مشاهیر ایران و جهان

راسخون راسخون راسخون
انجمن ها انجمن ها انجمن ها
گالری تصاویر گالری تصاویر گالری تصاویر
وبلاگ وبلاگ وبلاگ
چندرسانه ای چندرسانه ای چندرسانه ای

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

تولد: 1305. درگذشت: 1363. از آثار اوست: كتاب یك صد و چهار پاسخ به سئوالهاى دینى (مهاباد، 1364).

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 3 شهریور 1395  - 3:17 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

(1374 -1293 ش)، نویسنده، محقق، مدرس و مصحح. صرف و نحو را در مدارس قدیم آموخت. پس از اتمام تحصیلات ابتدایى و متوسطه، از دانشسراى عالى در رشته‏هاى ادبیات فارسى و فلسفه لیسانس گرفت. وى در 1319 ش تدریس ادبیات و فلسفه و روان‏شناسى در دبیرستان‏هاى تهران را به عهده داشت و در ضمن خدمت موفق به اخذ درجه‏ى دكترا در رشته‏ى ادبیات فارسى شد و رساله‏ى خود را در لغات و آثار مولا جلال‏الدین رومى، به نام «فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوى»، در شش مجلد تدوین كرد. از دیگر آثار وى: «حجة الحق ابوعلى سینا»؛ «پیر چنگى»، حكایاتى از مثنوى؛ مقدمه‏اى بر «شمس الحقائق»؛ تصحیح و تعلیقات «منطق الطیر» عطار نیشابورى؛ «داستان بهرام گور»؛ تصحیح و تعلیقات «اسرار نامه» عطار نیشابورى؛ «شرح اصطلاحات تصوف».[1] ادیب، محقق. تولد: 1293. درگذشت: 6 آذر 1374، تهران. سید صادق گوهرین صرف و نحو عربى را در مدرسه‏هاى قدیم فراگرفت و پس از گذراندن تحصیلات ابتدایى و متوسطه، در رشته‏هاى ادبیات فارسى و فلسفه از دانشسراى عالى لیسانس گرفت. وى ضمن تدریس در دبیرستان‏ها در دوره‏ى دكتراى فارسى نیز به تحصیل پرداخت و «لغات مثنوى» را موضوع پایان‏نامه خود قرار داد. این رساله كه به چاپ رسید، مهم‏ترین اثر گوهرین است. او در كنار تدریس در دانشكده‏هاى ادبیات دانشگاه تهران و دانشگاه شهید بهشتى چند كتاب نیز تألیف و تصحیح كرد. از جمله آثار وى مى‏توان به این عنوان‏ها اشاره نمود: حجةالحق ابوعلى سینا (1331)؛ پیر جنگى؛ حكایاتى از مثنوى (این اثر به تفاریق میان سال‏هاى 1337 تا 1345 منتشر شده است)؛ تصحیح اسرارنامه شیخ عطار (1338)؛ تصحیح منطق الطیر عطار (1342)؛ داستان بهرام گور (از شاهنامه فردوسى، 1343)؛ شیخ صنعان (از منطق الطیر، 1344)؛ شرح اصطلاحات تصوف (1367). وى مقاله‏هایى نیز در مجله‏هاى «مردم» و «ستاره صلح» و «راهنماى كتاب» به چاپ رسانده است.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 3 شهریور 1395  - 3:17 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س چهاردهم ق)، نویسنده. وى مدتها در كارگزارى تبریز و ارومیه خدمت كرد و در خارج از ایران متصدى كارهاى سیاسى بود. صفى‏نیا همچنین عهده‏دار ریاست اداره‏ى اطلاعات وزارت خارجه بود. اثر وى: «استقلال گمركى ایران».

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 3 شهریور 1395  - 3:17 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1278 ش)، نویسنده. تحصیلات خود را در مدرسه‏ى اقدسیه به پایان رساند و از مدرسه‏ى آلیانس فرانسه دیپلم دریافت كرد. او سفرهاى مختلفى انجام داد. تنها اثر وى كتاب «خاطرات» است.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 3 شهریور 1395  - 3:17 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

خلاصه : دكتر غلامحسين شاهكار در بهمن ماه سال 1319 خورشيدي در شيراز چشم به جهان گشود.در سال 1343 مدرك كارشناسي رياضي را از دانشگاه تهران دريافت كرد. وي در سال 1354 مدرك كارشناسي ارشد آمار را از دانشگاه شفيلد انگلستان دريافت كرد و بلافاصله به دانشگاه ولز منتقل شد. تحصيلات خود را در رشته نظريه صف (Queueing Theory) ادامه داد و در سال 1357، موفق به كسب مدرك دكتراي تخصصي در رشته خود از دانشگاه ولز انگلستان شد. او پس از پايان تحصيلاتش به ايران بازگشت و از آن زمان تاكنون،به عنوان عضو هيئت علمي به تدريس و پژوهش در دانشگاه فردوسي مشهد مشغول است.نامبرده در سال 1379 به مرتبه استادي ارتقاي يافت. گروه : علوم پايه رشته : آمار گرايش : آمار و احتمال تحصيلات رسمي و حرفه اي : غلامحسين شاهكار پس از اتمام تحصيلات ابتدايي و متوسطه خود در شيراز، عازم تهران شد و در سال 1343 مدرك كارشناسي رياضي را از دانشگاه تهران دريافت كرد. پس از گذراندن يك دوره يكساله در دانشسراي عالي، به دانشگاه مشهد رفت و به عنوان معلم حل تمرين مرحوم پروفسور تقي فاطمي مشغول خدمت شد. يك سال بعد، براي گذراندن دوره كارشناسي ارشد رياضي به شهر محل تولد خود بازگشت و همزمان با تحصيل، خدمت خود را در قالب مربي نيمه وقت ادامه داد. وي در سال 1352 با استفاده از بورس وزارت علوم براي ادامه تحصيلات عازم انگلستان شد و به دليل علاقه اش به رياضيات كاربردي و آمار، رشته تحصيلي خود را تغيير داد. وي در سال 1354 مدرك كارشناسي ارشد آمار را از دانشگاه شفيلد انگلستان دريافت كرد و بلافاصله به دانشگاه ولز منتقل شد. تحصيلات خود را در رشته نظريه صف (Queueing Theory) ادامه داد و در سال 1357، موفق به كسب مدرك دكتراي تخصصي در رشته خود از دانشگاه ولز انگلستان شد مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : غلامحسين شاهكار در سال 1350 پس از دريافت مدرك كارشناسي ارشد در رشته رياضي، با دعوت رئيس وقت دانشكده علوم رياضي دانشگاه مشهد، به طور رسمي به استخدام اين دانشگاه درآمد.ايشان پس از اخذ مدرك دكتري تخصصي در رشته خود از دانشگاه ولز انگلستان در سال 1357، به ايران بازگشت و از آن زمان تاكنون، به تدريس و پژوهش در دانشگاه فردوسي مشهد مشغول است. فعاليتهاي آموزشي : 1346 - 1347تدريس در دانشگاه مشهد به عنوان معلم حل تمرين 1347 - 1350 تدريس به عنوان مربي نيمه وقت دانشگاه شيراز 1350 - 1352تدريس در دانشگاه فردوسي مشهد 1376ارتقاي مرتبه به دانشيار - دانشگاه فردوسي مشهد 1379ارتقاي مرتبه به استاد - دانشگاه فردوسي مشهد جوائز و نشانها : كتاب "طرح و تحليل آزمايشها" به عنوان كتاب برگزيده كتاب سال دانشگاه تهران كتاب "تحليل رگرسيوني كاربردي " به عنوان كتاب برگزيده سال دانشگاه تهران استاد نمونه دانشگاه فردوسي مشهد دريافت لوح تقدير از پنجمين جشنواره فردوسي دريافت لوح تقدير از چهارمين جشنواره فردوسي چگونگي عرضه آثار : تعداد مقالات منتشر شده : بيش از 9 مورد ________________________________________ آثار : 1 آشنايي با فرآيندهاي تصادفي ويژگي اثر : تاليف: Erhan Cinlar ترجمه: غلامحسين شاهكار، ابوالقاسم بزرگنيا انتشارات دانشگاه صنعتي شريف چاپ اول: 1380 2 آشنايي با نظريه صف بندي ويژگي اثر : تاليف: غلامحسين شاهكار انتشارات دانشگاه پيام نور چاپ اول: 1375 3 تحليل رگرسيوني كاربردي ويژگي اثر : تاليف: Norman R. Drapper, Harry Smith ترجمه: غلامحسين شاهكار، ابوالقاسم بزرگنيا انتشارات مركز نشر دانشگاهي چاپ اول: 1378 ،اين كتاب برگزيده كتاب سال است. 4 طرح آزمايشها (1) ويژگي اثر : تاليف: غلامحسين شاهكار، ابوالقاسم بزرگنيا انتشارات دانشگاه پيام نور چاپ اول: 1375 5 طرح آزمايشها (2) ويژگي اثر : تاليف: غلامحسين شاهكار، ابوالقاسم بزرگنيا انتشارات دانشگاه پيام نور چاپ اول: 1376 6 طرح و تحليل آزمايشها ويژگي اثر : تاليف: Douglas C. Montgomery ترجمه: غلامحسين شاهكار انتشارات مركز نشر دانشگاهي چاپ اول: 1380 -اين كتاب برگزيده كتاب سال دانشگاه تهران است. 7 مباني احتمال ويژگي اثر : تاليف: Saeid Ghahramani ترجمه: غلامحسين شاهكار، ابوالقاسم بزرگنيا انتشارات دانشگاه صنعتي شريف چاپ چهارم: 1384 8 مباني نظريه صف ويژگي اثر : تاليف: Donald Gross, Carl M. Harris ترجمه: غلامحسين شاهكار انتشارات مركز نشر دانشگاهي چاپ اول: 1372

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 3 شهریور 1395  - 3:17 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

خلاصه : دكتر سيد مقتدي هاشمي پرست در سال 1325 در تهران متولد شد .ايشان داراي مدرك فوق دكترا رشته كنترل كيفيت از انگلستان مي باشد. وي در سال 1358 به كشور بازگشت و درحال حاضر عضو هيأت علمي دانشگاه صنعتي خواجه نصيرالدين طوسي است. كتاب "آمار ناپارامتري كاربردي"ترجمه سيد مقتدي هاشمي پرست ، در دوره دوازدهم كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به عنوان كتاب سال برگزيده شد. گروه : علوم پايه رشته : آمار گرايش : تحقيق در عمليات تحصيلات رسمي و حرفه اي : سيد مقتدي هاشمي پرست پس از گذراندن تحصيلات متوسطه در دبيرستان دارالفنون به دانشگاه تهران راه يافت و موفق به اخذ درجۀ كارشناسي ارشد در رشتۀ رياضي از آن دانشگاه و كارشناسي ارشد در رشتۀ آمار و انفرماتيك از مؤسسۀ آمار و انفرماتيك گرديد.ايشان براي تكميل معلومات دانشگاهي به انگلستان رفت و در سال 1978 به اخذ درجۀ دكترا در رشتۀ آمار با گرايش تحقيق در عمليات نائل آمد و پس از آن دورۀ فوق دكترا در كنترل كيفيت به ويژه براي سيستمهاي ارتباطي و مخابرات را نيز به پايان رساند. مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : سيد مقتدي هاشمي پرست پس از اخذ مدرك كارشناسي ارشد رشتۀ آمار و انفرماتيك از مؤسسۀ آمار و انفرماتيك ، چند سالي به عنوان عضو هيئت علمي در خدمت دانشكدۀ مخابرات بود .وي براي ادامه تحصيل به انگلستان رفت و پس از اخذ مدرك فوق دكترا رشته كنترل كيفيت به ويژه براي سيستمهاي ارتباطي و مخابرات ، در سال 1358 به كشور بازگشت و درحال حاضر عضو هيأت علمي دانشگاه صنعتي خواجه نصيرالدين طوسي است. جوائز و نشانها : كتاب "آمار ناپارامتري كاربردي"ترجمه سيد مقتدي هاشمي پرست ، در دوره دوازدهم كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به عنوان كتاب سال برگزيده شد. ________________________________________ آثار : 1 آمار ناپارامتري كاربردي ويژگي اثر : ترجمه،اين كتاب در دوره دوازدهم كتاب سال جمهوري اسلامي ايران ،از طرف وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامي معرفي و برگزيده شده است.آشنايي با كتاب: «آمار ناپارامتري كاربردي»: آمار ناپارامتري كاربردي؛ كنوور؛ ترجم? سيدمقتدي هاشمي پرست؛ تهران: مركز نشر دانشگاهي، 1372. بسياري از مسائل در علوم رفتاري شرايط لازم را براي تجزيه و تحليل پارامتري ندارند. كتاب مورد بحث، اين امكان را فراهم مي سازد كه اين مسائل مهم، با روشهاي ناپارامتري مورد تجزيه و تحليل قرار گيرند. مؤلف در مقدم? كتاب يادآوري مي كند كه كوشيده است اثر وي تا حد ممكن به صورتي انعطاف پذير تنظيم شود تا بتوان به عنوان كتاب درسي مقدماتي و كتابي مرجع براي پژوهشگران كاربردي، از آن استفاده كرد. «آمار ناپارامتري كاربردي» از كتب مرجع و مورد نياز جامع? علمي ايران بوده است كه ترجم? دقيق و گوياي آن، پاسخ در خور را بدين نياز داده است 2 آمار و احتمال در مهندسي و علوم 3 حساب ديفرانسيل و انتگرال و هندسه تحليلي ويژگي اثر : ترجمه،سه جلد 4 نظري? بازيها و خط انتظار

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 3 شهریور 1395  - 3:17 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

خلاصه : دكتر محمدرضا مشكاني متولد سال 1322 شهر مشكان سبزوار است. وي داراي مدرك دكتراي تخصصي آمار از دانشكده ايالتي فلوريدا درسال 1357 و عضو هئيت علمي دانشكده علوم دانشگاه شهيد بهشتي با مرتبه ي علمي استاد مي باشد.ايشان برگزيده بيست و ششمين دوره جايزه كتاب سال جمهوري اسلامي و شانزدهمين دوره جايزه جهاني كتاب سال را به خود اختصاص داده است. گروه : علوم پايه رشته : آمار خاطرات کودکي : نخستين خاطره دوران كودكي محمدرضا مشكاني مربوط به ثبت نام در دبستان است. در آن زمانها در روستاها مكتب خانه ها بودند و مدرسه جديد وجود نداشت. در اين حين مدرسه دولتي در مشكان افتتاح شد و قانونا بايد مكتب خانه تعطيل مي شد و كودكان به مدرسه دولتي جديد مي رفتند. اما قرابت خانوادگي و نفوذ محلي مانع اين امر شد و به واسطه رعايت نسبت خانوادگي پدر او از ثبت نام فرزندش در مدرسه خودداري مي كرد. و او خود روزي تصميم گرفت كه به مدرسه برود و ثبت نام كند شناسنامه را برداشت و در مقابل مدرسه كه يك ساختمان گنبدي خشت و گلي قديمي يادگار زمان اشغال سربازان روس بود. مدتي منتظرماند تا زنگ تفريح را زدند و آقاي مدير مدرسه بيرون آمدو اورا به مدرسه برد و در سال دوم ثبت نام كرد. اوضاع اجتماعي و شرايط زندگي : شرايط خانوادگي محمد رضا مشكاني از همان نوع خانواده هاي سنتي خرده مالكي و كشاورزي به شيوه دهقاني مرسوم در خراسان بود. پدر خرده مالكي بود كه در قياس با ديگران از رفاه نسبي برخوردار بود. به واسطه زعامت يك قبيله از احترام عالم برخوردار بود. خانواده شامل شش فرزند (چهار دختر و دو پسر) زندگي آرام و بي دغدغه اي داشت. طبق رسم محلي دختران بيشتر به آموزش خانه داري و كمك به امور دام پارچه بافي و غيره را در پيش رو داشتند. پسران ضمن آموزشهاي رسمي در امور كشاورزي و دامداري و كمك به پدر در اداره املاك و احشام مشغول بودند. تحصيلات رسمي و حرفه اي : محمدرضا مشكاني خواندن و نوشتن قرائت قرآن و كتب مذهبي در مكتب خانه هاي مشكان فراگرفت.دوران ابتدايي را نيز در شهر مشكان و دوره متوسطه را در مدارس نيشابور و دوره آخر دبيرستان را در مدرسه داروالفنون تهران گذراند.و ديپلم رياضي را كسب كرد. گذراندن دوره چهار ساله كارشناسي ارشد آگرونومي (پژوهشهاي كشاورزي) در دانشكده دانشگاه تهران واقع در كرج با رتبه اول به پايان برد. پس از پايان خدمت وظيفه در موسسه آموزش عالي آمار به تحصيل در دوره كارشناسي ارشد آمار(آمارشناسي درجه يك) پرداخت و بعد از احراز رتبه اول و بورس تحصيلي عازم ايالات متحده آمريكا شد و در دانشگاه ايالتي فلوريدا به ترتيب درجه كارشناسي رياضي با كهاد آمار، كارشناسي ارشد آمار رياضي و بالاخره دكتري آمار را در سال 1357 كسب كرد. خاطرات و وقايع تحصيل : از وقايع دوران تحصيل محمدرضا مشكاني ميتوان به رخداد 15 خرداد 1342 را نام برد كه مقارن به ايام امتحانات نهايي سال ششم دبيرستان بود كه حوزه امتحاني در دبستان سعدي سرچشمه در قلب وقايع آن دوران قرار داشت. فعاليتهاي ضمن تحصيل : در سالهاي تحصيل محمدرضا مشكاني در دانشگاه شركت در فعاليتهاي اجرايي اصلاحات ارضي مرحله دوم بود كه به عنوان كارآموز و دانشجوي سال دوم كشاورزي درآن شركت داشت. و در فعاليتهاي كسب و كار خانواده درامور كشاورزي و دامداري شركت ميكرد و در مقاطع كارشناسي ارشد سمت معلمي در موسسه آموزش عالي آمار را بر عهده داشت. استادان و مربيان : از تعداد زيادي از آموزگاران،‌دبيران و استاداني كه در ايشان نقشي ماندگار داشتند ميتوان به : آقاي ابوالفضل تفرشيان مدير و آموزگار سالهاي دوم دبستان تا چهارم، آقاي عظيمي مدير و آموزگار رياضي دبستان شاهپور نيشابور،‌آقاي گنجي دبير ديبرستان كمال الملك نيشابور ، آقاي اختر خاوري و ‌كوشا دبيران دبيرستان، مرحوم دكتر مهدوي اردبيلي ، مرحوم دكتر منوچهري كاشاني،‌مرحوم دكتر عباسقلي خواجه نوري در دانشگاه و خانم بيلارد استاد راهنماي رساله دكترا،‌مرحوم دب.باسو و گودنر از كساني بودند در خارج كشور منش معلمي آنها تاثيري فوق العاده بر وي گذاشت. هم دوره اي ها و همکاران : از همكاران محمدرضا مشكاني خانم لين بيلارد در دانشگاه جورجياي آمريكا است كه اغلب در نوشتن مقالات با هم همكاري داشته اند. همسر و فرزندان : محمد رضا مشكاني در سال 1348 با سركار خانم زهرا سادات مشكاني يكي از منسوبات خود ازدواج كردو حاصل اين ازدواج دو فرزند دختر بانامهاي آناهيتا و آمي تيس است. همسر وي استاد دانشگاه علوم پزشكي تهران است فرزند بزرگتر در ايلات متحده مسئوليت يك مركز مراقبتهاي بهداشتي را بر عهده دارد و فرزند كوچكتر نيز در آنجا مشغول تحصيل در رشته مهندسي عمران رشته راه سازي است و مشغول خدمات در يك شركت بزر گ بين لمللي است. مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : مسئوليت هاي محمدرضا مشكاني: مدير آموزش موسسه آموزش عالي آمار معاون پژوهشي موسسه آموزش عالي آمار مدير گروه آمار دانشگاه شهيد بهشتي معاون پژوهشي دانشكده جامع انفورماتيك و مديريت دانشگاه شهيد بهشتي معاون آموزش دانشكده علوم رياضي دانشگاه شهيد بهشتي مدير دفتر هماهنگي امور پژوهش دانشگاه شهيد بهشتي سرپرست كميته برنامه ريزي آمار وزارت علوم تحقيقات و فناوري فعاليتهاي آموزشي : فعاليتاي آموزشي محمدرضا مشكاني : تديس دروس آمار در موسسه آموزش عالي آمار، گروه آمار دانشگاه شهيد بهشتي در مقاطع مختلف ، دانشگاه تربيت مدرس ،‌دانشگاه علامه طباطبائي، دانشگاه جورجياي آمريكا، دانشگاه تكزاس (ال پاسو) آمريكا و تدريس در دوره هاي مختلف موسسه آمار سازمان ملل واقع در توكيو ژاپن. پژوهش نظري و كاربردي در زمينه علم آمار و كاربردهاي آن و راهنماي پايان نامه هاي دانشجويان دوره كارشناسي ارشد و دكتري مراکزي که فرد از بانيان آن به شمار مي آيد : 1 - تانجمن آمار ايران 2 - دوره آموزشي كارشناسي ارشد آمار اقتصادي اجتماعي در دانشگاه شهيد بهشتي 3 - دوره آموزشي كارشناسي ارشد بيمه آمار (آكچوئري) در دانشگاه شهيد بهشتي 4 - دوره دكتري آمار در دانشگاه شهيد بهشتي شاگردان : از شاگردان محمد رضا مشكاني ميتوان به دكتر انوشيروان كاظم نژاد دردانشگاه تربيت مدرس، دكتر فرزاد اسكندري در دانشگاه علامه طباطبائي،‌دكتر كامران قريشي در دانشگاه رازي، دكتر حبيب اله اسماعيلي در دانشگاه علوم پزشكي مشهد، دكتر مسعود كريملو در دانشكاه توان بخشي و تعداد زيادي در جاهاي مختلف مشغول به خدمتند. همفکران فرد : محمدرضا مشكاني در آمار معتقد به روش بيزي هستند از اين رو دكتر احمد پارسيان استاد دانشگاه تهران و مرحوم دب باسو ،‌دي وي، ليندلي، فيليپ ديويد ،‌جورج كاسلا،‌كريستين رابرت د رخارج كشور و افراد بسيار ديگر از همفكران ايشان هستند آرا و گرايشهاي خاص : گرايش خاص وي به رشته آمار بيزي و تفسير ذهني احتمال است كه بنيان متكب بيضي آمار را تشكيل ميدهد. اين گرايش در سالهاي اخير نضج فوق العاده اي يافته است كه حاصل پيشرفهاي شگفت انگيز در محاسبات آماري با رايانه است. جوائز و نشانها : محمدرضا مشكاني جايزه و مدال دانش از وزارت آموزش و پرورش به خاطر رتبه اول در دانشگاه و كسب بورسيه و جايزه نفر دوم بهترين پژوهشگر دانشگاه شهيد بهشتي تقديرنامه هاي متعدد به خاطر انجام پژوهشهاي مختلف ايشان برگزيده بيست و ششمين دوره جايزه كتاب سال جمهوري اسلامي و شانزدهمين دوره جايزه جهاني كتاب سال را به خود اختصاص داده است. چگونگي عرضه آثار : محمدرضا مشكاني آثار خود را در درجه اول به صورت مقالات علمي پژوهشي در مجلات معتبر بين المللي و داخي منتشر كرده است. در مرحله بعد با شركت در كنفرانسها و همايش هاي بين المللي داخلي به نشر آنها پرداخته است . تعداد تألیفات (نگارش یا ترجمه كتاب) بزبان فارسى: 5 تعداد تألیفات (نگارش یا ترجمه كتاب) بزبان خارجى: 1 زمینه علمى تألیفات: آمار مقدماتى در دو جلد، تجزیه و تحلیل سریهاى زمانى، روشهاى چند متغیرى گسترده. مقالات تعداد مقالات بزبان فارسى: 25، تعداد مقالات بزبان خارجى: 26 زمینه علمى مقالات: آمار، استنباط آمارى، سرى‏هاى زمانى، علوم اجتماعى، علوم تجربى، طرح آزمایش‏ها، هیدرولوژى.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 3 شهریور 1395  - 3:17 AM

ملیت : آلمان   -   قرن : 20 منبع :

هرمان هسه ادیب، نویسنده و نقاش آلمانی - سوییسی و برندهٔ جایزه نوبل سال ۱۹۳۲ در ادبیات. وی در (۲ ژوئیه ۱۸۷۷ میلادی) در شهر کالو (Calw) واقع در استان بادن-وورتمبرگ زاده شد. زندگی پدر هرمان هسه مدیریت مؤسسه انتشارات مبلغین پروتستان را به عهده داشت. مادرش دختر هند‌شناس معروف، دکتر«هرمان گوندرت» و مدیر اتحادیه ناشران کالو بود. کتاب‌خانه بزرگ پدربزرگ و شغل پدر، اولین باب آشنایی هرمان هسه جوان با ادبیات بود. از طریق پدر و مادرش که مبلغان مذهبی در هندوستان بودند، به جهان‌بینی و تفکرات فلسفی هند دست یافت.او که از اوان جوانی دارای روحی حساس و ضربه‌پذیر بود، در مقابل نابرابری‌های جامعه و تضاد درونی با پدر و مادرش، در سن پانزده‌سالگی از مدرسه کلیسائی ماول‌برون که بورس تحصلی در رشته الهیات پروتستانتیسم را از آن داشت، فرار کرد و سپس در کانشتات یک دورهٔ یکسالهٔ را آغاز و چندی بعد در شهر کالو به کارآموزی در یک کارگاه ساعت‌سازی مخصوص برج‌های کلیسا، مشغول و پس از اتمام این دوره در شهر توبینگن در رشته کتابفروشی به مدت سه‌سال، (۱۸۹۵ - ۱۸۹۸ میلادی) به کارآموزی پرداخت. هسه در سال (۱۹۱۲ میلادی) به سوییس مهاجرت و در سال (۱۹۲۳ میلادی) تابعیت آن کشور را پذیرفت. هرمان هسه به عنوان پرخواننده‌ترین نویسنده اروپائی در قرن بیستم شناخته‌شده‌ است. رضا نجفی در کتاب شناختی از هرمان هسه می گوید: «هسه از هنگام تولد در کالو و نزدیک جنگل سیاه تا هنگام مرگ در مونتانیولا در کنار دریاچه لوگانو، هرگز از طبیعت جدا نبود و تاثیر طبیعت را نمی باید در آثار هسه دست کم گرفت.» به گفته این منتقد، شباهت و همانندی جغرافیایی و طبیعت سوییس با ناحیه شواب (زادگاه هسه) در آلمان او را به پدیده مرزهای سیاسی بی اعتقاد ساخت و به مخالفت با ناسیونالیسم آلمانی برانگیخت. طبیعت آشنای سوییس مهاجرت را برای او ممکن کرد و با انزوا گزیدن در طبیعت آفرینش ادبی هسه به ثمر رسید. هرمان هسه به خاطر قدرت استعداد نویسندگی و شکوفائی اندیشه و شجاعت ژرف در بیان اندیشه‌های انسان‌مداری و سبک عالی نگارش، به دریافت جایزه نوبل نایل شد. زبان ساده، خصوصیت هرمان هسه هرمان هسه در آثارش مبارزه جاودانه روح و زندگی را ترسیم نموده و با نگرشی هنرمندانه به دنبال ایحاد تعادل بین این دو پدیده قلم فرسوده‌ است. هسه در خانواده‌ای اصلاح‌طلب در منطقه در جنوب آلمان به دنیا آمد و تحت تأثیر مادرش که مبلغ مذهبی در هندوستان بود، به فلسفه هندی روی آورد. از دهه سوم قرن بیستم، به عنوان تبعه سوئیس در منطقه «تسین» به گوشه گیری نشست. گرایش به رومانتیسم و طبیعت‌گرایی از نمود‌های چشم‌گیر آثار قدیمی‌تر هسه است. این سبک در یکی از اولین رمان‌هایش به نام پیتر کامنسیند (۱۹۰۴)، که با استقبال بی‌نظیری روبرو شد، به چشم می‌خورد. این کتاب اوضاع مالی نویسنده را دگرگون ساخت. هسه در همان سال با «ماریا برنولی» ازدوج و تا سال (۱۹۱۲ میلادی)زندگی مشترک خود را ادامه دادند. در این مدت هسه به طور جدی به مشکلات انسان‌ها و روابط بین آن‌ها و همچنین نقش هنرمند در جامعه، پرداخته و در رمان‌های گرترود (۱۹۱۰) و رُسهالده (۱۹۱۴) این معضل را به شیوه هنرمندانه‌ای مطرح می‌نماید. هسه به عنوان نماینده جریانات صلح‌طلب - پاسیفیسم، از طرفدارانی مانند تئودور هویس برخوردار بود و در جمع دوستانش قرار داشتند. در این ارتباط افرادی هم از آلمان حملات خصمانه خود را علیه او آغاز کردند. هرمان هسه برای بار سوم در سال ۱۹۳۱ با خانم نینون آوسلندر ازدواج کرد. فلسفه هندی بر اساس توجه و علایق خاصی که نویسنده در باب این فلسفه به دست آورده بود، در سال ۱۹۲۲ روایتی به نام سیدارتا منتشر کرد که از جمله پرخواننده‌ترین آثار وی می‌باشد. این کتاب نگرشی بر ریشه‌های روانشناسی در مذاهب جهانی و مکاتب عقلی است و هسه نیز در جستجوی رسیدن به مؤلفه‌ای است که تفاهم بین دو فرهنگ شرق و غرب را عملی سازد. شماری از صحنه‌های سیدارتا تابلوهای مثنوی مولوی را برای خواننده ترسیم می‌نماید. هنری میلر در باره این کتاب میگوید: سیدارتا داروی شفابخشی است که از انجیل عهد جدید مؤثرتر است. در پی برقراری ارتباط هرمان هسه با آلمان از طریق تفسیر و تعبیر آثارش به وسیله آمریکایی‌ها، نظرات مذهبی و سنتگرائی مشهود در نوشتارهایش، از دید خوانندگان مخفی ماند. در همین معنی، نویسنده اتریشی پتر هانکه در سال ۱۹۷۰ با تعجب اعتراف می‌کند: «من کتاب‌های هسه را با کنجکاوی و تحیر تمام، خواندم. این مرد نه تنها یک شخصیت برجسته رومانتیک، معرفی‌شدهٔ آمریکایی‌ها است، بلکه نویسنده‌ای عاقل و قابل اعتمادی نیز می‌باشد.» هسه در سال ۱۹۲۳- ۱۹۲۴ میلادی تابعیت کشور سوییس را کسب و برای دومین بار ازدواج کرد. آثار هسه پیتر کامنسیند (Peter Camenzind ۱۹۰۴) زندگی جوانی را شرح می‌ دهد که دهکده محدود و کوچک خود را ترک می‌کند تا سراسر جهان را زیر پا گذارد، اما او جویای هنر است و به زندگی از خلال زیبایی‌‌ها می‌نگرد و هسه به وسیله او می‌تواند نظرهای شخصی را درباره هنر و سرنوشت آن بیان کند و در جریان این جهانگردی برتری زندگی طبیعی را بر تمدن شهری نشان دهد و تمدن غرب را سخت به باد انتقاد گیرد. پیتر، قهرمان کتاب، پس از سرخوردگی از سیر و سیاحت به سرگردانی خویش پایان می‌دهد و به دهکده کوچک بازمی‌گردد و کمر اصلاح آن را برمی‌ بندد. هسه در این اثر مسائل کودکی و نوجوانی را مطرح کرده وکسانی را وصف می‌کند که در جستجوی شناخت شخصیت خویش‌اند و غالبأ عصیان‌زده و گریزان از محیط زندگی، خود را به خطر می‌اندازد. زیر چرخ (۱۹۰۶ Unterm Rad) این رمان یکی از آثار محوری هرمان هسه است که منعکس‌کننده نشان‌های موجود در مجموعهٔ آثار او است. این کتاب نمایشی از تضاد بین آزادی‌های فردی و فشارهای تخریبی در جوامع مدرن است. هسه در این رمان سایه‌روشن‌هایی از دوران کودکی خود و برادرش «هانس» را ترسیم کرده است، که همانند شخصیت اصلی داستان، دست به انتهار می‌زند. زندگی در مدرسه کلیسای «ماول‌برون»، دوران کارآموزی و تصویر مناظر رؤیایی شهر زادگاهش، تراوشی از تجربه و دیدگاه نویسنده ‌است که در کتاب «زیر چرخ» جان گرفته‌اند. فضای رومانتیسم غالب بر ماجرا، به قلم توانای هرمان هسه به دادگاهی تلخ علیه نظام آموزشی که سعی در سرکوب کردن استعدادها می‌نمود، تبدیل شده‌است. گرترود (Gertrud ۱۹۱۰) این رمان بخشی از سرگذشت نویسنده‌است و شناخت فلسفی او را از «مسأله تنهایی» شرح می‌دهد. در نظر هسه زندگی یعنی تنهایی، انسان همیشه تنهاست و هنرمند تنهاتر از دیگران. داستان «گرترود» اعترافات یک موسیقیدان است. رُسهالده (Rosshalde ۱۹۱۴) این کتاب نیز مانند گرترود اعترافات یک هنرمند است؛ یک نقاش هنرمند. این دو اثر را می‌توان مکمل یکدیگر دانست. سیدارتا (۱۹۲۲ Siddhartha) هرمان هسه در این کتاب ضمن تحلیل مبانی فلسفه آسیائی(هندی)، اشتیاق خود را به یافتن روشی در جهت حل بحران جوامع بشری نشان داده‌است. داستان به گرد فرزند برهمانی دور می‌زند که در پی مداوا است. سیدارتا نام این جوان است که در راه رسیدن به مقصود، خود بینی و آلایش عشق شهوانی را که همانند زنجیرهای گران، مانعی بازدارنده بودند، به نرمی می‌گسلد و تضاد سرکش روح و زندگی را به فرایندی آشتی‌پذیر در نفس ریاضت کشیده خود مبدل می‌سازد. گرگ بیابان (Der Steppenwolf ۱۹۲۷) این داستان به صورتی استعاری روح آسیب دیده مردم پس از جنگ، مردم شهرنشین و متمدن را نشان می‌دهد که ناگهان در وجود خود ظهور خوی حیوانی یا مردی گرگ‌صفت را مشاهده می‌‌کنند. در کتاب گرگ بیابان، هسه مجددأ قلم خود را متوجه موضوعات اجتماعی و تازه‌ترین مسائل مطروحه می‌نماید. شخصیت اصلی کتاب، «هاری هالر»، نماد مبارزه با معضلات دهه سوم قرن بیستم می‌باشد. نارسیس و گلدموند (Narziss und Goldmund ۱۹۳۰) با این کتاب دورهٔ دیگری از خلاقیت هسه آغاز می‌گردد. نگرش نویسنده در این مقطع به داده‌های تاریخی، معطوف شده و تشابه ملموسی از واقعیت‌ها را به خواننده تلقین می‌نماید. این اثر عمیق‌تر از آنچه به نظر می‌رسد، ناظر بر زوایای تاریک روح و زندگی و پیشگامان این چالش است. او در پی یافتن راه حلی مسالمت‌آمیز به منظور آشتی است. سفر به شرق (Die Morgenlandfahrt ۱۹۳۲) هسه در این داستان ادراک تازه‌ای از زندگی به دست می‌دهد و از عالم انسانیت پرتویی از کمال مطلوب عرضه می‌کند؛ که زندگی، مداوم و تولدی از نو است. بنابر گفته خود هسه سفری روحانی است نه سفری ارضی. سفر به شرق نشانی از تحول فکری نویسنده را در خود دارد؛ تحولی از فردیت‌گرایی به اندیشه‌‌‌ای توده‌گرا و اجتماعی. بازی تیله‌های شیشه‌ای (۱۹۴۳ Das Glasperlenspiel) این رمان بزرگ در دو جلد انتشار یافت. حوادث این رمان در قرن بیست و سوم میلادی می‌ گذرد و هسه خواننده را با خود به سرزمین کمال مطلوب که به آن نام کاستالی Castalie داده، می‌کشاند، سرزمینی که مشتاقان عالم معنا، دور از غوغای جهان در آن سکونت دارند؛ این سرزمین نمایشی از تلفیق فلسفه غرب با عرفان شرق، زیبایی با افسون، فرمول‌های دقیق علمی با ترنم موسیقی است. سرگذشت قهرمان کتاب سرگذشتی است که هسه خود آرزوی آن را در سر می‌‌پروراند. نظر هسه آن است که بشر در هیچ مرحله‌ای از زندگی نباید عقب بماند و پیوسته باید در دایره‌ای جدید نفوذ کند، همچنان که در «بازی تیله‌های شیشه‌ای» تیله‌ها باید پیوسته پیش بروند، زیرا سرشت توقف را نمی‌شناسند. تألیفات هسه مشتمل بر ده‌هاهزار نامه، هفتاد ملیون نسخه کتاب و نوشته‌های مختلف در سرتاسر جهان می‌باشد. علاوه براین، هرمان هسه با بیش از شصت نشریه پیشرو همکاری می‌کرد. وی در سال ۱۹۴۶ میلادی به دریافت جایزه نوبل در ادبیات نائل شد. از سال ۱۹۳۲ میلادی جایزه‌ای به نام او (Hermann-Hesse-Preis) به دیگر نویسندگان برگزیده اهدا می‌شود. بحران روحی و پایان زندگی لوح یادبود هسه در زادگاهشهرمان هسه متأثر از بیماری همسرش که مبتلا به شیزوفرنی بود، در سال (۱۹۱۶) به یک بحران عمیق روحی (افسردگی) مبتلا و تحت مداوا قرارگرفت. هسه در کتاب دمیان - روایتی از جوانی، عناصر ساختاری روان‌تحلیلی را ترسیم نمود. این کتاب به دلیل جو خصمانه‌ای که علیه وی بر فضای سیاسی - اجتماعی آلمان مسلط بود، به نام مستعار «امیل سینکلر» منتشر شد که در چاپ شانزدهم نام حقیقی نویسنده آشکار گردید. سالهای (۱۹۱۸ - ۱۹۱۹ میلادی) سال‌های جدایی از خانواده، گوشه‌گیری و اقامت در «تسین» بود. این حوادث در داستان‌های کوتاه وی رد پای خود را به روشنی بجای گذاشته‌است، مانند: کلاین و واگنر Klein und Wagner/۱۹۱۹ آخرین تابستان کلینگزور Klingsors letzter Sommer/۱۹۱۹ هرمان هسه در (۹ اوت ۱۹۶۲ میلادی) در تسین واقع در سوییس درگذشت.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 3 شهریور 1395  - 3:17 AM

ملیت : مصر   -   قرن : 20 منبع :

نجيب محفوظ صاحب جايزهی نوبل ادبيات در سال 1988 اولين كسي است كه جايزهی نوبل را براي زبان عربي و خاورميانه به ارمغان آورد. او كه به دليل بيماري نتوانست در مراسم دريافت اين جايزه شركت كند، در متني كه براي اين مراسم ارسال داشت خود را اين گونه معرفي ميكند: «من فرزند دو تمدني هستم كه در زماني خاص در طول تاريخ با هم امتزاج شادمانهاي داشتهاند. اولين تمدن كه هفت هزار ساله است تمدن مصري است؛ و دومين تمدن كه هزار و چهارصد ساله است تمدن اسلامي است...» و در ادامهي سخنش براي اين كه تمدن اسلامي را معرفي كند اين گونه ميگويد: «براي معرفي تمدن اسلامي من در مورد نحوهي ايجاد يك اتحاد بين همهي بشريت برمبناي آزادي، برابري و بخشش تحت قيموميت خدا صحبت نميكنم، يا در مورد عظمت پيامبرش صحبت نميكنم يا ...» بلكه تنها به اين نكته اشاره ميكند كه در يك نبرد پيروزمندانه در مقابل بيزانتين، مسلمانان اسراي جنگي را با تعدادي كتاب در زمينهی فلسفه، پزشكي و رياضيات كه بازماندهی يونان باستان بود مبادله كردند و اين نكته را معرف روح انساني ميداند. نجيب محفوظ در سال 1911 در قاهره ديده به جهان گشود. درسال 1935 از دانشگاه قاهره در رشتهي فلسفه فارغالتحصيل شد. او نويسندگي را از سن 17 سالگي آغاز كرد و اولين رمان او در سال 1939 منتشر شد. رمانهاي سهگانهي او در مورد قاهره (Cairo trilogy) از كارهاي معروف محفوظ ميباشد. اين كتابها به ترتيب بينالقصرين(Palace Walk) ، قصرالشوق (Palace of Desire) و السوكريه (Sugar Street) نام دارند. نام كتابها برگرفته از نام خيابانهايي در قاهره است، كه محفوظ كودكي و جواني خود را در آن به سر برده است. محفوظ نوشتن اين كتابها را در سال 1956 آغاز كرد. او رمانهاي سهگانه را از بهترين كارهاي خود ميداند. اين سه كتاب حكايت زندگي السيد احمد عبدالجواد و خانوادهاش –همسر، فرزندان و نوههايش– كه يك خانوادهي نسبتاً مرفه مصرياند در فاصلهي سالهاي 1917 تا 1944 ميباشد. بينالقصرين در فاصلهي سالهاي 1917 تا 1919 جريان دارد، قصرالشوق در سالهاي 1924 تا 1927 و السوكريه در فاصلهي سالهاي 1935 تا 1944. در ضمن داستان، وقايعي كه در طول اين سالها در قاهره اتفاق ميافتد و اثر اين تغييرات بر روي خانواده السيد احمد نيز بيان ميشود. مترجم كتاب بينالقصرين به فارسي، م. ح. پرنديان، داستان را حاوي پيام فلسفي ميداند. پرنديان در پيشگفتاري كه در ابتداي نسخهی فارسي كتاب آمده ميگويد: «محفوظ در لايههايي از جريان داستان و بيان حالات دروني اشخاص نظريات فلسفي خود را نسبت به جنبههاي مثبت و محرك عقايد و اخلاق سنتي در زندگي افراد خانواده و در ارتباط فرد با جامعه و جريانهاي سياسي به صورت ظريف بيان ميكند؛ در عين اين كه تاثيرات منفي مذهب قشري و خالي از تفكر را كه به نتايج غيراخلاقي و ضدانساني ميانجامد به انحاء مختلف، از جمله طنز، به نقد ميكشد. لذا اين رمان يك داستان خالي از پيام فلسفي نيست». او اين كتاب را در فارسي «گذر قصر» نام نهاده است. محفوظ در آگوست 2006 در نتيجهي حملهي قلبي در بيمارستاني در قاهره از دنيا رفت. هرچند پيش از آن او از بيماريهايي مانند زخم معده، بيماريهاي كليوي و بيماريهاي قلبي رنج ميبرد. براي او مراسم تشییع نظامی -در حد مراسمی که برای روسای جمهور برگزار می شود- برگزار کردند. در ادامه نگاهي به كتاب گذر قصر داريم. در تمجيد از اين كتاب مطالب فراواني بيان شده است. به عنوان مثال كارشناس ادبي روزنامهي اينديپندنت، فيليپ استوارت، كه مترجم برخي كتابهاي محفوظ به انگليسي نيز ميباشد معتقد است: «در ادبيات جهاني اثري نظير گذر قصر به وجود نيامده است همان طوري كه دربارهي بعضي كتابهاي تولستوي، فلوبر و پروست نيز ميتوان همين نظر را متذكر شد». گذر قصر رماني است كه زندگي يك خانوادهی سنتي مصري را در فاصلهي سالهاي 1917 تا 1919 در قاهره به تصوير ميكشد. شخصيتهاي اصلي داستان افراد اين خانواده هستند. محفوظ داستان را با مادر خانواده، امينه، آغاز ميكند. او كه هميشه در خانه است كاملا مطيع همسر خود است و وظيفهي خود ميداند كه به همسرش بگويد: «نظر من همان نظر شماست. من از خودم هيچ نظري ندارم». پدر خانواده يا همان السيد احمد عبدالجواد كه مغازهدار است داراي شخصيتي دوگانه است. او در داخل خانه سعي ميكند همواره حرمت و برتري خود را حفظ كند و با ايجاد قوانين سختگيرانه و سنتي سعي در كنترل خانوادهی خود دارد. اعضاي خانواده براي رهايي از خشم او معمولا به دروغهاي مصلحتآميز پناه ميبرند و او را در جريان همهی امور قرار نميدهند. اگرچه او ظاهرا يك مسلمان متعهد است ولي ابايي از خوردن شراب و عياشي و هوسراني ندارد. ميهمانيهاي شبانه با دوستان نزديك برنامهي هر شب او است و شبها مست به خانه برميگردد. درعين حال او از خانوادهاش توقع دارد كه اسلام را به صورت جديتري اجرا كنند. براي او قابل تصور نيست كه دختر و همسرانش بدون اجازه يا همراهي او از خانه خارج شوند. مثلا هنگامي كه امينه در غياب همسرش تصميم ميگيرد به زيارتگاهي در نزديك خانهشان كه همواره آرزويش را داشت برود يكي از فاجعههاي داستان اتفاق ميافتد. امينه در راه بازگشت از زيارتگاه تصادف ميكند و در نتيجه همسرش از اين ماجرا مطلع ميشود. در ازاي اين بيآبرويي كه امينه براي خانواده به بار آورده (به زعم همسرش)، السيد احمد عبدالجواد او را به خانهي مادرش ميفرستد. در اين خانواده پنج فرزند وجود دارند. بزرگترين پسر، ياسين، حاصل ازدواج قبلي السيد احمد است. ياسين مانند پدرش اهل هوسراني و شراب است و هنگامي كه از شخصيت پدرش در خارج از خانه آگاهي مييابد خوشحال ميشود، چون آن همان زندگي است كه او به دنبالش بود. فهمي پسر دوم خانواده دانشجوي حقوق و فردي متعهد و جدي و علاقمند به سياست است و بيش از همه درگير مبارزات مليگرایانه بر ضد استعمار انگليس است و نهايتا در اين راه جان خود را از دست ميدهد. كمال پسر كوچك خانواده است كه با رفتارهاي كودكانهی خود ميتواند از شر بعضي سختگيريهاي پدر در امان باشد. خديجه و عايشه دختران خانواده هستند. هنگامي كه داستان آغاز ميشود خديجه بيست ساله و عايشه شانزده ساله ميباشند. عايشه زيبا و امكان بيشتري براي ازدواج دارد. يكي از مشكلات خانواده اين است كه خديجه هنوز ازدواج نكرده و شايسته نيست كه دختر كوچكتر اول ازدواج كند. هر چند نهايتا اين سنت به هم ميخورد و عايشه زودتر ازدواج ميكند. دختران در انزواي كامل زندگي ميكنند. آنها به مدرسه نميروند و نميتوانند در مكانهاي عمومي حاضر شوند. والدين آنها مفتخر هستند كه هيچ مردي دختران آنها را نديده است چون در همان سنين كودكي مدرسه را ترك كردند. زندگي دختران كاملا در خانه ميگذرد و آنها در كارهاي خانه به مادرشان كمك ميكنند و منتظر بزرگترين آرزويشان يعني ازدواجاند. اين در حالي است كه خانوادههاي ديگر به دخترانشان اجازه ميدهند كه وارد جامعه شوند ولي در خانوادهي جواد اين امر قابلتصور نيست. مثلا ياسين كه ازدواج كرده يكبار غروب با همسرش به بيرون ميروند. اين كار باعث خشم جواد ميشود و اين كار را باعث بيآبرويي خانواده ميداند. ياسين كه با دختر يكي از دوستان السيد احمد ازدواج كرده زندگي خوبي ندارد. ياسين كه فرد مسئوليتپذيري نيست از زندگي مشترک خسته شده است. او آدمي است كه از خطاهاي خود توبه نميكند چون نگران است كه دعاهايش اجابت شود و تبديل به آدم زاهدي شود كه علاقهاي به لذت بردن از زندگي ندارد و در آن صورت زندگي براي او بيمعني ميشود. همسر او زينب در خانهي پدري آزادي بيشتري داشت. اگرچه بعد از يك ماه زندگي در خانهی السيد احمد او هم مانند ديگر افراد خانواده مطيع شده بود، ولي نميتوانست هر چيزي را تحمل كند. رفتار ياسين براي او غيرقابل تحمل شده و در نتيجه ازدواج آنها منجر به جدايي ميشود. در روند داستان عايشه و خديجه هم ازدواج كردهاند و نقشهاي ثانويه پيدا ميكنند. ازدواج آنها بيشترين اثر را بر روي كمال ميگذارد. اگرچه او هنوز ميتواند خواهرانش را ببيند ولي آنها متفاوت به نظر ميرسند. نيروهاي سركش خارجي كه شامل ائتلاف استراليا و انگليساند همواره حضور دارند. نيروهاي انگليسي در مقابل در خانهي جواد اردوگاههايي تشكيل دادهاند تا اعتراضاتي را كه در سراسر قاهره گسترده شده را سركوب كنند. هر چند همهي افراد خانواده از انگليسيها بيزار هستند، ولي واكنشهاي متفاوتي نسبت به اين قضيه دارند. مثلاً كمال با سربازان رابطهی دوستي برقرار ميكند، اما ديگر اعضاي خانواده از اين سربازها در هراس هستند. ياسين هم احتمالا مانند بقيهی مصريها از انگليسيها بيزار است، ولي در درون براي آنها احترامي قائل است، طوري كه تصور ميكند آنها تافتهي جدابافته از ساير بشريت هستند. گذر قصر زندگي يك خانوادهی سنتي مصري را به تصوير ميكشد. تمركز داستان بر روي اعضاي خانوادهي جواد است و شخصيتهاي ديگر مانند دختر همسايه، دوستان نزديك السيد احمد و غيره نقش اساسي ندارند. اين تمركز به گونهاي است كه حتي وقتي دختران از خانه ميروند شخصيتهاي ثانويه پيدا ميكنند. نقش هر كدام از اعضاي خانواده بهخوبي ايجاد شده است. كمال كه دنيا را از زاويهي يك كودك ميبيند، ياسين كه به فكر عياشي است، فهمي كه اهل سياست است، عايشه كه زيبا است و خديجه كه شخصيتي جدي دارد. بحرانهاي زيادي براي اين خانوادهی سنتي اتفاق ميافتد و تغييراتي كه در اوضاع جامعه رخ ميدهد بر اين خانواده اثر ميگذارد. السيد احمد يك پدر كاملا قاطع و سختگير است، اما در عينحال اعضاي خانواده او را دوست دارند و به او احترام ميگذارند. فرزندان ميخواهند مورد علاقهي پدرشان باشند و سرپيچي از خواستههاي پدر باعث ناراحتي آنها ميشود چون آنها نميخواهند پدرشان را نااميد كنند. روابط بين اعضاي اين خانواده بهخوبي توسط محفوظ ارائه شده، هر چند تصور اين كه همهي خانواده تا حد زيادي مطيع او هستد سخت است. گذر قصر داستاني نيست كه در آن وقايع زيادي به سرعت اتفاق بيافتند. داستان به آرامي جريان دارد و تصوير خوبي از يك جامعهي در حال تغيير در آن ارائه ميشود. در عين حال بايد متذكر شد كه ترجمهي روان م. ح. پرنديان خواندن اين كتاب را دلپذيرتر ميسازد. از كارهاي ديگر محفوظ كه به انگليسي ترجمه شدهاند ميتوان به كتابهاي زير اشاره كرد: Children of Gebelawi (originally published in Arabic in 1959) The Beginning and the End (originally published in Arabic in 1956) Adrift on the Nile (originally published in Arabic in 1966) The Journey of Ibn Fattouma (originally published in Arabic in 1983) Midaq Alley (originally published in Arabic in 1947) The Harafish (originally published in Arabic in 1977) The Beggar (originally published in Arabic in 1965) The Thief and the Dogs (originally published in Arabic in 1961) Autumn Quail (originally published in Arabic in 1962) Wedding Song (originally published in Arabic in 1981) The Search (originally published in Arabic in 1964) Fountain and Tomb (originally published in Arabic in 1975) Miramar (originally published in Arabic in 1967) منابع: ۱ ترجمهي فارسي كتاب بينالقصرين، ترجمهي م.ح. پرنديان، 1379 ۲ وبلاگ عطاءا... مهاجراني، http://mohajerani.maktuob.net/archives/2006/09/06/658.php

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 3 شهریور 1395  - 3:17 AM

ملیت : زلاندنو   -   قرن : 19 منبع :

الکسی ماکسیمویچ پشکو (ماکسیم گورکی) در ۱۶ مارس ۱۸۶۸ در" نزنی نوگورو" که بعد ها به گورکی تغییر نام پیدا کرد، متولد شد. در کودکی پدرش را در اثر بیماری وبا از دست داد،انعکاس غم او رابه دلیل از دست دادن پدر و پریشانی مادرش در داستان" کودکی من" می توان دید."همه جای لباسش پاره شده بود. موهایی رو که همیشه با سلیقه شونه می کرد و مثل یه کلاه باشکوه خاکستری می بست حالا روی شونه های لختش ریخته بود و توی صورتش آویزون بود، یه مقدار از موهاشم که بافته بود، دور وبرش پخش بود و داشت صورت به خواب رفته پدر رو نوازش می کرد." از داستان کودکی من بعد از فوت پدر به مدت چند سال با ناپدری خود زندگی سختی را گذراند و پس از فوت مادرش بر اثر سل، بکلی یتیم شد و با مادر بزرگش که زنی انسان دوست و علاقمند به افسانه های رمانتیک بود زندگی کرد. در سن ۱۲ سالگی خانه را ترک کرد و در منطقه ولگا با عناوین مختلف کارگری کرد."با شغل نقاشی به زندگی- زندگی فعال- قدم نهادم. بعد به نانوایی پرداختم، شمایل کشیدم، اسب چرانی کردم، برای نیازمندیهای مختلف مثل گور مرده ها زمین کندم،باربری کردم، نگهبان شدم، ریشه درختان را از زمین بیرون آوردم، باغبانی کردم و به آزمایش بسیاری از مشاغل آزاد دیگر پرداختم." از داستان چند روز در نقش سر دبیر روزنامه پس از بسته شدن مدارس دولت تزاری به روی روستاییان، او خودش به تحصیل ادامه داد و تجربیاتش را در "دانشگاههای من" در سال ۱۹۲۳ نوشت. پس از کارگریهای فراوان به روزنامه نگاری روی آورد و با یکی از همفکران خود ازدواج کرد ولی به دلیل فساد جامعه کوچک اطرافش، این شغل را از دست داد.در سال ۱۸۹۸ "مجموعه طرح ها و داستان ها"ی او توسط یک ناشر" افراطی سیاسی" به چاپ رسید. این مجموعه شامل داستان های رمانتیکی است در رابطه با قدرت و اصالت خانوادگی طبقه روستایی و کارگر در روسیه. در حدود سال ۱۹۰۰ شروع کرد به نوشتن رمان های" سوسیال رئالیسم" که از آن جمله میتوان به رمان "مادر" اشاره کرد.قهرمان زن داستان مادر، که پسرش به عنوان یک فعال سیاسی دستگیر شده و همسرش هم فردی الکلیست، هیچ پناهی جز عقیده مذهبی خود ندارد. همسرش فوت می کند و پسرش به صورت یک مبلغ سوسیایسم در می آید و هر روز دوستان انقلابی خود را به خانه می آورد و راهنمایی می کند. روزی به جرم حمل یک پرچم انقلابی دستگیر می شود. پس از دستگیری او، مادرش به گروه انقلابیون می پیوندد ولی به وسیله یک جاسوس به پلیس معرفی شده و دستگیر می شود.گورکی این داستان را بر اساس زندگی واقعی" آنا زالموا" نوشته است. آنا پس از آنکه پسرش در یک جلسه انقلابی دستگیر می شود، برای پخش اعلامیه های انقلابی به سراسر کشور سفر می کند.در سال های ۱۹۰۰ گورکی با" تولستوی و چخوف" دوستی نزدیکی پیدا می کند و درباره هر دو آنها در سال ۱۹۴۶" خاطره ها" را می نویسد.گورکی عمده در آمدش را صرف جنبش انقلابی می کرد. او به خاطر شهرتی که داشت محتاطانه عمل می کرد ولی با این وجود مرتبا دستگیر می شد. دولت روسیه تزاری انتخاب شدن او را برای فرهنگستان روسیه در سال ۱۹۰۲ رد کرد و اعتراض چخوف و" کرولنکو" هم تاثیری نداشت.گورکی ۱۵ نمایشنامه نوشت که دو تا از آنها به سختی سانسور شد ولی اکثر آنها در تاتر مسکو با موفقیت روبرو شدند. نمایشنامه های اولیه او به سبک چخوف هستند و بر توصیف موضوع تاکید دارند.بعد از ناکام ماندن شورش انقلابی سال ۱۹۰۵، گورکی به فکر جمع آوری پول برای انقلاب افتاد و برای این منظور امریکا را انتخاب کرد و در سال ۱۹۰۶ به امریکا رفت و در آنجا نویسنده آمریکایی "مارک تواین" طی یک مهمانی شام تامین هزینه های انقلابی را پذیرفت و گفت"به طور قطع، دلسوزی من همراه انقلاب روسیه است."او پیش از بازگشت به روسیه در ۱۹۱۴، در" کاپری" اقامت گزید و در آنجا یک محفل تبلیغاتی "بلشویک" بنا کرد.اگر چه گورکی به سبب نزدیکی که با لنین داشت می توانست از مساعدتهای خوبی بهره مند شود، ولی از ریاست چاپخانه و انتشارات استعفا داد و در ۱۹۲۱ به دنبال آرامش از روسیه خارج شد و در ۱۹۲۸ به روسیه بازگشت.آخرین کار او که ناتمام هم ماند "زندگی کلیم سامگین" نام دارد که اغلب شاهکار او معرفی می شود. این رمان که در ۴ جلد نوشته شده، نمایی است از وضعیت اجتماعی روسیه از سال ۱۸۸۰ تا ۱۹۱۷.آثار گورکی از نظر نیک اندیشی و قدرت قابل توجه هستند. و او با آثارش به اعماق تفکر اتحاد جماهیر شوروی نفوذ کرده است. همچنین گرایشات عمیق شاعرانه و توجه همیشگی به عدالت در آثار او مشهود است.گورکی در سن ۶۸ سالگی (۱۹۲۶) توسط یک گروه "ضد شوروی" با زهر مسموم شد و در گذشت.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 3 شهریور 1395  - 3:17 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

محقق، نویسنده، مترجم. تولد: 1312. درگذشت: 4 تیر 1368. محمدرضا سوداگر در علوم اجتماعى و اقتصاد تحصیل كرده است. از آثار اوست: رشد روابط سرمایه‏دارى در ایران: مرحله گسترش 1342 -57 (تألیف 1396).

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 3 شهریور 1395  - 3:17 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

درگذشت: 1363. از آثار اوست: شناخت خوراكیها (تهران، 1373)؛ زبان خوراكها (تهران، 1356 ،1351)؛ درمان گیاهى (تهران، چاپهاى متعدد)؛ خودشناسى، یا، اسرار خوراكیها (تهران، 1352)؛ خواب، خوراك و تنفس (تهران، 1370)؛ اعجاز خوراكیها (تهران، 1362).

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 3 شهریور 1395  - 3:17 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

تولد: 1314. درگذشت: 1371. از آثار اوست: او را هرگز ندیدم (گردآورنده سودابه زحمتكش حاوى نامه‏ها و یادبودهاى امیر بروجردى).

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 3 شهریور 1395  - 3:17 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

درگذشت: 1371. از آثار اوست: چه كسى مى‏خواهد؟ (تهران، 1372).

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 3 شهریور 1395  - 3:17 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

محمد حسن گنجی، در 21 خرداد 1291 شمسی در بیرجند به دنیا آمد. پس از طی تحصیلات ابتدایی در مدرسه شوکتیه بیرجند، وارد دارالمعلمین عالی تهران شد و در رشته تاریخ و جغرافیا به اخذ درجه لیسانس نائل گردید. در شهریور ماه همان سال به عنوان دانشجوی برگزیده رهسپار اروپا شد. وی در رشته جغرافیا در دانشگاه ویکتوریای منچستر انگلستان ادامه تحصیل داد و در سال 1317 درجه لیسانس تخصصی جغرافیا را احراز نمود. دکتر گنجی بار دیگر با استفاده از دو بورس تحصیلی در سال 1331 به منظور تکمیل تحصیلات خود عازم آمریکا شد و در دانشگاه کلارک آمریکا به اخذ درجه دکترای جغرافیا توفیق یافت. دکتر گنجی پس از پشت سر نهادن رتبه های علمی و مسئولیتهای دانشیاری، استادی، مدیریت گروه جغرافیا، ریاست دانشکده ادبیات و علوم انسانی و معاونت دانشگاه تهران، بازنشسته گردید. با وجود این استاد هیچگاه دست از کار نکشید و از سال 1364 با مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی همکاری خود را آغاز کرد. دکتر گنجی از سال 1370 به عنوان مشاور رئیس دانشکده علوم زمین با دانشگاه شهید بهشتی همکاری دارد. از جمله سمت‌های دیگر وی، ریاست اداره کل هواشناسی ایران، ریاست هواشناسی منطقه آسیا و عضو کمیته اجرایی سازمان هواشناسی جهان است. وی برگزیده همایش طرح سپاس در سال 86 در فرهنگسرای سینا می‌باشد.گروه : علوم انسانیرشته : جغرافیاگرایش : اقلیم شناسیوالدین و انساب : نام پدر محمد حسن گنجی، ابوتراب است. افراد خانواده او بیشتر در خدمت امرای قاینات (بیرجند ) یعنی خاندان علم بودند و پدرش مدتها نایب الحکومه شهر قاین بود. او سه برادر و دو خواهر داشت که چهار نفر آنها بعد از اتمام مدارس ابتدایی یا متوسطه بیرجند در مدارس محلی به تدریس اشتغال داشتند. در حال حاضر همه آنها به غیر از دو نفرشان از دنیا رفته‌اند.خاطرات کودکی : محمد حسن گنجی در 21 خرداد 1291 خورشیدی برابر با 11 ژوئن 1912 میلادی در شهر کوچک و دورافتاده بیرجند در مرکز قائنات (قهستان) به دنیا آمد. سرزمین قهستان مانند جزیره‌ای در دریای شن بود و ورود به آن از هر سو نیازمند گذشتن از فرسنگ‌ها کویر بی‌آب و علف بود. اکثریت ساکنان آن و به ویژه اهالی بیرجند از ریشه ایرانیان قدیمی با رگه‌هایی از دیگر اقوام تشکیل می‌شد که بیشتر از راه کشاورزی همراه با دامداری روزگار می‌گذراندند. خانواده گنجی نیز از همین مردمان بودند. شش ساله بود که وارد مدرسه شوکتیه در بیرجند شد. بیشتر دوران تحصیل مقدماتی او در دهه‌ نخست 1300 خورشیدی با تحولات سیاسی، اجتماعی گسترده کشور و پایان سلطنت دویست ساله‌ قاجار و آغاز دوران پهلوی همراه شد. بیرجند که تا آن زمان روستای دورافتاده‌ای با جمعیتی حدود 9000 نفر به شمار می‌رفت، کم کم به عنوان یک منطقه‌ استراتژیک مطرح شد و مرکز فرماندهی تیپ نظامی قائنات و سیستان و بلوچستان لقب گرفت. در مدرسه‌ شوکتیه رسم بر این بود که به شاگرد نخست، دوم و سوم به ترتیب مدال طلا، نقره و یک کتاب نفیس هدیه می‌دادند و گنجی در طول شش سال تحصیل چهار مدال طلا و دو نقره، به دست آورد و در جشن پایان دوره که آن مدال‌ها را به سینه زده بود چنان احساس سربلندی می‌کرد که به بیان خودش گویی قلعه خیبر را فتح کرده ‌بود. وی همچنین به شکار کبک و تیهو که در آن زمان در کوهپایه‌های اطراف روستا زیاد دیده می‌شدند می‌پرداخت. اغلب خویشاوندان ایشان در روستا چهارپایانی مثل اسب، قاطر و الاغ داشتند و سوارکاری با حیوانات از سرگرمی‌های آن دوران به شمار می‌رفت. دو رویداد مهم در آن سال‌ها رخ داد که اثر عمیقی بر گنجی گذاشت: یکی خشکسالی شدیدی که تاثیرات انسانی دردناکی برجای گذاشت. پس از سه چهار سال همه‌ قنات‌های بیرجند خشکید، محصولات کشاورزی از میان رفت و بسیاری از روستاییان به شهرهای دیگر کوچ کردند. خانواده‌ گنجی در آن سال‌ها بسیار سختی کشیدند و حتی آب آشامیدنی را از جاهای دیگر فراهم می‌کردند. دومین رویداد هنگامی رخ داد که او کلاس چهارم یا پنجم دبستان بود. زمستان 1343 هجری قمری بود که پس از چند روز بارش پیوسته‌ باران، سیلی بزرگ رخ داد و همه‌ قنات‌ها را نابود کرد و آسیب زیادی به بار آورد. خاطره‌ تلخ آن دو رویداد هواشناختی همچنان در ذهن گنجی ماند و حتی در انتخاب روش زندگی و روی آوردن او به دانش جغرافیا و هواشناسی تأثیر زیادی گذاشت. اوضاع اجتماعی و شرایط زندگی : محمدحسن گنجی در خانواده‌ای که در آن اصول و اعتقادات دینی و مذهبی کاملاً رعایت می‌شد و از نظر مالی هم در شرایط متوسطی بود بدنیا آمد و بزرگ شد. پدرش به شغل کشاورزی و دامپروری اشتغال داشت.تحصیلات رسمی و حرفه ای : محمدحسن گنجی پس از به پایان رساندن تحصیلات متوسطه در زادگاه خود یعنی بیرجند در مهرماه 1309 خورشیدی به تهران آمد تا حقوق بخواند. ولی در تهران متوجه شد که بیشتر استادان مدرسه‌ عالی حقوق آن زمان، فرانسوی هستند و چون زبان فرانسوی نمی‌دانست به دارالمعلمین عالی رفت که نخستین بنیاد آموزش عالی آن زمان بود. دارالمعلمین عالی، که در 1307 بنیان‌گذاری شده بود، دو گروه «فلسفه و ادبیات» و «تاریخ و جغرافیا» داشت. گنجی در رشته‌ تاریخ و جغرافیا نام‌‌نویسی کرد و پس از سه سال در 1312 لیسانس آن رشته را دریافت کرد. از آنجا که گنجی در کنکور اعزام به خارج در بخش معلمی تاریخ و جغرافیا مقام اول را به دست آورده بود، در 25 شهریور 1312 همراه با حدود 90 نفر دیگر که 20 نفر از آنان از دانش‌آموختگان دانشسرای عالی بودند، به فرانسه فرستاده شد. چون در دبیرستان شوکتیه بیرجند تا اندازه‌ای با زبان انگلیسی آشنا شده بود، او را با 12 نفر دیگر از دانشجویان که به زبان انگلیسی آشنایی داشتند، پس از چند روز ماندن در پاریس به لندن فرستادند. در آن روزها معمول بود که دانشجویان فرستاده شده به انگلستان را برای یکسال به زندگی در یک خانواده‌ انگلیسی وا می‌داشتند تا زبان و آداب انگلیسی را فراگیرند. اما چون گنجی زبان انگلیسی را به اندازه‌ نیاز می‌دانست، او را بی‌درنگ پس از ورود به انگلستان به دانشگاه ویکتوریا در منچستر معرفی کردند که در آن زمان یکی از پنج دانشگاه معتبر پس از آکسفورد و کمبریج به شمار می‌آمد. در سال دوم در انگلستان بود که پس از یک ‌سال مطالعه و بررسی رشته‌های گوناگون، تصمیم خود را گرفت که در زمینه‌ جغرافیا کار کند و از آن زمان تاریخ برای او در درجه‌ دوم اهمیت قرار گرفت. او در آن سال در گروه تخصصی جغرافیا در دانشگاه منچستر نام‌نویسی کرد و پس از چهارسال توانست لیسانس تخصصی و ممتاز در جغرافیا (B.A.Honurs) را به دست آورد که برابر کارشناسی‌ارشد به شمار می‌آید. او دلیل گرایش خود را به جغرافیا و به ویژه هواشناسی، دو رویداد خشکسالی و سیلی می‌داند که در روزگار کودکی و نوجوانی در زادگاهش رخ داد و باعث آسیب زیادی به روستاییان شده بود. همچنین، در روزگاری که در خارج تحصیل می‌کرد، بحث‌های داغی پیرامون نظریه‌ تکامل در جریان بود و از آنجا که بارها شنیده بود که پاسخ جانداران به دگرگونی آب و هوا، نقش مهمی در تکامل جانداران دارد، به موضوع‌‌های مربوط به آب و هوا و محیط بسیار گرایش پیدا کرده بود. گنجی در مهرماه 1317 به ایران بازگشت و با عنوان دبیر (امروزه در رتبه‌بندی علمی دانشگاهی به آن مربی می‌گویند) در دانشکده‌ ادبیات و دانشسرای عالی به تدریس جغرافیا پرداخت. دوره‌ خدمت دبیری او 14 سال به طول انجامید و چون با مقررات آن روز هرگز نمی‌توانست بدون درجه‌ دکترا، استاد دانشگاه شود، با استفاده از فرصت مطالعاتی در شهریور 1331 به آمریکا رفت. او پس از دوسال تحصیل در دانشگاه کلارک (در شهر ورستر ایالت ماساچوست) که از مراکز بسیار معتبر آموزش و پژوهش جغرافیا بود، درجه‌ دکترا در جغرافیا را به دست آورد. خاطرات و وقایع تحصیل : محمدحسن گنجی، در تمام دوره متوسطه همواره شاگرد اول یا دوم کلاس خود بود. در مدرسه شوکتیه بیرجند، چنین مرسوم بود که در پایان سال تحصیلی به منظور تشویق دانش آموزان، به نفر اول در امتحانات پایان سال یک مدال طلا و به نفر دوم یک مدال نقره جایزه می دادند و دکتر گنجی در شش سال دوره متوسطه 4 مدال طلا و 2 مدال نقره کسب نمود. دوران تحصیل در مقطع ابتدایی و متوسطه دکتر گنجی با تغییرات و تحولات مملکت همزمان بود به این صورت که یک سلسله ارامنه و بیگانگان می‌رفتند و یک سلسله از آنها برمی‌گشتند. شهر چهره نظامی با نیروهای بیگانه به خود گرفته بود. از خاطرات دیگر ایشان می‌توان به صف‌آرایی دانش آموزان و مشارکت دادن آنها در تظاهرات سیاسی و همچنین دیدار آنها با افسرهای غیر بومی به صورت معلمین مدرسه اشاره کرد که برای دکتر گنجی خاطره انگیز بوده است.فعالیتهای ضمن تحصیل : محمدحسن گنجی از دوران تحصیل در مقاطع ابتدایی و متوسطه خود چنین به یاد می‌آورد: «در ایام تعطیل (تابستان) بسیاری از ما را به یادگیری حرفه‌های سنتی وا می‌داشتند و دانش آموزانی که پدرانی با حرفه بازاری داشتند در خلال تحصیل به پدر خود کمک می‌کردند. در زمان تحصیلات ابتدایی من پیش آهنگی در مدارس متداول شده بود و بسیاری از حرفه‌ها را از طریق پیش آهنگ به ما یاد می‌دادند.» دکتر گنجی، در ضمن تحصیل در انگلستان چندین مسافرت علمی همراه گروه‌های دانشگاهی به نواحی داخلی انگلستان و اسکاتلند و همچنین به شبه جزیره ایبری ( سپانیا و پرتغال) و اسکاندیناوی (دانمارک، سوئد و فنلاند) و ممالک دیگر اروپایی انجام داد.استادان و مربیان : مربیان و استادان محمدحسن گنجی طی دوران تحصیل عبارت بودند از: میرزا احمد نراقی، شیخ احمد سلیمانی نراقی، کلنل علینقی وزیری مفیدالملک، سیدرضی حسین ( ناظم هندی )، عباس اقبال آشتیانی، ماژور مسعودخان کیهان، بدیع الزمان فروزانفر، سیدمحمدکاظم عصار، دکتر صادق رضازاده شفق، عبدالحسین شیبانی وحیدالملک، دکتر عیسی صدیق، دکتر اسدالله بیژن و ... .هم دوره ای ها و همکاران : آقایان احمد مستوفی، احمد سعادت عداله فریار، صورتگر، حسین علی سلطان زاده پسیان، احمد بهفروز، بهادر عامری (دندانپزشک)،جواد بیرجندی، حسام‌الدین ضیائیان، علیقلی حکیم نژاد (صاحب کارخانه آبسال)، محمد تقی سیاه‌پوش و ابراهیم صفوی از هم‌دوره‌ای‌های محمدحسن گنجی بشمار می‌روند.همسر و فرزندان : محمدحسن گنجی در 24 دیماه 1320 با سرکار خانم لطیفه جوادزاده (از ایرانیان مقیم ارمنستان) ازدواج کردند.وقایع میانسالی : محمدحسن گنجی از وقایع میانسالی خود چنین می‌گوید: من با دبیری در دانشگاه تهران شروع کردم و بعد از 13 سال استادیار این دانشگاه شدم، اولین کسی بودم که با تحصیلات عالیه جغرافیا به ایران برگشتم و در سال دوم تأسیس دانشگاه تهران به همراه دو نفر از همکارانم رشته جغرافیا را پایه‌گذاری کردیم. بعد از ما شش نسل جغرافیدان در ایران تربیت شده است که من به نوعی خود را پدربزرگ این جریان احساس می‌کنم. مدتی رئیس دانشکده و معاون دانشگاه تهران بودم. در دوران بازنشستگی هم دانشگاه بیرجند را تأسیس کردم. قبل از انقلاب مدتی معاون پارلمانی وزارت راه بودم. پس از انقلاب در دوران جنگ ایران و عراق مشاور وزیر دفاع بودم حالا هم در این دانشگاه (شهید بهشتی) مشاور دانشکده علوم زمین هستم و دو دانشجوی دکتری دارم، بیش از صد مقاله به فارسی و انگلیسی نوشته‌ام و چهارده کتاب درسی به چاپ رسانده‌ام ، مهمتر از همه اینها انتشار کتابی با عنوان «جغرافیا در ایران از دارالفنون تا انقلاب اسلامی» که داستان علم جغرافیا در کشور است. پانزده سال است که با دائره‌المعارف اسلامی همکاری می‌کنم و این اواخر با مرکز گفتگوی تمدن‌ها ارتباط نزدیک دارم و قرار است اطلس جغرافیایی تمدن‌ها را تهیه کنم. مشاغل و سمتهای مورد تصدی : محمدحسن گنجی در کنار فعالیت خود در دانشگاه تهران، از مهرماه 1335 تا مهرماه 1347 ریاست اداره کل هواشناسی ایران را نیز عهد‌ه‌دار بود. در این مدت، وی نماینده ثابت دولت ایران در سازمان هواشناسی جهانی، به مدت 5 سال ریاست هواشناسی منطقه آسیا ( به مدت 5 سال) و عضویت کمیته اجرایی سازمان مزبور را برعهده داشت. دکتر گنجی از اردیبهشت ماه 1342 تا مهرماه 1347 معاونت پارلمانی وزارت راه و در زمان ریاست دانشگاهیِ پروفسور رضا، از سال 1347 به مدت یک سال پست معاونت اداری و مالی دانشگاه تهران را عهده‌دار شد. آنگاه پس از چندی مشاور دانشگاه گردید و سپس از خردادماه 1353 عهده‌دار ریاست دانشکده ادبیات و علوم انسانی گردید و تا پایان خدمت 37 ساله دانشگاهی خود در این سمت باقی بود. وی در اول بهمن ماه 1354 به افتخار بازنشستگی نائل آمد و از مهرماه 1354 تا پایان سال 1357 ریاست مؤسسه آموزش عالی امیر شوکت‌الملک علم بیرجند را برعهده داشت. وی از سال 1368 تا 1372 مشاور رئیس سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح (سازمان جغرافیای سابق) بود. و از سال 1373 نیز با سمت مشاور دانشکده علوم زمین دانشگاه شهید بهشتی در طراحی و اجرای برنامه‌ها مشارکت داشته است. همچنین از سال 1365 عضویت بخش جغرافیایی سازمان مطالعه و تدوین کتب دانشگاهی (سمت) را دارا بوده و با بیشتر دانشگاه‌های تهران مخصوصاً دانشگاه تربیت مدرس در دوره‌های دکترای جغرافیا تدریس و همکاری داشته است. وی همچنین عضویت کمیته رهبری اطلس اقلیمی ایران را در سازمان هواشناسی برعهده داشته است. از دیگر مشاغل وی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: 1- عضو مادام العمر انجمن جغرافیائی انگلستان 2- عضو سابق انجمن سلطنتی مردم‌شناسی انگلستان و ایرلند 3- عضو شورای عالی آمار 4- عضو هیئت تحریریه دائره‌المعارف بریتانیا 5- عضو افتخاری انجمن آمریکائی پیشرفت علوم 6- عضو شورای عالی مردم‌شناسی 7- عضو انجمن جغرافیائی کشورهای آسیا و آفریقا 8- عضو کمیته ملی آبشناسی (یونسکو) 9- عضو هیئت ممیزه دانشگاه تهران 10- عضو کمیسیون بورسهای دانشگاهی 11- عضو کمیسیون همکاری فرهنگی ایران و فرانسه (دانشگاهی) 12- عضو کمیته جغرافیائی فرهنگستان ایران 13- عضو شورای عالی جغرافیائی وابسته به سازمان جغرافیائی کشور 14- عضو کمیته برنامه‌ریزی وزارت آموزش و پرورش 15- عضو هیئت امنای مدرسه عالی بازرگانی رشت 16- عضو هیئت امنای مدرسه عالی علوم اراک 17- عضو هیئت امنای مدرسه عالی فنی تهران 18- عضو اتحادیه انجمن‌های علمی 19- رئیس اولین کنگره جغرافیدانان ایران 1352 20- عضو شورای دانشگاه تهران 21- اولین رئیس انجمن جغرافیدانان ایران 1353 تا 1357فعالیتهای آموزشی : محمدحسن گنجی پس از اخذ درجه لیسانس از انگلستان (در سال 1317)، به ایران بازگشت و به مدت 14 سال با سمت دبیری در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران و دانشسرای عالی به تدریس جغرافیا پرداخت. وی همچنین پس از اخذ مدرک دکترا در سال 1334 از آمریکا به ایران بازگشت و پس از طی 5 سال دوره دانشیاری، در سال 1339 (با رتبه 10) به عنوان استادی پاره‌وقت دانشگاه تهران ارتقاء یافت و متصدی کرسی جغرافیای انسانی شد. در مهرماه 1347 خدمت تمام وقت دانشگاه را پذیرفت و از سال 1348 در سمت استاد و مدیر گروه آموزشی جغرافیا در دانشگاه انجام وظیفه کرد. [ گزارش گفتگو، مرکز بین‌المللی گفتگوی تمدن‌ها، سال اول، شماره 12، نیمه اول مهر 1380، ص 18 ـ اثرآفرینان (زندگینامه نام‌آوران فرهنگی ایران)، ج 5، زیر نظر دکتر عبدالحسین نوایی، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ص 81 ] مراکزی که فرد از بانیان آن به شمار می آید : از جمله خدمات علمی محمدحسن گنجی می‌توان به تشکیل «انجمن جغرافی‌دانان ایران» و بنیان‌گذاری سازمان هواشناسی کشور اشاره نمود. وی در مهرماه 1354 به موجب ابلاغ وزیر علوم و آموزش عالی مأموریت یافت که مقدمات تهیه و تشکیل دانشگاهی را در بیرجند فراهم سازد و در تیرماه 1355، مؤسسه آموزش عالی امیرشوکت‌الملک علم بیرجند را بنیاد نهاد.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : محمدحسن گنجی در کنار تدریس و تحقیق در بسیاری از موسسات دولتی و خصوصی که با اموری در زمینه‌های جغرافیایی ارتباط داشته‌اند در مراحل برنامه‌ریزی و همچنین اجرایی مشارکت داشته است.شاگردان : بیشتر اساتید جغرافیای کنونی دانشگاههای ایران یا مستقیماً در زمره شاگردان محمدحسن گنجی بوده‌اند و یا بطور غیر مستقیم از شخصیت علمی و تالیفات وی بهره برده‌اند. از جمله شاگردان وی دکتر فاطمه بهفروز استاد گروه جغرافیای دانشگاه تهران می‌باشد. دکتر پیروز مجتهدزاده که در دوره‌ کارشناسی شاگرد دکتر گنجی بوده است، درباره‌ استاد خود چنین گفته است: «با همه‌ استادانم رابطه‌ای نزدیک و منطقی داشتم، به ویژه با دکتر گنجی که رابطه‌مان به شکل رابطه پدر و فرزندی در روابط اجتماعی و نیز در محیط دانشگاه بود. صرف نظر از پدر و مادر که نقش انکارناپذیری در شخصیت من داشته‌اند، سه نفر دیگر هم تاثیر ژرفی بر زندگی من ایجاد کرده‌اند. نخستین آنها دکتر گنجی است که نگاه اساسی‌ام را به علم و زندگی مدیون او هستم. در دوران دانشجویی‌ام به همه استادانم احترام می‌گذاشتم ولی دکتر گنجی به راستی با بقیه تفاوت داشت. او کسی بود که می‌توانست همه گونه پرسش را در مباحث جغرافیایی و به ویژه هواشناسی پاسخ دهد. با وجود این، هیچ ادعایی نداشت و احترام عمیق من به او به سبب همین بی‌ادعایی است. همیشه سعی می‌کرد در حال آموختن باشد. من همواره در برابر پرسش‌های علمی و فرهنگی و اجتماعی مختلفی که برایم پیش می‌آمد نزد او می‌رفتم. گنجی شخصیتی استثنایی و ارزشمند است و من شخصیتی در شأن و پایه او ندیده‌ام. در واقع آموختن من از دکتر گنجی فقط به دوره‌‌های خاص دانشگاهی مانند لیسانس و فوق لیسانس و حتی دکترا محدود نبود. من هنوز هم از او می‌آموزم.» همفکران فرد : علاوه بر عباس سحاب که بنیانگذار اولین موسسه کارتوگرافی بازرگانی ایران (موسسه جغرافیایی و کارتوگرافی سحاب) است، مهندس عباس جعفری و سعید بختیاری از دوستداران نقشه و فعالان در انتشار مجموعه‌های اطلس و نقشه‌های جغرافیایی، پیروز مجتهدزاده، جواد صفی‌نژاد، مصطفی ارمنی، محمدتقی رهنمائی، ابراهیم مقیمی، دره میر حیدر، حسن کامران، محمد سلیمانی، حسین شکوئی و فرج الله محمودی همفکری نزدیکی با دکتر محمدحسن گنجی دارند.آرا و گرایشهای خاص : محمدحسن گنجی همواره مفهوم علم جغرافیا را در چهارچوب شناخت روابط بین انسان و محیط زندگی وی (دیدگاه «انسان محیطی»)، یا در قالب شناسایی مشخصات ناحیه‌ای شامل پدیده های طبیعی و انسانی (دیدگاه ناحیه ای) و بالاخره در محدوده بررسی پراکندگی مکانی هر پدیده جغرافیایی خاص (‌دیدگاه فضایی) مورد نظر قرار داده اند. این مطلب نشانه آن است که وی همواره در پی جدیدترین اطلاعات بین المللی درباره جغرافیا بوده است. در ارتباط با دیدگاههای سازمان یافته جغرافیای (انسان محیطی، ناحیه ای و فضایی) دکتر گنجی مسائل علم جغرافیا را در دو بخش طبیعی و انسانی قابل مطالعه می‌داند، که می‌توانند در چهارچوب روشهای عمومی و یا ناحیه‌ای مورد بررسی قرار گیرند. و همگام با این توجیهات روش تحقیقی، استاد گنجی برای اصالت قوانین جغرافیایی در بررسی‌های ناحیه‌ای، اهمیت و اعتبار خاصی قائل می‌شوند. ایشان با استناد به منابع جدید و معتبر خارجی در این زمینه معتقد است که پدیده‌های انسانی اگرچه به اندازه پدیده‌های طبیعی تابع قوانین علمی نیستند، معهذا با استفاده از اطلاعات آماری و روشهای کمیتی می‌توان در مورد یک پدیده خاص انسانی مدل‌سازی و یا تیپ‌شناسی کرد که این روش گامی به سوی قانون گرایی خواهد بود. از این گذشته، دکتر گنجی کاربرد کامپیوتر را جهت تحلیل این داده‌های آماری ضروری می‌داند و این نوگرایی دکتر گنجی، با توجه به اینکه وی قدیمی ترین استاد جغرافیای ایران است، قابل ملاحظه می باشد. [ بهفروز، دکتر گنجی و گسترش دانش جغرافیا در ایران، مجموعه مقالات جغرافیایی جشن نامه دکتر محمدحسن گنجی، صص 5-24]جوائز و نشانها : محمدحسن گنجی، در سال 1354 به عنوان استاد ممتاز دانشگاه تهران انتخاب شد. وی در بیست و نهمین کنگره اتحادیه بین المللی جغرافیایی در کره جنوبی در سال 2000 میلادی به عنوان یکی از 15 جغرافیدان برجسته جهان شناخته شد و سازمان هواشناسی جهانی، جایزه علمی سال 2001 خود را به وی اعطا کرد. ایشان همچنین نشان درجه سه در خدمات دولتی را دریافت کرده است. دکتر گنجی از اوایل انقلاب تا اکنون بالغ بر 63 لوح تقدیر از مراکز آثار و مفاخر علمی، چهره‌های ماندگار، انجمن‌های علمی جغرافیایی و دانشگاهها دریافت کرده است. وی برگزیده همایش طرح سپاس درسال 86 در فرهنگسرای سینا می‌باشد.چگونگی عرضه آثار : محمدحسن گنجی سفرهای علمی متعددی به کشورهای اسکاتلند ، پرتقال ، دانمارک ، سوئد ، فنلاند ، پاکستان ، هندوستان ، ژاپن ، اندونزی ، مالزی ، سنگاپور ، هنگ کنگ ، لبنان ، اطریش ، آلمان ، هلند ، بلژیک ، اسپانیا ، فرانسه ، نروژ ، شوروی ( مسکو ، کیو ، ایروان و باکو ) ، استرالیا ، کانادا ، کشورهای متحده آمریکا و کلیه شیخ نشین های خلیج فارس نمود. وی عضو مادام العمر انجمن جغرافیایی انگلستان ، عضو سابق انجمن سلطنتی مردم شناسی انگلستان و ایرلند ، عضو شورای عالی آمار ، عضو هیئت تحریریه دایره المعارف بریتانیا ، عضو افتخاری انجمن آمریکایی پیشرفت علوم ، عضو شورای عالی مردم شناسی ، عضو انجمن جغرافیایی کشورهای آسیا و آفریقا ، عضو کمیته ملی آبشناسی یونسکو ، عضو هیئت ممیزه دانشگاه تهران ، عضو شورای دانشگاه تهران ، عضو کمیسیون همکاری فرهنگی دانشگاهی ایران و فرانسه ، عضو کمیته جغرافیایی فرهنگستان ایران ، عضو شورای عالی جغرافیایی وابسته به سازمان جغرافیایی کشور ، عضو کمیته برنامه ریزی وزارت آموزش و پرورش ، عضو هیئت امنای مدرسه عالی بازرگانی رشت ، عضو هیئت امنای مدرسه عالی علوم اراک ، عضو هیئت امنای مدرسه عالی فنی ، عضو اتحادیه انجمن های علمی ، رئیس اولین کنگره جغرافی دانان ایران (1352) ، اولین رئیس انجمن جغرافی دانان ایران (1353-1362) ، عضو سازمان مطالعه و تدوین کتب دانشگاهی (سمت) ، عضو محققین مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی و عضو کمیته رهبری طرح اطلس اقلیمی ایران می باشد. دکتر گنجی در کنگره بین المللی جغرافیایی ( آمستردام - 1938 ، واشینگتن - 1952 ، دهلی نو - 1968 و مونترال کانادا - 1972) ، سمینار جغرافیایی کشورهای آسیایی و آفریقایی (علیکره هندوستان - 1956) ، کمیسیون حل اختلاف آب هیرمند بین ایران و افغانستان (واشنگتن - 1956) ، کمیته اجرایی طرح مناطق خشک یونسکو ( کانبرای استرالیا - 1956) ، کمیته منطقه ای سازمان هواپیمایی کشوری بین المللی (رم - 1959) ، کمیته هواشناسی سازمان پیمان مرکزی ( آنکارا - 1959 ، 1960 ، 1961 و 1963 ، لندن - 1960) ، اجلاسیه هواشناسی منطقه آسیا ( رنگون بیرمانی - 1959 ، بانکوک - 1962 ، تهران - 1966 و توکیو - 1970) ، کمیسیون اقلیم شناسی سازمان هواشناسی جهانی (لندن - 1960 و استکهلم - 1965) ، کنگره سازمان هواشناسی جهانی (ژنو - 1963 ، 1967 و 1971) ، اجلاسیه کمیته اجرایی سازمان هواشناسی جهانی (ژنو - 1965 ، 1966 ، 1968 ، 1969 و 1971) ، کمیته ارتباطات سازمان عمران منطقه‌ای (اسلام آباد - 1966)، دومین کنگره سازمان ملل درباره یکنواخت ساختن اسامی (لندن - 1972) ، کنفرانس یونسکو درباره آموزش جغرافیا در آسیای شرقی و اقیانوسیه (سنگاپور - 1972) ، دومین اجلاسیه گروه کارشناسان هواشناسی جهانی درباره کاربرد اقلیم شناسی در مسائل محیطی (ژنو - 1972) ، دومین کمیته فنی اندازه‌گیری آلودگی هوا (هلسینکی - 1973) ، کنفرانس یونسکو درباره آموزش جغرافیا در آسیای جنوبی (دهلی نو - 1974) ، هشتمین اجلاسیه گروه کارشناسان جغرافیای سازمان ملل (نیویورک - 1975) ، سمپوزیوم هواشناسی در رابطه با آمایش زمین دراشویل ( کارولینای شمالی - 1975) ، بیست و سومین کنگره بین المللی جغرافیا (مسکو - 1976) ، سومین کنگره سازمان ملل برای یکنواخت کردن اعلام جغرافیایی (آتن - 1356 ، مونترال - 1365 و ژنو - 1370) ، سفر عتبات عالیات در گروه دانشگاه تهران (1356) ، سفر چین در گروه دانشگاه تهران (1357) ، یازدهمین اجلاسیه گروه کارشناسان ملل متحد (ژنو - 1363) ، چهارمین اجلاسیه منطقه‌ای برای همسان سازی نام‌های جغرافیایی (تهران - 1369) ، سمینار مرزهای ایران در مرکز ژئوپلوتیک و مرزهای بین المللی دانشگاه لندن (لندن - 1370)، سمینار هویت ایران در پایان قرن بیستم در دانشگاه لندن (لندن - 1377) شرکت فعال داشته است. دکتر گنجی ، حدود 10 درس جدید و مختلف را به تدریج وارد برنامه رشته جغرافیا نمود و همه را شخصاً به تناوب در سال‌های تحصیلی مختلف تدریس کرد. از آثار ایشان می‌توان به 1 جزوه درسی ، 16 اثر تألیفی ، 6 نقد کتاب ، 12 مقدمه کتاب ، 80مقاله علمی ، 19سخنرانی و 14 مقاله به زبان انگلیسی اشاره نمود.آثار : مقاله جغرافیایی ویژگی اثر : مجموعه ای است از مقالات جغرافیایی و اقلیم شناسانه و چند مقاله تاریخی که عمدتاً درباره ایران می باشد، این کتاب برای اولین بار در سال 1352 توسط موسسه جغرافیایی و کارتوگرافی سحاب به چاپ رسیده است. { گنجی، 32 مقاله جغرافیایی، تهران: موسسه جغرافیایی و کارتوگرافی سحاب، 1352، پنج}2 آب و هوای ایران (فصلی از تاریخ ایران کمبریج 1968) ، آب و هوای ایران (قاهره) ، آب و هوای کشورهای آسیای مرکزی ، آتشفشان سنت هلن، آثاری از دکتر گنجی که به انگلیسی منتشر نموده اند ، آمار بارندگی در ایران ، آمایش زمین بصورت یک منبع طبیعی (نمونه هایی از آسیا) ،آمریکا را بشناسید ، آموزش جغرافیا ، اطلس اقلیمی ایران ، اطلس کامل تهران ، اکولوژی و اقلیم شناسی ، انتشارات پنهانی (یادداشت) ، انحطاط جغرافیایی شهر بیرجند ، ایران (دایره المعارف و رلدمارک چاپ نیویورک) ، برتراند راسل و جغرافیا ، برداشتی جغرافیایی از جمعیت مسلمان جهان و پاره ای از مشخصات و گرافیک آن ، بررسی اجمالی باران 13 سال اخیر ایران ، بستر جغرافیایی تاریخ ایران ، به انگیزه اگر باران به کوهستان ببارد ، پاره ای جنبه های جغرافیایی ایران ، پیام آقای دکتر محمدحسن گنجی ویژگی اثر : مجموعه سخنرانیهای چهارمین کنگره جغرافیدانان ایران (به اهتمام گروه آموزشی جغرافیا) ، دانشگاه فردوسی: دانشکده ادبیات و علوم انسانی، مشهد، صفحات 18-7.24 پیشگفتار و نقد مقاله ها ویژگی اثر : فصلنامه تحقیقات جغرافیایی، شماره 2، موسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی، صفحات 10-5.25 تاثیر آب و هوا در زندگی بشر ، تاریخ جغرافیای اسلامی ، تاریخچه جغرافیا در اسلام ، تاریخچه نهضت های پان ، ترجمه بشر چیست ؟ ویژگی اثر : تألیف: مارک تواین.30 تغییرات آب و هوا ، تغییرات ناگهانی هوای ساحل جنوبی ، تقسیمات اقلیمی ایران ، جغرافیا در ایران از دارالفنون تا انقلاب اسلامی ویژگی اثر : کتابی است در شرح سیر تطور علم جغرافیا در ایران معاصر که در 1367 در انتشارات آستان قدس رضوی به چاپ رسید. [ جزنی « یادداشتهایی درباره مقام علمی دکتر گنجی، مجموعه مقالات جغرافیایی» (جشن نامه دکتر محمدحسن گنجی)، ص 12}34 جغرافیا و آمار ویژگی اثر : نشریه سالانه اداره کل آمار عمومی، تهران35 جغرافیای اقلیمی ، جغرافیای ایران ویژگی اثر : کتابی است درباره کلیات جغرافیای ایران و تقسیمات و فصل بندی مطالعات جغرافیایی در این باره، که در چهار فصل در جلد اول نشریه شماره 22 ایرانشهر منتشر شده است.37 جغرافیای سال پنجم ابتدایی ویژگی اثر : با همکاری دکتر لطف الله مفخم پایان و حسین خلیل فر.38 جغرافیای سال ششم ابتدایی ویژگی اثر : با همکاری حسین خلیل فر.39 جنگ و جغرافیا یا روابط دول بزرگ در اقیانوسیه ویژگی اثر : این کتاب در 1321 توسط کتابفروشی پروین به چاپ رسید، بحث های ژئوپولتیکی جالبی درباره رقابت های استعمارگران در قاره اقیانوسیه را در بر می گیرد.40 خاورمیانه کجا است، خشکسالی در قائنات ، دون ژوان ایرانی ، روند تحقیقات جغرافیایی در ایران ، سازمان هواشناسی جهانی و هواشناسی ایران ، سخنی چند درباره هواشناسی ، شمه ای از خدمات جغرافیایی سازمان جغرافیایی و چندین مقاله جغرافیایی در دایره المعارف بزرگ اسلامی ، فهرست مقالات جغرافیایی ویژگی اثر : با همکاری جواد صفی نژاد.48 کتب جغرافیای دبیرستانی ، کلیات جغرافیای طبیعی ، کمک به اقلیم شناسی باستانی ایران ، گزارش ششمین کنگره بین المللی جغرافیایی در لندن ، گزارش کمیته هواشناسی مناطق خشک ، گزارش کنفرانس یونسکو در استرالیا درباره آب و هوای مناطق خشک جهان ، گزارش کنفرانس یونسکو درباره نحوه آموزش جغرافیا در جنوب خاوری آسیا ، لزوم تهیه نقشه های جغرافیایی ، مشخصات جغرافیای طبیعی ایران ، مطالعه اجمالیِ فرهنگ های جغرافیایی ، مطالعه جغرافیای در خواص جمعیتی امت مسلمان در جهان ، مفهوم جغرافیا و روش تدریس آن ویژگی اثر : نشریه انجمن دبیران علوم اجتماعی و تاریخ و جغرافیا، شماره 1، تهران.60 مفهوم واقعی نژاد ، مقالاتی درباره جغرافیای ایران ، مقدمه بر اصول جغرافیای انسانی و اشاراتی به جغرافیای انسانی ایران ، مقدمه بر اطلس افغانستان ، مقدمه بر اطلس بزرگ جهان، مقدمه بر اطلس تاریخی ایران، مقدمه بر اطلس خلیج فارس ،مقدمه بر اطلس عمومی جهان ، مقدمه بر جغرافیای پزشکی ویژگی اثر : تألیف: هوشورزدشت.69 مقدمه بر شهرستان نور ویژگی اثر : تألیف: پیروز مجتهدزاده.70 مقدمه بر کلیات ژئومورفولوژی ایران ویژگی اثر : تألیف: دکتر محمود حریریان.71 مقدمه بر گزیده ای از فرهنگ و اصطلاحات جغرافیایی ویژگی اثر : تألیف: عاشوری.72 مقدمه بر گیتاشناسی کشورها ، مقدمه بر متن انگلیسی مقاله دکتر مهدوی [ جزنی،«‌یادداشتهایی درباره مقام علمی دکتر گنجی،» مجموعه مقالات جغرافیایی (‌جشن نامه دکتر محمد حسن گنجی)، صص 19-11} ، ملاحظاتی درباره آلودگی هوا و باران در تهران ، ملاحظاتی درباره باران چند سال اخیر ایران، 6 ملاحظاتی درباره باران سال ، ملاحظاتی درباره باران های تابستان 1954 ، ملاحظاتی درباره پزشکان ایران مقیم آلمان غربی ، ملاحظاتی درباره جغرافیا و برنامه آن ، ملاحظاتی درباره جغرافیا و برنامه آن ویژگی اثر : نشریه گروه آموزشی جغرافیا دانشگاه تهران، ضمیمه مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی، شماره 1، چاپ میهن، صفحات ج-ر.81 ملاحظاتی درباره سید محمد فرزان ،ملاحظاتی درباره نظرات و روشهای نو در جغرافیا ویژگی اثر : نشریه انجمن دبیران جغرافیا و تاریخ و علوم اجتماعی ، شماره 10، تهران83 ملاحظاتی موقت راجع به تبخیر در ایران ، نامه های قهستان ، نظری به نشریات ادواری جغرافیایی ، نقشه جغرافیا و سیاست ، نگرشی مجدد بر سمینار بین المللی جغرافیایی جمهوری اسلامی ایران ، هانینگتون و پارسیان هند ، هوا آستانه فضا ، هواشناسی در ایران ، یادی از دکتر صدیق اعلم ( مردان نامی ایران)

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 3 شهریور 1395  - 3:17 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1290 ش)، نویسنده، پزشك و استاد دانشگاه. پس از به پایان رساندن تحصیلات متوسطه، از دانشكده‏ى طب، در 1317 ش فارغ‏التحصیل شد و بعدها عهده‏دار مشاغل مختلفى از جمله: پزشك بخش بیمارى‏هاى زنان در بیمارستان شهردارى، دانشیار كرسى كالبد شناسى و استاد بى كرسى دانشكده‏ى پزشكى گردید. از آثارش: «كالبد شناسى انسانى»، در دو مجلد: جلد اول «كالبد شناسى سر و گردن»، توصیفى، موضعى، طرز تشریح و جلد دوم «كالبد شناسى تنه». لازم به ذكر است كه در هر دو اثر نامبرده دكتر منوچهر حكیم با وى همكارى داشته است.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 3 شهریور 1395  - 3:17 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س چهاردهم ق)، نویسنده. اثر وى كتاب «روش تهیه‏ى مواد آلى» است كه در 1318 و 1328 ش در تهران به چاپ رسیده است.

فعالیت ها : مشاهیر / نویسندگی

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 3 شهریور 1395  - 3:17 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران (جلد سوم)

تولد: 1282. درگذشت: 22 مرداد 1372، تهران. محمود كیهان استاد رشته‏ى اقتصاد دانشگاه تهران در سن نود سالگى در تهران درگذشت. او تحصیلات دانشگاهى را در فرانسه انجام داده بود و پس از بازگشت به استادى دانشگاه تهران نایل شد و سال‏هاى دراز تدریس مى‏كرد و ضمن آن كه خدمات دیگر دولتى را نیز عهده‏دار بود. وى مقالاتى براى مجله‏ى «عصر اقتصاد» و مجلات دیگر نوشته بود. فرزند میرزا احمدخان محتشم دیوان، در 1284 در تهران متولد شد. تحصیلات متوسطه را در دارالفنون باتمام رسانید و سپس جزء اولین دسته دانشجویان اعزامى به خارج در 1307 ش عازم پاریس گردید. دكتراى حقوق و اقتصاد از دانشگاه پاریس دریافت كرد و مدتى نیز در انستیتوى علوم سیاسى پاریس تحصیل نمود. در 1317 به ایران بازگشت و به دانشیارى دانشكده حقوق منصوب شد و بعد مقام استادى گرفت. وى از موسسین و پایه‏گذاران صندوق پس‏انداز ملى مى‏باشد و آن سازمان را در 1318 در بانك ملى بنیاد نهاد و خود ریاست آنرا برعهده گرفت. دكتر كیهان مدتى هم عضو هیئت عالى برنامه و مدیر كل بررسیهاى اقتصادى وزارت دارائى بود. دكتر كیهان چند سالى معاونت دانشكده حقوق را عهده‏دار بود و مدتى هم صاحب امتیاز و سر دبیرى مجله‏ى عصر اقتصاد را برعهده داشت. تألیفات متعددى در رشته‏ى تخصصى خود دارد مانند علم اقتصاد، سازمان‏هاى بین‏المللى و قسمتى از حقوق بین‏الملل. محمود كیهان، استادى كناره‏گیر و كم تحرك بود و كلاسهاى او به هیچ وجه قابل استفاده نبود و در تمام مدت استادى، نتوانست دانشجویان را جلب كند. (1372 -1284 ش)، استاد دانشگاه و نویسنده. پس از اتمام تحصیلات ابتدایى و متوسطه، در دبسات اقدسیه و دارالفنون، به فرانسه رفت و موفق به دریافت لیسانس حقوق از دانشگاه تولوز و دكتراى حقوق و اقتصاد از دانشكده‏ى حقوق پاریس و دیپلم علوم سیاسى از انستیتو مطالعات عالى بین‏المللى پاریس گردید. او مدتى مدیر روزنامه و مجله‏ى «عصر اقتصاد» بود و مقالات متعددى در مسایل اقتصادى و اجتماعى در آن روزنامه و مجله منتشر كرد. از جمله ابتكارات وى ترتیب دادن قرعه‏كشى صندوق پس‏انداز ملى در سال 1318 ش بود كه براى اولین بار در ایران، براى تشویق مردم به پس‏انداز، صورت گرفت. وى در تهران درگذشت. از آثارش: «اصول علم اقتصاد»؛ «علم اقتصاد»، كتاب درسى.[1]

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(654 -573 ق)، نویسنده، صوفى و شاعر، متخلص به نجم. معروف به دایه و نجم رازى. در رى به دنیا آمد و در آنجا نشو و نما یافت. وى از اصحاب نجم‏الدین كبرى بود و از جوانى به مسافرت پرداخت. بعد از اداى فریضه‏ى حج و مسافرت در شام و مصر در حدود 600 ق به صحبت شیخ مجدالدین بغدادى (مقتول 616 / 607 ق) رسید و شیخ مجدالدین، به اشارت نجم‏الدین كبرى، به تربیت و ارشاد او پرداخت. بعد از كشته شدن مراد و شیخ خود، مجدالدین بغدادى، به خراسان بازگشت. در هنگام فتنه‏ى مغول به عراق عجم گریخت. بعد از مدتى به همدان رفت و در آنجا ساكن شد. به قول محمد امین ریاحى در مقدمه‏ى «مرصادالعباد» پس از آن به اربیل مسافرت كرد و از آنجا به بلاد روم و درگاه سلاجقه آنجا رفت و از راه دیار بكر به شهر قیصریه رسید و در شهر ملاطیه یا ملطیه با شیخ شهاب‏الدین عمر به محمد سهروردى ملاقات كرد. نجم‏الدین به سفارش سهروردى به خدمت علاءالدین كیقباد سلجوقى (634 -616 ق) رسید و كتاب «مرصادالعباد» را به وى تقدیم كرد و مقبول نظر سلطان قرار گرفت. بعد از این نجم‏الدین در بلاد مختلف روم و شام و بخصوص در بغداد سكونت كرد. در ارزنجان به خدمت علاءالدین داوود بن بهرامشاه رسید و كتاب «مرموزات اسدى در مزمورات داودى» را به نام وى نوشت. اقامت و مسافرت او در این بلاد حدود چهار یا پنج سال به طول انجامید. در 622 ق نزد سلطان جلال‏الدین خوارزمشاه رفت، سپس به آسیاى صغیر بازگشت و به سیر و سیاحت در آن بلاد پرداخت. وى مدتى در قونیه با صدرالدین قونیوى و مولانا جلال‏الدین بلخى معاشر بود. نجم‏الدین در این مسافرت‏ها، در روم یا بغداد با اوحدالدین كرمانى نیز ملاقات كرد. عاقبت به بغداد رفت و در آنجا درگذشت. گویند قبر وى در شونیزیه‏ى بغداد، بیرون مقبره‏ى شیخ سرى سقطى و شیخ جنید بغدادى است. استاد سادات ناصرى در حاشیه «آتشكده‏ى آذر» آورده است كه نجم‏الدین دایه به سبك سنایى شعر مى‏گفت. از آثار وى «مرصادالعباد من المبدأ الى المعاد»، تألیف شده بین 618 و 620 ق؛ «معیار الصدق فى مصداق العشق» معروف به رساله «عشق و عقل»؛ «رسالة الطیر» یا «رسالة الطیور»، به فارسى؛ «رسالة العاشق الى المعشوق»، كه در شرح عبارت "الصوفى غیر مخلوق" شیخ ابوالحسن خرقانى مى‏باشد؛ «منارات السائرین» یا «منارات السائرین الى حضرت اللَّه و مقامات الطائرین باللَّه»، به عربى، در 654 ق؛ «بحر الحقایق والمعانى فى تفسیر السبع المثانى»، در تفسیر؛ «دیوان» شعر.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1282 ش)، طبیب، نویسنده، مترجم و روزنامه‏نگار. نسبش از طرف مادر به شیخ هادى نجم‏آبادى و از طرف پدر به حاج محمد نجم‏آبادى، اولین متولى مدرسه‏ى عالى شهید مطهرى مى‏رسد. در تهران به دنیا آمد. تحصیلاتش را در مدرسه‏ى شركت گلستان و مدرسه‏ى قدیم ایران و آلمان و سپس در دارالفنون و دارالمعلمین به اتمام رساند و از آنجا به مدرسه‏ى طب رفت و تحصیلات خود را در آنجا تكمیل نمود. در 1309 ش در قوچان و در 1312 ش در سبزوار طبابت كرد و پس از آن به تهران آمد و در انستیتو پاستور مشغول كار شد. وى ریاست بیمارستان‏هاى نجات و لقمان‏الدوله (لقمان حكیم) را به عهده داشت. دكتر نجم‏آبادى در اكثر كنگره‏ها درباره ابن‏سینا و رازى سخنرانى داشت و سالها نایب رئیس انجمن بین‏المللى تاریخ طب در پاریس بود. وى به زبان‏هاى آلمانى، فرانسوى و عربى تسلط داشت و تحقیقاتى در زمینه‏ى تاریخ طب و طب سنتى انجام داد و آثارى در این زمینه نوشت. او همچنین ماهنامه‏ى «جهان پزشكى» را تأسیس و منتشر نمود. او دیگر آثار وى: «محمد زكریاى رازى»؛ «اصول بهداشت»؛ «بلاى عظیم نسل بشر، سیفیلیس و سوزاك»؛ «تاریخ طب ایران»؛ «تعالیم پزشكى صد ساله‏ى فرانسویان در ایران»؛ «راهنماى پزشكان»؛ «مختصرى از طب اسلامى بخصوص خدمات ایرانیان»؛ «فهرست كتابهاى چاپى فارسى طبى»؛ «آبله و سرخك»، ترجمه؛ «آیین پزشكى یا پندنامه‏ى اهوازى»، ترجمه؛ تصحیح «رساله‏ى جودیه»؛ مقدمه بر «طب اسلامى».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1293 ش)، نویسنده، نمایشنامه نویس، روزنامه‏نگار و شاعر. در بابل به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایى و متوسطه را در زادگاهش و تهران به پایان رساند. بعد در خارج به تحصیل و تكمیل زبان فرانسه پرداخت. وى مدتى مترجم فرانسه شركت الكا بود و چندى نیز دبیر فرانسه‏ى دبیرستان شاهپور بابل شد. پس از آن در 1319 ش مترجم زبان فراسنه اداره‏ى كل دخانیات گردید. سرانجام در 1320 ش از كار دولتى كناره‏گیرى كرد و به كار آزاد روى آورد. در 1326 ش وارد عرصه‏ى مطبوعات شد و در همان سال روزنامه‏ى «جهان فردا» را تأسیس و منتشر كرد. لاربن علاوه بر نویسندگى، شاعرى توانا بود كه در 1362 ش منظومه‏اى در حماسه و عشق به نام «ایرج و هوبره» سرود. از دیگر آثارش: «جاده‏هاى بریده»؛ «رازها»؛ «زن مست»؛ «عشق و سیاست» یا «سقوط یك استاد»؛ «من و تو»؛ «گره كور». او همچنین نمایشنامه‏هاى: «زهره و منوچهر»، «عشاق جانى» و «مرگ آزادى» را نوشت كه در بابل به نمایش گزارده شد.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 11 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(وف 1129 ق)، عالم دینى، مدرس و مصنف. به همراه پدرش از گیلان به اصفهان رفت و در محله‏ى لنبان ساكن گردید و در مدرسه‏اى كه معروف است امام حسن مجتبى (ع) در زمان خلیفه دوم در حین سفرش به ایران به آنجا آمده، تدریس كرد. وى از ملا محمد صادق بن ملا محمد تنكابنى سراب، در 1123 ق، صاحب اجازه شده و خود به ملا محمد تقى اصفهانى مشهور به ملا تقیا اجازه داده است. صاحب «ریاض» گوید كه او عالمى پرهیزكار بود و در فراگیرى فقه و حدیث با من مشاركت داشت. او در مقبره‏ى آقا حسین خوانسارى در تخت فولاد مدفون است. از آثار وى: شرح «صحیفه‏ى سجادیه»؛ «اصول العقاید»؛ حاشیه بر «ذخیرة المعاد»؛ حاشیه بر «الروضة البهیة»؛ «الزكاة»؛ «رسالة فى صلاة الجمعة»، در وجوب آن؛ «المزار»، رساله‏اى در «زیارات»؛ شرح «مفاتیح الشرایع» محدث كاشانى؛ حاشیه بر «الذخیرة» سبزوارى؛ «دیوان» شعر.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1352 -1275 / 1274 ش)، نویسنده. در شهر كرمان به دنیا آمد. از جوانى علاقه به داستان‏نویسى داشت. در حدود 1290 ش نخستین رمان تاریخى خود به نام «دام‏گستران» یا «انتقام‏خواهان مزدك» را نوشت. ماخالسكى، صنعتى‏زاده را پدر رمانهاى تاریخى ایران نامیده است. وى سرانجام در پاریس درگذشت. از دیگر آثارش: «سلحشور»؛ «رستم در قرن بیست و دوم»؛ «داستان مانى نقاش»؛ «سیاه‏پوشان»، داستان ابوسملم خراسانى؛ «مجمع دیوانگان».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1314 ق)، نویسنده. دبیر در قصبه اهرم مركز تنگستان متولد شد. در كودكى به همراه پدر به بوشهر رفت و تحصیلات ابتدایى را در مدرسه‏ى سعادت به پایان رساند. سپس براى ادامه‏ى تحصیل به كراچى سفر كرد و پس از تحصیل در دبیرستانهاى كراچى به بمبئى رفت و از دانشگاه فارغ‏التحصیل شد. ابوالقاسم پس از فراگیرى زبانهاى عربى و انگلیسى به بوشهر بازگشت و به تدریس زبان انگلیسى در مدرسه‏ى سعادت پرداخت. دبیر به علت داشتن حافظه‏ى قوى و هوش سرشار زبان فرانسه را پیش خود آموخت و قادر به ترجمه‏ى زبان مزبور به فارسى شد. وى بعضى از مشاغل دولتى را نیز عهده‏دار بود. دبیر در طریقت دست ارادت به بابا عبدل سرمست علیشاه داده و بعد از آن در مسلك تئوسوفى كه یكى از مسالك طریقت هندى اروپایى است وارد شد و همواره با مراكز این فرقه كه در اروپا و امریكاست، مكاتبه داشت. از آثار وى: «تئوسوفى یا یزدان شناسى»؛ «طرح عوارض ملى و رفاه اجتماعى»؛ «رساله‏ى علمى»، به انگلیسى؛ «رساله‏ى اتحاد دول اسلامى»، به انگلیسى؛ «الذب عن الاشعرى».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1298 ش)، شاعر، نویسنده و مدرس. در گلبناى قزوین متولد شد. تحصیلات ابتدایى و دوره‏ى اول متوسطه را در دبیرستان شاهپور (امید) قزوینى گذراند و در سال 1318 ش دوره‏ى دوم متوسطه را پایان برده و دیپلم گرفت. سپس وارد دانشگاه تهران شده و در رشته‏ى ادبیات فارسى فارغ‏التحصیل و موفق یه دریافت دكترى شد. وى از 1320 ش به استخدام وزارت دارایى درآمد و در 1353 ش بازنشسته شد و مدت 34 سال به مشاغل مختلف دولتى مشغول بود. و از 1326 ش به همكارى دهخدا در مورد لغتنامه پرداخت و پس از مرگ وى هم همین كار را ادامه داد و در ضمن آن از تدریس غافل نماند. دبیر سیاقى به دعوت دانشگاه عین‏الشمس قاهره دو سفر به مصر رفته و به تدریس و سخنرانى پرداخت. او نخستین استاد فارسى در دانشگاه پكن است كه تاكنون دو سفر به آن كشور رفته و به تدریس پرداخته است. وى از محققان نامى كشور است كه بیشتر اوقات عمرش را صرف تحقیق در متون فارسى كرده است. او شعر نیز مى‏سراید. از آثار او: مجموعه‏اى از اشعارش به نام «رگرگى از آب شیرین و آب شور»؛ «حدود پنجاه مقاله علمى و تحقیقى»؛ تصحیح «دیوان» منوچهرى، «دیوان» فرخى «شاهنامه» فردوسى، «دیوان»، دهخدا «جوامع التواریخ» رشیدى، «لغت نامه‏ى فارسى»، «تذكره الملوك»، «دستور زبان فارسى» و چندین اثر ادبى و تحقیقى دیگر.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1350 -1270 /1268 ش)، شاعر، منجم و نویسنده. در تهران (نیشابور؟) متولد شد. تحصیلات مقدماتى خود را در مدارس ادیب و آمریكایى فراگرفت و با زبان انگلیسى آشنا شد. وى پس از آن براى تكمیل علوم ادبى و عربى به قاهره رفت و مدت ده سال در آنجا ماند. از آنجا به انگلستان رفت و در آنجا به معاونت پرفسور براون و نیكلسون درآمد و به تدریس پرداخت. پس از چندى به آلمان رفت و از آنجا به ایتالیا و سپس به ایران بازگشت. بهروز در مدرسه‏ى دارالفنون به تدریس پرداخت. او نویسنده‏اى محقق، زبانشناس و آشنا به فرهنگ قبل از اسلام بود. ذبیح نخستین كسى بود كه در شیوه‏ى پژوهشهاى ایرانشناسان غربى شك كرد و اشتباهات و غرض‏ورزیهاى آنان را متذكر شد. در ستاره‏شناسى ایرانى نظر علمى رصدى را مطرح كرد و ستاره‏شناسى و گاه‏شمارى دولت ایرانیان را در زمان زرتشت كشف كرد. وى در تهران درگذشت. برخى از آثار او: «زبان ایران، فارسى یا عربى»؛ «نمایشنامه‏ى شاه ایران»؛ «آیین بزرگى»؛ «فرهنگ كوچك تازى به فارسى»؛ «منتخبات دیوان حافظ»؛ «منتخبات رباعیات خیام»؛ «منتخبات كلیات سعدى»؛ «موش و گربه»؛ «خط و فرهنگ».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1277 ش)، نویسنده و روزنامه‏نگار. وى در آلمان موفق به اخذ دكتراى كشاورزى از دانشگاه فریدریش ویلهم شد. پس از مراجعت به ایران عهده‏دار مشغلى چند بود از جمله بازرسى فنى وزارت اقتصاد، ریاست مؤسسات فلاحتى اداره‏ى كل فلاحت، اداره جنگلها در مركز، دانشكده وزارت كشاورزى. دكتر بهرامى در سال 1313 ش مجله «فلاحت» و در سال 1320 ش مجله «آب و خاك» را منتشر كرد. از آثار به جاى مانده او عبارت‏اند از: «ارزیابى كشاورزى»؛ «از سویس به ایران»؛ «ایران، آزاد و بزرگ مى‏شود»؛ «باغبانى عمومى و خصوصى»؛ «پرورش كودك در خانه»؛ «تاریخ كشاورزى ایران»؛ «جغرافیاى كشاورزى ایران»؛ «جوجه‏كشى»؛ «دامپرورى»؛ «زراعت خصوصى»؛ «زراعت عمومى».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(ز 1329 ق)، نویسنده، روزنامه‏نگار و شاعر. چون صاحب كتاب‏فروشى بهجت در تهران بود، به بهجت ملقب شد. او همچنین به بهروز خاورى نیز معروف است. بهجت مدتى در نجف اشرف تحصیل كرد و از ملا محمدكاظم خراسانى اجازه‏ى اجتهاد گرفت. بعد از بازگشت به ایران، مجله ماهیانه مذهبى «دعوةالحق» را در تهران انتشار داد كه بعد از وقفه‏ى كوتاهى چاپ آن تا انقلاب مشروطیت ادامه یافت. در دوره‏ى دوم به نمایندگى مجلس شوراى ملى انتخاب گردید و در سال 1321 ق موفق به تأسیس انجمن علمى در تهران شد و در همین سال نیز ریاست كمیسیون تصحیح كتب و ترجمه عربى اداره‏ى انتشارات وزارت معارف را عهده‏دار بود. از خدمات دیگر او: تأسیس كتابخانه‏ى معارف؛ انجمن مجموعه‏ى معارف؛ آموزشگاه فنى هنر، انتشار «مجله‏ى معارف» و كتاب «روش پرورش» تألیف اوست.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 11 منبع : دانشمندان و بزرگان اصفهان (جلد دوم)

ابن محمد صالح اصفهانى در اواسط عهد صفویه به هندوستان مهاجرت نموده، فاضل و ادیب و نویسنده و شاعر بوده، كتب چندى در رجال و تاریخ نوشته كه از آن جمله است: 1- رجال 2 - شاهد صادق، فارسى كبیر، در انواع علوم 3 - الشمس البازغة در حكمت، رد بر میرداماد در مبحث حدوث دهرى 4 - صبح صادق، در رجال، فارسى و بزرگ، در چندین مجلد 5 - القلائد؛ و غیره. نصرآبادى گوید كه جد او بوده، و محمد صالح در هند در 1037 وفات یافته، و محمد صادق شاعر و ادیب و متخلص به «مینا» بوده، و در 1061 در هند از دنیا رفته است. صاحب عنوان در رجال خود، خویشتن را بدین‏گونه معرفى مى‏كند: كوچه گرد دیار نادانى صادق صالح سپاهانى در منتظم ناصرى در وقایع سال 888 گوید: وفات صدرالدین محمد طبیب زبیرى اصفهانى كه نسب آقا محمد صادق مؤلف كتاب «شاهد صادق» به او مى‏رسد. در مقدمه‏ى تذكره‏ى نصرآبادى وى را صدرالدین على مى‏نویسد. در هر حال، از صاحب عنوان قبلا مختصرا نام برده شده است.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : دانشمندان و بزرگان اصفهان (جلد دوم)

فرزند حاج محمد مهدى، در شوال 1288 متولد، و در ذى حجه‏ى 1365 در طهران وفات یافت. شاعر و ادیب و نویسنده‏ى ماهر بوده، كتب چندى تألیف نموده كه از آن جمله است: 1- دیوان اشعار 2- لازیكا 3- مظالم تركان خاتون 4- منتخبات اشعار صائب؛ و غیره.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

سيد مصطفي موسوي در سال 1325 در روستاي صومعه بر بخش طارم علياي زنجان به دنيا آمد.وي يكي از مصححان كتاب «جامع التواريخ» مي باشد. كتاب مذكور ، در دوره سيزدهم كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به عنوان كتاب سال برگزيده شد.گروه : علوم انسانيرشته : زبان شناسيتحصيلات رسمي و حرفه اي : سيد مصطفي موسوي در شش سالگي آموزش روخواني و قرائت قرآن مجيد را آغاز كرد و نزد روحانيون بومي مقدمات علوم قديم را فراگرفت. پس از گذشت شش سال فراگيري دروس جديد را نيز آغاز كرد. دورۀ دبستان و دبيرستان را در شهر رشت گذراند .وي از هنگامي كه همكاري اش را با آقاي محمد روشن براي فراهم آوردن متن جامع التواريخ آغاز كرد، مقدماتي از زبان مغولي را نيز آموخت.فعاليتهاي ضمن تحصيل : سيد مصطفي موسوي در كنار تحصيل در دبيرستان به مطالعه در زمينۀ تاريخ و سپس زبان شناسي و ريشه شناسي واژگان فارسي علاقه مند شد و در سالهاي بعد زبانهاي تركي غرب (تركيه) و تركي شرق را به طور شخصي آموخت و در همين دوران با كتيبۀ اورخون و متون كهن تركي نيز آشنا شد.فعاليتهاي آموزشي : سيد مصطفي موسوي به غير از تصحيح كتاب جامع التواريخ، مقالاتي هم در زمينۀ نقد كتاب، تاريخ، زبان شناسي در مجلات راهنماي كتاب، آينده، فرهنگ و زندگي، نشر دانش و جُنگ ها و نشريات محلي نوشته است. همچنين آماده سازي جلد دوم جامع التواريخ (با همكاري آقاي روشن) و فرهنگ سنگلاخ ميرزا مهدي خان استرآبادي (منشي نادرشاه) را در دست اقدام داردجوائز و نشانها : كتاب "جامع التواريخ" تصحيح سيد مصطفي موسوي(يكي از محصصين)، در دوره سيزدهم كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به عنوان كتاب سال برگزيده شد. ________________________________________ آثار : جامع التواريخ ويژگي اثر : تصحيح،اين كتاب در دوره سيزدهم كتاب سال جمهوري اسلامي ايران ،از طرف وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامي معرفي و برگزيده شده است. آشنايي با كتاب:«جامع التواريخ»: جامع التواريخ (4 جلد)؛ رشيدالدين فضل الله همداني؛ تصحيح و تحشيه محمد روشن، مصطفي موسوي، تهران: نشر البرز، 1373. يكي از آثار گرانبها و ارجمند زبان فارسي در زمينه تاريخ كه خوشبختانه از چنگال حوادث روزگار مصون مانده و به دست ما رسيده جامع التواريخ است. بخش بزرگي از اين كار سترگ، بي مانند و بخشهاي ديگري از آن نادر و كم نظير به شمار مي آيد. مانند قسمتهايي از جلد اول كه مؤلف به شرح وقايعي كه خود در دوران اقامت در دربار مغولان شاهد آن بوده پرداخته. همچنين بخشهاي مهمي از جلد دوم مانند تاريخ اغوزان، چين، هند و بودا، فرنگ و پايان، اسماعيليان و نزاريان كه در جاي خود از نظر شيو? تاريخ نگاري در جهان اسلام بديع و بي نظير است. مجلد اول و دوم كتاب به اصل متن جامع التواريخ و تمامي مجلد سوم به انعكاس نسخه بدلها اختصاص يافته است. فهرست آيه هاي قرآن، عبارتها و اشعارعربي و فارسي، واژه ها و تركيبات و نام كسان و مكانها نيز در مجلد چهارم منعكس شده است. از ويژگيهاي اين كتاب اين است كه مصححان، با اعراب گذاري روي نامها و واژه هاي تركي، مغولي، عربي و فارسي تاريكيها و ابهامات را براي خوانندگان كتاب از ميان برده اند. همچنين ارائ? تصاويري ازنسخه هاي قديمي «جامع التواريخ رشيدي» و نيز وجوه مختلف زندگي اجتماعي و هنري مغولان، بر اعتبار و گيرايي كتاب افزوده است.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

دكتر ابوالحسن نجفي، زبان شناس، مترجم و منتقد ادبي، متولد اصفهان 1308 است.ايشان داراي مدرك دكتراي زبان شناسي از دانشگاه سوربن پاريس در سال 1345 مي باشد.استاد نجفي در سال 1369 به عنوان عضو پيوسته‌ فرهنگستان زبان و ادب فارسي انتخاب شد. كتاب"فرهنگ فارسي عاميانه" تاليف ابوالحسن نجفي، در دوره نوزدهم انتخاب كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ،به عنوان كتاب سال برگزيده شد.گروه : علوم انسانيرشته : زبان شناسيتحصيلات رسمي و حرفه اي : ابوالحسن نجفي ، تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در همين شهر به پايان رساند. در سال 1332 موفق به اخذ مدرك كارشناسي در رشته‌ زبان‌هاي خارجي، زبان فرانسه از دانشكده‌ ادبيات و دانشسراي عالي دانشگاه تهران شد. سپس از سال 1338 تحصيلات خود را در رشته‌هاي ادبيات فرانسه، آواشناسي (فونتيك)‌ و زبان شناسي در دانشكده‌ ادبيات و علوم انساني پاريس (سوربن) ادامه داد و در سال 1345 از دانشگاه سوربن پاريس موفق به اخذ دكتراي زبان شناسي گرديد.مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : استاد نجفي در سال 1345 به وطن بازگشت و از سال 1347 در دانشكده‌ ادبيات و علوم انساني دانشگاه اصفهان در گروه ادبيات فارسي و در گروه زبان‌هاي خارجي، به تدريس ادبيات تطبيقي، كليات مسائل ادبي، زبان شناسي، ‌ادبيات معاصر، اصول نظري و علمي ترجمه مشغول شد. از سال 1349 نيز به مدت ده سال در دانشكده‌ ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران، گروه زبان شناسي با عنوان استاد مدعو به تدريس «شعر از ديدگاه زبان شناسي» براي دوره هاي كارشناسي ارشد و دكتري پرداخت. استاد نجفي از سال 1354 تا 1359 در بخش علوم انساني و اجتماعي و سپس در دانشكده علوم انساني و هنرها به عنوان عضو هيأت علمي دانشگاه آزاد ايران به فعاليت علمي و پژوهشي مبادرت ورزيد و از سال 1359 تا امروز در مركز نشر دانشگاهي به ويرايش كتاب‌هاي علوم انساني و نيز پژوهش مشغول بوده است. از سال 1364 به مدت سه سال به عنوان سر ويراستار «دانشنامه‌ جهان اسلام» فعاليت داشته است. استاد نجفي در سال 1369 به عنوان عضو پيوسته‌ فرهنگستان زبان و ادب فارسي انتخاب شد. همچنين از سال 1370 تاكنون عضويت شوراي عالي ويرايش زبان فارسي سازمان صدا و سيما را داراست. در سال 1380 استاد موفق به كسب جايزه‌ كتاب سال براي تاليف كتاب «فرهنگ فارسي عاميانه» شد فعاليتهاي آموزشي : ابوالحسن نجفي از سال 58-1346به تدريس دروس مختلف زبان شناسي، ادبيات و ترجمه در دانشگاههاي اصفهان و تهران و دانشگاه آزاد اشتغال داشت و هم اكنون با مركز نشر دانشگاهي و فرهنگستان زبان و ادبيات فارسي همكاري دارد.جوائز و نشانها : كتاب"فرهنگ فارسي عاميانه" تاليف ابوالحسن نجفي، در دوره نوزدهم انتخاب كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ،به عنوان كتاب سال برگزيده شد.چگونگي عرضه آثار : وي مترجم بيش از 15 جلد كتاب ادبي و هنري است كه از ميان آنها مي‌توان به شيطان و خدا (ژان پل سارتر)، گوشه نشينان آلتونا (ژان پل سارتر)، شنبه و يكشنبه در كنار دريا (روبرمرل)، كاليگولا (آلبركامو)، عيش و نيستي (تيري مونيه)، شازده كوچولو(اگزوپري)، خانواده تيبو (روژه مارتن دوگار)، نژاد و تاريخ (كلودلوي استروس)، ضدخاطرات (آندره مالرو) اشاره كرد. ________________________________________ آثار :  1 خانواده تيبو (روژه مارتن دوگار) ويژگي اثر : ترجمه2 شازده كوچولو(اگزوپري) ويژگي اثر : ترجمه3 شنبه و يكشنبه در كنار دريا (روبرمرل) ويژگي اثر : ترجمه4 شيطان و خدا (ژان پل سارتر) ويژگي اثر : ترجمه5 ضدخاطرات (آندره مالرو) ويژگي اثر : ترجمه،با همكاري رضا سيدحسيني و همكاري در ترجمه و ويرايش دايرةالمعارف «فرهنگ آثار»6 عيش و نيستي (تيري مونيه) ويژگي اثر : ترجمه7 غلط ننويسيم ويژگي اثر : تاليف8 فرهنگ دشواريهاي زبان فارسي ويژگي اثر : تاليف9 فرهنگ فارسي عاميانه ويژگي اثر : تاليف،اين كتاب ، در دوره نوزدهم انتخاب كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ،به عنوان كتاب سال معرفي و برگزيده شد. آشنايي با كتاب:«فرهنگ فارسي عاميانه» فرهنگ فارسي عاميانه/ ابوالحسن نجفي.- [تهران]: نيلوفر، 1378.- [توزيع 1379]. 2ج. زبان عاميانه و زبان روزمر? مردم عادي تاكنون كمتر موردتوجه فرهنگ نويسان بوده و هرچند كوششهايي در اين زمينه شده، اما نخستين بار است كه فرهنگي جامع مبتني بر روشهاي علمي زبان شناسي انتشار مي يابد. فرهنگ حاضر شامل لغات و تركيبات متداول زبان فارسي امروز در مرتب? زبان عاميانه و زبان روزمره است كه، در بعضي موارد بنا به ضرورت، تا حد زبان معيار نيز پيش مي رود. اغلب لغات و اصطلاحات و معنيهايي كه در اين فرهنگ آمده است در فرهنگهاي عمومي موجود زبان فارسي يافت نمي شود. ابتناي اين فرهنگ بر منابع دست اول، وسعت و گستردگي آن، تفكيك منطقي معاني هر واژه و تنظيم خوشه اي آن همراه با تعاريف دقيق حاكي از تتبع و تحقيق كم نظير مؤلف و مبين تبحّر ايشان در امر فرهنگ نويسي است. رجوع به داستانهاي فارسي، اكتفا نكردن به يك مثال و ارائ? شواهد متعدد و مثالهاي متنوع براي عينيت بخشيدن به معني و تضمين صحت آن و نشان دادن كاربرد كلمه يا اصطلاح در جمله و مشخص كردن ساخت نحوي آن، گوياي حوصله و صرف وقت بسيار زياد گردآورنده است. نهايت دقت و هماهنگي در تدوين و تنظيم مدخلها و شيو? ذكر معاني و نقل مطالب رعايت شده و مؤلف در مقدمه اي مبسوط و تحقيقي شيو? كار خود را گزارش كرده است. علاوه بر ساختار منطقي و كارشناسانه مرجع حاضر، از ديگر امتيازات اين اثر، اعراب گذاري صحيح و آوانويسي دقيق است كه بر فايدت آن مي افزايد؛ كلمات كم استعمال، اعراب گذاري شده و كلمات دشوار به دقت آوانويسي شده اند. 10 كاليگولا (آلبركامو) ويژگي اثر : ترجمه11 گوشه نشينان آلتونا (ژان پل سارتر) ويژگي اثر : ترجمه12 نژاد و تاريخ (كلودلوي استروس) ويژگي اثر : ترجمه

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت : آلمان   -   قرن : 20 منبع :

پروفسور آنه ماري برگيت شيمل ، در سال 1922 ميلادي (301 ش)، در شهر « ارفوت » آلمان، در خانوادهاي پروتستان چشم به جهان گشود. تقدير چنان بود كه از ايام نوجواني علاقهي شديدي به فرهنگ و زبانهاي شرقي (اسلامي) يافته و با تعميق و گسترش علائقش به آن، تحصيل دانشگاهي خود را نيز در زمينهي زبان و ادبيات عربي و علوم اسلامي، در دانشگاه برلين، قرار دهد. وي در سال 1941م، از رسالهي تحصيلي خود كه تحت عنوان خليفه و قاضي در مصر اواخر قرون وسطي» به رشتهي تحرير درآمده بود، دفاع كرده و سپس در سال 1943 م، دورهي دكتري فلسفهي خود را در رشتهي شرقشناسي به اتمام رسانيد و به كار در وزارت امور خارجهي آلمان پرداخت. بعد از جنگ، در دانشگاه «ماربورگ» به تدريس دروس مختلفي چون: زبان و ادبيات عربي و معارف اسلامي و اسلامشناسي و...پرداخت (1946-1953م.). وي در كنار فعاليتهاي آموزشي و پژوهشي خود، موفق شد دومين دورهي تحصيل عالي خود را با اخذ مدرك دكتري در رشتهي «تاريخ اديان» به پايان برد. سفرهاي علمي و مطالعاتي پروفسور شيمل به كشورهاي مختلف اروپايي و شرقي، نتايج پرباري براي او در بر داشت. به ويژه سفري كه در سال 1952 م به تركيه انجام داد و ضمن بررسي نسخههاي خطي كتابخانههاي استانبول، از آرامگاه مولانا ديدار كرد و با برخي از روشنفكران ترك مراوداتي برقرار كرد. نشانهاي شايستگي و لياقت اين بانوي دانشمند از معدود مشاهير دنياي معاصر است كه موفق شده است نزديك به 20 مدال و نشان افتخار دريافت كند. به عنوان نمونه ميتوان به موارد زير اشاره كرد: در سال 1965 ستاره قائد اعظم، در سال 1975 دكتراي افتخاري از دانشگاه قائد اعظم در اسلامآباد، در سال 1978 دكتراي افتخاري دانشگاه پيشاور، در سال 1984 نامگذاري خياباني در لاهور به نام وي، در سال 1965 مدال فريدريش روكرت از شهر «شواين فورت» به او اهدا شد، مدال طلايي هامرپور كشتال از شهر گدادز اتريش در سال 1974، مدال صليب نشان درجه يك از جمهوري فدرال آلمان در سال 1980 و نيز جايزه يوهان هاينريش فوس از آكادمي شعر و زبان، عضويت در آكادمي سلطنتي هلند در سال 1981، دكتراي افتخاري دانشگاه اوپسالا در سال 1985، جايزه صلح ناشران آلماني كه در 15 اكتبر 1995 به پروفسور شيمل اهداگرديد، قبلااين جايزه به مشاهيري چون آلبرت شوايتزر، مارتين يوبو و هرمان هسه اهدا شده بود. او همچنين در همايشي به نام «عرفان، پلي ميان فرهنگها» با هدف بزرگداشت مقام علمي خانم شيمل در تالار علامه اميني دانشگاه تهران در سال 1381 برگزار شد. در اين همايش دكتراي افتخاري در رشته تاريخ اسلام دانشگاه الزهرا(س) و نشان ويژه وزارت علوم، تحقيقات و فناوري به پروفسور شيمل اهدا شد. دستاوردهاي علمي ايشان در اين سفر به زودي باعث شد از وي به عنوان استاد كرسيِ «تاريخ و اصول اديان» در دانشكدهي الهيات آنكارا دعوت به عمل آيد. وي با پذيرش اين دعوت، ضمن نشان دادن علاقهي خود به زندگي در جامعهي شرقي، فرصت مناسبي پيدا كرد تا گسترهي مطالعات و پژوهشهاي خود را در ادبيات كلاسيك ترك و نيز مسائل اسلام در دنياي جديد و نيز عرفان اسلامي و ايراني و غيره، تا حد اعلاي ممكن توسعه دهد. پس از بازگشت به آلمان، در دانشگاه بن به تدريس مباحث مختلف اسلامشناسي پرداخت (1961-1965 م.) و سپس مسئوليت كرسي «فرهنگ اسلام» را در دانشگاه هاروارد، پذيرا شد و از سال 1967 م. به عنوان پروفسور (استاد) و از سال 1970 م، اختيار دار كامل كرسي تدريس «تاريخ اديان خاوري» در دانشگاه هاروارد شد. شگفت آور آنكه پروفسور شيمل دركنار فعاليتهاي دانشگاهي و شركت در مجامع علمي و فرهنگي كشورهاي غربي و اسلامي، شمار تأليفات، ترجمهها، مقالات و سخنرانيهاي ايراد شده توسط ايشان، خيره كننده است. كافي است يادآوري شود تعداد كتب تأليف و ترجمه شده توسط ايشان بالغ بر 105 مجلد ميگردد.(26) تلاشها و مجاهدتهاي چشمگير پروفسور شيمل در عرصهي پژوهش و تحقيق عالمانه در حوزهي فرهنگ و عرفان شرق اسلامي، از سوي بسياري از نهادهاي رسمي و غيررسمي اين كشورها و نيز مجامع علمي و سفرهاي علمي و مطالعاتي پروفسور شيمل به كشورهاي مختلف اروپايي و شرقي، نتايج پرباري براي او در بر داشت. به ويژه سفري كه در سال 1952 م به تركيه انجام داد و ضمن بررسي نسخههاي خطي كتابخانههاي استانبول، از آرامگاه مولانا ديدار كرد و با برخي از روشنفكران ترك مراوداتي برقرار كرد. دستاوردهاي علمي ايشان در اين سفر به زودي باعث شد از وي به عنوان استاد كرسيِ «تاريخ و اصول اديان» در دانشكدهي الهيات آنكارا دعوت به عمل آيد. وي با پذيرش اين دعوت، ضمن نشان دادن علاقهي خود به زندگي در جامعهي شرقي، فرصت مناسبي پيدا كرد تا گسترهي مطالعات و پژوهشهاي خود را در ادبيات كلاسيك ترك و نيز مسائل اسلام در دنياي جديد و نيز عرفان اسلامي و ايراني و غيره، تا حد اعلاي ممكن توسعه دهد. فرهنگي غربي، قدر دانسته شده است: اعطاي شش مدرك دكتري افتخاري به ايشان از سوي دانشگاههاي پاكستان، سوئد، تركيه و ايران به ايشان و نيز بسياري نشانهاي افتخار و جوايز مختلف، مانند جايزه فريدريش روكرت (1965)، مدال هامر - پورگشتال (1974- اطريش)، نشان «ستارهي قائد اعظم» (پاكستان - 1965) و...- آخرين آنها - «جايزه صلح اتحاديهي ناشران و كتاب فروشان آلمان» (1995) و نيز «نشان دوستي» جمهوري ازبكستان (2002م.). شميل در آخرين مراسم بزرگداشت خود 6-2- آنه ماري شيمل در مهرماه 81 در مراسم بزرگداشت خود در تهران شركت جست و چند ماه بعد دار فاني را وداع گفت. روحش شاد باد. او در اين كنفرانس چند كلمهاي سخن گفت. پروفسور آنه ماري شيمل گفتار خود را تحت عنوان "Mose and Shepherd" به زبان انگليسي ارائه نمود . وي در ابتدا؛ چند جملهاي به فارسي، از عدم امكان سخنراني به زبان فارسي عذرخواهي كرد و سپس شرحي از مراحل گرايش خود به مولانا و آموزههاي او را از سنين نوجواني به بعد ارائه كردند. وي در ادامه داستان موسي و شبان را در مثنوي مولوي، داستاني در خور توجه دانست و به تحليل و ارزيابي جنبههاي برجستهي اين داستان و آموزههاي حكمي - عرفاني آن پرداخت. از جمله هنر نيايش، مسئلهي دعا و كاربردهاي آن در الحاق روح انسان به خداوند. وي در پايان از مولوي به عنوان شخصيتي بين فرهنگي ياد كرد. دكتر غلامرضااعواني سخنراني افتتاحيه همايش را با تجليل از مقام شامخ علمي و ويژگيهاي قابل ستايش شخصيت پروفسور آنه ماري شيمل، آغاز كرد. ايشان بررسي سه مورد اساسي در نزد خانم شيمل را به ترتيب زير در خور تأمل دانستند: اول، طرز زندگي ايشان به عنوان يك محقق است. دوم، فهم و درك او از موضوعات مورد تحقيق خود است كه از طريق زندگي در جوامع اسلامي و مطالعات گستردهي «فرهنگ زيستي و زندگي» مسلمانان را دريافته بود. سوم، تأثيرپذيري خانم شيمل از نَفَس مولانا است كه وي را قادر ساخته بود با فرهنگهاي مختلف ارتباط برقرار كند. سخنران بعدي، دكتر غلامحسين ابراهيمي ديناني ، در گفتاري تحت عنوان «نقش عرفان در شكلگيري حكمت متعاليه» ابتدا مفهوم حكمت متعاليه را ايضاح نموده و سپس نقش ملاصدرا را در بهرهبرداري از عناصر كهن اسلامي و نوپردازيهاي بديع در عرصه اندشهي فلسفي را مورد بررسي قرار دادند. دكتر ديناني مهمترين كار ملاصدرا را ارائهي تقريري تازه و اقامهي برهان بر مطالبي كه پيش از آن برهان نداشت، دانست. وي در ادامه چندگونه از اين مسائل را در نزد ملاصدرا به بحث گذارد، از جمله: مسئلهي اصالت وجود و براهين ملاصدرا در آن باره، مسئلهي حركت در جوهر، مسئلهي مانيتالحدوث و روحانيتالبقاء. وي سپس بحث تأثير عرفان در حكمت متعاليه را مطرح كرد و اظهار داشت كه عرفا وحدت وجودي داشتهاند، اما ملاصدرا به وحدت، اصالت داد. همچنين ملاصدرا حركت جوهري را از عرفان و از ايدهي «تجليّات دائم حق تبارك و تعالي» اخذ كرده است. وي در پايان شرح خدمات شيمل را برشمرد و از خدمات علمي وي تجليل كرد. دكتر شهرام پازوكي ، در گفتاري تحت عنوان «عرفان صراط مستقيم گفتگوي اديان» به اين مطلب پرداخت كه راههاي گوناگوني براي گفتگوي بينالادياني وجود داشته و دارد، در حالي كه راه حقيقي يك راه بيشتر نيست. تحقق گفتگوي حقيقي بين اديان موكول به رفع موانع و حصول شرايط خاصي است. وي با تأكيد بر اينكه در صورت درك سخن اصلي هر دين، امكان ورود به راه گفتگوي حقيقي ميسر ميشود و البته اين گفتگو اول بايد با خودمان باشد لذا «گام نهادن فرد در مسير يافتن خود» يا خودشناسي كه مورد ادعاي عرفا است، اولين قدم است. سپس بايد «گوش كرد» تا سخن اصلي دين را دريافت.وي در ادامه به بررسي سه نمونه گفتگوي بين عرفاي مسلمان، ابن عربي، دارالشكوه، مولوي پرداخت و از خدمات شيمل در حوزه گفتگوي اديان و عرفان، سخن گفت. دكتر حميد فرزام ، در گفتاري كه تحت عنوان «قصهي نامكرر عشق عارفان» ارائه كردند، ابتدا مسائلي را دربارهي عرفان به عنوان معرفتي قلبي و شهودي كه از طريق تزكيهي نفس حاصل - آنه ماري شيمل در مهرماه 81 در مراسم بزرگداشت خود در تهران شركت جست و چند ماه بعد دار فاني را وداع گفت. روحش شاد باد. او در اين كنفرانس چند كلمهاي سخن گفت. پروفسور آنه ماري شيمل گفتار خود را تحت عنوان "Mose and Shepherd" به زبان انگليسي ارائه نمود . ميگردد و با هدف وصول به قرب الهي تداوم مييابد، مطرح نمود ه و سپس مسئلهي عشق عارفان را در نزد عرفا به بررسي و ارزيابي گذاردند. دكتر محمدرضا ريخته گران، سخنران ديگر همايش در سخنراني كه خود با عنوان «مراتب هستي از ديدگاه مولوي و تطبيق آن با ودانتا» ارائه نمودند، ابتدا به لزوم توجه به اختلاف در مظهريت حقيقت در نظامهاي فكري، كه مورد تطبيق قرار ميگيرند، اشاره كرده و تأكيد نمودند كه ودانتاي هندوها با عرفان مولوي مظهر حقيقت واحدي نيستند. دكتر محمدرضا حسيني بهشتي ، در گفتار خود با عنوان «تجربه عرفاني و پيوند ميان فرهنگها» به يك پرسش اساسي پرداختند، آيا اساساً تجربه عرفاني يا تجربه عارفانه ميتواند پيوندي بين فرهنگها برقرار كند و اگر ميتواند، چرا؟ علت طرح اين سؤال در اين نكته نهفته است كه عرفان يكي از راههاي وصول به معرفت است كه در كنار علوم تجربي و فلسفه و... كه متكي بر شهود تجربي (حسي) و عقل هستند، قرار دارد. اگر مقايسهاي بين اين سه راه وصول به حقيقت داشته باشيم و توجه به ويژگيهاي خاص شهود قلبي و عارفانه در قياس با آن دو روش ديگر، سؤال فوق را جديتر ميكند. خانم دكتر ايرمگارد پين در گفتاري تحت عنوان «عرفان در گفتگوي تمدنها» به بررسي اهميت مقولهي عرفان در گفتگوي تمدنها پرداخت. سخنران بعدي همايش، دكتر محمود نوالي بود كه مطلب خود را تحت عنوان «مقدمهاي بر معرفي مشابهات و اختلافات پديدارشناسي و عرفان» ارائه نمود. ايشان در سخنان خود ابتدا به اهميت رو به تطبيق در به دست آوردن مشتركات بنيادي و پايدار، براي فراهم آوري امكان تفاهم بين تمدنها، اشاره نمود چرا كه علاقهمندي انسانها در هر تمدني، خاصه در عرفان و پديدارشناسي به ديدن «خود شيء» و يافتن حقيقت و ماهيت آن است و اين امر به دليل دستيابي به يك مبناي واحد، باعث احساس خويشاوندي بين انسانها ميشود. دكتر بهروز ثروتيان ، نيز در گفتاري تحت عنوان «دل محوري و مشاهدات عارفانه در شعر نظامي و حافظ» به بررسي اشارات عرفا به شيوههاي ذكر دل گفتن و خلوت نشيني، و حصول مكاشفه و مشاهده پرداختند. دكتر قاسم كاكائي ، سخنران ديگر همايش در گفتاري تحت عنوان «عرفان اسلامي، عرفان مسيحي؛ تساهل و تسامح» در خصوص مسئله «گفتگو» در دين اسلام، كه همچنين گوهر و اصل دين قلمداد شده است، سخن گفتند. ايشان در ادامه موضوع «تسامح ديني» را در نزد دين اسلام و مسحيت به بحث وبررسي نهاده و هر دو دين را واجد اين اصل ميداند. حتي در خلال جنگهاي صليبي، با تمسك عرفاي مسيحي و مسلمانان به گوهر دين، باب گفتگوي بين اديان مفتوح مينمايد. دكتر حميدرضا آيت اللهي در سخنراني خود تحت عنوان «جايگاه زن در اسلام از نظر پروفسور شيمل»، به ديدگاه عارفانه پروفسور شيمل به مسئله زن در اسلام پرداختند. به نظر ايشان پروفسور شيمل نقاد ديدگاه مسلط دينپژوهي در محافل آكادميك غرب به شمار ميرود. به نظر شيمل در اسلام اصل وحدت را داريم كه اين وحدت به دو امر تجزيه ميشود و بعد از آن، از آن كثرت زاييده ميشود. نقش وحدت در عالم خلق محور اصلي الهيات و عرفان اسلامي است. دكتر سعيد بيناي مطلق ، ديگر سخنران همايش «مفهوم اونيورسال در متافيزيك دكتر محمدرضا ريخته گران، سخنران ديگر همايش در سخنراني كه خود با عنوان «مراتب هستي از ديدگاه مولوي و تطبيق آن با ودانتا» ارائه نمودند، ابتدا به لزوم توجه به اختلاف در مظهريت حقيقت در نظامهاي فكري، كه مورد تطبيق قرار ميگيرند، اشاره كرده و تأكيد نمودند كه ودانتاي هندوها با عرفان مولوي مظهر حقيقت واحدي نيستند. و در مدرنيته» را بحث گذاردند. ايشان با اشاره به اين امر كه «ديدگاه متافيزيكي» و نيز «دورهي مدرنيته» يا «عصر جديد»، بر گونهاي از اونيورساليته استوار است يعني از نظرگاه متافيزيكي «حقيقت كل يا مطلق»، «انيورسال» است. پس به يك صورت يا به يك شكل خاص نبوده، بلكه فراسوي چندگانگي است. اما به صور بيشمار درميآيد. به عبارت ديگر، «حقيقت كل» بيرنگ است، ولي سرچشمهي رنگهاست و رنگارنگ جلوه ميكند. دكتر رضا انزابي نژاد ، دربارهي «چيستي و چرايي شعريت نثرهاي عرفاني»، كه عنوان گفتار ايشان بود، ضمن اشاره به خصلت «پرسندگي و رازجويي» انسان، اين خصلت را منشأ همهي آگاهيها و شايستگيهاي انسان - به عنوان «خليفةاللهي»، دانستند. اما به نظر وي، كهنترين و بزرگترين چيستان براي انسان «سرالاسرار هستي» بوده و هست: ذات آفريدگار، و در كنار آن «چرايي آفرينش، و از كجا و به كجايي آن» در واقع عرفان، تجلي و نمود اين «رازجويي» آدمي است. دكتر هرمز رحيميان ، نيز در گفتاري كه تحت عنوان «چند وجه مشترك در عرفان ملامتيه و مكتب سوررئاليسم» ارائه نمودند، به بررسي تطبيقي دو مكتب معروف - سوررئاليسم در مغرب زمين - و عرفان عاشقانهي مشرق زمين (خاصه شاخهي ملامتي آن) پرداخت. ايشان ضمن اشاره به سودمنديهاي روش مقايسهاي در درك بهتر ادبي ملل جهان، به بررسي برخي از اصول مشترك و نگرشهاي همسو و همانند مكتب سوررئاليسم با عرفان ملامتي پرداخت. خانم گيتي آرين ، در گفتار خود تحت عنوان «پژوهشي دربارهي نامهاي ايراني» با توجه به پژوهش پروفسور شيمل در كتاب «نامهاي اسلامي»، به بررسي كتاب مهم پروفسور شيمل در خصوص نامگذاري در ايران، ريشههاي اسامي زنان و مردان، تطور اسامي مختلف در جامعهي اسلامي و غيره پرداختند. استاد حسن لاهوتي ، در گفتاري كه تحت عنوان «خدمات پروفسور شيمل به عرفان و ادب ايران» ارائه كردند، ضمن بررسي آثار مهم خانم شيمل، به اهميت و ارزش كار ايشان در اين راستا اشاره كردند. دكتر لاهوتي، ارزش كار خانم شيمل را در پرهيز از هرگونه شبهه پراكني مترجمان اروپايي اشعار فارسي و نشان دادن جايگاه واقعي دنياي عرفان و ادب ايرانيان به جامعهي غربي، دانستند. دكتر خسرو ناقد ، در سخنراني خود تحت عنوان «اقبال شيمل»، به بررسي تأثير شخصيت و آراء علامه محمد اقبال در فرآيند شكلگيري حيات علمي پروفسور شيمل پرداختند. به نظر دكتر ناقد رويّهي اقبال در نزديكتر كردن گونه و اقبال در آثار و اشعار خود، از جمله علل اصلي جذب خانم شيمل به كارهاي او و در نتيجه به شاعران و عارفان شبه قارهي هند گرديد تا جايي كه تلاشهاي او در اين راستا، به واگذاري اولين كرسي «مطالعات فرهنگهاي هندي - اسلامي» به ايشان گرديد. علاقهي بيشك از حد به آثار علامه اقبال، پژوهشهاي ديرپايي را باعث گرديد، به گونهاي كه باعث شد پاكستان به وطن دوم خانم شيمل تبديل شود. دكتر علي رهبر ، آخرين سخنران همايش، گفتاري تحت عنوان «تلاشهاي پروفسور شيمل در شناسايي عرفان و فرهنگ ايران» را با تقديم اين بيت: گل صد برگ به پيش تو فرو ريخت ز خجلت كه گمان برد كه او هم رخ رعناي تو دارد به پروفسور شيمل ايراد كرد. وي با يك بررسي كلي از پژوهشهاي پروفسور شيمل در عرفان و ادب ايران، وي را از جمله ايران شناسان بزرگ باختر زمين بر شمرد .

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت : لبنان   -   قرن : 20 منبع :

جبران خلیل جبران در سال۱۸۸۳ در یك دهكده سرسبز كوهستانی به نام بشری در شمال لبنان به دنیا آمد. در سنین نوجوانی خانواده جبران به همراه بسیاری دیگر از خانواده های لبنانی به علت نبود كار و تنگنای اقتصادی لبنان آن دوره، به آمریكا مهاجرت كرد. او پس از چندسال به وطن بازمی گردد تا تحصیلاتش را به طور جدی تر ادامه دهد. در بهار سال۱۹۰۲ برای پیوستن به خانواده اش به آمریكا بازمی گردد. اولین نمایشگاه هنری اش در سال۱۹۰۴ برگزار می شود اما اتفاق مهم تر هنوز در راه است. او با زنی به نام «مری الیزابت هسكل» كه ۱۰ سال از خودش بزرگتر است، آشنا می شود. زنی كه بی تردید تأثیر ژرفی بر جبران می گذارد. رابطه ای كه تا پایان عمر جبران یعنی سال۱۹۳۱ ادامه می یابد. هر چند مری هسكل به علت تفاوت سنی پیشنهاد ازدواج جبران را رد می كند و با مردی دیگر ازدواج می كند. نامه نگاری ها و روزنوشت های مری هسكل از دیدارهایش با جبران اینك مهم ترین منبع برای زندگی نامه نویسان وعلاقه مندان به زندگی جبران محسوب می شود. جبران با نگارش كتاب شعرگونه اش «پیامبر» به شهرت جهانی می رسد. كتاب دیگرش «دیوانه» نام دارد كه این دو كتاب در ایران در یك مجلد به چاپ رسیده است. كتاب دیوانه به تبع نامش ترتیب و توالی خاصی برای خواندن ندارد. داستان های نغز و كوتاه این كتاب همواره تمی رازآلود و عرفان گونه دارد. ● رنج با خویش نبودن جبران خلیل جبران در جای جای كتاب اهمیت تنهایی را به ما یادآور می شود. تنهایی عزیزی را كه نه تنها قدرش را نمی دانیم بلكه از آن می گریزیم و همیشه سعی می كنیم در سر یكی از چهار راه های شلوغ زندگی مان قالش بگذاریم. به اجتماعاتی می رویم وخود را در بین آدم هایی كه كوچكترین سنخیتی با ما ندارند گم می كنیم تا بلكه آن تنهایی كوچك در آن همهمه و هیاهوی بزرگ گم شود. انگار فراموش كرده ایم همین تنهایی تجلی خالصانه ترین حالات انسانی است. در تنهایی است كه راز و نیاز می كنیم و رؤیا می بافیم، كتاب می خوانیم و تفكر خلاقه مان شكوفا می شود. ● هایكوهای لبنانی! گرچه شخصیت جبران در غرب شكل می گیرد، اما آثارش به طرز غریبی با فرهنگ و ادبیات شرق نزدیكی دارد. نكته ای كه باعث می شود خواندن آثارش برای خواننده شرقی ملموس تر و شیرین تر شود.این هایكوی ژاپنی را با قطعه «دوست من» جبران مقایسه كنید. انگار در ادامه هم سروده شده اند. شاعر ژاپنی می گوید: «هر چند بایكدیگر به یك نرده تكیه داده ایم، رنگ كوه ها، اما، یكسان نیست.» و جبران می گوید: «هنگامی كه تو می گویی باد به مشرق می وزد، من می گویم آری به مشرق می وزد زیرا نمی خواهم تو بدانی كه اندیشه من در بند باد نیست، بلكه در بند دریاست. تو نمی توانی اندیشه های دریایی مرا دریابی و من هم نمی خواهم كه تو دریابی. می خواهم در دریا تنها باشم. دوست من، تو دوست من نیستی، ولی من چگونه این را به تو بفهمانم؟ راه من راه تو نیست گرچه با هم راه می رویم، دست در دست.» جبران خلیل جبران، نابغه مشهور لبنانی، موفق ترین نویسنده و هنرمند معاصر عرب، نه تنها از پیشگامان ادبیات نوین عربی است، بلكه در جهان امروز و در ایران نیز بسیار پرآوازه و اثرگذار بوده است. او نقاش و نویسنده ای نوآور، عارف و شاعری مبارز و اندیشمندی ممتاز و معنویت گرا است كه توانست با آثار كم حجم، اما نغز و پرمغز خود، ستاره شرق و پیام آور سرزمین پیامبران و سخنگوی وجدان فرهنگی ملت خود باشد. مقاله حاضر دربرگیرنده بخشی از نوشتاری است كه پائولو كوئیلو، نویسنده برزیلی درباره این ادیب عرب به رشته تحریر درآورده كه چندی پیش در ماهنامه كتاب ماه به چاپ رسید.در زمان تولد جبران لبنان بخشی از سوریه بزرگ (شام)، شامل سوریه كنونی، لبنان و فلسطین تحت سلطه عثمانی ها بود، سالها بعد جبران یكی از استقلال طلبان پرشور عرب، علیه دولت ترك عثمانی شد. مادر جبران «كامله رحمه» دختر كشیشی مارونی بود، مارون قدسی از قرن پنجم میلادی بود كه بسیاری از مسیحیان لبنان پیرو او هستند كامله بیوه ای بود كه همسر خلیل (پدر جبران) شد و در ژانویه سال ۱۸۸۳در روستای زیبا و كوهستانی بشری در شمال لبنان، جبران را به دنیا آورد.خانواده جبران در آغاز وضع مالی متوسطی داشتند،اما پدرش مردی قمارباز، می خواره و بی مسوولیت و تندخو بود كه سرانجام خانواده را به فقر كشاند و خود به جرم اختلاس در اداره مالیات، اموالش مصادره شد و مدتی به زندان افتاد، اما مادرش برخلاف پدر، دیندار، فعال و كاردان بود و در تربیت جبران، اهتمام و تاثیر به سزایی داشت. جبران در پنج سالگی به مكتب رفت و خواندن و نوشتن آموخت، او كه كودكی درونگرا، رویایی و تیزبین بود گرچه در دامن فقر بزرگ می شد، مشاهده پدیده های خیره كننده طبیعت جذاب در آن منطقه سرسبز او را سرشار می كرد و اثری ژرف بر ذهن كنجكاوش می نهاد.از كشیش روستا و پدربزرگ روحانیش زبان عربی، اندیشه های دینی و انجیلی، تاریخی و سنت مسیحی را فرا گرفت، اما نشانه های هوشمندی و تامل، روح سركش شاعرانه و میل به تصویرگری از پدیده هاو مفاهیم در او مشهود بود.جبران سپس به همراه خانواده اش در سال ۱۸۹۵میلادی بیروت را به مقصد آمریكا ترك كرد و در آنجا در محله چینی های بندر بوستن كه عربهای مهاجر بسیاری در آن می زیستند جایی اجاره كردند تا زندگی خود را با كار و تلاش اداره كنند. جبران تنها عضو خانواده بود كه به سبب علاقه و استعداد خود و تلاش و تشویق مادرش موفق شد به مدرسه برود و به تحصیل دانش بپردازد، جبران در مدرسه به آموختن انگلیسی و ادبیات پرداخت، اما توانست با نقاشی ها و طرحهایش عادت و سرگرمی ای كه از لبنان با خود آورده بود توجه آموزگارانش را جلب كند. پس از آن هنرمندی آمریكایی، به نام «فرد هلند دای» كه او را متفاوت یافته بود به تشویق و تقویتش همت گماشت و گرایش هنری و تصویرگری وی را شكوفاتر ساخت.جبران در سال ۱۸۹۸باردیگر به بیروت بازگشت تا در مدرسه ای مسیحی و ملی گرا به نام مدرسه الحكمه، آموزشها و ادبیات عربیش را تكمیل كند.جبران در این ایام زبان فرانسه را نیز فراگرفت، از كتاب مقدس بسیار اثر پذیرفت همراه پدر مناطق مختلف لبنان را گشت و استعداد نقاشی و نویسندگیش تقویت شد. جبران در سال ۱۹۰۲قبل از تكمیل دروس عربی با شتاب به آمریكا بازگشت اما دیر شده بود زیرا خواهر، برادر و مادرش به علت بیماریهای مختلف یكی پس از دیگری دار فانی را وداع گفته بودند.این مصیبتهای پیاپی چیزی از پشتكار و اراده اعتلاجوی او نكاست و این بار با بلندپروازی و همت بیشتری به نقاشی و نویسندگی ادامه داد. سال ۱۹۰۴در نخستین نمایشگاه نقاشی جبران، خانم ماری هسكل كه فردی ثروتمند و مدیر مدرسه ای بود او را كشف و با تشویق ها و حمایت مالی خود، موانع پیشرفت او را برطرف كرد.در همین سال انتشار مقالات وی در روزنامه مهاجران عرب المهاجر، آغاز شد و نثر ویژه و اسلوب نگارش جبران مورد توجه قرار گرفت و در پی آن كتابهای «موسیقی» در ،۱۹۰۵«عروسان مرغزار» در سال بعد و «ارواح سركش» را در ۱۹۰۸ به چاپ رساند. بخشهایی از دوكتاب اخیر حاوی انتقادات تندی نسبت به كشیشان و كلیسا بود كه با عكس العمل شدید آنان رو به رو شد، در نتیجه جبران تكفیر و كتابش توقیف و در بازار بیروت به آتش كشیده شد.بعداز بازگشت از سفر طولانی اروپا، جبران در سال ۱۹۱۲به نیویورك عزیمت كرد و در همان سال داستان بلند «بال های شكسته» را تكمیل و چاپ كرد كه در حقیقت بخشی از زندگی شخصی و تجربه عاشقانه و شكست خورده او بود، بعدها این داستان در لبنان و سوریه به فیلم سینمایی تبدیل شد.نخستین كتاب انگلیسی جبران، با عنوان «دیوانه» در ۱۹۱۸منتشر شد و مطبوعات محلی از آن استقبال كردند. جبران در سالهای باقی مانده عمرش به نقاشی و صورتگری آثارش و نشر آثاری همچون «تندبادها» و «پیشتاز» و تكمیل و انتشار مهمترین و مشهورترین كتابش «پیامبر» به زبان انگلیسی پرداخت. «پیامبر» كه حاصل سالها تلاش فكری وادبی جبران و عصاره آثار و اندیشه های اوست، به بیشتر زبانهای زنده دنیا ترجمه شده و تاكنون میلیونها نسخه از آن چاپ شده است.او همچنین به نگارش مفصل ترین كتاب انگلیسی اش پرداخت كه روایتی تازه از مسیح بود و عنوان آن را «عیسی فرزند انسان» نهاد. «مارتا»، «یوحنای مجنون»، «گل هانی»، «فریاد قبرها»، «حجله عروس»، «خلیل كافر»، «اشك و لبخند»، «مواكب»، «تازه هاو طرفه ها»، «ماسك و كف»، «خدایان زمین»، «سرگشته» و «بوستان پیامبر» از دیگر آثار و نوشته های جبران به شمار می رود.آثار جبران به سرعت مرزها را در نوردید و با جذب میلیونها مخاطب از ملل دیگر، او را تبدیل به پدیده ای چشمگیر كرد.رنجوری مزمن، ناراحتی قلبی و به ویژه بیماری كبد كه به سرطان منجر شد و به مرض سل نیز تشدید شد سرانجام جبران را از پای انداخت تا اینكه چراغ زندگی اش در دهم آوریل ۱۹۳۱در سن ۴۸سالگی در بیمارستان سنت وینسنت نیویورك به خاموشی گرایید.در آمریكا و سوریه هزاران شرقی و غربی و مسلمان و مسیحی برای او به سوگ نشستند، جسدش را به زادگاهش بازگرداندند تا روح بلند و بی قرارش در كلیسای مارسركیس آرام گیرد، جایی كه اینك موزه آثار و اشیای به جای مانده از او نیز هست و هر ساله هزاران نفر از آن بازدید می كنند.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت : انگلستان   -   قرن : 20 منبع :

نادین گوردیمر در سال ۱۹۲۳ در حومه شهر ژوهانسبورگ از مادری بریتانیایی و پدری اهل لیتوانی به دنیا آمد. او از سال ۱۹۵۱ شروع به چاپ داستان های خود كرد و پس از سال ۱۹۶۰به جنبش ضدآپارتاید آفریقای جنوبی پیوست. نلسون ماندلا یكی از رمان های معروف او در سال ۱۹۷۹ تحت عنوان «دختر برگر» را در دوره محكومیت خود در زندانی در جزیره رابن خواند و گوردیمر یكی از نخستین كسانی بود كه برای دیداری با ماندلا به هنگام آزاد شدن او از زندن دعوت شد. این نویسنده مجموعاً ۱۴ رمان از جمله «محافظه كار» (۱۹۷۴) كه جایزه بوكر را به دست آورد و همچنین نمایشنامه مقاله و داستان های كوتاه بسیاری را به رشته تحریر درآورده است. او در سال ۱۹۹۱ جایزه ادبی نوبل را گرفت. تازه ترین رمان او «یك زندگی در پیش بگیر» چاپ انتشارات بلومزبری است كه پائیز امسال نیز یك مجموعه داستان كوتاه دیگر از او با نام «بتهوون یك شانزدهم سیاهپوست بود» را منتشر خواهد كرد. گوردیمر در ژوهانسبورگ زندگی می كند، سفیر حسن نیت سازمان ملل است و یكی از اعضای هیأت داوران جایزه بین المللی من بوكر بوده كه چندی پیش اعطا شد. نادین گوردیمر اخیراً به دوباره خوانی برخی كتاب ها روی آورده است بخصوص پس از آن كه به عنوان یكی از اعضای هیأت داوران جایزه بین المللی من بوكر ـ كه امسال دومین سال اهدای آن است ـ انتخاب شده است. از نوامبر سال گذشته كه این برنده نوبل ادبیات ۸۳ ساله با نویسندگان معروف «كولم تویبین» و «الین شووالتر» ـ دوتن دیگر از داوران دومین دوره جایزه بین المللی من بوكر ـ گرد هم آمدند او موفق شده است كتابخانه كوچكی از آثار ۱۵ نامزد نهایی از دن دلیلو گرفته تا دوریس لسینگ و از كارلوس فوئنتس تا آلیس مونرو را بخواند. برنده نهایی اوایل ماه آینده اعلام خواهد شد. گوردیمر از شیوه كارش در داوری آثار می گوید: «تصمیم گرفتم در ابتدا دو اثر اول یك نویسنده را بخوانم و بعد به سراغ كار جدید او بروم كه بیشتر با حال و هوای مدرن امروزی نوشته شده است تا بدین ترتیب به پیشرفت آنها پی ببرم.» او می افزاید: «انتخاب چنین پروسه ای برای كار واقعاً از سر عشق بود كه البته باعث شد متوجه حقایق تازه ای بشوم.» گوردیمر از اتاق هتلش در نیویورك كه برای شركت در جشنواره «صداهای جهان» انجمن قلم از آفریقای جنوبی به این شهر سفر كرده است. توضیح می دهد: «در دو مورد دو كتاب اولی كه از این نویسندگان خواندم و یكی از آنها معمولاً شاهكار آنان بود به نظرم خیلی جذاب تر از قبل می آمدند چون خودم در طول همه این سال ها خیلی تغییر كرده بودم.» او می افزاید: «به سال های عمرم اضافه شده بود و تجربیات بیشتری آموخته بودم. چیزها و نكته هایی را در این كتاب ها یافتم كه حالا آنها را درك می كردم و نه سال ها قبل كه آنها را برای اولین بار خوانده بودم. به نظرم اگر حالا كتابی را بخوانید و ۲۰ سال بعد باز هم همان كار را بخوانید چیز دیگری از آن درك خواهید كرد. نویسندگانی كه به سن و سال گوردیمر می رسند همین كه آنقدر عمر كرده باشند جای خوش شانسی است چه برسد به این كه اثر جدیدی منتشر كنند و یا حتی به خواندن كتاب های قدیمی تر تمایل نشان دهند اما گوردیمر با اراده ای قاطع از پیشرفت و پركاری نمی ترسد. او كه در سال ۱۹۲۳ در Springs در حومه ژوهانسبورگ به دنیا آمد با مطالعه به یك بینش روشنگر سیاسی دست یافت و خیلی طول نكشید كه با در پیش گرفتن حرفه نویسندگی به جنبش های ضدنژادپرستی پیوست. او در سال ۱۹۷۴ با نوشتن رمانی به نامه «محافظه كار» جایزه بوكر را دریافت كرد و وقتی آپارتاید فرو پاشید شایعه شد كه آثار و نوشته هایش آن نبض تپنده خود را از دست خواهند داد با این حال از سال ۱۹۹۴ ، سالی كه آفریقای جنوبی نخستین انتخابات آزاد خود را برگزار كرد او هشت كتاب منتشر كرد و توجه خود را معطوف مشكلات دیگر این قاره همچون اپیدمی ایدز، فقر و محرومیت و آمار بالای بزهكاری آن كرد.گوردیمر برای انجام این مصاحبه برروی كاناپه ای در سوئیت هتلی نشسته و ظاهر او ـ كه لباس زیبایی با سایه روشنی از رنگ های كرم و خاكستری پوشیده و موهایش را خیلی مرتب به عقب جمع كرده است ـ به سختی پرتره ای از یك هنرمند انعطاف پذیر را انعكاس می بخشد. گوش هایش خیلی تیز است و شنیدن صحبت های او تجربه تنافر دو نسل است. جمله بندی های بی عیب و نقص او و رعایت كامل دستور زبان و ساختار قاعده مند آن مربوط به گذشته است اما دغدغه های او در ارتباط با قوانین حمل اسلحه، كشتارهای دانشگاه ویرجینیا، جنگ عراق و مسیر پردست انداز پیشرفت آفریقای جنوبی دغدغه های امروز این نویسنده ۸۳ ساله است . گوردیمر می گوید: «گراهام گرین زمانی گفته بود: هركجا كه زندگی كنید، شكل خشونت در آنجا هرگونه كه باشد خیلی زود به بخشی از زندگی تان و چگونه زیستن تان تبدیل می شود». در مورد او و اسلحه همین اتفاق افتاد. او از كشف رابطه نزدیك میان كشتارهای دانشگاه ویرجینیا با رمان معروفش در سال ۱۹۹۸ به نام «خانه اسلحه» كه در آن مرد جوانی از سر علاقه به جرم و جنایت آلوده می شود وحشت كرده بود. آنچه گوردیمر فراموش می كند بگوید این است كه در رمان دیگرش «یك زندگی در پیش بگیر» در سال ۲۰۰۵ او چیز دیگری را نیز پیش بینی كرده بود. پائیز گذشته او توسط ۳سارق غیرمسلح كه همه پول های نقدش را به سرقت برده بودند در خانه اش مورد حمله قرار گرفت و او آن زمان گفته بود: « این افراد به جای دستبرد زدن به اموال یك پیرزن كار بهتری سراغ نداشتند؟» به نظر می آید گوردیمر این حادثه را به راحتی پذیرفته است و نمی خواهد اجازه دهد این اتفاق باوری را كه از كشورش دارد تغییر دهد. او در باره زندگی پس از آپارتاید می گوید: « فكر می كنم ما انتظار این همه تغییر را نداشتیم. دیوار آپارتاید واژگون شد، جشن ها گرفته شد و سپس همه رو در روی یكدیگر قرار گرفتیم. به شهامت و اراده های بسیاری نیاز بود. خیلی چیزها اشتباه هستند اما كارهای بسیاری شده تا برآن گذشته ننگین و دردناك در آفریقای جنوبی غلبه شود. ما الآن باید آن سردرد صبح پس از پیروزی را درمان كنیم.»این روزها در این قاره صداهایی برخاسته اند كه توسط آپارتاید مسكوت گذاشته شده بودند. در جشنواره PEN، گوردیمر به كرات از آثار و نوشته های شاعر و رمان نویس اهل ژوهانسبورگ مونگان والی سروت تقدیر كرد. او در جوانی بجز نوشتن شعر و داستان در یگان نظامی كنگره ملی آفریقا نیز فعال بود و به گفته گوردیمر در چند مورد نزدیك بود كشته شود. سروت برای مدتی در آمریكا بود و سپس به آفریقای جنوبی بازگشت تا به نخستین دولت منتخب آزاد بپیوندد. گوردیمر می گوید: «از ارتش به پارلمان. هیچ جابه جایی ای آن قدر مستلزم تغییر نیست.» اخیراً نیز دوستش سروت بار دیگر به استقبال از یك تغییر بزرگ دیگر رفته بود. او از پست خود استعفا داد و به Zululand رفت تا در مورد یك پزشك طبابت كند. گوردیمر چندی پیش ملاقاتی با او داشت و به او گفت: «منظورت این است كه داری معجون های عشق و نفرت درست می كنی؟» و او گفته بود: «نه، نه، نه» گوردیمر مجدداً به او گفت: «اگر كسی واقعاً مریض باشد یا آن كه علایم بیماری ایدز را از خود نشان دهد باز هم به او آب مقدس می دهی؟» و او پاسخ داد: «نه. نادین ، واقعاً كه چقدر از همه چیز بی اطلاعی و گوردیمر بلافاصله از او خواست تا توضیحاتی را درباره این علم به او بدهد.» یكی از چیزهایی كه گوردیمر دوست ندارد به هیچوجه درباره آن تغییر عقیده بدهد درباره شخص «گونترگراس» است. حرف و حدیث هایی كه سال گذشته در محافل ادبی در پی اعترافات او مبنی بر این كه یك سرباز نوجوان در ارتش نازی ها بوده زده شد، هیچ وقت باعث نشد گوردیمر در مورد او و آثارش تجدیدنظر كند. در حقیقت گوردیمر این جنجال را نشانه وجود یك فرهنگ معتاد به رسوایی می داند. او با چشمانی نافذ می گوید: «اگر گونتر گراس در سال ۱۹۴۴ یعنی همان موقع كه هیتلر می دانست كه جنگ را خواهد باخت می گفت كه نمی خواهد به ارتش نازی ها بپیوندد قطعاً كشته می شد و در جواب به این پرسش كه او چرا تا به حال این موضوع را فاش نكرده باید بگویم كه او این موضوع را مسكوت نگذاشت... اگر كتاب هایش را بخوانید متوجه اطلاعات مفصلی می شوید كه او از سرنوشت مردم در آن زمان داشت و قطعاً اگر این تجربه را پشت سر نمی گذاشت این اطلاعات را پیدا نمی كرد. من حس نمی كنم گراس به خاطر آنچه كه سرنوشت به طور غیرقابل اجتناب پیش روی او گذاشت در خور سرزنش باشد. او چاره ای نداشت.» برخلاف دیگر دوستان برنده نوبل اش همچون گونترگراس، ول سوبینكا یا داریوفو كه با چاپ زندگینامه هایی از بینش و دانش سیاسی خود گفته اند، گوردیمر به هیچ وجه این كار را نكرده و هرگز هم نخواهد كرد. او با ظاهری عبوس می گوید: «دوست ندارم از كارها و چیزهایی حرف بزنم كه من و همسرم به عنوان یك فعال سیاسی انجام می دادیم. به عنوان یك نویسنده سه كتاب من اجازه چاپ نگرفتند اما آن شهامت لازم را نداشتم كه به میدان جنگ بروم.در نتیجه برای من نوشتن یك زندگینامه مستلزم كنكاش در زندگی شخصی ام و فاش كردن آن است و من فكر می كنم این بخش از زندگی ام به هیچ كس ارتباطی ندارد. برای من تنها چیزی كه از زندگی ام می تواند برای دیگران جالب و مهم باشد كتابهایم است. بجز این اختلاف نظر واضح است كه گوردیمر در وجود گراس یك جور عرق ملی مشترك احساس می كند؛ مردی كه هشدار داده بود یكپارچگی و وحدت در آلمان خیلی دشوارتر از آنی بود كه به آن اعتراف شده بود. به نظر گوردیمر كشورش با مشكل مشابهی دست به گریبان است. سربازانی كه پس از فروپاشی آپارتاید بیكار شده اند اجیر می شوند از همین رو خیلی از سربازان اجیر شده درعراق از آفریقای جنوبی هستند. این كشور همچنین آكنده از اسلحه های مختلفی است كه از جنگهای مناطق اطراف به جا مانده. در ژوهانسبورگ به راحتی می توان یك تفنگ AK-۴۷ تهیه كرد. گوردیمر می گوید: «می توانم بگویم كه در حال حاضر تفنگ مثل یك گربه خانگی شده. همه جا روی قفسه ها و طاقچه ها جا خوش كرده. همین طور نمی توان آن را جایی مخفی كردچون اگر كسی به خانه ات حمله كند باید سریع آن را برداری. در نتیجه این روزها درخانه همه تبدیل به یك چیز عادی شده. نگه داشتن اسلحه، حادثه آفرین نیز هست و در یك مورد یك دانش آموز كه از دست معلمش عصبانی شده بود تفنگ خانه شان را برداشت و معلمش را با گلوله كشت. همچنین در آفریقای امروز خیلی مسائل در مورد نژادپرستی و اختلاف نژادی لاینحل باقی مانده كه طرح آنها بخشی از مجموعه داستانی جدید گوردیمر به عنوان «بتهوون یك شانزدهم سیاهپوست بود» است. عنوان این مجموعه داستان از چیزی گرفته شده كه گوردیمر در رادیو شنیده بود. او با لبخندی می گوید: «گاهی اوقات كلاغ ها برای آدم خبر می آورند. یك روز داشتم به یك موج موسیقی كلاسیك گوش می دادم كه مجری در توضیح یكی از آهنگ های او گفت: «به هر حال بتهوون یك شانزدهم رگش سیاهپوست بود. این حقیقت یعنی حقیقت مربوط به DNA او برای من واقعاً جالب بود. به هر حال گوردیمر در آستانه سن ۸۴ سالگی هجدهمین اثرش را درست ۷۰ سال پس از آن كه نویسندگی را در صفحات روز یكشنبه یك روزنامه در آفریقای جنوبی شروع كرد منتشر می كند و جشنی نمی گیرد. در حال حاضر تمام توجه او معطوف معرفی یك نویسنده برای دریافت جایزه بین المللی من بوكر است. او می گوید: «یك جلسه دیگر هم داریم. در دابلین خواهد بود و تقریباً به یك نتیجه گیری نهایی خواهیم رسید. ۳داور حضور دارند و هر یك از ما اثر منتخبمان را معرفی می كنیم. یكی از امتیازات و محاسن بزرگ این داوری این بوده كه ما را به خواندن یك كوه كتاب سوق داده است. می بایست تكلیفمان را انجام می دادیم.»

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

دكتر عبدالحسين زرين كوب در سال 1301 هجري شمسي در بروجرد ديده به جهان گشود . دكتر زرين كوب تحصيلات ابتدايي را در زادگاه خويش به پايان برد .سپس در كنار تحصيل در دوره متوسطه به تشويق و ترغيب پدر كه مردي متشرع و ديندار بود ،اوقات فراغت را صرف فراگيري علوم ديني و حوزه اي نمود ،و ضمن تحصيل فقه و تفسير و ادبيات عرب،به شعر عربي هم علاقمند شد .گرچه تا پايان سال پنجم متوسطه در رشته علمي تحصيل مي كرد با اين حال كمتر كتاب تاريخ و فلسفه و ادبياتي بود كه به زبان فارسي منتشر شده باشد ،واو آن را در مطالعه نگرفته باشد .به دنبال تعطيلي كلاس ششم متوسطه در تنها دبيرستان شهر براي ادامه تحصيل به تهران رفت. اما اين رشته ادبي را برگزيد و در سال 1319 تحصيلات دبيرستاني را به پايان برد،و با وجود آنكه كتابهاي سالهاي چهارم و پنجم متوسطه ادبي را قبلا نخوانده بود در ميان دانش آموزان رشته ادبي سراسر كشور ،رتبه دوم را به دست آورد.با بازگشايي مجدد دانشگاهها در سال 1320 ،دكتر عبدالحسين زرين كوب در امتحان ورودي دانشكده حقوق شركت كرد.با آنكه پس از كسب رتبه اول ،در دانشكده ثبت نام هم كرده بود،اما به الزام پدر ،ناچار به ترك تهران شد . در همان ايام ،علي اكبر دهخدا كه رياست دانشكده حقوق را به عهده داشت ،از اينكه چنين دانشجوي فاضلي را از دست مي داد ،اظهار تاسف كرده بود. سرانجام اشتياق به تحصيل بار ديگر او ر ا به دانشگاه كشاند .در سال 1324 ،پس از آنكه در امتحان ورودي دانشكده علوم معقول و منقول ،و دانشكده ادبيات حايز رتبه اول شده بود ،وارد رشته ادبيات فارسي دانشگاه تهران شد. به هر تقدير ،عبدالحسين زرين كوب در سال 1327 به عنوان دانشجوي رتبه اول از دانشگاه فارغ التحصيل شد،و سال بعد وارد دوره دكتري رشته ادبيات دانشگاه تهران گرديد و درسال 1334 از رساله دكتري خود با عنوان (نقد الشعر ،تاريخ و اصول آن) كه زير نظر بديع الزمان فروزانفر تاليف شده بود با موفقيت دفاع كرد . دكتر زرين كوب در سال 1330 دركنار عده ايي از فضلاي عصر همچون عباس اقبال آشتياني ،سعيد نفيسي ،محمد معين،پرويزناتل خانلري ،غلامحسين صديقي و عباس زرياب ،براي مشاركت در طرح ترجمه مقالات دايره المعارف اسلام (E1)طبع هلند،دعوت شد . دكتر زرين كوب در ايام تحصيل در تهران ،چندي نزد حاج شيخ ابوالحسن شعراني به پرداخت و با مباحث حكمت و فلسفه ،آشنايي بيشتر يافت .از همان روزگار با فلسفه هاي معاصر غربي نيز آشنا شد و بعد به مطالعه در باب تصوف نيز علاقمند گرديد. استاد كه از قبل با زبانهاي عربي ،فرانسوي و انگليسي آشنا شده بود در سالهاي جنگ دوم جهاني ،با كمك بعضي از صاحب منصبان ايتاليايي و آلماني كه در آن ايام در ايران به سرمي بردند،به آموزش اين دوزبان پراخت .در سال 1323 نخستين كتاب او به نام (فلسفه ،شعر يا تاريخ تطور شعر و شاعري درايران) در بروجرد منتشر شد ،در حالي كه در اين هنگام ،حدود چهار سال يا كمي بيشتر از تاريخ تاليف كتاب مي گذشت . دكتر زرين كوب پس از آنكه به الزام پدر دانشكده حقوق را ترك گفت ،به زادگاه خود بازگشت ،و در خرم آباد و بعددر بروجرد به كار معلمي پرداخت ،كاري كه به تدريج علاقه جدي بدان پيدا كرد .در دوران معلمي ،از تاريخ و جغرافيا وادبيات فارسي گرفته تا عربي و فلسفه و زبان خارجي و حتي رياضي و فيزيك و علم الهيات ،همه را تدريس كرد .دكتر زرين كوب پس از اخذ درجه دكترا ،از سوي استاد فروزانفر ،براي تدريس دردانشكده علوم معقول و منقول دعوت شد و در سال 1335 يا رتبه دانشياري ،كار خود را دانشگاه تهران آغاز كرد و به تدريس تاريخ اسلام ،تاريخ اديان ،تاريخ كلام و مجادلات فرق ،تاريخ تصوف اسلامي و تاريخ علوم پرداخت .پس از دريافت رتبه استادي دانشگاه تهران (1339 ش ) دكتر زرين كوب چندي نيز در دانشسراي عالي تهران ،ودوره دكترا ادبيات فارسي دانشگاه تهران و در دانشكده هنرهاي درماتيك به افاضه پرداخت.در سالهاي 1347 تا سال 1349 در آمريكا به عنوان استاد ميهمان در دانشگاههاي كا ليفرنيا و پرنيستون به تدريس علوم انساني دانشگاه تهران انتقال يافت و در دو گروه تاريخ و ادبيات مشغول به كار شد . دكتر زرين كوب در 24شهريور 1378 به دليل بيماريهاي قلب و چشم و پروستات در گذشت. آثار دکتر عبدالحسين زرين کوب ۱-دو قرن سكوت/ ۲-تاريخ مردم ايران پيش از اسلام/ ۳-تاريخ مردم ايران بعد از اسلام/ ۴-بامداد اسلام/ ۵-كارنامه اسلام/ ۶-ارزش ميراث صوفيه/ ۷-پله پله تا ملاقات خدا/ ۸-سرني /۹-با كاروان حله/ ۱۰-پير گنجه در جستجوي ناكجا آباد .........

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

درگذشت: 1373. مقدمه، تصحیح و تنظیم و اهتمام در چاپ فرهنگ نماز (ترجمه الصلوة ملا محسن فیض كاشانى، تهران، 1362).

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

تولد: 1304. درگذشت: 1366. صاحب كتابى در فروع دین به نام فروع‏الدین الاسلامى من الكتاب والسنه (1363) و كتابى در واقعه كربلا به شعر تحت عنوان مناهج البكاء فى فجایع كربلاء (1364).

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

تولد: 12394. درگذشت: 1372. از آثار اوست: تحفه فدوى، یا نیایش مؤمنان شامل، سوره‏هاى یس و الرحمن و آیةالكرسى... دعاهاى روزهاى هفته (قم، 1373).

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(مقتول 886 ق)، شاعر و نویسنده. معروف به محمود قاوان، غوان یا گاوان و ملقب به خواجه‏ى جهان. گفته مى‏شود دلیل اضافه‏ى نامش به «گاوان» یا «قاوان» انتساب خاندانش به روستایى در گیلان به همین نام است. وى تا چهل و سه سالگى سفرهاى زیادى كرد و سپس به دربار علاءالدین احمد دوم، پادشاه بهمنى دكن (م 862 ق) رفت. در 862 ق شاه بهمنى او را به منصب وكیلى رساند و بعد از طرف نظام‏الدین احمد شاه بهمنى (867 -865 ق) در این منصب بود و محمد شاه او را خواجه‏ى جهان لقب داد، ولى سرانجام به قتل او فرمان داد. گیلانى در ضمن منصب دبیرى هم داشت و در این شغل بسیار فعال بود و كتاب‏هایى چند در فن انشاء نوشت. از آثار وى: «ریاض الانشاء»، كه به «منشآت» خواجه‏ى جهان معروف است؛ «مناظر الانشاء» كه معروفترین كتاب او است؛ «قواعد الانشاء». بنا به قول مؤلف «تاریخ ادبیات در ایران»، عمادالدین گیلانى «دیوان» شعرى نیز داشته كه تا روزگار تألیف «تاریخ فرشته» رایج بوده است و غیر از آن در دكن آثار خیرى نیز دارد كه از آن جمله به مدرسه و مسجدى كه دو سال پیش از مرگش آنها را بنا نهاد، مى‏توان اشاره كرد.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1293 ش)، استاد دانشگاه، پزشك و نویسنده. در تهران به دنیا آمد. تحصیلات متوسطه را در دبیرستان ثروت و تحصیلات عالیه را در دانشكده‏ى پزشكى دانشگاه تهران در 1319 ش به پایان رساند. سپس پایان نامه‏ى خود را درباره‏ى « پروتئیوتراپى در دیابت» با درجه‏ى ممتاز گذراند و بعد عهده‏دار مشاغل مختلفى از جمله: دستیارى آزمایشگاه فیزیولوژى، دانشیارى كرسى فیزیولوژى، استادى بى‏كرسى كالبد شناسى بود. در 1329 ش براى مطالعات علمى به آمریكا رفت. از دیگر آثار وى: «تكنیك فیزیولوژى»؛ «طب تجربى»؛ «طب تجربى و فیزیولوژى تجربى»؛ «فیزیولوژى بالینى»؛ «فیزیولوژى طبیعى و فیزیوتولوژى دستگاه بینایى».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1278 ش)، نویسنده و مترجم. پس از اتمام تحصیلات در مدرسه‏ى علوم سیاسى وارد خدمت وزارت خارجه شد و عهده‏دار مشاغل مختلفى چون دبیرى و كاردارى سفارتهاى روسیه و افغانستان شد. از آثار وى: «آخرین خانواده‏ى امپراطور روس»،ترجمه؛ «سازمان ملل متحد و مؤسسات تخصصى بین‏المللى».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س چهاردهم ق)، باستان‏شناس و نویسنده. در 1319 ش موفق به اخذ لیسانس در رشته‏ى باستان‏شناسى شد و پس از آن در موزه ایران باستان اشتغال یافت و در ضمن كار، به تألیف كتابهایى در زمینه‏ى كار خود مى‏پرداخت. از آثار وى: «راهنماى موزه‏ى آستان قدس رضوى»؛ «ویرانه‏هاى شوش».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1324 ق)، نویسنده و شاعر، متخلص به شادمان. در اصفهان متولد شد. از كودكى به كسب فضل و كمال پرداخت. پس از تكمیل دوره‏ى دبیرستان، در خارج از محیط مدرسه به فراگیرى علوم قدیمى و زبان فرانسه و انگلیسى پرداخت. بعدها وارد دانشسراى عالى شد و پس از فراغت از تحصیل وارد خدمت فرهنگ شد. شادمان در ضمن كار تدریس به مطالعه و تالیف مشغول بود. از آثار وى: «سیر و تحول نثر فارسى در ادوار مختلف»؛ «رهبر ایمان یا ترجمه قرآن»؛ «دیوان»، اشعار.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(وف 1298 ق)، خطاط، دبیر و نویسنده. وى در سال 1290 ق متولى آستان قدس رضوى بود و در تهران زمانى كه سمت وزارت وظایف و اوقاف را داشت فوت كرد. از آثار وى: «رساله‏ى مجدیه»، وضعیت سلطنت ناصرالدین‏شاه.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1287 ش)، مدرس و نویسنده. در تهران متولد شد. دوران تحصیلى خود را در دبستانهاى آلمان و مولوى و دبیرستان شرف و دارالمعلمین مركزى گذراند سپس وارد دانش‏سراى عالى شد و در رشته‏ى ریاضیات موفق به اخد مدرك لیسانس گردید. به مدت دو سال در فرانسه در شهر تولوز به تحصیل پرداخت و بعد از آن وارد وزارت فرهنگ شده و به شغل تدریس مشغول شد. از آثار وى: «پانصد مسئله حساب و هندسه»؛ «حل المسایل جبر»؛ «مقیاسات جدید ایران، قانون اصول مترى».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1261 ش)، نویسنده و منشى. وى پس از پایان تحصیلات، وارد خدمات دولتى شد و مشاغل مختلفى را عهده‏دار شد. از جمله: منشى اول وزارت جنگ، رییس دفتر پیاده نظام در وزارت جنگ، منشى اول وزارت فوایده عامه و بازرگانى، رییس دفتر وزارت جنگ، رییس دفتر مخصوص رضا خان، سرپرست محصلین در اروپا، فرماندار اصفهان، استاندار استان هفتم، وزیر پست و تلگراف، استاندار استان نهم و وزیر كشور. بهرامى در زمان كودتاى رضا خان در وزارت جنگ صاحب منصب بود، پس از به سلطنت رسیدن رضا خان مورد توجه شاه واقع شده و به سمت ریاست دفتر مخصوص شاهنشاهى منصوب شد. دبیر اعظم كه مردى مطلع و به تاریخ و جغرافى ایران آگاه بود یكى از هفت نفرى بود كه به قصر سلطنتى فراخوانده مى‏شد تا بر معلومات رضا خان بیافزاید. پس از مدتى مورد خشم شاه قرار گرفت و بعد از آن بهرامى مدتى به عنوان سرپرست مصحلین قورخانه به اروپا رفت. سپس به حكومت اصفهان رسید و در اداره‏ى حكومت فارس، بناى آرامگاه حافظ را تجدید كرد. بعد از آن مدتى كه در كابینه‏ى مخبرالسلطنه، وزیر پست و تلگراف شد و در 1313 ش به حكومت خراسان منصوب گشت، اما چندى نگذشت كه دوباره مورد خشم شاه قرار گرفت و پس از مدتى حبس به ملایر تبعید شد. بعد از آزادى مدتى در روزنامه‏ى «شفق سرخ» مقالاتى با امضاى ف. برزگر مى‏نوشت تا این كه در كابینه‏ى قوام‏السلطنه چند ماهى وزیر كشور شد و بعد از آن استاندار اصفهان گردید. سرانجام بار دیگر به فعالیت ادبى روى آورد و به نوشتن مقاله در روزنامه‏ها مشغول شد. وى صاحب «سفرنامه‏ى مازندران» است.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س چهاردهم ق)، نویسنده. از آثار وى: «تاریخ ادبیات ایران»؛ «دستور زبان فارسى یا راهنماى تجزیه و تركیب»؛ «راهنماى دستور زبان فارسى براى همه»؛ «زیبایى سخن یا علم بدیع در زبان فارسى».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : دانشمندان و بزرگان اصفهان (جلد دوم)

فرزند اسحاق. ادیب و شاعر و نویسنده‏ى محقق، در علم و فضل ممتاز بود. در 14 ذى حجه‏ى سال 1299 در شهركرد متولد، و در اصفهان خدمت جمعى از بزرگان علم و ادب، در فقه و اصول و منطق و كلام و حدیث و تفسیر تحصیل نموده كه از آن جمله است: آخوند كاشى، و آقا شیخ مرتضى ریزى، و میرزا حسین همدانى، و در خط از شاگردان میرزا فتح الله جلالى بود. سال‏ها در اصفهان انجمن ادبى تأسیس نموده، و شعرا را دور هم جمع نموده، و به ترویج شعر و ادب، و تصحیح اشعار گویندگان پرداخت، و مدت 14 سال بدین مهم اقدام نموده، و در ضمن آن به نشر مجله‏ى ادبى «دانشكده» اقدام نموده، لكن متأسفانه در دو دوره‏اى كه مجله را منتشر ساخت جمعا بیشتر از 12 شماره منتشر نشد. مرحوم شیدا پس از یك عمر كار و كوشش و رنج و مشقت، سرانجام در شب 3 شنبه 14 جمادى الاولى سال 1369 وفات یافته، در این تكیه مدفون گردید.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

عبدالمجيد ارفعي در شهريور ماه سال 1318 در كنار كوه "گنو" در بندر عباس بدنيا آمد. وي دوران ابتدايي تا پايان دوره متوسط در شهرهاي ‏بندر عباس،‌يزد و درست آخر در دبيرستان البرز تهران سپري كرد. بعد از آشنايي با فارسي باستان در كتابخانه ملي و آموختن آن زير نظر استادان ‏مجرب ادامه تحصيل در رشته ادبيات را در مدرسه دارالفنون ادامه داد و پس پذيرفته شدن در كنكور، عالي‌رغم اسرار خانواده به تحصيل در رشته ‏حقوق پا به دانشكده ادبيات زبان فارسي گذاشت و درسال 1344 به آمريكا رفت و زبانهاي آكدي و ايلامي را در دانشگاههاي آن سامان آموخت و ‏در تيرماه ارفعي از رساله دكتري خود به عنوان زمينه هاي جغرافياي فارس براساس گل نوشته هاي تخت جمشيد دفاع كرد و با مدرك ‏دكتري راهي تهران شد.‏گروه : علوم انسانيرشته : زبان شناسيگرايش : زبان ايلامي و آكديتحصيلات رسمي و حرفه اي : عبدالمجيد ارفعي بعد از پايان دوره متوسطه در دبيرستان البرز تهران، سال هاي ۱۳۳۲ او در كتابخانه ملي با نوشته هاي پورداوود آشنا شد و استاد متيني ‏كه معلم ادبيات او بود الفباي فارسي باستان را به ارفعي آموخت. و ارفعي در همان سال ها اين زبان پهلوي را از روي كتاب كارنامه اردشير ‏بابكان مشكور آموخت. زبان اوستايي را نيز وي از روي گات هاي پورداوود تمرين كرد و آن را نيز آموخت. ادامه تحصيل در رشته ادبيات، در مدرسه دارالفنون دنباله تحصيل ارفعي شد و هنگامي كه كنكور داد در سه رشته حقوق، باستان شناسي و ‏ادبيات فارسي قبول شد. وي به دانشكده ادبيات زبان فارسي رفت و وقتي او وارد دانشكده شد با زبان هاي پهلوي و اوستايي به خوبي ‏آشنايي داشت اما پس از پايان دانشكده چشم ديگر او به علت نزديك بيني پاره شد و دوباره او يك سال در خانه ماند. سفر به آمريكا در مهرماه سال ۱۳۴۴ اتفاق افتاد. نخستين آشنايي ارفعي با استادان زبان هاي باستاني در اين سفر رخ داد و او به دانشگاه ‏پنسيلوانيا در فيلادلفيا رفت. دو سال در اين دانشگاه به خواندن زبان آكدي مشغول شد و چون به زبان ايلامي علاقه داشت راهي دانشگاه ‏مؤسسه شرقي شيكاگو شد. ‏ ‏«هلك»، از مشهور ترين استادان زبان و خط ايلامي در دانشگاه شيكاگو درس مي داد و ارفعي نزد اين استاد نامي به تحصيل پرداخت. نخستين ‏تماس هاي ارفعي با گل نوشته هاي ايلامي نيز در همين دانشگاه رخ داد. هلك در آن دوران هر شب چند تايي كتيبه خوانده شده را به ارفعي ‏مي داد و او از روي متن ترجمه شده كتيبه ها را مي خواند. اين كار آنقدر ادامه داشت كه بعدها هلك كتيبه هاي خوانده نشده را به ارفعي مي ‏داد تا در آماده سازي كتاب گل نوشته هاي باروي تخت جمشيد به او كمك كند. ارفعي هر شب آنها را مي خواند و صبح به استاد تحويل مي داد. تيرماه ۱۳۵۳ ارفعي از رساله دكتري خود به عنوان زمينه هاي جغرافياي فارس براساس گل نوشته هاي تخت جمشيد دفاع كرد و با مدرك دكتري ‏راهي تهران شد.‏ خلاصه تحصيلات رسمي دكتر ارفعي به قرار زير است: كارشناسي رشته ادبيات و زبان فارسي از دانشگاه تهران كارشناسي ارشد رشته زبانشناسي از دانشگاه شيكاگو آمريكا دكتراي تخصصي رشته زبان شناسي با گرايش ادكدي و ايلامي از دانشگاه شيكاگو آمريكا خاطرات و وقايع تحصيل : دو بار پارگي چشم عبدالمجيد ارفعي در دروان تحصيل از خاطرات وي است كه به آن اشاره دارد. اولين بار به علت پارگي چشم آخرين سال هاي ‏تحصيل در مدرسه البرز رابه مدت يك سال از دست داد اما شادروان مجتهدي كه در آن دوران مدير مدرسه بود پذيرفت ارفعي مستمع آزاد درس ‏بخواند و چون دكتر اجازه تحصيل را داد او درس خواند و مدرسه را به پايان برد. و بار دوم پس از پايان دانشكده ادبيات زبان فارسي چشم ديگر او به علت نزديك بيني پاره شد و دوباره او يك سال در خانه ماند. فعاليتهاي ضمن تحصيل : از فعاليت هاي ضمن تحصيل وي ميتوان به آموختن زبانهاي فارسي باستاني پهلوي و اوستايي در دوران تحصيل در مدرسه دارالفنون اشاره كرد ‏وي سال هاي ۱۳۳۲ در كتابخانه ملي با نوشته هاي پورداوود آشنا شد و استاد متيني كه معلم ادبيات او بود الفباي فارسي باستان را به ‏ارفعي آموخت. كتاب كارنامه اردشير بابكان مرحوم مشكور او را با زبان پهلوي آشنا كرد و ارفعي در همان سال ها اين زبان را از روي كتاب مشكور ‏آموخت. زبان اوستايي را نيز وي از روي گات هاي پورداوود تمرين كرد و آن را نيز آموخت بطوريكه وقتي او وارد دانشكده ادبيات زبان فارسي شد با ‏زبان هاي پهلوي و اوستايي به خوبي آشنايي داشت. او همچنين در سالهاي تحصيل در آمريكا علاوه به آموختن زبان آكدي به آموختن زبان ‏ايلامي كه مورد علاقه وي بود نيز پس از آن موادرت ورزيد استادان و مربيان : از استادان وي ميتوان به استاد متيني كه معلم ادبيات او بود الفباي فارسي باستان را به ارفعي آموخت و شادروان خانلري و نيز هلك از ‏مشهور ترين استادان زبان و خط ايلامي در دانشگاه شيكاگو اشاره داشت. نخستين تماس هاي ارفعي با گل نوشته هاي ايلامي نيز در همين ‏دانشگاه رخ داد. هلك در آن دوران هر شب چند تايي كتيبه خوانده شده را به ارفعي مي داد و او از روي متن ترجمه شده كتيبه ها را مي خواند. ‏اين كار آنقدر ادامه داشت كه بعدها هلك كتيبه هاي خوانده نشده را به ارفعي مي داد تا در آماده سازي كتاب گل نوشته هاي باروي ‏تخت جمشيد به او كمك كند. ارفعي هر شب آنها را مي خواند و صبح به استاد تحويل مي داد. تيرماه ۱۳۵۳ ارفعي از رساله دكتري خود به عنوان زمينه هاي جغرافياي فارس براساس گل نوشته هاي تخت جمشيد دفاع كرد همسر و فرزندان : عبدالمجيد ارفعي متاهل و داراي سه فرزند مي باشد.مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : ـ همكاري با فرهنگستان ادب و هنر ايران در سال ۱۳۵۳و از اواخر دهه پنجاه ارتباط عبدالمجيد ارفعي با فرهنگستان زبان به پايان مي رسد و او نزديك به دو ‏دهه از كار در مراكز مرتبط با حوزه كاري اش فاصله مي گيرد. تا اين كه مرحوم كازروني، رئيس سازمان ميراث فرهنگي از او دعوت به كار كرد ولي ‏آن هم طولي نمي كشد. ـ همكاري با فرهنگستان زبان و ادب فارسي ‏ ‏- همكاري با بنياد پژوهشي پارسه و پاسارگاد تا اكنون. ‏- همكاري با پايگاه پژوهشي شوش - سابقه كار در پژوهشگاه علوم انساني مراکزي که فرد از بانيان آن به شمار مي آيد : بعد از پايان تحصيلات و دريافت دكترا عبدالمجيد ارفعي به تهران بازگشت و مرحوم خانلري كه در آن سال ها انتظار وي را مي كشيد شرايطي به وجود آورد ‏تا ارفعي در فرهنگستان ادب و هنر ايران مشغول به كار شد. همكاري ارفعي با فرهنگستان ۳ سال طول كشيد و در اين مدت ارفعي كتابخانه ‏بي نظيري را در اين فرهنگستان با كتاب هايي درباره تاريخ ايران و باستان شناسي تهيه ديد. در آن زمان خانلري به خواست ارفعي دست وي را ‏در خريد كتاب بازگذاشته بود و او موفق شد در مدت ۳ سال حدود ۴ميليون دلار كتاب خريداري كند. در اين دوران بهار، صديقيان و مزدا پور هم ‏گاهي در سفارش كتاب ها به او كمك مي كردند و به اين ترتيب كتابخانه اي به وجود آمد كه هنوز هم در پژوهشكده علوم انساني نگهداري ‏مي شود. در اين كتابخانه گنجينه عظيمي از مجلات، نوشته ها و مقالات كتاب هاي متعدد درباره تاريخ ايران و جهان و گل نوشته ها و خط هاي خوانده ‏شده وجود دارد. و نيز در موقع قطع همكاري در سال 1377 وي با سازمان ميراث فرهنگي، مهندس بهشتي از ارفعي مي خواهد تالار كتيبه هاي موزه ملي را راه ‏بيندازد. اين خواسته چندباري تكرار مي شود تا اين كه ارفعي قبول مي كند به شغل دولتي بازگردد. در آن زمان تالار كتيبه هاي موزه ملي هنوز ‏راه اندازي نشده بود و ارفعي به كمك دو نفر ديگر حتي قفسه هاي اين تالار را نيز خودشان نصب كرد. از آن جايي كه خريد كتاب دشوار بود و اين ‏تالار كتابي در اختيار نداشت، بهشتي دستگاه فتوكپي در اختيار ارفعي گذاشت و او نيز با مراجعه به پژوهشكده علوم انساني، كتاب هايي را ‏كه ۲۰ سال قبل خودش سفارش داده بود گرفت و به همراه شاگردانش فتوكپي كرد. و اينكار تا سال 1382 به طول انجاميد. جوائز و نشانها : دكتر عبدالمجيد ارفعي اولين ايراني متخصص زبان اكدي و ايلامي مي باشد.چگونگي عرضه آثار : سال ۱۳۸۲عبدالمجيد ارفعي پس از چند سال ارتباطش را با موزه ملي قطع مي كند و به دنبال پژوهش هاي شخصي اش مي رود. از آن زمان تا امروز او در ‏شوش و تخت جمشيد به فعاليت پرداخته است. از جمله مهم ترين فعاليت هاي ارفعي چاپ گل نوشته هاي باروي تخت جمشيد است كه ‏همچنان آن را دنبال مي كند. اين گل نوشته ها توسط هلك خوانده شده اند اما هرگز او فرصت چاپ آن ها را پيدا نكرد. هلك تا لحظه مرگ حدود ‏‏۲۵۸۶ كتيبه را خواند كه با اين رقم بيشترين كتيبه را خوانده است. او در زمان حيات خود از ميان ۳۴۰ گل نوشته تخت جمشيد تنها ۳۳ كتيبه را ‏براي چاپ در نشريه اي فرانسوي فرستاد و باقي آن ها هنوز به چاپ نرسيده است. ارفعي پس از آن كه موزه ملي را رها مي كند، با انجام طرحي تصميم مي گيرد كتيبه هايي را كه در دانشگاه شيكاگو نگهداري مي شود، ‏بخواند و به همراه ۳۴۰ كتيبه خوانده شده به چاپ برساند. او در سال گذشته به آمريكا سفر مي كند و از حدود ۶۴۰ كتيبه كه متعلق به باروي ‏تخت جمشيد است، عكسبرداري مي كند. ارفعي اكنون در حال خواندن اين كتيبه ها براي چاپ است. همچنين همكاري او با بنياد پژوهشي پارسه پاسارگاد منجر به خوانده شدن كتيبه هاي خزانه تخت جمشيد شد كه در موزه همان جا نگهداري ‏مي شد. عبدالمجيد ارفعي در حال حاضر براي آجر نوشته هاي شوش و چغازنبيل شناسنامه تهيه مي كند و همچنان همكاري خود را با بنياد ‏پژوهشي پارسه و پاسارگاد ادامه مي دهد. ـ تحقيق و خوانش كتيبه هاي تخت جمشيد ـ چاپ كتاب فرمان كوروش بزرگ (منشور كوروش) ـ تشكيل تالار كتيبه ها در سال ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۲ ـ ترجمه متن هاي حقوقي بين النهرين از روي كتيبه ها آثار : فرمان كوروش بزرگ (منشور كوروش)‏ ويژگي اثر : در زماني كه ارفعي تالار كتيبه ها را راه مي انداخت، او شروع به خواندن گل نوشته هايي كرد كه دانشگاه شيكاگو به ايران ‏بازگردانده بود و كامرون (استاد زبان ايلامي) آن را خوانده بود. اما هرگز آن را چاپ نكرده بود و ارفعي با اصلاح برخي بخش هاي ترجمه شده آن را ‏به همراه 20كتيبه ديگر كه در تخت جمشيد نگهداري مي شود خواند و به زير چاپ فرستاد.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

دكتر علي افخمي، زبان شناس و استاد دانشگاه، سال ۱۳۳۱ در اقدا از توابع يزد. بعد از پايان دوره ابتدايي و ديپلم متوسطه از سال ۱۳۵۱ در رشته زبان و ادبيات انگليسي وارد دانشگاه تبريز شد. دوره ليسانس را در سال ۱۳۵۴ با موفقيت به پايان برد و بعد از يادگيري زبان انگليسي در سال ۱۳۵۸ تصميم گرفت كه زبان فرانسه را هم فرا گيرد. بنابراين به فرانسه رفت و يك سال در دانشگاه سوربن زبان فرانسه خواند و ديپلم عالي زبان فرانسه را از آن دانشگاه كسب كرد. بعد از ديپلم عالي، رشته زبان شناسي مقطع كارشناسي ارشد و در ادامه سال ۱۹۸۵ از تز دكتراي خود كه مطالعه بر زبان شناسي اجتماعي ايران بعد از انقلاب در حوزه مسائل معناشناسي بود در دانشگاه پاريس دفاع كرد. وي هم اكون عضو هيئت علمي دانشگاه تهران است.گروه : علوم انسانيرشته : زبان شناسيگرايش : زبانشناسي اجتماعياوضاع اجتماعي و شرايط زندگي : علي افخمي در يك خانواده مذهبي در اقدا از توابع يزد به دنيا آمد. پدرش به كشاورزي مشغول بود و هرچند سواد پدر و مادرش به تحصيلات مقدماتي قديم محدود مي شد، اما نكاتي كه آنان از قرآن كريم، گلستان، بوستان و ... از برداشتند و براي او مي خواندند سبب شد كه علي از همان دوران كودكي به علم و ادب و فرهنگ علاقه مند شود. او در تمام دوران تحصيل مقدماتي خود شاگرد ممتاز بود.تحصيلات رسمي و حرفه اي : علي افخمي بعد از دوران تحصيلات ابتدايي و دبيرستان در يزد و دريافت ديپلم طبيعي وي از سال ۱۳۵۱ در رشته زبان و ادبيات انگليسي وارد دانشگاه تبريز شد. دوره ليسانس را در سال ۱۳۵۴ با موفقيت به پايان برد و چون براي دانشگاه كمبريج هم بورس داشت مدتي ادبيات انگليسي خواند و ديپلم زبان انگليسي را از آن دانشگاه دريافت كرد و در دبيرستان هاي معتبر تهران از جمله خوارزمي، علوي و همچنين مؤسسه ملي زبان به تدريس پرداخت. در سال ۱۳۵۸ تصميم گرفت كه زبان فرانسه را هم فرا گيرد. بنابراين به فرانسه رفت و يك سال در دانشگاه سوربن زبان فرانسه خواند و ديپلم عالي زبان فرانسه را از آن دانشگاه كسب كرد. بعد از ديپلم عالي رشته زبان شناسي را در دانشگاه پاريس ادامه داد و اواخر سال ۱۹۸۱ موفق شد كه كارشناسي ارشد اين رشته را كسب كند. بي درنگ پس از اين مقطع در همين رشته و در گرايش زبان شناسي اجتماعي تحصيل كرد و سال ۱۹۸۵ از تز دكتراي خود كه مطالعه بر زبان شناسي اجتماعي ايران بعد از انقلاب در حوزه مسائل معناشناسي بود دفاع كرد. اين رساله به مسائل جامعه شناسي در ايران مي پردازد و متمركز بر تغييرات زباني است كه اين تغييرات هم مربوط به حوزه صرف و نحو واژگاني و معنايي است. - كارشناسي زبان انگليسي دانشگاه تبريز ۱۳۵۴ - ديپلم عالي زبان انگليسي دانشگاه كمبريج ۱۹۷۶ - ديپلم عالي زبان فرانسه دانشگاه سوربن ۱۹۸۰ - كارشناسي ارشد زبان شناسي دانشگاه پاريس ۱۹۸۱ - دكتراي زبان شناسي دانشگاه پاريس ۱۹۸۵ فعاليتهاي ضمن تحصيل : علي افخمي بعد از گرفتن ديپلم متوسطه، در توابع يزد مشغول تدريس شد و از آنجا كه رشته ديپلم او علوم طبيعي بود، رياضي، جبر و زبان درس مي داد و در اين ميان به زبان علاقه ويژه اي داشت. همين امر هم سبب شد كه پس از شركت در كنكور با اين كه رتبه كنكورش براي پذيرفته شدن در بيشتر رشته هاي علوم پايه پزشكي و پيراپزشكي كافي بود رشته زبان انگليسي را براي ادامه تحصيل خود برگزيد. وي بعد از پايان بردن دوره ليسانس را در سال ۱۳۵۴، چون براي دانشگاه كمبريج هم بورس داشت مدتي ادبيات انگليسي خواند و ديپلم زبان انگليسي را از آن دانشگاه دريافت كرد و در دبيرستان هاي معتبر تهران از جمله خوارزمي، علوي و همچنين مؤسسه ملي زبان به تدريس پرداخت. مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : مشاغل و مسئوليتهاي اداري مورد متصدي: علي افخمي پس از اخذ مدرك دكترا نزديك به دو سال با نمايندگي ايران در يونسكو و مدتي با بخش مطبوعات فرهنگي سفارت فرانسه همكاري مي كرد و سپس در سال ۱۳۶۴ به ايران بازگشت و بي درنگ وارد دانشگاه شد. در ابتداي كار ضمن اين كه عضو هيأت علمي بود به علت سابقه همكاري اش با سازمان يونسكو از طرف وزارت علوم سابق مأمور كميسيون ملي يونسكو بود و در گردهمايي هاي متعددي كه در آسيا، پاريس و ... تشكيل مي شد شركت مي كرد. اما دغدغه تدريس و مسائل آموزشي سبب شد كه اين فعاليت تنها دو سال ادامه داشته باشد. از آن پس همكاري نزديك و مؤثر او با دانشگاه تهران در زمينه تدريس و با سمت هاي گوناگون ادامه دارد. همچنين ۲ تا ۳ سال معاون پژوهشي دانشگاه تهران بوده و در سال ۱۳۸۲ به عنوان نخستين رئيس انتخابي دانشكده ادبيات دانشگاه تهران انتخاب شد. مدت مديريت وي مردادماه امسال به پايان رسيد، اما رئيس دانشگاه وي را به عنوان رئيس كتابخانه مركزي و اسناد دانشگاه تهران انتخاب كرد. بعضي از مسئوليت هاي وي به شرح زير است: - عضو شوراي دانشگاه تهران از سال ۱۳۶۷ - عضو هيأت مميزه دانشگاه تهران به مدت دو سال - نماينده در انتشارات دانشگاه تهران - بنيانگذار و رئيس دانشكده زبان هاي خارجي به مدت ۱۰ سال - رياست دانشكده ادبيات تهران به مدت سه سال - معاون پژوهشي دانشكده ادبيات تهران به مدت دو سال - عضو هيأت مميزه دانشگاه تهران به مدت دو سال - رئيس كتابخانه مركزي و مركز اسناد دانشگاه تهران فعاليتهاي آموزشي : علي افخمي استاد پايه ۲۳ گروه زبان شناسي است كه هم اكنون افزون بر كار مهم مديريتي به آموزش دانشجويان كارشناسي ارشد و دكترا در رشته زبان شناسي در دانشگاه تهران مي پردازد.مراکزي که فرد از بانيان آن به شمار مي آيد : از مهم ترين فعاليت هاي اجرايي علي افخمي كه او را به چهره اي ماندگار تبديل كرده است، مي توان به تأسيس دانشگاه مستقل زبان و ادبيات خارجي اشاره كرد. آن گونه كه مي دانيم، در دانشگاه تهران، دانشگاه زبان هاي خارجي وجود نداشت. تنها چند رشته از جمله زبان انگليسي، زبان فرانسه، زبان ايتاليايي آن هم به طور محدود و در حد ليسانس وجود داشت. علي افخمي از سال ۱۳۶۶ طرحي را براي ايجاد دانشگاه مستقلي با نام دانشگاه زبان هاي خارجي به دانشگاه ارائه كرد و يازده سال از مرحله طرح تا گشايش اين دانشگاه عمر گرامي خود را صرف اين كار مهم و عظيم نمود. وي براي نخستين بار رشته هاي زبان و ادبيات ژاپني و زبان و ادبيات اردو را با حمايت هاي دولتي و همكاري كشورهاي ژاپن و پاكستان تأسيس كرد و ضمن ايجاد دوره هاي كارشناسي ارشد و دكتراي زبان انگليسي سنگ بناي مقطع دكتراي زبان و ادبيات فرانسه را هم گذاشت و سبب شد كه رشته زبان و ادبيات روسي كه نزديك به انحلال بود، با تواني تازه به فعاليت خود ادامه بدهد.ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : بخش ديگري از فعاليت هاي مهم علي افخمي طرح هاي پژوهشي او را شامل مي شود كه برخي از اين طرح ها پايان يافته اند و برخي ديگر در شرف اتمام هستند. از طرح هايي كه به انجام رسيده اند، مي توان به «بررسي و نقد ده سال رساله هاي دكترا و كارشناسي ارشد زبان شناسي در دانشگاه» و «طرح مسائل آموزشي زبان و تستينگ اشاره كرد. همچنين طرح هاي ديگري مانند تصحيح «تذكرة العارفين» كه اثري از جد افخمي است و «بررسي زبان شناسي ترجمه قرآن كريم به زبان فرانسه» به دست او در حال انجام است.چگونگي عرضه آثار : علاوه بر تاليف بعد ديگر فعاليت علي افخمي مقاله هاي متعدد علمي اوست. مقاله هاي او بيشتر به اين نكته مربوط است كه چطور مي توان از زبان شناسي اجتماعي در تدريس موفق زبان هاي خارجي استفاده كرد. افخمي درباره اين مقاله ها مي گويد: «روال تدريس در مراكز آموزشي زبان هاي خارجي ساختارگرايي است. ساخت زبان تدريس مي شود، منهاي نقش كلمات، از اين رو فارغ التحصيلان ما دستور و لغت مي دانند، اما در قدم اول ارتباط دچار يك نوع نقص و ناتواني مي شود. پس ما اين مقالات و كارهاي پژوهشي را به سمتي سوق داده ايم كه تغييري در روال تدريس و تنظيم كتب آموزشي داشته باشيم تا خدمتي به فارغ التحصيلان در زمينه تدريس يا ترجمه توصيفي كرده باشيم.» در همين زمينه مقاله هاي متعددي از وي به چاپ رسيده است. از جمله: «توانش ارتباطي» كه در نشريه علمي و پژوهشي دانشگاه تهران منتشر شده و در آن به كار پژوهشي ميداني در قالب يك رساله كارشناسي ارشد پيش رفته و نشان داده است كه چرا به توانش ارتباطي نياز داريم نه توانش محض چامسكي. همچنين سلسله مقاله هايي درباره مسائل زبان شناسي و سياست هاي فرهنگي در ايران قبل و بعد از انقلاب به زبان فرانسه در مجله پيام اسلام از افخمي به چاپ رسيده است. ________________________________________ آثار :  1 تصحيح تذكرة العارفين و بررسي زبان شناختي ترجمه قرآن كريم به زبان فرانسه درحال انجام است  2 جامعه شناسي زبان ويژگي اثر : : اين كتاب درسي اساسي در دپارتمان هاي زبان شناسي در سطح دكتري و كارشناسي ارشد محسوب مي شود. از آنجا كه در گروه زبان شناسي كارشناسي وجود ندارد و دانشجويان تنها در مقطع كارشناسي ارشد و دكترا پذيرفته مي شوند و دانشجوياني از رشته هاي ديگر وارد اين رشته مي شوند و چون با زبان آشنايي كافي ندارند دچار مشكل مي شوند. اين كتاب معروف در زمينه جامعه شناسي زبان به كمك آنها مي آيد تا از ترجمه فارسي كتاب استفاده كرده و تسلط خود را افزايش دهند. 3 فرانظريه زبان شناسي ويژگي اثر : فرانظريه زبان شناسي» درباره نظريه هاي گوناگون زبان شناسي بحث مي كند. اين كه چرا نظريه پردازان زبان شناسي از هم فاصله مي گيرند و ميان آنان جزمي گرايي ايجاد مي شود را بررسي مي كند. در اين كتاب عنوان شده است كه علت اين فاصله ها و جزمي گرايي آگاهي نداشتن از فرانظريه هاي همديگر است. براي رفع اين نقيصه بايد خاستگاه نظريه ها را بررسي كرد.4 فرهنگ توصيفي نقد ادبي ويژگي اثر : : «فرهنگ توصيفي نقد ادبي» يكي از كتاب هايي است كه علي افخمي در كنار نسرين دخت خطاط و ژاله كهنمويي پور تأليف كرده است، اين فرهنگ به واسطه اهميت زبان فرانسه يكي از مهم ترين كتاب هايي است كه در اين زمينه منتشر شده است و بي شك براي پژوهشگران، مترجمان و دانشجويان مفيد خواهد بود. اگرچه عنوان اصلي اين كتاب فرهنگ نقد ادبي است، اما همه بحث هاي ادبي اعم از انواع صناعات ادبي، مكتب هاي ادبي و تاريخ ادبيات را نيز در بر مي گيرد. به اين ترتيب در تأليف اين كتاب علاوه بر مفهوم خاص نقد كه مبتني بر نظريه هاي ادبي است، مفهوم عام و گسترده آن كه نگرش به ادبيات است نيز مد نظر بوده است. همچنين هدف اصلي از نگارش اين فرهنگ ارائه مجموعه اي از اطلاعات در زمينه ادبيات و نقد ادبي به دانشجويان و علاقه مندان به زبان فرانسه بوده است. از اين رو هم توصيفي است و هم تطبيقي. در اين فرهنگ سعي شده است كه براي هر واژه نقد در ادبيات فرانسه، معادل هاي تطبيقي آن نيز مد نظر گرفته شود و معادل آن در زبان و ادبيات فارسي آورده شود. فرهنگ توصيفي نقد ادبي شامل مدخل هاي زير است: ?- تعريف و توصيف واژه ها همراه با آوردن مثال ?- ارائه معادل هاي تطبيقي در زبان ادبيات فارسي ?- ارائه واژه هاي مترادف كه بتوان با مراجعه به آنها توضيحات بيشتري در مورد مدخل به دست آورد. ?- كتابنامه مربوط به هر مدخل ________________________________________

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

ملوك السادات حسيني بهشتي در قم به دنيا آمدو و تحصيلات خود را در تهران آغاز نمود و با كسب مدرك دكترا در رشته زبان شناسي همگاني موفق به فعاليت در پژوهشگاه اطلاعات و مدارك علمي ايران كرد. اول به عنوان مدير گروه پژوهشي اصلاح شناسي و بعد ها عضو اين مجموعه گرديد. از ايشان آثار زيادي به جا مانده است.گروه : علوم انسانيرشته : زبان شناسيگرايش : زبان شناسي همگانيتحصيلات رسمي و حرفه اي : ديپلم – علوم تجربي - تهران كارشناسي – زبان آلماني – تهران – 1365 كارشناسي ارشد – زبانشناسي همگاني – تهران – 1370 دانشجوي دكتري زبانشناسي همگاني1383-1386 مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : ملوك السادات حسيني بهشتي مديرگروه پژوهشي اصطلاح شناسي بوده است و در حال حاضر عضو اين گروه مي باشد. ايشان به عنوان مجري پروژه هايي در پژوهشگاه اطلاعات و مدارك علمي ايران فعاليت داشته و طرح هاي مختلفي ارائه داده است. فعاليتهاي آموزشي : از مهارتها و دوره هاي آموزشي ملوك السادات حسيني بهشتي شركت در دوره آموزشي اصطلاح شناسي برگزار كننده: فرهنگستان زبان و ادب فارسي 1377 و Infoterm، دوره آموزشي مهارتهاي تدوين وانتشارمقاله هاي علمي پژوهشي به زبان انگليسي و دوره آموزشي ارزيابي سازمانهاي اطلاع رساني با مدل تعالي سازمان 1386 مي باشد. از سوابق پژوهشي ايشان مي توان به موارد زير اشاره كرد: 1- اصول و روشهاي اصطلاح شناسي 2- اصول و روشهاي ترجمه و تدوين اصطلاحنامه 3-اصول و روشهاي واژه گزيني جوائز و نشانها : طرح "اصطلاح‌نامه جامع" برگزيده‌ي رتبه‌ي دوم گروه "زبان وادبيات"در نخستين جشنواره ‌ي بين المللي فارابي1386 برگزيده گروه علوم انساني جشنواره‌ي خوارزمي 1386 كسب لوح تقدير "نمايندگي منطقه‌اي آيسسكو"1386 كسب لوح تقدير"كميسيون ملي يونسكو"1386 چگونگي عرضه آثار : ملوك السادات حسيني بهشتي با شركت در همايش ها و كنفرانسهاي بين المللي و ارائه مقالاتي آثاري از خود به جا گذاشته است.از گزارشهاي علمي ايشان مي توان به : تدوين در اصطلاحنامه فني و مهندسي -1382،تدوين اصطلاحنامه شيمي 1383، تدوين اصطلاحنامه علوم زمين 1384، تدوين اصطلاحنامه علوم زيستي 1384، تدوين اصطلاحنامه فيزيك 1384، تدوين اصطلاحنامه رياضي 1384 و تدوين اصطلاحنامه كشاورزي 1384 اشاره نمود. مقالات زيادي در مجلات و سمينارهاي علمي به چاپ رسانيده است. ________________________________________ آثار : اصطلاحنامه نما ويژگي اثر : تأليف- مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران- 13772 اصول اصطلاح شناسي ويژگي اثر : تأليف – مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران – 13783 چكيده پايان نامه هاي لاتين ويژگي اثر : (مجري) – مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران – 1369 تاكنون 4 زن و پژوهش ويژگي اثر : (مجري) – مركزاطلاعات و مدارك علمي ايران – 1375 و 1376

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

دكتر علي محمد حق شناس در ارديبهشت 1319 در جهرم به دنيا آمد. وي متخصّص زبان شناسي و آواشناسي است و به ادبيات و مسائل نظري ادبي تعلّق خاطر بسيار دارد و در اين هر دو زمينه مي‌خواند و مي‌نويسد.ايشان داراي مدرك دكتراي رشتة زبان شناسي و آواشناسي همگاني از دانشگاه لندن،انگلستان مي باشد.وي در دانشگاه تهران به تدريس مشغول است. كتاب"فرهنگ معاصر هزارة انگليسي ـ فارسي " تاليف علي محمد حق شناس(يكي از مؤلفين)، در دوره بيستم انتخاب كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ،به عنوان كتاب سال برگزيده شد.گروه : علوم انسانيرشته : زبان شناسي تحصيلات رسمي و حرفه اي : علي محمد حق شناس تا پايان دورة دبيرستان در همان شهرستان و در شيرازتحصيل كرد. از دانشسراي عالي تهران (دانشگاه تربيت معلم امروز) در رشتۀ زبان و ادبيات فارسي ليسانس گرفت. آن‌گاه عازم انگلستان شد و از دانشگاه لندن در رشتة زبان¬شناسي و آواشناسي همگاني دكترا گرفت.فعاليتهاي آموزشي : علي محمد حق شناس در سال 1352 به ايران آمد نخست در دانشگاه ملي (شهيد بهشتي امروز) و بعد در دانشگاه تهران به تدريس پرداخت و هم اكنون ادامه دارد.جوائز و نشانها : كتاب"فرهنگ معاصر هزارة انگليسي ـ فارسي " تاليف علي محمد حق شناس(يكي از مؤلفين)، در دوره بيستم انتخاب كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ،به عنوان كتاب سال برگزيده شد.چگونگي عرضه آثار : علي محمد حق شنس متخصّص زبان شناسي و آواشناسي است و به ادبيات و مسائل نظري ادبي تعلّق خاطر بسيار دارد و در اين هر دو زمينه مي‌خواند و مي‌نويسد ________________________________________ آثار : آواشناسي ويژگي اثر : (تأليف/ انتشارات آگاه، 1356)2 بازگشت ديالكتيك ويژگي اثر : (تأليف / انتشارات آگاه، 1358)3 بودا ويژگي اثر : (ترجمه/ طرح نو، 1372)4 تاريخ مختصر زبان شناسي ويژگي اثر : (ترجمه/ نشر مركز، 1370)5 تولستوي ويژگي اثر : (ترجمه/ طرح نو، 1371)6 رمان به روايت رمان نويسان ويژگي اثر : (ترجمه/ نشر مركز، 1370)7 زبان ويژگي اثر : (ترجمه/ اثر ساپير، سروش، 1376)8 زبان ويژگي اثر : (ترجمه/ اثر بلومفيلد، مركز نشر دانشگاهي، 1379)9 سروانتس ويژگي اثر : (ترجمه/ طرح نو، 1373)10 فرهنگ معاصر هزارة انگليسي ـ فارسي ويژگي اثر : (تأليف، با همكاري دكتر حسين سامعي و خانم نرگس انتخابي/ فرهنگ معاصر، 1380).اين كتاب ، در دوره بيستم انتخاب كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ،به عنوان كتاب سال معرفي و برگزيده شد. آشنايي با كتاب: «فرهنگ معاصر هزاره» فرهنگ معاصر هزاره انگليسي ـ فارسي/ علي¬محمدحق‌شناس، حسين سامعي، نرگس انتخابي؛ تدوين: واحدپژوهش فرهنگ معاصر. تهران: فرهنگ معاصر، 1379[توزيع 1380]2ج.: جدول. زبان انگليسي امروزه در جامعة ايران، نقش مهمي در ارتباط و آشنايي ايرانيان با جامعة جهاني دارد و نياز مخاطبان ايراني و فارسي‌زبان به فرهنگي جامع و جديد، بيش از پيش احساس مي‌شود. فرهنگ حاضر، از نظر جامعيّت همراه با دقت و صحّت، درنوع خود بي‌نظير است.فرهنگ حاضر يك فرهنگ دو زبانة عمومي است كه در آن كوشيده شده براي امكانات واژگاني در زبان انگليسي عمومي، معادل‌هاي واژگاني رايج، مناسب و روزآمد از زبان فارسي عمومي فراهم آيد.ساختار كتاب بر نظم الفبايي واژگان مبتني است، معاني متعدد و گوناگون هر واژه به دقت تفكيك شده و ذيل آن، اهم‌ّ تركيبات آمده و پيوند و پيوستگي ميان آن‌ها رعايت شده است. معادل‌هاي فارسي لغات انگليسي در نهايت دقت و صحت، انتخاب و قواعد دستوري كاملاً رعايت شده است. در سراسر اين فرهنگ، يكدستي رسم الخط كلمات و نشانه‌گذاري به چشم مي‌خورد و اصول فرهنگ¬نگاري جديد از نظر تفكيك مدخل‌ها، رابطة مدخل‌هاي فرعي با مدخل اصلي و نيز پاراگراف‌بندي آن‌ها اعمال شده است. از نظر حروف نگاري و صفحه‌آرايي و انتخاب حروف و نيز چاپ و صحافي، نهايت ذوق و سليقه به كار رفته است. از جمله نوآور‌‌ي‌هاي اين فرهنگ، برجسته كردن نكات آموزند? دستوري و نگارشي (نكات كاربردي) است. ويژگي‌ مهم اين فرهنگ آن است كه ترجمة يك فرهنگ ديگر نيست. امروزه، فرهنگ نويسي دو زبانه به هيچ¬وجه ترجمة يك فرهنگ (يك زبانه يا دو زبانه) به يك زبان ديگر نيست؛ بلكه شاخه‌اي از زبان‌شناسي و فعاليتي است منظم و روشمند، به منظورِ تأليف و ايجادِ اثري بديع و تازه از طريق مقابلة نظام واژگاني دو زبان مختلف. ترجمة يك فرهنگ از زبان مبدأ به زبان مقصد، نه تنها مانع نيل به چنين هدفي مي‌شود، بلكه گاه موجب انتقال ساخت‌ها، نظام‌ واژگاني و اشكال فرهنگ نويسي زبان مبدأ به زبان مقصد و در نتيجه، باعث ابهام و پيچيدگي‌ كار مي‌شود. در اين فرهنگ‌ها، فرهنگ‌نگار صرفاً به ترجمة توضيحات ذيل سر مدخل اكتفا مي‌كند. آوردن تعريف، خصوصاً به جاي معادل، در حقيقت، شكل ديگري از ترجمة فرهنگ است. توجه به اين نكات از امتيازات خاص اين فرهنگ به شمار مي¬‌رود.به طور خلاصه، امتيازات اين فرهنگ كه از نمونه‌هاي ثمربخش كار گروهي مستمر، منظم و سازنده است، عبارت‌اند از: رعايت نظم و ترتيب درخور توجه در تنظيم معاني هر مدخل، گزينش معادل‌هاي درست و معتبر، كثرت اصطلاحات و تركيب‌ها، ابتكارهاي سودمند براي نماياندن ظرايف كاربردي واژه‌ها، ارائة شواهد در موارد لازم، تفكيك مقولات دستوري، نشان دادن رشتة علمي ـ فني كه واژه در آن به كار مي‌رود. نشان دادن حوزة كاربرد واژه، پيگيري در رعايت نظام مختار، طراحي دقيق و ماهرانة متن كتاب، آراستگي و مرغوبيت چاپ با استفاده از امكانات فني حروف نگاري و خلاصه، اختيار روش درست فرهنگ¬نويسي دو زبانه. 11 مقالات ادبي ـ زبان شناختي ويژگي اثر : (تأليف/ انتشارات نيلوفر، 1370)12 وطن فروش ويژگي اثر : (ترجمه/ نشر مركز، 1374)

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

فريدون بدره‌اي در سال 1315 در كرمانشاه متولد شد. وي تحصيلات خود را در رشته زبانشناسي در دانشگاه تهران تا مقطع دكتري ادامه داد . دكتر بدره‌اي نويسندگي را از دوران دبيرستان آغاز نمود و در دوران دانشجويي اولين اثرش كه مجموعه‌اي از داستان‌هاي كوتاه بود منتشر شد. پس از اتمام تحصيل چه در زماني كه دبيري دبيرستان‌هاي همدان و چه زماني كه موفق به اخذ دكتري شد، از تحقيق ، تاليف و ترجمه دست بر نداشت.نامبرده پس از تدريس در مدارس و دانشگاه تهران، چند سالي پژوهشگر فرهنگستان زبان ايران، رايزن فرهنگي ايران در پاكستان و مدير كل كتابخانۀ ملي ايران بود. از آثار ايشان مي‌توان به «واژگان نوشتاري كودكان دبستاني ايران » و تحقيق مفصلي با عنوان«كوروش كبير در قرآن مجيد و عهد عتيق» و «فرقه اسماعيليه» و ترجمه‌هاي متعدد از زبان انگليسي اشاره كرد. كتاب"تاريخ و عقايد اسماعيليه"ترجمه،ايشان ، در دوره پانزدهم كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به عنوان كتاب سال برگزيده شد.گروه : علوم انسانيرشته : زبان شناسيگرايش : ترجمهوالدين و انساب : فريدون بدره اي در سال 1315 در يك خانواده متوسط در كرمانشاه به دنيا آمد .پدر ومادر فريدون هيچ يك سواد نداشتند .پدرش فرش فروش بودو در كار فرش خبره و مورد اعتماد مردم بود. اوضاع اجتماعي و شرايط زندگي : پدر فريدون بدره اي با وجود آن كه بي سواد بود ولي سليم النفس ،بي آزار و شخصيتي با ايمان و امين بود.ضرورت زمان را درك مي كردو به همين دليل اسباب و امكانات تحصيل را براي فرزندش مهيا كرد وآنها را براي اختيار شغل خودش مجبور نكرد.فريدون بدره اي چهره اي كه از پدرش ترسيم مي كند چنين است : «فكر مي كنم در تمام عمر ش كسي را از خود رنجانيده باشد.خيلي كم خنديد و خيلي هم دير عصباني مي‌شد.به ياد ندارم كه هرگز دست به روي من ،برادرم يا خواهرم بلند كرده باشد.»تحصيلات رسمي و حرفه اي : فريدون بدره اي تحصيلات دبستاني و دبيرستاني خود را در كرمانشاه گذراند.تحصيلات دبيرستاني وي در رشته ادبي بود.پس از آن وارددانشگاه شد و در دانشكده ادبيات كه آن زمان در ساختمان دانشسراهايي بالاتر از سه راه ژاله بود به تحصيل پرداخت .پس از اخذ درجه كارشناسي براي ادامه تحصيل در آن دانشكده در دوره دكتري ثبت نام كرد.در آن موقع هنوز دوره كارشناسي ارشد وجود نداشت و براي دوره دكتري هياتي از استادان صلاحيت داوطلبان را براي گذراندن دوره تصويب مي كردند.در آن زمان هر دانشجويي بايد ده شهادتنامه در موضوعات مختلف مي گذراند و پس از آن رساله دكتري مي نوشت .بدره اي چند ماهي در كلاسهاي دوره دكتر شركت داشت و چند شهادت نامه انتخاب نمود و با مايه اي كه از انگليسي داشت ،تحقيقات خارجيان را درباره ادبيات و شعر و نقد مي خواند.وي پس از چند ماه كلاسهاي دكتري را رها كردوبه دبيري در دبيرستانها پرداخت.در سال 1340 براي ادامه تحصيل به دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران مراجعت كرد.در اين زمان مراحل تحصيل فرق كرده بود.ميان دوره دكتري و ليسانس ،دوره فوق ليسانس حائل شده بودو رشته زبان شناسي عمومي و زبانهاي باستاني ،رشته جديدي بود كه دانشكده تشكيل شد .در آن موقع رئيس گروه باستان شناسي دكتر مقدم بود كه خود با داوطلبان مصاحبه مي كرد .به تشخيص ايشان بدره اي احتياج به گذراندن دروس پايه اي نداشت وبه او اجازه دادبا تنظيم يك يا دو رساله و تحويل آن به استادان دروس پايه در آن كلاسها شركت نكند.به اين ترتيب بدره اي دور ه فوق ليسانس ر ايكساله گذراند و پايان نامه خود را درباره (قبه الرض )كه يك موضوع نجومي و جغرافياي رياضي بود و مورد علاقه دكتر مقدم تدوين كرد.پس از اخذ فوق ليسانس زبان شناسي ،همزمان دروس دكتري را شروع كرد.بدره اي ابتدا موضوع رساله خود را (مساله معنا در زبان شناسي )انتخاب مي كند،ولي مدتي تعد چون موفق به دستيابي به منابع ماخذ لازم نمي شود ،موضوع (تحقيق در واژگان نوشتاري كودكان دبستان ايران )را دنبان مي كند و از تجربه خود در مركز تهيه مواد خواندني براي نو سوادان بهره مي گيرد.به اين منظور از مكاتباتي كه دانش آموزان سراسر كشور با مركز داشتند واژگان نوشتاري كودكان دبستاني را از روي نوشته هاي خودشان جمع آوري كرد.به اين ترتيب از مجموع ده هزار نوشته و پس از بررسي هاي متعدد و انتخاب 1085 نوشته ،حدود100000 صورت كاربردي براي واژگان برگزيد .براساس اين صد هزار واژه و بر مبناي پراكندگي جغرافيايي و دانشپايه اي آنها واژگان نوشتاري كودكان دبستاني ايران از دانش پايه دوم تا ششم تنظيم شد.اين پاين نامه در سال 1352 به چاپ رسيد.خاطرات و وقايع تحصيل : ازآنجا كه پدر ومادر فريدون بدره‌اي سواد نداشتند در خانه به غير از كتاب درسي فرزندان كتاب ديگري نبود .همين كمبود باعث شد كه اشتياق وي براي خواندن و تهيه كتابهاي ديگر بيشترشود.در آن زمان ،كتابهاي متنوع و فراوان در شهرستان پيدا نمي شد و آنها هم پيدا مي شد ،قدرت خريد آن نبود.در آن موقع كه كوچكي نزديك سبزه ميدا ن كرمانشاه حدود صد جلد كتاب ر اشبي 5يا 10 شاهي كرايه مي داد كه بيشتر آنها داستان بودند از جمله ميشل زواكو،پاراديانها و قصه هاي آرسن لوپن و....كه فريدون بيشتر آنها را كرايه مي كردو مي خواند.بتدريج كتابهاي ادبي نيز چون يكي بود يكي نبود ،صحراي محشر ،بينوايان ،نغمه هاي شاعرانه لامارتين ،كتابي از شاتوريان وبعضي كتابهاي حجازي و ...... بر اين مجموعه افزوده شد و در آن ميان كتابي چهار جلدي با نام (زندگاني )بود كه بر وي تاثير نداشت.استاد محمد جليلي مردي اديب و شاعر بود كه بدره اي او را با اوصافي چون متين و جامع الطراف و پر خوانده توصيف مي كند.بدره اي تحت تاثير تعليمات اين استاد به خواندن نوشته هاي سنگين تر وجدي تر درباره ادبيات تشويق مي شود.جليلي با گشاده دستي دوره هاي مجله هاي يادگار شرق را در اختيار ش مي گذارد و مثنوي مولوي را كه با اشعارش فقط در كتابهاي درسي آشنا شده بوددر دسترسش قرار مي داد .دكتر سيد جعفر سجادي كه در دبيرستان فلسفه و منطق تدريس مي كرد در كلاس با همه شاگردا رابطه اي صميمانه داشت و ديري نپاييد كه رابطه استادي و شاگردي به ارتباط مريد و مرادي تبديل شد و شاگردان زيادي تربيت كرد.فعاليتهاي ضمن تحصيل : فريدون بدره‌اي در دوره تحصيل در دانشكده ادبيا ت ،توانست با ياري يكي از دوستان خود اولين اثر خود را كه داستانهاي كوتاهي بود به چاپ برساند ،اين مجموعه شامل 9 داستان كوتاه مي شد كه توسط (امير حسين آريان پور)از مجموعه اي كه در اختيار ش گذشته شده بود انتخاب كرد وتوسط انتشارا ت ابن سينا به نام (ناشناخته )در سال 1332 به چاپ رسيد.بعد از آن دو داستان ديگر به نام (دختري كه مرد)در سال 1335 كه بعد ها به زبان روسي نيز ترجمه شد.استادان و مربيان : فريدون بدره اي از دوران دبيرستان از دبير رياضي خود (معيري )ياد مي كند كه در نظرش روش در تعليم اتخاذ كرده بود كه اعجاز آميز بود و همين شخص باعث علاقه و پيشرفت وي در رياضيا ت شد.و معتقد است از زحمات و تعليم درست اين دبير در تحقيقا ت و مطالعات زبان شناسي خود بسيار بهره برده است .همچنين در اين دوره از دبيري به نام (علي بياتاني )ياد مي كندكه آموزش زبان انگليسي را برعهد ه داشت و او را به عنوان معلم اخلاق ،تواضع و فروتني معرفي كرد. (استاد محمد حسين جليلي )نيز اديب وشاعر و از خانواده هاي فاضل و عالم كرمانشاه بود كه به دليل كمبود دبير ،تدريس ادبيات را پذيرفته بود. در دبيرستان ،بدره اي فلسفه و منطق را نزد دكتر سيد جعفر سجادي تعليم گرفت كه او را مردي صوفي منش ،بي ريا ،بي پيرايه با دانش و معلوماتي عظيم كه آن روزگار از دركش عاجز بود توصيف مي كند.در دوره ليسانس ،فوق ليسانس ودكتري فريدون بدره اي از محضر استادان زير بهره مند شد.دكتر ذبيح الله صفا ،بديع الزمان فروزانفر ،استاد جلال همايي ،استاد مدرس رضوي ،دكتر محمد معين ،دكتر يحيي مهدوي ،استاد ابراهيم پور داود ،استاد عصار ،دكتر لطفعلي صورتگر ،دكتر محمد باقر هوشيار ،استاد دكتر حسين خطيبي ،دكتر صادق كيا و دكتر احسان يارشالو. در دوره فوق ليسانس و دكتري زبان شناسي ،استاداني كه در دانشكده در رشته زبان شناسي همگاني تدريس مي كردند ،همه جوان بودند و تحصيل كرده انگليس يا فرانسه و يا آمريكا كه از آن جمله :دكتر هرمز ميلانيان ،دكتر مهرداد بهار ،دكتر محمد رضا باطني ودكتر منصور اختيار و دررشته زبانهاي باستاني استادان مسن تري چون دكتر ماهيار نوابي ،دكتر صادق كيا ،دكتر جمال رضايي ،دكتر مقدم و همچنين تني چند از استادان جوانتر از جمله دكتر ژاله آموزگار ،دكتر بدر الزمان قريب ،دكتر احمد تفضيلي ،دكتر حقدان تدريس مي كردند.دكتر داريوش شايگان نيز سانسكريت تدريس مي كرد.همسر و فرزندان : فريدون بدره اي در سال 1336 ازدواج كرد كه ثمره آن دو پسر و يك دختر بوده است كه در حال حاضر هر يك فرزنداني دارند.همسر دكتر بدره اي در زوان اقامتشان در همدان به تدريس زبان انگليسي در دبيرستان اين شهر اشتغال داشت. وقايع ميانسالي : فريدون بدره اي به علت تدريس زبان انگليسي در دبيرستان هاي همداني به عنوان آموزش ضمن خدمت در سميناري كه در اصفها ن براي دبيران زبا ن برگزار شد انگليسي اداره مي كردند كه درآن ميان جواني به قد بسيار بلند و لاغر اندام به نام رادني افكار نيز عضو هيات بود كه چندين زبان مي دانست و براي تكميل زبان محاوره فارسي خود بيشتر وقت خود را با دبيران ايراني مي گذراند .اين فرصت باعث آشنايي بدره اي و انجام مكاتباتي بين آنها مي شود. الگار لبه اي تحقيقي در زمينه تاريخ مشروطيت در ايران را به انجام مي رساندو مسلمان شده و به نام (حامد الگار )فعاليت مي كند .وي كه استاد دانشگاهي بركلي بود،اسباب تدريس دكتر بدره اي را در آن دانشگاه به مدت يكسال و اندي فراهم مي سازد...مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : فريدون بدره اي نويسندگي را از روزنامه هاي محلي شروع كرد و به نوشتن مقاله هايي پرداخت كه جنبه اجتماعي و انتقادي داشت .پس از آن به داستان نويسي روي آورد .او داستانها را براي خود مي نوشت و در فكر چاپ آنها نبود ،در دانشگاه بود كه بر حسب تصادف گزيده اي از آنها را به چاپ رساند.پس از رها كردن تحصيل در دوره دكتري ،نخست به گرگان(در سال1335) و سپس به همدان رفت و تا سال 1340در همدان اقامت داشت وبه تدريس پرداخت.در همدان علاوه بر زبان و ادبيات فارسي چند ساعتي هم انگليسي تدريس مي كرد.پس از 5 سال تدريس ،در سال 1340 ،بدره اي براي ادامه تحصيل به تهران عزيمت مي كند .و به كمك مدير كل فرهنگ همدان انتقال وي به عنوان دبير دبيرستان كاظم زاده ايرانشهر در يوسف آباد تهران صورت مي گيرد .با گذراندن دوره فوق ليسانس زبان شناسي و آغاز دوره دكتري ،با اجازه ريئس گروه و استادان ديگر ،ساعاتي تدريس زبان شناسي مي كرد.همچنين به مدت يك سال در مركز تهيه مواد خواندني براي نو سوادان فعاليت داشت و از نويسندگاه و ويراستادان مجله هاي پيك نو آموز وپيك دانش آموز بود(45-1344) دكتر بدره اي پنج سال بعد از گرفتن فوق ليسانس و درسالي كه موفق به اخذ درجه دكتري شد فرهنگستان زبان ايران همكاري كرد .دكتر بدره اي در فرهنگستان زبان به عنوان پژوهشگر مشغول شد ،در آن موقع پژوهشگر ديگري در فرهنگستان نبود وكادر فرهنگستان متشكل از ريئس فرهنگستان يك منشي و يك رييس دفتر بود.فرهنگستان چند پژوهشگاه ،را شامل مي شد كه عبارت بودند از :پژوهشگاه واژه گزيني ،پژوهشگاه واژه هاي فارسي ،پژوهشگاه زبانهاي باستاني و ميانه و گويش هاي ايراني و پژوهشگاه دستور زبان فارسي .كار پژوهشگاه واژه گزيني ساختن برابر فارسي براي اصطلاحات علمي و فني بودو سيزده گروه واژه گزيني را شامل مي شد.رياست اين پژوهشگاه واژه هاي فارسي بودو بعد سر پرستي آن را بر عهده گرفت . دكتر بدره اي در سال 1356 به عنوان رايزن فرهنگي ايران به پاكستان رفت و به اين منظور به استعفا از فرهنگستان زبان شد .اين مسئوليت را دكتر بدره اي بمدت دو سال بر عهده داشت .با پيروزي انقلاب اسلامي به تهران فرا خوانده شد و از آنجا كه داراي فوق ليسانس كتابداري بود و سابقه كار نيز در كتابخانه مركزي دانشگاه تهرا ن داشت به سمت مدير كلي كتابخانه ملي منصوب شد.اسشان پس از بازنشستگي به آمريكا عزيمت كردند .در آمريكا بنا به درخواست آقاي الكار كه استاد دانشگاه بركلي بودند و قصدداشتند مدتي از فرصت مطالعاتي استفاده كنند ،به مدت يكسال و نيم در دانشگاه بركلي به تدريس درس عمومي به نام (اسلام درايران )و تدريس متون پايه از نظم و نثر و تدريس متون تاريخي فارسي پرداخت .پس از آن ،دكتر بدره اي عمده فعاليت خود ر اروي ترجمه و تحقيق متمركز نمودو آثار خود را براي انتشار به ناشران داخلي عرضه مي نمايد.ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : فريدون بدره اي در زمان اقامت خود در همدان در كنار تدريس در دبيرستان هاي شهر به كار تاليف وتحقيق نيز اهتمام داشت .از جمله مي توان به تحقيق پيرامون كورش كبير درقرآن مجيد و ترجمه فرقه اسماعيليه اثر هاجسن اشاره كرد .دكتر بدره اي براي تاليف كتاب كورش كبير در قرآن مجيد به منابع و ماخذ زيادي از جمله تفاسير قرآن ،تفاسير كتب عهد عتيق و تواريخ و سير و از همه مهمتر تحقيقا ت خاور شناسان درباره دين زرتشتي و سلسله هخامنشي پرداخت و به اين منظور از كتابخانه آقاي قاسم برنا استفاده نمود .وي منابع لازم براي مطالعه را روي دين زرتشت و سلسله هخامنشي از كتابخانه آرامگاه ابن سينا استفاده كرد. در همدان بود كه بدره اي كار ترجمه و همكاري به موسسه فرانكلين را آغاز كرد ،وي ابتدا سه كتاب از مجموعه گردونه تاريخ كه سلسله انتشاراتي براي نوجوانان بود ترجمه كردو پس از آن درمقاله (زبان شناسي )و (باستان شناسي )از كتاب مرزهاي دانش را به فارسي برگرداند.از جمله فعاليتهاي دكتر بدره اي در فرهنگستان زبان ايران ،تهيه واژه هاي بسامدي براي متون مهم علمي و ادبي زبان فارسي بود.اين طرح درنهايت فهرستي از واژه هايي كه در طول قرون درنوشته هاي فارسي از نظم و نثر به كار رفته است فراهم مي آورد .و ميتوانست كنجينه لغات فني وعلمي را در اختيار پژوهندگان براي برابر گزيني اصطلاحات خارجي قرار دهد .دكتر بدره اي براي هماهنگي پژوهشگرا ن در نوشتن واژه ها،جزوه راهنمايي به اين منظور تهيه كرد كه توسط فرهنگستان چاپ شد.اين طرح با كمك برنامه و بودجه و در اختيار گذاشتن كاممپيوتر و مشاركت در تهيه برنامه تجزيه و تحليل متن پيش رفت .دراين طرح كتابهاي ايوان ناصر خسرو ،التفهيم ابوريحان بيروني ،الانبيه عن الحقايق الاوديه ،ويس و رامين ،ديوان منوچهري ،گرشاسب نامه اسدي طوسي و داستان فرود از شاهنامه فردوسي و........مورد تجزيه و تحليل متن قرار گرفت.آرا و گرايشهاي خاص : فريدون بدره اي معتقد است كه در ترجمه هاي خود هم به لفظ وهم به معنا اهميت داده است و درصورت مقايسه با متن اصلي ضمن آن كه هر جمله بخوبي مي نمايد كه ترجمه چه سطري از متن اصلي است ،در كنار آن از هيچ معني و مفهومي نيز بي توجه نگذاشته اند.ضمن آن كه اين روش را براي ترجمه شعر وداستان توصيه نمي كند و معتقد است بايد بتوان عواطف و حالاتي را ه در داستان و شعر هست منعكس كر د.دكتر بدره اي ترجمه ر اضمن آن كه يك فن مي داند كه مانند هر فن ديگري مقدماتي نياز دارد آن را يك هنر نيز مي خواند .به اين ترتيب ترجمه يك اثر جديد را يك تجربه تازه در فعاليت خود بيان مي كند.در مورد مراحل كار ترجمه ،شيوه كار را چنين تشريح مي كند :ابتدا متن را يكبار تا آخر مي خواند،لغات و عباراتي كه از نظر مفهومي جاي تامل دارد خط كشيده و بيرون نويسي مي كندپس از آن به منابع و مراجع قابل دسترس مر اجعه كرد وآنگاه به ترجمه مي پردازد و درترجمه تلاش دارد تا آنجا كه ممكن است باحفظ معنا و مقصود ،ساختار زبان اصلي را تا آن حد با فارسي معارض نباشد ،نگهدارد .به اين ترتيب تا حدي سبك نويسنده تا حدي در ترجمه منعكس خواهد شد .از آنجا كه معتقد است كه هر كس ريتم و ضرباهنگ خاص خود را دارد ،پس از آن كه متن ترجمه شده با صداي بلند خوانده شد موارد مكث و سكته را رفع كرده و تعارضات آشكار شده ميان معنا مفهوم را رفع مي نمايد.جوائز و نشانها : كتاب"تاريخ و عقايد اسماعيليه"ترجمه،فريدون بدره اي ، در دوره پانزدهم كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به عنوان كتاب سال برگزيده شد.چگونگي عرضه آثار : از دكتر بدره اي تاكنون بيش از 80 كتاب و مقاله، اعم از تأليف و ترجمه منتشر شده است كه درميان آنها مي توان به فرقۀ اسماعيليه (اثر مارشال ك. س. هاجسن)، ساخت معنايي واژه هاي اخلاقي- ديني در قرآن (نوشتۀ ايزوتسو) و اصلاح ديني در مجموعۀ تاريخ تمدن (ويل دورانت) اشاره كرد. ________________________________________ آثار : آدميان نخستين ويژگي اثر : آن تري وايت چاپ اول انتشارا ت علمي و فرهنگي 13392 آيين شهر ياري درشرق ويژگي اثر : ترجمه و نشر كتاب 13473 ابو يعقوب سجستاني ويژگي اثر : متفكر و داعي اسماعيلي ،ترجمه از پاول واكر ،انتشارات طوس 13774 از كهكشان تا انسان ويژگي اثر : نشر انديشه از جان ففر ،13425 اسماعيليان ويژگي اثر : انتشارا ت فرزان روز ،تاريخ و معتقد آنها فرهاد دفتري13766 اصلاح دين ويژگي اثر : انتشارات علمي و فرهنگي ،ترجمه از ويل دورانت7 افسانه هاي حشاشين ويژگي اثر : انتشارات فرزان روز ،فرهاد دفتري13768 انديشه غربي و گفت و گوي تمدن ها باغ چتر ،مارياين ويژگي اثر : انتشارات طهوري10 بررسي انتقادي رباعيات ويژگي اثر : انتشارا ت طوس ،خيام،ترجمه از آرتور جفري137411 بزرگان فلسفه ويژگي اثر : ترجمه و نشر كتاب از هنري توماس 134812 تاريخ اسماعيليان ويژگي اثر : انتشارات طوس ،ترجمه برنارد لويس13 تاريخ و عقايد اسماعيليه ويژگي اثر : ترجمه،اين كتاب در دوره پانزدهم كتاب سال جمهوري اسلامي ايران ،از طرف وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامي معرفي و برگزيده شده است. آشنايي با كتاب: «تاريخ و عقايد اسماعيليه»: تاريخ و عقايد اسماعيليه؛ فرهاد دفتري؛ ترجم? فريدون بدره اي؛ تهران: نشر و پژوهش فرزان روز، 1375. يكي از مسائلي كه در فرهنگ اسلامي كتابها و رسالات بسياري دربار? آن نوشته شده است و همواره محل بحث و فحص علما و دانشمندان مسلمان بوده، موضوع «ملل و نحل» يا شناخت آراء و عقايد فرقه هاي مختلف است كه امروزه نيز تحت عنوان دين پژوهي و فرقه شناسي تطبيقي مطرح است. اسماعيليه يكي از فرق مهم شيعه است كه پس از اثناعشريه بيشترين تعداد پيروان را درميان شيعيان جهان دارد. اسماعيليان، كه در طول تاريخ دوازده قرني خود به شاخه هاي مختلف تقسيم شده و اغلب به صورت مخفيانه و جماعتهاي پراكنده با زبانها و نژادهاي متفاوت خود در پهناي دنياي اسلام زيسته اند، اكنون در بيش از بيست و پنج كشور در آسيا و افريقا و اروپا و امريكاي شمالي پراكنده اند. اسماعيليان تاريخ بسيار پر حادثه اي داشته اند. آنها دوبار در قرون وسطي، طي دوره هاي خلافت فاطميان و دولت تزاريان موفق به تأسيس حكومتهاي مستقل خود شدند و از قدرت سياسي قابل توجهي بهره مند گشتند. مضافاً اينكه از همان آغاز در زمينه هاي اصول عقايد مذهبي و تفكر فلسفي نيز فعاليتهاي چشمگيري داشتند، به طوري كه بسياري از داعيان و علماي آنها در زمره دانشمندترين متفكران اسلامي بوده اند. اين كتاب مروري است بر تاريخ و عقايد اسماعيليه از ظهور اين فرقه و دور? اسماعيليان نخستين، تا عصر حاضر. از ويژگيهاي كتاب، جدا از آشنايي مترجم با تاريخ اسماعيليان و سابق? ترجم? كتابهايي در اين باب كه تسلط ايشان را بر موضوع كتاب نشان مي دهد، از ارتباط مستمر مؤلف با مترجم بايد نام برد كه بر ارزشهاي كتاب افزوده است 14 تعاليم مغان ويژگي اثر : انتشارات طوس ،ترجمه آر.سي .زنر137715 تقويم هاي اسلامي و مسيحي و جدولهاي تبديل آنها به يكديگر ويژگي اثر : ترجمه از فريمن گرنويل از انتشارات قلم ،135916 تكنولوژي در تمدن جهان ويژگي اثر : انتشارات فرزان روز ،ترجمه آرنولد پيسي 137617 جامعه شناسي ذوق ادبي ويژگي اثر : انتشارات طوس ،لوين ل شو كينگ 137318 جامعه شناسي روستايي ويژگي اثر : انتشارات امير كبير ،ترجمه از ا.ك. كنستاندز135119 حميد الدين كرماني ويژگي اثر : انتشارات فرزان روز،ترجمه از پول واكر 137920 خداحافظ ويژگي اثر : بالزاك ،بيتا .21 دختري كه مرد ويژگي اثر : دو داستان در سال 1334 .22 رشد ادبيات ويژگي اثر : انتشارات علمي و فرهنگي ،ترجمه ه.اچ مو نروچايدويك . ن.كرشاچايدوك .137623 رودن تورگنيف ويژگي اثر : انتشارات طهوري24 روش نوشتن كتابشناسي و پا نوشت در نوشته هاي تحقيقي ويژگي اثر : امير كبير25 ريخت شناسي قصه هاي پريان ويژگي اثر : از انتشارا ت پريان ،ترجمه از ولاديمير پراپ136726 ريشه هاي تاريخي قصه هاي پريان ويژگي اثر : انتشارات طوس ،ترجمه از ولاديمير يراپ 137127 زمين خوب ويژگي اثر : انتشارا ت مرجان 134628 ساخت رمان ويژگي اثر : انتشارات علمي و فرهنگي ،ترجمه ادوين ميور 137329 ساختمان مفاهيم اخلاقي -ديني در قرآن مجيد ويژگي اثر : از انتشارات قلم ،توشهيكو ايزوتسو136030 سر آغاز هاي علم در غرب ويژگي اثر : انتشارا ت علمي و فرهنگي ،ترجمه از ديويدسي ليند برگ ،137731 سفر نامه جكسن ويژگي اثر : ايران در گذشته و حال خوارزمي ،ترجمه از ابراهم و.ويليامز جكسن 135232 سلسله هاي اسلامي ويژگي اثر : بنياد فرهنگ ايران ،ترجمه اي از كليفورد دادموند بوسورث134933 سيري در زبان شناسي ويژگي اثر : جان تي ،واترمن ،كتابهاي جيبي 134734 فاطميان و سنت هاي تعليمي و علمي آنها ويژگي اثر : انتشارات طوس ترجمه هاينتس هالم 137735 فاوست و لوكريا ،تورگنيف يا شاپور رزم آزما فداييان اسماعيلي ويژگي اثر : بنياد فرهنگ ايران ،ترجمه از برنارد لويس 134937 فرقه اسماعيليه ويژگي اثر : تبريز كتابفروشي تهران 134238 كاپيتان كوك ويژگي اثر : آرمسترانگ اسپري ،چاپ اول 133939 كورش كبير در قرآن مجيد و عهد عتيق ويژگي اثر : همدان 133840 گزارشي درباره فرهنگستان ايران ويژگي اثر : فرهنگستان زبان ايران 135341 گزيده تذكره الاوليا ي عطار ويژگي اثر : انتشارات طوس ،ترجمه آربري .ج137742 مارتين لوتر ،اصلاحگر كليسا ،هري ،امرسون فاسد يك ويژگي اثر : از مجموعه گردونه تاريخ ،چاپ اول 133943 مختصري در تاريخ اسماعيليه ويژگي اثر : سنت هاي يك جماعت مسلمان ،فرهاد دفتري ،انتشارات فرزان روز137844 مشخصه هاي تمايز دهنده در خط فارسي من بادم و تو آتش ويژگي اثر : انتشارات طوس ، ترجمه آنماري شيمل 137946 ناشناخته ويژگي اثر : مجموعه 9 داستان درسال1333.47 واژگان پايه دبستاني ايران ويژگي اثر : مركز سواد آموزي 135348 واژگان نوشتاري كودكان دبستاني ايراني 1352 واژه نامه بسامدي داستان رستم و سهرا ب از شاهنامه فردوسي ويژگي اثر : فريدون بدره اي50 واژه نامه بسامدي داستان فرود از شاهنامه فردوسي واژه هاي دخيل در قرآن مجيد ويژگي اثر : انتشارات طوس ،ترجمه از آرتور جفري1372 ________________________________________

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

نجفقلي حبيبي، در سال 1320 درخوانسار به دنيا آمد.وي به ترتيب در سال 1344 مدرك كارشناسي، در سال 1348 كارشناسي ارشد و در سال 1356، دكتري خود را در رشته فلسفه و حكمت اسلامي از دانشگاه الهيات تهران اخذ كرد.وي‌ در حال‌ حاضر عضو هيئت‌ علمي‌ گروه‌ فلسفه‌ و كلام‌ اسلامي‌ دانشكدة‌ الهيات‌ در مرتبة‌ علمي‌ دانشياري‌ مي‌باشد. دكتر نجفقلي حبيبي كه نزديك به 30 مسووليت اجرايي و علمي و عضويت در انجمن‌هاي معتبر علمي را در كارنامه خود دارد، و تاكنون بيش از 30 رساله، مقاله و كتاب منتشر كرده است. كتابهاي "شرح‌ و تعليقه‌ صدرالمتأهلين‌ بر الهيات‌ شفا" و "رسائل الشجره الالهيه في علوم الحقائق الربانيه" تصحيح نجفقلي حبيبي، به ترتيب در دوره هاي بيست و دوم و بيست و پنجم (در سال 1386)به عنوان كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد برگزيده شدند. گروه : علوم انسانيرشته : فلسفه و حكمت اسلاميوالدين و انساب : نجفقلي حبيبي، فرزند عليقلي مي باشد.تحصيلات رسمي و حرفه اي : نجفقلي حبيبي تحصيلات حوزوي خود را -‌از ابتدايي-‌ صرف و نحو و معاني بيان (جامع المقدمات، سيوطي، مغني و مطول) تا سطح (رسايل و مكاسب)-‌ در سال هاي 1331 تا 1339 در خوانسار، بروجرد، اراك و تهران پشت سر گذاشت. حبيبي، ديپلم مدرسي خود را در سال 1339 از دبيرستان دارالفنون تهران اخذ كرد و در سال 1342 از دانشكده معقول و منقول (الهيات فعلي) فوق ديپلم گرفت. وي به ترتيب در سال 1344 مدرك كارشناسي، در سال 1348 كارشناسي ارشد و در سال 1356، دكتري خود را در رشته فلسفه و حكمت اسلامي از دانشگاه الهيات تهران اخذ كرد. مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : از دكتر نجفقلي حبيبي كه نزديك به 30 مسووليت اجرايي و علمي و عضويت در انجمن‌هاي معتبر علمي را در كارنامه خود دارد، تاكنون بيش از 30 رساله، مقاله و كتاب منتشر شده است. برخي از سمت‌ها و مسووليت‌هاي اجرايي وي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي: - عضو هيئت‌ علمي‌ گروه‌ فلسفه‌ و كلام‌ اسلامي‌ دانشكدة‌ الهيات‌ با مرتبة‌ علمي‌ دانشياري‌ - رياست دانشسراي راهنمايي تحصيلي شهر ري. ارديبهشت 1358 (حدود 6 ماه) - سرپرستي كتابخانه مجلس شوراي اسلامي (قسمت سناي سابق بعدا با عنوان كتابخانه شماره 2)، 1359. حدود يك سال. - معاونت دانشكده الهيات و معارف اسلامي. حدود 5 ماه - رياست دانشگاه الزهراء. قريب به يك سال - رياست دانشكده علوم قضايي و خدمات دادگستري (تاسيس و راه‌اندازي و اداره) قريب 6 سال - رياست دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران. (در فواصل مختلف 3 بار) - رياست مدرسه تربيت مدرس (راه‌اندازي و اداره و توسعه) تبديل نام آن به دانشگاه تربيت مدرس. قريب به 5 سال - رياست پژوهشكده امام خميني(ره) و انقلاب اسلامي (تاسيس و راه‌اندازي و اداره) قريب 2 سال - رياست دانشگاه علامه طباطبايي، قريب 8 سال - عضويت «كميته برنامه ريزي الهيات شوراي عالي برنامه‌ريزي» قريب 20 سال (اخيرا استعفا داده است) - نماينده وزارت فرهنگ و آموزش عالي در بخش علوم انساني واحد تحقيقات و خدمات تخصصي ستاد پشتيباني جنگ دانشگاه‌ها (در ايام جنگ) - مسوول بخش علوم انساني واحد تحقيقات و خدمات تخصصي ستاد پشتيباني جنگ دانشگاه‌ها (در ايام جنگ) - عضويت شوراي گسترش آموزش عالي. قريب 8 سال - عضويت «هيات امناي دانشگاه تربيت مدرس». يك دوره كه پايان يافته است. - عضويت هيات امناي پژوهشكده امام خميني(ره) و انقلاب اسلامي كه از تاسيس تاكنون ادامه دارد. - مديريت گروه فلسفه و حكمت اسلامي، دانشكده الهيات و معارف اسلامي، دانشگاه تهران. (2 بار و آخرين آن هنوز ادامه دارد) - نمايندگي مجلس شوراي اسلامي از حوزه انتخابيه تهران در دوره سوم - عضويت شوراي بازنگري قانون اساسي، به انتخاب نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي با عنايت به دستور مورخ 4/2/1368 حضرت امام خميني(ره). - سردبيري مجله مدرس (دانشگاه تربيت مدرس) كه پايان يافته است - عضو هيات تحريريه مجله مدرس (دانشگاه تربيت مدرس) كه پايان يافته است - عضو هيات تحريره مجله مقالات و بررسي‌ها، كه پايان يافته است. - عضو هيات تحريريه مجله بين‌المللي علوم انساني جمهوري اسلامي ايران كه پايان يافته است. - عضو هيات تحريريه مجله متين (پژوهشكده امام خميني(ره) و انقلاب اسلامي) كه ادامه دارد. - عضو هيات تحريريه مجله نامه حكمت (دانشگاه امام صادق) كه ادامه دارد. - عضو هيات تحريريه مجله «اسلام پژوهي پژوهشكده علوم انساني جهاد دانشگاهي كه ادامه دارد. - عضو هيات تحريريه مجله «مشكوه نور» دانشگاه امام صادق واحد خواهران. - عضو هيات مميزه و مسوول كميته تخصصي علوم انساني آن هيات كه ادامه دارد. - دبيري همايش فلسطين 1377 در دانشگاه علامه طباطبايي. - دبيري همايش جايگاه و نقش زن در انديشه و حكومت امام علي(ع) 1380 در دانشگاه علامه طباطبايي. - دبيري همايش بين‌المللي مشاركت سياسي زنان در كشورهاي اسلامي 28-‌ 29 مهر 1381 در دانشگاه علامه طباطبايي. عضويت در انجمن‌ها: - عضو انجمن فلسفه ايران - عضو انجمن عرفان اسلامي ايران - عضو انجمن ايراني اخلاق در علم و فناوري - عضو انجمن توسعه مديريت ايران مراکزي که فرد از بانيان آن به شمار مي آيد : - تأسيس‌ و رياست‌ دانشكدة‌ علوم‌ قضايي‌ وابسته‌ به‌ دادگستري‌ - تأسيس‌ و رياست‌ پژوهشكدة‌ امام‌ خميني‌ و انقلاب‌ اسلامي‌جوائز و نشانها : كتابهاي "شرح‌ و تعليقه‌ صدرالمتأهلين‌ بر الهيات‌ شفا" و "رسائل الشجره الالهيه في علوم الحقائق الربانيه" تصحيح نجفقلي حبيبي، به ترتيب در دوره هاي بيست و دوم و بيست و پنجم (در سال 1386)به عنوان كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد برگزيده شدند.چگونگي عرضه آثار : فعاليت‌هاي آموزشي: - راهنمايي رسالات مقطع دكتري: بيش از 30 پايان‌نامه - راهنمايي رسالات مقطع كارشناسي ارشد: بيش از 60 پايان‌نامه. - مشاوره و داوري چندين پايان‌نامه دكتري و كارشناسي ارشد آثار : الأربعينيات لكشف القدسيات (مشتمل بر 10 رساله) ويژگي اثر : اثر قاضي سعيد قمي؛ تصحيح و مقدمه توسط كتابخانه مجلس شوراي اسلامي و ميراث مكتوب، 1381. 2 التلويحات اللوحيه و العرشيه اثر شيخ اشراق (متن كامل مشتمل بر منطق، طبيعيات و الهيات) ويژگي اثر : توسط موسسه حكمت و فلسفه ايران (زير چاپ براي اواخر 1386 يا اوايل 1387).3 الهدايه، ويژگي اثر : اثر اثير الدين ابهري، تصحيح و مقدمه (براي يادنامه بزرگداشت دكتر غلامحسين ابراهيمي ديناني زير چاپ براي 1386). 4 ايضاح المقاصد في حل معضلات كتاب الشواهد اثر مرحوم استاد جواد مصلح. (به اهتمام). ويژگي اثر : توسط موسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران، 1385. 5 رسائل الشجره الالهيه في علوم الحقائق الربانيه اثر شمس‌الدين محمد شهرزوري، تصحيح و مقدمه. ويژگي اثر : توسط موسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران، (سه جلد) جلد يك، 1383، جلد 2، 1384 و جلد 3، 1385.اين كتاب در سال 1386 به عنوان كتاب سال جمهوري اسلامي ايران ،از طرف وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامي معرفي و برگزيده شده است.6 سه رساله از شيخ اشراق (الالواح العماديه، كلمه التصوف، اللمحات) با تصحيح و مقدمه ويژگي اثر : چاپ اول 1356 توسط انجمن فلسفه ايران. چاپ دوم، توسط مركز تحقيقات اسلامي، لاهور، پاكستان، 1363. اين كتاب با تجديد نظر و به خصوص افزودن قسمت منطق و طبيعيات اللمحات با عنوان مجموعه مصنفات شيخ اشراق، جلد چهارم، 1380، توسط پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي منتشر شد. 7 شرح الأربعين اثر قاضي سعيد قمي با تصحيح و مقدمه ويژگي اثر : مجموعه مصنفات القاضي سعيد القمي-‌2. چاپ ميراث مكتوب 1379. 8 شرح الأسماء أو شرح دعاء الجوشن الكبير ويژگي اثر : اثر حاج ملاهادي سبزواري با تصحيح و مقدمه. چاپ اول دانشگاه تهران 1372 به مناسبت سمينار بين‌المللي بزرگداشت سبزواري در دانشگاه تربيت معلم سبزوار. اين كتاب در دوازدهمين دوره كتاب سال جمهوري اسلامي ايران (1373) مورد تقدير قرار گرفت. چاپ دوم-‌ با اصلاحات-‌ دانشگاه تهران 1375 و چاپ سوم 1385. 9 شرح التلويحات اللوحيه و العرشيه اثر ابن كمونه ويژگي اثر : در سه جلد. توسط ميراث مكتوب و دانشكده الهيات دانشگاه تهران (زير چاپ اواخر 1386 تا اوايل 1387). 10 شرح توحيد الصدوق اثر قاضي سعيد قمي با تصحيح و مقدمه ويژگي اثر : جلد اول؛ مجموعه مصنفات القاضي سعيد القمي -‌1. چاپ اول 1373 توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي. 11 شرح توحيد الصدوق جلد دوم ويژگي اثر : مجموعه مصنفات القاضي سعيد القمي-‌ 1. چاپ اول 1374 توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي. 12 شرح توحيد الصدوق جلد سوم ويژگي اثر : مجموعه مصنفات القاضي سعيد القمي-‌ 1. چاپ اول 1377 توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي13 شرح دعاء الصباح ويژگي اثر : اثر حاج ملاهادي سبزواري با تصحيح و مقدمه. چاپ اول دانشگاه تهران 1372 به مناسبت سمينار بين‌المللي بزرگداشت سبزواري در دانشگاه تربيت معلم سبزوار. چاپ دوم-‌ با اصلاحات-‌ دانشگاه تهران 1375، چاپ سوم، دانشگاه تهران 1386. 14 شرح و تعليقه بر الهيات الشفاء اثر ملاصدرا؛ (دو جلد) تصحيح و مقدمه ويژگي اثر : توسط بنياد حكمت ملاصدرا، 1382 در حوزه صحيح، كتاب سال جمهوري اسلامي ايران (1384). آشنايي‌ با كتاب‌ شرح‌ و تعليقه‌ صدرالمتأهلين‌ بر الهيات‌ شفا شرح‌ و تعليقة‌ صدرالمتألهين‌ بر الهيات‌ شفا / تأليف‌ صدرالدين‌ محمدالشيرازي‌ (ملاصدرا)؛ تصحيح‌ نجفقلي‌ حبيبي. - تهران: بنياد حكمت‌ اسلامي‌ صدرا؛ 1382. كتاب‌ عظيم‌ شفا از مهم‌ترين‌ كتب‌ فلسفه‌ و حكمت‌ اسلامي‌ است‌ و مشتمل‌ بر يك‌ دورة‌ كامل‌ از علوم‌ عقلي‌ اسلامي‌ مي‌باشد و در اين‌ ميان‌ بخش‌ الهيات‌ آن‌ از اهميت‌ خاصي‌ برخوردار است. بسياري‌ از حكيمان‌ و فيلسوفان‌ در طول‌ تاريخ‌ فلسفة‌ اسلامي‌ بر اين‌ كتاب‌ ارزشمند شروح‌ و تعليقات‌ و حواشي‌ بسيار نوشته‌اند و در اين‌ ميان‌ تعليقة‌ صدرالمتألهين‌ شيرازي‌ به‌ عنوان‌ يكي‌ از بزرگترين‌ فيلسوفان‌ عالم‌ اسلام‌ بر اين‌ كتاب‌ جايگاه‌ ويژه‌ و ممتازي‌ دارد. او در تمام‌ بخش‌هاي‌ اين‌ كتاب‌ ابتدا كوشيده‌ است‌ ديدگاه‌ها و اقوال‌ مختلف‌ را در باب‌ موضوع‌ بحث‌ به‌ اختصار تبيين‌ كند و با استفاده‌ از آثار خود ابن‌ سينا آنها را شرح‌ دهد. ملاصدرا در اين‌ تعليقات‌ تقريباً‌ روش‌ خواجه‌ نصير الدين‌ طوسي‌ را در شرح‌ اشارات‌ در التزام‌ به‌ دفاع‌ از شيخ‌ الرئيس‌ به‌ كار برده‌ است. در عين‌ حال‌ گاه‌گاه‌ به‌ تناسب‌ موضوع، از نقد مباحث‌ و طرح‌ ديدگاه‌ها نيز غفلت‌ نكرده‌ و آرأ خاص‌ خود را در مسائل‌ اظهار كرده‌ است‌ و معمولاً‌ تفصيل‌ را به‌ آثار ديگر خود ارجاع‌ داده‌ است. تبويب‌ دقيق‌ و تشريح‌ گويا و رساي‌ صدرالمتألهين‌ از مسائل‌ مطروحه‌ در الهيات‌ شفا از ويژگي‌هاي‌ بارز اين‌ كتاب‌ است. تعليقات‌ صدرالمتألهين‌ بر الهيات‌ شفا پيش‌ از اين‌ همراه‌ با متن‌ الهيات‌ شفا و به‌ صورت‌ چاپ‌ سنگي‌ منتشر شده‌ بود. مصحح‌ محترم‌ با استفاده‌ از پنج‌ نسخة‌ معتبر خطي‌ و نسخة‌ چاپ‌ سنگي‌ اقدام‌ به‌ تصحيح‌ علمي‌ و انتقادي‌ تعليقة‌ صدرالمتألهين‌ نموده‌ است. علاوه‌ بر تصحيح‌ منقح‌ متن، مآخذ بسياري‌ از آرأ و اقوال‌ منقول‌ در تعليقه‌ را بازيابي‌ و در حواشي‌ ذكر كرده‌ است. همچنين‌ با انتخاب‌ عنوان‌هاي‌ مرتبط‌ با مسائل‌ مطروحه، مطالب‌ مختلف‌ كتاب‌ را از يكديگر تفكيك‌ و امكان‌ استفاده‌ دقيقتر و آسانتري‌ از آن‌ را فراهم‌ آورده‌ است. اين‌ كتاب‌ اينك‌ در دو جلد و با همت‌ بنياد اسلامي‌ حكمت‌ صدرا به‌ طبع‌ رسيده‌ است. فهرست‌هاي‌ مختلف‌ آيات‌ و احاديث‌ و اعلام‌ و اصطلاحات‌ و كتب‌ نيز در پايان‌ آورده‌ شده‌ است 15 كتابشناسي امام حسين عليه‌السلام ويژگي اثر : چاپ اول 1374، توسط موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(ره)، چاپ دوم با تجديد نظر و اضافات، 137516 مجموعه مقالات همايش جايگاه و نقش زن در انديشه و حكومت امام علي(ع) 1380 (به كوشش). ويژگي اثر : انتشارات دانشگاه علامه طباطبايي-‌ 160. چاپ 138017 مجموعه مقالات همايش فلسطين 1377 (به كوشش). ويژگي اثر : انتشارات دانشگاه علامه طباطبايي-‌ 152؛ چاپ 1379. 18 مفاتيح الغيب اثر ملاصدرا. تصحيح و مقدمه. در دو جلد ويژگي اثر : توسط بنياد حكمت ملاصدرا 1386.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

دكتر محمود يزدي مطلق معروف به فاضل در سال 1312 خورشيدي در خانواده اي روحاني در مشهد بدنيا آمد.ايشان داراي مدرك دكتري رشته فلسفه و حكمت اسلامي از دانشگاه تهران است.او عضو هيئت علمي و استاد دانشكده الهيات مشهد بود كه درفروردين سال 1381 به مقام بازنشستگي نايل آمد. وي پس از بازنشستگي هم اكنون به تدريس دروس كلام و فلسفه اسلامي و عرفان و تحقيق و پژوهش مشغول است.گروه : علوم انسانيرشته : فلسفه و حكمت اسلاميگرايش : كلام و فلسفه اسلاميتحصيلات رسمي و حرفه اي : محمودي يزدي مطلق معروف به فاضل در كودكي قران كريم و بخشي از ديوان حافظ را در مكتب خانه فرا گرفت و سپس به دبستان دولتي فرهنگ رفت. بعد از مدتي در حوزه علميه مشهد به تحصيل پرداخت.در سال 1336 با مدرك ديپلم مدرسي وارد دانشگاه شد و كارشناسي خود را در رشته فلسفه و حمكت اسلامي از دانشگاه مشهد گرفت و دكتري همين رشته رااز دانشگاه تهران در سال 1351 اخذ نمود.استادان و مربيان : محمود يزدي مطلق در طول تحصيل خود از محضر استان زيادي بهره جستند كه مي توان به چند تن از آنها اشاره كرد: مرحوم اديب نيشاپوري، مرحوم حاج ميرزا احمد مدرس يزدي ، مرحوم حاج شيخ هاشمي قزويني ، مرحوم بديع الزمان فروزانفر،مرحوم دكتر مهدي حائري، مرحوم مطهري و مرحوم راشد و ...وقايع ميانسالي : محمود يزدي مطلق پس از بازگشت به مشهد در كتابخانه دانشكده الهيات مشهد مشغول به كار شد سپس به عضويت هيئت علمي اين دانشكده در آمد.او پس از عمري تلاش در عرصه هاي علمي در سال 1381 با درجه استادي بازنشسته گرديد.مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : محمود يزدي مطلق عضو هيئت علمي و استاد دانشكده الهيات دانشگاه فردوسي مشهد است. - كارشناس و مسئول كتابخانه دانشكده اللهيات دانشگاه فردوسي مشهد از 1/4/48-1/7/1357 - عضو شوراي انتشارات فردوسي مشهد از 4/7/58 تا4/7/1360 - عضو كميته كتابخانه دانشكده الهيات دانشگاه فردوسي مشهد از 14/6/1360تا1/6/1381 - عضو شوراي پژوهشي دانشگاه فردوسي مشهد از 23/8/62 تا 18/6/1370 و از 1374 تا1380 - عضو هيئت تحريريه نشريه دانشكده الهيات دانشگاه فردوسي مشهد از سال 1374 تا1380 - مدير مسئول نشريه دانشكده الهيات دانشگاه فردوسي مشهد از سال 24/1/74 تا 1380 - معاون پژوهشي دانشكده الهيات دانشگاه فردوسي مشهد از 7/10/1370 تا 1380 - رييس كتابخانه دانشكده الهيات دانشگاه فردوسي مشهد از 1/7/1372 تا1380 - سئول راه اندازي كتابخانه جامع گوهر شاد مشهد بعد از انقلاب. - عضو هيئت تحريريه مجله كتابداري كتابخانه مركزي استان قدس رضوي از سال 1377 (ادامه دارد) - مدير گروه كلا و حمكت فلسفه دانشكده الهيات دانشگاه فردوسي مشهد در سال 1380 - دبير مجمع بزرگداشت آيه الله آقا نجفي قوچاني - عضو انجمن كتابخانه هاي عمومي خراسان از سال 1376(ادامه دارد) - عضو هيئت موسس موسسه آموزش عالي بهار از مرداد 1385 (ادامه دارد)فعاليتهاي آموزشي : دكتر يزدي مطلق علاوه بر ساليان متمادي تدريس در دانشكده الهيات دانشگاه فردوسي مشهد در بالغ بر پانزده دانشگاه و دانشكده و موسسات آموزشي ديگر نيز تدريس داشته و دارد كه از آن جمله است:دانشكده ادبيات فردوسي مشهد ،دانشگاه علوم تربيتي فردوسي مشهد،آموزش ضمن خدمت آستان قدس رضوي،جهاد دانشگاهي مشهد،سازمان بهزيستي،سازمان جوانان هلال احمر،اداره كل امور اقتصادي و دارايي،دانشگاه علامه طباطبائي،مركز تربيت معلم شهيد هاشمي نژاد،دانشگاه علوم اسلامي رضوي،دانشگاه آزاد اسلامي سبزوار،مدرسه علميه نواب ،دانشكده ادبيات دانشگاه مختوم قلي تركمنستان و مركز جهاني علوم اسلامي مشهد و .... در دوره هاي كارشناسي ،كارشناسي ارشد و دكتري.ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : محمود فاضل -يزدي مطلق- در كنار تدريس به تحقيق و پژوهش و تصحيح و احيا نسخ خطي اشتغال داشته است از جمله : - در كتابخانه گنج بخش پاكستان از 1/7/67 تا 22/1/67 پيرامون نسخه هاي خطي عربي اين كتابخانه مطالعه داشته است و حاصل آن يك جلد كتاب است كه دانشگاه مشهد چاپ كرده است. - در آكادمي علوم تركمنستان از تاريخ 1/9/70 تا 20/11/70 پيرامون نسخه هاي خطي اين مركز تحقيق كرده است و محصول آن چند مقاله چاپ شده است و كشف نسخه خطي منحصر در جهان در اين كتابخانه. - كليه وقفنامه هاي اداره كل اوقاف خراسان را از تاريخ 14/4/72 تا بهمن 74 بازخواني و بازنويسي كرده است و در هشت مجلد تكثير گرديده است. - در اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي مازندران در سال 1373 شمسي كليه نسخه هاي خطي كتابخانه عمومي ساري و تنكابن را شناسائي كرد بطوري كه و در يك مجلد معرفي و چاپ گرديده. - نسخه هاي خطي مدارس قديم مشهد در سال 1353 شمسي شناسائي و كتابخانه مركزي دانشگاه تهران چاپ كرده است. - در كتابخانه جامع گوهرشاد مشهد از سال 1363 تا 1371 شمسي نسخه هاي خطي آن را معرفي و در چهار مجلد چاپ شده است. - نسخه هاي خطي كتابخانه دانشكده ادبيات فردوسي مشهد را شناسائي و در يك مجلد چاپ شده است. - نسخه هاي خطي كتابخانه دانشكده الهيات دانشگاه فردوسي مشهد را معرفي و در سه مجلد چاپ شده است و در چند دانشگاه و موسسه آموزشي و پژوهشي نيز فعاليت داشته اند.جوائز و نشانها : دكتر محمود فاضل- يزدي مطلق- نويسنده برگزيده در عرصه دين و فرهنگ و استاد نمونه دانشگاه فردوسي مشهد در سال 1377 خورشيدي كه بالغ بر سي لوح تقدير و جوايزي از سوي مقامات علمي كشور دريافت نموده و در چهل و يك كنگره جهاني در داخل و خارج از كشور شركت داشته كه در تمام آنها داراي مقاله بوده است و بيش از يكصد سخنراني و مصاحبه در صدا و سيما و صدها مقاله در جرائد و مجلات كشور داشته است.چگونگي عرضه آثار : - شركت در همايش هاي داخلي و خارجي - هدايت و راهنمايي بيش از 200 پايان نامه دكتري ، كارشناسي ارشد و كارشناسي - داراي بيش از 30 جلد كتاب و بالغ بر يكصدو شصت مقاله در زمينه فرهنگ ، ادب ، كلام و عرفان اسلامي. ________________________________________ آثار : التعليق في علم الكلام ويژگي اثر : تاليف محمد بن حسن مقري نيشابوري(سده ششم ه.ق)تحقيق محمود يزدي مطلق(فاضل) مشهد ،دانشگاه علوم اسلامي رضوي ،1385 شمسي،عربي2 امامت پژوهي، بررسي ديدگاه اماميه، معتزله و اشاعره ويژگي اثر : پديدآورنده: محمدربيع ميرزايي، محمود يزدي مطلق (مترجم) ناشر: دانشگاه علوم اسلامي رضوي - 1381 3 انديشه هاي كلامي شيخ طوسي ويژگي اثر : پديدآورنده: محمدربيع ميرزايي، محمود يزدي مطلق (مترجم) ناشر: دانشگاه علوم اسلامي رضوي - 1382 4 حقايق التاويل في متاشبه التنزيل ويژگي اثر : تصنيف علامه شريف رضي،ترجمه دكتر محمود فاضل(يزدي مطلق)،مشهد ،موسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوي،1366 شمسي ،فارسي5 شرح اصول كافي،بخش توحيد ويژگي اثر : شارح صدرالمتالهين شيرازي ،تصحيح و تعليق محمود يزدي مطلق(فاضل) طهران،بنياد حكمت صدرا ،1386 شمسي، عربي6 معتزله: بررسي و تحقيق در بيان احوال، افكار و آثار معتزله ويژگي اثر : پديدآورنده: محمود يزدي مطلق(فاضل) ناشر: قاف مشهد الرضا (ع) نوبت دوم : خرداد 1386 شمسي ،فارسي

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

دكتر قاسم كاكايي در سال 1336 در شيراز متولد شد. ايشان داراي دكتري رشتة فلسفه و حكمت اسلامي از دانشگاه تربيت مدرس (در سال 1379) مي باشد.دكتر كاكايي در حال حاضر استاديار دانشگاه شيراز و مدرس حوزة علمية شهيد نجابت شيراز مي‌باشد. كتاب "وجود به روايت اين عربي و مايستراكهارت " تاليف قاسم كاكايي، در دوره بيست و يكم انتخاب كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ،به عنوان كتاب سال برگزيده شد.گروه : علوم انسانيرشته : فلسفه و حكمت اسلاميتحصيلات رسمي و حرفه اي : قاسم كاكايي تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در شيراز گذراند و در سال 1355 در رشتة مهندسي برق و الكترونيك از دانشگاه شيراز فارغ التحصيل شد. وي از سال 60 تا 68 به تحصيلات حوزوي پرداخت و در سال 73 با ادامة تحصيلات دانشگاهي در مقطع كارشناسي ارشد الهيات و معارف اسلامي از دانشگاه قم با رتبة اول فارغ‌التحصيل شد و در سال 1379 موفق به اخذ دكتري در رشتة فلسفه و حكمت اسلامي از دانشگاه تربيت مدرس گرديدمشاغل و سمتهاي مورد تصدي : قاسم كاكايي در حال حاضر استاديار دانشگاه شيراز و مدرس حوزة علمية شهيد نجابت شيراز مي‌باشد و سردبيري مجلة انديشة ديني دانشگاه شيراز را به عهده دارد.مراکزي که فرد از بانيان آن به شمار مي آيد : دكتر كاكايي از مؤسسين انجمن معارف اسلامي ايران و نيز مؤسس و عضو كميتة پژوهشي چندين مركز تحقيقاتي در دانشگاه شيراز مي‌باشد.جوائز و نشانها : مقالۀ "ارادة الهي و نفي موجبيت " تاليف قاسم كاكايي در سال 1374 جايزة بهترين مقالة سال در حوزة علوم انساني را به خود اختصاص داد. همچنين پايان‌نامة كارشناسي ارشد وي با عنوان «اكازيوناليزم» در سال 73 به عنوان پايان نامة برگزيدة سال در علوم انساني شناخته شد و بعد تحت عنوان «خدا محوري» منتشر گشت و در سال 79 نيز برندة جايزة بهترين پژوهش فرهنگي سال شد.همچنين كتاب "وجود به روايت اين عربي و مايستراكهارت " تاليف قاسم كاكايي، در دوره بيست و يكم انتخاب كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ،به عنوان كتاب سال برگزيده شد.چگونگي عرضه آثار : از قاسم كاكايي مقالات و كتاب‌هاي متعددي به چاپ رسيده است. مقالۀ ارادة الهي و نفي موجبيت» در سال 1374 جايزة بهترين مقالة سال در حوزة علوم انساني را به خود اختصاص داد. ________________________________________ آثار : وحدت وجود به روايت اين عربي و مايستراكهارت ويژگي اثر : تاليف،اين كتاب ، در دوره بيست و يكم انتخاب كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ،به عنوان كتاب سال معرفي و برگزيده شد. آشنايي با كتاب:وحدت وجود به روايت اين عربي و مايستراكهارت قاسم كاكايي.ـ تهران: انتشارات هرمس، با همكاري مركز بين‌المللي گفتگوي تمدن‌ها، 1381 اين كتاب آراء و نظريات دو نظريه‌پرداز عرفان را، كه به حوزة عرفان و اديان ابراهيمي تعلق دارند، شرح و تحليل و مقايسه مي‌كند و در نتيجه به حوزة عرفان تطبيقي گام مي‌نهد. توجّه نويسنده يكسره معطوف است به دعاوي وجودشناسي عرفان نظري؛ و چون معتقد است كه نظرية وحدت وجود جميع دعاوي وجودشناختي عرفاني را، اعمّ از آنچه به خدا و جهان و انسان مربوط مي‌شود، تبيين و توجيه مي‌كند و اُسّ و اساس جهان‌بيني عرفاني است، نظرية مذكور را محور اصلي همة مباحث كتاب قرار داده است. از اين رو، كتاب وي، اگر چه عنوان وحدت وجود به روايت ابن عربي و اكهارت دارد. در واقع، ناظر به كل جهان‌بيني عرفاني دو عارف بزرگ جهان مسيحيت و عالم اسلام است. نويسنده در باب آراء و نظريات ابن عربي و اكهارت، در اين كتاب به چهار كار دست مي‌يازد: 1. شرح، يعني مكشوف و آشكار ساختن آنچه محجوب و نهفته است؛ تصريح آنچه مضمر است و ايضاح پيش¬فرض‌ها و لوازم هر قول؛ 2. تحليل، يعني واشكافي مفاهيم كليدي و عمده: مانند مفاهيم وحدت وجود، حلول، اتحاد، وحدت شهود، وجود مطلق، ظهور، تجلي، فنا، تعّين، ذات، اسم، صفت، محو تعيّن، نفي صفات، وحدت در كثرت، عين ثابت، نَفس، خيال، تنزيه و تشبيه؛ 3. مقايسه، يعني ارائة موارد اتفاق و تشابه، موارد اختلاف و تفاوت نظر و تعيين قوّت و ضعف نسبي آراء و نظرات، در قياس با يكديگر؛ 4. نقد، يعني نشان دادن صحّت يا سقم هر مدّعا يا قوّت يا ضعف هر دليل.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

خلاصه : علي رجالي متولدسال1330ه.ش داراي مدرك دكتراي آمار از دانشگاه استانفورد آمريكا درسال1357 ه.ش و عضو هئيت علمي دانشكده ي علوم رياضي دانشگاه صنعتي اصفهان داراي مرتبه علمي دانشياري مي باشد. گروه : علوم پايه رشته : آمار گرايش : نظريه احتمالي اعداد تحصيلات رسمي و حرفه اي : علي رجالي داراي مدرك كارشناسي رياضي از دانشگاه شيراز در سال 1351ه.ش كارشناسي ارشد رياضي از دانشگاه شيراز درسال1353 و دكتراي آمار از دانشگاه استانفورد آمريكا درسال1357 ه.ش مي باشد. خاطرات و وقايع تحصيل : اتمام دره 6ساله كارشناسي و كارشناسي ارشد دانشگاه شيراز به مدت 5سال، كسب رتبه اولي در اين دوره و دريافت بورس تحصيلي براي ادامه تحصيل و اخذ دكتري از دانشگاه استانفورد و نهايتا اخذ مدرك دكتري آمار از دانشگاه استانفورد آمريكا از مهمترين وقايع تحصيل علي رجالي بوده است. فعاليتهاي ضمن تحصيل : تدريس در دانشگاه شيراز حين تحصيل و انجام كارهاي برنامه نويسي كامپيوتري براي سيستم آموزش بخش رياضي دانشگاه شيراز و همكاري در انجام تحقيقات درزمينه هاي آمار و فرايندهاي تصادفي درشيراز و مطالعه همزمان آمار و نظريه اعداد( با شركت در سمينار 4 نفره نظريه اعداد با حضور پروفسور پاول ارديش« پدر و بنيانگذار نظريه احتمالي اعداد» ، پروفسور چارلز استين« پدرو بنيانگذار نظريه تصميم» ، پروفسور پرسي دياكونس « متخصص و محقق نظريه احتمالي اعداد و آناليز داده ها » از فعاليتهاي موفق حين تحصيل علي رجالي بوده است. تدريس در حين تحصيل در دانشگاههاي شيراز و استانفورد نيز مطالعه پيرامون مسايل اجتماعي از ديگر فعاليتهاي حين تحصيل وي بوده است. استادان و مربيان : بهره گيري از معلمان توانا و لايق رياضي اصفهان، اساتيد بخش رياضي و آمار و دانشكده مهندسي دانشگاه شيراز و اساتيد رشته آمار دانشگاه استانفورد آمريكا از افتخارات دوران تحصيل علي رجالي بوده است. وقايع ميانسالي : علي رجالي پس از اخذ مدرك دكتري آمار از دانشگاه استانفورد آمريكا در سال 1357ه.ش و بازگشت به ايران به عنوان عضو هئيت علمي ابتدا در دانشگاه شيراز و سپس با ماموريت يك ساله در دانشگاه اصفهان، سرانجام در سال 1359 در دانشگاه صنعتي اصفهان ( ابتدا دانشكده علوم و با تلاش در جهت راه اندازي دانشكده هاي علوم رياضي، فيزيك و شيمي دراين دانشگاه ) به خدمات علمي مشغول بوده است. حضور يك ساله در دانشگاه هاروارد آمريكا در سال 64-1363ثحصيلي و 6ماهه در دانشگاه ملي استراليا و بنياد رياضيات استراليا در سال 1371 و مجددا 6ماه در سال 1372 در دانشگاه استانفورد آمريكا از وقايع ميانسالي او است. مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : علي رجالي در موارد زير فعاليتهايي داشته است: استادياري دانشگاههاي شيراز و صنعتي اصفهان ارتقا به درجه دانشياري در دانشگاه صنعتي اصفهان رياست دانشكده علوم دانشگاه صنعتي اصفهان و فراهم آوردن زمينه براي راه اندازي 3 دانشكده علوم در اين دانشگاه مسئوليت راه اندازي مركز محاسبات دانشگاه صنعتي اصفهان انجام تحقيقات در زمينه هاي آموزشي مخصوصا در دوره هاي ابتدايي ،‌راهنمايي و دبيرستان اداره كارگاههاي مختلف آموزشي براي معلمان در رده هاي مختلف تحصيلي مسئوليت برگزاري همايش هايي همانند سمينار بررسي روش ها و مسايل آزمونهاي ورودي دانشگاه ها كه منجر به ارائه طرح پذيرش دانشجو در دانشگاهها به مجلس شوراي اسلامي شد. مسئوليت برنامه ريزي دو مطالعه براي كنگره هاي بين المللي فدراسيون جهاني مسابقات ملي رياضي WFNMC در چين و استراليا عضويت در كميته برنامه ريزي شانزدهمين مطالعه كميسيون بين المللي آموزش رياضي ICMI تحت عنوان چالش هاي آموزش رياضي فعاليتهاي آموزشي : علي رجالي عضو هئيت علمي دانشكده ي علوم دانشگاه صنعتي اصفهان به تدريس دروس مختلف رياضي (نظريه ي 1عدد، آناليز، حساب ديفرانسيل و انتگرال)و راهنمايي 8 دانشجوي كارشناسي ارشد رياضي و آمار و حداقل 10 پروژه دانشجويي كارشناسي آمار را عهده دار بوده است. مراکزي که فرد از بانيان آن به شمار مي آيد : از كارهايي كه علي رجالي در آن مشاركت داشته و يا مسئوليت راه اندازي آن مراكز را بر عهده داشته است به قرار زير است:‌ مسئول راه اندازي شورا و مركز اطلاع رساني دانشگاه صنعتي اصفهان مشاركت در بنيانگزاري مسابقات رياضي ايران مشاركت در بنيانگزاري مركز تحقيقات معلمان اصفهان بنيانگزاري خانه رياضيات اصفهان مشاركت در بنيانگزاري كنفرانس آمار و انجمن آمارايران مشاركت در بنيانگزاري كنفرانس آموزش رياضي و اتحاديه انجمن هاي علمي آموزشي معلمان رياضي ايران مشاركت در بنيانگزاري شوراي خانه هاي رياضيات ايران ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : علي رجالي در كنار تدريس به مطالعه و تحقيق و تاليف آثاري پيرامون موضوعات مختلف رياضي ،‌آمار و احتمالات پرداخته است و همچنين همكاري با معلمان جهت رفع مشكلات آموزش رياضي از ديگر فعاليتهاي او بوده است. آرا و گرايشهاي خاص : علي رجالي با تلاش فراوان، دلسوزي و انديشيدن به مسايل اموزشي و كوشش در جهت حل آنها يكي از ويژگيهاي رفتاري او بوده است. همچنين با شكسته شدن ديوار بين دانشگاهها و آموزش و پرورش، توجه به كيفيت بيشتر از كميت، خود اتكاء بارآوردن دانشجويان، عشق به رياضيات و تدريس جزء آرا و ويژگي هاي ديگر او بوده است. چگونگي عرضه آثار : علي رجالي اهل ترجمه نيست و مقالات و كتابهاي او بيشتر جنبه يادگيري عام را داراست . او اعتقاد دارد كه دانشجو در دانشگاه بايد كتاب به زبان اصلي را مطالعه نمايد تا همواره بهنگام باشد. غير از مقالاتي كه در زمينه نظريه احتمالي اعداد، گزارش هاي تحقيقات آموزشي، مسابقات رياضي ، فعاليتهاي تحقيقاتي در زمينه به كارگيري آمار در صنعت و چالش هاي رياضي عمده آثار او را تشكيل مي دهد. ________________________________________ آثار : 1 آمار و احتمالات 2 موضوعات مختلف رياضي

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

مهدي غبرايي در سال ۱۳۲۶ در شهر لنگرود به دنيا آمد. تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در همان شهر گذراند و در رشته كارشناسي علوم سياسي فارغ التحصيل شد. در دوران نوجواني بسيار كتاب مي خواند. دهه ۴۰ مهدي غبرايي به صورت جدي مطالعه را شروع كرد. اغلب كتاب هايي را كه مي خواند، از لنگرود تهيه مي كرد و گاهي هم به رشت مي آمد و تفريحي جز مطالعه كردن نداشت. در دوره دانشجويي بسيار تحت تأثير آثار «ساعدي»، «رادي» و «بيضايي» بود و آنها در شكل گيري عقايد و افكار او بسيار مؤثر بودند. مدتي در يك وزارتخانه كار كرد و بعد از چند سال عذر او را خواستند و از سال ۶۰ مشغول ترجمه شد. برادرانش فرهاد و هادي مدت ها بود كه ترجمه مي كردند. «فرهاد» ترجمه ادبي انجام مي داد و هادي غيرادبي و ويرايش. نخستين اثرش، بخشي از مجموعه داستان هاي نويسنده اي روسي به نام «آواي رنج كهنه سرباز» بود كه به چاپ رسيد. بعدها با برادرش همكار شد و در زمينه ترجمه از راهنمايي هاي او استفاده كرد. البته به دليل تحصيل در رشته علوم سياسي، گهگاه مقاله سياسي هم ترجمه مي كرد مهدي غبرايي، از آن دسته مترجماني است كه آگاهانه ترجمه مي كند، زبان مبدأ را مي شناسد و به زبان مقصد مسلط است. در واقع او امانتداري است كه آثار را مانند فرزندان خود دوست دارد و براي آنها ارزش قائل است. عشق به ادبيات و سينما در او باعث شده با فضاي رمان و داستان مأنوس باشد و وقتي اثري را ترجمه مي كند گويي آن را خود نويسنده ترجمه كرده است. گروه : علوم انسانيرشته : علوم سياسيتحصيلات رسمي و حرفه اي : ـ گذراندن دوران ابتدايي و دبيرستان در لنگرود ـ دريافت مدرك كارشناسي در رشته علوم سياسي آرا و گرايشهاي خاص : مهدي غبرايي معتقد است: «ترجمه دريچه اي است به جهان. به راستي دريچه اي است كه مي توانيم جهان پيرامون خود را ببينيم. در مورد اين كه ترجمه هنر است يا فن، بايد بگويم؛ در جايي به هنر پهلو مي زند. به ويژه زماني كه سر و كار مترجم با ترجمه ادبي است. ترجمه ادبي بايد از لحاظ لحن، كلام و زمان با زبان مبدأ مطابقت داشته باشد، به طوري كه اگر نويسنده قرار بود به زبان مقصد بنويسد همان گونه مي نوشت كه ترجمه شده است. رعايت اصل امانت داري نيز بسيار حائز اهميت است. در واقع، ترجمه يك كار مكانيكي است و اصل را بايد تحت اللفظي يعني همانطور كه نويسنده نوشته به زبان خود ارائه كرد.، تا مخاطب متوجه حضور مترجم در متن نشود. مترجم بايد دانشش را به روز كند و هميشه در اين امر پيشتاز باشد. بايد بسيار مطالعه كند، مطالعه اي روزافزون در رشته اي كه كار مي كند. مترجم در ترجمه اثر، نقش بسيار مهمي دارد. مترجم در انتقال گنجينه ادبي نويسنده سهيم است و اگر او تسلط لازم را به دو زبان داشته باشد اين مهم را بخوبي انجام مي دهد. وقتي از او در باب توصيه به جوانان سؤال كرديم او گفت: «من هيچ وقت توصيه نمي كنم و اگر بشود تجربه ام را به نسل جوان منتقل مي كنم. يك مترجم بايد غناي واژگاني اش را حفظ كند و يكي از كتاب هايي كه در ابتداي كار به يك مترجم كمك بسياري مي كند «مباني يا اصول ترجمه» از خانم طاهره صفارزاده است.» دانستن زبان فارسي و استفاده به موقع از آن نيز در جهت بهبود زبان مترجم مؤثر است. متون ادبي هر كدام دنياي منحصر به فردي هستند كه علاوه بر انتقال داستان، فرهنگ آن سرزمين را به خواننده مي شناسند، پس مترجمان مي توانند سفير فرهنگي بين ملل محسوب شوند و وظيفه خطيري را در اين ميان به عهده دارند.» چگونگي عرضه آثار : مهدي غبرايي، از آن دسته مترجماني است كه ويژگي هاي گفته شده را دارد. او آگاهانه ترجمه مي كند، زبان مبدأ را مي شناسد و به زبان مقصد مسلط است. در واقع او امانتداري است كه آثار را مانند فرزندان خود دوست دارد و براي آنها ارزش قائل است. عشق به ادبيات و سينما در او باعث شده با فضاي رمان و داستان مأنوس باشد و وقتي اثري را ترجمه مي كند گويي آن را خود نويسنده ترجمه كرده است. مهدي غبرايي، مترجمي منظم است كه به نظم و دقت عادت دارد. صبح از ساعت هشت تا دوازده و بعدازظهرها اصولاً از پنج عصر تا نه شب سرگرم كار است. آثار : انتخاب الويرا ويژگي اثر : «انتخابات الويرا» با ترجمه مهدي غبرايي از آثار شاخص اوست كه در نوع خود بي همتاست. «الويرا» نام منطقه اي است كه از نام دختر يكي از مالكان گرفته شده است. مترجم در ترجمه اين اثر سعي كرده با توجه به رعايت اصل امانتداري همان گونه كه نويسنده «نايپل» معتقد است و در بيشتر كتاب هايش اين موضوع را هم مورد توجه قرار مي دهد (حفظ لهجه هاي اسپانيولي) اثر را به اصلش نزديك كند.2 ترجمه بادبادك اثر خالد حسيني ويژگي اثر : «بادبادك باز» عنوان رماني پر كشش است از نويسنده افغاني مقيم آمريكا، خالد حسيني، كه به تازگي با ترجمه مهدي غبرايي به بازار آمده است. در آغاز اين رمان كه با ترجمه بسيار قوي و به زبان فارسي برگردانده شده، آمده است: خالد حسيني را نه در ايران و نه در آمريكا كه مقيم آنجاست، نمي شناسند. او چهل و چند سال پيش در كابل به دنيا آمد. پسر يك ديپلمات است كه خانواده اش به آمريكا پناهنده شدند. او بادبادك باز را نوشت، در واقع نخستين رمان اوست... به هر حال، رمان «بادبادك باز» بر خلاف نظر بسياري كسان كه مي گويند در هند و افغانستان و چين همه اش صحبت از فقر و فلاكت و بدبختي است و در ايران مخاطب وسيعي نخواهد يافت، مرا به سهم خود شيفته خود كرده است. 3 ترجمه پيترپن اثر جيم ج.بري  4 ترجمه خانه اي براي آقاي بيسواس اثر و.س. نايپل ويژگي اثر : اين رمان درواقع احتضار طولاني آدمي را به تصوير مي كشد كه از همان آغاز، حس تعليق و حادثه سازي را در ذهن مخاطب به وجود مي آورد. موضوع فقر و تنگ نظري مردم و مسائل مردم جهان سوم است كه متن انگليسي و در قطع وزيري به فارسي چاپ شده است. اين رمان كه مدت ها به دليل شرايط نامطلوب نشر، بدون ناشر بود، با آمدن نايپل به ايران و اضافه شدن چند داستان ديگر، سال ها بعد به نام «خيابان ميگل» ترجمه شد. «مشتمالچي عارف» نيز از ديگر آثار نايپل است كه مهدي غبرايي ترجمه كرده است. بدعت نايپل در نويسندگي، استفاده از فضاي بومي است كه با بياني ساده، زيبايي خاصي به اثر بخشيده است. مهدي غبرايي در مورد شيفتگي اش به آثار «نايپل» مي گويد: فضاسازي داستاني نايپل شبيه فضاي دوران كودكي من در لنگرود است، يعني عناصر مشترك (دريا، كشتزار)، مردمان دل زنده و شاد كه با تنگ نظري و تعصبات محلي، خرافات، دعواها، شادي ها و محبت ها ... به ويژه در «خيابان ميگل» براي من جذاب بود. از نظر شخصيتي او را انساني همچون برادرم مي ديدم. افتاده و سياه چرده كه با كلاه شاپويش اين احساس را در من به وجود مي آورد و مورد ديگر كه نقطه اشتراك مابود مرگ برادرش «شيوا نايپل» بود. من هم برادرم «فرهاد» را از دست داده بودم. من آنقدر با فضاي داستان هاي او اخت شده بودم كه وقتي ترجمه ام را تمام كردم ده روز در خانه را بستم و جايي نرفتم. طنز تلخ موجود در متن را به خوبي حس كرده بودم. اين رمان يادآور دوران تلخ كودكي ام بود. 5 ترجمه دفترهاي مالده لائوريس بريگه اثر راينر مارياريلكه ويژگي اثر : «دفترهاي مالده لائوريس بريگه» اثر «ماريا ريلكه» يكي از آثار برجسته نيمه اول قرن بيستم ترجمه ديگري از مهدي غبرايي است كه ترجمه آن سال به طول انجاميده است و چنان كه غبرايي مي گويد: « سال نثر آن را با دست و جان صيقل داده است.» اين متن به سبب دشواري انديشه هاي مطرح شده و ژرفاي انديشه و نگرش اش، يكي از كتاب هاي مطرح در ادبيات محسوب مي شود. مهدي غبرايي دفتر هاي مالده اثر مارياريلكه، كوري از ساراماگو، خانه اي براي آقاي بيسواس از و.س.نايپل و چنداثر ديگر را از ترجمه هايي مي داند كه دوستشان دارد و عاشقانه ترجمه اشان كرده است. 6 ترجمه راهنما اثر ر.ك.نارايان ويژگي اثر : «راهنما» اثر ر. ك نارايان ـ يكي از قديمي ترين نويسندگان اقليمي هند ـ به زبان انگليسي نوشته شده است. آثار اين نويسنده به گونه اي مانند آثار «فالكنر» است. او در آثارش سرزميني را خلق كرده است كه همه اتفاق هاي آثارش در آن سرزمين رخ مي دهد.شخصيت اصلي رمان، راهنماي گردشگران و جهانگردان است و در طول يكي از سفرها، عاشق يك زن مي شود كه در رقص آييني و ديني كاتاكالي تبحر دارد. در طول داستان اتفاقات جالبي براي اين فرد پيش مي آيد. گفتني است كه براساس اين رمان فيلم هايي نيز ساخته شده است، البته به رمان اشاره اي نكردند.7 ترجمه ساعت ها، مايكل كانينگهام ، ترجمه سياهاب اثر جويس كرول اوتس ويژگي اثر : رمان «سياهاب» از «جويس كرل اوتس» كه نويسنده آن يك زن آمريكايي است از ديگر ترجمه هاي مهدي غبرايي است. اين زن آمريكايي در حدود شصت و هشت سالگي بيش از اثر نوشته كه رمان در اين ميان به چشم مي خورد9 ترجمه عشق و مرگ در كشوري گرمسيري، شيوا نايپل ، ترجمه كوري اثر ژوزه ساراماگو ويژگي اثر : رمان «كوري» از «روژه ساراماگو» با ترجمه مهدي غبرايي يكي از برجسته ترين و پخته ترين آثار او محسوب مي شود. اين رمان تاكنون به چاپ دهم رسيده است و دو مترجم تواناي ديگر، نيز آن را ترجمه كرده اند.11 ترجمه گرما و غبار اثر روت پريور جابوالا ، ترجمه ليري ال اثر رومن گاري ، ترجمه موج ها اثر ويرجينيا وولف ، ترجمه هرگز تركم نكن اثر ايشي گورو ، ترجمه وقتشه كه با من زندگي كني اثر جويس كرول اوتس ويژگي اثر : رمان «وقتشه كه با من زندگي كني» از «كارول اوتس» نيز از ديگر ترجمه هاي مهدي غبرايي است. از ترجمه هاي ديگر مهدي غبرايي مي توان «ساعت ها» اثر مايكل كاينينگهام را نام برد. ساعت ها، هم بزرگداشت ويرجينيا وولف است و هم مخلوق او، اين اثر كه تاكنون جوايز بسياري مانند جايزه پن‎/ فاكنر ، جايزه پوليتزر ، دو جايزه گولدن گلوب و جايزه اسكار را از آن خود كرده است. در اين اثر جاودان نويسنده به قهرمان ادبي خود زندگي بخشيده و دركنار آن، سرگذشت ويرجينيا وولف را به زندگي دو زن معاصر پيوند مي زند. وولف يك روز صبح از خواب بيدار مي شود، او خوابي ديده كه بزودي به رمان خانم دالوي تبديل خواهد شد. اين رمان سه راوي زن دارد. راوي اول ويرجينيا وولف است كه داستان از خودكشي او شروع مي شود. راوي دوم در واقع بازشناختي از «خانم دالوي» اثر ويرجينيا وولف است. در لس آنجلس در سال ، لورا براون، زني حامله، تمام تلاشش را مي كند تا جشن تولد شوهرش را بگيرد، اما نمي تواند از خواندن كتاب ويرجينيا وولف دست بكشد. زندگي اين سه زن با رمان خانم دالوي به هم پيوند خورده است. راوي سوم «لورا براون» تصوير ديگري از خانم دالوي است. او مادر ريچارد است، شاعري كه عاشق خانم دالوي مي شود و در داستان دوم، سرنوشتش به رشته تحرير درآمده است. مهارت و تجربه مهدي غبرايي در آثارش كاملاً مشهود است. غبرايي با انعكاس توصيف ها و صحنه ها به طور دقيق توانسته آن فضا را در ترجمه هايش به تصوير بكشد. 16 كتاب ريتمها ويژگي اثر : «كتاب ريتم ها» با ترجمه مهدي غبرايي كتابي مصور از «لنگستون هيوز» شاعر آمريكايي است كه درباره جست وجوي ريتم در شعر و موسيقي و جلوه هاي ديگر طبيعت است كه براي گروه سني نوجوانان نوشته شده.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 15 منبع :

محمد علي علومي نويسنده و محقق معاصر است . او اهل كرمان بوده و در مورد مسائل فرهنگي به تحقيق و تفحص مي پردازد . وي صاحب آثار چندي است كه به چاپ رسيده اند . علومي ابتدا معلم بوده و سپس به فعاليت درمطبوعات پرداخت . وي بعد از آن دراداره ارشاد كرمان مشغول شده است .گروه : علوم انساني رشته : علوم سياسي خاطرات کودکي : محمد علي علومي در محله اي نزديك به ارگ بم دوران كودكي راطي نمود.تحصيلات رسمي و حرفه اي : محمد علي علومي پس ازطي تحصيلات ابتدايي و متوسطه در سال 1358وارد دانشگاه تهران شدو دررشته علوم سياسي به تحصيل پرداخت.وقايع ميانسالي : تحصيل دردانشگاه تهران، زمينه مهاجرت محمد علي علومي را به سوي تهران فراهم نمود. شرايط سخت زندگي ابتدا او را وارد عرصه كار و تلاش نمود، چنانكه براي تامين معاش به كارهاي مختلف روي آورد و درروستاهاي جيرفت ، مدتي به كار خدماتي دراداره سيم كشي ساختمان ، معلمي و سرانجام فعاليت مطبوعاتي مشغول شد.مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : محمد علي علومي مدتي به كار معلمي و مطبوعات اشتغال داشت. پس ازآن وارد اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي كرمان شد و به امور فرهنگي اين اداره اشتغال ورزيد.فعاليتهاي آموزشي : مهمترين فعاليت آموزشي محمد علي علومي كارمعلمي بود كه ديري نپاييد به اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي منتقل شد.ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : محمد علي علومي يك فيلم نامه كودك براساس پيوند زندگي واقعي مردم ، با افسانه ها ، مجموعه اي از داستان هاي كوتاه (مندرج درماهنامه هاي ادبي ) ، نوشته هاي خود او وهمچنين بعضي نوشتهها كه او شبيه به شعر مي نامد ،‌چاپ كرده است . ازاو مقالات متعددي نيز درمعرفي ادبيات كهن و داستانهاي شاهنامه و معرفي نحوه نگاه و طرز داستان نويسي كهن چاپ گرديده است.آرا و گرايشهاي خاص : محمد علي علومي ،آزادي درمعناي عالي آن را باعث تغيير و تبديل انديشه مي داند. او آزادي به معناي معمول راباعث بصيرت فرد مي دانسته و معتقد است كه آزادي مانع مي شود كه انسان بنده انسان ديگر باشد . وي براين باوراست كه وقتي هنر با سرشت و گوهر عرفان بياميزد، مي تواند در جهت سير وسلوك براي كشف حقيقت باشد . اين مسير نيست مگر آنگاه كه از ذهنيات خو د، بت نسازيم و ابراهيم تبرداري راهنمايان باشد. آثار : آذرستان ، آوردگاه آفتاب ويژگي اثر : دراين كتاب شرح اساطيري بخشي از تاريخ ايران آمده است.3 شاهنشاه دركوچه دلگشا ، فرهنگ عوام دارالامان ويژگي اثر : اين اثر مجموعه اي از داستانهاي كوتاه طنز است .5 هفت حكايت

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت : روسیه   -   قرن : 19 منبع :

داستايفسکي، فرزند دوم پزشک ويژه مستمندان، در مسکو به جهان آمد. ظاهراً نخستين سال هاي زندگيش در محيطي محصور و منزوي سپري شد. پدرش مردي تندخو و مستبد و مشروبخوار بود و با اين همه با توجه به معيارهاي زمانه از تحصيلات عالي برخورداري داشت؛ مادرش زني فرهيخته تر از پدر و از خانواده اي اصيل بود. خانواده داستايفسکي، به جز خواندن انجيل، به مطالعه ادبيات روسي و مهمترين نشريه هاي روز دلستگي داشت. احتمالاً برجسته ترين خاطرات دوران کودکي داستايفسکي تماشاي نمايش چپاولگران شيلر به سن ده سالگي است. کيفيت هاي نمايشي اين اثر و دعوي آزادي رمانتيک گونه آن معنايي ماندگار و عميق بر داستايفسکي نويسنده بر جا گذارد. مستغلاتي فقرزده نيز که پدر او در 1831 به چنگ آورد و شامل دو روستاي استان تولا بود و در آن خانواده داستايفسکي تعطيلات سالانه خود را مي گذراند تأثيري همسان بر او داشت. حضور در اين مستغلات نخستين آشنايي واقعي داستايفسکي با مردم روس بود که بعدها بسيار فصيح پيرامون آنها به نوشتن پرداغخت. از آثار شيلر و استان نکبت بار تولا درونمايه ها و رويدادهايي بيرون تراويد که ذهن داستايفسکي را در سراسر زندگي به خود مشغول داشت و تأثير عمده خود را در آخرين رمان او، برادران کارامازف، برجا گذارد. به سال 1837، دو سالي پس از مرگ پدر، که ظاهراً به دست دهقانان خود کشته شد، مادرش درگذشت. داستايفسکي در مؤسسه مهندسي نظامي سن پترزبورگ به تحصيل پرداخت و هرچند در آنجا به تحصيل رشته فني مشغول بود اما ظاهراً بيشتر وقت خويش را منحصراً به مطالعه آثار کلاسيک روسي و نيز آثار برخي نويسندگان گوناگون اروپايي (از والتر اسکات تا هوفمان و دوکوئينسي و بالزاک) اختصاص مي داد. در اين هنگام به مسائل فوق طبيعي و ترسناک دلبستگي داشت. پس از اتمام دوره مهندسي و فراغت از خدمت نظام يکسره به ادبيات روي آورد. داستايفسکي در 1846 بي درنگ به دنبال انتشار نخستين کتاب عمده خود، بيچارگان، ترجمه اوژني گرانده، اثر بالزاک، را منتشر کرد. بيچارگان با تحسين بسيار از جانب منتقد برجسته، و.گ.بلينسکي، مواجه شد و کمابيش يک شبه نويسنده آن در ادبيات روسي تثبيت گرديد. اثر دوم او به نام همزاد (1846) موفقيت اثر نخست را تجديد نکرد. داستايفسکي در همين زمان با به کار گرفتن درونمايه هايي همچون قدرت افسانه (ارباب، 1847) و قدرت رؤيا (شب هاي سفيد، 1848) به تجربه هاي ناموفقي دست يازيد. در اواخر دهه 1840 به گروه پتراشفسکي راه يافت و در بحث هاي آنان پيرامون سوسياليسم آرماني و انقلاب شرکت جست. او به يقين از چنين عقايد زمانه تأثير پذيرفت، هرچند آثارش عاري از موضوع هايي است که نشان دهد او صادقانه به آراي انقلابي پرداخته است. داستايفسکي همراه با ديگر اعضاي گروه پتراشفسکي دستگير شد، به زندان افتاد و در دادگاه نظامي به اعدام محکوم گرديد. اتهام عمده او اين بود که نامه معروف بلينسکي را به گوگول به صداي بلند در يکي از نشست هاي گروه خوانده است. منتقد در «نامه به گوگول»، به سبب شيفتگي مذهبي گوگول، بر او تاخته و اعلام داشته است که مردم روسيه عميقاً به زيبايي گرايش دارند. حکم مجازات مرگ که به دستور تزار، نيکلاي اول، صادر شده بود به زندان با اعمال شاقه و تبعيد تبديل گرديد و بنابراين داستايفسکي در آغاز سال 1850 با دست و پاي زنجير شده به سيبري فرستاده شد. تجربه اي را که داستايفسکي در اردوگاه کيفري امسک از سر گذراند خردکننده بود. در اينکه بيماري صرع داستايفسکي، که بعدها خود را نشان داد، حاصل اقامت او در اين اردوگاه است يا نه ترديد وجود دارد، اما در اينکه داستايفسکي تا پايان عمر از بيماري صرع رنج بسيار برد ترديدي نيست. گزارش او از چهار سال زندان در اردوگاه کيفري (يادداشت هاي خانه مردگان، 2-1861) اثري کلاسيک در ادبيات زندان به شمار مي آيد. هنگامي که در 1854 آزاد گرديد هنوز حق خروج از سيبري را نداشت اما از زندگي نسبتاً آزادي برخوردار بود، به ويژه که به عنوان افسر مشغول خدمت شد. پس از چندي با بيوه يکي از همکاران ازدواج کرد و سرانجام در 1859 اجازه يافت به بخش اروپايي روسيه بازگردد. ازدواج داستايفسکي روي هم رفته با شادکامي همراه نبود. از اين گذشته، او در جامعه اي با تجديد شهرت و اعتبار روبه رو بود که همه جا از اصلاح و دگرگوني هاي انقلابي سخن به ميان مي آمد. تجربه هاي او سبب تحکيم احساسات مذهبي در او گرديد که در دهه 1840 در وجود او نهفته بود و هنگامي که به ياري برادرش روزنامه زمان را در 1861 پايه ريزي کرد، در زمينه عقايد سياسي، فردي محافظه کار، ميهن پرستي تجاوزگر و کمابيش توده گرا بود؛ بدين معني که به طبقه دهقان روسي دلبستگي داشت و از جامعه روشنفکر مي خواست که از آنان بياموزد. داستايفسکي در روزنامه زمان بود که نخستين رمان خود را به نام تحقيرشدگان (1861) انتشار داد و نيز گزارش نخستين سفر خود را به اروپا با عنوان يادداشت هاي زمستاني پيرامون برداشت هاي تابستاني (1863) در همين روزنامه به چاپ رساند. سرمايه داري کلان شهر غرب، به ويژه آنچه او در لندن به چشم ديد، براي او تکان دهنده بود و آراي ضد غربي و ضد اصلاحگرانه را در او برانگيخت. به دنبال افزايش بدهي هاي داستايفسکي روزنامه او نيز به سبب چاپ مقاله اي پيرامون شورش سال 1863 لهستان از سوي مقامات توقيف گرديد؛ و با آنکه اجازه انتشار روزنامه ديگري را با عنوان دوران به دست آورد، مرگ همسر، مرگ برادر و مرگ آپولون گريگورف، صميمي ترين همکارش در انتشار روزنامه، ضربه هايي کاري بر او بود. داستايفسکي هرچند برجسته ترين اثرش را تا آن زمان، به نام يادداشت هاي زيرزمين (1864)، در روزنامه دوران به چاپ رساند، ديري نگذشت که اين روزنامه به تأخيرهايي مواجه شد و سپس به کلي متوقف گرديد و بدهي هاي زيادي براي او بر جا گذاشت. او در ويسبادن، در آغاز پاييز 1865، به سبب روبه رو بودن با تنگناهاي خردکننده، نوشتن رماني را با عنوان جنايت و مجازات (1866) طرح ريزي کرد، اما به سبب بستن قرارداد نوشتن رمان ديگري به نام قمارباز (1867)، و تعهد اتمام آن در مدت يک سال، موقتاً نوشتن اثر عمده خود را رها کرد. رمان قمارباز را داستايفسکي براي زن جوان تندنويسي، به نام آنا اسنيتکين، تقرير مي کرد و او مي نوشت. داستايفسکي يک سال بعد با اين زن ازدواج کرد و با اينکه يک رب قرن با يکديگر اختلاف سن داشتند ازدواج آنان با شادکامي و موفقيت همراه بود. زن و شوهر سپس براي فرار از دست طلبکارها به تبعيدي اجباري در اروپا دست زدند و چهار سالي را در درسدن گذراندند. داستايفسکي در اين مدت دو رمان عمده خود، ابله (1868) و جن زدگان يا شيطان ها (2-1871) را نوشت. در بازگشت به روسيه، همسر داستايفسکي نقش ناشر آثار شوهر را برعهده گرفت و زندگي خانوادگي آرام و استواري را پي ريزي کرد. رسيدگي دقيق و فداکارانه او به مسائل مالي داستايفسکي، به تدريج، سبب پرداخت تمام بدهي هاي او گرديد. هرچند مرگ هاي زودرس برخي از بچه هايش و حمله هاي وخيم بيماري صرع او دهه آخر عمرش را بر او سخت ناگوار کرد اما در سايه فعاليت خاطرات نگاري (يادداشت هاي يک نويسنده، که در سال 1873 آغاز گرديد و با وقفه هايي تا هنگام مرگ ادامه يافت) و نيز در سايه مطالعه آثار خود در حضور مردم، روزنامه نگاري (ويراستاري روزنامه شهروند، 4-1873) و کارش در مقام رمان نويس (جواني خام، 1875) و سرانجام بر تارک همه اينها، با انتشار بزرگترين رمانش، برادران کارامازوف، در 80-1879 به شهرت ادبي کم نظيري دست يافت. شهرت او در طول جشن هايي که به مناسبت پرده برداري از پيکره پوشکين در مسکو، به سال 1880، برپا شد با ايراد سخنراني پيرامون پوشکين، که ستايش همگان را برانگيخت، به اوج رسيد. و آنگاه تشييع جنازه او در اول فوريه 1881، پس از مرگش در 28 ژانويه، قلب هاي بسياري را از اندوهي بي حد آکند. بيچارگان ، نخستين اثر داستايفسکي ، ممکن است در نظر اول به شيوه کهنه مبادله نامه ميان دو تن ( کارمندي تهديست و ميانسال ، به نام دووشکين ، و دختري بسيار جوان تر ) نوشته شده باشد ، اما اين شيوه ساده از عميقي روانکاوانه برخوردار است و نامه هاي شخصيت داستايفسکي گونه ويژه آن به صورت اعترافات پيچيده اي در مي آيند که نه تنها عشق بي حد او را به دختر افشا مي کنند بلکه او را به آگاهي مي رسانند و هويت شخص او ، جاي او در جامعه و معناي فقر او را به او نشان مي دهند . داستايفسکي هنگام رهايي از زندان براي خبرنگاری به تردیدها و ایمان خود اعتراف کرده است :« من همين قدر مي توانم درباره خود به شما بگويم که من فرزند زمانم ، فرزند بي اعتقادي و ترديد و تا اين لحظه و حتي تا پايان عمرم بر اين باور خواهم بود ... ديگر بگويم ، اگر کسي براي من ثابت کند که مسيح از دايره حقيقت بيرون است و به راستي يقين حاصل کنم که حقيقت ها فرسنگ ها با مسيح فاصله دارد ، باز هم ترجيح مي دهم در کنار مسيح بمانم در کنار حقيقت . » اين گفته را يکي از برجسته ترين وصيت نامه هاي قرن نوزدهم به شمار مي آورند، قرني که روشنفکران آن رفته رفته به اين نتيجه مي رسيدند که بايد خود را از بندهايي که پدران ناآگاه آنان بر دست پاي ذهن شان بسته اند رها سازند. اين وصيت نامه ، ده سال بعد ، مناسبت خاص ادبي خود را پيدا کرد و داستايفسکي در يادداشت هاي زيرزمين ترديدهاي خويش را پيرامون علم گرايي ، با عقيقده مرسوم که انسان را اساسا موجودي عقلاني مي پنداشت ، درک خود را از انسان به عنوان موجودي هوسباز ف شکاک و خودسر ارائه داد . راسکولنيکف در رمان جنايت و مجازات نمونه وفق ارائه چنين درکي است . او در اين رمان دانشجويي است که دست به جنايت مي زند تا ثابت کند که ناپلئون خودسري است اما سرانجام به خطا و بيهودگي انگيزه هايش پي مي برد . راسکولينکف خود او نيز دشواري سرگردان مي بيند که در حقيقت شخصيت دوباره خود او نيز هست . در اينکه او به تاثير سونياي فاحشه به تهذيب اخلاق مي رسد عمق عقايد مطرح شده در آن و تکريب کابوس گون واقعيت زندگي نکبت بار داستايفسکي ، به عنوان برترين رمان نويس قرن نوزدهم روسيه بر آن متکي است . داستايفسکي در دومين رمان خود ، ابله ، تلاش مي کند تا درک خويش را از مسيح معاصر در قالب ابله کودک مانند ، يعني شاهزاده ميشکين ، که کتاب انجيل او ترکيبي از رستگاري به ياري قدرت زيبايي و مسيح گرايي ادبي است ، تجسم بخشد. هر چند بخش هاي پاياني کتاب درخشان است اما اين اثر به طور کلي تلنبار از طرح هاي فرعي و آدم هاي پرگو و طرفدار بحث و جدل است . اگر در ابله در سايه نويد مسيح روسي اميدي براي روسيه وجود دارد ، در رمان جن زدگان يا شيطان ها ، رمان بزرگ روشنفکر ، مسموم از عقايد غربي و تاثيرهاي پوچگرانه ، نه ايماني به خود پيدا کند نه به مردم خداپرست روسيه . استاورگين ، منجي فرضي جامعه روشنفکر ، ظاهرأ ميان بينش پوچگرايانه از آزادي ( که در قالب هواخواه اوکريلف ارائه مي شود ) و امکان ايمان مذهبي ( که در قالب شاتف ايمان جوي تجسم مي يابد ) سرگردان است . اما سرانجام تسليم عقايد ورخونسکي تروريست مي گردد تا هدف هاي ويران کننده خويش را تحقق بخشد . اين رمان از آنجا که استبداد سياسي را که در نتيجه انقلاب دامنگير روسيه مي شود تشخيص مي دهد تفسير آن براي منتقدان شوروي کاري سخت دشوار بود. داستايفسکي پس از اين کمدي پر قدرت و سياه ، بر آن شد تا موقعيت روسيه را در شرايطي اصولي تر بيازمايد؛ اما از بررسي خود پيرامون يک «خانواده تصادفي » ( جواني خام ) چيزي به دست نياوردو تنهاي هنگامي که ، به سال 1878 ، در محاکمه ورا زاسوليچ تروريست حضور يافت ، چارچوب آخرين و بزرگ ترين رمانش ف برادران کارامازوف ، را به دست آورد. خانواده کارامازوف همچون روسيه کوچکي تصوير مي شود که در آن روسيه معاصر و زميني در قالب دميتري ، نفوذ غرب در قالب ايوان ، و روسيه مذهبي در قالب آليوشا تجسم مي يابد و در اني ميان انتقاد ايوان از کليسا ( به ويژه در فصل معروف « بازجوي بزرگ ) همچون حمله اي پاسخ ناپذير به بي عدالتي جهان شمرده مي شود. براداران کارامازوف به عنوان اوج دستاورد داستايفسکي بازتاب نگراني اوست پيرامون دستواري هاي انتخاب که پيوسته پيش روي بشر قرار دارد. آدم هاي داستان هاي داستايفسکي در پي تغيير نيستند ، در پي اصلاح نيستند ، آنان تلاش مي کنند خويشتن را در برابر زشتي ها و پليدي ها ، که شمارشان اندک نيست ، همواره نيرومندتر و مجهزتر کنند. "چنين گفت نيچه": "داستايوسکي تنها کسي است که از آثار او چيزهايي درباره روانشناسي آموخته ام."

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت : فرانسه   -   قرن : 20 منبع :

برنار ماری کلتس نمایشنامه نویس فرانسوی، متولد ۹ آوریل ۱۹۴۸ در شهر مس(۱). او فرزند یک خانواده خرده بورژوا، دست راستی و کاتولیک بود. از ۱۰ سالگی در مدرسه شبانه روزی مسیحی مس درس خواند و در کنار آموزش همگانی، تعلیمات مذهبی دید. پدرش که افسر گارد ارتش بود، به جنگ های استعماری هندوچین و الجزایر فرستاده شد و غالبا در خانه نبود، از این رو اداره امور خانواده به عهده مادر کلتس بود. در سال های کودکی کلتس (۱۹۶۲-۱۹۵۴)، فرانسه درگیر سیاست های استعماری در الجزایر بود و کلتس رفتار خشونت آمیز پلیس را با ساکنان عرب مس می دید. این خشونت به ویژه در سال ۱۹۶۱، وقتی فرمانداری نظامی مس به ژنرال ژاک ماسو سپرده شد، به اوج خود رسید. کلتس ۱۲ ساله، می دید که قهوه خانه ها منفجر می شوند و عرب ها را به رودخانه ها می اندازند. این حوادث عمیقا متاثرش می کرد و بعدها سعی کرد آنها را در آثارش به تصویر بکشد. طی سال های تحصیل، پدرش غیبت مداوم خود را با فرستادن کتاب جبران می کرد، کتاب هایی از جک لندن، ژول ورن و ویکتور هوگو. کلتس در کنار مطالعه، پیانو و ارگ یاد می گرفت و دلش می خواست ارگ نواز شود. به آثار اسکارلاتی و باخ علاقه مند بود و این علاقه بعدها جای خود را به موسیقی جاز و بلوز داد. مدت کوتاهی در مدرسه روزنامه نگاری درس خواند و بعد تحصیل را رها کرد. اما در همین شهر، اتفاق مهم زندگی اش رخ داد. به دیدن اجرای نمایشنامه «مده آ» اثر سنکا رفت و سخت شیفته تئاتر و به ویژه بازی ماریا کازارس در نقش مده آ شد. از آن پس، تصمیم گرفت بنویسد و برای تامین مخارج زندگی خود، هیچ کار دیگری نکند. تصمیمی که تا پایان زندگی خود به آن عمل کرد و جز در موارد نادر و کوتاه مدت، مثلا بلیت فروشی در سینماهای استراسبورگ در ۱۹۷۳، به هیچ شغلی تن نداد، و به استثنای سال های آخر زندگی که توانست از راه نوشتن و اجرای نمایشنامه هایش مخارج خود را تامین کند، به کمک خانواده و به ویژه دوستانش گذران کرد. در سال ۱۹۷۰، نخستین نمایشنامه اش را بر اساس «کودکی من» اثر ماکسیم گورکی نوشت و آن را برای اïبر ژینیو _ مدیر مدرسه ملی تئاتر استراسبورگ _ فرستاد و درخواست کرد که وارد مدرسه او شود. سال بعد، گروه تئاتر که «بارانداز» را با دوستانش در استراسبورگ تشکیل داد و نمایشنامه اش را به روی صحنه برد. خودش در این اجرا، نقش الکسی را بازی کرد. با اجرای این نمایش، اïبر ژینیو پذیرفت که کلتس وارد مدرسه اش شود. او با دریافت بورس تحصیلی، در کلاس های مدرسه استراسبورگ شرکت کرد و سال بعد، مدرسه را رها کرد. تا سال ۱۹۷۵ که کلتس برای همیشه به پاریس رفت، تنها رمان خود را نوشت؛ «فرار بر اسب تا دوردست های شهر» (۱۹۷۴)، رمانی که به نظر خودش ضعیف بود و تا سال ۱۹۸۴ کسی حاضر به چاپش نشد و فقط دوستانش آن را خواندند. چند نمایشنامه هم نوشت که باز در حلقه دوستان خوانده شدند و کلتس حتی بعدها هم مایل به چاپشان نبود. این نمایشنامه ها عبارتند از «پیاده روی» (۱۹۷۱)، که آن را پس از دومین قرائتش از تورات بر اساس غزل غزل های سلیمان نوشت، «دادرسی مستانه» (۱۹۷۱) بر اساس «جنایت و مکافات» اثر داستایفسکی، «میراث» (۱۹۷۲) _ نخستین نمایشنامه غیر اقتباسی او که از رادیوی فرهنگی فرانسه با شرکت ماریا کازارس پخش شد _، «داستان های مرده» (۱۹۷۳)، «نغمه های خفته» (۱۹۷۴) و «روز کشتارها در داستان هملت» (۱۹۷۴). این نمایشنامه ها که غالبا خود او و دوستانش آنها را به روی صحنه می بردند و اجرای رادیویی بعضی از آنها هم در همان دوران از رادیو پخش می شد، بعدها به علت استقبالی که از کارهای معتبر کلتس به عمل آمد، بعد از مرگش چاپ شدند. نخستین نمایشنامه معتبر برنار ماری کلتس، تک گویی «شب درست پیش از جنگل ها» است که در سال ۱۹۷۷ نوشته شد. نمایشنامه بعدی او «سالینجر» (۱۹۷۷) نام داشت که کلتس آن را به سفارش دوست کارگردانش، برونو بونگلن، بر اساس داستان های سالینجر نوشت. خود کلتس از این نمایشنامه راضی نبود و مثل آثار اولش، پس از مرگ او به چاپ رسید. بین سال های ۱۹۷۸ و ۱۹۷۹ به چند کشور آفریقایی _ نیجریه، مالی و ساحل عاج _ سفر کرد و همین سفرها الهام بخش یکی از بهترین نمایشنامه هایش بودند؛ «جدال سیاه و سگ ها» (۱۹۷۹)، نمایشنامه ای با بیست صحنه کوتاه درباره نژادپرستی و تبعاتش. پس از نوشتن «جدال سیاه و سگ ها»، مرکز ملی ادبیات فرانسه به کلتس بورس داد و او بیشتر از پیش، وقتش را صرف مطالعه کرد. آثار پروست، کنراد، ملویل، بارگاس یوسا، دیگر نویسندگان آمریکای لاتین و آثار فیلسوفان معاصر خود، ژیل دلوز و میشل فوکو را می خواند، در حالی که همچنان به مطالعه مداوم شکسپیر و فاکنر ادامه می داد. بین سال های ۱۹۸۱ و ۱۹۸۲ دو بار دیگر به نیویورک سفر کرد و نمایشنامه بعدی او، «بارانداز غرب» (۱۹۸۳)، حاصل این سفرهاست. در این دوران، نمایشنامه های او در معتبرترین تئاتر های فرانسه اجرا می شدند و کمدی فرانسز، بنیاد مهم و تاریخی تئاتر فرانسه، نوشتن نمایشنامه ای را به او سفارش داده بود. از طرفی، ترجمه انگلیسی «جدال سیاه و سگ ها» در نیویورک به روی صحنه رفت. در سال ۱۹۸۳ اتفاق مهم دیگری در زندگی کلتس روی داد؛ پاتریس شرو که قبلا اجراهای متفاوت و موفقی از آثار ماریوو، ساد، و بعدها ژنه، شکسپیر و چخوف را به روی صحنه برده بود، تئاتر آماندیه را در شهر نانتر راه اندازی کرد و این تئاتر با اجرای «جدال سیاه و سگ ها» افتتاح شد. دیدار این نمایشنامه نویس و کارگردان اتفاق هنری مهمی بود که به دوستی آنها انجامید. شرو نمایشنامه را با دکورهای عظیم و با استفاده از چند بازیگر معروف سینما و تلویزیون به روی صحنه برد و موفقیت این اجرا باعث شد که کلتس دیگر بتواند از درآمد کار خود زندگی کند. در سال ۱۹۸۴ به سنگال سفر کرد و «جدال سیاه و سگ ها» در چند شهر آلمان به روی صحنه رفت. سال بعد، «بارانداز غرب» ابتدا در آمستردام و بعد در تئاتر آماندیه، به کارگردانی پاتریس شرو و بازی ماریا کازارس، به روی صحنه رفت. در سال ۱۹۸۵، کلتس با رو در رو قرار دادن دو شخصیت، موادفروش و مشتری، نمایشنامه «در خلوت پنبه زارها» را نوشت که در یک صحنه واحد، در مکانی پرت و به هنگام غروب اتفاق می افتد.در فاصله دو اثر مهم «بارانداز غرب» و «در خلوت پنبه زارها»، کلتس کارهای دیگری نوشت؛ فیلمنامه «نیکل استاف» (۱۹۸۴) که هنوز هم چاپ نشده است، رمان نیمه تمام «پیش درآمد» (۱۹۸۶) و نمایشنامه کوتاهی با عنوان «تاباتابا» برای جشنواره آوینیون. پاتریس شرو «در خلوت پنبه زارها» را با بازی لوران ماله در نقش مشتری و ایزاک دو بانکه در نقش مواد فروش به روی صحنه برد. در دو اجرای بعدی، خودش نقش مواد فروش را بازی کرد و همین امر باعث بروز اختلاف بین نویسنده و کارگردان شد، چون کلتس عقیده داشت که این نقش را برای یک سیاهپوست نوشته است و هیچ کدام از نمایشنامه های او بدون سیاه نیستند. پس از ترجمه «حکایت زمستانی» شکسپیر به فرانسه، کلتس نمایشنامه «بازگشت به برهوت» را در سال ۱۹۸۸ نوشت؛ آمیخته ای از تراژدی و کمدی و یک شخصیت خیالی، که پاتریس شرو آن را با استفاده از چند بازیگر مشهور سینما و تلویزیون با موفقیت به روی صحنه برد. «بازگشت به برهوت» نیز مثل «بارانداز غرب» خانواده ای را نشان می دهد که پول آن را متلاشی می کند. کلتس نمایشنامه «روبرتو زوکو» (۱۹۸۸) را در حالی که سخت بیمار بود، با الهام از یک حادثه واقعی نوشت. نخستین اجرای «روبرتو زوکو» به کارگردانی پیتر اشتاین در سال ۱۹۹۰ در آلمان به روی صحنه رفت. از اجرای فرانسوی اثر به کارگردانی برونو بونگلن در سال ۱۹۹۱، در شهر شامبری، جلوگیری شد، چون نمایشنامه را اثری در ستایش جنایت تشخیص دادند.برنار ماری کلتس، در ۵ آوریل ۱۹۸۹، در بازگشت از سفر مکزیک، گواتمالا و لیسبون در یکی از بیمارستان های پاریس بستری شد و ۱۰ روز بعد، در سن ۴۱ سالگی درگذشت. ۱ - Metz از شهرهای شمال شرقی فرانسه، نزدیک مرز آلمان

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

تولد: 14 اردیبهشت 1329. درگذشت: 9 اردیبهشت 1374، تهران. حمید عبداللهى نویسنده و خبرنگار بود و در خبرگزارى جمهورى اسلامى به كار مشغول بود. پیكر وى در بهشت زهرا در قطعه‏ى 88 (هنرمندان و نویسندگان) مدفون است.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

تولد: 1309. درگذشت: 1367. از آثار اوست: تألیفات نور: راز كائنات (ترجمه ناصر شیلاتى، تهران، 1373). عنوان این كتاب به انگلیسى(Light the mystery of the universe).

فعالیت ها : مشاهیر / نویسندگی

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

تولد: 1278. درگذشت: 1362. از آثار اوست: سالهاى بحران، خاطرات روزانه محمدناصر صولت قشقایى از فروردین 1329 تا آذر 1332 (به تصحیح نصرالله حدادى).

فعالیت ها : مشاهیر / نویسندگی

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 2 شهریور 1395  - 4:14 PM

رضا صفريان در سال 1334 در روستايي از توابع شهرستان رفسنجان متولد شد.وي پس از طي دوره هاي ابتدايي و متوسطه ،تحصيلات دانشگاهي را در سال 1353 در دانشكده معماري دانشگاه شهيد بهشتي آغاز كرد و در سال 1361 به پايان برد. آنگاه در سال 1364 براي ادامه تحصيل به كشور بلژيك رفت در دانشكده فلسفه و ادبيات دانشگاه بروكسل به تحصيل در رشتۀ اسلام شناسي مشغول شد.. در سال 1369 به ايران برگشت و در حال حاضر در رفسنجان ساكن مي باشد. كتاب"بصيرت سايه ها و تأملاتي در مسألۀ هنر" تاليف رضا صفريان ، در دوره هفدهم انتخاب كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ،به عنوان كتاب سال برگزيده شد.گروه : علوم انسانيرشته : اسلام شناسيتحصيلات رسمي و حرفه اي : رضا صفريان تحصيلات ابتدايي را در روستايي از توابع شهرستان رفسنجان گذراند. دورۀ دبيرستان را ابتدا در رفسنجان و بعد در تهران طي كرد. تحصيلات دانشگاهي را در سال 1353 در دانشكده معماري دانشگاه شهيد بهشتي آغاز كرد و در سال 1361 به پايان برد. آنگاه در سال 1364 براي ادامه تحصيل به كشور بلژيك رفت در دانشكده فلسفه و ادبيات دانشگاه بروكسل به تحصيل در رشتۀ اسلام شناسي مشغول شدجوائز و نشانها : كتاب"بصيرت سايه ها و تأملاتي در مسألۀ هنر" تاليف رضا صفريان ، در دوره هفدهم انتخاب كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ،به عنوان كتاب سال برگزيده شد. ________________________________________ آثار : بصيرت سايه ها و تأملاتي در مسأل? هنر ويژگي اثر : تاليف،اين كتاب ، در دوره هفدهم انتخاب كتاب سال جمهوري اسلامي ايران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ،به عنوان كتاب سال معرفي و برگزيده شد. آشنايي با كتاب; «بصيرت سايه ها و تأملاتي در مسأل? هنر» بصيرت سايه ها و تأملاتي در مسأل? هنر/ رضا صفريان:- تهران: نشر توسعه، 1377. بخش اول اين كتاب دربرگيرند? شعري بلند ار نويسنده با نام « بصيرت سايه ها» است كه چند شعر كوتاه را در پي دارد. بخش دوم به بحثي فلسفي دربار? شعر وجايگاه آن در ميان هنرها اختصاص يافته است. بر همين اساس، نويسنده نخست با قيد ايجاز به مفهوم هنر و نسبت بين آگاهي و عاطفه مي پردازد و در دنبال? بحث ، مقام و موقع مفهوم در شعر، تصويرگري در شعر ومعماري شعر را به همان شيوه موجز بررسي مي كند. درواقع ، نويسنده از شعر به انديشه و از انديشه به شعر سير مي كند و مي كوشد به زباني ساده و صميمي، دلمشغوليها و دغدغه هاي امروز را منعكس كند

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 1 شهریور 1395  - 3:58 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

خلاصه : دكتر علي درزي هم اكنون عضو هيئت علمي و دانشيار گروه زبانشناسي همگاني دانشكده ادبيات دانشگاه تهران مي باشد. گروه : علوم انساني رشته : زبان شناسي فعاليتهاي آموزشي : سوابق آموزشي دكتر علي درزي به قرار زير است: زبانشناسي. دانشگاه تهران ؛ 1375-تا كنون زبانشناسي مقدماتي. دانشگاه ايلي نوي، امريكا ؛ 1993-1996 زبان فارسي. دانشگاه ايلي نوي، امريكا ؛ 1993-1996 آثار : 1 دانش زبان ويژگي اثر : (ترجمه). نشر ني 1380 2 درآمدي بر زبانشناسي معاصر ويژگي اثر : پديدآورنده: ويليام ديليني اوگريدي، مايكل دابروولسكي، مارك آرنف، علي درزي (مترجم) ناشر: سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها (سمت) - 03 دي، 1386 3 زبان و مسائل دانش ويژگي اثر : (ترجمه). نشر آگه 1378 4 زبانشناسي در ميان فرهنگها ويژگي اثر : (ترجمه). جهاد دانشگاهي دانشگاه تربيت معلم 1367 5 شيوة استدلال نحوي ويژگي اثر : پديدآورنده: علي درزي ناشر: سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها (سمت) - 19 شهريور، 1385

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 1 شهریور 1395  - 3:58 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

خلاصه : دكتر حميده(مهشيد) ميرفخرايي داراي مدرك دكتري رشته زبانشناسي مي باشد.نامبرده عضو هيئت علمي و استاد پژوهشكده گروه زبانشناسي پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي مي باشد. گروه : علوم انساني رشته : زبان شناسي مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : حميده (مهشيد )ميرفخرايي عضو هيئت علمي و استاد پژوهشكده گروه زبانشناسي پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي است. چگونگي عرضه آثار : از دكتر حميده(مهشيد) ميرفخرايي تا كنون 8 كتاب و بيش از 42 مقاله نشر يافته است. طرح‌هاي پژوهشي دكتر ميرفخرايي به قرار زير است: - فرهنگ فارسي ميانه، فارسي نو، (كارگروهي) - اصل خلاء يا تهيگي بنابر آموزه‌‌ي بودا (1384) آثار : 1 آفرينش در اديان ويژگي اثر : 1366 2 بررسي بغان يسن ويژگي اثر : پديدآورنده: مهشيد ميرفخرايي ناشر: پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي - 1382 3 بررسي دخت نسك ويژگي اثر : 1371 4 بررسي هفت‌ها ويژگي اثر : 1382(انتشارات فروهر) 5 درآمدي بر زبان ختني ويژگي اثر : پديدآورنده: مهشيد ميرفخرايي ناشر: پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي - 10 ارديبهشت، 1384 6 روايت پهلوي ويژگي اثر : 1367 7 فرشته‌ي روشني، ماني و آموزه‌هاي او ويژگي اثر : 1383(انتشارات ققنوس) 8 فرهنگ كوچك زبان پهلوي ويژگي اثر : پديدآورنده: ديويدنيل مكنزي، مهشيد ميرفخرايي ناشر: پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي - 1383.چاپ اول، 1373، چاپ دوم،1379، چاپ سوم 1383

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 1 شهریور 1395  - 3:58 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

خلاصه : موسي عليجاني ،‌هنرمند معاصر گيلاني است . او درزمينه هاي گوناگون داستان نويسي ، موسيقي . آهنگسازي فعاليت داشته است . وي درقلمرو ادبيات و تئاتر نيز صاحب آثاري مي باشد . فعاليت هاي او درزمينه هاي هنر ي ،‌معرف مردم گيلاني مي باشد . گروه : هنر رشته : ادبيات دراماتيك خاطرات کودکي : موسي عليجاني از دوران كودكي به هنر علاقه داشت . تا آنجا كه بيشتر وقت خودراصرف نقاشي كشيدن مي كرد . او دراين دوران عاشق شعر نيز بود . تحصيلات رسمي و حرفه اي : موسي عليجاني فارغ التحصيل رشته ادبيات دراماتيك از دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران است . لازم بذكر است كه او دوران ابتدايي و دبيرستان را درآستانه اشرفيه سپري كرده است . فعاليتهاي ضمن تحصيل : موسي عليجاني براي سه فيلم موسيقي متن نوشته است . فيلم مستند «گيلان سرزمين روياهاي سبز (درسال 1378 شمسي) » همچنين فيلم هاي «آفتاب مهر » و «باران مهر» ساخته خانم الهه گل محمدي . استادان و مربيان : سيد محمد داوري ،‌معلم زبان انگليسي دردوران راهنمايي ،يكي از استادان موسي عليجاني بود . محمود بدرطالعي را نيز مي توان يكي ازاستادان وي محسوب كرد . استادان عليجاني دردوران دانشگاه ،‌دكتر فرهاد ناظم زاده كرماني ، دكتر يعقوب آژند ، آقاي فرشاد و فرشته حكمت بودند . آقاي شكيبي و آقاي شايقي استادان عليجاني درزمينه فراگيري ويلن بودند . آقاي حاجيك بابائيان نيز استاوي در آموزش ويلن كلاسيك بود . استاد آرياوند هم استاد وي درفراگيري آواز كلاسيك است . آقاي فداييان نيز يكي ديگر از استادان دردوران دانشگاه بودند . وقايع ميانسالي : موسي عليجاني هنگامي كه به خدمت سربازي اعزام شد ، به دليل دوري از محل زندگي وديدن فضاي جديد به شعر سرودن پرداخت . او همچنين دراين دوران به نوشتن داستانهاي درباره جنگ روي آورد . اين داستانها خيلي رمانتيك بودند طوري كه حتي خود و او هم از خواندن آنها دگرگون مي شد . مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : موسي عليجاني دراستخدام جايي نيست و به اين امر نيز علاقه اي ندارد . چون با توجه به تنوع كارهايش ، برايش مقدور نيست كه در جايي ثابت باشد . فعاليتهاي آموزشي : اولين داستان موسي عليجاني در سال 1367 ه.ش در هفته نامه كادمي چاپ شده و گلدان شكسته نام داشت . بعد از آن او بيشتر در زمينه داستان فعال بود، گاهي نيز براي مجلات ونشريات و فصلنامه هايي همچون كتاب كادوس ، جنگ كادح ، مجله آدينه ، ادبستان ، گيله وا ، پيام شمال ، هفته نامه آواي شمال وروزنامه گيلان امروز و صداي عدالت ، مطالب ادبي و هنري مي نوشته است . او دراين زمان درزمينه وموسيقي نيز به پيشرفته هايي نايل آمده بود . وي درطول هفته طي برنامه اي چند ساعته به هنر جويان درس مي دهد وي نيز به موسيقي گروه كر آزاد استان گيلان رابر عهده دارد كه به آنها تعليم مباني و تئوري موسيقي ،‌سلفژ وفنون موسيقي مي دهد. ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : موسي عليجاني براين باوراست كه داستان نويسي جوهره مي خواهد وتنها با آموزش و مطالعه زياد نمي توان به آن رسيد بلكه آموزش ومطالعه دريچه اي است براي ورود به آن . وي براين نظر است كه داستان بايد استعداد ،مطالعه ، تخيل و پشتكار داشته باشد . او با آثارش زندگي مي كند . وي وقتي از نوشتن داستان فارغ مي شود ، خودش هم نمي داند چه كاركرده است . او برنامه روزمره اش رابا نوشتن قطعه اي از موتزارت يا بنان يا شوبرت مي گذراند و يا به سخنان همسرش گوش مي دهد . وي در كارهايش را مي پسندد چون آنها را با عشق انجام مي دهد. همفکران فرد : آقاي مهران فر يكي ازدوستان و همفكران موسي عليجاني است كه نويسنده و كارگردان فيلم مي باشد . آرا و گرايشهاي خاص : موسي عليجاني چندان اعتقادي به سبك ندارد و هميشه درتلاش است كه پيشنهادهاي جديدي را در آثارش مطرح نمايد . هيچوقت درپي يافتن موضوعي براي نوشتن داستان نبوده است . او از همه لحظاتش لذت برده و سعي كرده است كه خودش باشد و دراين راه به نتايجي نيز رسيده است . او هميشه سعي داشت كه ازيك قالب خاص بگريزد وبه روايت جديدي دست يابد . به همين علت است كه داستان هاي وي هر كدام باديگري متفاوت است . جوائز و نشانها : نما هنگ «باران مهر» درتيرماه 1379 ه.ش درجشنواره توليدات مركز صداو سيما دراروميه ، به عنوان بهترين موسيقي فيلم انتخاب شد . چگونگي عرضه آثار : درسال 1377 ه.ش ،‌ موسي عليجاني به عنوان خواننده Tenor (صداي زير مردانه ) عضو گروه كر صدا وسيما تهران شد . اولين كنسرت عمومي وي به عنوان نوازنده ويلن در سال 1376 با همراهي نوازنده هنرمند پيانو احمد صيانتي در مجموعه سردار جنگل برگزار شد . پس ازآن هشت كنسرت درشهرهاي رشت ، لاهيجان و تهران برگزار شد كه باز خواني تصنيف هاي استاد بنان ، ترانه هاي محلي گيلان بود . آخرين كنسرت او به نام آشتي دراسفند ماه 1379 ه.ش به مناسبت هفته فيلم و عكس درمجتمع خاتم الانبياء برگزارشد . اولين كاروي درزمينه آهنگسازي به نام پرلود بود كه درسال 1371 ه.ش اجراشد و قطعاتي نيز در سال 1379 براي پيانو و آواز ساخته شده است . آثار : 1 اين گوشه جهان ويژگي اثر : اين كتاب شامل 15 داستان كوتاه بوده و درسال 1377 شمسي منتشر شده است 2 درابتداي عشق بود ويژگي اثر : اين كتاب شامل 12 داستان است . 3 سيب ويژگي اثر : اين كتاب نمايشنامه اي است كه درسه پرده نوشته شده و درتيرماه 1380 شمسي به چاپ رسيده است 4 هفت كوه ، هفت دريا آنطرفتر ويژگي اثر : اين كتاب درسال 1371 شمسي تاليف شده است

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 1 شهریور 1395  - 3:58 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : منبع :

خلاصه : فاطمه دختر حسين علي بن عطارمعروف به بنت اقرع بود . اين خطاط در فرهنگ اسلامي به چند سبك جايگاهي نمايان دارد . اولا درتاريخ فرهنگ اسلامي وي نخستين زن خوشنويس ايراني است كه نامش ثبت شده ،‌ثانيا وجود اين گونه زن هاي خوشخط و فاضله گواه برآن است كه زنان آن عصر دررديف مردان ، براي گسترش معرفت و جهان بيني اسلامي و انتقال اين جهان بينيو زيبا شناسي به نسل هاي تعدي خدمت شاياني كرده اند. گروه : هنر رشته : خوشنويسي والدين و انساب : پدر فاطمه بنت اقرع از اشخاص فاضل و دانش دوست و به زمان خود بود و چنانكه آورده اند با علما و ادبا بغداد حشر و نشر داشته است. اوضاع اجتماعي و شرايط زندگي : درباره زندگي و فعاليت فاطمه بنت اقرع حسين بن علي عطار ، معروف به بنت اقرع ،اطلاعات كمي دردست داريم ،‌درميان مورخين و نويسندگاني كه راجع به بنت اقرع مطلبي نوشته اند، اطلاعات ياقوت حموي و ذهبي از اهميت بخصوصي برخوردار است . خانواده فاطمه ازطبقه متوسط جامعه بغداد بوده و گذشتگانش دكان دار بوده اند و اغلب به كسب عطاري اشتغال داشتند، همين مسئله باعث شد كه او بنت اقرع خطاب نمايند و به اين علت اورا بنت اقرع گفته اند. استادان و مربيان : فاطمه بنت اقرع يكي از پيروان مشهور ابن بواب بود . زمان و علت فوت : فاطمه بنت اقرع درروز چهار شنبه 21محرم سال 480 هجري دربغداد فوت كرد . مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : طبق نوشته هاي مورخان ،‌بعد از آنكه فاطمه بنت اقرع پيمان نامه متاركه جنگ ميان دولت عباسي و روم را نوشت درديوان خليفه و ميان خوشنويسان و اهل علم و ادب ، اعتبار و ارزش بلندي يافت. ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : فاطمه بنت اقرع ،‌اما الفضل ، نويسنده و كاتب معروفي بود . مردم خط اورا نيكو مي دانستند و به خاطر زيبايي خط اش بسيار اورا دوست مي داشتند. فاطمه همان زني است كه براي نوشتن نامه صلح به امپراطوري روم از جانب خليفه دعوت شده و نامه او ضرب المثل است .

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 1 شهریور 1395  - 3:58 PM

ملیت : چک   -   قرن : 19 منبع :

روز سوم ژوئيه ۱۸۸۳، فرانتس کافکا، نويسنده نامی چک در پراگ به دنيا آمد؛ کارمند دفتر بيمه که شب ها را به نوشتن داستان های شوريده ای چون «قصر»، «مسخ» و «محاکمه»، گذراند. کافکا در سالروز تولدش همچنان حضور روشنی دارد. دو زندگينامه جديد در باره نويسنده پريشان حالی انسان مدرن در سالروز تولدش منتشر شدند. داستان های او را ميليون ها نفر به زبان های مختلف همچنان می خوانند و هزاران توريست همه ساله به ديدار خانه او در پراگ می شتابند. عليرغم انتشار کتاب های گوناگون از زندگی کافکا، در سالگرد تولد او همچنان هاله ای از اسرار، زندگی او را در برگرفته است. اکنون اين دو زندگينامه جديد تلاش دارند شخصيت کافکا را به عنوان نويسنده و انسان ملموس تر سازند. زندگينامه پر و پيمان عليرغم انتشار کتاب های گوناگون از زندگی کافکا، در سالگرد تولد او همچنان هاله ای از اسرار، زندگی او را در برگرفته است. اکنون اين دو زندگينامه جديد تلاش دارند شخصيت کافکا را به عنوان نويسنده و انسان ملموس تر سازند. راينر اشتاخ جلد دوم زندگينامه فرانتس کافکا را در سالروز تولد وی منتشر کرده است. اشتاخ سال ها است که در باره زندگی کافکا تحقيق می کند. اين پژوهشگر ۵۷ ساله آلمانی که در دانشگاه فرانکفورت فلسفه، ادبيات و رياضی تحصيل کرده و پايان نامه خود را نيز در مورد کافکا نوشته است، جلد نخست زندگينامه کافکا را در سال ۲۰۰۲ با نام «کافکا؛ سال های تصميم» منتشر کرد. جلد دوم کتاب، «کافکا؛ سال های شناخت» نام دارد. اشتاخ قرار است در جلد سوم اين زندگينامه مفصل که قرار است بر اساس کارهای ماکس برود، از دوستان نزديک کافکا نوشته شود، به کودکی و جوانی کافکا بپردازد. جلد سوم که جلد آخر اين مجموعه خواهد بود در آينده منتشر خواهد شد. «در نزد کافکاها» نام يکی از نخستين فصل های بيوگرافی دو جلدی است که راينر اشتاخ آن را نوشته است. مضمون بی آلايش اين تيتر در متن آن نهفته است. اين فصل، از زندگی خصوصی خانواده يهودی و تاجر کافکا در پراگ آغاز سده بيستم ميلادی سخن می گويد. اشتاخ اين روش را نه فقط در اين فصل که در کل دو جلد کتاب حفظ می کند. او تمامی اطلاعات و شاهدان را به کار می گيرد تا خواننده، زندگی در آن دوران را لمس کند و خود به شاهدی واقعی مبدل شود. با اين حال اشتاخ داده های کتاب را تنها بر اطلاعات مطمئن خود استوار نمی کند و گاه حتی صادقانه موضوعی را که به آن آگاهی ندارد بيان می کند. او در دو جلد کتاب خود به خواننده زمان می دهد تا به ژرفای موضوع فرو رود. از همين روست که در مجموع، هزار و چهارصد صفحه ای را که نگاشته به هيچ روی خسته کننده و يکنواخت به نظر نمی رسد. برداشتی شخصی کتاب ديگری که به مراتب کم حجم تر از قبلی است با عنوان «دنيای عظيمی که در سر دارم» نوشته لوئيس بگلی منتشر شده است. کتاب ديگری که به مراتب کم حجم تر از قبلی است با عنوان «دنيای عظيمی که در سر دارم» نوشته لوئيس بگلی منتشر شده است. نويسنده ۷۵ ساله کتاب که اصليتی لهستانی دارد و در آمريکا به نويسندگی پرداخته همچون کافکا يهودی است. لوئيس بگلی که از ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۵ رئيس انجمن قلم آمريکا (P.E.N) نيز بوده قهرمان های کتاب خود را به روشی کاملا شخصی شکل می بخشد. او به تشريح احساسات از خلال زندگی کافکا، در ميان نامه ها و طراحی های ميان دفترچه خاطرات وی و يا گفته های دوستانش؛ می پردازد. تقريبا در هر صفحه از اين کتاب کافکا سخن می گويد و از اين طريق خواننده حس می کند که با خانواده او دور ميزی نشسته است. لوئيس بگلی يک سوم پايانی کتاب ۳۳۵ صفحه ای خود را وقف آثار کافکا کرده و پس زمينه های شکل گيری داستان ها را تفسير می کند. در مجموع «دنيای عظيمی که در سر دارم» کتابی است خواندنی که به ما امکان شناخت زندگی و آثار کافکا را می دهد. زندگينامه ای که بگلی نوشته است بسيار شبيه به داده هايی است که از زندگی کافکا می دانيم؛ از اين رو نگاه جديدی را طرح نمی کند.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 1 شهریور 1395  - 3:58 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

فرزند سرهنگ حاج‏محمد، در 1272 در تهران متولد شد. تحصیلات خود را در مدارس رشدیه، اقدسیه، الیانس فرانسه و مدرسه‏ى قزاقخانه به اتمام رسانید و به درجه‏ى افسرى رسید. چندى هم در فرانسه علوم جغرافیاى نظامى را تحصیل كرد. پس از بازگشت به ایران در قزاقخانه مشغول خدمت شد و در درجه سلطانى از احمدشاه لقب «افتخار نظام» گرفت. پس از كودتا در 1300 امتیاز مجله‏ى قشون را دریافت كرد و دو سالى آن مجله را انتشار مى‏داد كه حاوى اخبار نظامى و تعلیمات قشونى بود. در 1302 مجله‏ى قشون را به فرج الله بهرامى (دبیر اعظم) واگذار كرد و خود امتیاز مجله‏ى پهلوى را گرفت كه هر دو هفته یكبار انتشار مى‏داد. این نشریه نیز مانند مجله‏ى قشون، مجله‏ى خبرى و تعلیماتى بود و مجموعا 118 شماره منتشر شد. رزم‏آرا تدریجا مدارج نظامى را در طول زمان طى كرد و بعد از شهریور 1320 درجه سرتیپى گرفت و به ریاست اداره جغرافیایى ارتش منصوب شد. از اهم مشاغل وى در ارتش مى‏توان ریاست ستاد و معاونت و استادى دانشگاه جنگ را نام برد. وى مدتى هم ریاست ستاد لشكر خراسان را عهده‏دار بود. وى در رشته‏ى تخصصى خود (جغرافیاى نظامى) بسیار مطلع بود و تالیفات زیادى از خود باقى گذارد. از جمله ده جلد فرهنگ جغرافیائى ایران، راهنماى ایران، راهنماى تهران، طریقه‏ى زندگى در جامعه را مى‏توان نام برد. وى صاحب اختراعاتى نیز بود مانند قبله‏نما، سمت‏نماى نابینایان كه مورد توجه علماى كشورهاى خارج قرار گرفت. رزم‏آرا چندى عضو فرهنگستان ایران بود و در بسیارى از موسسات تحقیقاتى و علمى جهان مشاركت داشت. (تو 1272 ش)، نویسنده. ملقب به افتخار نظام. از آثار وى: «بوصله القبله، فتاوى و تقاریظ»؛ «راهنماى ایران»؛ «فرهنگ جغرافیاى ایران»، به همكارى چند نفر از افسران ارتش؛ «قبله‏نما»، «مرآت البلدان یا تشریح طبى»؛ «نجوم براى همه».[1] مؤلف، محقق. تولد: 1272. درگذشت: اردیبهشت 1364. حسینعلى رزم‏آرا، فرزند محمد، تحصیلات خود را در دبستانهاى رشیده، اقدسیه، الیانس فرانسه و دبیرستان نظام تهران گذراند. سپس از دانشكده‏ى علوم جغرافیایى فرانسه و دانشگاه جنگ تهران فارغ‏التحصل شد. وى به زبان فرانسوى و انگلیسى و روسى آشنایى داشت. حسینعلى رزم‏آرا از آبان 1327 تا مهر 1332 رییس دایره‏ى جغرافیایى ارتش بود. از جمله فعالیت‏هاى وى در دوره‏ى ریاست مى‏توان به موارد زیر اشاره نمود: چاپ و انتشار راهنماى ایران (1330) راهنماى تهران (1332) و راهنماى همدان، نقشه‏بردارى از شهر رى به مقیاس 1 :2000 و شهر رشت، عكس‏بردارى هوایى و تهیه‏ى نقشه از منطقه‏ى جنگى لاجیم و بستر زاینده رود، تهیه‏ى نقشه‏هاى برجسته از ایران و آذربایجان و فلات ایران و تهران و دماوند و منجیل و قافلان كوه و همدان و الوند. و از همه‏ى اینها مهمتر در زمینه‏ى جغرافیا تهیه و چاپ فرهنگ جغرافیایى ایران در یازده جلد (یك جلد براى استان مركزى و ده جلد براى ده استان آن روز كشور). رزم‏آرا كه قدیمى‏ترین افسر نقشه‏بردار ایران به شمار مى‏رفت، با وجود آن كه نقشه‏بردارى را با روش‏هاى قدیمى از وت، معلم آلمانى دارالفنون آموخته بود، در سال 1326 به مدت دو سال به اروپا رفت و در مؤسسه‏ى جغرافیاى ملى فرانسه به نوآموزى پرداخت و سخت تحت تأثیر روش‏هاى جدید فوتوگرافى (تبدیل عكس هوایى به نقشه) واقع شد به طورى كه پنج افسر نقشه‏بردار مجرب را براى نوآموزى به همان مؤسسه‏ى فرستاد. او همچنین دو افسر دیگر را هم فرستاد كه در برگشت به دایره‏ى جغرافیایى از لحاظ آموزش‏هاى لازم به كارمندان فنى كمك برسانند. در نتیجه تلاشهاى مستمر ایشان بود كه بالاخره در سال 1331 دو دستگاه مولتى پلكس و یك دستگاه چاپ نقشه در دایره‏ى جغرافیایى ارتش به كار افتاد و تبدیل عكس به نقشه كه جهشى بزرگ در امر نقشه‏بردارى به شمار مى‏رفت عملا امكان‏پذیر شد. حسینعلى رزم‏آرا همچنین در دانشكده‏ى افسرى آن زمان به تدریس نقشه‏بردارى پرداخت. وى در سال 1352 در نخستین كنگره‏ى جغرافیدانان ایران حضور داشت. از جمله تألیفات حسینعلى رزم‏آرا مى‏توان به این عنوان‏ها اشاره نمود: مرآة البدن یا تشریح طبى (1328)؛ نقشه بردارى، فرهنگ جغرافیایى ایران (با همكارى چند نفر، ده جلد، 1332)؛ راهنماى ایران (1330)؛ بوصلة القبلة، فتاوى و تفاریظ (1334)؛ بوصلة القبلة (فارسى و عربى، ترجمه‏ى سید كاظم آذرى به زبان عربى، 1335)؛ راهنماى شهر تهران (با همكارى چند نفر، 1331)؛ طریقه‏ى زندگى در جامعه؛ فهرست نشریات دایره‏ى جغرافیایى ارتش (1338)؛ قبله‏نما (عربى، ترجمه‏ى دكتر موسى حكمت به زبان عربى، 1332) قبله‏نما (1332)؛ متد رزم‏آرا (1328)؛ نجوم براى همه (ماكسول راید، 1335). اختراعات وى به این شرح هستند: دستگاه آموزش عملیات نقشه‏بردارى؛ قبله‏نماى رزم‏آرا؛ سمت‏نماى نابینایان.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 1 شهریور 1395  - 3:58 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

در روز عید قربان 1280 ش در تهران تولد یافت. پدرش سرهنگ محمدخان از افسران تحصیلكرده‏ى قزاقخانه بود كه در فن توپخانه اطلاعات عمیقى داشت. درجه‏ى او در قزاقخانه، میرپنجى بود ولى در تطبیق درجات در سال 1300، تنزل رتبه یافت و همین امر باعث شد كه پس از چند ماهى خدمت در ارتش جدید، بازنشسته شود. رزم‏آرا تحصیلات خود را ابتدا در مكتب‏خانه سپس در مدارس الیانس، اقدسیه و دارالفنون ادامه داد و در سن هفده سالگى وارد مدرسه‏ى نظام مشیرالدوله شد و در سال 1299 با درجه‏ى ستوان دومى وارد ارتش گردید. پس از احراز درجه‏ى افسرى ، به اقتضاى زمان در چند زدوخورد داخلى شركت كرد و از خود رشادت زیادى نشان داد، به طورى كه ظرف دو سال به درجه‏ى سلطانى ارتقاء مقام پیدا كرد. در سال 1302 وزارت جنگ عده‏اى از افسران جوان را براى فراگرفتن فنون نظامى، به فرانسه اعزام نمود. رزم‏آرا جزء این دسته افسران جوان را براى فراگرفتن فنون نظامى، به فرانسه اعزام نمود. رزم‏آرا جزء این دسته از محصلین نظامى بود و چون از لحاظ درجه بر سایرین ارشد بود، علاوه بر دانشجوئى، سرپرستى دانشجویان اعزامى به خارج هم به عهده‏ى او قرار گرفت. رزم‏آرا در فرانسه وارد رشته‏ى پیاده‏نظام شد و دانشكده‏ى معروف سن‏سیر را طى كرد و مورد تقدیر فرماندهان فرانسوى قرار گرفت. بعد از مراجعت به ایران، ضمن تصدى فرماندهى گردان در سال 1306 با ارتقاء به درجه‏ى سرگردى، به فرماندهى فوج مستقل كرمانشاه منصوب شد. اقدامات او در این شغل مستقل آنچنان چشمگیر و جالب بود كه در سال 1308 به درجه‏ى سرهنگ دومى رسید و در چند ماموریت جنگى لیاقت خود را نشان داد. در سال 1311 با حفظ سمت فرماندهى فوج كرمانشاه، كفالت فرماندهى تیپ لرستان به او محول شد و سال بعد با اخذ درجه‏ى سرهنگى، فرمانده تیپ لرستان گردید و نسبت به پاكسازى منطقه‏ى مزبور كه قبل از او امیراحمدى و خزاعى و شاه‏بختى توفیق نسبى یافته بودند، موفقیت كامل یافت. در سال 1314 رزم‏آرا به تقاضاى شخصى به تهران انتقال یافت و دایره‏ى جغرافیائى ارتش به او سپرده شد. پس از تشكیل دانشگاه جنگ كه افسران فرانسوى آن را بنیاد نهادند، به معاونت سپهبد ژاندر كه موسس دانشگاه جنگ بود و ظاهرا سمت مدیر دروس را داشت، منصوب گردید و در همین سمت دوره‏ى دانشگاه جنگ را طى نمود و به استادى آنجا و دانشكده‏ى افسرى رسید. تاكتیك و نقشه‏خوانى و جغرافیاى نظامى تدریس مى‏نمود. در 1318 پس از نوزده سال خدمت در ارتش، درجه‏ى سرتیپى گرفت و به عضویت شوراى عالى نظام برگزیده شد و در همان سال مدیر دروس دانشگاه جنگ گردید. با وجودى كه از حمایت كامل سرلشكر ضرغامى رئیس ستاد ارتش برخوردار بود، ولى پس از احراز رتبه‏ى سرتیپى نتوانست پست حساسى را در ارتش عهده‏دار شود. علت اصلى آن وجود پرونده‏اى در دادسراى ارتش بود كه وى متهم شده بود كه از اجراى دستور مركز مبنى بر اعدام یكى از الوار، خوددارى نموده است. در شهریور 1320 پس از حمله‏ى متفقین به ایران و متلاشى شدن واحدهاى نظامى، شوراى عالى جنگ طراحى را به تصویب رسانید كه به موجب آن طرح كلیه‏ى سربازان وظیفه مرخص شوند و ارتش سرباز پیمانى استخدام نماید. رزم‏آرا از امضاى این طرح خوددارى و آن را به زیان مملكت تلقى نمود. این طرح مورد ایراد شدید رضاشاه واقع شد و كلیه‏ى امرائى كه آن را امضاء نموده بودند، مورد بازخواست قرار گرفته، در سعدآباد تحت ضرب و جرح واقع شده و چند تن آنها تحویل دادرسى ارتش شدند و به زندان افتادند. رزم‏آرا از این بلیه نجات یافت و تا حدى مورد توجه قرار گرفت. به دنبال استعفا و خروج رضاشاه از كشور و متلاشى شدن هیجده لشكر، عده‏ى زیادى از افراد ارتش كه از یاران و همگامان رضاشاه بودند، بازنشسته شدند و زمینه‏اى براى رشد افسران جوان و تحصیلكرده پیدا شد. رزم‏آرا به جاى سرلشكر بوذرجمهرى، فرمانده لشكر اول مركز گردید و قریب یك سال در این سمت مستقر بود اقدامات او جمع‏وجور كردن لشكر و نظم و نسق دادن به آن واحد متلاشى شده بود. این اقدام مورد توجه قرار گرفته، او را به ریاست واحد جدیدى به نام لشكر آمادگاه تعلیماتى ارتش منصوب نمودند. در این سمت نسبت به تعلیم سربازان جدید و تحویل آنها به واحدهاى نظامى، تلاش و جدیت نمود. در همان ایام كه ارتش در زدوخوردهاى داخلى دچار كمبود سربازان تعلیم دیده بود، فعالیت رزم‏آرا كمك موثرى به توفیق ارتش در پاكسازى مناطق نمود. رزم‏آرا در 1322 به ریاست ستاد ارتش برگزیده شد. او هنگامى كه این سمت را گرفت، اكثریت قریب به اتفاق امراء ارتش، ارشد بر او بودند ولى با حربه‏ى فروتنى توانست چند ماهى در آن سمت باقى بماند. در همان سال متفقین عده‏ى زیادى از رجال و افسران ارتش را به جرم تمایلات فاشیستى بازداشت كردند. طرز بازداشت به این صورت بود كه شوروى‏ها و انگلیسها مستقیما به بازداشت افراد موردنظر پرداختند. مخصوصا طریقه‏ى بازداشت افسران، بسیار خشن و بدون رعایت دیپلماسى نظامى بود. رزم‏آرا بعد از ملاقات با وابستگان نظامى كشورهاى متفق، ضمن انتقاد از رویه‏ى آنها از ریاست ستاد ارتش استعفا داد و بدین طریق بر طرفداران خود عده‏اى را افزود. پس از استعفا، فرمانده دانشكده‏ى افسرى شد و علاوه بر آن دفتر نظامى شاه هم به او سپرده گردید. در فروردین 1323 رزم‏آرا درجه‏ى سرلشكرى را پس از پنج سال توقف در درجه‏ى سرتیپى دریافت كرد و مجددا به ریاست ستاد ارتش منصوب گردید. رزم‏آرا پس از شهریور 1320 با برنامه‏ى خاصى كه براى خود تنظیم نموده بود، وارد كار شد. با تنى چند از روزنامه‏نگاران دوست شد و براى از بین بردن مخالفین خود در ارتش از وجود آنها استفاده مى‏كرد. جزوات شرح حال تیمساران كه توسط على‏اكبر صفى‏پور تنظیم و انتشار مى‏یافت، منبعث از اطلاعاتى بود كه رزم‏آرا در اختیار مى‏گذاشت تا افراد موثر در ارتش را متزلزل نموده، رقباى اجتماعى خود را از میدان بدر برده و مشاغل حساس آنها را در اختیار دوستان خود قرار دهد. در 1323 رزم‏آرا تا حدى توانست در ارتش توفیق پیدا كند و دوستان و همفكران خود را در پستهاى حساس ارتش بگمارد. ریاست دوم ستاد ارتش او قریب چهارده ماه طول كشید ولى به طور ناگهانى از كار كنار رفت و سرلشكر ارفع جاى او را گرفت. بین ارفع و رزم‏آرا از قدیم رقابت و مبارزه وجود داشت. این بار ارفع با حمایت رجال آذربایجانى، به ریاست ستاد برگزیده شد و كمر به قتل رزم‏آرا بست. سرانجام او را در 44 سالگى بازنشسته و از گردونه خارج نمود سهل است، اعمال و رفتار او را به شدت تحت كنترل قرار داد. سختگیرى‏هاى ارفع در حكومت صدرالاشراف و وقایع آذربایجان و شدت عمل او در كار باعث شد مخالفین بزرگى براى خود تدارك ببیند. به طورى كه وقتى قوام‏السلطنه در بهمن ماه 1324 به ریاست دولت رسید، براى تسكین عده‏اى، سرلشكر ارفع را از كار منعزل و بازداشت نمود. در این هنگام رزم‏آرا با كمك و مساعدت مظفر فیروز و رهبران حزب توده، به قوام نزدیك شد و سرانجام قوام از شاه درخواست نمود تا رزم‏آرا به خدمت ارتش برگردد. تلاش قوام و امیراحمدى باعث شد رزم‏آرا در اردیبهشت 1325 از كسوت بازنشستگى خارج و با سمت ریاست بازرسى منطقه‏ى 2 به كردستان اعزام گردید و دو سه ماهى در آن ماموریت نیمه‏جنگى بود تا اینكه براى بار سوم به ریاست ستاد ارتش منصوب و مشغول كار شد. در این سال در اثر تدابیر قوام‏السلطنه، موضوع آذربایجان و نهضت جنوب و استقلال كردستان حل شد و ارتش و رزم‏آرا هم نقشى در آن داشتند. این موفقیت‏ها موجب شد رزم‏آرا مورد توجه بیشتر مقامات قرار گرفته حتى شاه فرمانى به خط خود براى او صادر نمود و خدمات او را ستود. رزم‏آرا براى استحكام وضع خود در ارتش تصفیه‏ى دامنه‏دارى را آغاز كرد. عده‏ى زیادى از امراء ارتش را كه ارشد بر او بودند و یا در دوران گذشته بر او فرماندهى داشتند، بازنشسته كرد. مقامات و مشاغل حساس ارتش را به دوستان سرسپرده‏ى خود سپرد و براى آنها ترفیع درجه گرفت. در سال 1326 نزدیكى رزم‏آرا به شاه بیشتر شد و اشرف پهلوى خواهر باهوش شاه را كه در سیاست آن روز عضو موثرى بود، با خویش همراه ساخت ولى دست علیرضا پهلوى بازرس مخصوص را از ارتش كوتاه كرد و از شاه خواست كه به او دستور بدهد در امور ارتش مداخله نكند. شاه براى از بین بردن قوام‏السلطنه و سقوط دولت وى، به هر كسى متوسل مى‏شد، به همه وعده صدارت مى‏داد، از جمله رزم‏آرا هم در زمره‏ى افرادى بود كه شاه به او وعده‏ى نخست‏وزیرى داده بود مشروط بر اینكه موجبات سقوط حكومت قوام را فراهم سازد. رزم‏آرا با اتكاء به قول شاه و با پشت با زدن به عنایات قوام نسبت به خود، در مقام تضعیف دولت برآمد و تدریجا در مطبوعات دست‏نشانده‏ى خویش، نخست‏وزیرى خود را عنوان نمود. در نهایت مطبوعات اخبار را طورى تنظیم مى‏نمودند كه تنها توجه به او جلب نشود بلكه خواستار دولت نظامى بودند. نام چند نفر از جمله رزم‏آرا براى نخست‏وزیرى عنوان مى‏شد. رزم‏آرا در انتخابات دوره‏ى پانزدهم كه توسط حزب دموكرات ایران انجام گرفت، نقشى داشت و فرماندهان لشكر و پادگان‏ها كه از یاران او بودند، دستورات او را انجام مى‏دادند و عده‏ى زیادى از نمایندگان آن دوره وكالت خود را مدیون رزم‏آرا دانسته، در مقام جبران برآمدند. قوام‏السلطنه سرانجام در اثر اقدامات شاه ساقط شد. پس از او چند ماهى حكیم‏الملك و بعد از او عبدالحسین هژیر به نخست‏وزیر رسیدند. نخست‏وزیرى شخص امیر در روحیه‏ى رزم‏آرا تاثیر سوئى نهاد و صمیمیتى كه تا آن تاریخ نسبت به شاه داشت، در اثر این انتصاب كم شد و ضمن حفظ ظاهر، در محافل خصوصى و نزد یاران مشفق از نیرنگ‏بازى شاه گله و انتقاد مى‏كرد. شاه براى جلب رضایت رزم‏آرا و دلگرم ساختن او در فروردین 1327 به او درجه‏ى سپهبدى داد. در آن تاریخ ارتش ایران سه سپهبد بیشتر نداشت و رزم‏آرا چهارمین نفرى بود كه به این مقام ارتش نائل آمده بود. از سال 1328 رزم‏آرا به طور جدى در مقام احراز نخست‏وزیرى برآمد. در انتخابات دوره‏ى شانزدهم دخالت تام داشت. تنها منطقه‏اى كه نتوانست در انتخابات آنجا مداخله كند، تهران بود كه سرلشكر زاهدى رقیب دیرین او در سمت ریاست شهربانى اجازه‏ى مداخله به او نداد و غالب كرسى‏هاى تهران به دست جبهه ملى افتاد. در انتخابات مجلس سنا، تا حدى مداخله نمود، مخصوصا در انتخاب سناتورهاى انتصابى كه در صلاحیت شاه بود، عده‏اى از امراى ارتش را وارد كرد كه هم از شر آنها در ارتش راحت شود و هم طرفدارانى براى خود در مجلس اعیان داشته باشد. در پنجم تیرماه 1329 به دربار احضار شد و فرمان نخست‏وزیرى خود را دریافت كرد. گرچه از نظر افكار عمومى نخست‏وزیرى او غیرمنتظره بود، ولى از دو سال قبل به طور پنهان و آشكار درباره‏ى صدارت او سخن بود. در مجلس شوراى ملى در استیضاحى كه دكتر بقائى در 1328 از دولت ساعد كرد، از اقدامات رزم‏آرا براى نخست‏وزیرى و ظهور دیكتاتور سخن گفت. با وجودى كه از چند ماه قبل مقدمات حكومت خود را فراهم نموده بود، معذالك روز معرفى هیئت وزیران به شاه و مجلسین، شش وزارتخانه‏ى او وزیر نداشت. وزارتخانه‏هاى كشور، امور خارجه، راه، پست و تلگراف، كار و دارائى توسط معاونین اداره مى‏شدند و تقریبا كابینه‏ى نیم‏بندى بود. تدریجا افرادى وارد كابینه شدند. رزم‏آرا در مجلسین مواجه با مخالفت شدید شد. در مجلس سنا مخالفین سرسخت وى عبارت بودند از: دكتر متین دفترى، سید محمد تدین، سرلشكر زاهدى، عدل‏الملك دادگر، دكتر حسابى و عبدالحسین نیكپور. در مجلس شوراى ملى غیر از فراكسیون هشت نفرى جبهه ملى به زعامت دكتر مصدق، چند نفر از منفردین مانند: دكتر معظمى و جمال امامى با او از در مخالفت درآمدند. رزم‏آرا از روزى كه به صدارت رسید، با جنجال نفت روبرو شد. سرانجام لایحه‏ى گس- گلشائیان را كه دولت ساعد به مجلس داده بود، پس گرفت. نطق فروهر وزیر دارائى كابینه درباره‏ى ملى شدن صنعت نفت، بر مخالفان رزم‏آرا افزود و در بین هیئت وزیران كابینه درباره‏ى ملى شدن صنعت نفت، بر مخالفان رزم‏آرا افزود و در بین هیئت وزیران شكاف ایجاد نمود و بالاخره در دوران نخست‏وزیرى او طرح ملى كردن صنعت نفت به تصویب رسید. كابینه‏ى او چند بار مورد استیضاح قرار گرفت ولى همواره از راى اعتماد اكثریت قریب به اتفاق مجلس شوراى ملى برخوردار بود، به عكس در مجلس سنا اكثریت ضعیفى از او حمایت مى‏كرد. از حوادث مهم دوران نخست‏وزیرى او، فرار دادن ده نفر از سران حزب توده از زندان بود كه توسط چند افسر این كار صورت گرفت. رزم‏آرا روز شانزدهم اسفند قبل از ظهر براى شركت در مجلس ختم آیت‏الله فیض به مسجد شاه رفت. در داخل حیات مسجد مورد اصابت گلوله استاد خلیل طهماسبى عضو فدائیان اسلام قرار گرفت و در دم جان سپرد. در سال 1331 هنگامى كه قدرت جبهه ملى در مجلس به اوج رسیده بود، طرحى به وسیله‏ى عده‏اى از نمایندگان تهیه و به تصویب رسید كه به موجب آن طرح خلیل طهماسبى از زندان آزاد شد. ماده‏ى واحده:«چون خیانت حاج على رزم‏آرا و حمایت او از اجانب بر ملت ایران ثابت است، بر فرض اینكه قاتل او استاد خلیل طهماسبى باشد از طرف مردم بى‏گناه و تبرئه شناخته مى‏شود.» رزم‏آرا مردى باهوش، پركار، جدى و قدرت‏طلب بود. در رشته‏ى خود مردى مطلع و صاحب‏نظر تلقى مى‏شد. تالیفاتى در جغرافیاى نظامى ایران در حدود بیست جلد دارد كه مربوط به دوران خدمت او در دانشگاه جنگ است. او براى پیشبرد اهداف خود مردى بى‏باك و بى‏گذشت بود. به عهد و پیمان خود اعتنائى نداشت و همه چیز را فداى تمایلات خویش مى‏ساخت، از هر اتفاقى به نفع خود استفاده مى‏كرد چنانكه در روز پانزدهم بهمن 1327 پس از تیراندازى به شاه، به تصفیه حساب خصوصى پرداخت و اگر ملایمت ساعد نخست‏وزیر نبود، خیلى از متنفذین به دست رزم‏آرا به زندان و تبعید محكوم مى‏شدند. رزم‏آرا با خانواده‏ى هدایت وصلت كرد و حین‏الفوت داراى پنج فرزند بود. على (حاجى) (مقت.1329 ه.ش.) از صاحب منصبان مطلع و فعال ایران. وى به درجه سپهبدى رسید و مدتى ریاست ستاد بزرگ ارتشتاران فرمانده را داشت و از تیر 1329 تا اسفند همان سال نخست وزیر ایران بود و در تاریخ اخیر به ضرب گلوله مقتول شد. (1329 -1280 ش)، نویسنده. در تهران متولد شد، در مدرسه‏ى آلیانس و اقدسیه تصحیل كرد. سپس وارد مدرسه‏ى نظام مشیرالدوله (حسن پرنیا) شد و دوره‏ى آن مدرسه را به پایان رسانید. سپس به فرانسه رفت و در مدرسه‏ى سن‏سیر به تكمیل تحصیلات پرداخت و بعد به ایران بازگشت. وى داراى مقامهاى نظامى بود، در سال 1329 ش به نخست‏وزیرى انتخاب شد و در همین سال در مسجد امام خمینى (مسجد شاه) ترور شد. آثار وى كتابهاى متعدد درباره‏ى جغرافیاى نظامى ایران و ممالك همجوار است از جمله: «تاریخچه‏ى مختصرى از كشور عراق»؛ «جغرافیاى نظامى ایران، آذربایجان»؛ «جغرافیاى نظامى ایران، گیلان و مازندران»؛ «جغرافیاى نظامى كشور افغانستان»؛ «جغرافیاى نظامى كشور عربستان».[1]

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 1 شهریور 1395  - 3:58 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

تولد: 1311. درگذشت: 1365. از آثار اوست: صنایع غذایى (با همكارى شهرام دخانى؛ شیراز، دانشگاه شیراز، 1369).

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 1 شهریور 1395  - 3:58 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(348 -286 ق)، نویسنده و مورخ. در نشرخ، از روستاهاى بخارا، به دنیا آمد. در زمان ابومحمد نوح بن نصر سامانى (343 -331 ق) مى‏زیست. از آثار وى «تاریخ بخارا» یا «مزارات بخارا»، به عربى است كه در 332 ق به نام نوح بن نصر سامانى نوشت. در 522 ق ابونصر احمد بن محمد بن نصر القباوى آن را به فارسى ترجمه كرد و مطالبى هم از كتب دیگر بر آن افزود. بعد از آن در 574 ق محمد بن زفر بن عمر آن را تلخیص نمود. گویا بعد از این تاریخ نیز دیگران در این كتاب دست بردند و بعضى حوادث را تا دوره‏ى مغول بر آن افزودند.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 1 شهریور 1395  - 3:58 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1382 -1297 ق)، نویسنده. در تبریز به دنیا آمد و تحصیلات خود را در زادگاهش تكمیل كرد. شغل اصلیش تجارت بود، ولى عشق و علاقه‏اى بسیار به جمع‏آورى كتابهاى خطى داشت و صاحب كتابخانه‏اى عالى بود. در 1335 ش تمام آن كتابها را اعم از خطى و چاپى كه حدود سه هزار و هفتصد جلد بود به كتابخانه‏ى ملى تبریز واگذار نمود. وى در تبریز درگذشت. از آثارش: «فهرست كتابهاى خطى كتابخانه و قرائتخانه تربیت تبریز»، مقدمه بر «دیوان» حكیم قطران تبریزى كه بر اساس هشت نسخه خطى در تبریز به چاپ رسید.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 1 شهریور 1395  - 3:58 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1336/ 1335 -1266/ 1264 س)، نویسنده، روزنامه‏نگار، مترجم و شاعر، متخلص به لاهوتى. در كرمانشاه به دنیا آمد. پس از فراگرفتن علوم مقدماتى در زادگاهش، جهت ادامه‏ى تحصیل به تهران آمد. در جریان انقلاب مشروطه شب‏نامه و اوراق سیاسى منتشر مى‏كرد و در صف فداییان قرار داشت. او در جوانى به تحصیل علوم مذهبى پرداخت و به لباس روحانیون ملبس شد. پس از چندى به تصوف روى آورد و سپس از كسوت روحانیان خارج گردید و در ژاندارمرى مشغول خدمت شد. وى در حدود 1290 ش به اتهام قتل یكى از زیردستانش به عثمانى (تركیه) گریخت و در آنجا به تدریس در مدرسه‏ى ایرانیان پرداخت و پس از چندى به ایران بازگشت و در كرمانشاه اقدام و به انتشار روزنامه‏ى «بیستون» كرد. بعد از مدتى مجددا به تركیه رفت و مجله‏ى ادبى «پارس» را در دو قسمت، به فارسى و فرانسه، در استانبول تأسیس و منتشر كرد. در 1300 ش به ایران بازگشت و در ژاندارمرى تبریز به خدمت مشغول شد. سپس زمینه‏ى كودتایى در آنجا ترتیب داد و پس از شكست خوردن كودتا به روسیه گریخت و تا پایان عمر در آنجا به فعالیت‏هاى هنرى درباره‏ى زبان و ادبیات فارسى پرداخت. او از نظر مسلكى، شاعرى مادى و معتقد به ماركسیسم بود و شعر خود را ابزارى در خدمت تحقق آرمانهاى طبقه كارگر مى‏دید. وى شاعرى توانا بود و در غزلسرایى مهارت داشت. در عین حال او را مى‏توان از پیشگامان شعر نو نیز به حساب آورد. سرانجام لاهوتى در روسیه از دنیا رفت و در همان جا به خاك سپرده شد. از آثارش: «ادبیات سرخ»؛ «ایران نامه»؛ «جنگ آدمیزاد با دیو»؛ «درافشان»؛ «لالى لاهوتى»؛ «چند اثر از پوشكین»، ترجمه، منظوم؛ ترجمه‏ى «شاهنامه» فردوسى به زبان روسى؛ «دیوان» شعر.[1] در 1269 در كرمانشاه متولد شد. پدرش الهامى شغل آزاد داشت و گاهى شعر مى‏سرود. وى وارد مدرسه ژاندارمرى شد و به درجه افسرى رسید. خیلى شجاع و احساساتى و خوش بیان بود. وقتى به درجه سروانى رسید ریاست ژاندارمرى قم و كاشان به او داده شد. وى در این شغل مأمور دستگیرى نایب حسین كاشى و همدستان او بود. خیلى تند و شدید عمل كرد. نه نفر از یاران نایب حسین را اعدام نمود. لاهوتى در قم خیلى بد كار كرد، متهم به اخاذى شد. حتى گفته شد یك دزدى كه در حرم حضرت معصومه متحصن شده بود او را به زور از صحن خارج نموده تیرباران كرده است. مردم به تهران شكایت بردند، هیئتى مركب از یك افسر سوئدى و دو افسر ایرانى براى رسیدگى به قم رفتند ولى قبل از اینكه افسران مزبور به وظیفه خود عمل نمایند مورد حمله افراد مجهولى قرار گرفته دو تن از آنان مقتول و یكى مجروح گردید. مجروح را به رباط كریم منتقل و در آنجا خفه مى‏نمایند. دولت تمام این عملیات را ناشى از تحریك لاهوتى دانسته او را بازداشت و در تهران زندانى مى‏نماید. وى با كمك عده‏اى از زندانیان متوارى شد. ابتدا به كرمانشاه، سپس به اسلامبول مى‏رود و در غیاب وى دادگاه حكم اعدام او را صادر مى‏كند. در جنگ بین‏المللى اولى كه جمعى از ملیون و وطن‏پرستان قوائى بوجود آورده با روس‏ها مى‏جنگیدند لاهوتى با آنها همكارى نموده فرماندهى یك گروهان را عهده‏دار مى‏گردد. پس از شكست مجددا به استانبول مى‏رود و با كمك خان ملك ساسانى، به انتشار مجله پارس مبادرت مى‏كند. چندى بعد وارد تبریز شد. به شیخ محمد خیابانى ملحق مى‏گردد. پس از كشته شدن خیابانى عفو عمومى درباره افراد او صادر گردید. این عفو شامل لاهوتى نیز گردید و حاج مخبرالسلطنه هدایت والى وقت آذربایجان در شفاعت و كمك به او نقش بسیارى داشته است. و او را مجددا با درجه ماژورى (سرگردى) داخل ژاندارمرى مى‏نمایند و به معاونت ژاندارمرى آذربایجان منصوب مى‏گردد. در آن ایام اوضاع آذربایجان سخت مغشوش بود. سمیتقو در سطح وسیعى منطقه را زیرنظر داشت. چند بار قواى ژاندارم را از بین برده بود. از طرفى افسران ژاندارم در آن ایام به جهت انحلال و ضمیمه شدن به قزاقخانه ناراضى بودند و چند ماه بود كه حقوقى دریافت نكرده در وضع ناگوارى بسر برده و درصدد انتقام برآمده بودند. افسران ژاندارم مستقر در شرفخانه با تبانى یكدیگر و انتخاب لاهوتى به سرپرستى خود به قصد اشغال تبریز و سپس تهران دست به قیام مسلحانه زدند. ابتدا ماژور پولادین فرمانده ژاندارمرى را توقیف نموده، سیم تلفن و تلگراف را قطع مى‏نمایند. همچنین حاج مخبرالسلطنه هدایت والى و سرهنگ شهاب را بازداشت مى‏كنند. قسمت اعظم شهر تبریز به دست آنها افتاده عده‏اى از مردم به ژاندارمها ملحق مى‏گردند. قواى دولتى پس از اطلاع از قیام لاهوتى با قوائى كه براى مقابله با سمیتقو آماده كرده بود متوجه شهر تبریز شد و زد و خورد بین دو قدرت درمى‏گیرد. پس از چند ساعت زد و خورد از طرفین عده زیادى كشته مى‏شوند ولى به هیچوجه بیم شكست خوردن لاهوتى و همكارانش در بین نبود ولى یكمرتبه لاهوتى با چند تن از افسران از تاریكى شب استفاده كرده به روسیه فرار مى‏نماید و مقادیرى سلاح نیز با خود حمل مى‏كنند. شهر تبریز راحت به دست قواى قزاق فتح مى‏شود. باقیمانده افسران همكار لاهوتى كه عده آنها ده نفر بود بازداشت مى‏شوند. در راس این عده سلطان تورج میرزا امین قرار داشت كه فرمانده ستاد جنگ بود. به دستور سردار سپه دادگاه نظام به ریاست سرتیپ زاهدى كه در آن هنگام مأمور حمله به قلعه چهریق بود تشكیل مى‏یابد. سرهنگ متین‏الملك قریب دادستان دادگاه در كیفر خواست اعدام همه را تقاضا مى‏نماید و محاكمه همدستان لاهوتى آغاز مى‏گردد. دادگاه تمام عده را براساس كیفر خواست به اعدام محكوم مى‏كند. پس از محاكمه و محكومیت این عده بعضى از صاحبان قدرت در مقام وساطت برآمده از جمله سید حسن مدرس در تهران شدیدا براى جلوگیرى از اجراى حكم تلاش مى‏كند. افسران محكوم به زندان تهران انتقال یافته پس از چندى مورد عفو قرار گرفته به شغل سابق خود باز مى‏گردند. لاهوتى سالها پس از فرار از ایران در شوروى مى‏زیست. چندى در قفقاز وزیر فرهنگ تاجیكستان شد. در اواخر به بخش رادیو فارسى مسكو پیوست. وى طبع شعر داشت و قسمتى از اشعارش انتشار یافته است. وى در زمانى كه در شوروى بسر مى‏برد در برنامه فارسى رادیو مسكو نقشى داشت و حقوقى دریافت مى‏كرد. تا اواخر عمر مردى ماجراجو، پرمدعا و شلوغ بود. در 1340 درگذشت. لاهوتى در گیرودارهاى سیاسى به خارج از ایران گریخت و سرانجام به تاجیكستان شوروى رفت و در آنجا به مقامات مهم از جمله وزارت معارف رسید. هم در آنجا ازدواج كرد، دیوانش بارها به چاپ رسید از جمله در مسكو (1946). لاهوتى در شعر فارسى معاصر مقامى ارجمند دارد. از نظر مضامین در به كار بردن كلمات تازگیهاى بسیارى در شعرش دیده مى‏شود.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 1 شهریور 1395  - 3:58 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1288 ش)، نویسنده در سمنان به دنیا آمد. پس از پایان تحصیل به استخدام وزارت دادگسترى درآمد و سى سال در مقامهاى مختلف قضایى خدمت كرد. از آثار وى «راه اصلاح دادگسترى» است كه در 1331 ش در مشهد به چاپ رسید و دیگرى «دریچه‏ى خداشناسى» است كه در 1349 ش چاپ شد.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 1 شهریور 1395  - 3:58 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1348 -1279 ش)، شاعر، نویسنده، مترجم، استاد دانشگاه. جد وى، آقا لطفعلى از نقاشان هنرمند و چیره‏دست قرن سیزدهم هجرى بود كه كارهاى او در موزه‏هاى پاریس و لنینگراد موجود است و بهاى گزافى دارد. صورتگر در شیراز به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایى را در شیراز به پایان رسانید، سپس به هند رفت و تحصیلات متوسطه را در آنجا به پایان رسانید سپس به ایران بازگشت و به خدمت ادارات دارایى و فرهنك درآمد و مجله «سپسده‏دم» را در شیراز تاسیس كرد. در 1306 ش بارى ادامه تحصیل به لندن رفت و در رشته‏ى زبان و ادبیان انگلیسى دكترا گرفت. صورتگر پایان‏نامه‏ى دكترى خود را درباره‏ى «نفوذ ادبیات ایران در ادبیات انگلستان در قرن پازدهم و شازدهم میلادى» نوشت. بعد از بازگشت به تدریس ادبیات فارسى و انگلیسى پرداخت و چندى نیز ریاست دانشگاه شیراز را عهده‏دار بوده وى چندى نیز مدیر مجله‏ى «آموزش و پرورش» بود و عضو فرهنگستان. صورتگر سفرهایى به كشورهاى روسیه، آمریكا، پاكستان كرده و به مدت یك سال در دانشگاه كلمبیا سمت استادى داشته است. تا این كه وفات یافت و در شیراز به خاك سپرده شد. از آثارش: «عشاق ناپل»، ترجمه؛ «سخن سنجى»؛ «تاریخ ادبیات انگلیسى»؛ «علم اقتصاد»؛ «دیوان» شعر؛ «ادبیات توصیفى ایران»؛ «ادبیات غنایى ایران»؛ «برگهاى پراكنده»، شعر.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 1 شهریور 1395  - 3:58 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1372 -1297 ش)، نویسنده و شاعر. وى اصلا همدانى بود. تحصیلات خود را در رشته‏ى ادبیات فارسى به پایان برد. سپس در دانشكده‏ى ادبیات دانشگاه تهران و مدتى نیز در دانشگاه آنكارا به تدریس پرداخت. وى تا پایان عمر به تحقیق و مطالعه در زمینه‏ى زبان و ادبیات فارسى و معارف اسلامى پرداخت. برخى از آثار وى: «بزرگان و سخن‏سرایان همدان»؛ «سبك نثر فارسى از قرن چهار تا چهارده»؛ تصحیح «دیوان ناصر بخارى»؛ «ینبوع الاسرار فى نصایح الابرار»؛ «المستخلص یا جواهر قرآن»؛ «تفسیر جزء سى‏ام قرآن مجید یا عم جزو»؛ «دیوان اشعار كسایى مروزى»؛ «مرآت الحیاه»؛ و تالیف «مقامات رضا (ع)» و «تاثیر قرآن و حدیث در ادبیات فارسى».[1] سال تولد: 1297، مرتبه علمى: استاد، رشته: زبان و ادبیات فارسى، دانشكده: ادبیات و علوم انسانى، دانشگاه: تهران زندگینامه دكتر شادروان مهدى درخشان در سال 1297 هجرى شمسى دیده به جهان گشود. بعد از اتمام تحصیلات متوسطه، و اخذ مدارك كارشناسى و كارشناسى ارشد زبان و ادبیات فارسى از دانشگاه تهران در سالهاى 1328 و 1332، موفق به اخذ مدرك دكترا در رشته‏ى زبان و ادبیات فارسى از دانشكده ادبیات و علوم انسانى دانشگاه تهران در سال 1334 گردید. وى پس از گذراندن رتبه‏هاى استادیارى و دانشیارى دانشگاه تهران، در سال 1349 به مرتبه‏ى استادى دانشگاه تهران ارتقاء یافت. مرحوم دكتر درخشان در تمام دوران خدمت خود به تحقیق و تدریس در دانشگاههاى تهران و آنكارا با جدیت و تلاش تمام به تحقیق و تدریس پرداخت و شاگردان فراوانى را تربیت نمود. از وى 11 جلد كتاب در زمینه‏هاى زبان فارسى، بزرگان و سخن‏سرایان و معارف اسلامى به یادگار مانده است. همچنین از ایشان حدود 30 مقاله به زبانهاى فارسى و انگلیسى در مجلات معتبر داخلى و خارجى در زمینه‏هاى زبان و ادبیات فارسى به چاپ رسیده است. سال تولد: 1297، مرتبه علمى: استاد: رشته: زبان و ادبیات فارسى، دانشكده: ادبیات و علوم انسانى، دانشگاه: تهران خلاصه شرح حال تخصصى سوابق تحصیلى: كارشناسى زبان و ادبیات فارسى از دانشكده ادبیات و علوم انسانى دانشگاه تهران در سال 1328، كارشناسى ارشد زبان و ادبیات فارسى از دانشكده ادبیات و علوم انسانى دانشگاه تهران در سال 1332 و دكتراى زبان و ادبیات فارسى از دانشكده ادبیات و علوم انسانى دانشگاه تهران در سال 1334. مرتبه علمى: تدریس در دبیرستانهاى دامغان، تهران، دانشگاههاى تهران و آنكارا، استاد دانشكده ادبیات و علوم انسانى دانشگاه تهران از سال 1349 تاكنون. زمینه‏هاى علمى و تحقیقاتى: زبان و ادبیات فارسى، تصحیح و شرح دیوان ذوالفقار شروانى، تصحیح انتقادى تحفه‏الملوك، تركیب‏سازى در مخزن‏الاسرار نظامى. تألیفات تعداد تألیفات (نگارش یا ترجمه كتاب) بزبان فارسى: 11 تعداد تألیفات (نگارش یا ترجمه كتاب) بزبان خارجى:- زمینه علمى تألیفات: بزرگان و سخن‏سرایان همدان، سبك نثر فارسى، كسائى مروزى (تحقیق در احوال و اشعار)، درباره زبان فارسى، فن بدیع، تأثیر معارف اسلامى در ادبیات، تصحیح دیوان ناصر بخارائى، تصحیح ینبوع‏الاسرار فى نصائح‏الابرار، المستخلص یا جواهرالقرآن (عربى- فارسى)، تفسیر جزء سى‏ام قرآن كریم، مقام رض (در شرح حال امام رضا (ع))، مرآت حیات در عرفان. مقالات تعداد مقالات بزبان فارسى: 28، تعداد مقالات بزبان خارجى: 2 زمینه علمى مقالات: پیرامون كلمه شیخ و سید، خالص استرآبادى، دیوان منصور حلاج از كیست؟، تسمیه پسر بنام پدر، رساله ذهبیه، دو اثر نویافته از صائب تبریزى، ایران‏شناسى، مقلدان بوستان، تكرار قافیه در شعرهاى حافظ، سبك نثر بلعمى و غیره. مدرس. تولد: 1297، همدان. درگذشت: 1372، تهران. مهدى درخشان بعد از اتمام تحصیلات متوسطه و اخذ مدارك كارشناسى و كارشناسى ارشد زبان و ادبیات فارسى از دانشگاه تهران در سالهاى 1328 و 1332، موفق به اخذ مدرك دكترى در رشته‏ى زبان ادبیات فارسى از دانشكده‏ى ادبیات و علوم انسانى دانشگاه تهران در سال 1334 گردید. وى پس از گذراندن رتبه‏هاى استادیارى و دانشیارى دانشگاه تهران، در سال 1349 به مرتبه استادى به دانشگاه تهران ارتقا یافت. دكتر درخشان در تمام دوران خدمت خود به تحقیق و تدریس در دانشگاه‏هاى تهران و آنكارا پرداخت و دانشجویانى را تربیت نمود. از وى یازده جلد كتاب در زمینه‏هاى زبان فارسى، بزرگان و سخن سرایان و معارف اسلامى به یاگار مانده است. همچنین از ایشان حدود سى مقاله به زبان‏هاى فارسى و انگلیسى در مجلات داخلى (ماهنامه‏هاى «آموزش و پرورش» و «كیهان فرهنگى»، نشریه‏ى «دانشكده ادبیات و علوم انسانى»، روزنامه‏هاى «كیهان» و «اطلاعات») و خارجى در زمینه‏هاى زبان و ادبیات فارسى به چاپ رسیده است. از جمله كتاب‏هاى او مى‏توان به این عنوان‏ها اشاره نمود: تصحیح دیوان ناصر بخارایى؛ دیوان اشعار كسایى مروزى؛ درباره‏ى زبان فارسى؛ بزرگان و سخنسرایان همدان (جلد اول، 1341، این كتاب به صورت دو جلد در سال 1374 چاپ شده است).

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 1 شهریور 1395  - 3:58 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1292 ش)، نویسنده. در كرمان متولد شد. پس از پایان تحصیلات دوره‏ى ابتدایى و متوسطه، به سال 1313 ق به تحصیل در رشته تاریخ و جغرافیاى دانشسراى عالى پرداخت و موفق به دریافت لیسانس شد. وى در رشته‏ى فلسفه‏ى جدید در دانشكده‏ى ادبیات نیز تحصیل كرد. بهمنیار در شهریور سال 1316 ش به دبیرى دبیرستان پهلوى و دانشسرا منصوب شد. و در آذر همان سال بازرسى فنى آموزشگاههاى كرمان نیز به وى محول شد. از آثار او: «تاریخ دودمان بویه»؛ «راهنماى امتحانات نهایى».

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 1 شهریور 1395  - 3:58 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1290 ش)، نویسنده، محقق و مترجم. در تهران متولد شد. تحصیلات مقدماتى خود را در زادگاه خویش انجام داد و بعد به فرانسه رفت و به ایران بازگشت و در سال 1314 ش در دانشسراى عالى به تدریس پرداخت و تاریخ ملل قدیم را درس گفت. وى تألیفات و ترجمه‏هاى زیادى دارد از جمله: ترجمه‏ى «تاریخ مصر قدیم»؛ «تاریخ یونان قدیم»؛ «تاریخ ملل قدیم آسیاى غربى»؛ «سیر تاریخ»؛ «تاریخ جهانى»، در دو مجلد؛ «فرهنگ اساطیر»؛ مسئله‏ى شرق»؛ «تارخى اروپا، قرون وسطى و آغاز قرن جدید».[1] درگذشت: 1371. احمد بهمنش از تحصیل كردگان دارالفنون بود و جزو محصلان اعزامى به اروپا و فرانسه به تحصیل تاریخ پرداخت. پس از بازگشت چندى در دبیرستان‏ها درس مى‏گفت تا این كه به دانشگاه منتقل شد و در دانشكده‏ى ادبیات بیشتر تاریخ یونان و روم را بر عهده داشت. بهمنش چند كتاب در زمینه تدریس و مطالعات خود به چاپ رسانیده است. از جمله آثار اوست: تاریخ اروپا در قرون وسطى و آغاز قرون جدید (مخصوص سال چهارم ادبى و دانشسراى مقدماتى)؛ تاریخ جهانى (تألیف شارل دولاندلن، 1347)؛ تاریخ یونان باستان؛ فرهنگ اساطیر یونان و روم (پیر گریمال 1376).

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 1 شهریور 1395  - 3:58 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1317 -1257 ش)، نویسنده. معروف به صبح صادق. در شیراز متولد شد و همان جا مقدمات عربى و فارسى را آموخت. وى در سن هجده سالگى براى ادامه‏ى تحصیل به تهران آمد و مشغول تدریس شد. بهشتى براى تكمیل فقه و اصول به نجف اشرف و كربلا سفر كرد و بعد از آن به بندرعباس نزد سیدمحسن مجتهد، عموى خود، رفت. بعد از فوت وى به بمبئى مسافرت كرد و در آنجا به تجارت و موعظه پرداخت. او پس از چندى از بمبئى عارم مدرس و كلكته شد و در آنجا با روزنامه‏ى «حبل‏المتین» همكارى كرد. از كلكته به افغانستان سفر كرد و مدتى در مدرسه اسلامى كراچى به تحصیل زبان انگلیسى پرداخت، بعد از آن نیز به بندرعباس برگشت و مدیریت مدرسه‏ى جاوید را به عهده گرفت. بهشتى در زمان تشكیل قشون جنوب، به سال 1303 ش، امتیاز روزنامه‏ى «صبح صادق را گرفت و به مدت یك سال این روزنامه را منتشر ساخت. او در كازرون وفات یافت.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 1 شهریور 1395  - 3:58 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1300 ش)، نویسنده و شاعر. در بوشهر چشم به جهان گشود. علوم ابتدایى و متوسطه را در زادگاه خود فراگرفت و به دریافت گواهیناگمگه‏ى دیپلم توفیق یافت. از آن پس به خدمت فرهنگ درآمد و به عنوان دبیر دبیرستانهاى شیراز به تدریس پرداخت، سپس براى ادامه‏ى تحصیل به تهران آمد و در رشته‏ى زبان و ادبیات فارسى به دریافت لیسانس نایل شد. از آثار او: «شراره‏هاى عشق»؛ «لغزها»؛ «شهر سبز»؛ «تقویم تاریخى»؛ «چیستان در ادبیات فارسى»؛ «راهنماى آثار تاریخى كازرون»؛ «یادبود یاران»؛ «راز باران»؛ «تبخالها»؛ «گلهاى شهر سبز»؛ «رمز اعداد در ادبیات فارسى»؛ «غوغاى جوانى».

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 1 شهریور 1395  - 3:58 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1289 ش)، نویسنده، شاعر و روزنامه‏نگار. در سارى متولد شد. وى پس از اتمام تحصیلات وارد خدمت دولتى و عهده‏دار مشاغلى مختلف شد و قرائت‏خانه‏اى در سارى دایر كرد و با نشریات «قانون»، «حلاج»، «نسیم شمال»، «ارمغان» همكارى داشت. او امتیاز نشریه‏اى به نام «كنار دریا» را نیز گرفت. بهروزى در نظم و نثر دست داشت. از آثار منثور او: «اگر خدا بخواهد».

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 1 شهریور 1395  - 3:58 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع :

احمد آرام (۱۲۸۱-۱۳۷۸ش)، مترجم و نویسنده .در محله چاله میدان تهران متولد شد. پس از پایان تحصیلات متوسطه از دارالفنون، در سال ۱۳۰۴ احمد آرام به تدریس فیزیک و شیمی پرداخت. او متوجه شد که درس‌های تجربی بصورت نظری و بدون فعالیت آزمایشگاهی تدریس می‌شود. ایشان به ابتکار جدیدی دست زد و کتابی با عنوان هدیه سال نو «‌مجموعه تجربیات فیزیکی و شیمیایی» منتشر کرد. «هدیه سال نو» نخستین کتاب آموزشی در کارهای آزمایشگاهی شامل آزمایش های فیزیک و شیمی است که استاد احمد آرام آن را در بهمن سال ۱۳۰۴ تألیف کرده است. احمد آرام سپس به رشته حقوق روی آورد ولی پس از چندی آن را رها کرد وبه پزشکی تمایل یافت، ولی این یک نیز چندان پای بندش نکرد ودر آخرین سال آن را نیز رها کرد و به فعالیتهای فرهنگی و ترجمه روی آورد. وی به همراه دکتر نصیری از بنیانگذاران تالیف کتاب‌های درسی در ایران است و مدتی به عنوان معاون وزیر آموزش و پرورش در دهه ۲۰ هجری شمسی فعالیت داشته‌است. استاد آرام یکی از نخستین مؤلفان کتاب‌های درسی و آموزشی بود که هم به تنهایی و هم با کمک دیگران کتاب‌های فیزیک و شیمی دبیرستان را تألیف کرد. علاقه‌ای که به امیرکبیر داشت نام مجموعه‌ای از کتاب‌های خود را به نام «مجموعه امیر»‌ نامگذاری کرد. احمد آرام تا حدود سال ۱۳۳۰ نزدیک به چهل جلد کتاب درسی و آموزشی نوشت. احمد آرام یکی از پرکارترین مترجمین معاصر است که بیش از یکصد و چهل اثر از زبانهای انگلیسی فرانسه و عربی ترجمه کرده‌است. وی در ترجمه کتاب ها، دقت می کرد تا معادل های فارسی مناسب برای واژه های خارجی بیابد و از اصطلاحات و واژه های فرنگی استفاده نکند. خود وی در این باره می گوید: من در زمینه طب کتابی ترجمه کرده ام که حدود 1200 صفحه دارد. در این کتاب سعی کرده ام حتی یک کلمه فرنگی نیاورم. البته کار بسیار مشکلی است، ولی من این کار را انجام دادم. مرحوم احمد آرام روز ۱۴ فروردین سال ۱۳۷۸ در آمریکا درگذشت و طی مراسمی در روز ۲۲ فروردین و پس از انتقال به تهران تدفین شد. وی در سال ۱۳۸۲ به عنوان یکی از چهره های ماندگار برگزیده شد. آثار : وی بیش از یکصد و چهل اثر از زبانهای انگلیسی فرانسه و عربی ترجمه کرده‌است . برخی از آثار ترجمه ایشان شامل: اثبات وجود خدا ؛ سه حکیم مسلمان (نوشته حسین نصر) ؛ علم و تمدن در اسلام (نوشته حسین نصر) ؛پیدایش و مرگ خورشید ؛ تکامل فیزیک (تأليف آلبرت اینشتین)؛ تاریخ تمدن (نوشته ویل دورانت)، انتقال علوم یونانی بعالم اسلامی (تالیف دلیسی اولیوی)؛ مشرق زمین گاهواره تمدن هگل و مبانى انديشه معاصر تاریخ علم (تاليف جرج سارتن)؛ شش بال علم؛ متفكران اسلام (نوشته بارون كاراد)؛ حدس ها و ابطل ها(نوشته كارل پوپر) ؛ هگل و مبانى انديشه معاصر (نوشته اميرمهدى بديع)؛ یونانیان و بـربـرهـا (نوشته اميرمهدى بديع)؛ هیئت ؛ لغتهای قرآن؛ معلم نمونه؛ انديشه‏هاى كلامى شيعه (نوشته مارتين مكدرموت) می باشد.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 1 شهریور 1395  - 3:58 PM

ملیت : روسیه   -   قرن : 19 منبع :

الكساندر نيكالايويچ آستروفِسْكي، نمايش‏نامه‏نويس معروف روسي در نوزدهم مارس 1823م در مسكو به دنيا آمد و پس از طي تحصيلات خود در رشته حقوق، به وكالت دعاوي پرداخت. وي در همين زمان به نگارش روي آورد و در ابتدا آنچه را درباره طبقه بازرگانان، محيط زندگي و خصوصيات اخلاقي آنها فراگرفت در آثارش منعكس كرد. آستروفسكي تا آخر عمر هر سال يك كمدي منتشر كرد و خود نيز در كشور روسيه به شهرت رسيد تا جايى كه در شمار برجسته‏ترين نمايش‏نامه‏نويسان قرن نوزدهم و پيش‏گامان اعتلاي حقوق تئاتر در روسيه بود. آستروفسكي به موازات نگارش نمايش‏نامه‏هاي كمدي و تاريخي، به موضوع و تاريخ معاصر خود نيز توجه خاص داشت و در اين زمينه نيز آثاري خلق كرد. موضوع در نمايش‏نامه‏هاي آستروفسكي پيوسته رو به گسترش مي‏رود و علاوه بر طبقه بازرگانان، طبقه‏هاي ديگر جامعه را نيز در برمي‏گيرد. وي در عرصه نگارش، هم‏چون يك نقاش برجسته، جامعه عصر خويش را به نمايش مي‏گذاشت. بينش نيرومند، تازگي طبع و قلم وي در تبديل واقعيت‏هاي زندگي و اجتماع به نمايش‏نامه، از يك سو باعث قرار گرفتنش در جايگاه يك شخصيت استثنايى شد و از طرف ديگر، عامل تغييرات مهمي در تئاتر روسيه گرديد. نفوذ و تاثير آستروفسكي در ادبيات و آداب و رسوم روسيه چنان اوج گرفت كه او را بزرگ‏ترين نمايش‏نامه‏نويس روسيه در دوره رئاليسم يا واقع‏گرايى دانسته‏اند. وي هم‏چنين در راه ايجاد تئاتري ملي، خارج از حيطه سانسور و انحصار تلاش كرد و تا رسيدن به اين هدف، اين مسير را ادامه داد. از آستروفسكي آثار متعددي برجاي مانده كه توفان، جنگل، دختر برفي، رؤيا بر رود ولگا و قرباني آخر از آن جمله‏اند. الكساندر آستروفسكي سرانجام در 14 ژوئن 1886م در شصت و سه سالگي درگذشت.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 1 شهریور 1395  - 3:58 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

تولد: 1291. درگذشت: 15 مهر 1356. هوشنگ میرمطهرى سال‏ها در وزارت دادگسترى خدمت كرد و سپس به وزارت آموزش و پرورش منتقل شد. وى به فلسفه و زیبایى شناسى علاقه داشت و شعر هم مى‏سرود. مقاله‏هایش در مجله‏هاى «سپیده‏ى فردا»، «مجله‏ى حقوقى»، «یكان ریاضى»، «آموزش و پروش»، «معارف اسلامى» و «وحید» به چاپ مى‏رسید. وى سه شماره از مجله‏اى به نام «شیوه» را منتشر كرد. از آثار اوست: گربه فیلسوف (تهران، 1369). همسر ایشان آذرمیدخت میر مطهرى كتابى را به یاد وى در سال 1362 منتشر نمود: یادنامه: نمونه‏اى از منظومات همسرم هوشنگ میرمطهرى.

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 1 شهریور 1395  - 3:58 PM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

تولد: 1309. درگذشت: 1362. میرزا رحیم محمد رحیمى لاهرودى كتابى در خصوص اسلام و هدف انسان تحت عنوان راه خوشبختى یا هدف انسان (تهران، 1372)؛منتشر كرده است.

 

نویسنده : نظرات 0 دوشنبه 1 شهریور 1395  - 3:58 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 17

جستجو



در وبلاگ جاری
در كل اينترنت

نویسندگان

امکانات جانبی