ريشه واژه«خودشيفتگي» و«خودکامي» در لغت، به اسطوره يوناني که«تارسيوس» بود، برمي گردد. «تارسيوس» مرد جوان خوش سيمائي بود که بسيار مجذوب خودش شد؛ به نحوي که کنار آب مي نشست و ارتباطي با کسي نداشت، سرانجام عاشق عکس خود در آب شد و پنداشت که بهشتي است. بنابراين کوشيد که او را بگيرد، ولي چون موفق نشد، مايوس گرديد و در پايان، از اين اندوه، جان سپرد! اين در واقع، تعريف ويژگي فرد خودشيفته است. انساني که فقط به خويشتن مي انديشد. به قول روانشناسان: «تمام نيروي رواني او به خودش معطوف است.» خودشيفتگي، نوعي اختلال هيجاني بسيار اغراق آميز است و مبتلايان به اين اختلال، با سايرين همدل نيستند! ولي نياز دارند مرتب از سوي آنان مورد تمجيد واقع شوند. هر چند خودشيفتگان و خويش کامان، تصويري مبالغه آميز از خويش دارند، اما از پنداره بسيار آسيب پذيري برخوردار بوده و بيشتر با هويت خويشتن ناآشنايند. اين اختلال کمتر از ساير اختلال هاي شخصيتي رخ مي نمايد و احتمال ابتلا به آن به طور تقريبي، يک درصد است. برخي از مطالعه ها نشان مي دهند که اين اختلال، بيشتر در مردان جوان، روي مي دهد. آسيب پذيري در عزت نفس، شخص مبتلا به خودشيفتگي را نسبت به انتقاد يا شکست، خيلي حساس مي کند. گر چه امکان دارد اين موضوع را آشکارا بروز ندهند، ولي خرده گيري از ايشان، سبب دل آزاري، احساس حقارت، کم ارزشي، تهي بودن و پوچي در آنان مي شود. اينان در برابر توهين، غضب يا هجوم متقابل و گستاخي نشان مي دهند که بيشتر وقت ها چنين تجربه هایي به انزواي اجتماعي و يا تحقير مي انجامد. رابطه ها و عملکرد اين گونه اشخاص بيشتر مواقع، با مشکل روبه رو مي گردد. درمان اختلال مذکور، از طريق روان درماني و گفتگو بين روانپزشک و بيمار، امکان پذير است. شايد همگي ما در دوراني از زندگي خويش با کساني روبه رو بوده ايم که خويشتن را در بسياري جهات برتر از سايرين مي دانستند و پيوسته حس خودبزرگ بيني و مهم بودن داشته و مي گفتند: «من تاکنون هرگز ناکام نبوده ام»، «مي توانم با قدرت بيانم، روي همه نفوذ داشته باشم»، «دست به هر چه مي زنم، به طلا تبديل مي شود»، «به قدري جذاب هستم که همه، بي اختيار متوجه من مي شوند» و من، من، من... اين ها جمله ها و فرازهایي هستند که در زبان انسان خودشيفته جاري مي شود. خودشيفتگي، يکي از اختلال هاي روانشناختي به حساب مي آيد. اين اختلال، ممکن است در دوره خردسالي همه افراد وجود داشته باشد. بي شک انتظار مي رود که با گذراندن دوران رشد و بالندگي، اين اختلال، کم کم از بين برود. همگي ما در روزگار کودکي خود و در چند هفته نخست زندگي، پيش از آن که مادر و يا پرستارمان را بشناسيم، دچار حالت خودشيفتگي مي گرديم. در سنين يک تا سه سالگي نيز باز همان حالت هاي خودکامي در تمام کودکان مشاهده مي شود. کودک در اين سنين، حس مي کند که همه چيز منحصر به او است و تمامي جهان و هر چيزي که در اطراف است، بايد در تملکش باشند. چنين حالت هاي خودکامي در کودک با افزايش سن و شناخت بيشتر او نسبت به جهان و نيز وقوف بر اين موضوع که ديگران به طور لزوم مانند او نيستند و هر کسي آرزوها، پندارها و ديدگاه هاي خود را دارد، تغيير مي کند. اما چنان چه اين دگرگوني و تحول در کودک به وجود نيايد، شخصيت و هويتش در دوران بزرگسالي هم چنان خودشيفته باقي مي ماند. دانشمندان روانشناسي درباره علت ها و عامل هاي خودشيفتگي چنين مي گويند: «ارزش نهادن بيش از اندازه و در کانون توجه واقع شدن در طي دوران رشد، عامل هائي هستند که اين بحران را پديد مي آورند، محدوديت رابطه هاي اجتماعي و محروميت از فرصت هایي که آدمي قادر باشد با همسالان خود همگامي داشته باشد، به پايداري اين اختلال مي انجامند. در ضمن، ناامني، بيم طرد و عدم تاييد از جانب اطرافيان، از ساير عامل هائي هستند که سبب مي گردند توجه شخص معطوف خود شود.» هم چنين در مورد ساير عامل هاي تشديد خودشيفتگي مي افزايند: «توانائي هاي تخصصي، برتري در ويژگي ها جسمي، موفقيت هاي پياپي و در نتيجه تشويق و ترغيب هاي بي حد نيز، انسان را به سمت خودپرستي مي کشاند.» در اين اختلال، تمام انرژي رواني فرد، فقط متوجه خودش است. به نحوي که قادر نيست عشق و محبت خويشتن را درباره سايرين هم به کار گيرد. اينان فقط مي توانند با کساني که همانند و هم فکر ايشان هستند، ارتباط برقرار کنند. چنان چه از ايشان خرده گرفته شود و يا در انجام امري با شکست روبه رو گردند، به سرعت واکنش نشان مي دهند. از افراد، بهره کشي مي کنند و در رابطه بين فردي، استثمارگر هستند. نسبت به ظاهرشان حساسند و از اطرافيان خود انتظار تعريف و تمجيد زيادتري دارند. براي اين اختلال، يک علت مشخص شده وجود دارد و آن، اين است که فرد خودشيفته به احتمال زياد در همدلي و رابطه عاطفي با مادر خويش، دچار مشکل بوده و يا کينه از سوي پدر و مادرش، به خصوص مادر، در همان اوايل زندگي، معطوف شده است. وجود ناهمگوني و به هم ريختگي در رابطه اين افراد، گذشته از رابطه خانوادگي و زناشوئي، رابطه بين فردي و شغلي را هم دربرمي گيرد. روانشناسان پيرامون مشکل هاي اين افراد در محيط کار و خانواده چنين مي گويند: «اگر ويژگي هاي گوناگون فرد خودشيفته را نيک بنگريم، درمي يابيم که آثار منفي شخص خودشيفته در محيط کار، بسيار متنوع و گسترده است. او هدف زندگي خويش را، ارضاء» نيازهاي خود مي داند. به نيازهاي ديگران توجهي ندارد؛ هر چند که در ظاهر، تظاهر مي کند، اما اين گونه نيست. به همين علت در محيط کار، تمام همکارانش با گذشت زمان، سرانجام به جائي مي رسند که او را دوست داشتني نمي يابند؛ از همگامي با او، دوري مي گزينند و تلاش مي ورزند که کمتر با او برخورد داشته باشند؛ به سبب آن که فرد خويشتن کام در مرحله هاي متفاوت رشد و بالندگي شخصيت از ديدگاه«فرويد»، در نخستين مرحله رشد شخصيت خود يعني«نهاد»، متوقف شده است. پس برپايه اصل کسب لذت و اجتناب از درد، عمل مي کند. در صورتي که چنين فردي، مدير يک واحد باشد، به رشد و ارتقا مهارت هاي شناختي، هيجاني و حرکتي افراد تحت نظر خويش، اعتنائي ندارد و تمام تلاش خود را معطوف آن مي سازد که از توان، استعداد و مهارت هاي آنان در راه کسب امتياز و شهرت براي خود سود جويد. کارشناسان می گویند: «وضع افراد مزبور در خانواده هايشان هم به همين سبک است. يعني همسرشان به منزله وسيله اي تلقي مي شوند که نيازهاي زيستي، اجتماعي و فرهنگي او را ارضاء» کنند و در نهايت، همسر براي شان ارزش جدي ندارد. رابطه خانوادگي اين اشخاص به طور معمول، مشوش بوده و درگيري هاي لفظي، مشاجره ها و عدم تفاهم در خانواده آنان زياد به چشم مي آيد. به عبارت ديگر، آثار و پيامدهاي زندگي اين قبيل افراد در خانواده سبب ايجاد پريشان فکري، اعتمادبه نفس پائين و بسياري ديگر از انديشه ها و نگرش هاي منفي در بين اعضای خانواده مي گردد. ممکن است اين اختلال، بسيار مزمن و ديردرمان باشد و افزون بر اختلال هاي ديگر، فرد را تهديد کند. افسردگي و اضطراب بيمارگونه، در بيشتر موقع ها گرايش به مواد مخدر و... را در پي خواهد داشت. براي کمک به اين بيماران، انواع شيوه هاي درماني روانشناسي هم چون روان درماني فردي، گروهي و محيط درماني بکار بسته مي شود. البته اگر فرد خودشيفته در برابر اين راه کارها ايستادگي کند، هيچ يک از اين راه ها براي او مفيد واقع نمي شوند. اين افراد حتي ممکن است در برابر پزشک معالج هم از خود مقاومت شديدي نشان دهند از بين همه اين شيوه هاي درماني، گروه درماني بيشتر سودمند است. در اين روش، شماري از خودشيفتگان در نشستي با روانشناس، ديدار کرده و روانشناس با بررسي نارسائي هاي مشترک آنان، برايشان برنامه هاي ويژه درماني در نظر مي گيرد. اين بيماران در ارتباط با برخورد مستقيم با هم، بهتر مي توانند به خود و سايرين ياري رسانند. انسان هاي خودشيفته، کساني هستند که ارزش هاي فردي و اجتماعي را تنها در برابر خواسته خود مي دانند و رفتارشان را صحيح و به حق مي شمارند و پيوسته سايرين را مقصر قلمداد مي نمايند. خودشيفتگان هرگونه خوب بودن ديگران را ناديده گرفته و يا آن را شرطي مي بينند. شخصيتي که خويشتن کام است، اطراف خود، عده اي از افراد تاييد کننده را گرد مي آورد تا مدام او را تحسين کنند و در بازي هاي رواني که ايجاد مي کند، نقش مقابل را به گونه اي مناسب ايفا کند. پس همان طور که گفته شد، شيوع عارضه شخصيتي خودشيفته، ريشه در دوران کودکي هر کس دارد و عوارض اجتماعي آن بعد از رشد کودک مي تواند به شرح زير باشد: فرد مبتلا به اين اختلال شخصيتي، به طور معمول توسط ديگران اين گونه شناخته مي شود: «خيلي خود را مهم مي داند و به قول معروف براي خودش کلاس مي گذارد.» شخصيت خودشيفته نمي تواند برتري سايرين را تحمل کند، نسبت به خرده گيري ها، حساس است و در مقابل آن ها واکنش تندي نشان مي دهد. افرادي از اين قبيل، به طور معمول کمال طلب هستند. همواره دلشان مي خواهد در کانون توجه باشند و دوست دارند همه مدام تحسين شان کنند. چنين حسي در اين افراد آنقدر قوي است که گاه سبب مي شود آنان دردسرها و حتي بحران هاي خودساخته اي تدارک ببينند تا زمينه اي براي خودآرائي و اثبات لياقت هايشان فراهم آورند. از ديدگاه بقيه مردم اين گونه به نظر مي آيد که اين افراد، تمام دنيا را مديون خود مي دانند و خيال مي کنند همه بايد قدردان آنان باشند. و نکته آخر اين که؛ در اين اختلال، علاوه بر ژنتيک و محيط، ردپاي رخدادهاي دوران کودکي هم مشهود است.
- در رابطه با ديگران، فاقد هر نوع ارتباط مثبت و مستمر است.
- در ارتباط هاي شخصي، هدف، بهره بري از سايرين مي باشد.
- انتظار دريافت هر نوع خدمات و لطف بدون ارائه پاسخ متقابل را دارد.
- داراي عزت نفس کم و گسيخته شدني است.
- پيوسته در جستجوي جلب تحسين و ارزش نهادن براي تظاهر مي باشد.
- خيال پردازي يا هدف هاي غيرواقعي و در پي کمال گرائي رفتن، از صفت هاي فرد خودشيفته است.
- زماني که مورد انتقاد قرار مي گيرد، بسيار عصباني مي شود واکنش خيلي تند و خصومت آميزي از خويش نشان مي دهد.
- همواره از ديگران، استفاده ابزاري مي کند تا به هدف هاي شخصي خود دست يابد.
- خويشتن را بسيار با اهميت مي داند.
- راجع به کاميابي هايش در رابطه هاي بين فردي، زندگي خصوصي و حرفه اي، به شدت دچار توهم هاي فراوان مي شود.
- هميشه از سايرين، توقع برخوردهاي خوب و دلپذير دارد.
- پيوسته از مردم انتظار توجه و پشتيباني دارد.
- خيلي حسود است.
-
شنبه 29 اسفند 1388
6:29 AM
نظرات(0)
روانشناسي بهداشت، در سال هاي اخير اهميت زيادي براي نقش راهبردهاي مقابله و سبك زندگي افراد در چگونگي وضعيت سلامت جسماني و رواني آنها قائل شده است. شيوه هاي مقابله، توانايي هاي شناختي و رفتاري اي هستند كه فرد مضطرب به منظور كنترل نيازهاي خاص دروني و بيروني فشار آور به كار مي گيرد.
در مقابله مذهبي از منابع مذهبي مثل دعا و نيايش، توكل و توسل به خداوند و.... براي مقابله استفاده مي شود. يافته هاي اخير نشان داده اند از آنجايي كه اين نوع مقابله ها هم منبع حمايت عاطفي و هم وسيله اي براي تفسير مثبت حوادث زندگي هستند، مي توانند مقابله هاي بعدي را تسهيل نمايند، بنابراين به كارگيري آنها براي اكثر افراد، سلامت ساز است. رفتارهاي مذهبي ارزش مثبتي در پرداختن به نكات معني دار زندگي دارند.
رفتارهايي از قبيل توكل به خداوند، زيارت و غيره.... مي توانند از طريق ايجاد اميد و تشويق به نگرش هاي مثبت، موجب آرامش دروني فرد شوند. باور به اين كه خدايي هست كه موقعيت ها را كنترل مي كند و ناظر بر عبادت كننده هاست، تا حد زيادي اضطراب مرتبط با موقعيت را كاهش مي دهد. به طوري كه اغلب افراد مؤمن ارتباط خود را با خداوند مانند ارتباط با يك دوست بسيار صميمي توصيف مي كنند و معتقدند كه مي توان از طريق اتكاء و توسل به خداوند، اثر موقعيت هاي غير قابل كنترل را به طريقي كنترل نمود.
به همين دليل گفته مي شود كه مذهب مي تواند به شيوه فعالي در فرآيند مقابله مؤثر باشد. به طور كلي مقابله مذهبي، متكي بر باورها و فعاليت هاي مذهبي است و از اين طريق در كنترل استرس هاي هيجاني و ناراحتي هاي جسمي به افراد كمك مي كند. داشتن معنا و هدف در زندگي، احساس تعلق داشتن به منبعي والا، اميدواري به كمك و ياري خداوند در شرايط مشكل زاي زندگي، برخورداري از حمايت هاي اجتماعي، حمايت روحاني و. . . . . همگي از جمله منابعي هستند كه افراد مذهبي با برخورداري از آنها مي توانند در مواجهه با حوادث فشارزاي زندگي، آسيب كمتري را متحمل شوند.
مذهب مي تواند در تمامي عوامل، نقش مؤثري در استرس زايي داشته باشد و در ارزيابي موقعيت، ارزيابي شناختي فرد، فعاليت هاي مقابله، منابع حمايتي و. . . . سبب كاهش گرفتاري رواني شود. بر اين اساس، مدت ها است كه تصور مي شود بين مذهب و سلامت روان ارتباط مثبتي وجود دارد و اخيراً نيز روانشناسي مذهب، حمايت هاي تجربي زيادي را در راستاي اين زمينه فراهم آورده است.
ويتر و همكاران او نشان دادند كه 20 تا 60 درصد متغيرهاي سلامت رواني افراد بالغ، توسط باورهاي مذهبي تبيين مي شود. در مطالعه ديگري، ويلتيز و كريدر نشان دادند كه در يك نمونه 1650 نفري با ميانگين سني 50، نگرش هاي مذهبي با سلامت رواني رابطه مثبتي دارند. به علاوه مذهبي بودن با رضايت زناشويي در مردان و زنان و رضايت شغلي در مردان مرتبط بود.
بر اساس مطالعات انجام شده ديگر، بين مذهبي بودن و معنا دار بودن زندگي و سلامت رواني ارتباط نزديكي وجود دارد. در يك بررسي كه 836 بزرگسال با ميانگين 4/ 73 سال شركت داشتند، معلوم شد كه بين سه شاخص مذهبي بودن (فعاليت هاي مذهبي غير سازمان يافته و فعاليت هاي مذهبي سازمان يافته) و روحيه داشتن و دلگرمي به زندگي، همبستگي مثبتي وجود دارد.
به علاوه اسپيكا و همكارانش، 36 مطالعه تجربي در مورد مرگ و درگيري مذهبي را مرور كردند و نتيجه گرفتند كه ايمان قوي تر، يا معتقد بودن به زندگي بعد از مرگ با ترس كمتر از مرگ همبستگي دارد. همچنين افرادي كه نمره بالاتري در شاخص مذهب دروني داشتند، ترس كمتري را از مرگ گزارش كردند.
مطالعات ديگر، تأثير مداخلات مذهبي را در كاهش اضطراب و تحمل فشارهاي رواني پس از بهبودي، نشان داده اند. به عنوان مثال، نتايج دو بررسي نشان داد، كساني كه به اعتقادات مذهبي پايبند بودند، اضطراب و ناراحتي كمتري را نسبت به كساني كه به اعتقادات مذهبي پاي بند نبودند، گزارش كرده اند.
گارنتر و همكاران در زمينه سلامت رواني و اعتقادات مذهبي شش مقاله را مورد بررسي قرار دادند و دريافتند كه در تمام اين مطالعات بين اعتقادات مذهبي و سلامت رواني رابطه مثبتي وجود دارد. هانت سازگاري زناشويي 64 زوج را مورد بررسي قرارداد و نشان داد كه مذهب به طور مثبت با سازگاري زناشويي، خوشحالي و رضايت زناشويي بالاتر ارتباط دارد و همچنين نتيجه گرفت كه مذهب يك عامل مهم در جلوگيري از طلاق است.
زاكرمن و همكاران در پژوهشي گزارش كردند، در افراد سالمندي كه نمره كمتري در شاخص مذهبي بودن به دست آوردند، ميزان مرگ ومير 42% بود، در حالي كه اين ميزان براي افراد سالمندي كه نمره شاخص مذهبي بالايي داشتند 19% بود. در مطالعه ديگري، كونينگ، كلين و همكاران دريافتند كه سرطان در بين افرادي كه نمره بالاتري در شاخص مذهبي دروني كسب مي كنند كمتر شايع است.
در بررسي ديگري، مشاهده كردند افرادي كه هميشه از مقابله هاي مذهبي استفاده مي كنند نسبت به افرادي كه كمتر و گاهي از اين مقابله ها استفاده مي كنند در 9 شاخص از 12 شاخص سلامت روانشناختي، نمرات بالاتري كسب كردند. موريس اثر زيارت مذهبي را روي افسردگي و اضطراب 24 بيمار سالمند بررسي كرد. او دريافت كه علائم آنها بعد از زيارت رفتن كاهش زيادي داشته و حداقل تا ده ماه بعد از برگشتن از زيارت هم اين اثر ادامه دارد.
در مطالعه ديگري، مكين توش نقش مذهب را در سازگاري افراد با يك رويداد معني دار زندگي بررسي كرد. او با 124پدر و مادري كه كودك خود را به علت سندرم مرگ ناگهاني از دست داده بودند مصاحبه كرد و دريافت كه مذهبي بودن با يافتن معني در مرگ ارتباط مثبتي دارد. به علاوه مذهبي بودن با افزايش صلاحيت رواني و كاهش ناراحتي در بين والدين در طي 18 ماه بعد از مرگ كودكانشان، ارتباط داشت.
عليرغم اين كه اكثر تحقيقات ذكر شده در اديان ديگري صورت گرفته است و از آنجايي كه باور و اعتقاد ما مسلمانان بر اين است كه دين اسلام به عنوان يك ايدئولوژي، ارائه دهنده كامل ترين و سلامت سازترين سبك زندگي بشريت است و احكام و دستورات آن حوزه هاي وسيع اخلاقي، بين فردي، بهداشتي و اجتماعي را در بر مي گيرد، لذا مطالعه علمي اثرات و نقش متغيرهاي مذهبي در سلامت رواني يك ضرورت اساسي به نظر مي رسد.
-
شنبه 29 اسفند 1388
6:29 AM
نظرات(0)
تا به حال فکر کرده اید چقدر از زندگی تان را خواب بوده اید. هر انسان به طور متوسط یک سوم طول عمرش را در خواب سپری می کند. وقتی می خوابید ضربان قلب تان کاهش می یابد و ماهیچه هایتان شل می شوند. تنفس تان هم آهسته می شود و کمتر و کمتر به محرک های دنیای خارج واکنش نشان می دهید. خواب انرژی بدن شما را دوباره ذخیره می کند و به شما کمک می کند تا وقایعی را که در طول روز اتفاق افتاده، مرور کنید و به خاطر بسپارید. البته در نظر داشته باشید خوابیدن و خواب دیدن هم مثل هر کار دیگری که بدن شما انجام می دهد، تحت فرمان و کنترل مغزتان انجام می گیرد. صبح بیدار شدن هم مثل به خاطر سپردن این که شما چه کسی هستید و یا این که کجا زندگی می کنید همه و همه بر عهده مغز و تحت فرمان این عضو از بدن شماست. در حقیقت، مغز یک مرکز کنترل قابل توجه است. حتی همین حالا که در حال خواندن این جملات هستید، می توانید فکر بکنید، نفس بکشید و حرکت هم بکنید. تصمیم گیری ها، فکر کردن ها، آرزوها و خواب دیدن ها همگی از سوی مغز شما اداره می شوند. مغز هر فردی به قسمت هایی با نام قدامی، میانی و خلفی که توسط اعصاب به هم متصل هستند، تقسیم می شود. قسمت قدامی مغز طی تکامل انسان ها بزرگ تر می شود. پیچ و تاب های زیادی پیدا می کند. به همین دلیل است که مغز انسان ظاهری شبیه مغز گردو به خود گرفته است. کورتکس مغزی در انسان ها بزرگ تر از بقیه حیوانات است و این کورتکس بسیاری از مهارت های منحصر به فرد ما انسان ها مانند زبان و قابلیت حل کردن مشکلات را بر عهده دارد. خواب و خواب دیدن هم ارتباط زیادی با این قسمت دارد.
به چه مقدار خواب روزانه نیاز داریم؟
با افزایش سن، بدن به خواب کمتری نیاز پیدا می کند. یک کودک به 16 ساعت خواب روزانه نیازمند است، ولی وقتی فردی به سن 60 سالگی می رسد، با کمتر از 7 ساعت خواب نیاز روزانه بدن خود را برطرف می کند. اگر فردی برای مدتی طولانی بیدار بماند، ممکن است به انواع بیماری های روحی مثل پارانویا و توهم مبتلا شود. البته اگر گاه و بیگاه دچار بی خوایی می شوید نباید نگران باشید، هیچ ضرر طولانی مدتی شما را تهدید نمی کند. جالب است بدانید که فردی به نام رابرت مک دونالد با بیدار ماندن به مدت 18 روز توانسته است رکورد بی خوابی دنیا را در سال 1988 به نام خود ثبت کند.
ساعت بدن شما
سیکل خواب و بیداری هر فردی معمولا 24 ساعت طول می کشد؛ اما اگر به نحوی شما را از دانستن زمان و ساعت محروم کنند، این سیکل می تواند کم کم طولانی تر شود و به حدود 25 ساعت برسد. به این ترتیب، هر فردی در بدنش یک ساعت بیولوژیکی مخصوص به خود دارد. این ساعت با منطقه ای از مغز به نام هیپوتالاموس در ارتباط است، که قسمتی از آن مستقیما به چشم ها مرتبط می شود.
سیکل خواب انسان ها یا دوره خواب دیدن
دانشمندان با استفاده از الکتروانسفالوگرافی(EEG) یا دستگاه سنجش الکتریکی فعالیت های زیستی، فعالیت الکتریکی مغز را در طول 5 مرحله از خواب اندازه گیری کرده و متوجه شدند وقتی انسان به خواب می رود هم زمان با کاهش فعالیت مغزش از مراحل یک تا 4 عبور می کند. مرحله 4 عمیق ترین مرحله خواب است و سپس 5 تا 15 دقیقه پیش از شروع مرحله 5 مراحل یک تا 4 برعکس طی می شود. مرحله 5 که به اختصار REM نامیده می شود مرحله ای است که در آن حرکات سریع چشم دیده می شود. پدیده خواب دیدن هم در این مرحله اتفاق می افتد. کل این سیکل حدود 90 دقیقه به طول می انجامد و در کل شب چند مرتبه تکرار می شود.
چرا خواب می بینیم؟
هیچ کس تا به حال نتوانسته است پاسخ قطعی این سوال را بیابد. برخی روانکاوان معتقدند خواب ها کلیدی به ضمیر ناخودآگاه ما هستند. برخی محققان نیز فکر می کنند خواب دیدن سبب می شود بدن ما در حالت خواب باقی بماند. دیگران نیز بر این باورند که خواب ها و رویاها مسیرهایی هستند که به وسیله آن، مغز ما اطلاعات غیر ضروری خود را حذف می کند و اطلاعات مهمی را که باید ذخیره داشته باشد، حفظ می کند. خواب ها در واقع ارتباطات بدن، ذهن و روح هرفردی در یک محیط ارتباطی نمادین از زیستن هستند. خواب دیدن که طی فرآیند خوابیدن اتفاق می افتد، شکلی از فعالیت روحی ماست و تا به حال آزمایش های فراوانی بر روی این پدیده انجام گرفته و به محققان ایده های فراوانی در این زمینه داده است. محققان می دانند که تجربیات بینایی تقریبا در تمامی رویاها حضوری ثابت دارند، اما حضور تجربیات شنیداری 40 تا 50 درصد و حواس لامسه، بویایی و چشایی و درد نیز درصد نسبتا کمی از حضور را در خواب هر فردی دارا هستند. البته در هر رویا مقادیر قابل توجهی از احساساتی مانند ترس، عصبانیت یا خوشحالی نیز وجود دارد. بیشتر رویاها به شکل داستان هایی منقطع و از هم گسیخته دیده می شوند. احساسات به طور مکرر در آن ها تغییر می کند. بیشتر خواب هایی که هر فردی در طول عمرش می بیند، معمولی هستند اما بجرات می توان گفت: بیشتر مردم دست کم چند رویای عجیب و غریب را هم تجربه کرده اند. خواب ها معانی مختلفی دارند و به عبارت دیگر آرزوهای مهم، ترس ها، دلواپسی ها و نگرانی های فردی را که خواب می بیند، نشان می دهند. بنابراین مطالعه و بررسی خواب هایی که هر فردی می بیند، می تواند جنبه های متفاوتی از عملکردهای روانی وی را بر ملا کند. البته خیلی وقت ها مثلا وقتی شخص با معده پر بخوابد یا این که داروهای خاصی مصرف کند، نمی توان بر معانی خواب او تکیه کرد. در این مواقع، بیشتر خواب ها، خواب هایی بی محتوا خواهند بود؛ اما برخی خواب ها برحوادث مهمی که در آینده رخ می دهند دلالت دارند و برخی نیز پیغام هایی هستند که شخص را از خوشبختی یا منفعتی درآینده با خبر می کنند آیا شما این واقعیت را تجربه کرده اید؟
زیست شناسی خواب
براساس مطالعات مفصلی که روی این پدیده انجام گرفته، مشخص شده است 2 حالت قابل تفکیک در خواب هر فردی وجود دارد. حالت اول که به آن خواب S یا NREM می گویند یبشتر دوره خواب را شامل می شود. در این نوع خواب سیستم عصبی ارادی فعالیت کمی دارد و حرکات سریع چشم هم در آن وجود ندارد. هیچ خوابی هم در این مرحله دیده نمی شود. دومین نوع خواب که به آن D یا REM می گویند به طور دوره ای در طول دوره خواب رخ می دهد و مشخصه آن هم فعال شدن سیستم عصبی ارادی، حرکات سریع چشم و خواب دیدن های مکرر است. معمولا هر شخصی 4 یا 5 دوره از خواب D را طی شب تجربه می کند، چه خواب هایی را که دیده است به خاطر داشته باشد و چه آن ها را به یاد نیاورد. این دوره ها در فواصلی که حدود 90 دقیقه طول می کشد، اتفاق می افتند و روی هم رفته 25 درصد از خواب شبانه را تشکیل می دهند؛ اما بد نیست بدانید که در نوزادان 50 درصد از کل خواب را این دوره ها در برمی گیرند. شواهد نشان می دهند که یک دوره خواب دیدن معمولا از 5تا 20 دقیقه به طول می انجامد.
آیا حیوانات هم خواب می بینند؟
تحقیقات نشان می دهند که پستانداران حداقل دارای دوره خوابی D هستند و چون خواب دیدن هم در این دوره اتفاق می افتد، پس آن ها هم خواب می بینند. مشخص شده است که در این جانوران در طول دوره خواب D فعالیت شدید کورتکس بینایی اتفاق می افتد.
در خواب یاد بگیرید
مطالعات نشان داده اند که خوابیدن برای داشتن ذهنی خلاق و حافظه ای قوی لازم و ضروری است. هر کسی به دنبال یک خواب خوب شبانه احساس شادابی و سرحالی می کند، اما آیا می توانید باهوش تر و شاید هنرمندانه تر از خواب برخیزید؟ دانشمندان آلمانی برای اولین بار اثبات کرده اند مغز به خواب رفته ما به کار خود روی حل مشکلاتی که ذهن ما را در طول روز درگیر کرده بودند، ادامه می دهد و ممکن است پس از یک خواب 8 ساعته، مغز ما بسیار آسان تر به پاسخی درست برای آن مشکل دست پیدا کند. پس یک خواب خوب در شب امتحان، می تواند تاثیر خوبی در کارنامه یک دانش آموز داشته باشد. مطالعات نشان می دهند کمبود خواب 70 میلیون آمریکایی دلیل مهمی برای افزایش آمار تصادفات و یا کسب نمرات کمتر در امتحانات و نیز بدبودن وضعیت سلامتی این افراد به شمار می آید. محققان آلمانی اثبات کرده اند خوابیدن می تواند مشکلات دیروز ما را به راه حل های خوب امروز تبدیل کند. آن ها بررسی خود را روی 106 مغز انجام داده اند که به 5 گروه مجزا با تعداد مساوی زنان و مردان 18 تا 32 ساله تقسیم شده بودند. این تحقیق طوری طراحی شده بود که گروه اول می توانستند بخوابند، اما گروه دوم باید تمام شب را بیدار می ماندند. سومین گروه نیز مجبور بودند تمام روز را بیدار بمانند و دو گروه دیگر نیز برای آزمایش های تکمیلی استفاده می شدند. هر 5 گروه، در آزمایشی که مخصوص آن ها طراحی شده بود، شرکت کردند. این آزمایش، تست تبدیل عدد نام داشت. در این تست افراد می بایست رشته ای متشکل از 8 عدد را به یک رشته جدید که با قوانین جور دربیاید تبدیل کنند. قانونی هم در این آزمون پنهان بود که شرکت کنندگان باید آن را کشف می کردند. نتایج بسیار جالب بود: گروهی که 8 ساعت پیش از انجام این آزمون خوابیده بود نسبت به گروهی که شب را بیدار مانده بود نتیجه ای3 برابر بهتر به دست آورد. در واقع نتایج این تحقیق از مطالعاتی که قبلا روی بیوشیمی مغز انجام گرفته بود، حمایت می کند و نشان می دهد حافظه ها پیش از این که ذخیره شوند، بازسازی شده و به این ترتیب مشکلات آسان تر حل می شوند. هم چنین می توان توضیحی برای کمتر شدن حافظه در افراد پیرتر پیدا کرد، زیرا معمولا افزایش سن با کم خوابی همراه است. تاریخ هم این تحقیقات را تایید می کند. داستان بسیاری از هنرمندان و دانشمندانی را شنیده ایم که از خواب بیدار شده و توانسته اند بهترین و قابل توجه ترین کار زندگی خود را پس از یک دوره طولانی ناامیدی انجام دهند. به عنوان مثال، شیمیدان مشهور روسی، دیمتری مندلیف جدول تناوبی عناصر را در خواب طراحی کرده، یا شاعر انگلیسی، ساموئل تیلور کولیریج مشهورترین شعر حماسی خود را با نام کوبلای خان در خواب سروده است. نتایج تمامی این بررسی ها دلیل خوبی هستند برای افراد خواب آلود و خواب دوست. شاید شما هم پس از بیدار شدن از یک خواب خوب بتوانید شاهکار زندگی خود را خلق کنید.
-
شنبه 29 اسفند 1388
6:29 AM
نظرات(0)
اكثر افراد از اين حقيقت آگاه هستند كه ما تحت تاثير مثبت يا منفی كسانی هستيم كه وقت بيشتری را با آنان می گذرانيم. كودكان تحت تاثير والدين خود هستند و برعكس. همسران، خواهران و برادران هم از يكديگر تاثير می پذيرند و عده ای نيز تحت تاثير همكاران، دوستان و همسايگان خود قرار دارند. گاهی در محيط كار، بر افرادی كه وقت خود را با آن ها سپری می كنيم، كنترلی نداريم. گاهی همين موضوع در رابطه با افراد خانواده نيز صادق است. شما وقتی را با آن ها می گذرانيد نه فقط از آن جهت كه مورد علاقه شما هستند بلكه به اين دليل كه خانواده شما هستند و شما چاره قابل قبول ديگری نداريد. گاهی هم بر كسانی كه وقت خود را با آن ها می گذرانيم، كاملا كنترل داريم. مثلا دوستان و افرادی كه به منزل خود دعوت كرده و يا تلفنی با آن ها صحبت می كنيم. وقت و انرژی از مهم ترين دارايی های ارزشمند ما هستند بنابراين بی اندازه اهميت دارد كه با تعقل و تفكر درست، كسانی را كه می خواهيم وقت خود را با آن ها بگذرانيم، برگزينيم. آيا شما وقت خود را با افرادی كه بر شما تاثير می گذارند(خانواده)، می گذرانيد و يا آن كه هم صحبت خود را به طور اتفاقی، انتخاب می كنيد؟ اگر صادق باشيد از پاسخ خود متعجب می شويد زيرا بيشتر ما به هنگام رويارويی با اين پرسش تازه به اين فكر می افتيم كه به چه دليل دوست خاصی را برگزيده ايم و معيارمان برای دوستی چه بوده است و...؟ ما نمی گوييم الزاما تمام دوستی ها را قطع نموده و دوستی های جديدی را برقرار كنيد و هم چنين منظور اين نيست كه تمام دوستی ها بايد برپايه سنت، تعهد و يا تجربيات گذشته بد يا نادرست هستند. فقط شما را تشويق می كنيم كه به ارزيابی مجدد و صادقانه نسبت به فردی كه با او هستيد و هم چنين احساسی كه بعد از آن به شما دست می دهد بپردازيد. آيا او كمكی به رشد شما می كند؟ آيا از نظر شخصی قابل تحسين و احترام است؟ آيا ارزش های مشتركی داريد؟ آيا از نحوه صرف وقت خود يا تماس تلفنی با او، احساس خوبی داريد؟ چنان چه پاسخ شما منفی باشد، بدان معنا نيست كه ديگر نمی توانيد به دوستی خود ادامه بدهيد بلكه شايد تصميم بگيريد كه وقت كمتری را با او سپری كنيد و وقت و فضايی را برای ملاقات و آشنايی با افراد تازه يا صرفا برای تنهايی خود فراهم نماييد.
منظورمان قضاوت كردن درباره ديگران نيست
هدف از اين پيشنهاد«قضاوت كردن درباره ديگران» نيست. شما با معين كردن افرادی كه ترجيح می دهيد زمان كمتری را با آن ها صرف نماييد، به آن ها بی احترامی نمی كنيد و هم چنين تصور نمی كنيد آنان افراد فوق العاده ای نيستند. شما فكر نمی كنيد بهتر از آنان هستيد و يا آن ها صفاتی عالی ندارند. شما فقط همه چيز را بررسی كرده و ترجيح می دهيد زمان خود را به تنهايی با با شخص ديگری سپری نماييد. به ياد داشته باشيم كه هر يك از ما فقط زمانی مشخص برای سپری كردن با ديگران داريم. بهترين انتخاب بستگی به خود ما دارد. مثلا فردی صدها نفر را كه به دلايل محتلف دوست دارد، ملاقات می كند اما ترجيح می دهد كه وقت خود را با آن ها نگذراند و در ضمن بخش مهم قضيه آن است كه حدس می زند بيشتر آنان نيز احساس او را داشته باشند. برخی افراد عاشق تنهايی اند و اگر قرار باشد با شخص ديگری دوست باشند حتما در دوست يابی وسواس نشان می دهند. مثلا بيشتر ما ترجيح می دهيم كه با افراد تند مزاج و زودرنج وقت زيادی را صرف نكنيم و از افرادی هم كه ترحم و شكايت كردن و گلايه را دوست دارند اجتناب می كنيم. تعيين بعضی از ترجيحات ما ناشی از اين آگاهی است كه تحت تاثير اطرافيان خود قرار می گيريم. پس اگر وقت خود را با آدم های هميشه شاكی سپری كنيم، خود ما نيز تمايل به شكوه كردن پيدا می كنيم و الی آخر. اجرای اين سياست، قابليت زيادی برای نفوذ بر چگونگی زندگی دارد. اطرافيان شما، مخصوصا آن هايی كه برای وقت گذرانی انتخاب می كنيد، بر ديدگاه و حال خوش شما تاثير زيادی دارند. اگر هم صحبت خوبی را برگزينيد، بی ترديد زندگي تان آسان تر و كم استرس تر می شود.
-
شنبه 29 اسفند 1388
6:26 AM
نظرات(0)
آیا تا به حال به این مسأله فکر کرده اید که خنده چقدر می تواند در کنش و واکنش بدن سودمند باشد و آیا می دانید در هنگام خندیدن در بدن چه اتفاقی رخ می دهد؟ امروزه دانش روانشناسی پی برده است که لبخند در زندگی ما از اهمیت بسزایی برخوردار است. لبخند و خنده هیچ عارضه جانبی مضری ندارد و حتی اگر نتواند به خودی خود بیماری و فشارهای روحی را علاج کند، حداقل می تواند برای لحظاتی نگرانی به وجود آمده از بیماری را برطرف سازد. لبخند علاوه بر معکوس کردن مسیر بیماری و تامین سلامت، بهترین یخ شکن در گردهمایی های اجتماعی است. در سال های اخیر دانشمندان سعی داشتند که فیزیولوژی خنده و اثرات پزشکی قابل اثباتش را آشکار کنند. گروهی از این وحشت دارند که اگر زیاد بخندند و یا لبخند به لب داشته باشند، دیگران آن ها را جدی نگیرند در حالی که باید بدانیم امروزه مشکل، خنده زیاد نیست، بلکه کمبود خنده است. البته بایستی صادقانه خندید و شخصیت خود را نیز در نظر داشت. خنده، آن گاه موثر و درمان بخش است که به موقع باشد و به شخصیت دیگران آسیب نرساند. خنده های بی مورد و تمسخرآمیز، انسان را غافل می کند و پرده سیاهی بر روی عوامل شادی آفرین دیگر می کشد. لبخندزدن و خندیدن، نشانه داشتن شخصیتی دست و دلباز، اجتماعی و خوش قلب است. گر چه ما ایرانیان معمولا خندیدن زیاد را با سبک سری یکی می دانیم ولی باید بدانیم که تغییراتی فراسوی سبک سری در جسم و بدن انسان به واسطه خندیدن و لبخندزدن به وجود می آید که تظاهرات عینی آن شادمانی است که در این حالت تمام جسم تنظیم می شود و ذهن شفاف می گردد. گاهی خندیدن آنقدر برای انسان عادی می شود که فراموش می کند، چقدر شگفت آور است.
-
شنبه 29 اسفند 1388
6:20 AM
نظرات(0)
اعتماد به نفس عبارت است از این كه انسان به خود تكیه كند، خود را مسئول كارهای خویش بداند، موفقیت و ناكامی را معلول افكار و اعمال خود بپندارد و به یاری دیگران چشم ندوزد. با استفاده از مدد رسانی خداوند و با قرار دادن امور در مسیر سنت او و با زمینه سازی هایی كه برای موفقیت در انجام هر كاری ضروری است بتواند تردید و دودلی را از خود دور سازد. از نیازهای مهم و اساسی انسان كه زمینه ساز حیات اجتماعی و شرافتمندانه است نیاز به اعتماد به نفس است. لذا به عقیده روانشناسان ریشه این كمال انسانی در وجود هر فردی نهفته است و از همان سال های آغازین كودكی(حدود سه سالگی) به صراحت در كودكان دیده می شود و كودك به تدریج به خود توجه می كند. از این رو استقلال طلبی و بی نیازی از دیگران از ژرفای احساسات بشری و تمایلات فطری سرچشمه می گیرد.1 به همین دلیل در دین مقدس اسلام كه آئین و دستوراتش منطبق بر فطرت است و در محبت رشد و تعالی آن برنامه ریزی كرده است اساس دستورات و تعالیم و تربیت اسلامی نیز بر مسولیت فردی، تكالیف شخصی، اعتماد به نفس استوار است. امام علی(ع) می فرمایند: قدر الرجل علی قدر همّته2 ارزش هر انسان به مقدار همت اوست. یعنی قیمت شخصیت افراد را باید در مقدار اعتماد به نفس جستجو كرد چرا كه اعتماد به نفس آثار و ثمراتی را در فرد ایجاد می كند كه موجب رشد شخصیت فردی و اجتماعی او می شود.
الف) آثار اعتماد به نفس:
1- موفقیت: یكی از عوامل مهم پیشرفت علمی و كامیابی در انسان اعتقاد به توانایی های فردی است. مطالعات روانشناسان نشان می دهد كه علت اصلی موفقیت اشخاص در كارها آن است كه از خود انتظار موفقیت داشته باشند. اعتماد به نفس تردید و بی ثباتی را زایل می كند و انسان این امكان را دارد كه با تعقل و اندیشه راه صحیح را انتخاب كرده و با متانت و پشتكار آن را به اتمام برساند. اگر در جهان بایدت برتری امام علی(ع) می فرمایند: ارزش شخصیت هر فردی، وابسته به ارزشی است كه اتخاذ می كند. اگر نفس خود را از پستی بر كنار داشت، رفعت مقام پیدا می كند و اگر آن را خوار شمرد به پستی می گراید.5
حسن خلق:
حسن خلق یك صفت به ظاهر كوچك ولی در حقیقت بسیار با ارزش است چرا كه هزاران حالات روحی پسندیده و خیر خواهانه در بردارد كه خوشبختی بشر و سعادت او وابسته به همین حالات روحی پسندیده او می باشد. «موریس مترلینگ» می گوید: همان طور كه بشر برای تندرست بودن بوجود آمده همان طور هم بشریت برای خوشبختی ایجاد شده است و این هم مسلم است كه خوشبختی او معلول خوش و مهربانی او با دیگران است. امام علی(ع) فرموده است: سه چیز محبت و محبوبیت می آورد: حسن خلق، رفاقت و دوستی نیكو و شایسته و فروتنی.8 خوش خلقی منشأ صفاتی هم چون:
راستی و صداقت رمز خوشبختی:
از نظر تمامی اقوام و ملل راستگویی صفتی پسندیده و نیكو می باشد و از طرف دیگر دروغ و بر خلاف واقع سخن گفتن از صفات رذیله محسوب می شود. به طوری كه سخنان بسیاری در مورد فضیلت و پاداش راستگویی و راستگو در آیات و روایات وسخنان بزرگان بیان شده است و آن را از میان تمامی مكارم اخلاقی جزء فضیلت شمرده اند. امام صادق(ع) می فرماید: به طول ركوع و سجود مرد نگاه نكنید زیرا بدان عادت كرده و اگر آن را وانهد بهراسد ولی نگاه كنید به راستگویی و امانت پردازی او.15 پی نوشت ها: منبع: مدرسه علمیه نرجس
2- پایداری در هدف: در سایه اعتماد به نفس و خود باوری، قدرت مواجهه با مشكلات و ناملایمات زندگی و تحمل سختی ها و مرارت ها افزایش می یابد. چون هر فردی به تناسب روحیه و طرز تفكر خود با مشكلات روبه رو می شود و عكس العمل نشان می دهد. امام علی(ع) می فرمایند: با تغییر شرایط و اوضاع واحوال، ذخایر و جواهر فطری مردان شناخته می شود.3 افرادی كه به اراده خویش متكی اند از نظر روایات افرادی حّر و آزاده معرفی شده اند كه در هر حال خود را نمی بازند، در برابر طوفان سهمگین زندگی با اقتدار می ایستند و از زبونی و فرومایگی و خود باختگی اجتناب می ورزند.
3- سلامت روان: یكی دیگر از آثار اعتماد به نفس حفظ سلامت و روان است. چرا كه ضعف اعتماد به نفس عوارضی چون: نگرانی، بی ثباتی، اضطراب، بدبینی، پرخاشگری، افسردگی، خود كم بینی و وسواس و .... را به دنبال دارد. براساس نظریه«اریكسون» اگر هویت شخصی نوجوان در طی زمان و بر اساس تجربیات حاصل از برخورد صحیح به تدریج ایجاد شود و نوجوان بتواند خود را بشناسد و از دیگران جدا سازد تعادل روحی وی تضمین می شود. ولی اگر سرخوردگی و عدم اعتماد جایگزین شود و به جای تماس با مردم، گوشه گیر شود و به جای تحرك به ركود گراید و به جای خود آگاهی و تشكیل هویت مثبت دچار ابهام در نقش خود شود، هماهنگی و تعادل روانی وی به هم می خورد و به بحران هویت دچار می شود.4
4- جلب اعتماد دیگران: اعتماد به نفس نقش موثری در جلب اعتماد دیگران دارد چرا كه تاثیر گذاری بر افراد بستگی زیادی به قدرت ایمان و خود باوری دارد. كسی كه به خود اعتماد ندارد هرگز نمی تواند اعتماد دیگران را جلب كند.
نباید كه خود پست و دون بشمری
چو خود خویشتن پست بینی و خوار
دگر از كس امید عزت مدار
5- رشد اجتماعی: یكی از پایه های واقعی رشد اجتماعی، اعتماد به نفس است. عدم سازگاری با محیط، نتیجه بی اعتمادی و صغف نفس است. اشخاصی كه می بینید خجول و كم رو، یا بی حیاء و پرخاش جو، یا ساكت و خموش، یا پرگو و فضول، یا سرد و بی تفاوت یا بی تامل و سبك سرند همه مردمانی هستند كه به خود اطمینان ندارند. این افراد برای رهایی از احساس حقارت به گوشه گیری و انزوا روی می آورند اما فشار روحی و فرار از معاشرت و سازش به مراتب از خود كم بینی بیشتر است. امام صادق(ع) می فرمایند: الرجل یجزع من الذل الصغیر فید خله ذلك فی الذل الكبیر6
آدمی از ذلت كوچك اظهار ناراحتی می كند و همین امر او را به ذلت بزرگ ترین سوقی می دهد. بنابراین با اعتماد به نفس ترس از اجتماع و معاشرت با مردم زایل می شود و سازگاری با محیط به سهولت انجام می شود. به راحتی می تواند با دیگران ارتباط برقرار كند، به موقع تصمیم بگیرد، با قاطعیت به سوی مقصد خویش حركت كند و مشكلات را یكی پس از دیگری از پیش بر می دارد. با دقت در ویژگی های افرادی كه اعتماد به نفس دارند می بینیم كه همه افراد موفق و پیروز را دوست دارند آن هایی كه صبورانه و بردبارانه با تفكر و تعقل با مشكلات مبارزه می كنند را دوست دارند. لذا اعتماد به نفس ویژگی مهمی است كه در افراد محبوب جامعه به چشم می خورد. چرا كه كسانی كه فاقد اعتماد به نفس هستند نشانه ها و ویژگی هایی دارند كه هیچ یك مطلوب و خواستنی نیست از جمله ویژگی های افراد فاقد اعتماد به نفس می توان: تردید و دودلی، منفی بافی، خیال بافی، ترس و عدم اطمینان، آسیب پذیری، خود فریبی، ظاهرسازی، خودكم بینی و تقلید كوركورانه را نام برد. بنابراین كسانی كه فاقد اعتماد به نفس می باشند، آثار خودباختگی و بی اعتمادی از خلال رفتار و گفتار آن ها به خوبی نمایان است. او نمی تواند با قدرت حرف بزند و از حق خویش دفاع كند. كم رو است و از مواجه شدن با دیگران و ارتباطات اجتماعی می گریزد و تردید و بی ثباتی و تزلزل در زوایای مختلف زندگی آن ها دیده می شود و كارهایشان را معمولا در میانه راه رها كرده و به نتیجه نهایی نمی رسانند. تمامی این ویژگی ها در نظر تمامی افراد مذموم و ناپسند است لذا افرادی كه فاقد اعتماد به نفس هستند هیچ گاه محبوبیتی را در میان افراد خانواده و جامعه خویش نمی توانند كسب كنند.7
الف) خوشرویی و تبسم: یكی از بزرگ ترین رازهای محبوبیت داشتن چهره ای بشاش و گشاده رو در ملاقات های اجتماعی می باشد. به طوری كه اگر می خواهیم همه ما را دوست بدارند و اراده كرده ایم كه با آسان ترین وسیله محبوب دیگران باشیم باید در ملاقات ها چهره ای متبسم داشته باشیم. چرا كه این نحوه معاشرت سبب محبت و دامی برای دوستی است. و این مطلب به خوبی از گفتار اهل بیت(ع) و سیره زندگی آن ها نمایان است. امام علی(ع) می فرمایند: اَلْبَشاشهُ حَبالَهُ المودّه شكفتگی صورت دام دوستی است.9 هم چنین حضرت می فرمایند: سَبَبُ المُحبّه البِشْر؛ خوشرویی سبب محبت است10 و در جای دیگر فرموده اند: گشاده رویی با خوشرویی و بخشش و نیكی كردن و درود و سلام گفتن، كشاننده دوستی مردم است.11
ب) رافت و مهربانی: قرآن كریم یكی از صفات بارز پیامبر را كه موجب محبوبیت حضرت در بین مردم شده«مهربانی» حضرت بیان می دارد آن جا كه می فرماید: فبما رحمه من الله لِنْتَ لَهُم وَ لَوْ كُنْتَ فَظاًّ غلیظَ القلب لا نْفَضُّوا مِنْ حولِك.12 از پرتو رحمت الهی در برابر آن ها«نرم و مهربان» شو اگر خشن و سنگدل بودی از اطراف تو پراكنده می شوند. واژه«فَظّ» به معنای خشن و تند است و غلیظ القلب كنایه از فقدان رقت و رأفت قلب است و به كسی گویند كه سنگدل بوده و عملا انعطاف و محبتی نشان نمی دهد.13 بنابراین این دو كلمه گر چه هر دو به معنای خشونت است اما یكی معمولا در مورد خشونت در سخن و دیگری در مورد خشونت در عمل بكار می رود. به این تربیت خداوند اشاره به نرمش كامل پیامبر(ص) و انعطاف او در برابر افراد نادان و گنهكار می كند. امام علی(ع) نیز در یكی از نامه های خود بیان می دارند: مهربانی با مردم را پوشش دل خویش قرارده و با همه دوست و مهربان باش زیرا مردم دو دسته اند: دسته ای برادر دینی تو و دسته دیگر همانند تو در آفرینش می باشند. اگر گناهی از آنان سر می زند یا علت هایی بر آنان عارض می شود یا خواسته و نا خواسته مرتكب اشتباهی می گردند آنان را ببخشای و بر آنان آسان گیر، آن گونه كه دوست داری تو را ببخشاید و برتو آسان گیرد.14
بنابراین از آن جا كه حب به راستگویی و صداقت ریشه و زمینه فطری دارد و هر عقل سلیمی آن را مدح و ستایش می كند مقبولیت عمومی و محبوبیت اجتماعی هم ریشه در«صداقت» فرد دارد و به همان اندازه كه در گفتار و اعمال خود صادق باشد در بین مردم از محبوبیت ومحبت بر خوردار است و صداقت او زمینه پیروزی و موفقیت فردی و اجتماع او را فراهم می آورد. امام علی(ع) می فرمایند: الصادق علی شفا منجاهٍ و كرامهٍ و الكاذِبُ علی شَرَفَ مهواهِ وَ مَهانَهٍ؛ راستگو در راه نجات و بزرگواری است و اما دروغگو برلب پرتگاه هلاكت و خواری است.16 راستی و صداقت در فرهنگ ما به عنوان«صدق» معرفی می شود، یك رویی، خیر خواهی، راستگویی، اخلاص ورزی، و.... راشامل می شود. بنابراین علاوه بر آن كه باید همیشه در زندگی اصل صداقت و راستگویی را رعایت كنیم تا زمینه اعتماد دیگران را فراهم آوریم، باید در برخورد با دیگران و روابط خود صداقت و نیت خیر و هماهنگی رفتار با نیات و یكرویی را نیز رعایت كنیم. چرا كه اگر معلوم و روشن شود كه شما فقط در ظاهر به دیگران احترام گذاشته و كمك های ما ظاهری است و ممكن است در ناملایمات كه گاهاً بین دوستان اتفاق می افتد آن ها را رها كرده و روابط قبلی را به فراموشی بسپاریم، دیگر پایه های اعتماد فروپاشیده و زمینه تنفر و جدایی فراهم می شود و بالعكس اگر ببینند ما در دوستی خود صادق و راستین هستیم و در ناملایماتی كه بین دوستان بوجود می آید از مهرورزی خود دست نمی كشیم در اصل با این عمل خود به صید دل ها پرداخته ایم و در نتیجه محبوب آن ها می شویم. پس دروغ گفتن علاوه برعذاب اخروی، آثار سوء و مفسد فراوانی را هم در دنیا به دنبال دارد كه یكی از آن ها، بی اعتبار كردن و بی ارزش كردن انسان در جامعه و پاشیدن تخم عداوت و دشمنی و تفریق میان دوستان است. پیامبر اكرم(ص) می فرمایند: دروغ بسیار، ارزش و اعتبار انسان در جامعه را از بین می برد. بنابراین كسی كه در جامعه ارزش و اعتباری نداشته باشد چگونه می تواند محبوب دیگران باشد.
1- دكتر قائمي. علي- خانواده و نيازمندي هاي كودكان - انتشارات اميري - چاپ دوم - شهريور70 - ص 245.
2- شتي - محمد - نهج البلاغه - انتشارات پارسايان - چاپ دوم - 1379 - حكمت 47.
3- دشتي- محمد- نهج البلاغه - حكمت 167.
4- سبحاني نيا- محمد - مقاله جوان و اعتماد به نفس - نشريه با معارف اسلامي آشنا شويم - شماره 48 - سال بيستم - مركز مطالعات و تحقيقات اسلامي – 1380.
5- امدي- عبدالواحه - غررالحكم و در را الكم - مترجم محمد علي انصاري. ج 2- ص 522.
6- علامه مجلسي- محمدباقر- بحارالانوار- منشورات مكتب اسلاميه - سال 1386- ج 78- ص249- سطر 4.
7- سبحاني نيا- محمد- مقاله جوان و اعتماد به نفس- مجله با معارف آسلامي آشنا شويم- شماره 49 - ص 76.
8- تميمي امدي- عبدالواحه بن محمد- ترجمه مصطفي درايتي- غررالحكم و در رالكم - انتشارات ضريح افتاب چاپ اول 1381 - شماره 4684.
9- همان - شماره 9929- ص563.
10- همان- شماره 9939- ص 563.
11- همان- شماره 9940.
12- آل عمران- 159.
13- علامه طباطبايي - محمد حسين - تفسيرالميزان- ج 4 چاپ دوم 1364 - ذيل آيه 159 آل عمران - ص 100.
14- دشتي- محمد- نهج البلاغه- نامه 53 فراز2 – ص 567.
15- كليني- محمدبن يعقوب- اصول كافي- ج 3 – ص 167 – ترجمه سيد جواد مصطفوي- انتشارات علميه اسلاميه.
16- دشتي- محمد- نهج البلاغه- خطبه 86 - فراز 12- ص 145.
-
شنبه 29 اسفند 1388
6:20 AM
نظرات(0)
نتایج تحقیقات دانشمندان نشان می دهد که شوخی و خندیدن توان انسان را برای مقابله با درد افزایش می دهد و با خندیدن نه تنها آرامش افراد را افزایش می دهد بلکه خنده برای سلامت جسم از بسیاری داروها مفیدتر است. خندیدن به نوعی ورزش برای عضلات صورت است. ماهیچه های دهان، بینی، گونه ها و اطراف چشم موقع خنده حرکت می کنند و حتی دیافراگم، ماهیچه های شکم و شش ها هم هنگام خندیدن فعال می شوند. با خندیدن با حالت هیجانی و قهقهه، شش ها از هوای بیشتری پر می شوند و اکسیژن گیری بهتر می شود. هم چنین در این حالت ضربان قلب هم افزایش پیدا می کند و خون رسانی به بدن بهتر می شود. پوشش عروق خونی پس از دیدن یک فیلم خنده دار به میزان قابل توجهی منبسط می شود و مقداری از مواد شیمیایی که برای بدن مفید هستند آزاد می شوند. در این موارد التهابات و بسیاری از واکنش های مضر را در بدن انسان کاهش می دهند. در حالی که در هنگام انقباض پوشش عروق مقداری از هورمون های استرس، نظیر کورتیزول آزاد می شوند که در دراز مدت اثرات قلبی – عروقی مخربی برای بدن دارند. خندیدن و شوخی کردن، روش های مثبتی برای ابراز احساس و هیجانات خوشایند است و تاثیر بسیار خوبی بر روح و روان می گذارد. اضطراب و استرس را کم می کند و ترس و تردید را کاهش می دهد. در بدن افراد شاد، ایمنوگلوبولین که از عوامل دفاعی بدن است، بیشتر تولید می شود. این ماده بدن را در برابر عفونت های تنفسی محافظت می کند. ضربان قلب با خنده افزایش یافته و در این صورت اکسیژن گیری مغز هم بیشتر شده و شخص احساس آرامش روحی و جسمی بیشتری می کند. خندیدن موجب سوختن مقداری از کالری های بدن می شود و هر چه میزان و تعداد دفعات خندیدن بیشتر باشد، مقدار کالری که سوزانده می شود نیز بیشتر خواهد بود که این موجب کاهش وزن در افراد می شود. پژوهشگران سوئیسی معتقدند که پس از هر خنده و یا فعالیت شادی بخش تا نیم ساعت قدرت دفاعی بدن بیشتر می شود. منبع: مجله موفقیت
-
شنبه 29 اسفند 1388
6:13 AM
نظرات(0)
چگونه یک فولدر کاملا مخفی بسازیم
با این روش به راحتی و بدون هیچ نرم افزاری می توانیم بر روی پوشه خود رمز بگذاریم تا هیچ شخصی نتواند به اطلاعات کامپیوتر ما دسترسی پیدا کند....
برای مخفی کردن فایلها یا فولدرها در ویندوز از Hidden استفاده می شود اما اگر کسی که نمی خواهیم به اطلاعات ما دست یابی پیداکند کمی کامپیوتر بداند, می تواند آنها را به راحتی پیدا کند. اما ما در اینجا روشی را توضیح می دهیم که هیچ کس نمی تواند آنها را پیدا کند .
-
جمعه 28 اسفند 1388
7:56 AM
نظرات(0)
25 ترفند بسیار مفید در Photoshop
کسانی که به گرافیک و نرم افزارهای آن علاقه دارند حتماً نام فتوشاپ، نرم افزار معروف شرکت Adobe را زیاد شنیده اند. شاید بسیاری این نرم افزار را بهترین برنامه برای اصلاح و تغییرات عکس های خود بدانند. پس دست به کار شوید و 25 ترفند بسیار مفید درباره این نرم افزار را بیاموزید.
ترفند شماره 1: چگونه یک قسمت از یک سند را که از چند لایه تشکیل شده کپی کنیم
ترفند شماره 2: اسناد خود را در کنار هم مشاهده کنید
ترفند شماره 3: حالت ارائه طرح به مشتری در فتوشاپ
ترفند شماره 4: گردش بین اسناد
ترفند شماره 5: مشاهده لایه فعال و مخفی کردن بقیه لایه ها
ترفند شماره 6: ایجاد انتخابهای دایره شکل
ترفند شماره 7: حذف راهنماهای خط کشی
-
جمعه 28 اسفند 1388
7:54 AM
نظرات(0)
چگونه اندازه آیکنها در ویندوز ویستا و 7 را سریع تغییر دهیم
همانطور که میدانید در ویندوزهای ویستا و 7 نحوه مشاهده آیکن فایلها و فولدرها و همچنین شورتکات های صفحه دسکتاپ دگرگون شده است و اشکال جدیدتری با ابعاد گوناگون آیکن ها به آن اضافه شده است. برای تغییر نحوه مشاهده آیکنها در پنجره های ویندوز، بایستی راست کلیک نمود و از منوی View یک گزینه را انتخاب کرد. اما هم اکنون در این ترفند قصد داریم نحوه تغییر شکل و اندازه آیکنهای فایلها، فولدرها و شورتکات های دسکتاپ را به شکلی سریع و با بهره گیری از ماوس و کیبورد را به شما آموزش دهیم.
بدین منظور:
اکنون کلید Ctrl کیبورد را بگیرید و غلطک ماوس را بالا و پایین کنید.
با این کار به ترتیب آیکنهای موجود در صفحه بزرگ و کوچک میشود.
این کار کاملاً مشابه آن چیزی است که میتوان در مرورگرهای وب انجام داد.
-
جمعه 28 اسفند 1388
7:53 AM
نظرات(0)
موضوعات اصلي



