مقدمه

آزادی و عدالت دو اصل از اصول فطری است که خداوند در ابتدای آفرینش انسان این دو اصل را در وجود او قرار داد. اگر کودکی که هنوز به هیچ وجه با مفهوم آزادی و عدالت آشنا نشده است در وضعیتی قرار گیرد که آزادی از او سلب شود یا سهم کمتری به او داده شود قطعاً با این بی‌عدالتی و سلب‌آزادی به مخالفت برخاسته یا حداقل با گریه عدم رضایت خود را از آن وضعیت اعلام خواهد کرد.

مکاتب مختلفی در طول تاریخ شعار آزادی و عدالت را سرد‌اده‌اند و در سایة آن پیروان بیشتری جمع کرده‌اند، اما گاهی آزادی را قربانی عدالت نموده‌اند و گاه عدالت را قربانی آزادی. نمونه‌ی اولی کشورهای سرمایه‌داری است و نمونه‌ی دومی کشورهای کمونیستی.

از جمله مکاتبی که مدعی است عدالت و آزادی را در خود جمع کرده است، مکتب اسلام است و خداوند به رسول اکرم- می‌فرماید برای مردم بگو من مأمور شده‌ام بین شما به عدالت رفتار کنم.

برخی به اسلام تهمت زده اند که اسلام مخالف آزادی و عدالت است! اینجا است که این سوال مطرح می‌گردد آیا عدالت و آزادی در اسلام وجود دارد یا خیر؟ و آیا اصلاً عدالت و آزادی قابل جمع هستند یا متعارضند؟ و این مقاله در نظر دارد به اثبات رساند که عدالت و آزادی جدای از همدیگر تحقق نخواهد یافت. و اسلام برای تحقق عدالت و آزادی همیشه تلاش و مبارزه نموده است.


ادامه مطلب

 


اسلام و اقتصاد ازاد



این سازگاری جالب بین اسلام و سرمایه داری مورد پژوهش های فراوانی قرار گرفته است. یک اثر کلاسیک در این زمینه، کتاب مشهور ماکسیم رودینسون به نام اسلام و سرمایه داری (۱۹۶۶) است. رودینسون که یک مارکسیست فرانسوی بود با توسل به تحلیل متنی منابع اسلامی و تاریخ اقتصادی جهان اسلام، نشان داد که مسلمانان هرگز مشکلی با ثروتمندشدن نداشته اند.


یا اسلام با مدرنیته سازگاری دارد؟ این پرسشی است که در چند دهه گذشته با بحث های داغی همراه بوده است. بحث اصلی درباره مدرنیته به آزادی سیاسی، دموکراسی، تکثر و آزادی اندیشه ربط پیدا می کند. اما یک جنبه مهم دیگر مدرنیته، آزادی اقتصادی است.

از این رو باید این پرسش را نیز مطرح سازیم که آیا اسلام با اقتصاد بازار آزاد سازگاری دارد؟

اکثر اسلام گرایان به این پرسش با یک «نه» طنین انداز پاسخ خواهند داد. اسلام گرایان کسانی هستند که اسلام را نظام سیاسی اجتماعی کاملا فراگیر و جامعی تصور می کنند و سرمایه داری را طبیعتا رقیب و حتی دشمن اسلام می نگرند. یکی از مضامین رایج در کتب اسلام گرایان، مبارزه با کمونیسم و سرمایه داری است. سید قطب که ایدئولوگ سرشناس اخوان المسلمین مصر است در سال ۱۹۵۱ کتابی با عنوان مبارزه بین اسلام و سرمایه داری نوشت. همچنین در یک همایش اسلامی که در شهر اسپانیایی گرانادا (غرناطه) در ژولای ۲۰۰۳ برگزار شده بود و حدود ۲۰۰۰ اندیشمند مسلمان شرکت داشتند از جامعه اسلامی خواستند تا «شرایط را برای خاتمه بخشیدن به نظام سرمایه داری فراهم سازند.»

ا



اما به نظر نمی رسد چنین مخالفت های رادیکالی با اقتصاد آزاد با تلقی واقعی از دین و تجربه تاریخی اسلام در زمینه کسب و کار و سود و درآمد تناسبی داشته باشد. دینی که بنیان گذار آن یک بازرگان بود – حضرت محمد(ص) در سال های میانی زندگی تاجری موفق بود و دینی که تجارت را از همان ابتدا گرامی می داشت، می تواند با اقتصاد آزاد سازگاری داشته باشد و با مجموعه ارزش های اخلاقی مثل تاکید بر توجه به فقرا و نیازمندان تکمیل می گردد.

● کسب وکار، زکات و قرآن

این سازگاری جالب بین اسلام و سرمایه داری مورد پژوهش های فراوانی قرار گرفته است. یک اثر کلاسیک در این زمینه، کتاب مشهور ماکسیم رودینسون به نام اسلام و سرمایه داری (۱۹۶۶) است. رودینسون که یک مارکسیست فرانسوی بود با توسل به تحلیل متنی منابع اسلامی و تاریخ اقتصادی جهان اسلام، نشان داد که مسلمانان هرگز مشکلی با ثروتمندشدن نداشته اند.

رودینسون نوشت: «ادیانی وجود دارند که متون مقدس آنها فعالیت اقتصادی را به طور کلی نهی می کنند. اما در مورد قرآن قطعا نمی توان چنین گفت، زیرا به نظر می رسد نظر مساعدی نسبت به فعالیت تجاری داشته و فقط به محکوم ساختن اعمال فریبکارانه و منع تجارت در ایام دینی خاص پرداخته است.»

این درست است که قرآن تاکید شدیدی بر عدالت داشته به طوری که برخی روشنفکران مسلمان مدرن را به هم نوایی با سوسیالیسم و وعده یک «جامعه بدون طبقه» می کشاند، اما با مطالعه دقیق قرآن می بینیم که «اسلام و سوسیالیسم» با هم سازگاری ندارند. متون اسلامی این واقعیت را بدیهی می انگارند که در جامعه، هم غنی و هم فقیر وجود خواهد داشت و به تعبیری با حمایت از حقوق مالکیت خصوصی و حق ارث، بر نابرابری صحه می گذارند. اما دائما هشدار می دهند که پولدارها مراقب محرومان باشند. زکات شکل نهادینه شده این همدردی است: بر هر مسلمان ثروتمند واجب است که مقدار معینی از ثروت خویش را به برادران دینی فقیر خود بدهد.

زکات یک عمل داوطلبانه نیکوکاری است نه تجمیع ثروت توسط یک سازمان مرکزی.

زکات در وهله نخست عملی داوطلبانه از سوی انسان های متقی است که بسیار متفاوت با آن چیزی است که اکثر مالیات دهندگان امروزی هنگام برخورد با افزایش مالیات بر درآمد یا مقررات پیچیده مالیاتی تجربه می کنند.

همچنین در اسلام رجحان خاصی نسبت به تاکید مارکسیستی بر برنامه ریزی اقتصادی نسبت به نیروهای بازار دیده نمی شود.

حقیقتا هنگامی که از پیامبر اسلام خواسته شد تا قیمت های بازار را تثبیت و کنترل کند چون برخی تجار، کالاها را بسیار گران می فروختند ایشان امتناع کرده و فرمودند: «قیمت ها را خدا تعیین می کند. فقط خدا بر بازار حاکمیت و سلطه دارد.» اغراق آمیز نخواهد بود که چنین سخنانی را منبع الهام آدام اسمیت در نظریه «دست نامریی» بدانیم. از پیامبر همچنین احادیث بسیاری در گرامی داشتن تجارت، کسب سود و زیبایی های زندگی موجود است.

روی خوش نشان دادن اسلام به کسب و کار و تجارت یکی از دلایل مهم شکوه و جلال تمدن صدر اسلام بود. دنیای اسلام در قلب مسیرهای تجارت جهانی بود و تجار مسلمان از این مزیت حداکثر استفاده را نمودند. آنها حتی برخی جنبه های بانکداری مدرن را پایه گذاری کردند: این تجار مسلمان به جای حمل طلای سنگین و به راحتی قابل سرقت، از چک های کاغذی استفاده می کردند. این نوآوری در انتقال اعتبار را جنگجویان صلیبی تقلید کرده و به اروپا انتقال دادند.

تجارت برای تمدن اسلامی چنان حیاتی بود که زوال این تمدن را به تغییرات در الگوی تجارت جهانی نسبت می دهند. هنگامی که واسکادو گاما در نوامبر ۱۴۹۷ با کمک اسطرلاب که اختراع مسلمانان بود، دماغه امید نیک را دور زد، فصلی نوین در تاریخ جهان گشود: فصلی که در آن تجارت جهانی از خاورمیانه و مدیترانه به اقیانوس ها انتقال یافت. متعاقب آن، خاورمیانه عربی که به واسطه حمله مغولان در دو قرن پیش ویران شده بود و قادر به بازگشت به گذشته باشکوه نبود وارد دوران رکود و عقب ماندگی شدیدی شد. امپراتوری عثمانی به مدت چندین قرن دیگر پیش تاخت اما زوال اقتصادی چاره ناپذیر بود. از دست رفتن تجارت همچنین به معنای پایان جهانگشایی بود، به جای آن، تحجر و تعصب رشد کرد. در حالی که مفسران اولیه قرآن، تجارت و ثروت را به عنوان عطیه های خداوند قدر می دانستند، آثار اسلامی پس از صدر اسلام بر زهد و ریاضت افراطی تاکید می ورزیدند.

● کالوینیست های اسلامی

اگر اوضاع خوب پیش می رفت، ویژگی تجارت پیشگی اسلام می توانست آن را در جایگاه تاریخی کالوینیسم قرار دهد که ماکس وبر مستدلا نشان داد از عوامل اصلی خیزش سرمایه داری بوده است.

اما وبر در رساله کنفوسیوسیسم و تائویسم (۱۹۱۵) استدلال کرد که چین هرگز اقتصاد موفقی نخواهد شد چون فرهنگ چین بر اساس رابطه سالاری و پارتی بازی استوار است. او درباره پتانسیل ژاپن برای موفقیت اقتصادی نیز کاملا بدبین بود. تحلیل های وی از این تمدن های غیرمسیحی نادرست بود چون او فرض را بر جاودانگی عادات و روحیات گذاشت و تاریخ مشرق زمین را نیز با دقت نخوانده بود. یکی از جامعه شناسان بزرگ ترکیه به نام صبری آلوگنر که هم دانشجو و هم منتقد وبر بود، نوشت که وبر به رغم استعداد در تحلیل منشا سرمایه داری در غرب، درباره اسلام بد قضاوت کرد و سازگاری ذاتی آن با «نظام بازار» را نادیده گرفت.

● چسبیدن به ربا

اما این سازگاری هم کاملا بدون مشکل نیست. در بین جنبه های سرمایه داری مدرن، یک مایه اختلاف با اسلام وجود دارد: بهره. قرآن دستور می دهد «خدا تجارت را مجاز دانست و بهره را ممنوع ساخت.» و ربا معمولا به معنای دریافت بهره از پول تفسیر می شود.

به همین دلیل است که مسلمانان «بانکداری اسلامی» را ایجاد کردند تا جانشین بانکداری مبتنی بر بهره باشد. این در واقع با «سرمایه مخاطره آمیز» پیوند دارد که در غرب گسترش یافت، جنبه هایی از بانکداری اسلامی، برگزیدن خدمات مرتبط در غرب مثل لیزینگ، شراکت، تقسیم سود و تامین مالی اضافه بها (مارک آپ) هستند.

در حالی که بانکداری اسلامی، سرمایه داری بدون بهره را مجاز می دارد، برخی مسلمانان جلوتر رفته و پرسیدند آیا ربا واقعا بهره معقول و منطقی را هم شامل می شود. این تفسیر لیبرال به قرن شانزدهم در امپراتوری عثمانی بازمی گردد. در دوره حکومت سلیمان باشکوه، شیخ الاسلام ابوسعید افندی، به بنیادهایی که در خدمت بهبود اوضاع جامعه بودند اجازه داد تا بهره بگیرند. در عصر حاضر، بسیاری از پژوهشگران مسلمان هستند که ربا را تفسیر جدیدی کردند. مثلا عمادالدین احمد از موسسه مناره آزادی می گوید که این اصطلاح عملا به معنای هرگونه زیاده قیمت گذاری بیش از حد معمول بود حال چه به شکل نرخ بهره و چه به شکل قیمت نقدی باشد. او ادعا می کند دریافت نرخ بهره بازاری از بدهکار، ربا نیست.

چه بهره معقول را مجاز بدانیم یا ممنوع، طرز تلقی اعتقادی و برخورد تاریخی اسلام با کسب و کار، بی تردید مثبت بوده است. مخالفت بنیادی انتسابی اسلام با سرمایه داری آن طور که ماکسیم رودینسون نقل می کند «افسانه ای بیش نیست.»

● تلفیق

اگر این گونه است، چه وقت «جنگ بین اسلام و سرمایه داری» آن طور که اسلام گرایان رادیکال مثل سید قطب پیش بینی کردند فرا می رسد؟

پاسخ هم در اندیشه ریاضت کشی مسلمانان پس از قرون اولیه اسلام و هم در منشا غیراسلامی رادیکالیسم اسلامی قرار دارد که تا امروز در بین بسیاری از مسلمانان تندرو زنده نگه داشته شده است. رادیکالیسم اسلامی به صورت یک جنبش ارتجاعی ضداستعماری متولد شد که هدف اصلی آن ایجاد نظام اجتماعی سیاسی برای به چالش کشیدن و شکست دادن غرب بود. چون غرب بر سرمایه داری دموکراتیک بنا شده بود رادیکال های اسلامی مدعی بودند مخالفانشان باید دیدگاه اقتصادی سیاسی دیگری برگزینند. به همین دلیل است که بنیان گذاران اسلام رادیکال، مثل سیدقطب و مودودی، از آنچه «اکسیدنتالیسم» نامیده می شد به شدت وام گرفتند، ایدئولوژی که منشا آن به انتقاد هایدگر از غرب برمی گردد و فاشیست های ژاپنی، نازی های آلمانی، خمرهای سرخ و اخیرا القاعده و از این قماش برگزیده اند.

با این حال برای آن دسته از مسلمانان که در حول اکسیدنتالیسم زندگی نکرده بلکه دینداری شخصی و اشتیاق طبیعی انسان به زندگی خوب داشتن را می پسندند سرمایه داری دموکراتیک کاملا مناسب به نظر می رسد.

برخی از نمونه های جالب توجه این پدیده در ترکیه دو دهه گذشته ظاهر گشته است. ترکیه ثروتمندترین کشور جهان اسلام نیست اما به تحقیق توسعه یافته ترین است.

ثروتمندترین کشورهای اسلامی ملت های عربی نفت خیز هستند که اکثرا به رغم دلارهای نفتی، از نظر اجتماعی پیشامدرن و قبیله ای باقی مانده اند. با کمال تاسف نفت ثروت می آورد اما جامعه را مدرن سازی نمی کند.

مدرنیته از طریق عقلانیت به دست می آید از طریق اندیشه هایی مثل سازماندهی، نظم، مبادله و ریسک پذیری در تعقیب اهداف. تورگوت اوزال که یکی از روسای جمهور ترکیه بود، زمانی گفت: «ما خوشبخت هستیم که نفت نداریم، ما مجبوریم سخت کار کنیم تا پول در بیاوریم.»

اوزال سیاستمدار طرفدار غرب و یک مسلمان معتقد بود. اصلاحات انقلابی و به سبک ریگان وی طی دهه ۱۹۸۰، اقتصاد ترکیه را از شبه سوسیالیسم به سرمایه داری متحول کرد. در این محیط جدید، توده های مسلمان محافظه کار آناتولی، زمینه مساعدی برای رونق اقتصادی اجتماعی پیدا کردند. به لطف موفقیت های حیرت آور در کسب و کار، آنها را «ببرهای آناتولی» نامیدند. آنها طبقه جدیدی را تشکیل می دهند که رقیب «بورژوازی استانبولی» سابقه دار، ممتازه، کاملا سکولار و به شدت پرافاده در غرب ترکیه هستند.

نهاد ثبات اروپایی که یک موسسه پژوهشی در برلین است بررسی گسترده ای از «ببرهای آناتولی» در سال ۲۰۰۵ انجام داد. پژوهشگران موسسه با صدها تاجر محافظه کار در آناتولی مرکزی مصاحبه انجام دادند. آنها پی بردند که «در داخل اسلام ترکیه ای، جریانات فردگرایانه و طرفدار کار و کاسبی برجستگی خاصی پیدا کرده است» و «اصلاح گری کاملا اسلامی» به دست کارآفرینان مسلمان اتفاق می افتد. اصطلاحی که آنها برای این سرمایه داران خداجو به کار بردند عنوان گزارش آنها نیز بود: «کالوینیست های اسلامی.»

حزب عدالت و توسعه که قدرت را در دست دارد ظاهرا انعکاس سیاسی از خیزش «کالوینیسم اسلامی» است. اکثر اعضای حزب عدالت و توسعه، سابقه و پیشینه تجاری و بازاری دارند و حزب از همان روز اول، طرفدار کسب و کار بوده است. رهبر حزب، طیب اردوغان نخست وزیر، مکررا از سرمایه گذاری مستقیم خارجی حتی از جانب اسرائیل استقبال می کند. اخیرا در یک سخنرانی در همایش بین المللی اسلامی، اردوغان، رهبران عرب را فرا خواند تا ممنوعیت بهره در اسلام را بازتعریف کنند و هشدار داد که بانکداری اسلامی می تواند به «دامی» تبدیل شود که مانع توسعه دنیای اسلام می شود. اکثر این صداها از جانب رهبران ، پژوهشگران و روشنفکران مسلمان بلند می شود و اذهان و بازارها را در خاورمیانه آزادتر می سازد.

● سرکشی

با این حال بسیاری از مسلمانان در ترکیه و جاهای دیگر، سرمایه داری را حقیر و پست می شمارند و آن را بیگانه با اسلام و حتی مخرب می انگارند. در عین حال چنین تحقیری باورنکردنی است. وقتی به شعارهای ضدسرمایه داری در محافل اسلامی نگاه می کنیم، می بینیم که آنها بر بی بندوباری جنسی، فحشا، موادمخدر، جنایت یا خودخواهی کلی در جوامع غربی متمرکز شده اند. اما این ها عناصر ذاتی سرمایه داری نیستند. آنها را بهتر است با اصطلاح «مادیگری فرهنگی»– این اندیشه که امور مادی تنها اموری هستند که اهمیت دارند شرح دهیم. اکثر مسلمانان که از سرمایه داری بیزاری می جویند صرفا به این خاطر است که آن را با مادی گری اشتباه می گیرند.

چنین مسلمانان دل نگرانی، کاملا متعجب خواهند شد اگر درک کنند برخی از صریح اللهجه ترین حامیان بازار آزاد در غرب، سرسخت ترین مدافعان باورهای دینی، ارزش های خانوادگی و نقش زیاد هر دو در زندگی عمومی هستند.

بدبختانه تلفیق سرمایه داری دموکراتیک با ارزش های یهودی، مسیحی که اصولا پدیده ای آمریکایی و نه اروپایی است در دنیای اسلام شناخته شده نیست. رسانه های خبری جهان، آمریکای با کلیساها و بنیادهای خیریه را به خوبی جلوه گر نکرده اند.

کاملا برعکس، آنچه اکثر مسلمانان به عنوان موازین و استانداردهای آمریکایی می بینند لذت گرایان بی شرم و حیا در فیلم های ماهواره ای ام تی وی و هالیوود هستند. به عبارت دیگر، نه همه سرمایه داران، جماعت پول پرستان هستند. اگر مسلمانان بیشتری این را تشخیص دهند از گشوده شدن جوامع شان به روی توسعه اقتصادی و ارتباط با ملل پیشرفته کمتر هراسناک شده و بیشتر این حکم قرآنی را به یاد خواهند آورد که «بر روی زمین پراکنده شوید و نعمات خدا را بجویید و خدا را به یاد آورید که امید می رود موفق خواهید شد.»

پس جهان مکانی امن تر خواهد شد اگر در جست وجوی سرمایه همراه با هدایت اخلاقی باشیم، که روشی مسالمت آمیزتر نسبت به «جنگ» از سر نفرت با سرمایه است.

 

مصطفی اکیول
نویسنده و روزنامه نگار اهل ترکیه.
منبع: دنیای اقتصاد به نقل از خبرنامه اینترنتی فناوری، تجارت و جامعه

 

موضوع: اقتصاد اسلامی


 


 


در گستره خداشناسی، آموزه‌های «توحید افعالی» رابطه‌ای خاص بین خداوند و انسان برقرار می‌سازد که در آن، از انسان سلب اختیار نشده و از طرف دیگر نیز آن‌گونه نیست که در این جهان به خود واگذار و رها شده باشد. «توحید عبادی» نیز ویژگی‌های رابطه مزبور را دقیق‌تر نشان داده، تأکید می‌کند که دخالت پروردگار در امور انسان از دو جنبه تکوینی درباره انسان، با آفرینش امور فطری تحقق یافته که «مطلق‌گرایی» و «لذت‌پذیری» دو نمونه از آن است.
توحید عبادی تشریعی نیز از مبانی خداشناسی شناخت وحیانی بوده، جایگاه آن را در بین دیگر منابع شناخت معین می‌کند.
پس از مبانی خداشناسی به جهت سنخیت با موضوع انسان اقتصادی، باید به مبانی انسان‌شناسی پرداخت تا از آموزه‌‌های اسلامی، عناصری استخراج شود که در ترسیم این الگو به طور کامل مؤثر باشد. مبانی انسان‌شناسی اسلام، «فطرت» را مهمترین ویژگی مشترک همه انسان‌ها در نظر گرفته است.
از امور فطری که در شناسایی ویژگی‌های انسان‌ اقتصادی تأثیر دارد، «لذت‌پذیری و الم‌گریزی» و نیز «مطلق‌گراییِ» نفس است.
 



با پذیرفتن «مطلق‌گرایی» به صورت یکی از امور فطری می‌توان پیش‌بینی کرد که بیشینه‌سازی به گونه‌ای که بتواند امور غیر مادی را نیز پوشش دهد یکی دیگر از ویژگی‌های الگوی فرضی انسان اقتصادی از دیدگاه اسلام است؛ «لذت‌پذیری و الم‌گریزی انسان» نیز باید با توجه به یکی دیگر از مبانی انسان‌شناسی اسلام یعنی «تجرد و بقای روح» مطرح شود.
با ترکیب آموزه‌های مزبور می‌توان انتظار داشت که در گستره هستی‌شناسی هر نظریه‌پردازی که «مطلق‌گرایی» و «لذت‌پذیری و الم‌گریزی» را از ویژگی‌های مشترک هر انسانی بداند، در پردازش الگوی انسان اقتصادی باید «حداکثرسازی بهره‌مند‌ی‌ها یا لذات» را از ویژگی‌های مطرح شده در آن الگو لحاظ کند؛ البته این ویژگی دارای حالت‌های گوناگون است که با توجه به مبانی ارزشی اسلامی، ‌یکی از آنان برگزیده و انسان اقتصادی مطلوب معرفی می‌شود.
مبانی جهان‌شناسی اسلام، جنبه دیگری از الگوی انسان اقتصادی را روشن می‌کند. شامل بودن هستی از دو بخش اساسی طبیعت و ماورای طبیعت و تأثیرپذیری این دو از یکدیگر از عناصر این گستره هستند که باید به آنها توجه شود. نظام سرمایه‌داری با پذیرش عدم تأثیرپذیری این دو از یکدیگر،‌ الگوی خاصی را برای انسان اقتصادی مطرح کرد. با توجه به اهمیت این تأثیرپذیری در ترسیم جایگاه انسان در هستی‌شناسی می‌توان انتظار داشت از آنجا که مبانی جهان‌شناسی اسلام چنین تأثیرپذیری را می‌پذیرد، می‌تواند معرف الگوی دیگری برای انسان باشد.
با مطالعه دیدگاه اسلام درباره روابط حاکم بین طبیعت و ماورای طبیعت می‌توان تأثیرگذاری چنین جهان‌شناسی را بر الگوی انسان اقتصادی پی گرفت. از مهمترین روابطی که قرآن کریم در این‌باره به معرفی آنها پرداخته، «امدادهای غیبی»، «ابتلاء» و «هماهنگی تلاش و پاداش» است. روابط مزبور افزون بر این می‌تواند در تبیین و تحلیل قاعده رفتاری الگوی انسان اقتصادی مطلوب که با توجه به مبانی ارزشی اسلام معرفی خواهد شد، مورد استفاده قرار گیرد.
بهترین روش برای شناسایی ویژگی‌های انسان اقتصادی مطلوب در فرهنگ دینی، ردیابی ویژگی‌های «انسان کامل» است. انسان کامل که قرآن کریم با عنوان «عباد الرحمن» از آنها یاد کرده در گستره‌های گوناگون رفتاری ویژگی‌های خاص دارد.
در گستره رفتارهای اقتصادی، مهمترین ویژگی که به آن اشاره شده، «اعتدال» است. شناختن این ویژگی به تلاش دیگری نیاز دارد که به نظر می‌رسد شناخت وحیانی به خوبی از عهده آن بر می‌آید. در «اخلاق اسلامی» و «فقه اسلامی» می‌توان مبانی را یافت که با استفاده از آن ثابت می‌شود، تعریف اعتدال به برداشت ویژه از عنصر «بهترین ترکیب» در تعریف ارائه شده برای الگوی انسان اقتصادی باز می‌گردد. در این برداشت باید ترکیب بین بهره‌مندی‌های گوناگون به گونه‌ای باشد که هیچ‌یک از آنها مورد غفلت و فراموشی قرار نگیرد و جای خود را به دیگری ندهد.

 

موضوع: اقتصاد اسلامی


 

چکيده: اقتصاد اسلامي داراي مشخصات متنوع و مختلفي است، در اينجا به بيان چهار نوع مشخصة كلي اقتصاد اسلامي مي‌‌پردازيم. اين مشخصه‌هاي كلي، اقتصاد اسلامي را از ديگر مكتب‌هاي اقتصادي تفكيك مي‌‌كند.

نوع اول: مشخصات فلسفي يا به تعبير ديگر مفاهيم مبنايي اقتصاد اسلامي است.

نوع دوم: مشخصات فقهي يا به تعبيري ديگر منابع اقتصاد اسلامي است.

نوع سوم: مشخصات حقوقي اقتصاد اسلامي يا به تعبيري ديگر حقوق اقتصادي است.

نوع چهارم: مشخصات تحليلي اقتصادي است.

با در نظر گرفتن هر يك از اين چهار مشخصه، اقتصاد اسلامي فرق اساسي و ماهيتي با ديگر مكاتب اقتصادي پيدا مي‌‌كند.

 

موضوع بحث، مشخصات اقتصاد اسلامي است. سعي كردم به طور خلاصه و فشرده سرخط‌هاي اصلي و شاخص‌هاي اساسي اقتصاد اسلامي را مطرح كنم. البته اين عنوان، بسيار گسترده است و بحث‌هاي زيادي را مي‌‌طلبد، ولي ما در اينجا ناچار از اختصار و اكتفا به طرح عناوين كلي بحث هستيم.

اقتصاد اسلامي داراي مشخصات متنوع و مختلفي است، در اينجا به بيان چهار نوع مشخصة كلي اقتصاد اسلامي مي‌‌پردازيم. اين مشخصه‌هاي كلي، اقتصاد اسلامي را از ديگر مكتب‌هاي اقتصادي تفكيك مي‌‌كند.

نوع اول: مشخصات فلسفي يا به تعبير ديگر مفاهيم مبنايي اقتصاد اسلامي است.

نوع دوم: مشخصات فقهي يا به تعبيري ديگر منابع اقتصاد اسلامي است.

نوع سوم: مشخصات حقوقي اقتصاد اسلامي يا به تعبيري ديگر حقوق اقتصادي است.

نوع چهارم: مشخصات تحليلي اقتصادي است.


ادامه مطلب

 

چكيده‌

بانك‌هاي‌ اسلامي، خود را ارائه‌ دهندة‌ خدمات‌ مالي‌ اخلاقي‌ مي‌شمرند؛ اما شايستگي‌هاي‌ اخلاقي‌ موجود در چگونگي‌ ادارة‌ عمليات‌ بانكي‌ را تبيين‌ نمي‌كنند. ادلة‌ عقلا به‌ بر منع‌ ربا و... را ارائه‌ نمي‌دهند و در سايت‌هاي‌ اينترنتي، اط‌لاعات‌ بسيار محدودي‌ تقديم‌ مي‌دارند. آن‌ها موارد بسياري‌ را از بانك‌هاي‌ اخلاقي‌ رايج، از جمله‌ بانك‌ تعاوني‌ انگلستان‌ مي‌توانند بياموزند؛ گرچه‌ آن‌ها بر وحي‌ وانيان‌ بر ارزش‌هاي‌ اجتماعي‌ گذرا اكتفا دارند. بانك‌ تعاوني‌ بر نظريات‌ مشتريان، ايفاي‌ نقش‌ فعال‌ در جوامع‌ محلي، ايجاد اخوت، جذب‌ سرمايه، توسعة‌ بانك‌ اهتمام‌ مي‌ورزد و سياست‌ اخلاقي‌ آن، حقوق‌ بشر و عدم‌ كمك‌ به‌ كشورهاي‌ سركشيد، تجارت‌ مجاز، محيط‌ زيست‌ و رفاه‌ حيوانات‌ را در بر مي‌گيرد و روش‌هاي‌ آن‌ در توزيع‌ خدمات، سپرده‌گذاري‌ و دريافت‌ تسهيلات‌ از طريق‌ ادارة‌ پست‌ خدمات‌ بانكي‌ تلفن‌ و كامپيوتري، توزيع‌ پول‌ نقد و... آموزنده‌ است. بانك‌هاي‌ اسلامي‌ چون‌ الراجي، البركه، تسهيل‌ بانك‌ و بانك‌ معاملات‌ بر انطباق‌ عمليات‌ بر شريعت‌ تأكيد داشته‌ و تسهيلات‌ مالي‌ آن‌ها بر اساس‌ مرابحه، مضاربه، اجاره، استضناع‌ اكتنان، بيع‌ سلم، قرض‌الحسنه‌ و... است‌ و براي‌ افزايش‌ نقش‌ انترپرنيورها، تشخيص‌ نياز مشتريان، ارائة‌ خدمات‌ وسيع‌ند، توسعه‌ بنگاه‌هاي‌ كوچك... مي‌كوشند. آن‌ها بايد 5 مسأله‌ را روشن‌ كنند. اصول‌ بانكداري‌ اخلاقي، روش‌ تجاري‌ منصفانه‌ پشتيباني‌ مشتريان، ادارة‌ شركت، و پرداخت‌ زكات.


ادامه مطلب

 

چكيده‌

برقراري‌ تعادل‌ اقتصادي، همواره‌ از اساسي‌ترين‌ دغدغه‌هاي‌ اقتصاددانان‌ و سياست‌گذاران‌ اقتصاد بوده‌ است.

اقتصاددانان‌ كلاسيك‌ بر اين‌ باور بودند كه‌ اقتصاد در بلندمدت‌ و بدون‌ دخالت‌ دولت، به‌ خودي‌ خود به‌ سوي‌ تعادل‌ در اشتغال‌ كامل‌ گرايش‌ دارد. اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ بيش‌تر اقتصاددانان‌ به‌ تبع‌ كينز و به‌ دنبال‌ بحران‌هاي‌ ايجاد شده‌ در اقتصاد، عدم‌ تعادل‌ و ضرورت‌ سياست‌گذاري‌ براي‌ برقراري‌ تعادل‌ را پذيرفته‌اند.

آموزه‌هاي‌ شريعت‌ اسلامي‌ و چارچوب‌ ارائه‌ شده‌ از سوي‌ آن‌ براي‌ اقتصاد، از آن‌ حكايت‌ دارد كه‌ نظام‌ اقتصادي‌ اسلام‌ به‌ گونه‌اي‌ طر‌احي‌ شده‌ است‌ كه‌ در صورت‌ شكل‌ گرفتن‌ فرهنگ‌ اسلامي‌ و اجراي‌ اين‌ آموزه‌ها، بسياري‌ از اهداف‌ مورد نظر براي‌ اين‌ نظام‌ عملي‌ خواهد شد و همانند تفكر كلاسيك، اقتصاد به‌ سمت‌ تعادل‌ در اشتغال‌ كامل‌ حركت‌ خواهد كرد.

در نظام‌ اقتصادي‌ اسلام، بحث‌ سياست‌گذاري‌ فقط‌ در دو مورد مطرح‌ مي‌شود:

1. در موارد بروز حوادث‌ طبيعي‌ و تهاجم‌ دشمن‌ خارجي‌ و اِ‌عمال‌ فشارهاي‌ اقتصادي‌ از خارج‌ از مرزها

2. هنگام‌ محقق‌ نشدن‌ جامعة‌ اسلامي‌ آرماني‌ و كوتاهي‌ افراد از عمل‌ به‌ وظايف‌ شرعي‌ و اخلاقي.

در نظام‌ اسلامي‌ براي‌ تربيت‌ و جهت‌دادن‌ رفتارهاي‌ اقتصادي‌ مردم‌ در مسير برقراري‌ تعادل، دو نوع‌ احكام‌ الزامي‌ و احكام‌ تشويقي‌ مقرر شده‌ است.

احكام‌ الزامي‌ به‌ منظور ايجاد حداقل‌هاي‌ نظام، و احكام‌ تشويقي‌ در جهت‌ رسيدن‌ به‌ وضعيت‌ مطلوب‌ و آرماني‌ طر‌احي‌ شده‌اند.1

پيش‌ از جان‌ مينارد كينز، اقتصاددانان‌ كلاسيك‌ بر اين‌ باور بودند كه‌ اقتصاد در بلندمدت‌ و بدون‌ دخالت‌ دولت، به‌ طور خودكار به‌ سوي‌ تعادل‌ در اشتغال‌ كامل‌ گرايش‌ دارد. آنان‌ متأثر از انديشة‌ فيزيوكرات‌ها مبني‌ بر نظم‌ طبيعي‌ عالم، معتقد بودند كه‌ تعادل‌ اقتصادي‌ در جامعه، بر اثر عرضه‌ و تقاضا در بازار پديد مي‌آيد و مداخلة‌ دولت، جز اين‌ كه‌ تعادل‌ را بر هم‌ زده، موجب‌ اختلال‌ شود، حاصل‌ ديگري‌ ندارد.

دولت‌ در چنين‌ جامعه‌اي، يك‌ وظيفه‌ بيش‌ ندارد و آن‌ اين‌ كه‌ با وضع‌ قوانين‌ و مقررات‌ مناسب، عرصه‌ را براي‌ فعاليت‌ آزاد افراد و واحدهاي‌ اقتصادي‌ فراهم‌ سازد و موانع‌ را از ميان‌ بردارد بدون‌ اين‌ كه‌ در امر عرضه‌ و تقاضا كه‌ به‌ عقيدة‌ آدام‌ اسميت‌ «بر كلية‌ پديده‌هاي‌ اقتصادي‌ حاكم‌ است»، مداخله‌اي‌ داشته‌ باشد.


ادامه مطلب

 

‌چكيده‌

اقتصاد ربوي‌ اقتصادي‌ است‌ كه‌ در آن، گروهي‌ با تمام‌ توان‌ كار مي‌كنند و هزاران‌ خطر و نگراني‌ را به‌ جان‌ مي‌خرند و در پايان، بخش‌ اصلي‌ سود و دسترنج‌ را به‌ گروهي‌ فاصله‌ گرفته‌ از عرصة‌ كار و كوشش‌ و بي‌تفاوت‌ در برابر اضطراب‌ها و افت‌ و خيزهاي‌ اقتصاد واقعي، تحويل‌ مي‌دهند. پس‌ از پيروزي‌ انقلاب‌ اسلامي‌ و تغيير روابط‌ اجتماعي‌ و تغيير قوانين‌ غيراسلامي، بازار پول‌ و سرمايه، به‌ ويژه‌ نظام‌ بانكي‌ ايران‌ نيز دستخوش‌ دگرگوني‌ اساسي‌ شد كه‌ تصويب‌ و اجراي‌ قانون‌ عمليات‌ بانكداري‌ بدون‌ ربا، از مصاديق‌ روشن‌ آن‌ به‌شمار مي‌آيد.

اين‌ مقاله‌ با بررسي‌ نظام‌ بانكداري‌ ايران، نشان‌ مي‌دهد كه‌ نظام‌ بانكي، نخواسته‌ يا نتوانسته‌ آن‌ گونه‌ كه‌ انتظار بود، ربا و بهره‌ را از معاملات‌ خود حذف‌ كند و ربا در موارد بسياري‌ به‌صورت‌ پنهان‌ و آشكار خود را نشان‌ مي‌دهد. مهم‌ترين‌ مصاديق‌ ربا در نظام‌ بانكي‌ را مي‌توان‌ در دو بخش‌ اعطاي‌ تسهيلات‌ بانكي‌ و بخش‌ جريمه‌ تأخير و تمديد مهلت‌ پرداخت‌ بدهي‌ بررسي‌ كرد.


ادامه مطلب

 


صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :5   1 2 3 4 5