مديريت برخورد مديريت برخورد يعني بهترين و جذاب ترين نوع برخورد با ديگران مديريت برخورد در خانواده يک مدير موفق درخانواده کسي است که اولا تواناييهاي تک تک اعضاي خانواده خود را شناخته و آنها راباور نمايد در ثاني بتواند در حساس ترين زمانها بهترين تصميمها را اتخاذ نموده و سايرين را نيز در تصميم گيري شرکت دهد مدير موفق کسي است که در نبود فيزيکي وي حضور رواني اش احساس شود مدير موفق کسي است که اعضاي خانواده براي وي احترام قائل باشند نه اينکه از او بترسند و راز موفقيت در برخورد مناسب با موقيعيتهاي نامناسب است نه ايجاد يک موقعيت مناسب رفتار زمان خواستگاري از آنجا که در زمان خواستگاري دو خانواده سعي در شناخت يکديگر دارند بهتر انست که در نهايت صداقت عمل نموده و سعي در فريب انها نداشته باشيم.چرا که خيلي زود حقيقت روشن خواهد شد و به قول معروف ماه زير ابر نمي ماند متاسفانه بعضي از خانواده ها بر اين باورند که همه مسائل در هنگام خواستگاري گفته نشود و همين نکته باعث ميشود که يا ازدواج صورت نگيرد يا در صورت واقع شدن ،ازدواج ناموفق باشد.همين که دو خانواده يکديگر را قبول کردند و احساس بر اين بود که دختر و پسر هم تمايلي نسبت به هم دارند تمام گفتنيها مي بايست گفته شود.به گونه اي که در زمان نامزدي يا عقد هيچ يک از طرفين به نکته جديدي از خانواده مقابل برخورد ننمايد رفتار زمان نامزدي بنابه نظر برخي صاحب نظران معمولا بهتر است که مدت زمان نامزدي بين سه ماه تا شش ماه باشد و رعايت بعضي از نکات براي طرفين ضروري است اين موارد عبارتند از : الف_صداقت رفتار ب_صداقت گفتار ج_نشان دادن فرهنگ خود و خانواده به طرف مقابل د_سعي درشناخت فرهنگ خانواده و طرف مقابل ه_ايجاد رابطه احترام وتوازن بين دو خانواده و_اشنايي با سنتهاي اصولي خانواده مقابل ز_سعي در بسط وگسترش تفاهم بين دو خانواده ح_سعي در حذف منطقي سنتهاي دست وپا گير و_ بسياري نکات باريک تر از موي ديگر رفتار زمان عقد بهتر آنست که مدت عقد کمتر از6 ماه نباشد تا طرفين بتوانند تا حدي نسبت به يکديگر شناخت پيدا کنند البته مدت زمان طولاني نيز براي عقدتوصيه نمي شود مهمترين مشکل خانواده ها مخصوصا خانواده عروس آنست که در زمان نامزدي و عقد بيش از حد توان مالي و رواني خود به داماد و خانواده او توجه مي نمايند که اين توجه بيش از حد و خارج ازتوان نه تنها سازنده نيست که تا حدود زيادي در آينده اثرات نامطلوبي بر زندگي فرزند ما و همسرش خواهد گذاشت پس بهترآنست که به گونه اي عمل نماييم که هميشه توانايي انرا داشته باشيم . بهتر است طرفين و مخصوصا دختر در زمان عقد مسائل زناشوئي را محدود نموده و کاملا خود را در اختيار همسر خود قرار ندهد البته اين بدان معني نيست که در صورت نياز همسر با او به مقابله برخيزد بلکه کافي است که باترفندهاي زنانه وي را راضي نمايد اصولا تماس جنسي بيش از حد در زمان عقد براي طرفين مشکل آفرين خواهد بود متاسفانه معمولا دراين زمان بجاي آنکه سعي در شناخت طرف داشته باشيم سعي درامتحان وي داريم رفتار پس از ازدواج اکثرشکلات رفتاري زن و شوهر از زماني آغاز مي شود که به هم عادت مي کنند نکته قابل توجه در اين مسئله آن است که اکثرا افراد فکر مي کنند بايد عادت کرد در حالي که برعکس عادت در هر زمينه اي انسان را نسبت به آن مسئله بي تفاوت خواهد کرد ايجاد تنوع در زندگي حتي اندک مي تواند از بروز عادت و نهايتا بي تفاوتي طرفين نسبت به يکديگر و زندگي جلوگيري نمايد زن از مرد خود مردانگي مي خواهد و مرد از زن خود آرامش رواني و اينها ايجاد نمي شود مگر در سايه تفاهم و تبادل فکري آن گونه که زن هيچ گاه حس مردانگي همسر خود را خدشه دار ننمايد و مرد هيچ گاه در پي آزار رواني زن نباشد از آنجا که معمولا انگيزه زنان به خاطر احساس مادرانه و روحيه حساس زنانه بيش از مردان براي زندگيست الهامات آنان نير بهتر و دقيقتر از الهاماتي است که به مردان مي شوداز اينرو يک زن معمولا نتايج عمل مرد خود راپيش بيني مي نمايد و اگر مرد توجهي به اين پيش بيني ننمود و به کار خود ادامه داد کافي است در آن کار شکست بخورد حال نوبت زن است که با سرکوفتهاي خود مرد را تحقير کند . با کمي دقت متوجه مي شويم که هر دو اشتباه کرده اند آيا بهتر نيست مرد نظرات همسر خود را در زندگي لحاظ کند ؟ودرغيراينصورت آيا بهتر نيست زن با گذشت خود و باايجاد اعتماد به نفس درمرد به او سرکوفت نزده و موجبات لجبازي وي را فراهم نياورد؟ بزرگتزين مشکل ما در روابط زناشوئي آنست که به دنبال مقصر هستيم نه به دنبال راه کار مناسب آنچه باعث بروز اختلاف مي شود جزييات است نه کليات. کليات را همگان مي دانند اين جزييات است که به آن توجهي نمي کنيم. زندگي زيباست اگرراه برخورد با نا ملايمتها را بدانيم از ديد بعضي مردها مردانگي در محدود کردن غير منطقي ،غير اصولي و نابجاي زنهاست آن گونه که زن حق هيچگونه اظهار نظر و تصميم گيري ندارد حال آنکه مردانگي از ديد زنان ما و منطبق با معيارهاي اصولي عبارت است از اينکه زن در تمام زمينهاي زندگي احساس امنيت رواني نمايد.چقدر تفاوت است بين اين دو طرز تفکر. البته ناگفته نماندکه بعضي از زنان ما به دليل همين محدوديت ها و طرز تفکر ها چنانچه در موقعيت آزادتري نسبت به ساير زنها قرار گيرند پا را فراتر مي گذارند اگر توقع داريم همسر مان به خانواده ما احترام گذارد ميبايست براي خانواده وي نهايت احترام را قائل باشيم هيچگاه همسر خود را با ديگران مقايسه ننمايم عدم خلف وعده با همسر خود باعث مي شود تا وي نسبت به حضور ما بي تفاوت نگردد آسيب شناسي قهر يکي از مسائل مخرب در روابط زنا شوئي قهر کردن است هر چقدر زمان قهر طولاني تر باشد زن و شوهر از هم دورتر مي شوند چرا که انسان هنگامي که با ديگري قهر است از لحاظ رواني در محيطي بسيار مسموم و منفي قرار گرفته و به هيچ چيز فکر نمي کند مگر نکات منفي و ضعف طرف مقابل خود اگر با همسر خود قهر مي کنيد سعي کنيد بيش از يکي دو ساعت به طول نينجامد و اگر همسر شما حرکتي جهت عذر خواهي يا آشتي از خود نشان داد فورابپذ يريد چون امکان دارد ديگر تکرار نشود مديريت برخورد در محل کار اولين و اساسي ترين نکته که انسان مي بايست در محل کار خود مخصوصا در کارهاي گروهي در نظر داشته باشد اينست که: همکار يا همکاران ما رقيب ما نيستند بلکه فقط همکار ما هستند. آنچه که نقش مارا در محيط کار تثبيت مي نمايد لياقت کاري است نه توانايي همکاران چرا که چنانچه غير از اين باشد موجب ايجاد ارتباطي بسيار نا سالم و مسموم خواهد شد مديريت در محل کار محدود به مدير ان محل نمي شود تک تک افراد شاغل در آن محل مي بايست مديريت برخورد داشته باشند و اين مديريت برخورد حاصل نمي شود مگر با مديريت برخود و اين نيز ممکن نخواهد بود مگر تماس بيشتر با ما مديريت در محل کار به برخورد خشک و اداري با همکاران و زير دستان نيست بلکه مديريت يعني شناخت ظرفيت افراد محل کار و برخورد متناسب و مثبت در حد ظرفيت با آنها بعضي از خصوصيات مدير موفق الف_تواناييهاي خود را بشناسد ب_توانمند يهاي همکاران و زيردستان خود راشناخته وسعي در پرورش انها داشته باشد ج_انتقاد پذ يري د_انعطاف پذ يري ه_شهامت گفتار و_سياست گفتار ز_شهامت شنيدار ح_ظاهري مرتب وآراسته ط_نوع رفتار وحتي نشستن مناسب با وجهه او باشد وخيلي نکات باريکتر از موي ديگر
موضوعات اصلي



