«شب چله» يا«شب يلدا» جشني است با پيشينه اي به درازاي دست کم هفت هزار سال و يادگاري از مهرپرستي و آيين ميترائيسم. اين جشن هم چون نوروز، سيزده بدر، جشن سوري و مهرگان... پس از يورش و شکست ايرانيان از مقدونيان، اعراب، مغول ها و تُرکان هم چنان پا برجا مانده و هر سال در سَراسَر خانه هاي ايرانيان برپا مي گردد. واژه ي«يلدا» يک واژه ي سرياني –از گويش هاي آرامي در شمال ميانرودان به معناي زايش و زادروز- است. چرا که اين جشن، جشن زايش و رو به فزوني گذاردن خورشيد/ مهر/ ميترا است. دست کم هفت هزار سال پيش نياکان ما ايرانيان -يعني قوم آريا- پيش از سه تکه شُدن، به دانش گاه شُماري دست يافته و دريافته بودند که واپَسين شب آذرماه و نخستين شب زمستان، بُلندترين شب سال است. در بخشي از شاهنامه ي فردوسي مي خوانيم: از اين بيت مي توان پي برد که، در سرزمين هاي ديگر جز ايران، آغاز فصل ها را نمي دانستند، ولي ايرانيان در آن زمان به اين دانش دست يافته بودند. جشن هاي ماهيانه و اصيل ايراني، جشن هايي هستند که برپايه ي گاه شماري خورشيدي برگزار مي گردند. اين جشن ها پس از يورش تازيان به ايران و چيرگي آن ها، با توجه به جايگزين شدن گاهشماري عربي مَهشيدي(قمري) به جاي گاه شماري خورشيدي، در يک بازه ي زماني، اَرجمندي خود را از دست داده بودند. ولي به کوشش دانشمند بزرگ ايراني، خيام نيشابوري دوباره بازسازي شدند. گاه شماري جلالي که به کوشش خيام ايجاد شد را مي توان يکي از دقيق ترين گاه شماري ها به شمار آورد که در هر ۵ هزار سال تنها يک روز اختلاف زماني دارد. مي دانيم که ايرانيان از ديرباز آيين هاي خود را همراه با شادي و روشنايي برگزار مي کردند. آيين هايي که همواره در کانون گرم خانواده برگزار مي شود و به دور از هر گونه کَژرَوي و فِساد است. به همين اَنگيزه است که ايرانيان درازترين شب سال –يعني شب چله- را به همراه خانواده و بيشتر در کنار بزرگ خانواده بيدار نشسته تا سر برآوردن خورشيد و روشنايي را نظاره گر باشند. پس از شب چله است که دوران ِ کاستي روز/ نور/ روشنايي پايان يافته و دوران فزوني روز/ خورشيد/ نور سر مي رسد. در اين شب بيدار ماندن و روشن نگه داشتن خانه نمادي است از ياري به روشنايي/ خورشيد در برابر تاريکي ها و پليدي ها، تا سر برآوردن خورشيد و رسيدن روز. گذشته از ريختار نمادين شب چله بايد دانست که جشن يلدا، شب زاد روز الهه ي مِهر يا ميترا مي باشد. «مهر» به معني خورشيد و يکي از بغ دخت ها و خدايان آريايي ها در گذشته هاي دور و پيش از يکتا پرستي ايشان است. بايد گوشزد کرد که با توجه به بازگويي هاي مورخين يوناني، ايرانيان نزديک به هفت هزار سال پيش به آيين يگانه پرستي زرتشتي در آمدند و از اين ديدگاه يگانه و نخستين به شمار مي آيند. مِهر در آينده و پس از روي کار آمدن آيين يکتاپرستي زرتشتي، تبديل به يکي از ايزدان و فرشتگان دوازده گانه ي دين زرتشت شد و بخشي از نَسَک(کتاب) اَوستا به نام او يعني مِهريشت نام گذاري شده است. ايزَد مِهر از گرامي ترين ايزدان و فرشتگان اَهورمزدا است و دُشمن سَرسَخت دروغ به شمار مي آيد. ايرانيان همواره به صِفَت هايي چون راستگويي، دليري و سَروَري خواهي پُرآوازه بودند. در انديشه ي ايراني اَهريمن سرچشمه ي هر گونه پَليدي و تاريکي و دروغ است. در انديشه ي ايراني دروغ ريختاري ديو گونه به خود مي گيرد و سَرراست برابر با يک ديو شناسانده مي شود. در مهريشت اَوستا مي خوانيم: «مهر از آسمان با هزاران چشم بر ايراني مي نگرد تا دروغي نگويد.» در ارديبهشت يشت آمده است: «دروغ بايد تباه گردد، دروغ بايد سرنگون شود، دروغ بايد نابود گردد و در جهان مادي بايد راستي بر دروغ چيره شود.» يا براي نمونه داريوش بزرگ در سَنگ نِبِشتِه ي خود سَرراست از خداوند مي خواهد که کشور ايران را از سه چيز يعني«دروغ، خُشکسالي و دُشمن» دور نگه داشته و پاسداري نمايد. يا در سنگ نبشته ي بيستون خود يکي از گناهان بزرگ شورشيان را دروغ گويي ايشان بازمي شناساند. آيين مهر در زمان سه تِکه شدن آريايي ها و مهاجرت بخشي از آريايي ها به اروپا به همراه آن ها به اروپا نيز کشيده شد. در روم باستان نيز ژوليان يکي از پادشاهان رومي به اين دين گرويد. هم چنين امپراتوراني چون کومودوس(۱۸۰- ۱۹۲م.)، سپتيميوس سوروس(۱۹۳- ۲۱۱)، کاراکالا(۲۱۱- ۲۱۷) و جوليان پُرآوازه به جوليان مرتد، و نيز بسياري از سربازان و افسران روم، سَخت پيرو اين آيين بودند و در رم، بريتانيا(در پي هجوم روم به سال ۴۳ م)، و کِناره هاي رود راين، دانوب و فُرات، کِنيسه ها و نيايشگاه هاي پُرشماري براي ميترا بر پا داشتند. آن ها سال ها جشن زاد روز مهر و شب چله را جشن مي گرفتند و آن را آغاز سال مي دانستند. حتي پس از گسترش دين تَرسايي(مسيحيت) در اروپا نيز اين شب وَرجاوَندي خود را نِگه داشت و با زادروز حضرت مسيح يگانه گشت. روز وَرجاوَند اروپاييان يعني سان+دي به معناي روز خورشيد، يا آراستن درخت سَروي با دو رِشته ي نوار سيمين و زَرين به دست ايرانيان در گذشته، و يا نشانه هاي فراوان ديگر، هَمگي نِشان از هُنايش(تاثير گذاري) آيين مهر بر اروپا و غرب دارد و در واقع ريشه ي کريسمس را به جشن شب چله ي ايراني پيوند مي دهد.
نَباشد بَهار و زمستان پَديد
نَيارَند هِنگامِ رامِش نَويد

-
چهارشنبه 8 دی 1389
6:32 PM
نظرات(0)
راهبردهاي مديريتي، اساس يک طرح مديريتي اکوتوريسم را تشکيل مي دهند. راهبردهاي مديريتي، فعاليت هاي گردشگري را تعيين مي کنند که در اهداف حفاظتي يک منطقه حفاظت شده، نقش دارند. با اين وجود اين راهبردها را مي توان براي پيشرفت گردشگري در مناطقي بکار برد که رسما حفاظت نشده اند. براي حصول اطمينان از پايداري توريسم در مناطق حفاظت شده، لازم است که برنامه مديريتي موثري اجرا شود تا تمام ذي نفعان به صورت پويا در آن درگير باشند. راهبردهاي کليدي مديريت اکوتوريسم عبارتند از: زون بندي مناطق حفاظت شده، يک اصل بنيادي و اساسي براي هر يک از راهبرد هاي مديريتي است. که شامل ساز و کاري از تخصيص اهداف و اولويت هاي کلي، براي نواحي مختلف يعني زون در درون يک منطقه يا ناحيه حفاظت شده است. با تخصيص دادن اهداف و اولويت ها به اين زون ها، طراحان به صورت تقريبي، استفاده هاي مجاز و غير مجاز را، تعريف مي کنند. نوع و تعداد زون ها به عواملي زير وابسته است: طرح ريزي و طراحي مکان بازديد کننده در بسياري از مکان هاي اکوتوريسمي و مناطق حفاظت شده(که مناطق بزرگي بالغ بر ۱۰۰۰ يا ۱۰۰۰۰ هکتار را پوشش مي دهند)، استفاده بازديدي تنها به يک مکان کوچک که به"مکان بازديد" موسوم است، تقليل مي يابد. محدود نمودن وسعت گردشگاه به دليل محدود کردن اثرات بازديد بر محيط و هم چنين مديريت راحت تر آن مي باشد. لذا بدليل تمرکز مردم و ساختارهاي زير بنايي، طراحي دقيق اين مکان ها، الزامي است. اهداف اصلي در طراحي مطلوب يک مکان بازديدي به شرح زير است: طراحي پايدار زير ساخت اجراي اکوتوريسم، نيازمند توسعه زيرساخت هاي متفاوت براي توريسم رسمي است بويژه اگر اقامت شبانه و خدمات تغذيه هم شامل آن شود. در ابتدا، بايستي طرح ريزي مکان بصورت دقيق، تکميل شود و سپس کار طراحي ساختمان هاي واقعي و ديگر زيرساخت ها، شروع شود. در مکان هاي اکوتوريسمي براي طراحي بسياري از زيرساخت ها از قبيل جاده هاي تفسيري، اردوگاه هاي زميني، کلبه ها و سيستم هاي پشتيباني همراه، به يک فرد معمار که در طراحي پروژه هاي اکوتوريسم، تبحر خاصي دارد، نياز مي باشد و هم چنين در مناطق طبيعي، زيرساخت اکوتوريسم بايستي با محيط پيرامونش آميخته شود يعني به طور آشکار از منابع انرژي قابل قابل تجديد استفاده شود و پساب و پسماند حاصل، طوري مديريت شود که به محيط اطراف کمترين آسيب را وارد سازد. ساز و کارهاي توليد درآمد حفاظت از منابع طبيعي، سودهاي اقتصادي چندگانه اي شامل هواي پاکيزه، آب تازه، بانک ژن، ذخيره کربن، حفاظت ساحلي(مانگرو، سواحل مرجاني) تفرج و مواردي از اين دست را فراهم مي سازد. هر چند که اين فوائد به صورت ارزش بازاري در نيامده است ولي مردم به صورت رايگان از آن ها لذت مي برند. امروزه تقاضا براي منابع طبيعي در حال افزايش است و به دليل توزيع نابرابر آن منابع، ممکن است منابع و خدماتي که آن ها ارائه مي کنند به صورت فزاينده اي در معرض تهديد قرار گيرند. با اين توضيحات به اين نتيجه خواهيد رسيد که اگر يک برنامه اکوتوريستي معيني وجود داشته باشد درآمدهاي جمع آوري شده به صورت يک برنامه خودگران حداقل براي پوشش دادن بودجه ها و هزينه هاي اساسي و اجرايي آن کافي باش در حال حاضر در کشورهاي پيشرفته، دولت ها با استفاده از برنامه هاي قانوني و پرداخت مبالغ دلخواه، يکسري محدوديت هايي را براي بازديد از مناطق حفاظت شده اعمال کرده اند. علي رغم حضور و رشد توريست ها در مناطق حفاظت شده براي استفاده از فرصت هاي تفرجي موجود، به ندرت بهاء يا وروديه، مطالبه مي شود و هم چنين در پارک هم در قبال ارائه فرصت هاي تفرجي براي عموم مردم يا بهاء کمي مطالبه مي شود و يا اصلاً مطالبه نمي شود در نتيجه تقاضاي دسترسي به مناطق حفاظت شده بيش از ظرفيت و حدتوانايي مديران براي مديريت آن مناطق است. نتايج بازديد بيش از حد، گاهي اوقات بصورت وحشتناک در بعضي مکان ها قابل مشاهده است در حالي که در ساير مکان ها، اين نتايج، غير محسوس تر است چرا که داده هاي پايه در خصوص سلامت اکوسيستم ها اغلب موجود نيست و يا مشکل و غير ممکن است که ارزيابي کنيم که چگونه يک منطقه در طول زمان، توسط استفاده بيش از حد توريسم، مورد تخريب قرار گرفته است. سودهاي کليدي حفاظت حاصل ازاکوتوريسم در موارد زير، تقسيم مي شود: مديريت و پايش اثرات بازديد کننده هر زماني که بازديدکنندگان به يک مکان توريستي قدم مي گذارند باعث ايجاد يک تاثير منفي در آن منطقه مي شوند و اين حقيقتي اجتناب ناپذير است. يک برنامه اکوتوريسمي بسياري از فعاليت هاي مربوط به استفاده هاي عمومي و بازديدي را که هم اثر مثبت و هم اثر منفي دارد به کار مي گيرد و يک طرح مديريتي اکوتوريسم، درصدد کاهش اين اثرات مي باشد. پس يکي از راهبردهاي بنيادي مديريت اکو توريسم، کنترل و مديريت کردن اثرات بازديد کنندگان است. براي دستيابي به موفقيت در طرح مديريتي بايدميزان تاثير فعاليت ها بر محيط زيست طبيعي و پيراموني کاملاً شناخته شود. کنترل و پايش دقيق اين اثرات نيازمند يک طرح کلي مديريت مکان است. در اين طرح، ذينفعان مشتاق و افرادي که آموزش ديده اند، نيز مشارکت دارند. با اين توضيحات اولين روش توسعه يافته براي نشان دادن اثرات توريسم از موضوع و مفهوم ظرفيت برد، گرفته شده است. مفهوم ساده تري از ظرفيت برد، تعداد محدود شده بازديد کننده است که مي تواند بسياري مواقع به عنوان راه حلي براي کاهش اثرات در مناطق کوچک بکار گرفته شود، ولي براي مناطق بزرگ اکوتوريسمي و مناطق حفاظت شده پاسخگو نيست. راهنمايان طبيعت دوست راهنمايان آموزش ديده و مجوزدار مي تواند درآمد بسيار زيادي را براي حفاظت از مناطق حفاظت شده ايجاد نمايند. پس ايجاد يک برنامه راهنمايان طبيعت گرا، بايد يک اولويت براي همه سايت ها همراه با برنامه هاي اکوتوريسمي باشد. دو مکانيزم اساسي که در رابطه با راهنمايان اعمال مي شود شامل: منبع: سايت مسافران
▪ زون بندي براي استفاده بازديدکنندگان.
▪ طرح ريزي و طراحي مکان بازديدکننده.
▪ طراحي پايدار زير ساخت.
▪ ساز و کارهاي توليد درآمد.
▪ مديريت و پايش اثرات بازديد کننده.
▪ راهنمايان طبيعت دوست.
زون بندي مناطق بازديدي
▪ اهداف و اولويت هاي مديريتي آن مکان.
▪ کيفيت و تنوع منابع طبيعي و فرهنگي و درجه اي از تغييراتي که تحمل کرده اند.
▪ نوع استفاده اي که از قبل تعيين شده(بسياري از استفاده ها با يگديگر تعارض دارند و بايد از نظر جغرافيايي از هم جدا شوند). زون بندي مقدماتي براي يک منطقه حفاظت شده، معمولا در طرح کلي مديريت GMP، به صورت يک استفاده عمومي بيان مي شود. در اين طرح، اکوتوريسم به صورت يک استفاده عمومي مطلوب، تعريف مي شود ولي اطلاعات اخير، براي تعريف اين که کدام زون براي استفاده عمومي، تخصيص داده شود، کافي نيست. در نتيجه ممکن است در جريان تکميل يک طرح مديريت اکوتوريسمEMP، نياز باشد که زون بندي مقدماتي مناطق حفاظت شده تغيير يابد. بنابراين، زون بندي براي اکوتوريسم بايد با طرح زون بندي کلي براي يک منطقه، يکپارچه شود و براي اين که در درون زون ها اجرا شوند بايد بتوانند با اهداف مديريتي آن مکان، سازگار شوند. بطور کلي، بسياري از مناطق حفاظت شده، براي دو نوع يا حتي بيشتر از دو نوع استفاده عمومي، ارائه مي شوند. زون استفاده متمرکز که داراي اثرات بالايي هستند و استفاده بازديد کنندگان از آن به صورت متمرکز مي باشد و زون استفاده گسترده که داراي اثرات پاييني است و بازديد از آن زون، توسط بازديد کنندگان کنار جاده اي اتفاق مي افتد و زون هاي ديگر به صورت زون دست نخورده کنار گذاشته مي شود که خيلي کوچک و به سبب شکنندگي و کميابي منابع، بدون استفاده عمومي است. زون استفاده متمرکز معمولا در نواحي کوچکي انتخاب مي شود که کمتر از يک درصد از قلمرو مناطق حفاظت شده را اشغال مي کند و زون استفاده گسترده، بطور کلي بزرگ تر است با اين وجود، بخش کوچکي از کل قلمرو مکاني را در بر مي گيرد. هم چنين در ديگر زون ها ممکن است اجازه بعضي از فعاليت هاي اکوتوريسمي بصورت کنترل شديد و محدود داده شود که غالبا نيازمند کسب مجوز است. در نهايت سيستم زون بندي که براي توريسم به طور دقيق طراحي شده است ابزاري قوي براي حصول اطمينان از اين واقعيت است که بازديد در اين مکان ها بر اساس و در جهت ظرفيت مديريتي منطقه، اتفاق مي افتد در اين سيستم زون بندي، هنر مديريت اين است که به يک جامعه يا يک هدايت گر پارک ملي، اطمينان خاطر دهد که فعاليت هاي گردشگري در سطح پايداري در جهت افزايش منفعت ها و محدود کردن اثرات منفي، به اجرا در مي آيد.
▪ استفاده موثر از فضا براي استقرار زير ساخت ها در مکان هايي که فراهم کننده رفاه، امنيت بازديدکنندگان و بسيار کار آمد براي کارمندان، راهنمايان و مديران مکان ها باشد.
▪ حداقل کردن اثرات ناشي از استفاده هاي بازديدي و توسعه زيرساخت ها بر محيط زيست پيراموني است.
▪ طرح ريزي زير ساخت ها براساس توان تعيين شده منابع طبيعي براي پذيرش يک تعداد معيني از بازديدکنندگان(ساخت يک تعداد معين کابين براي حداکثر تعداد مجاز مهمان ها) است. معمولاً طرح ريزي مکان بازديدي، بصورت يک جزء ضميمه اي از طرح مديريت اکوتوريسم EMP است که بعداز استقرار طرح زون بندي در منطقه پياده مي شود. بطور کلي طرح ريزي مکان به صورت يک گام آتي، در شرايط دسترسي به سرمايه و زمان کافي و مناسب، تدارک ديده مي شوند. طراحي مکان بازديد يکي از دستاوردهاي طرح مديريت اکوتوريسم است که بر پايه تجزيه و تحليل منابع طبيعي و فرهنگي و جذابيت هاي منطقه حفاظت شده و برآوردي از پتانسيل اکوتوريسمي منطقه، حاصل مي شود. در نهايت مکان هاي استراتژيک مطمئن براي تمرکز اکو توريسم بر پايه موارد زير، انتخاب مي گردد:
- گنجايش جذابيت هاي اکوتوريسمي بالقوه و بالفعل(موجود).
- قابليت دسترسي.
- تاريخچه استفاده قبلي، در بسياري از موارد، استفاده از مکان هايي که قبلا توسط بشر مورد مداخله قرار گرفته، پند آموز است چرا که از برخورد يا مداخله با مکان هاي دست نخورده اجتناب مي شود. طرح ريزي مکان، نيازمندآماده سازي طرح اصلي و نقشه توپوگرافي از تمام موجوديت و زير ساخت هاي مستقر شده نظير کلبه، جاده، کمپ وسرويس هاي بهداشتي و غيره مي باشد. و هم چنين موقعيت دقيق زير ساخت ها را با در نظر گرفتن حساسيت اکولوژي مکان تعيين مي کنند و امکان سنجي مالي و امکان سنجي زيست محيطي هم در اين رابطه انجام مي گيرد. در نهايت تمامي زير ساخت ها قبل از شروع به ترسيم و ساختمان سازي بايد، ارتباط معني داري با طبيعت و فرهنگ داشته باشد و طرح ريزي مکان تقريبا به معني"بهترين فعاليت" براي فعاليت اکوتوريسمي و زير ساختي، ادامه خواهد يافت. در ادامه طراحي خوب يک مکان نيازمند تيمي متشکل از يک معمار چشم انداز، زيست شناس يا يک بوم شناس و يک مهندس محيط زيست است که تا حدي در زمينه ارزيابي اثرات زيست محيطي و زير ساخت هاي توريست آموزش ديده باشد و اگر يک دستيار محلي هم اين تيم را هدايت کند بسيار ثمر بخش است چرا که آن شخص به مکان و شرايط زيست محيطي آن منطقه، بسيار آشنا است و تامين اعتبار اين فرآيند ممکن است توسط اداره و تشکيلات مديريتي منطقه يا کارآفرينان کلبه هاي اکولوژيک تقبل شود( Baez etal، ۱۹۹۸). بطور کلي انتظارات اکوتوريسم را نمي توان به راحتي شناسايي و کمي کرد بخاطر اين که اکوتوريسم ها نيازها و انگيزه هاي متنوعي دارند اگر چه بعضي اکوتوريسم ها به چادر رضايت مي دهند ولي دسته اي از آن ها با پرداخت وجهي، خواهان دريافت خدماتي مثل اتاق هاي سربسته با حمام شخصي و ديگر وسايل رفاهي هستند بنابراين لازم است که امکانات و زيرساخت ها، جواب گوي نياز هاي واقعي و مورد انتظار اکوتوريست ها باشد. بهترين منبع براي الهام گرفتن براي مکان دهي، طراحي و يا حتي محدود کردن معمارانه زيرساخت هاي اکوتوريستي، طبيعت است. بعد از بازبيني ملاحظات متنوع جانمايي و استقرار زير ساخت ها و بررسي هاي دقيق از مکان، طراحان ممکن است تصميم بگيرند که زير ساخت هاي پيشنهادي را اصلاح کنند و يا بدليل حساسيت اکولوژيکي مکان و ديگر محدوديت ها، بطور کامل حذف کنند و يا نقطه مرکزي توسعه و يا سطوح توسعه را تغيير دهند.
- به عنوان منبع مالي براي حفاظت از تنوع زيستي، مخصوصا در مناطقي که بصورت قانوني حفاظت مي شوند؛
- توجيه اقتصادي براي مناطق حفاظت شده است؛
- گزينه هاي اقتصادي براي مردم محلي است تا بهره برداري بي رويه از مناطق حفاظت شده و ديگر مناطق طبيعي را کاهش دهند؛
- ايجاد ساختمان هاي تشکيلاتي که حفاظت از تنوع زيستي را افزايش مي دهند؛
- انگيزه اي براي ويژه سازي تلاش هاي حفاظتي تنوع زيستي است.
براي تحقق آن بايد به يکسري اولويت ها براي به جريان انداختن سرمايه، توجه داشت يعني براي ايجاد درآمد بيشتر، بايد هزينه بيشتري کرد. براي مثال افزايش سطح تقاضا براي منطقه و افزايش تعداد بازديدکنندگان مستلزم ساخت جاده ها، تابلوها و امکانات زيربنايي، هيئت آموزش دهنده ماهر و هم چنين فعاليت هاي تبليغاتي(چاپ بروشور، ايجاد وب سايت، راه اندازي همايش و گردهمايي ها) مي باشد که همه اين فعاليت ها هزينه بر مي باشند و هم چنين به دليل افزايش سطح امنيتي و حفاظتي پارک ممکن است که پرسنل بيشتري و تجهيزات کامل تري آماده گردد و حتي مرزبندي دقيق تري صورت گيرد و هم چنين براي کاهش اثرات بازديد کننده نياز به استقرار يک برنامه پايشي همراه با پرسنل آموزش ديده مي باشد که همه اين ها هزينه هاي خاص خود را دارند.
▪ فرآهم آوري نمايندگان تعليم ديده اي از تمام راهنمايان طبيعت دوست که در درون مکان هاي اکوتوريسمي، کار مي کنند.
▪ قانوني کردن فعاليت راهنمايان طبيت دوست که در اين مکان کار مي کنند بنابراين تمام فعاليت شان پايش مي شود. راهنمايان طبيعت گرا، حقيقتاً نقش چندگانه اي را ايفا مي کنند. آن ها در قبال تعهدي که به تورگردانان داده اند، مسئول هستند و بايد جوابگوي بازديدکنندگان آن مناطق و جوامعي که در آن جا کار مي کنند، باشند. به طور کلي راهنمايان مسئول امنيت توريست ها هستند و توريست ها هم از راهنمايان تور، براي جمع آوري اطلاعات، تفسير و بينش در رابطه با مکان هاي اکوتوريسمي، کمک مي گيرند. در پايان با توجه به بخش هاي تشريح شده مي توان نتيجه گرفت که در جريان تکميل هر يک از اين راهبرد هاي مديريتي اکوتوريسم در يک منطقه حفاظت شده، شرايط براي توانمند شدن بالقوه مناطق براي اکوتوريسم به صورت يک نيرويي در جهت حفاظت و توسعه پايدار، مهيا خواهد شد.
-
شنبه 10 مهر 1389
7:46 AM
نظرات(0)
شايد سال 614 هـ.ق هنگامي که بهاء ولد، پدر مولوي، از ترس حمله مغولان شهر و ديارش را ترک کرد و ابتدا به نيشابور و سپس به بغداد رفت، هرگز فکر نمي کرد روز و روزگاري فرا رسد که فرزندش يکي از بزرگ ترين عرفاي ايران زمين گردد و شهرت جهاني اشعارش تا آن جا برسد که در شرق و غرب، مردمان اشعار او را زمزمه کنند و از مفاهيم والاي آن ها لذت معنوي ببرند. با نگاه به فراز و فرود زندگي مولوي، به نظر مي رسد آن چه انديشه جوياي حقيقت او را ناگهان بيدار ساخت و جذبه هاي عرفاني او را در قالب اشعاري شور انگيز و عاشقانه به آيندگان سپرد، آشنايي و سپس دوري مولوي از عارفي است که امروز ما او را با نام شمس تبريزي مي شناسيم. تا حدود چهل سال پيش بسياري از مولوي شناسان، معتقد بودند که اصلا چنين فردي وجود ندارد و او تنها ساخته و پرداخته انديشه مولوي است. شايد اگر ما هم به مقالات شمس دست نمي يافتيم، امروز چنين نظريه اي را صحيح مي شمرديم. اين که شمس تبريزي دارا ي چه ويژگي هايي بوده است که کسي مانند مولوي را اين گونه شيفته خود نمود، از موضوعاتي است که مورخان تاريخ ادبيات به آن پرداخته اند؛ آنچه امروز براي ما بيش از خصوصيات شخصيت شمس اهميت دارد، تحولي است ک به سبب هجران شمس از مولوي در وجود مولوي اتفاق مي افتد و تمام زندگي اين شاعر نامدار را دستخوش تغيير مي سازد. شمس تبريزي از منظر مولوي انساني است که به رنگ و بوي خدا آغشته است و نفسش رايحه ملکوت دارد. در واقع شمس همان انساني است که مولوي در او نور خدا را مي ديد: چشم نيکو باز کن در من نگر و فقدان نور براي مولوي تحمل ناپذير بود. غيبت شمس در ادبيات را شايد بتوان نمادي از غيبت آفتاب حقيقت دانست؛ آفتابي که از پس ابرهاي آخر الزمان بر صحن قلوب پرتاب و تب آدميان متحير اين زمانه مي تابد تا مبادا اميد و زندگي در فروغ چشمان حيرت زده انسان آخرالزمان بميرد: اي زهجران تو مردن طرب و راحت من يا هنگامي که مولوي لحظه وصال را تصور مي کند و از اين انديشه به وجد مي آيد، توصيف او از محبوب آن قدر پر ستايش است که ذهن را به شخصيتي فراتر از اين کره خاک مي برد: اين کيست اين اين کيست اين مي بده اي ساقي آخر زمان جستجوي انسان کامل و تمسک به او را که از منظر عارفان تمسک به حبل متين الهي است، مي توان در ماجراي شمس و مولوي به وضوح مشاهده کرد. آن قدر که انتظار و جستجو در اين ماجرا اهميت دارد، شخصيت هاي آن يعني شمس و مولوي موضوعيت ندارند. هر کس که به رتبه مولوي در معرفت دست يابد، بايد به جستجوي انسان کامل برآيد و صد البته که اين جستجو کاوشي دروني است؛ سفري از خويشتن به سوي فضايل انساني؛ فضايلي که مبداء آن ها همان ساقي آخرالزمان است؛ آن که تمام انبيا وعده ظهور او را داده اند و کتاب هاي آسماني بشريت را به آمدنش بشارت داده اند و چشمان منتظرانش هر سحرگاه به آسمان خيره مي ماند تا بلکه طلوع خورشيدي از مغرب را به تماشا بنشينند. منبع: سايت آينده روشن 
تا ببيني نور حق اندر بشر
مرگ بر من شده بي تو مثل شهد و لبن
اين يوسف ثاني است اين
خضر است و الياس اين مگر
يا آب حيوان است اين
اين باغ روحاني است اين
يا بزم يزداني است اين
سرمه سپاهاني است اين
يا نور سبحاني است اين
خورشيد رخشان مي رسد
مست و خرامان مي رسد
با گوي و چوگان مي رسد
سلطان ميداني است اين
مولوي خود نيز فيض را از کسي مي جويد که او را سر چشمه فضيلت مي داند؛ کسي که مولوي او را ساقي آخر زمان مي خواند:
اي ربوده عقل هاي مردمان
خاکيان زين باده بر گردون زنند
اي مي تو نردبان آسمان
-
جمعه 9 مهر 1389
7:21 AM
نظرات(0)
جلال الدين محمد بلخي: جلال الدين محمد ابن محمد ابن حسين حسيني خطيبي بکري بلخي معروف به جلال الدين رومي، جلال الدين بلخي، رومي، مولانا و مولوي (۶۰۴ - ۶۷۲(قمري)) از زبده ترين عارفان و يکي از مشهورترين شاعران ايراني و فارسي زبان به شمار مي آيد. نام او محمد و لقبش در دوران حيات خود«جلالالدين» و گاهي«خداوندگار» و«مولانا خداوندگار» بوده و لقب«مولوي» در قرن هاي بعد(ظاهراً از قرن نهم) براي وي به کار رفته و از برخي از اشعارش تخلص او را«خاموش» و «خموش» و«خامش» دانستهاند. خانواده وي از خانواده هاي محترم بلخ بود و گويا نسبش به خليفه دوم ابوبکر مي رسد و پدرش هم از سوي مادر به قولي دخترزاده سلطان محمد خوارزمشاه بود، هر چند«بديعالزمان فروزانفر» از مولانا شناسان نامدار با ارائه دلايل کافي اين نظريه را رد کرده است. مولوي در مورد خويش چنين سروده است: هوسي است در سر من که سر بشر ندارد زندگي نامه: مولانا در سال ۶۰۴ قمري در بلخ زاده شد، چون محمد خوارزمشاه با مشايخ از راه کم لطفي پيش مي رفت، پدرش بهاءالدين تاب نياورده و در سال ۶۰۹ با خانودهاش خراسان را ترک نمود. مدتي در وخش و سمرقند بسر برد. آن گاه از راه بغداد به مکه رفت و پس از نه سال اقامت در الجزيره به دعوت کيقباد سلجوقي که صوفي مشرب بود به قونيه پايتخت سلجوقيان روم رفت. جلالالدين پس از مرگ پدرش در سال ۶۲۸ قمري، نزد برهانالدين ترمذي که از شاگردان پدرش بود شاگردي کرد و مدتي هم نشين شمس تبريزي شد و بالاخره خودش پايهگذار طريقتي شد که مشهور به طريقت مولويه شد. مولانا به سال ۶۷۲ ديده از جهان فرو بست و در همان قونيه دفن شد. آثار وي به بسياري از زبانهاي زنده دنيا ترجمه شده است و در اروپا و امريکا شهرت بسيار دارند. القاب وي: با لقب هاي خداوندگار، مولانا، مولوي، ملّاي روم و گاهي با تخلص خاموش در ميان فارس زبانان شهرت يافته است. عشق از ازل است و تاابد خواهدبود منبع: سايت راديو ايران
من از اين هوس چنانم که ز خود خبر ندارم
دو هزار ملک بخشد شه عشق هرزماني
من از او به جز جمالش طلبي دگر ندارم
آثار: مثنوي معنوي - ديوان شمس – رباعيات.
مثنوي معنوي: مولانا کتاب معروفش مثنوي معنوي را با بيت معروف«بشنو از ني چون حکايت مي کند/ از جدايي ها شکايت مي کند» آغاز مي کند. در مقدمه کاملاً عربي مثنوي معنوي نيز که به انشاي خود مولانا است، اين کتاب به تأکيد«اصول دين» ناميده مي شود(هذا كتابً المثنوي، و هّو اصولُ اصولِ اصولِالدين) مثنوي حاصل پربارترين دوران عمر مولاناست. چون بيش از پنجاه سال داشت که نظم مثنوي را آغاز کرد. اهميت مثنوي از آن رو نيست که يکي از آثار قديم ادبيات فارسي ايران است بلکه از آن جهت است که براي بشر سرگشته امروز پيام رهايي و وارستگي دارد. مثنوي فقط عرفان نظري نيست بلکه کتابي است جامع عرفان نظري و عملي. او خود گفتهاست: «مثنوي را جهت آن نگفتم که آن را حمايل کنند، بل تا زير پا نهند و بالاي آسمان روند که مثنوي معراج حقايق است نه آن که نردبان را بر دوش بگيرند و شهر به شهر بگردند.» بنابراين، عرفان مولانا صرفاً عرفان تفسير نيست بلکه عرفان تغيير است.
ديوان شمس: غزليات و«ديوان شمس»(يا ديوان کبير)، محبوبيت فراواني کسب کردهاند. درصد ناچيزي از اين غزليات به زبان هاي عربي و ترکي بوده و عمده غزليات موجود در اين ديوان به زبان شيرين پارسي سروده شده اند.
رباعيات: مولانا در کنار«ديوان شمس» و شعرهايش در«مثنويمعنوي»، رباعيات عاشقانهاي نيز سروده است که مي گويند پس از خيام از بي پردهترين رباعيات به زبان فارسي است. پژوهندگان به ظن قوي بسياري از رباعيات وي را از او نمي دانند.
نمونهاي از رباعيات وي چنين است:
جوينده عشق بي عدد خواهدبود
فردا که قيامت آشکارا گردد
هر کس که نه عاشق است رد خواهد بود
عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
تا کرد مرا تهي و پر کرد ز دوست
اجزاي وجود من همه دوست گرفت
نامي است زمن باقي و ديگر همه اوست.
-
جمعه 9 مهر 1389
7:15 AM
نظرات(0)
معني واژه عيد
واژه «عيد» در اصل از فعل عاد (عود) يعود است و براى آن معانى مختلفى گفته اند: از جمله «خوى گرفته»، «روزفراهم آمدن قوم» و «هر روز كه در آن، انجمن يا تذكار فضيلتمند يا حادثه بزرگى باشد.»
گويند از آن رو به اين نام خوانده شده است كه هر سال شادى نوينى باز آرد. [1]
و برخى برآن هستند كه اصل واژه «عيد» از «عادت» است. زيرا آنان (قوم) و فاميل و خانواده ها برگرد آمدن دورهم در آن روز عادت كردهاند. [2]
در لغتنامه تاج العروس درباره عيد آورده است: عيد در نزد عرب، زمانى است كه در آن شاديها و يا اندوه ها، باز مى گردد و تكرار مى شود. [3]
و در فرهنگ معين در اين باره آمده است: عيد، روز مباركى است كه در آن مردم جشن مى گيرند و شادى مى كنند و در اين روز به همديگر عيدى مى دهند از قبيل هديه، پول، خلعت. [4]
واژه عيد در قرآن
واژه عيد در قرآن فقط يك بار آمده است.
(اللهم انزل علينا مائده من السمإ تكون لنا عيدا لاولنا و آخرنا و آيه منك). [5]
خدايا! نازل كن براى ما مائدهاى از آسمان كه براى اولين و آخرين از ما عيد باشد و نشانهاى از تو.
در تفسير اين آيه آمده است: عيد در لغت از ماده عود به معنى بازگشت است. به روزهايى كه مشكلات از قوم و جمعيتى برطرف مى شود و بازگشت به پيروزيها و راحتى هاى نخستين مى كنند، عيد گفته مى شود. و در اعياد اسلامى به مناسبت اين كه در پرتو اطاعت يك ماه مبارك رمضان و يا انجام فريضه بزرگ حج، صفا و پاكى فطرى نخستين به روح و جان باز مى گردد و آلودگى ها كه برخلاف فطرت است از ميان مى رود «عيد» گفته شده است و از آنجا كه روز نزول مائده، روز بازگشت به پيروزى و پاكى و ايمان به خدا بوده است؛ حضرت مسيح(ع) آن را «عيد» ناميده است. [6]
عيد از منظر حضرت على(ع)
عيد از نظر على(ع) اين است كه: هر روزى كه در آن روز، معصيت خدا نشود و گناهى انجام نگيرد، آن روز را عيد خوانده است.
«كل يوم لا يعصى الله تعالى فيه فهو يوم عيد»
و اين فرمايش اميرمومنان(ع) اشاره به اين موضوع دارد كه روز ترك گناه، روز پيروزى و پاكى و بازگشت به فطرت نخستين است. [7]
از سويد بن عفله نقل شده است كه گفت: در روز عيد بر اميرالمومنين(ع) وارد شدم و ديدم كه نزد حضرت نان گندم و خطيفه (نان شيرمال) و ملبنه (حلوا شكرى) است. پس به آن حضرت عرض كردم:
حضرت فرمود: «انما هذا لمن عيد من غفرله»؛ اين عيد كسى است كه آمرزيده شده است. [8]
در خبر است: چيزى به رسم هديه نوروزى خدمت اميرالمومنين(ع) تقديم شد، حضرت پرسيد: اين چيست؟ عرض كردند: يا اميرالمومنين! امروز نوروز است. فرمود: هر روز را براى ما نوروز سازيد. [9]
عيد نوروز از منظر امام صادق(ع)
امام صادق(ع) به يكى از اصحابش به نام معلى بن خنيس در باره عيد نوروز فرمود:
«ان يوم النيروز هواليوم الذى اخذ فيه النبى(ص) لاميرالمومنين(ع) العهد بغديرخم... و هواليوم الذى ظفرفيه باهل النهروان... و هواليوم الذى يظفرفيه قائمنا اهل البيت» . [10]
نوروز، روزى است كه پيامبراكرم (ص) در غديرخم براى ولايت اميرالمومنين(ع) از مردم پيمان گرفت؛ روزى است كه آن حضرت بر خوارج نهروان پيروز شد و روزى است كه قائم ما اهل بيت(عليهم السلام) ظهور خواهد كرد.
امام كاظم(ع) و جلوس عيد نوروز
از آنجايى كه عيد نوروز ريشه در سنتهاى ما ايرانى ها دارد و اين موضوع به زمانهاى بسيار دور برمى گردد، پس از اسلام، بنا به نوشته مورخين، با اندك تغييراتى كه در آن به عمل آمده است، تاكنون در بين ايرانيان جاودانه است، بنابراين در صدر اسلام ايرانى هايى كه در مركز خلافت به سر مى بردند، طبق سنت ملى شان به اين عيد پاى بند بودند و هداياى نوروزى را براى سلاطين خود مى بردند. پس ازامويان، عباسيان مورد توجه بعضى از مردم بودند و ايرانى ها با مراجعه به دربار آنها، هدايايى را به آنها تقديم مى كردند.
در بحارالانوار روايت ذيل آمده است:
«ان المنصور تقدم الى موسى بن جعفر (ع) بالجلوس للتهنيه فى يوم النيروز و قبض ما يحمل اليه...». [11]
منصور دومين خليفه عباسى به امام كاظم(ع) پيشنهاد كرد عيد نوروز جلوس نمايد تا مردم نوروز را به او تبريك گويند و هداياى آنها را دريافت نمايد... و امام(ع) با اكراه پذيرفت.
بنابراين عيد نوروز مانند بسيارى از سنتهاى ملى كه با شئون اسلامى مخالفتى نداشته است، پس از اسلام درميان ايرانيان باقى مانده است.
نوروز از نظر دانشوران اسلامى
سيدبن طاووس (يكى از دانشمندان بزرگ شيعه است.) كه در باره نوروز مى نويسد:
هنگامى كه آغاز آفرينش جهان هستى در مثل چنين روزى است، شايسته است اين روز به عنوان روز عيد و شادى تلقى گردد.
ابن فهد حلى در اين زمينه مى نويسد:
«يوم النيروز، يوم جليل القدر»، نوروز، روزى گرانمايه و با منزلت است.
سنت هاى نوروزى
يكى از سنت هاى حسنه و با ارزش عيد نوروز كه تا روز سيزده رايج است، ديد و بازديدها است كه ميان فاميل، دوستان انجام مى گيرد و در كتب روايى ما به عنوان «صله رحم»نام برده شده است.البته لازم است، در اين باره به اولويت هايى توجه داشت:
1. ديدار از خانواده شهدا و جانبازان.
2. ديدار از بستگان نزديك.
3. ديدار از دوستان.
4. عيدى دادن مخصوصا به نونهالان.
5. آشتى دادن برادران وخواهران دينى و رفع كدورت از بين آنها.
پى نوشتها:
[*]. ماهنامه فرهنگ كوثر.
[1]. لغتنامه دهخدا، ذيل واژه عيد.
[2]. لسان العرب، ابن منظور، ج 3، ص 319.
[3]. همان، ج 8، ص43.
[4]. فرهنگ معين، واژه عيد و عيدى
[5]. سوره مائده، آيه 114.
[6]. تفسير نمونه، ج 5، ص 131.
[7]. تفسير نمونه، ج 5، ص 131.
[8]. بحارالانوار، ج 40، ص 326.
[9]. وسائل الشيعه، ج 12، ص 214.
[10]. بحارالانوار، ج 56، ص 119.
[11]. همان، ج 98، ص
-
دوشنبه 2 فروردین 1389
6:35 AM
نظرات(0)
طبق آخرین رتبه بندی کشورهای جهان در سال 2007 میلادی که بر اساس صحنه رقابتی صنعت فناوری اطلاعات صورت گرفته است، کشور ایران با کسب رتبه شصت و چهارم در واقع در پایین ترین جایگاه دنیا قرار گرفته است. این خبر درحالی است که کشور ایالات متحده آمریکا جایگاه نخست و پس از آن کشورهای ژاپن، کره جنوبی و انگلستان به ترتیب مقام های دوم تا چهارم را به خود اختصاص داده اند. بیش از شصت کشور جهان توسط واحد کاوش اکونومیست در این مسابقه رتبه بندی، مقایسه شده اند. این سایت با ادامه گزارش خود عنوان میکند که سطح فناوری اطلاعات ایران حتی در جدول کشورهای خاورمیانه و آفریقایی نیز رتبه آخر جدول را به خود اختصاص داده که این خبر باید هر ایرانی را واقعا به فکر فرو برد که چرا ؟؟؟
آری این در حالی است که ما هنوز درگیر کشکمشهای داخلی بر سر این هستیم که چه کسانی مدیران این عرصه شوند و به انحصار کدام سازمان دولتی درآید هنوز قوانین کشوری به صورت کامل و جامع و بدون ابهام وضع نگردیده. اما نقش دولت در برطرف کردن این موضوع چیست؟ در کشورهای پیشرفه ای مثل آمریکا و یا هندوستان با ایجاد شهرکهای اینترنتی و باجهای مجهز به اینترنت با سرعت بالا به صورت رایگان این امکان را فراهم کرده اند تا مردم بتوانند سطح علمی و همچنین کار کردن با ایینترنت را آموزش ببینند و رفته رفته این مردم هستند که با بالا بردن سطح توقع جامعه را به سمت پیشرفت سوق دهند.
اما به راستی موئسسه اکونومیست چگونه و بر چه اساسی قضاوت می کند و چه معیارهایی را مورد ببرسی قرار میدهد ؟این موئسسه بر مبنای ساختارهای زیر بنایی آی تی کشورها، محیط تجارت الکترونیک، گنجایش نیروی انسانی، چهارچوب قانونی، سیاست گذاری های حامی از بخش خصوصی و پشتیبانی از تلاش در حوزه های تحقیق و توسعه فناوری اطلاعات بوده است.
اما درباره اینکه در کشور چگونه برای اینترنت و گسترش فناوری اطلاعات فرهنگسازی کنیم، همیشه کمبود قانونی وجود داشت، تا اینکه از 19 آذر 82، قانون وزارت فناوری ارتباطات و اطلاعات تصویب شد. براساس این قانون - تا آنجا که مشخص است - سرانجام بخش فناوری اطلاعات کشور یک متولی رسمی پیدا میکند و بهتبع، در تدوین اساسنامهها و ساختارهایی که دولت میدهد، باید میان این 2 - 3 دبیرخانه - یعنی دبیرخانه شورای عالی فناوری اطلاعات مصوب در وزارت پست و تلگراف و تلفن، دبیرخانه شورایعالی اطلاعرسانی مصوب شورای انقلاب فرهنگی در وزارت پست و تلگراف، دبیرخانه شورای عالی انفورماتیک در سازمان مدیریت - یک هماهنگی برای انجام کارها ایجاد شود و قانون وضعیت این مساله را - دستکم در زمینه دولت و سیاستگذاری این بخش - روشن کرده است.
و در نهایت به این رسیدیم که با وارد کردن بخش خصوصی می توان سرعت روند رسیدن به رقابت جهانی را افزایش دهیم و با پیاده سازی اصل خصوصی سازی که یکی از عوامل پیشرف کشورهای رو به رشد بوده گامی به جلئ برداشته شود این در حالی است که نظر رئیس سازمان نظام صنفی رایانه ای کشور آقای مهندس امیر حسین سعیدی نائینی در گفتگوئی با رادیو جوان چنین می گوید: " برای شکل گیری روند خصوصی سازی در حوزه فناوری اطلاعات، دولت به عنوان حاکمیت و سیاستگذار، بخش خصوصی به عنوان سرمایه گذار و مجری و سازمان نطام صنفی کشور به عنوان نهاد مردمی باید ایفای نقش کنند".
حمید آماده، کارشناس بانکداری الکترونیک و عضو هیات علمی دانشگاه می گوید : گسترش رقابت همراه با تحولات وسیع در عرصه تجارت، کسب و کار، بانکداری و توسعه مفاهیم جهانی شدن، بسیاری از روشهای سنتی انجام کارها را متحول و دگرگون ساخته و فضای رقابتی را در عرصه جهانی حاکم کرده است.
وی گفت: در چنین شرایطی، تنها سازمانهایی به بقای خود ادامه میدهند که از مزیت رقابتی خاصی برخوردار باشند و خود را به پیشرفتهترین تکنولوژی اطلاعاتی و فنون اجرایی مجهز سازند تا بتوانند پاسخگوی تحولات سریع محیط باشند.
این محقق حوزه بانکداری الکترونیک، افزود: سیستم بانکی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و با پیدایش مفاهیم نوین در بانکداری، شیوه ارائه خدمات به مشتریان در اقصی نقاط جهان دچار تحولات شگرفی شده است.
وی، با اشاره به شیوه های سنتی بانکداری در ایران و نارسایی بانکداری الکترونیک در کشور اظهار داشت: عمده موانع توسعه در بانکداری الکترونیک موانع فرهنگی و فنی است.
عمده مشکلی که ما در حال حاضر با آن مواجه ایم در بخش مدیریت فناوری اطلاعات است به قول ارد بزرگ : سرپرست ناتوان بزرگترین عامل هرز نیروهاست .
واضحتر آنکه باید قدرتی هدایت را به عهده گیرد فردی که هم دارای اختیارات تام باشد و هم از نظر سطح علمی و آگاهی با بازار آشنائی کامل داشته باشد.مدیری کارامد و با سلیقه و دور از فسادهای روابط محوری .مدیری که باطرح یک برنامه جامع و راهبردی ایران را در عرصه فناوری اطلاعات راهنما باشد. چه کسی !!!؟؟؟
یکی از برنامه های راهبردی یا بهتر بگوئیم اولین برنامه راهبردی ایران پس از ورود به عرصه فناوری اطاعات بحث صدور کارت ملی بوده این طرح که حدود 10 سال پیش طرح و اجرای آن به تصویب رسید و نهایتا از ابتدای سال 82 شروع به صدور آن انجام شده طبق اعلام اخرین و اخبار از طرف ایرنا تا کنون نیمی از 70 میلیون جمعیت کل کشور این کارت را دریافت کرده اند در همین راستا با بررسی انجام شده مشخص گردیده که یا سطح آگاهی مردم نسبت به آن کم بوده و یا آنقدر راه پر پیچ و خم بوده که افراد از پیگیری آن سر باز زده اند. وباز مشکل قدیمی عدم آموزش و آگاهی مردم و کم اطلاعی آنها بار دیگر رشد جامعه را دچار خدشه نموده.
-
سه شنبه 22 دی 1388
11:11 AM
نظرات(0)
اخترشناسان موسسه فیزیک اختری در اسپانیا توانستند با برملا کردن راز 60 ساله خورشید روشی جدید را برای شناسایی سیاره های شبه زمینی و فراخورشیدی ارائه کنند.
به گزارش خبرگزاری مهر، دانشمندان اعلام کردند مقایسه ستاره های شبه خورشیدی توانسته است تفاوت کلیدی شیمیایی میان ستاره های دارای سیاره و ستاره های بی سیاره را آشکار کرده و یکی از بزرگترین رازهایی را که از گذشته درباره خورشید زمین کشف نشده باقی مانده بود، را برملا سازد.
این راز در وجود عنصر لیتیوم نهفته شده بود زیرا این عنصر متفاوت از عناصر سبکی مانند آهن، به واسطه فعل و انفعالات در ستاره ها به وجود نمی آیند در واقع گمان می رود این عنصر در حدود 13.7 میلیارد سال نوری پیش، پس از وقوع انفجار بزرگ در جهان به وجود آمده و در ساختار ستاره ها باقی مانده است تقریبا تمامی ستاره ها از این عنصر برخوردارند تنها در برخی از ستاره ها این عنصر طی فرایندهای درونی سوخته و به اتمام می رسند. مدلهای تکاملی ستاره ها نشان می دهد ستاره هایی در سن و جرم خورشید باید از مقادیر قابل توجهی از عنصر لیتیوم برخوردار باشند زیرا اتمسفر آنها از حرارت و ضخامت کافی برای سوزاندن عنصر برخوردار نیست
-
شنبه 19 دی 1388
4:01 AM
نظرات(0)
ساختمانهاي%20هوشمند%20و%20بحث%20صرفه%20جويي%20در%20مصرف%20انرژيتعريف ساختمان هوشمندبطور كلي ساختمان هوشمند، ساختماني است كه مجهز به يك زير ساختار ارتباطاتي قوي بوده كه ميتواند به صورت مستمر نسبت به وضعيتهاي متغير محيط عكس العمل نشان داده و خود را با آنها وفق دهد و همچنين به ساكنين ساختمان اين اجازه را ميدهد كه از منابع موجود به صورت موثرتري استفاده نموده و امنيت و آرامش آنها را افزايش دهد مانند همه صنايع در حال رشد ديگر در اين صنعت نيز رقابتهايي به چشم ميخورد. ما بايد متوجه اين موضوع باشيم كه بيشتر گسترش در هر صنعتي را سازندگان آن صنايع بوجود ميآورند و نه خريداران آنها. براي مثال با يك نگاه به صنعت اتومبيل سازي متوجه ميشويم كه، هر چقدر كه يك اتومبيل بيشتر لوكس باشد، همانقدر بيشتر مجهز به تجهيزات الكترونيكي است. اين تجهيزات الكترونيكي، كارهايي را انجام ميدهند كه لزوما قابل استفاده در همه جا و بوسيله همه كس نيست ولي بسياري از همين تجهيزات كه قبل از اين به عنوان تجهيزات اضافي بر روي اتومبيلها تلقي ميشدند امروزه بعنوان تجهيزات استاندارد براي اتومبيلها محسوب ميشوند. براي مثال چند نفر از ما به ياد داريم كه كمربند ايمني بصورت اتوماتيك تنظيم نميشد؟يا اينكه روزانه چند اتومبيل بدون كولر در سنگاپور فروش ميرود؟ اگر اين سوالها پانزده سال پيش پرسيده ميشد حتما جوابها بسيار متفاوت از جوابهاي امروز بودهزينه هاي جاري يك ساختمان معمولا هزينههاي سرباز زيادي را براي انواع مشاغل و ساكنان ايجاد ميكند، و همين موضوع ميتواند در سود دهي نقش عمدهاي را ايفا كند. بعلاوه، خيلي از سازمانها در دنيا به صرفه جويي در مصرف انرژي و هر چه بهتر كردن محيطهاي كاري و زندگي خود روي آوردهاند. صاحبين مشاغل مختلف در صرفهجويي در مصرف انرژي و بهينه سازي محيط زندگي و كم كردن هزينه هاي سرويس و نگهداري براي اينكه بتوانند به هدف نهايي خود برسند از يك طرف، و از طرف ديگر احتياج آنان به امنيت و در دسترس بودن اطلاعات در زمان حقيقي روي آوردهاند تا جايي كه اين تغييرات حتي در شركتهاي بسيار كوچك نيز بچشم ميخوردمدت زيادي نيست كه بحث درباره موضوع ساختمانهاي هوشمند در محافل عمومي مطرح گرديده است. حال ببينيم كه واقعاٌ يك ساختمان هوشمند چگونه ساختماني است؟ تعريفي كه در ايالات متحده آمريكا درباره يك ساختمان هوشمند عنوان ميشود اينچنين است:«يك ساختمان هوشمند ساختماني است كه در بر دارنده محيطي پويا و مقرون به صرفه بوسيله يكپارچه كردن چهار عنصر اصلي يعني سيستمها، ساختار، سرويسها و مديريت و رابطه ميان آنها ميباشد»
-
جمعه 18 دی 1388
5:34 AM
نظرات(0)
طرح درس
-
پنج شنبه 17 دی 1388
4:26 AM
نظرات(0)
گهواره ای برای ما
-
یک شنبه 13 دی 1388
5:55 AM
نظرات(0)
موضوعات اصلي



