با همت و کاری مضاعف، مژده عشق و امید را هدیه می دهیم. به وبلاگ همت والا خوش آمدید



همت وكارمضاعف در حوزه پيشرفت
چرخه سوخت هسته اي شامل فرايندهاي مختلفي است‌ ‌كه منجر به تبديل سنگ معدن اورانيوم به سوخت مورد استفاده در نيروگاه هاي هسته اي‌ ‌مي شود. مجموعه اين مراحل " چرخه " سوخت هسته اي نام گرفته است ؛ زيرا بر خلاف سوخت‌ ‌هاي فسيلي كه پس از استفاده نابود مي شوند؛ سوخت هاي هسته اي از بين رفتني‌ ‌نيستند، بلكه اين قابليت را دارند كه پس از استفاده در راكتور، دوباره غني سازي شده‌ ‌و مجدداً در نيروگاه هسته اي استفاده شوند . به طوري كه در يكي از مراحل پاياني‌ ‌فرايند تبديل اورانيوم خام به سوخت ، يك چرخه به وجود آمده وعمليات تكرار مي شود. ‌‌عنصر اورانيوم به علت هسته سنگين خود تمايل به شكافته شدن و تبديل‌ ‌به دو هسته مجزا دارد. اگر اين فرايند به طور كنترل شده در راكتور صورت بگيرد؛ مي‌ ‌تواند منشأ انرژي فوق العاده بالا و پايان ناپذير باشد. اورانيوم طبيعي مخلوطي از‌ ‌سه ايزوتوپ است : اورانيوم 233، اورانيوم 235و اورانيوم .238 از اين سه ايزوتوپ فقط‌ ‌اورانيوم 235 قابل استفاده در نيروگاه به عنوان سوخت است.چرخه سوخت‌ هسته اي ،‌ ‌معمولاً داراي 7 مرحله است كه بايد به ترتيب طي شوند‌ : ‌مراحل هفت گانه چرخه سوخت هسته اي‌: 1- ‌استخراج سنگ‌ ‌معدن اورانيوم، جداسازي و تخليص: ‌ ‌در اين مرحله، تركيب8 U3Oاز سنگ معدن اورانيوم جداسازي مي شود. ‌ ‌اين تركيب زرد رنگ، پس از توليد حالتي شبيه به كيك دارد؛ به همين دليل " كيك زرد‌ " ‌ناميده مي شود . اين مراحل معمولاً در معدن انجام مي شود؛ در ايران اين مرحله در‌ ‌تاسيسات UCFاصفهان انجام مي گيرد. 2- تبديل كيك زرد به اورانيوم غني شده: ‌ ‌درمرحله‌ ‌غني سازي پس از انجام مراحل شيميايي ، كيك زرد تبديل به گاز هگزافلوريد اورانيوم‌ (6UF) ‌مي شود . اين ماده در دماي 30 درجه سانتي گراد مايع است، ولي در دماي 40 درجه‌ ‌تبديل به بخار شده و براي غني سازي آماده مي گردد . همانطور كه گفته شد اورانيوم در‌ ‌طبيعت داراي سه ايزوتوپ است كه فقط يكي از آنها قابل استفاده در نيروگاه هسته‌ ‌اي است . در واقع‌ ‌غني سازي عبارتست از بالا بردن غلظت ايزوتوپ اورانيوم235 ‌ ‌در اورانيوم طبيعي. ‌‌براي غني سازي اورانيوم سه روش وجود دارد : روش ديفيوژن يا پخش‌ ‌گازي ، روش سانتريفيوژ، روش ميدان مغناطيسي. ‌‌دربين روشهاي ذكر شده ، روش استفاده از سانتريفيوژ، مقرون به صرفه‌ ‌تر و بهتر است. در اين روش هگزافلورايد اورانيوم پس از عبور از حدود 160 سانتريفيوژ‌ ‌به غناي حدود %4 كه براي سوخت نيروگاه هسته اي مورد نياز است ، مي رسد . اين مرحله‌ ‌در تاسيسات غني سازي نطنز انجام مي شود. 3-تبديل6UFبه اكسيد اورانيوم: ‌ ‌پس از اينكه گاز هگزافلورايد اورانيوم به غناي مورد نياز رسيد؛ درمراحلي تبديل به‌ ‌دي اكسيد اورانيوم‌ (2 (UOمي شود . اين ماده جامد است و حالت سراميكي‌ ‌دارد . در اين مرحله اين ماده به صورت حبه هاي سوخت درمي آيد . از آنجايي كه سوخت‌ ‌نيروگاه حتماً بايد به شكل ميله درآيد تا بتواند براي توليد انرژي در راكتور قرار‌ ‌داده شود؛ حبه هاي سوخت بر روي ميله هايي تعبيه مي شوند كه ميله هاي سوخت نام دارند. 4- ‌انتقال ميله هاي سوخت به نيروگاه: ‌ ‌مواد‌ ‌راديواكتيو موادي خطرناك هستند و بايد در تمام مراحل چرخه سوخت مسائل ايمني مدنظر‌ ‌قرار گيرد . يكي از مراحل بسيار حساسي كه مي تواند خطرساز باشد؛ مرحله نقل وانتقال‌ ‌سوخت به نيروگاه است.به همين منظور ميله هاي سوخت داخل محفظه هاي عايق بندي شده قرار‌ ‌داده مي شود تا از بروز هرگونه حادثه اي مانند انفجار، سوختن و ساير حوادث جلوگيري‌‌ ‌شود. 5-مصرف سوخت وتوليد انرژي: ‌ ‌در اين مرحله، ميله‌ ‌هاي سوخت در داخل راكتور تعبيه مي شوند تا در اثر واكنش شكافت ، انرژي توليد كنند. ‌ ‌اين انرژي كه به صورت گرماي بسيار زياد است به آب منتقل و سبب تبخير آب مي شود. ‌ ‌بخار توليد شده توربين ها را به حركت درآورده و به اين ترتيب برق توليد مي شود.‌ ‌بسته به درصد غناي اورانيوم مورد استفاده ، از يك تا سه سال مي توان از ميله هاي‌ ‌سوخت در راكتور استفاده كرد و تا اين مدت نياز به تعويض ميله ها نيست‌.‌يك نيروگاه‌ ‌هسته اي به طور متوسط در هر سال حدود 30 تن اورانيوم مصرف مي كند . بنابراين پيش از‌‌ ‌آغاز به كار نيروگاه، بايد حداقل 12 تن اورانيوم غني شده آماده باشد. پس از 3سال،‌‌سوخت‌مصرف شده از‌نيروگاه خارج مي شود؛ براي اين عمل ، بايد راكتور به حالت خاموشي‌ ‌موقت درآيد. ‌‌‌6-‌‌ ‌انبار كردن سوخت: ‌ ‌پس از استفاده از اورانيوم‌ ‌غني شده در راكتور، سوخت مصرف شده بايد تا چند ماه در نيروگاه انبار شود . اين‌ ‌عمل سبب مي شود برخي از پسماندها كه به شدت راديواكتيو و فعال هستند؛ در اثر شكافت‌ ‌هسته اي به طور خود به خود از بين بروند؛ به اين مرحله، مرحله‌ ‌سرد‌ ‌شدن‌ ‌مي گويند. 7- ‌انتقال سوخت مصرف شده به تأسيسات باز فرآوري: ‌ ‌در اين روند سه مولفه مهم از هم جدا مي شوند : اورانيوم تهي شده ،‌ ‌پلوتونيوم 239 ، زباله هاي هسته اي. ‌اورانيوم تهي شده: اورانيوم تهي‌ ‌شده در واقع اورانيومي است كه تعداد ايزوتوپهاي مورد نياز براي استفاده در نيروگاه‌ ‌در آن كم شده و به عبارت دقيقتر غناي آن كم شده است . با غني سازي مجدد،مي توان‌ ‌دوباره آن را براي مصرف در نيروگاه و توليد انرژي آماده كرد.‌گاهي براي مصارف پزشكي قابل‌ ‌استفاده است، اما در صورتي كه غير قابل استفاده باشد؛ بايد به شكل محلول درآمده و‌ ‌با كشتي هاي مخصوص در ته اقيانوسها ، قسمت هاي غير مسكوني در قطب ها يا در كويرهاي‌ ‌غير قابل سكونت دفن شوند. بشكه هايي كه اين مواد در آنها حمل مي شود بايد كاملا‌ً ‌عايق بندي شده و بدون منفذ باشند تا پرتوهاي راديواكتيو از آنها نشت نكند. ‌‌ايران در 20 فروردين 1385 توانست با اتكا به دانش بومي و تلاش‌ ‌دانشمندان هسته اي داخلي به چرخه سوخت هسته اي دست يابد و به يكي ازكشورهاي دارنده‌ ‌اين فناوري ارزشمند در دنيا تبديل شود
همت وكارمضاعف در حوزه پيشرفت
ايرنا




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در شنبه 25 اردیبهشت 1389  ساعت 4:49 PM نظرات 0

 همت وكارمضاعف در حوزه كارآفريني

کارآفرینی در دانشگاهها یکی از راهبردهای تحقق شعار همت و کار مضاعف در سال 89می باشد.

کارآفرینی از طریق تجربه و انتقال آن، قابل آموزش و قابل یادگیری است. اما ترویج آن آسان نیست. اغلب خصوصیات تعیین کننده کارآفرینی از قبیل استفاه از فرصتهای جدید، جلب اعتماد، ایجاد شبکه‌های کار و انجام کار پروژه ای، خصوصیات نا محسوسی هستند و به راحتی نمی‌توان آنها را درک و تبدیل به توصیه و دستور العمل کرد.

 

 

● مقدمه

آنچه در شرایط سخت کنونی ضرورت آن در جامعة ما بیش از پیش احساس می‌شود پرداختن به مقولة کار آفرینی است. زیرا مسلماً کار آفرینان با توجه به خصوصیات ممتاز و برجستة خود قادرند در چنین شرایطی منابع را برای ایجاد رشد و توسعه در زمینه‌های تولید و منابع انسانی فراهم کرده، اشتغال و کسب و کار جدید ایجاد نمایند.

سالها است از شیوع تب کار آفرینی در کشور می‌گذرد اما متاسفانه هنوز پژواک طنین پر طمطراق آن از عرصه‌های سخنوری، ژورنالیسم و سیاست بر حوزه‌های علم، برنامه ریزی و عمل نرسیده است. هنوز پس از گذشت سالها، واژه کار آفرینی مفهوم واقعی خود را به اذهان متبادر نمی‌کند و هنوز دولتمردان و مسئولان مملکتی در سخنرانیها و مقالات خود از این واژه به عنوان راه حلی برای رفع معضل بیکاری استفاده می‌کنند.

اگر قرار است اقتصاد موفقی داشته باشیم به نظر می‌رسد باید کار آفرینی را در کشور بیشتر مورد توجه گیرد. ولی متاسفانه چه در سطح سیاستگذاری و چه در قلمرور پژوهشی – آموزشی، کار منظم و حساب شده ای در زمینه کار آفرینی انجام نداده ایم. لذا توقع بیجایی است که از فارغ التحصیلان دانشگاهی یا مراکز فنی و حرفه ای انتظار داشته باشیم، کار و کسب و فعالیت سازنده ای را تدارک ببینند. همان طور که توقع بیجایی است اگر بدون خلاقیت و کار آفرینی انتظار داشته باشیم سرمایه گذاران ریسکی ( VENTURE CAPITALISTS ) که عامل رشد و توسعه اقتصادی هستند در این کشور سرمایه گذاری کنند.

 

 

● پیشینه کار آفرینی

مطالعات نشان می‌دهد از ابتدای تاریخ بشر انسانها همواره به دنبال پیدا کردن عامل موجه ارزش و عامل تغییر بوده اند و اولین بار دانشمندان علم اقتصاد، به کار آفرینی توجه کردند، عده ای فکر می‌کردند عامل موجد ارزش طلا و نقره است. عده ای دیگر هم عامل موجد ارزش را در زمین و فعالیت‌های کشاورزی جستجو کردند که به فیزیوکرات‌ها معروفند. واژه کارآفرین در سال ۱۸۴۸ توسط « جان استوارت میل » به ( Entrepreneur ) به زبان انگلیسی ترجمه شده، او کارکرد و عمل کار آفرین را شامل هدایت، نظارت، کنترل و مخاطره پذیری می‌دانست و عامل متمایز کننده مدیر و کار آفرین را مخاطره پذیری معرفی کرد. بعد از مکتب کلاسیکها، فرد جدیدی به نام « شومپیتر » که از اعضای مکتب اقتصادی آلمان است مقوله ای به نام کار آفرینی مطرح کرد و آنرا به عنوان موتور توسعه اقتصادی معرفی کرد.

 

 

● واژه کار آفرینی

واژه کار آفرینی بیش از دو قرن نیست که در ادبیات مدیریت و اقتصاد وارد شده و مانند سایر واژه‌ها تغییرات زیادی را به خود گرفته و از رشد تکامی برخوردار بوده است. ولی هنوز وفاق عمومی دربارة کار آفرینی در سطوح بین الملل وجود ندارد. البته استنباط رایج و اشتباه از واژه کار آفرینی این است که کار آفرین کسی است که ایجاد شغل می‌کند اما چنین نیست.

در زبان فرانسوی کلمه ای وجود دارد به معنای « متعهد شدن » یا « آنتروپرونور » ( ENTREPRENDRE ) که(UNDERTAKE) تعریف می‌شود. در ادبیات کار آفرینی تعاریف بسیار مختلفی برای آن ارائه شده است اما هنوز تعریف رسمی و استانداردی که قابل قبول اکثریت صاحب نظران باشد وجود ندارد، بعضی تعاریف آن عبارتند از :

پیتردراکر می‌گوید، کار آفرینی یک رفتار است نه یک صفت ویژه در شخصیت فرد کار آفرین. وی می‌گوید، کار آفرینی کاربرد مفاهیم تکنیک‌های مدیریت است. استانداردسازی محصول،به کارگیری ابزارها و فرآیندهای طراحی و بنا نهادن کار بر پایه آموزش و تحلیل کار است.

« ژوزف شومپیتر » ( SCHUMPETER) یا پدر کار آفرینی، تعریف کاملی از کار آفرینی در سال ۱۹۳۴ ارائه می‌دهد. او می‌گوید، « هر فرآیندی در شرکت که منجر به کالایی جدید، ایجاد روشی جدید، بازار جدید و منابع جدید می‌شود، می‌گوییم کار آفرینی رخ داده است » او ویژگی اصلی کار آفرینی را همانا وجود نوآوری به عنوان هسته مرکزی تلاش فرد کار آفرین می‌داند. شومپیتر معتقد است که در اقتصاد، توسعه زمانی اتفاق می‌افتد که توسط کار آفرین، نوآوری رخ دهد.

اقتصاد دانان، کارآفرینان را « موتور رشد اقتصادی » جامعه می‌دانند. جامعه شناسان این گروه را مروج فرهنگ رقابت، نواندیشی و پویایی اقتصادی تلقی می‌کنند و اندیشمندان مدیریت آنان را از مهمترین عوامل تحرک و نو آوری سازمانی در عصر حاضر به شمار می‌آورند.

کارآفرینی به خلق ارزشهای مادی و اقتصادی یا کسب و کاری ختم نمی‌شود. بلکه اگر کار آفرینی را به مفهوم وقعی آن یعنی « ارزش آفرینی » تعریف کنیم، کار آفرینان (ارزش آفرینان ) موتور توسعه اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نیز خواهند بود.

 

 

● خصوصیات کار آفرین

به طور کلی تا به حال ویژگیهای زیادی در خصوص کار آفرینان در تحقیقات مختلف معرفی شده است. از نظر « بروس جی وایتنیگ » افراد کار آفرین دارای ۱۹ ویژگی هستند که آنها را از نظرات شخصیتی از افراد عادی یا سایر افراد جامعه مجزا می‌کند:

▪ اعتماد به نفس

▪ خلاقیت

▪ خوش بینی

▪ توانا در برخورد با مردم

▪ انرژی زیاد

▪ ابتکار

▪ ادراکی بودن

▪ دور اندیشی

▪ پشتکار

▪ انعطاف پذیری

▪ دارای منافع کافی

▪ رهبری پویا

▪ اتخاذ ریسک حساب شده

▪ نیاز به موفقیت

▪ دارای مهارتهای متعدد

▪ مسئول و پاسخگو

▪ واکنش مثبت در مقابل چالشها

▪ استقلال

▪ سوداگر

کار آفرین تلاش دارد تا از طریق شناخت و پیگیری فرصتها بدون در نظر گرفتن منابع تحت اختیار خود به کار آفرینی بپردازد. کار آفرینان به « تغییر » به عنوان مقوله تعیین کننده می‌نگرند. آنها ارزشها را تغییر می‌دهند و ماهیت آنها را دچار تحول می‌نمایند. آنها برای تحقق این ایده‌ها و ریسک پذیری خود را به کار می‌گیرند. از این رو هر کس که به درستی تصمیم بگیرد به نوعی کار آفرین تلقی می‌گردد

 

 

● آموزش کار آفرینی و نقش مراکز علمی دانشگاهی

اواخر دهة ۵۰ میلادی، اولین کشوری که در این زمینه خیلی کلاسیک کارکرد و ترویج فرهنگ کار آفرینی را از سطح دبیرستان شروع کرد و آموزش‌هایی را دارد، کشور ژاپن بود. مسئله کار آفرینی در ژاپن به سطح دانشگاهها هم کشیده شد. بین سالهای ۱۹۷۰ تا ۱۹۹۲ میلادی بیش از ۹۶% نوآوری صنعتی که توانست موقعیت ژاپن را در اقتصاد جهانی به یک موقعیت برجسته و برتر تبدیل کند، توسط کار آفرینان صورت گرفت.

آموزش کار آفرینی سیاستی است که به طور مستقیم در کمیت و کیفیت عرضة کار آفرین در یک جامعه اثر می‌گذارد. به همین دلیل است که در بسیاری از کشورها بویژه کشورهای پیشرفته که حتی الامکان موانع و مشکلات بر طرف شده اند، دولتها به شکوفا کردن توان بالقوه مردم پرداخته اند. آموزش به تولید کنندگان کوچک بسیار اهمیت دارد. با اجرای این سیاست همواره می‌توان به اهداف گوناگونی مانند شناخت فرصتها و چگونگی بهره برداری از آنها، آشنایی با تکنولوژی و دانش فنی جدید و چگونگی بکارگیری آنها، روش‌های جدید علمی مدیریتی و بازرگانی جامعه عمل پوشید. آموزش می‌تواند بلند مدت ( مانند آموزش از دورة دبیرستان به بعد ) و یا کوتاه مدت (مانند سخنرانیهای ادواری ) باشد.

تا به حال چهار دسته تحقیقات در زمینه کار آفرینی انجام شده است که عبارتند از :

۱) مطالعات در خصوص ویژگیهای کار آفرینان

۲) مطالعات در خصوص ساز و کارهای تشکیل شرکتهای نوپا

۳) مطالعات در خصوص ارتباط کار آفرین با جامعه

۴) مطالعات درخصوص آموزش، روش شناسی تحقیق و نقش دولت در کار آفرینی.

در گذشته افسانه ای شایع بود که کار آفرینان دارای ویژگی ذاتی هستند و این ویژگیها همراه با آنان متولد می‌شود که این ویژگیها شامل، ابتکار، ریسک پذیری... می‌باشد. بنابر این فرض اساسی افسانه این بود که کار آفرینان از طریق آموزش، پرورش نمی‌یابند. اما امروزه کارآفرینی به عنوان رشته ای علمی مورد شناسایی قرار گرفته که فروپاشی این افسانه قدیم را به دنبال داشته است. رشته علمی کار آفرینی همانند تمامی رشته‌های دیگر، دارای مدلها، فرآیندها و قضایایی (CASES) است که باید دانش مربوط به آنها کسب شود.

کارآفرینان دقیقاً به همان گونه که ما یاد می‌گیریم، یاد می‌گیرند. کار آفرینان نه تنها می‌توانند از اشتباهاتشان و مربیان غیررسمی خود بیاموزند، بلکه آنها از طریق مطالعه و تربیت رسمی، مستعد یادگیری هستند.کتابها و دوره‌هایی در مورد شکل دهی کسب و کار جدید با سرعت زیادی در حال افزایش هستند. علاوه بر کتابها و دوره‌ها، مجموعه جدیدی از برنامه‌های آموزشی برای پر کردن شکاف اطلاعاتی و دانشی برای کار آفرینان طراحی شده است که هم اکنون در حال پیگیری کسب و کارشان هستند.

برنامه‌های مبتنی بر آموزش بر مبنای این فرض عمل می‌کنند که اگر فقط ما وسایل مناسب و موثر برای مرتبط ساختن منابع بر گرفته از دانشگاهایمان، مدارس فنی و دانشکده‌ها را به جامعه کسب و کار جدید پیدا کنیم، آن وقت ما واقعاً قادر به تقویت ابتکارات صنعتی هستیم.

مطالعه ای که در سال ۱۹۸۲ در دانشگاه بایلور (BAULOR) بر روی دانشجویان رشته کار آفرینی صورت گرفت. ارزیابی دانشجویان از دروس رشته کار آفرینی این بود که باید بیشترین تاکید بر روی دروس مالی شود. دومین رشته ای که به نظر آنها باید بیشتر مورد تاکید قرار گیرد، درس مدیریت بود. علاوه بر اینها دروس روابط انسانی و بازاریابی نیز از نظر دانشجویان دارای اهیمت ویژه ای است.

برای اولین بار دانشگاه کالگری در سال ۱۹۷۳ مجوز تاسیس دوره کارشناسی ارشد را دریافت کرد و کار آفرینی به عنوان یکی از زمینه‌های اصلی مورد توجه قرا گرفت. در ژوئن سال ۱۹۸۵ میلادی این دانشگاه به ارزیابی نتایج برگزاری یکی از دوره‌های آموزش کار آفرینی خود که در فاصلة ژوئن ۱۹۸۴ تا دسامبر ۱۹۸۴ برگزرا شده بود، پرداخت و از ۵۰ نفر از ۶۵ نفر شرکت کننده دوره پیرامون نتایج دوره نظر خواهی کرد. این دوره آموزشی تقریباً (۰۰۰/۷۵) دلار برای دانشگاه هزینه داشت. تجربه دانشگاه کالگری نشان می‌دهد که سرمایه گذاری کوچکی (تقریباً ۷۵۰۰۰ دلار ) در آموزش کار آفرینان کسب و کارهای کوچک منجر به ارزش افزوده فراوانی (معادل ۰۰۰/۷۵۰ /۱ دلار ) گردیده و علاوه بر آن تاثیر زیادی درایجاد فرصت استخدام و تسهیل ایجاد سرمایه داشته است.

با توجه به مطالبی که تا به حال از کار آفرینی ارائه شد بستر مناسب برای رشد و توسعه کار افرینان عبارت است از :

▪ آموزش خلاقیت از دبستان تا دانشگاه حتی در مقطع دکتری برای کلیه رشته‌های تحصیلی اعم از فنی،پزشکی، اقتصادی و...

▪ تجدید نظر در نظام آموزشی، روش تدریس و ارزیابی و سنجش دانش آموزان و دانشجویان برای تقویت و شکوفایی روحیه خلاقیت فراگیران.

▪ بالا بردن نیاز پیشرفت افراد از طریق آموزشهای مستقیم و غیر مستقیم.

▪ آموزش کار آفرینی و شناسایی افراد ارزش آفرین (کارآفرین ) جامعه توسط گروهی خبره به صورت سالیانه و معرفی و تشویق و حمایت آنها در سطح کشور و استان از طریق رسانه‌های جمعی و اعطای جوائز توسط مسئولان عالی رتبه کشوری.

▪ تشکیل انجمن کارآفرینان جهت ارتباط، همفکری، همکاری و تعاون کار آفرینان با یکدیگر.

▪ ترویج فرهنگ کارآفرینی از طریق موسسات فرهنگی و رسانه‌های جمعی.

▪ تاسیس مراکز توسعه کار آفرینی جهت برنامه ریزی، آموزش، تحقیق و مشاوره در خصوص کار آفرینی

اگر بدنبال راه حل‌های جدید هستیم، فضای کشور باید به گونه ای طراحی شود که کار آفرینان رشد کنند. در اغلب موارد مدیریت با تصمیم گیری متمرکز ضد روحیه کارآفرینی است. کار آفرینی در جایی رشد می‌کند که تمرکز تمام عیار نباشد. امروزه در جهان برای جوانان آموزش کار آفرینی گذاشته اند. در سطح دبیرستانها همه را تشویق می‌کنند. به نظر می‌رسد، در جهان امروز بدون داشتن دانش ومهارت کار آفرینی، صرف اینکه ایده ای داشته باشید ولی دانش لازم را ندانسته باشید، با شکست مواجه می‌شوید.

 

 

● چالشهای آموزش کار آفرینی

آموزش کارآفرینی و تحقیقات مربوط به آن، هم اکنون با چالشهای متعددی مواجه شده است که برخی از این چالشها توسط بلاک (Block) و استامپ (Stumpe) ارائه شده است. این چالشها عبارتند از :

▪ چالش در ایجاد مترولوژی‌های تحقیق برای اندازه گیری اثر بخشی کارآفرینی.

▪ چالش در محتوا و شیوه‌های آموزش کار آفرینی.

▪ چالش در کیفیت مدرسان کار آفرینی.

▪ چالش در پذیرش آموزش کار آفرینی در دانشکده‌ها نسبت به کسب و کار.

▪ چالش در ایجاد یک پیکرة عمومی ( مشترک ) در زمینه دانشی مختلف.

▪ چالش در اثر بخشی روشهای آموزشی.

▪ چالش در نیازهای یادگیری کار آفرینانی که در حال کار هستند، متناسب با دوره زندگی کسب و کاری که هم اکنون در آن به سر می‌برند.

در سال ۱۹۹۰ میلادی تحقیق در خصوص آموزش کار آفرینی همچون یک رشته جدید مورد توجه قرار گرفت. و موارد همچون توسعه روشهای تحقیق برای سنجش اثر بخشی آموزش کارآفرین، محتوا و روشهای آموزش کار آفرینی، مورد توجه قرارگرفت.

به طور کلی تا سال ۱۹۹۰ میلادی چهار دسته اصلی از دوره‌های آموزش کار آفرینی شکل گرفت که این دوره‌ها عبارتند از :

۱) دسته اول : برنامه‌هایی برای «آگاهی و جهت گیری به سوی کار آفرینی » است هدف از این دوره‌ها، افزایش آگاهی، درک و بینش نسبت به کار آفرینی به عنوان یک انتخاب شغلی برای افراد از تمامی اقشار اجتماعی است. این گونه برنامه‌ها در مقاطع تحصیلی ابتدایی، راهنمایی و متوسطه تدریس می‌شود تا انگیزه و تمایل دانش آموزان و دانشجویان برای کار آفرین شدن افزایش یابد. گروههای نژادی، مخترعان، دانشمندان،کارکنان دولت و باز نشستگان ارتشی و گروههای مختلف، می‌توانند تحت پوشش این دوره قرار گیرند.

۲) دسته دوم : شامل برنامه‌های آموزش است که « توسعه تاسیس شرکت » را پوشش می‌دهد. این برنامه‌ها به اقتضای شرایط خاص هر کشور طراحی شده اند.

۳) دسته سوم : دوره‌هایی جهت « رشد و بقای کار آفرینان و شرکتهای کوچک » طراحی شده است، که شرکتهای کوچک موجود را پوشش می‌دهد. نیازهای آموزشی در این برنامه‌ها بسیار متنوع است.

۴) دسته چهارم : برنامه « توسعه آموزش کار آفرینی » است که شامل شیوه‌های جدید آموزشی و تعیین نقشهای نوین دانشجو و استاد در فرآیند آموزش کار آفرینی است. هدف دیگر این برنامه‌ها آموزش و گسترش کمی استادان جدید از میان صنعتگران و دست اندرکاران فعالیتهای اقتصادی برای آموزش کار آفرینی است.

در کشور ما در زمینه آموزش کار آفرینی کوشش ویژه ای انجام نشده است، هر چند که میان مقوله‌های مدیریت عمومی، مدیریت راهبردی (استراتژیک) و کار آفرینی فصل مشترک وجود دارد و آموزشهای اجراء شده در قلمروهای فوق برای ترویج کار آفرینی نیز مفید بوده است اما می‌توان گفت غالب برنامه‌های آموزشی سازمانهایی که تصدی این مهم را به عهده دانسته اند متمرکز بر نیازهای مدیران سازمانهای بزرگ و متوسط بوده است که غالباً در بخش دولتی و عمومی اقتصاد فعالیت داشته و دارند. به همین دلیل کار آفرینانی که در سالهای اخیر علاقمند به استفاده از آموزشهای مدیریت شده اند و به موسسات آموزشی جذب می‌شوند برنامه‌ها را چندان مناسب نیازهای خود نمی‌یابند. در همین جا مسئولیت چنین مراکزی را باید یاد آور شد.

سازماندهی آغازین کار آفرینی در کشورمان در گرو پیمودن راههای زیر است :

▪ شناخت عوامل مساعد و باز دارنده کارآفرینی و راههای عملی رفع موانع.

▪ شناخت بهتر فرصتهای کار آفرینی و سیاستگذاری برای استفاده از فرصتهای مذکور.

▪ ترغیب دانش آموختگان مستعد موسسات آموزشی به فعالیتهای کار آفرینی.

▪ توسعه کسب و کارهای کوچک در جهت ایجاد اشتغال مولد.

پرورش گروهی از جوانان مستعد کار آفرین.

کارآفرینی از طریق تجربه و انتقال آن، قابل آموزش و قابل یادگیری است. اما ترویج آن آسان نیست. اغلب خصوصیات تعیین کننده کارآفرینی از قبیل استفاه از فرصتهای جدید، جلب اعتماد، ایجاد شبکه‌های کار و انجام کار پروژه ای، خصوصیات نا محسوسی هستند و به راحتی نمی‌توان آنها را درک و تبدیل به توصیه و دستور العمل کرد.

امروزه بسیاری از جوانان که در دانشگاهها و مراکز علمی کشور به تحصیل مشغولند امیدوارند که پس از فراغت از تحصیل هر چه سریعتر وارد « بازار کار » شوند. عبارت « بازار کار » عبارتی است بسیار حساس و برداشت جوانان از این عبارت، یکی از عوامل حیاتی موثر در آیندة کشور به حساب می‌آید متاسفانه امروزه « بازار کار » در اذهان بسیاری از جوانان و دانشجویان کشور یک سری پست‌های از پیش تعیین شده و به عبارتی یک سری « صندلیهای پیش ساخته » تعبیر می‌شود که در جامعه منتظر آنهاست. اما دیدگاه کار آفرینانه نسبت به پدیده اشتغال، تا حد زیادی از مشکلات جوانان در مواجهه با آینده، خواهد کاست. یک چنین دیدگاهی می‌تواند در پوشش تحولات فرهنگی لازم برای توسعه کار آفرینی درکشور، حاصل شود.

اعتقاد بر این است که برای کار آفرینی باید نظام آموزشی ما به سمتی برود که نیروهای با شهامت و شجاعت در تصمیم گیری پرورش دهد. وقتی ما از فارغ التحصیلان رشته‌های صنعتی می‌خواهیم که برای اشتغال در رشته‌های فنی جهت خود و دیگران می‌توانند از تسهیلات قانونی استفاده نمایند معمولاً یک حالت عدم اعتماد به نفس درآنها مشاهده می‌شود. به بیان دیگر شهامت ریسک کردن را برای استفاده از مزایای قانونی و تسهیلات برای خودشان و دیگران ندارند و اغلب هم به دنبال فرصت شغلی مزد بگیری هستند.

اگر می‌خواهیم بحث کار آفرینی را در کشور جدی بگیریم باید نظام آموزشی ما به این سو هدایت شود که افرادی که فارغ التحصیل می‌شوند ویژگیهای کار آفرین را داشته باشند و البته خانواده هم نقش دارد، اما نقش اصلی را شاید نظام آموزشی ما بخصوص در مقاطع کارشناسی و بالاتر دارد. ما باید در بین فارغ التحصیلان دانشگاهها رغبت ایجاد کنیم که به تفکر خلاق بپردازند. تاسیس مراکز آموزش کار آفرینی و کانونهای آموزش روش زندگی در شرایط دشواری اقتصادی مانند آموزش دید مثبت و چاره جویانه، دوری از تفکر منفی، پشتکار و خلاقیت برای رفع موانع موجود و کسب مهارتهای لازم از جمله افکاری است که باید به آن توجه شود.

امیدواریم در آینده آموزشگاههایی در سطح مدیران و دانشجویان راه اندازی شود و دولتها نیز اگر مقداری فضای لازم را ایجاد کنند، تواناییهای بالقوه مردم شناسایی خواهد شد و می‌توان بسترهای اساسی برای آموزش آنها ایجاد کرد تا حرکت به سمت کار آفرینی سرعت بیشتری به خود بگیرد.

نقش دولت در بستر سازی برای کار آفرینی نیز مسئله بسیار مهمی است و مهمترین اقداماتی که دولت می‌تواند در مورد کار آفرینی و اشتغال انجام دهد این موارد است :

تولید اطلاعات در مورد فرصتها – ترویج فرهنگ کارآفرینی – بازسازی فرهنگ کار و توانمند سازی نیروی کار. در حال حاضر به طور متوسط سالانه هزاران فارغ التحصیل دانشگاه در کشور وجود دارد که رشته تحصیلی بیشتر آنها علوم انسانی است. این عده را می‌توان با یک سری آموزشهای تخصصی کوتاه مدت نوعی تخصص بر ایشان ایجاد کرد.

موضوع دیگر حفظ حقوق نو آوران است که یکی از موانع ترقی و پیشرفت در کشور ما است. افراد، ابتکار یکدیگر را تقلید می‌کنند و این مخل نوآوری و کار آفرینی است. دولت باید در جهت حمایت از حقوق مبتکران چاره اندیشی جدی تر ی کن

منبع : پورتال سیمرغ
 همت وكارمضاعف در حوزه كارآفريني




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در جمعه 24 اردیبهشت 1389  ساعت 7:30 PM نظرات 0

همت و كارمضاعف در حوزه كارآفريني 
در كتاب‌هاي كارآفريني، كارآفرين بودن به معناي در هم آميختن ويژگي‌هاي شخصي، ابزار مالي و منابع موجود در محيط كاراست. دانشمندان علوم از انساني معتقدند بسياري از ويژگي‌هاي شخصي را مي‌توان پرورش داد و به كمك آن در كسب‌وكار به موفقيت دست يافت. كارآفرين بودن يعني،‌ توانا بودن در كشف و ارزيابي فرصت‌ها، جمع‌آوري منابع لازم و عمل كردن به گونه‌اي كه از فرصت بهره‌برداري شود. كارآفرين هدايت‌كننده است و بايد در اجراي اكثر فعاليت‌هاي خود از صفت رهبري برخوردار باشد. او به طرزي حساب شده ريسك مي‌كند و از دست زدن به كارهاي بزرگ و كم‌خطر لذت مي‌برد ولي هيچ‌گاه بي‌گدار به آب نمي‌زند.

اغلب كتاب‌هاي مربوط به كارآفريني، 10مورد زير را از ويژگي‌هاي دروني يك كارآفرين تلقي مي‌كنند: مركز كنترل دروني، استقلال‌طلبي، نياز به كاميابي، مخاطره‌پذيري، آينده‌نگري، خلاقيت و نوآوري، خوش‌بيني، تحمل ابهام، تحمل شكست و توانايي ساخت تيم‌هاي كاري كه در زير به هريك از آنها پرداخته مي‌شود:

1 - مركز كنترل دروني: نگراني مهمي كه اكثر مردم هنگام تشكيل يك فعاليت كارآفرينانه نوپا با آن مواجه مي‌شوند اين است كه آيا انگيزه و توان لازم را نه تنها براي شكل دادن اوليه سازمان جديد، بلكه براي اداره و رشد آن دارا هستند يا خير؟ افراد با مركز كنترل بيروني معتقدند كه وقايع بيروني كه خارج از كنترل آنها است سرنوشت ‌شان را تعيين مي‌كند. به عبارت ديگر، كارآفرينان موفق به خود ايمان دارند و موفقيت يا شكست را به سرنوشت، اقبال يا نيروهاي مشابه نسبت نمي‌دهند. به عقيده آنها شكست‌ها و پيشرفت‌ها تحت كنترل و نفوذ آنها بوده و خود را در نتايج عملكرد‌هايشان موثر مي‌دانند.

2 - استقلال‌طلبي: رييس خود بودن يكي از قوي‌ترين نيازهاي فرد كارآفرين است. او مي‌خواهد كارها را به شيوه خود و براي خود انجام دهد و كاركردن براي ديگران براي او سخت است. در واقع نياز به استقلال، عاملي است كه سبب مي‌شود تا كارآفرينان به اهداف و روياهاي خود دست يابند. بيزاري آنها از نظام خشك ديوان‌سالاري با تعهد خالصانه در قبال ايجاد تغيير، به شخصيت استقلال‌طلب آنها كه مي‌خواهند همه‌چيز را به شيوه خود انجام دهند، اضافه مي‌شود.

3 - نياز به كاميابي: كارآفرينان با انگيزه و مهارت خود دست به رقابت مي‌زنند و سعي مي‌كنند از عهده كاري كه بر روي آن وقت و انرژي خود را متمركز كرده‌اند به درستي برآيند. تمايل به انجام كار در استانداردهاي مالي جهت پيشي گرفتن از رقبا را دارند و حتي مي‌كوشند كه استانداردها را خود تعيين كنند. زيرا افرادي كه استانداردها را در هر حرفه‌اي تعيين مي‌كنند هميشه بر بازار حاكم و مسلط هستند.

4 - مخاطره‌پذيري: از ويژگي‌هاي بارز كارآفرين خطر كردن و ريسك‌پذيري است. خطري كه ممكن است مالي، رواني و حتي اجتماعي باشد. البته برخلاف مردم عادي، كارآفرين خطر قمارگونه نمي‌كند، بلكه با ارزيابي دقيق و حساب شده از ميزان مخاطره تصميم مي‌گيرد و پس از آن براي دستيابي به نتيجه مطلوب از هيچ كاري فروگذار نمي‌كند. افراد كارآفرين با اختصاص انرژي و زمان زياد هميشه از موضوع بزرگ بعدي حمايت و پشتيباني مي‌كنند، در صورتي كه افراد ديگر از باقي ماندن در شهرت و افتخار خرسند مي‌شوند. «هاينر» در سال 1990 نشان داد كه كارآفرينان موفق كمتر از مديران از مخاطره پرهيز مي‌كنند، فرق آنها با مديران در اين است كه مديران خانه‌اي مي‌سازند و سعي در نگهداري آن خانه دارند و به همين دليل تهديدگرا و محافظه‌كارند و تلاش مي‌كنند وضعيت موجود را حفظ كنند، اما كارآفرينان همواره در پي ساختن خانه‌اي جديد هستند و به همين جهت فرصت‌گرا، انعطاف‌پذير و اهل ريسك هستند.

5 -آينده‌نگري: كارآفرينان مي‌دانند به كجا مي‌خواهند بروند. آنها تصور و ديدگاهي از آينده سازمان خود دارند. البته بسياري اوقات اين تصور از ابتدا وجود ندارد و در طي زمان شكل مي‌گيرد كه شركت چه است و چه مي‌تواند باشد، گرچه كارآفرين ممكن است مجبور به برنامه‌ريزي‌هاي كوتاه‌مدت و مقطعي باشد، ولي داشتن چنين ديدگاهي مي‌تواند اين برنامه‌ هاي كوتاه‌مدت را در يك جهت براي رسيدن به هدف هماهنگ سازد.

6 -خلاقيت و نوآوري: بدون شك نوآوري مهم‌ترين ويژگي كارآفرين است. خلاقيت، توانايي گسترش ايده‌هاي جديد و كشف راه‌هاي جديد با نگاه به مسائل و مشكلات و فرصت‌ها است. خلاقيت اغلب قرار دادن چيزهاي قديمي در كنار يكديگر براي راه‌هاي جديد و حذف زوايد نظر و خلق چيزي ساده‌تر و بهتر است. نوآوري توانايي به كار بردن راه‌حل‌هاي خلاق براي مسائل، مشكلات و فرصت‌ها است. به تعبيري ديگر نوآوري، عملي ساختن محصول يا خدمت از ايده‌اي خلاق است. كارآفريني نتيجه فرآيند سازمان يافته و منظمي است كه خلاقيت و نوآوري را به نيازمندي‌ها و فرصت‌ها در بازار پيوند مي‌دهد يا به عبارت ديگر با به‌كارگيري استراتژي متمركز براي يك ايده جديد، سعي مي‌كند كه يك محصول يا يك سري خدمات را خلق كند كه هدفي جز رضايت مشتريان ندارد و درنهايت به سوددهي مي‌رسد.

7. خوش‌بيني: كارآفرين اغلب با مشكلاتي روبه‌رو مي‌شود و ممكن است كه در ادامه كار خود دچار ترديد و تزلزل شود، ولي در طول اين دوره آنان با اعتمادي كه به خود دارد در حل اين مشكل تلاش مي‌كند. اين حس باعث مي‌شود كه ديگران نسبت به خلاقيت و نوآوري خوش‌بين باشند و حس اطمينان در گروه پديد آيد.

8. تحمل ابهام: قدرت تحمل ابهام يعني پذيرفتن عدم قطعيت به عنوان بخشي از زندگي. كارآفرينان بدون اينكه احساس تهديد يا ناراحتي كنند، قادرند به طور اثربخش با شرايط و اطلاعات مبهم، ناقص و غيرقطعي، سازمان نيافته و غيرشفاف روبه‌رو شوند و ضمن رفع ابهامات، آنها را به نفع خود تغيير دهند.

9. تحمل شكست: براي كارآفرين، شكست يك تجربه جديد است. اشتباه و تكرار آزمايش، انسان را به موفقيت‌هاي بزرگ نزديك‌تر مي‌كند. فرد كارآفرين، با واقع‌بيني شكست را تحمل مي‌كند، نااميد، دلسرد و افسرده نمي‌شود. اغلب كارآفرينان معتقدند كه از شكست‌هاي خود بيشتر از موفقيت‌هاي خود درس آموخته‌‌اند.

10. توانايي ساخت تيم‌هاي كاري: ميل به استقلال، رغبت كارآفرين را نسبت به ايجاد ساختار كارگروهي مسدود نمي‌كند. بسياري از كارآفرينان توانايي بالايي دارند. آنها مي‌توانند انگيزه تيم را به شدت قوي كرده تا به خوبي رشد كند و افراد تيم بتوانند افكار خود را توسعه دهند. روح يگانگي، ارزش‌ها، باورهاي مشترك و اميدي كه كارآفرين در تيم ايجاد مي‌كند، باعث مي‌شود، تيم توانايي آن را پيدا كند كه بتواند به تنهايي وارد چالش‌هاي كاري شود.

راهكارهاي موفقيت در كارآفريني

مي‌بينيم كه كارآفرين بودن و افرادي كه در طول تاريخ كارهاي بزرگي آفريده‌‌اند، شخصيت‌هايي شبيه ما داشته‌اند با اين تفاوت كه آنها اين جسارت را داشته‌اند كه تغييرات جدي در وضعيت موجود ايجاد كنند. در زير راهكارهاي موفقيت در كارآفريني مطرح شده است:

اهداف خود را تعيين كنيد

عادت كنيد كه هدف مشخص داشته باشيد. وقتي بدانيد چه مي‌خواهيد، زودتر به آن چيز مي‌رسيد و به ياد داشته باشيد كه زندگيتان را خود بسازيد. در تعيين اهداف نكات زير را رعايت كنيد: واقع‌بين باشيد، نقاط ضعف و قوت خود را بدانيد و از حمايت‌ها و موانع موجود در محيط آگاه باشيد. متكي به خود باشيد. هدف خود را چيزي قرار ندهيد كه براي دستيابي به آن به افراد بسيار و شرايط خاص وابسته باشيد. اهدافي را كه به نظرتان مهم است و مي‌توانيد به بهترين شكل اجرا كنيد، انتخاب كنيد. بر اهداف مثبت تمركز داشته باشيد و سعي كنيد به فكر اهدافي باشيد كه به جاي توقف و خودداري از انجام كارها، شما را به جايي رسانده و موجب دستيابي به چيزي شوند.

پس از تعيين اهداف اين نكات را به ياد داشته باشيد:

1- عملكرد خود را همواره بازبيني كنيد و اين كه آيا طبق برنامه‌ زماني به سمت هدف پيش مي‌رويد. 2- از اشتباه‌هاي خود درس بگيريد و سعي كنيد در عرصه‌هاي شكست خورده، وضعيت خود را بهبود بخشيد و چنانچه در اين وضعيت نتايج مطلوبي به دست نياوريد، به آغاز برگرديد و اهداف خود را مورد مطالعه قرار دهيد و سعي كنيد، در عقايد خود واقع‌بين‌تر باشيد. 3- اگر بهره‌وري نداريد، تغييرات را قبول كنيد. از تغييرات نترسيد و از آن براي رسيدن به اهداف مشخص‌تر استفاده كنيد. 4- اگر محيط اطراف را عامل موفق نبودن خود مي‌دانيد، آن را تغيير دهيد و اگر قابل تعويض نيست، سعي كنيد محيطي را انتخاب كنيد كه مطلوب‌تر باشد.

به خود ايمان داشته باشيد

باور كنيد كه مي‌توانيد به اهداف خود برسيد. براي توانايي در انجام كارها بايد اعتقاد داشته باشيد كه هيچ كس جز شما قادر به انجام آن كار نيست. برخي روش‌ها كه اعتماد به نفس شما را افزايش مي‌دهند، عبارتند از الف- خود را دقيق‌تر بشناسيد و نقاط قوت و ضعف خود را ارزيابي كنيد.

ب: به طور واقع‌بينانه ويژگي‌هاي خود را بنگريد. توانايي‌هاي خود را دست كم نگيريد و نظرتان را با ديگران مقايسه كنيد.

پ:از دوستان و آشنايان نظرخواهي كنيد و جويا شويد، چرا برخي از افراد تمايل به دوستي و كار با شما ندارند. نقاط قوت خود را مشخص كرده و با انتخاب فعاليت‌ها و اهدافي كه به سود شما باشند نقاط ضعف خود را پنهان كنيد. شما مي‌توانيد پروژه‌هايي را انتخاب كنيد كه براي خلاقيت به شما آزادي عمل مي‌دهند. از ظرفيت خود تا جاي امكان استفاده كنيد.

از نظر جسماني مراقب خود باشيد تا در انظار خوب ديده شويد. اگر ظاهر خوبي داشته باشيد درباره خودتان احساس خوبي خواهيد داشت. يكي از لازمه‌هاي اعتماد به نفس در رسيدن به اهداف، همين است.

از وقت خود خوب استفاده كنيد

عادت كنيد از وقت خود به طور موثر استفاده كنيد. نكات زير براي استفاده بهينه از زمان، بايد مورد توجه قرار گيرد:

1 - كار و زمان را تجزيه و تحليل كنيد. به مدت يك هفته چگونگي استفاده از وقت خود را ثبت كنيد. با پركردن يك جدول ساده مي‌توانيد زماني را كه صرف فعاليت‌هاي خود نظير مطالعه، استحمام، گفت‌وگوي تلفني يا تماشاي تلويزيون كنيد.

2 - اولويت‌ها را بشناسيد و بدانيد چه كاري مي‌خواهيد انجام دهيد از اين رو، وقتتان صرف فعاليت‌هاي غيرضروري نخواهد شد.

3 - كار خود را طبق يك برنامه تنظيم شده روزانه انجام دهيد و برنامه‌هاي هر روز را مشخص كنيد. بهترين زمان براي انجام اين كار، قبل از خواب است.

4 - درباره كارهايتان از قبل فكر كنيد تا سر موقع از خواب بيدار شده و كارهاي خود را روي برنامه انجام دهيد.

5 - كارهايي كه بايد انجام شود در سررسيد خود يادداشت كنيد. كارها را يكي يكي انجام داده و روي آن تمركز كنيد. وقت خود را تلف نكنيد و سعي كنيد وقفه‌اي در كارتان ايجاد نشود.

6 - متكي بر خود باشيد. هيچ كس جز شما براي اتفاقاتي كه در زندگي شما مي‌افتد، مسوول نيست.كار را به خاطر لذت بردن از آن انجام ندهيد، بلكه سعي كنيد لذت بردن از كار را در خود تقويت كنيد هر كاري كه مي‌خواهد باشد انجام دهيد.

7 - اول كارهاي مشكل را انجام دهيد. چرا كه توانايي شما در آغاز بيشتر است.

8 - اهل عمل باشيد و تا مي‌توانيد به ميزان زيادي از فشار روحي موجود بكاهيد و تمركز خود را بر كارهايي كه در حال انجام است هدايت كنيد. مشاهده نتايجي كه از تلاش خود به دست آورده‌ايد. نيروي مضاعفي براي اتمام كار به شما مي‌دهد.

9 - ميز تحرير خود را منظم نگه داريد، همه چيز را در پرونده‌هاي مرتب قرار داده و وسايل اضافه را دور بريزيد.

10 - وقت خود را بيش از اندازه در جلسات و ملاقات‌ها و با دوستان هدر ندهيد. از شايعه پراكني و گفت‌وگوهاي بيهوده خودداري كنيد.

11 - يك پايان دهنده باشيد. شروع كردن كارها خيلي ساده است اما پايان دادن آنها نيازمند تلاش زيادي است.

12 - در موقع كار آرامش داشته باشيد، با سرعتي مناسب كار كنيد تا مجبور نباشيد با انفجار و پرش‌هاي ناگهاني انرژي كار خود را انجام دهيد.

يك برنده باشيد

افرادي كه شكست مي‌خورند، از انجام بسياري كارها مي‌ترسند، هميشه شكايت مي‌كنند و ناراحت هستند. آنها احساس مي‌كنند قربانيان هميشگي هستند. اما شما بايد متفاوت باشيد. سعي كنيد در طول زندگي يك برنده باشيد. مثبت فكر كنيد و افكار بزرگ در سر داشته باشيد. در مورد اهداف خود اطلاعات كسب كنيد تا بتوانيد به نفع خود از آنها بهره‌برداري كنيد.

يك رهبر باشيد

رهبري را بياموزيد و مسووليت گروه خود را براي انجام اهداف در نظر بگيريد. تصميم‌هاي خود را مصرانه و با اعتماد به نفس بگيريد. صفات و ويژگي‌هاي رهبري مناسب را در خود ايجاد كنيد. كار كردن با افراد را بياموزيد، سعي كنيد شنونده خوبي باشيد و به خوبي ارتباط برقرار كنيد.

خلاق باشيد

اگر از وقت خود عاقلانه استفاده كنيد، زمان بيشتري براي خلاقيت خواهيد داشت. وقتي كارهايتان تمام شد زماني را براي توسعه و اجراي عقايد خود در نظر بگيريد. براي اين كار بايد بر علم خود بيفزاييد، با ديگران تبادل نظر كنيد، در مجامع و جلساتي كه با رشته كاري شما مرتبط است حضور يابيد مهارت‌هاي شنيداري خود را بالا ببريد روياپردازي كنيد و در صدد باشيد ايده‌‌اي نو در زمينه كاري‌تان ايجاد كنيد.

اگر مي‌خواهيد خود كارآفرين باشيد و در واقع دوست داشته باشيد خودتان شغلي را رهبري كنيد و از به اصطلاح «آقا بالاسر» رهايي يابيد، از اين رو بهتر است با آگاهي كامل از شرايط و ضرورت‌هاي كارآفريني، دست به اين اقدام بزنيد.

برگرفته از كتاب «كارآفريني» نوشته دكتر علي شاه‌حسيني
در كتاب‌هاي كارآفريني، كارآفرين بودن به معناي در هم آميختن ويژگي‌هاي شخصي، ابزار مالي و منابع موجود در محيط كاراست. دانشمندان علوم از انساني معتقدند بسياري از ويژگي‌هاي شخصي را مي‌توان پرورش داد و به كمك آن در كسب‌وكار به موفقيت دست يافت. كارآفرين بودن يعني،‌ توانا بودن در كشف و ارزيابي فرصت‌ها، جمع‌آوري منابع لازم و عمل كردن به گونه‌اي كه از فرصت بهره‌برداري شود. كارآفرين هدايت‌كننده است و بايد در اجراي اكثر فعاليت‌هاي خود از صفت رهبري برخوردار باشد. او به طرزي حساب شده ريسك مي‌كند و از دست زدن به كارهاي بزرگ و كم‌خطر لذت مي‌برد ولي هيچ‌گاه بي‌گدار به آب نمي‌زند.

اغلب كتاب‌هاي مربوط به كارآفريني، 10مورد زير را از ويژگي‌هاي دروني يك كارآفرين تلقي مي‌كنند: مركز كنترل دروني، استقلال‌طلبي، نياز به كاميابي، مخاطره‌پذيري، آينده‌نگري، خلاقيت و نوآوري، خوش‌بيني، تحمل ابهام، تحمل شكست و توانايي ساخت تيم‌هاي كاري كه در زير به هريك از آنها پرداخته مي‌شود:

1 - مركز كنترل دروني: نگراني مهمي كه اكثر مردم هنگام تشكيل يك فعاليت كارآفرينانه نوپا با آن مواجه مي‌شوند اين است كه آيا انگيزه و توان لازم را نه تنها براي شكل دادن اوليه سازمان جديد، بلكه براي اداره و رشد آن دارا هستند يا خير؟ افراد با مركز كنترل بيروني معتقدند كه وقايع بيروني كه خارج از كنترل آنها است سرنوشت ‌شان را تعيين مي‌كند. به عبارت ديگر، كارآفرينان موفق به خود ايمان دارند و موفقيت يا شكست را به سرنوشت، اقبال يا نيروهاي مشابه نسبت نمي‌دهند. به عقيده آنها شكست‌ها و پيشرفت‌ها تحت كنترل و نفوذ آنها بوده و خود را در نتايج عملكرد‌هايشان موثر مي‌دانند.

2 - استقلال‌طلبي: رييس خود بودن يكي از قوي‌ترين نيازهاي فرد كارآفرين است. او مي‌خواهد كارها را به شيوه خود و براي خود انجام دهد و كاركردن براي ديگران براي او سخت است. در واقع نياز به استقلال، عاملي است كه سبب مي‌شود تا كارآفرينان به اهداف و روياهاي خود دست يابند. بيزاري آنها از نظام خشك ديوان‌سالاري با تعهد خالصانه در قبال ايجاد تغيير، به شخصيت استقلال‌طلب آنها كه مي‌خواهند همه‌چيز را به شيوه خود انجام دهند، اضافه مي‌شود.

3 - نياز به كاميابي: كارآفرينان با انگيزه و مهارت خود دست به رقابت مي‌زنند و سعي مي‌كنند از عهده كاري كه بر روي آن وقت و انرژي خود را متمركز كرده‌اند به درستي برآيند. تمايل به انجام كار در استانداردهاي مالي جهت پيشي گرفتن از رقبا را دارند و حتي مي‌كوشند كه استانداردها را خود تعيين كنند. زيرا افرادي كه استانداردها را در هر حرفه‌اي تعيين مي‌كنند هميشه بر بازار حاكم و مسلط هستند.

4 - مخاطره‌پذيري: از ويژگي‌هاي بارز كارآفرين خطر كردن و ريسك‌پذيري است. خطري كه ممكن است مالي، رواني و حتي اجتماعي باشد. البته برخلاف مردم عادي، كارآفرين خطر قمارگونه نمي‌كند، بلكه با ارزيابي دقيق و حساب شده از ميزان مخاطره تصميم مي‌گيرد و پس از آن براي دستيابي به نتيجه مطلوب از هيچ كاري فروگذار نمي‌كند. افراد كارآفرين با اختصاص انرژي و زمان زياد هميشه از موضوع بزرگ بعدي حمايت و پشتيباني مي‌كنند، در صورتي كه افراد ديگر از باقي ماندن در شهرت و افتخار خرسند مي‌شوند. «هاينر» در سال 1990 نشان داد كه كارآفرينان موفق كمتر از مديران از مخاطره پرهيز مي‌كنند، فرق آنها با مديران در اين است كه مديران خانه‌اي مي‌سازند و سعي در نگهداري آن خانه دارند و به همين دليل تهديدگرا و محافظه‌كارند و تلاش مي‌كنند وضعيت موجود را حفظ كنند، اما كارآفرينان همواره در پي ساختن خانه‌اي جديد هستند و به همين جهت فرصت‌گرا، انعطاف‌پذير و اهل ريسك هستند.

5 -آينده‌نگري: كارآفرينان مي‌دانند به كجا مي‌خواهند بروند. آنها تصور و ديدگاهي از آينده سازمان خود دارند. البته بسياري اوقات اين تصور از ابتدا وجود ندارد و در طي زمان شكل مي‌گيرد كه شركت چه است و چه مي‌تواند باشد، گرچه كارآفرين ممكن است مجبور به برنامه‌ريزي‌هاي كوتاه‌مدت و مقطعي باشد، ولي داشتن چنين ديدگاهي مي‌تواند اين برنامه‌ هاي كوتاه‌مدت را در يك جهت براي رسيدن به هدف هماهنگ سازد.

6 -خلاقيت و نوآوري: بدون شك نوآوري مهم‌ترين ويژگي كارآفرين است. خلاقيت، توانايي گسترش ايده‌هاي جديد و كشف راه‌هاي جديد با نگاه به مسائل و مشكلات و فرصت‌ها است. خلاقيت اغلب قرار دادن چيزهاي قديمي در كنار يكديگر براي راه‌هاي جديد و حذف زوايد نظر و خلق چيزي ساده‌تر و بهتر است. نوآوري توانايي به كار بردن راه‌حل‌هاي خلاق براي مسائل، مشكلات و فرصت‌ها است. به تعبيري ديگر نوآوري، عملي ساختن محصول يا خدمت از ايده‌اي خلاق است. كارآفريني نتيجه فرآيند سازمان يافته و منظمي است كه خلاقيت و نوآوري را به نيازمندي‌ها و فرصت‌ها در بازار پيوند مي‌دهد يا به عبارت ديگر با به‌كارگيري استراتژي متمركز براي يك ايده جديد، سعي مي‌كند كه يك محصول يا يك سري خدمات را خلق كند كه هدفي جز رضايت مشتريان ندارد و درنهايت به سوددهي مي‌رسد.

7. خوش‌بيني: كارآفرين اغلب با مشكلاتي روبه‌رو مي‌شود و ممكن است كه در ادامه كار خود دچار ترديد و تزلزل شود، ولي در طول اين دوره آنان با اعتمادي كه به خود دارد در حل اين مشكل تلاش مي‌كند. اين حس باعث مي‌شود كه ديگران نسبت به خلاقيت و نوآوري خوش‌بين باشند و حس اطمينان در گروه پديد آيد.

8. تحمل ابهام: قدرت تحمل ابهام يعني پذيرفتن عدم قطعيت به عنوان بخشي از زندگي. كارآفرينان بدون اينكه احساس تهديد يا ناراحتي كنند، قادرند به طور اثربخش با شرايط و اطلاعات مبهم، ناقص و غيرقطعي، سازمان نيافته و غيرشفاف روبه‌رو شوند و ضمن رفع ابهامات، آنها را به نفع خود تغيير دهند.

9. تحمل شكست: براي كارآفرين، شكست يك تجربه جديد است. اشتباه و تكرار آزمايش، انسان را به موفقيت‌هاي بزرگ نزديك‌تر مي‌كند. فرد كارآفرين، با واقع‌بيني شكست را تحمل مي‌كند، نااميد، دلسرد و افسرده نمي‌شود. اغلب كارآفرينان معتقدند كه از شكست‌هاي خود بيشتر از موفقيت‌هاي خود درس آموخته‌‌اند.

10. توانايي ساخت تيم‌هاي كاري: ميل به استقلال، رغبت كارآفرين را نسبت به ايجاد ساختار كارگروهي مسدود نمي‌كند. بسياري از كارآفرينان توانايي بالايي دارند. آنها مي‌توانند انگيزه تيم را به شدت قوي كرده تا به خوبي رشد كند و افراد تيم بتوانند افكار خود را توسعه دهند. روح يگانگي، ارزش‌ها، باورهاي مشترك و اميدي كه كارآفرين در تيم ايجاد مي‌كند، باعث مي‌شود، تيم توانايي آن را پيدا كند كه بتواند به تنهايي وارد چالش‌هاي كاري شود.

راهكارهاي موفقيت در كارآفريني

مي‌بينيم كه كارآفرين بودن و افرادي كه در طول تاريخ كارهاي بزرگي آفريده‌‌اند، شخصيت‌هايي شبيه ما داشته‌اند با اين تفاوت كه آنها اين جسارت را داشته‌اند كه تغييرات جدي در وضعيت موجود ايجاد كنند. در زير راهكارهاي موفقيت در كارآفريني مطرح شده است:

اهداف خود را تعيين كنيد

عادت كنيد كه هدف مشخص داشته باشيد. وقتي بدانيد چه مي‌خواهيد، زودتر به آن چيز مي‌رسيد و به ياد داشته باشيد كه زندگيتان را خود بسازيد. در تعيين اهداف نكات زير را رعايت كنيد: واقع‌بين باشيد، نقاط ضعف و قوت خود را بدانيد و از حمايت‌ها و موانع موجود در محيط آگاه باشيد. متكي به خود باشيد. هدف خود را چيزي قرار ندهيد كه براي دستيابي به آن به افراد بسيار و شرايط خاص وابسته باشيد. اهدافي را كه به نظرتان مهم است و مي‌توانيد به بهترين شكل اجرا كنيد، انتخاب كنيد. بر اهداف مثبت تمركز داشته باشيد و سعي كنيد به فكر اهدافي باشيد كه به جاي توقف و خودداري از انجام كارها، شما را به جايي رسانده و موجب دستيابي به چيزي شوند.

پس از تعيين اهداف اين نكات را به ياد داشته باشيد:

1- عملكرد خود را همواره بازبيني كنيد و اين كه آيا طبق برنامه‌ زماني به سمت هدف پيش مي‌رويد. 2- از اشتباه‌هاي خود درس بگيريد و سعي كنيد در عرصه‌هاي شكست خورده، وضعيت خود را بهبود بخشيد و چنانچه در اين وضعيت نتايج مطلوبي به دست نياوريد، به آغاز برگرديد و اهداف خود را مورد مطالعه قرار دهيد و سعي كنيد، در عقايد خود واقع‌بين‌تر باشيد. 3- اگر بهره‌وري نداريد، تغييرات را قبول كنيد. از تغييرات نترسيد و از آن براي رسيدن به اهداف مشخص‌تر استفاده كنيد. 4- اگر محيط اطراف را عامل موفق نبودن خود مي‌دانيد، آن را تغيير دهيد و اگر قابل تعويض نيست، سعي كنيد محيطي را انتخاب كنيد كه مطلوب‌تر باشد.

به خود ايمان داشته باشيد

باور كنيد كه مي‌توانيد به اهداف خود برسيد. براي توانايي در انجام كارها بايد اعتقاد داشته باشيد كه هيچ كس جز شما قادر به انجام آن كار نيست. برخي روش‌ها كه اعتماد به نفس شما را افزايش مي‌دهند، عبارتند از الف- خود را دقيق‌تر بشناسيد و نقاط قوت و ضعف خود را ارزيابي كنيد.

ب: به طور واقع‌بينانه ويژگي‌هاي خود را بنگريد. توانايي‌هاي خود را دست كم نگيريد و نظرتان را با ديگران مقايسه كنيد.

پ:از دوستان و آشنايان نظرخواهي كنيد و جويا شويد، چرا برخي از افراد تمايل به دوستي و كار با شما ندارند. نقاط قوت خود را مشخص كرده و با انتخاب فعاليت‌ها و اهدافي كه به سود شما باشند نقاط ضعف خود را پنهان كنيد. شما مي‌توانيد پروژه‌هايي را انتخاب كنيد كه براي خلاقيت به شما آزادي عمل مي‌دهند. از ظرفيت خود تا جاي امكان استفاده كنيد.

از نظر جسماني مراقب خود باشيد تا در انظار خوب ديده شويد. اگر ظاهر خوبي داشته باشيد درباره خودتان احساس خوبي خواهيد داشت. يكي از لازمه‌هاي اعتماد به نفس در رسيدن به اهداف، همين است.

از وقت خود خوب استفاده كنيد

عادت كنيد از وقت خود به طور موثر استفاده كنيد. نكات زير براي استفاده بهينه از زمان، بايد مورد توجه قرار گيرد:

1 - كار و زمان را تجزيه و تحليل كنيد. به مدت يك هفته چگونگي استفاده از وقت خود را ثبت كنيد. با پركردن يك جدول ساده مي‌توانيد زماني را كه صرف فعاليت‌هاي خود نظير مطالعه، استحمام، گفت‌وگوي تلفني يا تماشاي تلويزيون كنيد.

2 - اولويت‌ها را بشناسيد و بدانيد چه كاري مي‌خواهيد انجام دهيد از اين رو، وقتتان صرف فعاليت‌هاي غيرضروري نخواهد شد.

3 - كار خود را طبق يك برنامه تنظيم شده روزانه انجام دهيد و برنامه‌هاي هر روز را مشخص كنيد. بهترين زمان براي انجام اين كار، قبل از خواب است.

4 - درباره كارهايتان از قبل فكر كنيد تا سر موقع از خواب بيدار شده و كارهاي خود را روي برنامه انجام دهيد.

5 - كارهايي كه بايد انجام شود در سررسيد خود يادداشت كنيد. كارها را يكي يكي انجام داده و روي آن تمركز كنيد. وقت خود را تلف نكنيد و سعي كنيد وقفه‌اي در كارتان ايجاد نشود.

6 - متكي بر خود باشيد. هيچ كس جز شما براي اتفاقاتي كه در زندگي شما مي‌افتد، مسوول نيست.كار را به خاطر لذت بردن از آن انجام ندهيد، بلكه سعي كنيد لذت بردن از كار را در خود تقويت كنيد هر كاري كه مي‌خواهد باشد انجام دهيد.

7 - اول كارهاي مشكل را انجام دهيد. چرا كه توانايي شما در آغاز بيشتر است.

8 - اهل عمل باشيد و تا مي‌توانيد به ميزان زيادي از فشار روحي موجود بكاهيد و تمركز خود را بر كارهايي كه در حال انجام است هدايت كنيد. مشاهده نتايجي كه از تلاش خود به دست آورده‌ايد. نيروي مضاعفي براي اتمام كار به شما مي‌دهد.

9 - ميز تحرير خود را منظم نگه داريد، همه چيز را در پرونده‌هاي مرتب قرار داده و وسايل اضافه را دور بريزيد.

10 - وقت خود را بيش از اندازه در جلسات و ملاقات‌ها و با دوستان هدر ندهيد. از شايعه پراكني و گفت‌وگوهاي بيهوده خودداري كنيد.

11 - يك پايان دهنده باشيد. شروع كردن كارها خيلي ساده است اما پايان دادن آنها نيازمند تلاش زيادي است.

12 - در موقع كار آرامش داشته باشيد، با سرعتي مناسب كار كنيد تا مجبور نباشيد با انفجار و پرش‌هاي ناگهاني انرژي كار خود را انجام دهيد.

يك برنده باشيد

افرادي كه شكست مي‌خورند، از انجام بسياري كارها مي‌ترسند، هميشه شكايت مي‌كنند و ناراحت هستند. آنها احساس مي‌كنند قربانيان هميشگي هستند. اما شما بايد متفاوت باشيد. سعي كنيد در طول زندگي يك برنده باشيد. مثبت فكر كنيد و افكار بزرگ در سر داشته باشيد. در مورد اهداف خود اطلاعات كسب كنيد تا بتوانيد به نفع خود از آنها بهره‌برداري كنيد.

يك رهبر باشيد

رهبري را بياموزيد و مسووليت گروه خود را براي انجام اهداف در نظر بگيريد. تصميم‌هاي خود را مصرانه و با اعتماد به نفس بگيريد. صفات و ويژگي‌هاي رهبري مناسب را در خود ايجاد كنيد. كار كردن با افراد را بياموزيد، سعي كنيد شنونده خوبي باشيد و به خوبي ارتباط برقرار كنيد.

خلاق باشيد

اگر از وقت خود عاقلانه استفاده كنيد، زمان بيشتري براي خلاقيت خواهيد داشت. وقتي كارهايتان تمام شد زماني را براي توسعه و اجراي عقايد خود در نظر بگيريد. براي اين كار بايد بر علم خود بيفزاييد، با ديگران تبادل نظر كنيد، در مجامع و جلساتي كه با رشته كاري شما مرتبط است حضور يابيد مهارت‌هاي شنيداري خود را بالا ببريد روياپردازي كنيد و در صدد باشيد ايده‌‌اي نو در زمينه كاري‌تان ايجاد كنيد.

اگر مي‌خواهيد خود كارآفرين باشيد و در واقع دوست داشته باشيد خودتان شغلي را رهبري كنيد و از به اصطلاح «آقا بالاسر» رهايي يابيد، از اين رو بهتر است با آگاهي كامل از شرايط و ضرورت‌هاي كارآفريني، دست به اين اقدام بزنيد.

برگرفته از كتاب «كارآفريني» نوشته دكتر علي شاه‌حسيني
همت وكارمضاعف و كارآفريني




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در جمعه 24 اردیبهشت 1389  ساعت 7:23 PM نظرات 0
 
همت وكارمضاعف در حوزه كارآفريني
پیش از آن که با ایجاد یک شغل جدید خودرا به مخاطره بیاندازید ، وقت خود را برای لذت بردن از آنچه تاکنون انجام داده اید ، صرف کنید وبدانید آنچه که انجام می دهید به طور کامل به موفقیت منتج نمی شود وچیزی که در این بین مهم است تجربیاتی است که بدست خواهید آورد .نگاه بهتری به افراد جوانی که روزانه با آنها ارتباط دارید ، بیاندازید ؛ وتلاش هایی که برای متمایز ساختن خود از آن ها انجام می دهید ونتایجی را که از این تلاشها بدست می آورید ، در نظر بگیرید وبدانید که تنها با سعی وتلاش است که شما از افراد همسان موفق تر شده اید.شما به عنوان یک کارآفرین جوان ، با موانع شخصی وشغلی زیادی روبرو خواهید شد که برای رسیدن به موفقیت باید آنها رامتحمل شوید . بعضی از این فاکتورها ، موانع واقعی هستند ، مثل اینکه چگونه واز چه طریقی برای شغل خود پشتوانه مالی تهیه کنید واینکه چگونه خانواده ، مدرسه وشغل خودرا به طور همزمان مدیریت کنید . بقیه فاکتورهایی که در موردشان بحث می کنیم ، چیزی جز موانعی که خودمان برای خود ایجاد می کنیم ، نیستند . مثلا ً نگرانی درمورد سن وسطح تجربیات مان در برخورد با مشتری . این ها چیزی جز یک سری بازی های فکری که سبب عقب افتادن موفقیت می شوند ، نمی باشند . به عنوان یک کارآفرین جوان شما باید بر این موانع غلبه کنید ، تا به موفقیت دست یابید .در اولین تلاش برای ایجاد یک شغل موفق ، بدون شک شما به دفعات با مشکل روبرو خواهید شد . برای جلوگیری از ایجاد حس شکست در این شرایط غیر قابل اجتناب ، نگاهی به اطراف خود بیاندازید .افراد زیادی را خواهید یافت که مشغول کارهایی هستند که از آن ها لذت نمی برند . انجام این گونه شغل هاهیچ هدفی بجز تأمین هزینه های جاری زندگی را برای آنها تأمین نخواهد کرد.

همچنین افراد مسن تری را خواهید یافت که به شغل های بی جنب وجوش مشغول هستند .آنها هیچ کنترلی برموفقیت آینده ی خود ندارند . صبح از خواب بلند می شوند ، سرکار خود می روند ، برمی گردند ، می خوابند ودوباره صبح روز بعد به همین ترتیب شروع می کنند . در حالیکه شما همواره ودر طول زندگی خود درگیر کسب تجربیات شغلی پویا هستید . سن شما نباید آسیبی به مسیر موفقیت شما برساند . بلکه باید به عنوان یک مزیت شمارا به سوی اهدافتان سوق دهد.برای یک کارآفرین جوان کاملا ً طبیعی است که در ارتباط با افراد مسن تر ، احساس ناامنی نماید. ولی باید بدانید که نه تنها این طرزتفکر شمارا به جایی نخواهد رساند ، بلکه مشتریان را نیز به سوی رقبایتان سوق خواهد داد .در ابتدا درخواست عقد قرارداد با افراد مسن تر برایم مشکل بود .من شغلی در ارتباط با راه حل هایی در وب ایجاد کردم وفکر می کردم "چرا مردم حاضر می شوند برای خلاقیت من پول پرداخت کنند" بااین که می دانستم طرح های من بالاتر وبهتر از طرح رقبایم بود. هرچند دفاع از کارخوددربرابر مشتریان ومنتقدین یک عکس العمل کاملا ً طبیعی است ولی باید توجه داشته باشید که در دفاع از موقعیت خود؛ منجر به دعوا با مشتری نشوید . پرورش دادن حس ناامنی در خود ، موجب خواهد شد که این نگرانی در فکر افرادی که با آنها سروکار دارید نیز رشد کند . آن ها همواره نگران این موضوع خواهند بود که آیا خدمات شما برای آنها سودمند خواهد بود یا نه .اگراین شیوه ی تفکر در شما ادامه یابد ، باعث خواهد شد که به جای اینکه توجه تان را روی بهبود کارهایتان متمرکز کنید ، خودرا به خاطرهرگونه خطایی سرزنش نمایید که این یک اشکال کشنده محسوب می شود . جوانان باید سرمایه های شغلی تلقی شوند ونه محکومان به اشتغال .جوانی شما باعث می شودکه بتوانید کارهای متفاوت وریسک های زیادی انجام دهید که افراد مسن تر در مقام مساوی با شما نمی توانند انجام دهند . شما برخلاف رقیب خود ، جوان ومجرد هستید ، شانس های زیادی دارید ولزومی ندارد که نگران سیر کردن شکم فرزندان خود باشید .

جوانی شما ، ضامن انرژی وقوای فکری شماست . به عنوان یک شخص جوان کارها را از ابتدا شروع کنید ونگذارید تا پایه های شغلی که ایجاد می کنید ، سست بنا شود . واگر در این جریان نیاز به حقوق پیوسته دارید ، در کنا توسعه دادن شغل جدید ، شغل قبلی تان را که تنها منبع تأمین سرمایه ی اولیه تان بوده ، رها نکنید . تا اگر شغل جدیدتان عملکرد مناسبی نداشت ، دوباره فعالیتهای خود را در زمینه ی شغلی قبلی تان افزایش دهید ودر آینده دوباره با دقت وآگاهی بیشتری به توسعه وتکامل طرح شغلی تان بپردازید .

راه عاقلانه این است که قبل از شروع شغل جدید وبه مخاطره انداختن خود ، موفقیت شغل خود را ارزیابی کنید .یافتن پشتوانه مالی اولیه برای شغل جدید دشوار است . لذا شاید کارنیمه وقت ، تنها راهی است که شمارا در رسیدن به اهدافتان موفق می سازد. من موقع شروع کارم خیلی خوشبخت بودم ، چون از قبل برنامه ریزی داشتم واز کودکی پول هایم را پس انداز کرده بودم . اگر شما تا به حال این کار را انجام نداده اید ، همین حالابه بانک بروید وحساب پس انداز برای خود باز کنید .نه حساب جاری بلکه حساب پس انداز باز کنید ومادامی که برای توسعه شغل تان به آن نیاز نداشته باشید ، از آن برداشت نکنید .سعی کنید پول تان را مادامی که طرح شغلی تان هنوز جوان است افزایش دهید. با رشد توسعه ی شغل تان ، این پول را بکار گیرید وآن را دوباره جایگزین نمائید . درکنار پرداخت هزینه های زندگی تان بیشترین مقدار ممکن را پس انداز کنید تا موقع توسعه شغل تان این پول را پشتوانه خود سازید ، سپس شما باید توجه کامل خود را روی توسعه شغل تان متمرکز سازید .مدرسه وکارهای مربوط به آن موانعی هستند که مختص کارآفرینان جوان می باشند .اولویت دهی به کارهایتان بسیار مؤثر خواهد بود .

مهم نیست که چقدر موفقیت از شغلتان عاید شما شود ویا اینکه چه زمانی را به آن اختصاص دهید .کارهای مربوط به درس ومدرسه باید در اولین اولویت شما قرار گیرند .خیلی راحت است که برای رسیدن به میلیون دلار پول ، تکالیف مدرسه را انجام ندهید ویا اینکه در مدرسه توجهتان به درس را کمتر کنید ولی باید بدانید که درس چیزی است که در آینده با گسترش وادامه ی شغل تان در زندگی به شما کمک خواهد کرد . وقت خاصی را برای انجام تمرینات مدرسه اختصاص دهید ووضعیت مطلوب نمراتتان را حفظ کنید . هیچ کس حاضر به ارتباط با شخصی که نتوانسته درس خودرا تمام کند ودر مدرسه شکست خورده است ، نمی باشد .

زمانی که شروع به بالفعل درآوردن طرح شغلی تان کردید ، بدانید که هم اکنون شما به موفقیت رسیده اید واین روحیه کارآفرین وآرزوهایتان شمارا در زندگی یاری خواهد داد . حتی اگر نتوانستید به خوبی آن را پیاده کنید بدانید که به تجربیات شغلی فراوانی دست یافته اید که دیگر همسن وسال هایتان از آن بی بهره اند .

شما جوانی خود را برای کسب برتری صرف می کنید ، پس باید همیشه آماده باشید وهمواره مثبت فکر کنید که موفق خواهید شد . هرگز از بالا بردن مقام شغلی وترقی دادن شغل خود بازنایستید وهرگز از موفقیت نترسید. 
 همت وكارمضاعف در حوزه كارآفريني




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در جمعه 24 اردیبهشت 1389  ساعت 5:49 PM نظرات 0

همت و كارمضاعف در حوزه بزرگان

فكر و اندیشه، و یا تامّل و تدبّر، آن گاه ارزش حقیقی و عینی خویش را نشان می‏دهد كه منجر به عمل و تلاش و سعی و كوشش شود، وگرنه تفكری كه منهای عمل باشد، ارزش واقعی نخواهد داشت. در واقع فكری مطلوب و كارساز است كه به عمل و تلاش بینجامد.

 

یكی از انتظارات امام حسن علیه‏السلام این است كه بندگان الهی در كنار علم و اندیشه، اهل تلاش و عمل باشند.

 

آن حضرت فرمود:

 

«اِتَّقُوا اللّهَ عِبادَ اللّهِ وَ جِدُّوا فی الطَّلَبِ وَ تِجاهِ الْهَرَبِ وَ بادِرُوا الْعَمَلَ قَبْلَ مُقَطِّعاتِ النَّقِماتِ وَ هادِمِ الَّذّاتِ، فَاِنَّ الدُّنْیا لا یدُومُ نَعیمُها وَلا تُؤمَنُ فجیعُها وَلا تَتَوَقّی مَساویها، غُرُورٌ حائِلٌ وَ سِنادٌ مائِلٌ

 

ای بندگان خدا! پرواپیشه باشید و برای رسیدن به خواسته‏ها تلاش كنید و از كارهای ناروا بگریزید و قبل از آنكه ناگواریها به شما روی آورند و نابود كننده لذات [یعنی مرگ] فرا رسد، به كار[های نیك[ مبادرت ورزید، پس براستی نعمتهای دنیا دوام ندارند و [كسی از] خطرات و بدیهای آن در امان نیست.[دنیا[ فریبكار زودگذر و تكیه گاهی سست و بی‏اساس است

 

بحار الانوار، ج 1، ص 218.

نكته دیگری را كه حضرت مجتبی علیه‏السلام علاوه بر اصل تلاش و عمل گوشزد می‏كند و انتظار دارد كه به آن توجّه شود، این است كه انسان هم باید برای دنیا كار و تلاش كند و هم برای آخرت.

 

كلام نغز و دلنشین امام حسن علیه‏السلام در این باره چنین است:

 

«وَ اعْمَلْ لِدُنْیاكَ كَاَنَّكَ تَعیشُ اَبَدا وَ اعْمَلْ لآخِرَتِكَ كَاَنَّكَ تَمُوتُ غَدا

 

برای دنیایت چنان كار كن كه گویا برای همیشه [در این دنیا] خواهی بود. و برای آخرتت [نیز چنان] سعی و تلاش كن كه گویا فردا از دنیا خواهی رفت

بحار الانوار، ج 75، ص 109؛ تحف العقول ، ص408، شماره 20.

طالب علمی به عالمی گفت: نیمه شبها و قبل از سحرها بیدار می‏شوم، درس بخوانم بهتر است و یا نماز شب؟ عالم در جواب او گفت: كاری كن كه هم درس بخوانی و هم نماز شب. نه درس فدای نماز شب و عبادت شود، و نه عبادت فدای درس و منبر، نه كار بخاطر عبادات مستحبی و... كنار گذاشته شود، و نه عبادات واجب و مقداری مستحبّ بخاطر كار یا اضافه‏كاری به تأخیر افتاده و یا از دست برود.

همت و كارمضاعف در حوزه بزرگان





لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در جمعه 24 اردیبهشت 1389  ساعت 5:47 PM نظرات 0

همت وكارمضاعف در حوزه بزرگان


نگاهي به زندگي اجتماعي امام محمد باقر عليه السلام

زندگي امام محمد باقر (ع)، آينه تمام نماي زندگي شرافتمندانه انسان هاي موحد و متعالي است. يکي از بارزترين ويژگي هاي امام جامعيت اوست.

توجه به علم، او را از اخلاق و فضايل روحي غافل نمي سازد و روي آوري به معنويات و عبادت و بندگي، وي را از پرداختن به زندگي مادي و روابط اجتماعي و اصلاح جامعه باز نمي دارد. در حالي که انسان هاي معمولي، در بيشتر زمينه ها گرفتار افراط و تفريط مي شوند، اگر به زهد و عبادت بپردازند، به عزلت و گوشه نشيني کشيده مي شوند و اگر به کار و تلاش رو آورند، از انجام بايسته وظايف عبادي و معنوي، دور مي مانند!

انسان هاي کم ظرفيت و کوته انديش، گمان مي کنند که لازمه زهد و تقوا، اين است که خرقه اي پشمينه بر دوش افکنده و زاويه خلوتي را انتخاب کنند و روي از خلق بگردانند تا به خدا نزديک شوند!

اينان گمان مي کنند که تلاش براي تامين معاش و کسب روزي، مخالف زهد و توکل است، و وظيفه انسان فقط ذکر گفتن و پرداختن به نماز و روزه مي باشد و روزي از هر جا که باشد مي رسد ! ولي برنامه امامان (عليهم السلام)، و از جمله امام باقر (عليه السلام) غير از اين بوده است.آنان، در اوج زهد و تقوا و در نهايت عبادت و بندگي خدا، اهل کار و تلاش بوده اند، و از اين که ديگران روزي آنها را تامين کنند و خرج زندگي ايشان را بپردازند، بشدت بيزار بوده اند.

محمد بن منکدر يکي از زهاد معروف عصر امام باقر (عليه السلام) است که همانند طاووس يماني و ابراهيم بن ادهم و عده اي ديگر، داراي گرايش هاي صوفيانه بوده است.او خود نقل مي کند:

در يکي از روزهاي گرم تابستان، از مدينه به سمت يکي از نواحي آن، خارج شدم، ناگاه در آن هواي گرم، محمد بن علي (عليه السلام) را ملاقات کردم که با بدني فربه و با کمک دو نفر از خدمتکارانش مشغول کار و رسيدگي به امور زندگي است. با خود گفتم: بزرگي از بزرگان قريش، در چنين ساعت گرم و طاقت فرسا و با چنين وضعيت جسمي، به فکر دنيا است! به خدا سوگند، بايد پيش رفته و او را موعظه کنم.

به آن حضرت نزديک شدم و سلام کردم.

او نفس زنان و عرق ريزان، سلامم را پاسخ گفت.

فرصت را غنيمت شمرده، به او گفتم:

خداوند، کارهايت را سامان دهد! چرا بزرگي چون شما در چنين شرايطي به فکر دنيا و طلب مال باشد! براستي اگر مرگ در چنين حالتي به سراغ شما بيايد، چه خواهيد کرد!

امام باقر (عليه السلام)، دست از دست خدمتکاران برگرفت و ايستاد و فرمود: به خدا سوگند، اگر در چنين حالتي مرگ به سراغم آيد، بحق در حالت اطاعت از خداوند، به سراغم آمده است.اين تلاش من خود اطاعت از خداست، زيرا با همين کارهاست که خود را از تو و ديگر مردم بي نياز مي سازم (تا دست حاجت و تمنا به کسي دراز نکنم).

من زماني از خدا بيمناک هستم که هنگام معصيت و نافرماني خدا، مرگم فرا رسد!

محمد بن منکدر مي گويد: پس از شنيدن اين سخنان، به آن حضرت عرض کردم: خداي رحمتت کند، من مي خواستم شما را موعظه کنم، اما شما مرا راهنمايي کرديد.

حضور سازنده و موثر در جامعه

امام باقر (عليه السلام) با اين که توجه به استغناي نفس و لزوم تلاش براي کسب معاش داشت و عملا در اين راستا گام مي نهاد، اما هرگز زندگي خود را وقف تامين معاش نکرده بود، بلکه همت اصلي آن حضرت، حضور سازنده و موثر در جامعه بود.

اين درست است که نبايد براي تامين زندگي، سربار ديگران بود، ولي اين نکته را نيز بايد در نظر داشت که هدف اصلي و عالي زندگي، دستيابي به رفاه، و ثروت نيست و نبايد در طريق تلاش هاي دنيوي، از ارزش هاي اصيل زندگي غافل بود.

امام باقر (عليه السلام) در روزگار خود، بزرگترين تاثير علمي و عملي را براي جامعه خويش داشت.

حضور در مجامع علمي و تاسيس جلسات فرهنگي، يکي از بهترين و ارزنده ترين نوع حضور در جامعه و خدمت به اجتماع مسلمانان بوده و هست، زيرا هر گونه تکامل اجتماعي در ابعاد اخلاقي و معنوي و اقتصادي و...منوط به تکامل فکري و فرهنگي است.

براي تبيين نقش حياتي امام باقر (عليه السلام) در جامعه اسلامي، ياد همين نکته کافي است که: جمع عالمان بر اين عقيده اتفاق دارند که فقيه ترين مردم در آغاز سلسله فقيهان شش نفرند و آن شش نفر از اصحاب و شاگردان امام باقر (عليه السلام) و امام صادق (عليه السلام) بشمار مي آيند. و سخن حسن بن علي الوشا» که از معاصران امام رضا (عليه السلام) مي باشد، خود گواهي روشن بر مدعاي ماست که مي گويد: نهصد شيخ و بزرگ راوي حديث را در مسجد کوفه مشغول تدريس يافتم که همگي از امام صادق (عليه السلام) و امام باقر (عليه السلام) نقل حديث مي کردند.

محققان بر اين عقيده اند که امام باقر (عليه السلام) و امام صادق (عليه السلام) در حقيقت بنيانگذار دانشگاه اهل البيت هستند که حدود شش هزار رساله علمي از فارغ التحصيلان آن به ثبت رسيده است.

اصول اربع مائه همان رساله هاي چهار صد گانه اي است که در ميان محدثان شيعه، به عنوان کتب اصول شناخته مي شود و از جمله آن شش هزار رساله به شمار مي آيد، و چه بسا بيشتر محتويات کتب چهارگانه شيعه (کافي، من لا يحضره الفقيه، تهذيب و استبصار) از همين رساله هاي اربع مائه گرفته شده باشد.

مرجعيت و پاسخگويي به پرسش هاي مردم

ابو بصير مي گويد: امام باقر (عليه السلام) در مسجد الحرام نشسته بود و گروه زيادي از دوستدارانش برگرد او حلقه زده بودند.در اين هنگام طاووس يماني به همراه گروهي به من نزديک شد و پرسيد: آن مردم در اطراف چه کسي حلقه زده اند؟

گفتم: محمد بن علي بن الحسين (باقر العلوم عليه السلام) است که نشسته و مردم دور او گرد آمده اند.

طاووس يماني گفت: من نيز به او کار داشتم.آنگاه پيش رفت، سلام کرد و نشست و گفت: آيا اجازه مي دهيد مطالبي را از شما بپرسم؟

امام باقر (عليه السلام) فرمود: آري بپرس! طاووس يماني سوال هايش را مطرح کرد و امام (عليه السلام) به او پاسخ بايسته را ارائه داد.ابو حمزه ثمالي نيز مي گويد: در مسجد رسول خدا نشسته بودم که مردي پيش آمد، سلام کرد و گفت: تو کيستي؟

به او گفتم: مردي از اهل کوفه ام.چه مي خواهي و در جستجوي چه هستي؟

مرد گفت: آيا ابو جعفر، محمد بن علي (عليه السلام) را مي شناسي؟

گفتم: بلي، با آن گرامي چه کار و حاجتي داري؟

گفت: چهل مساله آماده کرده ام تا از وي سوال کنم و آن چه حق بود بپذيرم.

ابو حمزه مي گويد: از آن مرد پرسيدم، آيا تو فرق بين حق و باطل را مي داني؟

مرد گفت: آري...

در اين هنگام امام باقر (عليه السلام) وارد شد در حالي که گروهي از اهل خراسان و مردم ديگر در اطراف وي بودند و مسايل حج را از آن حضرت مي پرسيدند.

آن مرد نيز نزديک امام نشست و مطالب خود را با آن حضرت در ميان گذاشت و جواب لازم را دريافت داشت.

اين نمونه ها و موارد ديگر، به روشني مي نماياند که امام باقر (عليه السلام) چگونه مورد رجوع مردم بوده و به نيازهاي مختلف آنان رسيدگي مي کرده است.

رسيدگي به محرومان

درباره امام باقر (عليه السلام) گفته اند: هرگز شنيده نشد که نيازمندي نيازش را به آن حضرت اظهار داشته و با پاسخ منفي، مواجه شده باشد.

امام باقر (عليه السلام) همواره توصيه مي کرد که وقتي نيازمندان به شما رو مي آورند و يا شما مي خواهيد آنان را صدا بزنيد، بهترين نامها و عناوين را درباره آنان به کارگيريد و با عناوين و اوصاف زشت و بي ارزش و با بي احترامي با ايشان برخورد نکنيد) .

امام صادق (عليه السلام) مي فرمايد: پدرم با اين که از نظر امکانات مالي، نسبت به ساير خويشاوندان، در سطح پايين تري قرار داشت و مخارج زندگي وي، سنگين تر از بقيه بود، هر جمعه به نيازمندان انفاق مي کرد و مي فرمود: انفاق در روز جمعه، داراي ارجي فزونتر است، چنان که روز جمعه، خود بر ساير روزها برتري دارد.

و نيز اين سخن را هم امام صادق (عليه السلام) فرموده است: در يکي از روزها به حضور پدرم رسيدم در حالي که ميان نيازمندان مدينه، هشت هزار دينار، تقسيم کرده و يازده برده را آزاد ساخته بود.

سخاوت و مروت نسبت به دوستان

عمرو بن دينار و عبد الله بن عبيد مي گويند: ما هرگز به ملاقات امام باقر (عليه السلام) نرفتيم، مگر اين که به وسيله هدايا و پوشاک و امکانات مالي، از ما استقبال و پذيرايي کرده، مي فرمود : اينها را از قبل براي شما تدارک ديده بودم.

ظاهرا منظور امام از بيان جمله اخير اين بوده است که دوستان و ميهمانانش احساس شرم و نگراني نکنند و گمان نبرند که با دريافت آن هدايا و امکانات، بر زندگي شخصي امام باقر (عليه السلام) کم و کاستي را تحميل کرده اند.سلمي يکي از خدمتکاران خانه امام باقر (عليه السلام) است. او مي گويد: برخي از دوستان و آشنايان امام باقر (عليه السلام) به ميهماني آن حضرت مي آمدند و از نزد وي بيرون نمي شدند، مگر اين که بهترين غذاها را تناول کرده و چه بسا گاهي لباس و پول از آن گرامي دريافت مي کردند.

سلمي مي گويد: گاهي من با امام در اين باره سخن مي گفتم که خرج خانواده شما، خود سنگين است و از نظر در آمد وضع متوسطي داريد (بهتر اين است که در پذيرايي از دوستان و مهمانان با احتياط بيشتري رفتار کنيد!) اما امام مي فرمود: اي سلمي! نيکي دنيا، رسيدگي به برادران و دوستان و آشنايان است، و گاهي حضرت پانصد و تا هزار درهم هديه مي داد.

اسود بن کثير مي گويد: تهيدست شدم و دوستانم به من رسيدگي نکردند. نزد امام باقر (عليه السلام) رفتم و از نيازمندي خود و جفاي برادران شکوه کردم، آن حضرت فرمود: بد برادري است آن برادري که به هنگام ثروت و توانمندي، حالت را بپرسد و تو را در نظر داشته باشد، ولي زماني که تهيدست و نيازمند شدي، از تو ببرد و به سراغت نيايد! سپس امام به خدمتکارش دستور داد تا هفتصد درهم نزد من گذارد، و فرمود: اين مقدار را خرج کن و هر گاه تمام شد و نياز داشتي باز مرا از حال خود با خبر ساز.

شکيبايي و بردباري در روابط اجتماعي

شرط اصلي حضور سازنده و مفيد در جامعه، برخورداري فرد از صبر و شکيبايي است.اين ويژگي به عاليترين شکل آن در زندگي امام باقر (عليه السلام) مشهود است.

براي نماياندن اين ويژگي ارزشمند در زندگي آن حضرت نقل اين حديث کافي است که: مردي غير مسلمان (نصراني) در يکي از روزها با امام باقر (عليه السلام) روبه رو شد. آن مرد به دليلي نامشخص نسبت به آن حضرت، کينه داشت، از اين رو دهان به بدگويي گشود و با تغيير اندکي در اسم امام باقر (عليه السلام) گفت: تو بقر (گاو) هستي!

امام بدون اين که خشمناک شود و عکس العمل شديدي نشان دهد، با آرامش خاصي فرمود: من باقرم.

مرد نصراني که از سخن قبل به مقصود نرسيده بود و احساس مي کرد نتوانسته است امام را به خشم وادارد، گفت: تو فرزند زني آشپز هستي!

امام فرمود: اين حرفه او بوده است (و ننگ و عاري براي او نخواهد بود)

مرد نصراني، پا فراتر نهاد و با گستاخي هر چه تمامتر گفت: تو فرزند زني سياه چرده و زنگي و...هستي!

امام (عليه السلام) فرمود: اگر تو راست مي گويي و مادرم آن گونه که تو توصيف مي کني بوده است، پس از خداوند مي خواهم او را بيامرزد، و اگر ادعاهاي تو دروغ و بي اساس است، از خداوند مي خواهم که تو را بيامرزد!

در اين لحظه، مرد نصراني که شاهد حلم و بردباري اعجاب انگيز امام باقر (عليه السلام) بود و مشاهده کرد که اين شخصيت اصيل و پر نفوذ، عليرغم پايگاه عظيم اجتماعي و علمي خود که صدها شاگرد از درس او بهره مي گيرند و در ميان قريش و بني هاشم از ارج و منزلت و حمايت برخوردار است، به جاي عکس العمل منفي و مقابله به مثل در برابر بد زباني هاي او، چون کوه صبر و شکيبايي، آرام و مطمئن ايستاده و با او سخن مي گويد، ناگهان در دادگاه وجدان خويش، خود را محکوم وشکست خورده يافت، و بي تامل از گفته هاي خود معذرت خواهي کرد و اسلام آورد . ارزش و اهميت اين گونه شکيبايي و بردباري، چه بسا براي بسياري از انسانها، نامفهوم باشد، ولي کساني چون خواجه نصير الدين طوسي که از يک سو افضل عالمان عصر خويش در علوم عقلي و نقلي شناخته شده، و از سوي ديگر منصب وزارت را در دستگاه حکومت به وي واگذار کرده اند، در اوج موقعيت علمي و اجتماعي، به امام خويش اقتدا کرده و در مقابل بدگويان به صبري شگفت نايل مي شود.

شخصي به او خطاب مي کند: اي سگ، و اي سگ زاده!

اما او در پاسخ مي گويد، اين سخن تو درست نيست، زيرا سگ بر چهار دست و پا راه مي رود و من چنين نيستم، سگ چنگال دارد، شعور ندارد، نمي انديشد، ولي من چنين نيستم و...

به راستي چنين شکيبايي و تحملي را جز در پيروان مکتب اهل بيت نمي توان پيدا کرد.

صميميت و محبت با دوستان

يکي از دوستان امام باقر (عليه السلام) به نام ابي عبيده مي گويد: در سفر، رفيق و همراه، امام باقر (عليه السلام) بودم.در طول سفر هميشه نخست من سوار بر مرکب مي شدم و سپس آن حضرت بر مرکب خويش سوار مي شد. (و اين نهايت احترام و رعايت حرمت بود).

زماني که بر مرکب مي نشستيم و در کنار يکديگر قرار مي گرفتيم، آن چنان با من گرم مي گرفت و از حالم جويا مي شد که گويي لحظاتي قبل در کنار هم نبوده ايم ودوستي را پس از روزگار دوري جسته است.

به آن حضرت عرض کردم: اي فرزند رسول خدا! شما در معاشرت و لطف و محبت به همراهان و رفيقان به گونه اي رفتار مي کنيد که از ديگران سراغ ندارم، و به راستي اگر ديگران دست کم در اولين برخورد و مواجهه، چنين برخورد خوشي با دوستانشان داشته باشند، ارزنده و قابل تقدير خواهد بود.

امام باقر (عليه السلام) فرمود: آيا نمي داني که مصافحه (نهادن دست محبت در دست دوستان و مومنان) چه ارزشي دارد؟ مومنان هر گاه با يکديگر مصافحه کنند و دست دوستي بفشارند، گناهانشان همانند برگهاي درخت فرو مي ريزد و در منظر لطف خدايند تا از يکديگر جدا شوند.

محبت و عاطفه نسبت به خانواده

محبت و عاطفه نسبت به فرزندان و اعضاي خانواده در اوج رعايت ارزش هاي ديني و الهي، چيزي است که تنها در مکتب اهل بيت به صحيح ترين شکل آن ديده مي شود. کساني که از مکتب اهل بيت (عليه السلام) دور مانده اند، چه آنان که اصولا پايبند به دين نيستند و چه آنان که دين را از طريق غير اهل بيت دريافت کرده اند، در ايجاد تعادل ميان عواطف و ارزشها گرفتار افراط و تفريط شده اند.

گروهي آنچنان دلبسته به فرزند و زندگي هستند که همه قوانين و ارزش هاي ديني و اجتماعي را فداي آن مي کنند، و دسته اي آنچنان گرفتار جمود و جهالت شده اند که گمان کرده اند، توحيد و محبت به خدا مستلزم بي عاطفگي و بي مهري نسبت به غير خداست.اين گروه دوستي و محبت زن و فرزند را عار مي دانند و در مرگ عزيزانشان، حتي از قطره اي اشک دريغ دارند، ولي در مکتب امام باقر (عليه السلام) خبري از اين افراط و تفريط ها نيست.

گروهي نزد امام باقر (عليه السلام) شرفياب شدند و به خانه آن حضرت وارد گشتند.اتفاقا يکي از فرزندان خردسال امام باقر (عليه السلام) مريض بود و آنان آثار غم و اندوه فراواني را در آن حضرت مشاهده کردند. امام باقر از مريضي فرزند به گونه اي نگران و ناراحت بود که آرامش نداشت.آن گروه با مشاهده اين وضع با خود گفتند که اگر اين کودک طوري بشود (بميرد) ممکن است امام باقر (عليه السلام) چنان ناراحت و غمگين شود و از خود عکس العملهايي نشان دهد که ما از ايشان انتظار نداشته باشيم.در همين انديشه بودند که ناگهان صداي شيون شنيده شد و دانستند که کودک جان سپرده و اطرافيان بر او مي گريند، اما همچنان از وضع امام باقر (عليه السلام) بي خبر بودند که ايشان با صورتي گشاده بر آنان وارد شد، بر خلاف آنچه قبلا از آن حضرت مشاهده کرده بودند.

ميهمانان گفتند: وقتي که ما وارد شديم و حال مضطرب شما را ديديم، ما نيز نگران وضع و حال شما شديم!

امام (عليه السلام) فرمود: ما دوست داريم که عزيزانمان سالم و بي رنج و درد باشند، ولي زماني که امر الهي سر رسيد و تقدير خداوندي محقق شد، خواست خداوند را مي پذيريم و در برابر مشيت او تسليم و راضي هستيم.

اين بيان، مي نماياند که برخورداري از روحيه رضا و تسليم به معناي کنار نهادن عواطف و احساسهاي طبيعي نيست، بلکه عواطف در جاي خود بايد ابراز شود و در اوج ابراز عواطف انساني، روحيه رضا و تسليم در برابر حکم الهي را نيز بايد حفظ کرد.

احترام به حقوق اجتماعي مومنان

زراره گويد: امام باقر (عليه السلام) براي تشييع جنازه مردي از قريش، حضور يافت و من هم با ايشان بودم.در ميان جمعيت تشييع کننده عطا» نيز حضور داشت.

در اين ميان، زني از مصيبت ديدگان فرياد و ناله بر آورد.

عطا» به زن مصيبت زده گفت: يا ساکت مي شوي، يا من بازخواهم گشت! و در اين تشييع، شرکت نخواهم جست.

اما، آن زن ساکت نشد و به زاري و فغان ادامه داد و عطا» هم بازگشت و تشييع را ناتمام گذاشت.

من براي امام باقر (عليه السلام) قضيه عطا» را باز گفتم (و در انتظار عکس العمل امام بودم). امام فرمود: به راه ادامه دهيم و جنازه را همچنان تشييع کنيم، زيرا اگر بنا باشد که به خاطر مشاهده يک عمل اشتباه و سر و صداي بيجاي يک زن، حقي را کنار بگذاريم (و به وظيفه اجتماعي خود نسبت به مومني عمل نکنيم) حق مسلماني را ناديده گرفته ايم.

زراره گويد: پس از تشييع، جنازه را بر زمين نهادند و بر آن نماز خوانديم و مراسم تدفين ادامه يافت. در اين ميان، صاحب عزا پيش آمد، از امام باقر (عليه السلام) سپاسگزاري کرد و به ايشان عرض کرد: شما توان راه رفتن زياد را نداريد، به همين اندازه که لطف کرده و در تشييع جنازه شرکت کرده ايد، متشکريم و اکنون بازگرديد!

زراره مي گويد: من به امام گفتم: اکنون که صاحب عزا به شما رخصت بازگشت داده، بهتر است بازگرديد، زيرا من سوالي دارم که مي خواهم از محضرتان استفاده کنم.

امام فرمود: به کار خود ادامه بده، ما با اجازه صاحب عزا نيامده ايم تا با اجازه او بازگرديم. تشييع جنازه يک مومن، فضل و پاداشي دارد که ما به خاطر آن آمده ايم. به هر مقدار که انسان به تشييع ادامه دهد و به مومن حرمت نهد، از خداوند پاداش مي گيرد. در اين حديث، درس هاي چندي نهفته است که از آن جمله به اين موارد مي توان اشاره کرد:

الف: لزوم وا ننهادن وظيفه و ترک نکردن حق به خاطر مشاهده باطل از ديگران.

ب: لزوم اهتمام به حقوق اجتماعي مومنان و ضرورت اجتناب از تنگ نظري.

ج: حرمت مومن، حتي پس از مردن.

د: ضرورت انجام همه وظايف حتي وظايف اجتماعي، براي خدا و نه صرفا رضاي خلق.

اهتمام به حقوق مالي مردم

ابو ثمامه گويد: حضور امام باقر (عليه السلام) رسيدم و عرض کردم: فدايت شوم! من مردي هستم که مي خواهم در مکه اقامت گزينم، ولي يکي از پيروان مذهب مرجئه از من طلبکار است و من به او مديون مي باشم. نظر شما چيست؟ (آيا بهتر است که به وطنم بازگردم و بدهکاريم را به آن مرد بپردازم، يا با توجه به اين که مذهب آن مرد مذهب باطلي است، مي توانم پرداخت بدهي خود را به تاخير انداخته، همچنان در مکه بمانم؟)

امام فرمود: به سوي طلبکار باز گرد و قرضت را ادا کن و مصمم باش به گونه اي زندگي کني که هنگام مرگ و ملاقات خداوند، طلبي از ناحيه ديگر بر عهد تونباشد، زيرا مومن هرگز خيانت نمي کند.

رعايت حقوق و نيازهاي روحي همسران

زاهد نمايان و تنگ نظراني که عبادت و تقوا را در انزوا و کسالت و جمود مي بينند و با ترک شوون زندگي و رفتارهاي اجتماعي در صدد راهيابي به مقامات معنوي هستند! واقعيات حيات را ناديده گرفته و به جاي پيروي از تماميت وحي، تشخيص  هاي نادرستشان را، ملاک حق مي شمرند، تشکيل زندگي خانوادگي را مانع وصول به حق پنداشته و رعايت حقوق و نيازهاي طبيعي و واقعي همسران را در خور دنيا گرايان مي دانند! و در جهت ضديت با فطرت و طبيعت و نظام هستي بر مي خيزند، اما در مکتب اهل بيت (عليه السلام) و در زندگي امام باقر (عليه السلام) اثري از اين گونه حرکتها نيست، بلکه هر حقيقتي در جاي خود مورد توجه قرار گرفته است.از آن جمله نيازهاي روحي همسران است که معمولا در نگاه انسان هاي سطحي مورد غفلت و بي مهري قرار مي گيرد، ولي در زندگي امامان (عليهم السلام) به عنوان يک واقعيت مورد توجه بوده است.

گروهي از مردم به حضور امام باقر (عليه السلام) رسيدند، در حالي که امام خضاب کرده بود.

تازه واردان، از علت خضاب کردن آن حضرت، جويا شدند.

امام (عليه السلام) فرمود: چون زنان از آراستگي شوهر خويش شادمان مي شوند، من براي همسرانم خضاب کرده و خود را آراسته ام.

عدم تحميل ايده هاي خويش بر همسران

ايده هاي انسان بر دو گونه اند:

1- ايده هاي اصولي و غير قابل چشمپوشي، مانند پايبندي به اصول دين و واجبات و محرمات شرعي و نيز رعايت اصول اخلاق انساني و... که انسان نسبت به چنين ايده هايي نمي تواند بي تفاوت باشد، چه در مورد همسر و چه ديگران.

امر به معروف و نهي از منکر شامل چنين زمينه هايي است و همه مردم در قلمرو مکتب وظيفه دارند که در مرحله نخست، اعضاي خانواده خويش را به اين ارزش ها دعوت کرده و از ضد ارزش ها بازدارند و در مرحله بعد همه افراد جامعه را امر به معروف و نهي از منکر نمايند.

2- ايده هاي فردي در مورد مسايل مختلفي که فراتر از حد وظايف ضروري است، مانند رعايت مستحبات و ترک مکروهات، و يا چشمپوشي از مباحات به منظور هدف و آرماني خاص و ارزشمند.

اهل تقوا و زهد، علاوه بر انجام وظايف واجب و ضروري، بسياري از لذت هاي دنيوي را ترک مي کنند و حتي از تجمل هاي مجاز و مباح نيز اجتناب مي ورزند.

گاه موقعيت اجتماعي و سني يک فرد، مستلزم رعايت مسايلي است که رعايت آنها بر ديگران و حتي همسران وي لازم نيست.در چنين مواردي، معمول انسانها سعي مي کنند تا ايده هاي خود و شيوه زندگي خويش را بر ديگران و همسر و فرزندشان تحميل کنند و شرايط و روحيات ايشان را در نظر نگيرند.

در زندگي امام باقر (عليه السلام) نه تنها چنين نقطه ضعف هايي ديده نمي شود، بلکه خلاف آن قابل مشاهده است.

حسن زيات بصري مي گويد: من به همراه يکي از دوستانم به منزل امام باقر (عليه السلام) رفته، بر او وارد شديم.

برخلاف تصور خويش، آن حضرت را در اتاقي مفروش، آراسته و زينت شده يافتيم و بر دوش وي پارچه اي به رنگ گل هاي سرخ مشاهده کرديم. محاسن را قدري کوتاه کرده و بر چشمان سرمه کشيده بود. (بايد توجه داشت که در آن عصر و محيط سرمه کشيدن مردان رايج بوده است).

ما مسايل خود را با آن حضرت در ميان گذاشتيم و سوالهايمان را پرسيديم و ازجا برخاستيم. هنگام خارج شدن از منزل، امام به من فرمود: همراه با دوستت، فردا هم نزد من بياييد.

گفتم بسيار خوب، خواهيم آمد.

چون فردا شد، با همان دوستم به خانه امام رفتيم، ولي اين بار به اتاقي وارد شديم که در آن، جز يک حصير، هيچ امکاناتي نبود و امام پيراهني خشن بر تن داشت.

در اين هنگام امام به رفيق من رو کرد و فرمود: اي برادر بصري! اتاقي که ديشب مشاهده کردي و در آنجا نزد من آمدي از همسرم بود که تازه با او ازدواج کرده ام و در واقع آن اتاق، اتاق او بود و لوازم آن نيز، لوازم و امکاناتي است که او آورده است.

او خودش را براي من آراسته بود و من نيز مي بايست عکس العمل مناسبي داشته باشم و خودم را براي او بيارايم و بي تفاوت نباشم. اميدوارم از آنچه ديشب مشاهده کردي، به قلبت گمان بد راه نداده باشي.

رفيق من در پاسخ امام گفت: به خدا قسم، بدگمان شده بودم، ولي اکنون خداوند آن بد گماني را از قلبم زدود و حقيقت را دريافتم.

آنچه از اين حديث استفاده مي شود، اين است که امام از همسرش انتظار ندارد که چون او بر حصير بنشيند و لباس خشن بر تن کند.

امام با اين که در قلمرو اعمال فردي خود، از تجمل پرهيز دارد، ولي در زندگي خانوادگي و حتي اجتماعي، عواطف و نيازهاي روحي همسر و نيز شرايط و مقتضيات زمان را در نظر دارد و تجمل حلال را ممنوع نمي شمارد و در مواردي لازم هم مي داند.

حکم بن عتيبه مي گويد: بر امام باقر (عليه السلام) وارد شدم در حالي که اتاقش آراسته و لباسش رنگين بود، من همچنان به اتاق و لباس آن حضرت خيره شده بودم و نگاه مي کردم.امام که آثار شگفتي را در من مشاهده کرده بود، فرمود: اي حکم نظرت درباره آنچه مي بيني چيست؟

عرض کردم: درباره عمل شما چگونه مي توانم داوري کنم (شما امام هستيد و جز کار بايسته انجام نمي دهيد)، ولي در محيط ما، جوانان کم سن و سال چنين مي پوشند، نه بزرگسالان!

امام فرمود: اي حکم، چه کسي زينت هاي الهي و خدادادي را ممنوع ساخته است! (پوشيدن اين لباس زيبا و شيک، حرمت شرعي ندارد) ولي خوب است بداني که اين اتاق، از آن همسر من است و تازه با او ازدواج کرده ام و تو مي داني که اتاق ويژه خود من چگونه اتاقي است.

رعايت جمال و زي شرافتمندانه

ائمه (عليه السلام) به تناسب شرايط زماني و مسووليت هاي اجتماعي خود، زندگي مي کرده اند.

در حالات علي (عليه السلام) ديده شده است که آن حضرت در دوران حکومت و فرمانروايي خويش، کفش هايش را خود وصله مي زد و از ساده ترين و کم بهاترين جامه ها استفاده مي کرد، ولي آن حضرت شيوه زندگي خود را براي همگان تجويز نمي نمود و مي فرمود: من چون حاکم جامعه هستم، وظيفه خاصي دارم و بايد در حد پايين ترين طبقات جامعه زندگي کنم تا آنان با مشاهده وضع من، در خوداحساس آرامش و رضايت کنند.

اما ساير امامان (عليهم السلام)، از آنجا که مسووليت حکومت را بر عهده نداشته اند و در شرايط اجتماعي ويژه اي زندگي مي کرده اند، که چه بسا استفاده از لباس هاي کم بها و وصله دار موجب تضعيف موقعيت اجتماعي آنان و توهين به شيعه مي شد، و بازتاب منفي داشته است، بر اساس وظيفه، آداب صحيح اجتماعي را رعايت کرده، به جمال و زي شرافتمندانه در جامعه اهتمام مي ورزيده اند .  امام باقر (عليه السلام) حتي در مورد چگونگي اصلاح محاسن خويش به مرد پيرايشگر رهنمود مي دهد. و در انتخاب لباس براي خويش، عزت و شرافت و زي شايسته را در نظر دارد! چنان که گاه لباس فاخر و تهيه شده از خز مي پوشد. و براي لباس رنگ هاي جذاب و پر نشاط انتخاب مي کند.

امام باقر (عليه السلام) از اين که در اندام او آثار رخوت و کسالت و پژمردگي ظاهر باشد، متنفر بود.

حکم بن عتيبه مي گويد: امام باقر (عليه السلام) را ديدم که حنا بر ناخنها نهاده است.

امام به من فرمود: نظرت درباره اين کار چيست؟

عرض کردم: درباره کار شما چه مي توانم بگويم (شما خود آگاهتر هستيد و جز کار بايسته انجام نمي دهيد)، ولي در آداب و رسوم اجتماعي ما، جوانان ناخنهايشان را با حنا مي آرايند !

امام فرمود: اي حکم! وقتي که انسان تنظيف مي کند و با دارو، موهاي زايد بدن را مي زدايد، دارو بر ناخنها اثر گذاشته و رنگ آن را شبيه ناخن مردگان مي سازد.رنگ آن را با حنا مي توان تغيير داد. اين احاديث در مجموع مي رساند که امام باقر (عليه السلام) به چگونگي وضع لباس و زي خويش در جامعه توجه داشته، بي قيدي و بد منظري و بي مبالاتي را نمي پسنديده است.

منبع : مردم سالاري
همت وكارمضاعف در حوزه بزرگان




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در جمعه 24 اردیبهشت 1389  ساعت 5:43 PM نظرات 1
 
همت وكارمضاعف در حوزهاقتصاد
توسعه انرژیهای تجدیدپذیر مقوله ای است که در این سال، همتی بیشتر از آنچه تا کنون در کشور به آن اختصاص داده شده است می طلبد. همتی که پرداختن به آن با توجه به پتانسیل های بالای این انرژی در کشور و نیاز کنونی جامعه نیازمند فراهم ساختن بسترهای کارآفرینی در این حوزه است.
امروزه کلیه کشورها با توجه به بحرانهای کنونی انرژی، به سمت انرژیهای تجدیدپذیر روی آورده اند و با استفاده مطلوب از منابع تجدیدپذیر خود و سرمایه گذاری در این حوزه، توانسته اند ضمن جایگزینی منابع کنونی انرژی خود، فرصتهای اشتغال فراوانی را فراهم آورند. نمونه بارز این کشورها، کشور آلمان است که با سرمایه گذاری در این حوزه توانسته است تنها در سال 2008 بیش از دویست و هشتاد هزار شغل در این بخش ایجاد کند که افزایش 12 درصدی را نسبت به سال قبل نشان می دهد. این کشور با سیاستگذاریهای مطلوب و استفاده بهینه از منابع خود توانسته است بازده مالی 8/28 بیلیون یورو در سال 2008 از انرژیهای تجدیدپذیر بدست آورد که افزایش 188 درصدی نسبت به سال پیش داشته است. این ارقام خیره کننده در کشوری که منابع تجدیدپذیری به مراتب کمتر از ایران دارد تنها نتیجه برنامه ریزی مطلوب و هدفمند آنها در این حوزه است. اما در کشور ما وجود پتانسیلهای بسیار مطلوب انرژیهای تجدیدپذیر زمینه مناسبی جهت کارآفرینی و توسعه فعالیت ها در این بخش در راستای رفع نیازهای کنونی جامعه فراهم نموده است که متاسفانه در سایه بهره گیری نامطلوب ا ز آنها، به حاشیه رانده شده و نقش این منابع در کارآفرینی در کشور تقریبا نادیده گرفته شده است.   

بعنوان مثال در حالیکه آمارها نشان می دهد که نیروگاههای تجدیدپذیر نسبت به نیروگاهها ی سنتی فرصتهای اشتغال بیشتری ایجاد می کنند، بررسی عملکرد تنها سازمان متولی انرژیهای تجدیدپذیر (سانا: سازمان انرژیهای نو ایران ) در طول برنامه چهارم توسعه کشور نشان می دهد که تنها 38 درصد از برنامه ها در بخش ساخت، تولید و احداث نیروگاههای تجدیدپذیر(با احتساب برق آبی) محقق شده است. مسلما جبران این خلاء در برنامه پنجم توسعه، با توجه به شرایط جدید کشور و بحث هدفمند کردن یارانه های انرژی، تنها در سایه ریشه یابی مشکلات، انجام اصلاحات و توسعه کارآفرینی در این مسیر میسر خواهد شد.
در یک نگاه کلی، می توان عواملی چون عملکرد نامطلوب تنها سازمان متولی در بخش سیاست گذاری و امور اجرایی انرژی‌های تجدیدپذیر، تخصیص نامتناسب بودجه به امر آموزش و تحقیقات و عدم حمایت از تشکیل و توسعه شرکتهای فناور را از جمله اساسی ترین موانع در توسعه کارآفرینی در این بخش به حساب آورد.
باید توجه داشت که سیاست گذاری مناسب دولتی، بعنوان اصلی ترین عامل، تاثیر بسیاری در توسعه بازار و صنعت دارد و صنایع را به سمت تسریع توسعه کسب و کارهای رقابتی و سرمایه گذاری بخش خصوصی در بخش انرژیهای تجدیدپذیر حرکت می دهد. در اکثر کشورهای پیشرو، سیاستهای حمایتی و تشویقی پویا ، محرک اصلی ایجاد کسب و کارهای جدید و فعالیت بخش خصوصی در زمینه انرژیهای تجدیدپذیر است. در کشور ما نیز هر چند دیرهنگام سیاستهایی در خصوص خرید تضمینی برق از تولیدکنندگان از منابع تجدیدپذیر وضع شده است با این وجود تمرکز مکانیسم های اجرایی آن تنها در یک بخش (انرژی باد)، نبود سیاستهای انتقال تکنولوژی به بازار، نبود سیاستهای تقویت فعالیتهای نوآورانه و از همه مهمتر موثر نبودن سیاستها در جذب سرمایه ها، لزوم بازنگری آنها را به منظور توسعه کارآفرینی در این بخش ضروری می سازد.
منابع انسانی و موسسات تحقیقاتی عوامل اصلی دیگری در یک سیستم کارآفرینانه هستند که متاسفانه در بخش انرژیهای تجدیدپذیر در کشور کمتر بدانها توجه شده است. هر چند مدیران بخش انرژیهای تجدیدپذیر کمبود مشاوران و پیمانکاران تخصصی در این حوزه را از جمله علل عدم تحقق اهداف برنامه چهارم بیان نموده اند، با این حال با فرض تایید این مطلب در برخی بخشها (که خود جای بحث دارد) باید توجه داشت که بهره گیری مناسب از منابع محدود (چه مالی و چه انسانی) در راستای تحقق اهداف تعیین شده جنبه اصلی یک مدیریت هدفمند استراتژیک است که وظیفه هدایت مناسب منابع در راستای نیازهای کشور را بر عهده دارد.
در حقیقت در کشور ما راهبری نامطلوب سرمایه گذاریهای اختصاص یافته جهت تربیت منابع انسانی و حمایت از موسسات تحقیقاتی در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر، بعنوان عوامل اصلی توسعه کارآفرینی، در اکثر موارد مانع به ثمر رسیدن شایسته فعالیتهای انجام گرفته شده است و بعضا در بسیاری موارد بدلیل کمبود اعتبارات طرحی که راه اندازی آن در طول برنامه چهارم بایستی انجام می پذیرفت و می توانست موجبات اشتغال زایی افراد بسیاری را فراهم آورد، ادامه آن به برنامه پنجم و تامین اعتبارات مجدد موکول شده است (نمونه: نیروگاه حرارتی شیراز). اولویت گذاری نامناسب جهت تخصیص بودجه های اجرایی و کاربردی که سود آن مستقیما متوجه صنعت و کارآفرینی شود مهمترین مشکل قابل تامل در این بخش است.
از سوی دیگر عدم تناسب اعتبارات دولتی تخصیص یافته متناسب با توسعه صنعت در کشور و توجه اندک به سرمایه گذاریهای بازارمحور، بعنوان موتور محرکه کارآفرینی و ایجاد کسب و کارهای جدید در این حوزه، رشد فعالیتهای کارآفرینانه در این حوزه را با اختلال مواجه کرده است. بعبارت دیگر ضعف در عدم راهبری مطلوب سرمایه گذاریهای انجام شده در بخش انرژیهای نو در کشور، تا به حال موجب ایجاد تقاضا برای توسعه فعالیتهای رقابتی در حوزه کسب و کار نشده است و خلاء حضور و مشارکت شرکتهای فناور فعال در این حوزه نیز به این امر دامن می زند.
بعد دیگر مدیریت نامناسب منابع انسانی در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر در کشور به عدم استفاده از تخصص کارشناسان و بویژه فعالان صنعت در تدوین سیاستها، سرمایه گذاریها و فعالیتهای اجرایی مرتبط است. نبود مدلهای همکاری ویژه بین موسسات تحقیقاتی خصوصی و صنایع فعال با تنها سازمان دولتی متولی سیاستگذاری و اجرایی، عامل مهمی است که بدلیل درگیر بودن بخش خصوصی با مشکلات این حوزه در عمل، مسبب بروز بسیاری از مشکلات موجود می باشد.
تشریح دقیق تر عوامل و ارایه مدلهای مناسب برنامه ریزی در ابعاد مطرح شده فوق نیازمند انجام طرحهای مطالعاتی گسترده است که با همفکری صاحب نظران و کارشناسان بخشهای مختلف دولتی و خصوصی امکان پذیر است. با این حال آنچه مسلم است ضرورت تلاش مضاعفی است که سازمانها و فعالان صنایع انرژیهای تجدیدپذیر بایستی انجام دهند تا کاستی های موجود به نحو مطلوب برطرف شود. در این بین انعطاف پذیری و اعتقاد مسئولان و متولیان امر به بازنگری و تغییر ساختار کنونی با همفکری دلسوزان و متخصصان فعال نیازمند همتی عالی است که امید است در سالی که بدین نام نامگذاری شده است بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد تا با برنامه ریزیهای دقیق در برنامه پنجم شاهد تحقق حداکثر اهداف تعیین شده باشم.
دکتر داود فدایی
همت وكارمضاعف در حوزه اقتصاد




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در جمعه 24 اردیبهشت 1389  ساعت 5:40 PM نظرات 0


  • تعداد صفحات :14
  •    
  •   
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • 12  
  • 13  
  • 14  
POWERED BY RASEKHOON.NET