چشمی که در مصیبتتان تر نمی شود

چشمی که در مصیبتتان تر نمی شود
شایسته ی شفاعت حیدر نمی شود

چشم همیشه ابریتان یک دلیل داشت
هر ماتمی که ماتم مادر نمی شود

مرهم به زخم های دل پر شراره ات
جز خاک چادر و پر معجر نمی شود

یک عمر خون دل بخورد هم کسی اگر
والله از تو پاره جگر تر نمی شود

یک طشت لخته های جگر پاره های دل
از این که حال و روز تو بهتر نمی شود

یک چیز خواستی تو از این قوم پر فریب
گفتند نه کنار پیمبر نمی شود

گل کرد بر جنازه تو زخم سرخ تیر
هرگز گلی شبیه تو پرپر نمی شود

پر شد مدینه از تب داغ غمت ولی
با کربلا و کوفه برابر نمی شود

زینب کنار نیزه کشید آه سرد و گفت
سالار من که یک تن بی سر نمی شود

دیگر تمام قامت زینب خمیده بود
از بس که روی نیزه سر لاله دیده بود

 

یوسف رحیمی


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 13 مرداد 1395  ] [ 4:08 PM ] [ مهدی گلشنی ]

وداع

وداع

نور خدا که ضربه ز طاغوت خورده است
بس سالها ز خون جگر قوت خورده است

با مردم مدینه وداعی است جانگداز
او را که چند تیر به تابوت خورده است

سیدرضا مؤید


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 13 مرداد 1395  ] [ 4:08 PM ] [ مهدی گلشنی ]

بزم حسن حال و هوایش فرق دارد

بزم حسن حال و هوایش فرق دارد
از ابتدا تا انتهایش فرق دارد

اینجا همه کاره کریم اهل بیت است
آقا نگاهش بر گدایش فرق دارد

با دست خالی برنمیگردی از این در
بیت الکرم جود و سخایش فرق دارد

چشمی که گریان عزای مجتبی شد
بر او خدا لطف و عطایش فرق دارد

گریه نکرده مزد کارت را گرفتی
گریه کنی که ماجرایش فرق دارد

آقا خودش فرموده از کوچه بخوانید
اصلاً گریز روضه هایش فرق دارد

دارد صدای سیلی از کوچه می آید
این مجلس روضه عزایش فرق دارد

 

محمدحسن بیاتلو


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 13 مرداد 1395  ] [ 4:05 PM ] [ مهدی گلشنی ]

گریه ها جانسوز تر اما چه پنهانی شده

گریه ها جانسوز تر اما چه پنهانی شده
در عزای مجتبی، زهرا خودش بانی شده

کشت ما را حسرت یک شمع روشن در بقیع
آن حریمی که تماماً خاک ویرانی شده

لن تنالوا البر حتی تنفقوا، یعنی حسن
بارگاهش چون به ثارالله ارزانی شده

گفت لا یوم کیومک با حسین خود سپس
چشم ما هم بعد او عمریست بارانی شده

بعد حیدر خوبهای شهر با او بد شدند
بدتر آنکه جعده با او دشمن جانی شده

من فدای آنکه از سجاده هم محروم شد
من فدای آن چروکی که به پیشانی شده

حرمتش حالا که نه در کودکی هایش شکست
روضه خوان! وقت گریز و شور پایانی شده

من بمیرم رو گرفته مادر از فرزند خود
باز هم از کوچه و سیلی سخنرانی شده

فکر کن که خانمی خورده زمین و میزند
ناله که چیزی نشد، اما تو میدانی شده

آخر از زیر زبان مجتبی زینب کشید
گوشواره بوده عین حرف لب خوانی شده

 

رضا دین پرور


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 13 مرداد 1395  ] [ 4:04 PM ] [ مهدی گلشنی ]

بس که در مرتبه والاست کسی شک نکند

بس که در مرتبه والاست کسی شک نکند
نوکر خانه اش آقاست کسی شک نکند

گفت از حُسن حَسن تا به خدا راهی نیست
جاده عشق مهیاست کسی شک نکند

درد هرچند زیاد است ولی غصه چرا؟
خاک پاهاش مداواست کسی شک نکند

ما که دوریم ولی جلوه ی توحیدی او
از همین فاصله پیداست کسی شک نکند

هرکجا نام حسن برده شود می گویند
حضرت فاطمه آنجاست کسی شک نکند

ظاهر کوه اگر ساکت و بی همهمه است
در دلش یکسره غوغاست کسی شک نکند

خون دل خوردن و یک مرتبه هم دم نزدن
جگرش شاهد معناست کسی شک نکند

قاتلش البته زهر است نه با این معنا
قاتلش روضه زهراست کسی شک نکند

گفت لایوم کیومک که بدانیم حسین!
روز تو آخر دنیاست کسی شک نکند

 

حسین صیامی


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 13 مرداد 1395  ] [ 4:04 PM ] [ مهدی گلشنی ]

مجموعه ی صفات خدا می شود حسن

مجموعه ی صفات خدا می شود حسن
اسماء ذات در همه جا می شود حسن

نه رو به مکه رو به مدینه نشسته ایم
وقت نماز قبله ی ما می شود حسن

صدتا پسر به فاطمه روزی کند خدا
یا می شود حسین و یا میشود حسن

جبریل هم به رتبه ی ما غبطه می خورد
وقتی که همنشین گدا می شود حسن

این رنگ سبز رنگِ مقام سیادت است
امروز سیدالشهدا می شود حسن

از برکت حسین حسین گلوی ما
یک روز میشود همه جا می شود حسن

معلوم بود از حسدِ آل عایشه
روزی بدون صحن و سرا می شود حسن

از تخته پاره های به هم دوخته شده
با زحمتِ حسین جدا می شود حسن

از تیرها مقطعه کردن عجیب نیست
حا سین و نون هجا به هجا می شود حسن

 

علی اکبر لطیفیان


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 13 مرداد 1395  ] [ 4:04 PM ] [ مهدی گلشنی ]

شعر میلاد امام حسن

شهرالصیام بر همه دلها مبارک است
ماه نماز و روزه و تقوا مبارک است

بر طایی طریق الی الله، هرنفس
یا جنبشی که میکند اینجا مبارک است

 

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 13 مرداد 1395  ] [ 4:02 PM ] [ مهدی گلشنی ]