دکتر شاهین شایان آرانی اغلب در مباحث بازار بورس و سرمایه اظهارنظر می کند اما این تمام دانش وی نیست چراکه وی خود را یک صاحب نظر در عرصهء ورزشی نیز می داند. شایان آرانی با توجه به مدیریت و سوابق خود در عرصه های اقتصادی داخل و خارج از کشور، در مورد وضعیت فعلی اقتصاد ایران و خانوارها معتقد است، بزرگ ترین عامل تورم و بیکاری و بزرگ ترین ضعف در بعد اجرایی و عملیاتی کردن قوانین و مباحث تئوریک است. او اکنون رییس هیات مدیرهء شرکت مهندسی مالی بین المللی هدی است. با او دربارهء مسایل اقتصاد خانواده در شرایط کنونی گفت وگو کرده ایم.

▪ با توجه به این که سیاست های کلان اقتصادی در نهایت به اقتصاد فرد بازمی گردد وپیامدهای آن به تبع دامنگیر خانواده ها می شود شما در شرایط کنونی بیش تر آسیب های اقتصادی به خانواده ها را در کدام سطح می بینید؟

ـ به هر حال اقتصاد خانواده تحت تاثیر اقتصاد کلان کشور است یعنی اقتصاد کلان هر وضعیتی داشته باشد بخشی از تبعات آن به خانواده بازمی گردد. در شرایط کنونی اقتصاد ایران، اولین مساله ای که دامنگیر خانواده ها شده و نیازمند مدیریت اصولی است، موضوع تورم است. تورم در کشور ما در چند سال اخیر از رقم های بسیار بالا به نرخ ۱۰ الی ۱۵ درصدی رسیده و همین جا هم متوقف شده است البته این نرخ تورم طبیعی نیست چرا که تورم منطقی حدود دو الی سه درصد است.

ما متاسفانه در این هفت،هشت سال گذشته نتوانسته ایم تورم را یک رقمی کنیم. تورم عوامل مختلفی دارد که باید یکی از دلایل آن را در سیاست های غیرمعقول بودجه ای و مالی کشور جست وجو کرد. زمانی که بودجهء دولت به شدت متورم می شود خود می تواند تورم ایجاد کند. نقدینگی زیاد در جامعه، اقتصاد فعال زیرزمینی، اقتصاد غیرپویا و بدون افزایش افزوده و ... از عوامل و ریشه های تورم هستند که تبعات منفی آن مستقیما به اقتصاد خانواده باز می گردد. باید به این مساله توجه کرد که خانوار به طور معمولی یک درآمدی دارد که این درآمد باید به مصارف خانوادگی همچون پوشاک، مسکن، بیمه، تحصیل، تفریح و... برسد اما زمانی که تورم بالا باشد آن ها با کاهش قدرت خرید مواجه می شوند، از سویی دیگر نیاز است که با افزایش درآمد بتوان کمبودها را به نوعی جبران کرد که متاسفانه درآمدها نسبت به تورم یا بالاتر از تورم رشد نکرده است. هنگامی که قدرت خرید کاهش می یابد کیفیت زندگی هم دچار افت خواهد شد.

مسالهء مهم دیگری که نیاز است به آن اشاره شود بیکاری است که از حد معقول فراتر است. نرخ بیکاری در کشورهای دیگر پنج الی شش درصد است اما در ایران این رقم از عدد ۱۵ و ۱۶ درصد تجاوز کرده است. با حضور یک جوان بیکار در خانواده ادامهء تحصیل وی، ازدواج و... بامشکل جدی مواجه می شود، به نظر بنده این دو عامل کلیدی به شدت اقتصاد خانواده ها را در مخاطره قرار داده است.

▪ با توجه به توضیح شما در مورد بیکاری و تورم، حال این سوال مطرح است که خانواده ها با چه سازوکاری می توانند تبعات منفی این دو عامل را در زندگی خود کاهش دهند؟

ـ تورم مثل ویروسی است که همه چیز را تحت تاثیر قرار می دهد. در شرایط کنونی خانواده ها در ایران ناگزیر شده اند که به چند شغله بودن برای مبارزه با فشار تورم وگرانی روی آورند اعضای خانوار ایرانی به غیر از این که به روال طبیعی کار می کنند مجبورند شغل دوم هم داشته باشند و این یک نوع مبارزه با تورم است. از تبعات منفی همین چند شغله بودن می توان به زمان اندک با هم بودن اعضای خانواده ها اشاره کرد. مسالهء دیگر این که متاسفانه برخی از خانوارها به دلیل همین فشارها به کارهای غیرمجاز و زیرزمینی روی آورده اند که این فسادآور است. همهء این ناهنجاری ها پیامد تورم و بیکاری در جامعه است در حالی که در یک اقتصاد پویا و طبیعی این پدیده ها کم رنگ تر ظاهر می شوند.

▪ تجربه های کشورهای دیگر در این حوزه چگونه است؟ آیا کشورهایی که با پدیدهء فقر و بیکاری مواجه هستند برنامهء مدون و موفقی برای ارتقای سطح زندگی خانوارها داشته اند؟

ـ من به صورت علمی در مورد این مساله مطالعه ای نداشته ام و نمی توانم مقایسه ای بین خانوارهای دیگر کشورها با ایران داشته باشم اما در این زمینه شناخت ناشی از تجربه و رفت و آمد خود را به شما می گویم. به طور مثال در کشورهایی که فقر وجود دارد و به عنوان جهان سومی یا در حال توسعه محسوب می شوند تلاش شده تا با راهکارهایی، طبقهء محروم به خودکفایی برسند و از توان ایجاد درآمد بالاتری بهره مند شوند. اولین هدف از این کار جلوگیری از کوچ کردن خانواده ها به شهرهای بزرگ است. به طور مثال در کشور بنگلادش بانک «گرامین بنک» به مدیرعاملی محمد یونس، برندهء جایزهء نوبل اقتصاد در سال ۲۰۰۶، با دادن وام های کوچک و شرایط آسان به طبقهء محروم در تلاش است تا اقتصاد را در درون خانواده ها پویا کند مثلا به خانم های روستایی ۷۰ یا ۸۰ دلار وام می دهد تا آن ها بتوانند با خیاطی کردن، وضعیت خود را سروسامان دهند.

از این تکنیک ها و برنامه ها در کشورهای مختلف وجود دارد اما در کشورهای توسعه یافته، خانواده ها روال معمولی را طی می کنند نرخ تورم و بیکاری در آن جا پایین است و سیستم افراد و خانواده ها را حمایت می کند.

▪ ما به صورت مداوم نقد خود را متوجه سیاست های اقتصادی و وضعیت ادارهء معیشتی می کنیم آیا ما دچار خلا قانونی در این حوزه هستیم یا مشکل اجرایی داریم؟

ـ به نظر بنده ما در تمام سطوح در کشور همیشه مشکل اجرایی داشته ایم نه قانونی. در ایران گرایش بسیار شدیدی به مباحث نظری و تئوریک وجود دارد اما در پیاده و اجرایی کردن همین مسایل با مشکل مواجه می شویم. اقتصاد ما همیشه گرایش به بحث دارد. ایرانیان همیشه آدم های تئوریک هستند و این مساله باعث شده تا نظریات پربار اقتصادی عملیاتی نشود و این نقدی به کل اقتصاد کشور است. من در مورد جلسهء اخیر رییس جمهوری با منتقدان اقتصادی شنیده ام البته تنها این گفتهء من براساس شنیده هاست که رییس دولت خطاب به منتقدان اقتصادی عنوان می کند «ما دارای درآمد نفتی زیادی هستیم با مازاد این درآمد چه کار کنیم؟» این یک سوال کاربردی و عملیاتی است اما هیچ کدام از اقتصاددانان نتوانستند پاسخ درستی به آن دهند. این جای تعجب نیست، نشان دهندهء آن است که ما با وجود سواد تئوریک و قدرت فکری در مباحث اقتصادی اما در اجرایی کردن آن دارای ضعف هستیم. شما باید بتوانید در سیستم افراد اجرایی نیز پرورش دهید.

▪ حال یک سوال تئوریک...

برعکس من آدم عملیاتی هستم یعنی این که با یک قران دوزار چگونه می توان کسب درآمد بیش تر کرد...

... به هر حال پیوستن ایران به WTO چه تاثیری بر اقتصاد ایران و کوچک ترین نهاد اجتماعی آن یعنی خانواده خواهد گذاشت؟

ـ اول باید به این مساله توجه داشت که ایران به لحاظ فرمول اقتصادی دارای یک اقتصاد دولتی و مدیریت شده به صورت متمرکز است به نوعی در حال حاضر گرایش های سوسیالیستی دارد یعنی اقتصادی با مدیریت مرکزی و سوسیالیستی، در این حالت اگر ایران بخواهد به WTO بپیوندند با مشکل و بحران مواجه خواهد شد. چرا؟ چون در اقتصاد مدیریت شدهء متمرکز یا به نوعی سوسیالیستی، بسیاری از پارامترهای این اقتصاد توسط دولت تعیین می شود نه رقابت و چون این حالت وجود دارد بسیاری از نرخ ها همچون ارز و سود بانکی، کالاهای عمدهء مردم به نوعی یارانه دار است و نرخی نیست که در بازار آزاد به تعادل رسیده باشد. در چنین حالتی هنگامی که شما به WTO می پیوندید که مبنا و پایهء آن بر رقابت و بازار آزاد بنا شده است، حتما با مشکل مواجه خواهید شد و تصور نمی کنم که اگر ایران بخواهد بپیوندد، فوری این کار را انجام دهد. چون سیستم می شکند. به طور مثال اگر یک نان سنگک با ۱۰۰ تومان عرضه شود در مدل WTO به هزار تومان می رسد یعنی پارامترهای اقتصادی با یک شوک جدی مواجه می شود. به طور طبیعی در این سیستم خانوارها تحت فشار جدی قرار می گیرند بنابراین پیوستن به طور فاز به فاز خواهد بود. در این صورت هر چند اقتصاد خانواده با شوک روبه رو می شود اما این مساله مقطعی است.
 


 

) اضافه کردن درآمد

▪ خلاق باشید اما واقع گرا

▪ اعداد را به کار برید که اثرات کار را مطلوب تر کنید.

▪ میزانی که قبلاً به شما پرداخت می شده را اضافه کنید.

▪ برای کار مجانی که قبلاً می کرده ابد مبلغی را در نظر بگیرید.

▪ شغل دومی را در نظر بگیرید، زمان و انرژی مصروفه را نیز در نظر داشته باشید.

۲) مخارج را کاهش دهید.

▪ اجازه دهید تا مشتری انتخاب کند.

▪ اعداد را باز حسابرسی کنید تا اثر کار را مطلوبتر نمائید.

۳) ”بدهی چند وام در یک پرداخت“ چندمنظوره

▪ وام های چندمنظوره ایده خوبی هستند برای افرادی که می توانسته اند صورتحساب های ماهیانه خود را بپردازند و تنها می خواهند پرداخت بدهی های خود را با برنامه ریزی بهتر انجام دهند.

▪ بدهی چندمنظوره می تواند به منظور استفاده از پول با بهره اعتباری پائین استفاده شود که راه حل طولانی مدتی نیست.

▪ از یکی از دوستان یا اعضاء فامیل قرض کنید.

▪ قرض و بدهی غیرمطمئن را به بدهی مطمئن و حتمی تبدیل نکنید.

۴) با وام دهنده وارد مذاکره شوید.

▪ از موضع قدرت صحبت کنید. من هم می خواهم این کارت اعتباری را نگهدارم ولی می خواهم پیشنهاد بهتری بکنم، می توانید بهره را پائین تر بیاورید؟

▪ خلاق باشید و تنها چیزی را که وجود دارد مورد تهدید و سؤال قرار دهید.

▪ وام های بانکی و اتومبیل می تواند دوباره تمدید شود.

۵) یک مشاور اعتباری را انتخاب کنید که در مورد اقراض شما به شما کمک کند.

نرخ بهره پرداختی/ مدت زمان بازگشت / روش / نرخ بهره / بالانس (موجودی)

۲۹۱۹ دلار / ۵/۱۸ سال/ حداقل میزان پرداخت / ۱۴% / ۳۲۰۰ دلار

۱۲۵۹ دلار / ۸/۴ سال / حفظ سطح پرداخت / ۱۴% / ۳۲۰۰ دلار

۱۶۶۰ دلار / ۷/۱۳ سال/ میزان پس انداز با به کارگیری روش حفظ سطح پرداخت

۶) ورشکستگی پرونده شما

▪ این مرحله آخر است و اگر پول کافی برای مخارج اولیه نداشته باشید کمکی به شما نخواهد رسید ولی وام های خاصی از ورشکستگی و شرایط آن برای شما در امان هستند: مثل حق رهن (تصرف)/ که مالی است که تا وقتی بدهی وابسته به آن داده شود در تصرف شما می ماند/، وام های دانشجوئی، هزینه اولاد.

▪ باید رفتار عوض شود تا اینکه بدهی مجدداً برایتان اتفاق نیفتد.

● نحوه بازپرداخت بدهی

۱) قدرت مذاکره

کارت اعتباری دیگری در نظر بگیرید که نرخ پائین تری را از کارت فعلی شما دارد.

مطمئن شوید که این کارت تنها یک نرخ رسمی کوتاه مدت ندارد بلکه نرخی است که همزمان با استفاده از کارت نرخ پائین تری دارد سپس به شرکت کارت اعتباری جاریتان زنگ زده و از آنها جویا شوید که آیا آن بهره پائین تر را دارند که هنوز مشتری آنها بمانید یا خبر ضرری ندارد که تماس بگیرید حتی اگر جواب منفی بشنوید اگر آنها جواب منفی دادند میزان بدهی خود را در کارت اعتباری فعلی که نرخ بهره بالاتری دارد به کارت اعتباری جدید با نرخ بهره پائین تر منتقل کنید.

۲) حفظ سطح پرداخت ها

کلیه این نوع استراتژی تثبیت میزان پرداخت ها متناسب با کاهش میزان کل پرداخت و بدهی است.

به طور مثال، اگر بدهی شما ۸۰ دلار در ماه باشد در مقابل بدهیتان، شما همان ۸۰ دلار را حتی تا وقتی که میزان پرداخت ها تا ۶۵ دلار در ماه برسد پرداخت می کنید.

طریقه ای که این روش کار می کند بدین ترتیب است: اگر شما بدهی کارت اعتباریتان که ۳۲۰۰ دلار بوده و نرخ بهره ای معادل ۹/۱۴ درصد داشته، اگر بخواهید حداقل میزان پرداخت را که کارت اعتباری تضمین می کند بپردازید، مدت ۵/۱۸ سال طول می کشد که این بدهی را تمام کنید و میزان ۲۹۱۹ دلار هم بهره پرداخت کرده اید. با بهره گیری از روش حفظ سطح پرداخت ها می توانید به پرداخت ماهیانه ۸۰ دلار اقدام نمائید حتی زمانی که کمترین میزان بالانس (موجودی) شما در حداقل باشد.

در نتیجه، این مقدار بدهی شما در مدت ۸/۴ سال پرداخت شده و ۱۲۵۹ دلار بهره متعلقه به آن خواهد بود که در نتیجه شما میزان ۱۶۶۰ دلار پس انداز کرده اید.

۳) هر ماه به طور مداوم بیشتر پرداخت کنید.

با پرداخت کمی بیشتر در هر ماه به طور مداوم می توانید اثر بزرگی روی بدهی خود بگذارید این روش خصوصاً در مورد قروض و بدهی های طولانی مدت مثل رهن ها قابل اجراء است.

وام های رهنی مثال بسیار خوبی برای اثبات روش این کار می باشند.

اگر شما رهنی برابر ۷۰،۰۰۰ دلار با نرخ بهره ۸% به مدت ۳۰ سال داشته باشید و هر ماهه ۵۰ دلار بیشتر پرداخت کنید، رهن شما ۸ سال زودتر پرداخت شده و ۳۵۰۰۰ دلار پس انداز می کنید.

البته بیشترین تأثیر بر پرداخت های بدهی ها ترکیب سه روش می باشد.

بهره پرداختی/ زمان بازگشت/ پرداخت ماهیانه/ درصد/ میزان بدهی/ اسم

۱۱۴۵۰۰ دلار / ۳۰ سال / ۵۱۴ دلار / ۸ /۷۰۰۰۰ دلار / رهن

۷۹۱۳۰ دلار / ۲۲ سال / ۵۵۴ دلار / ۸ / ۷۰۰۰۰ دلار /رهن

۳۵۳۷۰ دلار / ۸ سال / پس اندازی که با پرداخت بیشتر در هر ماه انجام می شود







ماهنامه اقتصاد خانواده
 


 

هزینه پخت یك وعده غذا در خانه چگونه محاسبه می شود؟ به طور طبیعی هزینه تمام شده هر غذا شامل مجموعه ای از قیمت مواد به كار رفته در آن است. به عنوان مثال قیمت گوشت، سبزی، روغن و لوبیا، هزینه پخت یك وعده قورمه سبزی را تشكیل می دهد و قیمت برنج، روغن، نمك و سایر افزودنی ها، هزینه پخت یك دیس پلو یا چلو را تعیین می كند. هر چه برنج و گوشت و سبزی گران تر باشند قیمت تمام شده غذا بیشتر می شود و هر چه قیمت این مواد پایین تر باشد، هزینه پخت كاهش می یابد، اما یك فاكتور مهم در این میان از نظر دور مانده است؛ هزینه انرژی مصرفی برای پخت غذا. همان فاكتوری كه اغلب ساكنان خانه های ایرانی آن را در محاسباتشان لحاظ نمی كنند؛ آن هم به یك دلیل مهم؛ ارزانی بیش از حد یك فاكتور.

قیمت بنزین و سایر حامل های انرژی از آب معدنی در ایران ارزان تر است. این جمله به گوش اغلب شهروندان آشناست، پس طبیعی است كه حامل های بسیار ارزان انرژی برای شهروندان از اهمیت چندانی برخوردار نباشند. ایران روی ثروت عظیم خدادادی خوابیده است؛ روی دریایی از نفت. این گربه رام نشدنی كه بر استراتژیك ترین منطقه خاورمیانه آرمیده است، از چنان منابع غنی و عظیمی برخوردار است كه با وجود وسعت غیرقابل قیاسش با روسیه، با فاصله كمی از این كشور عنوان دارنده دومین منبع عظیم گازی جهان را از آن خود كرده است. ایران، پس از عربستان نیز بزرگ ترین منابع نفت جهان را در اختیار دارد.

شاید همین مسئله سبب شده است باوری غلط در ذهن ایرانیان شكل گیرد و این انتظار در مردم ایجاد شود كه به دلیل وجود منابع غنی نفتی و گازی، ارزانی حامل های انرژی یك ضرورت است. اعتراض های گسترده در مقابل كوچك ترین تحركات برای رشد قیمت حامل های انرژی در دوره های مختلف تاریخی دلیل این مدعاست. پایین بودن قیمت انرژی، علت بزرگ شكل گیری صنایع پرمصرف، احداث ساختمان هایی كه با مصرف مقادیر بسیار بیشتر از استاندارد، گرم و سرد می شوند و همچنین خودروهایی با مصرف بسیار بالا و... شده است. در كنار همه اینها، ارزانی بیش از حد سوخت، پیامد دیگری هم داشته كه اغلب از دید تحلیل گران دور مانده است؛ آن هم چیزی نیست جز آشپزی غیربهینه!

یك آشپزخانه ایرانی را در نظر مجسم كنید؛ در این آشپزخانه همیشه یك لامپ اغلب از نوع پرمصرف هواكش، اجاق گاز، یخچال، فریزر و احتمالاً سماور یا قوری و كتری چای وجود دارد و با توجه به وضعیت رفاهی خانواده ها، این وسایل كم یا زیاد می شود. اگر از بی توجهی اغلب خانم ها نسبت به درجه برودت یخچال، وضعیت روشن یا خاموش بودن هواكش و تنظیم ماشین لباسشویی و... بگذریم و تنها روی اجاق گاز متمركز شویم، باز هم شاهد آن خواهیم بود كه در این گوشه كوچك آشپزخانه هر سال چندین هزار تن انرژی از میان می رود؛ جایی كه غذاهای رنگارنگ سفره های عریض و طویل ایرانی از آنجا تامین می شود.

پیش از آنكه به وضعیت مصرف انرژی در غذاهای مختلف به ویژه غذاهای پرطرفدار ایرانی بپردازیم یادآوری این نكته كه اغلب اجاق گازهای ایرانی نیز پرمصرف بوده و فاقد استانداردهای لازم جهانی است، ضروری به نظر می رسد. به عبارت دیگر اجاق گازهای ایرانی برای پخت یك وعده غذا، انرژی بسیار بیشتری در مقایسه با انواع مشابه خود در بازارهای جهانی مصرف می كنند.

در عین حال اغلب ظروف پخت و پز غذا نیز در ایران از استانداردهای لازم برخوردار نیستند. همه اینها در كنار بی توجهی عمومی ایرانیان به میزان مصرف انرژی سبب شده است غذاهای سنتی كه همواره جایگاه ویژه ای در سفره های ایرانیان دارد به معضلی برای اقتصاد ملی و محیط زیست جهانی تبدیل شوند.

بررسی های كارشناسی نشان می دهد كه سفره های رنگین و پروپیمان ایرانی ها سالانه دو تن گاز گلخانه ای به محیط اطراف می فرستد و در وهله اول سلامت خانم هایی كه ساعاتی از روز را به پخت و پز می گذارنند به خطر می اندازد. در وهله بعدی نیز محیط زیست در معرض خطر قرار می گیرد. با وجود اهمیت بسیار فراوان معضل بالابودن مصرف انرژی برای پخت وپز، سال ها این حوزه مهم درخانه ها از منظر محاسبات مسئولان دور مانده است، اما واقعیت این است كه هر سال میلیون ها دلار پول در همین آشپزخانه ها صرف پختن غذا، دم كردن چای و پركردن سفره ها می شود. شاید كمی تعجب آور باشد، اما نتایج تنها تحقیق انجام شده توسط یك موسسه تحقیقاتی و اعضای هیات علمی رشته جمعیت شناسی دانشكده علوم اجتماعی شیراز نشان می دهد كه چای، بیشترین میزان مصرف انرژی را در بخش پخت وپز به خود اختصاص داده است! علاقه وافر ایرانیان به چای كه حدود صد سال پیش وارد ایران شد و عطر خود را در شمال این سرزمین گسترد، سبب شده است هر خانواده در تهران به طور متوسط سه بار در روز بساط چای خوردن را فراهم آورد. این میزان البته در شهرستان ها و روستاها بسیار بیشتر است. به همین دلیل است كه سالانه نزدیك به دو هزار و ۷۸۲ مگاژول انرژی صرف دم كردن چای می شود؛ حال آنكه اگر خانواده در زمانی كه قصد خوردن چای را ندارد سماور یا گاز زیر قوری را خاموش كند میزان مصرف انرژی در این بخش حتی شاید تا حد نصف كاهش یابد.بر این اساس بعد از چای، خورش ها، بیشترین حجم مصرف انرژی را به خود اختصاص داده اند. به طور متوسط خانواده های ایرانی هفته ای پنج بار خورش را به عنوان غذای خود بر سر سفره می برند. طبیعی است كه خورش بدون پلو در ذائقه ایرانی ها جایی ندارد. پخت برنج، غذای غالب ایرانی ها نیز سومین مصرف كننده بزرگ انرژی در بخش پخت وپز كشور است. بررسی ها نشان می دهند در هر سال یكهزار و ۷۳۶ مگاژول انرژی صرف پخت خورش و ۸۵۷ مگاژول انرژی صرف پخت پلو در كشور می شود.

سرخ كردنی ها كه جایگاه ویژه ای را در سبد غذایی ایرانی ها به خود اختصاص داده اند نیز ۷/۲ بار طی هر هفته به طور متوسط پخته می شوند. با وجود ورود تجهیزات جدید آشپزی مانند سرخ كن، انواع فرهای گازی و... هنوز اغلب خانواده ها حتی در صورت دارابودن این وسایل، ترجیح می دهند به دلیل بالاتربودن قیمت برق نسبت به گاز، پرمصرف ترین نحوه پخت غذاهای سرخ كردنی را انتخاب كرده و همچنان به شیوه سنتی، مواد غذایی مورد نیاز خود را در تابه ها و روی اجاق گاز سرخ كنند. این شرایط در زمینه آماده كردن چای نیز وجود دارد. بر اساس آمارهای استخراج شده، ۶۹ درصد خانواده های ایرانی چای را به وسیله كتری روگازی آماده می كنند و همان طور كه گفته شد، بیشترین میزان مصرف انرژی را به تهیه و آماده سازی چای اختصاص می دهند .در واقع ۲۷ درصد كل انرژی مصرفی در بخش پخت و پز برای آماده سازی چای مصرف می شود. این درحالی است كه جایگزینی سماور یا قوری های برقی با كتری های معمولی كه اغلب فاقد استانداردهای لازم هستند، سبب كاهش چشمگیر مصرف انرژی در بخش مورد اشاره می شود. باید به این نكته توجه كرد كه با وجود حضور همیشگی سماور در خانه های قدیمی، كتری جای خود را در آشپزخانه ها باز كرده است. این درحالی است كه سماور به دلیل شكل و طرح ساختمانی، دارای راندمان و پتانسیل بیشتری برای بهینه سازی مصرف انرژی است. از سوی دیگر همان طور كه گفته شد با وجود ورود وسایل جدید آشپزی، خانواده ها همچنان به استفاده از قابلمه هایی از جنس روی یا دارای تفلون، تمایل بیشتری نشان می دهند. حتی پلوپزها و آرام پزهای برقی با آنكه سال هاست در بازار ایرانی حضور دارند، اما به دلایل وجود ویژگی های فرهنگی و نوع ذائقه ایرانی ها كمتر جایی برای خود باز كرده اند. اگر تنها ۲۰ درصد در پخت پلو و خورش و ۵۰ درصد در آماده سازی چای صرفه جویی انرژی به وجود آید حدود ۹۵ میلیون دلار به اقتصاد ملی كمك خواهد شد؛ رقمی كه با آن می توان همه آشپزخانه های ایرانی را به بهترین تجهیزات استاندارد مجهز كرد!

رقم عظیم ۹۵ میلیون دلار، ضرورت فرهنگ سازی برای پخت و پز استاندارد و بهینه را در كشور آشكار می كند. شاید لازم باشد از این به بعد برای محاسبه قیمت تمام شده غذا ابتدا به مولفه انرژی و سپس به بهای سایر مواد غذایی توجه كرد. در این صورت در پخت غذاهای نذری و سنتی مانند آش و حلیم، كیك و شیرینی و آبگوشت باید مسئله بهای انرژی مصرفی را بیش از قیمت بقیه مواد مدنظر قرار داد چرا كه بررسی ها نشان می دهد غذاهای سنتی، انرژی بسیار بیشتری نسبت به سایر غذاهای حاضر در سفره های ایرانی مصرف می كنند. به عنوان مثال برای پخت هر وعده آش یا حلیم ۵/۱۲ مگاژول انرژی مصرف می شود و آبگوشت این غذای پرطرفدار ایرانی در هر نوبت پخت ۶/۹ مگاژول انرژی را به خود اختصاص می دهد. لازم است آشپزخانه های ایرانی كه سال ها وسایل پرمصرف و غیراستاندارد را در خود جای داده اند برای جلوگیری از واردآمدن زیان بیشتر به اقتصاد ملی، از نو تجهیز شوند. توجه خانم های مسئول آشپزی در خانه ها به رعایت استانداردهای لازم برای تهیه غذای ارزان آن هم با استفاده كمتر از انرژی نیز بسیار ضروری است چرا كه هر چند خانواده به دلیل ارزانی بیش از حد انرژی، متحمل هزینه گزاف در مرحله پخت غذا نمی شود، اما آسیبی كه از این راه به اقتصاد ملی وارد می شود، هر سال بیش از گذشته افزایش می یابد.

منابع:

نشریه بهسو .

نتایج بررسی های مؤسسه تحقیقاتی و اعضای هیأت علمی رشته جمعیت شناسی دانشكده علوم اجتماعی دانشگاه شیراز.

سایت خبری قلم سبز .

بهزاد صالح







روزنامه همشهری
 


 

در حالیکه وضعیت اقتصادی کشور ما روز به روز بدتر می شود و فشار های اقتصادی و اجتماعی سبب می گردد تا افراد خودر ا به فعالیت های اقتصادی بیشتر و بیشتر مشغول سازند. آنچه که در انتها عاید شان می گردد دور بسته ای است که همچون گردابی دائم ایشان را به پایین می کشد. موقعیتی که تنها نتیجه آن ترس، اظطراب و نگرانی از فردا می باشد.

●امکانات مالی به ما حق انتخاب در زندگی می دهد

امکانات مالی هر فرد ابزاری است برای کمک که می تواند در مواقع لزوم به نیازهای فرد و دیگران پاسخ دهد. دستی که می تواند خوراک دهنده و یا پوشاننده نیازمندان باشد و خانواده های ضعیف و افتاده را بلند نماید. متاسفانه در جامعه کنونی کشور ما بدلیل فقر و مشکلات اقتصادی زیاد مردم دائم بدنبال میان برهایی هستند که یک شبه بتوان راه صد ساله را رفت. درهمین رابطه دکتر جان مکس ول نویسنده و صاحب نظر در امور مدیریت و رهبری چنین می گوید:

تفاوت بین فرد ثروتمندو فقیر در این می باشد که فرد ثروتمند امکانات مالی خود را سرمایه گذاری می کند و از باقیمانده خرج می کند. اما فقیر تمام دارای خود را خرج می کند وباقیمانده را سرمایه گذاری می کند.

●مشکلات مالی و ریشه های آن

مشکلات مالی غالبا ریشه در عدم ثبات سیستم اقتصادی جامعه و فرهنگ به عاریت (قرض) گرفتن دارد. در همین رابطه طرز تفکر نابجا در مورد غالب شدن بر مشکلات مالی مانند ره صد ساله را یک شبه رفتن یا فرهنگ قرض گرفتن که پس از مدتی باید چند برابر پرداخت باعث می گردد تا بیش از پیش فرد خود را در گردابی قرار دهد که خروج از ان ساده نمی باشد.

حقیقتی که نباید نادیده گرفت این است که زندگی مجموعه ای است که در آن ما بر بعض بخش ها تسلط و کنترل داریم و بر بعض بخش های دیگر کنترل و تسلط نداریم. درک این موضوع سبب می گردد تا ما بتوانیم وقت و توانایی های خود را روزانه بر اموراتی متمرکز کنیم که به ما بیشترین نتیجه را می دهد.

●پول خوشبختی نمی آورد

شاید بسیاری با این گفته موافق باشند ولی چقدر در عمل به ان پایند هستند مسئله ای دیگر است. پول بعنوان ایزاری برای زندگی وسیله ای است موثر اما آنگاه که تبدیل به نگرشی می کردد که تمام انرژی و وفت ما را می گیرد تبدیل به اربابی بی رحم می گردد که زندگی فرد را در خود می بعلد. بطور مثال اگر به شما بگویند که در ازای گرفتن مبلغی گزاف حاضر به انجام به چه کارهایی هستید چه خواهید گفت؟ در یک نظر سنجی اینطور بیان شده :

۲۵ درصد از مردم حاضرند خانواده خود را بخاطر آن فدا کنند.

۲۳ درصد حاضرند تا دست به خود فروشی بزنند

۱۶ درصد حاظرند تا ملیت خود را از دست دهند

۱۶ درصد حاضرند همسر خود را ترک کنند

۱۰ درصد حاضرند تا بر ضد دیگران شهادت دروغ دهند و افراد را به زندان و یا چوبه دار روانه کنند

۷ درصد حاضرند تا دیگران را از بین ببرند

۳ درصد حاضرند تا کودکان خود را به دیگران بدهند

شاید شما جزو هیچیک از این گروهها نباشید ولی اگر امروز به شما دو گزینه دهند تا تنها یکی را انتخاب نمایید کدامیک از گزینه های زیر را انتخاب می کنید. پول یا وقت؟

اکثر مردم پول را انتخاب می کنند با این تصور که پول می تواند برای ایشان خوشبختی بیاورد. اگر چه ممکن است برای کوتاه مدت تبدیل کننده وضعیت مالی فرد گردد ولی پس از مدتی دوباره نیاز مالی بر جای خود باقی خواهد بود. یکی از اشتباهات بزرگ این است که مردم اغلب درک نمی کنند وقت و استفاده صحیح از ان می تواند تغییر دهنده دنیای اطراف ما گردد. وقت هدیه ای است که اگر استفاده نشود دیگر قابل برگرداندن نیست اما پول را می توان دوباره بدست آورد؟ در یک نظر سنجی وقتی که افراد مختلف این سئوال پرسیده شد: اگر می توانست به گذشته برگردید چه می کردید؟ اغلب پاسخ دادند به گونه ای دیگر عمل می کردم و یا بعبارت دیگر از امکانات خود خصوصا وقت به بهترین وجه بهره می بردم. پاسخ شما به این سئوال چه می باشد؟

طبودجه مالی به فرد حق انتخاب می دهد

بسیاری برای خوشبختی همه کاری میکنند بجز برنامه ریزی در رابطه با آنچه که الحال در دست دارند. برنامه ریزی به معنی ریز جزئیات روزانه نیست بلکه استفاده بجا و سرمایه گذاری برای آنچه که داریم تا پاداشی بجهت نیاز ما باشد که دراینده نیز می تواند ما را قدم به قدم به جلو ببرد. بطور مثال تمام درامد خود را به ۳ قسمت تقسیم کنید و ۸۰ در صد ان را به خرج ماهانه خود اختصاص دهید و ده درصد آنرا را سرمایه گذاری کنید و ده ردصد باقیمانده را برای کمک به دیگری به کاربرید. بخاطر داشته باشید تفاوت بین فرد ثروتمندو فقیر در این می باشد که فرد ثروتمند امکانات مالی خود را سرمایه گذاری می کند و از باقیمانده خرج می کند. اما فقیر تمام دارای خود را خرج می کند وباقیمانده را سرمایه گذاری می کند.

شاید این گونه سرمایه گذاری شما را یک شبه به سرمنزل مقصود نرساند ولی باعث می گردد تا شما با متمرکز شدن نسبت به انچه که دارید به درجات بالا زندگی برسید و باعث دلگرمی خود و اطرافیان خود گردید. هر فرد دارای توانایی منصر بفردی می باشد که با تمرین تصمیم گیری روزانه و انظباط شخصی می تواند تبدیل به فردی گردد که می تواند برای دیگران الگو گردد. یقین داشته باشید که اگر قابلیت های خود را بشناسید و روی آن هر روزه برای ساعتی تامل کنید پس از ۵ سال شما می توانید یکی صاحب نظران و متخصص در ان زمینه بخصوص گردید. اگر امروز می خواهید از فشار های مالی خود ازاد گردید ریشه مشکلات خود را پیدا کنید (بطور مثال احتیاج به تجربه خاصی دارید و یا نیازمند به گرفتن دوره خاصی می باشید و یا ....). طرز تفکر شما نسبت به پول چگونه است؟، برای بودجه مالی شما برنامه ای دارید و چگونه برای رشد شخصی تلاش می کنید؟
 


 


۱. عوامل تأثیرگذار بر هزینه های خانواده را نام ببرید؟

۱ استفاده کامل از کالاها

۲ مصرف خانواده باید همگانی هم باشد.

۳ همبستگی ملی و هزینه های خانواده

۴ خودمصرفی خانواده

۵ زمان فراغت خانواده

۶ فرزندان و هزینه های خانواده

۷ تدارک مالی دوره سوم زناشویی

۸ عوامل مؤثر بر هزینه های خانواده

۲. ضرورت استفاده کامل از کالاها را شرح دهید؟

کالاها هر کدام عمر مفیدی دارند که پس از گذشت آن، دیگر قابل استفاده نیستند. ولی عمر مفید کــالاها به چگونگی استفــاده و نگهداری از آنها بستگی دارد. استفــاده بیــش از اندازه و یــا بی توجهی نسبت به ویژگیهای کالاها در مصرف، عمر مفید آنها را به شدت کاهش می دهد. با پر شدن بازار از کالاهای صنعتی، تولیدکنندگان با تغییراتی گاه بسیار جزئی، همان کالا را به شکلی جدید عرضه می کنند و با تبلیغات بسیار در مزایای آن مبالغه می ورند و در نتیجه نیاز کاذبی در افراد نسبت به گونه جدید کالایی که خود دارند ایجاد می کنند. در این صورت برخی اوقات کالای کنار گذاشته شده، هنوز دارای عمر مفید است. التبه ممکن است برای خانواده های پولدار اعمال چنین رفتارهایی از نظر مالی مشکلی به بار نیاورد و این طور به نظر آید که اعمال مدیریت بخردانه در استفاده کامل و درست از کالاها درباره آنان ضرورتی نداشته باشد؛ ولی بر دو دلیل مدیریت بخردانه مزبور شامل آنان نیز می شود: نخست آنکه این رفتار مصرفی، امکانات ملی را به سوی مصرف می کشاند و از تولید و اشتغال دور می کند و در کشوری مانند ایران وابستگی به خارج را افزایش می دهد. دوم آنکه، در شرایط محدودیت درآمد و فقر بسیاری از هم میهنان، اختلاف و کینه طبقاتی را افزایش می دهد و از همبستگی ملی می کاهد.

مدیریت بخردانه مصرف و استفاده کامل و درست از کالاها به خانواده امکان بهره مندی بیشتر از نعمتها را با هزینه کمتر می دهد، ضمن اینکه باعث توسعه اقتصادی کشور و استقلال اقتصادی آن و افزایش اشتغال و رفاه عمومی جامعه نیز می شود.

۳. مصرف خانواده باید همگانی هم باشد را توضیح دهید؟

در انتخاب کالاهای مصرفی باید به این نکته نیز توجه کرد که همگان بتوانند به این گونه کالاها و خدمات، دسترسی داشته باشند. ضرورت توجه به این عامل، نخست به دلیل دنبال سراب نرفتن و امری ممکن را خواستن و دوم، خود و خانواده خود را تافته جدابافته ندانستن، است.

۴. همبستگی ملی و هزینه های خانواده را توضیح دهید؟

همانگونه که تعادل روانی ما در گروی احساس تعلق به خانواده می باشد، به همین نسبت احساس تعلق به دین، سرزمین، تاریخ، آیین، زبان، آداب و رسوم مشترک و سرانجام ملتی واحد، همبستگی ملی و بقای ما را سبب می شود. ولی در اثر نفوذ فرهنگ غرب و پذیرش بدون چون و چرای آن به وسیله عده ای از هم میهنان، به ویژه درباره آنچه که الگوی مصرف نامیده می شود، رفته رفته احساس تافته جدابافته بودن به این عده ازهم میهنان دست داده است و آنان نسبت به هویت ملی خویش و احساس همبستگی ملی با مردم و فرهنگ ایران، دچار تردید شده اند. خانواده به گونه های مختلفی می تواند و باید همبستگی ملی و انسانی خود را برای برخورداری از تندرستی روانی بروز دهد؛ مانند کمکهای مالی به دیگران پرداخت مالیات و عوارض، کمک به نهادهای مذهبی، آموزشی، بهداشتی، برخی اقدامهای عمرانی و غیره.

۵. زمان فراغت خانواده را توضیح دهید؟

در زندگی جدید، به ویژه در شهرها، با استفاده از وسایل و امکانات برقی خانگی و حتی صرف غذای آماده از یکسو و کاهش ساعتهای کار کردن در بیرون از خانواده از سوی دیگر، خانواده و اعضای آن، گاه با زمانهای فراغت بسیار قابل توجهی روبه رو می شوند. اگر از همان دوران کودکی، هر فردی کار مفید دلخواه خود را بیابد، در بزرگسالی، افزون بر متخصص شدن در آن کار، نه تنها برای وی مشکل پر کردن اوقات فراغت و یا هدر دادن آن وجود نخواهد داشت، بلکه شادمانه ترین لحظه عمر انسان همین اوقات خواهد بود که به کار دلنشین مورد نظر خود می پردازد. در چنین شرایطی بسیاری از هزینه های خانواده کاهش خواهد یافت و روابط مهرآمیز بر فضای خانواده پرتوافکن می شود. در این صورت هر فرد و خانواده ای اوقات فراغت خود را به فرصتهایی برای افزایش شکوفایی ذهنی خویش با کمترین هزینه و گاه حتی با برخورداری از درآمد تبدیل می کند.

۶. نقش فرزندان را با توجه به تربیت جدید، در مدیریت هزینه های خانواده شرح دهید؟

روشهای تربیتی جدیدی در کشور به ویژه در شهرها رواج یافته است که نزدیک است همه گیر شود. این شیوه را فرزند سالاری نامیده اند و هم اکنون نیز بی اعتباری آن حتی در کشورهای غربی آشکار شده است. در این شیوه تربیتی، فرزندان بدون تماس واقعی با زندگی وارد جامعه می شوند. این فرزندان اکثراً تنبل، زیاده خواه، راحت طلب، رفاه طلب و بی ترحم نسبت به دیگران، به ویژه نسبت به پدر و مادر خویش و افراد مسن، هرآنچه را که در دسترس دارند تحقیر می کنند و بی ارج و ارزش می دانند و بیش از آنچه دارند، بدون رنج و زحمت می خواهند. در تربیت جدید، پدر و مادرها بر این باورند که نسبت به فرزندان، دِینی یکسویه، بی شرط، پایان ناپذیر و مادام العمر دارند. هرچه پدر و مادر اجازه تماس با زندگی واقعی را به کودک ندهند و شرایط تجربه کردن را برای زندگی چند بُعدی وی فراهم نسازند، در واقع، مانع بروز و ظهور توان عظیم و بیکران مغزی، روانی و ذهنی فرزند خود شده اند.

۷. تدارک مالی دوره سوم زناشویی را توضیح دهید؟

اگر دوره نخست زندگی زناشویی را پیش از زایش فرزندان و دوره دوم، بزرگ کردن فرزندان و دوره سوم را تنها شدن دوباره پدر و مادر بدانیم، تدارک لازم برای گذراندن شایسته دوره سوم ضرورت دارد. هزینه های خانواده باید به گونه ای ساماندهی شود، که نه تنها بار اقساط و بدهیها با توجه به بازنشسته شدن نان آور خانواده کمرشکن نباشد، بلکه پس اندازی هم داشته باشند که از محل آن بتوانند کمبود حقوق بازنشستگی را جبران کنند. افزون بر این، آمد و رفت فرزندان و نوه ها و هزینه های آن باید با توجه به درآمد این دوره، منطقی باشد وگرنه، این خود عامل پرفشاری برای کار کردن نان آور به هر قیمت و با هر رنج و سختی خواهد شد.

۸. چه عوامل کلانی بر مدیریت هزینه های خانواده تأثیر می گذارند؟

۱ بودجه دولت، که هزینه های جاری و عمرانی دولت و منابع درآمدی آن را نشان می دهد.

۲ عملکرد سرمایه داران و صحبان نقدینگی بخش خصوصی و جهت گیری آن است.

۳ عملکرد مدیران اقتصادی کشور

۴ ترکیب نمایندگان مجلس شورای اسلامی در تصویب قوانین اقتصادی و نظارت بر اجرای آن

۵ نقش قوه قضائیه و دادگستری از نظر مجازات متجاوزین به حقوق مردم و سوء استفاده کنندگان از امکانات دولتی و آنان که قانون را برای منافع فردی، خانوادگی و گروهی خود زیر پا می گذارند.

۹. عوامل ذهنی مؤثر بر هزینه های خانواده را نام ببرید؟

۱ مصرف و رابطه نیاز با آن

۲ نیازها و اهمیت نیازهای غیر زیستی

۳ چگونگی پیدایش نیازها

۴ دخالت در پیدایش

۱۰. مصرف چیست؟ به چند دسته تقسیم می گردد؟

مصرف، فرایندی است که در جریان آن کالاها و خدمات تولید شده، برای رفع نیازها مورد استفاده قرار می گیرند. اگر نیازمندی وجود نداشته باشد، اقدامی برای مصرف صورت نخواهد گرفت. مصرف به دو دسته اقتصادی و غیر اقتصادی تقسیم می شود. در مصرف اقتصادی با مصرف مصرفی و مصرف تولیدی کالا روبه رو هستیم. در مصرف غیر اقتصادی با دو گروه از مصرف روبه رو هستیم. در گروه نخست، به دلیل فراوانی آنچه مورد نیاز است (مانند اکسیژن موجود در هوا با وجود مصرف نهایی)، چیزی بابت آن پرداخت نمی کنیم. در گروه دوم، به دلیل ماهیت مورد مصرف، نه تنها در اثر مصرف چیزی از بین نمی رود بلکه گاه مورد مصرف نیز تقویت شده امکان پایداری بیشتری به دست می آورد. نمونه های این نوع مصرف را می توان در بسیاری از هنرها، ادبیات و دیگر اندیشه های تولید شده، یافت.

۱۱. برای اینکه نیاز ما به مصرف کالای اقتصادی برطرف شود، چند شرط وجود دارد؟ نام ببرید.

۱ نیازمندی ما به آن کالا

۲ امکان پذیر بودن چنین مصرفی

۳ توان مالی برای پرداخت بهای آن کالا در صورتی که از بازار خریداری شود.

۱۲. چگونگی پیدایش نیازهای روانی را در انسان شرح دهید؟

نشانه کمبود و نیاز روانی، وجود تنش است. کار تنش، برانگیختن برای رفع خواسته و نیاز روانی است. با اینکه تنش در اثر بیشتر بودن خواسته ها نسبت به آنچه داریم به وجود می آید و امری زائیده ذهن ماست، واکنشهایی را در بدن ما به وجود می آورد که جسمی نیز هستند. به عبارت دیگر با اینکه علت این نوع تنش روانی است و به چگونگی مشاهده و تفسیر ما از آنچه در خارج از بدن ما جاری است، بستگی دارد و به نگاه، نگرش و باور ما ارتباط پیدا می کند، واکنش بدن ما صرفاً ذهنی نیست بلکه جسمی نیز هست. تنش با برانگیختن انسان، نیرویی ایجاد می کند، ولی در صورت استفاده درست، این نیرو ما را در رسیدن به هدف، یاری می دهد و چنانچه مدیریت درستی اعمال نگردد، به نیرویی ویرانگر تبدیل می شود.

۱۳. چگونگی دخالت در پیدایش نیازمندیهای مصرفی را نام ببرید؟

۱ شناسایی سرچشمه نیاز به مصرف

۲ قطع ارتباط با عوامل تأثیرگذار

۳ از الگوی مصرف خود باید دفاع کرد.

۴ خنثی کردن اثر تبلیغات بر مصرف

۵ باید معیارهای نیرومند داشت.

۱۴. چگونگی شناسایی سرچشمه نیاز به مصرف را توضیح دهید؟

اینکه در مصرف یک کالا، چه کسی، کدام خانواده و کدام رسانه گروهی (رادیو و تلویزیون و ...) در حکم محرک اولیه ماست، دارای اهمیت است؛ زیرا در صورت دست یافتن به این حد از شناسایی است که می توان از آن منبع تلقین، دوری گزید. تا سرچشمه نیازمندسازی خود را به مصرف یک کالا و خدمت نشناسیم، دوری گزیدن از آن ممکن نیست.

۱۵. چرا باید از الگوی مصرف خود دفاع کنیم؟

در ارتباط انسانی، همه جا باید فعال بود و از درستی الگوی مصرف خود که هدفهای آن آرامش و مهربانی بیشتر برای خانواده، تأمین بهتر منافع مادی خانواده و تأمین منافع ملی است، دفاع کرد. پویا بودن و دفاع از الگوی مصرف متناسب خویش افزون بر کاهش نفوذ دیگران در تحمیل الگوی مصرفشان به ما و احتمالاً جلب آنان به درستی الگوی مصرف خویش، دارای تأثیر خود تلفیقی نیز می باشد. هر بار که از الگوی مصرف و زندگی خویش به طور منطقی دفاع می کنیم، درستی آن در درجه نخست به خود و خانواده خویش یادآور می شویم در حالیکه انفعال و سکوت، وارونه این امر، رخ می دهد.
 


 


۱. هزینه ها و منافع فردی را توضیح دهید؟

نیازهای ما می تواند هر روز هم از نظر تعداد و فراوانی و هم از نظر ارزش ریالی، افزایش یابد. زیرا هم تصور آنها آسانتر است و هم آنکه تولیدکنندگان خارجی و داخلی و واسطه های کوچک و بزرگ و رسانه های گروهی با تبلیغات خویش، هر دم کالای نوظهوری را به ما معرفی می کنند و یا کالای قدیمی را با آب و رنگی تازه و افزایش برخی مزایای آن عرضه می کنند. به ویژه آنکه افزایش بهای کالاها و یا تورم، بلای جان قدرت خرید می شود به گونه ای که هرچه می گذرد فاصله مزد و حقوق و بهای کالاها و خدمات بیشتر می شود.

۲. هزینه ها و منافع خانواده را توضیح دهید؟

هزینه های مربوط به تشکیل خانواده، شامل هزینه جشنها و خریدهای آن، هزینه های تهیه مسکن و وسایل خانه، گرچه هزینه های مقدماتی هستند، ولی بسا اوقات همین هزینه ها، به ویژه هزینه جشنها و خریدهای آن، آنچنان کمرشکن می شوند که تا سالها، آسیبهایش برای خانواده جبران شدنی نیست.

۳. هزینه ها و منافع ملی را توضیح دهید؟

اگر اداره بی ضابطه هزینه های فردی، تباهی زندگی فردی و ناتوانی مدیریت هزینه های خانواده، ناکامی و نومیدی خانواده را سبب می شود، مدیریت نادرست هزینه های فردی و خانوادگی در صورت همه گیر شدن، منافع ملی را نیز به باد می دهد. برای جبران کسری صادرات نسبت به واردات یا باید از خارج وام گرفت یا منابع نفت کشور را بیشتر صادر کرد. البته شرایط کنونی اقتصاد ایران ایجاب می کند که هم نفت خام به میزان هنگفت صادر کنیم و هم از خارج وام دریافت نماییم، تا واردات، امکانپذیر شود.

● دسته بندی هزینه ها

۱. هزینه ها ی کوتاه مدت، بلند مدت و میان مدت را توضیح دهید؟

هزینه های کوتاه مدت، هزینه هایی هستند که در زمانی اندک انجام می گیرند و دارای ویژگی جاری، روزمره و تکراری بودن نیز هستند. هزینه های میان مدت، هزینه هایی هستند که دامنه مصرفشان خیلی زود پایان نمی یابد، ضمن اینکه زمان درازی را مانند هزینه های بلندمدت دربر نمی گیرند. هزینه های بلندمدت، هزینه هایی هستند که زمان مصرف درازی دارند و روزمره و تکرار شونده به معنای هر روزه آن نیستند.

۲. هزینه های ضروری و غیرضروری را توضیح دهید؟

هزینه های ضروری هزینه هایی هستند که از مصرف آنها نمی توان خودداری کرد وگرنه خانواده با کمبودهای گوناگون روبه رو می شود. مانند هزینه های خوراک، پوشاک و ...

هزینه های غیرضروری را می توان هزینه هایی دانست که قابل صرف نظر کردن هستند مانند مصرف بیش از حد خوراک.

۳. هزینه های پیش بینی پذیر و پیش بینی ناپذیر را توضیح دهید؟

هزینه های پیش بینی پذیر، هزینه هایی هستند که با توجه به روال هزینه های خانواده، رویدادشان را می توان پیش بینی کرد. در حالی که هزینه های پیش بینی ناپذیر را یا به هیچ وجه نمی توان پیش بینی کرد و یا دامنه و شدت آنها را از پیش نمی توان تصور کرد.

۴. هزینه های مصرفی و سرمایه ای را تعریف کنید؟

هزینه های مصرفی، هزینه هایی هستند که در جریان مصرف از بین می روند، در حالیکه هزینه های سرمایه ای تداوم یافته، گاه بر آنها افزوده می شود. هزینه های خوراک، پوشاک، مسکن و ... جزو هزینه های مصرفی به حساب می آیند.

۵. هزینه های مادی و غیرمادی را تعریف کنید؟

هزینه های مادی، هزینه های عینی هستند و با پرداخت پول و یا انجام کار، صورت می گیرند. در حالیکه هزینه های غیر مادی در بسیاری از موارد، نامحسوس هستند؛ مثلاً پولی که در برابر خرید کالا و خدمات می پردازیم و یا کاری که در برابر دریافت کالا و خدمات انجام می دهیم، نمونه هایی از هزینه های مادی هستند. در حالیکه از نمونه های هزینه های غیر مادی می توان به اتلاف وقت، آبروریزی و ... اشاره کرد.

۶. هزینه های خرید و نگهداری را تعریف کنید؟

هزینه های خرید، هزینه هایی هستند که برای دستیابی به یک کالا و یا خدمت پرداخت می شوند، در حالیکه هزینه های نگهداری، هزینه هایی هستند که برای امکان پذیر کردن تداوم مصرف آن کالا و یا خدمت پرداخت می شوند. مثال :

پولی که برای خرید یک اتومبیل می پردازیم هزینه خرید به شمار می آید. در حالیکه هزینه های مربوط به تعمیر، تصادف و هزینه های مصرف بنزین و غیره هزینه های نگهداری هستند.

۷. هزینه های وابستگی زا و استقلال آور را شرح دهید؟

هزینه های وابستگی زا، هزینه هایی هستند که در اثر آن، واردات افزایش می یابد و کشور ناگزیر است برای پرداخت هزینه ارزی آن، نفت خام بیشتری بفروشد و یا از خارج وام دریافت کند. هزینه های استقلال آور، هزینه هایی هستند که در اثر آن تولید داخلی رشد می کند و ضمن افزایش سرمایه کشور، اشتغال افزایش و بیکاری کاهش می یابد.

۸. هزینه های اسمی و واقعی را شرح دهید؟

هزینه های اسمی، هزینه هایی هستند که برای دستیابی به کالا و خدمتی معین، ظاهراً پرداخت می شوند، ولی هزینه های واقعی، هزینه هایی هستند که واقعاً پرداخت می شوند. نمونه هزینه های اسمی، هزینه ای که برای پرداخت یک جفت کفش پرداخت می کنیم، می باشد؛ ولی اگر کیفیت و تناسب آن با شکل و کاری که از آن انتظار داریم در نظر گرفته نشده باشد، در عمل و در واقع، مجبور خواهیم شد چند جفت دیگر کفش بخریم تا نیازمان به کفش برآورده شود و این هزینه های واقعی خرید را تشکیل می دهد.

۹. هزینه های دوسویه و یکسویه را شرح دهید؟

هزینه های دوسویه هزینه هایی هستند که در برابر آنها، پول، کالا و یا خدمتی دریافت می شود. این گونه هزینه های جبران کننده پرداختهای ما هستند. در حالیکه در هزینه های یکسویه، هیچگونه پول، کالا و یا خدمتی در برابرآن دریافت نمی شود.

۱۰. هزینه های خوراکی و غیر خوراکی را شرح دهید؟

هزینه های خوراکی، هزینه هایی هستند که صرف خرید و یا تهیه کالاها و مواد خوراکی می شوند. در حالیکه هزینه های غیر خوراکی همه هزینه های خرید و تهیه کالاها و خدمت دیگر را دربر می گیرد.







واحد مرکزی خبر
 


 

● عاداتتان را تغییر دهید

جمله کلیشه ای قدیمی هیچوقت از زبان ها نمی افتد:قدیم ها چیزها خیلی ارزانتر بود. بله، تورم روی ارزش پولی که به زحمت درآورده اید بی تاثیر نیست. درست است، قبلاً با هزار تومان خیلی چیزها می شد خرید.

اما مردم معمولاً فراموش می کنند که ارزش پولشان بستگی به دورانی دارد که در آن زندگی می کنند. درست است که سی سال پیش میتوانستید با هزار تومان کلی چیز بخرید، اما حواستان باشد که آن روزها هم درآمدتان خیلی کمتر از الانتان بود.

مثلاً اگر یک چیز در سال ۱۹۶۰ یک دلار برایتان تمام می شد. امروز باید برای آن حداقل ۶ دلار بپردازید. تازه این درمورد دلار است، درمورد پول ایران که وضع خیلی مصیبت بارتر است.

صرفنظر از دورانی که در آن زندگی می کنید، لازم است که با راه های اصلی پس انداز پول آشنا شوید که پدرها و پدربزرگهای شما برای رسیدن به زندگی بهتر از آن استفاده می کردند.

● الفبای پس انداز

اکثر والدین معمولاً درمورد اینکه توانسته اند شرایط تحصیلات مناسب را برای فرزندانشان فراهم کنند، به خود می بالند. اما متاسفانه آنها فراموش می کنند تا راه و روش پس انداز کردن پول را هم به فرزندانشان آموزش دهند.

در این مقاله قصد داریم شما را با چند و چون پس انداز و ذخیره ی پول آشنا کنیم.

۱. واقعیت را بررسی کنید

قبل از خرید هر چیز گرانقیمت و بزرگ، اطمینان پیدا کنید که این خرید را از روی احساس انجام نمی دهید. مردم عادت دارند که خریدهایی غیر ضروری را فقط از روی هوس انجام دهند به جای نیاز. توصیه ی من این است که قبل از هر خرید، خوب موقعیت خود را بررسی کنید و واقع بین باشید.

۲. قیمت ها را مقایسه کنید

قبل از هر خرید، من توصیه میکنم که همه جا را ببینید. اگر با دیدن یک چیز در یک فروشگاه سریعاً دست به خرید آن بزنید ممکن است سرتان را کلاه بگذارند. سوال کردن از فروشگاه های دیگر و پرس و جوی قیمت چندان زحمتی هم نمی برد.

اگر وقت کافی برای پرس و جوی قیمت ندارید، من توصیه می کنم که همه ی جزئیات را از یک فروشنده سوال کنید و بعد با فروشگاه های دیگر برای چِک کردن و مقایسه ی قیمت ها تماس بگیرید. وقتی ارزانترین فروشگاه را پیدا کردید، بعد دست به خرید بزنید.

۳. چانه بزنید

بعضی مردم خجالت می کشند یا بیش از این مغرور هستند که بخواهند سر قیمت چیزی با فروشنده چانه بزنند. اما جالب است بدانید که پولدارترین مردم همیشه بیش از سایرین هنگام خرید چانه می زنند. همین دلیل ثروتمند بودن آنها را می رساند. چون آنها ارزش پولی که به زحمت به دست آورده اند را می دانند و هیچوقت آن را الکی دور نمی اندازند.

● قدم به قدم تا پس انداز پول

بدانید که هیچوقت برای پس انداز کردن پول دیر نیست. در اینجا میخواهیم تکنیک های جمع کردن پول و پس انداز را برایتان معرفی کنیم.

۱. همه ی حقوقتان را خرج نکنید

کار را با نگهداشتن میزان حتی خیلی کمی از حقوقتان شروع کنید. سعی کنید هر ماه ۱۵ تا ۱۸ درصد از حقوق دریافتیتان را کنار بگذارید، اما اگر نتوانستید آنقدر هم پس انداز کنید باز نگران نباشید. مهم این است که پیوسته مقداری هرچند هم کم را پس انداز کنید.

۲. تعداد برداشت از حساب خود را کمتر کنید

هروقت که با استفاده از دفترچه حسابتان، پولی برداشت می کنید، یک نرخ اضافی هزینه می کنید. مخصوصاً اگر برداشت را در بانک خودتان هم انجام ندهید، این هزینه بیشتر خواهد شد.

به جای برداشت های مختلف، هزینه ی یک هفته ی خود را برآورد کرده و همان میزان پول از حساب برداشت کنید و هر مقدار که آخر هفته از آن پول باقی ماند را به پس انداز خود اضافه کنید.

۳. حواستان به پولتان باشد

به خوبی مراقب دخل و خرجتان باشید. ببینید پولتان را کجا خرج می کنید. آن دسته از افرادی که می دانند پولشان را بابت چه خرج میکنند، معمولاً کمتر خرج کرده و بیشتر پس انداز می کنند. با یادداشت کردن همه ی خرج و مخارجتان، هیچوقت بیش از بودجه تان خرج نخواهید کرد.

۴. کمتر سراغ وام های کوتاه مدت برید

پولی که صرف سود وام می شود، پولی است که می تواند پس انداز شود. تا آنجا که می توانید سعی کنید کمتر سراغ وام گرفتن بروید. به خصوص وام های کوتاه مدت مثل وام دانشجویی، وام ماشین و امثال اینها.

۵. برنامه ریزی منظم پس انداز داشته باشید

به ندرت پیش می آید که کسی پس انداز را جزء برنامه ی منظم زندگی خود قرار دهد. اما توصیه من به شما این است که سعی کنید هر ماه، هر چقدر که می توانید، حتی ۲۰،۰۰۰ تومان هم که شده، اما به طور مداوم و منظم پس انداز کنید.

● همین امروز شروع کنید

حق با خواننده ی عزیزی بود که در این مقاله نامه اش را مطرح کردیم. او فهمیده است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود، راهی برای پس انداز کردن پولش پیدا کند. چون شما هیچ وقت نمی دانید که در آینده چه اتفاقی می افتد و کی به مقداری پول ضروری احتیاج پیدا می کنید.

۱۵ سال آینده که فرزندان او می خواهند به دانشگاه بروند، چه می شود؟ آیا این آقای محترم از پسِ خرج و مخارج دانشگاه آنها برمی آید؟ اگر کارش را از دست بدهد چه؟ او همین حالا هم برای پرداخت کرایه خانه کلی به دردسر می افتد، چه برسد به آن موقع.

به خاطر همین است که پس انداز کردن پول به یکی از مهمترین مسائل زندگی تبدیل می شود. چون هیچکس نمی داند روز مبادا کی است و چه اتفاقی برایش می افتد!
 


 


صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :4   1 2 3 4