مقدمه

در آغاز بانك‏هاى مركزى همانند بانك‏هاى تجارى دنبال سود و منفعت‏بودند، لكن با گذشت زمان خصوصا بعد از كنفرانس بروكسل ماهيت متفاوتى پيدا كردند . امروزه هدف اصلى بانك‏هاى مركزى حفظ منافع عمومى است و غيرانتفاعى عمل مى‏كنند و در صورتى كه درآمدى از عمليات بانك عايدشان شود به موجب قانون، پس از كسر هزينه‏هاى جارى و استهلاكى و تامين هزينه اندوخته‏هاى قانونى و احتياطى و پرداخت ماليات بر درآمد، باقيمانده را به حساب دولت منظور مى‏دارند .

امروزه مهم‏ترين مسئوليت‏بانك‏هاى مركزى براى تحقق منافع ملى، كنترل حجم پول و نقدينگى از طريق سياست پولى است .

ادامه مطلب

 

چكيده
قواعد فقهي از ابزارهاي مهم براي كشف مكتب اقتصادي است. به دليل اهميت بازار كار، مقاله به قواعد فقهي مرتبط با آن و آثار هر يك مي‌پردازد. كنار قواعد فقهي مرسوم مثل اتلاف، ايتمان، احسان، المؤمنون عند شروطهم و عسر و حرج كوشيده است با استفاده از متون ديني، برخي از قواعد فقهي جديد را اصطياد كند. طرح قواعد جديد مثل اسراف، اضطرار، عدم انحصار، آزادي و عدم اكراه، تعاون، حجيت بازار مسلمانان و حق اولويت به‌صورت احتمال و كاركردهاي آن، زمينة گسترش بررسي عميق‌تر براي كشف قواعد جديد را فراهم خواهد ساخت.


ادامه مطلب

 

مصر يكى از كشورهاى اسلامى است كه مسئله ربا و بهره بانكى در آن همواره به صورت جدى محل بحث و گفت‏وگو بوده است. از زمان شيخ محمد عبده، اساتيدى چون محمد رشيدرضا، شيخ محمود شلتوت و عبدالكريم خطيب با ارائه نظريه‏هايى درصدد تجويز بهره بانكى برآمدند و در مقابل، بزرگانى چون محمد ابوزهره، يونس رفيق‏المصرى و انس‏الزرقاء با ارائه تحقيقات تفصيلى بهره بانكى را همان ربا به شمار آوردند. مدتى استدلال‏هاى مخالفان بهره موجب شده بود محققان به جاى توجيه بهره درصدد طراحى بانك‏ها و مؤسسات مالى بر اساس عقود اسلامى باشند تا اين‏كه در سال‏هاى اخير ارائه نظريه تفاوت بهره بانكى و ربا از طرف استاد سيدمحمد طنطاوى مفتى مصر و طرفدارى گروهى از ايشان، بحث ربا و بهره را دوباره در محافل علمى مصر زنده كرد. نوشتارى كه در ذيل مى ‏آيد بخشى از كتاب جديد استاد يوسف قرضاوى از محققان برجسته اقتصاد اسلامى است كه در نقد نظريه‏ هاى مجوزين بهره نگاشته شده است.

جاى بسى تاسف است كه بعد از برداشتن گام‏هاى علمى به سمت تحقق اقتصاد اسلامى و پذيرش اصل «حلال آن است كه خدا حلال كرده و حرام آن است كه خدا حرام كرده و انجام داده مى‏ شود آن‏چه را خدا واجب كرده» ربع قرن به عقب برگرديم و دوباره گفت‏وگو كنيم كه آيا بهره بانك حلال طيب است‏يا حرام پليد؟ معضلى كه در ربع قرن گذشته در مجامع و كنفرانس‏هاى علمى تخصصى مسلمانان مطرح و رد شد.

كسانى كه از اوايل قرن بيستم تا نيمه اول آن تلاش مى ‏كردند بهره‏هاى ربوى را توجيه كنند، به اعتقاد من معذورند؛ زيرا تمدن غرب در اوج عظمت‏بود و زرق و برق آن چشم‏ها را خيره مى ‏كرد و اين در حالى بود كه مسلمين سرمايه‏هاى علمى خود را فراموش كرده و مغلوب و مقهور غرب شده بودند و نظام سرمايه‏دارى كه مبتنى بر رباست‏بر جهان حكومت مى ‏كرد، و هر طورى كه مى‏خواست پيش مى‏تاخت. عجب نبود در جهان اسلام افرادى پيدا شوند كه درباره شكست مسلمين در برابر انديشه وارداتى با توجيهاتى كه به شرع نسبت مى ‏دادند فلسفه‏بافى كنند و با تاويل نصوص و متشابه جلوه‏دادن آن‏ها، براى توجيه حوادث پيش آمده بهره‏بردارى نمايند؛ وقايعى كه مسلمين بااراده و عقل و خواست‏خود پذيراى آن نشدند بلكه بر آن‏ها تحميل شد.

كار توجيه گران اين بود كه در مقام فتوا عمامه شيخ مسلمان را بر سر بگذارند تا مردمى كه گول ظاهر را مى‏خورند و به عمق باطن توجهى ندارند به آن‏ها روى آورند. آنان به نخ‏هاى سستى از شبهات آويزانند كه يكى پس از ديگرى در برابر استدلال‏هاى راسخين در علم پاره مى‏ شود. انديشه اسلامى از مرحله توجيه به مرحله دفاع ارتقا يافت و به دفاع از موضع اسلام در قبال تحريم ربا و بيان مضرات و مفاسد اجتماعى، اقتصادى، سياسى و اخلاقى ربا پرداخت و در بيان مزيت اقتصاد اسلامى، از جهت واقعى، آرمانى و متعادل بودن و توانايى آن در جمع بين عنصر اخلاق و رعايت واقعيت‏خارجى، مقالات و كتاب‏هاى زيادى تاليف شد و بحث‏هاى فراوانى صورت گرفت. به دنبال آن از زمانى كه دست‏به كار شدند تا درباره جايگزين‏هاى شرعى معاملات حرام و ويژگى‏هاى ضرورى آن بينديشند و ابزارهاى سرمايه‏ گذاراى را كه مى ‏توان بر آن‏ها تكيه كرد و با آن‏ها از ابزارهاى حرام بى‏نياز شد، مشخص سازند، انديشه اسلامى به طور چشمگيرى جهش يافت.

پس از آن خداوند كارگزاران و مجريان را توفيق داد تا به كمك عالمان و انديشمندان، بانك‏هاى اسلامى را به جاى بانك‏هاى ربوى تاسيس نمايند كه روز به روز تعداد و دامنه فعاليت آن‏ها رو به گسترش است.

امروزه ما در مرحله ارتقاى سطح بانك‏هاى اسلامى در زمينه سازوكارها، رفع ترديدها و ايجاد فضايى سالم براى فعاليت و تربيت مجريان كارآزموده و متعهد و آگاه به اسلام و اقتصاد و مديريت روز هستيم.

آيا دور از انتظار نيست كه بعد از پشت‏سر گذاشتن اين مراحل مجددا به مرحله توجيه ربا برگرديم؟ از مدت‏ها قبل به ما گفته مى ‏شد: شما در خواب هم به بانكى كه مبتنى بر بهره نباشد نخواهيد رسيد و در نتيجه هيچ‏گاه اقتصاد اسلامى نيز نخواهيد داشت؛ زيرا اقتصاد اساس زندگى و بانك محور اقتصاد و بهره اساس بانك است. اگر شما بانك بدون ربا بنا كرديد يعنى چيز محالى را بنا كرده‏ايد.

الحمد لله نمرديم و ديديم بانك‏هاى اسلامى عينيت‏يافته و مسلمانان به طور بى‏نظيرى به آن‏ها روى آوردند.

در كنفرانسى كه مجمع اقتصاد اسلامى در قاهره برپا كرد، بيش از صد حقوق‏دان، فقيه و اقتصاددان در آن شركت كردند و همگى آن‏ها در حرام بودن بهره‏هاى بانكى اتفاق‏نظر داشتند. چنان‏كه در كنفرانس‏هاى گذشته كه هموزن همين كنفرانس بودند نيز بر حرام بودن بهره بانكى تاكيد مى ‏كردند.

تنها يك نفر از اقتصاد خوانده‏هاى حاضر در كنفرانس بعضى از شبهات را كه پايه و اساسى نداشت، توجيه مى ‏كرد. از جمله حرف‏هاش اين بود كه مشاركت، مضاربه و مرابحه جايگزين ربا نيستند؛ جايگزين ربا

قرض ‏الحسنه است. با اين بيان مى‏خواست ثابت كند كه بانك‏هاى اسلامى جايگزين بانك‏هاى ربوى نيستند. گويى فراموش كرده بود كه در قرآن ربا در مقابل دو امر است: يكى صدقه و آن‏چه به معناى صدقه است‏يعنى قرض ‏الحسنه؛ چنان‏كه خداوند سبحان مى‏ فرمايد:

«يمحق الله الربا و يربى الصدقات» (1)

و ديگرى بيع و آن‏چه به معناى بيع است‏يعنى مشاركت، مضاربه و مرابحه؛ چنان‏كه خداوند سبحان مى‏ فرمايد:

«و احل الله البيع و حرم الربا». (2)

پس هر كه ربا را براى مصرف مى‏ خواهد راه حلش در صدقه است و هر كه ربا را براى تجارت مى‏ خواهد راه حلش در بيع و فروعات آن از انواع معاملات است.

من عذر كسانى را كه نيم قرن پيش دنبال تمدن غرب و نهادها و افكار ناشى از آن بودند و از ما مى‏خواستند همه غرب، از خير و شر و شيرين و تلخ آن را به جهان اسلام انتقال دهيم، مى‏پذيرم ولى عذر توجيه گران امروزى را نمى‏پذيرم؛ زيرا آن تمدن اغواگر غرب از سرزمين خودشان نيز رخت‏بر بسته است.


ادامه مطلب

 

غلامرضا مصباحى*

مجلات) اقتصاد اسلامى) شماره 15

چكيده‏

نظام بانكدارى بدون ربا، به جهت مشتمل بودن بر انواع فعاليت‏هاى گوناگون بانكى در جانب تخصيص و تجهيز منابع، پيچيدگى‏خاصى دارد. اين در حالى است كه در بانكدارى ربوى‏بيش‏تر فعاليت‏ها در قالب قرض ربوى است و انجام آن به وسيله بانك به سهولت انجام مى ‏گيرد. اين‏مسأله سبب شده است كه آموزش بانكدارى در جمهورى اسلامى‏اهميت خاصى داشته باشد.

در اين مقاله آموزش تخصّصى‏بانكدارى بدون ربا را در دو سطح 1. برنامه مراكز آموزشى، و 2. كتاب‏هاى مرتبط با موضوع بررسى كرده، كاستى‏هاى آن را باز مى ‏گوييم.

واژگان كليدى: بانكدارى بدون ربا، آموزش تخصصى، كتاب‏هاى پول و بانكدارى، واحدهاى درسى پولى- بانكى.


ادامه مطلب

 

يداله دادگر

اشاره‏

در بخش اول از اين مبحث، در باب ربا و بهره سه توجيه ذكر شد. در بخش دوم، قولهاى اول و دوم مورد بررسى قرار گرفت. (1) بررسى قول سوم زمينه مطالعه بخش پايانى اين مقاله را تشكيل  مى ‏دهد. در قول سوم ادعاى كلى اين بود كه رباى حرام از ناحيه شارع مقدس، نوع تورمى آن را به دليل جبران كاهش ارزش پول، در بر نمى ‏گيرد. در اينجا ابتدا به ارزيابى اين ادعا مى‏ پردازيم و در پايان ملاحظاتى كلى در باره توجيهات اخير ذكر مى ‏كنيم و در ضمن پيشنهادهايى نيز ارائه مى ‏دهيم.


ادامه مطلب

 

پيش درآمدى بر: توجيهات معاصر پيرامون مسأله ربا 1

فصلنامه نامه مفيد) شماره 7) پيش درآمدى بر: توجيهات معاصر پيرامون مسأله ربا

(16 صفحه- از 135 تا 150)

نويسنده: دادگر، يدالله‏

* چكيده امروز مسأله ربا در بين كشورهاى اسلامى از بحث‏هاى نسبتا جنجالى به شمار مى ‏آيد؛ و اين موضوع نه تنها در محافل حوزوى و فقهى بلكه در مراكز دانشگاهى و حتى محافل بانكى نيز به طور جدى مطرح مى ‏باشد. در دهه‏هاى اخير توجيهات و اجتهاداتى چند پيرامون موضوع ربا صورت گرفته، از جمله در برخى موارد درجاتى از بهره و ربا مشروع تلقى شده است؛ مثلًا كسانى كه ربا را به دو نوع مصرفى و توليدى تقسيم كرده ‏اند، رباى محرم را منحصر در رباى مصرفى مى ‏دانند و يا برخى ديگر به كاهش ارزش پول به خاطر بروز تورم اشاره كرده و درصدى از ربا را جهت جبران خسارت ناشى از تورم، مشروع دانسته ‏اند. مقاله حاضر سعى دارد ضمن ارج نهادن به هر نوع تحقيق در مسأله ربا با گشودن راههاى كنكاش، زمينه‏هاى نگرش در موضوع فوق را به نقد بكشاند. اينك در بخش اول به نقل اقوال پرداخته و نقد و بررسى آنها را به بخش دوم مقاله واگذار مى ‏كنيم.


ادامه مطلب

 

پيش درآمدى بر توجيهات معاصر پيرامون ربا (2)

يد الله دادگر

اشاره‏

در بخش اول (1) به ذكر توجيهات و اجتهاداتى در زمينه تحليل درجاتى از ربا پرداختيم. در آن جا سه نكته كليدى مورد توجه بود:

الف- عده‏ اى، رباى حرام را در اسلام محدود به رباى خاص عهد جاهليت مى‏دانستند.

ب- عده‏ اى ديگر قائل به تفصيل بين رباهاى مصرفى و توليدى (سرمايه ‏گذارى) بوده، رباى مصرفى را حرام و سرمايه ‏گذارى را مباح مى ‏دانند.

ج- به عقيده عده ديگر ميزانى از ربا جهت جبران تورم، از دايره حرمت‏خارج است.

در اين مقال به بررسى دو قول اول مى‏ پردازيم. (2) تذكر اين نكته لازم است كه نقد ما نسبت‏به درجاتى شدن ربا به اين معنا است كه مطالعات رايج در توجيه حليت درجاتى از ربا را غير كافى مى ‏دانيم و زمينه اجتهادهاى فوق و استدلال‏هاى مرتبط به آن را ناقص و شكننده تلقى مى ‏كنيم. به عبارت ديگر ارزش تحقيقات صورت گرفته را محترم مى‏شماريم، اما در عين حال معتقديم براى حصول چنين اجتهاداتى يك بررسى وسيع‏تر و همه جانبه‏تر لازم مى ‏باشد.


ادامه مطلب

 


صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :5   1 2 3 4 5