با همت و کاری مضاعف، مژده عشق و امید را هدیه می دهیم. به وبلاگ همت والا خوش آمدید
 
همت وكارمضاعف در حوزه كارآفريني
استثمار از دیرباز در زندگی خانوادگی و اجتماعی زن تجسم عینی داشته است، به حدی که می توان گفت تمام زنان جهان در هر زمان و مکان که زیسته اند، کم یا بیش تلخ کامیهای استثمار را چشیده اند، و آنچه از این ستم دیرینه فراراه جوامع بشری قرار گرفته، همواره زیانبار بوده و به سبب آن، جریان رشد اقتصادی و فرهنگی کند شده و در پاره ای موارد اساساً متوقف گردیده است.

بردگی زن به قدمت تاریخ بشریت است و در نتیجه مبارزات زن برای رهایی نیز مانند مبارزات دیگر بردگان در تمام طول تاریخ ادامه داشته است. بردگان عموماً راه رهایی را در مسیر کسب استقلال اقتصادی جستجو کرده اند، پس دور از انتظار نیست که زنان نیز کلید رهایی را در همین مسیر جستجو کنند و مخالفان استثمارزدایی از زنان بجای اعلام صریح نقطه نظرهای استثمارگرایانه خود، سعی دارند زن را به بهانه الوهیت و تقدس مقام مادری از کار بازدارند و او را روانه خانه سازند تا سطح اتکای استقلال اقتصادی را از زیر پایش بکشند.

اهمیت حضور زنان در بازار کار را نمی توان محدود به نیاز اقتصادی زنان دانست بلکه باید نیازهای فردی و خانوادگی زنان برای حضور در جامعه و خدمت به اجتماع و همچنین تجلی استعدادها و تواناییهای فردی زنان را در خارج از خانواده مورد توجه قرار داد و نیازهای ملی و اجتماعی به حضور زنان در بازار کار امری بدیهی است که در یک جامعه زنده و پویا وجود دارد.

نمی توان منکر این شد که زنان و مردان در بازار کار از لحاظ نوع شغل، موقعیت اشتغال و درآمد حاصل از کار با شرایط متفاوتی روبرو هستند.



● چالشهای حضور زنان در بازار کار

در تئوریهایی که برای تشریح تفاوتهای جنسیتی و این که چرا درآمد کار زنان کمتر از مردان است به متغیرهایی اشاره می شود از قبیل: مسئولیتهای خانوادگی زنان، نیروی جسمی کمتر از مردان، عدم آموزش عمومی و تخصصی و تجربه شغلی پایین و فرسایش مهارتهای شغلی آنها، محدودیت ساعات کار، هزینه زا بودن و زیاد بودن غیبت های کاری به دلیل ازدواج و حاملگی و پرورش کودک، جابجایی زیاد زنان در کار و ضعف در پستهای مدیریتی و ...... که همگی به بهره وری پایین کار زنان منجر می شود. در بررسیهایی که پیرامون این مساله انجام گردید ، نشان داده شد که تنها ۱۵% تفاوتهای فردی بین زن و مرد را می توان با این عوامل توضیح داد که هرکدام از این موارد نیز برخواسته از نوعی تبعیض جنسیتی است.

بله زنان از سرمایه انسانی کمتری برخوردارند یا به عنوانی از آموزش و پرورش کمتری بهره مند می شوند زیرا پدر و مادرها انگیزه ای برای سرمایه گذاری در مورد دختران خود ندارند و صرف هزینه در این مورد را هدردادن سرمایه می دانند ، دولت ناعادلانه زنان را از تحصیل در برخی رشته ها محروم می نماید و بعد از آن در برخی مشاغل زنان تجربه شغلی و مهارت کمتری از مردها بدست می آورند زیرا کارفرمایان تمایل چندانی برای افزایش مهارت زنان ندارند و زنان را نیروی کار موقت و غیرضروری می دانند و البته دیده شده که به زنان و مردانی که با ذخایر انسانی مثل تجربه، آموزش حرفه ای و تخصصی و آگاهی یکسانی دارند باز هم مزدهای متفاوتی پرداخت می شود و حتی خود زنان نیز تمایلی برای افزایش آگاهی و تجربه شغلی خود ندارند زیرا وجود دوره هایی در زندگی مثل ازدواج، حاملگی و پرورش کودک که جزء وظایف طبیعی زنان شمرده شده باعث می شود که افراد با تراکم فشارهای وارده مجبور به ترک شغل خود شوند، بسیاری از کارفرمایان تمایلی به استخدام کارگران زن در صنعت ندارند و معتقدند که زنان فاقد قدرت جسمانی لازم هستند، جای تعجب است که چگونه فراموش کرده اند که زنان از قدیم الایام کارهای سنتی دشواری نظیر حمل آب و بارهای سنگین ، جمع آوری مواد سوختی ، علوفه دادن به احشام ، کمک به کشاورزی، پختن نان و .... را انجام می دادند و در حال حاضر نیز در برخی کشورها نظیر هند از زنان برای مشاغل ساختمانی سخت استفاده می کنند. لازم بذکر است اکنون که به سمت پیشرفت تکنولوژی پیش می رویم در کشورهای توسعه یافته نه فقط زنان بلکه مردان نیز از قید کارهای یدی رها شده اند و این فقط بهانه ای است برای کنارگذاشتن زنان از بازار کار.

غیبت های شغلی از مواردی است که کارفرمایان در مورد پرسنل زن زیاد آنرا عنوان می کنند که بررسیها نشان داده که دلیل آن در اغلب موارد مسئولیتهای خانوادگی و یا بدلیل بیماری افراد خانواده غیبت داشته اند، درحالیکه غیبت مردان به این دلیل بسیار کمتر از زنان بوده و همچنین دیده شده که در مورد زنان مجرد غیبت های شغلی کمتر از مردان است.

جابجایی شغلی زنان که اغلب نه از روی جاه طلبی و تقاضای شغلی بهتر، که بخاطر فشارهای زندگی به شکل خروج از بازار کار است. نتایج بررسیها نشان می دهد که ۱۰ % زنان و تنها ۱% مردان بیش از ۱۰ سال بررسیهای اولین شغل خود باقی مانده اند، و یا موضوعی که بسیار رواج دارد اینست که زنها قدرت نظارت و سرپرستی ضعیفتری نسبت به مردها اعمال می کنند و یا اینکه مردها سرپرستی زنان را نمی پذیرند و عملا" هم می بینیم که زنان نسبت کوچکی از کارکنان مدیریت و سرپرستی را تشکیل می دهند و یا زمانی موقعیت سرپرستی می گیرند که کارکنان مونث باشند که باید اینگونه پاسخ داد که در بررسیهای انجام شده ۵۹% مردان شاغل ترفیع در کار را داشته اند ولی در مورد زنان ۳۵% بوده است و تقریبا" هیچکدام در مشاغل نظارت و سرپرستی یا مدیریت نبودند و تقریبا" زنان مشاغلی که داشتند چندان جای پیشرفت نداشت و کمتربودن فرصت و امکان زنها برای رسیدن به مشاغل سرپرستی و مدیریت نشاندهنده این باور است که زنها خوب سرپرستی نمی کنند. و به این افراد پاسخ می دهم که بجای اینکه تفاوتهای جنسیتی را از ویژگیهای ذاتی زنان بدانیم ، لازم است که قسمتی از آنها را با نوع مشاغل پست و غیرتخصصی که برای آنها تعیین شده مرتبط بدانیم.



● تجزیه بازار کار و تقسیم بندی مشاغل

چگونه است که مشاغل زنانه و مردانه بوجود می آیند؟ دست نامرئی قدرتمندان ، بازارکار را به دو نوع مشاغل روبه تعالی که در آن از لحاظ پرداخت مزد، تامین بیشتر و فرصتهای بیشتر وضع نسبتا" خوبی دارند را مختص مردان و مشاغل با مزد کمتر، تامین کمتر و مشاغل بدون تحرک و با محدودیت امکان پیشرفت را برای زنان اختصاص داده اند که باید علت اصلی را در بیرون از قلمرو اقتصاد جست.

طرفداران نظام مردسالار همواره وجود زنها را تهدیدی برای مشاغل مردان بحساب آورده و با رواج اینگونه تفکر که پایگاه فرضی زنان خانه است و موقعیت همیشگی آنان تابعیت از مردان است فرصت هرگونه پیشرفت را از زنان گرفته اند.

تئوریهای جنسیت کارخانگی و بخصوص پرورش کودک و مراقبت از آنها را چه برای زنان شاغل و غیرشاغل در قلمرو مسئولیت زنان می داند و همچنین معتقدند که مزدهای پایین زنان ، زنها را وابسته به مردان نگه می دارد و انجام کارهای خانگی توسط زنها را برای مردان موجه می سازد و با این وضعیت زنها را در بازار کار تضعیف می کنند و مشاغل باثبات تر و بهتر برای مردان باقی می مانند.

دلایلی که فرصت طلبان عنوان می کنند که زنان برای بعضی مشاغل مناسبترند:

▪ تعدادی از کارفرمایان زنان را برای برخی مشاغل بهتر از مردان می دانند،

۱) زنان با مزد کمتری نسبت به مردان حاضر به کار می باشند و اینکه سربه راه تر و مطیعتر از مردان هستند، کمتر شکایت می کنند و به عضویت سندیکاهای کارگری در نمی آیند.

۲) برای مشاغلی که مهارتهای آنها مشابه خانه داری است نظیر آموزگاری، پرستاری، دوزندگی، آشپزی و نظافت مناسبتر هستند که وقتی عمیقتر بنگریم باز هم این مهارتها در انحصار زنان نیستند و زمانیکه اینگونه مشاغل جزء مشاغل مزدبگیر درآیند ،دیگر زنها را به استخدام در نمی آورند و از آنجا که کارخانگی زنان همیشه کم ارزش شناخته شده است، این مشاغل و مهارتها نیز کم ارزش شناخته می شوند.

۳) در برخی مشاغل که جاذبه زنانه می تواند در جلب نظر مشتریان مفید و موثر واقع شود بهتر است از زنان استفاده شود مثلا" در مشاغل فروشندگی و یا در رستورانها و هتلها و منشیگری و . . . و اینچنین زن بودن آنها مورد سوء استفاده قرار می گیرد.



● زنان شاغل از نگاه عوام

در جوامع سنتی، زنی که خانه خود را ترک می کند و برای کارکردن بیرون می رود به عنوان یک زن هرزه و درنتیجه آماده سوء استفاده شناخته می شود و یا در محیط هایی که مردها به کارکردن همکاران زن عادت نکرده اند رفتارهایشان مبتنی بر انتظارات جنسی است و مزاحمتهای جنسی زیادی را برای کارکردن زنان بوجود می آورند.

بخصوص این مساله گریبانگیر زنانی می شود که از روی ناچاری نیازمند کسب درآمد هستند و امکان دست کشیدن از کارشان را ندارند، که این امر در کشورهای سنتی نقش بسیار زیادی در محدود کردن فرصتهای شغلی زنان داشته است.

خوشبختانه زنان با تمامی مشکلات موجود در عرصه فعالیتهای شغلی، فرهنگی، خانوادگی و سیاسی دیگر آن شیء زینتی و تجملی نیستند که پیش از این به شمار می آمدند، درگذشته زنان دست آویزی می شدند تا احزاب و گروههای سیاسی برای زینت بخشیدن به شعارهای تبلیغاتی خود به آنها بدهند. اما اکنون به رسمیت شناختن نیروی کار زنان در تمام امور فرهنگی، اقتصادی و سیاسی خواست و نیاز جوامعی است که قرنها این نیرو را زیر انواع پوششهای اخلاقی و سنتی نادیده گرفته اند.


منبع : سایت آفتاب
همت وكارمضاعف در حوزه كارآفريني




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در دوشنبه 27 اردیبهشت 1389  ساعت 7:14 PM نظرات 0
 
همت وكارمضاعف در حوزه بزرگان
6404. رسول الله صلي الله عليه و آله : من كانت همته أكله كانت قيمته ما أكله .
ترجمه : هركه همتش خوراكش باشد ، ارزشش به اندازه ي همان چيزي است كه مي خورد.
6405. الامام علي عليه السلام : من كانت همته ما يدخل بطنه ، كانت قيمته ما يخرج منه .
ترجمه : هركه همتش چيزي باشد كه وارد شكمش مي شود ، ارزش او به اندازه ي همان چيزي است كه از شكمش خارج مي شود.
6406. الامام علي عليه السلام : ما أبعد الخير ممن همته بطنه و فرجه !
ترجمه : چه دور است خير و خوبي از كسي كه هم و غمش شكم و شرمگاه اوست.
همت وكارمضاعف در حوزه بزرگان




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در یک شنبه 26 اردیبهشت 1389  ساعت 6:44 PM نظرات 0
 
همت وكارمضاعف در حوزه كارآفريني

دنیای امروز که ما در آن زندگی می‌کنیم، تحت عنوان «عصر خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی» نامیده شده است. در ا‌ین دوران، سرعت ابداع‌ها و اختراع‌ها در عرصه‌های مختلف علمی و ...

دنیای امروز که ما در آن زندگی می‌کنیم، تحت عنوان «عصر خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی» نامیده شده است. در ا‌ین دوران، سرعت ابداع‌ها و اختراع‌ها در عرصه‌های مختلف علمی، فرهنگی، اجتماعی، فناوری و صنعتی، پرشتاب‌تر از هر زمان دیگری در طول تاریخ حیات بشری می‌باشد. از این‌رو، عصر حاضر هم‌چنین با عنوان‌های «عصر اطلاعات» و «عصر دانش و توانایی» نامیده می‌شود.

اگر کمی توجه کنیم، به‌خوبی درمی‌یابیم که همه‌ی ما در اقیانوس عظیمی از خلاقیت‌ها و نوآوری‌ها و در میان میلیون‌ها ابداع و اختراع زندگی می‌کنیم، از لامپ برق، رادیو، تلویزیون، تلفن، رایانه، خودرو، قطار و هواپیما گرفته تا میلیون‌ها نوآوری کوچک و بزرگ و ریز و درشت در همه‌جا.

اهمیت و نقش خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی به حدی‌ست که زندگی و تمدن انسان بدون آن‌ها هرگز قابل تصور نیست.

خلاقیت‌‌شناسی شغلی‌ بر مبنای علم نوین «خلاقیت‌شناسی» استوار می‌باشد که به مطالعه‌ی فرآیند‌ها و پدیده‌های خلاقیت، نوآوری و ابداع‌ها و اختراع‌ها از جنبه‌های مختلف می‌پردازد. پیام اصلی خلاقیت‌شناسی شغلی، این است که هرکس می‌تواند با خلاقیت و نوآوری، نیازی را برطرف نموده و در‌واقع شغل جدیدی را به‌وجود آورد و افراد می‌توانند به‌جای جویای شغل‌های موجود بودن، خود‌، شغل‌های جدیدی را ایجاد نمایند.

«خلاقیت» عبارت از تولید یک فکر نو و دست‌یابی به یک راه‌حل جدید برای رفع یک نیاز و یا حل یک مسأله می‌‌باشد. اگر فکر نو و راه‌حل جدیدِ حاصل ‌تفکر خلاق، به‌مرحله‌ی اجرا درآید، «نوآوری» گفته می‌شود و اگر این نوآوری به مرحله‌ی عمومی‌شدن برسد، مانند تولید انبوه یک محصول جدید، آن‌گاه در این حالت، «کارآفرینی» نامیده می‌شود.


برای نمونه، ‌فکرِ ساختن لامپ برق توسط «ادیسون» یا فکر ساخت تلفن توسط «گراهام ‌بل» و یا فکر ساخت تلفن همراه توسط «مارتین کوپر»، یک «خلاقیت» است که نیاز به روشنایی یا برقراری ارتباط از راه دور را برطرف می‌کند و در‌واقع، مسأله‌ای را حل‌می‌نماید. به مرحله‌ی اجرا رسیدن این خلاقیت‌ها یعنی تحقق‌یافتن ساخت لامپ برق، تلفن و تلفن همراه، یک «نوآوری» است و تولید انبوه این محصولات برای استفاده‌ی عموم و تبدیل شدن آن‌ها به یک کالا، «کارآفرینی‌» است.

«کارآفرینی» (ایجاد محصول یا خدمت نو و جدید)، با «خوداشتغالی» یکسان نیست چون فرآیند کارآفرینی از میزا‌ن خلاقیت و نوآوری بیش‌تری نسبت به خوداشتغالی برخوردار است. انجام کارآفرینی می‌تواند با ایجاد شغل جدید، خوداشتغالی هم همراه داشته باشد ولی هر خوداشتغالی، نتیجه‌ی کارآفرینی نمی‌باشد و تفاوت اصلی آن‌ها در میزان نو بودن خروجیِ عملکرد است.

هر فعالیت کارآفرینی به‌طور معمول شامل چهارگام می‌باشد که در این‌جا به‌طور خلاصه توضیح داده می‌شوند:

▪ گام‌ اول) خلاقیت یا ایده‌یابی کار‌آفرینی:

پایه و اساس هر نوع کا‌ر‌آفرینی، یک فکر جدید یا راه‌حل نو برای رفع یک نیاز می‌باشد. از این‌رو، اولین گام برای اقدام به فعالیت کارآفرینی، «ایده‌یابی یا طرح‌یابی کارآفرینی» است. این گام، مرحله‌ای خلاق و اکتشافی است که در طی آن، نیاز جامعه‌ شناسایی می‌شود و به‌عنوان ‌یک مسأله، با خلاقیت، ‌راه‌حل‌ آن تعیین می‌گردد.

این نیاز می‌تواند نیاز فردی (نیاز ورزشی، بهداشتی، درمانی، آموزشی، تفریحی و...) و یا نیاز یک سازمان (نیاز یک واحد تولیدی و صنعتی یا نیاز یک مرکز آموزشی) باشد. برای ایده‌یابی کارآفرینی و دست‌یابی به فرصت‌های کارآفرینی، می‌توان از روش‌های زیر استفاده نمود:

۱) مشاهده‌ی خلاق و اندیشمندانه‌ی هر یک از بخش‌های جامعه مانند مطالعه‌ی خلاق و فرصت‌شناسانه‌‌ی انواع محصولات، کالاها، خدمات و سازمان‌ها‌ به‌منظور شناسایی نیازهای پنهان و بی‌پاسخ قشرهای مختلف جامعه (نیازهای کودکان، نوجوانان، دانش‌آموزان، دانشجویان، کارمندان، کارگران، معلولین، سالمندان و...) و نیازهای بالقوه و مشکل‌های مشاغل و سازمان‌ها (مانند مراکز صنعتی و...)

۲) حضور اندیشمندانه‌ و ‌اکتشافی در نمایشگاه‌ها و بازارها (مانند بازار پوشاک، ‌محصولات فرهنگی، ‌وسایل منزل، ‌تجهیزات فنی و...) به‌منظور شناسایی نیازهای پنهان و ایده‌یابی

۳) مطالعه‌ی خلاق و اکتشافی روزنامه‌ها، مجله‌های تخصصی و دیگر منابع اطلاعاتی

۴) مطالعه‌ی جنبه‌های کاربردی رشته‌ها‌ی تحصیلی (کاربردهای هر درس)

۵) مراجعه به سازمان‌هایی مانند صنایع و معادن، کشاورزی و... به‌منظور آگاهی از طرح‌ها و نیازها

به‌طور معمول با انجام فعالیت‌هایی از‌ این‌قبیل، فکرهای خلاقِ ابداعی و اختراعی گوناگونی ایجاد می‌گردد که باید آن‌ها را براساس شاخص‌های مختلفی مانند میزان مطلوبیت و علاقه‌مندی، میزان سهولت امکان‌پذیری و... ارزیابی اولیه نمود و سپس برای اجرایی‌نمودن و تحقق آن، مورد انتخاب و بررسی بیش‌تر قرارداد.

▪ گام دوم) نوآوری یا تحقق بخشیدن به فکر خلاق:

در این مرحله بایستی به فکر خلاق یا ایده‌ی کارآفرینی، عینیت و وجود خارجی بخشید. اگر کسی از ‌میان فکرهای خلاق، پاسخ‌هایی برای رفع نیاز در یک موضوع خاص، انتخاب کرده (در فاز خلاقیت)، در این مرحله باید آن‌ها را عملی کند. برای نمونه‌ اگر فکر اختراع ‌«ویلچری» که بتواند از پله،‌‌ پایین و بالا برود و یا فکر اختراع‌‌ ‌یک ابزار کنترل‌کننده‌ی عصبانیت، ایجاد شده باشد، پس از اولویت‌بندی و انتخاب، بایستی فرد امکان تحقق و اجرایی‌شدن ساخت وسیله‌ی موردنظر را بررسی کند و در صورت امکان‌پذیر بودن، در خصوص ساخت یک نمونه از آن اقدام نماید و مورد تحلیل قراردهد.

▪ گام سوم) طراحی یا برنامه‌ریزی کارآفرینی:

در صورت انتخاب نهاییِ موضوع فعالیت کارآفرینی، یعنی تعیین‌شدن ارائه‌ی محصول یا خدمت خاص، برای عرضه‌ی عمومی و ارائه‌‌ به بازار مصرف، لازم است طرح و برنامه‌ی تجاری‌سازی تهیه شود‌ که آن‌را «برنامه‌ی کسب‌و‌کار» می‌نامند. طرح و برنامه‌ی کارآفرینی شامل اطلاعات ‌ضروری و مهمی مانند طرح و برنامه‌ی تولید، ‌سازمان‌دهی ‌مالی، بازاریابی و نیروی انسانی و... می‌باشد و در‌واقع پاسخ‌گوی سه سؤال اساسی است: «اکنون کجا هستیم؟ کجا می‌خواهیم برویم؟ و چگونه می‌خواهیم برویم؟»

در‌واقع کارآفرین، مانند مسافری است که می‌خواهد با یک وسیله‌ی نقلیه و مجموعه‌ای از امکانات، از یک مبدأ، حرکت را شروع کند و به مقصدهای مشخص و از پیش تعیین‌شده برسد. بنابراین لازم است تا حد امکان، کلیه‌ی عامل‌های داخلی (مانند امکانات، منابع علمی، منابع اطلاعاتی، منابع مالی، منابع انسانی و...) و نیز عامل‌های خارجی (مانند تغییرهای اجتماعی، تغییر قانون‌ها، تغییر نیازها، تغییر فناوری‌ و...) درنظر گرفته شوند. هرقدر تهیه‌ی طرح و برنامه‌ی کار‌آفرینی بهتر، دقیق‌تر و کامل‌تر صورت‌گیرد، انجام فعالیت کارآفرینی، موفق‌تر خواهد بود‌ چراکه طرح و برنامه‌ی کارآفرینی، مانند یک نقشه‌ی راه است که مسیرهای لازم برای طی‌شدن، در آن مشخص شده است. بنابراین طراحی و تهیه‌ی آن باید با دقت، حوصله و ماهرانه انجام شود.

▪ گام چهارم) اقدام یا مدیریت خلاقانه:

مدیریت خلاق و کارآفرینانه شامل فعالیت‌های مختلف مدیریتی مانند مدیریت استراتژیک، مدیریت اجرایی، مدیریت تولید، مدیریت تبلیغات و بازاریابی و مدیریت نیروی انسانی می‌باشد و در همه‌ی آن‌ها نیز همواره از خلاقیت و حل خلاق مسأله استفاده می‌شود.

نکته‌ی بسیار مهم این است که چنان‌چه در هر یک از مر‌حله‌های اجرای برنامه‌ی کارآفرینی، ضعف یا نقصی وجود داشته باشد، بایستی با تدبیر و خلاقیت، نسبت به حل آن‌ها اقدام نمود و اگر مرحله‌های اجرا با مشکل یا مانعی مواجه گردد، نبایستی هرگز ناامید و مأیوس شد بلکه بایستی همواره با توکل به خدا و نیز با درایت، خلاقیت، صبر، سعی و تلاش و پشتکار، عزم جزم و امید و اعتمادبه‌نفس بالا در جهت حل مشکل‌ها و مدیریت اثربخش گام‌نهاد.

اغلب فعالیت‌های کارآفرینی ‌به‌ویژه آن‌هایی که از میزان خلاقیت و نوآوری بیش‌تری برخوردار هستند، به‌طور معمول به علت ناآشنایی و ناآگاهی جامعه، در مرحله‌های اولیه‌ی فعالیت، به‌کُندی پیش رفته و ممکن است با رکود و کم‌استقبالی مواجه شوند‌ اما به‌تدریج، وضعیت، تغییر مثبت ‌یافته و پیشروی شتاب می‌گیرد. اگر فرد یا گروه مجری برنامه‌ی کارآفرینی، مطمئن شود که طرح موردنظر به هر دلیلی، چندان موفق نیست، در این‌صورت بایستی طرح و برنامه‌ی کارآفرینی مورد بررسی دوباره و بازنگری قرار‌گیرد و به‌ویژه روش‌های اجرای برنامه، تحت مطالعه و تحلیل واقع شود و با توجه به اصل «انعطاف‌پذیری» و نیز اصل «خلاقیت»، روش‌ها تغییر یابند. بنابراین، در مرحله‌ی اجرای طرح و برنامه‌ی کارآفرینی، باید به‌طور کامل توجه داشت که هیچ‌گاه نباید وقفه‌ها، ناکامی‌ها و شکست‌های ظاهری، مقطعی و موقتی، تعمیم داده شده و باعث توقف و تسلیم شود. اگر سرگذشت کارآفرینان بزرگ و داستان کارآفرینی‌های بزرگ آنان، مطالعه و بررسی شوند (برای نمونه «الکساندر بوئینگ» مؤسس شرکت هواپیمایی «بوئینگ»، «کونوسوکی ماتسوشیتا» مؤسس شرکت «ناسیونال یا پاناسونیک»، «سوئی چیرو هوندا» مؤسس شرکت «هوندا‌موتور»، «تویوتا» مؤسس شرکت «تویوتا»، «آکیو موریتا» مؤسس شرکت «سونی»، «والت دیسنی» مؤسس شرکت «دیسنی»، «ورنر فون زیمنس» مؤسس شرکت «زیمنس»، «کارل بنز» مؤسس شرکت «بنز»، «بیل گیتس» مؤسس شرکت «مایکروسافت» و...)، ملاحظه خواهد شد که به‌طور تقریبی، همه‌ی آنان در طی مسیر خلاق و کارآفرینانه‌ی خود، انواع مشکل‌ها و شکست‌های کوچک و بزرگی داشته‌اند ولی به راه خود، مصمم‌تر از قبل ادامه داده و در‌نهایت به هدف‌ها و نتیجه‌های بزرگ دست‌یافته‌اند. از این‌رو، اصول «موفقیت از راه شکست»، «امیدواری مستمر و دائمی»، «یأس‌نشناسی و شکست‌ناپذیری» و «سعی و تلاش و پشتکار جدی» از مهم‌ترین اصول موفقیت و نتیجه‌گیری در فعالیت‌های کارآفرینی می‌باشند.


منبع : سایت آفتاب
همت وكارمضاعف در حوزه كارآفريني




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در یک شنبه 26 اردیبهشت 1389  ساعت 6:39 PM نظرات 0
 
همت وكارمضاعف در حوزه كارآفريني
در هنگام رکود و مشکلات اقتصادی، روز به روز اخبار اقتصادی بدتر می‌شود. حتی هم‌اکنون که وضع روبه بهبود است، نرخ بیکاری ملی در فوریه به ۱/۸‌درصد افزایش یافت. این نرخ در بیست و پنج سال گذشته بی‌سابقه است.

تنها در هفته گذشته، ۶۵۱۰۰۰ شغل از بین رفت. کسانی که در صنعت مالی مشغول به کارند، بیشتر از همه از بحران ضربه خورده‌اند؛ اما در هفته‌های اخیر، موج تعدیل در کمپانی‌هایی نظیر I.B.M نیز شدت گرفته است؛ این در حالی است که تا چندی پیش به نظر می‌آمد که کارگران این شرکت‌ها از توفان‌های اقتصادی در امان باشند. اما در این وضعیت اقتصادی اگر کسی شغلش را از دست بدهد چه باید بکند؟ در ادامه پاسخ چند تن از کارشناسان را می‌خوانید.


▪ نباید خودتان را سرزنش کنید

ـ کاترین نیومن

استاد جامعه‌شناسی در دانشگاه پرینستون و نویسنده «طبقه گمشده»

بیست سال پیش، زمانی که من برای اولین بار حرکت نزولی طبقه متوسط را مورد مطالعه قرار دادم، تجربه غیرمنتظره و نامطلوبی را از سر گذراندم. من متوجه شدم که در اوایل دهه ۸۰، کارگران یقه آبی که عضو هیچ اتحادیه‌ای نبودند تعدیل شده بودند؛ اما با گذشت زمان کارگران یقه سفید و مدیران نیز امنیت شغلی خود را از دست دادند و پس از مدتی نسبت به کارگران یقه آبی با شدت بیشتری تعدیل شدند.

کارمندان تحصیل کرده و با تجربه که به بنگاه‌های خود وفادار بوده و اطمینان داشتند که شغل خود را از دست نخواهند داد بر خلاف انتظاراتشان تعدیل شدند. عجیب نیست که این دسته از افراد طبقه متوسط آمادگی تحرک نزولی را نداشتند. مدیران اجرایی که از کار بیکار شده بودند هر روز لباس رسمی می‌پوشیدند و از خانه بیرون می‌زدند تا کسی نفهمد که دیگر شغلی ندارند؛ اما آنها نمی‌توانستند به این کار ادامه دهند؛ بنابراین بعد از مدتی دستشان رو می‌شد. اغلب آن‌ها پس از مدتی مجبور می‌شدند دارایی‌هایشان را بفروشند.

شایان ذکر است که در بسیاری از موارد مهارت‌ها و تجارب این دسته از بیکاران می‌توانست به کمکشان بیاید؛ اما دستمزد لازم برای حفظ استاندارد زندگیشان را فراهم نمی‌آورد.

اما آن‌ها چه طور این مصیبت را از سر گذراندند؟ در دهه ۸۰، این افراد به هر کسی که می‌شناختند زنگ می‌زدند تا ببینند که آیا کاری برایشان سراغ دارد یا خیر. آن‌ها رزومه خود را به هر جایی که می‌توانستند می‌فرستادند و توجهی نداشتند که آیا با آنچه که درخواست شده بود هماهنگی دارند یا خیر. به زودی ظرفیت باشگاه‌هایی که در طول رکود بزرگ برای بیکاران تاسیس شده بود، تکمیل شده بود. به علاوه مردان به همسران خود که در بسیاری از موارد خانه‌دار بودند، اصرار می‌کردند که وارد بازار کار شوند و به کودکان خود می‌گفتند که اگر می‌خواهند به کالج بروند، باید خودشان کار کنند و وام‌های سنگین بگیرند.

این استراتژی‌ها در آن زمان بسیار کارآ بودند؛ همان‌طور که الان هستند. منظور من از کارآیی این است که این استراتژی‌ها به وضعیت این خانواده‌ها ثبات دادند؛ هر چند که وضعیت آن‌ها نسبت به آنچه که انتظار داشتند در سطح پایین‌تری قرار گرفت.

در وضعیت اقتصادی فعلی، مهارت‌ها و تجارب کسانی که اخیرا بیکار شده‌اند، هنوز می‌تواند به آن‌ها کمک کند؛ اما نمی‌تواند برای آنها درآمدی را که برای حفظ استاندارد زندگیشان لازم است به ارمغان آورد. خانواده‌هایی که با کمک هم با این مشکلات مقابله می‌کنند، بهتر به ثبات می‌رسند؛ به خصوص زوج‌هایی که تا جایی که می‌توانند با هم به خوبی همفکری می‌کنند.

نوجوانانی که یاد می‌گیرند که شرایط خانواده‌های خود را در نظر بگیرند و مسوولیت خواهران و برادران کوچک خود را نیز بر عهده می‌گیرند، تجربه خوبی به دست می‌آورند؛ اما همسایه‌ها، هم محلی‌ها و آشنایانی که هنوز شغل خود را حفظ کرده‌اند، باید به یاد داشته باشند که هر چیزی که بتواند باعث شود دوستان بیکارشان شغل پیدا کنند به نفع آنها هم هست. بیشتر از همه، کسانی که جدیدا بیکار شده‌اند باید به یاد داشته باشند که نباید احساس گناه کنند.

▪ با کاهش مخارج، زمان بخرید

ـ مایکل ملکر

مدیر اجرایی و نویسنده کتاب «وکیل خلاق: راهنمای عملی رضایت حرفه ای»

رکود فعلی ممکن است طولانی یا کوتاه باشد، بازارهای مالی ممکن است توسعه بیابند یا نیابند، برخی از بخش‌ها ممکن است حتی در رکود موفق تر باشند. کسی چه می‌داند؟

در نهایت، پاسخ به چنین سوالاتی اهمیت چندانی ندارد؛ زیرا به هر حال افرادی که باید شغلشان را تغییر دهند سفر سختی را پیش رو دارند. راه پیدا کردن شغلی که دوستش داشته باشید، این است که مهارت‌های خود را به خوبی معرفی کنید. شما باید در این زمینه صادق باشید. باید پی گیر باشید و تمایل خود را به تجربه کردن مشاغل جدید نشان دهید؛ به علاوه نباید انتظار داشته باشید که بین تجربه شما و همکارانتان مشابهتی وجود داشته باشد.

بسیاری از حرفه‌ای‌های تحصیل کرده نمی‌دانند که استراتژی‌های یافتن شغل چگونه است. بسیاری از آنها برای مدت طولانی به دنبال شغل می‌گردند؛ شاید حتی این جست‌وجوها ۱۲ تا ۱۸ ماه هم به طول بیانجامد. این وضعیت در آخرین رکود مشهود بود. به یاد داشته باشید که من راجع به کسانی صحبت می‌کنم که کارشان را بلد بودند؛ اما با وخیم شدن اوضاع شغلشان را از دست دادند.

با وجود ریسک ایجاد یک چرخه ضدتورمی در سطح ایالات متحده، من فکر می‌کنم که کسانی که بیکار شده‌اند باید مخارجشان را کاهش دهند تا زمان بیشتری بخرند(من از کسانی که شغل خود را از دست داده‌اند زیاد می‌شنوم که می‌گویند «من تا چند ماه می‌توانم بدون اینکه تغییری در سطح زندگی‌ام ایجاد شود، بیکار باشم.» در حالی که این دید درست نیست. کسی که درآمدش را از دست می‌دهد باید سبک زندگی خود را هم تغییر دهد).

بسیاری از حرفه ای‌های تحصیل کرده نمی‌دانند که برخی از استراتژی‌هایی که برای یافتن شغل اتخاذ کرده‌اند چقدر ناکارآ است. بیشتر کسانی که دنبال کار هستند زمان زیادی را در اینترنت صرف می‌کنند و وقت کافی برای ایجاد ارتباط با افراد حقیقی اختصاص نمی‌دهند. زمانی هم که ارتباطاتی پیدا می‌کنند این فرصت‌ها را به راحتی از دست می‌دهند. این امر حتی کسانی را که از جاهایی مانند مدرسه بازرگانی‌هاروارد فارغ‌التحصیل شده‌اند نیز در بر می‌گیرد.

یافتن شغل در این وضعیت اقتصادی نیازمند تلاش است؛ به علاوه بیکاران به جای اینکه به این نتیجه برسند که یافتن شغل غیر ممکن است باید استراتژی‌های خود را مورد انتقاد قرار دهند.

▪ لازم نیست بترسید

ـ مایکل گیتس گیل

یکی از روسای موسسه تبلیغاتی والتر تامپسون.

من به جرات ادعا می‌کنم که اگر با اطمینان خاطر عمل کنید، می‌توانید بر هراس‌های خود فائق آیید و این مهم‌ترین فاکتور برای کسی است که به دنبال شغل می‌شود.

دو روز قبل، یکی از همکاران سابقم مرا دید و از من پرسید که چرا آنقدر خوشحالم. من به او گفتم که چون این بهترین شغلی است که تا به حال داشته‌ام. او با تعجب به من نگاه کرد. من هم همانقدر خوشحالم چون شغلی که هرگز فکرش را نمی‌کردم، زندگی مرا دگرگون کرده است.

زمانی که من از شغل پردرآمد قبلی‌ام اخراج شدم مجبور شدم زمان زیادی را صرف کنم تا شغلی در همان سطح پیدا کنم. بعد از مدتی خسته و ناامید شدم. روزی یکی از آشنایانم به من پیشنهاد کار کرد. با وجودی که این شغل با انتظارات من هماهنگی نداشت؛ اما آن را با اشتیاق پذیرفتم.

بهترین راه پیدا کردن شغل این است که به آن فکر نکنید. اگر من می‌خواستم باز هم به این موضوع فکر کنم، هرگز حاضر نمی‌شدم که با توجه به شغل قبلی‌ام، این شغل سطح پایین را قبول کنم. با این حال شغل جدید من به من این شانس را داد تا زندگی‌ام را بسازم؛ طوری که هرگز فکرش را نمی‌کردم.

به عنوان مثال از آنجایی که شغل جدیدم یک کار پاره وقت است وقت زیادی برایم باقی می‌ماند. من بعد از ظهرها و عصرها آزاد هستم. زمان بسیار ارزشمند است.

اگر من این شغل را به دست نمی‌آوردم، نمی‌توانستم کتابم را بنویسم. همچنین اگر مجبور نمی‌شدم استاندارد زندگیم را کاهش دهم هرگز این زندگی ساده را تجربه نمی‌کردم. من توانستم شغلی را به دست آورم که هیچ وقت فکر نمی‌کردم برایم مناسب باشد و حالا از این امر خوشحالم.

▪ سعی کنید کار خود را حفظ کنید؛ اما دست از جست‌وجو بر ندارید

ـ استفن ویسکوزی

نویسنده «شغل خود را ضمانت کنید» و بینان‌گذار و مدیر اجرایی سایت Bulletproofyourresume.com.

باید به یاد داشته باشیم که حتی اگر نرخ بیکاری به ۱۰‌درصد هم برسد، ۹۰‌درصد نیروی کار ایالات متحده شغل خود را حفظ خواهند کرد؛ بنابراین نباید فرض را بر این بگذارید که شغل خود را از دست می‌دهید؛ چون اغلب آمریکایی‌ها شغلشان را حفظ خواهند کرد.

با وجود این، با وجود شرایط اقتصادی فعلی، اخراج کارمندان کمتر به خاطر نداشتن شایستگی است و حتی کارمندان وظیفه‌شناس نیز ممکن است، اخراج شوند. رییس شما ممکن است از چیزی که در صفحه فیس‌بوک خود نوشته‌اید خوشش نیاید و اخراجتان کند. آیا این انصاف است؟ احتمالا خیر، اما در دوران رکود این اتفاقات عجیب نیست.

«شبکه» واژه‌ای است که در زبان انگلیسی از آن به شدت سوء‌استفاده شده است. اگر شما شغل دارید، باید محتاط باشید. ارتباط از راه دور نسبت به شغل شما از اهمیت به مراتب کمتری برخوردار است؟ احتمالا در شرایط اقتصادی فعلی بهتر است که مواظب آنچه در این شبکه‌های اجتماعی بیان می‌کنید، باشند. روسا به راحتی کارمندانی را که حتی ندیده‌اند اخراج می‌کنند. کار شما ممکن است به جایی برسد که مجبور شوید پیشنهاد دهید سالی بیست‌درصد کمتر دستمزد بگیرید یا به جای پنج روز سه روز کار کنید. به هر حال بهتر است که در دوران رکود به هر قیمتی شغل خود را حفظ کنید؛ بنابراین سعی کنید هر طور شده در کاری مشغول بمانید و در همان حال به دنبال یافتن موقعیت بهتری نیز باشید.

اگر شغلتان را از دست بدهید، ممکن است احتمال اینکه بتوانید در کارهای پروژه‌ای به طور موقت استخدام شوید، افزایش دهید. به هر حال «شبکه» نمی‌تواند تنها ابزار شما باشد. هر کسی به ‌اندازه شما از این وضعیت هراسان است. همه به دنبال شغل هستند حتی در شرایطی؛ که شغلشان را از دست نداده‌اند. بنابراین فایده‌ای ندارد که به تعداد زیادی از دوستان و آشنایانتان اطلاع دهید که دنبال کار بهتری هستید، زیرا نمی‌توانند به شما کمک کنند.

به یاد داشته باشید که بنگاه رقیب جایی که شما در آن مشغول به کارید احتمالا بهترین مکان برای شروع است. از هیچ چیز غفلت نکنید.

▪ از دولت کمک بگیرید

ـ هارلی شایکن

استاد دانشگاه کالیفرنیا و کارشناس نیروی کار و بازار آزاد

ما در دوران سختی زندگی می‌کنیم. در کالیفرنیا نرخ بیکاری بالای ۲۲‌درصد است و در دیترویت متوسط قیمت برای مسکن به ۷۰۰۰‌دلار کاهش یافته است و این بدان معنی است که ما در میانه بحران هستیم.

بسیاری از افراد خودشان را به خاطر از دست دادن شغلشان شماتت می‌کنند. این در حالی است که‌میلیون‌ها فردی که از نتایج مصیبت بار بحران آسیب می‌بینند، نقشی در ایجاد بحران نداشته‌اند. آنچه در نهایت ما را از این بحران نجات می‌دهد، رفتار مسوولانه دولت است. خوشبختانه، طرح محرک اقتصاد را به سمت درستی هدایت می‌کند و باعث می‌شود که از بحران ضرر کمتری ببینیم؛ اما شکی نیست که برای عبور از بحران اقدامات بیشتری لازم است.

توصیه من به شما این است که وضع کلی اقتصاد را هم در نظر بگیرید. سعی کنید مسائل سیاسی را نیز دنبال کنید.

بقا در کوتاه‌مدت ضروری است؛ اما یک هدف بلندمدت می‌تواند باارزش باشد؛ اما اگر شغلتان در میان مدت تهدید شود چه می‌کنید؟ هیچ پاسخ درستی به این پاسخ وجود ندارد و تنها چند تاکتیک ساده را باید رعایت کرد. اول، حتی اگر احساس امنیت می‌کنید خود را آماده کنید. اگر در صنعتی که دچار مشکلات عدیده‌ای است، مشغول به کارید- مثل ساخت و ساز و تولید کالا و دیگر صنایع- سعی کنید؛ در حالی که شغل خود را حفظ کرده‌اید دوره‌های کاربردی دیگری ببینید تا بتوانید در صورت لزوم در صنعت دیگری مشغول به کار شوید. در این صورت بدترین چیزی که ممکن است اتفاق بیافتد این است که زمانی که اقتصاد بهبود می‌یابد، شما انتخاب‌های بیشتری

خواهید داشت.

به علاوه باید اخبار مربوط به مزایای بیکاری ایالتی و مواردی از این دست را دنبال کنید.؛ به عنوان مثال در سایت recovery.gov ببینید کدام پروژه‌های دولتی در حال اجرا هستند. نگاهی به کلیت اقتصاد داشته باشید. سعی کنید حتی اگر هیچ وقت با سیاست سروکار نداشته‌اید از این به بعد سیاست را دنبال کنید. حتی می‌توانید به نماینده ایالت‌تان ایمیل بزنید یا در کمپین‌ها مشارکت داشته باشید تا بتوانید به خاطر شرایط نامناسب نیروی کار اعتراض کنید. در مباحثاتی که در مورد افزایش مزایای بیکاری صورت می‌گیرد، بیکاران باید صدایشان را به گوش همگان برسانند.

خبر بد اینکه شرایط وخیم است و به نظر می‌رسد که از این هم وخیم‌تر شود؛ اما رکود برای همیشه ادامه پیدا نمی‌کند و اگر دولت مسوولیت بیشتری بپذیرد، ممکن است اقتصاد زودتر بهبود یابد.

▪ پل‌های پشت سر خود را خراب نکنید

ـ باب آدلر

مشاور نیروی کار

در ۸مه سال ۲۰۰۸ من از موسسه بیمه‌ای که در آن کار می‌کردم، اخراج شدم. من تا یک ماه از اعتراف به اینکه در ۵۵ سالگی بیکار شدم، خجالت می‌کشیدم؛ اما حالا بعد از ده ماه، شرکت مشاوره خودم را راه‌انداخته‌ام و به یک مرحله جدید وارد شده‌ام؛ اما رسیدن به این مرحله ساده نبوده است.

اولین چیزی که می‌خواهم به شما بگویم این است که از این که بیکار شده‌اید، خجالت نکشید؛ اما به خودتان اجازه ریسک کردن بدهید.

در پیمودن این راه بسیاری از افراد به من کمک کردند. مربی غیر رسمی من به من یاد داد که به جای اینکه بر نتیجه تمرکز کنم، بر فعالیت تمرکز کنم. رییس سابقم هم پروژه کوچکی را پیشنهاد کرد تا بتوانم راه خود به عنوان یک مشاور را بیابم. یکی از دوستانم به من این شانس را داد که در یک شرکت غیر انتفاعی مشغول به کار شوم و همسرم نیز در تمام این مدت همراهم بود.

مهم‌ترین چیزی که آموختم این بود که باید ارتباطات زیادی را ایجاد کنم. ایجاد «شبکه» می‌تواند سخت باشد؛ مگر اینکه از قبل آمادگی ایجاد ارتباطات لازم را کسب کرده باشید. سعی کنید که از منابع شبکه‌های اجتماعی آنلاین یا شبکه‌های سنتی‌تر استفاده کنید. تا جایی که می‌توانید به دیگران کمک کنید حتی اگر تنها کاری که از دستتان بر می‌آید، گوش کردن باشد.

از این که بیکار مانده‌اید خجالت نکشید؛ اما به خودتان اجازه ریسک کردن را بدهید. خوشبین باشید و نگاهی به آینده داشته باشید. می‌دانم که این این حرف کلیشه‌ای‌ است؛ اما پل‌های پشت سر خود را خراب نکنید.



منبع : سایت آفتاب
همت وكارمضاعف در حوزه كارآفريني




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در یک شنبه 26 اردیبهشت 1389  ساعت 6:36 PM نظرات 0
 
همت و كارمضاعف در حوزه كارآفريني
ساختار اقتصادی دنیای امروز با گذشته به طور اساسی تفاوت دارد. شاخص های سخت افزاری و دارایی های مشهود که دیروز در جایگاه یک بنگاه اقتصادی نقش تعیین کننده داشت جای خود را به نوآوری ، ابداع، خلق محصولات جدید و دارایی های نرم افزاری داده است. اگر دیروز ثروتمندترین افراد دنیا آن هایی بودند که منابع مالی بیشتری در اختیار داشتند، امروز ثروتمندترین مردم دنیا افرادی دانش مدار و کارآفرین هستند . لذا توسعه اقتصادی دنیای امروز بر پایه نوآوری و خلاقیت و استفاده از دانش استوار است. این اقتصاد را اقتصاد دانش محور می گویند.

تولید علم و دانش، بهره گیری از دانش و گسترش آن در سطح جامعه در تمام زمینه های اجتماعی توانمندی و قدرت ایجاد می نمایند. کشورهایی که بخش قابل ملاحظه ای از تولید علم و دانش را به خود اختصاص داده اند ، از نظر صنعتی توسعه یافته و از توازن اقتصادی و سیاسی بالایی برخوردارند.





● بدیهی است تولید علم و دانش جز از راه تحقیق حاصل نمی شود.

رابطه سرمایه گذاری در امر تحقیقات و تولید علم و رابطه تولید علم با توان اقتصادی و سیاسی کشورها رابطه ای مستقیم است. به کارگیری دانش و مدیریت در هر جامعه زیربنای نوآوری و خلاقیت هاست. بنابراین لازمه رشد اقتصادی در دنیای امروز ، توسعه مراکز تولید دانش، فناوری و مهارت های فنی است که مهمترین آن ها دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی هستند. دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی به عنوان رکن اساسی در توسعه همه جانبه کشور باید از هر نظر مورد حمایت قرار گیرند تا قادر باشند نیروهای جوان و طالب علم کشور را اهل فکر و نظر ، متخصص و خلاق پرورش دهند. در دنیای امروز بزرگترین سرمایه های یک بنگاه اقتصادی منابع انسانی یا نیروهای اهل فکر، یادگیرنده و خلاق آن ها هستند و این نیروها کسانی جز کارآفرینان نمی باشند.



● مفهوم کارآفرینی

با تحولات سریع و شتابان جامعه بین المللی و گذر از جامعه صنعتی به جامعه فن آوری اطلاعات و مواجهه اقتصاد های ملی با اقتصاد جهانی و مطرح شدن پدیده هایی همانند «جهانی شدن اقتصاد» و «فن آوری اطلاعات» ، مباحث اساسی درخصوص راهکارهای مختلف برای تسریع فرآیند رشد و توسعه پایدار و رفاه اقتصادی مطرح می شود. یکی از این مباحث جدید، نقش کارآفرینان در این فرایند است. کارآفرینی از مفاهیم جدیدی است که حداقل در محدودة علم مدیریت، اقتصاد، جامعه شناسی و روان شناسی و سایر مقوله های مرتبط با این موضوع قدمتی بسیار کوتاه داشته و از مفاهیم رو به گسترش می باشد. به دلیل آنکه معنای تحت اللفظی «کارآفرینی» نمی تواند عمق محتوی و مفهوم این واژه را مشخص نماید و نیز برای جلوگیری از برداشت نادرست این موضوع یا واژه با سایر واژه ها و برای رسیدن به فهم و فرهنگ مشترک از آن ، معرفی و شناساندن این واژه بسیار مهم است.

برای رسیدن به فهم مشترک ا زکارآفرینی، باید به سوالاتی نظیر: "کارآفرینی چیست؟ کارآفرین کیست؟ فرآیند کارفرینی چگونه است؟ نقش و تأثیر کارآفرینی و کارآفرینان در ابعاد توسعه و رشد اقتصادی و متغیرهای کلان اقتصادی همانند اشتغال چیست؟ نقش آموزش و تجربه در رشد کارآفرینی چه میزان است؟" پاسخی واضح و مبسوط داده شود.

«کارآفرینی» از ابتدای خلقت بشر و همراه با او در تمام شئون زندگی حضور داشته و مبنای تحولات و پیشرفتهای بشری بوده است. لیکن تعاریف متنوعی از آن در سیر تاریخی وروند تکامل موضوع بیان شده است، که برخی از این تعاریف ارائه می شود:



● کارآفرینی یعنی:

ـ متعهد شدن و مسئولیت پذیری در تولیدکارهای جدید

ـ یک علم که همچون علوم دیگر می توان آن را فرا گرفت

ـ راه اندازی و سازماندهی کسب و کار و شرکتهای نوپا از طریق نوآوری و خطرپذیری که این کسب و کار مداماً در حال رشد و ترقی باشد

ـ مدیریت فرصت یا کشف و شناخت فرصتهای سودآور و کشف نشده موجود در جامعه و استفاده از آنها

ـ حل مشکلات جامعه، دولت و بنگاه ها و بهبود زندگی فردی و خانوادگی

ـ فرآیند شناسایی ، توسعه و گسترش دیدگاه دیگری از زندگی که این دیدگاه ممکن است یک فرد خلاق و یا یک فرصت و راه بهتری برای انجام بعضی از کارها باشد

ـ فرآیند پویای ایجاد و دستیابی به فرصتها و دنبال کردن آنها بدون توجه به منابعی که در حال حاضر موجود است.

ـ جستجوی دائمی برای تغییر و واکنش در برابر آن و بهره برداری از آن به عنوان یک فرصت

ـ فرایند پویای ارزش آفرینی و ایجاد و خلق ثروت بیشتر در جنبه های مختلف از زندگی اجتماعی

ـ تشکیل تیمی از افراد با مهارتها و استعدادهای مکمل و مشاهده فرصتها در شرایطی که دیگران تنها هرج و مرج ، تناقض ، تضاد و ابهام را متوجه می شوند

ـ یک استراتژی نوین در شرکتهای بزرگ برای دستیابی به نوآوری ، موفقیت و رشد و بقا

ـ پیش زمینه ای اساسی برای ارتقای سطح فرهنگی جامعه با ایجاد فرصت های شغلی و تولید ثروت و توزیع درآمد در جامعه و بهبود شرایط اقتصادی

ـ یکی از موارد توانایی ها و شایستگی های مدیران

ـ توان خلاق و تلفیق قوانین برای ایجاد کسب و کار جدید

ـ یک نوع تصمیم گیری اجتماعی که توسط نوآوران اقتصادی انجام می شود .

ـ یک نوع کنش انسانی که در عرصه کار و فعالیت اقتصادی متبلور می شود، ایجاد سازگاری و هماهنگی متقابل بیشتر در عملیات بازار

ـ شوق خلقت، یا خلق و ایجاد بینشی ارزشمند از هیج

ـ فرآیند خلق چیزی نو، با صرف وقت و تلاش بسیار و پذیرش خطرات مالی، روحی و اجتماعی برای به دست آوردن منابع مالی، رضایت شخصی و استقلال

ـ فرایند پویای به وجود آوردن چیزهای نو همراه با ارزش های جدید با استفاد از زمان، منابع و ریسک خلاقیت و نوآوری

ـ یک نوع تصمیم گیری اجتماعی است که توسط نوآوران اقتصادی انجام میش ود.

ـ موتور توسعه اقتصادی و جرقه رشد و توسعه اقتصادی



●کارآفرینی موجب تحقق این موارد می شود:

ـ بارور شدن خلاقیت ها، ترغیب به نوآوری و توسعه آن ، افزایش اعتماد به نفس ، ایجاد و توسعه تکنولوژی ، ثروت در جامعه و افزایش رفاه عمومی

ـ افزایش سود و سرمایه ، سرمایه گذاران و تأمین رفاه اجتماعی

ـ پرشدن خلاء ها و شکافهای بازار کار، یعنی با توجه به دگرگونی شرایط بازار کار و فراهم شدن فرصتهای تازه، امکانات جدیدی خلق می شود.

ـ گذار از رکورد اقتصادی، جبران عقب ماندگی های اقتصادی و آسان شدن روند رشد و توسعه کشور

ـ جلوگیری از پس روی اقتصادی به هنگام بحران و ناتوانی بخش های اقتصادی در ایجاد اشتغال

ـ رقابت صنایع به ویژه صنایع مشابه داخلی با یکدیگر ، موجب بهبود و بالا رفتن کیفیت کالاها

ـ تقویت و تکامل صنایع داخلی و فراهم آوردن زمینه رقابت صنایع داخلی و خارجی و سرانجام افزایش صادرات و دریافت ارز برای کشور

ـ بوجود آمدن محصولات ، خدمات، روشها ، سیاستها، افکار و راهکارهای نو برای حل مشکلات جامعه

ـ فراهم ساختن عوامل و شرایط لازم را برای تولید کالاها، محصولات و بازاریابی آنها

کارآفرینی به معنای «عهده دار شدن» کاری است و به معنی مسئولیت پذیری است و تعریف آن وابسته به شرایط و حوزه ای که در آن قرار دارد مانند اقتصاد، جامعه شناسی و ... بسیار گسترده و چند وجهی است.

در تعریف اقتصادی کارآفرینی ، ریچارد کانتلیون (۱۷۳۰، contilon) می گوید: «کارآفرین فردی است که ابزار تولید را به منظور ترکیب به صورت محصولاتی قابل عرضه به بازار عرصه به بازار خریداری می کند . کارآفرین در زمان خرید از قیمت نهایی محصولات اطلاعی ندارد».

شومیتر (۱۹۸۲وSchumpeter) از دیگر اقتصاددانانی است که نوآوری را به طور بسیار برجسته در اقتصاد وارد کرده و معتقد است: «کارآفرینی نیروی محرک اصلی در توسعه اقتصادی و موتور توسعه است». وی مشخصه کارآفرینی را نوآوری می داند و فرایند کارآفرینی را تخریب خلاق می نامد، یعنی ویژگی تعیین کننده در کارآفرینی همانا انجام کارهای جدید با ابداع روش های نوین در انجام کارهای جاری است.

وی در کتاب «نظریه اقتصاد پویا» اشاره می کند که تعادل پویا از طریق نوآوری و کارآفرینی ایجاد می گردد و اینها مشخصه یک اقتصاد سالمند.در واقع هنوز هم تعریف جامع و کاملی و مورد وفاق صاحبنظران حول این مطلب ارائه نگردیده است.

تعریف دیگری از اصطلاح کارآفرینی که تقریباً شامل همه تعریفهای ارائه شده از آن می باشد ، عبارت است از :

«کارآفرینی فرآیندی است پویا که که فرد کارآفرین با ایده های نو و خلاق و شناسایی فرصتهای جدید و با بسیج منابع، به ایجاد کسب و کار و شرکتی نو، راه اندازی سازمانی جدید با ویژگی نوآور و رشد یابنده که توأم با پذیرش مخاطره و ریسک باشد و منجر به معرفی محصول و یا خدمت جدیدی به جامعه مبادرت کند.»



منبع : سایت آفتاب
همت و كارمضاعف در حوزه كارآفريني




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در یک شنبه 26 اردیبهشت 1389  ساعت 6:32 PM نظرات 0
 
همت وكارمضاعف در حوزه بزرگان
6400. الامام علي عليه السلام : من صغرت همته بطلت فضيلته .
ترجمه : هركه همتش حقير باشد ، فضيلتش از بين برود.
6401. الامام علي عليه السلام : من صغر الهمة حسد الصديق علي النعمة .
ترجمه : رشك بردن بر نعمت دوست ، از دون همتي است.
6402. الامام علي عليه السلام : لا همة لمهين .
ترجمه : آدم حقير همت ندارد.
6403. الامام الصادق عليه السلام : ثلاث يحجزن المرء عن طلب المعالي : قصر الهمة و قلة الحيلة و ضعف الرأي .
ترجمه : سه چيز انسان را از رفتن در پي مقامات عاليه و اهداف بلند باز مي دارد : كوتاهي همت ، چاره انديش نبودن ، و سستي انديشه.
همت وكارمضاعف در حوزه بزرگان




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در یک شنبه 26 اردیبهشت 1389  ساعت 6:29 PM نظرات 0
 
همت و كارمضاعف در حوزه شهري
تاليف مدير وبلاگ
ترافیک  از جمله مشكلاتي هست که سال هاست  بدون راه حل باقي مانده و هم اكنون به يكي از مشکلات اصلی شهرتهران تبدیل شده است و اینطور که معلوم است به این زودی ها هم نمی خواهد حل شود. اتلاف وقت در خیابانها، مصرف بیش ازحد سوخت، فشارهای روحی و روانی رانندگان شاید تنها بخشی از پیامدهای معضل ترافیک در شهر های بزرگ و بویژه در تهران مي باشد

بهتر است حالا كه نام امسال به نام سال همت و كارمضاعف نام گذاري شده مردم و مسيولان دست در دست هم با همت و كار مضاعف سعي در حل اين مشكل بكنند .

در زير به مواردي كه مي توان با اصلاح انها به حل مشكل ترافيك كمك كرد اورده شده :

1-      همت و كارمضاعف دولت در جهت رشد دولت الكترونيك

2-      همت و كارمضاعف دولت در جهت توسعه مترو و خطوط BRT

3-      همت وكارمضاعف دولت در جهت ساخت منو ريل

4-      همت وكارمضاعف دولت در جهت  ساخت پاركينگ

5-      همت وكارمضاعف دولت در جهت نهادينه كردن فرهنگ ترافيك

6-      همت وكارمضاعف مردم در جهت استفاده از وسايل نقليه عمومي

7-      همت وكارمضاعف مردم  در جهت آشنايي با پرداخت الكترونيكي
 
همت و كارمضاعف در حوزه شهري
تاليف مدير وبلاگ




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در یک شنبه 26 اردیبهشت 1389  ساعت 6:25 PM نظرات 0


  • تعداد صفحات :14
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • >  
POWERED BY RASEKHOON.NET