
هزاران چشم اشک آلود باران
دو تا دست و تن یک رود، باران
همین دیشب میان هیئت ما
یکی از سینه زن ها بود باران
چه یک دست و مرتب بود باران
دلی از غم لبالب بود باران
رها،یک ریز، با احساس، انگار
دو قطره اشک زینب بود باران
(سید حبیب نظاری)
منبع : موسسه فرهنگی هنری فرهنگ عاشورا