با همت و کاری مضاعف، مژده عشق و امید را هدیه می دهیم. به وبلاگ همت والا خوش آمدید
 
همت وكارمضاعف در حوزه بزرگان

امام علی علیه السلام در هشداری، بی کاری و تن پروری را نکوهش کرده و فرموده است: «با اراده سست، ضعف پیشگی، و گرایش به بی کاری، بعید است که انسان به سعادت برسد».
بی توجهی به کار و روی آوردن به تنبلی و بی کاری، در حوزه اقتصاد، روان شناسی و جامعه شناسی، به عنوان یک معضل و پدیده زیان بار معرفی شده است که اختلالات روانی، نابهنجاری های اجتماعی و بزهکاری از پی آمدهای آن است. ادامه یافتن این مشکل برای مدت طولانی، آسیب های روانی جبران ناپذیری را در سطح کلان به وجود می آورد؛ آسیب هایی که عزت و اعتماد و اتکای به نفس را از افراد بی کار می گیرد.
بی کاری، تنها ریشه اقتصادی ندارد، یعنی حتی با جریان فعالیت های اقتصادی نسبتا مطلوب در جامعه و وجود مشاغل کافی و متنوع برای افراد، عده ای از کار کردن سرباز می زنند. این نوع بی کاری، ریشه فرهنگی دارد. در این گونه مواقع باید با ایجاد فرهنگ کار و ارزش گذاری به همه نوع مشاغل و هدایت به سمت نگاه عبادی به کار، انگیزه ها را افزایش و تعداد بی کاران را کاهش داد.
سفارش به استفاده بهینه از وقت، به منظور نهادینه سازی فرهنگ کار بسیار مهم است. اتلاف وقت از بزرگ ترین گناهان به شمار می آید و برای رسیدن به رستگاری می باید از وقت محدود و عمر کوتاه، بیشترین بهره را برد. هدر دادن وقت در قالب خواب زیاد، رفت و آمدهای غیرضروری، زیاده گویی و غیره، از نظر اخلاقی پسندیده نیست. امام علی علیه السلام در نکوهش وقت گذرانی می فرماید: «بی کاری دائمی فساد آور است.» اسلام با نگاه تکلیفی به کار و نیز جهاد خواندن آن، انگیزه کار را در مؤمنان افزایش می دهد و از طریق مبارزه با بی کاری، تنبلی و تن آسایی به احیای فرهنگ کار اقدام می کند. آموزه های دینی، بی کاری و تنبلی را عامل انحراف و ناهنجاری عنوان می کند و تن آسایی و مصرف گرایی را از عوامل فقر و نداری می داند. پیامبر گرامی اسلام با افراد بی کار به سردی برخورد می کرد و آشکارا نارضایتی خود را نشان می داد. ایشان روزی مرد نیرومندی را دید، با تعجب پرسید: آیا حرفه ای دارد؟ گفتند: بی کار است. فرمود: او که کار نمی کند، ارزشی ندارد.
بی شک انسان بی کار افزون بر رنج خود، خانواده و اطرافیانش را هم از این نظر در فشار و سختی نگه می دارد و به آنها آسیب می رساند. در سخنی امام صادق علیه السلام می فرماید: «انسان توانمند اگر کار نکند، در خوش گذرانی و بطالت می افتد و سرانجام به خود و خویشاوندانش آسیب های جدی می رساند».
امام علی علیه السلام در گفتاری، بر این مهم این گونه اشاره می کند: «سهل انگاری و تنبلی، به از بین رفتن حقوق دیگران می انجامد».
انسان تن آسا نزد خداوند هم ارج و قربی ندارد، چنان که امام صادق علیه السلام فرد بی کار را محبوب خدا نمی شمارد و می فرماید: «خداوند از خواب زیاد و بی کاری پیوسته نفرت دارد». بی کاری افزون بر زیان های اقتصادی، آثار سوء روحی، روانی دارد و در برخی از روایت ها به آثار زیان بار روانی بی کاری اشاره شده است. نفس کار، شادابی و نشاط آور است و در مقابل، بی کاری عامل افسردگی وپژمردگی روان است. از امام علی علیه السلام نقل است: «کار کردن، بر توان و نیروی انسان می افزاید.» و «عدم فعالیت بدنی، انسان را سست و ضعیف می سازد و شادابی و نشاط را از او می گیرد».
همت وكارمضاعف در حوزه بزرگان

مجله طوبي
 




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 10:28 PM نظرات 0

 

همت و كارمضاعف در حوزه بزرگان
 
ناميده شدن سال 1389 به نام «همت مضاعف و کار مضاعف» توسط مقام معظم رهبري، معطوف به يک ضرورت و مسئله‌ اساسي است که در کشور بين ظرفيتهاي عظيم و عظمتهاي ملي و دستاورد‌هاي حاصل شده،علي ‌رغم تلاشهاي صورت گرفته، فاصله ‌اي وجود دارد که جبران آن مستلزم کار و تلاش مضاعف است. از آنجا که يک اقدام اساسي براي نيل به اين هدف، فرهنگ ‌سازي و آمادگي فرهنگ عمومي کشور است، بايستي از آراء و انديشه‌ هاي نخبگان و انديشمنداني آگاه به اين مسئله‌ اساسي و همچنين توانمند در طرح مسئله و راهکارهاي حل آن سود جست که يکي از مناسب ترين‌ها شهيد مطهري است. ايشان علاوه بر صاحب نظر بودن در عرصه انديشه و نظر، خود مظهر پياده ‌سازي و عمل به همت و کار مضاعف در زندگاني نوراني اش بوده است که در اين مقاله سعي شده ابتدا با مروري بر کارنامه عملي درخشان ايشان در عرصه همت و کار، به جايگاه و اهميت همت و کار، زمينه‌هاي اقدامات تقويت کننده و بازدارنده و همچنين آثار و نتايج آن از ديدگاه استاد، با جستجو در انديشه‌ ها و آراي وي کشف و تبيين گردد؛

 

 

الگوي عيني همت و کار مضاعف:

استاد مطهري در زمان تحصيل و همچنين فعاليتهاي پس از آن الگويي از همت و کار مضاعف است که مي‌ توان شاخصه‌ هاي آن را در موارد ذيل جستجو کرد؛

1- شدت کار و تلاش در تحصيل علم:

به نقل از همسر ايشان آمده است: « برخي مواقع در اثر شدت کار و فشار تلاشهاي فکري، اعتراف مي‌ کرد که

خسته ‌ام و سرم گيج مي‌رود.» (اداره فرهنگي ستاد مشترک سپاه،1380، ص21)

ايشان براي درک و فهم عميق و دقيق دروس، تمام همت و توان خويش را به کار مي ‌گرفت. در اين رابطه به نقل از شهيد قدوسي آمده است: «پشتکار و کثرت مطالعه‌ آقاي مطهري در مدرسه فيضيه همه‌ ما را به اعجاب مي آورد. استاد مطهري وقتي اصول فقه را خوانده بود مدعي بود که جزوه و اثري نيست که در اين زمينه باشد و من آن را نديده باشم.»(همان، ص30)

2- اهتمام و تلاش در عرصه‌ سياسي:

در حالي که شهيد مطهري به عنوان يک چهره‌ علمي و فرهنگي شهرت داشت و دغدغه‌هاي علمي، بخشي از اوقات ايشان را به خود اختصاص مي‌ داد، اما ايشان در راه نيل به اهداف سياسي بلندش و در رأس آن برپايي حکومت اسلامي از عضويت در هيئت‌هاي مؤتلفه تا برگزاري جلسات درس شناخت در کانون توحيد براي حل مشکلات فکري و جلوگيري از انحراف بيشتر منافقين (سازمان مجاهدين خلق)، فروگذار نبود.

نويسنده‌ کتاب «بين دو انقلاب» در معرفي مخالفان روحاني شاه در فاصله سالهاي 1342-1356، ايشان را در زمره روحانيون مخالف تندرو دانسته و مي‌ نويسد: « آيت الله مرتضي مطهري، روشنفکر برجسته‌ گروه، ديگر شاگرد آيت الله خميني بود. او در خراسان به دنيا آمد. در قم تحصيل کرد، در دانشگاه تهران به تدريس الهيات پرداخت و با حسينيه ارشاد، همکاري نمود. مطهري همچنين چندين کتاب نوشت که محور بحث آنها تأکيد بر انطباق اسلام با جهان مدرن بود.» (آبراهاميان، 1387، ص585)

3- کار و همت در عرصه فرهنگي و اجتماعي:

 در عين حال که استاد در عرصه علمي و سياسي، تلاش و پشتکار مضاعفي داشت، اما مانعي از کار و همت در عرصه‌ فرهنگي و اجتماعي نبود.

براي هدايت و راهنمايي بشر دو راه است؛ يکي راه گفتن و نوشتن، ديگر راه پيشقدم شدن، و هرگز گفتن به قدر پيشقدم شدن، اثر ندارد. بزرگان

گفته اند: دو صد گفته چون نيم کردار نيست. (مجموعه آثار، ج32، ص181)

جايگاه و اهميت کار و همت در انديشه شهيد مطهري:

مهمترين شاخصه‌ ها و مؤلفه ‌هايي که شهيد مطهري به عنوان اهميت به کار و تلاش در اسلام مورد اشاره قرار مي ‌دهد، عبارتند از:

1- مقدس شمردن کار و تلاش: شهيد مطهري معتقد است در اسلام، کار به عنوان يک امر مقدس شناخته شده است.

2- همسويي و انطباق کار با عبادت و خداپرستي: بر خلاف وجود نگاه

دنيا گريز و رهبانيت پسند در برخي از اديان و مکاتب ديگر و همچنين تلقي منافات بين دين و عمل در نگاه مارکسيستي، شهيد مطهري بين کار و خداپرستي منافاتي

نمي‌ بيند. (همان، ج25، ص457)

3- طرد بيکاري و بيگاري: اسلام دشمن بيکاري و بيگاري است. انسان به حکم اينکه از جامعه بهره مي گيرد و بهره مي برد و به حکم اينکه کار بهترين عامل سازنده‌ خود و اجتماع و بيکاري بزرگترين عامل فساد است، بايد کار مفيد انجام دهد. اسلام، انگل بودن و کلِّ بر جامعه بودن را در هر شکل، مورد لعنت قرار داده است.(همان، ج2، ص457)

زمينه‌ها و لوازم کار مضاعف:

1ـ هدفمندي و معني ‌دار بودن کار: شهيد مطهري معتقد است؛ «انسان، مادامي که غايتي را تصور نکند، وجود ذهني برايش حل نشود، اراده‌ انجام کاري برايش پيدا نمي ‌شود. همين که غايت و فايده‌ کار در ذهنش منقش شد، آن وقت است که ميل و اراده ‌اش منبعث مي ‌گردد و فعل از وي صادر مي‌ شود.» (همان، ج2، ص422)

2ـ استعداد يابي براي کار: طبيعي است استعدادها و علايق انسانها براي انجام کارها و فعاليتها متفاوت است و لذا «هرکسي بايد کاري را انتخاب کند که در آن استعداد دارد، تا آن کار علاقه‌ او را به خود جذب کند. اگر کار مطابق استعداد و مورد علاقه انسان نباشد و انسان آن را فقط به خاطر درآمد و مزد انجام دهد، اين اثر تربيتي را ندارد و شايد فاسد کننده‌ روح هم باشد. انسان وقتي کاري را انتخاب مي‌ کند، بايد استعداد يابي هم شده باشد». (همان، ج22، ص792)

3ـ حاکميت عدالت و نفي تبعيض: از نگاه شهيد مطهري در جامعه‌ اسلامي بايد شرايط عادلانه‌ شکوفايي استعدادها فراهم آيد؛ «جامعه‌ اسلامي جامعه‌ طبيعي است، نه جامعه‌ تبعيض و نه جامعه‌ تساوي منفي. تز اسلام، کار، پرورش استعداد و استحقاق به اندازه‌ کار است». (همان، ج2، ص113)

4ـ فراهم بودن فضاي رقابت مثبت: شهيد مطهري به وجود ميدان رقابت سالم براي واداشتن افراد به کار و تلاش بيشتر، اعتقاد دارد و نبود رقابت را در خمودگي فکري جامعه مؤثر مي‌ داند. (همان، ج15، ص108)

5ـ ترکيب دانش با کار: نکته ديگر اينکه شهيد مطهري در حالي که خود يک عالم و دانشمند محسوب مي‌ شود، اين را که براي بعضي کار و براي بعضي دانش محترم باشد، نمي ‌پذيرد و حتي بهانه‌ عالم بودن براي بهره ‌گيري از نتيجه‌ کار ديگران را نيز رد مي‌ کند.

6ـ ترويج فضاي توکل و اعتماد به خدا: شهيد مطهري با نگاه به ويژگيهاي جهان‌ بيني ديني در يک پيوستار و کل مرتبط با هم مي ‌گويد: «اعتقاد درست به قضا و قدر الهي، يک نفر با ايمان را در عمل و فعاليت صحيح مطمئن تر و به نتيجه‌ کار اميدوارتر مي‌ کند». (همان، ج 1، ص413)

با چنين نگاهي، يأس و ترديد، رنگ باخته و در عوض، نشاط و اميد به نفع کار تقويت مي ‌شود.

آثار تربيتي کار:

شهيد مطهري مي‌ گويد: «بعد از ديانت، مدرسه‌ اي براي تربيت انسان، بهتر از مدرسه‌ کار ساخته نشده است.» (همان، ج22، ص 799). اثرات و تبعات تربيتي کار را که استاد، مستقيم مورد اشاره قرار داده عبارتند از:

1ـ افزايش احساس عزت و شخصيت: با توجه به آثار تربيتي کار، شهيد مطهري بر اين باور است که «نتيجه‌ کار، تنها خلاصي از فقر و گرسنگي نيست، بلکه چندين چيز ديگر هم به دنبال دارد. از آن‌ جمله اينکه کار بر عزت و شخصيت انسان مي‌ افزايد و او را در نظر خودش محترم مي ‌نمايد. يعني حس احترام به ذات و اعتماد به شخصيت در او ايجاد

مي ‌کند و بديهي است که هر چيزي که باعث و سبب محترم شدن شخصيت انسان در نظر خودش و نظر ديگران باشد، او خودش محترم و شايسته‌ تکريم و تعظيم است.» (همان، ص163)

2ـ تمرکز خيال: بيکاري و تنهايي را اسلام از آن رو منع مي‌ کند که مي‌ تواند تالي فساد شده و آثار منفي به دنبال داشته باشد. شهيد مطهري در تفسير اين کلام حضرت علي (ع) که فرموده: «اگر تو نفس را به کار مشغول نکني، او تو را به خودش مشغول مي‌ کند»، مي ‌گويد وقتي که انسان يک کار و يک شغل دارد، آن کار و شغل او را به سوي خود مي ‌کشد و جذب مي ‌کند. به او مجال براي فکر و خيال باطل نمي ‌دهد.» (همان، ج22، ص788)

از سوي ديگر، شهيد مطهري تمرکز خيال را موجب انضباط فکري و توفيقهاي ناشي از آن نيز مي ‌داند که در واقع ناشي از کار و کنده شدن از افکار پراکنده و بيهوده است.

3ـ آزادگي و شرافت: احساس

بي‌ نيازي از ديگران و شرافت مرتبط با آن در گرو کار و تلاش است.

همت، نشانه بزرگي و نشاط:

شهيد مطهري با ذکر اين جمله‌ حضرت اميرالمؤمنين علي (ع) که فرموده ‌اند: «قدر الرجل علي قدر همته»، يعني قدر و اندازه‌ هر کس همان قدر و اندازه‌ همتش است، اهميت و استحکام اين سخن را اين گونه مي ‌رساند که «جمله ‌خيلي عجيب و پر معنايي است». با چنين نگاهي ايشان همت را نشانه‌ چند ويژگي مثبت به شرح ذيل برمي ‌شمارد:

1ـ همت، نشانه‌ بزرگي روح: وي معتقد است «مسلما ً همت بزرگ، نشانه‌ روح بزرگ است و همت کوچک، نشانه‌ روح کوچک است.»

2ـ همت، نشانه‌ سلامت و نشاط روان: از زاويه ‌اي ديگر، استاد وجود همت و عمل در راستاي آن را نشانه اي از روح و روان سالم دانسته است. (همان، ج22، ص150)

3ـ همت، نشان قدرشناسي از خويش: شهيد مطهري همت را به ميزان قدرشناسي از خويش ارتباط مي ‌دهد که اين نگاه، ادامه‌ همان ديدگاه حضرت

امير (ع) به همت است. وي در توضيح اين نظر خويش مي‌ گويد: «روح بزرگ، يک آرزوي بزرگ است، يک انديشه‌ بزرگ و وسيع است، يک خواهش و اراده‌ بزرگ، يک نعمت بزرگ است... روح بزرگ به کمي و کوچکي و حقارت تن نمي ‌دهد، به کم از قدر خود راضي

نمي‌ شود.» (همان، ج17، ص660)

کارويژه ‌هاي همت:

شهيد مطهري با همتراز شمردن همت با نبوغ و حتي عشق و ايمان، برخورداري از آن را داراي اثرات و کارويژه ‌هايي

مي ‌داند که امکان فائق آمدن بر کمبودها و نواقص و پذيرش سختي و زحمت را براي انسان و جامعه فراهم مي ‌آورد. (همان، ج2، ص264).

استاد بر دو کارويژه‌ مهم تأکيد کرده‌اند:

1ـ توليد استقامت و پشتکار براي کارهاي بزرگ: استاد، انجام کارهاي بزرگ را بدون داشتن همت متناسب با آن شدني نمي‌ داند و معتقد است با همت، برخي کارهاي به ظاهر نشدني هم عملي مي‌ گردد. (همان، ج14، ص436)

2ـ جبران کمبودها و معايب: غالب اوقات، کمبود يا نبود اراده و همت موجب مي‌ شود کارها متوقف و به بهانه‌ کمبودها و مشکلات، اين ضعف توجيه شود. (همان، ج18، ص329)

موانع و آفات همت و اراده:

همت و اراده‌ همچون ساير پديده ‌ها و خصايل انساني داراي موانع بازدارنده، کاهش‌ دهنده و آفاتي است که از نظر استاد شهيد دور نمانده است. مهمترين آفتها عبارتند از:

1ـ فضاي تبعيض و بي‌ عدالتي: از ديدگاه شهيد مطهري نبايد هيچ تبعيض و بي‌ عدالتي در جامعه را برتافت بلکه «بايد اين طور باشد که روستا زادگان با استعداد بتوانند دانشجو بشوند و بعد از دانشمندي به مقام وزيري برسند و هميشه بايد اين طور باشد که پسران ناقص عقل، عقب بمانند و سقوط کنند.» در اين صورت است که صاحبان همت، انگيزه‌ بروز آن را پيدا و براي نيل به کسب بزرگي تلاش خواهند کرد.

2ـ عدم تشخيص بزرگي و کوچکي: گاهي فرد يا جامعه در تشخيص و مقياس اندازه‌ گيري کارها، اهداف و آرمانها دچار مشکل مي ‌شود و لذا همت و تلاش خود را به هدر داده و يا از وصول به اهداف و آرمانهاي بلند و بزرگ بازمي ‌ماند. استاد چنين طرز فکر و نگاهي را که صرفا ً به ظاهر امور نگريسته و نتيجه‌ مهم و اساسي را ناديده مي ‌گيرد، يک بيماري و يک انحراف بزرگ از تعليمات عاليه اسلامي» برمي ‌شمارد.

3ـ غفلت از اهتمام به تمام ابعاد سعادت: از نگاه شهيد مطهري، انسان داراي ابعاد روحي و مادي است که بايد به طور مناسب تأمين شده و براي تأمين سعادت دنيا و آخرت به کارگيري شود؛ «همت و اراده بايد صرف تأمين همه‌ شرايط سعادت گردد و ناچار بايد به نسبت معين، ميان آنها تقسيم شود و اگر جاذبه‌ يکي از آنها همت و اراده را به سوي خود بکشاند و ساير شرايط به زمين بماند، بديهي است که بدبختي رو خواهد آورد».

نتيجه ‌گيري:

مروري بر سيره و انديشه‌ استاد شهيد مرتضي مطهري و جستجوي موضوع اين مقاله يعني همت مضاعف و کار مضاعف، گوياي اين است که ايشان براي همت و کار جايگاه و اهميت بالايي قائل بوده و با نگاهي ديني به موضوع، هر دو را سرمايه‌ تأمين سعادت و نشانگر وجود سلامت روان، بزرگي روح، آزادگي و شرافت دانسته و خود نيز عامل به آن در زندگي عملي بوده و در اين نگاه از علم و تجربه‌ تاريخي و اجتماعي نيز برخوردار بوده است.

کما اينکه تحسين همت و تلاش قهرمانان تاريخي مثل اسکندر، ناپلئون و نادر که در عين انتقاد به آنان، در استاد ديده

مي ‌شود و رجوع دادن مسأله به حکايات تاريخي و اجتماعي ناشي از اين علم و تجربه‌ انساني است که در کنار نگاه ديني و آسماني استاد، هم در فهم و درک موضوع و هم کاربست آن نقش بسزايي دارد.

منبع: روزنامه رسالت

همت و كارمضاعف در حوزه بزرگان




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 10:22 PM نظرات 0
 


همت وكارمضاعف در حوزه دولت
هنوز دو ماهی از فرمایشات مقام معظم رهبری در خصوص نام گذاری سال 89 به نام "کار مضاعف ، همت مضاعف" نگذشته که دولت بی هیچ دلیل موجهی 2 روز تعطیلی در شنبه و یکشنبه 25 و 26 اردیبهشت اعلام می‌کند.
اما هنوز از این تصمیم نیز 24 ساعت نگذشته که دولت تغییر نظر داده و تعطیلی را تنها به مراکز آموزشی از جمله مدارس و دانشگاه ها محدود کرده است.
در تقویم رسمی کشور، دوشنبه 27 اردیبهشت به مناسبت رحلت بانوی اسلام حضرت فاطمه (س) تعطیلی رسمی اعلام شده و البته پنج شنبه و جمعه نیز از تعطیلات معمول کشور است با این حساب 5 روز تعطیلی درست در میانه اردیبهشت رقم می خورد.
5 روزی که بهترین زمان ممکن برای جریان داشتن کار و فعالیت اقتصادی است. نه هوا سر ناسازگاری دارد نه بحرانی گزارش شده که دانش آموزان و دانشگاهیان را بخواهد از حضور بر سر کلاس و حتی در بسیاری موارد امتحانات میان ترمی باز دارد .
اما مشکل اصلی که کارشناسان و صاحب نظران عنوان می کنند مربوط به روش مدیریتی کشور است که آن‌را قابل نقد می‌دانند زیرا تجربه سال‌های گذشته نیز نشان داده دولت از اخذ این قبیل تصمیمات که بدون هیچ "پیش آگاهی عمومی" صورت می‌گیرد ابایی ندارد.
 
 

هر چند تعطیلی بی دلیل اصلاح می‌شود اما آیا تعطیلاتی نا بهنگام برای مراکز آموزشی هم منطقی است؟ مگر نیروی فعال کاری در این مراکز مشغول به ارائه خدمات آموزشی نیستند؟

چندی پیش معاون رئیس جمهور ضمن تاکید بر کاهش تعطیلات در کشور برخی از آثار اقتصادی - اجتماعی تعطیلات در کشور را بدین شرح بر شمرده بود:1- رکود کارهای اداری و اقتصادی کشور 2- سرگردانی مردم به خصوص آنان‌که برای کارهای اداری یا اقتصادی به تهران یا شهرهای دیگر رفته‌اند.
3- کاهش بهره‌وری در بخش‌های مختلف جامعه 4- اخلال در روند جاری امور کشور 5- عقب افتادگی در کارها 6- هزینه کردن بیت‌المال و منابع ملی بدون کمترین بهره برداری برای رسیدن به چشم انداز 20 ساله.حال این تعطیلی نا به هنگام در راستای مرتفع کردن کدام یک از مشکلاتی است که خود دولتی ها عنوان می‌کنند؟
 هر چند دو خبرگزاری ایسنا و فارس دلیل این تصمیم را برگزاری اجلاس سران جی‌15 و نزدیکی این دو روز با سالروز شهادت حضرت زهرا (س) عنوان کرده اند اما قرار است این اجلاس در روز دوشنبه 27 اردیبهشت ماه برگزار شود که اساسا هیچ ارتباطی با تعطیلی‌های مذکور در روز شنبه و یکشنبه ندارد .
 آیا چنین دلیلی برای تعطیلی برای حتی مراکز آموزشی هم قانع کننده است ؟ بررسی تعطیلات و عواقب آن در کشور این تعطیلی عجیب درست در سال کار مضاعف در حالی اتفاق می‌افتد که پیش از این نیز مقام معظم رهبری فرموده اند : "این تعطیلات طولانی و بی دلیل، هیچ منطق عقلایی ندارد.
وضع خوبی نیست که اول سال، روزهای متوالی- گاهی دو هفته و گاه بیشتر- همه چرخ‌های فعالیت در کشور از حرکت بیفتد. خلاف مقررات هم هست. بنا بر مقررات تعطیلی ها محدود است. ما در این روزهای سال، تعطیلی زیاد داریم که این به زیان کشور است".
اگر به تقویم سال 89 رجوع شود 25 روز تعطیلی رسمی در این سال وجود دارد که با احتساب جمعه ها که 52 روز است و احتمال تعطیل شدن 2 روز بین التعطیلین مجموع روزهای تعطیل سال 89 به 74 روز می‌رسد.
البته هنوز احتمال بروز موقعیت های بحرانی در این آمار ارائه نشده ماجراهایی چون حمله ریزگردها و آلودگی بیش از حد هوا و یا در فصل سرما بارش های ناگهانی برف و باران که ممکن است باعث تعطیلی های اجتناب ناپذیر باشد و دلایلی از این دست و به آن بیفزایید مرخصی های قانونی کارمندی و کارگری را؛ هر کارگر یا کارمند ایرانی در طول یک سال می تواند از 30 روز مرخصی استحقاقی استفاده کند که با اضافه کردن تعطیلات رسمی و جمعه ها می شود 104 روز در سال.
با در نظر گرفتن این موضوع که روزهای پنجشنبه بسیاری از اداره ها و موسسه ها تعطیل هستند و مابقی هم نیمه وقت کار می کنند و البته مرخصی‌های استعلاجی و تشویقی، در نهایت می توان ادعا کرد که هر ایرانی یک سوم روزهای سال را در تعطیلات به سر می‌برد.
در حالی که ایرانی ها 25 روز تعطیلی رسمی در سال دارند که این رقم در کشور پیشرفته ای مثل ژاپن فقط 14 روز است.ایران به روایتی بعد از پرو و به قولی دیگر به تنهایی در مقام اول بیشترین تعطیلات رسمی سال در میان کشورهای جهان است و سنگاپور با 10 روز در رتبه آخر ایستاده است.
جالب آن که سنگاپور در رده بندی های دیگر جهانی از جمله تجارت، تولید ناخالص ملی و میزان درآمد همیشه در رده های اول قرار دارد.
در شرایطی که امسال به "همت مضاعف، کار مضاعف" نامگذاری شده است، بسیاری معتقدند تنها با اکتفا به تعطیلات ثبت شده در کشور چنین مهمی امکان پذیر نیست حال ما به جای کاستن از این تعطیلات بی هیچ دلیل موجهی به آن نیز می‌افزاییم.
تعطیلات واژه ای است که بنگاه‌های صنعتی و تولیدی به ویژه در دوران رونق کاری چندان از آن استقبال نمی کنند و این واژه برای آن‌ها مساوی است با توقف خط تولید، بیکاری کارگران، و به تبع آن کاهش سطح تولید هزینه‌های سربار اضافه.
مگر این‌که خود به کسادی بازار کار اعتراف کنیم و چشم در دست چینی‌ها داشته باشیم برای واردات کالاهای مصرفی و مورد نیاز کشور.
طی سال‌های اخیر اظهار نظرهای زیادی درباره پایین بودن بهره وری نیروی کار در کشور از سوی کارشناسان مختلف ارایه شده است؛ با این وجود کارهای عملی انجام شده برای افزایش بهره وری نیروی کار کشور، کارایی چندان زیادی نداشته، زیرا هر بار تلاشی در این زمینه انجام شده، به یک باره تعطیلات چندین روزه از راه رسیده و دوباره روز از نو و روزی از نو.
سال هاست که تعطیل بودن روزهای تعطیل در ایران مورد بحث صاحبنظران فن سیاست ، اقتصاد ، جامعه و فرهنگ است و موافقان و مخالفان آن در برابر هم صف آرایی کرده اند.
مخالفان که بیشتر کارشناسان اقتصادی هستند به آمارهای جهانی استناد می کنند که نشان می‌دهد در روزهای قبل و بعد از تعطیلات ، تعداد تاخیرها؛ غیبت ها ترک‌های زود هنگام و مرخصی های متوالی زیاد می‌شود و میزان تولید ناخالص داخلی به صورت معناداری پایین می‌آید.
این صاحبنظران معتقدند که بر طبق محاسبات آن‌ها در صورت کاهش تنها پنج روز از تعطیلات رسمی کشور بیش از 7000 میلیارد ریال از هزینه های دستمزدی که بابت روزهای تعطیل رسمی به اقتصاد مملکت تحمیل می‌شود کاسته خواهد شد.
آثار و فشارهای مخرب ناشی از تعطیلات زیاد شاید در بخش های دولتی متکی به چاه های نفت چندان نمایان نباشد اما در بخش خصوصی و نیمه خصوصی کاملا مشهود است.
در برابر این مخالفان، هستند موافقانی اغلب از جنس مسئولان اجتماعی که مدعی اند تعطیلات رسمی قادر است کمک شایانی به افزایش روحیه شادی و شادمانی در میان مردم یک جامعه روبه توسعه نظیر ایران بکند.
کارشناسان معتقدند که به جای کاهش روزهای تعطیل باید انگیزه و راندمان کار را در میان ایرانیان بالا برد. البته آمارهای قابل تاملی نیز در این خصوص ارائه شده که نشان می دهد 91 درصد مردان و زنان ایرانی در روزهای تعطیلی فقط تلوزیون تماشا می‌کنند.
در کمال تاسف باید این آمار را به دقت مورد ملاحظه قرارداد که میانگین کار مفید هفتگی در ایران فقط 6 تا 9 ساعت است، در حالی که این رقم در ژاپن 49 تا 60 ساعت و در کره جنوبی به 54 تا 72 ساعت می رسد.
موافقان برای اثبات این ادعا کشور انگلستان را مثال می آورند که تعطیلاتش از ایران هم بیشتر است اما میزان بهره وری و کار، آن قدر بالاست که جبران زیادی روزهای تعطیل را می‌کند.
در سال‌های اخیر هرچند دولت نهم لایحه‌ای را جهت کاهش روزهای تعطیل تهیه و به مجلس ارایه کرد اما با اعلام تعطیلات قریب الوقوع از سوی هیئت دولت دهم، گویا خود دولتی ها هم تمایلی به اجرای لایحه قبلی خود ندارند.
باید دید برنامه دولت برای جبران این تعطیلات و رسیدن به شعار همت مضاعف ، کار مضاعف چیست ؟ آیا طرح مقام معظم رهبری نیز چون طرح اصل 44 قرار است با کم کاری و یا تلاش معکوس دولت به فراموشی سپرده شود؟
منبع:سايت  خبري تحليلي ريشه

همت وكارمضاعف در حوزه دولت




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 10:09 PM نظرات 0
 

همت وتلاش مضاعف در حوزه ظهور

3 - برقراري امنيت

در هر فرهنگ و حکومتي، امنيت اجتماعي اصل است. از مهم ترين نيازهاي اساسي بشر، برقراري امنيّت است، امنيّت سياسي، قضايي، قانوني، اقتصادي، حقوقي، اجتماعي، فرهنگي، اخلاقي، خانوادگي .

بستر زندگي سالم و جامعه صالح و با امنيّت و آرامش را فراهم مي سازد.

قهراً جامعه ي اين چنيني آثار و برکاتي دارد که پيوندهاي انساني و اجتماعي با آرامش و بي تنش شکل مي گيرد. تلاش هاي اقتصادي با رونق و شادابي انجام مي گيرد، رفتارهاي ناهنجار اخلاقي و خشونت ها و خشم ها فروکش مي کند، قانون گرايي رواج مي يابد. صاحبان ثروت و قدرت خون فرودستان را نمي مکند. فاصله بين دولت مردان و رعيت از بين مي رود، ميدان براي نقد و نظر فراهم مي گردد و کاستي ها از روي خيرخواهي گفته مي شود. نقطه هاي قوت دولت مردان به دور از چاپلوسي و گزافه گويي مطرح مي گردد.

همه ي افراد جامعه براساس احترام متقابل به يکديگر نگاه مي کنند و به يکديگر اعتماد مي کنند و در نتيجه همگان با احساس مسئوليت همديگر را نصيحت مي کنند.

از مهم ترين محصولات امنيّت، پديدار شدن نشانه هاي عدالت است و مردم وحدت و همبستگي بيشتري پيدا مي کنند و در اين صورت است که راههاي نفوذ هجومها و شبيخونهاي دشمنان داخلي و خارجي را با تمام توان مي بندند و آقايي و سربلندي خويش را پاس مي دارند.

و يکي از خصائص و ويژگي هاي حکومت جهاني مهدويت برقراري امنيت به معناي اعم آن است، همه جا و در همه ي موارد ذکر شده، امنيت و آرامش در حد اعلاي آن توسعه و گسترش پيدا مي کند و در آن حکومت جان و مال و ناموس و آبروي مردمان از هر گزند و آسيبي در امان مي ماند.

شايد آيه ي شريفه ي سوره نور بر همين مورد يعني حکومت جهاني آن حضرت تطبيق پيدا کند.

«وليبدلّنهم من بعد خوفهم اَمنا».

امام صادق(ع) مي فرمايد: آيه ي شريفه درباره ي حکومت امام زمان است و سپس ادامه مي دهند «در آن زمان چندان امنيت بر سراسر جهان گسترده مي شود که از هيچ چيز به چيز ديگر، زيان نمي رسد، ترس و وحشتي به چشم نمي خورد. حتي جانوران و حيوانات در بين مردم رفت و آمد مي کنند و نسبت به يکديگر آزاري ندارند.

ايمان نيز که آرام بخشي دلهاست سايه خود را بر جامعه ي مهدوي مي افکند. فضاي آن روز جامعه، سرشار از اعتماد و اطمينان به يکديگر است. در پرتو کلمه توحيد دلها به هم نزديک و ضريب ناامنيها به صفر مي رسد.»

متأسفانه در جامعه هاي عصر حاضر رقابت هاي بي هدف و ناسالمي که بر اثر ترس و عدم اعتماد از يکديگر به وجود آمده و درد بي درماني است که حکومت امروز آن را به ارمغان آورده و ملت ها را فرا گرفته، ناامنيهاي خانوادگي و ناهنجاريهاي اجتماعي در اين گونه جامعه ها به خوبي نشان مي دهد که دنياي به اصطلاح متمدّن امروز صنعتي و داراي تکنولوژي در برآوردن آرامش روحي و رواني ناتوان بوده است. گرچه توانسته است تا اندازه اي زمينه آسايش مادي و جسمي شهروندان را فراهم سازد. اين واقعيت ثابت مي کند که دنياي انسانها را نمي توان هميشه و همه جا با قراردادهاي اجتماعي بي روح و خشک و بدون پشتوانه معنوي و ايماني تربيت کرد، تا در آشکار و پنهان حريم حرمت و حقوق ديگران را نگاهدار باشند و همين حقيقت نياز به آمدن شخص مصلح و رهايي بخش و نجات دهنده اي را که زمينه ساز امنيت همه جانبه باشد ثابت مي کند.

در عقايد مسلمانان و پيروان حقه محمدي(ص) آن اصلاح گر و نجات دهنده و امنيت گستر، امام زمان حضرت حجة بن الحسن(ع) است که با قيام و ظهور خود امنيت را توسعه و مي گستراند و اين نياز مهم انساني را به جامعه انساني ارزاني مي دارد و زندگي آرام بخش را براي جهان بشريت فراهم مي سازد و با تدبير چهره ي حکومت هولناک و ترس آلود را به حکومت انساني و اميدبخش بدل مي کند .

4 - سامان دهي اقتصادي

در تعاليم ديني و آموزه هاي آن بين مسائل اقتصادي و مسائل معنوي پيوندي استوار ديده مي شود. در اين باب روايات فراوان است از جمله اين روايت:

پيامبر(ص) فرمود: «لولا الخبز ما صلّينا ولا صمنا ولا ادّينا فرائض ربّنا»، بدون نان، نه عبادت مي توان کرد و نه روزه مي توان گرفت و نه واجبات ديگر را مي توان انجام داد .

«ثلاثة تحتاج الناس طراً اليها: الامن والعدل والخصب» سه چيز است که همه مردم به آن نياز دارند: امنيت، عدالت و فراواني ارزاق .

در روايات اسلامي آمده است که در فرهنگ و عدل جهاني و حکومت جهاني مهدويت(ع) اين واقعيت نويد داده مي شده که آن حضرت رفاه اقتصادي را همراه با عدالت اجتماعي به گونه اي گسترده و فراگير، فراهم خواهد آورد .

و نيز در حديث ديگر نقل شده که آن حضرت در پرتو مديريت شايسته و سالم و برنامه هاي جامع و سياستهاي واقع نگر، زمينه شکوفايي استعدادها فراهم مي آيد، تلاش و کوشش مردم با انگيزه هاي معنوي در مي آميزد و بهره گيري از منابع طبيعي و خدادادي دوچندان مي شود.

در حديث ديگر فرموده: «کار وجهه ي عبادت و تکليف به خود مي گيرد نيروهاي بالقوه و پنهان ميدان بروز و ظهور مي يابند، خلق وخوي مردم دوستي و خدمتگزاري در بين مردم، رشد مي کند.

در چنين جامعه اي زندگي اقتصادي، چهره نويني پيدا مي کند و همگان از زندگي سالم و به دور از تشويش خاطر و نگراني و اضطراب بهره مند مي شوند.

بواسطه ي پيشرفت علم و صنعت تکنولوژي در زمان آن حضرت منابع جديد و ناپيدا کشف مي شوند، و زمين آنچه در درون خود دارد بيرون مي افکند و بهره برداري از آن آغاز مي شود.»

براساس روايات در حکومت جهاني مهدويت(ع) فرآورده هايي به جامعه عرضه مي شود که تا آن روز بر بشر ناشناخته بوده است. راههاي توليد سالم و توزيع عادلانه به عنوان ارزش وظيفه ايماني و ديني نمودار مي شود و در نتيجه، اقتصاد جامعه، در پرتو مديريت صحيح آن حضرت شکوفا مي شود و برکت و فراواني نعمت، سرتاسر جهان را فرا مي گيرد و همه از نعمت الهي به آساني استفاده مي برند .

پيامبر اکرم(ص) فرمود: «ينعم امّتي في زمن المهدي(عج) نعمةً لم يتنعّموا قبلها قطّ، يرسل السماء عليهم مدراراً ولا تدع الارض شيئاً من نباتها الاّ اَخرجته». فرمود: پيروان من در زمان حکومت جهاني مهدي(عج) به آسايش و به نعمتهايي دست مي يابند که بيش از آن در هيچ دوره اي از حکومتهاي گذشته به آن دست نيافته اند. در آن دوره آسمان باران فراوان مي بارد و زمين نيز تمام روييدنيهايش را بيرون مي اندازد.

قرآن در اين باره مي فرمايد:

«ولو ان اهل القري آمنوا و اتّقوا لفتحنا عليهم برکات من السماء والارض؛ اگر مردم قريه ها ايمان آورده و پرهيزگاري پيشه کنند، برکات آسمان ها و زمين را به رويشان مي گشائيم ».

براساس اين آيه و آيات ديگر معيارهاي قرآني، تقوا و خويشتن داري، نيکوکاري و عدالت گستري ... و زمينه هاي نزول و ريزش رحمت ها و برکات از سوي پروردگار مي شود اگر فضاي جامعه، فضايي معنوي و الهي باشد و زبان هاي دعاگو، آلوده به گناه نگردد و لقمه ها حلال و قصد نيّت ها خدايي، بي شک رزق و روزي ها فراوان تر مي گردد.

روشن است هنگامي که پيوند انسانها بر پايه عدالت و نيکي شکل مي گيرد، بينوايان و مستمندان از ياد نمي روند و هر کسي مرز خود را مي شناسد و به حقوق ديگران، دست دراز نمي کند.

در چنين جامعه اي نعمت ها و بخشش هاي پروردگار بر مردمان فرو مي ريزد و بسياري از گرفتاريهاي اجتماعي، برطرف و بن بست هاي اقتصادي گشوده مي شود و راه براي پيشرفت هموار مي گردد.

 

زيرا در قرآن وعده داده شده: «من عمل صالحاً من ذکرٍ او انثي و هو مؤمن فلنحيينَّه حيوة طيبةً و لنجزينّهم اجرهم باحسن ما کانوا يعملون» حکومت حضرت مهدي(عج)، حيات طيّبه، بر پايه ايمان و عمل صالح رخ مي نمايد. از يک سو طمع هاي زايد مهار مي گردد. مساوات و عدالت دامن مي گستراند. بخل و تنگ چشمي، دامن بر مي چيند و از سوي ديگر، انگيزه ها براي تلاش بيشتر و خالص تر مي شود. و استفاده ي بهتر و سالم تر از طبيعت آماده مي گردد. طبيعي است که زمينه ي فراواني نعمت ها و رونق مسائل اقتصادي نيز پديد آيد و گسترش يابد.

امام علي(ع) در اين باب مي فرمايد: «و تخرج له الارض اَفاليد کبدهها و تلقي اليه سلماً مقاليدها فيريکم کيف عدل السّيرة و يحيي ميّتَ الکتاب والسنَّة». زمين گنجينه هاي خود را برون اندازد و کليدهاي خويش را از دَر آشتي، تسليم او سازد، پس روش عادلانه را به شما بنمايد و آنچه از کتاب و سنت مرده است زنده کند.

5 - رشد عقل و گسترش دانش

در نظام و حکومت اسلامي، عقل جايگاه ويژه اي دارد و رکن حرکت و تلاش به شمار مي رود عقل ستون نيمه ي دين است و بدون عقل دين جايگاه حقيقي خود را پيدا نمي کند. اساساً دين بدون عقل شناخته نمي شود و مجهول مي ماند. عقل است که گوهر و جوهر دين را مي شناسد و به انسان مي فهماند و دستور مي دهد در برابر آن سر فرود آورد، و به فرمانهايش گردن نهد. خلاصه، عقل، راهنماي انسان است به سوي زيبائيها، خوبيها، ارزشها، راستي ها و پرهيزدهنده از خطرها . از اين رو در قرآن از عقل به خِردورزي، انديشيدن به علم و دين آگاه شدن و فرزانگي سفارش بسيار شده است، و در فقه اسلامي نيز عقل يکي از منابع چهارگانه اجتهاد به شمار مي رود که اجتهاد بدون در نظر گرفتن اين رکن مهم و پايه استوار، ناتمام است. امام صادق(ع) درباره ي پرسش شد جايگاه عقل در زندگي بشر چگونه است؟ حضرت در پاسخ مي فرمايد: «العقل ما عبد به الرحمن و اکتسب به الجنان». يعني عقل چيزي است که به آن خداوند عبادت مي شود و بهشت به دست مي آيد. سپس سؤال کننده پرسيد: آنچه معاويه در زندگي خود به کار بست چه بود؟ حضرت در پاسخ فرمود: «تلک النکراء، تلک الشيطنة و هي شبيهة بالعقل و ليست بالعقل» يعني آنچه معاويه داشت، نيرنگ، فريب و شيطنت بود و آن مانند عقل بود نه خود عقل .

در حکومت اسلامي مهدويت(ع) عقل و بندگي، عقل و اخلاق، عقل و ارزش و عقل و تقوا پيوند ناگسستني دارند. هرگاه عقل با يکي از اينها که برشمرديم و صدها ارزش والاي ديگر، همراه نبود از مدار خارج مي شود و جامعه به نيرنگ مي آلايد و هرگونه سودجويي، استثمار، استعمار و به بردگي واداشتن ديگران، خردورزي نام مي گيرد. علم و تکنولوژي که دستاورد عقل و خرد است، اگر با عقل سالم، عقل به دور از هوي و هوس و اگر عقل به دور از آلودگي ها به کار گرفته نشود، فاجعه به بار مي آورد، همان فاجعه اي که امروز شاهد آن هستيم .

عقل سالم، محور جامعه انساني و حکومت اسلامي است که راهنما به سوي نيکي ها، زيبائيها و ارزشهاست . عقل است که با اخلاق همراه و هم خانه و همزاد است و جدايي بين آنها در پندار نگنجد.

در آموزه هاي ديني، بويژه شيعي، به پيوند عقل و اخلاق توجه ويژه شده است.

امام صادق(ع) مي فرمايد: «انّا لحبّ من کان عاقلاً، عاملاً، فهماً، فقيهاً، حليماً، مدارياً، صبوراً، صدوقاً و وفيا». ما دوستار کساني هستيم که عقل، دانش، فهم، فقاهت، بردباري، نرمش و صبر دارند و اهل وفا و راستي اند.

امام صادق(ع) فرمود: «العلم سبعة و عشرون حرفاً فجميع ما جاءت به الرّسل حرفان فلم يعرف الناس اليوم غير حرفين، فاذا قام قائمنا اخرج خمسة والعشرين حرفا فبثها في النّاس و ضمّ اليها الحرفين حتّي يبثّها سبعة و عشرين حرفا». علم و دانش بيست و هفت بخش دارد، که بشر تاکنون دو بخش از آن را آموخته است. به هنگام حکومت جهاني مهدويت(عج) بيست وپنج باب ديگر بر آن افزوده خواهد شد و در ميان جامعه گسترش مي يابد.

 

روشن است که با پيشرفت علم به رهبري پيشواي عالم و عادل، زمينه توسعه همه سويه و بهبود زندگي مردمان فراهم خواهد آمد و تغيير عميق پيدا خواهد شد.

از آنجا که علم، تيغ دو دم است، اگر به دست نااهل سپرده شود، ويران گري به بار مي آورد در برنامه ي آن حضرت «حضرت مهدي(عج)» تکامل اخلاقي، در کنار تکامل علوم نيز پيش بيني شده است.

امام باقر(ع) فرمودند: «اذا قائم قائمنا وضع يده علي رؤوس العباد فجمع به عقولهم و اکمل به اخلاقهم». در حکومت جهاني مهدويت دست محبت و امامت بر سر بندگان مي نهد.

رشد عقلاني همراه با رشد اخلاقي، جامعه اي رشيد به وجود مي آورد که شايستگي اداره تمام جهان را پيدا مي کند.

امام علي(ع) در اين باب مي فرمايد: «يعطف الهوي علي الهدي اذ عطفوا الهدي علي الهوي و يعطف الرأي علي القرآن اذا عطفوا القرآن علي الرأي» خواهش نفساني را به هدايت آسماني بازگرداند، و آن هنگامي است که ـ مردم ـ رستگاري را تابع هوي ساخته اند و رأي آنان را پيرو قرآن کند، و آن هنگامي است که قرآن را تابع رأي خود کرده اند.

بنابراين از متون و روايات چند چيز حاصل شد:

1. روح حکومت جهاني اصلاحي امام زمان(عج) که دورنمايي از حکومت والا و متعالي الهي قرآن است که تربيت و انسان سازي را با عقلانيت و سياست سازش داده است و نتيجه ي آن رهايي انسانهاي گرفتار در بند هوا و هوس و راهنمايي و ارشاد آن به سوي فضايي روشن و سعادت همه جانبه است.

2. در فرهنگ و حکومت مزبور عقل و اخلاق طوري به هم پيچيده شده که جداسازي آن دو از يکديگر کاري است ناشدني . خردورزي و تکامل مادي و معنوي، کامل کننده و ياري رسان يکديگرند.

3. بدون دين و ارزشهاي ديني و اخلاقي، بنيان هاي مدينه و حکومت هم سست و ناپايدار است .

4. مدينه فاضله ي حکومت جهاني مهدويت(عج)، سرشار از شکوفايي و بالندگي عقل ها و انديشه ها است، علوم و فنون تکامل مي يابد و بشر هر روز به شناخت هاي تازه و نويي دست مي يابد، دانايي و دانش بر جهل و غفلت، غلبه مي يابد. تکنيک و صنعت در مسير انسانيت قرار مي گيرد آن حضرت با نفس قدسي و پاک خويش بستر گسترش دانش ها و ارزش ها را فراهم مي سازد و بازدارنده ها و موانع را از سر راه بشر دور مي سازد.

کارگزاران حکومت جهاني مهدويت(عج)

در حديثي از امام علي(ع) صفات کساني که با حضرت بيعت مي کنند و بعد جزء کارگزاران حضرت قرار مي گيرند، نقل شده، حديث عبارتست از:

«يبايعون علي اَن لا يسرقوا ولا يزنوا ولا يسبّوا مسلماً ولا يَقتلوا محرّماً ولا يهتکوا حريماً محرما ولايهجموا منزلاً، ولا يضربوا احداً الاّ بالحق، ولا يکنزوا ذهباً ولا فضّة ولا برّاً ولا شعيرا، ولا يأکلوا مال اليتيم، ولا يشهدوا بما لا يعلمون ولا يخربوا مسجداً، ولا يشربوا مسکراً، ولا يلبسوا الخزّ ولا الحرير، ولا يتمنطقوا بالذّهب، ولا يقطعوا طريقاً، ولا يخيفوا سبيلاً، ولا يفسقوا بغلامٍ ولا يحبسوا طعاماً من بُرِّ، ولا شعيرٍ، و يرضونَ بالقليل، و يشتمونَ علي الطيب، و يکرهونَ النّجاسة، و يأمرون بالمعروف، و ينهونَ عن المنکر و يلبسون الخشنَ من الثياب و يتوسَدون التّراب علي الخدودِ، و يجاهدون في الله حقّ جهاده، و يشترط علي نفسهِ لهم: آن يمشيَ حيث يمشونَ، و يلبسَ کما يلبسونَ، و يرکب کما يرکبون، و يکونَ مِن حيث يريدون و يرضي بالقليل، و يملاَ الارض بعونِ اللهِ عدلاً کما ملئت جوراً يعبُد اللّه حقّ عبادتِه، ولا يأخذ حاجباً ولا بوّاباً .

1 - دزدي نکنند.

2 - زنا نکنند.

3 - به هيچ مسلماني دشنام ندهند.

4 - خون حرامي نريزند.

5 - آبروي کسي را که احترامش لازم است لگدمال نکنند.

6 - به خانه ي کسي حمله نکنند.

7 - کسي را به ناحق کتک نزنند.

8 - طلا و نقره و گندم و جو ذخيره نکنند.

9 - مال يتيم نخورند.

10 - به چيزي که نمي دانند، گواهي ندهند.

11 - مسجدي را ويران نکنند.

12 - مشروبات الکلي نخورند.

13 - جامه ي حرير و ابريشم نپوشند.

14 - کمربند زرّين نبندند.

15 - راهزني نکنند.

16 - راهها را ناامن نکنند.

17 - هم جنس بازي نکنند.

18 - مواد خوراکي چون گندم و جو را احتکار نکنند.

19 - به مقدار اندک خشنود باشند.

20 - عطر بزنند.

21 - از پليديها دوري کنند.

22 - مردم را به نيکيها فرمان دهند.

23 - ديگران را از زشتيها باز دارند.

24 - لباس خشن بپوشند.

25 - خاک را بالش خود قرار دهند.

26 - در راه خدا آن گونه که شايسته است جهاد کنند.

همان طور که در حديث فوق آمده در نظام و حکومت مهدوي کارها و پست ها، به شايستگان واگذار مي شود، ثروت هاي غصب شده به صاحبان ثروت برگردانده مي شود.

بيت المال از چنگ غارتگران و حرام خواران و خيانت پيشه گان خارج مي شود، درهاي رفاه و بهره مندي سالم از طبيعت و رزق و روزي حلال به روي مردم گشوده مي شود، ديو فقر و تنگدستي زوزه کشان سرزمين حکومت جهاني مهدويت را ترک مي کند.

همگان در اوج عزّت و به دور از هرگونه منّت و ذلّت، روزگار را مي گذرانند.

خبرگزاري روشن
همت وكارمضاعف در حوزه ظهور





لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 9:32 PM نظرات 0

همت وكارمضاعف در حوزه ظهور
در طول تاریخ هماره از سوی اندیشه های متفاوت، تصویرهایی از یک مدینه فاضله و جامعه ایده آل ترسیم شده است. جامعه ای که مولفه های راستین هر حوزه ای را فراهم آورد، کم و بیش شبیه آرزوهای دست نیافتنی است. اما در ورای این توصیف، هماره انتظار برای تشکیل یک جامعه جهانی که همه این توقعات را فراهم آورد، رویکردی است که در بحث دوران ظهور منجی مطرح می شود

عدالت اجتماعی توسعه یافته، حکومت جهانی بر محور دین و عدالت و به طور کلی محوریت خدا و عدل، مهم ترین شاخصه های چنین حکومت و رویکردی است. از سوی پژوهشگران عرصه دین و مذهب، مولفه های مختلف و بسیاری که شاکله دوران ظهور منجی را تشکیل می دهد، هماره مورد ارزیابی و نقد و بررسی قرار گرفته اند.

بحث از مسئولیت و تلاش و فعالیت در دوران ظهور، یکی از همین شاخصه های مورد اشاره است. اینکه آیا در دوران ظهور، تک تک افراد جامعه دارای مسئولیت های مختلفی هستند یا خیر، هماره یکی از بحث های مطرح در این حوزه بوده است.

اینکه آیا تلاش و فعالیت برای تحقق آرمان های حکومت جهانی حضرت مهدی، جزء وظایف افراد جامعه است و یا اینکه توسط اسباب غیب، مشکلات جامعه برچیده خواهد شد، یکی از مهم ترین سوالاتی است که در حوزه مهدویت مطرح می شود.

با توجه به نامگذاری امسال با نام «همت و تلاش مضاعف» در این نوشتار قصد داریم تا رویکردهای متفاوت تلاش و فعالیت را دردوران عصر ظهور بررسی و پیگری نماییم. با توجه به اینکه دوران ظهور، دوران حضور مقدس امام (علیه السلام) است، مشاهده می شود که نه تنها تلاش پیگیر برای تحقق اهداف جامعه مهدوی از بین نخواهد رفت، بلکه همه مولفه های این حکومت جهانی باید با تلاش مضاعف و همت دوچندان همه افراد جامعه محقق شود.

حکومت حضرت مهدي(عج)

موضوع حکومت حضرت مهدي(عج) و کارگزاران او از مهمترين و بحث انگيزترين موضوعاتي است که از گذشته هاي دور در ميان اديان مختلف آسماني مطرح بوده است، که پيروان اديان آسماني حداقل سه دين اسلام، مسيحيّت و يهود در اين عقيده مشترک است که آينده ي جهان به دست صالحان و خداپرستان است. از اين رو هرکدام از اديان، حکومت آخرالزمان را از آن خود مي دانند به طور مثال مسيحيان، منجي آخرالزّمان را حضرت مسيح مي دانند در حالي که مسلمانان معتقدند او از نسل پيامبر اسلام(ص) است و دين او اسلام و براساس شريعت محمّدي قيام و حکم مي راند.

حکومت جهان اسلام به رهبري امام زمان(عج) داراي روح و ماهيت ويژه اي است که ديگر حکومتها از آن بي بهره اند. ماهيت حکومت اسلام، آموزه هاي وحياني است که به او تعليم مي دهد که خداي او يکي است و فقط بايد در برابر او عبادت و کرنش کند و در رفتار و کردارش از دايره بندگي خدا بيرون نرود زيرا فرمود: «يعبدونني لا تشرکون بي شيئاً» اين حکومت پيامي دارد که در بستر عمل به ارزشهاي وحياني، دنياي بهتري را به وي ارزاني بدارد و متأسفانه آنچه در حکومت امروز بشري کمتر يا اصلاً به چشم نمي خورد خداست و عدم پاي بندي به وحي و اخلاق و ارزشهاي معنوي است .

اساساً تاروپود حکومت مادي بر سرمايه اندوزي، مال پرستي و سود بيشتر از هر طريق و ترفندي بناگذاري شده است. و اين تاروپود جاي عشق به خوبي ها، ارزشها، ايثار و مجاهدت ها و بالأخره زيبائيهاي زندگي را اشغال کرده به طوري که جامعه ي انساني را از گردونه ي خوبي ها حذف نموده .

بنابراين حکومت مادي بر اين پندار است که دين و امور معنوي در پيوندهاي اجتماعي ناکارآمد است و اين پندار تا جايي در افکار و انديشه جامعه بشري ريشه کرده که معتقد است تمدّن و حکومت را بايد بدون در نظر گرفتن ارزشها پايه ريزي کرد.

استاد شهيد مرتضي مطهري در اين باره مي نويسد: «فکر خدا و زندگي اخروي را بايد کنار گذاشت ... بايد رأفت و رقت قلب را دور انداخت، رأفت از عجز است. فروتني و فرمانبرداري از فرومايگي است . حلم و حوصله، عفو و اغماض، از بي همّتي و مستي است . مردانگي بايد اختيار کرد . بشر بايد به مرحله مرد برتر برسد، عزم و اراده داشته باشد اين است روح حکومت مادي غرب که از باب نمونه به آن اشاره کرديم .»

ولي حکومت جهاني مهدويت که به همّت تواناي امام عصر(عج) توسعه و گسترش مي يابد براساس وحي و ماهيت ديني جلوه گري مي کند داراي چند ويژگي خواهد بود.

1 - عدل و احسان

در حکومت جهاني اسلام عدل و احسان سنگ زيرين است.

اجراي عدالت اجتماعي و گسترش آن از بنيادي ترين حکومت مهدويّت است که پيامبر اکرم(ص) نيز و امام بعد از آن بر اين حقيقت انگشت نهاده اند که امام زمان(عج) خواهد آمد و جهان پر از ظلم و جور را پر از عدل و داد خواهد کرد . بنابراين مي توان گفت سرآغاز انقلاب اجتماعي و حکومت جهاني آن حضرت اجراي عدالت براساس دين است. و اين اجراي عدالت نيازمند کارگزاران و کارکناني عادل و نيکوکار است .

او، ادامه دهنده ي راه پيامبران و اولياء است .

«لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الکتاب والميزان ليقوم الناس بالقسط؛ ما فرستادگان خود را با نشانه هاي روشن و پيغامهاي راست فرستاديم و با ايشان کتاب و ترازو فرستاديم تا مردمان را به دادگري به پا دارند». از اين رو همانطور که پيامبران وظيفه داشتند که برابر کتاب و ميزان، مردمان را به دادگري به پا دارند حضرت مهدي(عج) نيز وظيفه دارد بر سيره پيامبران، جامعه انساني را به دادگري به پا دارد و از نارواها و ستم بازدارد .

«انّ الله يأمر بالعدل والاحسان و ايتاء ذي القربي و ينهي عن الفحشاء والمنکر والبغي ...؛ خدا به عدل و احسان و بخشش به خويشاوندان فرمان مي دهد از فحشا و زشتکاري و ستم نهي مي کند».

اين آيه اصول ارزشهاي فردي و اجتماعي را ترسيم کرده و نيز از ضد ارزش ها و پليدي ها بازداشته است و اين آيه به معناي واقعي و کامل در عصر ظهور پياده خواهد شد، عدل يعني نگهداشت دقيق حقوق مردمان و مبارزه فراگير، و همه سويه با نابرابريها و احسان، جايگاه برتري در ميان ارزشهاي اجتماعي اسلام دارد که به يک معنا بالاتر از عدالت است. زيرا اگر در هر حکومتي پايه هاي حقوقي انساني، براساس عدالت اجتماعي استوار گردد، در اين صورت جلوه هاي احسان و نيکوکاري، فضاي جامعه را مي آکند.

به فرموده امام علي(ع) عدل قانوني است فراگير و قابل گسترش «سائس عام» و احسان نيز ارزشي است ويژه: «عارض خاص». وظيفه اوليه در هر حکومت و جامعه اي به خصوص در جامعه ي ديني نهادينه کردن بنيادهاي اجتماعي براساس عدل است اگر مردم در حکومتي که همه ي نهادها و ارکان آن بر هِرم عدل استوار گشته باشند. در آنوقت است که ريشه هاي نوع دوستي، برادري، مهرورزي، توانا مي گردند. همانطور که در ابتداي اين فصل اشاره شد ماهيت اصلي حکومت جهاني مهدويت دائرمدار بندگي و عبوديت است، همان که خداي متعال به آن فرمان داده .

«امر الاّ تعبدوا الاّ ايّاه».

عبوديت و بندگي وقتي به اوج مي رسد که بنده آنچه را که معبودش از همه چيز بيشتر دوست دارد. در راه پياده کردن آن تلاش ورزد. اسماعيل بن مسلم مي گويد: در محضر امام صادق(ع) بودم که شخصي از آن حضرت پرسيد بين اين دو آيه: «انّ الله يأمر بالعدل والاحسان» و «امر ربي الّا تعبدوا الاّ ايّاه» چگونه مي توان جمع کرد. حضرت فرمود: «نعم، ليس في عباده امر الاّ العدل والاحسان» بلي، خداوند براي بندگان خود دستوري ندارد جز اجراي عدالت و عمل به احسان .

 

به عبارت ديگر «عدل» نماد فرهنگ اجتماعي اسلام است و «احسان» نماد فرهنگ اخلاقي آن . اگر اين دو رکن رکين در جامعه و حکومتي رواج يابد و ساختار اجتماعي آن حکومت بر اين دو استوار و پايه ريزي گردد دو واقعيت ديگر که از ويژگيهاي فرهنگ و حکومت جهاني مهدويت است روشن مي گردد.

تراز حکومت حضرت مهدي(عج) عدل است که در پرتوي آن، ديگر ارزشها جايگاه واقعي خود را مي يابند.

مرحوم شيخ صدوق در اين باره مي گويد: «يظهر الله به الأرض من کلّ جور و يقدسها من کل ظلم ... فاذا خرج وضع ميزان العدل بين النّاس، فلا يظلم احدٌ احداً.»

در حکومت جهاني حضرت مهدي جهان از هرگونه ستم پاک مي شود. آن گاه که ظهور کند، ميزان عدل را در ميان جامعه بشري بنا خواهد کرد، هيچ کس به ديگري ستم روا نخواهد داشت .

2 - استحکام پيوندهاي اجتماعي

به طور کلي تاروپود و ساختار هر تمدّني و حکومتي را افراد آن مي سازند. جامعه بشري با برخورداري از روح جمعي، پايه هاي حکومت را بنا مي کنند و بر پويايي و شکوفايي آن مي افزايند. انسانها پاره هاي پيکر هر حکومت مي مانند که به هر نسبت پيوند و زندگي جمعي آنان بيشتر باشد آثار پيشرفت و توسعه در آن حکومت نمايان تر است .

در آموزه هاي اسلامي مفاهيم و واژه هايي وجود دارد که پيام آنها بنيان گذاري و شکوفاسازي و استحکام روحيه جمعي و اجتماعي است. مانند اين کلمات «توادّ» «تراحم» «تعاضد» «تواصي» و از همه گوياتر واژه «تعاون» که خداوند در قرآن بعنوان يک دستور اجتماعي به انسانها مي فرمايد.

«تعاونوا علي البرّ والتّقوي ولا تعاونوا علي الأثم والعدوان» در نيکوکاري و خويشتن داري يکديگر را همکاري کنيد، در گناه و تجاوز همکاري نکنيد ».

بنابراين از آيات و روايات بخوبي استفاده مي شود که تعاون بر نيکي و نيکويي، به مفهوم گسترده آن فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي در يکي از ابزارهاي تمدّن اسلامي است و روشن است که پيدايش روح جمعي و تعاون ساخته و پرداخته حکومت اسلامي است .

پيدايش اين روحيه در جامعه اسلامي، پيشرفتهاي مادي و معنوي و توسعه مادي و تکامل معنوي گسترده اي به دنبال دارد و در زمينه هاي عاطفي و اخلاقي نيز از سازندگي چشم گيري برخوردار است .

استاد مطهري مي نويسد: «زنده بودن اجتماع به اين است که در افراد آن اجتماع روح اجتماعي و حسن اجتماعي و عاطفه اجتماعي وجود داشته باشد ... يعني خودت را همواره به جاي ديگران بگذار و براي آنها همان را بپسند که براي خود مي پسندي و همان را کراهت داشته باش که براي خويشتن کراهت داري».

همان طور که گفته شد مسئله تعاون نقش حياتي در تمدّن و جوامع بشري دارد از اين رو در سيره و روش زندگي پيامبر(ص) و امامان معصوم(عليهم السلام) به نمونه هايي برمي خوريم که بر اين اصل بلند و بنيادي به روشني تأکيد شده است . در تاريخ آمده که روزي پيامبر(ص) در سفري که همراه ياران بودند در منزل گاهي براي پخت غذا نياز به هيزم بود پيامبر نيز در اين کار همکاري مي کند. و يا آن حضرت در کندن خندق در اطراف مدينه براي خود سهمي قرار داد و شروع به کندن مي کند .

در سيره امام علي(ع) نيز نمونه هايي فراوان ديده مي شود که آن حضرت در کارها و حرکت هاي جمعي شرکت مي جويد. امام صادق(ع) در هنگامه ها با مردم همراه مي شود که از جمله در زمان خشکسالي مدينه آنچه براي خود ذخيره کرده بود که تا پايان سال به مصرف برساند، به بازار عرضه کرد، که مبادا ذخيره سازي او به مردم آسيب برساند .

در مدينه، داستان ايثار و تعاون انصار نسبت به مهاجران، آنچنان گويا و روشن است که هرکس اندک آشنايي با آيات قرآن داشته باشد به اين حقيقت پي مي برد. قرآن از اين روحيه و سيره ي مسلمانان به نيکي و زيبايي ياد مي کند و با اين شيوه، ساختار حکومت اسلامي را که به دست تواناي پيامبر اکرم(ص) و مسلمانان با ايمان و خالص پايه ريزي شده، ترسيم مي کند .

 

«والذين تبوء الدار والايمان من قبلهم يحبّون من هاجر اليهم ولا يجدون في صدورهم حاجة مما اوتوا و يؤثرون علي انفسهم ولو کان بهم خصاصة و من يوق شحّ نفسه فاولئک هم المفلحون؛ کساني که قبل از ايشان در مدينه و در ايمان جاي گرفتند در حالي که هرکس را که به سوي آنان هجرت کرد دوست مي داشتند و در دل خويش نسبت به آنچه داشتند نيازي احساس نمي کردند و ديگران را بر خويش مقدم مي داشتند، گرچه آن چيز ويژه ايشان مي بود و کساني که بخل از درون مهار کند، همانا رستگارانند».

خلاصه سخن اينکه اين ويژگي در ساختار حکومت اسلامي و شکوفايي آن نقش بنيادي و اساسي داشته است و همين ويژگي در حکومت جهاني حضرت مهدي نيز به گونه ي گسترده پديدار خواهد شد .

در حکومت جهاني مهدويت ارزشهاي انساني مانند:

ايثار، انسان دوستي، تعاون و نوع دوستي، برادري، امدادرساني آنچنان ريشه دار و از استحکامي برخوردار است که گويي همگي در يک خانواده زندگي مي کنند و نيازهاي خويش را از جيب و کيسه ي يکديگر بدون مانع برطرف مي سازند «من» و «تو» در آن جامعه مفهومي ندارد بلکه آنچه معنا و حقيقت دارد «ما» است که خود را مي نماياند.

«قال اسحاق بن عمار: کنت عند ابي عبدالله(ع) فذکر مواساة الرجل لأخوانه و ما يجب عليهم فدخلني من ذلک امر عظيم. فقال انما ذلک اذا قام قائمنا وجب عليهم ان يجهزوا اخوانهم و يقووّهم». اسحاق بن عمار مي گويد نزد امام صادق(ع) بودم و از ياري و غمخواري هرکس با برادرانش و آنچه بر آنان واجب است سخن به ميان آمد .

من از اين موضوع در شگفت شدم امام(ع) فرمود: اين هنگامي است که قائم ما قيام کند، که در آن روزگار بر همگان واجب است يکديگر را ياري رسانند و يکديگر را نيرو بخشند. در آخرالزمان، اين مکارم اخلاقي و بزرگواري هاي انساني است که پايه هاي حکومت جهاني اسلام را استحکام مي سازند .

اما باقر(ع) مي فرمايد: «... حتي اذا قائم القائم جاءت المزامله و يأتي الرجل الي کيس اخيه فيأخذ حاجته لا يمنعه».

به هنگام قيام قائم «آل محمد» آن چه ديده مي شود دوستي و يگانگي و تعاون و الفت است تا آنجا که هرکس آنچه نياز دارد، از جيب ديگري برمي دارد، بدون هيچ دشواري و بازدارنده اي .

به راستي تصوير و ترسيم چنين جامعه اي چقدر دلپذير و دلنشين است. زيرا در حکومت و جوامع امروزي بخصوص غيرالهي رقابت و تفوق تنگاتنگ مادي در ساخته و زندگي هاي آنان موج مي زند و اساس ارزشهاي معنوي و کمالات انساني را دگرگون ساخته و روح جمعي و تعاون و همکاري و برادري را رخت بربسته و جوامع به دو دسته تقسيم شده: جامعه هايي که فقير و گرسنه هستند و هرچه تلاش مي کنند به حقوق خويش نمي رسند و مداوم به طور مستقيم يا غيرمستقيم تحت سلطه ي زورمداران و سلطه گران و بالاخره صاحبان قدرت مي باشند و هرگز توان خروج از اين وضعيت اَسفبار را ندارند. پس هميشه بايد تحت سلطه و فرمان آنان باشند .

دسته ي ديگر از جوامع صاحبان ثروت و مکنت و قدرتند که چيزي را بنام ارزش و کرامت انساني نمي شناسند و اصولاً ارزشهاي کمالات انساني را همان ثروت و قدرت و سلطه تعريف مي کنند. و اين چنين است که در روزگار ما در عصر حکومت جديد متأسفانه سرنوشت بني آدم را در عصر حاضر همين ها به دست گرفته اند و براي آنان خط و نشان مي کشند.

درست برخلاف آن در حکومت جهاني مهدويت، شيرازه نظام اجتماعي جهان بر تعادل و تعاون دور مي زند آنچنان روحيه ها پرورش مي يابد، غل و غش ها و ناخالصي ها و خودخواهي ها از ميان مي رود که «مزامله» يعني دوستي ها خالص مي گردد، پيوندهاي اجتماعي و انساني براساس تعادل و تعاون، راستي، درستي، يکدلي و يکرنگي استحکام پيدا مي کند و خلاصه فرهنگ مهدويت جان ها را با تزکيه و افکار و انديشه ها را با تعليم به پاکي و پاکيزگي سوق مي دهد.

همت وكارمضاعف در حوزه ظهور
خبرگزاري روشن




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 9:28 PM نظرات 0

همت وكارمضاعف در حوزه رفتاري
 در سي‌سال گذشته در زمينه‌هاي مختلف شاهد پيشرفت‌هاي شگرفي بوديم و استعدادهاي جوانان کشور در مسائل علمي، صنعتي توانسته‌ است به ظهور برسد و شعار «ما مي‌توانيم» که حضرت امام خميني(ره) در ابتداي انقلاب مطرح نموده‌اند جامه عمل به خود پوشيده است از طرف ديگر ظرفيت‌هاي انساني، امکانات و توانايي‌هاي طبيعي و مادي ملت و کشور ما به گونه‌اي است که ما مي‌توانيم با کارآمد نمودن ساختارهاي داخلي و رفع موانع موجود در زمينه‌هاي مختلف شاهد جهش‌هاي بزرگي باشيم که بتوانيم رتبه‌اي بزرگ‌تر و شايسته‌تر در ميان کشورهاي منطقه وجهان کسب نمائيم در اين نوشتار کوتاه سعي شده است اهم مشکلات و موانع که در سر راه جهش‌هاي وجود دارد مطرح شود اميد است مراکز تحقيقاتي و پژوهشي ما با ارائه تحقيقات کاربردي بتوانند راه‌هاي رسيدن به وضعيت مطلوب در مورد شعار همت مضاعف ـ کار مضاعف را به دستگاه‌هاي قانون‌گذار، اجرايي و قضاييه ارائه نمايند.

2ـ عدم تصويب و اجراي طرح آمايش سرزمين، در سي‌سال گذشته؛ اگرچه کارهاي زيربنايي زيادي در استان‌هاي کشور انجام گرفته است و چهره مناطق محروم دگرگون شده است، اما فاصله استان‌هاي محروم و برخوردار بخصوص در زمينه‌هاي اقتصادي هنوز وجود دارد و روند مهاجرت از روستاها و شهرهاي کوچک به سمت شهرهاي بزرگ ادامه دارد.

نبود يک طرح آمايش مصوب که چشم‌انداز هر استان را به طور دقيق و همه‌جانبه مشخص نمايد و سهمي که هر استان مي‌بايستي طي افق چشم‌انداز و در برنامه‌هاي پنج ساله از اعتبارات ملي و همچنين اعتبارات بانکي بهره‌مند شود مشخص نيست و همچون گذشته مي‌بايستي مديران و نمايندگان استان‌ها و ائمه جمعه به دنبال طرح‌ها و بودجه‌ها در دستگاه‌هاي اجرايي حضور داشته باشند و پيگير کار باشند و به طبع استان‌هاي بزرگ که داراي نمايندگان بيشتري هستند و در مراکز تصميم‌گيري نخبگان صاحب‌منصب دارند از امکانات و اعتبارات بيشتري استفاده خواهند کرد. لازمه اجراي عدالت اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، تدوين، تصويب و اجراي طرح آمايش سرزمين مي‌باشد.

3ـ ساختار دولتي گسترده و متمرکز؛ اين مسئله باعث پايين آمدن بهره‌وري و به هدر رفتن نيروها و امکانات زيادي در سراسر کشور شده است که البته در سالهاي گذشته قدم‌هاي خوبي در جهت اعطاي اختيارات به استانداران و گسترش اختيارات شوراها است برداشته شده که البته به هيچ وجه کافي نيست و در اين جهت دولت مي‌بايستي تا آنجا که امکان دارد اختيارات اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و حتي قسمتي از اختيارات سياسي خويش را به ديگر نهادهاي مردمي و عمومي واگذار نمايد و اين روند مي‌بايستي شتاب بيشتري در سال جاري و سالهاي آينده به خود بگيرد.

4ـ تدوين، تصويب و اجراي الگوي مديريت؛ در بعد از انقلاب اسلامي يکي از مسائلي که مغفول مانده است پرداختن به الگوي مديريت در کشور مي‌باشد با وجود اينکه ما در جنگ تحميلي و سازندگي کشور الگوهاي عملي خوبي را به نمايش گذاشتيم كه تحت عنوان مديريت بسيجي با مديريت جهادي مي‌توان از آن نام برد اما متاسفانه تاکنون اين عملکرد‌هاي بي‌نظير به صورت نظريه‌هاي مديريتي تدوين نشده است و در سطوح مختلف به عنوان متون آموزشي ارائه نگرديده است و هم‌اکنون مديراني که کشور را اداره مي‌نمايند به طور عمده براساس تجربيات شخصي و آموزه‌هاي مختلف و احيانا متفاوت در مصدر امور مي‌باشند که اين عدم هماهنگي در روش‌ها، سياست‌ها، و خط‌مشي‌ها باعث دوباره کاري و اتلاف منابع زيادي شده است که اميد است مورد توجه قواي مختلف بخصوص دولت خدمتگزار و مجلس محترم قرار گيرد. در صورتي که اين مهم صورت پذيرد و ما داراي الگوي مديريتي بر اساس باورهاي مذهبي و فرهنگ‌ ملي خودمان باشيم شاهد بهره‌وري در همه زمينه‌ها خواهيم بود.

5ـ شايد يکي از بخش‌هاي اصلي که در آن بازدهي و پيشرفت کم بوده است و مردم هنوز گرفتار معضلات اين بخش هستند بخش اقتصادي کشور مي‌باشد، اقتصاد ما داراي بيماريهاي مزمن و نهادينه شده‌اي است که اميد مي‌رود با اجراي طرح هدفمند کردن يارانه‌ها قدم بزرگي در حل مشکلات برداشته شود اما پيشنهاد مي‌شود براي تسريع در حل مشکلات بخش اقتصادي دولت مبادرت به ايجاد يک معاونت حمايت از سرمايه‌گذاري در نهاد رياست جمهوري نمايند همانطور که دولت نهم در سفرهاي استاني و اجراي پروژه‌هاي عمراني موفق بود اين بار هم بتوانند در جلب سرمايه‌هاي داخلي و خارجي موفقيت شاياني را کسب نمايد اين معاونت مي‌تواند در جهت اصلاح قوانين موجود تسريع در اجراي اصل 44 قانون اساسي و پيگيري مشکلات اجرايي سر راه سرمايه‌گذاريهاي موجود و آينده را به عهده بگيرد.

6ـ در اين راستا رسانه‌هاي نوشتاري، ديداري و شنيداري نيز داراي وظيفه‌اي سنگين و اثرگذار مي‌باشند و مسئولين رسانه‌ها مي‌بايستي اقدامات مثبت را بازتاب دهند و مشکلات و موانع را از نگاه منتقدي مشفق به اطلاع مردم و مسئولين برسانند تا هر چه زودتر چاره کار براي برطرف کردن مشکلات برداشته شود.

منبع:سياست روز
همت وكارمضاعف در حوزه رفتاري





لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 9:09 PM نظرات 0
 
همت وكارمضاعف در حوزه تقرب
اسلام به کار و کارگر ارزش بسیار والایی داده است، به گونه ای که کار کردن را از بزرگ ترین عبادت ها و وسیله ای برای تقرب به پروردگار شمرده است. در اسلام کارگر، شهید زنده و کارگری شغل انبیاست و از راه کسب و کار می توان به بهشت برین رسید. قرآن مجید کارکردن را با ارزش می داند و می فرماید: «نیست برای انسان، مگر بازتاب عمل و واکنش کارش. سپس، به پاداش کامل تری خواهید رسید». (نجم: 40 و 41)
از سوی دیگر بی کاری و تن آسایی صفاتی هستند که در ادبیات دینی، با نفرت و نکوهش از آنها یاد شده است. در اسلام کار به عنوان یک دستور دینی واجب است. در روایتی از پیامبر گرامی اسلام9 آمده است: «تلاش در جهت کسب روزی حلال، بر هر زن و مرد مسلمان واجب است».
در حدیثی دیگر، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله کار را برترین عبادت دانسته است. ایشان کار را بهترین راه رسیدن به سعادت معرفی می کند و می فرماید: «نود درصد راه تقرب، به کار منتهی می شود».
از نظر اسلام همه مسلمانان باید به کار و حرفه ای بپردازند. انسانی که کار نمی کند و تنها به عبادت و پرستش خداوند بسنده می کند، دعایش از سوی خداوند پذیرفته نیست. از امام صادق علیه السلام روایت است که آن حضرت از علی ابن العزیز پرسید: عمرابن مسلم چه کار می کند؟ گفت: فدایت شوم! کسب و کار را رها کرده به عبادت روی آورده است. فرمود: وای، مگر نمی داند دعای بدون کار و کوشش پذیرفته نمی شود.
اگر در جامعه ای بر اساس آموزه های دینی عمل شود و کار ارزش یابد و به عنوان مایه رستگاری و وسیله تقرب به پروردگار به آن نگریسته شود، فرهنگ کار تقویت خواهد شد و البته برآیند چنین اندیشه ای؛ ابتکار، خلاقیت و رشد و توشعه به معنای عام خواهد بود.
همت وكارمضاعف در حوزه تقرب





لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 8:44 PM نظرات 0


  • تعداد صفحات :14
  •    
  •   
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • 12  
  • 13  
  • 14  
POWERED BY RASEKHOON.NET