سعيد
  • دی 1399
  • اردیبهشت 1390
  • فروردین 1389
  • اردیبهشت 1389
  • خرداد 1389
  • تیر 1389
  • مرداد 1389
  • شهریور 1389
  • مهر 1389
  • آبان 1389
  • آذر 1389
  • دی 1389
  • بهمن 1389
  • اسفند 1389
  • فروردین 1388
  • خرداد 1388
  • تیر 1388
  • شهریور 1388
  • مهر 1388
  • آبان 1388
  • آذر 1388
  • دی 1388
  • بهمن 1388
  • اسفند 1388
  • <-BlogTitle->
    کل بازديد ها : 1954209
    تعداد کل پست ها : 3775
    تعداد کل نظرات : 173
    بروز رساني : جمعه 26 دی 1404 
    ايجاد شده در : دوشنبه 6 مهر 1388 

    اين قالب توسط sama طراحي و توسط sama ترجمه شده
    Check PageRank

    دوازدهم ديماه در دفاع مقدس:

      نخستين گردهمايي معاونين جنگ وزارتخانه ها ، بمباران تأسيسات راديويي عراق توسط ايران و تبادل آتش در مريوان و حاج عمران از مهمترين وقايع دوازده دي در طول دوران دفاع مقدس است . . . 


    جملات کوتاه و خواندني:

      کارهائي را که در گذشته کرده ايم ما را مانند سايه تعقيب مي کنند و نسبت به جنس آنها ما را به سوي بدي و يا خوشي مي کشند. «کارلايل» دراين دنيا هر کس چيزي را درو مي کند که قبلا تخم آ ن را کاشته است. «اسمايلز» . 

    ادامه - آرشيو ...

    تبديل لينك راپيدشير و ديگر سايت هاي آپلود به لينك مستقيم


    آپلود سنتر عكس، تصوير، فايل زيپ، فايل فلش و هر نوع فايل ديگر

    تصاويري زيبا از درختان

    به اين پست نظر دهيد

      آرایش ، جزوه الکترونیک ، انجمن علمی ، مقاله پژوهشی ، پرورش شترمرغ ، سایت تخصصی برق، ژورنال لباس عروسی ، کارت ویزیت ، راهنمای فارسی ،‌ ، داستان ،

      XP Repair Pro یک نرم افزار مشهور و کاربردی برای کاربران سیستم عامل ویندوز می باشد. توسط این نرم افزار میتوانید خطاها و ارور های موجود در ویندوز را که ممکن است در اثر استفاده یا نصب سایر نرم افزار ها، اتفاق افتاده باشد، به آسانی ترمیم نمایید. بدون نیاز به نصب مجدد سیستم عامل میتونید آن را مجددا بازگردانید و به روند کارها سرعت ببخشید. - .  دانلود

     قدرتمند ، کارت سوخت ، کرک کارت سوخت ، آموزش ، نرم افزار ، دانلود رایگان ، کتاب الکترونیکی ،‌ نحوه گرفتن کارت سوخت المثنی ، حسابداری ، نرم افزار حسابداری هلو ،‌ عاشقانه ، عشقولانه ، پرورش قارچ ، دانلود مترجم پدیده ،‌ بازیگران سینمای ایران ،

    کریمی از استیل آذین قهر کرد؟

    کيهان: الاغ ها و اسب ها و قاطرها هم به رنگ سبز علاقمندند


    چراغ شرع
    شيخ عطار و اردات به اهل بيت (ع)
    فريدالدين ابوحامد عطار نيشابوري شاعر وعارف نام آور ايران در قرن ششم مي باشد.
    از وي آثار ارزشمندي برجاي مانده . در قسمتي از منظومه خسرو نامه مثنويات خود را نام برده است .
    مصيبت نامه كاندوه جهان است، الهي نامه كاسرار عيان است، به داروخانه كردم هر دو آغاز، چه گويم زود رستم زاين و آن باز ، مقامات طيور ما چنان است كه مرغ عشق را معراج جان است، چو خسرو نامه را طرزي عجيب است ، ز طرز او كه مه با نصيب است.
    عطار در مثنويات مذكور عشق و علاقه خويش را به حضرت رسول اكرم (ص) و امامان معصوم (ع) بيان كرده است .در الهي نامه آورد :
    زمشرق تا به مغرب گر امام است
    اميرالمومنين حيدر (ع) تمام است
    گرفته اين جهان زخم سنانش
    گذشته زان جهان وصف سه نقش
    چو در سر عطا اخلاص او راست
    سه نان راهنده آيت خاص اوراست
    سه قرصش چون دو قرص ماه و خورشيد
    دو عالم را بخوان بنشاند جاويد
    تو را گر تيرباران بر دوام است
    « علي حبه جنه » تمام است
    كه اشاره كرده است به اين حديث « علي حبه جنه ، قسيم النار والجنه »
    پيمبر گفتش : اي نور دو ديده
    زيك نوريم هر دو آفريده
    علي چون با نبي باشد ز يك نور
    يكي باشند هر دو از دويي دور
    چنان در شهر دانش باب آمد
    كه جنت را به حق بواب آمد
    وي در مثنوي ديگرش به نام منطق الطير كه مقامات الطيور نيز ناميده شده به بيان فضيلت حضرت علي (ع) پرداخته و آن بزرگوار را « پيشواي راستين» و خواجه معصوم ناميده است :
    خواجه حق پيشواي راستين
    كوه حلم و باب علم و قطب دين
    ساقي كوثر امام رهنماي
    ابن عم مصطفي شير خداي
    مرتضي مجتبي جفت بتول
    خواجه معصوم داماد رسول
    مقتدا بي شك به استحقاق اوست
    مفتي مطلق علي الاطلاق اوست
    در مثنوي ديگر خود به نام مصيبت نامه ابتدا از حضرت علي (ع) ياد كرده است و سپس با شور و حرارت خاص به منقبت امام حسن (ع) و امام حسين (ع) مي پردازد.
    رونقي كان دين پيغمبر گرفت
    از اميرالمومنين حيدر گرفت
    چون امير نحل شير فحل شد
    زآهن او سنگ موم نحل شد
    ميرنحل از دست و جان خويش بود
    زان كه علمش نوش و تيغش نيش بود
    زو دو مغز است از حسين و از حسن
    بل دو مغز است او از اين هر دو سخن
    حتي به آيه هل اتي اشاره كرده است كه اشاره به خاندان حضرت علي (ع) دارد :
    لافتي الي عليش از مصطفي است
    و از خداوند جهانش هل اتي است
    چون نبي موسي علي هارون بود
    گر برادرشان نگويي چون بود ؟
    او چه قلب آل ياسين آمده است
    قلب قرآن ياوسين زين آمده است .
    در همين قسمت به مدح وستايش حضرت امام حسن (ع) پرداخته :
    نور چشم مصطفي و مرتضي
    شمع جمع انبيا و اوليا
    جمع كرده حسن خلق و حسن ظن
    جمله اطفال چون نامش حسن
    و در ذكر شهادت زهر آگين امام حسن (ع) اشاره كرده است :
    آن محبي كز شير زهرا خورده باز
    مصطفي دادش بدان لب بوسه باز
    چون توان كردن گذر كه زهر را
    خون توان كردن جگر اين قهر را
    نام خصمش گر چه پرسيدند باز
    تن ز دو تن كشته در دل داد راز
    نوش كرد آن زهر و غمازي نكرد
    جان بداد و ترك جان بازي نكرد
    عطار با همان ارادتي كه به نعمت و ستايش حضرت علي (ع) و فرزند ارشدش پرداخته به منقبت حضرت امام حسين (ع) نيز روي آورده است. ابيات زير شوق و اشتياق او به امام معصوم است. و ابيات به واقعه كربلا اشاره دارد و درد دريغ خويش از ظلمي كه دشمنان به امام حسن (ع) روا داشتند بيان ميكند و امام حسين (ع) را سلطان ده معصوم ميخواند.
    كيست حق را و پيمبر را ولي
    آن حسن سيرت حسين بن علي
    آفتاب آسمان معرفت
    آن محمد صورت و حيدر صفت
    نه فلك را تا ابد مخدوم بود
    زان كه او سلطان ده معصوم بود
    در تموز كربلا تشنه جگر
    سربريدندش چه باشد زين تبر
    با جگر گوشه پيمبر اين كنند
    وانگهي دعوي داد و دين كنند
    كفرم آيد هر كه اين را دين شمرد
    قطع باد ازين زباني كاين شمرد
    كاشكي اين من سگ هندوي او
    كمترين سگ بودمي در كوي او
    يا در آن تشوير آبي گشتمي
    در جگر او را شرابي گشتمي
    در مختارنامه كه مجموعه رباعيات او باشد از امام حسن (ع) چنين ياد كرده است:
    اي گوهر كان فضل و درياي علوم
    وز راي تو در درج گردون منظوم
    بر هفت فلك نديد و در هشت بهشت
    نه چرخ چون تو پيشرو ده معصوم
    در اسرارنامه پس از ستايش صحابه در مدح حضرت علي (ع) اين چنين سروده است:
    خصوص آن وارث دين پيمبر
    چراغ شرع و صاحب حوض كوثر
    به تن رستم سوار رخش دلدل
    به دل غواص درياي توكل
    علي القطع افصل الايام او بود
    علي الحق حجت الاسلام او بود
    منادي سلوني در جهان داد
    به يك رمز از دو عالم صد نشان داد
    چنان شد در نماز از نور حق جانش
    كه از پايش برون كردند پيكارش
    چنين بايد نماز از اهل رازي
    كه تا نبود خارت نا نمازي
    سيد هادي مير آقايي


    زندگی نامه عطاملک جوینی 
     
     
    علاء الدین ابوالمظفرعطاملک بن بهاء الدین محمد جوینی از جمله بزرگ ترین مورخان و نویسندگان قرن هفتم هجری است . 1
    وی فرزند بهاء الدین و برادر خواجه شمس الدین محمد ، صاحب دیوان و وزیر شهید بود که پدر و جد  و خالش همه از دبیران و کتاب و نویسندگان فاضل شمرده می شده و در خدمت سلاطین می زیسته اند . عطاملک به ویژه در خدمت امیر ارغون – امیر مغول که مدت پانزده سال والی ایران بود –  به سر بردهو به سمت دبیری استیفا و رسالت و کارپردازی موسوم بوده است . 2
    خانواده صاحب دیوانیان یکی از قدیم ترین و مشهورترین خانواده های نجیب ایران بوده اند . نسب این خانواده به فضل بن ربیع معروف حاجب خلفای بنی عباس می رسد .3 
    ا لبته قاضی نورالله شوشتری در مجالس المومنین و همچنین مرحوم هدایت در مجمع الفصحاء ( 1- 311 ) نسب نامه او را به امام الحرمین جوینی می رسانند که این مطلب اشتباه است . 4        
    درسال 654  که هولاگو به ایران آمد به خدمت او در آمد و در سال 657  از سوی هولاگوحکومت بغداد به او مفوض گردید و بعد از مرگ هولاگو به نیابت سونجاق آقا برعراق و بغداد حکومت کرد که مجموعاً مدت حکمرانی او در بغداد نزدیک بیست و چهار سال بوده است .
    در آخر او و برادرش شمس الدین در دوران پادشاهی اباقاخان دچار سعایت و دسیسه مجدالملک یزدی شدند وخانواده شان در سر این کار تباه شدند ولی در نهایت مجدالملک در دام پهن شده خود هلاک شد . ( شرح این واقعه در مقدمه عبدالوهاب قزوینی- ص لو آمده است . ) 5
    علاء الدین در شرح این مصائب وارده بر خود در اواخر عمر دو رساله نفیس تالیف نموده است یکی موسوم به " تسلیة الاخوان " و نام دیگری که متمم آن است نام آن معلوم نیست . و هر دو رساله از حسن اتفاق در کتاب خانه ملی پاریس موجود است .  6
    بعد از مرگ اباقاخان، برادرش، سلطان احمد نکودر7  ( به گفته مرحوم علامه قزوینی تکودار بن هولاگو معروف به سلطان احمد می باشد .) به حکومت رسید و عطاملک و برادرش ایمن شدند . 8
    اما چون بین تکوداربن هولاگو معروف به سلطان احمد بین او و برادرزاده اش ارغون بن اباقابن هولاگو اختلافی پدید آمد و ارغون را داعیه سلطنت در دماغ پیدا شد و نیز چون اکثرطوایف وفات اباقا را به صاحب شمس الدین نسبت می دادند چون در سنه 681  ارغون به بغداد رسید ، گفت: " بقایایی را که بر علاء الدین است و در زمان پدرم بوده طلب می دارم . " حتی دستور داد نجم الدین اصغر – پیشکار و نایب علاء الدین – را که به تازگی وفات کرده بود فرمان داد تا از خاک بیرون آوردند و در راه انداختند . چون این خبر به علاء الدین رسید ، بغایت متغیر و متألم شد و صداعی بر وی طاری گشت و بدان علت وفات یافت . این واقعه در چهارم ذی حجه در مغان اتفاق افتاد ، نعش او را به تبریز آورده در مقبره چرنداب دفن نمودند .  1
     
    تألیفات علاء الدین
     
     
    1- رساله تسلیةالاخوان: یک نسخه از آن در کتا ب خانه ملی پاریس موجود است . موضوع آن ذکر مصائبی است که در حدود سال 680 به واسطه سعایت مجدالملک یزدی بر مصنف کتاب وارد شد تا خلاصی وی از حبس به فرمان " اباقا " در چهار رمضان سنه 680  . بنابراین تالیف این رساله بعد از رمضان سال 680
     می باشد . 1
    2- رساله ای که بعد از" تسلیةالاخوان" تالیف نموده و مضامین آن متمم تسلیةالاخوان و دنباله رشته همان وقایع است تا جلوس سلطان احمد و قتل مجدالملک یزدی . این رساله قریب شش ماه قبل از وفات علاءالدین تالیف شده است و آخرین اثری است که از قلم وی صادر گردیده است .2      
    3- علاوه بر این دو رساله بعضی مکاتیب و فرامین و رسائل از منشآت علاءالدین در ضمن مجموعه از رسائل منتجب الدین بدیع الکاتب جوینی خال جد پدر مصنف در کتاب خانه اداره السنه شرقیه در پطرزبورغ در پانزده ورق وزیری بزرگ که سی صفحه باشد محفوظ است . 3
    4- تاریخ جهانگشا
     
                                     تألیف : سیّد علی علوی
     
     
    --------------------------------------------------------------------------------
    1-  ذبیح الله صفا – گنج وگنجینه –  346                2-  احمد خاتمی – شرح مشکلات تاریخ جهانگشای جوینی – مقدمه  20 
     3-  جوینی -  تاریخ جهانگشا -  مقدمه عبدالوهاب قزوینی – ص  (  یب )                          4-  همان : پاورقی -   ص(  یب )
     5-  احمد خاتمی – شرح مشکلات تاریخ جهانگشای جوینی – مقدمه  20              6-  مقدمه علامه قزوینی بر جهانگشا – ص (  مج )
    7-  همان : ص ( نح )                                 8-  احمد خاتمی : شرح مشکلات جهانگشا – مقدمه  20
     
     
     
     
     
     
     
     
    1- مقدمه علامه قزوینی بر جهانگشا – صص ( نز –  نح )
    1 -  مقدمه علامه قزوینی بر جهانگشا – صص ( عب – عج – عد )
    2 – همان : صص( عد – عه )                                                  3- همان:  ص ( عو )
     
     


                 آثار نظامی       
     1- دیوان : شامل قصیده و غزل و رباعیات شاعر  می باشد که به روایت هایی بیست هزار بیت داشته است سعید نفیسی و وحید دستگردی تا جایی که توانسته اند آن را جمع آوری کرده اند . 1
    اکنون قسمتی از آن در دست است .                            
     2- خمسه نظامی : نام های دیگر آن پنج منظومه یا پنج گنج است که پنج مثنوی مخزن الاسرار ، خسرو و شیرین ، لیلی و مجنون ، هفت پیکر و اسکندر نامه را در بر می گیرد ؛ اکنون به شرح مختصری در باره هر کدام می پردازیم .  
     
     الف : مخزن الاسرار : مثنوی عرفانی ، اخلاقی در بحر سریع بر وزن مفتعلن مفتعلن فاعلان که شامل بیش از 3250 بیت است و به نام ملک فخر الدین بهرامشاه بن داود ، پادشاه ارزنجان ، در حدود سال 570 سروده است . 2
    مخزن الاسرار اندیشه هایی است حکمی مشتمل بر امثال وحکایات و مواعظ د ر بیست یا بیست ویک مقاله راجع به زهد و عرفان که در طی آن شاعر از هر چیزی سخن رانده است . 3
     در این منظومه سخنان تلخ و عتاب آلود در قالب قصّه های کوتاه و پر مایه دیده می شود .  این منظومه بعداً سرمشق امیر خسرو دهلوی در مطلع الانوار و خواجوی کرمانی در روضةالانوار و جامی در تحفةالاحرار قرار می گیرد . 4 مطلع مخزن الاسرار این بیت است :  
                   فاتحه فکرت و ختم سخن                        نام خدایست بر او ختم کن  
     
     ب: خسرو وشیرین : منظومه ای است غنایی در متجاوز از 6500 بیت . از آن جایی که اصل تحقیق این منظومه می باشد در جایی دیگر به آن می پردازیم .  
     
     ج : لیلی ومجنون : این مثنوی شامل بیش از 4700 بیت است که در بحر هزج بر وزن مفعول مفاعلن فعولن سروده شده است . مثنوی لیلی و مجنون را به سال 584 به فرمان شروان شاه جلال الدّین ابوالمظفّر اخستان بن منوچهر ساخته است . 5   آغاز مثنوی این گونه است :  
                 ای نام تو بهترین سرآغاز                          بی نام تو نامه کی کنم باز ؟ !  
    لیلی و مجنون که با داستان دافنیس و کلوئه و حتّی با حکایت رومئو و ژولیت قابل مقایسه است ، سرگذشت عشقی است پر از درد وحرمان که دو قبیله دشمن را با مسأله ای دشوار روبه رو می کند . 6
    منشأ لیلی ومجنون از داستان های تازی است . نام مجنون (= دیوانه ) را قیس بن ملوّح بن مزاحم نوشته اند و گویند از بنی عامر بود ، و لیلی دختر سعد نیز ازهمان قبیله بود . داستان پرورده نظامی با آن چه در عرب رایج بوده فرق بسیار دارد ؛ نظامی داستانی نو پی افکنده است .7 
           
    این کتاب نیز مانند دیگر آثار نظامی تا آغاز داستان مقدمّه ای حاوی حمد خدا و نعت پیغمبر اکرم و وصف معراج و مطلبی با عنوان " برهان قاطع در حدوث آفرینش " دارد؛ آن گاه سبب نظم کتاب و مدح شروان شاه و نصیحت به فرزند و مطالب گوناگون دیگر دارد.                                              
     د: هفت پیکر : در این منظومه که آن را بهرام نامه ، هفت پیکر و هفت گنبد نیز گفته اند  داستان های بهرام گور در متجاوز از 5000 بیت به رشته نظم کشیده شده است . این مثنوی در بحر خفیف بر وزن فاعلاتن مفاعلن فعلان و در پاره ای ابیات فاعلاتن مفاعلن فعلن سروده شده است . این مثنوی که در سال 593 سروده شده به نام علاءالدّین کرپ ارسلان حاکم مراغه ، از اولاد آق سنقر مؤسّس سلسله آل زنگی یا اتابکان زنگی است . 1
     در این منظومه بیشتر سخن از بزم های بهرام گور و حکایت ها و افسانه های دل انگیز است ؛ که از قصّه های ایرانی مربوط به عصر ساسانیان است . 2
    داستان کامجوئیهای بهرام گور پادشاه ساسانی است که به موجب روایت شاعر نزد نعمان عرب ، در یمن – و نه درحیره چنان که مشهور است – پرورش می یابد و یک جا نیز از سرنوشت آینده خویش خبر می گیرد.  بعد از مرگ پدر به ایران لشکر می آورد و با قدرت حکومت را به دست می گیرد آن گاه درون گنبدهای هفت رنگ هر شب با صنمی سر می کند و سرگذشت او را می شنود تا آن که به دنبال گور می رود و داستان او به پایان می رسد . 3
     کتاب جز این هفت داستان مقدمّه ای طولانی در حمد خدا و نعت رسول و مدح پادشاه و آغاز کار بهرام دارد  و در پایان نیز از پریشانی ملک و بالاخره از تنبّه بهرام و مرگ او سخن می گوید .
    دکتر محمّد معین در وجه تسمیّه " هفت پیکر " می گوید : "  نام این کتاب از باب تسمّیه کلّ به اسم جزء به منظومه اطلاق شده ، چه نظامی در شرح مدّت اقامت بهرام پنجم شاهنشاه ساسانی مشهور به بهرام گور ( 440- 420 م ) به عنوان ( دیدن بهرام صورت هفت پیکر را در خورنق ) شرح می دهد . " 4
    آغاز آن با این بیت است :   ا ی جهان دیده بود خویش از تو               هیچ بودی نبوده پیش از تو                 
    ه : اسکندر نامه : این منظومه که در بحر متقارب بر وزن فعولن فعولن فعولن فعول سروده شده شامل دو جزءاست : شرف نامه یا مقبل نامه با متجاوز از 6800 بیت و اقبال نامه یا خرد نامه که متجاوز از 3800 بیت دارد که جمعاً بیش از 10000 ( ده هزار ) بیت است . قسمت اوّل را اسکندر نامه برّی و قسمت دوّم را اسکندر نامه بحری نیز گویند . گویا شرف نامه را در سال 597 و اقبال نامه را در سال 603 در حدود 64 سالگی به پایان برده باشد ، نظامی از سه زاویه به اسکندر نگریسته است : در بخش اوّل  " شرف نامه " – اسکندر کشور گشا، در بخش دوّم  " خرد نامه " – اسکندر فرزانه ، و در بخش سوّم – " اقبال نامه "
    - اسکندر پیامبر است ؛ اسکندر نامه نیز آمیزه ای است از تاریخ و افسانه . ذوالقرنین که در قرآن کریم آمده در نظر مسلمانان همان اسکندر است ؛ انگیزه نظامی در سرودن این کتاب چیزی جز ندای باطن نبوده است از خصوصّیات شرف نامه و اقبال نامه سبک نوینی است که استاد گنجه در آغاز هر مطلب به کار داشته است . در شرف نامه هر مطلبی با ساقی نامه ای
    آغاز می شود و پس از دو بیت ساقی نامه سخن اندرزآمیزی می آورد و بعد به داستان می پردازد ؛ و در اقبال نامه نخست در دو بیت به مغنّی خطاب می کند ، و سپس به داستان می پردازد 5    
     
     
     اسکندر نامه به نام نصرةالدین ابوبکربن محمّد جهان پهلوان از اتابکان آذربایجان است ؛ بعضی ممدوح شاعر را در شرف نامه الملک القاهر عزّالدّین ابوالفتح مسعود پسر نور الدّین ارسلان  شاه صاحب موصل 
    می دانند  . این داستان را هم مانند خسرو و شیرین نخست فردوسی به رشته نظم کشیده است چنان که نظامی خود از این مطلب سخن می راند و می گوید :
           سخنگوی پیشینه دانای طوس                        که آراست روی سخن چون عروس
                         .        .       .          .            .           .           .           .             .
         نظامی که در رشته گوهر کشید                          قلم دیده ها را  قلم در کشید  1  
      
    اسکندر نامه این گونه آغاز می شود :
         خدایا جهان پادشاهی تراست                        ز ما خدمت آید خدایی تراست  
     
    در پایان باید گفت دستگردی در دیوان آن چه را به نام نظامی یافته در سه قسمت آورده است ؛ اشعاری که مسلمّاً از نظامی است و اشعار مشکوک و اشعاری که قطعاً از نظامی نیست . سعید نفیسی نیز کتاب خود را از 38 مأخذ جمع آوری کرده و کلّاً در حدود 1900 بیت گرد آورده است . 2
     
    در تمام داستانها قهرمانان شاعر سرشت ها و نهاد های مناسب دارند ؛ خسرو مانند عاشقان نامراد – و به قدر فرهاد کوهکن – از رموز عاشقی خبر دارد ، چنان که بهرام خود را اسیر هوس نمی کند و مرد جنگ نیز می باشد . مجنون لطف شعر را نیز با ذوق عشق به هم آمیخته است ؛ اسکندر با آن که سرداری جنگجوست دست پرورده ارسطوست و ذوق حکمت نیز دارد و این حکمت او هم در جهانداری های او و نیزدرجهانگیری های او جلوه دارد . از این مطالب پی به قدرت شاعر می بریم وهم راز این که چرا شعرای دیگر شیوه نظامی را تقلید نموده اند . 3  
     
     
     


         نظامی  و آثارش از دیدگاه صاحب نظران                       
     در این قسمت به این مسأله هر چند اندک پرداخته می شود  : 
     1- هر چند نظامی کار داستان سرایی را به تقلید شیوه و ساختن نظیره آثار خود منحصر کرد ولی این مطلب نه تنها نشان دهنده خطای نظامی نمی باشد بلکه هنر و لیاقت اوست که شعرای دیگر نظامی را سرمشق خود قرار داده اند  . 1 
    2- هر داستان نظامی نشان دهنده دید تازه شاعر می باشد مثلاً شاعر در هنگام سرودن مخزن الاسرار چون جوان است شعر را وسیله ای برای بیان حکمت و اخلاق می داند  ؛ در خسرو و شیرین که به نظم قصّه های کهن آغاز می کند دیگر گویی شعر را تنها وسیله تعلیم نمی داند مایه لذّت و تفریح نیز می شمرد . در بهرام نامه گاه شعر را به بیان قصّه های خیالی که جز لطف و جمال ظاهری هیچ چیز ندارد ، مصروف می دارد و گویی در وجود او افلاطون به تئوفیل گوتیه تبدیل می شود . اندیشه او نیز از آن تعصّب خشک که در مخزن الاسرار دارد در داستانهای دیگر بیرون می آید .  2  
    3- چون مانند دیگر شعرای چاپلوس ملازم آستان نبود از این رو با این شاعران انسی نداشت وچه بسا مورد خشم و نفرت آنان هم بود ولی با این همه نزد همه محترم و همه جا مورد تکریم بود . 3 
     4- در جوانی از دقایق نجوم و علوم دیگر کم چیزی بود که وی از آن بهره ای  نداشته باشد .  از گویندگان گذشته بیشتر به فردوسی و تا اندازه ای هم به سنایی نظر داشته است ؛ از لحاظ مادّه مخزن الاسرار تا اندازه ای به حدیقه سنایی می ماند . البتّه هر چند از حیث طراوت بیان و شیرینی عبارت بر حدیقه برتری دارد لیکن از جهت عمق و قوت معنی به پای آن نمی رسد ؛ هفت گنبد نیز از تأثیر حدیقه خالی نیست . فردوسی در شاهنامه به صحّت نقل پای بند است در حالی که نظامی در داستان دخل وتصرف را جایز می داند و به همین دلیل گاهی شاخ وبرگ به داستان می دهدتا جایی که داستانهای او از تشبیهات تازه و استعارات لطیف مشحون می گردد طوری که گاه سخن شاعر ثقیل می گردد . 4  
    5- نظامی از معدود شاعرانی است که خواهان تجدّد و نو جویی و نوآوری هستند . چون ازهمه معارف زمان خود علاوه بر فنون ادب آگاه بوده  و در شعر خود سود برده است ؛ بنابراین شعر او آئینه تمام نمای فرهنگ ایران در قرن پنجم و ششم است . همچنین در ضمن اشعار خود دهها ضرب المثل به شیوه ارسال مثل آورده و به دهها قصّه و داستان ملّی و مذهبی به صورت تلمیح اشاره کرده است . 5 
     
     6- بی شبهه نظامی در مثنوی داستانی استاد و پیشرو دیگران است .  سبک نظامی متین و نظمش شیرین و شعرش صاف و روان و به طور کلّی سخنش از تعقید آزاد است ؛ گرچه در مواردی عبارات پیچیده در شعرش توان یافت .  شاعر به طور کلّی در پندهای خود خوی بلند و مردم نوازی را توصیه می کند . 6 
     
      7- نظامی نخستین شاعر ایرانی است که داستان بزمی را هدف اصلی شعر خود قرار داد ، و آن را در مثنوی روان با تعبیرات نو و ترکیبات وصفی خاصّی ادا کرد ؛ پس در این شیوه فضیلت سبقت از آن اوست 
                         عاریت کس نپذیرفته ام                       آن چه دلم گفت بگو گفته ام  
                         شعبده تازه برانگیختم                           هیکلی از قالب نو ریختم  
      وزن و شیوه این داستانها خواه لیلی و مجنون ، خواه خسرو و شیرین خود بیان کننده این مطلب است که این اشعار بزمی را ناچار با نغمه های دلکش می خواندند و می نواختند ، و ابیاتی هم هست که نشان
     می دهدخود استاد نیزاز موسیقی بهره داشته ، و بسا گفته های خویش را با نغمه و ساز می سروده است . مثلاً در شرح بزم آرایی خسرو سخن از سی آواز گوناگون به میان آورده که گویا آنها را باربد نغمه ساز نامی از میان صد دستگاه برگزیده در بربط می زده است .  1  
     
     8- مهارت نظامی در ایراد معانی و قدرتش در تنظیم و ترتیب منظومه ها و داستانهای خود باعث شد که آثار او مورد تقلید دیگران قرار گیرد و این تقلید وتتبّع از قرن هفتم تا روزگار ما ادامه یابد  وی تنها شاعری است که توانست داستان را با سبک وشیوه خاصّی در زبان فارسی به حدّ اعلای تکامل خود برساند .  2 
     
    9- در مورد نظامی باید بدانیم که او پیشرو " سبک اصالت هنر " است و در هر بیتی خواسته است به زبان هنر سخن بگوید و در هر کلمه ای ، مجازی و در هر مجازی ، استعاره ای را به کار بندد ، مثلاً در ابیات زیر از مخزن الاسرار استعاره ها را می بینیم 
                 گه به سلام سمن آمد بهار                           گه به سپاس ایزد گل رفت خار   
               نسترن از بوسه سنبل به زخم                         از مژه غنچه لب گل به زخم  
     
    و در این شگرد سخن پروری است که می بینیم خواجوی کرمانی ، امیر خسرو دهلوی ، حافظ ، صائب و بیدل و دیگران کار او را دنبال می کنند و حافظ از همه پیروزبخت تر قدم به عرصه غزل می گذارد و در صحنه مثنوی نیز خلّاق المعانی خواجوی کرمانی رمزهایی می آفریند که جای تحقیق آن نیز باقی است . 3 
     
     10- نظامی همواره مورد ستایش شاعران و تذکره نویسان و محققّان بعد از خود بوده است . از میان کسانی که شرح هایی بر منظومه های نظامی نوشته اند تنها شادروان وحید دستگردی است که با دقّت کوشیده تا مشکلات معانی ابیات و مضامین همه منظومه های او را بگشاید . استاد مجتبی مینوی می گوید : " مسلمّاً عدّه شاگردان او از شماره استادانش بیشتر بود . نه تنها هر که قوّه نظمی داشت و داستان منظومی نگاشت خمسه نظامی را سرمشق خویش ساخت ، حتّی حافظ با آن عظمت هم ساقی نامه و مغنّی نامه خود را به سبک قطعه های خطاب به ساقی و خطاب به مغنّی گفته است که نظامی در اوّل هر یک از فصول
    شرف نامه و اقبال نامه ، سروده است . " 4 
    البتّه در پایان این مبحث باید گفت که دکتر ثروتیان برخی از ابیاتی را که دستگردی آن ها را از نظامی می داند این  مطلب را قبول ندارد که برای توضیح بیشتر آن می توان به کتاب اندیشه های نظامی ، دکتر ثروتیان ، صفحه 31   مراجعه نمود ؛ برای شناخت بیشتر خسرووشیرین واندیشه های نظامی دراین مورد می توان به همین کتاب صفحات( 163– 91) مراجعه نمود.    
     


                           بسم الله الرحمن الرحیم
     
    در این قسمت بر آنیم  که برای پژوهندگان راغب به فرهنگ پربار ادبیات فارسی تنها به صورت گذرا   شرح حال و نکاتی راجع به شرح حال نظامی ذکر کنیم . لازم به ذکر است که به علّت گستردگی مطالب فقط گوشه ای ازاین تحقیقات را ذکر می کنیم .
              
      حکیم ابومحمّد الیاس پسر یوسف به نظامی شهرت داشته است. وی در دهه چهارم سده ششم هجری در شهر کشیده است ؛ زندگی او بیشتر و نزدیک به تمام در زادگاهش گنجه گذشت . گنجه متولد شده ودر همان جا پرورش یافته و به سال– 614 پس از سه ربع قرن زندگی – روی در نقاب خاک کشیده است . 1
     از میان سلاطین با اتابکان آذربایجان و پادشاهان محلّی ارزنگان و شروان و مراغه واتابکان موصل رابطه داشت و منظومه های خود را به نام آنان ساخت . 2  
    شاعر جادو سخن ، الیاس پسر یوسف ، نظامی گنجه ای خود را آیینه غیب می نامد و می گوید دم و ذکر مسیح دارم  3  
               در سحر سخن چنان تمامم                  کآیینه غیب گشت نامم           " لیلی و مجنون "
    از شعری از او در اقبال نامه ( دومّین بخش از اسکندر نامه ) برمی آید که سه زن اختیار کرده ولی هیچ گاه بیش از یک زن در خانه نداشته است : 
             یکی جفت همتا تو را بس بود                 که بسیار کس مرد بیکس بود      " اقبال نامه "  
    نخستین زن به هنگام نظم خسرو و شیرین و دیگری به هنگام نظم لیلی ومجنون و سومی به هنگام نظم اقبال نامه بدرود حیات گفته است و شاعر پایان عمر خود را به تنهایی گذرانیده است . در پایان قصّه خسرو وشیرین آن جا که بر مرگ شیرین زاری می کند از نخستین همسر از دست رفته اش – آفاق –  یاد می کند:                                                                                               
             سبکرو چون بت قپچاق من بود          گمان افتاد خود کافاق من بود    " خسرو و شیرین "                                                                                    
    نظامی از پسر خود – محمّد – در پایان خسرو و شیرین و آغاز لیلی و مجنون و هفت پیکر و پایان اقبال نامه یاد کرده است ؛ وی در این سه داستان به ترتیب کودکی هفت ساله ، نوجوانی چهارده ساله و جوانی رسیده معرفّی شده است .  
    بر شهر گنجه ماجراهای بسیار رفته است ؛ از کسانی که در باره این شهر سخن گفته اند می توان از زکریای قزوینی صاحب آثار البلاد نام برد که می گوید : " گنجه شهری است آبادان و پر غلّه ، مردمش اهل سنّت و جماعت اند و اهل صلاح و خیر ودیانت ، از گنجه به شهرهای دیگر ابریشم و اطلس و جامه هایی به نام " گنجی " برند و ایرانیان به این نوع جامه ها " قطنی " گویند . " 4    
    شاعر بلند آوازه در همین شهر در حدود هفتاد سال زندگی کرد، بعد از حدود سه یا پنج سال ازنظم آخرین اثرش – اسکندرنامه – در گذشت زمانی که قسمتی از شهر زیبایش در اثر زلزله ویران شده و بسیاری کشته شده بودند : 
                     چنان لرزه افتاد بر کوه و دشت               که گرد از گریبان گردون گذشت
    زچندان زن و مرد و برنا و پیر              برون نامد آوازها جز نفیر      " اقبال نامه "                                                                                            بعدها بر سر قبرش ضریحی ساختند و خاک او زیارتگاه مردم آن حدود شد ؛ هنگامی که گنجه جدید را ساختند مقبره نظامی در بیرون شهر افتاد ؛ اکنون همان جا بنایی بر آورده اند که از شاهکارهای معماری است .5    
     
    --------------------------------------------------------------------------------
       1-   عبدالمحمّد آیتی ، داستان خسرو وشیرین نظامی -  ص ( نه )         2-   دکتر ذبیح الله صفا ، گنج وگنجینه به انتخاب دکتر محمّّد ترابی – 601
        3- بهروز ثروتیان ، لیلی و مجنون – بیت 6 ، بند 9                          4-   عبدالمحمّد آیتی ، داستان خسرو وشیرین نظامی – ص ( ده )     
                                                                    5 -  همان : ص ( دوازده )
     
     



    نوروز در چین
    مردم چین با داشتن فرهنگی غنی مراسم ملی و سنتی فراوانی دارند .معروفترین آن ، عید بهار یا نوروز است که از هشت روز مانده به آخر سال چینی آغاز می شود و تا پانزدهم ماه بعد ادامه می یابد . پانزدهم ماه اول بهار جشن فانوس است که با این مراسم پایان عید بهار اعلام می شود .
    تقویم چینی از سال 1911 به سال میلادی تبدیل شد . این تغییر نیز برای هماهنگی با جهان خارج صورت گرفت و در معاملات رسمی و بین المللی و گاهشماری دولتی به کار رفت . اما این قرارداد نتوانست سنتهای چینی ها را در هم بریزد ، زیرا مردم چین به سنتها و آداب و رسوم خود سخت پایبند هستند و بسیاری از سنتهای خود را نگهداشته و بدان افتخار می – کنند .
    قبل از تغییر تقویم به سال میلادی ، گاهشماری چینی مبتنی بر حرکت ماه به دور زمین و گاه بر حرکت زمین به دور خورشید بود . هم اکنون در تقویم های منتشرشده  در چین به رسم سنتی ، همه قراردادهای گاهشماری ، سنتی و رسمی محاسبه می گردد . روز های هفته از دوشنبه آغاز می شود ، ماههای دوازده گانه سال با تقویم  قمری و شمسی که مورد توجه کشاورزان است به نام ماه اول ، ماه دوم ... یاد می گردد و صورت فلکی نیز مورد توجه است.
    در چین باستان هر شصت سال را یک دور نجومی یا" جیازه" Jiaze می نامیدند و هر شصت سال را به پنج دوره تقسیم می کردند و هر دوره را به 12 سال و هر سال  را به نام حیوانی می نامیدند و 12 سال به 12 حیوان یا صورت فلکی نام گذاری می شد و صورتها عبارتند بودند از : موش ، گاو ، ببر ، خرگوش ، اژدها ، مار ، اسب ، گوسفند ، میمون ، خروس ، سگ و خوک .
    چینی ها معتقدند که قوای طبیعت همیشه  بخشنده نیستند و آبادانی به تعادل و تزلزل قوای ویرانگر وابسته است که اگر مهار نشوند مصیبت بار خواهند بود . آب و هوای متغییر چین و سختی معیشت آنان را به قربانی کردن برای قوای طبیعت وا می داشت تا از خشم آنها برهند . هنوز در حاشیه رودخانه زرد کسانی که به رودخانه می افتند نجات نمی دهند زیرا معتقدند که رودخانه قربانی می خواهد . با به هم خوردن تعادل قوای طبیعت به جهت دخالت افراد بشر ویرانی به وجود می آید .(( پادشاه به عنوان فرزند آسمان تعادل را برقرار می کرد . فرزند آسمان یک پادشاه غله بود و روزهای آخر ماه بهار که گیاه فرفیون گل می دهد و عدس آبی بزرگ می شود مراسم قربانی کردن را انجام می دهد .رستش آسمان در زمین از امتیازات فرزند آسمان بود . از مهمترین وظایف وی افتتاح سال کشاورزی بود که بر طبق تقویم چینی ها در روز اول سال اتفاق می افتاد و زمان آن مقارن با اوایل فوریه است . قربانگاهی که فرزند آسمان در آن عبادت می کرد شاید به صورت تپه ای خاکی بود . قربانگاه جدید که به نام معبد آسمان معروف است در پکن به سال 1420 بوسیله" یونگ لو " سومین امپراطور " مینگ " با مرمر سفید ساخته شد ف تمام ساختمان با دقت مهندسی بوجود آمده و کار دسته جمعی معماران و ستاره شناسان و متخصصان جادوگری است . در این بنا عدد 9 مورد توجه است . رسیدن به بهارخوابها بوسیله سه پلکان که هر یک 9 پله دارد امکان دارد زیرا چینی ها آسمان را به 9 بخش تقسیم کرده اند و قطبهای آنها دارای 9 لفظ است و همچنین قطعا شعر " مری سکو " به صورت 9 دایره متحدالمرکز شده و هر چیز به صورت مضربی از همان عدد ترتیب داده شده حتی می توان 360 ستون در نرده ها شمرد که نشانه روزها  در سال قمری چینی ها و درجات دایره آسمانی است .)) 1
    کشاورزان چینی زمستان را به 9 بخش تقسیم می کنند و می گویند : نه روز اول و دوم دست از آستینها بدر نکنید . نه روز سوم و چهارم روی یخ راه می رویم . نه روز پنجم و ششم بید
    های کنار رودخانه جوانه می زنند . نه روز هفتم و هشتم یخ رودها آب می شود . نه روز نهم و دهم کشتزارها را شخم بزنید .
    مراسم عید بهار از بیست و سومین روز ماه آخر آغاز می شود این روز را روز بدرقه سال نیز می نامند . خانه تکانی از این روز آغاز می شود و می کوشند تا در نوروز همه جا پاک و درخشان و نورانی باشد ، خرید پوشاک نو و غذاهای سنتی از رونقی خاص برخوردار است . شعرهای فراوان خوانده می شود و در پکن در یکی از ترانه ها برنامه کار هشت روز مانده به نوروز را چنین بیان می کنند :
    روز بیست و سوم پختن آش شکامونی ( بودا) . روز بیست و چهارم خانه تکانی . روز بیست و پنجم آماده کردن دوفو ( خوراک لوبیا ) . روز بیست و ششم فراهم کردن گوشت. روز بیست و هفتم فراهم کردن مرغ . روز بیست و هشتم آرد خمیر کردن . روز بیست ونهم عود سوزاندن . روز سی ام شب زنده داری .
    آش شکا مونی یا ساکیا مونی را با جمع آوری هشت نوع غله به نشانه هشت روز مانده به پایان سال به کمک یاران و همسایگان فراهم می کنند ، تا از درویشانه زیستن بودا و با دیگران خوردن وی یاد آورده باشند . آجیلی هم از ذرت و لوبیای قرمز و تمبر چینی و پسته زمینی فراهم می کنند .
    از این روز به پاکیزگی آشپزخانه می پردازند زیرا چنین باور دارند که خدای آشپزخانه در چهره ای خندان و تنی فربه ، شکم برآمده و تنبل به آسمان می رود و گزارش آشپزخانه را به خدای آسمان ارائه می دهد، بنابراین پختن غذاهای شیرین و خوشمزه در تمام خانه ها رواج دارد تا خدای آسمان از آنان رضایت داشته باشد و خدی آشپزخانه با برکت و نعمت از آسمان به آشپزخانه باز آید . در آشپزخانه چینی ها خاصه در پکن همیشه تصویر این خدا در حالیکه ماهی ( ماهی در معابد بودایی چین جایی خاص دارد . گویند بودا بر ماهی دریای وجود نشسته و زنگ و چوبک و سنج از آن نواخته می شود که ماهی آرام  نگیرد ) در دست دارد و نگهبان پخت غذاها است دیده می شود .
    در روستاها مردم با انجام رقص هایی  به پیشواز سال نو می روند این رقص دسته جمعی به نام " یانگ " معروف است ( رقصی که در آن کسی با سر و سینه آدمی و پای و سر اسب به میدان می آید ). در این رقص کسانی که پوست اژدها و شیر می پوشند شادی و برکت را به جمع می برند.
    در روستا زنان به کار خانه تکانی می پردازند . از جمله کارهای رایج این روزها لحاف برآفتاب افکندن است که همه جه به چشم می خورد . لباسها را می شویند و بر آفتاب می افکنند تا پلیدی ها را زدوده باشند . شعار نوشتن بر روی پارچه های قرمز یا بر چوب درخت هلو و آویختن صورتهای خیالی و نمادین اساطیر چینی بر در خانه ها آغاز می شود . گل هلو و نیلوفر چون ریشه در فرهنگ سنتی مردم چین دارد مورد  پسند  و احترام  آنهاست ( داستان " کوافو " که به تعقیب خورشید می پردازد ، از تشنگی اب رودخانه زرد را می نوشد ولی کافی نمی یابد و از تشنگی می میرد و عصای او به جنگل " دن " یا درخت هلو بدل می شود .
    پختن غذای " دو قو" و شیرینی از دیگر کارهای خانه است . این غذا که از ماده چسبنده و با محتویات شیرین فراهم می گردد باید در میان غذاهای مخصوص نوروز باشد چون رمز ثروت و برکت است و شکلش چون ماهی کامل است . جالب ان است که همه غذاها را می خورن ولی به ماهی دست نمی زنند بدان امید که ثروت و برکت در خانواده باقی بماند .
    اما شب زنده داری آخرین شب سال با شکوه تمام برگزار می شود . آتش افروختن و ترقه بازی با ساقه های نی خیزران ( بامبو ) از مراسم این شب است . چینی ها معتقدند که در روزگار کهن حیوانی به نام " نیان " Nian با گوشی پهن و قیافه ای وحشتناک به آبادی ها یورش می آورد و آدمیان را می خورد و زندگی ها را می آشوبد . مردم برای ، دفاع خرمنهای آتش می افروزند و با قرار دادن بامبو در آتش سروصدای زیاد ایجاد می کنند تا " نیان " بگریزد .
    در شام عید پیران خانمواده و بزرگان قوم در کاغذهای قرمز رنگ برای کودکان هدیه می نهند و می پیچند تا صبح عید به آنها بدهند ، خوردن غذای رشته ای به نشانه عمر دراز همچون رشته پلوی ایرانی است .
    روز اول عید ، دید و بازدید ها آغاز می شود ، مردم لباسهای نو و رنگارنگ به تن می کنند و آراسته و سرحال به دیدن بزرگترها و پیران خانواده می روند. رسم بر این است که همه افراد خانواده روز اول با هم باشند .
    رقص شیر و اژدها و رقص " یان که " و چوب پا در روستاها تا پانزدهمین روز ماه اول بهار ادامه می یابد تا روز پانزدهم که جشن فانوس فرا می رسد . در شب " یوان سیایو " Ywan-siao یا عید فانوس آتش می افروزند و ترقه بازی می کنند و نوعی شیرینی از خمیر چسبنده برنج که درون آن شکر و بادام و ادویه های گوناگون است تهیه می شود این شیرینی به شکل ماه تمام به نشانه یازدهمین شب است یا چهاردهمین شب و همه باید از این شیرینی بخورند تا کامشان در سراسر سال شیرین بماند .
    در این شب که شب عید فانوس نیز خوانده می شود انواع فانوسها با هنرمندی و زیبایی خاص بر در و دیوار شهر می آویزند و معتقدند که در روزگاران قدیم غازی از آسمان به زمین آمد . مردی آن را شکار کرد و خدای آسمان به خشم آمد و فرمان داد تا زمین را بسوزانند . فرشته ای نیکدل به زمینی ها خبر داد تا مردم به فکر چاره اندیشی باشند . روز چهاردهم و شب پانزدهم مردم در خانه ها مشعل افروختند و وقتی سربازان آسمانی به سوی زمین آمدند زمین را غرق نور آتش دیدند و پنداشتند که زمین از خشم خدایان آسمان می سوزد و از فرود آمدن منصرف شدند و زمین از انتقام در امان ماند و از آن به بعد مردم در چنین شبی فانوس می افروزند . فانوس هایی که مورد توجه می باشند عبارتند از:
    الف – فانوس های درباری   ب – فانوس های مردمی
    فانوس ها با شکل های مختلفی ساخته می شود مثل فانوس هایی به شکل صورتهای فلکی ، ساختمان ، گل ( نیلوفر آبی ، داوودی ، صدبرگ که نماد خوشبختی، آرامش و دوستی است )
    اقلیت های چینی در عید بهار با توجه به آداب و رسوم خویش به شادمانی می پردازند و به فعالیتهای ورزشی و سرگرمی مشغول می شوند . ملیت کره ای " لون چون " Lunqun زنانشان به تاب بازی و مردانشان به اسب سواری و تیراندازی می پردازند . قوم " میایو " از دیرک بالا می روند و هر کس بتواند توپی که از پارچه ابریشمی بر بالای دیرک نصب شده گاز بگیرد برنده است. ملیت " وا " به گاو بازی و کشتی محلی علاقه دارند . ملیت " شیون " به نوعی توپ بازی به نام " دو " مشغول می شوند و جوانان به شکار می روند . ملیت " جن پو " به تیراندازی و شادخواری می پردازند . ملیت " وای " با قایقهایی به شکل اژدها به قایقرانی و مسابقات طبل زنی و چوب بازی علاقه دارند . ملیت " لولو " مسابقه ای ترتیب می دهند ، بدین صورت که هر کس بتواند با پای برهنه از کوه خنجر بالا رود و پرچمی را که بالای محل مسابقه قرار دارد پایین بیاورد برنده است .قزاق ها نیز به مسابقه بز کشی می پردازند.                                             بی بی منور  پروانه حسینی
                                                                         پیش دانشگاهی عاصمی(ناحیه4)
    1- فیتز جرالد ، تاریخ فرهنگ چین ، ترجمه دولتشاهی ، ص 47 .


    «استاد شهریار»
     1-بیو گرافی   
      سید محمد حسین بهجت تبریزی متخلص به «شهریار» (تخلص شهریار در اوایل «بهجت» بوده است.و با آن تخلص به شعر گفتن می پرداخته دوباره به فال حافظ تخلص خواست که این دو بیت از دیوان حافظ آمد و خواجه تخلص خود را شهریار انتخاب کرد.)
    که چرخ سکه ی دوست بنام شهریاران زد
                                                                                    روم به شهر خود و شهریار خود باشم
    فرزند حاج سید آقا خشگنابی که از وکلای درجه ی اول تبریز و از دانشمندان و اهل ادب بود و در سال 1283 هجری شمسی در تبریز متولد شد اصلیت خانوادگی آنها روستای خشگناب است. شاعر ایام کودکی را که مصادف با انقلابات تبریزبود در روستاهای «شنگول آباد» و «قیش قرقاش»و«خشگناب» به سر برد و خاطرات شیرین بسیاری از آن نقاط دارد. وی تحصیلات خود را با قرائت گلستان و مضاب در مکتب آن روستا و پیش پدر شروع کرد و همان دوران با دیوان حافظ که تا آخر عمر عمرش همواره در دسترش قرار داشت آشنایی پیدا کرد به طوریکه استاد شهریار میگوید:           
                                          «هرچه دارم همه از دولت حافظ دارم»
    بعد سیکل، اول متوسطه را در مدرسه ی متحده و فیوضات به پایان رساند و در سال 1300 به تهران آمد و تحصیلات متوسطه را در دارالفنون به پایان رساند(1303) و وارد مدرسه ی طب شد و پس از پنج سال تحصیل به دام عشق نافرجامی گرفتار آمد و این ناکامی موهبتی بود الهی که آتش درون و سوز و التهاب شاعر را شعله ور کرد و تحولات درونی او را به اوج های معنوی ویژه ای کشانید تا جائی که بنده ی علایق دست و در سبک صاحبدلان در آمد و سروده هایش رنگ و بوی دیگری یافت شاعر در آغازین دوران جوانی به وجهی نیکو از عهده ی این آزمون «درد و رنج»بر آمد و پایه ی هنری اش به سر حد کمال رسید و شهریار از این دگرگونی و عوامل روحی خود با این تعبیر یاد می کند: 
             «بت شکنی هایی که به نائب شدن وی انجامیده،برای بسیاری ناآشناست»
    شهریار در سال 1310 وارد خدمت دولت شد و تهران را ترک گفت و مدتی به خراسان رفت و تا سال 1314 در آن سامان بود و بعد به تهران بازگشت و وارد خدمت بانک کشاورزی و پیشه ی هنر گردید.شهریار از محل وامی که بانک کشاورزی به اعضای خود می داد منزل کوچک و قابل سکنائی در یکی از کوچه های منشعبه از خیابان پهلوی تبریز به قیمت 24 هزار تومان خرید که 18 هزار تومان آن مقروض بود و ماهیانه اقساط آن را به بانک کشاورزی از محل حقوقش می پرداخت . شهریار در تبریز با یکی از بستگانش ازدواج کرد که ثمره ی این ازدواج دو دختر به نام های «شهرزاد و مریم» بود.
    2-سبک استاد
    سخن لطیف شهریار، چیرگی بی نظیر او در سرودن شعر به دو زبان «دری و آذری» شهرت ویژه ای به این پیر استاد و عرفان بخشیده بود.وصیت شهرتش از فراسوی مرزهای جغرافیائی ایران به سرزمین های دیگر ره گشود و سخنان دل نشین،رباعیات،دو بیتی ها،قطعه ها،مثنوی ها و هنر سرودن غزل روشنی بخش دل شیفتگان معرفت الهی گشته است و همین نکته است که شهریار را در میان اقران و شاعران بزرگ معاصر ایران ممتاز و بی نظیر نموده است. استاد شهریار غزل سرای معاصر ایرانی پس از 84 سال زندگی ادیبانه و درویشانه و عمری جاودان در سال 1367 هجری شمسی جان به جان آفرین تسلیم کرد و غم بزرگی را در دامان جامعه ی ادبی ایران نهاد .
    به هر تقدیر، شهریار شاعری است یکه تاز در میدان توحید و وادی عرفان و خود با اشاره به سروده ی حافظ می گوید:
                                 «هرچه کردم همه از دولت قرآن کردم»
    3-آثار استاد
    از آثار شهریار میتوان به بهترین اثرش«دیوان پنج جلدی» و «حیدر بابایه سلام» به زبان آذری اشاره کرد و در اشعاری چون صدای خدا،قیام محمد ، مناجات،مولا علی،کاروان کربلا ، هدیه ی عید غدیرو... عمق اعتقادات شهریار را بر آنچه که خود به حق گفته می توان دریافت.
    منبع:دیوان پنج جلدی شهریار                                                                                     تهیه کننده:محمد رضا لطفی  


    شعری در وصف کربلا وتوصیف یاران امام حسین (ع)

                                                    بوی نعنا                                                 
                      
    شعرهایم بوی نعنا می دهد                                تا به خود بوی تولا می دهد
    شعرهایم رنگ احساس خداست                        با نفیر حق پرستان هم نواست
    کوچه باغ شعر من ماتم فزاست                            ماجرای شعرهایم کربلا ست
    شعر من دیباچه اش حزن وغم است                   حال هر مصراع شعرم مرهم است
    باز تا یاد محرم کرد دل                                        قلب ها را کوه ماتم کرد دل
    یاد هفتاد ودو تن یار شهید                                    یا د عون وجعفرعباس رشید
    یاد آن میرعلمدارحسین                                     یاد عطشان کودک زار حسین
    یاد آتش بر حریم آن حرم                                    حزن و ماتم آوردمان دم به دم
    ای محرم ای همه درد و بلا                                 ای سرودت غم نوایت جان گزا
    دیده ای عباس آب آور چه کرد؟                              با دو دستش نیزه و خنجر چه کرد؟
    دیده ای طفلان عطشان حسین                            جان به لب هریک به دامان حسین
    تو گلوی خشک اصغر دیده ای؟                                      بس جفا بر آل اطهر دیده ای؟
    دیده ای بر نیزه سرهای جدا؟                                       دیده ای روی زمین خون خدا؟
    یوسف حق دیده ای تو در تنور؟                                          دیده ای آنجا بس آیات نور؟
     



    زندگينامه شهيد محمود كاوه

    به سال 1340 هجري شمسي در مشهد مقدس ، در خانواده اي مذهبي و دوستدار اهل بيت عصمت وطهارت (ع) متولد شد . پدرش كه از كسبة متعهد به شمار مي آمد ، در دوران ستمشاهي و اختناق ، با علما و روحانيون مبارز ، از جمله حضرت آيت الله خامنه اي (مد ظله العالي) ، شهيد هاشمي نژاد و شهيد كامياب ارتباط داشت . وي كه براي تربيت فرزندش اهميت زيادي قايل بود ، محمود را همراه خود به مجالس و محافل مذهبي و نماز جماعت ميبرد و از اين راه فرزندش را با مكتب هل بيت (ع) و تعاليم انسان ساز اسلام آشنا مي كرد.
    شهيد كاوه دوران تحصيلات ابتدايي خود را در چنين شرايطي سپري كرد. از آنجا كه خواست پدرش به هنگام تولد محمود، اين بود كه وي را در سلك صالحان و پيروان واقعي مكتب اسلام قرار دهد ،با علاقه قلبي و مشورت پدر وارد حوزة علميه شد و همزمان ،تحصيلات دوران راهنمايي و دبيرستان را نيز ادامه داد.
    با شروع جريانات انقلاب ،او كه جواني با نشاط ، فعال و مذهبي بود با شركت در محافل درسي مسجد جوادالائمه (ع) و امام حسن مجتبي (ع) كه در آن زمان از مراكز تجمع نيروهاي مبارز بود ، از هدايتها و تعاليم حضرت آيت الله خامنه اي (مد ظله العالي) بهره هاي فراواني برد و ره توشه هاي همين تعاليم را با خود به محيط دبيرستان و ميان دانش آموزان منتقل مي نمود . او در دبيرستان به عنوان محور مبارزه شناخته مي شد. با علاقه وافر ، به پخش اعلاميه هاي حضرت امام خميني (قدس سره) مي پرداخت و فعالانه در راهپيمائيها و درگيريهاي زمان انقلاب شركت داشتند.
    فعاليتهاي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي
    با پيروزي انقلاب اسلامي شهيد كاوه جزو اولين عناصر مؤمن و متعهدي بود كه به سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در شهر مقدس مشهد پيوست و پس از گذراندن يك دوره آموزش شش ماهه چريكي ، به آموزش نظامي برادران سپاه و بسيج پرداخت . پس از آن براي حفاظت از بيت شريف حضرت امام خميني (قدس سره) در يك ماموريت شش ماهه به تهران عزيمت كرد و با شروع جنگ تحميلي به همراه تعدادي از نيروهاي خراسان به جبهه هاي جنوب اعزام شد مدتي بعد به علت نياز شديدي كه پادگان به مربي داشت ، او را براي آماده سازي و آموزش نيروها به مشهد فراخواندند.
     شهيد كاوه در كردستان
    علي رغم اينكه براي آموزش نيروها اهميت بالايي قايل بود و مسؤول مستقيم او زياد تمايل نداشت وي را (كه از مربيان دلسوز و قوي محسوب مي شد) به جبهه اعزام نمايد . اما روح پرتلاطم او به دنبال فرصتي بود تا رو در روي دشمن قرار گيرد و در صحنه هاي كارزار انقلاب و ارزشهاي آن عملاًً دفاع نمايد . بنابراين در اولين فرصت با جلب رضايت فرماندة پادگان با شور و شوقي فراوان به ديار كردستان (كه در آن زمان توسط گروهكها و عناصر ضدانقلاب دچار مشكلات و آشوب شده بود) ، عزيمت كرد.
    او كه به همراه تعدادي از برادران پاسدار جهت آزادسازي شهر بوكان وارد كردستان شده بود، به دليل لياقتها و مهارتهايي كه داشت در همان ابتدا به عنوان فرمانده يك گروه دوازده نفره انتخاب شد.
    شهيد كاوه در اين منطقه براي مبارزه با ضدانقلاب ، كه از حمايتهاي خارجي برخوردار بود و با جناياتي هولناك، توطئه شوم جدايي اين نقطه از ميهن اسلامي را در ذهن مي پروراند ، شب و روز نداشت و به دليل تلاش بسيار زياد ، جديت و پشتكار ، شجاعت و روحية شهادت طلبي كه داشت ، در مدت كوتاهي به سمت فرماندهي عمليات سپاه سقز منصوب شد و در اين زمان با ناباوري همگان همراه تعداد كمي نيرو ، عمليات آزادسازي منطقه مرزي بسطام را با شهامت غيرقابل وصفي طرح ريزي و 45 كيلومتر جادة مرزي را طي يك مرحله و در عرض 24 ساعت در قلب منطقه تحت نفوذ ضدانقلاب آزاد نمود.
    ضدانقلاب كه با برخورداري از سلاح و امكانات و نيروي رزمي فراوان ، عرصه را بر نيروهاي نظامي و انتظامي تنگ كرده بود و جنايات فجيعي را مرتكب مي شد ،با ورود جوانان دلير و متعهدي چون شهيد كاوه به صحنة عمليات ، به اين نتيجه رسيد كه ماندن در كردستان برايش سنگين تمام خواهد شد.
    شهيد كاوه و همرزمانش با عمليات پي در پي ، مزدوران استكبار را در منطقه منفعل و مستاصل نموه بودند تا جايي كه ضدانقلاب در اوج استيصال و درماندگي براي زنده يا مردة او جايزه تعيين كرده بود.
    نقش شهيد در تيپ ويژه شهدا
    به دنبال عمليات سرنوشت ساز نيروهاي سپاهي در محورهاي مختلف كردستان و همزمان با تشكيل تيپ ويژه شهدا (كه فرماندهي آن بر عهده شهيد ناصر كاظمي بود) شهيد كاوه به عنوان فرمانده عمليات اين تيپ انتخاب شد پس از مدت كوتاهي از فعاليت او در اين مسؤوليت (كه با آزادسازي بسياري از مناطق همراه بود) آوازة تيپ ويژه شهدا، آنچنان ضدانقلاب را متحير ساخت كه بكلي روحية خود را از دست داد و در مقابل هر يورش رزمندگان اسلام ، فرار را برقرار ترجيح مي داد و مي دانست كه مقاومت در مقابل اين يگان جز خسارت و نابودي ثمري نخواهد داشت.
    آزادسازي سد بوكان و جادة 47 كيلومتري آن ، آزادسازي جادة صائين دژ به تكاب ، پاكسازي منطقه آشوزنگ ، آزادسازي محور استراتژيك پيرانشهر به سردشت كه به عنوان مركزيت و نقطه ثقل ضدانقلاب بشمار مي آمد و منجر به انهدام مركز راديويي آنها و فتح ارتفاعات مهم مرزي منطقه آلواتان و آزادسازي زندان دوله تو و كشتن بيش از 750 نفر از ضدانقلاب گرديد ،از جمله نبردهاي تهاجمي بود كه توسط شهيد كاوه و همرزمانش در تيپ ويژه شهدا طرح ريزي و به اجرا گذاشته شد. تعداد عملياتي كه به وسيله اين شهيد عليه ضدانقلاب فرماندهي شد، آن قدر زياد است كه ذكر نام تمامي آنها در اين مختصر ميسر نيست.
    او كه پس از شهادت سرداران رشيد اسلام ،شهيد ناصر كاظمي ،شهيد محسن گنجي زاده و شهيد محمد بروجردي در خرداد 1362 رسماً به فرماندهي تيپ منصوب شده بود. با تلاش همه جانبه براي آموزش ، سازماندهي و آماده سازي نيروها از هيچ كوششي دريغ نمي ورزيد.
    بنا به صلاحديد فرماندهي محترم سپاه در تاريخ 29/4/1362 تيپ ويژة شهدا ماموريت يافت تا در عمليات برون مرزي والفجر 2 كه در منطقه حاج عمران انجام مي گرفت شركت نمايد . در اين عمليات شهيد كاوه با هدايت قوي رزمندگان ، اهداف از پيش تعيين شدة تيپ از جمله ارتفاعات 2519 را با موفقيت به تصرف در آورد.
    همزمان با عمليات والفجر 4 ماموريت پاكسازي محور سردشت از لوث وجود ضدانقلاب (دمكراتها و منافقين) به اين تيپ واگذار شد. رزمندگان غيور و سلحشور نيز ضمن تسلط به ارتفاعات مرزي كوه سير ، قوري ، تالشو روستاي اسلام آباد ، مركز راديويي منافقين و مقر دمكراتها را تصرف كردند.
    تيپ ويژه شهدا سال 63 در عمليات بدر همراه با ساير يگانهاي سپاه با دشمن تا دندان مسلح جنگيد و در تاريخ 23/4/64 در عمليات قادر (همراه با يگانهاي ارتش جمهوري اسلامي) در جبهة شمالي سيد كان عراق باعث برهم زدن آرايش نظامي دشمن گرديد . همچنين در عمليات پشتيباني والفجر9 كه در منطقة جوارته عراق انجام گرفت. در انهدام قواي دشمن و تصرف بخشي از خاك آنان نقش مؤثر داشت ، كه هر كدام نشاني از دلاوريها و حماسه آفريني شهيد كاوه و يارانش را در خود ثبت كرد است.
    ويژگيهاي اخلاقي
    صفات ارزنده و ويژگيهاي ايماني كه اين شهيد داشت باعث شد كه خود را وقف انقلاب كند و با اهميتي كه كردستان براي وي داشت خود را فرزند كردستان معرفي مي كرد . روحيه والا و انساندوستي او به قدري در اطرافيان اثر مي گذاشت كه با وجود تبليغات سوء دشمنان و ايجاد جو مسموم عليه آن شهيد و يگان تحت امرش، هنگامي كه به درجة رفيع شهادت نايل شد ، مردم مهاباد با پاي برهنه زير پيكر پاك و مطهر سردار بزرگ خود بر سر و سينه مي زدند و اشك مي ريختند و ضد انقلاب را نفرين مي كردند.
    او با الهام از سخن خداوند كه در وصف مؤمنان بيان شده است : "اشداء علي الكفار و رحماء بينهم" در قلب مردم نيروها جاي گرفته بود و هيچ انگيزه اي جز خدمت به انقلاب و احياي ارزشهاي الهي نداشت.
    شهيد كاوه در عين حال كه تمام اوقاتش را براي مبارزه به كار مي بست ،از پرداختن به تكاليف ديني و انجام مستحبات نيز غافل نبود. او از مروجين قرآن كريم بود و با عشق خالصانه به اسلام و مكتب ، آيات جهاد را تلاوت مي كرد و در صحنة جنگ و مقاتله با دشمنان ، آن را در عمل تفسير مي نمود.
    روحيه اطاعت پذيري و ولايتي ،هوش سرشار و چابكي در عمليات ، مسلح بودن به سلاح تقوا و اخلاق حسنه ، شجاعت و بي باكي ،ساده زيستي و صميميت با نيروها از جمله ويژگيهاي شخصيتي آن شهيد والا مقام است.
    با وجودي كه در مقابل ضدانقلاب سازش ناپذير ،جسور و با شهامت بود اما در داخل تيپ با نيروهاي تحت امر خود برخوردي بسيار متواضعانه و با صفا و صميمي داشت و همين تواضع او سبب شده بود كه محبوبيت خاصي در بين نيروهاي داشته باشد.
    شهيد كاوه در قلب نيروهاي بسيجي و سپاهي جاي داشت.
    او مصداق بارز تلفيق "محبت" و "قاطعيت" در امر فرماندهي نظامي بود.
    روزي يكي از نزديكان وي به منطقه آمده بود . يكي از برادران تقاضا كرد كه كار مناسبي به او محول كند ، شهيد كاوه پاسخ داد :"همه بسيجي ها فاميل من هستند."
    در بعد آمادگي جسماني هيچ گاه از ورزش غافل نبود و با تشويق نيروها و حضور در مسابقات ورزشي ، آمادگي رزمي نيروها را بالا مي برد.
    همواره براي تشويق بچه ها مي گفت : " موفقيت من در كوههاي بلند كردستان مديون ورزش است ." او چريكي زبده بود كه در عمل و جنگ چريك شده بود نه با درسهاي تئوري .
    شهيد كاوه هميشه راهگشاي عمليات بود ، هر جا كه كار گره مي خورد او رهگشا بود و هر كجا كه از عزم و ارادة رزمندگان كاسته مي شد ،ارادة پولادين او به همة عزيزان ، روحيه اي تازه مي بخشيد.
    او براي اينكه بتواند عمليات را بهتر هدايت كند با سلاح پيشاپيش رزمندگان حركت مي كرد.
    با اينكه بارها در صحنه هاي عملياتي مجروح شده بود ، ولي هميشه قبل از بهبودي ،به منطقه باز مي گشت و در برخي از مواقع نيز نيروها او را با سر و بدن باندپيچي شده مي ديدند كه در ميانشان حاضر مي شد و آمادة پذيرش ماموريت و اجراي عمليات بود.
    سرتيپ شهيد حسن آبشناسان - فرمانده لشكر 23 نوهد مي گويد :
    " اگر در دنيا يك چريك پاكباخته و دل باخته به اسلام و حضرت امام (قدس سره) وجود داشته باشد ، محمود كاوه است و هر رزمنده اي كه بخواهد خوب پخته و آبديده شود بايد به تيپ ويژه شهدا پيش او برود."
    او داراي فضايل روحي و اخلاقي ويژه اي بود و انجام كار خالصانه و بي ريا را سرلوحه زندگي خود قرار داده بود. عموماُ كم سخن مي گفت و بيشتر عمل مي كرد و همواره سعي مي كرد وحدت ارتش و سپاه حفظ شود و ارتشيان نيز او را از خود مي دانستند . اين خصال و روحيات فرماندهي بود كه تيپ شهدا را به آنجايي رساند كه مقام معظم رهبري (مد ظله العالي) دربارة اين يگان و شهيد كاوه فرمودند :
    "تيپ ويژه شهدا كه ايشان فرماندهي اش را بر عهده داشتند يكي از واحدهاي كارآمد ما محسوب مي شد.
    ... او در عمليات گوناگون شركت داشت و كار آزمودة ميدان جنگ شده بود. از لحاظ نظم ، ارادة واحد ،مديريت قوي ، دوستي و رفاقت با عناصر لشگر ،از لحاظ معنوي ، اخلاق و ادب، تربيت ، توجه و ذكر ،يك انسان جوان ،اما برجسته بود.
    ... اين جوان (شهيد كاوه) جزو عناصر كم نظيري بود كه او را در صدد خودسازي يافتم. حقيقتاً اهل خودسازي بود ، هم خودسازي معنوي و اخلاقي و تقوايي و هم خودسازي رزمي."
     
     
     
    نحوة شهادت
     
    دهم شهريور ماه 1365 ، روزي كه روح اين سردار شجاع اسلام و سرباز وارستة حضرت بقيه الله الاعظم (عج) در عمليات كربلاي 2 بربلنداي قله 2519 حاج عمران به پرواز در آمد ،دل صخره و كوه ،ياد و خاطره شجاعت او را در خود ثبت كرد . آن روز كاوه مزد جهاد را كه شهادت بود، دريافت كرد و به بارگاه عزالهي فراخوانده شد.
    خصال و ويژگيهاي درخشنده او در تمام مدت خدمتش و در تصدي مسؤوليتهاي مختلف درسي است بس بزرگ براي همة سربازان اسلام و پاسداران انقلاب اسلامي ، تا با بكارگيري آنها و آراسته شدن به آن سجاياي اخلاقي ، نمونه هايي از لشكريان مخلص حضرت بقيه الله الاعظم (ارواحنا فداء) باشند و خود را براي دفاع از حريم اسلام و ارزشهاي متعالي آن ، همواره مهيا و آماده سازند.


    در ثنای علی ابن موسی الرضا (ع) 
          
    ای حریمت خوش تر  از فردوس اعلی بارها                 جبهه سای در گهت گشته مسیحا بارها
    یک طواف کوی تو همسنگ با هفتاد حج                          ای خراسان تو به از ارض بطحا  بارها
    چشمه خورشید ی و نوژ علی نورای امام                       ای ید بیضای تو خوشتر زموسی بارها
    ضامن آهو تویی شو ضا من آهوی من                                 بی عنا یات توام القصه رسوا بارها
    ای خور آسان جلوه کن بر کشور قلبم که من                 مستحق تر گشته ام از طور سینا بارها
    با ارادت بوسه بر درگاه پاکت می زنم                               ای خد یو ملک ایمان یابن زهرا بارها
    شهره در شهرم به بد نامی و مهجوری ولی                     تا شنیدی ناله ام گفتی به من آبارها
    زمزم و کوثر نباشد چون عطای تو زلال                              دیده ام  الطاف تو پنهان و پیدا بارها
    چشم ادراکم منور کن که در یابم  تو را                              ورنه نابینا ترم از لوچ و اعمی بارها
    دفتر اعمال من مشق سیاهی بیش نیست                   کن شفاعت  یابن زهرا بر شکیبا بارها
    نو بهار است ولی میل به صحرا نکنم                               سوی بستان نروم عزم تماشا نکنم
    نغمه بلبل اگر لطف و شنیدن دارد                                   لحظه ای گوش بران نغمه زیبا نکنم
    گل نر گس چمن حسن بیارای و بیا                               که گلی غمزه فزا مثل تو پیدا نکنم
    صوت قمری که دهد شور به هرزاهد ومست                بی تو من گوش بر آن صوت دل آرا نکنم
    ای خوش آوازتر از نغمه داوود بیا                                  بی تو من گوش به آهنگ فریبا نکنم
    جمعه ها از غم تو هیچ مرا نیست شکیب                       تا نگه به رخت ای یوسف زهرا نکنم
    من شکیبای توام دلشده ورام توام                                  چه کنم کز غم تو صبر شکیبا نکنم
     


    © 2008 CopyRight All Rights Reserved by  Designer : saeid mohammad ebrahim
     قدرتمند ، کارت سوخت ، کرک کارت سوخت ، آموزش ، نرم افزار ، دانلود رايگان ، کتاب الکترونيکي ،‌ نحوه گرفتن کارت سوخت المثني ، حسابداري ، نرم افزار حسابداري هلو ،‌ عاشقانه ، عشقولانه ، پرورش قارچ ، دانلود مترجم پديده ،‌ بازيگران زن سينماي ايران ، ا سينماي ايران ، عکسهاي، خريد املاک ،‌ صورتحساب آخرين دوره ، نرم افزار موبايل ، ابزارهاي فتوشاب ، روزنامه ورزشي ، مجله خانوادگي ، عکسهاي، عکس دانلود کليپ ايراني ،‌ نرم افزار نوکيا ، آلبوم موسيقي جديد ، عکس هاي عروسي ،  ، دانلود کتاب ،‌ معما ،‌ گالري عکس ،‌ باران کوثري ، مهناز افشار ، بهنوش بختياري ،‌ محمدرضا گلزار ،‌ نيوشا ضيغمي ، ، ميترا حجار ، بهرام رادان ،‌لو رفته ،  تهران ، دختر ايراني ، پ داغ ، ، استخر ، روزنامه البرز ، ،‌ عروسي يانگوم ، جواهري در قصر ،  دختر ، زنانه ، جوراب ،‌ دانلود آهنگ ، ترانه جديد ، حميد عسکري ، رضا صادقي ،‌ احسان خواجه اميري ، آزيتاحاجيان ، يوسف و زليخا ، کتايون رياحي ، ، تيتراژ سريال ، سريال ميوه ممنوعه ،‌ سريال روز حسرت ، پورياپورسرخ ، افسانه بايگان ، ايرنا ، ايسنا ، سايت ، بازار ، اس ام اس سرکاري ، اس ام اس داغ ، دانلود فيلمهاي ايراني ، دانلود فيلم ، برزو ارجمند ، مهران مديري ، دانلود امپراتور دريا ، سودوکو ، کاکورو ، جدول ، فرزاد حسني ، مثلث شيشه اي ، يانگوم ، دانلود رايگان بازي ، کرکهاي بازي ، لعيا زنگنه ، ازدواج موقت ، صيغه ، يکتا ناصر ، مشخصات فني ريو ، لاله اسکندري ،‌ مدل مانتو ، مدل لباس زنانه ، مدل جديد ابرو ، غذاهاي ايراني ، سريالهاي تلويزيوني ،‌ سايت بازار کار ، سنگ ماه تولد ،  ، امين حيايي ، لطيفه ، جوک ، مهاجرت ، گرين کارت ،‌ دوبي ، عکس هندي ،‌ ، کليپ استخر ، دوربين مخفي ، ، کليپ ،   ، ، عکس ، خودشناسي ، آتنه فقيه نصيري ، مريلا زارعي ، النازشاکردوست ، هديه تهراني ، نيکي کريمي ، هايده ، آلبوم مهستي ، دختران ايراني ، نانسي عجرم ، جسيکا آلبا ، نيکول کيدمن ، آنجليناجولي ، ، ، لباس مهماني ،، ، همسريابي ، آلبوم جديد معين ،‌ ، لاريجاني ، استعفا وزير ،‌ کدهاي ايرانسل ، شارژ رايگان ايرانسل ، قوي ،‌ کتي هولمز ، زهرا ، ، فيلم ، ، فارسي ساز ، دانلود کرک ، ديکشنري نارسيس ، دختران .....زيبا ،‌ اکانت مجاني ، فوتبال ، طالع بيني ، مدل آرايش ، جزوه الکترونيک ، انجمن علمي ، مقاله پژوهشي ، پرورش شترمرغ ، سايت تخصصي برق، ژورنال لباس عروسي ، کارت ويزيت ، راهنماي فارسي ،‌ ، داستان  ، دکوراسيون منزل ، ، نتايج کنکور ، قرعه کشي ، مسابقه ، جايزه دار ، نقشه کامل تهران ، آهنگ جديد افتخاري ، جنيفر لوپز ، ، پزشک دهکده ، راهنماي  ،‌ روشهاي زناشويي ،‌ عکس  يانگوم ، کرک مترجم پارس ، عکس خانم ايراني ، ،‌ انجمن ، ، زن، ، عکس ،‌ آموزش نصب ويندوز ، استخدام منشي ،‌ عکس  ، بهترين سايت موبايل ، موبايل سامسونگ ،‌ موتورلا ،‌ نرم افزار سوني اريکسون ، ويتالي ، بالاي ، پسورد سايت ، ، زنگ گوشي ، آنتي ويروس موبايل ، تحصيل در ، ثبت نام رايگان ، ، ترانه عليدوستي ، ، سريال پرستاران ، برنامه نود ، هک کارت تلفن ، پارسا پيروزفر ، دانلود  عربي ، قالب بلاگفا ، موسيقي سنتي ، شجريان ، ، درباره جن ،، روزنامه ورزشي پيروزي ، حميد گودرزي ، بيل گيتس ، جديدترين اس ام اس ها ، کدهاي مخفي موبايل ، کليپ موبايل ، دانلود تيتراژ سريال ، سايت مد و لباس جديد ، دانستنيهاي پوستي ، نامه عاشقانه ، برنامه موبايل ، دانشگاه ، کنکور ، سياوش خيرابي ، سريال آنتي ويروس ، سرگرمي ، داستانسرا ، آرايش صورت ، مدل لباس ، 3gp, jar, mp3, iran , iran l ، دوشيزه ، ، باحال وجذاب ، . غزه .  نظامي . موسيقي . جومونگ . هموسو .