کنون رزم
virus
و رستم شنو
که اسفنديارش يکي
disk
داد
بگفتا به رستم که اي نيکزاد
در اين
disk
باشد يکي
file
ناب
که بگرفتم از سايت افراسياب
برو خرمي کن بدين
disk
هان
که هم نون و هم آب باشد در آن
تهمتن روان شد سوي خانه اش
شتابان به ديدار رايانه اش
دگر صبر آرام و طاقت نداشت
مر آن
disk
را در
drive
اش گذاشت
نکرد هيچ صبر و نداد هيچ لفت
يکي
list
از
root
ديسکت گرفت
در آن
disk
ديدش يکي
file
بود
بزد
enter
آنجا و اجرا نمود
به ناگه چنان سيستمش کرد
hang
که رستم در آن ماند مبهوت و منگ
تهمتن کلافه شد و داد زد
ز بخت بد خويش فرياد زد
چو تهمينه فرياد رستم شنود
بيامد که ليسانس
رايانه بود
بدو گفت رستم همه مشکلش
وزان
disk
و برنامه قابلش
چو رستم بدو داد قيچي و ريش
يکي ديسکت
boot
آورد پيش
يکي
toolkit
اندرآن
disk
بود
بر آورد آن را و اجرا نمود
به ناگه يکي رمز
virus
يافت
پي حذف امضاي ايشان شتافت
چو
virus
را نيک بشناختش
مر از
bootsector
بر انداختش
يکي ضربه زد بر سرش
toolkit
که هر
byte
آن گشت هشتاد
bit
به خاک اندر افکند
virus
را
تهمتن به رايانه زد بوس را
چنين گفت تهمينه با شوهرش
که اين بار بگذشت از پل خرش
دگر بار برنامه اين سان مکن
ز رايانه اصلا تو صحبت مکن
قسم خورد رستم به پروردگار
نگيرد دگر
disk
ز اسفنديار
-
جمعه 28 اسفند 1388
6:58 AM
نظرات(0)
1
بهترين برنامه ريزي باي آينده ، بهره گيري در ست از زمان حال است
آلبركامو
2
انسان آنقدر وقت ندارد كه نيمي از عمرش را صرف نزاع و ستيزه كند
آبراهام لينكن
3
حقيقت را دوست بدار ، ولي اشتباه را عفو كن
وتر
4
سكوت ، باغ خرد است
سقراط
5
هر چه كمتر آرزو داشته باشيد ، محروميت هاي شما كمتر است
پلوتارك
6
وجدان صداي خداوندي است كه از دل انسان خارج مي شود
لامارتين
7
مرد بزرگ دير وعده مي دهد و زود انجام مي دهد
كنفوسيرس
8
اعتراف كردار بد ، آغاز انجام كردار نيك است
آگوستين
9
خود شكوفايي يعني توانايي استقبال از آينده اي مبهم و مجهول
وين داير
10
بهتر آن است كه پبش از وقوع حادثه بيمناك باشيم و پس از وقوع آن آسوده
چرچيل
11
فقر بدون قرض ثروت حقيقي است
مثل گرجستاني
12
پيروزي و پيشرفت ملك بلا منازع كساني است كه داراي استقامت و ثبات قدم باشند
كوته
13
بي صبري شخص را از هيچ رنجي نمي رهاند ، بلكه درد جديدي براي از پا در آوردن او بوجود آورد
افلاطون
14
مادر طول عمرمان مثل بازيگراني هستيم كه چند لحظه اي روي صحنه ظاهر مي شويم
شكسپير
15
كلمات نمي توانند حقيقت را عوض كنند
مثل چيني
16
غالبا ً برد با كسي است كه خود را براي باختن مهيا كرده است
17
كسي كه اندرز ارزان را رد مي كند ، پشيماني را به قيمت گراني مي خرد
18
كر هاي واقعي كساني هستند كه نمي خواهند بشنوند
19
سايه نشين از خود سايه اي ندارد
20
كسي كه خوابيده است مي توان بيدار كرد، اما كسي كه خود را به خواب زده هرگز
21
كسي كه انتظار آسايش دارد ،بايد كَر و كور و لال باشد
22
توهين ها از بي اعتنايي ها قابل تحمل ترند
23
وقتي كه خود را براي بدترين وضع آماده مي كنيم نگراني درما اثر ندارد
24
زماني كه بد كردي به دنبال آن نيكي كن ، نيكي ها بدي ها را نابود مي كند
25
كفش گشاد كه پوشيدي آماده زمين خوردن باش
26
قانون در برابر زور خود را جمع و جور مي كند
27
بعضي پدر و مادر ها همه چيز شان را صرف فرزند انشان مي كنند به جز وقت خود را
28
انسان نمي تواند به همه نيكي كند ،اما مي تواند نيكي خود را نشان دهد
29
براي ناخدايي كه به بندر مقصد نمي انديشد ، هيچ بادي موافق نيست
30
انسان هر چه بالاتر رود، احتمال ديده شدن وصله شلوارش بيشتر مي شود
31
مرد بزرگ به خود سخت مي گيرد و مرد كوچك به ديگران
32
نزديكترين چيز ها مرگ و دورترين چيز ها آرزو است
33
هر مردي مي تواند داماد شود اما هر دامادي نمي تواند مرد شود
34
پسرت را هر وقت مي خواهي زن بده ، ولي دخترت را هر وقت مي تواني شوهر بده
35
مُردن فنا شدن نيست ، تعويض دوستان است
36
كسي كه از مرگ مي ترسد از زندگي هم مي ترسد
37
سر چشمه همه فساد ها بيكاري است ، شيطان براي دست هاي بيكار ، كار تهيه مي كند
38
خواندن و عمل نكردن مثل شخم زدن و تخم نپاشيدن است
39
مردم سالها نمي فهمند شما چكاره ايد مگر وقتي كه بيكار مي شويد
40
هيچ بلاي آسماني بدتر از محبتي نيست كه به تنفر و كينه تبديل شده باشد
41
از زندگي خود لذت ببريد بدون آنكه با زندگي ديگران مقايسه كنيد
42
بيشتر مردم عدالت را از آن جهت دوست دارند كه مي ترسند روزي به آنها ظلم شود
43
كسي كه به فكر انتقام باشد ، هميشه زخم هاي خود را تازه نگه مي دارد
44
ديروز را فراموش كنيد ، امروز را كار كنيد و به فردا اميدوار باشيد
45
تنها نزد كسي شكايت كن كه بتواند مشكل توراحل كند
46
درهرجا اگر دير برسيد بهتر از آن است كه غايب باشيد
47
گاهي ترحُم ظلم است وگاهي ظلم ترحُم
48
شخص ايامي را كه به او بد گذشته ،بهترازايامي كه خوش گذشته به خاطرمي سپارد
49
در خانواده سعادت را پدر به وجود مي آوردو مادر آن را حفظ مي كند
50
سكوت چنان موضوع جالبي است كه ساعت ها مي توان درباره اش حرف زد
51
هيچ چيز آسان تر از فريب دادن يك فرد راستگو نيست
52
زندگي مانند تخم مرغي است كه در دست بچه باشد
53
خشم يك كينه مكشوف وموقتي است ولي كينه يك خشم دائم و محفوظ
54
يك زن چيزي جز شوهر نمي خواهدولي وقتي به او رسيد همه چيز مي خواهد
55
يك ابله تحصيل كرده از يك ابله بي سواد بدتر است
56
آنچه را كه يك نفر مي داند هيچ كس نمي داند و اگر دو نفر بدانند همه كس مي دانند
57
فقير آن نيست كه كم دارد بلكه آن است كه بيشتر مي طلبد
58
جنگ قانون ابدي زندگيست و صلح ، راحت باش ميان دو جنگ
59
مردم بيشتر به آن چه ندارند فكر مي كنند ، نه به آنچه كه دارند
60
زمان در باره همه چيز قضاوت مي كند
-
یک شنبه 20 دی 1388
3:02 AM
نظرات(0)
1
قدر زمان حال را بدانيد كه گذشته بر نمي گردد و آينده شايد نيايد
گاليله
2
دو نفر خوب هستند ،آنكه به دنيا نيامده و آنكه در گذشته است
مثل هندي
3
در ضرب المثل ها وجدان مردم قضاوت مي كنند
مثل سوئيسي
4
پسر يك پزشك بزرگ ، غالبا ً بر اثر ابتلا به بيماري مي ميرد
مثل چيني
5
در زندگي بايد رنج بُرد و لب فرو بست و ستايش كرد و اميدوار بود ومُرد پاسكال فيلسوف
فرانسوي
6
پول باعث مي شود كه كور بينا شود و مرد عالم كتابهايش را بفروشد
مثل چيني
7
پولي كه از راه كلاهبرداري به دست مي آيد ، خرج كلاه سر كچل مي شود
مثل آلماني
8
دانا از دشمنانش بيشتر استفاده مي كند تا نادان از دوستانش
مثل اسپانيولي
9
« خويشاوندان » دوستان اجباري اند
مثل روسي
10
« خيلي كم » و « خيلي زياد » همه چيز را ضايع مي كند
مثل روسي
11
« خانه» دنياي زن است و « دنيا» خانه مرد
مثل استوني
12
حقيقت مي تواند در دنيا غير مسلح راه برود
مثل تازي
13
حيف از كسي كه رنج كشد بهر ناكسي
مثل فارسي
14
آنكس كه اراده و استقامت دارد ، روي شكست نمي بيند
مترلينگ
15
زمان سوهاني است كه از آن صدايي بر نمي خيزد
مثل ايتاليايي
16
ارزش پدر پس از مرگش معلوم مي شود و ارزش نمك پس از تمام شدن
مثل عبري
17
احتياج قانون را نقض مي كند
مثل آلماني
18
كتاب ، معلمي است كه بدون عصا و تازيانه ما را تربيت مي كند
دانشمند انگليسي
19
آدم عجول دشمن خويش است
مثل ايتاليايي
20
براي كسي كه آهسته و پيوسته راه مي رود ، هيچ راهي دور نيست
لابروير
21
بهترين چاره غضب به تأ خير انداختن آن است
سليكا
22
كسي كه لبخند بر لب ندارد نبايد دكان باز كند
مثل چيني
23
با بردباري مي توان بيش از خشم نتيجه گرفت
مثل آفريقايي
24
بردباري شادماني و شتاب كليد اندوه
مثل تازي
25
پروانه غالبا ً فراموش مي كند كه روزي كرم بوده است
مثل سوئدي
26
مرگ چيز مهمي نيست ، زندگي نكردن هولناك است.
27
شكم گرسنه گوش ندارد
مثل اسكاتلندي
28
موفقيت يعني پيشرفت تمام جنبه هاي زندگي بطور هماهنگ
حورايي
29
زندگي دو نيمه است ، نيمه اول به اميد نيمه دوم مي گذرد و نيمه دوم به حسرت نيمه اول
30
اميد براي انسان آنقدر اهميت دارد كه بال براي پرندگان
31
يك بار ديدن بهتر از صد بار صحبت كردن در باره چيزي است
مثل ژاپني
32
زندگي در لحظه ها ساخته مي شود پس مراقب لحظه ها باشيد
33
بد بختي هميشه از دري وارد مي شود كه براي او باز گذاشته اند
مثل چك
34
جواني ستاره اي است كه در آسمان عمر فقط يكبار طلوع مي كند
35
دروغي بگو تا حقيقت آشكار شود
مثل اسپانيولي
36
به هيچ كس اجازه مده توي قلب و كيفت نگاه كند
مثل دانماركي
37
بيماري فقرا را كار درمان مي كند و بيماري اغنياء را پزشك
مثل تازي
38
بردباري به هنگام عصبانيت و خوشرويي به هنگام تنگدستي سخت ترين كارها است
سقراط
39
خموش بودن هنر نيست بلكه عملي است بس دشوار
مثل يوگسلاوي
40
نتيجه اراده ضعيف حرف است و نتيجه اراده قوي ، عمل گوستا ولبون جامعه شناس
مثل فرانسوي
41
پيش از ازدواج چشمها را خوب باز كنيد و بعد از آن كمي آنها را روي هم بگذاريد
فرانكلين
42
خطا اگر ندانسته انجام شود « اشتباه » است و اگر دانسته انجام گردد « تبهكاري »
برتولد برسنت
43
رنج مردم در سه چيز است از وقت پيش مي خواهند ، از قسمت بيش مي خواهند و آن دگران از آن خويش مي خواهند خواجه عبدالله انصاري
44
حكيمي گفته است مردم براي سه نفر زحمت مي كشند كه هر سه دشمن اند شوهر همسر يا همسر شوهر ،زن پسر و شوهر دختر
45
ازدواج مانند شهر محاصره شده اي است آنان كه داخل شهرند دوست دارند كه خارج شوند و آنان كه بيرون شهرند دوست دارند كه وارد شوند ناپلئون بناپارت
46
عيب در اين نيست كه انسان اشتباه كند ، بلكه عيب در اين است كه به اشتباه خود پي نبرد
مثل روسي
47
استراحت خوب ، بهتر از غذاي خوب است
ويكتور هوشه
48
سعادتمند كسي است كه به مسائل و مشكلات لبخند بزند
كريستو فرمارلو
49
بشر وقتي اميد و رويايي نداشته باشد ، مرده اي بيش نيست
سقراط
50
اميد نان روزانه آدمي است
تاگور
-
یک شنبه 20 دی 1388
2:57 AM
نظرات(0)
شخص با پرسيدن ياد مي گيرد
مثل هندي
2
بهار زن است ، تابستان مادر ، پاييز زن بيوه و زمستان ، زن بابا
مثل لهستاني
3
دروغ وصله هايي هستند كه روي حقيقت دوخته مي شوند
لاتويا
4
حال آدم بيحال را نمي شود گرفت
5
اگر خواهي نرنجي درحضور رنج و نا كامي ، مرنجان و مرنج و هر كه رنجاند مرنجانش حسينعلي
اصفهاني
6
بازيكنان فوتبال مانند سربازان ميدان جنگ هستند كه پس از مجروح شدن ديگران ارزشي ندارند
استالين
7
« مهم بودن » خوب است امّا « خوب بودن » مهمتر است
8
كار نبايد اوليّن اولويت زندگي شما باشد
9
نفرت با نفرت از بين نمي رود ، براي از بين بردن نفرت ، محبت لازم است
10
يك مصيبت بهتر از هزار نصيحت مي تواند به انسان چيزي بياموزد
11
هميشه به نداي درونتان گوش دهيد ، به ندرت دروغ مي گويد
12
عظمت انسانهاي بزرگ از طرز رفتارشان با انسانهاي كوچك آشكار مي شود
13
تولد و مرگ اجتناب ناپذيرند ، در فاصله اين دو ، خوب زندگي كنيم
14
در زندگي هيچ چيز عادلانه نيست ، بهتر است بااين حقيقت كنار بياييد
15
لبخندزدن از اخم كردن آسان تراست
مثل يوگسلاوي
16
هيچ وضعيتي از تنهايي و بي پناهي براي بشر دشوار تر و سهمناك تر نيست
محمد حجازي
17
به همه عشق بورز ، به تعداد كمي اعتماد كن ، به هيچ كس بدي مكن
18
از سوالات يك مرد در باره اش قضاوت كن نه جوابهايش
مثل فرانسوي
19
آدم خوش شانس را اگر در رود نيل بيندازي در حالي كه يك ماهي در دهان دارد از آب بيرون مي آيد
مثل مصري
20
اي فرزند آگاه باش كه اگر بينوا شوي ، ادب تو را ثروتي است و اگر در غربت ماني ، او تو را يار و فاداري است
لقمان حكيم
21
كسي كه از ادب پدر بهرهمند نگردد، روزگار تربيتش خواهد كرد
شمس المعالي
22
اگر انسان مي دانست كجا سقوط مي كند اول زير پا ي خود كاه پهن مي كرد
مثل فنلاندي
23
تأسف خوردن بدان مي ماند كه انسان بدنبال باد بدود
مثل روسي
24
دولت نگران انفجار جمعيت و جمعيت دلوا پس انفجار دولت
روت رنگين
25
پيش از آنكه بال داشته باشيد سعي كنيد پرواز كنيد
مثل فرانسوي
26
بر حذر باش از كسي كه چيزي براي از دست دادن ندارد
مثل ايتاليايي
27
آنچه باعث هماهنگي مي شود آشفتگي است
مثل ايتاليايي
28
بدون باختن برنده نمي شوي
مثل روسي
29
سكوت اشتباه نمي كند
مثل فرانسوي
30
زخمي كه دوست وارد كرده بهبود نمي يابد
مثل كنيايي
31
مردگان چشم هاي زندگان را باز مي كند
مثل روسي
32
زندگي مي گذرد ، آنچه مي ماند كارهايي است كه براي ديگران انجام داده ايم
مثل انگليسي
33
بالاترين زرنگي پنهان كردن زرنگي است
مثل انگليسي
34
سراي ديگر ، منزلگاه حقيقي است ، اين دنيا گذرگاهي بيش نيست
مثل مراكشي
35
خريد خوب را كساني كرده اند كه چيزي به خانه نياورده اند
مثل سويسي
36
« خوشي » خانواده ندارد ولي « اندوه » زن و بچه دارد
مثل ايتاليايي
37
جهان متعلق به افراد صبور است
مثل ايتاليايي
38
آنكه به كم خرسند باشد بيش از همه دارد
ديوژن
39
اگر زمان نبود ، زندگي و جهان نيز نبود
شو پنهادر
40
آنكس كه مي گريد ، يك درد دارد و آنكس كه مي خندد هزار درد
-
یک شنبه 20 دی 1388
2:48 AM
نظرات(0)
ضرب المثل كشور هاي مختلف و سخنان بزرگان
1
انسان خود را نمي شناسد ،مگر هنگام فقر و بدبختي
آلفرد دو موسه
2
دوام ازدواج يك قسمتش روي محبت است و 9 قسمت ديگرش روي گذشت از خطا
مثل اسكاتلندي
3
هر بدبختي كه به من رسيده از اطمينان و اعتماد به دوستانم بود
ژان ژاك روسو
4
ازدواج زودش اشتباهي بزرگ و ديرش اشتباه بزرگتري است
مثل فرانسوي
5
سرزنش بجا بهتر از تعريف بيجاست
اسپانيولي
6
آلام و ناراحتي ها ،فكر انسان را قوي مي نمايد
ناپلئون
7
زبانت را نگه دار تا دوستت را نگه داري
مثل هندي
8
اگر مي خواهي گرم باشي بايد دود را تحمل كني
مثل چك
9
اشخاص زيرك از بدبختي و گرفتاري هاي ديگران متنبه مي شوند ولي اشخاص ابله از بلا هاي خود عبرت نمي گيرند
فرانكلين
10
در دنيا كسي بدبخت تر از آن آدمي نيست كه پيوسته مي كوشد خود را به صورتي در آورد كه جسما ً و روحا ً هرگز آنطور نيست آنژلوپارتي
11
خوشبختي بر سه ستون استوار است ،فراموش كردن گذشته ، غنيمت شدن حال و اميدوار بودن به آينده
متر لينگ
12
خوشبختي و بدبختي ايام پيري، عصاره اعمال گذشته است
سنت پوو
13
سخنان آرام و ملايم خشم را فرو مي نشاند
مثل يوگسلاوي
14
جواب ندادن هم جوابي است
مثل دانماركي
15
اگر ما ديگران را در مشقت و گرفتاري ها دلداري دهيم ، خود نيز تسكين مي يابيم
آبراهام لينكن
16
داروي خشم .خاموشي است
سقراط
17
بسا مي شود كه سكوت بهتر از صحبت مي تواند مقاصد را بفهماند
آلرد آويبوري
18
انسان بايد با ديگران كم و با خود ش زياد حرف بزند
مثل دانماركي
19
بعضي از مردم آنچنان زيرك و باهوش اندكه گويي دو بار به دنيا آمده اند و بعضي از مردم آنچنانند كه اگر چند بار هم به دنيا بيايند مثل اينكه بار اول است . « قسمتي از نامه استاد شهيد مطهري در نصيحت
20
با هر كه حرف دوستي اظهارمي كنم ، خوابيده دشمني است كه بيدار مي كنم . محمد تقي بهار
(ملك الشعرا)
21
خونسرد بمانيد ، تا بر همه كس ، تسلط داشته باشيد
سن روست
22
زندگي با شادماني و غم ، همراه است و نبايد از آن بيم داشت
لاروشفوكو
23
علي (ع) كشته عدالت خويش است جامعه
شناس غربي
24
اگر كار خيري براي كسي انجام دادي آن را فراموش كن
حضرت علي (ع)
25
از اين عمر پر رنج بسي كاستيم ، نشستيم و گفتيم و بر خاستيم
26
كوره را براي دشمنانت آنقدر گرم نگذار كه گرماي آن خودت را بسوزاند .
ژان ژاك روسو
27
انسان ممكن است به هزار دليل بخندد، ولي فقط يك دليل كافي است وي را به گريه بيندازد
28
معايب ديگران ، معلمان خوبي اند
مثل آلماني
29
اشتباه نقاش را ، رنگ مي پوشاند و اشتباه پزشك را خاك
30
حوادثي كه در راه هستند ، سايه هايشان را قبلاً گسترده اند
-
یک شنبه 20 دی 1388
2:46 AM
نظرات(0)
J
چون به كوهنوردي خيلي علاقه داشت ،هميشه از كاه كوه مي ساخت .
J
وقتي دلش آب شد آنرا سركشيد .
J
براي اينكه عرقش خشك شود آنرا زير آفتاب مي گذاشت .
J
وقتي آهن زنگ زد همه از خواب پريدند .
J
در زمستان از دندان كرسي اش بيشتر استفاده مي كرد .
J
با آنكه فصل ميوه بود هنوز عقلش نرسيده بود .
J
چون ديوارش از همه كوتاهتر بود هميشه دزد به خانه اش مي زد .
J
چون معلم رياضي بود همه حرفهايش از روي حساب بود .
J
وقتي حرفهايش گل كرد پروانه ها روي آن نشستند .
J
چپقش را آنقدر چاق كرد كه تركيد .
J
آنقدر بخشنده بود كه عقلش را هم بخشيد .
J
براي اينكه رنگش نپرد آنرا در قفس گذاشت .
J
از وقتي خواب از سرش پريد دنبال آن مي گشت .
J
وقتي شكمش سير شد آنرا ترشي انداخت .
J
چون سرش بي كلاه مانده بود يك كلاه خريد .
J
چون سايه اش خيلي سنگين بود آنرا هيچ جا نمي برد .
J
وقتي دلش سوخت روي آن آب ريخت .
J
چون دلش دريايي بود در آن شنا مي كرد .
J
وقتي دست وپايش را گم كرد به كلانتري خبر داد .
-
جمعه 11 دی 1388
5:23 AM
نظرات(0)
J
براي قطره باران واقيانوس به يك اندازه ارزش قائل هستم .
J
هربرگ زرد ، پاييز كوچكي است .
J
كسي كه خودكشي مي كند به مرگ نياز مبرم دارد.
J
سوراخهاي آب پاش روزنه اميد گلهاست .
J
اشك ، سخنگوي رسمي بدن است .
J
براي اينكه كسي در كارم دخالت نكند مدتي است كاري انجام نمي دهم.
J
در خشكسالي آب از آب تكان نمي خورد .
J
نگاهم در پشت پلكهايم شب را به صبح رساند .
J
زندگي فريادي است كه با مرگ خاموش مي شود .
J
كاشكي بعضي هميشه مشغول خوردن باشند تافرصت حرف زدن پيدا نكنند.
J
قلبم شلوغ ترين جاي دنياست .
J
تكان نخوردن مجسمه آزادي مرا به شك انداخته است كه نكند آزاد نيست.
J
كارمند هميشه به آب باريكه فكر مي كند براي همين امكان ندارد بتواند ازرودخانه اي بپرد .
J
به عقيده گيوتين سر آدم زيادي است .
J
ساعتم براي اينكه غرورش را اقناع كند هميشه جلومي رود .
J
اگر بهار بودم تير چراغ برق را هم از نعمت روئيدن محروم نمي كردم .
J
پرندگاني كه در داخل قفس جفتگيري مي كنند به آزادي جوجه هايشان بي علاقه اند .
J
من به پاندول ساعت بيشتر از مجسمه آزادي اعتقاد دارم چون حركت دارد .
J
آنقدر خوابش سنگين بود كه تختخوابش شكست .
J
با آنكه خيلي حرص مي خورد چاق نمي شد .
J
براي اينكه گورش را گم نكند روي آن علامت گذاشت
-
جمعه 11 دی 1388
5:19 AM
نظرات(0)
J
روي ديوار يكي از بيمارستانهاي رواني نوشته بودند:
خوش عالمي است عالم ديوانگي اگر موي دماغ ما نشود مرد عاقلي
J
بيمارستان مكاني است كه هرطور شده از انسان چيزي مي گيرند،پول يا جان .
J
حكيم هست ، دواهست ، درد بايد كه نيست .
J
روي تختخواب بيمارستاني كه تخته هايش شكسته بودنوشته بودند:سختخواب
J
برروي ديوار قهوه خانه اي نوشته بودند : بحث
C
يا
C
ممنوع .
J
با وعده وعيد مي توان وزير ووكيل شد ولي با وعده وعيد نمي توان داماد شد .
J
تمام مردم دنيا به يك زبان سكوت مي كنند
J
مرگ را از زندگي داريم .
J
ابرتا مرز نابودي گريست .
J
بعضي مرگ را آنقدر بزرگ مي كنند كه جايي براي زندگي نمي ماند.
J
چون حوصله خودكشي نداشت زندگي مي كرد .
J
با اينكه گياهان قادر به حركت نيستند ،باز هم دور پارك سيم خارداركشيده اند .
J
نسل زنبور عسل با رواج گلهاي كاغذي در حال انقراض است .
J
چوب كبريت در اثر سوختگي در گذشت .
J
با به هم خوردن پلكهايش از خواب پريد .
J
ستارگان آنقدر زير ابر ماند ند كه فراموش شدند .
J
ميراب محل به قطره قطره باران امر ونهي مي كرد .
J
چشم اقيانوس آب آورد .
J
سيگار خاكستر نشين شد .
-
جمعه 11 دی 1388
5:09 AM
نظرات(0)
تقويم دانشگاهي من
شنبه : همون لحظه اي كه وارد دانشكده شدم متوجه نگاه سنگينش شدم هر جا كه مي رفتم اونو مي ديدم يك بار كه از جلوي هم در اومديم نزديك بود به هم بخوريم صداشو نازك كرد گفت : ببخشيد
من كه مي دونم منظورش چي بود تازه ساعت 9:30 هم كه داشتم بورد را مي خوندم اومد و پشت سرم شروع به خوندن بورد كرد آره دقيقا مي دونم منظورش چيه اون مي خواد زن من بشه
بچه ها مي گفتن اسمش مريمه
از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون تصميم گرفتم باهاش ازدواج كنم
يك شنبه : امروز ساعت 9 به دانشكده رفتم موقع تو سرويس يه خانمي پشت سرم نشسته بود و با رفيقش مي گفتن و مي خنديدن تازه به من گفت آقا ميشه شيشه پنجرتون رو ببندين من كه مي دونم منظورش چي بود اسمش رو مي دونستم اسمش نرگسه
مث روز معلوم بود كه با اين خنديدن مي خواد دل منو نرم كنه كه بگيرمش راستيتش منم از اون بدم نمي آد از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون تصميم گرفتم با نرگس هم ازدواج كنم
دوشنبه : امروز به محض اينكه وارد دانشكده شدم سر كلاس رفتم بعد از كلاس مينا يكي از همكلاسيهام جزوه منو ازم خواست من كه مي دونم منظورش چي بود حتما مينا هم علاقه داره با من ازدواج كنه راستيتش منم از مينا بدم نميآد از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون تصميم گرفتم با مينا هم ازدواج كنم
سه شنبه : امروز اصلا روز خوبي نبود نه از مريم خبري بود نه از نرگس نه از مينا فقط يكي از من پرسيد آقا ببخشيد امور دانشجويي كجاست ؟
من كه مي دونم منظورش چيه ولي تصميم نگرفتم باهاش ازدواج كنم چون كيفش آبي رنگ بود حتما استقلاليه وقتي كه جريان رو به دوستم گفتم به من گفت : اي بابا ! بدبخت منظوري نداشته ولي من مي دونم رفيقم به ارتباطات بالاي من با دخترا حسوديش مي شه حالا به كوري چشم دوستم هم كه شده هر جور شده با اين يكي هم ازدواج مي كنم
چهار شنبه : امروز وقتي كه داشتم وارد سلف مي شدم يك مرتبه متوجه شدم كه از دانشگاه آزاد ساوه به دانشگاه ما اردو اومدند يكي از دختراي اردو از من پرسيد : ببخشيد آقا دانشكده پرستاري كجاست ؟ من كه مي دونستم منظورش چيه اما تو كاردرستي خودم موندم كه چه طور اين دختر ساوجي هم منو شناخته و به من علاقه پيدا كرده حيف اسمش رو نفهميدم راستيتش از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون تصميم گرفتم هر طور شده پيداش كنم و باهاش ازدواج كنم طفلكي گناه داره از عشق من پير مي شه
پنج شنبه : يكي از دوستهاي هم دانشكده ايم به نام احمد منو به تريا دعوت كرد من كه مي دونستم از اين نوشابه خريدن منظورش چيه مي خواد كه من بي خيال مينا بشم راستيتش از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون عمرا قبول كنم
جمعه : امروز ضبح در خواب شيريني بودم كه داشتم خواب عروسي بزرگ خودم رومي ديدم عجب شكوهي و عظمتي بود داشتم انگشتم رو توي كاسه عسل فرو ميكردم و.... مادرم يك هو از خواب بيدارم كرد و گفت برم چند تا نون بگيرم وقتي تو صف نانوايي بودم دختر خانمي از من پرسيد ببخشيد آقا صف پنج تايي ها كدومه ؟ من كه مي دونم منظورش چي بود اما عمرا باهاش ازدواج كنم
راستش از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون من از دختري كه به نانوايي بياد خيلي خوشم نمياد
شنبه : امروز صبح زود از خواب بيدار شدم صبحانه را خوردم و اودم كه راه بيفتم مادرم گفت : نمي خواد دانشگاه بري امروز جواب نوار مغزت آماده ست برو از بيمارستان بگير
راستيتش از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون مردم مي گن من مشكل رواني دارم
-
دوشنبه 16 آذر 1388
4:14 AM
نظرات(0)
غضنفر داشته دنده عقب با ماشين از كوه مي رفته بالا بهش می گن چرا دنده عقب ميری مي گه اخه می ترسم بالا جا نباشه نتونم دور بزنم بعدا وقتی مي خواسته پايين بياد باز می بينن داره دنده عقب می ياد می گن الان چرا دنده عقب می يای می گه آخه بالای كوه جا بود تونستم دور بزنم
اولي به دومي: آن دو نفر را ميبيني؟ ده سال است كه ازدواج كردهاند و به قدري يكديگر را دوست دارند كه آدم فكر ميكند
اصلا ازدواجي بينشان صورت نگرفته است
-
دوشنبه 16 آذر 1388
4:06 AM
نظرات(0)
موضوعات اصلي



