با همت و کاری مضاعف، مژده عشق و امید را هدیه می دهیم. به وبلاگ همت والا خوش آمدید
 
همت وكارمضاعف در حوزه بزرگان
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد الله رب العالمين بارى الخلائق اجمعين و الصلاة و السلام على عبدالله و رسوله و حبيبه و صفيه، سيدنا و نبينا و مولانا ابى القاسم محمد صلّى الله عليه وآله وسلّم و على آله الطيبين الطاهرين المعصومين،
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
يا ايتها النفس المطمئنه ارجعى الى ربك راضية مرضية فادخلى فى عبادى و ادخلى جنتى (1)
در جلسه اى كه به مناسبت تولد وجود مقدس اباعبدالله الحسين در اينجا منعقد بود بحثى درباره اين مطلب كردم كه اگر كسى روح بزرگ بشود، خواه ناخواه تن او به زحمت و رنج مى افتد. تنها آن تن ها و بدنهايى كه آسايش كامل و احيانا عمر دراز، خوابهاى بسيار راحت، خوراكهاى بسيار لذيذ و اين گونه چيزها بهرمند مى شوند كه داراى روح هاى حقير و كوچكند، اما افرادى كه روح بزرگ دارند، همين بزرگى روح آنها سبب رنج تن آنها و احيانا كوتاهى عمر آنها مى شود، سبب بيماريهاى تن آنها مى شود. درباره اين مطلب مقدارى بحث كردم، مخصوصا شعر متنبى را خواندم كه مى گويد:
اذا كانت النفوس كبارا
تعبت فى مرادها الاجسام
امشب مى خواهم بحثى درباره بزرگى و بزرگوارى روح بكنم و فرق ميان اين دو را ذكر نمايم كه بزرگى روح يك مطلب است و بزرگوارى روح مطلب عاليترى است؛ يعنى هر بزرگى روح، بزرگوارى نيست. هر بزرگوارى ، بزرگى هست اما هر بزرگى، بزرگوارى نيست. حال توضيح مطلب:
مسلما همت بزرگ نشانه روح بزرگ است و همت كوچك نشانه روح كوچك است.
همت بلند دار كه مردان روزگار
از همت بلند به جايى رسيده اند
ديگرى مى گويد:
بلبل به باغ و جغد به ويرانه تاخته است
هر كس به قدر همت خود خانه ساخته است
و اين در هر مسيرى كه انسان قرار بگيرد صادق است.

همت بزرگ در راه دانش

مثلا در مسير علم همتها فرق مى كند، يكى قانع است كه ديپلمى بگيرد و در حد يك ديپلمه معلومات داشته باشد كه بى سواد نباشد. ولى ديگرى را مى بينيد كه اساسا به هيچ حدى از علم قانع نيست، همتش اين است كه حداكثر استفاده از عمر خودش بكند و تا آخرين لحظه عمرش از جذب و جلب و كشف مسائل علمى كوتاهى نكند. داستان معروف ابوريحان بيرونى را شنيده ايد، مردى كه محققين اعتراف دارند كه هنوز مجهول القدر است. اين مرد حكيم، رياضيدان، جامعه شناس و مورخ، مرد فوق العاده اى است بعضى او را بر بوعلى سينا ترجيح مى دهند. البته اگر بعضى از قسمتها و نواحى را در نظر بگيريم مسلم ابوريحان بر بوعلى سينا ترجيح دارد، همين طور كه در بعضى قسمتهاى ديگر بوعلى بر ابوريحان ترجيح دارد. اين دو معاصر يكديگر هم هستند. اين مرد شيفته دانش و تحقيق و كشف جديد است. سلطان محمود بالاجبار او را احضار مى كند، مى رود ولى مانند هر مرد باهمتى از هر فرصتى استفاده مى كند. سلطان محمود هندوستان را فتح مى كند. به همراه سلطان محمود به هند مى رود. مى بيند در آنجا گنجينه اى از اطلاعات و علوم است ولى زبان سانسكريت را نمى داند. اين زبان را در پيرى به حد اعلى ياد مى گيرد. سالهاى زيادى در آنجا مطالعه مى كند، اثرى به وجود مى آورد به نام تحقيق ما للهند من مقولة مر ذولة فى العقل او مقلولة كه اين كتاب امروز يكى از منابع بسيار با ارزش هند شناسان دنياست.
در وقتى كه اين آدم در مرض موت و در حال احتضار بود، يكى از فقها - كه همسايه اش بود - اطلاع پيدا كرد كه ابوريحان در چنين حالى است. رفت به عيادتش. هوشش بجا بود تا چشمش به فقيه افتاد يك مساله فقهى (2) از باب ارث يا جاى ديگرى از او سؤال كرد. فقيه تعجب كرد و اعتراض نمود كه تو در اين وقت كه دارى مى ميرى. از من مساله مى پرسى ابوريحان جواب داد من از تو سوالى مى كنم: آيا اگر من بميرم (نه اينكه من خودم مى دانم عن قريب مى ميرم) و بدانم بهتر است يا بميرم و ندانم گفت: بميرى و بدانى. گفت: به همين دليل مى پرسم. فقيه مى گويد بعدى از اينكه من به خانه ام رسيدم، طولى نكشيد كه فرياد بلند شد كه ابوريحان مرد! صداى گريه بچه هايش را شنيدم. اين را مى گويند يك مرد بزرگ كه داراى يك همت بزرگ در راه دانش است.

همت بزرگ در جمع كردن ثروت

ديگرى بزرگ است مثلا در جمع كردن ثروت. مگر همتها در گردآوردن ثروت ها متساوى است بعضى اساسا هيچ همتى در جمع كردن ثروت ندارند، هدفشان فقط اين است كه شكمشان سير بشود؛ نانى به دست بياورند ولو از راه نوكرى باشد، ولوا از راه دريوزگى باشد، ولوا راه راه تن به ذلت دادن باشد. ولى يكى مى خواهد داشته باشد، مى خواهد گرد بياورد. حال آنهايى كه همت جمع كردن ثروت را دارند، با هم مساوى هستند؟ ابدا.
برخى اساسا يك داعيه جمع كردن ثروت در وجودشان هست كه به كم قانع نيستند. اين نكته را هم عرض كنم كه گاهى بعضى از افراد بى همت به دليل اينكه عرضه ندارند، به دليل اينكه همت ندارند، به دليل اينكه مرد نيستند وقتى آدمى را مى بينند كه دنبال جمع كردن ثروت مى رود، تحقيرش مى كنند، به او مى خندند، آيات زهد را مى خوانند، دم از تقوا و زهد مى زنند، مى خواهند مغالطه كنند نه آقا! او كه دنبال جمع كردن ثروت مى رود، با همان حرص و حالت دنيا پرستى هم مى رود، او از تو ضعيف همت و دون همت گداصفت بالاتر است. مذموم است. يك زاهد واقعى مى تواند او را مذمت كند كه مرد همت است مثل على؛ مرد كار است، مرد پيدا كردن ثروت است اما آزمند نيست، حريص نيست، براى خودش نگه نمى دارد، خودش را به آن پول نمى بندد. پول را به دست مى آورد ولى براى چه براى خرج كردن، براى كمك كردن، اوست كه حق دارد اين را مذمت كند و بگويد: اى آزمند! اى حريص! اى كسى كه همت دارى، عزيمت دارى، تصميم دارى، تصميم دارى، شور در وجودت هست، نيرو در وجودت هست، چرا نيرويت را در راه جمع كردن ثروت مصرف مى كنى چرا ثروت براى تو هدف شده است ثروت بايد براى تو وسيله باشد. اما من دون همت پست نظر كه همان مال و ثروت را با نكبت و دريوزگى از دست ديگرى مى گيرم (دست او را مى بوسم، پاى او را مى بوسم كه يك هزارم، يك ميليونيم ثروتش را به من بدهد) حق ندارم از او انتقاد كنم.

همت بلند در مسير جاه طلبى و مقام

يكى ديگر در مسير جاه طلبى و بزرگى و مقام مى رود. مگر در اين جهت مردم متساوى هستند؟ نه در اينكه اسكندر مرد بلند همتى بوده است نمى شود شك كرد. مردى بود كه اين داعيه در سرش پيدا شد كه تمام دنيا را در زير مهميز و فرمان خودش قرار بدهد. اسكندر از يك آدم نوكر صفتى كه اساسا حس سيادت و آقايى در او وجود ندارد، حس برترى طلبى در او وجود ندارد، همت در وجودش نيست، خيلى بالاتر است. نادرشاه و امثال او هم همين طور. اينها را بايد گفت روحهاى بزرگ، ولى نمى شود گفت روحهاى بزرگوار، اسكندر يك جاه طلبى بزرگ است، يك روح بزرگ است، يك روح بزرگ است اما روح بزرگى كه در او چه چيز رشد كرده است شاخه اى كه در اين روح رشد كرده چيست وقتى مى رويم در وجودش، مى بينيم اين روح، بزرگ شده است اما آن شاخه اى كه در او بزرگ شده است جاه طلبى است، شهرت است، نفوذ است؛ مى خواهد بزرگترين قدرتهاى جهان باشد، مى خواهد مشهورترين كشورگشايان جهان باشد، مى خواهد مسلطترين مرد جهان باشد. چنين روحى كه بزرگ است ولى در ناحيه جاه طلبى، تن او هم راحتى نمي بيند. مگر تن اسكندر در دنيا راحتى ديد؟ مگر اسكندر مى توانست اسكندر باشد و تنش راحتى ببيند؟
مگر نادر همان نادر ستمگر، همان نادرى كه از كله ها مناره ها مى ساخت، همان نادرى كه چشمها را در مى آورد، همان نادرى كه يك جاه طلبى ديوانه بزرگ بود، مي توانست نادر باشد و تنش آسايش داشته باشد؟ گاهى كفشش ده روز از پايش در نمى آمد، اصلا فرصت درآوردن نمى كرد.
نقل مى كنند كه يك شب نادر از همين دهنه زيدر از جلوى يك كاروان سرا عبور مى كرد. زمستان سختى بود. آن كاروانسرا دار مى گويد نيمه هاى شب بود كه يك وقت ديدم در كاروانسرا محكم مى زنند. تا در را باز كردم، يك آدم قوى هيكل سوار بر اسب بسيار قوى هيكلى آمد تو فورا گفت: غذا چه دارى من چيزى غير از تخم مرغ نداشتم. گفت مقدار زيادى تخم مرغ آماده كن. من برايش آماده كردم، پختم. گفت: نان بياور، براى اسبم هم جو بياور. همه اينها را به او دادم بعد اسبش را تيمار كرد، دست به دستها و پاها و تن او كشيد. دو ساعتى آنجا بود و يك چرتى هم زد. وقتى خواست برود، دست بر جيبش برد و يك مشت اشرفى بيرون آورد. گفت: دامنت را بگير. دامنم را گرفتم. دامنم را گرفتم. آنها را ريخت؛ دامنم. بعد گفت الان طولى نمى كشد كه يك فوج پشت سر من مى آيد. وقتى آمد، بگو نادر گفت من رفتم فلان جا، فورا پشت سر من بياييد. مى گويد تا شنيدم نادر دستم را تكان خورد، دامن از دستم افتاد. گفت: مى روى بالاى پشت بام مى ايستى، وقتى آمدند بگو توقف نكنند. پشت سر من بيايند. (خودش در آن دل شب، دو ساعت قبل از فوجش حركت مى كرد) فوج شاه آمدند، من از بالا فرياد زدم: نادر فرمان داد كه اطراق بايد در فلان نقطه باشد، آنها غرغر مى كردند ولى يك نفر جرات نكرد نرود، همه رفتند.
آدم بخواهد نادر باشد ديگر نمي تواند در رختخواب پرقو هم بخوابد، نمى تواند عاليترين غذاها را بخورد؛ بخواهد يك سيادت طلب، يك جاه طلب، يك رياست طلب بزرگ ولو يك ستمگر بزرگ هم باشد، تنش نمى تواند آسايش ببيند، بالاخره هم كشته مى شود و هر كس در هر رشته اى بخواهد همت بزرگ داشته باشد، روح بزرگ داشته باشد. بالاخره آسايش تن ندارد. اما هيچ يك از افرادى كه عرض كردم، بزرگوارى روح نداشتند، روحشان بزرگ بود ولى بزرگوار نبودند.
فرق بين بزرگى و بزرگوارى چيست فرض كنيم شخصى يك عالم بزرگ باشد و فضيلت ديگرى غير از علم نداشته باشد، يعنى كسى باشد كه فقط مى خواهد يك كشف جديد كند، تحقيق جديد كند، اين يك فكر و انديشه بزرگ است، يعنى يك اراده بزرگ و يك همت بزرگ در راه علم است. آن ديگرى يك افزون طلب بزرگ است كه هميشه دنبال ثروت مى رود و ثروت براى او هدف است، يك شهوت بزرگ است، يك حرص بزرگ است. ديگرى يك رقابت بزرگ است، ديگرى يك كينه توزى بزرگ است، ديگرى يك حسادت بزرگ است، ديگرى يك جاه طلبى بزرگ است. تمام اينها خودپرستى هاى بزرگ هستند. هيچ يك از اينها را نمى شود بزرگوارى گفت؛ بزرگى هست ولى بزرگوارى نيست.

پی نوشت ها :

1. سوره فجر ، آيات 28 تا . 30
2. ابوريحان آثارش نشان می‏دهد و در شرح حالش هم كه محققين نوشته‏اند آمده است كه يك مسلمان بسيار بسيار مؤمن و معتقدی بوده است . در كتابهائی كه در فنون دينی هم ننوشته مثل " الاثار الباقية " و غير اينها مثل بو علی سينا هر جا كه اسمی از اسلام ، از قرآن و از مقررات اسلامی‏ می‏آيد بقدر خاضعانه و مؤمنانه واز روی اعتقاد اظهار نظر می‏كند كه انسان در اخلاص او شك نمی‏كند.

منبع: www.ghadeer.org
همت وكارمضاعف در حوزه بزرگان




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 8:40 PM نظرات 0
 
همت و كارمضاعف در حوزه تلاش مضاعف
کار و تلاش، سیره تمام پیامبران آسمانی است. پیامبران پیش از بعثت، به کارهای سختی، همچون: شبانی، کشاورزی و... می پرداختند. شخصیت و زندگی آنان با کار همراه بود و با تمام وجود زحمت ها و تلاش های طاقت فرسای مردم ضعیف جامعه را درک می کردند. پیامبران و ائمه معصومین علیهم السلام حتی پس از رسیدن به مقام نبوت و جانشینی، همواره با کار و تلاش مأنوس بوده اند. مقام کارگری، از دیدگاه معصومین شأن والایی دارد. از نظر پیامبر گرامی اسلام، منزلت کارگران در ردیف انبیاست. ایشان فرموده است:
هر کس از دست رنج خویش مخارج زندگی خود را تأمین کند، روز قیامت در صف پیامبران قرار خواهد گرفت و از عنایاتی که پیامبران بهره مندند، بی نصیب نخواهد ماند.
داشتن درآمد بیشتر، از درآمد کمتر مطلوب تر است، زیرا با مازاد درآمد می توان به انجام کارهای نیک و پسندیده اقدام کرد. آدمی باید با کمک به هم نوعان روح دیگر خواهی را در خود تقویت و دست تهی دستان و افتادگان را بگیرد. بدین منظور، امام علی علیه السلام در گرمای سوزان عربستان، تعداد زیادی چاه و قنات احداث کرد. نخلستانی با هزاران درخت خرما آباد کرد و زمین های بسیاری را زیر کشت برد. بعضی از قنات ها و زمین های آبادی را که خود احداث و زیر کشت برده بود، وقف نیازمندان کرد.
همچنین آن امام دل سوز، از حاصل دست رنج خود افراد بسیاری را از اسارت و بندگی نجات داد و آزادی را به آنان بازگرداند.
بنابراین، با توجه به روش و سیره ائمه معصومین علیهم السلام ، کار و تلاش از صفات پسندیده و مایه رستگاری انسان و پیشرفت جوامع انسانی است.
همت و كارمضاعف در حوزه تلاش مضاعف
هفته نامه طوبي





لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 8:30 PM نظرات 0
 
همت وكارمضاعف در حوزه رفتاري
در ادبیات اسلامی، بخشی از عزت نفس، در گرو کار و تلاش است. کار کردن، موجب می شود انسان به کمک دیگران امید نبندد و دست تکدی و نیاز به سوی این و آن دراز نکند. انسان باید بکوشد با کار و حرفه ای مخارج زندگی خود و خانواده اش را تأمین کند و اسیر محبت و منت دیگران نشود. شایدبه همین سبب است که امام علی علیه السلام در وصیتی به فرزندش امام حسن علیه السلام فرموده است:
اگر می خواهی آزاد باشی و حریت داشته باشی، مانند بندگان و غلامان زحمت بکش و کار کن. امید و آرزوی خود را از مال جمیع انسان ها قطع کن، هرگز چشم طمع به مال و ثروت و اندوخته دیگران نداشته باش. اگر کار و کسبی به تو پیشنهاد شد، نگو این کار کسرشأن من است و درجه و مقام مرا در جامعه پایین می آورد. زیرا هیچ چیز به اندازه اینکه انسان از دیگران توقع و تقاضا داشته باشد و استمداد کند، او را پست، حقیر و خوار نمی کند. تو تا وقتی از دیگران بی نیاز باشی و چشم طمع به مال کسی ندوزی و از فردی هدیه نخواهی، از همه بلندقدرتر نیزخواهی بود.
بی نیازی از دیگران و عزت نفس، در ذات کار و کوشش است. امام صادق علیه السلام در به هم پیوستگی این دو اصل می فرماید:
ای بنده خدا، عزت خود را با کار کردن حفظ کن. [شخصی] پرسید: فدایت شوم، عزت من در چیست؟ حضرت فرمود: صبح گاهان برای کسب رفتن و اعتماد به خود داشتن، عزت توست.
بنابراین، انسان باید با کد یمین و عرق جبین، خود را از ذلت و زبونی رهایی بخشد و متکی به کار و فعالیت خود باشد و دست نیاز به سوی این و آن دراز نکند. پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در توصیه ای می فرماید:
هر که برای حفظ آبروی خود از ذلت سئوال و تکدی و همچنین برای اداره خانواده و کمک به همسایه در پی کسب حلال برود و کار کند، روز رستاخیز با چهره ای تابناک مانند ماه شب چهارده به پیشگاه خداوند حضور می یابد.

همت وكارمضاعف در حوزه رفتاري
هفته نامه طوبي




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 8:24 PM نظرات 0
 

همت وكارمضاعف در حوزه تلاش مضاعف
اولا: بودجه سال 89 با کارشناسی در دولت و مجلس به سرانجام رسید و از نظر تطبیق با سیاست‌های کلی نظام منجمله، سیاست‌های کلی برنامه پنج ساله و قوانین کشور، وضع آراسته‌ای یافت، مخصوصا زمینه‌ها برای تحقق سیاست‌های اصل 44 در آن اندیشیده شد که امیدواریم در مقام اجرا به درستی سامان یابد.

ثانیا: در موضوع یارانه‌ها مجلس در فصل تصویب بودجه عملا قانون مصوب را به اجرا درآورد همان قانونی که چندماه پیش آن را تصویب نمود. در این‌جا هم همان منطق حاکم بود که چنین اصلاحی در ساختار اقتصاد کشور با شیب آرام‌تر ظرف 5 سال رخ دهد تا از نظر شدت گرانی مشکلی برای مردم ایجاد نشود، البته این نظریه کارشناسی با نظریه دولت در زمینه تغییر قیمت‌ها به صورت جهشی در تغایر بود. این اختلاف‌نظر کاملا جنبه کارشناسی و مصلحت‌سنجی برای ملت داشت و این‌گونه بحث و نظرها برای پیشبرد اهداف انقلاب بسیار ثمربخش و ضروری است به شرط این‌که تبدیل به جدال‌های فرعی سیاسی نشود.

ثالثا: در آستانه بررسی برنامه پنج‌ساله دیگر قرار داریم. وصول به اهداف سند چشم‌انداز احتیاج به چهار گام اساسی داشت، یک گام در برنامه چهارم بود که برداشته شد، اینک باید ارزیابی دقیقی از گام اول داشت و نقاط مثبت و منفی آن را یافت و فهم مشترکی از شرایطی که در آن هستیم پیدا کنیم تا گام دوم را به درستی تعریف نماییم. در گام اول سرعت حرکت به سوی سند چشم‌انداز در سطح پیش‌بینی‌شده نبوده است و طبعا نرخ رشد اقتصادی در گام‌های دیگر باید شتاب بیشتری یابد، لذا همت مضاعف و کار مضاعف، حرکتی کاملا در محل اصلی نیازهای جامعه است، اگر گام دوم توسعه کشور را تدارک زیر بناهای اصلی کشور برای شتاب در جهت پیشرفت و عدالت بنامیم تا با سرعت مضاعفی به سوی سند چشم‌انداز حرکت نماییم، باید دوره‌ای سراسر کار و کوشش متواضعانه را سرلوحه عمل خویش قرار دهیم و از اختلافات سیاسی خرد صرف‌نظر نموده، مخصوصا نیروهای اصولگرا به جای کشف اختلافات بین خود، زمان را مصروف یافتن راه‌های وحدت همه اراده‌ها و فکرها برای کار مضاعف نمایند.

رابعا: در طول یک‌سال گذشته پرونده رفتارهای آمریکا نشان‌دهند‌ی نوعی فریبکاری بود که خیلی زود وضعیت مشخصی یافت. هرچند رهبر معظم انقلاب اوایل سال 1388راهنمایی های لازم را نمودند، اما ظاهر فریبنده گفتار آنان برخی را به تحلیل‌های اشتباه انداخت، اینک در طول حوادث پیچیده سال گذشته به سادگی می‌توان مبانی عمیق و اصیل راهنمایی‌های مقام معظم رهبری را یافت که استراتژی استکباری آمریکا تغییر نیافته بلکه روکش مخملی برای خویش تدارک نموده است و نیروهای فداکار انقلاب نباید دچار رخوت و سستی شوند، بلکه باید با اراده مستحکم‌تر پیچیدگی صحنه را دریابند و مصمم به مقابله با شیوه‌های جدید استکباری شوند. همت مضاعف در راه اعتلای تفکر انقلاب اسلامی به دو رکن کار مضاعف در توسعه و پیشرفت، تحقق عدالت و مبارزه با ظلم و استکبار، مبتنی است که در دهه پیش‌رو، مبنای عمل نیروهای فداکار انقلاب اسلامی قرار گیرد.
همت وكارمضاعف در حوزه تلاش مضاعف
خبرانلاين





لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 8:19 PM نظرات 0

همت وكارمضاعف در حوزه كارآفريني

بررسي‌ها نشان مي‌دهد فرايند ايجاد شغل جديد يك جريان پوياست. به همين دليل در دامنه زماني تحقيق، تغيير و تحولات زيادي از قبيل استعفا، مرخصي، بازنشستگي و موارد ديگر اتفاق مي‌افتد كه موجب سخت‌شدن اندازه‌گيري دقيق توليد مشاغل جديد مي‌شود. نوآوري در شركت‌هاي كارآفرين (نوآوري محصول، روش، منابع يا بازار) ممكن است با ساير كالاها و خدمات مرتبط باشد ؛ اگر ارتباط داشته باشد اين ارتباط باعث افزايش يا كاهش تقاضا براي كالاهاي ديگر مي‌شود و درصورتي كه باعث افزايش يا كاهش تقاضاي كالاي ديگر نشود، درحقيقت در حكم آن است كه ارتباطي با آن كالا ندارد. چنانچه باعث كاهش تقاضا براي كالاي ديگر شود در حقيقت موجب خروج تعدادي از توليدكنندگان آن كالا از بازار خواهد شد و اين همان جابه‌جايي مشاغل يا انتقال بيكاري به بخش‌هاي ديگر است.

چنانچه نوآوري در يك شركت كارآفرين باعث افزايش تقاضا براي كالاي ديگري شود يا منجر به ايجاد تقاضاي جديدي شود، با توجه به ثابت بودن درآمد، مصرف‌كننده بايستي يا كالاي خدمات ديگري را از سبد كالاهاي مصرفي خود خارج سازد يا مصرف آنها را كم‌كند كه نهايتا منجر به كاهش تقاضاي كالاي ديگر و بيكاري سازندگان آن مي‌شود يا بايستي  از پس‌انداز خود بكاهد كه آن نيز موجب كاهش سرمايه‌گذاري و سپس كاهش اشتغال خواهد شد.

اگر كارآفريني را به مفهوم واقعي آن يعني ارزش آفريني تعريف كنيم، كارآفرينان ارزش‌آفرينان موتور توسعه اجتماعي، سياسي و فرهنگي نيز خواهند بود و به همين جهت آن را يك روش و شيوه زندگي تعريف كرده‌اند كه نه تنها با جهان‌بيني و ايدئولوژي اسلامي مغايرتي ندارد بلكه مي‌توان به قوت اظهارداشت كه اولياء و انبياء الهي همگي ارزش‌آفرينان بزرگي بوده‌اند. لذا دولتمردان و مسئولان مي‌بايست بستري را براي رشد، پيشرفت و آموزش و پرورش چنين افرادي مهياسازند. به همين جهت بايد به جاي تمركز بر اشتغال و اشتغال‌زايي به ابتكار و نوآوري توجه‌كرد، بدين وسيله بستر را براي توسعه اجتماعي‌، فرهنگي و سياسي نيز آماده كرده‌ايم‌.

تا سال 1976 صاحب‌نظران اقتصادي از نظر اشتغال زايي تفاوت بسياري بين شركت‌هاي كوچك و بزرگ قائل نبوده و بالطبع فكر مي‌كردند شركت‌هاي بزرگ، اشتغال‌زايي بيشتري دارند تا اينكه پروفسور ديويد برچ در سال 1976 در انستيتو تكنولوژي ماساچوست آمريكا اعلام كرد منبع اصلي اشتغال، شركت‌هاي كوچك هستند و تحقيقات‌اش‌نشان داد كه 5/81درصد از كل مشاغل جديد ايجاد شده در آمريكا طي سال‌هاي 1969تا 1976 توسط شركت‌هاي كوچك كمتر از 100 نفر به‌وجودآمده است. نتيجه تمام تحقيقات برچ بيش از اين نيست كه شركت‌هاي كوچك كارآفرين، سهم بالايي در كارهاي جديد ايجاد شده خالص دارند.

راهكارهاي ايجاد اشتغال

1 - تلاش‌ جهت‌ بهبود فضاي‌ كسب‌وكار
2 - توسعه‌ فعاليت‌هاي عمراني‌ در جهت توسعه‌ رفاه‌ و ايجاد اشتغال‌ مولد
3 - توسعه‌ فعاليت‌هاي تكنولوژي‌ اطلاعات ‌(IT) در كشور
4 - ممانعت‌‌ از ورود قاچاق‌ كالاهايي‌ كه‌ توليدشان در كشور امكان‌پذير است
5 - بهبود سودآوري‌ با محاسبه‌ ريسك‌ سرمايه‌گذاري‌ در صنعت‌ و خدمات‌ در مقايسه‌ با ساير فعاليت‌ها؛ به‌نحوي‌ كه‌ تمايل‌ به‌ سرمايه‌گذاري‌ در فعاليت‌هاي‌ توليدي‌ و خدماتي‌ بهبود يابد.
6 - بهادادن‌ به‌ كارآفرينان

به‌طور كلي اشتغال،‌ معلول‌ توسعه ‌يافتگي‌ است  تا سرمايه‌گذاري‌ صورت‌ نگيرد، فرصت‌ شغلي‌ ايجاد نخواهد شد. سرمايه‌گذاري‌ هم‌ در درجه‌ اول‌ نياز به‌ امنيت‌ دارد. امنيت‌ فردي، شغلي، قانوني‌ و اجتماعي‌ از جمله‌ مواردي‌ است‌ كه‌ قبل‌ از هرچيز سرمايه‌گذار به‌ آنها نيازمند است.
همت وكارمضاعف در حوزه كارآفريني




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در چهارشنبه 22 اردیبهشت 1389  ساعت 11:55 AM نظرات 1
 
همت وكار مضاعف در حوزه كارآفريني

همت را در لغت به اراده و آرزو، خواهش، عزم، شجاعت و دليري و زور و قوت و طاقت معني کرده­اند. اصطلاحاتي نيز که اين کلمه در آنها به کار رفته زياد است، مانند بلندهمت، عالي­همت، دون­همت و... و بخصوص گفته­اند که ارزش مرد به اندازة همت اوست. عزم و ارادة انسان هر چه قوي­تر باشد امکان دستيابي به خواسته­هايش بيشتر مي­شود و بنابراين بايد گفت که همت پيش­زمينة هر گونه اقدام و عمل است و هر چه انسان همتش ضعيف باشد موقعيتش متزلزل­تر و ناکامي­هايش فزون­تر خواهد بود.

اسلام به ما مسلمانان راه و روش­هاي زندگي صحيح و پويا را نشان داده است. آموزه­هاي ديني ما بر تقويت اراده و تسلط بر نفس تمرکز و تأکيد دارند. شيوه­هاي تقويت ذهن و جسم و روحيه، که در بسياري از آموزه­ها و دستورات ديني ما مستتر است، همان چيزهايي است که غرب در سال­هاي اخير تلاش کرده به مدد دستاوردهاي علمي و فني به مردمش ارائه نمايد و جالب و شگفت آنکه آنها نهايتاً نه با کمک دستاوردهاي علمي بلکه با استفاده از آموزه­هاي ديني شرق و بخصوص اسلام آن اهداف را دنبال مي­کنند و البته بدون آنکه منابع و مراجع مورد استفادة خود را معرفي کنند! چرا ما با داشتن چنين منابع معنوي جاودانه­اي نبايد عزم و ارادة خود را تقويت نماييم؟    

امام علي مي­فرمايد: «دانش خود را ناداني مينگاريد، و يقين خويش را گمان مپنداريد. و چون دانستيد دست به کار آريد و چون يقين کرديد پاي پيش گذاريد.» همين جمله را اگر هر روز سرلوحة برنامة خود قرار دهيم بي­شک تحولي بزرگ در زندگي خود پديد خواهيم آورد. شعار «همت برتر» در واقع دعوت به تقويت اراده براي تحول به وضعيت بهتر است؛ همان خواستي که در ابتداي هر سال و به هنگام زمزمة دعاي تحويل سال بر زبانمان جاري مي­شود. بايد بدانيم که هيچ يک از اهداف ما محقق نخواهد شد مگر آنکه عزم و ارادة لازم براي عملي کردن آن را در خود داشته باشيم و راه رسيدن به آن را هم بدانيم. و آن راه کار و تلاش آگاهانه است.  

 

آگاهانه کار کردن

در فرهنگ غني ديني و ملي ما بر «کار» بسيار تأکيد شده است. همة ما اين آموزة گرانبها را شنيده و خوانده­ايم که «کار جوهر مرد است». انساني که از تلاش و کوشش رويگردان باشد به ورطة خواري و ذلت مي­افتد و اساساً از هويت انساني خويش دور مي­شود.

بي­ترديد منظور از کار مضاعف، اين نيست که ساعات کاري افزايش پيدا کند بلکه در وهلة اول بايد بهره­وري در تمام جنبه­هاي فعاليت­ها افزايش يابد؛ چه بهره­وري نيروي انساني و چه بهره­وري امکانات و منابع مالي. اين همان کار و تلاش آگاهانه است که بر بستر عزم و ارادة قوي و خلل ناپذير مي­تواند ما در دستيابي به اهدافمان ياري کند. کار بيشتر به مفهوم استفاده از امکانات و استعدادهاي بالقوه است؛ يعني «کار آگاهانه».

رهبر معظم انقلاب در بيانات خود در جمع مردم در مشهد در روز اول سال جاري فرمودند: «كشور آمادگى‌هاى زيادى دارد. در اين سى سال، ملت و كشور در همة زمينه‌ها پيشرفت كرده است. زمينه براى يك حركت عظيم و بنيانى، يك حركت محسوس كه اثر آن را در زندگى مردم بشود ملاحظه كرد، فراهم است. ما هم در زمينة زيرساخت­هاى اقتصادى پيشرفت­هاى زيادى كرده‌ايم. در زمينة زيرساخت­هاى ارتباطى و مواصلاتى كارهاى بزرگى انجام گرفته است. در زمينة پيشرفت علمى و فناورى، يك روند پرشتابى از چندى قبل تاكنون آغاز شده است. ملاحظه مي­كنيد؛ در زمينه‌هاى علمى، جوانان ما، دانشگاهيان ما، برجستگان و نخبگان ما به يك مراحلى دست پيدا مي­كنند كه براى يك كشورى كه از مرحلة دانش و تحقيق و فناورى و ابتكار علمى بسيار دور بوده است و فاصله داشته است، بسيار چيزهاى عجيبى است.»

از اين زيرساخت­ها و زمينه­هاي مهيا بايد استفاده بشود و اين مستلزم فعاليت بيشتر است. معنا و مفهوم کار مضاعف اين است که بسترها و ظرفيت­هاي موجود بلااستفاده نماند. از مهمترين سرفصل­هايي که مي­توان در چهارچوب «کار مضاعف» به آنها اجمالاً اشاره نمود اينها هستند:

- استفادة بهينه از موقعيت­ها و امکانات

- ابتکار در انجام فعاليت­هاي مختلف

- ايجاد ظرفيت­هاي جديد براي فعال کردن نيروهاي بيشتر و استفاده از تخصص و توانايي آنها

- تنظيم برنامه­هاي کاري و مقطع­گذاري براي دستيابي به اهداف و نتايج

- ترويج فرهنگ کار و پرهيز از بطالت و اتلاف وقت و امکانات

- کارآفريني

اين سرفصل­ها و مواردي از اين دست نيازمند واکاوي و بررسي و تعريف و تدقيق هستند تا از دل آنها برنامه­هاي نو و راهکارهاي بديع براي حل مسائل کارورزي در کشور بيرون کشيده شود.
 همت وكار مضاعف و كارآفريني




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در چهارشنبه 22 اردیبهشت 1389  ساعت 11:52 AM نظرات 0


همت وكارمضاعف در حوزه علمي 
تاليفي مدير وبلاگ
 

طبق تحقيقات به عمل آمده مطالبي كه در يك زمان ياد گرفته مي شود به شكل زير دچار فراموشي مي شود

 الف)       20 دقيقه بعد از ياد گيري 42 در صد آن فراموش ميشود
 
  ب)           24 ساعت پس ازز يادگيري 66 درصد

  ج)            6 روز پس از يادگيري 79 درصد آن فراموش ميشود

براي جلوگيري از مشكلات فوق نياز به همت و تلاش مضاعف در مرور مطالب داريد تا  بر فراموشي غلبه كنيد . در زير انواع مروربراي شما توضيح داده شده  كه نياز به تلاش مضاعف شما براي غلبه بر فراموشي دارد

1-      ياد گرفتن مطالب در اخرين زمان ممكن (اصلا توصيه نميشود )

2-      مرور مطالب در چند نوبت پياپي كه براي مواقعي خوب هست كه بخواهيم مطالب را در مدت كوتاهي به خاطر بسپاريم

3-      مرور تدريجي مطالب پس از يادگيري در فواصل معين كه اين روش بهترين روش مرور ميباشد مثل مرور مطالب پس از 24 ساعت و يك هفته و چهار هفته كه جلوگيري از فراموش آن بكند
4-نظم و انظباط در مطالعه وشيوه صحيح آن را نيز نبايد فراموش كرد
همت وكارمضاعف در حوزه علمي 
تاليفي مدير وبلاگ




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در چهارشنبه 22 اردیبهشت 1389  ساعت 11:46 AM نظرات 0


  • تعداد صفحات :14
  •    
  •   
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • 12  
  • 13  
  • 14  
POWERED BY RASEKHOON.NET