تغییر در رسیدگی به دادخواست مهریه و اجرای ماده ۲ قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی شيوه نامه اجرايى پرونده هاى مطالبه مهريه و اعسار طبق در ۱۶ ماده و يك تبصره تصويب و از سوى رئيس قوه قضائيه ابلاغ شد. ماده يك اين شيوه نامه تصريح دارد: در مراجعات مربوط به دعاوى خانواده، بر اساس دستورالعمل شماره يك طرح جامع رفع اطاله دادرسى ابتدا بايد از طريق واحد ارشاد و معاضدت قضايى اقدام هاى مقتضى صورت پذيرد. براساس ماده ،۳ در صورت تمايل نداشتن زوجين به صلح و سازش يا اصرار زوجه بر دريافت مهريه، كارشناس ذيربط در واحد ارشاد و معاضدت قضايى با برشمردن مزاياى اقدام از طريق اجراى ثبت، مشاراليها را به واحد اجراى سازمان ثبت ارجاع مى كند.در كنار اين امر از بيان مزاياى ساير روش هاى حل مشكل نظير دلالت به شورا هاى حل اختلاف، توصيه به استفاده از داور و يا بهره مندى از نهاد هاى مشاوره دولتى و خصوصى نيز استفاده مى شود. براساس ماده ،۴ در صورت اصرار دوطرف يا زوجه بر اقدام قضايى، مراتب تمايل نداشتن وى به اقدام از طريق واحد اجراى ثبت به صورت كتبى ثبت شده و به امضاى وى رسيده، آنگاه دادخواست مربوط پذيرفته مى شود. نحوه ارجاع و رسيدگى و صدور حكم طبق ماده ،۶ دادگاه پيش از صدور حكم محكوميت راجع به مهريه بايد مباشرتاً يا از طريق نهاد هاى شبه قضايى مانند شورا هاى حل اختلاف و داورى و نهاد هاى مشاوره دولتى و خصوصى، سعى در صلح و سازش و حصول توافق بين دوطرف داشته و مراتب اقدام هاى خود را اعم از آن كه منتهى به رفع اختلاف شده يا نشده باشد در پرونده صورتجلسه كند. وقت رسيدگى به ادعاى اعسار و تقسيط پرداخت مهريه به صورت فوق العاده و خارج از نوبت و حداكثر با تعيين وقت ۱۰ روزه است. اقدام هاى اجرايى بر اساس ماده ،۹ بلافاصله پس از صدور احكام اعسار و تقسيط، اقدام هاى اجرايى لازم آغاز مى شود.اعتبار قانونى اين حكم تا زمانى است كه در مرحله اعتراض و تجديد نظر حكم دادگاه بدوى نقض نشده باشد. اقدام هاى مربوط به زندانيان مهريه طبق ماده ،۱۱ در صورتى كه محكوم عليه بابت بدهكارى مهريه در اجراى ماده ۲ قانون نحوه اجراى محكوميت هاى مالى در حبس باشد، بلافاصله پس از صدور حكم تقسيط يا اعسار آزاد مى شود. براساس ماده ،۱۳ قضات ناظر زندان موظفند، بلافاصله پس از ابلاغ اين شيوه نامه پرونده تمام افرادى را كه به موجب اعمال ماده ۲ قانون نحوه اجراى محكوميت هاى مالى در حبس به سر مى برند، بررسى و اظهارات هر يك از آنها را راجع به وضع پرونده، استماع و صورت مجلس تهيه و به شرح ذيل اقدام كنند: الف) چنانچه زندانى اعلام كند اموالى براى اجراى حكم دارد، ليست اموال مذكور با مشخصات كامل به دادگاهى كه حكم تحت نظر آن در حال اجراست، ارسال مى شود تا از طريق مرجع قضايى مربوط با قيد فوريت دستور آزادى زندانى طبق مقررات صادر شود. ب) در صورتى كه زندانى براى اخذ رضايت و پرداخت دين نياز به مرخصى يا تماس با اشخاص ديگر حتى غير خانواده اش داشته باشد، ترتيب مرخصى مورد نياز و امكان ارتباط وى داده خواهد شد. ج) در صورت طرح دعوى اعسار و تقسيط مهريه، با اخذ سوابق پرونده از زندانى يا خانواده وى نسبت به پيگيرى پرونده تا حصول نتيجه اقدام خواهد شد. د) چنانچه زندانى مدعى اعسار باشد اما دعوى اعسار يا تقسيط مهريه را مطرح نكرده باشد، با اعطاى مرخصى به وى و يا از طريق وكالت معاضدتى جهت طرح دعوى اقدام مى شود و تا حصول رضايت زوجه و آزادى زندانى موضوع در دستور كار و تحت پيگيرى مستمر قاضى ناظر زندان خواهد بود. بنقل از گروه اجتماعى روزنامه ایران
-
چهارشنبه 26 اسفند 1388
7:06 AM
نظرات(0)
ديروز در روزنامه دنياي اقتصاد مطلبي چاپ شده بود تحت عنوان ” معيار سرمايه گذاري صنعتي ايرانيان“ . در اين نوشته آمده بود: متقاضيان سرمایه گذاری صنعتی برای ورود به این بخش چه ملاحظاتی دارند؟ آیا از سازمان یا نهادهای ورزیده که کارآنها ارزیابی طرحهای اقتصادی است کمک می گیرند؟ آیا نهادهای پرشمار دولتی به آنها مشورت می دهند؟ بازار را ارزیابی میکنند؟ به نظر می رسد چنین شرایطی کمتر مورد توجه است و متقاضیان سزمایه گذاری صنعتی بر پایه محاسبه منحصر به فرد سرمایه خود را در بخش های مختلف به کار می گیرند. این استراتژی که البته نانوشته است ودر عمل خود را آشکار میکند این است که تیازهای ضروری جامعه چیست؟ بر اساس نوشته روزنامه فوق در سال گذشته 18 در صد سرمايه گذاران خواهان سرمايه گذاري در صنعت مواد غذايي و آشاميدني بوده اند يعني 5750 تقاضا. اگر فرض را بر اين بگذاريم كه نيمي از اين تقاضا به سرانجام برسد و در پنج ساله آينده به بهره برداري. گمان ميكنيد كه چه سرنوشتي در انتظار اين صنعت است جز ورشكستگي. قضيه سرمايه گذاري در صنعت شبيه قضيه سيب زميني و پياز است كه مدتهاي مديد يكسال در ميان كمياب مي شدند و تمامی کشاورزان در سال بعد کالای نایاب در سال قبل را به زیر کشت می بردند و هر سال هم متضرر می شدند. البته يك كشاورز مي تواند براحتي سال بعد محصول خود را تغيير دهد ولي آيا يك سرمايه گذار صنعتي هم مي تواند؟ اگر طالبان سرمايه گذاري در صنعت بخش ناچيزي از سرمايه خود را صرف بازار سنجي و بررسي استراتژيك بازار نمايند و از شم اقتصادی خود بكاهند و بر این گمان خام پا فشاری نکنند که تنها آنها دارای این شم هستند مطمئنا به سرنوشت سرمایه گذاران در بخش نساجي وتوليد فرش دچار نخواهند شد. مطلب مرتبط: تعطیلی کارخانجات + نوشته شده در 85/04/26ساعت توسط | 6 نظر -------------------------------------------------------------------------------- انتقال مالکیت یا انتقال مدیریت سرمقاله روزنامه شرق امروز اختصاص دارد به موضوع حق مالكيت و قانون خصوصى سازى به قلم سعید لیلاز. نویسنده سعی کرده است ضمن استناد به حکم مقام معظم رهبری در ارتباط با اصل ۴۴ قانون اساسی ،سیاستهای اقتصادی دولت احمدی نژاد را به چالش بکشد. البته بخش اعظم پیشنهادات ایشان به علت آنکه دارای پیامد گسترش فقر و نابسامانی های اجتماعی است غیر قابل اجراست و در زمان آقایان هاشمی و خاتمی نیز اجرا نشده است. پیشنهاداتی مانند عدم تعیین حداقل دستمزد برای کارگران، عدم قیمت گذاری برخی از کالاهای استراتژیک که به یکباره افزایش قیمت مییابند مانند سیمان و.... بهر حال پیشنهادات ایشان مبتنی بر تعدیل اقتصادی است که در زمان آفای هاشمی هم به ثمر نرسید ودر کشورهایی نیز که اجرا شده است بازدهی مطلئبی نداشته است بطوریکه کشورهای امریکای لاتین بعد ار حدود دو دهه اجرای این سیاستها نه تنها به چیزی دست نیافته اند بلکه با موج بازگشت به سوسیالیسم مواجه هستند و به حکومت رسیدن چاوز، مورالس و... در همین راستاست اما در پایان نوشته ایشان یک نکته جالب وجود دارد. ایشان می نویسد:«اعطاى سهام عدالت، مالكيت را البته منتقل مى كند، اما به هدف اصلى اين انتقال مالكيت يعنى انتقال مديريت و خصوصى شدن آن و به تبع آن افزايش سوددهى و بهره ورى نمى انجامد» ایشان به طور تلویحی به نکته ی درستی اشاره کرده است. مشکل عدم بهره وری صنایع دولتی ما مدیریت است. و به نظر ایشان تنها با انتقال مالکیت است که مدیریت اصلاح می شود. آیا براستی نمی توان بدون انتقال مالکیت، مدیریت را به افراد توانا منتقل کرد؟ + نوشته شده در 85/04/13ساعت توسط | 5 نظر -------------------------------------------------------------------------------- آیا دانش مدیریت اثر بخش است؟ (4) در یکی از یادداشتهای قبلی مسعود دوست ناشناس من که بعدا قرار است ما را به چای مهمان کند تا با هم آشنا شویم نوشته بود: آقای حق پرست، بیایید کمی به سوال دقت کنیم: آیا دانش مدیریت اثر بخش است؟ 1-در کجا اثر بخش است؟ در کدام سیستم اقتصادی و اجتماعی؟ ایران؟ خارج؟ .... 2-آیا منظور از دانش مدیریت آموخته های دوره کارشناسی مدیریت است؟ آیا اصولا دانش آکادمیک منظور است؟ آیا منظور نقد و بررسی دانشگاههاست یا دانش؟ 3-اثر بخشی در چه سطحی؟ در سطح مدیران عالی؟ میانی؟ اجرایی؟ 4-برای چه کسی اثر بخش است؟ برای مهندسین؟ برای فارغ التحصیلان رشته مدیریت؟ برای مدیران دولتی؟ برای مدیران خصوصی؟ برای تازه مدیر ها؟ برای مدیران مجرب؟ 5-برای چه دوره ای اثر بخش است؟ کوتاه مدت؟ میان مدت؟ بلند مدت؟ من فکر میکنم در این مباحثه بین من و دوستان قبل از هر چیز باید بر سر مساله اینکه دانش مدیریت و اثر بخشی چیست به توافق برسیم. به نظر می رسد که حامد بیشتر بر مدیریت استراتژیک تاکید دارد و مدیران عالی سازمانها مد نظر وی هستند، در حالی که من مدیریت به معنای عام را مد نظر دارم. در مورد اثر بخشی هم که الی ما شاء الله تعریف وجود دارد ولی مد نظر من بصورت کلی مفید بودن برای سودآوری و بقای سازمان است ( در شرکتهای تجاری ) و پاسخگویی به نیازهای مراجعین است برای سازمانهای دولتی. در مقطع لیسانس دوستی داشتم که معتقد بود بعدا اگر یک بقالی هم بزند با توجه به دانشی که اندوخته است می تواند اثر بخش تر کار کند و من با این نکته کاملا موافقم و حتی معتقدم در مدیریت خانواده هم این اثر بخشی می تواند خود را نشان دهد. یعنی اگر بخواهم به ترتیب پاسخ سوالات را بدهم. به نظر من دانش مدیریت در تمامی سیستم ها مفید است گو اینکه مطمئنا شیوه مدیریت در یک مرکز تحقیقاتی با شیوه ی مدیریت در یک کارگاه خیاطی با یکدیگر متفاوت است. منظورم از دانش مدیریت تمامی آن چیزی است که در طی دوره های مدیریتی تحت این عنوان آموزش داده می شود. برخی از این دانش در سطح مدیریت میانی مفیدتر است مانند مدیریت مالی، بازرگانی، تولید و بازاریابی وبرخی دیگر در سطوح عالی مانند اصول مدیریت، مدیریت استراتژیک و حتی مدیریت بازاریابی و برخی در تمامی سطوح مانند مدیریت رفتار سازمانی. البته من به مدیریت تنها به شکل مجموعه ای از آموخته ها نگاه نمی کنم. دانش مدیریت پایه ای است برای حل مسائلی که سازمان با آن مواجه می شود ( خواه به صورت فرصت و خواه بصورت تهدید) و شناسایی درست مساله خود نیمی از حل آن است اگر مساله به در ستی شناسایی نشود راه حلهای از پیش تعیین شده و کتابی می تواند بی ثمر و حتی مرگبار باشد. قبلا هم گفته ام مدیریت نوعی طبابت است و دانش مدیریت انسان را با داروها و بیماریها آشنا می کند ولی تشخیص درست و دقیق بیماری خود مطلب دیگری است. یکی از نکاتی که دوستان در یادداشت بر متن قبلی من به آن اشاره نکردند این بود که در دانشکده های مدیریت ایران بر این نکته کمتر تاکید می شود. در هر صورت اگر وظیفه اصلی مدیریت را حل مساله بدانیم این اثر بخشی در سطوح زمانی متفاوت می تواند بروز پیدا کند اما مطمئنا در میان مدت و دراز مدت بهتر خود را نشان می دهد. در پایان ذکر این نکته حائز اهمیت است که در محیط رقابتی ما از دانش مدیریت انتظار معجزه هم نداریم، طب هم هنوز قادر به درمان بسیاری از بیماریها نیست. مدیریت هم همینطور است. + نوشته شده در 85/04/06ساعت توسط | 11 نظر -------------------------------------------------------------------------------- درباره قوت و ضعف دانشكده هاي مديريت دوست نادیده ای به نام مسعود اظهار لطف کرده و بر متن قبلی این وبلاگ یادداشتهایی نگاشته اند که در جای خود دارای مطالب مفیدی است. ایشان سوالاتی مطرح کرده اند که در آینده ی نزدیک به آنها پاسخ خواهم داد. اما ایشان در یادداشت اول خود مطلبی نوشته اند که آقای قدوسی نیز أن را تائید کرده اند و به نظر من جای چون و چرا ی بسیار دارد. ایشان نوشته اند: « دانشگاههای مدیریتی ما خیلی ضعیفند». ۱) اولین سوالی که مطرح می شود که نشانه های قوت و ضعف یک دانشکده چیست؟ما چه معیارهایی داریم که دانشکده ای را ضعیف و یا قوی بدانیم؟ ۲) فرض میکنیم چنین معیارهایی وجود داشته باشد. آیا ایشان تمامی دانشکده های مدیریت ایران را مورد بررسی و پژوهش قرار داده اندو نظر ایشان متکی بر شواهد تجربی است؟ ۳) اگر معیار قوت و ضعف را انتقال اطلاعات و دانش بدانیم ، در دانشکده ی مدیریت دانشگاه تهران اساتید بزرگواری بودند که با خواندن جزوه ی ۳۰ صفحه ای آنها امکان پاس کردن درسی ۳ واحدی وجود داشت و در مقابل اساتیدی هم مانند دکتر ونوس بودند که برای پاس کردن درس ۳ واحدی بازاریابی باید ۶ کتاب را امتحان میدادیم. بدیهی است که من دو سر طیف را مثال زدم . بقیه اساتید در توزیعی تقریبا نرمال در این طیف قرار می گرفتند و فکر میکنم این مطلب کم و بیش در تمامی رشته های تحصیلی و تمامی دانشگاههای ایران مصداق دارد. البته در دانشگاه تربیت مدرس که موضوع کاملا متفاوت بود و بیشتر تاکید بر ارائه تحقیق و توانایی تجزیه و تحلیل مفاهیم بود بطوری که حتی برخی از اساتید اجازه ی باز کردن کتاب در سر جلسه امتحان نیز میدادند و خوب بخاطر دارم که در یکی از دروس با آنکه اجازه کتاب باز کردن داشتیم و ممتحنی هم سر جلسه امتحان نبود و دانشجویان حتی با هم مشورت میکردند بالاترین نمره کلاس ۱۷ بود و یکی از دوستان هم نمره تک گرفت . ۴) اگر معیار، علم آموزی دانشجویان است که آنها را نیز ( مانند دانشجویان تمامی رشته های دیگر ) می توان در طیفی قرار داد، از کسانی که برای وقت گذرانی و تفریح و یا احیانا اخذ مدرک و ارتقای پایه شغلی به دانشگاه آمده بودند و با معدل ۱۳- ۱۴ فارغ التحصیل شدند تا کسانی که جویای علم و دانش بودند و بدون توجه به چگونگی تدریس برخی از اساتید با مطالعات جانبی سعی در تکمیل علم و دانش خود داشتند. در مورد دانشكده هاي ديگر چون در آنها حضور نداشته ام نمي توانم قاطع صحبت كنم ولي در هر صورت ضعيف دانستن دانشكده هاي مديريت در كشور را بي انصافي ميدانم. البته بطور كلي مي توان پرسيد كه كدام دانشكده ما قوي هست كه مديريت ضعيف باشد. ما يك ضعف عمومي و يك ميوپاتي همگاني در كسب علم داريم كه ربطي به دانشكده هاي مديريت ندارد. من قبلا در يكي از متنهاي اين وبلاگ به اين مطلب اشاره كرده ام كه من يكبار خطاب به دكتر مشبكي گفتم كه علت مشكلات اين مملكت كم كاري اساتيد مديريت است. البته آن وقتها جوانتر بودم و بي تجربه تر ولي بعدها فهميدم كه تلاش براي اقناع افرادي كه پستهاي مديريتي را گرفته اند جهت تغيير ديدگاههايشان مشت كوبيدن بر سندان است. شايد بهتر باشد به جاي نسبت ضعف دادن به دانشكده هاي مديريت در پي جستجوي ضعفهاي اخلاقي موجود در جامعه باشيم و عدم اقبال به فارغ التحصيلان اين رشته را در اين موضوع جستجو كنيم. + نوشته شده در 85/04/04ساعت توسط | 31 نظر
-
چهارشنبه 26 اسفند 1388
7:04 AM
نظرات(0)
-
چهارشنبه 26 اسفند 1388
7:03 AM
نظرات(0)
-
چهارشنبه 26 اسفند 1388
7:01 AM
نظرات(0)
شيردهي دوراني خاطره انگيز براي مادراست. سختي ها و شيريني هايش همه در ذهن مادر به خوبي نقش مي بندد. مادر و كودك عاشق و نيازمند يكديگرند و مادر فداكارانه آنچه در روح و جسمش دارد به كودك مي بخشد و براي آنكه بتواند با سلامت كامل و خاطره اي خوش اين دوران را به پايان برساند ، بايد بداند كه چگونه نيازهايش را تامين كند.
نان سبوس دار 3 برش + پنير30گرم + كره 2قاشق مرباخوري + عسل يا مربا 2قاشق مرباخوري + شيركم چربي 1ليوان
ساعت 10
ميوه 1 عدد ، چاي وكيك
نهار
لوبيا پلو با سالاد شيرازي؛ گوشت 120گرم ، كته 15 قاشق غذاخوري، لوبيا سبز پخته يك دوم ليوان ، روغن مايع 2 قاشق مرباخوري ، ماست كم چربي 1 ليوان ، خيار 1عدد ، گوجه 1عدد، پياز يك دوم عدد به همراه آبليمو و روغن زيتون
عصرانه
ميوه 2 عدد ، نان 2برش ، پنير 30 گرم ، گردو 2 مغز كامل
شام
كوكوي سبزي با ماست؛ تخم مرغ 1 عدد ، سبزي خام 2 ليوان ، نان 2 برش ، روغن مايع2 قاشق غذاخوري ، ماست كم چربي 1 ليوان
پيش از خواب
شيركم چربي 1 ليوان ، عسل 1 قاشق غذاخوري
-
چهارشنبه 26 اسفند 1388
7:00 AM
نظرات(0)
-
چهارشنبه 26 اسفند 1388
6:59 AM
نظرات(0)
به معنويت فرزندانمان اهميت دهيم
-
چهارشنبه 26 اسفند 1388
6:58 AM
نظرات(0)
اهميت و ضرورت تربيت فرزند در اسلام
-
چهارشنبه 26 اسفند 1388
6:57 AM
نظرات(0)
کودک را سردرگم نکنيم (قسمت اول)
3- اگر کودک دروغ گفت، بهترين شيوه برخورد اين است که مستقيم و صريح به سراغ اصل مطلب برويم و سعي کنيم به او اطمينان دهيم که آماده کمک به وي هستيم؛ به اين شرط واقعيت را بگويد.
-
چهارشنبه 26 اسفند 1388
6:56 AM
نظرات(0)
رئيس هيات مديره جامعه پزشکان متخصص داخلي گفت: نگهداري انواع سبزي و ميوه نشسته در يخچال ، ميزان ابتلا به بيماري هاي عفوني را افزايش مي دهد.
دکتر ايرج خسرونيا در گفتگو با ايرنا افزود: به دليل اين که سبزي ، کاهو، هندوانه ، خربزه و طالبي در محيطهاي آلوده و با آب پس مانده فاضلاب رشد مي کند ، مي تواند به ميکروب هاي خطرناکي همچون تب روده آلوده باشد. وي افزود: تب روده يک بيماري عفوني مسري است که ازطريق مصرف آب و غذاي آلوده به انسان منتقل مي شودو با تب طولاني مدت ، لرز ، بي اشتهايي ، ضعف عمومي و لاغري در فرد مبتلا همراه است.
خسرونيا اظهار کرد: براين اساس ، نگهداري ميوه و سبزي نشسته در يخچال سبب انتقال ميکروب از اين مواد به ديگر مواد غذايي مي شود و اعضاي خانواده را به بيماري هاي عفوني مختلف از جمله بيماري هاي دستگاه گوارش مبتلا مي کند. وي افزود: آمارها نشان مي دهد اغلب افرادي که بر اثر مصرف اين گونه مواد غذايي آلوده به بيماري هاي عفوني مبتلا شده اند، با درمان هاي معمولي معالجه نشده اند و بايد در بيمارستان بستري شوند. خسرونيا گفت : دليل عمده شيوع اسهال و استفراغ درفصل تابستان نيز مصرف انواع سبزي و ميوه آلوده است.
رئيس هيات مديره جامعه پزشکان متخصص داخلي گفت : بسياري از بيماري هاي دستگاه گوارش همچون اسهال و استفراغ و بيماري شبه وبا و تب روده در نتيجه رعايت نکردن نکات بهداشتي در تغذيه و مصرف غذاهاي آلوده در فرد بروز مي کند. خسرونيا افزود: شهروندان براي پيشگيري از ابتلا به بيماري هاي عفوني بايد از مصرف ميوه و سبزي آلوده و نگهداري آن در کنار ديگر مواد غذايي در يخچال خودداري کنند. وي با اشاره به نحوه درمان مبتلايان به بيماري عفوني دستگاه گوارش اظهار کرد: مبتلايان به بيماري هاي عفوني دستگاه گوارش ، از طريق مصرف داروهاي آنتي بيوتيک خوراکي و تزريق سرم درمان مي شوند.دوره درمان برخي از اين بيماري ها حداقل 10 روز به طول مي انجامد.
-
چهارشنبه 26 اسفند 1388
6:55 AM
نظرات(0)
موضوعات اصلي



