به این ویژگی باید اذعان نمود که انسان بیشتر موجودی خلاق است تا مبدع؛ زیرا خلاقیت انسان عمدتاً برگرفته از یک الگو یا طرح تغییر یافته از چیزهای قبلی است.با این حال، متخصصان مدیریت، «نوآوری» را مترادف با «ابداع» می دانند و معتقدند «نوآوری» فرایند پایانی خلاقیت و به عبارتی جلوه و نمود بیرونی آن می باشد که به صورت یک محصول یا تولید بدیع و تازه آشکار می شود. در حقیقت، به زعم آنان، آن چه موجب نوآوری می شود، توان خلاقة فرد است که او را به سوی نوآوری در کار و تولید می کشاند (احمد پور، ۱۳۷۹؛ آقایی فیشانی، ۱۳۷۷).



● ویژگی های خلاقیت

برای ورود به بحث خلاقیت و مدیریت، لازم است که با ویژگی های خلاقیت آشنا شویم. بنابراین، به شرح کوتاهی از این ویژگی ها می پردازیم.خلاقیت، بنیانی انگیزشی دارد و به همین دلیل، حفظ خلاقیت در گرو حفظ انگیزة افراد است. فرد خلاق در انجام یک وظیفه، زمانی مبادرت به خلق افکار ابتکاری خواهد کرد که برای این کار محرک کافی داشته باشد. این محرک، چیزی جز تحریک درونی فرد نیست؛ یعنی جوششی از سر میل، شوق و رغبت. این نکته ای است که در بحث خلاقیت و مدیریت باید مورد توجه قرار گیرد. به سخن دیگر، آدمی تا زمانی که احساس مؤثر و مفید بودن ننماید، رغبتی به انجـامکار نخواهد داشت (پیر خایفی، ۱۹۹۱(.

خلاقیت مبتنی بر ارادة آدمی است. در حقیقت، خلاقیت حق انتخاب و قدرت تصمیم گیری برای انتخاب است. به اعتقاد صاحب نظران، آدمی این حق را دارد که در زندگی به انتخاب دست بزند و الگوی انتخاب خود را تعیین کند. آدمی این توان را دارد که رفتارهایی فارغ از تکرار انجام دهد و خود را از قید الگوهای تحمیلی از ناحیة طبیعت و محیط اجتماعی، آزاد نماید (پیر خایفی، ۱۹۹۹).

خلاقیت، برنامه پذیر است. مطالعات متعدد نشان می دهد که افراد خلاق در کار بر روی یک اندیشه یا اثر، نظم و تعهد (کار متمرکز و هدف دار) را دنبال می کنند. افراد خلاق به واسطة ذهن ترکیبی خود، عناصر مفقود و بی ارتباط را به هم پیوند می زنند. چنین عملی مستلزم یک برنامه و طراحی ذهنی است. به عبارت دیگر، تفکر خلاق از لحظة شکل گیری تا به ثمر رسیدن، برنامه و نقشه ای خاص را دنبال می کند ( پیر خایفی، ۱۹۹۱)

خلاقیت وابسته به محیط اجتماعی است و بدون اغراق، در بستر های مناسب اجتماعی پدید می آید. خانواده، مدرسه، سازمان ها و آداب و فرهنگ هر جامعه، بسترهای اجتماعی خلاقیت را تشکیل می دهند. این بسترها می توانند تأثیر مثبت و منفی بر خلاقیت اعمال کنند. در بستر منفی اجتماعی، خلاقیت در یک محدودیت مخرب قرار می گیرد. در این موقعیت، خلاقیت همواره با یک مقاومت در پذیرش مواجه است. در بستر مثبت اجتماعی، یک نوع آزادی و استقلال برای دست یابی به پاسخ های صحیح وجود دارد. افراد در این محیط، احساسی از مفید و مؤثر بودن به دست می آورند (پیر خایفی، ۱۳۷۷).

خلاقیت دارای الگوی توزیع طبیعی است. امروزه صاحب نظران معتقدند که خلاقیت مهارتی عام است و در بین تمام افراد وجود دارد. این که گاهی این ویژگی در برخی افراد مشاهده نمی شود دلیل بر عدم وجود آن نیست؛ بلکه بدان علت است که خلاقیت آنان فرصت مناسب برای بروز پیدا نکرده و بنابراین به سکون گرائیده است (پیر خایفی، ۱۳۷۹).

مطالعة «ریچارد وکینی» نشان داده که اگرچه بروز خلاقیت، تابع تفاوت های فردی انسان هاست، حتی در افراد عادی نیز میزان قابل توجهی از خلاقیت (در سطح متوسط) وجود دارد (فلدمن، ۱۹۹۰). خلاقیت، خود پدیده ای منحصر به فرد است؛ اما منحصر به افراد خاصی نیست. بنابراین، صحیح تر است که بگوئیم این توانائی و مهارت در همه وجود دارد.



● مدیریت

«مدیری(management) » در یـک تـعریف ساده به معنای اداره کردن امور سازمانی است و «مدیر» کسی است که در فرایند کار و نحوة اجرای کار، نقش نظارت و هدایت را دارد. اما تعاریف جدید از این مفهوم، نشان می دهد که مدیریت واجد ویژگی های مختلفی است که توجه به آن ها در روشن ساختن این مفهوم، مفید خواهد بود:

▪ ویژگی نخست این است که مدیریت یک روش علمی برای هدایت محیط کار و یا فضای سازمانی است و در آن، هنر و مهارت های فنی، اخلاقی و اجتماعی، حرف اصلی را می زند.

▪ ویژگی دوم این است که مدیریت یک فرایند علمی است که برآیند آن باید به کارآمدی مؤثر سازمان و عوامل و منابع انسانی منجر شود (حق شناس، ۱۳۷۸؛ آل آقا، ۱۳۷۸؛ رضائیان، ۱۳۶۹).

با توجه به این دو ویژگی اساسی، باید «مدیریت» را یک نوع هنر علمی در هدایت درست اصول مدیریت (برنامه ریزی، سازماندهی، فرماندهی، هماهنگی و نظارت) در عوامل انسانی و سازمانی تعریف نمود. بنابراین، عمده ترین وظیفة یک مدیر، طراحی و اتخاذ تدابیر مناسب برای بهره گیری خلاق از توان نیروی انسانی است تا هم احساس کارآمدی، استقلال و ابتکار را در آن ها به وجود آورد و هم به انتظارات و اهداف سازمانی، پوشش مناسب دهد.

بر اساس این وظیفه، می توان مدیران را به دو دستةکلی تقسیم کرد: یکی «مدیران دگرگون ساز» و دیگری «مدیران تبادلی» (ساعتچی، ۱۳۷۵). ویژگی برجستة «مدیران دگرگون ساز» این است که به گونه ای حیرت آور در عرصة فکر و عمل، خلاق و دارای پشتکار هستند. آن ها از تغییرات مناسب و کارآمد استقبال می کنند و محرک حرکات خلاقانه در عوامل انسانی و فضای سازمانی خود هستند. در دستة مقابل، یعنی «مدیران تبادلی» برد تغییرات بسیار محدود و اندک است. به عبارتی، آن ها خیلی طالب تغییر، ریسک، جهش و حرکات خلاقانة سازمانی نیستند. به هر حال، در مورد مدیران دگرگون ساز و یا به تعبیری «کارآفرینی» و «خلاقیت» در بخش پایانی مقاله بیشتر صحبت خواهیم کرد.



● خلاقیت و مدیریت

بحث خلاقیت و مدیریت، عمدتاً به تأثیر خلاقیت در سه عرصة مدیریتی نظر دارد:

۱) مدیریت خلاق،

۲) کارکنان خلاق؛

۳) سازمان خلاق.

در این بخش، به ویژگی های هر یک از این سه عرصه به صورت کوتاه اشاره می کنیم.



● مدیر خلاق

در بین سه عرصة مورد اشاره، مدیر دارای نقش و تأثیر قابل توجهی در مجموعة سازمانی است. از این رو، اگر مدیر واجد ویژگی های خلاقه گردد، توان او به میزان زیادی افزایش خواهد یافت.بر این اساس، در بسیاری از شرکت های بزرگ صنعتی، تلاش می شود تا زمینه های رشد مدیران خلاق، از طریق کارگاه های پرورشی خلاقیت، فراهم آید (جزنی، ۱۳۷۶). این اقدام برای پرورش مدیران خلاق را می توان سیاستی درست در جهت «موفقیت سازمانی» تلقی کرد.امروزه حتی میزان بهره وری یک سازمان را با توانمندی در استفادة بهینه از منابع انسانی می شناسند (ساعتچی، ۱۳۷۶). به طور کلی، مدیران خلاق در ایجاد فرصت های شغلی مناسب، فضاسازی محیط سازمانی برای تلاش بیشتر کارکنان و بالا بردن بازده سازمان نسبت به مدیران غیر خلاق، کارآمد تر عمل می کنند. آنان در این راه به گونه ای ابتکاری در رفع تنگناها و مشکلات می کوشند.



● کارکنان خلاق

کارکنان و مجموعة عوامل اجرائی را باید به عنوان منابع گرانبهای یک سازمان تلقی کرد؛ زیرا بهره وری از منابع انسانی با کارآمد سازی این افراد معنا می یابد. موفقیت سازمانی، هدف و غایتی است که به پشتوانه و همت کارکنان در حمایت از سیاست های خلاق یک مدیر، امکان پذیر می شود. پس اگر هدف، ایجاد فرایند کارآمدی در کارکنان (ایجاد کارکنان خلاق) است، باید به ویژگی های زیر توجه نمود:

▪ بهره وری کارکنان با انگیزش آنان ارتباط کاملاً مستقیمی دارد. به عبارت دیگر، درگیر شدن با کار و چنگ انداختن بر مشکلات، نیازمند یک پشتوانة انگیزشی است و این، انتظاری است که مدیر خلاق باید به درستی به آن پاسخ دهد؛ یعنی کارمند را به کار و تلاش امیدوار و تشویق کند (ساعتچی، ۱۳۷۶؛ آل آقا، ۱۳۷۸).

▪ بروز اندیشه و رفتار ابتکاری در کارکنان با پرورش حس مفید بودن و احترام به شخصیت کاری آنان، افزایش می یابد. مشارکت در حرکات سازندة سازمانی و تولیدی، احترام به اندیشه و تلاش آنان، قدردانی از اقدامات مثبت و شکوفاسازی استعدادهای آنان، همواره از خواسته های کارکنان خلاق به شمار می رود (گروه اساتید، ۱۳۷۰؛ افشین منش، ۱۳۷۱).



● سازمان خلاق

سازمان خلاق را باید محیط و بستری اساسی برای سیاست های خلاقانة مدیر و تلاش های ابتکاری کارکنان تعبیر نمود. ریکاردز (۱۹۹۰) معتقد است که در محیط های فقیر از حیث خلاقیت، تمایل به ریسک، بروز تفکر انتقادی و میل به تغییر، کاهش قابل توجهی می یابد. علت پدید آمدن این حالت را باید عمدتاً در رفتارهای کلیشه ای و مملو از محدودیت ها، ارزیابی های ناکام کننده، روح محافظه کاری، مقررات دست و پا گیر، ناامنی شغلی، ابهام در اهداف و بـی تـوجهی به افـراد خلاق در سازمان ها جست و جوکرد (آقایی فیشانی، ۱۳۷۷).

برعکس، در محیط های سازمانی که روح خلاقیت در آن ها مورد اقبال واقع می شود، بستری مناسب برای حرکات ابتکاری فراهم می گردد (افشین منش، ۱۳۷۱). از نظر ساختاری، این سازمان ها قالبی ارگانیک دارند زیرا به عوامل انسانی متعهدند و اساساً مروج خلاقیت و تلاش های نوآورانه هستند. در این سازمان ها اگر مقررات انضباطی نیز دیده شود، متناسب و درخور با ترغیب به فعالیت های مفید و سازنده است. به علاوه این سازمان ها از پشتوانه های علمی و تحقیقی- به جای تدابیر سلیقه ای- مدیران برای بالابردن بازده خلاقانه بهره می گیرند.



● مدیریت خلاق و کارآفرینی

همان طور که در آغاز مقاله اشاره گردید، پیش درآمد بحث مدیریت خلاق و کارآفرینی، آشنائی کوتاه با مفاهیم خلاقیت و مدیریت است. در این باره، مطالعات انجام شده نشان می دهد که یکی از ویژگی های برجستة کارآفرینان، و به طور کلی مدیران خلاق، «خلاقیت» آنها است (صمد آقایی، ۱۳۷۸). به واقع سخن گزافی نیست اگر بگوئیم بسیاری از خصایصی که برای مدیران خلاق وکارآفرینان برشمرده می شود، همان ویژگی های افراد خلاق است ، با این تفاوت که حوزة کاری این گروه، «مدیریت» است. به هر حال، افراد خلاق هر یک در حوزه ای می توانند خوب بدرخشند. بنابراین، شاید لازم نبـاشد که هـمة افـراد خـلاق مدیر باشند؛اما برای مدیر بهره ور و کارآفرین، خلاق شدن ضروری و واجب است.



● کارآفرینی

«کارآفرینی» را در وهلة اول صفت کسی می دانند که اهل ایجاد کار و اشتغال زایی است (صمد آقایی، ۱۳۷۸). به عبارت دیگر، او برای دیگران موقعیت و فرصت های شغلی به وجود می آورد. برای مثال، مدیر یک رستوران فرصت ها و موقعیت های شغلی متعددی را در اختیار جامعه قرار می دهد و به این ترتیب، ضمن حصول سود و درآمد، به اشتغال مشتاقان کار نیز می پردازد.

بر این پایه، هر کس را که توان ایجاد چنین موقعیت هایی را برای دیگران داشته باشد و به اشتغال زایی آنان کمک کند، باید «کارآفرین» نامید.

اما در یک طبقه بندی کلی از کارآفرینان، آن ها را به دو دستة اهل نوآوری و ابداع و اهل تقلید تقسیم کرده اند (احمد پور، ۱۳۷۹). کارآفرینان اهل نوآوری به دنبال ایجاد تحولات نو و تغییرات جدید هستند. به طور طبیعی در این گروه فرصت های شغلی بیشتری قابل حصول است زیرا این کارآفرینان در محدودیت ها و مشکلات، درجـا نمـی زنند بلکه بر آن چیـره و مسلـط می شوند و راه های تازه تری را برای کار و تولید ارائه می نمایند.

کارآفرینانِ اهل تقلید بیشتر دنباله رو و تابع گروه اول هستند. در این گروه نیز فرصت های شغلی وجود دارد زیرا آن ها برنامه و طرح ایجاد شده توسط گروه اول را توسعه و بسط می دهند. برای مثال، اگر کارآفرین نوآور طرحی را تحت عنوان «طلق و حاشیه» برای جلد گرفتن به تولید رسانده باشد، سایر کارآفرینان به توسعه و بسط طرح او می پردازند و فرصت های بیشتری را برای این محصول پدید می آورند.

بنابراین، کارآفرین را می توان فردی دانست که توانایی سازماندهی مدیریت کار را به نحو شایسته دارد و از فرصت ها و موقعیت ها خوب استفاده می کند و با اعمال طرح های ابتکاری و نوآورانه به رشد افراد و تغییرات جدید یاری می رساند (احمد پور، ۱۳۷۹؛ صادقی، ۱۳۷۴؛ آیت اللهی).

در این باره، ما ضمن برشمردن ویژگی های مدیران کارآفرین به ارتباط خلاقیت و اشتغال با آن ها اشاره می کنیم.

▪ تغییر و تحول ارزش های سازمانی: یکی از ویژگی های مدیران خلاق و کارآفرین این است که به تغییر و تحول ارزش ها و هنجارهای نامناسب و نامساعد در کار و تولید کمک می کنند. ایجاد فرصت کار و تلاش نیازمند به اصلاح مقررات، نگرش ها و محدودیت های دست و پا گیر است که مدیران کارآفرین به خوبی از عهدة آن بر می آیند.

▪ ریسک پذیری و تحمل ابهام: مدیران خلاق و کارآفرین اهل خطر هستند. آن ها از شکست خوردن نمی ترسند و با قبول یک خطر به دنبال باز کردن فضای کار و رقابت جدید می روند. برای مثال، گاهی سرمایه گذاری در یک بخش تولیدی، صنعتی و یا سازمانی نیازمند قبول تمام خطرهای ممکن برای سرمایة مالی و انسانی است که شاید به موفقیت ختم شود؛ یعنی قبول ابهامی که پیش بینی پذیر نیست.



● خلاقیت و ابتکار:

برای موفقیت در کار و حرفه نیاز به طرح ها و اندیشه های نو و بکر است. مدیران خلاق و کارآفرین از این ویژگی، در خود و کارکنان، به نحو درست و مناسب استفاده می کنند. رقابت با سایر مدیران، کسب درآمد بیشتر، توسعة مکان و فضای کار، به کارگیری بهره ورانة نیروی کار، تولید محصولات با کیفیت بالا و افزایش بازدهی سازمانی، جملگی نیازمند روش های نو و جدیدند که محیط کار را با شرایط و نیازهای زمان هماهنگ سازد.



● تفکر و واقع گرایی:

مدیران خلاق و کارآفرین، با توجه به سرمایه، منابع انسانی و تجربه و شواهد علمی ولی هماهنگ با شرایط و واقعیت های کار اقدام می کنند. آنان گاهی تزریق سرمایه را تجویز می نمایند و گاهی به کارگیری نیروی کارآمد را به صلاح شرکت یا سازمان می بینند.



● شکار فرصت ها و پشتکار:

برای ترقی و پیشرفت باید همیشه مراقب تحولات و تغییرات جدید بود و همچون یک صیاد به کمین فرصت های مناسب نشست. مدیران خلاق و کارآفرین به آینده توجه دارند و خود و کارکنان را به شکار فرصت های «طلایی» ترغیب می کنند. آن ها در به نتیجه رساندن فرصت ها و طرح های ابتکاری نیز حوصله و تحمل فراوانی دارند و با علاقه به پی گیری آن ها می پردازند.



● استقلال و کنترل درونی:

مدیران خلاق و کارآفرین خود تصمیم گیرنده هستند و کمتر تحت ثأثیر القائات دیگرانند. آن ها متکی به نفس و دارای روحیه ای کاملاً مستقل هستند. به عبارت دیگر، ارادة قوی از آنان شخصیتی می سازد که می توانند در برابر ناملایمات مقاومت کنند. آغاز تصمیمات همراه با ریسک و پذیرش طرح های نو و بکر نیازمند استقلال در اندیشه و عمل است. آنان همین روحیه را در کارکنان و عوامل انسانی خود نیز ترغیب می کنند.



● رشد دهندگی و علاقه مندی و بهره وری:

در میل به انجام بهره ورانة وظایف، مدیران خلاق و کارآفرین به شکوفاسازی استعدادهای کارکنان توجه می کنند. مناسب سازی نوع کار با علایق و تخصص کارکنان، فراهم آوردن فرصت برای تلاش و انجام کار مورد علاقة آن ها، تشویق آنان به ارائة طرح های نو و قدردانی بجا و کافی از زحماتشان، به افزایش بازده کاری کمک می کند.به طور کلی، آن چه به عنوان روحیة مدیران خلاق و کارآفرین مورد تأکید قرار گرفت، چیزی نیست که یک باره به وجود آمده باشد.

به سخن دیگر، چنانچه این روحیه از پیش مورد پرورش و تقویت قرار نگرفته باشد هیچ گاه در آینده بروز نخواهد کرد. در حقیقت مجموع ویژگی های فوق از زمرة خصایص شخصیت های خلاق است که باید از دوران کودکی تا نوجوانی و بزرگسالی در فرد پرورش یابد (پیر خایفی، ۱۳۷۹).



● خلاقیت و اشتغال

در بحث های پیشین به ارتباط خلاقیت، مدیریت و کارآفرینی اشاره کردیم. همان طور که ملاحظه نمودید امروزه بسیاری از کشورها با اعمال خلاقیت در فرایندهای مدیریتی (راهبردها و فنون) از یک سو و پویا و فعال نمودن مدیران از سوی دیگر، توانسته اند عامل بسیار مؤثری را در تحولات و نوآوری های سازمانی، علمی و صنعتی وارد کنند.هم چنین به طور ضمنی به ارتباط بین خلاقیت و اشتغال اشاره کردیم و نشان دادیم که خلاقیت و کارآفرینی در سازمان به ایجاد تغییرات وسیع و گسترده در فضای اشتغال منجر می شود. در بخش پایانی مقاله به گونه ای صریح تر به این موضوع اشاره می کنیم.

۱) خلاقیت در کودکی:

خلاقیت در دوران کودکی به سادگی قابل مشاهده است. همة ما تجربه هایی از شیرین کاری های کودکان داریم. خراب کاری های کودکان (زیر و رو کردن وسایل)، نقاشی های آنان و . . . عرصه های بروز خلاقیت آن ها هستند.با بزرگ تر شدن کودکان، این سرگرمی ها و تفریح های کودکانه به علاقه مندی های خاص دوران بزرگسالی تبدیل می شود و چه بسا که همیشه در دوران زندگی فرد باقی بماند. در حقیقت، خلاقیتِ کودک او را به سوی علاقه مندی به یک یا چند موضوع می کشاند. بدون اغراق بسیاری از اشتغالات هنری، تولیدی، صنعتی و حتی علمیِ فرد در آینده پایه در همین علاقه مندی های دوران کودکی و نوجوانی دارد. برای مثال، نوجوان علاقه مند به موسیقی به دنبال برآوردن کامل این علاقه به سوی مشاغل حرفه ای موسیقی می رود. به این ترتیب خلاقیت در اشتغال ورزی فرد در آینده، متناسب با توانایی ها و علاقه مندی هایش، تأثیر می گذارد.در این دوران چنانچه خلاقیت و مهارت های خلاقانة کودک و نوجوان مورد بی مهری قرار گیرد هم زمان به خاموشی علاقه مندی و بلاتکلیفی او در آینده خواهد انجامید.

۲) حل خلاق مسایل:

«خلاقیت» را «قدرت حل خلاقانة مسأله» نیز نامیده اند. یکی از تأثیرات خلاقیت بر امر اشتغال در آینده این است که فرد به فکر راه حل های مفید برای کار و اشتغال خود خواهد بود و با یک بار شکست یا روبرو شدن با مانع نا امید نخواهد شد.خلاقیت به فرد قدرت جست و جو و پیگیری راه حل های جانشین را می دهد. در چنین اقدامی برنامه ریزی و هدف گذاری نقش مهمی را ایفا می کند. در واقع فرد نقشه می کشد و هدف های جدیدی را برای خود برمی گزیند. بنابراین در فضای خانواده و حتی سازمان و محیط کار نباید روحیة جست و جوگری و مسأله گشایی را بی اهمیت تلقی کرد و از آن غافل شد.

۳) خلاقیت و کیفیت:

در فرایند خلاقیت فرد به کیفیت و بهبود محصول خود بسیار اهمیت می دهد. به سخن دیگر، فرد خلاق تلاش می کند هر روز کارش بهتر از دیروز باشد. بنابراین تعالی و پیشرفت کار هدف اصلی اوست. پرورش روحیة خلاقیت و نوآوری در کودک و نوجوان، از او در آینده فردی خواهد ساخت که سازندة فرصت های بهتر و متعالی تر برای خود شود.بنابراین، فرد خلاق روحیة حساس و منتقدانه دارد و مقابله با آن به صورت ناشیانه به تضعیف آن می انجامد.

۴) خلاقیت و تجـربه:

خلاقیت دنیـای تجـربه هاست. فردخلاق با کنجکاوی فزایندة خود به گسترش دنیای ارتباطی خود اقدام می کند. او به کتاب ها و تجارب دیگران و تحقیقات و مطالعات علمی و اجتماعی سر می کشد. از این رو می کوشد اطلاعات و تجارب زیادی را برای کار و تلاشش به دست آورد. به علاوه او ذهنی باز برای پذیرش طرح های خوب دیگران دارد و از تجربه کردن آن چه دیگران از آن هراس دارند، اجتناب نمی کند. این روحیه به طور طبیعی به افزایش فرصت ها برای کار و اشتغال خواهد انجامید (پیرخایفی، ۱۳۷۹)

در یک تقسیم بندی از تأثیرات خلاقیت در اشتغال می توان در دو حوزة فردی و سازمانی اشاره کرد:

۱) حوزة فردی

▪ علاقه مندی خلاقة فرد در دوران کودکی و نوجوانی به کار و شغل او در آینده جهت می دهد

▪ خلاقیت به بهبود راه حل های فرد برای شغل یابی خواهد انجامید.

▪ خلاقیت در ایجاد و تأمین رضایت شغلی مؤثر است.

▪ خلاقیت به کسب تجربیات مفید و استفادة مناسب از فرصت ها یاری می رساند.

▪ خلاقیت به شکوفایی استعدادها در مشاغل مختلف منجر می شود.

▪ خلاق شدن در مشاغل مختلف فرصت انتخاب شغل دلخواه را در اختیار فرد قرار می دهد.

▪ خلاقیت به افراد شاغل فرصت ابراز شایستگی در شغل را اعطا می کند.

▪ خلاقیت به افراد روحیة پشتکار و مقاومت را در جهت موفقیت شغلی اعطا می کند.

۲) حوزة سازمانی

▪ خلاقیت به نوآوری شغلی که محصول آن تنوع در اشتغال است یاری می رساند.

▪ خلاقیت بـه افـزایش بـازده کار و شغل کمک می کند.

▪ خلاقیت به پویایی افراد و تلاش بیشتر برای کار و شغل کمک می کند.

▪ خلاقیت ضریب آسیب پذیری شغل را با شکار طرح های خوب کاهش می دهد.

▪ خلاقیت بر صرفه جویی در پول و سرمایه برای کار تأثیر می گذارد

▪ خـلاقیت وابستگی به مشاغـل دولتـی را از راه پرورش استقلال کاری می کاهد.

▪ خلاقیت به توسعه و گستردگی کار و شغل در آینده می انجامد.

▪ خلاقیت به ایجاد فرصت های شغلی متنوع برایدیگران منجر می شود.

▪ خلاقیت به ایجاد فضای رقابت در کار و خلق مشاغل بهره ور کمک می کند.

▪ خلاقیت در هر حوزة کاری به بسط و توسعة آن یاری می رساند.

▪ خلاقیت به ایجاد مشاغل مولد در جامعه کمک می کند.

▪ خلاقیت به اصلاح شکل کنونی اشتغال (مشاغل غیر مولد) کمک می کند.

▪ خلاقیت به ایجاد مشاغـل بـا بازدهی ابتکاری یاری می رساند.

▪ خلاقیت فرصت کسب سود بیشتر را به افراد شاغل اعطا می کند.



● جمع بندی و نتیجه گیری

بر مبنای آن چه نشان دادیم «خلاقیت» عاملی مؤثر در عرصة مدیریت است؛ به ویژه آن که به تحولاتی عمیق در روش ها،سیاست ها و راه کارهای سازمانی و تولیدی می انجامد. مدیران خلاق و کارآفرین، همراه با سازمان های کارآفرین، قادرند توان خلاقة افراد شاغل را (کارمندان، کارگران و صنعت گران) را شکوفا سازند. به عبارت دیگر، خلاقیت به افزایش فرصت های کار و شغل در کشور ـ از طریق افزایش بازدهی خلاق در عرصه های مختلف نظیر علم، صنعت، هنر، ورزش، وموارد متعدد دیگر ـ از توان مضاعفی برخوردار می گردد.در پایان مقاله، تلاش می کنیم نشان دهیم که با اِعمال و ترغیب خلاقیت در عرصه های مورد اشاره فرصت های اشتغال زایی فراوانی در کشور به وجود می آید.



● حوزة علم و دانش:

در این حوزه، موقعیت ها و فرصت های بسیاری برای ایجاد اشتغال در کشور وجود دارد. به عنوان نمونه می توان به چهار موقعیت و فرصت طلایی اشاره کرد:در کشور ما سازمان های پژوهشی فراوانی وجود دارند که در صورت توجه جدی به مطالعات وپژوهش های خلاق (نو و بدیع)، فضای مناسبی برای تحقیقات علمی، سازمانی، صنعتی و هنری به وجود خواهد آمد. در واقع با پدید آمدن تقاضا برای تحقیقات گوناگون، فرصت مناسبی برای اشتغال پژوهش گران جوان فراهم خواهد شد.دانشگاه ها و مدارس:

اگر فضای آموزشی کشور به ترغیب دانشجویان و دانش آموزان به سوی مشاغل مولد و خلاق بپردازد، ایدة فرصت اشتغال به چند برابر افزایش خواهد یافت. بدین منظور بازبینی محتوای دروس غیر کاربردی (بدون بازده برای جامعه) و پرورش روحیة خلاق و مولد در دانش آموزان و دانشجویان به اشتغال ورزی آنان در آینده کمک بسیاری خواهد کرد.



● سازمان ها:

موقعیت دیگر در این مورد «سازمان ها» هستند. در کشور ما سازمان ها عمدتاً شکل دولتی دارند تا خصوصی. این شکل از کار و اشتغال نتیجه ای جز وابستگی به درآمد محدود سازمانی و اشتغال به کارهای نه چندان دلخواه ندارد. سازمان های دولتی کشور عمدتاً کمتر اهل ریسک و تحولند. به همین دلیل کمتر به خلق فرصت های بهترِِِِِِ اشتغال می پردازند. برای رفع این مشکل،تغییر در استراتژی های سازمانی از قالب سنتی به نوآوری (تحولی)، خلق سازمان های مولد و بهره ور، پرورش و جذب مدیران خلاق و کارآفرین به شکوفایی اشتغال مولد و بهره ور در جامعه کمک خواهد کرد.



● عرصة صنعت و تولید:

فرصت های اشتغال در این عرصه، به افزایش قابل توجهی نسبت به عرصة قبل می رسد. در کشور ما صنایع دولتی به غول های صنعتی می مانند که فرصت رقابت را از سایر صنایع غیر دولتی و کوچک می گیرند. برای ایجاد اشتغال صنعتی و تولیدی لازم است صنایع غیر دولتی به سرعت گسترش یابند و فرصت ساخت و تولید بیشتر به آنان ـ و به هر فرد علاقه مند به این موضوع ـ داده شود. چنان چه جامعه فرصت آفرینش گری تولیدی را به افراد بدهد و امکانات در دسترس قرار گیرد، مشاغل تولید و صنعتی مولد به سرعت رشد پیدا می کنند و هماهنگ با استعداد های خلاقة افراد، محصولات و تولیدات جدید تولید خواهند شد.در صنایع دولتی به بازبینی جدی در استراتژی ها (کوتاه مدت و بلند مدت) نیاز داریم تا بدین ترتیب صنایع از قالب غیر بهره ور به سوی بهره وری و پر بازده تغییر جهت دهند. قطعاً فضای رقابت داخلی و خارجی به استراتژی های جدید صنعتی که فرصت های اشتغال مولد و خلاق را فراهم می آورد، نیازمند است. در صنایع غیر دولتی نیز بیش از هر چیز به استراتژی های حمایتی برای بازدهی های نوآورانه نیاز است. صنایع غیر دولتی را باید به رقابت با صنایع نوآور تشویق کرد به نحوی که از چنگ اتکا به فرصت های دولتی رها شوند. در این صورت سرمایة اصلی این صنایع انسان های خلاق آن خواهند بود، نه لزوماً سرمایه های مالی. آیا با تحولی عظیم و شگرف در این حوزه ها فرصتی برای بی کاری باقی خواهد ماند؟



● عرصة هنر و نشر:

در این حوزه نیز در جذب مشتاقان به کار و تلاش تأثیر فراوانی دارد. بدون اغراق، در جامعة ما فرصت های شغلی هنری اندکی برای مشتاقان کار وجود دارد. به عبارت دیگر، هنر تا رسیدن به شکل حرفه ای خود هنوز فاصلة زیادی دارد. در حقیقت، این هنر حرفه ای است که می تواند زایش داشته باشد و کارآفرینی کند. موقعیت های هنری دیگر، در صورت حمایت قانونی، قابلیت اشتغال زایی بالایی برای جویندگان کار و اشتغال به وجود می آورند

در این عرصه شغل خوب فقط به نوع خاصی از مشاغل (پزشکی و مهندسی) نمی شود بلکه هزاران شغل را که از ظرافت ذوقی خاصی برخوردارند شامل می شود (منطقی، ۱۳۸۳).. امروزه در دنیا «هنر» یک گوهر گران قیمت محسوب می شود که هنرمندان از طریق آن به تعالی اقتصادی و اجتماعی می رسند. یکی از بزرگ ترین وظایف متولیان امر اشتغال، این است که فرصت برابری را برای رشد سایر حرفه ها، به ویژه مشاغل هنری، به وجود آورند.در نیل به این مقصود، اصلاح ساختار غیر خلاقانة سازمان های متولی امور هنری، بازبینی قوانین و مقررات محدود کننده و آسیب زا، حمایت از هنرمندان خلاق و پویا، ایجاد فضای کار و رقابت در عرصه های گوناگون هنری، از واجبات به شمار می آیند.



● ورزش:

عرصة مهم پایانی ورزش است، چیزی که جوانان بسیاری مشتاق آنند. آیا ورزش را باید تفریح و سرگرمی تلقی کرد یا نوعی شغل و حرفه؟ در کشور ما تلقی اول بیشتر معنا دارد در حالی که ورزش می تواند یک شغل رسمی نیز باشد؛ اما همانند هنر ورزش نیز از ماهیت حرفه ای برخوردار نیست؛ بنابراین امری صرفاً تفننی تلقی می شود.در بسیاری از کشورهای توسعه یافته، ورزش یک شغل به شمار می رود و دوستداران آن، متناسب با علایق و توانایی های خویش، به سوی این رشتة جذاب گرایش می یابند. خاصیت ورزش حرفه ای این است که ورزشکار، متناسب با ذوق و استعداد خویش، پیشرفت می کند بنابراین فرد به فعالیت دلخواه و کسب درآمد می پردازد. در کنار تنوع مشاغل ورزشی می توان به فناوری های خلاق ورزشی نیز توجه کرد که فوق العاده اشتغال زا هستند.اگر ورزش صورتی حرفه ای پیدا کند، به سرعت فناوری های ورزشی و تولیدات مرتبط رشد خواهند کرد و امکان اشتغال بالای این عرصه نیز به وجود می آید. بدین منظور، نیاز به تجدید نظر جدی در سیاست های ورزشی کشور داریم. در حقیقت، باید با نوآوری مشکلات را از پیش رو برداشت. اصلاح و بازبینی برنامه ها و مقررات سازمان های متولی ورزش در کشور، امکان توسعة مشاغل ورزشی را به وجود می آورد. به طور کلی، خلاقیت در ورزش به معنایایجاد اشتغال حرفه ای و تدارک فرصت های تولید صنعتی در ورزش است.



منبع : سایت آفتاب
همت وكارمضاعف در حوزه كارآفريني





لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در دوشنبه 27 اردیبهشت 1389  ساعت 8:44 PM نظرات 0
 
همت و كارمضاعف در حوزه پيشرفت

همت مضاعف و کار مضاعف به عنوان یک طرح ملی یکی از عوامل مهم در پیشرفت، توسعه عدالت و دستیابی به اقتدار ملی در کشور موضوعی است که امسال با نامگذاری از سوی مقام معظم رهبری برای سال جدید موج گسترده ای در میان مسئولان کشور برای اجرایی شدن این مسئله ایجاد کرده که نیازمند حضور فعال مردم و مسئولین می باشد. بدیهی است این موضوع نیز مختص یک سازمان یا نهاد خاصی نیست و همه سازمان ها و نهادهای اداری و اجتماعی و مسئولین و همه آحاد جامعه را در برمی گیرد و نیازمند عزم ملی برای اجرا و عملی شدن این بحث و تبدیل آن از شعار به شعور در صحنه تلاش می باشد. همانگونه که خود رهبر فرزانه انقلاب نیز بدان اشاره نمودند که «شعارهای هر سال، نمایشی و تشریفاتی نیست و طبعاً همه مشکلات را هم حل نمی کند بلکه انگشت اشاره ای است که راه و روش را نشان می دهد که امسال نیز با توجه به اهداف بلندتر ملت و کشور، باید همتی برتر فراهم آورد و کارهای بیشتر و جدی تر انجام داد.»۱


از این رو در نگاه کارشناسانه و موشکافانه به مسئله همت مضاعف و کار مضاعف و دقت نظر در بهره گیری از همه جوانب این موضوع با این نکته روبرو هستیم که همت مضاعف و کار مضاعف دارای ابعاد مختلفی است یعنی با بسط و تعمیم دادن پیام نوروزی مقام معظم رهبری در همه زمینه ها و جوانب، شاخص های گوناگونی را می توان ترسیم و منافع عظیمی را برای جامعه حاصل نمود. در واقع این موضوع مهم همانطور که رهبر فرزانه انقلاب به آن اشاره نمودند می تواند در زمینه های مختلفی عملی گردد. لذا با توجه به فرمایش رهبری در پیام نوروزی «برای اینکه بتوانیم بر طبق اقتضائات کشور و ظرفیتهای کشور حرکت کنیم، احتیاج داریم به اینکه همت خودمان را چند برابر کنیم؛ کار را متراکم تر و پرتلاش تر کنیم... به امید اینکه در بخشهای مختلف، بخشهای اقتصادی، بخشهای فرهنگی، بخشهای سیاسی، بخشهای عمرانی، بخشهای اجتماعی، در همه عرصه ها، مسئولین کشور به همراه مردم عزیزمان بتوانند با گام های بلندتر، با همت بلندتر، با کار بیشتر و متراکم تر، راه های نرفته را بپیمایند و به هدفهای بزرگ خود انشاءالله نزدیکتر شوند.»۲

بر همین اساس برای رسیدن به افق چشم انداز ۲۰ ساله نظام که براساس آن ایران در همه زمینه ها، کشور نخست منطقه می شود، باید کار و همت را مضاعف نمود و در مسیر حرکت به سمت افق پیشرفت و توسعه گام برداشت. در واقع فرمایش مقام معظم رهبری در پیام نوروزی، کار و تلاش همه دستگاه های اجرایی کشور که به مردم خدمت رسانی میکنند را شامل می شود و دراین بین دستگاه های اجرایی کشور می بایست در جهت تلاش مضاعف در بخش های مختلف آموزشی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و بویژه توسعه پروژه های عمرانی کشور بیش از گذشته برای اجرایی شدن و تحقق آن گام و تلاش نمایند و با وجود منابع و ظرفیت های کارشناسی، بیشترین خدمت رسانی را به مردم داشته باشند.

در واقع پیام نوروزی مقام معظم رهبری افق روشنی برای کار و تلاش مضاعف فراهم کرد و این کار مضاعف، کام ملت ایران را شیرین خواهد کرد و مردم حلاوت و شیرینی کار را خواهند چشید چرا که این تجربه جهانی است که هر کشوری بیشتر تلاش کرد موفق تر خواهد بود و مردم آن کشور در رفاه بیشتری خواهند بود. در مکتب مقدس اسلام و فرمایشات ائمه اطهار (ع) نیز همگان را به داشتن همت والا و کار و تلاش سفارش نموده اند بدون شک با همت و کار مضاعف می توان کشور را روز به روز در طی نمودن پله های ترقی و پیشرفت استوار نمود و با کسب اقتدار در مقابل ترفندهای اقتصادی و فرهنگی دشمن مقابله نمود از این رو نامگذاری سال از سوی رهبری جهشی در سطح جامعه می باشد که با توجه به مقتضیات و نیازهای زمانی، از ضروری ترین نیازهای کشورمان در این برهه محسوب می شود، چرا که میزان توسعه، رشد و تعالی هر جامعه ای به میزان کار و تلاش مفید آن جامعه وابسته است.
 همت وكارمضاعف در حوزه پيشرفت




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در دوشنبه 27 اردیبهشت 1389  ساعت 8:41 PM نظرات 0

همت وكارمضاعف در حوزه كارآفريني

باتوجه به دگرگونی های بنیادین وپرسرعت درعرصه های مختلف زندگی بشر وبویژه تحولات اساسی درحوزه کار وتجارت ازکارآفرینی به عنوان یک الزام وضرورت حتمی نام برده می شود.

پاره ای ازتحولات آنچنان عظیم ،فراگیروپردامنه است گه بسیاری از پیش فرض ها،دستاوردها والگوهای انسان رابه چالش واداشته واکنون اوباید یک باردیگروباتوجه به شرایط نوین مدل های جدیدی راطراحی نموده تابتواند مناسب ادضاع واحوال جدی باشد.

تغییرات عمیق درعرصه بازار وتکنولوژی همسو باایجادمفاهیم جدیدی چون جهانی شدن درهمه ابعاد وباهمه مظاهر وتهدیدها وفرصت های بی شمار خودوتحولات مهم درمحیط های اجتماعی،اقتصادی ،بازارکار و...همه وهمه القا کننده سبک وگونه ای دیگری اززندگی می باشند که جوامع بادرپیش گرفتن آن بتواننددرمسیر آرمانها وچشم اندازه ای خودراه ترقی،کمال وسرآمدی پیش گیرند.

تغییر روندهای زندگی درهنگامه عصر وجامعه اطلاعات ودرسالهای آغازین هزاره جدیدنگرانی ودغدغه فراوانی را فراروی ابنای بشرقرارداده است،پدیدههایی همچون:ظهورنسل جدیدی ازبنگاهها(شرکت های داتکام واقمارآنها)،تنوع نیروی کاروبه میدان آمدن گروه های جدیدی از کارکنان موسوم به کارکنان یقه سفید ودانایی محور-که منبع ومنشا قدرت می باشند- ،مطرح شدن بحث سرمایه های انسانی، پایان استخدام مادام العمر وتمایل بیشترهم کارکنان و هم کارآفرمایان به بکارگیری نیروی کار منعطف وپاره وقت،تغییررویکرد اقتصادی ازاقتصاد ملی ومنطقه ای به اقتصاد جهانی وبین المللی ،اصالت دادن به فکرافزار درمقابل حاکمیت نیروافزار عصرهای گذشته،ظهور پدیده من جهانی،تغییرضایقه وسلیقه مشتریان ومصرف کنندگان وحاکمیت آنها بوسیله تنوع خواهی وانتخاب گری آنها،توجه بیش ازهرزمان بنگاهها به بکارگیری استراتژی نوآوری درپاسخ به شرایط بوجودآمده،و...همه وهمه به اهیت توجه به کارآفرینی منجرشده است .

امروزه به واسطه اینکه کارآفرینی واجدبسیاری ازویژگی های مهم وقابلیت های اساسی می باشد ازآن بعنوان یک سبک جدید زندگی نام برده میشود که مناسب عصر کارآفرینی بوده وعامل اعتلا،شکوفایی وایجادکننده مزیت رقابتی برای انسانها ،جوامع وبنگا هها می باشد.اقتصادمبتنی برکارآفرینی اقتصادی پویا،بهره ور وکارآمد.

کارآفرینان انسانهای خلاق،نوآور،تعالی جو،تلاشگر،دارای اعتمادبه نفس بالا ومتعهد که می توانند منشا ایجاد تحولات وتغییرات فراوان گردیده وبوجودآورنده اشتغال مولد،ارزش افزوده بالا ازمنابع،که ازطریق شناسایی فرصت های ناب وبهره مندی از آن باعث شکوفایی جامعه می گردند .آنها توان ایده پردازی خوب راباکمک خلاقیت بالای خودداشته وایده های خودرابه کارهای ارزشمندازطریق احداث وراه اندازی کسب وکارهها دارند.



● طرح تجاری چیست؟

قدم اول برای پایه ریزی کسب وکارتدوین یک طرح تجاری وبه روز رسانی آن است.بانک ها،وزارت خانه ها،اشخاص،موسسات اعتباردهنده ونهادهایی که ازارآفرینی حمایت می کنند،بودجه خودراصرف طرح هایی می کنند که توجیه فنی واقتصادی داشته باشد وبازگشت سرمایه راتضمین نماید.

یک طرح کسب وکارتوام بانگاه به آینده،تمرکزبر روی موضوعات کلیدی ومهم وایجادآمادگی برای مواجهه با مسایل، مشکلات، تنگناها وفرصت ها وموقعیت های احتمالی است که وقوع آنها درفضای متغیر کسب وکارها امری اجتناب پذیر می باشد.

طرح کسب وکارعلاوه برجذب سرمایه،شرکا جدید،جلب اعتمادبانک ها وموسسات اعتباردهنده،ابزاری برای مدیریت بهینه کسب وکارهای موجودیاجدیدازطریق توجه به اولویتها،نظارت وارزیابی پیشرفت کار وکمک به دستیابی اهداف ازپیش تعیین شده می باشد.


برنامه تجاری درنوع خودش یک کار هنری است.برنامه ریزی برای موفقیت درهرکاری الزامی است.این برنامه جهت گیری آینده پروژه اقتصادی را نشان می دهد.آن یک سندکتبی است که نحوه انجام یک فعالیت اقتصادی را بطوردقیق وکامل بیان می کند.

اولین گام عملی برای شروع کارآفرینی تدوین طرح تجاری یا کسب وکاراست که نشان دهنده تعهد وعزم جدی اوبرای حضوردرصحنه فعالیت اقتصادی می باشد، کارآفرین با تدوین برنامه یاطرح کسب وکارباعث افزایش خبرگی وتخصص درکارش می شود.

زیرابااین کارفرد ازروندهای صنعت آگاه خواهدشد،اطلاعاتی ازمشتریان ورقبای خودکسب خواهدکردونیازبازاروبسیاری ازمواردمرتبط باکسب وکارخودراخواهدشناخت.

دراین طرح کلیه امودتاثیرگذاردرفعالیت اقتصادی شناسایی وبرای مدیریت بهینه آن برنامه ریزی می شود.دراین برنامه بایدوضعیت کنونی،نیازهای موردانتظار ونتایج پروژه جدید تعریف شود.

سند نوشته شده ای است که کارآفرین با توصیف تمام عناصر درونی و بیرونی موثر بر کسب وکار آن را می نویسد.لازم است پس ازبررسی های همه جانبه علمی – تخصصی درمورد کلیه موضوعات مرتبط با پروژه اقتصادی وبهره مندی ازنظرات ودیدگاههای صاحب نظران وکارشناسان ،ماحصل نتایج،اولویتها ومباحث کلیدی بصورت جامع ومشخص به شکل سندمکتوب تنظیم وتدوین گردد.

آن هویت شرکت تان را به طور دقیق و کامل بیان می کند . دراین طرح وضعیت کنونی ، نیازهای مورد انتظار و نتایج تاسیس شرکت جدید تعریف می شود.

در طرح تجاری باید جزئیات مربوط به اهداف ، بازاریابی ، تحقیقات ، تولید ، مهم ترین خطرات ، امور مالی ، نقاط عطف وجدول زمان بندی کاملاٌ مشخص باشند.

برای نگارش یک طرح وبمنظورتاثیرگذاری وکارآمدی آن باید همه آرایه ها وسبک های ادبی ونوشتاری والگوهای مطلوب وبهینه نظیرویراستاری صحیح،انتخاب واژگان مناسب ورسایی وشیوایی به همراه بار ووزن علمی وادبی رعایت گردیده وساختار منطقی ،منظم وجذابی به آن داد.این کاربه اثربخشی ،جذابیت وجالب بودن طرح کمک نموده ومخاطبان مختلف با علایق ودیدگاههای متعددرامجذوب خودمی نماید.

یک طرح تجاری مناسب مجموعه ای از برنامه های کار بردی در زمینه های مختلف ساختاری –مدیریتی، تجزیه وتحلیل محیطی، بازاریابی، امور مالی، تولید ومنابع انسانی است.

بعبارت دیگر طرح تجاری باید منظومه جامع وقابل اتکایی ازهمه برنامه های کلیدی وحیاتی کارآفرین برای مراحل مختلف فرآیند کاری اوباشد.

این برنامه ها که بعنوان راهکارهای اصلی اقدامات کارآفرینانه هستند،باید از نحوه ی شکل گیری ایده کارآفرینانه،ایجاد یاشناسایی فرصت ها وامکانات بی بدیل ومناسب کاری تاچگونگی تولید،بازاریابی،فروش وموضوعت حقوقی،مالی ومدیریتی کسب وکارهای کارآفرینانه راشامل گردد.

اودراین منظومه لازم است تانحوه شکل گیری وتاسیس یاتوسعه کسب وکارخودرامعین نموده وچگونگی انتخاب وورود ورقابت دربازارهای موجود وبالقوه رامعین نماید ،همچنانکه درخصوص متغیرهای مکان یابی ،مقادیرموردنیاز سرمایه های پولی وراه های تامین آن ونیزچگونگی تعیین تیم مدیریتی ونحوه اداره کسب وکار ومتغیرها وآمیزه بازاریابی بایدمباحثی رامطرح نماید.

طرح کسب وکارتلفیق وتنظیم راهبردها و موضوعات موثر در فعالیت اقتصادی را شامل میشود.

یک طرح تجاری خوب بایدکلیه استراتژی های موردعمل وموثربرای یک پروژه اقتصادی رابایدطراحی وتدوین نماید.راهبردهای حیاتی وکلیدی درزمینه های تاسیس ،اداره وتداوم یک کسب وکارنظیر استراتژی های مالی،بازاریابی،مدیریتی،راهبردهای مربوط به توسعه،منابع انسانی ،خرید منابع وموادضروری واستراتژیهای رقابتی.

کارآفرین باتدوین برنامه تجاری خود،پس ازبررسی های جامع وکامل وتجزیه وتحلیل عوامل مهم وحیاتی محیط های درونی وبیرونی کسب وکار خود وپی بردن به فرصت های بی نظیر وقوتهای خود ازطریق تدوین وتعیین استراتژی های اصلی ،مسیر،معیار وروش مناسب جهت حرکت به سوی تعالی وموفقیت خودرا مشخص وملزم ومتعهد به اجرای آن گردیده تاکسب وکاررادرامتدادآرمانها وچشم انداز موردنظررهنمون گردد.

درطرح کسب وکاریک کارآفرین بایدعالیترین،مهمترین ومشخص ترین هدف های پروژه اقتصادی خودرا همان مقاصدخاص وویژه او ازراه اندازی یک برنامه اقتصادی راتشکیل می دهد تعیین می کند.

مقاصدی که می تواننددلیل وجودی کسب وکار رامشخص نموده وتوجیه کننده اقدام ،تلاش وتحمل سختی ها ومشکلات اومی باشد.

کارآفرینان دراین بخش از طرح تجاری خود،عمدتا هدفهای مشخص وقابل دستیابی خودراکه درزمان معینی قابل حصول می باشند ودرزمینه ها وحوزه های درآمدی(مالی)،تولیدی (عملیاتی)،توسعه ای ،منابع انسانی و....دسته بندی میشوند را معین وباتلاش خودسعی درتحقق آن دارند.

آن بر تمام تصمیم گیریهای طولانی یا کوتاه مدت در طی ۳ سال نظارت دارد.

طرح کسب وکاردرواقع یک برنامه مشخص برای دستیابی وتحقق هدف هایی است که کارآفرینان تصمیم دارند به آن برسند.آنان باید باتوجه به اهداف ،آرمانها،اقتضائات وضرورت های کسب وکار،محیط ومشتریان خود ونیز مصالح وانتظارات موجودبهترین تصمیم هاراازمیان گزینه ها وبدیل های متعددومتنوع انتخاب نموده وبصورت راهکارهای قابل اجرا بکارگیرندتاتحقق همه آن مقاصد ونیات برای آنها میسور وامکان پذیرگردد.

برنامه هایی که حتما کارآفرینان رابه وضعیت ها ومراتب مطلوب تر وبهینه تری برسانند.وهم جهت ،مناسب،مرتبط وهمسوی با اهداف آنان باشد.

درطرح کسب وکار کارآفرینان بایدبه سوالاتی همچون : هم اکنون کجا هستند ؟ به کجا میروند؟ وچطور به آنجا میروند پاسخ میدهند.

درواقع دراین طرح شرح بیانیه ماموریت ورسالت کارآفرینان بعنوان فلسفه وجودی وچرایی ایجادوادامه یک کسب وکار وگزاره ارزش ها،اعتقادات وباورهای موسسین یک بنگاه اقتصادی تدوین وبیان می گردد.

دراین طرح کارآفرینان مهمترین تعهدات ومسئولیت های خودرانسبت به کسب وکار ،نیازهای مشتریان،ترجیحات ودغدغه های ذینفعان مختلف،تصور وانتظار مردم وجامعه ،واکنش کسب وکارنسبت به تغییرات شتابناک وگسترده بویژه درحوزه های نوظهور فناوری واهتمام بنگاه نسبت به کارگیری آن ،درخصوص کارکنان بعنوان باارزش ترین سرمایه سازمانی ونحوه توجه به زندگی،معیشت ،رفاه وآموزش آنان و...اعلام می نمایند.

طرح کسب وکار نشانگر تفکرات،تصورات وباورهای کارآفرینان درخصوص آینده وافق ها وچشم اندازهای آرمانی آنان می باشد.

کارآفرینان با چشم انداز،بینش وآرمانها پابه عرصه کسب وکار می گذارند.آرمان های آنان برایشان جایگاه رفیع وپایگاه بلندمرتبه ای رادرآینده درازمدت رقم می زند.چشم اندار زمثبت نسبت به آینده مهمترین عنصر برانگیزاننده ومجاب کننده وحرکت آفرین برای کارآفرینان دردنیای آینده کسب وکار می باشد.

آن ایده آل ترین وتحسین برانگیز ترین حالتی رابوجود می آورد که ازیک فعالیت کارآفرینانه انتظار خواهدرفت.

برنامه کسب وکار به مانند نقشه راه باید توسط کارآفرین قبل از سفر که حاوی تصمیمات مهم و اطلاعات ضروری است تدوین گردد.

کارآفرینی درواقع پادرمسیرگذاشتن باهدف رسیدن به سرزمینها ومنزل گاه های جدیددرکسب وکار می باشد.آن سفری است حساس وحیاتی برای رسیدن به موفقیت که درکارآفرینی مهمترین شاخص،معیار وآرمان می باشد.

برای رسیدن بهتر به این مقصد مهم باید قبل از عزیمت بهترین برنامه،مناسب ترین ابزار،گم حادثه ترین مسیر،رهوارترین مرکب ها،مشتاق ترین همراهان ،ایمن ترین اطراق گاهها وبهترین رهاورد رادرنظر بگیرند تا مسافرتی جذاب وبه یادماندنی رابه انجام رسانید.

این مهم میسر نمی شود مگر آنکه قبل از حرکت ،حین عزیمت وپس ازرسیدن به مقصددارای طرح ،نقشه وبرنامه ای مشخص باشند به گونه ای که همه پیش بینی های مهم درآن لحاظ گردد.ودر آن به عواملی مثل : قوانین جدید، رقابت، تغییرات اجتماعی، تغییر نیازهای مصرفی و فناوری جدید توجه شود.

طرح کسب وکارعامل ارتباطی مهمی است که کارآفرین رابا همه افراد وگروه های مرتبط پیوندزده وآنان راازاهداف وبرنامه های کسب وکار جدید مطلع می سازد.کارآفرین برای جلب حمایت عوامل متعدد نظیرنهادها،شرکتها،تامین کنندگان،سرمایه گذاران،شرکا،کارکنان ومدیران کلیدی ومشتریان اصلی لازم است اطلاعاتی به آنان دهد.

یک طرح کسب وکاردرمواردی می تواندعامل بازدارنده خوبی باشد.

دربرخی ازحالتها ودرپاره ای از موارد ممکن است بعضی از کارآفرینان به هر دلیل ممکن آمادگی لازم رابرای ورود به دنیای کسب وکار نداشته وشاید فرد مناسبی برای موقعیت خاصی نباشند.

دراینگونه موارد قبل ازتحمل هرگونه مرارت وهدررفت هرنوع منابع وصرف هزینه های گزاف مادی ومعنوی وپذیرش مخاطرات وریسکهای گرانسنگ مادی ،روانی وحیثیتی افراد متوجه تبعات ومشکلات گردیده وبه خوبی وخوشی مسیر مناسب دیگری راپیش رو گرفته ودرعرصه های قابل انجام وارد می گردند.

موضوعی بااین اهمیت تنها بانوشتن یک طرح مناسب مشخص می گردد.

یک برنامه کسب و کار بایددارای چشم‌انداز دار ولی منطقی ،به لحاظ مالی مطمئن ولی انعطاف‌پذیر،برای امروز نوشته می‌شود ولی سه تا پنج سال آینده را نیز در برداشته باشد.ویک برنامه رسمی باشد که به سادگی قابل خواندن است.


منبع : سایت آفتاب
همت وكارمضاعف در حوزه كارآفريني




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در دوشنبه 27 اردیبهشت 1389  ساعت 8:38 PM نظرات 0
 
همت وكارمضاعف در حوزه كارآفريني
به منظور تحلیل آماری و با قاعده در خصوص کسب و کار کوچک ، باید گفت که این مقوله دارای قوانین اجرایی تجاری است. هر صنعتی بر اساس درآمد و میزان استخدام سالانه ، اندازه استانداردی را برای خود تعریف می‌کند.



● تعریف کسب و کار کوچک

به منظور تحلیل آماری و با قاعده در خصوص کسب و کار کوچک ، باید گفت که این مقوله دارای قوانین اجرایی تجاری است. هر صنعتی بر اساس درآمد و میزان استخدام سالانه ، اندازه استانداردی را برای خود تعریف می‌کند. در بیشتر موارد این تعریف به واسطه نمایندگی‌های دولتی تعریف می‌شود تا تحت قوانین تغییرپذیر دولتی تحلیل ‌هایی را صورت دهند.

به علاوه ، این استانداردها برای برنامه‌هایی که در خصوص کمک بهبود به امور مالی است کارا می‌باشد. کسب و کار کوچک بصورت مستقل است و هر شرکتی با کمتر از ۵۰۰ پرسنل در این حیطه قرار می‌گیرد. این اندازه مرسومترین استاندارد تعریف شده است.

در آمریکا حدود ۵/۲۲ میلیون کسب و کار مستقل از کشاورزی و زراعت وجود دارد که ۹۹ درصد آن کسب و کار کوچک(Small Business) به حساب می‌آیند.

● راهنمای شروع یک کسب و کار کوچک

این راهنما به منظور آن تدوین شده است که بتواند با بیان تمامی نکات و در عین حال حفظ سادگی و قابل فهم بودن، به شما در راه ایجاد یک کسب و کار موفق کمک کند.

▪ گام اول: ارزیابی اولیه

۱) آیا کارآفرینی برای شما ساخته شده است ؟

بدیهی است که شروع یک کسب و کار جدید ریسکهای زیادی را به همراه دارد که البته با برنامه ریزی می‌توان شانس موفقیت را بالا برد. بنابراین بهترین نقطه شروع آن است که نقاط قوت و ضعف خود را بعنوان دارنده یک کسب و کار بشناسید.

۲) آیا شخصیتی مستقل و خودجوش دارید؟

این را همیشه در نظر داشته باشید که در صورت شروع یک کسب و کار کوچک ، این خود شما هستید و نه شخص دیگر که باید تصمیم بگیرید که چگونه پروژه‌ها ، برنامه‌ها و زمان خود را مدیریت کنید.

۳) تا چه حد با شخصیتهای متفاوت و افراد گوناگون می‌توانید ارتباط برقرار کنید؟

صاحبان کسب و کار ناگزیرند که با افراد و اقشار مختلفی سرو کار داشته باشند. آیا شما می‌توانید با مشتریان، تامین‌کنندگان، کارکنان و ... در جهت منافع کسب و کار خود ارتباط برقرار کنید.

۴) تا چه حد قدرت تصمیم‌گیری دارید؟

صاحبان کسب و کار کوچک بایستی بطور متداوم ، به سرعت و در شرایط بحرانی بتوانند مستقلا" تصمیم‌گیری کنند.

۵) آیا شما استقامت فیزیکی و احساسی لازم برای اداره یک کسب و کار را دارید؟

مالکیت یک کسب و کار علاوه بر چالش و هیجان ، مستلزم فشارکاری زیاد ، ساعتهای کاری زیادی می‌باشد. آیا شما می‌توانید ۱۲ ساعت در روز و هفت روز در هفته را کار کنید؟

۶) تا چه حد می‌توانید برنامه‌ریزی و سازماندهی کنید؟

تحقیقات نشان می‌دهد بسیاری از شکستها در صورت برنامه‌ریزی صحیح ، به وجود نمی آمد.

۷) آیا انگیزه لازم را برای تحمل مشقات را دارید؟‌

ممکن است شما در حین اداره یک کسب و کار احساس کنید که در برخی مواقع توانایی تحمل تمامی مشقات و زحمات را به تنهایی ندارید و فقط داشتن انگیزه قوی است که می‌تواند در این مواقع سختی ، دلگرم و امیدوار سازد.

۸) این کسب و کار چگونه خانواده شما را متاثر می‌سازد؟

سالهای اولیه شروع یک کسب و کار می‌تواند سختی‌هایی را برای خانواده و زندگی شخصی شما ایجاد کند. در عین حال ممکن است خانواده شما تا به سوددهی رسیدن کسب و کار ، دچار مشکلات و فشارهای مالی شوند. بنابراین حمایت و یا عدم حمایت خانواده نقش مهمی در شروع و ایجاد یک کسب و کار دارد.

این حقیقت دارد که دلایل زیادی برای عدم شروع یک کسب و کار کوچک و مستقل وجود دارد ، اما برای افرادی که واجد شرایط فوق هستند ، مزایای زیادی وجود دارد که قطعا" از ریسکهای آن بیشتر است.

ـ اینکه شما خادم و مخدوم خود می‌شوید!

ـ زحمت و تلاش و ساعتهای کاری زیاد مستقیما" به نفع شماست و نه شخص دیگر!

ـ امکان کسب درآمد و رشد ، محدودیت کمتری دارد.

ـ چالش و هیجان کار برای شما افزایش می‌یابد.

ـ اداره یک کسب و کار مستقل امکان فراگیری زیادی را برای شما فراهم می‌آورد.

▪ گام دوم: برنامه ریزی کسب و کار

شروع یک کسب و کار نیاز به انگیزه ، علاقه و استعداد دارد. همچنین نیاز به تحقیقات وسیع و برنامه‌ریزی صحیح دارد. اطلاعات زیر برای تهیه طرح کسب و کار ( Business Plan ) می‌تواند بسیار مؤثر واقع شود:

قبل از شروع به کار لیستی از تمامی دلایلی که می‌خواهید بخاطر آنها وارد دنیای تجارت شوید ، تهیه کنید. مثلاً:

ـ شما می‌خواهید رئیس خود باشید.

ـ شما می‌خواهید استقلال مالی داشته باشید.

ـ شما می‌خواهید آزاد باشید.

ـ شما می‌خواهید آزادانه تمامی تواناییها و دانسته‌های خود را به کار ببرید.

سپس بایستی تعیین کنید که اصولا" چه کسب و کاری برای شما مناسب است. لذا این سؤالات را از خود بپرسید:

ـ من دوست دارم با وقت خود چه کاری انجام دهم؟

ـ چه مهارتهای تکنیکی من تا به حال آموخته‌ام؟

ـ به نظر دیگران من در چه کارهایی مهارت دارم؟

ـ من چقدروقت آزاد برای اداره یک کسب و کار موفق دارم؟

ـ آیا من هیچ سرگرمی یا علاقه‌ای که قابل تبدیل شدن به کسب و کار شدن را داشته باشند ، دارم؟

پس از تعیین کسب و کار مناسب تحقیقات لازم را جهت پاسخ به سؤالات زیر به عمل آورید:

ـ آیا ایده من کاربردی است و آیا نیازی را برآورده خواهد کرد؟

ـ رقبی من چه کسانی خواهند بود؟

ـ مزیت رقابتی شرکت من نسبت به شرکتهای موجود چیست؟

ـ آیا من می‌توانم خدمت بهتری ارائه دهم؟‌

ـ آیا من می‌توانم برای کسب و کار جدید خود تقاضا ایجاد کنم؟

آخرین مرحله قبل از تهیه طرح کسب و کار این است که چک لیست زیر را تهیه کنید و پاسخ دهید:

ـ من علاقه به شروع چه کسب و کاری دارم؟

ـ چه خدمتی یا کالایی قرار است ارائه دهم؟ در کجا قرار است این کار را انجام دهم؟

ـ چه مهارت و تجربه‌ای برای این کار دارم؟

ـ ساختار قانونی شرکت من چگونه خواهد بود؟ ( سهامی عام، خاص و ... )

ـ اسم کسب و کار چه چیزی باشد؟

ـ چه امکانات و تجهیزاتی نیاز خواهم داشت؟

ـ به چه تسهیلات و امکانات بیمه‌ای نیاز خواهم داشت؟

ـ پاسخ شما به تمامی سؤالات بالا شما را در طراحی یک کسب و کار کامل جامع یاری می‌کند.

▪ گام سوم: تامین منابع مالی

یکی از کلیدهای اساسی موفقیت و پیشرفت در شروع کار ، جذب و تامین منابع مالی کافی برای راه‌اندازی یک کسب و کار کوچک است. اطلاعات زیر تکیه بر روشهای جمع‌آوری پول برای شرکتهای کوچک دارد. همچنین شما را در تهیه درخواست وام ( Loan Prposal ) یاری می‌دهد. منابع زیادی برای جمع‌آوری سرمایه وجود دارد. باید توجه داشته باشیم که قبل از تصمیم‌گیری ، تمامی منابع ممکن را جستجو کنیم :

۱) پس‌اندازهای شخصی

۲) دوستان و افراد خانواده

۳) بانکها و مؤسسات اعتباری

۴) شرکتهای سرمایه گذاری مخاطره آمیز



● چگونه یک درخواست وام ( Loan Prposal ) تهیه کنیم؟

مورد قبول واقع شدن درخواست شما بستگی به نحوه تنظیم درخواست شما دارد. بخاطر داشته باشید که وام دهندگان در کاری سرمایه‌گذاری می‌کنند که نسبت به بازگشت سرمایه خود مطمئن باشند. بنابراین یک درخواست وام خوب شامل اطلاعات زیر باید باشد:

▪ اطلاعات کلی راجع به شرکت :

۱) نام و آدرس شرکت ، نام مدیر ،‌ اعضای هیئت مدیره و ...

۲) دلیل نیاز به وام ،‌مورد مصرف وام و ضرورت آن.

۳) مبلغ دقیق موردنیاز برای رسیدن به اهداف مربوطه.

▪ تاریخچه کسب و کار :

۱) تاریخچه و طبیعت کار ، توضیح کامل در مورد نوع کار ، قدمت و کارکنان و دارایی‌های آن.

۲) اطلاعات کامل راجع به نحوه مالکیت و ساختار قانونی شرکت.

▪ اطلاعات راجع به مدیریت :

نوشته کوتاهی راجع به مدیران ، سوابق ، تحصیلات ، تجربیات و مهارتهای آنان تهیه کنید.

▪ اطلاعات بازار :

به وضوح محصول و یا خدمت شرکت خود و بازار آن را تشریح کنید.

بازار رقابت و رقبای خود را شناسایی کرده و مزیت رقابتی خود را بیان کنید.

اطلاعاتی راجع به مشتریان و اینکه چگونه کسب و کار شما نیازهای آنها را برطرف می‌کند ، تهیه کنید.

▪ اطلاعات مالی :

صورتهای مالی و سود و زیان ۳ سال گذشته خود را ارائه کنید. در صورت شروع یک کسب و کار جدید درآمدهای پیش‌بینی شده را ارائه کنید.

اطلاعات مالی راجع به خود و سایر سهامداران عمده شرکت را بیان کنید.

و در آخر سوگندی مبنی بر تعهد نسبت به وام یاد کنید و امضاء نمائید.



● وام دهندگان بر چه اساسی شما را می‌سنجند؟

وقتی وام دهندگان درخواست شما را بررسی می‌کنند شش فاکتور را مدنظر قرار می‌دهند که به شرح زیر می‌باشند:

۶C مالی:

۱) Character : شخصیت وام گیرنده و میزان تعهد و جوانی و اخلاقی وی مبنی بر بازگشت وام در زمان مقرر.

۲) Capacity to pay : ظرفیت بازپرداخت وام گیرنده که بر اساس تجزی تحلیل و بررسی درخواست وام ، صورتهای مالی و سایر مدارک مالی وی تعیین می‌شود.

۳) Capital : شامل مجموع کل بدهی‌ها و دارایی‌ها می‌باشد که وام دهندگان ترجیح می‌دهند که نسبت بدهی به دارایی شرکتها حتی‌المقدور کمتر باشد چرا که نشانگر پایداری مالی شرکت است.

۴) Collateral : میزان وثیقه که هر چه بیشتر باشد و اختلاف آن با مبلغ ،‌ وام داده شده کمتر ، اطمینان خاطر وام دهنده از بازپرداخت وام بیشتر خواهد بود.

۵) Conditions : شرایط کلی اقتصادی ، جغرافیایی وسعتی شرکت ...

۶) Confidence : یک وام گیرنده موفق سعی می‌‌کند که اطمینان وام دهنده را از ۵ مورد قبلی جلب کند و وی را به وام دادن ترغیب نماید.

و در آخر برای جمع‌بندی چک لیست زیر را ارائه می‌کنیم که البته برخی از بندها بنابر نوع و ماهیت کسب و کار قابلیت تغییر و یا حذف دارند.

چک لیست کلی شروع یک کسب و کار کوچک :

ـ انتخاب کسب و کار بر اساس علاقه و توانایی‌ها

ـ انجام تحقیقات و بررسی‌های لازم در مورد ایده کیب و کار

ـ تهیه طرح کسب و کار و طرح بازاریابی

ـ انتخاب یک نام برای کسب و کار

ـ چک کردن حق استفاده از نام انتخاب شده و کسب اجازه برای استفاده از‌ آن نام

ـ ثبت کسب و کار با نام انتخاب شده

ـ تعیین مکان مطلوب برای شروع کسب وکار

ـ چک کردن و بررسی قوانین منطقه‌ای ( منطقه انتخاب شده برای احداث کسب و کار )

ـ تعیین نوع ساختار قانونی شرکت و مستندسازی

ـ اخذ اجازه ها و لیسانس‌های مورد نیاز

ـ ثبت حقوق انحصاری ( Copy right )

ـ در صورت کارآفرینی و یا خلق محصول جدید ، ثبت Patent

ـ انجان تبلیغات و نشر اعلامیه های لازم مبنی بر شروع کسب وکار جدید

ـ تهیه خطوط تلفن کاری و سایر تجهیزات موردنیاز

ـ انجام کارهای مربوط به بیمه

ـ اخذ اطلاعات مربوط به مالیات شرکت

ـ بیمه‌کردن کارکنان و جمع‌آوری اطلاعات راجع بع قوانین کار

ـ تعیین سیستم دستمزد حقوق و نحوه جبران خدمات کارکنان ( در صورت وجود )

ـ افتتاح یک حساب بانکی برای کسب و کار

ـ چاپ کارتهای تجاری برای شرکت و ایجاد آرم برای شرکت

ـ خرید تمامی لوازم تجهیزات موردنیاز

ـ ایجاد E-mail و Website برای شرکت

ـ انجام تبلیغات وسیع‌تر در نشریات و تلویزیون و...

ـ تماس با تمامی افراد ممکن اعم از خانواده و غیر هم ، مبنی بر شروع کسب و کار جدید


منبع : سایت آفتاب
همت وكارمضاعف در حوزه كارآفريني




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در دوشنبه 27 اردیبهشت 1389  ساعت 8:33 PM نظرات 0

همت و كارمضاعف در حوزه شهري
تاليف مدير وبلاگ

تهران ؛ شهری با جمعیت نزدیک به ۱۲ ملیون که در وسعتی به مساحت ۸۰۰ کیلومتر مربع در دامنه کوههای البرز قرار گرفته.مشکل آلودگی هوای تهران، داستانی است که سالهاست در صدر مسائل محیط زیستی ایران قرار دارد و هنوز هيچ راه حلي موثري براي كاهش آن پيدا نشده و هنوز هم براي ساكنين شهر تهران مشكلاتي را به وجود مي آورد و هرساله جان عده اي را مي گيريد.
 
آمارها نشان می‌دهد که در روزهای تشدید آلودگی هوای تهران، شمار بیماران تنفسی «تا ۶۰ درصد» افزایش می‌یابد. بیشترین عامل مرتبط با تشدید بیماری‌های سیستم قلبی، عروقی و ریوی، افزایش آلاینده‌های دی اکسید گوگرد، ذرات معلق و منواکسید کربن است، به طوریکه «آلودگی هوا در تهران به طور متوسط موجب کاهش ۵ سال از عمر تهرانی‌ها شده‌است.

بهتر با توجه به نام گذاري امسال به نام سال همت و كار مضاعف مردم و مسيولان دست در دست هم با همت و تلاش مضاعف سعي در رفع اين مشكل لاينحل شهر تهران بكنند
در زير مواردي كه نيازمند همت و كارمضاعف مسيولان و مردم هست تا با انجام اين راهكارها مشكل آلودگي هوا برطرف شود آورده شده است

1-همت وكارمضاعف در ساخت وسايل حمل و نقلي كه سوخت كمتري مصرف بكنند
2-همت و كار مضاعف درفرهنگ سازي  استفاده بيشتر از سوخت CNG
3-همت و كارمضاعف رسانه هاي همگاني مانند تلويزيون و روزنامه در فرهنگ سازي استفاده از وسايل عمومي
4-همت وكارمضاعف در خارج كردن صنايع الاينده از شهر
5- همت و كارمضاعف دراز رده خارج كردن خودروهاي فرسوده
6-همت و كارمضاعف در فرهنگ سازي استفاده از انژي هايي مثل باد و خورشيد
7-همت و كارمضاعف در فرهنگ سازي كاشتن درخت و گياه


اميدوارم با همت و كار مضاعف مردم و مسيولان و استفاده از راهكارهاي فوق هرچه سريعتر مشكل آلودگي هاي تهران برطرف شود
همت و كارمضاعف در حوزه شهري
تاليف مدير وبلاگ

 




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در دوشنبه 27 اردیبهشت 1389  ساعت 7:28 PM نظرات 0
 
همت وكارمضاعف در حوزه كارآفريني
کسب وکارهای خانوادگی نقش مهمی را در اقتصاد کشورها ایفا می کند. بخش قابل توجهی از کسب وکارهای موجود بر پایه مدیریت یا مالکیت خانوادگی استوار است، به طوری که حدود نیمی از تولید ناخالص ملی از طریق این کسب وکارها تامین می شود. اما تصور و باور اکثر ما از کسب وکار خانوادگی چیست؟ بسیاری از کسب وکارهای خانوادگی، بخش عمده ای از هویت خانواده ها را تشکیل می دهد.

رونق و شکوفایی چنین کسب وکارهایی، رشد و ترقی خانواده را در پی خواهد داشت. از طرفی برخی از این کسب وکارها زمانی شکوفا خواهند شد که توسط اعضای یک خانواده اداره شود.آنچه باعث حفظ و رونق کسب وکار خانوادگی می شود، آموختن این مطلب است که چگونه با کسانی که به آنها علاقه و ارتباط عاطفی داریم، فعالیت شغلی سالمی داشته باشیم. شاید این کار ساده به نظر برسد، چه چیز بهتر از اینکه شما با کسانی کار کنید که آنها را به خوبی می شناسید و به آنها علاقه قلبی دارید، اما در واقع این کار چندان هم ساده نیست.

۱) درک و پذیرش ارتباطات درونی بین نقش های خانوادگی و نقش های شغلی

آنچه به راستی کسب وکار خانوادگی را منحصر به فرد می کند وجود این ارتباطات درونی بین نقش های شغلی و خانوادگی است، یعنی رابطه ای که به طور معمول و در کسب وکارهای غیرخانوادگی یافت نمی شود. درک این ارتباطات درونی را می توان شاه کلید سالم سازی کسب وکار خانوادگی دانست. «نقش» بخشی از فرآیند کسب وکار خانوادگی است که انجام آن بر عهده فرد خاصی قرار می گیرد. در کسب وکارهای خانوادگی با سه نقش اصلی مواجه هستیم؛ نقش خانوادگی (پدر، مادر، پسر، برادرزاده، دایی یا خویشاوند سببی)، نقش مالکیت (شریک و سهامدار) و نقش شغلی (مدیر، کارمند یا کارگر).این امکان وجود دارد که نقش ها با گذشت زمان تغییر یابند و افراد از نقش های متضادی برخوردار شوند که این مورد باعث بروز اختلالاتی در روند کار می شود. برای مثال، «پدر» در یک کسب وکار خانوادگی ممکن است مالک، رئیس، پدر و همسر باشد. فرزندان نیز ممکن است از نقش های متعدد و متضادی برخوردار باشند؛ دختر، کارگر، دختر رئیس و مالک بالقوه کسب وکار. وقتی رئیس در محل کار دستوری صادر کند، گاهی برای کارگران آسان نیست که به وی به عنوان رئیس نگاه کنند نه یک «پدر بهانه گیر». و از طرفی برای رئیس دشوار خواهد بود که به راحتی کارگر را به عنوان کارگر مدنظر قرار دهد نه به عنوان فرزندی چموش که از خواسته های والدین سرپیچی می کند. روش ساده ای که با استفاده از آن می توان این رفتارهای متقابل را مجسم کرد، به کارگیری رویکرد سیستمی است. نگرش سیستمی درک روشنی از تاثیر متقابل سه سیستم فرعی خانواده، مالکیت و کسب وکار را بریکدیگر و برمحیط، ارائه می دهد. توجه به این نکات بسیار مهم است که تغییرات در هر جزء از سیستم، کل سیستم را تحت تاثیر قرار می دهد و همچنین افراد حاضر در هر سیستم از اهداف و انتظارات متفاوتی برخوردار هستند.برای مثال، زمانی که افراد در نقش «عضوی از خانواده» به کسب وکار می نگرند، کسب وکار را به عنوان بخش مهمی از هویت خانوادگی، میراث آینده و منبع تأمین نیاز های مالی برای رفع احتیاجات معمول زندگی در نظر دارند. از سوی دیگر، اگر ایشان حرفه شان را دلیل پیوند خود با کسب وکار دانسته و در نقش «عضوی شاغل» به کسب وکار بنگرند، تمایل خواهند داشت تا کسب وکار را وسیله ای برای توسعه شغلی و موفقیت های اقتصادی مد نظر قرار دهند. و سرانجام، سهامداران یعنی افراد در نقش «مالک»، عمدتاً به کسب وکار به عنوان ابزاری برای سرمایه گذاری و کسب منفعتی رضایت بخش توجه نشان می دهند.هر چند پی بردن به عملکرد نقش های متضاد در کسب وکار خانوادگی، به تنهایی قادر به رفع تضادها نیست اما می تواند ما را در درک و فهم چگونگی رخ دادن آنها یاری رساند. درک چنین موضوعی، ما را قادر می سازد تا به این تضادها توجه کافی کرده و آنها را به نفع خانواده و کسب وکار حل و فصل کنیم.

۲) پرداختن به کسب وکار خانوادگی به عنوان یک کسب وکار جدی و رسمی

باید باور داشت که کسب وکار خانوادگی یک فعالیت جدی و رسمی است نه تفنن و سرگرمی. این بدین معنا نیست که شما نمی توانید یا نباید ارتباطی عاطفی با کسب وکار و فعالیت های مربوط به آن برقرار کنید، بلکه موضوع اصلی این است که برای تامین هزینه ها و حفظ فعالیت، به کسب وکاری سودآور و موفقیت آمیز نیاز است. آنچه واضح است، شما برای کسب درآمد به تاسیس یک کسب وکار می پردازید نه برای سرگرمی، اما اگر چنین نیست، اطمینان داشته باشید که کسب وکارتان هرگز بیش از یک سال دوام نخواهد آورد.

از دیگر نکاتی که برای ثمربخشی و سلامت هر چه بیشتر کسب وکار باید به یاد داشت، بهره مندی و استخدام کارمندان غیرخویشاوند و خارج از خانواده است. ایشان جزء حیاتی اکثر کسب وکارهای خانوادگی هستند. بسیار مهم است که ایشان را به صورت شایسته در تصمیمات دخالت دهید. درباره فرصت هایی که ایشان در کسب وکار شما ایجاد می کنند، صادق باشید، از آنها به نحوی شایسته قدردانی کنید و به ایشان پاداشی که انجامش برایتان میسر نیست، وعده ندهید. فرصت های یادگیری و کارآموزی را برای تمامی کارمندان و سهامداران فراهم کنید تا بتوانید توان علمی و عملی منابع انسانی سازمان را در حداکثر کارایی حفظ کنید. به عنوان یک راهکار عالی برای ارتقای افق دید افراد شاغل در کسب وکار خانوادگی، می توان امکانی فراهم آورد تا ایشان در دوره های آموزشی و کارآموزی مفید شرکت کنند. این جلسات حرفه ای فرصت های کارآموزی و آموزشی وسیعی را فراهم می آورد، برنامه ای که اغلب در سازمان های بازرگانی و صنعتی مورد استقبال واقع می شود.لازم است شما همسر خود را نیز به درک و فهم بهتر کسب وکار ترغیب کنید. نیاز است که امکان شرکت در کارگاه های آموزشی و جلسات حرفه ای برای وی نیز فراهم شود. همسر شما حتی اگر در کسب وکار حضور فعالی نداشته باشد، باز هم نقشی حیاتی در کسب وکار خانوادگی تان ایفا می کند. در صورتی که وی به درک بهتری از کسب وکار دست یابد، می تواند به عنوان همراهی دلسوز و شایسته برای شما در مسیر موفقیت شغلی و خانوادگی ایفای نقش کند. و چه بسا در آینده ای نه چندان دور، همسر شما قادر خواهد بود به واسطه اشتغال یا سرمایه گذاری و مالکیت در کسب وکار، به طور فعال در کسب وکار مشارکت کند. برای تمامی افراد وابسته به کسب وکار خانوادگی، شرح شغل واضحی تهیه کنید. هرگز مپندارید که فرزندتان قادر است ذهن شما را بخواند و پی به انتظارات شما ببرد، حتی اگر شما زمان زیادی را صرف کار مشترک کرده باشید. لازم است شما و افراد شاغل در کسب وکار در جلساتی درباره وظایف شغلی، انتظاراتتان و اهدافتان بحث کرده و برای پیگیری بهتر آنها را مکتوب کنید. به طور مداوم درباره این موضوعات بحث و گفت وگو کنید و در مواقع لازم، انتظارات و اهداف خود را تعدیل و اصلاح کنید.

۳) برنامه ریزی برای آینده کسب وکار خانوادگی

بسیار واضح و قابل درک است که در بطن یک مدل سیستمی کسب وکار خانوادگی، خانواده و کسب وکار را نمی توان از هم مجزا کرد. بنابراین زمانی که برای هر یک از آنها برنامه ریزی کنید، ناگزیر برای دیگری نیز برنامه ریزی کرده اید، بدون توجه به اینکه قصد چنین کاری را داشته اید یا نه. به منظور دستیابی به شیوه های مفید برنامه ریزی، از دو مهارت زیر استفاده کنید؛

الف) اهداف و مقاصد عملکرد کسب وکارتان را مشخص کرده و توسعه دهید.

ب) مهارت گفت وگوی موثر را برقرار کرده و پرورش دهید. توجه داشته باشید که گفت وگوی موثر شامل حرف های قابل بیان و حرف های غیرقابل بیان است.

اولین گام در برنامه ریزی توجه و دقت به چشم انداز و ماموریت عنوان شده در بیانیه تان است. دانستن این موضوع که قصد دارید در آینده در چه جایگاهی قرار گیرید، مستلزم تعیین اهداف و مقاصد قابل اندازه گیری و تهیه برنامه ای عملی است. این کار برای تمام اعضای خانواده مفید خواهد بود. می توانید جلسات خانوادگی خود را روی این موارد متمرکز کنید. اگر شما یک خانواده پرجمعیت دارید، اعضای خانواده را به گروه های کوچک تقسیم کرده و هر گروه را به بررسی و فعالیت بخش خاصی از برنامه تشویق کرده و نتایج حاصله از هر گروه را برای دستیابی به برنامه ای کامل، با هم تلفیق کنید.

۴) بهره مندی از نصایح و مشاوره های حرفه ای

آنچنان که تصور می کنید، شما در دنیا یکه و تنها نیستید؛ امروزه منابع و مراجع بسیاری با موضوع کسب وکار وجود دارد. برگ برنده، شناخت مرجع شایسته و مراجعه به آن است. از مطالعه غافل نشوید، چرا که ابتدایی ترین مراجع برای افزایش آگاهی و به روزماندن، کتاب ها و نشریات است. از دیگر منابع بالقوه اطلاعات و مشاوره می توان به موارد زیر اشاره کرد؛

۱) دوستان و آشنایان، اقوام، اعضای خانواده و همکاران شغلی

۲) مراجع خدماتی حرفه ای همچون حسابداران، بانکداران، وکلا، مشاورین مالی، نمایندگی های بیمه و مشاورین کسب وکار

۳) آژانس های توسعه، اساتید دانشگاه ها، اعضای سازمان های دولتی مختلف و اتحادیه های صنفی

این موارد تنها بخشی از منابع متنوع و گسترده اطلاعاتی است که می تواند شما را در رشد و موفقیت کسب و کار یاری کند. همچنین برای انتخاب مشاوری مناسب موارد زیر را مد نظر قرار دهید؛

۱) به مشاورین مختلف مراجعه کنید

۲) قبل از استخدام مشاور، با وی مصاحبه کنید.

۳) از مشاورین درخواست کنید تا فهرستی از منابع اطلاعاتی مناسب را در اختیار شما قرار دهند.

۴) مطمئن شوید که مشاور مورد نظر از مهارت های فنی لازم برخوردار است.

۵) از دستمزدها و حق مشاوره ها اطلاع کسب کنید.

اصلی ترین معیار در انتخاب مشاور مناسب، میزان توانایی وی در درک کامل وضعیت ویژه کسب وکار خانوادگی است. برخی مشاورین بر این باورند که در مورد حفظ کسب وکار خانوادگی، «بهترین راه حل» را می دانند. آنها چنین می اندیشند که بهترین راه برای حفظ و رونق کسب وکار خانوادگی، خروج خانواده از فضای کسب وکار است. هرچند این راهکار در برخی شرایط صحیح به نظر می رسد، اما همواره بهترین راه حل نیست. شما به مشاوری نیاز دارید که نه تنها بر موضوعات فنی کار تخصصی اش مسلط باشد، بلکه نقش های درونی کسب وکار خانوادگی را نیز به خوبی درک کند. شما به مشاوری نیاز دارید که شما و خانواده تان را در مورد روش های صحیح روبه رو شدن و تصمیم گیری درباره موارد مهم کسب وکار، راهنمایی کنید، نه مشاوری که تنها برای فعالیت های شما و به جای شما تصمیم گیری می کند.

همت وكارمضاعف در حوزه كارآفريني


منبع : سایت آفتاب




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در دوشنبه 27 اردیبهشت 1389  ساعت 7:22 PM نظرات 0
 
همت و كارمضاعف در حوزه كارآفريني
با توجه به اینکه ما برای تامین کالاهای اساسی و لوکس مورد نیاز خود باید درآمدی داشته باشیم، بیکاری یکی از بدترین اتفاقات اقتصادی است که می‌تواند برای ما بیفتد. همچنین به همین دلیل است که «نرخ بیکاری» یکی از مهمترین متغیرهای اقتصادی به حساب می‌آید. از بسیاری جهات، نرخ بیکاری یکی از بهترین معیارهایی است که می‌تواند ما را از سلامت کلی اقتصاد هم در طول زمان و هم نسبت به اقتصاد‌های دیگر آگاه سازد. همانطور که خواهیم دید، وجود میزانی از بیکاری در یک اقتصاد سالم و در حال رشد ناگزیر و اجتناب‌ناپذیر است، ولی از طرفی دیگر سیاست‌های نادرست دولت می‌تواند باعث افزایش آن و متضرر گشتن افراد جامعه گردد.

وقتی که اقتصاددانان از «بیکاری» سخن می‌گویند، از تعریف خاصی سخن می‌گویند: افرادی که به دنبال کار هستند، اما نمی‌توانند آن را به دست آورند. زن یا شوهرانی که در خانه می‌مانند و می‌خواهند بچه‌های خود را بزرگ کنند، دانشجویان یا بازنشستگان، نه به عنوان بیکار، بلکه به عنوان افراد «افراد خارج از نیروی کار» محسوب می‌شوند. «نرخ بیکاری» برابر با نسبت تعداد افرادی که به دنبال کار می‌گردند، ولی نمی‌توانند شغلی به دست آورند تقسیم بر تعداد کل افراد شاغل و بیکار (همانطور که تعریف شد) است.

دقیقا شرکت‌ها چگونه تصمیم می‌گیرند که فردی را استخدام کنند؟ سوال اساسی این است: آیا منافعی که این شخص با استخدامش متوجه شرکت من خواهد ساخت بیشتر از حقوقی خواهد بود که من به او خواهم داد؟ برای مثال اگر سود هر ساندویچ مک دونالد دو‌ دلار باشد و با وجود من این شرکت بتواند در هر ساعت ۵ ساندویچ بیشتر بفروشد، مسلما شرکت مک دونالد هیچ گاه حقوقی بیشتر از ۱۰‌دلار در ساعت به من نخواهد داد، چرا که در این صورت ضرر خواهد کرد. آنها می‌توانند سود خود را با پرداخت کمتر به من بیشتر کنند ولی اگر بیش از حد حقوق مرا کم کنند، رقیب آنها می‌تواند با حقوقی بیشتر (باز هم تا حدی که منافعی که من با استخدامم متوجه آنها می‌سازم کمتر از حقوقم نباشد) مرا به کار گیرد. بدین ترتیب از لحاظ نظری حقوق من باید چیزی بسیار نزدیک به ساعتی ۱۰‌دلار باشد.

این نکته بسیار مهم است؛ چرا که می‌تواند ما را در فهم بیکاری یاری کند؛ چرا که بنا به چیزی که گفته شد هر کارگری بنا به توان ایجاد منافعی که برای یک شرکت دارد می‌تواند با حقوقی خاص استخدام شود. حتی نوجوانی که با مهارت‌های محدود خود می‌تواند در هر ساعت ۲ ساندویچ مک دونالد درست کند می‌تواند با حقوقی کمتر از ۴‌دلار به استخدام مک دونالد در آید. پس اگر چنین است، سوالی جالب پیش می‌آید: چرا کارگری که می‌تواند ایجاد منافع کند، بیکار می‌ماند؟ چرا که مطمئنا هر شرکتی مایل به دریافت منافع بیشتر است، حال این منافع هر چه قدر هم که می‌خواهد کم باشد. ولی چرا این شرکت آن کارگر را استخدام نمی‌کند؟

بیکاری می‌تواند به دلایل مختلفی ایجاد شود. برای مثال اقتصاد بازار به خاطر پویایی‌اش همیشه دچار تغییر می‌شود و شرکت‌ها همواره یاد می‌گیرند که چگونه با نیروی کار کمتر خدمات بیشتری را عرضه کنند. مثلا ورود ATM‌ها مسلما باعث بیکار شدن تعدادی از نیروی بانک‌ها شده است؛ چرا که با وجود آنها مراجعه‌ حضوری به بانک‌ها کمتر می‌شود و در نتیجه بانک‌ها به نیروی کار کمتری نیاز خواهند داشت. به همین ترتیب در بازار نوع نیروی کار مورد نیاز با گذشت زمان تغییر می‌کند و تعدادی افراد به ناچار موقتا بیکار می‌شوند تا اینکه بتوانند مهارت خود را بنا به نیاز بازار وسعت یا تغییر دهند. به این نوع از بیکاری «اصطکاکی» و «ساختاری» می‌گویند، چرا که در هر مقطعی از زمان افرادی در اقتصاد هستند که در دوره‌ زمانی بین دو شغل‌اند یا در حال ورود به یک شغل جدیداند. نرخ بیکاری که این قسمت از بیکاری را نشان می‌دهد، «نرخ بیکاری طبیعی» خوانده می‌شود.

ولی نرخ بیکاری می‌تواند با تاثیر گرفتن از سیاست‌های اشتباه بیشتر هم باشد. رایج‌ترین این سیاست‌ها، سیاستی است که سعی می‌کند میزان دستمزدها را بالاتر از توان ایجاد منافع کارگران قرار دهد. قوانین دستمزد امرار معاش و حداقل دستمزد و همچنین دستمزدهای تعیین شده از سوی اتحادیه‌هایی که دستمزدی بالاتر از میزان توان ایجاد منافع کارگران را به شرکت‌ها تحمیل می‌کنند باعث بیکار ماندن عده‌ای می‌شوند که توان ایجاد منافع شان کمتر از حداقل تعیین شده برای دستمزد است. اگر من نوجوانی باشم که تنها می‌توانم ساعتی ۲ ساندویچ درست کنم، اگر حداقل دستمزد ۷‌دلار باشد پس مسلما شرکت مک دونالد هیچ وقت مرا استخدام نخواهد کرد.

انواع دیگری از قوانین در بازار کار نیز می‌توانند باعث ایجاد بیکاری شوند و حتی موجب بالا رفتن نرخ بیکاری طبیعی شوند. برای مثال، در بسیاری از کشورهای اروپای غربی قوانینی در بازار کار وجود دارند که اخراج کارگران بی‌بازده را بسیار دشوار می‌کنند و این باعث می‌شود که شرکت تمایلی به ریسک و استخدام کارگرانی که در مورد توانایی‌هایشان شبهه‌ای وجود دارد، نداشته باشد چرا که در صورتی که فرد توانایی‌های لازم را نداشته باشد و نتواند انتظارات شرکت را برآورده سازد، شرکت باید آن فرد را اخراج کند و با وجود این قوانین، اخراج آن فرد بسیار دشوار خواهد بود. همچنین هنگامی که دولت‌ها شرکت‌ها را مجبور به اعطای مزایا (مانند بیمه، حق کودک و ...) می‌کنند، هزینه‌ استخدام افراد برای شرکت‌ها بسیار بیشتر می‌شود و این باعث افزایش نرخ بیکاری می‌گردد. آزادتر بودن بازار کار در آمریکا مسلما یکی از دلایل کمتر بودن نرخ بیکاری آن نسبت به کشور‌های پیشرفته‌ اروپایی است.

در پایان، باید گفت با اینکه بیکاری مشکلی بسیار اساسی است، ولی برخی از راه‌حل‌های به ظاهر بدیهی در واقع هیچ کمکی به بهبود آن نمی‌کنند. برنامه‌های دولت برای ایجاد شغل معمولا به این صورت است که به کارگران بیشتر از توان تولیدی‌شان و ارزش تولید شده، مزد داده می‌شود و این باعث کاهش اشتغال در بخش خصوصی و افزایش مالیات‌ها و نرخ بهره می‌شود. همانطور که در بالا ذکر شد، دشوار ساختن شرایط برای شرکت‌ها برای اخراج کارگران نتیجه‌ای جز کمتر شدن انگیزه‌ شرکت‌ها برای استخدام افراد، ندارد. در کل، آزاد گذاشتن بازار و عدم اعمال محدودیت در آن، بهترین راه برای نگاه داشتن نرخ بیکاری در کمترین حد ممکن در یک اقتصاد پویا و در حال رشد است.

        منبع : سایت آفتاب
همت وكارمضاعف و كارآفريني





لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در دوشنبه 27 اردیبهشت 1389  ساعت 7:17 PM نظرات 0


  • تعداد صفحات :14
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • >  
POWERED BY RASEKHOON.NET