TeamViewer 5.0 ساخت 8081 فاینال (قابل حمل) چندزبانه | 5.60 مگابایت
TeamViewer -- نرم افزاری برای کنترل کامپیوتر از راه دور. ویژگی اصلی این است که شما به یک آی های خارجی نیاز ندارد ، تنها باید 2 شناسه در سیستم TeamViewer. این برنامه عمل را از طریق اینترنت ، صرف نظر از چه کشوری به شما دسترسی به nahodishsya.Krome دسکتاپ و کنترل یک کامپیوتر از راه دور ، شما می توانید فایل های انتقال ، ساخت سخنرانیها ، برای کمک به راه اندازی کامپیوتر خود ، گپ زدن ، و غیره.
ویژگی ها :
یک راه حل برای همه چیز
در حالی که اکثر رقبا ارائه بسته های مختلف برای پشتیبانی از راه دور ، مدیریت از راه دور ، آموزش و فروش (و نیز برای آنها به اتهام...) TeamViewer یک راه حل برای توقف هر چه شما نیاز دارید : TeamViewer شامل همه ماژول های یک در بسته بندی ساده و بسیار مقرون به صرفه است.
مدیریت از راه دور از سرویس دهنده بی مراقب
TeamViewer می تواند استفاده شود برای کنترل کامپیوترهای سرویس دهنده و بی مراقب. نصب و خدمات سیستم حتی اجازه می دهد تا از راه دور راه اندازی مجدد و مجدد.
-
شنبه 29 اسفند 1388
4:15 PM
نظرات(0)
-
شنبه 29 اسفند 1388
7:51 AM
نظرات(0)
چرا معمولاً تمايل داريم که تمام احساسات قلبي، و افکارذهــني خود را با کسي که عميقاً به او اهميت مي دهيم و دوستش مي داريم، در ميان بگذاريم؟ چـرا دوسـت داريم کـه صميمت خود را تا آخرين حد، نسبت به اين افراد ابراز کنيم؟ چرا هيچ راه ثابت شده و قطعي در اين زمينه وجود ندارد؟ به اين دليل که عشق در شکل ها و فرم هاي مختلفي بروز مي کند، تمام انسان ها با يکديگر متفاوت هستند، عشق را به طرق مختلف ابراز کرده و دريافت مي دارند، هيچ کس نمي تواند به طور کامل کليه روش هاي عشق ورزي را فرا بگيرد، به همين دليل هيچ کارشناس کارکشته اي در اين زمينه وجود ندارد؛ اما به هر حال همه ما در زندگي روزمره خود انواع جديد آن را تجربه مي کنيم. پس مي توان گفت که تک تک ما به نوعي جزء دانش آموزان کلاس عشق به شمار مي رويم. ابراز صميمت تنها به گفتگو و برقراري رابطه با همسرتان باز مي گردد، به گونه اي که با صداقت کامل احساسات خود را با او در ميان بگذاريد و هيچ گاه قضاوت اشتباهي در مورد شريک زندگي خود نکنيد. لازم به ذکر است که احساسات هم مي توانند خوب باشند هم مي توانند بد باشند، مي توانند سازنده و يا ناسالم باشند، اما همانند چاقو که هم مي توان از آن در آشپزي استفاده کرد و هم مي توان با آن آدم کشت، بايد در مسير مناسب از آنها بهره گرفت. به عبارت ديگر، روشي که شما از طريق آن احساسات خود را به نمايش گذاشته و آنها را به طرف مقابل انتقال مي دهيد، جزء مواردي است که از اهميت بسيار بالايي برخوردار مي باشد. شيوه اول: صادقانه در کنار هم بنشينيد و در مورد موضوعات مختلفي که هر يک دوست دارد در مورد آن کمي آشکار تر صحبت کند، مانند: احساسات، افکار، ترس ها و غيره با هم به گفتگو بپردازيد. اگر مي خواهيد در نهايت به نتيجه دلخواه برسيد، هر دو طرف بايد در بحث شرکت فعال داشته باشند. شيوه دوم: به هم قول بدهيد که ديگر از اين به بعد زمانيکه مي خواستيد در مورد مسائل مختلف صحبت کنيد هيچ يک از طرفين قضاوت نسنجيده اي در مورد طرف مقابل از خود ابراز نکند. به عبارت ديگر هيچ کس حق ندارد به ديگري بگويد که احساسات و ترس هاي تو در مورد مسائل مختلف مزخرف و احمقانه است. بلکه با روي خوش بايد آنها را بپذيرد. اگر شما دائما بخواهيد شريکتان را قضاوت کنيد، آنوفقت طرف مقابل سرخورده شده و ترجيح مي دهد که احساساتش را با شما در ميان نگذارد و نهايتا به هيچ کجا نمي رسيد و در همان موقعيت اوليه باقي خواهيد ماند. شيوه سوم: فکر مي کنم آسان ترين جايي که مي توان بحث را شروع کرد، صحبت کردن در مورد آمال و آرزوهاي ذهني است. شما صحبت کردن با هر کسي را مي توانيد با بيان آرزوهايتان شروع کنيد، فقط کافي است جايي را براي شروع پيدا کنيد. دقت داشته باشيد که اين امر نيازمند گذشت زمان و اندکي تلاش مي باشد، پس دست به دست هم دهيد و يکديگر را آماده کنيد. گاهي اوقات اتفاق مي افتد که شريکتان ساکت مي ماند و ترجيح مي دهد که چيزي به زبان نياورد، اما شما صبور باشيد، موقعيت هايي هستند که در آن افراد ترجيح مي دهند در مورد موضوع مشخصي در آن زمان مشخص، صحبت نکنند اما با گذشت زمان خودشان با روي باز از قضيه استقبال کرده و در مورد آن با شما به گفتگو مي نشينند. شيوه چهارم: در عين حال بايد هميشه به خاطر داشته باشيد که ما احساسات خود را تنها با کساني در ميان مي گذاريم که ما را احمق تصور نمي کنند و در حين گفتگو، احساس آرامش به ما مي دهند. براي صحبت کردن، بايد محيط آرامي را به وجود آوريد که شريکتان در آن احساس راحتي کند و بدون هيچ محدوديتي بتواند به احساسات شما گوش دهد و عواطف خودش را نيز با شما در ميان بگذارد و در عين حال از انجام چنين کاري لذت ببرد. مراقب رفتار و حرکات دست و بدن خود باشيد! به راحتي مي توان دريافت که چه زمان طرف مقابل به شما گوش نمي دهد و به احساساتتان توجهي ندارد.
مي دانـيـد چـرا؟ اين امر جزء پرسش هايي بوده که من به شخصه، تا کنون بارها و بارها از خودم سوال کرده ام.
من احساس مي کنم که تمام اين واکنش ها را تنها به اين خاطر انجام مي دهيم، چرا که دوست داريم طرف مقابل نيز يک چنين کارهايي را در قبال ما انجام دهد؛ براي اينکه در اعماق قلب خود عشق، عاطفه، و مهرباني آنها را طلب مي کنيم به همين دليل از اعماق وجود خود به آنها عشق مي ورزيم. هر کسي دوست دارد که مورد عشق و علاقه و احترام ديگران قرار بگيرد! و من احساس مي کنم که هيچ اشکالي وجود ندارد که در ازاي عشق ورزيدن به ديگري انتظار دريافت عشق داشته باشيم.
روش درست اين است که شريک زندگيتان نه تنها معني کلمه هايي را که به زبان مي آوريد، متوجه مي شود، بلکه با اين روش او معناي چيزهايي که در ذهن داريد اما به زبان نمي آوريد را نيز از روي حرکات بدن و حالات صورتتان متوجه مي شود.
بنابراين ابراز صميميت در بيان احساسات، افکار، عقايد، ايده ها، ترس ها، اميدها و آرزوها خلاصه مي شود. با اين روش خود واقعي مان را به کسي که برايش ارزش و اهميت بسيار زيادي قائل هستيم، نشان مي دهيم. مي توانيد از اينجا شروع کنيد:
-
شنبه 29 اسفند 1388
6:36 AM
نظرات(0)
امروز مي خواهيم يک نکته بسيار ساده درمورد اعتماد به نفس برايتان عنوان کنيم که نه تنها روي اعتماد به نفس دروني شما تاثير مي گذارد، بلکه باعث مي شود بقيه هم شما را فردي با اعتماد به نفس بيشتر ببينند. اين تغيير کوچک در رفتارتان اگر بطور مداوم مورد استفاده قرار گيرد، تاثير شگرفي روي زندگيتان خواهد گذاشت، گرچه ساده ترين نکته اي است که بتوانيد تصور کنيد: چانه تان را بالا بگيريد. حالا براي لحظه اي از جلوي آينه کنار برويد و ژستتان را طوري تنظيم کنيد که چانه تان خيلي بالاتر از حد نرمال قرار گيرد. درواقع، چانه تان را آنقدر بالا بگيريد که باعث شود کمي ژستتان ناشيانه به نظر برسد (بعداً برايتان توضيح مي دهم که چرا چنين حسي داريد). حالا برويد و جلوي آينه بايستيد و خودتان را با اين ژست جديد برانداز کنيد. ببينيد که چقدر آن کسي که در آينه مي بينيد با اعتماد به نفس به نظر مي رسد. مطمئناً اين ژست با ژست قبليتان تفاوت زيادي دارد، درست است؟ وقتي اعتماد به نفس نداشته باشيم ناخودآگاه چانه مان را کمي پايين تر از حد نرمال مي گيريم. اين کار بعد از مدتي شکل عادت به خود مي گيرد و ژست طبيعي صورتمان مي شود. به خاطر اين عادت است که وقتي براي بار اول چانه تان را خيلي بالا نگه مي داريد احساس ناشي بودن بهتان دست مي دهد. اما دليل آن فقط اين است که به آن عادت نداريد، همين. بالا نگه داشت چانه دو تاثير خيلي قوي دارد: 1. به ديگران نشان مي دهد که اعتماد به نفس بالايي داريد و براي خودتان احترام زيادي قائليد. اما چطور يک بالا نگه داشتن ساده چانه چنين تصوري در اطرافيان ايجاد مي کند؟ داستان آن دراز است اما بيشتر به خاطر سمبل هايي است که ما بعنوان برخي انواع رفتار و شخصيت در ذهنمان داريم. نکته آخر اين است که همه آنهايي که اعتماد به نفس بالايي دارند، چانه هايشان را بالا مي گيرند. و اين هيچ استثنايي ندارد. 2. بالا نگه داشتن چانه باعث مي شود احساس اعتماد به نفس بيشتري کنيد. اين يک مفهوم روانشناسي از مکتب رفتارگرايي است. اين يک واقعيت شناخته شده روانشناسي است که برخي رفتارهاي فيزيکي توليدات شيميايي درون مغز را تغيير مي دهند. صاف ايستادن و بالا نگه داشتن چانه دقيقاً چنين رفتاري است و با چنين ژستي از درون احساس اعتماد به نفس بالاتري خواهيد کرد. و اما يک هشدار: دفعات اولي که با اين ژست (يعني صاف ايستادن و چانه را بالا گرفتن) در مجامع عمومي ظاهر مي شويد ممکن است کمي احساس ناشي گري و خامي به شما دست دهد—انگار مي خواهيد خودتان را طوري وانمود کنيد که نيستيد. اين مسئله باعث مي شود که احتمالاً اعتماد به نفستان از زمان عادي هم پايينتر بيايد. اما نگران نباشيد: اين مسئله کاملاً متداول است و براي همه ما پيش مي آيد. نکات بيشتر در رابطه با اعتماد به نفس اعتماد به نفس پايين يکي از مخرب ترين عادات و قالب هاي فکري است که کسي مي تواند داشته باشد. هرچقدر خودتان و توانايي هايتان را براي رسيدن به اهداف مختلف در زندگيتان پايينتر ببينيد، متقاعد کردن ديگران براي خلاف آن سخت تر خواهد بود. 1. به زمان هايي در گذشته فکر کنيد که به خيلي از اهدافتان رسيده بوديد. احساسي که آنزمان داشتيد را به ياد آوريد و همان لذت و رضايت را دوباره تجربه کنيد. 2. از منطقه امنتان بيرون بياييد. گاهي اوقات يک کمي که خودتان را هل بدهيد باعث مي شود آزادي بيشتري احساس کنيد و اين مي تواند کمکتان کند که اعتماد به نفس بيشتري در قسمت هايي که قبلاً نداشتيد به دست آوريد. 3. خودتان را تحسين کنيد. اکثر افراد به اندازه کافي از خودشان تعريف و تمجيد نمي کنند. هرچقدر بيشتر خودتان اينکار را بکنيد، ديگران هم بيشتر تحسينتان مي کنند.
از طرف ديگر، پايين انداختن چانه هميشه نشانه بارز پايين بودن اعتماد به نفس است. و اين ژست نه تنها به ديگران نشان مي دهد که اعتماد به نفس پاييني داريد، به ذهن ناخودآگاه خودتان هم اين پيام را مي رساند و باعث مي شود که اعتماد به نفسمان حتي پايينتر هم بيايد.
تاثير دوگانه اين ژست آنرا به يکي از ساده ترين راه ها براي ايجاد اعتماد به نفس دروني و بيروني تبديل مي کند. مشخص است که اين دو تاثير از همديگر هم تغذيه مي کنند و باعث مي شود اعتماد به نفس شما بالا و بالاتر رود.
مهمترين چيزي که بايد درمورد اين ژست به ياد داشته باشيد اين است که هر روز آن را انجام دهيد. تداوم کليد کار است. حتي وقتي تنها هستيد اينکار را تمرين کنيد.
بايد به راهتان ادامه دهيد و بپذيريد که زمان مي برد تا با اين ژست جديدتان خو بگيريد و بايد درک کنيد که ممکن است اول کار کمي برايتان سخت باشد. اما بدانيد که اين سختي و ناراحتي خيلي زود وقتي اين ژست جديد برايتان شکل عادت درآمد برطرف مي شود.
يکي از مهمترين و اصلي ترين ويژگي هاي يک فرد براي داشتن يک زندگي خوب و شاد اين است که خود را بالا ببيند و به توانايي هاي خود براي رسيدن به بزرگترين دستاوردها ايمان داشته باشد. هرچقدر بيشتر بتوانيد خودتان را فردي ببينيد که مهارت ها و ويژگي هاي لازم براي رسيدن به آرزوها و اهداف زندگي خود را دارد، ديگران هم بيشتر شما را آنطور مي بينند. و اين مي تواند فرصت هاي زيادي براي خودتان و آينده تان پيش رويتان قرار دهد. در زير به چند نکته براي کمک به بالا بردن اعتماد به نفستان اشاره مي کنيم:
از اين سه نکته استفاده کنيد و اجازه بدهيد که حس اعتماد به نفس بالاتري را تجربه کنيد. بدانيد که شايسته تحسين هستيد، لايق آن اعتماد به نفسيد و موقعيت هاي عالي همه جا منتظر شماست.
-
شنبه 29 اسفند 1388
6:36 AM
نظرات(0)
همانگونه که هدف از تربیت اسلامی، ساختن انسان متعادل است، هدف از ارتباط جرأت مندانه نیز ارتباطی بر مبنای اعتدال و به دور از افراط و تفریط است، ارتباطی که حد وسط برخورد منفعلانه و پرخاشگر است.
● تعریف جرأت ورزی: جرأت ورزی یعنی توانایی بیان افکار، احساسات و عقاید خود به شکل مستقیم، صادقانه و متناسب به نحوی که به حقوق خود و دیگران صدمه نرسانیم.
● انواع رفتار جرأت مندانه ۱) ردّ جرأت مندانه: ۲) درخواست جرأتمندانه: ۳) بیان جرأتمندانه:
● هدف های جرأتمندی در مهارت جرأت مندی، هدف تغییر خود ماست، نه دیگران، تا بتوانیم نیازها و احساسات و افکار خود را ابراز کنیم و از آسیب های احتمالی در امان بمانیم. البته در بعضی مواقع ممکن است به هدفی که میخواهیم دست نیابیم ولی از این که توانستهایم اصول رفتار جرأت مندانه را اجرا کنیم، حس نشاط و اعتماد به نفس بیشتر در ما تقویت میشود. مواردی که رفتار جرأت مندانه توصیه نمیشود: ۱) زمانی که در موقعیت خطرناکی قرار داریم. مثلاً زمانی که شاهد صحنه تصادف در خیابان هستیم و از ما میخواهند مجروحان را به مرکز درمانی برسانیم، رد جرأت مندانه میتواند بسیار خطرساز باشد.
● مهارت هایی برای ابراز جرأتمندی برای عینی تر کردن کاربرد مهارت ها، فرض کنیم کسی ما را به میهمانی دعوت میکند که اصلاً دیگران و آن خانه را نمی شناسیم، در این صورت میتوانیم از روش های بیان جرأت مندانه زیر استفاده کنیم: ۱) «نه» گفتن: ۲) تغییر دادن موضوع: ۳) دلیل آوردن: ۴) بیان موضوع در قالب شوخی: ۵) پافشاری و اصرار در رد درخواست: ۶) دور شدن از موقعیت: ۷) ابراز همدلی: ۸) پیدا کردن راه حل مناسب با نظر خواستن از طرف مقابل: ۹) معذرت خواهی: ۱۰) تشکر و قدردانی: نویسنده: امیرمحمد کاکیا منبع: روزنامه اطلاعات
افرادی که از جرأت ورزی بیبهرهاند، نمیتوانند از خودشان دفاع کنند، غالباً در برخورد با دیگران منفعل، پشیمان و ترسو هستند، به نیازها و خواسته های خود اهمیت نمی دهند و از خواسته و نظر دیگران تبعیت میکنند.
افراد با برخورد پرخاشگرانه از حقوق خود دفاع میکنند، اما به شیوهای خصمانه سعی میکنند نیازها و خواسته های خود را از طریق غالب شدن، توهین و تحقیر دیگران برآورده کنند و به حقوق و خواسته دیگران اهمیت نمیدهند. این افراد بعد از مدتی خود را از دیگران بیگانه میکنند و در جزیره تنهایی و انزوای خود زندانی میشوند، اما افراد با جرأت برای خود و دیگران احترام قائلند، منفعل یا پرخاشگر نیستند و با دیگران مدّبرانه ارتباط برقرار میکنند، نه اجازه میدهند که دیگران از آن ها سوء استفاده کنند و نه خود قصد سوء استفاده دارند. جرأت ورزی موجب خودکار آمدی و خودکنترلی در افراد شده، اعتماد به نفس و عزّت نفس آن ها را تقویت میکند.
جرأت ورزی نیازمند دانش، تدبیر، مذاکره و انعطافپذیری است. جرأت ورزی، هم از مهارت های مقابله با خشم محسوب شده و هم بهترین روش ارتباط رضایت بخش با دیگران است.
زمانی که با درخواست های نادرست و نامعقول دیگران مواجه میشویم، میتوانیم با روش ردّ قاطعانه(جرأت مندانه) به درخواست آنان پاسخ منفی بدهیم.
از این روش در مواقعی که نیازمند کمک گرفتن از دیگران هستیم، استفاده میکنیم.
از این روش برای بیان احساس و افکار خود در تقدیر و تشکر از دیگران استفاده میکنیم.
۲) زمانی که طرف مقابل ما در شرایط روحی مناسبی قرار ندارد. مثلاً شخصی با حالت خشم و عصبانیت تمام، با عجله وارد نانوایی شده و خارج از نوبت نان را برمیدارد، در این جا درخواست جرأت مندانه به عمق مشکل میافزاید.
۳) زمانی که دیگران میخواهند با رفتارشان ما را تحریک کنند. مثلاً شخصی که در حال کشیدن سیگار است، میخواهد درباره مضرات مصرف سیگار با ما بحث کند.
ـ نه نمیآیم.
ـ من اهل این گونه میهمانی ها نیستم.
ـ نه حتماً باید بروم منزل.
ـ در این روش، موضوع صحبت را عوض میکنیم.
ـ راستی فیلم دیشب را دیدی؟
ـ فردا امتحان داریم؟
ـ لباسی که خریدی، خیلی زیباست!
ـ رفتن به خانهای که نمیشناسم را اصلاً درست نمیدانم.
ـ دلیلی ندارد به جایی بروم که راضی نیستم.
ـ روحیهام دراین جور میهمانی ها ضعیف میشود.
ـ من هنوز بچهام، بزرگ نشدهام.
ـ من شب ها زود خوابم میبرد.
ـ گفتم که اهل رفت و آمد با غریبه ها نیستم.
ـ دیگر حرفش را نزن، به هیچ وجه نمیآیم.
ـ در مواقعی که میبینیم شخصی خیلی اصرار میکند، بهتر است از آن محل و موقعیت دور شویم.
ـ شاید دلت میخواست که من با شما بیایم، این موضوع را میفهمم ولی متأسفانه در اینگونه میهمانی ها شرکت نمیکنم.
ـ موافقید جایی غیر از میهمانی برویم که شما هم دوست داشته باشید؟
ـ با عرض پوزش به هیچ وجه نمیآیم، امیدوارم مرا ببخشید.
ـ لطف کردید مرا به میهمانی دعوت کردید، ولی من دوست ندارم و نمی آیم.
-
شنبه 29 اسفند 1388
6:34 AM
نظرات(0)
بي حوصلگي مي تواند همه روزتان را خراب کند. براي غلبه بر ناراحتي و بي حوصلگي از چه تکنيک هايي استفاده مي کنيد؟ ما به شما توصيه مي کنيم که ليستي از کارهايي که در مواقع بيحوصلگي به بهبود روحيه تان کمک ميکند، جمع آوري نماييد. در زير يک نمونه از اين ليست راب رايتان آورده ايم. 1. چيزي يا کسي که خوشحالتان مي کند را به خاطر آوريد و درمورد آن خيالپردازي کنيد. مي تواند کسي باشد که دوستش داريد يا يک سفر يا محل خاص که بوده ايد يا مي خواهيد برويد. من خودم نشستن در ساحل اقيانوس و گوش دادن به موسيقي را خيلي دوست دارم. چند سال پيش به همراه دخترم در چنين محلي بوديم که چندين روز در آنجا به اتفاق هم غروب خورشيد را تماشا کرديم. کافه هاي کنار ساحل موسيقي هاي خيلي خوبي هم اجرا مي کردند. اين محلي است که من بارها در خيالم يادش را زنده کرده ام. 2. چيزي يا کسي را پيدا کنيد که از او ممنون و سپاسگذاريد و بعد از قدرشناسي را به خودتان يا به او ابراز کنيد. چه چيز باعث مي شود که يک روز عادي به يک روز خاص تبديل شود؟ تماشاي غروب خورشيد، اسکي کردن در کوهها يا تشخيص سلامت جسميتان توسط پزشک؟ کمي به دور و برتان نگاه کنيد. 3. به چيزهايي که ناديده مي گرفتيد، دقت کنيد. آخرين باري که يک کتاب داستان خوب خوانيد کي بود؟ يا آخري باري که کنار شومينه نشستيد يا روغن ماشينتان را عوض کرديد؟ کاري را پيدا کنيد که بايد انجام دهيد و انجامش دهيد. 4. در زمان حال زندگي کنيد. با تمرکز روي فعاليت هايي که بدون فکر انجام مي دهيد، مثل خوردن، حمام کردن، راه رفتن و ... دنيا را تحسين کنيد. حس خوب دوش گرفتن، نرمي زمين زير پايتان را موقع راه رفتن يا آرامش غذاخوردن در سکوت را حس و لمس کنيد. 5. کمي ورزش کنيد. براي پياده روي، دوپرخه سواري يا دويدن برويد. يک مربي ورزش داشتم که براي تغيير حال و هواي خود از توپ هاي بزرگ ورزشي استفاده مي کرد. پريدن روي توپ باعث مي شد که همه چيز را فراموش کرده و ديگر به ناراحتي ها فکر نکند. 6. کمي استراحت کرده و يک فنجان چاي بنوشيد. 15 دقيقه در آرامش بنشينيد. ذهنتان را از همه چيز خالي کنيد. اکثر اوقات سکوت براي عوض کردن روحيه تان کافي است. 7. به موسيقي شد گوش کنيد. موسيقي شاد همشه خنده روي لبهاي من مي آورد. به شما چه نوع موسيقي آرامش مي دهد؟ 8. براي تجديد قوا يک محل خاص پيدا کنيد. نشستن کنار ساحل، رفتن به کوهستان يا جنگل. در تابستان بهترين مکان کنار درياست. من خودم تماشاي امواج دريا را خيلي دوست دارم. رسيدن به گل و گياه هاي باغچه هم خيلي روحيه من را عوض مي کند. 9. به بازي کردن يک بچه نگاه کنيد. ببينيد که چقدر درگير زمان حال هستند و فقط به همان لحظه فکر مي کنند. به آنها ملحق شويد. من اخيراً خانواده اي را به خانه ام دعوت کردم که دو بچه کوچک داشتند. تماشاي اين بچه ها موقع بازي کردن واقعاً حس نشاط به من مي داد. طوري که با خنده هايشان من هم از ته دل مي خنديدم. 10. آهنگ مورد علاقه تان را بخوانيد. من خودم هيچوقت موقع خواندن احساس ناراحتي و بيحوصلگي نمي کنم. منبع : سايت مردمان
-
شنبه 29 اسفند 1388
6:33 AM
نظرات(0)
شما طبيعتا فرد کنجکاوي هستيد اما تلاش ميکنيد که زياد در کارهاي ديگران دخالت نکنيد اما گاهي نمي توانيد اين احساس را مديريت کنيد و گاهي يک فضولي کوچک در امور خصوصي ديگران ميکنيد اما خوشبختانه اين کار هميشگي نيست. -تصور کنيد که صبح خواب مانده ايد و ديرتان شده است.هنگام خروج از خانه صداي دعواي همسايه را ميشنويد،آيا مي ايستيد تا ببينيد موضوع از چه قرار است؟ بله - خير 2- اگر وارد رستوراني شويد و يکي از دوستان خود را ببينيد که با غريبه اي آنجاست، آيا کنجکاو مي شويد که غريبه چه کسي است؟ بله - خير 3- با دوستتان مشغول مکالمه تلفني هستيد که مجبور مي شويد مدتي منتظر بمانيد تا او به مکالمه ديگري پاسخ دهد،وقتي برميگردد از او مي پرسيد که با چه کسي صحبت مي کرد؟ بله - خير 4- به منزل دوستتان رفته ايد و او براي انجام کاري از اتاق خارج مي شود نامه اي را روي ميز او ميبينيد آيا نگاهي به متن آن مي اندازيد؟ بله - خير 5- اگر رمز عبور شناسه دوستانتان را داشته باشيد آيا سري به ايميل هاي آنها ميزنيد؟ بله - خير 6- در اتوبوس يا تاکسي نشسته ايد و فرد کناري شما مشغول مطالعه روزنامه يا کتابي است در اين شرايط چه ميکنيد؟ - مستقيما به آنچه او مطالعه ميکند خيره شده و شما هم همراه او مطالعه ميکنيد. 7- اگر شما بدانيد يکي از آشنايان رازي دارد چه ميکنيد؟ - هرطور شده سعي ميکنيد سر از کار او درآوريد. 8- اگر جايي دعوا يا تصادفي شده باشد، آيا نزديک مي شويد تا بدانيد موضوع از چه قرار است؟ بله - خیر 9- آيا تا به حال کيف ديگران را بدون اجازه شان جستجو کرده ايد؟ بله - خیر 10- آيا معمولا درباره قيمت و محل خريد دوستانتان پرس و جو مي کنيد؟ بله - خیر جمع بندي امتيازات : براي هر جواب (بله -10 )امتياز و جوابهاي (خير-0)امتياز منظور فرماييد.
ارزيابي
اگر جمع امتيازات شما از (0تا30)باشد: شما اساسا اهل دخالت و فضولي در کار ديگران نيستيد و اين ويژگي امتياز بزرگي براي شما محسوب مي شود. مسايل خصوصي ديگران باري شما جالب نيست و به خودتان اجازه نميدهيد که به مسايل خصوصي ديگران وارد شويد.شما به ديگران احترام ميگذاريد و در موردد مسايلي که به شما ارتباطي ندارد کنجکاوي به خرج نمي دهيد دوستان و نزديکان شما به بهانه اين ويژگي که درشخصيت شما جاري است به شما اطمينان زيادي دارند شما به سبب همين خصلت از احترام و محبوبيت شايسته اي در اجتماع برخوردار هستيد. اگر جمع امتيازات شما از (35تا70)باشد : شما طبيعتا فرد کنجکاوي هستيد اما تلاش ميکنيد که زياد در کارهاي ديگران دخالت نکنيد اما گاهي نمي توانيد اين احساس را مديريت کنيد و گاهي يک فضولي کوچک در امور خصوصي ديگران ميکنيد اما خوشبختانه اين کار هميشگي نيست. زياده روي در کنجکاوي تبديل به فضولي ميشود و اين مهم شما را گاهي دچار درد سر ميکند و مردم دوست ندارند که کسي در کارهاي خصوصي آنان دخالت کند. يادتان باشد اگر شما به عنوان فردي فضول در جمع دوستان و آشنايانتان معروف نشده ايد احتمال اينکه در آينده چنين لقبي به شما بدهند وجود دارد، مراقب باشيد! اگر جمع امتيازات شما از (75تا100)باشد : شما بسيار مشتاق هستيد که همه چيز را درباره همه کس بدانيد و براي اين کار هرچه از دستتان بربيايد انجام مي دهيد. شما از آن گروه افراد هستيد که هميشه مراقب ديگران هستند، فال گوش مي ايستند و حتي بعضي مواقع مستقيما از ديگران درباره مسايل خصوصي شان سوال مي کنند. روانشناسان کنجکاوي را کودکي هاي فضول مي دانند. به ياد داشته باشيد که کنجکاوي براي دستيابي به آگاهي عالي است. اما فضولي....؟
- گاهي نگاهي دزدکي مي کنيد تا ببينيد او چه چيزي مطالعه ميکند.
- کاملا بي تفاوت رفتار ميکنيد
- اگر صحبتي درباره آن پيش بيايد، کنجکاو ميشويد.
- فکر ميکنيد راز يک مساله خصوصي است و ارتباطي به هيچ کس ندارد.
-
شنبه 29 اسفند 1388
6:33 AM
نظرات(0)
شكست و موفقيت، دو روي يك سكهاند
با رفتن به اعماق درون است كه ميتوان گنجينههاي حيات را بازيافت «ژوزف كمبل»
اما آيا شكست و يا موفقيت در مسألهاي پايان همه كارهاست؟
برخي تصور ميكنند كه شكست، زندگي و آينده آنها را تهديد ميكند و با اعتقاد به اين باور غلط روحيه خود را ميبازند و دست از تلاش مجدد برميدارند.
احساس موفقيت در تصويرهاي ذهني!
«تصوير ذهني، همان تصوري است كه هر يك از ما از خويشتن خويش داريم و اين تصوير از باورهايي كه از خودمان داريم، ساخته شده است. اما بي آن كه بدانيم، بيشتر اين باورها در اثر تجارب گذشته؛ موفقيتها و شكستهايي كه داشتهايم، احساس حقارت، پيروزي و رفتاري كه ديگران با ما داشته اند، شكل گرفته و ذهن ما از مجموعه آنها تصويري ساخته است و اين همان تصوري است كه از خود داريم:
تصويرهاي ذهني خود را تغيير دهيد
اگرچه تغيير تصويرهاي ذهني مشكل است، اما هر كس ميتواند تصوير تازهاي از خويشتن خويش را براي خود بسازد.
بهترين تصوير ذهني
در همه كتابهاي مقدس آمده است كه «خداوند انسان را در تصوير خويش آفريد.»
هدفهاي ارزشمند
احساس پوچي، نشانه فقدان زندگي خلاق است. وقتي فردي چنين احساسي را دارد، به طور حتم هدف ارزشمندي براي خود تعيين نكرده است. شايد هم استعدادها و تلاش خود را براي رسيدن به يك هدف مهم، به كار نگرفته است. انسان بدون هدف، زندگي را پوچ و بيارزش ميبيند! احساس پوچي راههاي رسيدن به موفقيت را ميبندد و انسان را در دايره بستهاي اسير ميسازد. اين احساس مانع از تلاش و قبول مسئوليت ميشود.
ويژگيهاي افراد موفق
براي شناختن شخصيت افراد موفق بايد ويژگيهاي شخصيت آنها را مورد توجه قرار داد. به اعتقاد «ماكسول مالتز»؛ ويژگيهاي افراد موفق «موقعيتشناسي، تفاهم، شهامت، خيرخواهي، مناعت، خودشناسي و اعتماد به نفس» آنهاست. او ميگويد:
احترام به خود
خيلي ساده بايد بپذيريم كه دست كم گرفتن خويش، فروتني و شكسته نفسي نيست. بلكه ايراد و گناه است! به قلم: دكتر معصومه رفيقي مرند
آيا شكست موجب عقبنشيني ميشود؟
بله! بله! بله اين هم نظري است! شايد اين يك تست خودسنجي باشد براي شما و اين كه چگونه به اين مسأله نگاه ميكنيد. اين روزها تب و تاب امتحانات و كنكور به جان بچهها و خانوادهها افتاده و اضطراب زيادي را ايجاد كرده است. البته اين اضطراب و پيامدهاي ناشي از آن شامل همه نميشود. اما، خب وقتي كه اضطراب ايجاد شود، مسائلي را به دنبال ميآورد كه گاهي كنترل و مديريت بر آنها مشكل و گاهي هم غير ممكن ميشود.
- ميتونم باهاش صحبت كنم؟ شايد بتونم يه جوري كمكش كنم!
- گمان نميكنم! از همه بريده! چند روزيه كه رفته تو اتاقش و درو روي خودش بسته!!
- آخه چرا؟ دنيا كه به آخر نرسيده!
- چي بگم! از اين كه نمره نياورده، از اين كه مشروط شده و از اين كه فكر نميكنه تلاش دوباره اونو نجات بده، بدجوري بهم ريخته!!
حس كنجكاوي راحتم نميگذاشت. اگرچه دوست ندارم به صحبتهاي خصوصي ديگران گوش بدهم، اما ناخواسته وارد جريان صحبتهاي ۲ خانمي شدم كه در تاكسي و كنار من نشسته بودند و موضوع صحبتشان افت تحصيلي دختر يكي از آنها بود.
دخترخانم با رفتارهايش زندگي را بر خود و اهل خانه حرام كرده بود. اين روزها بچههاي زيادي را براي مشاوره و برنامهريزي درسي به مراكز مشاوره ارجاع ميدهند.
بسياري از خانوادهها از نداشتن انگيزه بچهها گلهمند هستند. عدهاي از افت تحصيلي آنها و گروهي ديگر از رفتارهاي بچهها شكايت دارند. از اين كه نگران هستند، اضطراب دارند، نااميد هستند و قافيه را باختهاند.
در برنامهريزي درسي و به طور كلي در برنامهريزي براي زندگي بايستي همه جوانب، امكانات، تواناييها، فرصتها و... در نظر گرفته شده و لحاظ شود. و انتظارات فرد و اطرافيان در حد تواناييها و امكانات باشد.
اما گاه به دلايل مختلفي، حداقل انتظارات نيز برآورده نميشود. اين جاست آنهايي كه تحمل و ظرفيت كمتري براي رويارويي با مشكلات و مسائل (شكست، نشدن و باختن...) دارند، درهم ميشكنند! نااميد ميشوند! و طوري وانمود ميكنند كه همه درها و راهها به رويشان بسته شده و دنيا به آخر رسيده است!!؟
اما گروه ديگري برخورد فعالي با شكست و موفق نشدن دارند. به نظر آنها: «شكست در هر كاري، پايان كار نيست، بلكه خود ميتواند آغازي ديگر براي آن كار باشد».
اين افراد از شكست، بهرهبرداري مناسب ميكنند. اينها وقتي در كاري شكست ميخورند، راههاي رفته را بررسي ميكنند تا ببينند اشكال كار در كجا بوده و پس از كسب آگاهيهاي لازم، دوباره مشغول به كار ميشوند و اين بار سعي ميكنند اشتباهات گذشته را تكرار نكنند.
در واقع شكست موجب تجديدنظر در روش و انجام كار و در نتيجه انجام دقيقتر و صحيحتر آن ميشود.
- من اين گونهام!
- من آن گونهام!
- من ميتوانم!
- من نميتوانم!
- من برندهام!
- من بازندهام
و...
اگر ما خود را توانا، خلاق، زيبا، دوست داشتني، سخت كوش و موفق تصور كنيم، اينها در عملكرد ما تأثير ميگذارد و موجب موفقيت ما در انجام كارها ميشود و اگر خود را ناتوان، ضعيف، كوچك، تحقير شده، نازيبا و ناخواستني تصور كنيم، به همين ترتيب در كارها موفقيت نصيب ما نخواهد شد.
پس ميتوان گفت: همه انديشهها، احساسات، رفتار و تواناييهاي ما بر اساس اين تصوير ذهني شكل ميگيرد. اما در عين حال تصوير ذهني قابل تغيير است! اگرچه بر اثر باورها و تجارب گذشته شكل گرفته باشد.
به طور مسلم يك شخصيت ناخشنود و شكستجو، نميتواند تنها با كمك تصميم و اراده، تصوير ذهني خود را تغيير دهد. براي اين منظور بايد زمينه و توجيهي وجود داشته باشد. با اين تصور كه خداوند همه انسانها را براي موفق شدن آفريده، پس هر انساني به قدرتي بزرگتر از خود دسترسي دارد. قدرتي كه همه ابزارهاي لازم را براي موفقيت و كمال در اختيار او گذاشته است.
و اگر شما را براي موفقيت و خوشبختي طراحي كرده باشند، در اين صورت، تصوير كهنهاي كه از خود داريد و بر اساس آن احساس شكست، بدبختي و ناكامي ميكنيد، مردود است. شما ميتوانيد با تمرينهاي گوناگون، تصوير ذهني خود را تغيير دهيد و با كمك مكانيزم خلاق دروني، بهترين «خويش» خود را پيدا كنيد!
كافي است كه در خيال خود، خويشتن مورد نظر خود را مجسم كنيد و خودتان را در نقش تازهاي كه مايل هستيد ببينيد. پيشنهاد ميكنم؛ در ذهنتان تصويري از خود بسازيد! با همه ويژگيها و تواناييهايتان. تصويري واقعي از ويژگيهاي مثبت وجود خود!
ضعفها و ناتوانيهاي خود را نيز ناديده نگيريد. بلكه آنها را در برنامه تغيير رفتارهاي نامطلوب خود بگنجانيد. روانشناسان معتقدند؛ بسياري از اوقات، ما خودمان را كمتر از آنچه هستيم ميپنداريم. با اين حساب بياييد ببينيم چگونه ميتوانيم حقيقت خود را بشناسيم؟
در قرآن كريم، خداوند درباره خلقت انسان فرموده است: «از روح خود در او دميدم.»
اگر بپذيريم، نقاش به عمد تصوير بدي را نميكشد، پس چگونه خداوند قادر مطلق و مهربان كه بندگانش را اشرف مخلوقات قرار داده است، موجودي حقير بيافريند؟ احساس خواري، درماندگي، حقارت و ناتواني، ناسپاسي به پروردگار است.
- ما نميدانيم به دنبال چه هستيم؟ ناكاميهاي ما حاصل سوءتفاهمات ماست. تفاوت ميان آدم موفق و ناموفق تنها در نقطهنظرها و تواناييهاي بهتر و بيشتر نيست بلكه مسأله شهامت است كه فرد موفق روي نقطهنظرهايش از خود نشان ميدهد. خطرات حساب شده را ميپذيرد و دست به عمل ميزند. اگر خواهان موفقيت هستيد لازمهاش شهامت است.
شخصيتهاي موفق به ديگران هم اهميت ميدهند و براي همنوعانشان احترام قائل ميشوند. مسائل و نيازهاي آنها را نيز در نظر ميگيرند. به حرمت شخصيت انسان ارج مينهند و با ديگران همان گونه كه زيبنده انسانها است، رفتار ميكنند.
مناعت آن است كه انسان قدر و ارزش خود را بداند. چگونه است كه انسان در عظمت ماه و ستارگان، دريا و زيبايي گل يا غروب خورشيد در ميماند اما خود را كم بها ميداند؟ آيا خالق آنها، آفريدگار انسان نيست؟
قدر ارزشهاي خود را دانستن، خودخواهي و خودبيني نيست اعتماد به نفس است!
هر كاري با اعتماد به نفس به موفقيت ميرسد و موفقيت خود موفقيت توليد ميكند.
حتي يك موفقيت كوچك نيز ميتواند قدمي براي موفقيتهاي بعدي باشد.
كساني كه اعتماد به نفس پائيني دارند، آنهايي هستند كه موفقيتهاي گذشته را فراموش كرده و فقط شكستها را در خاطر نگه ميدارند.
با ايجاد تصوير ذهني بهتر؛ تواناييها، استعدادها و قدرتهاي جديدي ايجاد نميكنيد! بلكه همه اينها را داريد و در واقع مورد استفاده قرار ميدهيد.»
روانشناسان معتقدند كه «اگر در چشم ذهن خود تصوير با دوامي را مجسم كنيد، به سويش كشيده خواهيد شد. اگر خود را شكست خورده تصور كنيد، پيروزي برايتان غير ممكن ميشود و اگر خود را موفق ببينيد، به پيروزي و موفقيت ميرسيد.» و اين كه؛ احساسات منفي مانع موفقيت هستند. پشت كردن به احساسات منفي و به ياد آوردن موفقيتهاي گذشته، اعتماد به نفس را افزايش ميدهد و راههاي رسيدن به هدفها را هموار ميسازد.
-
شنبه 29 اسفند 1388
6:31 AM
نظرات(0)
محققان دانشگاه ميشيگان اظهار ميدارند كه خلق و خوي بد بهطور متوسط سه روز در هر 10 روز به سراغ ما ميآيند و در حدود 2 درصد مردم تقريبا هر روز شاد هستند و در حدود 5 درصد افراد، خلق و خوي بد را در چهار روز از هر پنج روز دارند. بيش از روشهاي مشکلنگر موثرترين روش براي دورکردن حالت بدخلقي و يا غم، در درجه اول تغيير علت به وجود آورنده آن است البته به شرطي که بدانيد چه چيز شما را ناراحت کرده و چرا. بسياري از حالات بد به دليل از دست دادن يا شکست در کار يا ارتباطات صميمانه است و محققان، سوالاتي را که بايد پرسيده شود. شامل اين موارد ميدانند: گزارش را دوباره بنويسيد. از دوستي که احساسات او را جريحهدار کردهايد، عذرخواهي کنيد. به والدينتان بگوييد که در مورد دعوايي که داشتيد، احساس بدي داريد. اگر نميتوانيد کاري انجام دهيد، در اين صورت آنچه اتفاق افتاده را بپذيريد و به کارهايي توجه داشته باشيد که دفعه بعد به شيوه ديگري انجام خواهيد داد. روشهاي مبتني بر احساسات و عواطف اگر نميتوانيد مشکل مربوط به احساس ترس را حل کرده يا آن را تشخيص دهيد، در اين صورت بهترين راهحل، تمرکز بر تغيير احساسات منفيتان است. بهطور مثال سعي کنيد که يک هدف به سرعت قابل دسترس را تعيين کنيد که بتواند موجب تقويت روحتان با يک موفقيت کوچک باشد. تميزکردن کمد و قفسهها، جمع و جورکردن وسايل و فايلهاي روي ميزتان و يا نوشتن نامه به کساني که خيلي وقت است از آنها خبر نداريد. انتخاب بعدي ميتواند تحرک و فعاليت باشد. در مطالعات مربوط به تعديل و تنظيم خلق و خو، ورزش و تحرک بدني مستمر، تنها راهکار موثر براي از بين بردن احساسات بد است.
کاري که تاثير ندارد
تسليمشدن در برابر يک حالت خلقي بد و باقي نگهداشتن خودتان در اينکه احساس بد داشته باشيد، کاملا موجب تضمين اين مساله ميشود که شما بهزودي احساس بهترشدن نخواهيد داشت. محققان نشان دادهاند که انتظارات و توقعات منفي به حالات منفي منجر شده و از طرفي کساني که منتظر هستند تا احساس بدي داشته باشند، بيشتر از بقيه ناراحت بوده و خوشحالي در آنها کم ميشود. يا نيز تاثير بسيار کمي دارد. جيغ و فرياد و يا گريه کردن، فقط باعث تقويت حالت و احساس منفي ميشود. ۱۰ قدم به سمت خوشاخلاق شدن ۱) برجستهسازي موارد مثبت. به بخشهايي از زندگيتان فکر کنيد که خوب پيش ميروند، نه آنهايي که شما را آزار ميدهند. ۲) موفقيتهاي گذشته را مرور کنيد. قبل از ايجاد انگيزه در خودتان براي پيشبرد بيشتر امور در آينده، آنچه انجام دادهايد را به خودتان يادآور شويد. ۳) عبادت کنيد. انجام امور ديني و مذهبي، بيشترين تاثير را بر رهايي از اضطراب و افسردگي دارد. ۴) به موزيک گوش دهيد. با توجه به اين که شکلهاي بسياري از خلاصشدن از حالات بد وجود دارد، اين کار حداقل و بهطور موقتي، يکي از رايجترين و موثرترين موارد براي تقويت خلق و خو است. ۵) خودتان را درمان کنيد. اغماضها و گذشتها (بزرگ يا کوچک) ميتوانند هنگامي که احساس ميکنيد پايين افتادهايد، شما را بالا بکشند. آنها موجب ميشوند که شما احساس خاص و ويژه کنيد. ۶) داوطلب بشويد. کارهاي داوطلبانه و فعاليت در خيريهها، احساس بهتربودن را به ما ميدهند. ۷) ورزش از بهترين راههاي تغيير حالت بد انسان، افزايش انرژي و کاهش فشار و استرس است. ۸) رفتار شاد داشته باشيد. لبخند زدن و داشتن چهره شاد موجب از بين رفتن مشکلات نميشود اما به بهبود حالت و خلق کمک ميکند. ۹) تاکيدتان بر آينده باشد. اگرچه نميتوانيد گذشته را دوباره بنويسيد اما ميتوانيد از آن درس بگيريد. تصميم بگيريد که دفعه بعد، بهتر و سختتر کار کنيد. ۱۰) براي افسوس خوردن، حدي را قايل شويد. به خودتان بگوييد: امروز صبح درباره خودم احساس تاسف ميکنم اما امروز بعد از ظهر به زندگيام توجه خواهم کرد و مسائل صبح را کنار ميگذارم.
بيش از يک دوجين از آزمايشگاههاي تحقيقاتي که در حال مطالعه نوروبيولوژي و تنظيم و تعديل خلق و خو و حالات افراد هستند، متوجه شدهاند که مردم بهصورتهاي مختلف و در کشورهاي متفاوت، روشهايي را براي تغيير حالاتشان به کار ميبرند: گوشدادن به موزيک، صحبت با يک دوست، پيادهروي، سرگرمکردن خود، تلاش براي رفع مشکل، خوردن، عبادت، نماز و خريد.
تفاوتهاي جنسيتي در مديريت حالات دروني وجود دارند. مردان بهطور معمول سعي ميکنند خودشان را از اين کار باز دارند (تقريبا راهکاري موفقيتآميز است) يا از سيگار استفاده ميکنند. زنان بيشتر به صحبت با فردي که بتواند به آنها کمک کند ميپردازند يا به فکر ميافتند که چرا اين حس بد را دارند (که کمک نميکند.) يادگيري روشهاي موثر تقويت حالات دروني و تنظيم خلق و خو ميتواند به مردان و زنان کمک کند تا خود را از اين ورطه بيرون کشند.
بهطور مثال مطالعات گوناگون اين مساله را تاييد ميکند که فعاليتهاي آيروبيک مانند پيادهروي يا تند راه رفتن بهطور قابلتوجهي موجب بهبود حالات خلقي ميشود. اگرچه انسان وسوسه ميشود تا هنگام کسالت و بيحوصلگي خود را از سايرين دور کند اما بهتر است که اين کار را به تعويق بيندازد.
تحقيقات يادآور ميشوند که ايده خوبي نيست که وقتي احساس بيحوصلگي ميکنيد، عبوس و ترشرو شويد بلکه وانمود کنيد که اوضاع عوض شده ولي وقتتان را با سايرين بگذرانيد، زيرا دوستان شما اغلب ميتوانند به بهبود حالت شما با ارائه نقطه نظرات خود کمک کنند. اما هنگام در کردن فرد مناسب، احتياط کنيد زيرا ممکن است احساساتتان بهجاي بهترشدن، از آن چيزي که هست، بدتر شود. يکي از روشهاي تقويت حالات خلقي اين است که ذهنتان را نسبت به مشکل ببنديد اما نه اينکه در رفع آنچه غلط است نکوشيد و توجه داشته باشيد که اين راه فقط تاحدي موفق است. کارهاي ساده (بهطور مثال تماشاي تلويزيون يا مطالعه) فقط بهصورت موقت عمل ميکنند، بنابراين بهنظر ميرسد فعاليتهايي که موجب درگيرکردن قوه تخيل ميشوند، اثرات بهتري داشته باشند.
مطالعات نشان ميدهد کساني که احساساتشان را تخليه ميکنند، امکان دارد ساعات بيشتري در ناراحتي باشند. دوباره و دوباره فکر کردن درباره اشتباهات، شکستها يا بدشانسيها نه فقط به دايمي شدن حالت بد ميانجامد بلکه ميتواند به اضطراب و افسردگي هم منجر شود. کساني که به اين صورت فکر کنند احتمال کمتري دارد که بتوانند خودشان را درگير فعاليتهاي انرژيزا و فرحبخش کنند، حتي اگر باور کنند که از آنها لذت ميبرند.
-
شنبه 29 اسفند 1388
6:31 AM
نظرات(0)
موضوعات اصلي




