در اينصورت اگر سيستم با مشكلي مواجه شود POST براي BIOS پيغام خطا ميفرستد اينكه مثلا كارت گرافيمكي شما با مشكل مواجه است مثلا از جاي خودش تكان خورده يا اينكه ram شما با مشكل مواجه شده است بيپ يا همون بوق هايي متداول ارسال ميكند و شكا را از ان مطلع ميكند بنا بر اين بهتر است با اينگونه بوق ها اشنا بشويم تا در صورت هر گونه عيبي خودمان در صورت امكان رفع اشكال كنيم .
البته همانطور كه گفتم BIOS هاي سيستم از شركت هاي مختلفي توليد ميشود كه من در اينجا از دو شركت AMI:American Megatrends International و Phoenix ذكر ميكنم .
يك بوق : اشكال از DRAM ميباشد . بنابراين مشكلي در حافظه سيستم به وجود امده و يا motherboard.
دو بوق: حافظه فاقد تعادل است . تساوي گردش در حافظه به درستي كار نميكند .
سه بوق: 64 كيلو بايت مورد نياز براي شروع و راه اندازي سيستم در دسترس نيست كه اين هم به RAM بر ميگردد .
چهار بوق : تايمر سيستم شما با مشكل مواجه شده است كه مانع از درستي همزمان عملكرد motherboard ميشود .
پنج بوق : CPU با مشل مواجه است .
شش بوق: وروديه A20/Keyboard كنترلر ان با مشكل مواجه است IC كنترل كننده keyBoard با مشكل مواجه شده است و مانع از وروديه A20 براي سوييچ كردن پردازنده ميشود .
هفت بوق : حافظه مجازي Virtual با مشكل مواجه است
هشت بوق : حافظه كارت ويدئو مشكل دارد BIOS نميتواند بر روي فريم هاي بافر كارت ويدئو بنويسد .
نه بوق : ROM شما مشكل دارد. چيپ BIOS ROM روي motherboard دچار خطا است .
ده بوق : CMOS هم مشكل دارد . سعني يه چيزي روي motherboard مانه از فعل و انفعال با CMOS ميشود .
يازده بوق : كش در level 2 حافظه غش كرده .
يك بوق بلند و دو بوق كوتاه : سيستم ويدئويي مشكل داره
يك بوق بلند سه بوق كوتاه : بازهم خطا در مورد 64 k ميباشد .
يك بوق بلند هشت بوق كوتاه : عملگر تست كردن خطا داره .
بوق مداوم : يا اشكال از RAM يا از ويدئو .
اين شركت از بوق هاي دنباله دار استفاده ميكند من براي مشخص كردن فاصله بوق ها از خط تيره - استفاده ميكنم يعني يك توقف و ادامه يعني 1-2-3 يعني اول يك بوق بعد دو بوق بعد هم سه بوق . ويرايش چهارم به پايين اين محصول از سه بوق و از ورژن چهار به بالا از چهار بوق استفاده ميكند .
ورژن چهار :
1-1-1-3 يا 1-1-2-1 : CPU/motherboard مشكل دارد
1-1-2-3 يا 1-1-3-1 يا 1-1-3-2 يا 1-1-3-3: motherboard مشكل داره يا يكي از اجزا
1-1-3-2 يا 1-1-3-3 يا 1-1-3-4 : اشكال از حافظه 64K
1-1-4-1 : كش در level 2 مشكل داره .
1-1-4-3 : اشكال از پورت I/O .
1-2-1-1 : مديريت پاور power management
1-2-1-2 يا 1-2-1-3 : motherboard
1-2-2-1 كيبورد و 1-2-2-3 : BIOS ROM
1-2-3-1 : System timer
1-2-3-3 : DMA
1-2-4-1: IRQ
-
پنج شنبه 27 اسفند 1388
6:37 AM
نظرات(0)
پس از خواندن اين ترفند ديگر هرگز فلاپي هاي معيوب خود را دور نيندازيد و اطمينان داشته باشيد كه ١٠٠ درصد نتيجه خواهيد گرفت فلاپي ديسك يكي از ابزارهاي ذخيره سازي اطلاعات مي باشد كه همه ما استفاده هاي زيادي از آن مي كنيم ولي از جمله معايب آن به جز حجم پايين، آسيب پذيري شديد فلاپي ديسك مي باشد. به طوري كه يك فلاپي ديسك ممكن است پس از چند بار استفاده ديگر قابل فرمت شدن نباشد. حال چاره چيست و چگونه مي توان فلاپي ديسك را بار ديگر بازسازي كردما راهي براي حل اين مشكل يافته ايم و به خوبي هم نتيجه گرفته ايم. تنها عيب آن اين است كه به سيستم عامل لينوكس نياز داريد. در كل توصيه مي شود كمي از وقت خود را براي يادگيري آن اختصاص دهيد.در سيستم عامل لينوكس در قسمت فلاپي فورمتر آن مي توانيد فلاپي هايي را كه حتي در سيستم عامل ويندوز فرمت نمي شود، به سادگي فرمت كنيد اين روش ساده و آسان راهي قابل اطمينان
براي بازسازي و تعمير فلاپي ديسك و در نهايت كاهش هزينه هاست
*****************
اصلاح عكس هاي تيره در فتوشاپ
گاهي اوقات به علت كم بودن نور محيط يا استفاده نكردن از فلاش، عكس ما تيره و كم نورمي شود. اين نوع عكس ها را با انجام چند عمل ساده در فتوشاپ مي توان تا حد زيادي اصلاح كرد.
براي روشن تر كردن عكس، ابتدا يك كپي از لايه موجود بگيريد. براي كپي گرفتن از لايه، از منوي Layersگزينه Duplicate Layerرا كليك كنيد يا اين كه دكمه هاي CTRL+j را هم زمان فشار دهيد.در پنجره Layers، حالت لايه جديد را به Screen تبديل كنيد. مي بينيد كه تصوير روشن تر مي شود و اگر به همين روش يك كپي ديگر هم بگيريد، تصوير باز هم روشن تر مي شود. با توجه به تيرگي تصوير، اين كار را ٢ تا ٤بار تكرار كنيد.از منوي Layerگزينه هاي New Adjustment Layer وLevels را انتخاب و ok را كليك كنيد.با اين كار يك لايه تنظيمي بالاي لايه هاي قبلي ايجاد و كادر levels ظاهر مي شود. در اين كادر دكمه Autoرا كليك كنيد و اگر تصوير هنوز كمي تيره بود، دسته هاي تنظيم را كمي جابه جا و سپس ok كنيد.
**********************
نمايش شماره ساخت ويندوز روي Desktop
با اعمال يك تغيير كوچك در Registry ويندوز ٢٠٠٠ و XP روي قسمت پايين سمت راست صفحه، شماره ساخت ويندوز به نمايش درمي آيد:
Run را از منوي Start انتخاب كنيد. بنويسيد regedit و OK را بزنيد.به
در قسمت سمت راست صفحه روي
paint Desktop Version دوبار Clickكنيد.
مقدار Hexadecimal را برابر ١ قرار دهيد و پنجره را ببنديد.Log offكنيد و بار ديگر وارد سيستم شويد.در ويندوز XP علاوه بر شماره ساخت، شماره Service Pack نصب شده روي سيستم هم نمايش داده مي شود.
**********************
بدون نياز به سي دي اجرا كنيد
؛برنامه هايي را كه با سي دي اجرا مي شود، مي توانيد به وسيله اين برنامه اجرا كنيد.برنامه Nero را نصب كنيد. از منوي Start وارد Programs شويد. پس از باز كردن فايل Ahead Nero، گزينه Nero Image Drive Installer را اجرا و نصب كنيد. رايانه را Restart كنيد.
My Computer را باز كنيد.
يك درايو CD-Rom به درايوهايتان اضافه شده است. اين درايو مجازي شماست. حال بايد از سي دي مورد نظر به وسيله برنامه Nero يك Image بگيريد و بعد از اتمام كار روي Image خود راست كليك و گزينه Image Drive را كليك كنيد. بعد برنامه خود را بدون نياز به سي دي اجرا كنيد
-
پنج شنبه 27 اسفند 1388
6:35 AM
نظرات(0)
حتی در بهترین ازدواج ها هم، زن و مرد بر سر تربیت بچه ها و شناساندن خوب و بد به آنها با یکدیگر اختلاف دارند. وقتی شما و همسرتان در رابطه با تعلیم و تربیت فرزندانتان اختلاف داشته باشید، جه باید بکنید؟ در این مقاله قصد داریم نقطه نظرات روانشناس بالینی دکتر راس پیترز را برایتان عنوان کنیم تا بفهمید که چطور می توانید این اختلافات را به توافقات تبدیل کنید. از همان قدیم الایام هم بر سر تربیت بچه ها در خانواده ها مشکل وجود داشته است. این مشکلات معمولاً ترکیبی است از اینکه کدامیک از والدین ابتدا كودك را حین ارتکاب جرم دیده است، هر کدام از والدین تا چه میزان با رفتارهای ناشایست فرزندانشان عصبانی می شوند، خلق و خو و میزان تحمل ناکامی در پدر و مادر متفاوت است، کدامیک از والدین زمان بیشتری را در روز با کودک می گذراند و در آخر کدامیک از والدین از اینکه نتوانسته است زمان بیشتری را صرف کودک خود کند احساس گناه می کند. و اگر بخواهید موضوع را پیچیده تر کنید، این مطلب را هم می توانید به مطالب بالا اضافه کنید که آیا کار ناشایست کودک در خفا انجام شده است یا در ملاء عام. خوب حالا چه باید کرد؟ درک، تفاهم و اصول پایه ای را در خود پرورش دهید یادتان باشد که اختلاف و عدم توافق با همسرتان سر تربیت و تادیب فرزندانتان مسئله ای کاملاً طبیعی و غیر قابل اجتناب است. این اختلاف به این معنا نیست که شما والدینی ناسازگار هستید و با یکدیگر تفاهم ندارید. اجازه ندهید که این عدم توافق برایتان تبدیل به مشکل بزرگی شود. بحث و گفتگوی مناسب در مقابل کودکان می تواند تجربه تكاملي خوبی برای آنها باشد. اشکالی ندارد اگر فرزندتان شما را در حال بحث، مخالفت و حل و فصل موضوعی ببینند. در واقع اگر این بحث ها به طریقی صحیح انجام گیرد، درس زندگی فوق العاده ای برای آنها خواهد بود. یادگیری مهارت های گوش دادن، عنوان کردن مشکل، در نظر گرفتن هر دو طرف قضیه و رسیدن به راه حل و توافق، ازجمله ابزارهایی است که فرزند شما باید از همان ابتدای کودکی، به تدریج آموزش ببیند. جنگ و جدل های نابرابر به هیچ عنوان درس زندگی خوبی برای کودکان نیست. برای بچه ها وحشتناک است که والدین خود را مشغول توی سر هم زدن، داد و فریاد و قلدری کردن ببینند. این مسئله باعث خواهد شد که آنها از اختلاف و عدم توافق گریزان شوند. از قبل تصمیم بگیرید که چه مسئله ای در خانواده شما از اهمیت بیشتری برخوردار است. مطمئنم که شما و همسرتان سر حداقل چندین موضوع به توافق می رسید که اهمیت زیادی داشته باشند و فکر می کنید که در موقعیت های خاص باید انجام گیرند. بسیاری از خانواده ها سلامتی (از گذاشتن کلاه کاسکت حین دوچرخه سواری گرفته تا مصرف مواد مخدر)، آموزش و تحصیل (انجام صحیح تمرینات و تکالیف مدرسه)، احترام (در خانه، مدرسه و در اجتماع) و صداقت را در درجه اول اهمیت قرار می دهند. اگر کودکان این مسائل را رعایت نکنند، عواقب بدی از طرف والدین در انتظار آنها خواهد بود. از اینرو، بهتر است که والدین نتایج و عواقب این خطاها را پیش خود تعیین کرده و آنها را به فرزندانشان گوشزد کنند. حتی می توانید آن را روی تکه ای کاغذ نوشته و به یک دیوار از خانه بچسبانید تا همیشه جلوی چشم باشد. اگر رفتاری از کودک سر زد که در آن لیست قید نشده باشد، برای والدین آسان تر است که در مورد برخورد با آن رفتار با هم مخالفت کنند. البته اگر شما تنها والد کودک هستید که از او مراقبت می کنید، باید خودتان به تنهایی برخوردی مناسب با آن اشتباه و رفتار انتخاب کنید. اما وقتی پدر و مادر هر دو حضور داشته باشند، احتمالاً آنکه بیشتر نسبت به آن رفتار حساسیت دارد می تواند با آن برخورد کند. اما اگر همسرش با طرز برخورد او مخالف باشد، باید تشخیص دهند که آیا ارزش بحث کردن دارد یا نه. اما یادتان باشد قصد ما امتیاز دادن نیست. خانواده ها وقتی دچار مشکل می شوند که تادیب و تربیت و تصمیم گیری درمورد بچه ها فقط بر دوش یکی از والدین باشد، چه خودشان بخواهند و چه نخواهند. اگر بطور مداوم با طرز برخورد همسرتان در برابر اشتباهات و بدرفتاری های فرزندتان مشکل دارید، سعی کنید موضوع را با او درمیان بگذارید. اگر آن را با لحن خوب و مناسب به اطلاع همسرتان برسانید، مطمئناً بیشتر مورد توجه او قرار خواهد گرفت و کمتر درمورد رفتار خود حالت دفاعی خواهد گرفت. اما نمی توانید درمورد همه ی تصمیمات تربیتی فرزندتان جلسه تشکیل دهید. والدینی آسوده تر هستند که زمان بیشتری برای رسیدگی به این موضوعات در اختیار دارند و استرس و فشار کمتری متوجه آنهاست. و راحت تر می توانند به دلیل و منشاء اشتباهات و بدرفتاری های فرزندشان فکر کنند و تصمیمات تربیتی آنها را با آرامش و اطمینان بیشتری بگیرند. اگر عادت به شرط گذاشتن برای فرزندتان دارید، "اگر تکالیفت را خوب انجام ندهی، اجازه نداری که عصر به کلاس کاراته بروی"، و همسر شما با این طرز برخورد شما مخالف است، باید به تنهایی این شروط را به مرحله عمل بگذارید و مسئولیت تهدیدتان تمام و کمال بر عهده خودتان است. حرف آخر اینکه مهم نوع تصمیمات تربیتی است نه اینکه چه کسی این تصمیمات را گرفته است. هدف ما از این تنبیهات و تادیبات این است که کودک کمتر آن رفتار ناشایست را تکرار کند و رفتارهای مناسب تری در آینده از خود نشان دهد. اگر فکر میکنید که همسرتان در مقابل فرزندانتان خیلی سخت گیری می کند، سعی کنید با او صحبت کنید تا مشکلتان برطرف شود. اگر می بینید که در بحث با همسرتان مغلوب می شوید، یادتان باشد که هیچوقت نمی توانید اثر کلمات زشت و بد و بیراه هایی که از دهانتان خارج می شود را از بین ببرید، اما همیشه وقت برای بحث مجدد و رسیدن به نتیجه ای که هر دو نفر از آن راضی باشند وجود دارد. مثلاً اگر فرزندتان شبانه بدون اجازه وارد اینترنت شده است، و شما هنوز تصمیمی برای تنبیه او نگرفته اید، می توانید به کودک بگویید که، "من و پدرت هنوز سر تنبیه تو به توافق نرسیده ایم، اما بعد از شام حتماً بهت می گوییم که چه تصمیمی گرفته ایم". اینکار به شما فرصت کافی میدهد تا با آرامش فکر همه ی جنبه های قضیه را بررسی کرده و تصمیم درستی اتخاذ کنید. می توانید مودم کامپیوتر را شب ها غیرفعال کنید یا تا یک ماه به او اجازه چَت کردن ندهید....انتخاب های خیلی زیادی پیش روی شماست. اما یادتان باشد که هدف هر دو شما یکی است، آن هم گرفتن تصمیم برای تربیت و تادیب فرزندتان است، نه بحث های غیر مرتبط!
-
چهارشنبه 26 اسفند 1388
7:15 AM
نظرات(1)
اگر به نحوه خرید عطر و ادوکلن توسط اشخاص مختلف دقت کرده باشید می بینید که از شیوه های مختلف و گاهی عجیب و غریبی برای انتخاب استفاده می کنند. مثلا جوانترها، بیشتر تقلید می کنند. آنها نام عطری که دوستاشان استفاده کرده می پرسند و بدون توجه به اینکه رایحه عطر با نوع پوست می تواند تغییر کند همان عطر را از فروشگاه می خرند و استفاده می کنند
شخصیت استفاده کننده، فرهنگ جامعه ای که شخص در آن زندگی می کند و جنسیت فرد ( زن یا مرد بودن او ) در انتخاب عطر بسیار مهم هستند. مثلا رایحه تند و اسپرت که معمولا برای یک جوان ورزشکار مناسب است برای یک خانم مسن که دارای یک شغل رده بالا در جامعه است نمی تواند انتخاب مناسبی باشد. یا یک عطر با رایحه شدید و دارای رایحه فلورال که برای یک خانم، برازنده است اگر توسط یک مرد استفاده شود صورت خوشی نخواهد داشت
ادوتوالت Eau de toilette: 5-20% aromatic compounds
ادوکلن Eau de cologne: 2-3% aromatic compounds
-
چهارشنبه 26 اسفند 1388
7:15 AM
نظرات(0)
اصول کلي ورزش در بارداري
-
چهارشنبه 26 اسفند 1388
7:11 AM
نظرات(0)
اطلاعات رشته کودکـــیاری
-
چهارشنبه 26 اسفند 1388
7:10 AM
نظرات(0)
اهمیت و لزوم مشاوره خانواده با توجه به شیوههای زندگی نوین و پیچیدهتر شدن شرایط زندگی افراد با استرسها و فشارهای حاصل از این زندگی مواجه هستند. مشاوره خانواده فرآیندی است که راه کارهای مناسب برای سازگاری افراد با این شرایط و مدیریت استرس فراهم میسازد. علاوه بر این چنین شرایط پیچیده زندگی نیاز افراد به دریافت اطلاعات مناسب در زمینههای مختلف را موجب میشود. از اینرو مشاوره خانواده چنین وظیفهای را بر عهده میگیرد، به ارائه راهنمایی ، اطلاع رسانی و حل مسائل خانوادگی مبادرت میورزد. موضوعات قابل طرح در مشاوره خانواده هر چند میتوان گفت که بطور کلی تمام زمینههایی که با خانواده و مسائل آن مرتبط هستند به عنوان موضوع قابل طرح در مشاوره خانواده مطرح هستند، اما به مواردی از موضوعات رایج در این فرآیند اشاره میشود: ازدواج و تشکیل خانواده یا مشاوره قبل ازدواج هر چند مشاوره قبل از ازدواج عموما اصطلاح کلیتری است و زمینههای مختلف را در جریان ازدواج در بر میگیرد از جمله مشاورههای پزشکی و ژنتیکی. اما مشاوره قبل از ازدواج از لحاظ روان شناختی موضوع بسیار مهمی است که امروزه مورد توجه فراوان قرار گرفته است. آشنایی افراد با مشکلاتی که اغلب بعد از ازدواج منجر به پدیدههای شومی چون طلاق میشود، انگیزه افراد را برای انجام مشاوره قبل از ازدواج از لحاظ روان شناختی برانگیخته است. چنین فرآیندی به جوانانی که قصد ازدواج با یکدیگر را دارند کمک خواهد کرد، اطلاعات مناسب و کاملتری از ویژیگیهای یکدیگر کسب کنند و تنها به معیارهای ظاهری به عنوان ملاک انتخاب همسر توجه نکنند. در این راستا روانشناسان و مشاوران کمک شایان توجهی در جهت شناسایی افرادی که ازدواج آنها با یکدیگر اغلب مشکل آفرین بوده و ازدواجهای ناموفقی را سبب میشوند، مینمایند. به عنوان مثال ازدواج یک فرد درون گرا با یک فرد برون گرا و در سطوح تخصصیتر ، افراد ناایمن اجتنابی با افراد ناایمن دوسوگرا. مشاوران خانواده در این فرآیند از انواع مصاحبه و در صورت نیاز از آزمونهای روانی استفاده میکنند. تربیت فرزندان مقوله تربیت فرزندان از موضوعات بسیار مهمی است که اغلب مشاوران خانواده ، مراجعین زیادی در این راستا دارند. بطوری که خانوادهها با افزایش اطلاعاتی که در زمینه تربیت مناسب فرزندان و لزوم آن پیدا کردهاند و رغبت فزاینده در جهت آموزش راهکارهای مناسب برای تربیت کودکان و نوجوانان خود نشان میدهند. در این زمینه خدمات مشاوران ممکن است درزمینه آموزش و ارائه راهنمایی باشد و یا زمینه حل یک مشکل تربیتی. در موضوع اول مشکلی اتفاق نیافتاده و خانواده راغب است به صورت پیشقدم مطالبی مفید را در زمینه تربیتی بیاموزد، اما در موضوع دوم اغلب بعد از بروز مشکل است که خانواده مراجع میکنند و در جهت حل مشکل اقدام میکند. به عنوان مثال خانوادههایی که متوجه شدهاند فرزند آنها مدتی است دروغهای زیاد میگوید. شیوههای ارتباطی مناسب بین همسران روابط موجود بین اعضاء خانواده در سلامت خانواده و اعضاء آن از جنبههای مختلف جسمی ، روانی و اجتماعی اهمیت فراوانی دارد. بسیاری از مشکلاتی که بین همسران رخ میدهد و گاه آنها را تا مرحله طلاق پیش میبرد به خدشه بودن روابط بین آنها مربوط است و اگر بررسی دقیقی صورت بگیرد، میبینیم که در واقع هیچ مشکل جدی و حادی مطرح نبوده است. در این مقوله مشاوره خانواده تلاش میکند به همسران بعد از تشکیل خانواده آموزشهای لازم را بدهد، به آنها را در شناخت یکدیگر کمک نماید. همچنین به آنها کمک خواهد کرد شکل مناسبی به روابط خود بدهند، شیوههای مناسب ارتباط با یکدیگر بشناسند و از همه مهمتر به تفاوتهای موجود بین زن و مرد که اغلب مشکلات ارتباطی را به بار میآورد، آشنا شوند. بررسی اختلافات خانواده و ارائه راهکارهای مناسب هر چند وجود برخی مشکلات در اکثر خانوادهها به صورت جزئی و خفیف طبیعی به نظر میرسد، اما خانوادههایی نیز وجود دارند که با مشکلات حادتری روبرو هستند. بحث و بررسی این نوع اختلافات در جریان مشاوره خانواده اغلب کمک شایان توجهی به این خانوادهها میکند. هر چند در گذشته حل چنین مسائلی اغلب به صورت ریش سفیدی و کمک بزرگان خانواده صورت میگرفت. ولی آنچه اهمیت مشاوره خانواده را امروزه در این قبیل مسائل بارزتر میسازد دور شدن خانوادهها از یکدیگر و فقدان اطلاعاتی مناسب افراد در زمینه مسائلی است که خانواده با آن روبروست. در چنین جلساتی اغلب اعضاء مشکلدار و حتی اعضاء غیر مشکلدار شرکت میکنند. از جمله این مشکلات عبارتند از اختلافات مربوط به خانوادههای همسران ، دخالت آنها و یا سایر عوامل و ... . مشکلات روحی اعضاء خانواده وجود یک عضو که از لحاظ روانی دارای مشکلاتی است تأثیرات زیادی روی بافت خانواده دارد. این مشکلات چه خفیف باشند مثل یک افسردگی خفیف و چه عمیق باشند، مثل وجود یک فرد اسکیزوفرن یا عقب مانده ذهنی در خانواده قابل توجه هستند. با توجه به اینکه این دسته از مشکلات اغلب کل اعضاء را میتواند به نحوی تحت تاثیر قرار دهد مشاوره با کل اعضاء خانواده لازم به نظر میرسد. به عنوان مثال آموزش خانوادهای که یک عضو معتاد دارد. به عبارتی مشاوره خانواده در این کارکرد خود علاوه بر شناسایی و ارجاع مناسب اختلالات روانی مثل انواع افسردگی ، اضطرابها ، اختلالات شخصیت ، اختلالات روان تنی ، اختلالات جنسی ، اختلالات سوء مصرف مواد ، آموزشهای لازم را برای سایر اعضاء سالم خانواده ارائه میکند. وضعیت فعلی مشاوره خانواده در ایران امروزه در کشور ایران ما این فرآیند گسترش فراوانتری نسبت به گذشته پیدا کرده است. مردم اطلاعات بیشتری در زمینه انواع مشکلات پیدا کردهاند و به لزوم انجام مشاوره تمایل بیشتری نشان میدهند. با افزایش گرایش مردم به انجام مشاورههای خانواده در زمینههای گوناگون ، مراکزی که چنین خدماتی را ارائه میدهند نیز افزایش چشم گیری داشتهاند. این مراکز در دو دسته دولتی و خصوصی انجام وظیفه میکنند. استفاده از خدمات دولتی به علت پایین بودن هزینه جلسات که اغلب تعداد جلسات هم زیاد است طرفداران بیشتری پیدا کرده است. مراکز وابسته به بهزیستی ، بیمارستانها ، ادارات بیمه و کارخانجات معمولا چنین خدماتی را ارائه میکنند. مباحث مرتبط با عنوان آزمونهای روانی اهمیت خانواده خانواده از دیدگاه اسلام خانواده درمانی درمان طبیعی استرس روانشناسی ازدواج زوج درمانی طلاق مدیریت استرس مشاوره ازدواج مشاوره قبل از ازدواج کارکردهای خانواده
-
چهارشنبه 26 اسفند 1388
7:09 AM
نظرات(0)
متاسفانه چیزی در حدود %50 از ازدواجها با شکست رو برو میشود و بسیاری از آنها حتی یک سال هم دوام نمی آورد. فهـمیدن عـلت شکست ایــن ازدواج ها می تواند به شما در بهـبـود زنـدگـی زناشویی خودتان کمک کند. برخی از عوامل دخیـل در شـکست ازدواج شـامـل ضـعـف در بـرقراری ارتباط، مشـکلات مـالـی، و شرایط محیطی است. همه این مسائل در ازدواج هـای ـسالم و بـادوام هـم وجـود دارنـد، امـا اگـر بـه طـریق منـاسـب با آنـها بــرخورد نشود، منجر به شکست آن ازدواج خواهد شد. برقراری ارتباط و گفتگو یکی از اصلی ترین عوامل موفقیت در ازدواج اسـت. بــدون برخورد و مکالمه درست، اختلافات و جر و بـحـــث ها به مشکلات بسیار بزرگی تبدیل می شوند. اگر زن و مرد مهارت های ارتباطی لازم برای حل و فصل اختلافاتشان را نداشته باشند، حتی کوچکترین مشکلشان، غیرقابل حل خواهد شد. گفتگو باعث رشد و پیشرفت رابطه ها می شود و به طرفین فرصت می دهد تا رویاها، نگرانی ها، امیدها و آرزوهایشان را با یکدیگر سهیم شوند. بدون آن زن و مرد قادر نخواهند بود آنطور که باید و شاید به یکدیگر نزدیک شده و با هم صمیمی شوند. ارتباط و مکالمه همچنین به زن و مرد فرصت می دهد تا مشکلاتشان را به طریقی سالم حل و فصل کنند. اگر یکی از طرفین یا هر دو آنها فاقد مهارتهای ارتباطی باشد، حل مشکلات بسیار دشوار خواهد شد، چون زن و مرد قادر نخواهند بود نقطه نظرات و حرف های همدیگر را به درستی بفهمند و درک کنند. اگر ازدواجی دچار مشکل شده است، زن و مرد باید روی مهارت های ارتباطی خود تا حد ممکن کار کنند تا بتوانند ازدوجشان را نجات دهند. فقدان مهارت های صحیح ارتباطی باعث شکست ازدواج خواهد شد. ممکن است عشق یارای مقابله با همه مشکلات را داشته باشد، اما گاهی اوقات وقتی دو طرف با مشکلات جدی مالی روبه رو هستند، حتی عشقشان هم نمی تواند به کمکشان بیاید. ممکن است خودِ مشکلات مالی باعث شکست یک ازدواج نشود، اما فشار و بحران های ناشی از آن در این زمینه بسیار مؤثر است. برخورد و کنار آمدن با مشکلات مادی کار بسیار دشواری است که فشار بسیار زیادی بر هر دو طرف رابطه وارد می آورد. این فشار خود به تنهایی برای ویران کردن پایه های یک ادواج سالم کافی است. اگر یکی از طرفین ازدواج خود را در مسائل مادی غرق کند، قادر نخواهد بود به جنبه های دیگر ازدواج نیز توجه داشته باشد. این رفتار مسامحه کارانه باعث خواهد شد که طرف دیگر احساس کند مورد بی تفاوتی و بی توجهی همسر خود قرار گرفته است که بسیار ویرانگر است. محیط و شرایط پیرامون ازدواج نیز گاهي ممکن است باعث شکست ازدواج شود. ازدواجهای مصلحتی، ازدواج سالمی نیست. وقتی تصمیم ازدواج بر مبنای چیزی جز عشق واقعی باشد، حالت معامله به خود می گیرد. یکی از نمونه های این نوع ازدواج، ازدواج هایی است که طرفین به خاطر فشاری که از طرف خانواده یا دوستان و اطرافیان متحمل می شوند، تن به آن می دهند، یا برخی دیگر که به خاطر صاحب فرزند شدن ازدواج می کنند. هیچیک از این دلایل نمی تواند دلیل سالم و صحیح برای ازدواج باشد و بدن شک به طلاق منجر خواهد شد. یکی دیگر از این عوامل محیطی ازدواج کردن در سنین پایین است. البته سن ازدواج به خود فرد و آمادگی های او بستگی دارد، اما اکثریت اعتقاد دارند که ازدواج در نوجوانی یا ابتدای بیست سالگی صحیح نیست. ازدواج کردن قبل از اینکه فرد فرصت لذت بردن از زندگی را داشته باشد می تواند باعث بی میلی در ازدواج شده و به شکست آن منجر شود. یکی دیگر از دلایلی که می تواند منجر به شکست ازدواج ها شود، جامعه است که اهمیت کمی به ازدواج قانونی می دهد. امروزه زن و مرد می توانند به راحتی با یکدیگر زندگی کنند، و حتی صاحب فرزند شوند درحالیکه قانوناً زن و شوهر نیستند. این انحطاط جامعه می تواند دلیل بسیاری از طلاق ها باشد. با این روند، زوج ها تلاش کمتری برای نگاه داشتن زندگیشان می کنند و با هر مشکل کوچکی تقاضای طلاق کرده و زندگیشان را رها می کنند. خیلی از ازدواج ها حتی قبل از شروع هم دچار مشکل هستند. از آنجا که ازدواج دیگر قدم ضروری برای ایجاد رابطه با جنس مخالف نیست، زوج ها تمایل بیشتری به طلاق پیدا میکنند و برای حل مشکلاتشان تلاش نمی کنند. ضعف در برقراری رابطه و مشکلات مالی و همچنین شرایط محیطی از عوامل موثر شکست در ازدواج هستند.
-
چهارشنبه 26 اسفند 1388
7:08 AM
نظرات(0)
برخی از خانواده ها به خوبی توانسته اند خود را با این حقیقت که در دنیایی از تضاد زندگی می کنند وفق دهند و با رویی باز از این موضوع استقبال کنند. اما افرادی نیز هستند که در این راه اندکی نابخردانه و مردد عمل می کنند، به ویژه اگر در گذشته به حد کافی با افرادی که متفاوت از خودشان هستند، ارتباط برقرار نکرده باشند. البته توانایی کودکان نسبت به والدین در برقراری ارتباط با افراد غیر هم فرهنگ خود، بیشتر است. چرخه دوستان، همکلاسی ها، و حتی تیم های ورزشی کودکان نسل جدید، نسبت به یک نسل پیش، از تنوع نژادی و فرهنگی بیشتری برخوردار می باشد. اما به راستی دلیل این موضوع که والدین باید به فرزندان خود کمک کرده و آنها را برای رویارویی با محیط های درسی و شغلی گوناگون آماده کنند، تا چه حد از اهمیت برخوردار می باشد؟ تعلیم نحوه رویارویی با سایر فرهنگ ها به این دلیل حائز اهمیت است که اگر فردی یاد بگیرد چگونه می تواند با روی باز از تضادها استقبال کند، آنگاه فرصت های بیشماری در زمینه شغلی، تجاری، و سایر موارد به رویشان باز خواهد شد. به طور خلاصه باید گفت که موفقیت فرزندان ارتباط مستقیمی به تحمل و بردباری آنها در مقابل افراد و شرایط مختلف دارد. موفقیت به معنای امروزی - و حتی در آینده - بسته به توانایی درک و فهم شما از سایرین است. بردباری چیست؟ بردباری به منزله اظهار احترام به تفاوت هایی است که در افراد مختلف وجود دارد. شاید معنای ابتدایی آن را بتوان در متون مذهبی و کتیبه های نژاد پرستانه یافت کرد، اما مفهموم کلی بردباری را می توان به پذیرش و کنار آمدن با تفاوت در تمام زمینه ها از جمله مقوله های: جنسیت، ناتوانی معلولین جسمی یا ذهنی، و ... نسبت داد. بردباری یعنی احترام گذاشتن به دیگران، ارزش قائل شدن برای تفاوت ها، پل زدن ما بین شکلاف های فرهنگی، عدم پذیرش کلیشه های غیر منصفانه، پیدا کردن راهی به منظور رسیدن به ارزش های مشترک، و خلق پیوندهای جدید نا گسستنی. می توان گفت که در بسیاری از موارد بردباری درست معنایی در مقابل تبعیض را در بر دارد. اما آیا بردباری به این معناست که ما ملزم به پذیرش تمام رفتارهای دیگران هستیم؟ نه؛ البته که اینطور نیست. به هیچ وجه نباید با رفتاری و اسلوبی که منجر به آزار و رنجش دیگران می شوند (مثل بدجنسی و گردن کلفتی)، و یا رفتارهایی که سبب زیر پا گذاشتن قوانین اجتماعی می شوند ( نظیر دروغگویی و دزدی ) ، مدارا کرد. بردباری به این معناست که اطرافیان خود را همانطور که هستند بپذیرید، نه اینکه رفتار نا متعارف افراد ناشایست را قبول کنید. بردباری یعنی با دیگران همان طور رفتار کنید که دوست دارید آنها با شما رفتار کنند. چگونه بردباری آموزش داده می شود؟ مانند سایر گرایش های رفتاری دیگر، بردباری نیز باید از راههای زیرکانه و نافذ آموزش داده شود. کودکان پیش از اینکه صحبت کردن را آغاز کنند به دقت اطراف خود را نگاه کرده و دیده های خود را عیناً تقلید می کنند - به ویژه از پدر و مادر - کودکان در هر سنی که باشند، ارزش های شخصی خود را تا حد بسیار زیادی بر اساس ارزش ها و رفتار کسانی که برایشان ارزش قائل هستند، توسعه می دهند. اکثر پدر و مادرها در محیط های مختلف اداری مشغول به کار هستند و افرادی را ملاقات می کنند که کمی تا قسمتی با فرهنگ خانوادگی آنها در تضاد می باشند. نحوه برخورد و میزان احترام والدین به آنها تبدیل به جزء جدا نشدنی وجودشان می شود، و حتی بدون اینکه خودشان هم تصور کنند، آنرا به راحتی به نسل بعدی انتقال میدهند. آنها رفتارهایشان را به سادگی و همانطور که زندگی عادی شان را دنبال می کنند به فرزندانشان منتقل می کنند. آن دسته از افراد که در زندگی روزانه خود بردباری نشان می دهند، پیغام های نیرومندی را برای فرزندانشان می فرستند. و نتیجه هم این است که فرزندانشان یاد می گیرند تا برای تفاوت ها احترام قائل شوند. به طور قطع منظور از احترام گذاشتن به تفاوت های دیگران، به معنای دست کشیدن از ارزش های نژادی فرد نیست. مطمئنا خانواده شما سنن قومی، نژادی، و مذهبی خاصی دارد که باید به تک تک آنها افتخار کنید. اما مهم اینجاست که در عین حال که فرهنگمان را برای خودمان محترم می شماریم، یاد بگیریم برای تفاوت های دیگران نیز به طور یکسان ارزش قائل شویم. به علاوه فرهنگ اصیل خود را حفظ کرده و به نسل های آینده انتقال دهیم. والدین چه نقشی را در آموزش بردباری به فرزندان ایفا می کنند؟ والدین می توانند با استفاده از مثال های عینی و یا سایر موارد، بردباری را به فرزندان خود آموزش دهند. گفتگو در مورد بردباری و احترام گذاشتن به دیگران، به کودکان کمک می کند که راحت تر با ارزش هایی که شما می خواهید در وجودشان پرورش دهید، آشنایی پیدا کنند. فضا دادن به کودکان برای بازی و همکاری با دیگران نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. این امر در وهله اول به کودک یاد می دهد که هر کسی چیزی برای ارائه کردن دارد و همچنین او را قادر می سازد که در هر لحظه با بهره گیری از تفاوت ها و شباهت های موجود، چیزهای نویی را تجربه کنند. در این قسمت نکاتی وجود دارد که والدین با استفاده از آن می توانند بردباری را به فرزندان خود آموزش دهند. مراقب طرز برخورد و رفتار شخصی خود باشید. والدینی که تصمیم دارند تا فرزندانشان برای تنوع و گوناگونی ارزش قائل باشند، باید ابتدا از خودشان شروع کنند و پایشان را را فراتر از کلیشه های نادرست بگذارند. به خاطر داشته باشید که گوش بچه ها در هر حالتی شنواست. مراقب صحبت کردن در مورد افرادی که نسبت به شما متفاوت هستند، باشید. شوخی هایی نکنید که باعث جاودانه کردن تصورات قالبی و کلیشه ای در ذهن کودک شود. شاید برخی از این جوک ها برای زمانی موقتی موجبات خوشحالی و سرگرمی شما فراهم آورند، اما در دراز مدت تاثیر منفی در بر داشته و توانایی احترام به تقابل فرهنگی را از کودک شما سلب می کنند. در خرید کتاب، اسباب بازی، موزیک، کارهای هنری و فیلم را دقت کنید. تاثیر قدرتمند رسانه گروهی در شکل گیری نگرش فرزند خود را هیچ گاه از ذهن دور نسازید. کلیشه های غیر منصفانه ای که از رسانه های گروهی پخش می شود را به صورت آگاهانه در پیش روی کودک مخاطب قرار داده در مورد آنها با یکدیگر صحبت کنید. به سوالات کودکان در این زمینه صادقانه و با احترام پاسخ دهید. این امر به آنها آموزش می دهد که در فضایی سرشار از احترام متقابل می توانند بر روی تفاوت های خود با دیگران انگشت گذاشته و در مورد آنها گفتگو کنند. به تفاوت های موجود در افراد خانواده خود احترام گذاشته و آنها را تایید کنید. موافقت و پذیرش خود را از توانایی ها، و علائق، و سلایق متنوع فرزندتان اعلام کنید. به یگانگی و تمایز هر یک از اعضای خانواده احترام بگذارید. به خاطر داشته باشید که بردباری به معنای تحمل رفتارهای غیر قابل قبول نیست، بلکه به این معناست که هر کسی استحقاق دارد از سوی دیگران مورد احترام قرار گیرد و همانطور که از دیگران انتظار احترام دارد، خودش نیز باید به آنها احترام بگذارد. به فرزندانتان کمک کنید تا احساس خوبی نسبت به خودشان پیدا کنند. کودکانی که احساس خوبی نسبت به خودشان ندارند، با دیگران نیز به بدی رفتار می کنند؛ اما از سوی دیگر کودکانی که عزت نفس دارند، برای خود ارزش و احترام قائل هستند، و این امر سبب می شود تا با دیگران نیز با ملاحظه و بزرگداشت برخورد نمایند. به فرزند خود کمک کنید تا احساس پذیرفتگی، مورد احترام بودن، و ارزش قائل شدن را در خود احساس کنند. به آنها این فرصت را بدهید تا با کودکانی که دارای فرهنگ های متفوتی هستند ارتباط برقرار کرده و یا با آنها بازی کنند. زمانیکه یک مدرسه، مهد کودک، و یا اردوگاه را برای فرزند خود انتخاب می کنید، سعی کنید محیطی را انتخاب کنید که مملو از جمعیت های متفاوت باشد. با یکدیگر در مورد تعطیلات و جشن های مذهبی- فرهنگی ملل دیگری که جزء سنن و آیین شما نسیتند، مطالعه داشته باشید. به سنن مرسوم خانواده خود احترام بگذارید و آنها را به فرزندان خود نیز یاد بدهید و اگر لازم شد به افراد دیگری که در خارج از خانواده شما بوده و از خود به یادگیری آن دارند. زمانیکه والدین تصمیم به تشویق فرزندان به منظور پرورش بردباری می گیرند، باید در مورد ارزش های فردی با آن ها صحبت کنند، و الگوهای رفتاری که تمایل دارند در فرزاندانشان ایجاد شود را در وهله اول خودشان بروز دهند. با به کارگیری موارد ذکر شده می توانید مطمئن باشید که کودکان هم جا پای قدم های شما می گذارند و همواره از شما دنباله روی خواهند کرد.
-
چهارشنبه 26 اسفند 1388
7:07 AM
نظرات(0)
مديريت برخورد مديريت برخورد يعني بهترين و جذاب ترين نوع برخورد با ديگران مديريت برخورد در خانواده يک مدير موفق درخانواده کسي است که اولا تواناييهاي تک تک اعضاي خانواده خود را شناخته و آنها راباور نمايد در ثاني بتواند در حساس ترين زمانها بهترين تصميمها را اتخاذ نموده و سايرين را نيز در تصميم گيري شرکت دهد مدير موفق کسي است که در نبود فيزيکي وي حضور رواني اش احساس شود مدير موفق کسي است که اعضاي خانواده براي وي احترام قائل باشند نه اينکه از او بترسند و راز موفقيت در برخورد مناسب با موقيعيتهاي نامناسب است نه ايجاد يک موقعيت مناسب رفتار زمان خواستگاري از آنجا که در زمان خواستگاري دو خانواده سعي در شناخت يکديگر دارند بهتر انست که در نهايت صداقت عمل نموده و سعي در فريب انها نداشته باشيم.چرا که خيلي زود حقيقت روشن خواهد شد و به قول معروف ماه زير ابر نمي ماند متاسفانه بعضي از خانواده ها بر اين باورند که همه مسائل در هنگام خواستگاري گفته نشود و همين نکته باعث ميشود که يا ازدواج صورت نگيرد يا در صورت واقع شدن ،ازدواج ناموفق باشد.همين که دو خانواده يکديگر را قبول کردند و احساس بر اين بود که دختر و پسر هم تمايلي نسبت به هم دارند تمام گفتنيها مي بايست گفته شود.به گونه اي که در زمان نامزدي يا عقد هيچ يک از طرفين به نکته جديدي از خانواده مقابل برخورد ننمايد رفتار زمان نامزدي بنابه نظر برخي صاحب نظران معمولا بهتر است که مدت زمان نامزدي بين سه ماه تا شش ماه باشد و رعايت بعضي از نکات براي طرفين ضروري است اين موارد عبارتند از : الف_صداقت رفتار ب_صداقت گفتار ج_نشان دادن فرهنگ خود و خانواده به طرف مقابل د_سعي درشناخت فرهنگ خانواده و طرف مقابل ه_ايجاد رابطه احترام وتوازن بين دو خانواده و_اشنايي با سنتهاي اصولي خانواده مقابل ز_سعي در بسط وگسترش تفاهم بين دو خانواده ح_سعي در حذف منطقي سنتهاي دست وپا گير و_ بسياري نکات باريک تر از موي ديگر رفتار زمان عقد بهتر آنست که مدت عقد کمتر از6 ماه نباشد تا طرفين بتوانند تا حدي نسبت به يکديگر شناخت پيدا کنند البته مدت زمان طولاني نيز براي عقدتوصيه نمي شود مهمترين مشکل خانواده ها مخصوصا خانواده عروس آنست که در زمان نامزدي و عقد بيش از حد توان مالي و رواني خود به داماد و خانواده او توجه مي نمايند که اين توجه بيش از حد و خارج ازتوان نه تنها سازنده نيست که تا حدود زيادي در آينده اثرات نامطلوبي بر زندگي فرزند ما و همسرش خواهد گذاشت پس بهترآنست که به گونه اي عمل نماييم که هميشه توانايي انرا داشته باشيم . بهتر است طرفين و مخصوصا دختر در زمان عقد مسائل زناشوئي را محدود نموده و کاملا خود را در اختيار همسر خود قرار ندهد البته اين بدان معني نيست که در صورت نياز همسر با او به مقابله برخيزد بلکه کافي است که باترفندهاي زنانه وي را راضي نمايد اصولا تماس جنسي بيش از حد در زمان عقد براي طرفين مشکل آفرين خواهد بود متاسفانه معمولا دراين زمان بجاي آنکه سعي در شناخت طرف داشته باشيم سعي درامتحان وي داريم رفتار پس از ازدواج اکثرشکلات رفتاري زن و شوهر از زماني آغاز مي شود که به هم عادت مي کنند نکته قابل توجه در اين مسئله آن است که اکثرا افراد فکر مي کنند بايد عادت کرد در حالي که برعکس عادت در هر زمينه اي انسان را نسبت به آن مسئله بي تفاوت خواهد کرد ايجاد تنوع در زندگي حتي اندک مي تواند از بروز عادت و نهايتا بي تفاوتي طرفين نسبت به يکديگر و زندگي جلوگيري نمايد زن از مرد خود مردانگي مي خواهد و مرد از زن خود آرامش رواني و اينها ايجاد نمي شود مگر در سايه تفاهم و تبادل فکري آن گونه که زن هيچ گاه حس مردانگي همسر خود را خدشه دار ننمايد و مرد هيچ گاه در پي آزار رواني زن نباشد از آنجا که معمولا انگيزه زنان به خاطر احساس مادرانه و روحيه حساس زنانه بيش از مردان براي زندگيست الهامات آنان نير بهتر و دقيقتر از الهاماتي است که به مردان مي شوداز اينرو يک زن معمولا نتايج عمل مرد خود راپيش بيني مي نمايد و اگر مرد توجهي به اين پيش بيني ننمود و به کار خود ادامه داد کافي است در آن کار شکست بخورد حال نوبت زن است که با سرکوفتهاي خود مرد را تحقير کند . با کمي دقت متوجه مي شويم که هر دو اشتباه کرده اند آيا بهتر نيست مرد نظرات همسر خود را در زندگي لحاظ کند ؟ودرغيراينصورت آيا بهتر نيست زن با گذشت خود و باايجاد اعتماد به نفس درمرد به او سرکوفت نزده و موجبات لجبازي وي را فراهم نياورد؟ بزرگتزين مشکل ما در روابط زناشوئي آنست که به دنبال مقصر هستيم نه به دنبال راه کار مناسب آنچه باعث بروز اختلاف مي شود جزييات است نه کليات. کليات را همگان مي دانند اين جزييات است که به آن توجهي نمي کنيم. زندگي زيباست اگرراه برخورد با نا ملايمتها را بدانيم از ديد بعضي مردها مردانگي در محدود کردن غير منطقي ،غير اصولي و نابجاي زنهاست آن گونه که زن حق هيچگونه اظهار نظر و تصميم گيري ندارد حال آنکه مردانگي از ديد زنان ما و منطبق با معيارهاي اصولي عبارت است از اينکه زن در تمام زمينهاي زندگي احساس امنيت رواني نمايد.چقدر تفاوت است بين اين دو طرز تفکر. البته ناگفته نماندکه بعضي از زنان ما به دليل همين محدوديت ها و طرز تفکر ها چنانچه در موقعيت آزادتري نسبت به ساير زنها قرار گيرند پا را فراتر مي گذارند اگر توقع داريم همسر مان به خانواده ما احترام گذارد ميبايست براي خانواده وي نهايت احترام را قائل باشيم هيچگاه همسر خود را با ديگران مقايسه ننمايم عدم خلف وعده با همسر خود باعث مي شود تا وي نسبت به حضور ما بي تفاوت نگردد آسيب شناسي قهر يکي از مسائل مخرب در روابط زنا شوئي قهر کردن است هر چقدر زمان قهر طولاني تر باشد زن و شوهر از هم دورتر مي شوند چرا که انسان هنگامي که با ديگري قهر است از لحاظ رواني در محيطي بسيار مسموم و منفي قرار گرفته و به هيچ چيز فکر نمي کند مگر نکات منفي و ضعف طرف مقابل خود اگر با همسر خود قهر مي کنيد سعي کنيد بيش از يکي دو ساعت به طول نينجامد و اگر همسر شما حرکتي جهت عذر خواهي يا آشتي از خود نشان داد فورابپذ يريد چون امکان دارد ديگر تکرار نشود مديريت برخورد در محل کار اولين و اساسي ترين نکته که انسان مي بايست در محل کار خود مخصوصا در کارهاي گروهي در نظر داشته باشد اينست که: همکار يا همکاران ما رقيب ما نيستند بلکه فقط همکار ما هستند. آنچه که نقش مارا در محيط کار تثبيت مي نمايد لياقت کاري است نه توانايي همکاران چرا که چنانچه غير از اين باشد موجب ايجاد ارتباطي بسيار نا سالم و مسموم خواهد شد مديريت در محل کار محدود به مدير ان محل نمي شود تک تک افراد شاغل در آن محل مي بايست مديريت برخورد داشته باشند و اين مديريت برخورد حاصل نمي شود مگر با مديريت برخود و اين نيز ممکن نخواهد بود مگر تماس بيشتر با ما مديريت در محل کار به برخورد خشک و اداري با همکاران و زير دستان نيست بلکه مديريت يعني شناخت ظرفيت افراد محل کار و برخورد متناسب و مثبت در حد ظرفيت با آنها بعضي از خصوصيات مدير موفق الف_تواناييهاي خود را بشناسد ب_توانمند يهاي همکاران و زيردستان خود راشناخته وسعي در پرورش انها داشته باشد ج_انتقاد پذ يري د_انعطاف پذ يري ه_شهامت گفتار و_سياست گفتار ز_شهامت شنيدار ح_ظاهري مرتب وآراسته ط_نوع رفتار وحتي نشستن مناسب با وجهه او باشد وخيلي نکات باريکتر از موي ديگر
-
چهارشنبه 26 اسفند 1388
7:06 AM
نظرات(0)
موضوعات اصلي



