اگر ۱۸۰ هزار دلار داشتید با آن چه می کردید؟ خانه می خریدید؟ به کشورهای دور سفر می کردید؟ بدهی هایتان را پرداخت و کمی آسوده تر زندگی می کردید؟ کل آن را برای روز مبادا پس انداز می کردید؟ بچه دار می شدید؟ چه شد؟ ۱۸۰هزار دلار برای یک بچه؟

بله، انجمن سلامت اجتماعی کانادا اخیراً برآورد کرده است که بزرگ کردن یک کودک تا سن ۱۸ سالگی ۱۸۰ هزار دلار هزینه در بر دارد. یعنی چیزی معادل ۱۰ هزار دلار در سال که حتی تصورش هم سخت است.

شاید این مبلغ کمی مبالغه آمیز به نظر آید، اما اگر دقیق تر بسنجید، متوجه خواهید شد که بسیار واقعی است. داشتن یک فرزند اقتضا می کند که خانه ای بزرگتر، اتومبیلی راحت تر، یخچالی مملو از غذاهای رنگین تر و... داشته باشیم. بدون در نظر گرفتن این که هرچند فرشته کوچولویمان بزرگ تر شود نیازهای او نیز بزرگتر و تمایلاتش چند برابر خواهند شد.

در واقع، تا زمانی که بچه ها به پایان دوران ابتدایی نرسیده اند. زمانی که ظاهر زیبا روز به روز اهمیت بیشتری برایشان پیدا می کند، والدین می توانند بدون چلاندن کیف پولشان این مرحله را پشت سر بگذارند. اما در نوجوانی و حتی در سنین پیش نوجوانی (tweens)، موضوع به گونه دیگری است. نوجوانان تبدیل می شوند به سلاطین کوچک مصرف که نظرات خود را در مورد کل محصولات مصرفی خانواده تحمیل می کنند. روزنامه la press گزارش می دهد که در کشور کانادا ۴/۲ میلیون کودک ۸ تا ۱۲ سال هر ساله ۵/۱ میلیارد دلار خرج می کنند.

این کودکان با تلویزیون، تبلیغات، مجلات و... بزرگ می شوند. والدین برای آنها بی حساب خرج می کنند به ویژه وقتی تنها یک فرزند داشته باشند. یا بخواهند محبت شان را با خریدن اشیای گران قیمت ابراز کنند.فرزند تبدیل به گونه انسانی جدیدی شده؛ موجودی به شدت لوس که بزرگ ترها بیش از پیش به حرفش بها می دهند. آنها به راحتی تمام قدرت والدین را میان دستان کوچک شان گرفته اند. کودکان به کارشناسان خبره ای بدل شده اند که بسیار راحت تر از گذشته می توانند تمایلات، امتیازات، روش زندگی و پیروی از مد لباس را هر روز بیشتر به میل خود کنند کاری که هیچ کدام از کودکان نسل های پیش قادر به انجامش نبودند.

بی شک، پدر و مادرهای زیادی هستند که وارد چرخه لجام گسیخته مصرف افراطی نمی شوند. بلکه آنها قوانین و حدودی را وضع می کنند که علاوه بر سازگاری با علائق و نیازهای جگرگوشه هایشان با سلیقه ها و علائق آنها نیز همخوانی دارد. یک حد وسط درست و منطقی، مشورت و گفت وگو و برقراری توازن معقول میان نیازهای واقعی و نیازهای دیکته شده به خانواده ها امکان می دهد تا بتوانند دخل و خرجشان را به خوبی تنظیم کنند.

اما از دیدگاه کلی، مشاهده می شود که در کشورهای توسعه یافته، مصرف گرایی امری بسیار پسندیده است. طوری که خرج کردن نشانگر نوعی قدرت یا حتی روشی از زندگی است. به طوری که در زمان بحران پس از واقعه ۱۱ سپتامبر، شهردار نیویورک به شهروندان نیویورکی پیشنهاد کرد از سینماها، تئاترها و رستوران ها خارج شوند و در بوتیک ها و فروشگاه های شهر به خرید بپردازند تا زندگی طبیعی شان ادامه یابد. با این حساب آیا باید کلمه «خرید درمانی» را به فرهنگ لغت اضافه کرد؟ بدیهی است هرچه کودکان بزرگ تر می شوند دلشان هزار و یک چیز دیگر می خواهد و جالب است که همه آنها یک چیز را نمی خواهند. اما همین خواسته ها و بایدها و نبایدها می تواند سوژه بسیاری از مجادلات خانوادگی باشد.

در اینجا بهتر است نگاهی به خواسته های کلی کودکان و نوجوانان داشته باشیم البته بدون در نظر گرفتن هزینه های تحصیلی و مطالعاتی.

● لوازم الکتریکی

بنا بر پژوهش های انجام شده تحت عنوان «نوجوان و لوازم الکتریکی»، که دو پروفسور دانشگاه Laval و sherbrooke به اتفاق هم انجام دادند، «نوجوان کسی است که بیش از سایرین از رایانه و سیستم های صوتی و تصویری خانه استفاده می کند.» وسیله الکتریکی که همه اعضای خانواده بیشترین استفاده را از آن می کنند تلویزیون است. شاید به همین دلیل است که در یک خانه، اغلب بیشتر از یک دستگاه وجود دارد. بنا بر تحقیقات یادشده تلویزیون بیشتر از هر وسیله دیگری در خانه های مورد پژوهش قرار داشته است.

(۷/۹۶درصد خانه ها حداقل یک تلویزیون داشته اند) بسیاری از کودکان دیر یا زود می خواهند یک تلویزیون شخصی یا یک سیستم صوتی دیگر در اتاق خود داشته باشند. بی شک این امر اختصاص بودجه دیگری را می طلبد. چرا که حتی اگر پدرها بخواهند برنامه مورد علاقه خود را تماشا کنند معمولاً به نفع بچه ها کنار می روند. (در کشورهایی که تلویزیون کابلی وجود دارد تقریباً ۳۰ دلار در ماه هزینه زمانی است که کودکان پای صفحه کوچک تلویزیون می گذرانند.)

● ارتباطات

هرچه بچه ها بزرگ تر می شوند، تلفن نقش مهمتری در زندگی شان پیدا می کند. بچه ها مدام تلفنی با دوستان خود صحبت می کنند. چه بلبشویی راه می افتد وقتی بچه ها چندتا باشند. ای کاش گراهام بل فکر چنین روزهایی را نیز می کرد، خیلی از خانواده ها این مشکل را با خرید یک خط ثابت و البته چند خط همراه حل کرده اند. اوف،این روزها خیلی ها از جوانان می پرسند اگر موبایل اختراع نمی شد چه می کردید؟ اما بهتر است بگویید اگر صدسال پیش به دنیا می آمدید چه می کردید؟

اینترنت، ای میل و چت نیز مشکل را دو چندان کرده اند. اگر برای استفاده از اینترنت فقط یک خط دارید که خدا به دادتان برسد، باید منتظر اختراع وسیله ای باشید که گهگاهی صدای زنگ تلفن به گوش برسد. اگر هم خط جدا برای استفاده از اینترنت دارید علاوه بر پرداخت صورت حساب های نجومی آخر ماه آیا می توانید بدون اینکه دچار سردرد شوید مدیریت استفاده از کامپیوتر را در بین فرزندان تان به عهده بگیرید؟

● پوشاک

این روزها دیگر عصر لباس های صورتی دخترانه و آبی آسمانی پسرانه به سر آمده است. نوجوانان حتی سنین قبل از آن (۱۲ ۸ سال) دیگر حاضر نیستند مانند دوران کودکی و بنا به سلیقه والدین شان لباس بپوشند اما هنوز آنقدر نیز رشد نکرده اند که از لباس های زیبای بزرگترها استفاده کنند. اما در چند سال اخیر طراحان لباس مجموعه های متنوعی را برای این سنین تدارک دیده اند که البته قیمت تمام شده معمولاً گران تر از لباس بزرگسالان است.

● آرایش

براشینگ، استفاده از انواع ژل، واکس و فیکساتورهای مو و... حتی در بین پسران هم اپیدمی می شود. پسرانی که زمانی فقط یک کلاه لبه دار روی موهای ژولیده شان می گذاشتند...

● بازی و سرگرمی

با گرم شدن هوا به استخرها پناه می برند. وقتی هوا سرد می شود از شما می خواهند آنها را به پیست اسکی ببرید، بدون محاسبه راکت تنیس، اسکیت، اسکوتر، دوچرخه و موتور و... بازی های ویدئویی به شدت رواج یافته اند. برای بعضی کودکان این بازی ها از نان شب واجب تر شده است. سی دی های گوناگون بازار را قبضه کرده اند، تبلیغات اینترنتی هم که جای خود دارد. چگونه می توان در برابر این همه محصولات جدید و فریبنده مقاومت کرد؟

● گردش و تفریح

رستوران، سینما، مهمانی های دوستانه، گردش با رفقا و... هزینه زیادی می طلبد. جدا از هزینه روزها و اعیاد خاص که باید برای همه دوستان شان هدیه بخرند.

● کودکان قربانیان مصرف

کودکان در آینده به چه نوع مصرف کنندگانی تبدیل خواهند شد؟ قربانی، خط دهنده یا پیرو موجی ویرانگر و خزنده؟ برای پاسخگویی به انتظارات کودکان و نوجوانان چه خط مشی هایی اتخاذ می شود؟

تعداد شرکت های مشاوراتی که در زمینه کالاهای مصرفی کودکان و نوجوانان کار می کنند روز به روز بیشتر می شود. آنها تمام زیر و بم های دنیای نوجوانان را بررسی می کنند، زوایای پنهان در رویاها و آرزوهای آنان را بازمی شناسند اغلب نظرات روانشناسان و روانکاوان را به کار می گیرند و نتایج آخرین تحقیقات صورت گرفته روی کودکان را ارزیابی می کنند.

در امریکا عرضه کالاهای مورد نیاز کودکان ۸ تا ۱۲ ساله به «تجارت طلایی» مشهور است که هر ساله میلیاردها دلار عاید آن می شود. در واقع کودکان و نوجوانان سوپر مصرف کنندگانی شده اند که تاثیر فراوانی بر روی خریدهای خانواده دارند؛ از مواد غذایی گرفته تا تکنولوژی های جدید، از تصمیم گیری در مورد اتومبیل خانواده تا چگونگی گذراندن تعطیلات. شرکت های تجاری مایلند آنها را از وقتی بسیار کوچکند جذب کنند. اما جنگ نابرابر است، زیرا کودکان بسیار شکننده و انعطاف پذیر هستند و برخی از این شرکت ها گاهی بی رحمانه روش های بسیار پیچیده ای برای اغوای کودکان به کار می برند.

● آگهی های تلویزیونی سلاح برنده ای علیه کودکان

در تلویزیون آگهی های بازرگانی سنتی که مخاطبان اصلی شان مستقیماً کودکان هستند فراوانند. انجمن های تغذیه در سراسر دنیا هم عقیده اند که یکی از دلایل بروز چاقی، آگهی های تجاری تلویزیونی است که کودکان و نوجوانان بیش از همه در معرض این آگهی ها هستند و علاوه بر رادیو و تلویزیون، در مجلات، حتی به تازگی تلفن همراه و به ویژه در اینترنت دیده می شوند؛ رسانه ای که هر چند آمار رسمی در مورد آن وجود ندارد ولی تبلیغات گسترده ای در آن به چشم می خورد. شبکه کانادایی «آموزش رسانه ای» اخیراً بررسی کرده که چگونه کودکان را از طریق سایت های مربوط به قهرمانان مورد علاقه آنان، با یکسری لینک ها، به طرف سیاست های بازرگانی هدایت می کنند که از بین آنها می توان به سایت های پورنوگرافی نیز دست پیدا کرد.

همچنین نظاره گر ظهور هرچه بیشتر آگهی های غیرمستقیم در بازی های ویدئویی، فیلم ها یا برنامه های مورد علاقه کودکان هستیم. به گفته پژوهشگران این روش های بازاریابی به قدری نامحسوس هستند که کودکان را در دوره شکل گیری شخصیت شان هدف می گیرند و اغلب پیام هایشان ضدارزش است و بدآموزی دارد.

ویویان مالر نویسنده کتاب «بازجویی نوجوانی» در کتاب خود می گوید؛ «این آگهی ها کودکان را هدف می گیرند بی آنکه توجه کنند آنها کودکند. آنها اغلب کودکان را در برابر تضادهایی قرار می دهند که نمی توانند بر خود مدیریت داشته باشند.

این امر به ویژه در مورد محصولات غذایی حساس تر است. از طرفی به آنها می گوییم باید تغذیه خوبی داشته باشند و از طرف دیگر آنها را از صبح تا شب به طرف ده ها برنامه مختلف سوق می دهیم که در میان آنها انواع محصولات شور و شیرین معرفی می شود. ترفند دیگر «برنامه ریزی برای فروش» است که از کودکان بهره می گیرد تا برای خرید بیشتر به پدر و مادرها فشار بیاورند تا جایی که امروزه والدین به سختی می توانند به درخواست فرزندشان پاسخ منفی بدهند. «بعضی «بازارگردانان» تا جایی پیش رفته اند که تلاش می کنند حتی میان فرزندان و والدین اختلاف بیندازند و اقتدار والدین را بد جلوه دهند. در این نوع آگهی ها پدر و مادرها مضحک و کم عقل نمایش داده می شوند که فرزندان مقتدرشان آنها را اداره می کنند.»

در برابر چنین مسیر انحرافی، باید مساله قوانین و حدود را مطرح کرد. این جامعه شناس برجسته همچنین بر این باور است که «بازارگردانان برای آینده های بسیار دورتر تلاش می کنند. دیگر اخلاقیات و اصول تربیتی دغدغه اصلی دست اندرکاران نیست.»

وی هشدار می دهد؛ «بیشتر طراحان آگهی های تجارتی فقط این منطق را قبول دارند که باید فروش موسسه شان بالا برود. در حالی که باید به آنها بفهمانیم که در برابر کودکان باید محتاط بود و بسیار سنجیده عمل کرد.»

حضور فیزیکی یا صدای کودکان نیز عامل بسیار موثرتری در فروش کالاهاست.الیزابت باتون پروفسور علوم اطلاع رسانی و ارتباطات عقیده دارد؛ پیام های بازرگانی به طرز وسیعی حامل تصویر والدین عقب مانده هستند در برابر تصویر آرمانی کودکی که همه چیز را می داند و همه چیز را می فهمد. جایگاه هرکدام جابه جا شده و قدرت والدین مورد تاخت وتاز قرار گرفته است. بنابراین نقش والدین در هدایت کودکان بسیار حیاتی و سرنوشت ساز است.

تا زمانی که بچه ها آگهی های بازرگانی را زیاد نگاه کنند، بزرگ ترها باید حتماً از سنین بسیار کوچک به فرزندان یاد بدهند تصاویر را تجزیه و تحلیل کنند تا بتوانند واقعیت و تبلیغ را از یکدیگر تشخیص دهند. خطر بزرگ تبلیغات، تلقین میل خریدن این یا آن محصول نیست بلکه ایجاد آشفتگی و سردرگمی در کودکان است.

زیرا همین سردرگمی منبع اضطراب و نگرانی است. همچنین ضروری است که والدین لذتی را که در پی دیدن آگهی های تجاری پیش می آید بازشناسند تا بتوانند کودکان را هدایت کنند تا اختلاف میان این لذت را با لذت خرید آن شیء تشخیص دهند و از آنجا که میزان حساسیت کودکان و بزرگ ترها در برابر یک آگهی یکسان نیست، بنابراین گفت وگوی خانوادگی در این زمینه بسیار ضروری است.
 


 

افزایش توجه مردم به صندوق های وام فامیلی که اعضاء آن را تعدادی از افراد و خانواده های فامیل، پدر، مادر، خواهر، برادر، عمو، دائی و... تشکیل می دهدو به تدریج همسایه ها، دوستان و آشنایان نیز به آن می پیوندند و با پرداخت ماهانه ۱۰ تا ۳۰ هزار تومان چند سهم برای خود می خرند تا در موقع ضروری بتوانند مشکلات زندگی و بحران های ناشناخته را حل کنند و به سلامت از گرفتاری های مالی عبور کنند هر روز رو به افزایش است.

هسته اصلی این صندوق ها را اعتماد افراد به یکدیگر و فرهنگ های محاط در انسان دوستی و خویشانوندی ایرانیان تشکیل می دهد که در این سرزمین ریشه چند هزار ساله دارد و از آنجا که ابزارهای نوین و مدرن دنیای امروز مانند بانکداری نتوانسته مشکلات مردم را در کوتاه مدت حل کند در نتیجه افراد و خانواده ها به دنبال راه چاره ای بوده اند تا بتوانند در مواقع بیماری و بستری شدن در خانه، ازدواج فرزندان و خرید جهیزیه، خرید خودرو و ... از این وام های کارآمد و بدون پرداخت کارمزد و نرخ سود بالا استفاده کنند.

خانم مهری صباغ که مدیر یکی از این صندوق ها است و با برخورداری از روابط عمومی و اعتماد موجود بین فامیل و دوستان توانسته اند تعداد زیادی وام ۵۰۰ هزار تومانی و یک میلیون تومانی برای رفع گرفتاری های افراد و خانواده ها بپردازند در این زمینه به خبرنگار ما گفت: از آنجا که دریافت وام از بانک ها نیازمند عبور از هفت خوان است و در برخورد اول متقاضی احساس ناامیدی از دریافت وام می کند و باید به دنبال ارائه اجاره نامه و یا سند مالکیت محل سکونت خود باشد و چند ضامن معتبر کارمند یا کاسب را معرفی کند و از کپی شناسنامه و سند و اجاره نامه گرفته تا گواهی اشتغال به کار و ... را تهیه کند، ما به فکر تأمین منابع برای صندوق خود افتادیم و با در نظر گرفتن تعداد سهام برای هر عضو شرایط گرفتن وام را ساده کردیم تا در زودترین هنگام ممکن متقاضی بتواند مشکل خود را سریعاً حل کند.

وی افزود: ویژگی این صندوق ها آن است که افراد می توانند متناسب با نیاز خود در آینده به هر تعداد که علاقه مند باشند سهم بخرند مثلاً یک خانواده ۳ سهم خریداری کرده و بابت هر سهم هر ماه ۱۰ هزار تومان می پردازد و کمتر از یک سال می تواند بابت هر سهم از ۳۰۰ هزار تومان تا ۵۰۰ هزار تومان وام بدون بهره بگیرد به عبارت دیگر این خانواده به زودی می تواند یک میلیون و پانصد هزار تومان وام گرفته و مشکل خود را حل کند و ماهیانه ۷۰ هزار تومان نیز به صورت قسط وام خود را پرداخت کند.

وی ادامه داد: ویژگی دیگر این صندوق ها نیز آن است که یک عضو صندوق که فعلاً به وام نیاز ندارد نوبت خود را به دوست یا فامیل دیگر واگذار کند و فرد نیازمند سریع تر به درخواست خود و پول موردنظر دسترسی پیدا می کند و این موضوع موبج ارتباط بهتر صمیمیت و محبت اعضاء فامیل و کارآئی بیشتر این صندوق ها می شود.

فاطمه امینی نیز که عضو این صندوق وام است می گوید: متأسفانه عملکرد نامناسب تعدادی از متقاضیان وام بانک های دولتی کشور باعث شده تا مدیران بانک ها شرایط را هر روز سخت تر کنند تا بتوانند پول مردم و دولت را بازگردانند اما همین موضوع باعث شده که متقاضی نیازمند که عضو خانواده اش در بیمارستان است و یا منتظر است تا پول مناسبی برای خرید خانه، اجاره کردن سرپناه و یا خرید خودرو پیدا کند و یا جهیزیه مناسبی برای فرزند خود تهیه کند در هنگام ورود به شعبه بانک ها احساس می کند که نمی تواند سه نفر ضامن کارمند یا کاسب را متقاعد کند تا ضامن او شوند.

وی افزود: روند گرفتن وام از بانک ها، نرخ های بهره بالا و اقساط سنگین و از همه مهمتر احساس ناامنی و بی اطمینانی از تهیه پول و گرفتن وام در مواقع حساس و بحرانی مردم را به فکر چاره انداخته است زیرا با وجود آنکه سر هر کوچه ای یک شعبه بانک دولتی می بینیم و نقدینگی و بودجه زیادی را در بخش بانکداری دولتی شاهد هستیم اما هر کسی قادر نیست که از بانک ها وام بگیرد گرفتن وام از بانک دولتی یا باید به واسطه آشنائی با کارکنان بانک ها انجام شود و یا باید هفت خوان را عبور کنیم و با تهیه مدارک و معرفی ضامن و ... منتظر دریافت وام باشیم و یا با بهره های بالا به صورت لیرینگ و اجاره به شرط تملیک و ... پول از بانک ها بگیریم.

وی می گوید: اگرچه آمار دقیقی از تعداد این صندوق های فامیلی وجود ندارد اما در هر فامیل و محل کاری آنها ایجاد شده اند.

وی ادامه داد: با توجه به چنین وضعیتی است که وام گیرنده بیش از پرداخت ۵/۲ میلیون تومان سود تسهیلات برای یک وام ۵ میلیون تومانی، احساس می کند که باید وقت صرف کند، اضطراب و آمد و رفت داشته باشد، به این و آن مراجعه کند و التماس کند تا وام به او بدهند و کسانی ضامن او شوند، چند ماه صبر کند تا بالاخره به پول برسد و ... به عبارت دیگر هزینه های معاملاتی و نامحسوس گرفتن وام از بانک های دولتی بسیار بالاتر از پرداخت رقم ریالی سود تسهیلات بانکی است و دردسرهائی که یک متقاضی باید تحمل کند حداقل به اندازه سود تسهیلات ۱۶ درصدی است.

وی معتقد است: برخی افرد دوست ندارند که از اعتبار خود نزد دوست و آشنا و فامیل و همکار برای گرفت وام از بانک استفاده کنند وقتی قرار است که شناسنامه و کپی شناسنامه ضامن و خود ضامن را به شعب بانک ببرید تا اطلاعات خصوصی زندگی او، وضعیت حساب او در بانک مرکزی، سوابق بانکی دریافت وام های قبلی، وضعیت بدهی ضامن و چک های برگشتی و سوابق دیگر مالی را از بانک مرکزی و محل کار او استعلام کنند، دچار احساس بدی می شوید و حاضر نیستید که چنین وضعی را شاهد باشید، اما در عین حال به خاطر رفتار عده ای سودجو و کلاه بردار که پرونده های آنها در شعب بانک ها موجود است و مطالبات بانک از آنها سوخت شده تلقی می شود در نتیجه به مدیران بانک ها حق می دهید تا سخت گیر باشند و برای بازگرداندن اصل و فرع وام بانکی تلاش کنند و متقاضی و ضامن ها را چهار میخ کنند تا حتماً بتوانند اقساط را وصول کنند.

خانم صباغ نیز می گوید: همین روند مشکلات بانکداری در ایران باعث شده که این ابزارهای مدرن امروزی نتواند نیاز مردم را به خوبی پاسخگو باشد و خانواده ایرانی که اهل گذشت، فداکاری و کمک به همنوع است و روحیه انسان دوستی و دست گرفتن اعضاء خانواده، فامیل و دوستان خود را دارد به فکر راهکار دیگری باشد. به هر حال به نظر می رسد که گسترش صندوق های وام دوستانه و فامیلی هر روز رو به گسترش است و حتی در مدارس و سایر محیط های کاری نیز با استقبال زیادی روبه رو شده است.

آقای ابراهیمی عضو یکی از صندوق های وام آموزش و پرورش می گوید: در بسیاری از مدارس تهران این صندوق ها شکل گرفته است و افراد زیادی وجود دارند که در یکی دو مدرسه یا دبیرستان محل کار خود و همزمان در صندوق وام ساختمان محل سکونت و یا فامیل خود عضو هستند تعداد زیادی از افراد دائماً نوبت دریافت وام خود را به افراد نیازمند تر می دهند و این موضوع باعث شده که همکاران، دوستان و فامیل به محض مواجه شدن با یک مشکل که بتوان آن را با یک یا دو میلیون تومان حل کرد از طریق این صندوق ها و گرفتن نوبت دوستان خود وام موردنظر را می گیرند و مشکل را حل می کنند.

فاطمه امینی با اشاره به نقش پول در دخل و خرج زندگی مردم و اقتصاد امروزی پیش بینی می کند که این صندوق ها در آینده نزدیک توسعه بیشتری خواهد داشت زیرا ابزارهای مدرن مانند بانک ها در اقتصاد امروز ایران نمی توانند کارآئی لازم و سرعت موردانتظار را در پرداخت اعتبارات داشته باشند و یافتن راهکاری برای جلب اعتماد متقابل بین بانک ها و متقاضیان راه حل ساده ای نیست اما از طریق صندوق های فامیلی و محیط کار، کسب اعتماد متقابل ساده تر است و از آنجا که افراد هر هفته یکدیگر را می بینند و از وضعیت درآمدی و زندگی هم باخبر هستند سریعتر به هم اعتماد می کنند و با اندکی گذشت و تکیه بر انسان دوستی، روحیه کمک به همنوع را تقویت می کنند و دست یکدیگر را می گیرند.

وی افزود: در گذشته پول مانند امروز نقش کلیدی نداشته و مردم و خویشاوندان ساده تر می توانستند مشکل افراد را حل کنند اما در اقتصاد تورم زده ما که پول و نقدینگی تنها ابزار سریع قدرت خرید مردم است تنها از طریق قرض گرفتن و آن هم با کارمزد و سود کم می توان مشکلات را حل کرد. اقتصاددانان معتقدند که در شرایط تورمی برای حل مشکلات و خرید مسکن و کالاهای معیشتی بهتر است که بدهکار باشید زیرا تورم قدرت خرید شما را کاهش می دهد و خرج شما بیش از دخل و درآمد شما خواهد بود مثلاً یک واحد آپارتمان که امسال ۳۰ میلیون تومان ارزش دارد سال آینده متناسب با نرخ تورم گران تر می شود و اگر شما ۲۰ میلیون تومان داشته باشید نمی توانید هم ۱۰ میلیون تومان کسری امروز و هم افزایش ۱۰ تا ۱۵ درصدی قیمت آپارتمان در سال آینده را بپردازید پس بهتر است برای کاهش هزینه تورم حال دست به کار شده و با قرض گرفتن، سود کمتر از نرخ تورم قدرت خرید را بالا ببرید در غیر این صورت همیشه از تورم و گران شدن کالای موردنظر فاصله دارید.

وی ادامه داد: پس در شرایط کنونی، فرهنگ های محاط بر انسان دوستی را باید تقویت کرد و افراد فامیل و دوستان و آشنایان باید این صندوق ها را تقویت کنند تا قدرت خرید افراد را بالا ببرند و نیازها را به کمک هم و بدون پرداخت بهره یا سود بانکی و کارمزد رفع کنند و نوعی آرامش روانی برای خود و فامیل و خانواده فراهم کنند زیرا یاری دادن دیگران در شرایط تورمی هم برای عضو فامیل و خانواده ما آرامش و رفاه می آورد و هم بری ما نوعی امنیت ایجاد می کند زیرا تا زمانی که دوستان ما و افراد فامیل با مشکل شدید روبرو هستند ودیعه اجاره خانه ندارند و قدرت خرید لازم برای رفع نیازهای فرزندان را ندارند ما که مالک هستیم و یا با مشکل شدیدی روبه رو نیستیم نیز به نوعی احساس نامنی و ناامنی داریم پس باید بخشی از نقدینگی و حجم پول را که در اختیار مردم و بخش خصوصی است برای زندگی بهتر و تعادل در دخل و خرج زندگی ایرانیان به کار بگیریم و دولت نیز اگر علاقه مند است باید با پرداخت یارانه و کمک های مالی بدون پرداخت سود بانکی و یا با کارمزد کم می تواند این صندوق ها را تقویت کند و مشکل بروکراسی بانک ها را نیز تا حدی حل کند.








محسن شمشیری


ماهنامه اقتصاد خانواده
 


 

افراد درست در هنگام ورود به یك فروشگاه بیش از هر زمان دیگری تحت تاثیر جاذبه های تبلیغاتی آن قرار می گیرند. به گفته این دانشمندان، افراد معمولا اهداف مشخص و از پیش تعیین شده ای برای خریدهای خود ندارند. آنها همانطور كه قفسه های فروشگاه را از نظر می گذرانند درباره خرید یك كالا و نوع آن كالا تصمیم می گیرند. لئونارد لی و دن آریلی معتقدند:

مصرف كنندگان خرید را با تصوری مبهم از مقاصد خود آغاز می كنند و به مرور در جریان خرید كردن به تصویر روشن تری می رسند. به دلیل همین غیرملموس بودن اهداف است كه حساسیت مصرف كنندگان در مراحل اولیه خرید كردن بیشتر و اهدافشان قابل تغییر است.لی و آریلی به كمكی یك سری آزمایش نشان داده اند كه بسته به نوع بن های تخفیف تبلیغاتی ارائه شده در ورودی فروشگاه، می توان به گونه ای روی مصرف كنندگان اثر گذاشت كه بیشتر یا كمتر پول خرج كنند. اما از سوی دیگر وقتی این بن ها در داخل فروشگاه ارائه شوند تاثیر چندانی بر میزان خرید مشتریان ندارند. به گفته آنان: وقتی حداقل سطح خرید برای برخورداری از تخفیف ویژه در بن ها بیشتر از سطح خرید معمول آنها باشد، مشتریان بیشتر پول خرج می كنند و وقتی حداقل سطح خرید مورد ذكر در بن ها كمتر باشد، پول كمتری خرج می كنند. به علا وه نتایج این تحقیق نشان می دهد كه میزان خرید مشتریان با میزان حداقل مجاز خرید كه در این بن ها تعیین شده است تغییر می كند. محققان دانشگاه نورت وسترن(Northwestern University) در بررسی دیگری مسئله تناقض در انتخاب را مورد توجه قرار داده اند. به گفته آنان: مشتریان معمولا تمایل دارند دامنه انتخاب وسیع تری داشته باشند، اما در عین حال ترجیح می دهند كه بتوانند به راحتی در مورد خریدشان تصمیم بگیرند. الكساندر چرنی می گوید:

▪ برای رویارویی با این تناقض افراد از فرایند تصمیم گیری دومرحله ای استفاده می كنند.

۱) در مرحله اول انتخاب یك مجموعه از كالا ها صورت می گیرد

۲) در مرحله دوم انتخاب از میان این مجموعه كالا ها انجام می شود.

به این ترتیب هر دو هدف، یعنی دامنه انتخاب وسیع و عدم پیچیدگی در فرایند انتخاب هر كدام به مرحله خاصی از جریان تصمیم گیری برای خرید مربوط هستند. نتایج جالب توجه این تحقیقات نشان می دهد كه فروشگاه های بزرگ به دلیل ارائه دامنه انتخاب وسیع تر مشتریان بیشتری را به خود جلب می كنند (زیرا هدف افراد در اولین مرحله خرید یافتن مكانی است كه در آن حق انتخاب بیشتر دارند.) اما میزان خرید همین مشتریان پس از ورود به فروشگاه ممكن است به همان اندازه ای نباشد كه در یك فروشگاه كوچكتر خواهد بود كه علت این امر صرفا سختی فرآیند تصمیم گیری است. (در فروشگاه بزرگ با انتخاب بیشتر فرایند تصمیم گیری پیچیده تر می شود) به بیانی دیگر، فروشگاه های بزرگ مشتریان بیشتری جذب می كنند، اما در عین حال گسترش دادن دامنه انتخاب، فرایند تصمیم گیری را پیچیده تر كرده و در نهایت احتمال خرید را كاهش می دهد بنابراین باید برای فروشگاه ها یك اندازه ایده آل وجود داشته باشد. ایده آل از این نظر كه اندازه فروشگاه نه كوچك و نه خیلی بزرگ باشد به طوریكه مشتریان در این فروشگاه ها بیشترین میزان خرید را از میزان گسترده ترین دامنه انتخاب انجام دهند.








نوشته: ولا دتاركو، سردبیر سایت اخبار علم و فن(Sci Tech News)
ترجمه: سلما رضوان جو


روزنامه حیات نو
 


 

با اینكه دیگر بچه نیست و سنش از ۲۵ سال هم گذشته اما هنوز نمی داند چگونه باید پول هایش را خرج كند.اگر اول ماه ۵۰۰هزار تومان به او بدهید، یك هفته مانده به آخر ماه پول ندارد و باز هم دست از پا درازتر با قرض و قوله هایی كه بالا آورده پیش شما برمی گردد. اصلاً به خودتان رفته است، به نوجوانی و جوانی شما. شما هم بلد نبودید پس انداز كنید و خرج و دخلتان را طوری تنظیم كنید كه آخر ماه به آشوب و دلهره نیفتید. اما عذاب می كشید از كوره در می روید، سر او داد می زنید و به این فكر می كنید كه چرا فرزند شما آدم نمی شود و حد و حدود خرج و دخلش را نمی داند. چند روزی با همدیگر قهر می كنید و به كودكی هایش فكر می كنید به آن روزها كه هیچ وقت از قلكی كه برایش خریده بودید هیچ صدایی بلند نمی شد.

● تربیت اقتصادی

بسیاری از ما بدون هیچ تربیت اقتصادی بزرگ می شویم. باز هم بسیاری از ما فرزندانی تربیت می كنیم كه از اقتصاد چیزی نمی دانند. شانه بالا می اندازیم و می گوییم: ما كه از علم اقتصاد چیزی نمی دانیم. در صورتی كه اصلاً لازم نبوده علم اقتصاد خوانده باشیم همان طور كه بسیاری از ما علوم تربیتی نخوانده ایم اما بسیاری مواقع فرزندان بسیار خوبی تربیت می كنیم كه جامعه پذیرای آنها است و آنها را تحسین می كند، پس چه می شود كه نمره ما در درس تربیت اقتصادی فرزندانمان خیلی بد می شود و گاه با تمام درس هایی كه می دهیم فرزندانمان در زندگی اقتصادی مردودی می آورند؟به نظر شما اولین گام در راه تربیت اقتصادی چیست؟ روان شناسان و جامعه شناسان و اقتصاددانان به آن جواب داده اند: پول توجیبی! هرچند به نظر می رسد همه ما با این واژه و چگونگی آن آشنا هستیم و هر هفته یا هر ماه با دادن مقداری پول فرزندمان را خوشحال می كنیم، اما در بسیاری مواقع عدم شناخت درست از این واژه كاربردی باعث می شود نه تنها به فرزندانمان چیزی بیاموزیم و آنها را با زندگی آشنا كنیم كه حتی موجب مسائل و مشكلات بسیاری می شود.

● پول توجیبی چیست؟

اشتباه است اگر فكر كنیم پول توجیبی پاداش رفتار خوب یا حق الزحمه كاری است و ما می توانیم با در نظر گرفتن و یا صرف نظر كردن از آن به عنوان عاملی برای فشار به كودكانمان استفاده كنیم و او را مجبور به فرمانبرداری از خودمان كنیم. پول توجیبی قبل از اینكه بخواهد بخشی از نیازهای مادی فرزندمان را رفع كند یك وسیله آموزشی و تربیتی است. در فرهنگ های مختلف به وسیله پول توجیبی سعی می شود مسوولیت و حق انتخاب و پس انداز به فرزندان آموخته شود. به وسیله در نظر گرفتن پول جیبی به آنها امكان تجربه عملی یك موقعیت اقتصادی را می دهیم و درهای ورود آنها را به دنیای آدم بزرگ ترها باز می كنیم و به آنها امكان می دهیم با مسائل مالی اطراف خود آشنا شوند و یاد بگیرند چگونه از پولی كه در اختیار آنها قرار گرفته استفاده كنند.

● سن پول توجیبی

تحقیقات انجام گرفته درباره پول توجیبی نشان داده سن گرفتن پول توجیبی می تواند از دهه دوم زندگی افراد شروع شود. یعنی زمانی كه آنها وارد اجتماع شده اند با افراد بسیاری در مدرسه و محیط بیرون تماس دارند و توانایی شناخت پول و مكان های برآورده كردن نیازهایشان را می دانند. البته در مواردی توصیه می شود با تمرین های كوچك تر مثل خرید یك قلك و جمع كردن پول از سن ۳ ـ ۴ سالگی فرزندتان را با پس انداز آشنا كنید كه این مورد درباره ۲ طبقه بسیار توصیه می شود. اول طبقه خانواده های ثروتمند و دوم خانواده هایی كه از موقعیت پایینی برخوردار هستند و به نوعی زندگی شان با میزان پولی كه دارند (و یا ندارند) با دیگران متفاوت است.

● چقدر پول توجیبی بدهیم؟

قبل از اینكه درباره میزان پول توجیبی صحبت كنیم لازم و ضروری است فرزندانمان را با وضعیت اقتصادی خانواده آشنا كنیم و به آنها بیاموزیم كه در چارچوب امكانات مالی خانواده می توانند پول توجیبی داشته باشند. در اختیار قرار دادن میزان زیادی پول توجیبی كه هیچ سنخیتی با موقعیت خانواده ندارد، می تواند به درك ناصحیح كودك از موقعیت خود منجر شود و خانواده ها شاید بتوانند تا زمان ۱۱ ـ ۱۰ سالگی آن را طاقت بیاورند و غیرواقعی جلوه دهند اما بعد از گذشت این سال ها و پا گذاشتن كودك به سن نوجوانی شاهد شخصیتی زیاده خواه و پرتوقع هستیم كه به هیچ وجه نمی خواهد موقعیت خانواده را درك كند. در این مورد نه تنها فرد در ارتباط با خانواده اش دچار مشكل می شود كه خودش هم با شخصیت خودش درگیری پیدامی كند. به طور خلاصه پول توجیبی نباید نه به آن اندازه زیاد باشد كه ارزش خود را از دست بدهد و كودك با خیال راحت پول خرج كند بدون اینكه با خود حساب و كتابی داشته باشد و نه باید به آن اندازه كم باشد كه كودك برای رفع نیازهای خود به اعمال نادرست و راه های خلاف كشیده شود.

● پول توجیبی ماهانه یا هفتگی

پول توجیبی باید از قاعده و نظم خاصی برخوردار باشد. مثل روزانه، هفتگی و یا ماهیانه. دلایل دیركرد آن هم باید معقول و منطقی باشد و نباید به خاطر موارد دیگر مثل تنبیه و یا حتی تشویق زمان و میزان آن تغییر كند. اما برای كودكانی كه سن كمتری دارند می تواند برنامه ریزی به صورت روزانه و یا هفتگی باشد

● نظارت بر پول توجیبی

شما می توانید خیلی راحت و آسان و بدون هیچ زحمتی تمام نیازهای فرزندانتان را رفع كنید. آنها را تا مدرسه ببرید و برگردانید، تغذیه درون كیفش بگذارید خلاصه اینكه از مهم ترین چیزها تا جزیی ترین ها مثل بند كفش و تراش را برایش بخرید و نگران دیر و زود شدن و خوب بودن و نبودن پولی كه به او می دهید نباشید. اما او را از یادگیری بخش مهمی از زندگی كه اقتصاد و دخل و خرج است محروم می كنیم. خلاصه اینكه به جای دادن ماهی به فرزندتان ماهیگیری یاد بدهید اما حتماً بالای سر این ماهیگیرها باشید و غیرمستقیم نظارت داشته باشید چرا كه همان قدر كه پول توجیبی می تواند راهی برای به دست آوردن یك مهارت بزرگ زندگی باشد، می تواند شما و فرزندتان را به مخمصه هم بكشاند. به همین خاطر است كه كارشناسان علوم تربیتی توصیه می كنند حتماً بر چگونگی خرج شدن پول توجیبی فرزندتان نظارت داشته باشید. البته نباید نظارت شما به گونه ای باشد كه فرزندتان عطای پول توجیبی را به علت هر لحظه محاكمه شدن توسط شما به لقایش ببخشد و برای همیشه خاطره ای تلخ در ذهنش بماند.

● پا در كفش بزرگ ترها

كودكان همیشه مشتاق ورود به دنیای بزرگ ترها هستند. پاهای كوچكشان را در كفش های بزرگ آنها می كنند، عینكشان را به چشم می زنند و این شما هستید كه میان این همه بازی كودكانه می توانید راه های درست وارد شدن به این دنیای بزرگ را به آنها نشان دهید. راه هایی كه تنها در چارچوب تربیت های اخلاقی خلاصه نمی شود. راه هایی كه به آنها كمك می كند تا ارزش بسیاری چیزها همچون پول را بدانند. شرایط و امكانات اقتصادی مختلف را تجربه كنند و یاد بگیرند چگونه از پولی كه در اختیارشان قرار گرفته بیشترین و البته مناسب ترین استفاده را بكنند. اعتماد به نفس برای زندگی، مساوات طلبی، میل به استقلال داشتن و آینده نگری از جمله نتایجی است كه ارتباط تنگاتنگی با پول توجیبی دارد. پولی كه بسیاری كارشناسان معتقدند میزان آن مهم نیست بلكه مهم تر از آن تجربیاتی است كه همین پول كوچك برای روزهای آینده به ارمغان می آورد.







روزنامه تهران امروز
 


 

درباره اهمیت بنیان خانواده در شکل گیری و قوام یافتن جوامع، تحلیل های فراوانی از منظرهائی چون روانشناسی، جامعه شناسی، مردم شناسی و... ارائه شده است که هرکدام به گونه ای بر نقش تعیین کننده این نهاد در چگونگی بافت و ساخت اجتماعی تأکید کرده اند. چه آن زمان که هزاران سال قبل، چند خانواده در کنار رودخانه ای بساط زندگی پهن می کردند و چه اکنون که دنیای فرامدرن، خانواده ها را کوچک و کوچک تر ساخته است، همواره نظام های اجتماعی، تا حدود زیادی، بازتابی از نحوه تعامل انسان ها در درون خانواده بوده اند.

از این در همه اندیشمندان و متفکرانی که ر شاخه ای از علوم انسانی فعالیت می کرده اند، ناگزیر و گاه ناخوسته به تأمل درباره روابط خانوادگی پرداخته اند، نگاهی به تاریخ اندیشه، از یونان باستان تاکنون، گواهی بر این سخن است.

خانواده اولین و کوچترین واحدی است که انسان ها در آن به آزمایش و تجربه بزرگترین مقولات می پردازند. بر این اساس، ”اقتصاد“ در خانواده، همچون ”هر چیز دیگر“ در خانواده از آن جهت امری گرانقدر شمرده می شود که می تواند نموداری از وضعیت این متغیر در کل کشور و یا حتی مقیاس های بزرگتر باشد.

● نمونه ای از فیلسوفان باستان

۱) شکل گیری و اهداف خانواده

ارسطو (ارسطاطالیس، ۳۸۴ ۳۳۲ ق.م) از جمله فیلسوفان یونان باستان است که به تأمل در این باره پرداخت و موارد مورد تأکید او تا مدت ها دستمایه ای برای تحلیل و ارزیابی قرار گرفت. او در اولین جمله کتاب معروفش ”سیاست“ استدلال می کند که ”هر اجتماعی به قصد خیر برپا می شود“. از این رو کارکرد اصلی خانواده، شهر یا هر اجتماع دیگر، تحقق خیر و فضیلت است. شکل گیری خانواده ها، در اندیشه ارسطو به واسطه این ضرورت است که انسان ها به خصوص دو جنس مخالف ”نمی توانند بدون یکدیگر زندگی کنند“.

پس، نیاز به زیست و زندگی مشترک از سوئی و بهره مندی از فضیلت از سوی دیگر، بنیان خانواده را پی ریزی می کند، بنابراین تشکیل خانواده و اضافه شدن بر تعداد آنها، ”امری طبیعی“ تلقی می شد.

از طرفی، برخی نیازهای مشترک و مرتبط به یکدیگر، از جمله امنیت منجر به نزدیکی هر چه بیشتر جغرافیائی این خانواده ها، می شود. مهمترین کارکرد و دستاورد این اجتماعات کوچک یا دهکد ه ها، رفع نیازهای مشترک است تا بدین ترتیب گونه ای ابتدائی از تقسیم و تخصیص کار، پدید آید.

افزایش جمعیت، شرایط آب وهوائی و همچنین در امان ماندن از هجوم بیگانگان باعث شد که این دهکده ها فاصله کمتری از هم داشته باشند. در نتیجه اجتماع بزرگتری به نام ”شهر“ پدید آمد. در تمام این مراحل نباید از یاد برد که هدف و کارکرد اساسی این واحدهای کوچک و بزرگ، در اندیشه ارسطو، برپائی خیر و فضیلت است. پس، این نهادها نه فقط برای ”زیستن“ که برای ”بهزیستن“ به وجود آمده اند.

۲) اقتصاد خانواده

ارسطو درباره نحوه اداره اقتصادی خانواده، بین دو موضوع ”فن تدبیر منزل“ و ”فن به دست آوردن مال“ فرق قائل می شود و تلاش برای جمع آوری مال و ثروت را بر عهده ”شهریار“ خانواده قرار می دهد، که خواه ”پارچه باف“ باشد یا ”پیکرتراش“، مهمترین فرد در تحصیل روزی شناخته می شود. اما ”فن تدبیر منزل“ نحوهٔ استفاده و به کارگیری مجموعه وسایلی است که برای زندگی و بهزیستن کسب شده اند. ”آشکار است که فن تدبیر منزل با فن به دست آوردن مال یکی نیست، این یک، فقط وسایل زندگی را فراهم می کند و آن یک، یعنی تدبیر منزل، وسایلی را که فراهم شده است به کار می بندد“.

اما آنچه که برای بهزیستن کسب می شود نه فقط مال و ثروت که مهمتر از آن، فراهم آمدن هر آن چیزی است که لازمه زندگی است. پس در اندیشه ارسطو، حتی در اداره اقتصادی خانواده نیز باید آن خیر و فضیلت، که ”ثروت راستین“ نامیده می شود، لحاظ شود.

۳) اقتصاد خانواده در گذر تاریخ

از زمان ارسطو تاکنون، اقتصاد خانواده و حتی بنیان تشکیل آن، دگرگون شده است. بر این باور شاید لزومی در پرداختن به اندیشه متفکران اعصار گذشته در این باب احساس نشود، اما بازنگریستن در آراء این اندیشمندان جوهرها و ذات برخی نهادها را همچون خانواده و موارد مربوط به آن مثل اقتصاد آن چنان آشکار می سازد که شاخ و برگ هائی را که در طول زمانی بر آنها اضافه شده، به یکباره هرس می کند. بنابراین، ”از فن تدبیر منزل“ تا ”اقتصاد خانواده“ اگرچه راه و زمان طولانی سپری شده اما اقتصاد خانواده، با اندکی تسامح همان فن تدبیر منزل همراه با فن به دست آوردن مال است. بدیهی است که ابزارهای انسان امروزی برای بهزیستن با ابزارهای انسان قرون گذشته، تفاوت های شگرفی یافته، اما اگر مهمترین اهداف آنها را در ”بهزیستن“ و ”نیل به خیر و فضیلت“ بدانیم یعنی زندگی در رفاه اقتصادی بیشتر همراه با پایبندی به برخی اصول اعتقادی تقدس این اهداف دستخوش دگرگونی نشده است؛ هر چند رنگ و ظاهری متفاوت یافته یا تعابیر متفاوتی از آنها ارائه شده است.

به عنوان نمونه، همان طور که اشاره رفت، ارسطو قرن ها قبل از میلاد مسیح و بهزیستن و تدبیر منزل تأمل می کند. ماده ۲۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز بر حق برخورداری از استاندارد موردنیاز زندگی برای تندرستی و رفاه خود و خانواده از جمله خوراک، پوشاک، مسکن و مراقبت های پزشکی و خدمات اجتماعی تأکید می کند.

اما قسمت غم انگیز و تراژدیک این گذار تاریخی آنجا آغاز می شود که علی رغم این همه پای فشاری های علمی و اخلاقی درباره اقتصاد، خانواده، استاندارد زندگی و مقولاتی دیگر از این دست، هنوز هم هستند انسان هائی که فرسنگ ها پائین تر از خط فقر زندگی می کنند و همانطور نیز می میرند.








یوحنا نجدی
پی نوشت:
برای توضیح بیشتر درباره اندیشه ارسطو نگاه کنید به:
ارسطو، سیاست، ترجمه شادروان حمید عنایت، انتشارات علمی فرهنگی، چاپ چهارم ۱۳۸۱
دکتر کمال پولادی، تاریخ اندیشه سیاسی در غرب از سقراط تا ماکیاولی، نشر مرکز، چاپ دوم ۱۳۸۲
مایکل فاستر، خداوندان اندیشه سیاسی، ترجمه جواد شیخ الاسلامی، انتشارات امیرکبیر، چاپ پنجم ۱۳۸۰.


ماهنامه اقتصاد خانواده
 


 

مشتری مداری در صنعت و بازرگانی، نه تنها امروز بلكه طی قرون متمادی به عنوان یك اصل شناخته می شده است.

شواهد مثال تاریخی بسیاری وجود دارد كه بر این امر تاكید می كند. زمانی كه كالاهای بازرگانانِ ایرانی، از طریق بنادر خلیج فارس به آنسوی آبهای اقیانوس هند، چین و یا به سواحل نیل و دریای مدیرانه و شاخ آفریقا می رسید، بازرگانان خارجی با اطمینان خاطر از كیفیت و كمیت كالای وارده، آن را با كالای مورد درخواست مبادله كرده و هر دو طرف به عنوان فروشنده و خریدار به طور متقابل از مزیت نوعی مشتری مداری كه خود بوجود آورده بودند، بهره مند می شدند. از سویی اگر كالای نامرغوبی ارسال می شد، بازرگانِ آن از صحنه مبادله كالا حذف و اعتبار وی در نزد خریداران منطقه از میان می رفت و تلاش دوباره او برای بازیافتن اعتبار گذشته كمتر به ثمر می نشست.

این نوع مشتری مداری در هیچ جای تاریخ تجارت گذشته ثبت نشده بود، لیكن امری شرطی و لازم بود و اكثر صاحبان كالا یا تولیدكنندگان به آن عمل می كردند.

به تدریج و با گسترش صنعت و تجارت و نیز مبادله انبوه كالاهای متنوع، رقابتی كه در گذشته نیز وجود داشت به اندازه ای تشدید شد كه مشتری مداری به صورت یك پدیده كارآمد، در آمد و حتی پیشگامان تحولات بزرگ اجتماعی بر آن تاكید ورزیدند.

مهاتما گاندی، می گوید: »مشتری مهمترین بازدیدكننده در محدوده ماست، او به ما وابسته نیست، ولی ما به او وابسته هستیم، او مزاحم كار ما نیست، او هدف كار ماست! او بخشی از كار ما بوده و ما با انجام كار برای او لطفی در حق او نمی كنیم. اوست كه با فراهم كردن این فرصت به ما لطف می كند«.

اما علاوه بر مشتری مداری، یكی دیگر از مهمترین عناصر در بحث صنعت بازرگانی، استاندارد به معنای وسیع كلمه است. استاندارد در واقع تبیین كننده نكات گوناگون و متنوعی است كه كالا یا محصول تولید شده را در چارچوب كیفیت و مرغوبیت توصیف می كند و امروزه هیچ كالایی بدون برخورداری از استانداردهای تعریف شده بین المللی مورد پذیرش جهان بازرگانی نیست.

با توجه به نكاتی كه گفته شد، پیوند و برآیند مشتری مداری و استاندارد كه هر دو در صنعت و بازرگانی لازم و ملزوم و در واقع مكمل یكدیگر هستند، آن چیزی است كه پدیده حمایت از مصرف كننده را توضیح می دهد و حمایت از مصرف كنندگان در واقع حمایت از كل جامعه و چرخه تعریف شده آن است كه در مقالات این شماره و به مناسبت، از سویه های گوناگون تشریح شده است.

اما، در بحث اختصاصی تر، هر مجموعه بزرگ تولیدی كه خود مصرف كننده نیز هست (دریافت كننده مواد خام و تولید فرآورده های گوناگون)، باید در راستای پیشرفت و بقای خود در بازار، مدیریت و توانایی رعایت موازینی را داشته باشد كه در ارزیابی بتوان آن را حامی مصرف كنندگان دانست.

به طور خلاصه، كسب۳ گواهینامه معتبر استانداردهای بین المللی، توجه به خواست مشتریان از طریق برگزاری سمینارها و حضور در همایش ها و تماس مستقیم با مصرف كنندگان روانكارها، ایجاد ارتباط با مصرف كنندگان از طریق وسایل ارتباط جمعی، بخشی از فعالیت های شركت را در راستای حمایت از مصرف كننده پوشش می دهد.

علاوه بر این، راهنمایی و هدایت عاملین فروش و تعویض روغنی ها از طریق برگزاری كلاس های آموزشی در شهرها و مراكز استانهای سراسر كشور در زمینه فرآورده های استاندارد و تلاش برای پیشگیری از حضور روغن های تقلبی در بازار مصرف، به طور مستقیم و غیرمستقیم خدمت به مصرف كنندگان و حفظ منافع آنان را در دستور كار خود قرار داده و به اجرا در می آورد.

مخلص كلام اینكه، چون همه عناصر جامعه به نوعی مصرف كننده هستند، دامنه وسیع این پدیده، هنگامی كشورشمول می شود كه یكایك تولیـدكنندگان و مصرف كنندگان، براساس موازین تعیین شده، حقـوق خود و دیگران را به عنوان مصـرف كننده رعایت كنند.







ماهنامه نفت پارس
 


 

مسائل اقتصادی می تواند عامل اختلاف در زندگی زناشویی باشد. ابعاد مختلفی كه در این زمینه مطرح می شود؛ عبارت اند از:

▪ مسكن؛

▪ وسائل زندگی؛

▪ هزینه های رفاهی و معیشتی.

هر یك از امكانات فوق در زندگی نقش مهمی دارد كه نبود یا كمبود آنها می تواند عامل اختلاف و ناخشنودی گردد.

نكته مهم در اینجا آن است كه اختلاف سطح اقتصادی در دو خانواده كه قصد ازدواج دارند، باید مورد توجه قرار گیرد. پسر جوانی كه در یك خانواده فقیر بزرگ شده و فرضاً تحصیلاتی هم دارد، نمی تواند دختری از یك خانواده مرفه را اقناع كند. این دختر در یك زندگی با امكانات زیاد بزرگ شده و توقعاتی كه در خانه شوهر دارد در همان سطح است و چون چنین وضعیتی در خانه شوهرش نخواهد داشت، احتمال بروز اختلاف و ناراحتی وجود دارد. بنابراین باید در زمینه امكانات مالی و رفاه خانواده در زمان انتخاب همسر توجه خاص مبذول گردد.

● نقش مسكن در زناشویی

نخستین عاملی كه در مسئله ازدواج مطرح می شود ، عامل مسكن است. هر خانواده به یك واحد مسكونی مستقل نیاز دارد. داماد یا عروس سرخانه شدن ، یا زندگی مشترك با خانواده پدر و مادر نتیجه اش دخالت های آنها و دیگر خویشاوندان ، و در نهایت اختلاف و ناسازگاری است. از این رو قبل از ازدواج، باید موضوع مسكن حل شود. بیشتر زوج های جوان و پسران ترجیح می دهند، ولو در یك اطاق ، مستقل زندگی كنند. بنابراین منظور از مسكن، داشتن آپارتمان یا خانه ی مجلل نیست. البته اگر امكان مالی باشد، مانعی ندارد. اما در حالتی كه وسع مالی نباشد، آنچه مهم است استقلال در مسكن است؛ ولو یك آپارتمان بسیار كوچك و یا به صورت استیجاری.

بعضی از همسران جوان اصرار دارند با پدر و مادر و یا اقوام دیگرشان در یك خانه زندگی كنند و برخی از آنها حتی این مورد را جزء شرایط ازدواج خود قرار می دهند. در این مورد باید بررسی لازم به عمل آید و به این مسئله توجه شود كه در نهایت چنین وضعی به ناراحتی و اختلاف منجر خواهد شد. بنابراین طرفین باید سعی كنند این سنت ها یا شرایط را بشكنند و از گام اول چنین مشكلی پیش پای همسر آینده خود قرار ندهند و او نیز باید از قبول چنین شرایطی، امتناع ورزد.

● وسائل زندگی

برابر رسم معمول ، دختر جهیزیه ای شامل وسایل زندگی با خود به خانه بخت می برد. چنانچه شوهر روی مسئله كم بودن جهیزیه پافشاری كند و آن را وسیله ای برای تحقیر همسرش قرار دهد ، زمینه ناسازگاری را فراهم می آورد. باید ازدواج را با سادگی شروع كرد و صرفاً وسایل اولیه را تهیه نمود. آنچه مهم است صفا و صمیمت و هماهنگی اخلاقی و فرهنگی است. درست است كه اقتصاد در زندگی نقش مهمی به عهده دارد، ولی نباید اساس و پایه زندگی زناشویی قرار گیرد.

وسایل زندگی را می توان به دو بخش تقسیم كرد. وسایل اولیه و ضروری و وسایلی كه جنبه رفاهی و تجملی دارد. بعضی خانواده ها با وسایل عادی نظیر یخچال و تلویزیون و فرش های ارزان یا متوسط قیمت و سایر وسایل مورد نیاز، زندگی را می گذرانند. ولی برخی دیگر زندگی لوكس و مرفه و وسایل مدرن و گرانبها در اختیار دارند و همیشه از آخرین مدل لباس ، اتومبیل و مبلمان ، فرش های گران قیمت و وسایل خارجی و تجهیزات تفریحی و ورزشی استفاده می نمایند. دختر و پسر جوانی كه در دو زندگی متفاوت بزرگ شده اند، سازش آنها در زندگی جنبه تصادفی دارد و احتمالاً با مشكلاتی مواجه خواهند بود. پسر جوانی كه درآمد كافی برای تهیه وسایل پر هزینه ی زندگی برای دختر چنین خانواده ای ندارد؛ دیر یا زود مورد اهانت و اعتراض همسر خود قرار می گیرد و چه بسا كه زن، خانه و كاشانه خود را ترك كند و شوهرش را تنها بگذارد یا او را در فشار روانی یا عدم سازش قرار دهد و یك عمر زندگی را بر او و خود تلخ و ناشاد سازد. بنابراین قبل از ازدواج، در انتخاب همسر باید شرایط زندگی او مورد توجه قرار گیرد.

● هزینه های رفاهی و معیشتی

در جامعه ما غالباً تامین هزینه های زندگی به عهده شوهر است. بعضی از دختران ملاك ازدواج را میزان درآمد پسر قرار می دهند تا بتواند هزینه های زندگی را در یك سطح عالی تأمین نماید. گاه توقع زیاد موجب می شود كه شوهر با وجودِ داشتن شرایط مناسب ، از ازدواج منصرف شود. بنابراین توقع دختر باید در حد توانایی پسر و وسع مالی او باشد و دختر و پسر قبل از ازدواج ، شرایط شغلی و درآمد و توقع همسر خود را در نظر بگیرند و در انتخاب همسر با آگاهی و بصیرت تصمیم گیری نمایند.

● ریشه اقتصادی اختلاف های زوجین

▪ نداشتن مسكن و ناراحتی زوجین از اجاره نشینی یا سكونت در محل های نامناسب.

▪ درآمد زنان كه در دنیای صنعتی و یا نیمه صنعتی وارد بازار كار شده اند، برای خانواده مطرح است؛ و از آنجا كه تأمین هزینه خانواده و نفقه زن بر عهده مرد است، اكثر اوقات بین زن و مرد در هزینه كردن درآمد زن اختلاف وجود دارد ؛ و گاه مشاجره و ناسازگاری در پی می آورد.

▪ چون زن بیشتر وقت خود را در خانه می گذراند و به علاوه كار آشپزی و نظافت و سایر امور خانه به عهده اوست لذا رغبت زیادی به استفاده از وسایل مدرن نشان می دهد و فشار زیادی برای خرید آنها به شوهر وارد می كند و چون غالباً تهیه آنها برای شوهر میسر نیست، اختلاف و ناسازگاری پیش می آید.

▪ بالا بودن هزینه های زندگی و احتمالاً مهمانداری از خانواده های وابسته.

▪ شوهرانی كه به خاطر ثروت زن با وی ازدواج كرده اند و در عمل زن ثروت خود را در اختیار آنان نمی گذارد.

▪ رفاه طلبی بعضی زنان كه بدون توجه به درآمد شوهر به خریدهای غیر ضروری می پردازند.

▪ زنان اسراف كاری كه قناعت و صرفه جویی برای آنان مطرح نیست و در مهمانی و مصرف آب و برق و تلفن و سایر موارد هزینه های زیادی به خانواده تحمیل می كنند، موجبات نارضایتی و در نتیجه ناخشنودی همسر خود را فراهم می كنند.

▪ شوهری كه زیر بار هزینه های خانواده، كمرش خم می شود؛ مجبور است به شغل دوم و سوم روی آورد و در نتیجه همیشه خسته و عصبانی است ؛ و ممكن است در خانه با اندك بهانه ای به رفتارهای خشونت آمیز متوسل گردد. این امر اثرات سوء تربیتی روی فرزندان می گذارد. در خانواده های دو شغله اعم از این كه زن شاغل دو شغل باشد یا مرد ، مشكلات زندگی بیش از خانواده یك شغله است.

▪ تعادل بودجه و كنترل مخارج خانواده در زندگی زناشویی نقش مهمی ایفا می كند. زیاد خرج كردن و قرض و گرفتاری های ناشی از آن ، صمیمت را در خانواده از بین می برد و باعث از هم گسیختن خانواده می گردد. بنابراین باید هزینه ها تحت كنترل باشد. این كه چه كسی این كار را انجام دهد، زن یا مرد، به توافق و قدرت مدیریت اقتصادی آنان بستگی دارد.

▪ مخفی نگاه داشتن درآمد زن و شوهر از یكدیگر.

▪ در كشور ما پدر و مادر تا پایان عمر به فرزندان خود وابسته اند. یكی از موارد وابستگی آن است كه چنانچه در زمان پیری از كار افتاده و از نظر مالی در مضیقه باشند، از فرزندان خود توقع كمك دارند؛ و شرعاً نیز نفقه پدر و مادر نیازمند و از كار افتاده به عهده فرزند پسر است. در چنین حالتی پسر یا دختر موظف است هزینه زندگی پدر و مادر پیر خود را تأمین كند. گاه همسران تازه به دوران رسیده و یا كم ایمان ، در قبال این كمك بنای ناسازگاری می گذارند و اظهار می دارند كه همسرشان نباید از دهان بچه ها نگیرد و خرج پدر و مادر خود كند. در این موارد باید حد تعادل حفظ گردد و در صورت ضرورت برای قانع كردن و توجیه همسران از مشاوران و روحانیون كمك گرفته شود.

● وظایف مشاوران در قبال مشكلات اقتصادی خانواده

مشاوران در قبال مشكلات ازدواج و مسائل اقتصادی خانواده پیش از هر چیز باید جنبه های روانی امر را در نظر بگیرند و واقعیت ها و شرایط موجود را مورد توجه قرار دهند. اهم فعالیت هایی كه مشاوران در این زمینه می توانند انجام دهند به شرح زیر است:

ـ دختر و پسری كه قصد ازدواج دارند ، باید در جریان مسائل مالی و قدرت اقتصادی یكدیگر قرار گیرند. آنچه در وهله اول اهمیت دارد وضع مسكن و میزان درآمد ماهانه پسر می باشد كه دختر باید اطلاعات لازم را در این مورد كسب كند. یكی از مواردی كه دختران را به ناسازگاری می كشاند،آن است كه پسر قبل از ازدواج ، خود را صاحب امكانات معرفی كند و بعد ازدواج مشخص می شود كه پسر آه در بساط ندارد. از همان زمان، پایه ناسازگاری و عدم اطمینان گذارده می شود. زندگی كه بر پایه عدم صداقت گذاشته شود؛ فرجام خوبی نخواهد داشت. مشاوران باید در مورد اهمیت بررسی وضعیت مالی پسر و میزان صداقت او اطلاعات لازم را به دختر بدهند و به آنان متذكر شوند كه با تحقیق كافی در این زمینه تصمیم بگیرند.

ـ خانمی كه شاغل است و درآمد ماهانه دارد قبل از ازدواج باید وضعیت خود را با همسرش روشن كند. او باید مشخص سازد كه درآمد شخصی خود را در اختیار شوهر خواهد گذاشت یا خیر. این موضوع موجب خواهد شد كه همسرش پس از ازدواج در این مورد توقع بی جا نداشته باشد. بعضی از شوهران حاضر به ادامه تحصیل یا كار همسرشان در خارج از خانه نیستند. این مسائل باید قبل از ازدواج مشخص ، و جزء شرایط عقد ملحوظ گردد. دراین زمینه مشاوران باید اطلاعات لازم را به مراجعان خود بدهند.

ـ بعضی از خانواده ها اولین عاملی را كه در زندگی زناشویی مورد توجه قرار می دهند، میزان درآمد و ثروت طرف مقابل است. توجه افراطی به این عامل و نادیده گرفتن عوامل دیگر ، سنگ بنای ازدواج را بر مادیات استوار می سازد و به احتمال زیاد ناهماهنگی های اخلاقی و فرهنگی را پدید می آورد و موجب اختلاف و ناشادی در زندگی زناشویی می شود. وظیفه مشاوران این است كه به مراجعان خود در مورد مسائل اقتصادی ازدواج ، آگاهی دهند و در عین حال اهمیت عوامل دیگر را نیز به آنان تفهیم نمایند ؛ و متذكر گردند كه مسائل اقتصادی نباید موجب شود كه اهمیت عوامل دیگر را مورد غفلت قرار دهند.

ـ مشاوران باید اطلاعات لازم را در مورد عوامل اقتصادی كه موجب اختلاف و ناسازگاری می شود ، در اختیار زوجین قرار دهند. از جمله مواردی كه باید خانمها بدان توجه نمایند عبارت اند از:

▪ پایین آوردن سطح توقع در حد درآمد خانواده؛

▪ جلوگیری از اسراف و هزینه های غیر ضروری؛

▪ تنظیم هزینه ها براساس درآمد بدون تحمیل شغل دوم و سوم به همسر.

مشاوران باید قبل از ازدواج حدود توقعات و شرایط زوجین را از نظر مالی بررسی نمایند و توصیه انجام ازدواج را محدود به مواردی نمایند كه فاصله در این زمینه زیاد نباشد. در این حالت با تشكیل جلسات مشاوره ای و توجیهی ، امكان هماهنگی وجود خواهد داشت.







تبیان
 


 


صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :4   1 2 3 4