نیمه ی ماه صیام است وچه زیبا شده است

نیمه ی ماه صیام است وچه زیبا شده است
جشن میلاد حسن یوسف زهرا(س)شده است
شادمان است پیمبر که ز زهرا(س)وعلی(ع)
میزبان نوه ای دلبر وزیبا شده است
درسرور است مدینه چو پیمبر شاد است
هر طرف می نگری هلهله بر پا شده است
نور خورشید وقمر جلوه ندارد دیگر
چونکه نور حسنی پخش به دنیا شده است
گفته تبریک خدا را به نبی جبراییل
نام مولود زحق بر همه انشا شده است
گفت جدش که حسن(ع) نوگل خوشبوی من است
بر جوان دوجهان سید وآقا شده است
اشبه الناس خلایق به پیمبر باشد
خلق وخلقش به همانندی طاها شده است
ره کند باز کرامت که کریم آمده است
به همه اهل کرم سید و مولا شده است
آمده بعد پدر حکم ولایت گیرد
دومین ماه ولا نیک هویدا شده است
شیعه در نیمه ماه رمضان دلشاداست
چون گل فاطمه اینروز شکوفا شده است
جشن برپاکندو خانه ی خود نورانی
بهر ابراز ادب خوب مهیا شده است
ازهمه خصم علی سخت تبرا جوید
یا حسن گو شده وغرق تولا شده است

شاعر : اسماعیل تقوایی


ادامه مطلب
[ یک شنبه 31 مرداد 1395  ] [ 1:50 PM ] [ مهدی گلشنی ]

پناهگاه

پناهگاه
به روی قله ی ماه خدا پناه گهیست
که روزه دار در آن خنده رو ودلشاد است
دلی خرابه اگر در مه خدا بودست
در این پناه سرا برقرار وآباد است
بود پناه همه آن یگانه مولودی
که نیمه ی رمضانش وقوع میلاد است
به خیمه گاه کرم دلبری کند به همه
قلوب شیعه بود صید واو چوصیاد است
کلید خیمه ی او دست مادرش زهراست
هرآنکه شد حسنی در ورود آزاد است
کسی که کرد در این روز نوکری ثابت
دل حبیبه ی عالم زدست او شاداست
به زادروز حسن(ع) پور حیدر کرار
دری زرحمت خود را خدای بگشادست
بساط جشن بپا باید و کف وصلوات
کرم نما به ضعیفان که روز امداد است

شاعر : اسماعیل تقوایی


ادامه مطلب
[ یک شنبه 31 مرداد 1395  ] [ 1:48 PM ] [ مهدی گلشنی ]

يا كريم

 

يا كريم

 

 

باز هم زائر سپيده شدم

در حوالي عشق ديده شدم

مرده بودم و با نگاه شما

مثل روحي به تن دميده شدم


ادامه مطلب
[ جمعه 15 مرداد 1395  ] [ 3:07 PM ] [ مهدی گلشنی ]

میلاد امام حسن

اول تو را سرشته و انسان درست کرد

شرح تو را نوشته و قرآن درست کرد

بعداً گِل اضافیتان را افاضه کرد

تا از من خراب مسلمان درست کرد


ادامه مطلب
[ جمعه 15 مرداد 1395  ] [ 3:04 PM ] [ مهدی گلشنی ]

ما را غلام کوی حسن آفریده اند

ما را غلام کوی حسن آفریده اند

 مبهوت و مات روی حسن آفریده اند

 ما را پیاله نوش شرابش رقم زدند

 مست از خم و سبوی حسن آفریده اند

 خورشید را به این همه نقش و نگارها

 از طلعت نکوی حسن آفریده اند

 روشن ز نور روی مهش گشته روزها

 شب را اسیر موی حسن آفریده اند

 آری ز مقدمش همه جا بوی گل گرفت

 گل را ز رنگ و بوی حسن آفریده اند

 از انبیاء و اولیا همه را صف به صف ببین

 مدهوش خلق و خوی حسن آفریده اند

 میل نگاه هر چه گدایان شهر را

 ولله سمت و سوی حسن آفریده اند

 

در شب پانزدهم چونکه صدایم کرده
هرچه را هست و یا بود عطایم کرده
خودش انداخت از اول به دلم مهر شما
حضرت عشق به عشق تو بنایم کرده
من نی خالی ام و باز کرامات شما
پر از زمزمه و شور و نوایم کرده
من لیاقت که ندارم چو گدایان باشم
لطف بی حد تو ارباب گدایم کرده
پنجه در پنجه من معصیت انداخته بود
تا شدم عبد تو ابلیس رهایم کرده
سالها بود خزان بر در باغم زده بود
سبزی روی تو از غصه جدایم کرده
شک ندارم که شود عاقبتم ختم به خیر
مادرت حضرت صدیقه دعایم کرده
میلاد یعقوبی


ادامه مطلب
[ جمعه 15 مرداد 1395  ] [ 2:46 PM ] [ مهدی گلشنی ]