با همت و کاری مضاعف، مژده عشق و امید را هدیه می دهیم. به وبلاگ همت والا خوش آمدید

همت وكار مضاعف در حوزه فرهنگي

جهاد در فرهنگ اسلامي از ابعاد وسيعي برخوردار است. در برخي احاديث از كار و تلاش براي به دست آوردن روزي به جهاد و مجاهد تعبير شده، و كوشند? در اين راه، مجاهد در راه خدا معرّفي شده است.  

ما در اين نوشتار به مسأله جايگاه جهادي كار و كسب حلال و كسب حلال و تامين رزق خواهيم پرداخت.

نقش رزق

انسان در بعد جسماني و در مسير ادام? حيات دنيايي براي رسيدن به كمال، به تغذيه نياز دارد؛ زيرا بدون آن، رشد جسماني او متوقّف و بالتَبَع رشد عقلاني، روحي و معنوي او نيز منتفي خواهد بود.

به همين سبب، آنچه باعث قوام وجود و سبب بقاي ذات آدمي مي‌شود «رزق» خوانده شده است و آن، از مسايلي است كه از ديرگاه، ذهن پژوهشگران را به خود معطوف داشته و نظرهاي خوش‌بينانه و بد‌بينانه‌اي را دربار? آن ابراز كرده‌اند. ابو علي مسكويه در پاسخ به سؤال ابو حيان توحيدي در اين باره به نكته زيبايي اشاره دارد. او مي‌گويد:

«از آنجا كه اسباب و عوامل وصول به نيازها، فراوان است، برخي نزديك و برخي ديگر دورند و بعضي طبيعي و بعضي ديگر غير طبيعي‌اند؛ و غير طبيعي هم گاهي اتّفاقي است و ديگر گاه غير اتّفاقي و غالب مردم در اين خصوص اشتباه مي‌كنند. از جمله آن كه اسباب متعدّد را يك سبب پنداشته و يا اسباب دور را نزديك مي‌انگارند و چون مطلب بر ايشان پوشيده مانده، آنچه را كه مي‌جسته‌اند، نيافته‌اند و گرفتار نوعي حيرت و سردرگمي شده‌اند و به ميزان ناآگاهي و بي اطلاعيشان از علل و اسباب، در مسأله رزق، دچار شگفتي شده‌اند.»

خوشبختانه، مجموع? آيات و روايات، در اين موضوع، ديدگاهي واقع بينانه ارائه مي‌دهند و انسان مؤمن را در مسير تفكّري سالم و عملي صالح قرار مي دهند و او را از هر‌گونه حيرت و تشويش خاطر، نجات مي بخشند و جايي براي ابراز احساسات غير منطقي باقي نمي‌گذارند. نوع رزق، حتي در تربيت روحي و سلامت رواني و تعالي معنوي انسان، اثر مستقيم دارد و در حق برخي افراد بشر عنايت ويژه‌اي در اين خصوص، مي بينيم:

«فتقبلها ربّها بقبول حسن و انبتها نباتاًحسناً كلّما دخل عليها زكريا المحراب وجد عند‌ها رزقاً قال يا مريم انّي لك هذا قالت هو من عند‌ اللّه انّ اللّه يرزق من يشاء بغير حساب»

«پروردگار مريم، مريم را نيكو پذيرش كرد و او را نيكو پرورش و نشو و نما داد و هر گاه زكريا در محراب عبادت بر او وارد مي‌شد نزدش رزقي مي‌ديد و مي‌پرسيد: اين روزي براي تو از كجا آمده است؟ مريم مي‌گفت: از نزد خداوند است و خدا هر كه را بخواهد روزي بي حساب مي‌دهد.»

حقيقت آن است كه رزق آدميان و هم? روزي خواران به دست خداوند توانا‌ست و او بر حسب علم ذاتي‌اش به حقايق هستي، آن را با علل و اسبابش تنظيم و حكيمانه تقدير مي فرمايد:

 

«اللّه يَبْسُط الرزق لِمن يَشاءُ و يَقْدِرُ...»

 

«خداوند براي هر كه بخواهد [باب] روزي را مي‌گشايد و يا به اندازه مي‌دهد، آنان به حيات پست و

 

زندگي دنيوي شادمانند در حالي كه زندگي مادّي اين جهان در برابر آخرت، متاعي بيش نيست.»

 

از آن جا كه انسان نسبت به برخي جانداران و يا اهل و عيال و افراد تحت كفالت خود، رازق شناخته مي شود، خداوند براي اثبات رزاق بودن مطلق? خود و هشدار به انسان‌هايي كه ممكن است دچار غرور و غفلت شوند، فرمود:

 

«... و جعلنا لكم فيها معايش و من لستم له برازقين»

 

«زمين را امتداد بخشيديم و كوه‌هاي استوار در آن پي افكنديم و در زمين از هر چيز سنجيده‌اي رويا نيديم و براي شما در آن، معيشت‌هايي فراهم ساختيم و براي كسي كه شما روزي دهندگان او نيستيد.»

در تأكيد بر همين نكته فرمود:

«هل من خالق غير اللّه يرزقكم من السماء و الارض»

«آيا آفريدگاري جز خدا وجود دارد كه شما را از آسمان و زمين روزي مي‌دهد؟»

امير‌المؤمنين علي عليه السَّلام در تفسير آي? «وانّه هو اغني و اقني»؛ «اوست كه بي نياز كند و خواسته دهد»، فرمود:

« هر انساني را با معيشتش بي نياز كرد و او را به حاصل دسترنج خويش خشنود ساخت.»

آيات قرآن كريم دلالت دارد كه رزق در آسمان است و خداوند آن را به اندازه فرو مي‌فرستد:

«وفي السماء رزقكم و ما توعدون»

«روزي شما وآنچه شما وعده داده شده‌ايد در آسمان است و قسم به پروردگار آسمان و زمين چنان چيزي حق است همانند آنچه كه شما سخن مي‌گوييد.»

قرآن كريمدر جاي ديگر نزولات آسماني را كه مايه حيات زمين است، خاطر نشان مي‌سازد و در واقع، با ملاحظ? دو آي? قبل، منبع و مادّ? روزي را مشخّص مي‌فرمايد.

نكته ديگري كه از آيه‌هاي قراني استفاده مي‌شود آن است كه خداوند متعال برابر علم ذاتي‌اش به مصالح و مفاسد، روزي بندگان را تحت كنترل داشته و آنان را تربيت مي‌كند:

«ولو بسط اللّه الرّزق لعباده لبغوا في الارض ولكن يُنَزِّل بقدر ما يشاء انّه بعباده خبير بصير»

«اگر خداوند رزق را براي بندگانش مي‌گسترد آنان در روي زمين تجاوز مي‌كردند ولي او هر چه بخواهد به اندازه فرو مي‌فرستد و خداوند به بندگانش، آگاه و بيناست.»

هر چند انسان، به ويژه پس از كمال و رشد سنّي‌اش، بايد به جست‌جو و طلب بپردازد و براي تحصيل روزي، جهاد و تلاش كند و اين، قانون طبيعت است كه به طور دقيق در نظام آفرينش جريان دارد.

كودك، معمولاً در طفوليت، توسط پدر و مادر تغذيه و روزي داده مي‌شود. امّا پس از رشد كافي به سراغ رزق بايد برود و كار و كوشش آغاز كند. حتي حيوانات نيز چنين‌اند و اگر به هنگام لزوم، خود به دنبال رزق خويش نباشند از بين مي‌روند و موارد استثنايي، حكم استثنا را دارند.

نقل شده كه رسول اكرم صلّي الله عليه و آله گاهي يك شخص را مي‌ديد و از او خوشش مي‌آمد. امّا پس از آن كه مي‌دانست او بيكار است و تلاش و كوشش نمي‌كند، مي‌فرمود: «او از چشم من افتاد.»

رهنمود‌هاي اسلامي در اين زمينه، بسيار بر‌انگيزاننده و عزّت آفرين است. در احاديث چنين آمده است:

«من اكل من كدّ يده مرّ علي الصراط كالبرق الخاطف.»

« هر كس از حاصل دسترنج خويش بخورد، بر صراط، همانند برق، سريع گذر مي‌كند.»

«خداوند با نظر رحمت به وي مي‌نگرد و آنگاه او را هرگز عذاب نفرمايد.»

«خداوند بر روي او همه درهاي بهشت را باز گذارد كه از هر كدام بخواهد وارد شود.»

«من اكل من كدّ يده كان يوم القيامة في عدد الانبياء و يأخذ ثواب الانبياء»

«هر كه از حاصل دسترنج خودش خورد در روز قيامت در شمار پيامبران باشد و پاداش ايشان گيرد.»

در شرح زندگاني اميرالمؤمنين عليه السلام نوشته‌اند:

«آن حضرت وقتي از جهاد در راه خدا فراغت مي‌جست، اوقات خويش را به تعليم و آموزش مردم مي گذرانيد و يا ميان ايشان داوري مي‌كرد و هنگامي كه از همه اين كارها فراغت مي‌يافت در باغي كه براي او بود به كار كشاورزي مي‌پرداخت و با اين وجود همواره با ياد خدا مترنم بود.»

علي عليه السلام ديگران را هم سفارش مي‌كرد كه در آشكار و نهان از خدا بترسند و در هر دو حال رضا و غضب، عدل‌و‌داد كنند و از كسب و كار دست نكشند؛ چه بينوا باشند يا غني و دارا. ‌

امام عليه السلام در حديثي ديگر نتيجه بخش بودن طلب و جست‌جو را خاطر نشان ساخت و فرمود:

«من طلب شيئاً ناله او بعضه.»

«هر كس چيزي را بجويد، به تمام آن يا قسمتي از آن مي‌رسد.

اين كلام، بسيار اميدوار كننده است و از لحاظ روحي، انسان را در شرايط مساعدتر و بهتري قرار مي‌دهد. امام نخستين علي عليه السلام در سخني ديگر و با تأكيدي در خور توّجه، فرمود

«اگر آتش جنگ روشن باشد و دو صف قتال، با هم در‌گير شوند باز، آن روز هم تو از جست‌جوي رزق، غافل مباش و دنبال روزي را رها مكن.

در حديث ديگر فرمود:

«دوست مي‌دارم، انسان در طلب معيشت، زير اشع? آفتاب، اذّيت شود و رنج بكشد.»

صولاً هر كس با وجود توانايي‌ها و شرايط مساعد كار، تلاش و كوشش نكند و خويشتن را سربار ديگران كند مورد لعن و نفرين واقع مي‌شود و شخص شوم و نامباركي، شناخته مي‌شود. امام ششم جعفر صادق عليه السلام فرمود:

«هر كس در طلب معاش و تحصيل روزي خجالت نكشد، زندگي برايش فشار نمي‌آورد و فارغ البال مي‌شود و خانواده‌اش در رفاه و آسايش به سر مي‌برند.»

نكت? ارزشمند ديگر در فرهنگ اسلامي و در زمين? كار و كوشش و اهميّت آن، عبارت از اين است كه مؤمن، بايد عزّت داشته باشد و محتاج ديگران نباشد و اظهار نياز نكند.

پيامبر اكرم صلّي الله عليه وآله به سلمان فارسي توصيه كرد كه از مردم چيزي مخواه.

حضرت در حديث بسيار معني‌دار ديگر فرمودند:

«من طلب الدنيا استغناءً عن الناس و تعطّفاً علي الجار لقي اللّه و وجهه كالقمر ليلة البدر.»

«هر كس براي اين كه از مردم بي‌نياز شود و بدين نيت كه با همسايه‌ مهربان باشد، در جست‌جوي دنيا باشد خدا را ديدار كند در حالي كه رويش مانند ماه در شب بدر، مي‌درخشد.»

«امّا هر كس دري از سؤال و گدايي بر روي خود گشايد، خداوند دري از فقر و بينوايي بر وي گشايد.»

در بيان ارزش كار به قصد تحصيل معيشت و رفع نياز، همين بس كه رسول اكرم صلّي الله عليه وآله فرمود:

«بر انسان، زماني گذرد كه در آن زمان، هيچ گناهي بر او ننويسند؛ زيرا او گرفتار كار است و اهتمام به تحصيل معاش دارد.»

منبع : تبیان
همت وكار مضاعف در حوزه فرهنگي




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در جمعه 24 اردیبهشت 1389  ساعت 5:35 PM نظرات 0
 

همت وكارمضاعف در حوزه رفتاري كرواراده

‹‹تمركز فكرحالتي ذهني است كه درآن يكي ازمشاهدات يا محفوظات فرد ، متناسب با موقعيت مكاني وزماني درمحور ومركز فعاليت هاي رواني وبه تبع آن فعاليت هاي رفتاري وي قرار مي گيرد وفكرمورد تمركز با اراده فرد مطابقت دارد ومطيع تمايل اوست.›› پس طبق تعريف، تمركز فكر تابعي از اراده است يعني فرد ، خود، آن فكر را براي تمركز برگزيده است وچنين نيست كه فكر خاص خود را به فردتحميل نمايد وبصورت فكر سركش درذهن اوجريان يابد .نمونه بارزچنين تفكري درافرادي كه دستخوش وسواس فكري هستند ديده مي شود .دراينان تفكر خود بخود شروع مي شود بي آنكه درانتخاب آن نقشي داشته باشند وحتي عليرغم ناخرسندي اينان ادامه مي يابد .پس اولين ملاك درتمركز فكراين است كه تمركز فكراز ارادة فرد تبعيت نمايد يعني اراده فردمحتواي فكررا برگزيند . ملاك دوم درتشخيص يك تمركز فكرحقيقي، آن است كه فرد بتواند بررفتار وجزئيات رفتاري خويش آگاهي داشته باشد ؛ به عبارت بهتر موضوع فكر ورفتار اوبا همديگر مطابقت كامل داشته باشد وبه موازات هم سيرنمايند .

 

تمركز فكر دونوع است

تمركز ارادي وتمركز فكر غيرارادي .اگر انسان قلبا مشتاق وعلاقه مند به مسأله اي باشد ، بدون نياز به آگاهي ارادي ونظارت برفكر ورفتارخود، توانايي خود را درانجام آن به كار مي گيرد .درچنين وضعيتي علاقه جانشين اراده مي شود ، لذا تمركز فكر غيرارادي است .اين نوع تمركز ، انرژي كمتري تلف مي كند .اگر انسان عليرغم علاقه خود بخواهد كاري را انجام دهد بايد از تمركز فكرارادي استفاده كند تا بتواند سستي ها وافكار طرد كننده را كناربزند .

اين دونوع تمركز ممكن است بواسطه عوامل وفاكتورهايي تغييريابند وبه يكديگر تبديل شوند .اگر درتمركز فكر ارادي فرد عليرغم علاقه اش دركاري به موفقيت برسد بتدريج به آن كار علاقه مند مي شود واين باعث افزايش تمركز بلاواسطه فرد بركارش مي گردد .بطوركلي مهم اين است كه تمركز فكر بايد تابعي ازاراده وخواست آدمي باشد .7

تضعيف اراده

اراده از منطق واستدلال آدمي نشأت مي گيرد اما منطق واستدلال دربرابراصل گريز از رنج وگرايش به لذت متزلزل مي شود .اين اصل چنان عميق درانسان ريشه مي دواند كه فرد غالبا عليرغم حكم منطق وعقل واراده اش تسليم لذتي آني مي شود .پس پيش مي آيد كه اراده آدمي تضعيف وكورگردد .درچنين موقعيتي اراده آدمي قرباني يك هيجان زودگذر مي شود كه سرآغاز ومنشأ آن ،تصوروانديشه رسيدن به يك لذت است .زماني كه هيجان آغازشود ، اراده بسيارتضعيف مي گردد ورفتاربوسيله هيجان هدايت مي شود وبراي جلوگيري از اين كار بايد درهمان آغاز، هيجان را خنثي نمود.اگر فرد قدرت تمركز ارادي خوبي داشته باشد ، مي تواند فكري را كه ميل به لذت را دراوبرانگيخته به كناري زده ، فكر ديگري را برگزيند وجانشين نمايد .


منبع : تبیان
همت وكارمضاعف در حوزه رفتاري




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در جمعه 24 اردیبهشت 1389  ساعت 5:31 PM نظرات 0
 
همت وكارمضاعف در حوزه كارآفريني
در اين مطلب بنا داريم به ابعاد ساختاري كارآفريني سازماني و ساختار كلي و شرايط لازم براي توسعه كارآفريني سازماني بپردازيم تا در اين راستا موثر واقع شود.
پيچيدگي: اگر سازمان در سطح افقي (تعداد مشاغل و وظايف) و يا در سطح عمودي (تعدد پستهاي مديريتي) از پيچيدگي برخوردار باشد و ارتباطات سازماني آن قانونمندتر و رسمي تر شود، امكان تعامل گروهي در سازمان به شدت تقليل مي يابد و اين امر سازمان را از اهداف كارآفريني خود دور مي سازد. تحقيقات انجام شده در اين رابطه نيز مؤيد رابطه منفي پيچيدگي ساختار و كارآفريني سازماني است.
رسميت: در شرايطي كه سازمان از رسميت بالايي برخوردار باشد، ‌افراد آزادي عمل ندارند. كارها از انعطاف قابل قبول و قابل تحمل برخوردار نيست و بروز رفتارهاي مختلف ازجانب كاركنان سلب مي گردد. در اين شرايط چون يادگيري نقشي در پيشبرد برنامه و ارتقاي عملكردها نخواهد داشت لذا كاركنان تمايل به يادگيري را نيز از دست خواهند داد. درحالي كه در سازمان كارآفرين، يادگيري، انعطاف پذيري و پذيرش خطر ازسوي سازمان اصول محوري محسوب مي شوند.   
به عبارتي ديگر، سازمان در شرايطي مي تواند كارآفرين قلمداد گردد كه ضمن پذيرش خطر، قدرت تصميم گيري و قضاوتهاي شايسته را به اعضا خود واگذار و در انجام امور اجازه به كارگيري خلاقيت هاي فردي را به آنها صادر كند. اين امـــــر زماني ميسر مي گردد كه ميزان دستورالعملها،بخشنامه ها و استانداردهاي عملياتي تاحد امكان تقليل يابد و فرصت براي بروز توانايي به كاركنان داده شود. با اين وصف، رابطه كارآفريني سازماني و رسميت رابطه اي معكوس خواهدبود.
تمركز: در سازمانهاي كارآفرين كه اختيارات تصميم گيري مي بايست به واحدها و افراد تفويض شده باشد تا بتوانند در زمان مناسب حركت مناسب را طراحي و به اجرا درآورند، مفهوم تمركز رنگ مي بازد و باتوجه به خلاقيت، استعداد و قدرت فكري و اجرايي متخصصان و كارشناسان اين گونه سازمانها، عدم تمركز جلوه شفافي پيدا خواهدكرد. اين درحالي است كه ديگر ابعاد محتوايي سازمان بويژه اندازه و فناوري نيز بر سطح تمركز تاثير بسزايي دارند. به طوري كه هر قدر اندازه سازمان بزرگتر شود و يا سازمان از وجود متخصصان مجرب بهره گيرد و شبكه ارتباطي متناسب با فناوري روز دراختيار داشته باشد، مسئله تفويض اختيار و تمركززدايي بيشتر معني پيدا مي كند. اگر كاركنان ازنظر تخصصي واجد شرايط لازم باشند خطرات مربوطه به تفويض اختيار كمتر مي شود و زمينه تمركززدايي بيشتر فراهم خواهدشد. (صمدآقايي، 1378)
فرهنگ سازماني: فرهنگ سازمان نشان دهنده مجموعه اي از ارزشها، باورها و هنجارهايي است كه سازمان در آنها با كاركنان وجوه مشترك دارد از ويژگيهاي سازمانهاي كارآفرين داشتن فرهنگ انعطاف پذيري يا كارآفريني است (بدان معنا كه) از مجراي انعطاف پذيري و ازنظر استراتژيك به محيط خارجي توجه شده و كوشش مي شود تا نيازهاي مشتريان تامين گردد.در اين فرهنگ، هنجارها و باورهايي موردتاييد است كه بتوان بدان وسيله علائم موجود در محيط را شناسايي و تفسير كرد و بر آن اساس واكنش مناسب از خود نشان داد، يا رفتاري مناسب در پيش گرفت. چنين سازماني بايد در برابر طرحهاي جديد به سرعت از خود واكنش نشان داده و توان اين را داشته باشد كه تجديد ساختار كند و براي انجام يك كار جديد، مجموعه رفتارهاي جديدي را در پيش بگيرد». (دفت، 1380)«سازمانهايي كه داراي فرهنگ و ساختار غيرقابل انعطاف باشند، براي ايجاد همكاري و وحدت در دوران بحــــران، دچار آشفتگي مي شوند درحالي كه سازمانهايي كه امكان برقرار كردن رابطه مخصوصاً روابط غيررسمي و انعطاف پــذير را در ساختار خود پيش بيني مي كنند، عوامل مثبت و موثري براي ترغيب و رشد خلاقيت و نوآوري در سازمان خود به وجود مي آورند. (مشبكي و تيمورنژاد، 1378)
نتيجه گيري
مديران عالي سازمان بايستي به مفهوم كارآفريني بـــه طور اعم و كارآفريني سازماني به طور اخص حساس باشند و آن را به عنوان يكي از عوامل عمده براي بقا و رشد سازمان در شرايط پرتلاطم و شديداً رقابتي دنياي امروز درنظر بگيرند. مســــــائل امروز سازمانها با راه حلهاي ديروز حل شدني نيست و پيش بيني آينده، مشكلات آتي را حل نمي كند، بلكه بايد براي پيش سازي آينده اقدام كرد. سازمانها بايد به قدر كافي منعطف باشند تا بتوانند پاسخگوي تمام شرايط ممكن باشند. ايجاد جو كارآفريني در سازمانها كمك مي كند تا اين انعطاف پذيري را به دست آورد و نيز كمك مي كند تا سازمان براي هر وضعيتي يك ايده داشته باشد و كمك مي كند تا خلاقيت در سازمان نهادينه شود.هسته اصلي كارآفريني نوآوري است و نوآوري در سازمانها لزوماً يك فرايند پايين به بالا است. كارآفريني سازماني تنها وقتي به وقوع مي پيوندد كه سطوح پايين تر سازمان نوآوري داشته باشند. اما تنها وقتي كه به كاركنان اختيار لازم داده مي شود و آنها تشويق مي گردند، كارآفريني سازماني امكان بقا خواهديافت. بنابراين، تعهد به كارآفريني سازماني يك فرايند بالا به پايين است.تشويق به كارآفريني مي تواند از هرجا (چه درون و چه بيرون سازمان) باشد، اما دادن اختيار لازم به سطوح پايين تر تنها از مديريت عالي سازمان صادر مي شود.تعهد مديريت عالي سازمان به اين معنا است كه مدير عالي به مزاياي كارآفريني سازماني اعتقاد كامل دارد. اين باور كه مديران بنگاهها و موسسات اقتصادي و توليدي نخستين عامل در موفقيت يا عدم موفقيت بنگاهها و يا موسسات هستند و اينكه بهبود و توسعه مديريتهاي خلاق، خطرپذير و كارآفرين از مهمترين اركان توسعه و از محورهاي استراتژيك توسعه شتابان در تمامي كشورهاي صنعتي و درحال توسعه است، امروزه مورد توافق و قبول تمامي سياستگذاران و برنامه ريزان كلان اقتصادي، صنعتي و توسعه فرهنگي و اجتماعي در كشورهاي صنعتي و درحال توسعه است.يك مدير كارآفرين داراي شخصيتي ممتاز همراه با نقش خطير و بحراني در توسعه و يا عدم توسعه اقتصادي و اجتماعي كشورهاست. َموضوع شناسايي، پرورش و بهبود مديريتهاي خطرپذير و كارآفرين، به عنوان يكي از عوامل متشكله طراحي كلي و همه جانبه توسعه پايدار اقتصادي كشورها، موردقبول و پذيرش قرار گرفته است. چرا كه انتخاب بهبود و پرورش مناسب مديريتهاي كارآفرين در هر جامعه اي مي تواند با خلق راههاي جديد و ابتكار عمل بر مشكلات اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جوامع فائق آمده و كشور را از بحرانهاي ركود اقتصادي، بيكاري، فقر، ناهنجاريهاي اجتماعي و حقارت در سطح جهاني خارج ساخته و به رشد شتابان توسعه اقتصادي - اجتماعي، رفاه عمومي و عزت اجتماعي و رهنمود گردد.بنابراين، شناخت چنين مديراني، توانمندسازي و ارتقاي آنها به پست هاي جديد با حوزه هاي كاري وسيعتر تا حد زيادي تضمين كننده موفقيت اقتصادي سازمانها و بقاي آن در رقابتهاي پرفشار امروزي است. بايد به چنين مديراني فرصت رشد و بالندگي داده شود، مديراني كه ويژگيهاي شخصيتي لازم را براي كارآفرين بودن و رساندن سازمان به اهداف موردنظر خود را دارا هستند.كارآفريني سازماني معمولاً از كارآفريني مستقل مشكل تر است. برخي از اين مشكلات برمي گردد به ماهيت سازمانهاي بزرگ.
اصولاً رده هاي فراوان مديريتي نياز به كنترل هاي هميشگي دارند و وجود فرهنگ محافظه كاري باعث مي شود كه فعاليت هاي كارآفرينانه در سازمان هاي بزرگ پا نگيرد. مسئله ديگر توجه سازمان ها به سودهاي كوتاه مدت و تنظيم استراتژي هايي است كه اقدامات كوتاه مدتي را در پيش مي گيرند. مسئله ديگر فقدان استعدادهاي كارآفرين است چرا كه كارآفرينان واقعي زندگي كارآفرينانه مستقل را به يك زندگــــي با امنيت بيشتر در شركت ترجيح مي دهند. آنها ممكن است ابتدا در شركتهاي بزرگ مشغول به كار شوند. اما پس از چند سال آنجا را ترك مي كنند. مشكل آخرين نيز مربوط به شيوه هاي نادرست پاداش است. هر نوع برنامه حقوق و دستمزد كه برپايه ساعت كار و يا حقوق ماهانه باشد، انگيزه اي را براي كارآفرينان به وجود نمي آورد، گرچه پاداشهاي مالي براي كارآفرينان اهميت خاصي ندارد، اما براي تداوم نوآوري، برخي از سازوكارهاي پاداشي بايستي ايجاد شود.
براي رفع اين موانع، پنج پيشنهاد عمده ارائه مي شود:
ايجاد يك مدل براي كارآفريني سازماني: كارآفريني سازماني به اشكال مختلف وجود دارد و هر سازماني بايد مدل مخصوص و مناسب براي خود به وجود آورد. اما ساختار كلي و شرايط لازم براي توسعه كارآفريني سازماني مي تواند به اشكال زير باشد:
- ايجاد يك سازمان ارگانيك كه در آن تمامي اجزاي سازمان حاوي كارآفريني سازماني باشند؛- ايجاد يك گروه توليد و ارائه محصولات و خدمات جديد در سطح معاونت سازمان كه نياز به حمايت مالي و معنوي سازمان دارد؛معاونت جديد اين اختيار را دارد كه بخشهايي از سازمان را براي نزديكتر كردن به اهداف كارآفريني سازماني، تجديد ساختار كند.اين معاونت بايستي حامي فرهنگ كارآفرينانه باشد و كاركنان را براي توليد ايده هاي متنوع و جديد آموزش دهد؛- ايجاد يك شعبه براي خلق محصولات و خدمات جديد مزيت ايجاد اين واحد جداگانه براي سازمان مادر اين است كه مي تواند از نتايج فعاليتهاي كارآفرينانه سود ببرد، بدون آنكه اين فعاليتها محل ديگر فعاليتهاي سازمان مادر باشد؛- تاسيس يك بخش در دپارتمان منابع انساني كه افرادي را كــــه به كارآفريني علاقه نشان مي دهند تشويق كند و آموزش دهد.
- توسعه فرهنگ كارآفريني سازماني: و آن عبارت است از فرهنگي كه اجازه مي دهد كارآفريني علي رغم وجود همه محدوديتها در سازمان رشد كند.
صاحبنظران عناصر زيادي را براي فرهنگ كارآفريني سازماني برشمرده اند كه در اينجا به تعدادي از آنها اشاره مي كنيم:
- به كارآفرينان سازماني اجازه داده شود كه در زمينه هاي دلخواه خويش فعاليت كنند؛- به آنها اجازه داده شود كه در كل مدت يك پروژه (از ابتدا تا انتها) حضور داشته باشند، زيرا وجود آنها استمرار و انگيزشي به كل مجموعه پروژه مي دهد؛- وجود منابع مازاد بر فعاليتهاي عادي سازمان جهت انجام فعاليتهاي كارآفرينانه؛
- فرهنگ تحمل شكست، خطر و اشتباه؛- همكاري ها و تعاملات همه جانبه بين واحدهاي سازماني؛
- استفاده از تيم هايي كه افراد از تخصص ها و واحدهاي گوناگون در آن حضور دارند و سود بردن از مهارت ها و ديدگاه هاي مختلف اعضاي تيم.
شناخت افراد مستعد براي كارآفريني: در سازمانهاي سنتي كه قصد حركت به سمت كارآفريني سازماني دارند، بايد افرادي كه داراي تمايلات كارآفرينانه هستند، شناسايي شوند. اصولاً 2 گروه از افراد بايد شناسايي شوند: نوآوراني كه به طوركامل استعداد مديريتي نيز دارند؛ و اعضاي بالقوه تيم ها كه همراه با گروه اول بتوانند به طور كامل مفاهيم مربوط به كارآفريني را توسعه دهند.
پاداش دادن به كارآفرينان سازماني: طراحي يك سيستم پاداش براي كارآفرينان سازماني نيازمند اين است كه مديران عالي هم از نياز كارآفرينان سازماني آگاه باشند و هم از نياز كارمندان عادي. اين پاداش هم بايد پولي باشد و هم غيرپولي. اما جنبه هاي غيرپولي مهمتر است. پاداشهــاي غيرپولي براي كارآفرينان سازمان مي تواند عبارت باشد از: به رسميت شناختن عملكــرد او، تاثير آن بر ميزان پاداش، تهيه بودجه هاي احتياطي، ايجاد گروه هاي حمايتي يا ايجاد سيستم هاي دوگانه ارتقا بر پايه عملكرد در توسعه پروژه هاي نوآورانه.
كياسي
سايت كارافرين
 همت وكارمضاعف در حوزه كارآفريني




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در جمعه 24 اردیبهشت 1389  ساعت 5:27 PM نظرات 0

همت وكارمضاعف در حوزه بزرگان

آقای دکتر محمود مرعشی، رئیس کتاب خانه آیت الله مرعشی قم می گوید : «مرحوم پدر عزیزم در زمان جوانی از وضعیت مالی مناسبی برخوردار نبودند ، و از سویی برای آن که هجوم فرهنگی بی سابقه که سوداگران برای خروج نسخه های خطی از کشورهای اسلامی تلاش گسترده ای را آغاز نموده بودند، به ناچار برای مقابله با آن، یک وعده غذای روزانه خود را ترک کردند و شب ها پس از فراغت از درس و بحث و مطالعه، در یک کارگاه برنج کوبی تا نیمه های شب کار می کردند ، همچنین نماز و روزه استیجاری به جا می آوردند و این دستمزدها را صرف تهیه و خرید نسخه های خطّی می نمودند» .
 
ایشان در جای دیگر نقل می کند : «نسخه خطی منحصر به فرد یک کتاب رجالی (که نسخه ای نایاب و نفیس بود) در کتاب خانه [ خاله زاده ام ] آیت الله [سیّد مهدی] لاجوردی [ در قم ] وجود داشت . این جانب، سخت پیگیر خریداری آن برای مرحوم پدرم بودم . متأسفانه ایشان به این کتاب ، علاقه بسیار داشت . من نیز پنج سال تمام دنبال آن بودم . حتی یک بار، اشک ریختم و به آقای لاجوردی اظهار داشتم : بسیار دل شکسته شدم . واپسین بار که به منزل ایشان برای زیارت خاله ام (که مادر ایشان بود) رفته بودم ، خاله ام به ایشان فرمود : «چنانچه کتاب را به ایشان ندهی، از تو دلگیر خواهم شد» .
 
سرانجام در همان روز ، کتاب را به این جانب واگذار نمود . سپس با سرعت به سوی منزل پدرم شتافتم و به حضور معظم له رسیدم و مژده کتاب را دادم. پدر، سر را بلند کرد ، نظری به آسمان افکند و فرمود :«فرزندم! رضایت پدر ، بزرگ ترین سرمایه ای است که خداوند به تو عنایت فرموده است» .
 
خدا را سپاس که توانسته ام پدر را از خود ، راضی نگاه دارم .5
 

پی نوشت :
 
5. فهرست نسخه های خطی کتابخانه آیت الله مرعشی ، ج 33 ، قم : کتاب خانه آیت الله مرعشی ، ص 124 و 374 .
 

منبع :
 
دوماهنامه حدیث زندگی ، شماره
همت وكارمضاعف در حوزه بزرگان




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در جمعه 24 اردیبهشت 1389  ساعت 5:21 PM نظرات 0

 همت وكارمضاعف در حوزه بزرگان

ستاد شهید مطهری از دانشمندان اسلامی است که ویژگی های بارز علمی او باعث شده است تا پس از سال ها از شهادت آن استاد فرزانه، هنوز درباره اندیشه های مکتوب و شفاهی‌اش بحث ها صورت گیرد و همواره به عنوان اسلام‌شناسی آگاه، عالمی زمان شناس، دانشمندی دردآشنا و فیلسوفی توانا مورد علاقه فرهیختگان و جوانان فکور باشد.

استاد مطهرى را به عنوان یک روحانى و اسلام شناس برجسته، به عنوان یک فیلسوف و متفکر ژرف اندیش، به عنوان یک استاد و نویسنده نمونه و به عنوانهاى دیگرى از این قبیل شناخته ایم. اما شناخت او به عنوان یک مصلح اجتماعى، نیاز مغفولى است که کمتر در مورد آن بحث شده است.



استاد مطهری شخصیتی بود بود که پاسخ‌گویی به شبهات زمانه و مقابله با انحرافات فکری و عقیدتی و عملی را مورد همت خویش ساخته بود تا آنجا که در قبال این مجاهدت عظیم علمی جان خویش را فدای آرمان خود ساخت.

نوشتار زیر گفت‌وگوی خبرنگار خبرگزاری رسا با حجت الاسلام احمد مبلغی، رییس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی است که کوشیده با روش شناسی علمی به نقش اجتماعی و خصوصیات استاد مطهری بپردازد.

 یکی از مباحثی که در مورد اندیشمندان مطرح می‌شود روش شناسی علمی آن ها است، لطفا در مورد روش علمی استاد شهید مطهری و مشخصه‌های بارز فکری وی توضیح دهید.

شهید مطهری یک کتاب قبل مطالعه برای جامعه امروز است، برای تمام نسل جوان از همه سطوح؛ برای حوزویان و دانشگاهیان و پژوهشگران و کسانی که در عرصه تبیین دین قدم برمی دارند، شناخت روش و ویژگی های نهفته در روش او لازم است.

چند ویژگی بارز در شهید مطهری دیده می شود، اول اینکه سعی می‌کرد اندیشه های دینی را در خلاء پیگیری نکند و به صورت انتزاعی ارائه نکند، بلکه به کاربرد اندیشه و تجلی آن در جامعه عنایت داشت و آن بخش هایی از اندیشه را مطرح می کرد که دارای یک کارکرد در جامعه باشد. این مساله نشات گرفته از تفکر وی در مورد اسلام پاسخگو بود، به عنوان نمونه وقتی به مباحث کلامی نگاه می‌کنیم عمده بحث ها به صورت کلی و غیر معطوف به زمان است اما ذهن کارکردگرای استاد حتی این مباحث کلامی را با توجه به تجلی آن در روزگار و نوع تجلی آن ارایه می کند و در موضوعاتی مانند صفات الهی و خداشناسی به نمود بیرونی آن در جامعه توجه دارد.

به نظر من گفتمان کلامی استاد از دیگران به این جهت که دارای جنبه معاشرت با زمان است و کلام را به صحنه جامعه می‌آورد، از مباحث کلامی دیگران متمایز و برتر است و وی  یک تحول آفرینی در این زمینه داشت.

دومین ویژگی این استاد شهید، قدرت تشخیص جایگاه اندیشه بود که با تمام توان بین اندیشه هایی که دارای وضعیت زیر ساختی و وضعیت روبنایی بود، تفکیک قایل می شد، در حالی که این مساله در افکار بسیاری از متفکران کمتر دیده  و اندیشه‌ های آنان به صورت مخلوط ارائه می‌شود از این رو پژوهشگران باید به این نکته توجه بیشتری داشته باشند.

سومین مشخصه استاد مطهری این بود که اگر اندیشه ای به صورت درست و نادرست و بصورت حق و باطل ارائه می شد، توان تفکیک بین سره و ناسره را داشت و آن را به درستی تحلیل می کرد و بخش های درست را ارایه می‌داد.

چهارمین نکته ای که می توان درباره شهید مطهری بیان داشت، اکتفاء نکردن به بیان اندیشه بود، بلکه وی به سراغ اندیشه ها و مکاتب روز می رفت و سعی می کرد میان اندیشه های اسلامی و دیگر اندیشه های مطرح تطبیق کند تا اندیشه اسلامی با تمام زوایا و برتری ها جلوه‌گر شود، البته فضای مقایسه ای استاد مطهری دارای یک امتیاز خاص است چرا که وی دقیقا به نقطه برخورد و محل تضارب آراء اشاره می کرد. ذهن دستگاه‌مند، پیگیر و هدفمند وی با سیر در اندیشه‌های موازی و رفت و برگشت های ذهنی، به محل تلاقی افکار می رسید و آن را مطرح می‌کرد.

نکته پنجم که باید به آن اشاره کنم، تفکر شهید مطهری در مورد جامعیت و شاملیت اسلام است که نیازی به وام گرفتن از مکاتب دیگر ندارد و دین اسلام مجموعه ای به هم پیوسته و منسجم است که پاره ای از آن پاره ای دیگر را تکمیل می کند، استاد مطهری در بحث های خود از این خواستگاه بحث می کرد.

 استاد مرتضی مطهری از دانشمندانی بود که حس خیر جویی اجتماعی در وجودش موج می زد و بعنوان یک مصلح اجتماعی در عرصه فکر و عمل شناخته شده است، روش استاد را در مقابله با معضلات فکری و رفتاری جامعه تبیین کنید .

شهید مطهری برخوردار از ذهن دارای دقت در جامعه و روان آدمی بود و به نگاه ها و نکات روان شناختی در عرصه اجتماع توجه داشت.

در بیان معضلات اجتماعی، وی چند ویژگی داشت، اول اینکه یک معضل را جدای از سایر معضلات جامعه مطرح نمی‌کرد و معضلات را به صورت جزیره‌ای پراکنده و جدا از هم نمی‌دیدند بلکه با نگاه جامعه شناختی به ربط و پیوند میان معضلات توجه داشت.

دوم اینکه به بیان معضل و مشکل اکتفاء نمی کرد، بلکه سریع به بیان راه حل برخواسته از مکتب ناب الهی می پرداخت، و در همین راستا اگر به معضلی اشاره می کرد چند برابر آن پاسخ می داد.

نکنه دیگری که باید اشاره کنم این است که هیچ گاه معضل را در قالب یاس آور ارائه نمی کرد، بلکه با امید و شوق به اصلاح آن و با نگاه سهولت ساز و افق آینده به راه حل دادن برای آن مشکل فکری یا معضل اجتماعی می پرداخت، از این رو با مطالعه کتاب های ایشان ناامیدی به خواننده منتقل نمی شود؛ خلاصه اینکه ادبیات او ادبیات ناامید کننده نیست.

ویژگی دیگر استاد مطهری در مقام یک مصلح اجتماعی، توجه به جایگاه معضلات بود تا مشکل درجه سه و چهار جای معضل درجه یک را نگیرد، یعنی در طبقه بندی معضلات، اول به مشکلاتی که جنبه علّی داشتند می پرداخت که این ناشی از ذهن فلسفی و دقت علت یابی استاد مطهری بود.

 نقش همت و کار در زندگی استاد مطهری چگونه بود؟

از اخلاق استاد مطهری این بوده است که فوت فرصت نمی کرده و از اتلاف وقت بر حذر بوده، چه هدر دادن عمدی و ارادی و چه از نوع بی نظمی، چون بعضی وقت ها انسان زیاد کار می کند اما چون در چارچوب منظمی عمل نمی کند، بازدهی او پایین است. بهعنوان نمونه به مطالعاتی می پردازد که کمتر برای خود یا جامعه اش فایده دارد.

استاد مطهری به هیچ وجه زمان را از دست نمی داد و همت و تلاش مضاعف و انبوه شده برای کار علمی داشت. هم از نظر کمی و هم کیفی کارهای ایشان بسیار زیاد است.

 روز شهادت استاد مطهری به پاسداشت خدمات دلسوزانه این استاد در راه تربیت و تعلیم نسل جوان، روز معلم نامیده شده است، معلم چه جایگاهی در فرهنگ اسلامی دارد؟

کرامت استاد در اسلام بسیار مورد تاکید است و دارای مبانی ای است که می توان به کرامت علم اشاره کرد.

توضیح اینکه معلم چون به بیان و ارائه علم می پردازد و گوهر علم را به متعلم بیان می دارد، دارای ارزش اکتسابی می‌شود. در قرآن هم به درجات و برتری علم و عالم اشاره شده است.

مبنای کرامت استاد در اسلام، قاعده شکر است که این قاعده اگر نادیده گرفته شود، به صورت یک ویروس، تمام وجود انسان را در بر می‌گیرد و از منظر اسلام ناسپاسی از فرد، ناشکری در مقابل خداوند است.

معلم می تواند حقایق و علم را در وجود خودش حبس کند، اما با فداکاری آن را به دانش آموز ارائه می کند و او را هدایت و کمک می کند، از این رو ناسپاسی در مقابل او ، ناسپاسی در مقابل خداوند است

منبع : رسا
همت وكارمضاعف در حوزه بزرگان




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در جمعه 24 اردیبهشت 1389  ساعت 5:18 PM نظرات 0
 
همت وكار مضاعف در حوزه ورزش

کار و اشتغال، یکی از ضروریات جامعه بوده و از جهات مختلف، فواید متعددی بر آن مترتب است. یکی از ابعاد پر ثمر کار، بهره مندی اقتصادی و نجات از فقر و فلاکت است. بعد دیگر آن، به ویژه در کارهای بدنی، فواید جسمانی آن است؛ و بعد دیگر، ثمرات اجتماعی آن.

از طرفی بی کاری نیز برای فرد و جامعه، مضرات متعددی در بر دارد. بی کاری و فراغت کامل، مایه خستگی، کم شدن نشاط، تنبلی و فرسودگی، و بسیاری از مواقع، مایه فساد و تباهی و انواع گناهان است. نکته مهم، این که آمارهای نشان می دهد که به هنگام تعطیلات موسسات آموزشی، میزان فساد گاهی تا هفت برابر بالا می رود!

به همین جهت، در احادیث اهل بیت نبوت علیه السلام به شدت از بی کاری نهی و به کار کردن و اشتغال، ترغیب و تشویق شده است. توجه شما را به نمونه هایی در این خصوص جلب می کنم:

امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمود:

"ان الله تعالی لیبغض العبد النّوام، انّ الله لیبغض الفارغ.

همانا خداوند بنده پر خواب را مبغوض می شمرد، همانا خداوند انسان بی کار را دشمن می دارد."

امام علی علیه السلام فرمود:

"ان الاشیاء لمّا ازدوجت، ازدوج الکسل و العجز، فتتجا بینهما الفقر؛

هنگامی که موجودات در آغاز با هم ازدواج کردند، تنبلی و ناتوانی با هم پیمان زوجّیت بستند و فرزندی از آن ها به نام "فقر" متولد شد."

ما در این جا در صدد بیان "فواید جسمانی کار بدنی" هستیم می دانیم که بین کار بدنی و ورزش رابطه نزدیک و تنگاتنگی وجود دارد و شاید بتوان همه کارهای بدنی را به نحوی ورزش دانست. در کتاب ارزشمند وسائل الشیعه، که از کتب حدیثی مرجع محسوب می شود، یک باب در مورد "استحباب کار کردن به دست خویش" (نه به کارگیری کارگران دیگر و استخدام آن ها) وجود دارد، تحت عنوان

"باب استحباب العمل بالید."

در این باب، نمونه هایی چند از ائمه معصومین علیه السلام آورده شده که خود آن حضرات- با وجود بی نیازی از کار- به کارهای سخت و طاقت فرسای بدنی می پرداخته و می فرموده اند: "دوست دارم در این راه، اذیت شده و عرق بریزم."

اکنون به برخی از فواید کار بدنی- که در واقع فواید ورزش نیز هست- اشاره می نمایم:

1- توانایی های جسمانی انسان را از مرحله استعداد و قوّه، به مرحله فعالیت رسانده و شکوفا می سازد.

2- بدن انسان را در برابر بیماری ها و دشواری مقاوم می نماید.

3- استعدادهای فکری و نظری او را به هنگام درگیری با کارها و تلاش برای حل مشکلات کاری، آشکار می گرداند.

4- عضلات بدن را پیچیده و نیرومند می کند.

5- انسان را از کسالت خارج کرده، به وی نشاط می بخشد.

6- به قوای انسان کمال و ازدیاد می بخشد، همان گونه که حضرت علی علیه السلام فرمودند:

"من یعمل یزدد قوه، من یقصر فی العمل یزدد فترة؛

هر کس کار کند، قوّتش بیشتر شده، و هر کس در کار کردن کوتاهی کند، ضعیف تر خواهد شد."

7- موجب حفظ سلامتی، توازن و تناسب اعضای بدن انسان است.

و به طور خلاصه می توان گفت: همان گونه که انسان به غذا احتیاج دارد، همین طور به کار، فعالیت، تحرک و ورزش نیز نیازمند است. کار و تحرک برای بدن انسان، به منزله آب است برای گیاهان، که لازمه رشد، سلامتی، شادابی و طراوت آن است.

حال که به اهمیت و فواید کار، فعالیت و تحرک بدنی آشنا شدیم، می توانیم دریابیم که، ورزش نباید به گونه ای باشد که انسان را از هر گونه کار، تلاش، فعالیت و تحرک باز داشته و منع نماید. در واقع، پرداختن به چنین ورزش هایی نقض غرض است، و نبودن ورزش هایی که انسان را به بی تحرکی و تنبلی عادت می دهند، از بودنشان بهتر است، و باید نامشان از لیست اسامی ورزش ها حذف شود.


منبع : تبیان
همت وكار مضاعف در حوزه ورزش




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در جمعه 24 اردیبهشت 1389  ساعت 4:03 PM نظرات 0

همت وكارمضاعف در حوزه رفتار

گوناگون بودن تلاش در نسل‌های بشری در درازای تاریخ،‌ بی‌گمان از اندیشه و همت بلند آنان حکایت دارد. چگونه می‌توان به جاودانه‌های هنری و علمی و فرهنگی ملت‌های زنده نگریست و نشانه‌های کار و کوشش ارزنده‌شان را سراغ نگرفت؟

 

کار و همت در ادبیات پارسی

از دیرباز در ادبیات پارسی، عالمان و شاعران اخلاق‌گرا، مردمان را به سمت کار و همت بلند فرا خوانده‌اند، زیرا آنان حیات و موفقیت فردی و جمعی انسان را در سایه این دو عامل تأثیرگذار می‌نگریستند.

آن‌گاه که عنصر کار از زندگی آدمی حذف شود، تمایل به پلیدی و تجاوز و جنایت و یغماگری پدیدار می‌گردد و آن‌گاه که عنصر همت از حیات انسان رخت بر بندد،‌ سستی و تنبلی و دریوزگی بر جامعه چیره می‌شود.

 

بدین سان روشن است که زندگی سالم و موفق بدون کار و همت امکان‌پذیر نیست. توصیه‌های اخلاقی و دینی بزرگان ادب و فرهنگ اسلامی، از جایگاه نظرگیر کار و کوشش شایسته حکایت دارد. اینک نمونه‌ای از آموزه‌های اخلاقی سعدی به دست داده می‌شود.

آموزه‌های سعدی پیرامون کار و همت

سعدی ـ استاد سخن و اندیشه اخلاقی در سده ششم هجری ـ برای پدران سفارش‌هایی چند دارد. او در اندرزهای اخلاقی و معنوی‌اش به پدران می‌گوید که هر پدری پس از ده ساله شدن پسرش می‌باید او را خردمندی آموزد و فرهنگ دوستی را در او پدید آورد، زیرا فقط از رهگذر این کوشش تربیتی پدر است که پسر نام پدر را زنده و جاودانه نگاه می‌دارد. بنابراین، بلندی نام و آوازه پدران را می‌باید حاصل همت و فعالیت فرهنگی و تربیتی آنان نسبت به نسل نو دانست. 

چو خواهی که نامت بماند به جای

پسر را خردمندی آموز و رأی

چو فرهنگ و رایش نباشد بسی

بمیری و از تو نماند کسی

بر پایه تربیت درست نوجوانان است که می‌توان چشم به راه آینده‌سازان ماند. اگر کار و همت تربیتی و فرهنگی نسل دیروز نباشد، بی‌گمان نمی‌توان از نسل امروز انتظار فرهنگ دوستی و اخلاق‌گرایی و معنویت‌جویی داشت. بدین سان سه عامل انسان و خانواده و آینده را در پیوند با کار و همت می‌نگریم.

سعدی در سفارش‌های اخلاقی خویش، از پدران می‌خواهد که پسران را در آغاز دوران نوجوانی‌شان با کار و تلاش آشنا و مأنوس سازند. این آموزه تربیتی سعدی از این نکته حکایت دارد که فرهنگ‌سازی برای کار و همت بلند انسانی و اجتماعی می باید در بستر رشد جسمانی و عقلانی نسل نو شکل گیرد. و گرنه چگونه می‌توان یک جوان مغرور و نازپرورده را به سمت کار و کوشش رهبری کرد؟ حال به این پند گران‌مایه شیخ اجل گوش دارید:

بسا روزگارا که سختی برد

پسر چون پدر نازکش پرورد

خردمند و پرهیزگارش برآر

گرش دولت‌داری بنازش مدار

تردیدی نیست که نسل‌های کارآمد و تأثیرگذار بر سرنوشت یک جامعه، در سایه‌کار و همت ساخته می‌شوند، نه در سایه تنعم و ناز پروردگی ! سعدی در برنامه معنوی‌اش از پدران می‌خواهد که در تربیت فرزندان کوشیده و آنان را با عنصر کار و کوشش آشنایی دهند. مرحله نخست این است. آن‌گاه باید او خردمند و پرهیزکار بار آورد تا تلاش‌ مادی‌اش را همراه با انگیزه‌های انسانی سازد.

دریغا! که چیرگی اشرافی‌گری با محبت‌های بی‌جا و ناپسند سبب گشته که بسیاری از پدران، پسران خود را در بستر نازپروردگی بزرگ کنند. نسل نازپرورده، چگونه می‌تواند در برابر دشواری‌های طبیعی و غیرطبیعی زندگی و زمانه دوام بیاورد؟

 
 

این که در صفحه‌های حوادث روزنامه‌ها، از انتحار و قتل و تجاوز و خیانت و متارکه زوج‌های جوان سخن به میان می‌آید،‌ چه پیام‌هایی می‌رسد؟ آیا این همه نمودار کوتاهی پدران و دیگران در پرورش فکری و روحی نسل نو نیست؟ آیا نازپروردگی و کارگریزی و همت‌ستیزی نسل نو، معلول بی‌اعتنایی نسل کهن نسبت به فرهنگ کار و همت به حساب نمی‌آید؟

مقایسه‌ای گذرا میان دختران و پسران خودساخته و فعال در عرصه‌های فرهنگی و علمی و اقتصادی، با دختران و پسران لذت‌جو و خوش‌گذران،‌ نشان می‌دهد که دو گونه خانواده و تربیت وجود دارد.

جوانانی که روی‌کرد معنوی و اخلاقی داشته و در جامعه موفقیت‌هایی کسب کرده‌اند، بی‌گمان پدران و مادران فرهیخته داشته‌اند که زندگی را بر پایه‌های ایمان و تلاش نهاده‌اند و از سویی دیگر جوانان گریزان از فعالیت‌ها و مهارت‌های تحصیلی و شغلی را می‌باید معلول روش ناپسند والدینی دانست که عنصرهای کار و همت را از فرهنگ زندگی و خانواده حذف کرده‌اند.

بیاموز فرزند را دسترنج

وگردست داری چو قارون به گنج

مکن تکیه بر دستگاهی که هست

که باشد که نعمت نماند به دست

به پایان رسد کیسه سیم و زر

نگردد تهی کیسه پیشه‌ور

سعدی در آموزه‌های تربیتی ـ خانوادگی‌اش، بر اصل کار و کوشش تکیه بسیار دارد. چه کار و کوشش پدران و مادران در عرصه پرورش شخصیت و رفتار کودکان و نوجوانان و چه کار و کوشش کودکان و نوجوانان در خانه و مدرسه و کوچه و بازار.

بی‌گمان عرصه‌ی نخست را می‌باید پدیدآورنده عرصه دیگر به حساب آورد. یعنی کانون خانواده را می‌باید زمینه‌ساز گرایش پایدار نسل نو نسبت به فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی دانست.

از این روست که سعدی تعلیم کار و دست‌رنج را ارایه می‌دهد. سعدی بر این باور است که حتی پدران ثروتمند می‌باید فرزندان و به ویژه پسران خود را از نوجوانی به سمت کار و کوشش هدایت کنند.

 
 

همان‌گونه که گردش‌های روزگار نشان داده، بسا عزیزان یا عزیززادگانی بر خاک نشستند و دست‌شان به دهان‌شان نرسیده است. چگونه می‌توان به دوام و بقای دستگاه شکوهمند خود مغرور گشت و نسل نو را بی‌نیاز از کار و همت دانست؟

در کتب اخلاقی سعدی، پیشه‌ور وظیفه‌شناس و کوشایی منزلت دارد که نان خویش را از دست‌رنج روزانه خود می‌آورد؛ نه نازپرورده‌ای که دستش را در کیسه سیم و زر پدر فرو برده و شادمانه در کوی و برزن‌ها می‌گردد.

چه دانی که گردیدن روزگار

به غرب بگرداند مثل در دیار

چو بر پیشه‌ای باشدش دسترس

کجا دست حاجت برد پیش کس

ندانی که سعدی مراد از چه یافت

نه هامون نوشت و نه دریا شکافت

به فردی بخورد از بزرگان قفا

خدا دادش اندر بزرگی صفا

سعدی در بوستان خویش، به منظور آشناسازی خانواده‌های ایران و مسلمان با جایگاه کار و همت بلند، از گردش روزگار و هجرت‌های احتمالی نسل‌ها یاد می‌کند. چه کسی می‌داند که روزی از دیاری به دیاری نیفتد و آوارگی نکشد؟ همان سان که کسی نمی‌داند که در کدام سرزمین جان می‌سپارد!

درست است که سفرها و هجرت‌ها، زمینه‌های رشد و پیش‌رفت انسان‌ها و استعدادها را فراهم می‌آورند. با این همه، نمی‌توان آسیب‌رسانی پاره‌ای از سفرها و هجرت‌ها را نادیده انگاشت. بسا مسافر و مهاجری که در دیاری ناگزیر از گدایی یا آلودگی به تباه‌کاری گردد.

از منظر اخلاقی سعدی، تربیت شایسته نسل نو که بر پایه کار و کوشش استوار است، می‌تواند تضمین‌کننده سلامت منش و کنش فرزندان در جوانی و بزرگ‌سالی شود، زیرا آنان در بستر فرهنگ فعالیت پرورده شده‌اند و به هر حال تخصص و مهارتی به دست آورده‌اند که تأمیین‌کننده نیازهای مادی‌شان باشد.

بدین‌سان، سعدی خواهان جامعه‌ای است که از فقر و دریوزگی به دور مانده و نسل برآمده از آن، نسل متخصص و فعال و کارآمد باشد؛ نه نسل خو گرفته به ناز و هوس و تجاوز به حریم مردم.

آیا مهاجران سالم و موفق در سرزمین‌های گوناگون،‌ نمودار سلامت خانواده و تربیت در دوران کودکی و نوجوانی‌شان شناخته نمی‌شوند؟ تحلیلی کوتاه و گذرا میان دو دسته مهاجران از دیاری به دیاری دیگر، روشن‌گر تفاوت دو گونه فرهنگ و تربیت خانوادگی است.

نابسامانی‌ها و آسیب‌زدگی‌های مهاجرت‌ها را می‌باید در فرهنگ و تربیت منفی سراغ گرفت. یعنی همان فرهنگ و تربیتی که هرگز به کار و همت انسانی بها نداده‌اند. جامعه‌شناختیِ پدیده مهاجرت به خوبی نشان‌دهنده این تفاوت و تمایزهای فرهنگی و اخلاقی است.

اساساً نگرانی‌های پدیدآمده از مهاجرت‌های داخلی یا خارجی را می‌باید در پیوند با کارگریزی و همت‌ستیزی دانست. یک متخصص مهاجر، مایه ننگ و عار جامعه و تمدن خویش است یا سبب افتخار؟

این که جامعه‌شناسان و روان‌شناسان نسبت به مهاجرت‌ها و مهاجران بیش‌تر دیدگاه منفی‌شان را مطرح می‌کنند، بدین دلیل است که آنان به گفته سعدی، بدون هنر و پیشه‌ای از جایی به جایی کوچ کرده‌اند.

پیداست که نداشتن مهارت و تلاش، سبب روی‌کردهای غیراخلاقی گشته و جامعه را در جهت آسیب‌زدگی‌اش تقویت می‌کند.

پسر را نکو دار و راحت رسان

که چشمش نماند به دست کسان

هر آن کس که فرزند را غم نخورد

دگر کس غمش خورد و بدنام کرد

سعدی بر این باور است که پدران و مادران می‌باید غم‌گسار دختران و پسران خود باشند، نه آن کسان که نقاب غم‌گساری بر صورت زده و در پی بدنامی جوانانند، پدر یا مادر چگونه می‌تواند غم‌گساری کند و فرزندان خود را در آغوش مهر و محبت نگاه دارد؟ بی‌گمان آنان می‌باید نسل خود را با کار و همت آشنا سازند. جدایی محبت و فعالیت را باید بستر گرایش‌های ناسالم اخلاقی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی جامعه به حساب آورد.

سعدی اگر خانواده‌ها را با مسؤولیت پرورش فرزندان در عرصه کار و تلاش آشنا می‌سازد، از یک دیگر سو، پدران و مادران را در جهت آسایش روانی و جسمانی نسل نو برمی‌انگیزد.

به هر حال باید پذیرفت که جامعه سالم و فعال و نمونه در پیوند با خانواده سالم و کاراندیش و همت‌گرا فراهم می‌آید؛ نه در پیوند با خانواده‌های آسیب‌زده‌ای که با کار و همت بلند بیگانه‌اند.

منبع:پژواک

همت وكارمضاعف در حوزه رفتار





لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در جمعه 24 اردیبهشت 1389  ساعت 3:56 PM نظرات 0


  • تعداد صفحات :14
  •    
  •   
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • 12  
  • 13  
  • 14  
POWERED BY RASEKHOON.NET