.: جهاد اقتصادی :.
درباره وبلاگ

  • در سال جديد كه به دستور رهبر مقام معظم رهبري به سال جهاد اقتصادي نامگذاري شده است اين وبلاگ را براي هموطنان عزيــــــــزم ساختم تا قدمي در اطاعت از دستور مقام معظم رهبري و پيشرفت كشورمان برداشته باشم.اميدوارم از مطالب وبلاگ استفاده كافي را ببريد.
آمار وبلاگ
تعداد کل پست ها :268
تعداد کل نظرات : 84
كل بازديدها : 53821
تاريخ ايجاد وبلاگ : دوشنبه 1 فروردین 1390 
آخرين بروز رساني : دوشنبه 30 خرداد 1390 
لوگوي مثلثي جهاد اقتصادي
لوگوي جهاد اقتصادي
Ads blog blog Ads blog ads blog Ads blog Ads Ads blog blog Ads blog ads blog Ads blog Ads

مفاهيمي كه «علم اقتصاد طرف عرضه» براي جامعه بشري به ارمغان آورده است به مقدار زيادي دلايل ركود و رخوت اقتصادي را در بسياري از كشورها توضيح مي‌دهد.


شايد شاخص‌ترين اقتصاددان اين عرصه، آرتور لافر باشد كه منحني معروف لافر نيز از اسم اين اقتصاددان گرفته شده است. منحني لافر نشان‌دهنده اين معنا است كه كاهش سطوح مالياتي نه تنها باعث كاهش درآمد مالياتي دولت نمي‌شود، بلكه به اين دليل كه اشتياق براي توليد را افزايش مي‌دهد باعث افزايش رشد اقتصادي و در نتيجه افزايش درآمدهاي مالياتي مي‌شود. از زماني كه لافر نظريه خود را ارائه داد اين نظريه سال‌ها مورد حمله اقتصاددانان كينزي قرار داشت. اين اقتصاددانان، معتقد بودند كاهش ماليات از درآمد توليدكنندگان به افزايش كسري بودجه مي‌انجامد و انتظار داشتند كه اين كسري بودجه باعث افزايش تقاضا شده و نرخ تورم را به سطوحي بالاتر از سطح موجود برساند. والتر هلر، رييس شوراي مشاوران اقتصادي در دوره رياست‌جمهوري جان اف ‌كندي مي‌گفت: «كاهش ماليات‌ها (توسط دولت ريگان) ظرفيت توليدي فعلي را با موجي از تقاضا روبه‌رو خواهد كرد.» اما اين اتفاق رخ نداد. نرخ تورم برخلاف ديدگاه كينزي به ميزان قابل ملاحظه‌اي از 9 درصد در پنج سال پيش از كاهش ماليات‌ها به 3/3 درصد در پنج سال پس از آن در آمريكا كاهش يافت. در اثر تحقيقات اين اقتصاددانان، نرخ نهايي ماليات در آمريكا از 91 درصد در سال 1961 به كمتر از 40 درصد در سال 1986 كاهش يافت. پرسكات، اقتصاددان معروف مي‌گويد كاهش ماليات‌ها ممكن است در كوتاه مدت اثر منفي داشته باشد؛ اما در مقايسه‌اي كه او بين دو كشور فرانسه و آمريكا انجام داد با ابراز شگفتي دريافت كه افزايش رفاه در نتيجه كاهش ماليات، بسيار بزرگ است.
با توجه به آنچه گفته شد در اينجا به نوع ديگري از ماليات؛ يعني ماليات تورمي اشاره مي‌كنيم. فرض كنيد كشوري با يك نرخ تورم 9 درصدي مواجه است. اين كشور مجبور است در صورت اتخاذ يك تصميم عاقلانه، نرخ سود بانكي را بالاتر از نرخ تورم، مثلا 12 درصد داشته باشد (اگر چه در همين شرايط نيز اگر فشار تقاضاي دستوري براي تسهيلات بانكي از سوي دولت بالا باشد در صورت شناور بودن نرخ سود بانكي، قيمت پول حتي از 12 درصد نيز بيشتر خواهد شد و در عمل هم با همين قيمت‌ها به دست بسياري از مصرف‌كنندگان خواهد رسيد). در اين شرايط، كارخانه‌اي را در نظر بگيريد كه حتي قبل از آنكه ميزان سودش معلوم باشد بايد مالياتي را بپردازد كه توان رقابت را از او نسبت به رقيبان مي‌گيرد.


http://laleha.com/weblog/enghelab/icon/3.gifجهاد اقتصادي در سال جديد موفق خواهد بود اگر[...]
●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،فيس بوک،بالاترین،خوشمزه،ياهو،ديگ،گوگل،کلوب !!!
شنبه 6 فروردین 1390 | نویسنده : مدير وبلاگ - ساعت 12:30 AM -
صفحات وبلاگ

(تعداد کل صفحات:270) 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 >