اشعار میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام

گفتم غزلی در خور نامت بنویسم

اندازه ی وسعم ز مقامت بنویسم

ای  محشر امروز چه تشبیه بیارم

از قد تو فردای قیامت بنویسم

من قطره ام از عهده ی من بر نمی آید

از حضرت دریای کرامت بنویسم

لطف تو مرا پشت در خانه ات آورد

تا اینکه علیکم به سلامت بنویسم

شان تو نگنجید و از این قاب در آمد

دیدم که غزل مثنوی از آب در آمد

من ایل و تبارم سر این سفره نشستند

جمع کس و کارم سر این سفره نشستند

در باغ نگاه تو من کال رسیدم

پر سوخته بودم به پر و بال رسیدم

هم رنگ نگاه تو شده دامن دریا

آئینه زده ریسه به پیراهن دریا

اول نوه ی دختری خلق عظیمی

تو جلوه ی پیغمبری خلق عظیمی

مدیون تو هستند همه مردم عالم

نان عمل توست سر سفره ی آدم

مضمون سخاوت ز تو الهام گرفته

از صندوق قرض الحسنت وام گرفته

حرف کرَم تو همه جا ورد زبان است

 

چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است

صابر خراسانی


ادامه مطلب
[ جمعه 15 مرداد 1395  ] [ 2:36 PM ] [ مهدی گلشنی ]

ترنّم جلواتت نسیم آورده

ترنّم جلواتت نسیم آورده

وَ بوی نرگس چشمت شمیم آورده

خدا برای خودش آینه پدید آورد

دوباره یاعلی و یاعظیم آورده

تبارك اله از این خلقت خداوندی

دوباره دست كریمی، كریم آورده

هر استخاره به یُمن قدوم تو خوب است

كه آیه های بِقَلبٍ سلیم آورده

نماز را بسوی قبله ی تو باید بست

برای كعبه هم امشب سهیم آورده

تویی مذلِّ مضلّینِ در صف شیطان

برای كفر، عذابی الیم آورده

به جلوه ی حسن هستی و با صفات علی

خدا قسیم جنان و جحیم آورده

به پاس مقدم تو آسمان، زمینی شد

برات، فرش به جای گلیم آورده

بهشت، روبروی كوی تو تواضع كرد

به كوی عشق مُقام و مُقیم آورده

علی تمام خودش را خلاصه یافته است

خلیل و روح الله و كلیم آورده

برای نوكری خانه ات درست شدیم

خدا به عشق شما یاكریم آورده

 (اسیر) در قفس یار می شود آزاد

صراط بندگی مستقیم آورده

حمید رمی َ

 


ادامه مطلب
[ جمعه 15 مرداد 1395  ] [ 2:35 PM ] [ مهدی گلشنی ]

اشعار میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام

از ستاره می گیرم  اذن احترامم را

می برم زیارت گاه شعر نا تمامم را

عرش تا که می بیند مستیِ سلامم را

یک فرشته می پرسد اسم و رسم و نامم را

من به خاک می افتم لحظهٔ قیامم را

می دهم نشان آن گاه خانه امامم را


ادامه مطلب
[ جمعه 15 مرداد 1395  ] [ 2:34 PM ] [ مهدی گلشنی ]

شعر میلاد امام حسن

بــلا از گــــدا و دوا بــــا کـــریــــــم

روا مــــی شــود هـر دعـــا با کریم

اگر کیسه ی عبد و مولا یکی ست

"نــــداری" نــداریــم مـا بــا کـریـــم


ادامه مطلب
[ جمعه 15 مرداد 1395  ] [ 2:32 PM ] [ مهدی گلشنی ]

اشعار امام حسن

ما را نوشته اند برای گدا شدن

کوچک شدن فقیر شدن خاک پا شدن

داده به ما غلامی اولاد فاطمه

ظرفیت طلا شدن و کیمیا شدن


ادامه مطلب
[ جمعه 15 مرداد 1395  ] [ 2:30 PM ] [ مهدی گلشنی ]

کسی که نسبت رویش به مهر و ماه کند

کسی که نسبت رویش به مهر و ماه کند
میان ذره و خورشید اشتباه کند

اگر که عکس جمالش در آب چاه افتد
دوباره یوسف مصری هوای چاه کند

سلام بر حسن ابن علی که از حُسنش
خدای تعبیه در نور مهر و ماه کند

بر او سلام که اسلام بهر ماندن خویش
ز صبر و صلح خدائیش تکیه گاه کند

شکوه وحی بگیرد رسول را کامشب
به حیدر و حسن و فاطمه نگاه کند

بهار لطف مُدامش قیامت انگیزد
که معجز این همه از لطف گاه گاه کند

به کهکشان هدایت ستاره ای دارد
کسی که مهر حسن را چراغ راه کند

حدیث آن زن و مردی که مرد و زن گشتند
بیان معجزش از قدرت اِله کند

الا که دفترِ از معصیت سیاه مرا
سپید، وصف تو و آن گیسوی سیاه کند

شنیده ام که سگی را تو هم غذا کردی
کسی چنان تو مبادا که اشتباه کند

به اعتراض کسان گفتی از کرم دور است
غذا خورم من و بیننده ای نگاه کند

بدون چون و چرایش خدا ببخشاید
به روز حشر تو را هر که عذر خواه کند

«مؤید» است گرفتار نفس، مرحمتی
که در پناه شما دوری از گناه کند

 

سیدرضا مؤید


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 13 مرداد 1395  ] [ 4:19 PM ] [ مهدی گلشنی ]