مقاله ای در روزنامه نیویورک تایمز با عنوان «پول حرف نمی زند» به چاپ رسیده است که دلائل رفتار زنان در پرداخت پول نقد و نه ارائه کارت اعتباری در هنگام خرید اقلام لوکس و گران قیمت را بررسی می کند. به نوشته مقاله زنان علت اصلی چنین رفتاری را متوجه نشدن شوهران شان و جلوگیری از بگومگو ذکر می کنند.

شهلا عزیزیان پس از ماه ها ورانداز کردن یک کیف سیاه شانل در خیابان پنجم نیویورک، آماده برای یک ولخرجی و خودنمایی شد. به جای اینكه قیمت کیف ۲۰۰۰ دلاری را با کارت اعتباری بپردازد ، با احتیاط یک بسته اسکناس تانخورده ای که با خود آورده بود را بر روی پیشخوان گذاشت. خانم عزیزیان که مالک یک بوتیک لباس زنانه در منهاتان است، از درآمد فروشگاه خود توانسته است به استقلال مالی برسد اما برای احتراز از مخالفت و نکوهش شوهرش که ۲۷ سال است با هم زندگی می کنند از پول نقد برای خرید استفاده می کند تا زندگی آرام و بی دردسری داشته باشد. خانم عزیزیان ۵۰ساله می گوید «سلیقه شوهرم به گرانی سلیقه من نیست و او نیاز به داشتن چنین چیزهای گران قیمتی را درک نمی کند. اگر چه من درآمد خودم را دارم، خرید کردن با پول نقد بسیار آسان تر از بحث و گفت و گو درباره چیزهایی است که خریده ام.»

با اینكه در سال ۲۰۰۷ و نه سال ۱۹۵۷ زندگی می کنیم، عمل قدیمی پنهان کردن ناپرهیزی های شخصی زنانه از طریق پرداخت پول نقد هنوز هم ادامه دارد در حالی که اکثریت زنان امروزی درآمد دارند و درآمد قابل تصرف خانوارها بسیار بیشتر از گذشته است.

زنان دلائل متعددی برای این کار خود ذکر می کنند. برخی مثل خانم عزیزیان امیدوارند با این کار جلوی مشاجره با شوهر خسیس خود را بگیرند. دیگران از بی حساب و کتاب خرج کردن برای خودشان، احساس گناه می کنند و بنابر این ترجیح می دهند پول نقد بپردازند که آسان تر از صورت حساب ماهانه کارت اعتباری فراموش می شود. تعدادی نیز می گویند با کلاه گذاشتن سر شوهران شان احساس آزادی بیشتری می کنند.

در حالی كه به دست آوردن آمارهای دقیق در این باره سخت است، بر طبق تحلیل ها و مصاحبه های انجام شده در سطح فروشگاه ها مشخص شده است که در چند سال گذشته، تعداد زنانی که برای خرید کالاهای لوکس و طرحدار پول نقد می دهند افزایش یافته است. مارشال کوهن تحلیلگر یک بنگاه تحقیقات بازار که در هر هفته ۴۵۰۰ مصاحبه انلاین درباره عادات خرید مصرف كنندگان انجام می دهند می گوید «تعداد زنانی که کالاهای لوکس را با پول نقد می خرند رشد بسیار زیادی دارد.» او که هر هفته با ۱۰۰خریدار مصاحبه می کند گفت كالا هایی كه زنان می خواهند خرید آنها را مخفی نگهدارند از اقلام ۱۵۰ دلاری تا ۱۰۰۰۰ دلاری را شامل می شود. پاسخ آنها برای اینكه چرا چنین کاری می کنید همیشه یکسان است. شوهرانشان با نیاز آنها به داشتن چنین اقلام گران قیمتی احساس همدردی و نزدیکی نمی کنند و اینکه خرید نقدی به آنها استقلال می دهد.»

هوارد دیویدویتز که چندین دهه است در مورد عادات مصرف کنندگان تحقیق می کند گفت در سه سال گذشته خریدهای نقدی بیشتری دیده است به طوری که خرید کیف دستی ۲۰۰۰ دلاری و کفش ۷۰۰ دلاری کاملا رایج شده است.

یک موسسه مشاور بازاریابی اعلام کرد زنان حدود ۶۵ درصد کالاهای لوکس را می خرند. پرداخت اقلام گران قیمت با بسته های اسکناس، چشمگیرتر از دادن چند اسکناس برای اقلام ارزان است. اما یک نظرسنجی غیر رسمی از مدیران و فروشندگان ۱۵ فروشگاه معمولی نشان می دهد که مشتریان این فروشگاه ها نیز برخی اوقات برای خرید اجناس کمتر از ۱۰۰دلار پول نقد می دهند. به این لحاظ دشوار است بگوییم آیا آنها با این کار سعی می کنند تا خرید خود را پنهان سازند یا صرفا از پول توی جیب خود استفاده می کنند.

آقای دیویدویتز گفت «در فروشگاه های سوپر لوکس، خرید بیش از یک تجربه اجتماعی است. فروشندگان آموزش دیده اند تا با مشتری تعامل داشته باشند و بحث و گفت و گو کنند.» او می گوید بنابر این کارکنان فروشگاه های لوکس بیش از بقیه می توانند استدلال زنان برای اینکه چرا پول نقد می پردازند را بشنوند.

این خریدها شبیه دورانی شده است که زنان کمتری کار می کردند و پول توجیبی را ازشوهرانشان می گرفتند مردانی که بودجه خانواده در دستانشان بود و به عنوان رییس خانوار دارای قدرت بودند. اما امروز با اینکه ۵۶ درصد زنان ۱۶سال و بالاتر کار می کنند و ازدواج به شراکت بین دو شخصیت برابر تبدیل شده است، تعداد حیرت آوری از زنان هنوز احساس می کنند لازم است تا مقدار خرج کردن برای اقلام شخصی، خصوصا در مورد هوس بازی های کلیشه ای زنانه مثل خرید پوشاک را پنهان سازند.

امی دیویسکو که مالک یک فروشگاه لباس است می گوید «زنان از واکنش همسرانشان به صورتحساب خرید، ترس و واهمه دارند. پول نقد به آنها اجازه می دهد تا از آن برخورد جلوگیری کنند.»

خانم دیویسکو که ۱۷سال است ازدواج کرده است حساب بانکی و کارت های اعتباری مخصوص خود را دارد اما حتی او نیز برخی اوقات برای خواسته های گران قیمت خود از پول نقد استفاده می کند. مشابه چند زن دیگری که برای تهیه این مقاله با آنها مصاحبه شد دیویسکو می گوید پرداختن پول نقد آسانتر از توضیح دادن دلیل خرید برای شوهرش است. او گفت «با پول نقد هیچ صورت حسابی نمی آید. اگر من با کارت اعتباری بپردازم احساس می کنم که تا آخر ماه با صورتحساب آن دست به گریبان هستم و سخت است آن را توجیه کنم.»

حتی برخی شوهران کالاهای با قیمت متوسط را نیز غیرضروری دانسته و برآشفته می شوند. سندی استرن ۵۵ ساله که شغل مترجمی دارد و در نیوجرسی زندگی می کند بخشی از حقوقش را نقد می گیرد تا گاه گاهی کمربند و بلوز بیشتری در فروشگاه های متوسط بخرد و انبار کند. خانم استرن گفت «من دوست دارم مقداری از این چیزها داشته باشم و شوهرم این رادرک نمی کند حتی اگر آنها گران نباشند.»

فقط زنان ازدواج کرده نیستند که خریدهای خود را یواشکی انجام می دهند. امی پوتویکز ۲۳ساله که دانشجوی داروسازی است و با پدر و مادرش زندگی می کند برای نصف خریدهایش مثل یک کلاسور گران قیمت که به تازگی خریده است پول نقد می پردازد.

او سلیقه اش برای اقلام لوکس را به نامزدش سطح پایین جلوه می دهد. خانم پوتویکز که پول خریدهایش را از یک شغل پاره وقت به دست می آورد می گوید «اگر نامزدم در دنیای طرح و مد بود فکر نمی کنم مجبور بودم اینقدر چیزها را از او پنهان کنم. اما من احساس گناه نیز می کنم. وقتی من چیز خیلی گرانی می خرم و او می پرسد چند خریده ام من نمی خواهم قیمت واقعی را به وی بگویم چون برخی اوقات می ترسم او فکر کند من دیوانه هستم.»

مارلین بوتاس یک روانشناس در منهاتان که غالبا با مسائل مالی در عمل برخورد دارد می گوید حتی اگر پول زوجین با هم مخلوط شده باشد زنان می ترسند که مردان ممکن است اشتیاق همسرانشان به نو کردن کمد لباسهای شان را با تحقیر بنگرند.

در دورانی که زنان نزدیک به نیمی از نیروی کار را تشکیل می دهند و در مشاغل سطح بالای مدیریتی حضور دارند تصور پنهان کردن خریدها از شوهرانشان به نظر منسوخ و حتی شریرانه می آید. کسانی که نقش زن و مرد را بررسی می کنند علت را ماندگاری قالب های ذهنی می دانند. کاملین گرسون استاد جامعه شناسی در دانشگاه نیویورک و نویسنده کتاب «تقسیم زمان: کار، خانواه و نابرابری جنسیتی» می گوید «به طور سنتی فرض می شده است که زنان فداکار و نوع دوست تر هستند و سایر اعضای خانواده را مقدم بر خودشان می دانند و قرار نیست دست و دلباز بوده و به خود توجه کنند.»

« او گفت «زنان خریدهای شخصی خود را پنهان می سازند تا با این برچسب زنی کنار بیایند.» یک روش مورد علاقه بسیاری از خریداران مخفی کار، برداشت چند صد دلار در هر دفعه از حساب بانکی است. آنها این پول را در جای امن خصوصی مثل کشوی لباس مخفی می کنند تا به حد کافی برای یک خرید درست و حسابی برسد. برخی نیز می گویند آنها در خرید از خواربارفروشی چک با مبلغ بالاتر می کشند و مابه التفاوت را پول نقد می گیرند.

عده ای حتی پیچیده تر از این عمل می کنند. یک زن ۵۰ ساله که نخواست نامش فاش شود گفت او قیمت اثاثیه و دکور منزل را به شوهرش بیشتر می گوید و اضافه پول دریافتی را برای خودش نگه میدارد. او ترجیح می دهد برای خریدها و سفارشات منزل پول نقد پردازد چون برخی فروشگاه ها و پیمانکاران، مالیات اضافه نمی کنند. این زن گفت شوهرش تنها نان آور خانوار است. «شوهرم در مورد خرج های مربوط به منزل، هر چقدر که باشد مشکلی ندارد. اما فقط خریدهای من است که او را اذیت می کند.»

این زن برخی اوقات لذت می برد که شوهرش را فریب می دهد. شوهری که فقط گاهی اوقات متوجه جواهرات گران قیمت وی می شود و اگر بپرسد آیا اینهایی که استفاده می کنی جدید نیستند همیشه پاسخ می دهم که سال های سال است اینها را دارم. این زوج قطعا مشکل پولی ندارند چون صاحب سه خانه هستند. اما زن هنوز احساس می کند که لازم است تا برای خریدهای خودش، پولی را قایم کند. او گفت این کار اجازه می دهد تا استقلالم را حفظ کنم.

اما برخی روانشناسان موافق نیستند. کاملین گورنی یک روانشناس که به افراد و موسسات درباره روانشناسی رفتار مالی مشاوره می دهد می گوید «اگر کسی مجبور به پنهان کاری باشد پس واقعا آزاد و مستقل نیست.» او گفت بحث کردن منظم و حتی مشاجره و استدلال درباره مقدار خرج کردن پول باعث یک رابطه سالم بین زوجین می شود.

اما خانم عزیزیان، خرج کردن یواشکی خود را شبیه نوعی تفریح بی ضرر می داند. او گفت «این فریبکاری نیست.» صندوق فروشگاه وی مرتب با خریدهای نقدی لباس های مختلف زنانه پر می شود. مردان قطعا مبرا از چنین خریدهایی نیستند.

روانشناسان می گویند تفاوت در اینجا است که مردها در مورد خریدهای شخصی خود مثل یک گوشی موبایل چند صد دلاری یا لپ تاپ چند هزار دلاری، صادقانه تر هستند حتی اگر به مشاجره کشیده شود.

دکتر پوتاس می گوید «تجربه نشان می دهد وقتی مردان پول در می آورند آنها تصور می کنند پول خودشان است اما زنان حتی اگر پول خودشان باشد برخی اوقات احساس می کنند مجبورند برای خرید اجناس اجازه بگیرند.»

جاسین مالترانجلو ۲۸ساله که طراح صفحات وب است یک پلی استیشن سونی ۲۰۰ دلاری خرید تا در یک پرواز داخلی وقتش را پر کند. او گفت «من به این احتیاج نداشتم اما واقعا می خواستم آن را داشته باشم.» آقای مالترانجلو می گوید با وجود عدم موافقت همسرش، هرگز اتفاق نیفتاده است تا چیزی درباره چیزهایی که خرید می کند بروز ندهد حتی اگر هزینه آنها هزاران دلار بوده است.» او گفت «من ترجیح می دهم درباره چیزهایی که می خرم درگیری داشته باشم تا اینكه پنهان کاری کنم.»

سایر مردها از سیاست «چیزی نپرس و چیزی نگو» استفاده می کنند. یک مدیر سرمایه گذاری ۴۰ ساله در نیویورک که هر ساله با دوستانش چند بار به سفر تفریحی می رود و ده هزار دلار در قمار از دست می دهد هرگز در این مورد با همسرش صحبت نمی کند. این مرد که تنها فرد شاغل در خانواده است شک ندارد که همسرش مرتب از فروشگاه های لباس خرید کرده و پول نقد می پردازد. وی می گوید «او شش جفت کفش نو دارد که در کارت اعتباری وی ثبت نشده است. من در این مورد چیزی به وی نمی گویم چون مشکل مالی نداریم. این هزینه ازدواج است که باید بپردازم و مادامی که همسرم با من است حساب کشی خریدهای وی معنا ندارد.»







روزنامه دنیای اقتصاد
 


 

روزنامه های ما در سالهای اخیر از قول مسئولین دستگاههای دولتی و بعضاً خصوصی كه خدمات به مردم ارائه می دهند بارها و بارها از كلمهٔ مصرف بی رویه استفاده كرده اند. مسئولین آب و برق كشور، گاز در فصول زمستان، بنزین، شكر، نان و ... از جمله مسئولینی هستند كه هر زمان با مشكلی از نظر كمبود عرضه روبرو می شوند یا می خواهند قیمت ها را افزایش دهند یا جیره بندی نمایند از مردم ایران به عنوان افرادی كه مصرف بی رویه و بالاتر از استانداردهای جهانی دارند نام می برند.

در ایران كه هنوز یك كشور در حال توسعه است، در بسیاری از موارد مصرف و خدمات ارائه شده به صورت سرانه پائین تر از متوسط سطح جهانی است. مصرف متوسط سرانه برق ایران، مصرف آب آشامیدنی،بنزین و بسیاری از اقلام دیگر از كشورهای پیشرفته دنیا كمتر است. كمبود تولید و عرضه این محصولات بسیاری از مسئولین را به صرافت انداخته است كه فردی غیر از خود را مقصر معرفی كنند و چه فردی بهتر از مصرف كننده ایرانی كه هیچ سازمان و انجمنی حامی آن نیست و در مقابل سیل اتهامات مصرف بی رویه، غیر مسئولانه، پر مصرف و دهها لقب دیگر كه می تواند ضعف مسئولین را بپوشاند قادر به دفاع از خود نمی باشد. نكته قابل توجه این است كه طرح این نوع اتهام ها از طرف مسئولین، مدیران و گروهی از روشنفكران قبل از انقلاب نیز وجود داشت.

مگر نه این كه وظیفه مدیران و مسئولین این سازمانها تأمین نیازهای مردم در مقابل پرداخت هزینه آنها است، پس چرا به جای عمل كردن به وظیفه خود، عدم توانایی خود را در تأمین عرضه این نوع كالاها با مقصر جلوه دادن مردم می پوشانند.

مدیران و مسئولین هر بنگاهی وظیفه دارند كه تلاش نمایند، امكانات لازم از جمله سرمایه، نیروی انسانی و دانش لازم را به خدمت گیرند تا خدمات مورد نیاز مردم را فراهم نمایند. رشد مصرف یك امر طبیعی است كه به علت افزایش جمعیت، افزایش سطح درآمد و پیشرفت تكنولوژی و كالاها و مصارف جدید در هر اقتصادی ایجاد می شود و نباید آنرا یك پدیده مضّر، بد یا ناگوار برای جامعه دانست. در حقیقت، استفاده از یخچال، كولر، جاروی برقی، ماشین لباسشویی، اجاق گاز باعث افزایش رفاه جامعه از طریق افزایش كارآیی، كاهش هزینه ها و كاهش آلام ناشی از كارهای بدنی و افزایش میزان بهداشت جامعه می شود.

دربسیاری از مواقع مشكلات تولید به عدم استفاده از تكنولوژی امروزی، فرسودگی و قدیمی بودن تجهیزات و لوازم و ضعف مدیریت بر می گردد. در شرایطی از مصرف بی رویه برق در ایران صحبت می شود كه بر طبق گزارش روزنامه ها "فرسودگی شبكه توزیع برق باعث اتلاف انرژی به میزان ۷۶۰۱ میلیون كیلو وات ساعت كه ۰۹/۱۳ درصد كل تولید برق است می گردد. اگر اتلاف داخلی نیز به آن اضافه شود این رقم به ۵/۲۰ درصد می رسد و ضرری بالغ بر ۶۰۰ میلیارد ریال در سال را موجب می گردد." این مسئله در مورد شبكه آب تهران، فرسودگی پالایشگاهها، برخی كارخانجات مثل دخانیات نیز صدق می كند كه باعث افزایش هزینه ها و كمبود عرضهٔ محصولات می گردند. مدیران به جای تلاش جهت رفع مشكلات و افزایش كارآیی و بالا بردن كیفیت، آنرا به گردن مردم می اندازد.

علاوه بر مشكلات فنی و مدیریتی، عدم توجه به ابعاد اقتصادی مسئلهٔ مشكلات زیادی جهت تولید ایجاد می كند. به جای استفاده از مكانیزم قیمت و بازار كه موجب ایجاد تعادل بین عرضه و تقاضا می گردد، مسئولین سیاسی با اهداف دیگری از جمله جلوگیری از تورم، توزیع عادلانه تر درآمد و یا كمك به گروههای كم درآمد جامعه با سیاست تثبیت قیمت كالاها و خدمات دولتی باعث جلوگیری از رشد تولید، عدم سرمایه گذاری و رشد عرضه متناسب با تقاضا می گردند. بنابراین، با ایجاد شكاف بین عرضه و تقاضا، موجب كمیابی محصولات، كاهش كیفیت و در نهایت جیره بندی كالاها می گردند.

به جای استفاده از مكانیزم قیمت و بازار كه موجب ایجاد تعادل بین عرضه و تقاضا می گردد، مسئولین سیاسی با اهداف دیگری از جمله جلوگیری از تورم، توزیع عادلانه تر درآمد و یا كمك به گروههای كم درآمد جامعه با سیاست تثبیت قیمت كالاها و خدمات دولتی باعث جلوگیری از رشد تولید، عدم سرمایه گذاری و رشد عرضه متناسب با تقاضا می گردندچگونه می توان استفاده از تلفن، فاكس و اینترنت را برای مردم به این عنوان كه دستگاههای انحصاری دولتی توانایی تأمین هزینه های سرمایه گذاری را ندارند منع كرد و به جای واگذاری امور به بخش خصوصی و استفاده از سرمایه آنها، تكنولوژی های قدیمی، ناكارآ و پر هزینه را استفاده كرد و قادر به تأمین عرضه این كالاها به میزان نیاز مردم نبود. اگر وسائط نقلیه عمومی نداریم مردم پیاده بروند كه برای سلامتی آنها بسیار مفید است، اگر مصرف بنزین افزایش یافته است، مردم حق استفاده از اتومبیل های شخصی خود را ندارند، اگر مراكز تلفن های دیجیتال نداریم این گناه مردم است كه زیادی صحبت می كنند كه دستگاههای قدیمی آنالوگ ما قادر به برقراری ارتباط نیست، اگر تلفن های سیار كمیاب است و مردم باید ماهها در صف انتظار باشند و بازار سیاه دارد و یا پس از چهار پنج بار تلاش موفق به صحبت می شویم كه حین مكالمه قطع می شود باز هم گناه مردم است. در حالی كه شركت مخابرات با پولی كه چند برابر مردم كشورهای دیگر برای خرید سیم كارت از مشتركین دریافت می كند قادر به ارائه سرویس خوبی نمی باشد.

مشكل مسائل محیط زیست، آلودگی هوا، صدا، آب زمانی مطرح می شود كه ما ناگزیریم یك شهر ۱۰ میلیونی را به علت آلودگی هوا تعطیل كنیم و میلیاردها تومان ضرر به اقتصاد كشور بزنیم به این دلیل كه سالهاست راهی را كه كشورهای دیگر برای مبارزه با آلودگی هوا پیموده اند و تجربه نموده اند خود باید تجربه كنیم و یا برای حفظ منافع تعدادی از شركتهای خودروسازی تجربهٔ دیگران را ندیده بگیریم. بر طبق گزارش بانك جهانی، ایران رتبه ۱۱۷ را در پاكی هوا در میان ۱۳۳ كشور جهان دارا می باشد. هم چنین، خسارت سالانه آلودگی هوا در ایران ۴/۱۴ هزار میلیارد ریال برآورد گردیده است كه ۶/۱ درصد تولید ناخالص ملّی می باشد.

بیش از ۳۰ سال از عرضهٔ بنزین بدون سرب در دنیا می گذرد و در ایران این امر تازه به چند سال قبل برمی گردد. سالهاست كه سیستم های كاتالیست برای كاهش آلودگی دود خروجی از اگزوزها مورد استفاده در تمام كشورهای اروپایی و آمریكایی قرار می گیرد در حالی كه این سیستم از تولید خودروهای ایرانی كه دستگاههای خود را از كشورهای اروپایی وارد می كنند به خاطر پائین آوردن هزینه تولید كنندگان عمداً حذف شده است.

بسیاری از داروها، مواد شیمیایی و افزودنی به مواد غذایی به خاطر خطرات بهداشتی در كشورهای دیگر تولید نمی شوند اما تولید كنندگان ایرانی یا وارد كنندگان به علت نبود دستگاه نظارتی قوّی با سلامت مردم بازی می كنند و آنرا به مردم بی اطلاع عرضه می نمایند. چه كسی گناهكار است؟ مردم &#۶۱۴۷۳;&#۶۱۴۷۳; چون به علت ضعف دستگاههای نظارتی و عدم مسئولیت پذیری عرضه كنندگان كالاها و خدمات مردم باید تاوان مصرف كالاهای غیراستاندارد و غیر بهداشتی را بدهند.

دلیل رشدهای بالای مصرف برخی كالاهای مصرفی علاوه بر عامل افزایش جمعیت ناشی از پائین بودن مصرف این كالاها در گذشته بوده است و یك امر طبیعی است كه با افزایش درآمد سرانه و با رسیدن مصرف به حد استانداردهای جهانی، این رشد كاهش و در حد عادی قرار می گیرد. به عنوان مثال رشد مصرف برق كه در سالهای گذشته حدود ۷ تا ۱۰ درصد بوده است را می توان از برق دار شدن روستاها، و استفاده روستائیان از لوازم برقی، تبدیل پمپ چاه های آب از گازوئیل به برق و استفاده بیشتر مردم از وسایل برقی مثل تلویزیون، ماشین لباسشویی، كامپیوتر، كولر و جاروی برقی از یك طرف و صنعتی شدن كشور و افزایش مصرف برق واحدهای صنعتی تولیدی از طرف دیگر دانست. هیچ یك از مصارف بالا را نمی توان با كلماتی چون "غیر عادی" یا "بی رویه" یا "بدون مبنا" تشریح كرد. زیرا افزایش مصرف خانگی نشان دهندهٔ افزایش سطح استانداردهای زندگی مردم ایران و افزایش مصارف صنعتی و تجاری حكایت از رشد تولید دارد كه در روند توسعه اقتصادی یك امر ضروری است.

اگر در زمینه خاصی مصرف را می خواهیم كاهش دهیم می توانیم از علامت های قیمتی استفاده كنیم كه این كار در حد متعارف جهت تنظیم مصرف در بخشهای اقتصادی یا ساعات خاصی می تواند مورد استفاده قرار گیرد. حتی می تواند موجب ابداعات و ابتكارات و نوآوری در تكنولوژی تولید و صرفه جویی در مصرف گردد. به عنوان مثال با افزایش قیمت نفت در دهه ۷۰، تكنولوژیهای جدیدی برای كاهش مصرف انرژی در بخشهای كالاهای مصرفی مثل یخچال و در بخشهای صنعتی مثل تولید آلومنیوم كه بسیار انرژی بر است صورت گرفت كه این امر به كاهش ۵۰ درصدی مصرف برق این كالا و تولید آلومینیوم در اروپا منجر گردید. مصرف امروزی یخچالهای استاندارد اروپا كمتر از ۵۰ درصد یخچالهای ایران است و صرفه جویی ناشی از استفاده از تكنولوژی جدید به معنای كاهش سرمایه گذاری برای ساخت نیروگاههای برق می باشد كه به عنوان مشكل اساسی صنعت برق مطرح می شود.

راه حل این مسائل چندان مشكل نیست، واگذاری بسیاری از خدمات به مردم، مسئول شناختن مدیران دولتی و خصوصی برای كمبودها و ایجاد یك سازمان واقعی حمایت از مصرف كنندگان كه توانایی كارهای تحقیقاتی و اقامه دعوا بر علیه مؤسسات، افراد و سازمانهایی كه در كار خود قصور می كنند را داشته باشد و مستقل از دستگاههای دولتی از منافع مصرف كنندگان دفاع نماید و ایجاد این سازمان می تواند به این وضع ناهنجار خاتمه دهد.







رستاک
 


 

بابا پول توجیبی من یادت نره ؛ این جمله ای است كه هر روز، هر هفته و دست كم هر ماه، مسئول امور مالی خانواده را مورد خطاب قرار می دهد و یك گفتمان عاطفی اصراری و در برخی موارد هم تنشی، فضای خانه را پر می كند؛ تنشی(!) از این جهت كه مطابق آمار سازمان ملی جوانان، ۵/۸۲ درصد از جوانان با این جمله كه این روزها پول حرف اول را می زند موافق بوده اند. البته این نظر در كنار كاستی های اقتصادی، غیرمنصفانه به نظر می رسد. در این آشفته بازار، فرزندان به فراخور درآمد یا بدون تناسب با آن، داد سخن درمی دهند كه پول توجیبی كافی نیست و كفاف خرج فلان و بهمان ضرورت غیرقابل انكار را نمی دهد و بابا پول بده، پول بده .در این مواقع، از والدین بخت برگشته گفتن نه و از لشكر سلم و تور خواهش و چانه. یك آمار فرضی، گویای مغلوبه شدن جنگ به نفع بچه هاست، البته در اكثر موارد؛ معمولا كسی راضی به رنجش و نارضایتی بچه ها نیست، شاید هم این امر تبعات و عوارض غیرقابل پیش بینی به همراه دارد كه كمتر فرد عاقلی جرات رویارویی با آن را دارد.پای صحبت بچه ها كه بنشینیم قضیه كمی فرق می كند. تقریبا هیچ كدام رضایتی از میزان دریافتی ندارند و دست آخر پدر، محكوم به جرم انحصار درآمدهای خانواده می شود. تمام این فراز و نشیب ها با نزدیك شدن به برگریزان طبیعت و بازگشایی مدارس، رنگ و بوی دیگری به خود می گیرد كه توجه به این مسئله، ضرب در بایدها و ضرورت های روان شناسی كودك می شود.گذر از طرفین این معادله، ناظر را به رویت واقعیات اجتماعی می كشاند. این واقعیات حاكی از رواج ناهنجاری های بسیار، ناشی از افراط و تفریط والدین در پرداخت پول توجیبی بچه هاست. در یك سو كودكانی را می یابیم كه از انباشت نداشته ها چشم و دل در گرو همسالان غنی تر یا دارایی های آنان دارند و در دیگر سو، فرزندانی كه متاسفانه از فرط اشباع، به دنبال هیجانات كاذب، اقدام به سرقت های كوچك و بزرگ می كنند. به این ناهنجاری ها باید استعمال دخانیات، مواد مخدر و قرص های روان گردان را نیز افزود. تمامی این كج روی ها بر خلاف تصور عموم، تنها ناشی از فقر نبوده و برخی اشكال آن بیشتر مبتلا به قشر غنی است. قشر خاصی از كودكان كه آستانه لذت آنها روزبه روز بالا می رود، دیگر با بازی و سرگرمی و تفریحات سالم ارضا نشده و طعمه های خوبی برای فروشندگان انواع كالاهای جرم زا می شوند. پیوسته باید این نكته را مدنظر قرار دهیم كه تنها، نوع سودجویی از كودكان دارا و ندار تفاوت می كند.تجربه روان شناسان نشان می دهد كه تعداد زیادی از افرادی كه شرایط را سریعا سخت و ناهموار ارزیابی كرده و تحمل مشكلات و مصائب را برنمی تابند، در زمان كودكی و نوجوانی تحت حمایت های بی مورد قرار داشته اند و به قول معروف نازك نارنجی بارآمده اند.

بایست برای نوجوانانی كه در مقابل فضای نسبتا مناسب خانواده، دوستان را ترجیح می دهند كه براساس نظرسنجی سازمان ملی جوانان، ۴۷ درصد برآورده شده اند تمهیدی اندیشید تا در آینده، برخی از آنان شرایط سهل و نامشروع را بر شرایط سخت و مشروع ترجیح ندهند.با این وجود، طیف كودكانی كه از این جنبه در معرض خطر قرار دارند، در مقابل خیل عظیم كودكان فقیر، بسیار ناچیز است؛ به طوری كه بحث از بایسته های توزیع قدرت خرید بین كودكان فقیر، اكثریت مخاطب ها را پوشش می دهد. فرزندانی كه زیر بار نداشته ها، دچار سرخوردگی و انواع خودكم بینی می شوند و به بیان دیگر، بحران هویتی كه جامعه شناسان تنها دوردست ها را برای علل آن جست وجو می كنند، از همین كاستی ها آغاز می شود. بنابراین پول توجیبی ضرورتی است كه باید به عنوان یارانه بچه ها همیشه منظور شود.

چنانچه والدین به این مقوله بیشتر توجه كنند، میزان تبعات سوء كمبودهای اقتصادی فرزندان كاهش می یابد. همچنین اگر سیستم پول توجیبی هفتگی یا ماهانه،به جای سیستم روزانه درست مورد استفاده قرار گیرد، فرزندان متوجه می شوند كه برای رساندن بودجه تا وصول پول توجیبی بعدی باید تدابیر اقتصادی از جمله صرفه جویی، حذف خریدهای غیرضروری و اولویت بندی نیازها را پیش گیرند و در غیر این صورت باید چند روزی را با جیب خالی سر كنند.تدبیر دیگری كه می تواند موجب پرورش ذهنی و آمادگی كودكان و نوجوانان برای رویارویی با آینده ای پرفراز و نشیب باشد، در نظر گرفتن سیاست های تشویقی توسط والدین و پرداخت پول توجیبی بیشتر در قبال قبول مسئولیت و مشاركت در امور خانه است. چنین تمهیداتی فرد را آماده دستیابی به استقلال روحی ومهارت های زندگی می سازد. این درحالی است كه متاسفانه خانواده های ایرانی كمتر چنین رویكردهایی را مدنظر قرار می دهند و در اكثر موارد، برای جلب مشاركت فرزندان، با مشكلات زیادی مواجه می شوند.حال بهتر است برای رویارویی با واقعیات موجود در جیب نسل جوان و بویژه محصل، سری به آمار سازمان ملی جوانان درخصوص وضعیت اقتصادی این قشر بزنیم.







روزنامه همشهری
 


 

گویا طی دهه های اخیر، اقتصاد و مفاهیم اقتصادی گرایش قابل ملاحظه ای به سمت اخلاق پیدا كرده اند كه ریشه های اصلی آن را باید در دین و نتایج آن را در بستر جامعه و نیازها و تعاملات نوین انسانی جست وجو كرد. امروزه تئوریسین های اقتصاد، دیگر بدون در نظر گرفتن وجدان كار، توسعه برابر و موزن، عدالت و اصطلاحاتی از این دست، در مورد عرضه و تقاضا، بازاریابی، توسعه صادرات و...حرف نمی زنند، سرمایه داران و فعالان اقتصادی با چشم پوشی از اخلاق، عرصه را برای خود تنگ خواهند دید و مردم نیز به عنوان مصرف كننده یا گردانندگان چرخ های اقتصادی، انتظاری جز لمس مفاهیم اخلاقی در مراودات اقتصادی ندارند.البته قرار نیست ما در مطلب زیر از دیدگاهی اقتصادی موضوع را بررسی كنیم و اینكه چه اتفاقی افتاده كه شكل جابه جایی پول، گردش مالی و كار در جوامع جهانی به سمت و سوی مفاهیم دینی، اخلاقی وانسانی متمایل شده است، بلكه ما سعی خواهیم كرد به مدد تحقیقات و پژوهش های علمی به میزان باروری كار، عرضه و مصرف از اصول دینی و اخلاقی در جامعه ایران نگاهی گذرا داشته باشیم. ناگفته پیداست این موضوع آنقدر وسیع می نماید كه تقریبا نمی توان براحتی جزئیات آن را از هم تفكیك كرد، بنابراین به ناچار روش اشارات پراكنده را جایگزین نظم سیستماتیك در نوشته خواهیم كرد. یك مدیر با سلامتی روان و مدیریت سالم می تواند یك سازمان را به رستگاری و نجات هدایت كند. تعادل در اخلاق و رفتار مدیر، نشانه مدیریت شایسته اوست و در این زمینه تمامی صفات بارز را شامل می شود. برخورد قاطع در مورد مطالب حق، جاذبیت ودافعیت وگشاده رویی، گفتن مطالبی كه قابل فهم برای همگان باشد، منظم بودن، وظیفه شناسی و مناسب بودن برخورد با مافوق و دیگران، استفاده صحیح از قدرت سرپرستی خود و توكل به خداوند بزرگ، از صفات بارز یك مدیر است . این اظهارنظر از سوی یكی از مدیران سازمان بنادر و كشتیرانی عنوان شده كه در بخشی از پژوهشی به نام تعادل اخلاق مدیر از دیدگاه روان شناسی در كار انجام گرفته توسط همین سازمان آمده است و به وضوح نشان می دهد برخورداری یك مدیر از اخلاق دینی تا چه اندازه می تواند در رونق تجارت و اقتصاد اهمیت داشته باشد.شاید بگویید این مدیر محترم یك مدیر ایرانی است و طبیعتا باید با همین ادبیات در مورد ویژگی های مدیران، بویژه مدیران اقتصادی و تجاری حرف بزند، اما اجازه دهید در همین راستا به گزارش اخلاقیات در كار با رویكرد تحلیل پروژه نظامنامه داوطلبانه صنعتی (وی.آی. پی) نوشته والتر پاوونن اشاره كنیم كه بتازگی توسط دكتر علی حسین قاسمی ترجمه شده است: بند اول این نوشته تدوین نظامنامه ای برای تسهیل در بهبود اخلاقیات كار نام دارد كه فن آوری های جامعه اطلاعاتی و نقشه كار را هدف قرار می دهد. در بند سوم این گزارش با نام رویكرد فنی كه در مورد همكاری شركا و شركت كنندگان صنعتی حرف می زند، می خوانیم: فعالیت های پژوهشی از دو بخش تشكیل می شوند، بخش اول، توصیف ماهیت اخلاق به طور عام، شناسایی نظام های ارزشی و روشن كردن پیوندهای آن با راهبردها و اخلاقیات پیشه گانی است... بخش دوم كار پژوهشی شامل وارسی نظام مند نظامنامه های اجرایی موجود، نظامنامه های اخلاقی و توافق های چند جانبه درباره حقوق انسانی، شرایط كاری، حفاظت محیط زیست، روابط بین المللی پیشه گانی و به كارگیری و انتقال فن آوری اطلاعات است .بگـــذریم از اینكه وی. آی.پی چیست و چه هدفی دارد، منظور ما از آوردن این سطور همین بود كه ملاحظه كنید امروزه تا چه اندازه كنار هم نشستن تركیبات اخلاقی و اقتصادی حتی در جهان غرب متداول شده و جزو ادبیات روز آنها شده است. آیا به واقع می توان كار، گردش مالی، مصرف، مدیریت و تجارت را عاری از اخلاق در نظرگفت؟ تصور چنین چیزی هم وحشتناك است، اما در این میان باید به خود بالید كه مسلمانیم، چرا كه دین مبین اسلام به وضوح و در نهایت ظرافت تمامی این مناسبات را تبیین كرده است، در ادبیات اقتصادی اسلام، مفاهیمی همچون خمس، زكات، فطریه همچنین احتكار، كم فروشی و... می بینیم كه هر یك به نوبه خود، وجوب، تحسین یا تقبیح یك عمل اقتصادی را از دریچه اخلاق و عدالت مورد ارزیابی قرار می دهند، اما سئوال مهم اینكه آیا اكنون در جامعه اسلامی ایران، بدرستی و با همان ژرفنا و ظرافتی كه اسلام وهمچنین فرهنگ دیرپا و ناب ایرانی انتظارش را دارد، مفاهیم كار،اقتصاد، تجارت، صنعت و مدیریت با اخلاق گره خورده است؟در پژوهشی كه صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران با نام نظر مردم تهران درباره وجدان كار انجام داده، می خوانیم: بیش از نیمی از پاسخگویان معتقدند شاغلان تا حدودی نظم و ترتیب لازم را رعایت می كنند و ۲۶درصد، كاركنان را اصلا مقید به رعایت نظم در حاضر شدن بر سركار نمی دانند.







روزنامه همشهری
 


 

در سال های بعد نوسانات قمیت نفت در کنار تحریم های اقتصاد علیه ایران باعث شد که ثبات نسبی قیمت دلار در هم بریزد و دولت کاهش چشمگیر ارزش پول ملی را پذیرفت این عوامل باعث ایجاد تورم وسیعی در کشور شد که به مرور زمان به نابرابری درآمد و هزینه خانوارهای ایرانی دامن زد.طبیعی است که دولت قادر نیست در هر شرایطی قدرت خرید مردم را در چنین وضعیتی ثابت نگه دارد. اما با سیاست هائی که به کار گرفته شد از جمله برقراری یارانه کالاهای اساسی و افزایش موردی حقوق کارکنان و تعیین حقوق کارگران طی سال های اخیر تا حدودی قدرت خرید حفظ شد، اما شاخص هزینه زندگی بسیار سریع تر از شاخص درآمدها رشد کرد و باعث کاهش قدرت خرید مردم شد.

دشواری افزایش درآمدها و تأثیر آن بر تورم

افزایش درآمدهای مردم به خصوص قشر حقوق بگیر کارمند و کارگر به آسانی ممکن نیست و هر افزایش دستمزدی خود به صورت خودکار تورم را تشدید می کند.بنابراین تنها راهی که در برابر هر خانواده می ماند آن است که از سطح توقعات و مصارف خود بکاهد در واقع مردم آموخته اند که کاستن از تقاضا تنها راه عملی برای رویاروئی با وضعیت های تورمی است که کارشناسان علم اقتصاد توجه زیادی به آن دارند و متأسفانه تأثیر مثبت آن بر جامعه ما هنوز ناشناخته مانده است.اما عده ای از کارشناسان می گویند الگوی مصرف را باید تغییر دهیم و از جائی خرید کنیم که قیمت مناسبی را عرضه می کند تا حداقل مایحتاج خانواده تأمین شود.نمونه های بارزی از تأثیر چنین طرح هائی در پائین آوردن قیمت کالا و خدمات از طریق متوقف کردن مصرف در جوامع اروپائی مشاهده شده و به اثبات رسیده است.مثلاً زمانی که بلیت مسافرت های هوائی گران می شود میزان فروش شرکت های هواپیمائی به سرعت کاهش می یابد و در نتیجه این شرکت ها تمایل زیادی به افزایش قیمت خدمات خود ندارند و تمامی سعی خود را بر این استوار کرده اند که با افزایش تولید و عرضه و فروش انبوه، گردش سرمایه را تسریع کرده و سود مناسبی از سرمایه گذاری خود به دست آورند.اما در ایران، وضعیت کاملاً متفاوتی وجود دارد و زمانی که عرضه کالائی در بازار محدود می شود تقاضا برای آن به شدت افزایش می یابد و زمینه را برای افزایش مجدد قیمت آن فراهم می کند، در حقیقت اشتیاق مصرف کننده یکی از عوامل افزایش نرخ هر کالائی است و خانواده ها نگرانند که نکند کالائی کمیاب شود و یا قیمت آن بیشتر بالا برود.این امر فرصت چانه زدن را از مشتری می گیرد و موجب می شود که مصرف کننده، هر قیمتی را که توسط فروشنده برای کالا تعیین می شود، بپذیرد.زمانی که بین درآمد و هزینه های شکاف می افتد، به گونه ای باید تلاش شود که این وضعیت به تعادل برسد پس در این شرایط دو راه بیشتر وجود ندارد یا درآمدها افزایش داده شود که خود تورم زاست یا اینکه هزینه ها محدودتر شود که این ظاهراً کار مشکلی است اما غیرقابل حل نیست. به خصوص زمانی که توجه کنیم در بخشی از زمینه های مصرفی و خدماتی، سرانه مصرف ایران در مقایسه با کشورهای دیگر بالاتر است و امکان کاستن از آن بدون اینکه سطح کلی رفاه جامعه دچار خسران شود نیز وجود دارد.اگر خانواده ها علاقه ای به کاستن از هزینه های خود نشان ندهند باید کسب درآمد بیشتر را برای حل مشکلات خود انتخاب کنند. در شرایطی که بیکاری وسیعی بر جامعه حاکم است و فرصت های شغلی به سادگی محیا نمی شود گروهی به کار دوم و آزاد روی می آورند که به گونه ای مشکل آنها را حل می کند.استفاده عمومی از وسایل نقلیه شخصی و اقدام به مسافرکشی، یکی از پدیده هائی است که نشان می دهد که بخش بزرگی از گروه های کم درآمد از این راه کوشیده اند به مشکل نابرابری درآمد و هزینه های خود پایان دهند.اما همه مردم امکان دسترسی به فرصت های آسانی از این دست را ندارند. بنابراین برای کسب درآمد اضافی زحمت بیشتری را متحمل می شوند مانند دایر کردن کارگاه های کوچک خانگی و اضافه کاری و یا کار در منزل برای زنان خانه دار که اقدام به تولید برخی لوازم و محصولات مصرفی موردنیاز جامعه می کنند، یکی دیگر از راه های افزایش درآمد خانوار است که در شهر و روستا به یک اندازه کاربرد دارد. مانند بخش بزرگی از تولید فروش و گلیم کشور که در کارگاه های خانگی تولید می شود و ارزش نسبتاً خوبی را نصیب خانوارها می کند.در این باره ایجاد بازارچه های فروش کالای تولید خانگی که از سوی دولت حمایت می شود نشان می دهد که دولت نیز برای توسعه فعالیت کارگاه های خانگی برای افزایش درآمد خانواده ها، اهمیت زیادی قائل است.

ضرورت تلاش همه جانبه برای رفع نابرابری درآمد و هزینه

برای رویاروئی با نابرابری درآمد و هزینه در اقتصاد خانواده که نتیجه شرایط تورمی است ضرورت دارد تا با کاهش مصرف و صرفه جوئی که یک توصیه عمومی است، به افزایش نسبی درآمدها بپردازیم.

افزایش درآمدها از مسیر رشد تولید کالا و خدمات هر چند در سطح محدود می تواند به ارتقاء درآمد خانوارها، پویائی برای رویاروئی با شرایط تورمی و نابرابری درآمد و هزینه کمک کند و کل جامعه باید در این زمینه به صورت یکپارچه عمل کنند.رشد اقتصادی جامعه نیز به افزایش رفاه خانواده کمک شایانی می کند مثلاً اگر در تولید محصولات کشاورزی، کشاورزان بتوانند خودکفا باشند و نیازهای جامعه به مواد پروتئینی، تخم مرغ، شیر و فرآورده های آن را به اندازه نیاز جامعه تولید کنند فشار بزرگی از روی تقاضای همین محصولات برداشته خواهد شد و با افزایش قیمت در این محصولات روبه رو نخواهیم بود.نکته بعد که از اهمیت بسیاری برخوردار است صرفه جوئی در کالاهای اساسی یارانه ای مانند نان یا کالائی مثل بنزین است. به طوری که اگر مصرف بنزین محدود و به اندازه باشد، طبعاً هزینه سنگین واردات آن حذف می شود و دولت می تواند از طریق دیگر یارانه این بخش را صرف نهادهای تولید و صنعت کند و با هدایت سرمایه گذاری های کلان به سوی افزایش تولید، درصدد بهبود وضعیت بازار داخلی برآید. بنابراین مردم می توانند با سرمایه گذاری در بازار سهام و بخش های مولد و بانک ها با تزریق وام های کلان برای تولید به افزایش تولید کالا در کشور کمک کنند.باید توجه داشت که تا زمانی که این طرح ها یعنی صرفه جوئی، فرهنگ سازی مصرف، افزایش سرمایه گذاری در بخش های تولیدی و خدماتی به بار ننشیند شکاف بین درآمد و هزینه خانوارها کاهش نخواهد یافت. این امر در کشورهای اروپائی به اثبات رسیده است که با تنظیم روشی کارآمد بر تولید و مصرف جامعه برای هزینه کردن درآمدها، تسلط بر هنر معیشت و یا علم اقتصاد خانواده، کاملاً عملی است.


زهرا امینی







ماهنامه اقتصاد خانواده
 


 

ارزش ها حتی اگر برای عده ای از افراد یکسان باشد اما برای عده ای دیگر در مقایسه با آنها متفاوت است. همچنان که ذائقه غذاهای موردپسند در خانواده های مختلف در یک شهر و یا در نقاط مختلف کشور متفاوت بوده و رفتار غذائی یک خانواده موردپسند خانواده دیگر قرار نمی گیرد، سلیقه های خانواده ها در مورد تمامی کالاهای مصرفی اعم از پوشاک، مسکن، تزئینات، خودرو و... نیز با هم فرق دارد. این اختلاف سلایق ریشه در فرهنگ ها، سنت ها و خصوصیات فردی دارد.فرض کنید دو نفر با تمایلات و سلیقه های مختلف وارد بازار می شوند، مطمئناً کالاهائی که هر کدام از این دو نفر خریداری می کنند با هم فرق دارد و هرگز خرید دو خانواده (در طول یک مدت مشخص مثلاً یک ماه) با هم یکسان نیست. هر کدام از این افراد ترجیح می دهند از کالائی استفاده کنند و این تنوع ترجیحات یکی از مهمترین حقایق زندگی بشر است. به همین دلیل انواع و اقسام کالاها در اقتصاد تولید می شود و افراد با انواع ترجیحات و سلیقه ها کالاهای دلخواه خود را انتخاب می کنند.حالا فرض کنید خانواده ای در ماه ۱۲۰ هزار تومان درآمد دارد و این درآمد را باید صرف خرید دو نوع ماده غذائی و غیرغذائی کند که قیمت آنها به ترتیب ۲۰ و ۳۰ هزار تومان است. شیوه های مختلفی که این خانواده می تواند درآمد خود را هزینه کند در نظر بگیرید.

الف. خانواده موردنظر می تواند ۶ واحد از ماده غذائی خریداری کند و اصلاً از مواد غیرغذائی نخرد! اما این انتخاب، انتخاب درستی نیست چون بهرحال خانواده به ماده غیرغذائی هم احتیاج دارد.

ب. خانواده موردنظر می تواند ۴ واحد از ماده غیرغذائی ۳۰ هزار تومانی را خریداری کند و در آن ماه از گرسنگی تلف شود آیا خانواده این نوع خرید را انتخاب می کند؟

ج. خانواده مزبور برای خرید ترکیبی از مواد غذائی ـ غیرغذائی را انتخاب می کند. این انتخاب می تواند یک واحد ماده غذائی و ۳/۳ واحد ماده غیرغذائی، ۲ واحد ماده غذائی و ۶/۲ ماده غیرغذائی و ۳ واحد ماده غیرغذائی و ۲ واحد ماده غیرغذائی یا انتخاب های گوناگون دیگر باشد که با توجه به سلیقه، وضیعت خانواده، سن، تعداد افراد و... هر خانواده ترکیبی مناسب حال خود را از دو گروه کالاها را انتخاب می کند که بالاترین لذت (مطلوبیت) را فراهم کند.

یک سؤال: آیا خانواده می تواند ۴ واحد ماده غیرغذائی و ۲ واحد ماده غذائی مصرف کند؟

پاسخ واضح است در آن صورت خانواده ۱۶۰ هزار تومان هزینه کرده که ۴۰ هزار تومان بیش از درآمد است. هر خانواده می تواند بیش از درآمد خود هزینه کند (در کوتاە مدت با قرض گرفتن می توان چنین کاری کرد اما به طور میانگین این کار صورت می گیرد چون در ماهی دیگر باید قرض را ادا کرد) لذا خانواده فقط باید با توجه به درآمد خود ترکیب کالاهای مصرفی را انتخاب کند و از مصرف آن لذت ببرد.

مفهوم هزینه فرصت (واقعی)

خانواده مرادی ۵ سال قبل خانه ای را به قیمت ۲۰ میلیون تومان خریده است. حسن آقا (معاملات ملکی محل) روزی در خیابان خانواده مرادی را می بیند و به آنها می گوید که می توانند خانه شان را شیرین ۴۵ میلیون تومان بفروشند.

حسن آقا: هزینه اقامت شما در خانه ۴۵ میلیون تومان است.

آقای مرادی: ولی حسن آقا، ما فقط ۲۰ میلیون تومان پول داده ایم. هزینه اقامت ما ۲۰ میلیون تومان است بحث بالا می گیرد و نزدیک است کار به جاهای باریک بکشد. به نظر شما حق با کیست؟

ژاله دختر برادر آقای مرادی دانشجو است، به خانه مرادی می آید و از آنها یک میلیون تومان قرض می خواهد تا شهریه دانشگاهش را تأمین کند! خانم مرادی یک میلیون تومان از زیر فرش پول بیرون می آورد و به ژاله می دهد. ژاله با تعجب می پرسد: شما پولتان را زیر فرش نگه می دارید؟! می دانید اگر آن را در سپرده کوتاه مدت قرار دهید تقریباً سالی ۱۴ درصد و اگر اوراق مشارکت بخرید ۱۸ درصد سود به شما تعلق می گیرد. در حقیق هزینه نگهداری پول شا در زیر فرش ۱۸ درصد است.

برای هر انتخاب، خانواده باید هزینه و فایده های آن انتخاب را بسنجد و انتخابی را انجام دهد که حداکثر منافع را برای خانواده داشته باشد. اندازە گیری منافع نسبتاً آسان است مثل منافع زندگی در خانه مطلوب، دانشگاه رفتن و... این اندازه گیری منافع به تجربه شخصی ارتباط دارد ولی محاسبه هزینه نسبتاً مشکل است.هر انتخابی شامل دو نوع هزینه است: هزینه آشکار و هزینه ضمنی.

هزینه آشکار مبلغی است که برای تهیه کالا پرداخت می شود. در مثال اول (قیمت منزل آقای مرادی) ۲۰ میلیون تومان برای خرید خانه پرداخت شده است پس هزینه آشکار اقامت در خانه ۲۰ میلیون تومان است.

هزینه ضمنی مبلغی است که پرداخت نشده ولی در پای انتخاب قربانی شده است! هزینه واقعی این دو هزینه است لابد بعد از این توضیحات آقای مرادی متوجه می شود که حرف حسن آقا درست بوده و هزینه واقعی اقامت آنها در خانه ۴۵ میلیون تومان بوده است.

اقتصاددانان از واژه ”هزینه فرصت“ برای مفهوم هزینه واقعی استفاده می کنند.

یک مثال ـ منزل آقای مرادی در خیابان پاسداران است و خانم مرادی هر هفته برای خرید موادغذائی به بازار روز می رود خانم مرادی می گوید: من اگر از نزدیک منزل خرید کنم هزینه خرید هفتگی ام ۱۴ هزار تومان می شود و با رفتن به بازار روز می توانم کل خریدها را با ۱۰ هزار تومان انجام دهم.

خانم مرادی برای هر بار رفت و برگشت به بازار روزی ۲ هزار تومان هزینه می کند و ۲ ساعت وقت بیشتر برای خرید اختصاص می دهد. اگر خانم مرادی به ازای ۲ ساعت دستمزدی برابر ۵۰۰۰ تومان داشته باشد آیا خرید از بازار روز به نفع اوست؟

مثال دیگر ـ علی شب قبل از امتحان همراه خانواده به سینما می رود.

علی در امتحان فردا مردود می شود و پدرش باید ۱۰ هزار تومان شهریه برای کلاس او بپردازد. هزینه واقعی (فرصت) سینما رفتن علی چقدر است؟


منبع اولیه: اقتصاد خانواده، تألیف دکتر زهرا افشاری

محمدحسین روانبخش







ماهنامه اقتصاد خانواده
 


 

مادر سخت مشغول کار است فرفره وار دور خود می چرخد و لباسهای چرک را در ماشین لباسشویی و ظرفها را در ماشین ظرفشویی می ریزد، جارو برقی را وسط پذیرایی ولو کرده و با بخارشوی به نظافت سرویس بهداشتی می پردازد، زنگ مایکروویو به صدا درمی آید، خود را به آشپزخانه می رساند، بوی مطبوع نان نارگیلی از داخل اون توستر اشتهایت را تحریک می کند، مرغها را از داخل هواپز خارج می نماید، چند پیمانه برنج داخل پلوپز می ریزد و هویج ها را برای آبگیری از درون سینک بیرون می آورد، غوغایی از سر و صدای وسایل برقی، گوش فلک را کر می کند، صدا به صدا نمی رسد و در این هیاهو، دانشجویان خانه هم سراغ سوئیچ ماشین های خود را از مادر می گیرند، آباژورهای روشن گوشه و کنار خانه و لامپهای روشن اضافی و کولرهای گازی را هم به موارد بالا اضافه نمائید، ضمن اینکه در این میان نقش برق خواران کوچک را هم نادیده نگیرید، چون آنها از قافله عقب نمی مانند و به نوعی شکم سیری ناپذیر خود را با چراغهای قرمز کوچک در وسایل استن بای شده مثل تلویزیون و رایانه و... پر می کنند!

بهینه سازی مصرف انرژی، نیازمند عزم همگانی است و در این راستا اجرای صحیح استاندارد مصرف انرژی برای دستیابی به اهداف چشم انداز ضرورت دارد.

امروزه انرژی در کنار سرمایه و نیروی انسانی به عنوان یکی از عوامل اصلی تولید در دنیاست. در کشور ما نیز بی تردید انرژی نقش بسزایی در پیشرفت و توسعه کشور ایفا می کند، بنابراین تدوین استراتژی های مناسب برای استفاده و تخصیص بهینه انرژی در کنار فرهنگ سازی و اطلاع رسانی مردم از نحوه صحیح انرژی و سرمایه های عظیم ملی، از مسائل با اهمیتی است که باید مورد توجه همگان قرار گیرد.

بهینه سازی مصرف انرژی و مدیریت صحیح آن، راهکارهای مدیریت مصرف در فرآیند هدفمند نمودن یارانه ها، چگونگی کاهش مصرف انرژی در بخش خانگی، اداری و صنعتی و استانداردهای مصرف انرژی از مهمترین محورهای مورد بحث ما در سه شماره گزارش پیش روست که در گفت وگو با مردم، کارشناسان اقتصادی و مسئولان مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.



● غرق شدن در دنیای لوازم برقی مدرن

به همراه محمدعلی شیخ زاده عکاس روزنامه در یک ظهر گرم مردادماه سه راه امین حضور و لاله زار را جهت گفت وگو و شنیدن نقطه نظرات مردم، مکانی برای سوژه خبری قرار می دهیم.

مادر و دختری که چند کارتن بزرگ وسایل برقی از جمله بخارشو، مخلوط کن و هواپز در دست دارند، توجهم را جلب می کنند. سرصحبت را با آنها باز می کنم، مادر که بازنشسته آموزش و پرورش است نظر خود را در مورد مصرف صحیح انرژی از جمله وسایل برقی اینطور بیان می کند: «من هر چند ماه یک بار سری به بازار می زنم و جدیدترین وسایل برقی را برای رفاه خود و خانواده تهیه می کنم، اما در مصرف آنها نهایت دقت را به خرج می دهم و در زمان اوج مصرف از تمام وسایل استفاده نمی کنم و نحوه درست مصرف کردن آنها را به تمام فرزندانم آموزش می دهم.»

آقای میرزایی که ۳۸ ساله است و ۸ سال در یک فروشگاه لوازم خانگی به کار مشغول می باشد به نقطه نظرات خود در مورد سوژه گزارش می پردازد و می گوید: «البته استقبال مردم از لوازم خانگی جدید و پرمصرف طی چند سال اخیر زیاد شده است و این وظیفه مسئولان و تولیدکنندگان داخلی را سنگین تر می کند تا نحوه صحیح مصرف را به آنها آموزش دهند، ضمن اینکه الان برخی از یخچالهای تولید داخلی برچسب انرژی G دارند، حال آنکه دائم از صدا و سیما تبلیغ می شود که لوازم برقی با برچسب انرژیA خریداری کنید.»

وقتی به او می گویم البته بیشتر روی کالاهای قاچاق بدون برچسب تذکر می دهند، می گوید: «آنها که جای خود دارد و اصلا نباید خریداری شود، اما الان شما در مغازه ما ببینید چند وسیله برقی وجود دارد که برچسب انرژی D وG دارد و در این میان مردم دیگر مقصر نیستند آنها فقط متضرر می شوند.»

آقای «محمد ک» هم که برای خرید ماشین لباسشویی وارد مغازه می شود، پس از شنیدن صحبتهای ما، در ادامه سخنان این فروشنده می گوید: «تولیدکنندگان داخلی فقط به فکر سود خود هستند، دنبال برچسب انرژی و کیفیت کالا و صرفه جویی در مصرف انرژی نیستند، این وسط فقط ما ضرر می کنیم که باید پول برق بیشتری بپردازیم و غصه فردای بچه های خود را بخوریم که در صورت کمبود سوخت و انرژی چه باید بکنند؟»



● لامپهای کم مصرف

خانم و آقای فهیمی که برای خرید لوستر به خیابان لاله زار آمده اند دیگر مخاطب ما می شوند. وقتی نظر خانم خانه را در مورد مصرف صحیح برق و لامپهای کم مصرف جویا می شوم، ابتدا به این مطلب که در مصرف انرژی صرفه جویی می کنند، اشاره می نماید و در ادامه می گوید: «من از تاریکی خوشم نمی آید، دوست دارم شب وقتی همه اعضای خانواده دور هم جمع هستند، خانه نورانی و خنک باشد، بنابراین از لامپ کم مصرف استفاده می کنیم.»

«حسن قصابها» که ۲۰ سال است در کار فروش لوازم برقی و لامپهای کم مصرف و کلید و پریز می باشد با اشاره به اینکه استقبال بسیار خوبی از سوی مردم برای خرید لامپهای کم مصرف شده است نظر خود را در مورد لامپهای غیراستاندارد این طور بیان می کند: «اگر مردم از مغازه داران معتبر لامپ خوب خریداری کنند، مدتهای زیادی می توانند از لامپ کم مصرف استفاده نمایند.»

وی به مسئولان پیشنهاد می دهد که تمام لامپهای رشته ای موجود در بازار را جمع آوری کنند تا جلوی سوءاستفاده برخی از افراد ناآگاه گرفته شود.»



● مدیریت صحیح انرژی

منظور از بهینه سازی مصرف انرژی تنظیم و اجرای یک برنامه منظم برای کنترل و استفاده منطقی از انرژی و همچنین کاهش اتلاف انرژی است، به نحوی که تاثیری منفی در راندمان جامعه نداشته باشد.

مهندس سعید مهذب ترابی مدیرعامل سازمان بهره وری انرژی ایران (سابا) در گفت وگو با گزارشگر کیهان با اشاره به اینکه در انجام فعالیتهای بهینه سازی و مدیریت انرژی لازم است سه گام اساسی برداشته شود، می گوید: «آموزش و آگاه سازی و تلاش در جهت ارتقای آگاهی افراد جامعه از موضوع صرفه جویی انرژی و آموزش آنها در ارتباط با نحوه استفاده بهینه از لوازم انرژی بر، در بخشهای مختلف، اولین گام در راستای بهینه سازی انرژی است.»

وی می گوید: «بهبود لوازم و تجهیزات انرژی بر و استاندارد نمودن آنها از طریق افزایش کارایی آن همچنین بهبود فرآیند تولید در صنایع هم دو گام دیگر، برای مدیریت صحیح انرژی می باشد.»

مهندس مهذب ترابی با تاکید بر این مسئله که برای انجام مدیریت مصرف هم راهکارهای متعددی وجود دارد، به برخی از آنها اشاره کرده و می گوید: «روش بدون هزینه، کم کردن هزینه و روش پرهزینه سه نکته ای است که برای رسیدن به مدیریت صحیح مصرف می توان به کار بست.»

وی در توضیحات بیشتری چنین می گوید: «عمده فعالیت در روش اول به انجام فعالیت آموزشی و آگاه سازی با هدف ایجاد آگاهی و انگیزه برای افراد جامعه در هر بخش انرژی بر انجام می گیرد.

در روش دوم، حرکت و فعالیت به سمت استفاده از فن آوری برای کاهش مصرف انرژی است با این تفاوت که آگاهی و نظرات افراد جامعه در انجام این اقدام بسیار مؤثر است، مثلا استفاده از لامپ کم مصرف و در راه حل آخر یا روش پرهزینه هم تأکید بر استفاده از تکنولوژی نوین و استاندارد به جای تکنولوژی قدیمی جهت دستیابی به صرفه جویی انرژی است که اجرای این روش احتیاج به سرمایه گذاری بالایی دارد.»

وقتی از مدیرعامل سازمان بهره وری انرژی ایران سؤال می کنم میزان صرفه جویی انرژی در سال گذشته چه میزان بوده و آیا اصلا صرفه جویی در کار بوده است یا خیر، چنین می گوید:

«با بررسی الگوی مصرف انرژی در بخشهای مختلف مصرف کننده در کشور و مقایسه آن با کشورهای در حال توسعه، مشاهده می شود که بخش خانگی بیش از ۴۱درصد از مصرف نهائی انرژی کشور و ۸/۳۲ درصد از کل مصرف نهایی برق را به خود اختصاص داده است در حالی که بخش صنعت فقط ۲۰درصد از انرژی و ۳۲درصد از مصرف برق کشور را به خود اختصاص داده که این نشان دهنده الگوی نامناسب مصرف انرژی است. زیرا فعالیت های غیرمولد، قسمت اعظم مصرف انرژی را به خود اختصاص داده اند، یعنی بیشترین مصرف انرژی در بخش غیرمولد صورت می گیرد در حالیکه یک کشور در حال توسعه باید بخش صنعت و تکنولوژی آن بیشترین سهم از مصرف انرژی را به خود اختصاص دهد.»

مهندس مهذب ترابی در ادامه می گوید:

«در راستای سیاست های دولت در زمینه اصلاح الگوی مصرف و بهینه سازی مصرف انرژی، سازمان بهره وری انرژی ایران با همکاری شرکت های توزیع نیروی برق استانها در طی سالهای ۱۳۸۷ و ۱۳۸۸ اقدام به تهیه و توزیع بیش از ۹۰ میلیون شعله لامپ کم مصرف یارانه ای در کشور کرد که استفاده از این لامپ ها کاهش مصرف برق در ساعات پیک بسیار مؤثر بوده است. همانطور که مطلعید این لامپ ها یک پنجم لامپ های رشته ای برق مصرف می کنند. ضمناً میزان کل صرفه جویی انرژی سالانه حاصل شده در وسایل خانگی برقی ناشی از ارتقاء رتبه برچسب انرژی در حدود ۸۰۰ میلیون کیلووات ساعت می باشد که معادل نصب یک نیروگاه ۱۰۰ مگاواتی بوده است.»



● مدیریت مصرف، کم کردن رفاه شهروندان نیست

«باتوجه به اینکه مصرف انرژی در دنیا یکی از عوامل توسعه در هر کشوری محسوب می شود، اما نمی تواند به عنوان یک شاخص کلان به آن نگاه کرد و این مسئله مستلزم آن است که سوخت فسیلی و از بین رفته هم مورد بررسی قرار گیرد.»

مهندس بابک نعمتی یکی از مسئولان شرکت توزیع نیروی برق تهران بزرگ در گفت وگو با خبرنگار سرویس گزارش کیهان ضمن بیان مطلب فوق و با اشاره به اینکه مهمترین شاخص مصرف انرژی شدت انرژی می باشد، در توضیحات بیشتری چنین می گوید: «شدت انرژی، کارایی انرژی در سطح اقتصاد ملی هر کشور را معرفی می کند که از تقسیم مصرف انرژی نهایی بر تولید ناخالص داخلی بدست می آید و بیانگر این مسئله است که برای تولید مقدار معینی از کالاها و خدمات چقدر انرژی به کار رفته است.»

نعمتی به عوامل تأثیرگذار در شدت انرژی در کشورهای مختلف اشاره می کند و می گوید: «در کشورهایی که در سطح بالاتری از استانداردهای زندگی قرار دارند، انرژی بیشتری مصرف می گردد و این مسئله روی شدت انرژی هم تأثیر می گذارد، لذا اگر مخرج کسر یعنی تولید ناخالص داخلی رقم کوچکی باشد، شدت انرژی بالا می رود و چنانچه تولید ناخالص داخلی عدد بزرگی باشد، شدت انرژی کاهش می یابد. بنابراین بهینه سازی ساختمان و تجهیزات، ترکیب سوختهای مورد استفاده، بهینه سازی مصرف انرژی و حتی حوادث طبیعی و جنگ در منابع انرژی یک کشور مؤثر است ضمن اینکه یارانه های انرژی هم بر شدت آن تأثیر دارد.»

مهندس نعمتی در توضیح بیشتری در مورد ضریب انرژی هم چنین می گوید: «ضریب انرژی را با عدد یک مقایسه می کنند، هرچه این ضریب کمتر از یک باشد، میزان رشد انرژی مناسب تر است و طبق این اصل ایران با ۷/۱درصد، ترکیه ۷۹%، هند ۳۸% و آمریکای شمالی ۲۴% درصد بیشترین مصرف کننده انرژی در دنیاست.»

وی با اشاره به اینکه هدف از مدیریت مصرف، کم کردن رفاه شهروندان نمی باشد، بلکه درست مصرف کردن انرژی مورد توجه است، به آمار مصرفی انرژی در بخش خانگی، اداری و صنایع به صورت تقریبی می پردازد و می گوید: «مشترکین صنعتی در پیک مصرف ۱۹درصد، خانگی ۵۰درصد، تجاری ۱۲درصد، کشاورزی ۸درصد، مصارف عمومی ۱۶درصد و سایر مصارف هم ۴درصد مشارکت دارند که در این میان مشترکین خانگی، بیشترین مصرف را دارند.»

وی در ادامه با اشاره به هدر رفت سرمایشی در منازل اشاره می کند و می گوید: «۳۰ تا ۴۰ درصد سرمای حاصل شده از مصرف انرژی کولرها از طریق درز پنجره ها و یا باز گذاشتن عمدی آن به دلیل سرمای حاصل شده زیاد از بین می رود و در این بین توجه و صرفه جویی خانواده ها ضروری است که شهروندان باید چنانچه فضای داخلی منزل خود را به ۲۵درجه سانتی گراد رساندند، وسایل سرمایشی خود را خاموش کنند.»

وی به مصرف بالای لامپهای رشته ای و گرمای حاصل شده از سوخت آن هم اشاره می کند و می گوید: «لامپهای رشته ای تقریباً ۹۰درصد انرژی را که می گیرند صرف گرما و فقط ۱۰درصد را تبدیل به نور و روشنایی می کنند، بنابراین استفاده از لامپهای کم مصرف استاندارد با طول عمر بالا به تمام شهروندان توصیه می شود.»



● شدت مصرف انرژی در ایران ۴برابر متوسط جهانی

ایران با وجود آنکه ۱/۲ درصد از نفت خام و ۹/۳درصد از گاز جهان را مصرف می کند، تنها ۳۸درصد از کل تولید ناخالص جهان را دارد که این موضوع نشان دهنده مصرف نادرست انرژی در کشور است.

مهندس عباس کاظمی مدیرعامل شرکت بهینه سازی مصرف سوخت کشور در گفت وگو با گزارشگر کیهان به مقایسه شدت مصرف انرژی در ایران و ترکیه به عنوان یکی از کشورهای سرآمد در منطقه می پردازد و می گوید: «تولید ناخالص داخلی کشور ترکیه با جمعیت ۷۴ میلیون نفر ۳۷۲ میلیارد دلار است، اما تولید ناخالص داخلی ایران با جمعیت ۷۲ میلیون نفر، ۱۵۲ میلیارد دلار است.»

وی همچنین به مصرف انرژی در ایران و ترکیه اشاره می کند و می گوید: «مصرف انرژی در ترکیه ۱۰۰ میلیون تن معادل نفت خام و در ایران ۱۸۵ میلیون تن معادل نفت خام است که نشان می دهد مصرف سرانه ترکیه ۳۵/۱ تن معادل نفت به ازای هر نفر و در ایران ۶/۲ تن معادل نفت خام به ازای هر نفر است.»

مدیرعامل شرکت بهینه سازی مصرف سوخت در ادامه با اشاره به شدت مصرف انرژی در ایران و مقایسه آن با دیگر کشورهای جهان اضافه می کند. «در حال حاضر شدت مصرف انرژی در ایران ۸۸۵ تن معادل نفت خام، میلیون دلار، چین ۴۳۷ تن معادل نفت خام، میلیون دلار، ژاپن ۵۷، ترکیه ۱۹۰، شوروی سابق ۹۵۶، عربستان ۲۴۰، خاورمیانه ۳۴۴ و متوسط جهانی ۱۹۰ تن معادل نفت خام میلیون دلار است که مقایسه آمارهای فوق نشان می دهد، شدت مصرف انرژی در ایران ۴برابر متوسط جهانی ، دو برابر چین و ۱۵ برابر کشور ژاپن است.»



● صرفه جویی ۲۱ میلیارد دلاری

مهندس کاظمی در ادامه با اشاره به این مسئله که شرکت بهینه سازی مصرف سوخت تاکنون ۱۸ استاندارد برای صنایع انرژی بر تدوین کرده است، می گوید؛ «این صنایع، سالانه ۵هزار مترمکعب مازوت یا ۵هزار مگاوات برق مصرف می کنند همچنین در بخش مسکن و ساختمان سازی هم ۴۰درصد انرژی مصرف می شود به طوری که در هر یک مترمربع ساختمان سالانه ۳۱۰ کیلووات ساعت انرژی مصرف می شود، حال آنکه این رقم در کشورهایی مثل شمال اروپا یا اسکاندیناوی، سالانه ۶۰ کیلووات ساعت در هر مترمربع است، ضمن اینکه هدف گذاری آنها این است که تا سال ۲۰۳۰ این رقم را به ۲۵ کیلووات ساعت در سال برسانند و ما امیدواریم اگر مبحث ۱۹ مقررات ملی ساختمان در ساختمان سازی ها اجرا شود این رقم در کشور ما از ۳۱۰ به ۱۲۰ کیلووات ساعت کاهش یابد.»

مهندس کاظمی در ادامه اضافه می کند: «با رعایت استانداردهای مصرف انرژی در صنایع نفت ، نیرو، ساختمان و خودرو، سالانه ۲۹۸ میلیون بشکه معادل نفت خام به ارزش ۲۱ میلیارد دلار صرفه جویی ارزی در کشور صورت می گیرد.»

مدیرعامل شرکت بهینه سازی مصرف سوخت می گوید: «این میزان صرفه جویی معادل هزینه ساخت نگهداشت و تأمین خوراک ۴ پالایشگاه ۲۰۰هزار بشکه ای است، ضمن آنکه این صرفه جویی منجر به افزایش ۱۶درصد تولید ناخالص داخلی کشور می شود.»

وی همچنین خاطرنشان می کند: «چنانچه صنایع نفت و نیروگاهی کشور، شاخص های جهانی انرژی را رعایت کنند، سالانه ۱۰۲ میلیون بشکه معادل نفت خام به ارزش ۷میلیارد دلار در مصرف انرژی این صنایع صرفه جویی صورت می گیرد.»

صرفه جویی در مصرف انرژی با اعمال مجموعه ای متعادل از اقدامهای قیمتی و غیرقیمتی به منظور کاهش مستمر «شاخص شدت انرژی» کشور به حداقل دوسوم میزان کنونی تا پایان برنامه پنجم توسعه و به حداقل یک دوم میزان کنونی تا پایان برنامه ششم توسعه با تاکید بر سیاستهایی چون، اولویت دادن به افزایش بهره وری در تولید، انتقال و مصرف انرژی در ایجاد ظرفیتهای جدید تولید انرژی و انجام مطالعات جامع و یکپارچه سامانه انرژی کشور به منظور بهینه سازی عرضه و مصرف انرژی، تنها بخشی از متن سیاستهای کلی اصلاح الگوی مصرف است که حضرت آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب در ۱۶ تیرماه سال جاری پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام تعیین کردند که به روسای قوای سه گانه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ابلاغ گردید.

در ابلاغیه رهبر معظم انقلاب اسلامی مبنی بر سیاستهای کلی اصلاح الگوی مصرف که شامل ۱۰ بند می باشد، موارد متعددی در خصوص راههای بهینه سازی مصرف انرژی قید شده است که با اجرای هر یک از آنها صرفه جویی های بسیاری جهت رفاه مردم در زمینه های مختلف حاصل می شود.



● اجرای اصل ۱۹ ملی مقررات ساختمان، ضرورتی اجتناب ناپذیر

سالانه ۳۱۰ کیلو وات ساعت انرژی در هر یک مترمربع از ساختمانهای ایران مصرف می شود که در صورت رعایت مقررات ملی مبحث ۱۹ ساختمان یعنی راهکارهای بهینه سازی مصرف انرژی ، این میزان سالانه به ۱۵۱ کیلو وات ساعت کاهش خواهد یافت.

وقتی با رعایت مبحث ۱۹ و راهکارهای بهینه سازی مصرف انرژی در ساختمانهای موجود، سالانه ۱۱۴ میلیون بشکه معادل نفت خام به ارزش ۹۸/۷ میلیارد دلار و در ساخت و سازهای جدید سالانه ۴۹ میلیون معادل نفت خام به ارزش ۴۲/۳ میلیارد دلار صرفه جویی می شود، چرا این قانون بدرستی اعمال نمی شود تا از صرفه جویی های مذکور بهره مند شویم و انرژی را بیهوده هدر ندهیم؟

مهندس عباس کاظمی مدیرعامل شرکت بهینه سازی مصرف سوخت کشور در گفت وگو با گزارشگر کیهان در پاسخ به سوال فوق و در توضیحات بیشتری چنین می گوید: «الگوهای ساختمانی ما پرمصرف است طوری که ۴۰درصد انرژی موجود کشور در ساختمان سازی مصرف می شود و متاسفانه میزان مصرف انرژی در ساختمانهای قدیمی بیشتر است که اگر اصل ۱۹ رعایت شود و شهرداری که مجری اصلی این قانون است، نظارت بیشتری داشته باشد خیلی سریع به کاهش ۱۲۰ تا ۱۵۰ کیلو واتی در ساعت خواهیم رسید.»

وی با اشاره به اینکه در سال گذشته فقط در ۱۸ درصد از ساختمانهای نوساز این قانون رعایت شده است اضافه می کند. «چنانچه در ساختمانهای قدیمی و جدید در پتانسیل های موجود صرفه جویی صورت گیرد، ۱۶۳ میلیون بشکه معادل نفت خام صرفه جویی می شود که ارزش ریالی آن معادل ۵/۱۱میلیارد دلار می باشد و اگر در بخش صنعت و خودرو هم استانداردهای مصوب ملی رعایت شود به ترتیب در صنعت سالانه ۵/۱۴ میلیون معادل بشکه نفت خام به ارزش یک میلیارد دلار و در خودروسازی ۶/۱۸ میلیون بشکه معادل نفت خام به ارزش ۳/۱ میلیارد دلار صرفه جویی حاصل می گردد.»

وی با اشاره به اینکه تا قبل از سال ۱۳۷۹ که استاندارد خودرو نداشتیم، مصرف ۱۰۰ پیمایش ماشین سواری در چرخه شهری ۱۳ لیتر بود، اضافه می کند: «بعد از تدوین این سند یعنی در سال گذشته، این مصرف به ۱۰ لیتر کاهش یافته است.»

از مهندس کاظمی در خصوص تدوین استانداردها اطلاعات بیشتری می خواهم که وی در ادامه چنین می گوید: «هم اکنون ۳استاندارد در بخش خودروهای بنزینی موتورسیکلت ها و خودروهای دیزلی سبک تعریف شده است که در صورت اجرا و اعمال استانداردها در یک دوره ۵ساله از سال ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۱ در مجموع ۲/۱۲ میلیارد لیتر معادل روزانه ۶/۶ میلیون لیتر در مصرف بنزین و ۲/۴میلیارد لیتر معادل روزانه ۳/۲میلیون لیتر در مصرف نفت و گاز صرفه جویی می شود.»

از مدیرعامل شرکت بهینه سازی مصرف سوخت کشور درباره دلایل شدت مصرف انرژی در بخش های مختلف و از جمله حمل و نقل سوال می کنم، که وی این طور پاسخم را می دهد: «ارزان بودن قیمت انرژی در کشور، وجود ناوگان فرسوده، عدم رعایت استاندارد مصرف سوخت و تولید خودروهایی با مصرف انرژی بالا همچنین تنوع سوختی محدود از جمله دلایل شدت مصرف انرژی می باشد.» وقتی به او می گویم چرا انرژی در کشور ما ارزان است، چنین می گوید: «در این مورد دو بحران وجود دارد که اولی در سال ۱۳۵۲ اتفاق افتاد و کشورهای صاحب نفت شروع به اعمال یارانه انرژی روی مواد غذایی و کالاهای اساسی کشورهای نفت خیز کردند و مسئله دیگر به کشورهای مصرف کننده بر می گردد که غربی ها با عدم امنیت انرژی رو به رو شدند و مصرف خود را کم کردند و بهینه سازی مصرف انرژی را در پیش گرفتند و ما در این موارد مرتکب یک غفلت تاریخی شدیم و انرژی را به صورت ارزان توزیع کردیم.»

وی با اشاره به اینکه انرژی در کشور به صورت رایگان و مجانی توزیع می گردد می گوید: «در کشورهای غربی برای دریافت انرژی از مردم مالیات می گیرند که پول مالیات انرژی آنها از درآمد کل نفت اوپک هم بیشتر است.»



● انرژی های نوظهور

«افزایش روزافزون تقاضای انرژی، افزایش استانداردهای زندگی، خطر گرم شدن کره زمین ناشی از پدیده گلخانه ای و آلاینده های محیطی و در نهایت مشکلات زیست محیطی و تهدید سلامت انسانها و کمبود منابع انرژی فسیلی از جمله مسائلی هستند که توجه کشورهای جهان را به استفاده از انرژی های تجدیدپذیر جلب می نمایند.»

دکتر مهناز عسگری استاد دانشگاه و محقق در زمینه بهینه سازی مصرف انرژی در گفت وگو با خبرنگار گزارش روز کیهان می گوید: «اکثر کشورهای دنیا در برنامه ریزی های سالانه خود تامین درصدی از انرژی های مورد نیاز کشورشان را از طریق توربین های بادی، انرژی خورشیدی، زمین گرمایی، املاح دریایی و... تامین می کنند که به این انرژی ها انرژی تجدیدپذیر می گویند، حال آنکه در کشور ما با توجه به اینکه سبد سوختی متنوعی داریم تنها وابسته به نفت هستیم که این مسئله از نظر امنیت شکننده می باشد.»

دکتر عسگری در ادامه می گوید: «انرژی های تجدیدپذیر، زیست توده ها هستند که بخشی از آنها از ضایعات کشاورزی و جنگلی، زباله ها و فاضلابهای شهری و پسماندهای صنعتی ... بدست می آیند.»

این استاد دانشگاه می گوید: «منابع انرژی های زیست توده می توانند به شکل تبدیل شده انرژی مانند الکتریسته و یا حامل های انرژی چون سوختهای گازی و مایع، نیاز بخشهای مختلف جامعه بشری را تأمین کنند.»

وی در ادامه می گوید: «استفاده از انرژی های نو در کشورهای جهان مورد توجه خاص برنامه ریزان قرارگرفته است.»

وقتی از وی دلایل این امر را سؤال می کنم، اینطور پاسخ می دهد: «زوال ناپذیر بودن و تجدیدپذیری این نوع انرژی ها (برخلاف انرژی های حاصل از سوختهای فسیلی)، کاهش آلودگی های زیست محیطی و امکان دسترسی به فن آوری تولید این قبیل انرژی برخی از دلایل استفاده از این انرژی های نو است.»

وی می گوید: «با توجه به اینکه در کشور پهناور ایران اسلامی از وجود پتانسیل و استعدادهای بالای منابع انرژیهای نو از قبیل تابش مستقیم و طولانی اشعه خورشید، وجود باد نسبتاً مداوم و با سرعت بالا در نقاطی از کشور، منابع انرژی زمین گرمایی برخورداریم، به نحو بسیار مطلوب می توانیم از این انرژی ها استفاده کنیم.»

مهندس کاظمی مدیرعامل شرکت بهینه سازی مصرف سوخت کشور هم در این خصوص چنین می گوید: «براساس مطالعات صورت گرفته، مصرف انرژی جهان در سال ۲۰۱۰ میلادی سالانه ۱۲میلیارد تن معادل نفت خام است که با توجه به افزایش تقاضا برای سوخت، این میزان در سال ۲۰۳۰ میلادی به ۱۸میلیاردتن معادل نفت خام می رسد، حال آن که این افزایش تقاضا، به افزایش ۵درجه ای دمای زمین منجر خواهد شد.»

وی در ادامه بر ضرورت بهنیه سازی مصرف سوخت و اهمیت آن در جهان اشاره می کند و می گوید: «در کنفرانس کپنهاک، مجموعه کشورهای توسعه یافته مدلی ارائه دادند که براساس آن تا ۲۰سال آینده باید میزان انتشار گازهای کربن در جهان کاهش یابد و ۵۴درصد از این کاهش نیز باید با استفاده از روش های بهینه سازی مصرف سوخت از جمله افزایش راندمان و بازده انرژی و کاهش مصرف و استفاده از انرژی های تجدیدپذیر محقق شود.»

مدیرعامل شرکت بهینه سازی مصرف سوخت کشور در ادامه، کاهش انتشار گازهای گلخانه ای به منظور جلوگیری از افزایش دمای زمین را نیازمند سرمایه گذاری های مناسب اعلام می کند و خاطرنشان می سازد: «برای کاهش گازهای گلخانه ای در سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۰ میلادی به ۲هزار و ۷۰۰میلیارد دلار و از سال ۲۰۲۱ تا ۲۰۳۰ به ۹هزار و ۳۰۰میلیارد دلار سرمایه گذاری نیاز است که در سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۳۰ میلادی هم سوختهای جدید مورد توجه قرارمی گیرد.»



● آب را گل نکنیم...

صرفه جویی و مصرف بهینه یعنی استفاده درست و مناسب از منابع موجود و انرژی هایی که به وفور از جمله آب در اختیار داریم.

آب مایه حیات و یکی از مهمترین انرژی های موجود در کشور است که اگر در مصرف آن اعتدال صورت نگیرد، در آینده با بحران مواجه خواهیم شد.

مهندس صادق یونس لو یکی از مسئولان سازمان مدیریت مصرف آب و انرژی استان تهران نیز در گفت وگو با گزارشگر کیهان با اشاره به اینکه ایران در منطقه خشک و فراخشک قراردارد و میزان بارندگی آن با ۲۵۱ میلی متر در سال ۳/۱متوسط جهانی است، می گوید: «با توجه به اینکه متوسط بارندگی جهانی ۷۵۰میلی متر در سال است و با عنایت به اینکه بارندگی در کشور ما یکنواخت نیست مثلا در انزلی ۱۹۰۰ میلی متر و در یزد ۶۰میلی متر در سال بارندگی داریم، لذا دقت در مصرف بهینه و صحیح آب، یک ضرورت اجتناب ناپذیر است و این مسئله بیانگر این است که ایران در منطقه ای خشک قرار دارد.» وی با اشاره به اینکه میزان سرانه منابع آب تجدید شونده در کشور ۱۷۸۰ مترمکعب به ازای هر نفر و متوسط جهانی ۶۶۶۰ مترمکعب در سال است، می گوید: «با توجه به اینکه شاهد رشد جمعیت و تنوع نیازها در جامعه هستیم، روز به روز منابع آبی کمتر می شود و این مسئله می طلبد، مدیریتی صحیح و الگویی درست در مصرف آب داشته باشیم.»

مهندس یونس لو می گوید: «برای توسعه ای پایدار و نهادینه سازی مصرف بهینه انرژی باید سه رویکرد در زمینه اصلاحات ابزاری، رفتاری و قوانین و مقررات داشته باشیم تا بتوانیم به نتیجه مطلوب برسیم.»

وی با اشاره به اینکه برای بهینه سازی و مدیریت مصرف آب، آگاه سازی و اطلاع رسانی شهروندان گامی مؤثر می باشد، اضافه می کند: «از هر دوش حمام در هر دقیقه ۲۰لیتر آب خارج می شود که اگر چنانچه فردی ۱۰دقیقه دوش آب را باز بگذارد، ۲۰۰لیتر آب مصرف می کند حال آنکه طبق مصوبه هیئت وزیران در الگوی مصرف، سهم هر شهروند تهرانی از آب در یک روز ۱۵۰لیتر آب است بنابراین باید به سمتی پیش برویم و از وسایلی استفاده کنیم که مثلا میزان خروجی آب از سردوش ها به جای ۲۰لیتر به ۶تا ۹لیتر برسد و بهینه سازی مصرف انرژی حاصل گردد.»

وی همچنین به شهروندان توصیه می کند: «به چکه کردن های شیر هم توجه ویژه ای داشته باشند چون هر شیری که چکه می کند در هر قطره آن، ۵صدم میلی لیتر آب هدر می رود که در پایان روز این مقدار به ۸لیتر می رسد.»

مهندس یونس لو در ادامه به پایین بودن قیمت آب اشاره می کند و می گوید: «همین امر سبب شده است تا به فکر سرمایه گذاری و بهره برداری از آبهای خاکستری یعنی آب حاصل از روشویی و حمام که آلودگی زیادی ندارد، نباشیم، در صورتیکه با اقداماتی اساسی و تصفیه دوباره می توان از این آبها استفاده کرد.»

وی می گوید: «در کشوری مثل اسکاندیناوی ۲۵مرحله از آب استفاده مجدد می کنند و دوباره به چرخه حیات برمی گردانند.»

این مسئول در ادامه می گوید: «قیمت یک مترمکعب آب موجود در شبکه در ایران ۹۰تومان است، در صورتیکه در آلمان ۳هزار و در دانمارک ۵هزار تومان می باشد، لذا برای بهینه سازی مصرف آب نیازمند تعامل و همکاری تمام نهادها و اقشار مختلف مردم هستیم و علاوه بر آن همگان باید نه تنها به ارزش ریالی آب که به ارزش ذاتی آن توجه نمایند.»








صدیقه توانا


روزنامه کیهان ( www.kayhannews.ir )
 


 


صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :4   1 2 3 4