چرا هیچ یک از امامان علیه السلام هویت شخصی حضرت مهدی علیه السلام را بیان نکردهاند
اولا:
تا آنجا که ممکن بود هر یک از معصومین علیهم السلام از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله گرفته تا امام عسکری علیه السلام در صدد تشخیص هویت حضرت مهدی علیه السلام برآمدهاند، همان گونه ه از روایات ذکر شده استفاده شد.
ثانیا:
همان گونه که از بسیاری روایات استفاده میشود موقعیت حضرت مهدی علیه السلام از جهت سیاسی بسیار خطیر بوده است، زیرا حاکمان ظلم و جور از آنجا که میدانستند او با ظلم و بی عدالتی در سطح گسترده مقابله میکند و زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد، لذا از ابتدا در صدد مقابله شدید با او بر آمده بودند.
به همین جهت، اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام نیز با احتیاط تمام با نشر قضیه ولادت حضرت برخورد میکردند، تا از طرفی زمینهسازی اعتقاد ولادت آن حضرت را بیان کرده باشند و از طرف دیگر کاری نکنند که جان آن حضرت در خطر افتد.
ادامه مطلب
چرا متکلمین بحث از رجعت را در علم کلام مطرح میکنند
عوامل مختلفی در بحث از رجعت در علم کلام وجود دارد که به برخی از آنها اشاره میکنیم:
1- رجعت از امور اعتقادی است که در روایات بسیاری به آن اشاره شده است.
2- رجعت با مسأله امامت ارتباط دارد، زیرا به این نکته اشاره دارد که امامان شیعه مورد ظلم و تعدی قرار گرفتهاند و لذا در عصر حکومت حضرت مهدی علیه السلام بازگشته و حکومت خواهند کرد.
3- رجعت از آنجا که از علایم قیامت و مربوط به معاد است لذا در عقاید بحث میشود.
4- رجعت زمینهساز اعتقاد به معاد است، زیرا همان گونه که غیبت صغرا زمینهساز غیبت کبرا و هموارکننده آن بود، قیامت صغرا نیز که همان رجعت است هموارکننده قیامت کبرا خواهد بود.
5- رجعت با مسأله ثواب و عقاب نیز ارتباط دارد زیرا در آن نشانههایی است از عقاب و ثواب برای کسانی که در کمال کفر و یا ایمان به سر بردهاند.
ادامه مطلب
چرا ما نمیتوانیم خدمت امام خود برسیم
اولا:
ما باید ملاحظه کنیم که وظیفه ما در این عصر و زمان چیست و برای رسیدن به کمالی که هدف از خلقت ما قرار گرفته چه باید بکنیم؟
وظیفه ما جز عمل به دستورات و وظایفی که از ناحیه امامان معصوم علیه السلام به ما ابلاغ شده و سیده چیز دیگری نیست. اگر چه مجرد ملاقات حضوری خود نیز شرفی خاص است.
ثانیا:
منشأ محرومیت از ملاقات حضرت علیه السلام و غیبت ایشان خود ما بودهایم و خود ما نیز میتوانیم با رداشتن موانع ظهور در رفع این محرومیتها سهیم باشیم.
ثالثا:
برای هر امتی در هر عصر و زمانی یک نوع امتحان است و مسأله غیبت امام زمان علیه السلام در این وره برای جامعه شیعی یک نوع امتحان بزرگ محسوب میشود.
رابعا:
کسی نگفته ما نمیتوانیم خدمت آقا امام زمان علیه السلام مشرف شویم، این امر برای هر کس مقدور است ولی مقداری سنخیت لازم دارد. باید غبار و زنگار را از چشم و دل زدود تا قابلیت لقای حضرت را پیدا کرد، و به طور کلی احتیاج به دویدن نیست بلکه اگر خود را اصلاح کنیم آن حضرت خود به دیدارمان خواهد آمد.
ادامه مطلب
چرا کتاب مونس الحزین به شیخ صدوق نسبت داده شده است
احتمال دارد که این قضیه به جهت تناسب با تاریخ قم در حاشیه این کتاب نوشته شده و سپس به مرور زمان از حاشیه داخل متن کتاب شده است. و از آنجا که فتال نیشابوری در سال 508 به شهادت رسیده و دو قرن بعد از نویسنده کتاب تاریخ قم بوده که معاصر شیخ صدوق است، لذا این کتاب به شیخ صدوق نسبت داده شده است.
این کار بسیار زیاد اتفاق افتاده است که صاحب قاموس الرجال نمونههایی از آن را نقل میکند. از آن جمله اینکه در کتاب مقنعه شیخ مفید رحمة الله علیه در مورد حدیث نماز استخاره ذات الرقاع آمده است. و هذه الروایة شاذة.(984)
ولی مرحوم مجلسی بعد از نقل کلام مقنعه میگوید: سید بن طاووس میگوید: نزد من نسخهای قدیمی از کتاب مقنعه است که تاریخ آن منطبق بر عصر شیخ مفید است و در آن این جمله: و هذه الروایة شاذه وجود ندارد. لذا ممکن است که برخی از حاشیه نویسان آن را در حاشیه کتاب نوشته ولی به مرور زمان داخل در متن کتاب شده است.(985)
مؤید این مطلب اینکه در زمان قدیم چاپ نبوده، و از روی هر کتاب استنساخ (رونویسی) میکردهاند و افرادی بودند که حرفه آنها رونویسی بوده است هر چند خودشان عالم به مباحث آن کتاب نبودهاند.
ادامه مطلب
چرا کارگردانان به مقولة آخرالزمان نمی پردازند؟ گفت وگو با محمدرضا اسلاملو
اشاره:
محمدرضا اسلاملو، از جمله کارگردانان متعهدی است که در سالیان اخیر پرداختن به باور مهدوی و فرهنگ انتظار را وجهة همت خود قرار داده و در این زمینه کارهای ارزشمندی را تولید کرده که از جمله می توان به برنامه های مستندی چون «در انتظار موعود»، «جهان در انتظار»، «تا ظهور» و... اشاره کرد.
البته برخی از این برنامه ها به هنگام پخش با موانعی برخورد کردند که شرح آن را در گفت وگویی که با ایشان انجام داده ایم خواهیم خواند.
در هر حال با آشنایی بیشتر با فعالیت های این هنرمند و همچنین بررسی زمینه ها و موانع ترویج باور مهدوی و فرهنگ انتظار گفت و گوی یک ساعته ای با وی ترتیب دادیم که توجه شما عزیزان را به حاصل این گفت وگو جلب می کنیم.
جناب اسلاملو به عنوان اولین سؤال از نخستین تجربة هنری خود یعنی مجموعه تلویزیونی «در انتظار موعود» بگویید.
سال ها بود به دنبال این بودم که پیرامون حقیقت «انتظار» مجموعه ای هنری تهیه کنم و آن را وظیفة خود می دانستم، اما مقداری تردید داشتم از طرفی ترس نیز اجازة این کار را به من نمی داد زیرا تجربه ای تلخ و منفی، به نام انجمن «حجتیه» ذهن فرهنگی و هنری جامعه را تخریب کرده بود و این امر باعث خلأ فرهنگی شده و هیچ کس جرئت و شهامت نزدیک شدن به این مقوله را پیدا نکند.
من خیلی دوست داشتم با فیلم سازی به حقیقت انتظار نزدیک شوم، بنابراین با دیدن اولین فیلم خارجی در خصوص «آخرالزمان» این جرقه در ذهن من زده شد که آیندة بشریت و «موعود» سوژه ای بسیار مناسب برای فیلم سازی است و باید ساخته شود و این حس، قوت قلبی به من داد و جالب آن که قبل از دیدن فیلم تصور می کردم تنها من هستم که به این مقوله فکر می کنم، در حالی که این سوژه جهانی است و باید به آن پرداخته شود.
همین جا در حاشیه عرض کنم، اوایل جنگ بود که نیروهای بسیجی آموزش می دیدند و به جبهه اعزام می شدند، من هم عضو بسیج بودم و دوربین به دوش همراه این عده اعزام شدم، در یک منطقة سرسبز گروه به ستون یک حرکت می کرد و یک نفر نیز پرچم سبزی به دست، داشت که روی آن «یا قائم آل محمد»(ع) حک شده بود و باد آن را بسیار زیبا به اهتزاز درآورده بود من این صحنه را ضبط کردم، همانطور که از سینه کش کوه بالا می رفتیم، از پشت ویزور که نگاه کردم، یک لحظه پیش خودم گفتم ممکن است این ها جزئی از لشکریان امام زمان(عج) باشند، این مسئله خیلی مرا گرم کرد و این پلان ضبط شد، و بارها از تلویزیون پخش گردید. به خصوص این که دعای عهد را با صدای زیبایی روی آن پیاده کرده بودم و این امر در بیننده خیلی اثر می گذارد.
این اولین تجربة من بود. هنگامی که شهید «آوینی» از صدا و سیما رفت و مسئول ویدئویی حوزة هنری شد از همه خواست برای فعالیت هنری دور هم جمع شوند و برنامه تولید کنند، من طرح خودم را که «در انتظار موعود» نام داشت ارائه کردم، شهید آوینی پذیرفت و ما کلید کار را زدیم. امروز تأسف می خورم که چرا روی این سریال دقت و حساسیت بیشتری به خرج ندادم و برای پایان یافتن آن عجله کردم. البته شاید علت آن این بود که برای اولین بار مقابل دوربین دربارة مهدویت سخن گفته می شد، به هرحال سد شکسته شد و موانعی که وجود داشت از میان برداشته شد و همکاران با تعجب پی گیر موضوع بودند و مشتاق بودند ببیندند سرانجام کار به کجا ختم می شود، حتی یکی از فیلم سازان با من تماس گرفت و گفت می خواهم در زمینة مهدویت فیلم داستانی بسازم؛ پس این نشان می دهد که سد شکسته شده و همگان پذیرفته اند که حقیقت ظهور می تواند دست مایة فیلم سازی قرار گیرد. و این نکته برای من خیلی مهم تر از خود فیلم بود، زیرا باعث شد جریان فیلم سازی مهدویت و انتظار بوجود آید.
آقای اسلاملو با توجه به توضیحاتی که در خصوص تهیة سریال «در انتظار موعود» ارائه نمودید بفرمایید آیا این برنامه از رسانة ملی پخش شد؟ اگر خیر، علت آن چه بود؟
متأسفانه کل سریال از سیما پخش نشد. دلیل آن نیز ترسی بود که مسئولین وقت صدا و سیما در دل داشتند، در یک قسمت از این مستند شفا یافتن یک جانباز شیمیایی چگونگی تشرف او خدمت امام زمان(عج) را ضبط کردم. آن جانباز بسیار جالب و گیرا مسئلة تشرف را تشریح کرده بود. من عکس های مجروحیت و شفا یافتنش را نیز ضبط کردم ولی متأسفانه سیما از پخش کردن آن خودداری کرد، من تصور می کنم صدا و سیما هنوز هم با مقولة مهدی موعود(عج) بیگانه است و لذا حاضر نیست در این مقوله کاملاً وارد شود. اینکه چه باید کرد؟ و چگونه می توان ابر سیاه بیم را از آسمان صدا و سیما دور کرد؟ سؤالی است که من نیز به دنبال یافتن پاسخ صحیح آن هستم به اعتقاد من با همین امکانات موجود صدا و سیما می توان مشکلات فرهنگی، هنری کشور را حل نمود.
سؤال دیگر من باز می گردد به اینکه با توجه به گذشت یک دهه از ساخت سریال مستند «در انتظار موعود» و تغییراتی که در فضای فرهنگی کشور به وجود آمده آیا زمان پخش آن از طریق سیما نرسیده است؟
اینکه فضای فرهنگی و هنری جامعه تغییر کرده و متفاوت تر از گذشته شد قبول دارم و برای من هم جای سؤال است که چرا صدا و سیما آن را پخش نمی کند؟ با این تفاسیر من کار خود را متوقف نکردم و برنامه های دیگری تهیه و نسبت به ساخت مستند «جهان در انتظار» و «تا ظهور» اقدام کردم و خوانندگان عزیز اطلاع دارند که ساخت سریال مستند بسیار مشکل تر از ساخت فیلم سینمایی می باشد.
هدف و مراد شما از رفتن به سمت این گونه سوژه ها چیست؟ با توجه به اینکه سوژه های مختلفی در جامعه وجود دارد؟
اگر پاسخ این سؤال را بیست سال پیش می دادم خیلی ها می خندیدند ولی امروز فضای جامعه پذیرای این امر است لذا در پاسخ بخش اول سؤال عرض می کنم: بهترین و ناب ترین سوژه برای کار کردن حقیقت ظهور و آخرالزمان است. اگر غربی ها حقیقت ظهور را آن گونه که در اسلام آمده باور داشتند تصور می کنید چه اقداماتی انجام می دادند؟ حتماً فضای فرهنگی دنیا را تغییر می دادند و شرایط را به گونه ای در ذهن مردم ترسیم می کردند که افراد تصور می کردند هر لحظه ممکن است ظهور تحقق پیدا کند و جهان را همواره در حال آماده باش نگه می داشتند، در حالی که این حقیقت به صورت رایگان در اختیار ما قرار دارد و ما ارزش این نعمت بزرگ و الهی را نمی شناسیم، به گمان من کتاب ظهور بر روی طاقچة ذهن ها در حال خاک خوردن است، در تشرفی که به حج داشتم برنامه ای ساختم به نام «زائران اُحد» طرح دیگری در دست تهیه دارم با عنوان «حق و باطل» که ادامة مستند «تا ظهور» می باشد و در آیندة نزدیک ساخته خواهد شد، دغدغة ذهنی من همیشه جنگ و ظهور بوده است به همین دلیل سعی دارم آنچه می سازم با مستندات گذشته تفاوت داشته باشد.
جناب اسلاملو سؤالی که به ذهن من رسید این است که آیا نگاه شما در بحث منجی گرایی با نگاه دیگران تفاوت دارد؟ چرا؟
اینکه دنبال چه هستم، باید بگویم مانند همة انسان هایی که منتظر آن حضرت هستند و آرزو دارند برای رضایت قلب ایشان کاری انجام دهند، این علاقه و خواست من نیز هست و همین امر باعث شده بیشتر به بحث مهدویت بپردازم. و این خواست درونی، مرا به اینجا کشانده است. من فکر می کنم در پیشگاه حضرت حجت(عج) شرمنده ام و خود را فرد موفقی در ترویج فرهنگ مهدویت نمی دانم، زیرا کاری که بتوان گفت کارستان باشد صورت نداده ام و مانند یک فرد مبتدی در حال تمرین کردن هستم؛ امیدوارم بتوانم کاری در شأن حضرت(ع) ارائه دهم.
با توجه به اینکه شما در کوران ساخت فیلم های مستند مهدویت هستید، مشکلات و موانع فیلم سازی در این مقوله را منبعث از کجا می دانید؟
مشکل اصلی از آنجا ناشی می شود که هنرمندان و کارگردانان کشور به آخرالزمان نمی پردازند، البته نسبت به سال های گذشته این روند بهتر شده است، ولی رضایت بخش نیست، برای اینکه ده سال آینده افسوس این روزها را نخوریم باید تلاش مضاعف نمود، من اعتقاد دارم اگر به مقولة مهدویت بیشتر و بهتر بپردازیم اتفاق مهم و مبارک ظهور خیلی زودتر از آنکه تصور می شود به وقوع خواهد پیوست، زیرا با پدید آمدن انقلاب اسلامی کلید ظهور زده شده و ظهور صغرا واقع شده و آن اتفاق غیرممکن به وقوع پیوسته است.
در سریالی که ساختم با یکی از علمای لبنان به نام شیخ «فتلاوی» که کتاب های زیادی هم نوشته مصاحبه کردم؛ او که تحقیقات زیادی حول ظهور انجام داده می گفت: به روایت جالبی دست پیدا کرده ام مبنی بر این که انسان با عمر طبیعی می تواند به وقوع پیوستن انقلاب مهدوی و ظهور حضرت را شاهد باشد. می خواهم این نتیجه را بگیرم که اگر به حقیقت مطلق که همان حضرت بقیة الله(عج) می باشد بپردازیم، چقدر به ظهور نزدیک خواهیم شد! گاهی اوقات انسان مشاهده می کند اقداماتی را که ما باید برای بسترسازی ظهور انجام دهیم به دست دشمنان رقم زده می شود. البته با برداشتی که خودشان از آخرالزمان دارند، من خیلی تأسف می خورم که چرا در اردوگاه مسلمانان به مقولة «منجی گرایی» کم توجهی می شود؛ در حالی که باید هرچه زودتر گرد و غبار گذشت زمان و غفلت را از کتاب زیبای ظهور بزداییم و آن را باز کنیم و حل تمامی مشکلات امروز و فردا را از درون آن جست وجو کنیم، به برکت امام مهدی(عج) پنجره های زیادی وجود دارد و هرکس می تواند به تناسب موقعیت و وسعت دید خود از پنجره ها به باغ سر سبز انتظار بنگرد.
جناب اسلاملو علت کم کاری و یا کاستی هنرمندان را در عرصة مهدویت چگونه ارزیابی می کنید؟
به نظر من بختکی روی فعالیت فرهنگی، هنری کشور سایه انداخته است و این مانع جنب و جوش، حرکت و پویایی می شود از طرفی عدم استفادة صحیح از حقایقی که در اختیار داریم باعث کم کاری می شود، شرایط فرهنگی ما همانند فرد خواب آلوده ای است که باید او را کاملاً بیدار کرد. اگر می خواهیم فیلم بسازیم باید ترس و نگرانی را نادیده گرفت و با شهامت تمام وارد میدان مبارزة فرهنگی (فیلم سازی) شد.
حال که بحث به اینجا رسید اجازه بدهید سؤال کنم چه تکلیفی را برای اهل هنر، سینما، تلویزیون و در یک کلمه اهل امضا در بحث مهدویت قائل هستید؟
من تصور می کنم همه سعی دارند به تکلیف خود در این راستا عمل کنند؛ حال اگر آن اتفاق که باید رخ دهد حاصل نمی شود به لحاظ کم ارادتی نسبت به آقا نیست بلکه درک ها پایین است، قدرت و درک ما کامل نشده و همه از شدت کار ضعیف شده اند چون فعالیت ها به صورت متفرقه انجام می پذیرد، زیرا به نظم و وحدتی که مدنظر اسلام است دست پیدا نکرده ایم.
شما در طول تهیه و ساخت سریال های مستندی که برای حضرت حجت(عج) ساخته اید آیا با موارد شگفت انگیز مانند امداد و... برخورد کرده اید؟
به صورت مشخص خیر، ولی به طور عام بله، زیرا در همة آنچه ما انجام داده ایم عنایت حضرت را پشت آن احساس می کردم. مثلاً برای تهیة مجموعه ای با عنوان «تولد دوباره» که پیرامون زندگی تازه مسلمانان است سفری به استکهلم داشتم در آنجا با افراد جالبی برخوردم. یک تازه مسلمان که از کشور اندونزی بود و نام اسماعیل را برای خود انتخاب نموده بود، ابتدا با مکتب اهل سنت آشنا شده ولی پس از مطالعه و تحقیق مذهب تشیع را برگزیده است. او از آخرالزمان و حضرت مهدی(عج) به گونه ای سخن می گفت که ما تصور کردیم او یکی از یاران نزدیک حضرت است، من در آنجا به این نکته پی بردم که چه جهان منتظری داریم؟ و اینها شگفتی آفرین است. به نظر من اگر مجلة «موعود» سایتی مخصوص مهدی موعود راه اندازی کند با مخاطبان زیادی در جهان ارتباط برقرار خواهد کرد آنگاه پی خواهیم برد که منتظران در جهان به چه میزان هستند. و حاضرند مطالب و مقالاتی برای مجله ارسال نمایند.
یکی از علل موفقیت های غرب در زمینة فرهنگی این است که آنها بر این اعتقادند که هرملتی نسبت به آینده آگاهی داشته باشد می تواند در آن دخل و تصرف کند و آن را به نفع خود تغییر دهد و این تفکر از «علم گرایی» برمی خیزد، پس غرب مبنای موفقیت خود را برعلم گراِیی نهاده است و دلیل اینکه آنها در فیلم ها به آخرالزمان می پردازند این است که تصور می کنند آینده را می شناسند، چون از دریچة ناقص فرهنگ خود به آن نگاه می کنند و چون برداشت آنها ناقص است به حقیقت نمی رسند. پس اگر دقت کرده باشید در فیلم ها به آینده پرداخته و پیرامون آن سخن گفته و آن را به نفع خود تغییر می دهند همین وضعیت را در عراق شاهد هستیم، من تمام برنامة شبکه های ماهواره ای را که چهل روز قبل از حمله به عراق پخش می کردند ضبط کردم، همة مبلغان مسیحی انجیل گرا آتش بیار معرکه بودند و تحلیل آنان این بود که علت پیروزی ایرانیان در جنگ با عراق پشتیبانی فرهنگی و اعتقادی آنان توسط علما و مداحان بود و لذا بیست و چهار ساعته مبلغان مسیحیت بسترسازی فرهنگی و اعتقادی می کردند. در یکی از برنامه ها بر روی نقشة عراق تحلیل می کردند و به شهر «سامراء» که رسیدند دیالوگ آنها این جمله بود که، «آخرین پیامبر مسلمانان از این شهر برمی خیزد پس ما باید این شهر را تصرف کنیم. تا مسلمانان تسلط نداشته باشند. زیرا در غیر این صورت آنان دنیا را فتح خواهند کرد.» و این برداشت را ربط می دادند به مکاشفات یوحنا، اما چرا تاکنون موفق نشده اند، این به دلیل شناخت ناقص آنان نسبت به آینده می باشد.
آخرین سؤال را اینگونه مطرح می کنم که «هالیوود» از یک پشتیبانی علمی و اتاق فکر قوی برخوردار است آیا این وضعیت را نمی توان در سینمای ایران دنبال کرد، یعنی حوزه های علمیه و علما به کمک سینما بیایند؟
فاصلة دین و سینما در ایران زیاد است در حالی که در حوزه ها معادن علم و معرفت وجود دارد پس باید پلی قوی بین این دو ایجاد کرد.
همانطور که شما اشاره کردید علت رشد آنها (غربیان) باز می گردد به اینکه آنها قدم های علمی را خوب برداشته اند و پل ها را ساخته اند و در پس فیلم هایی که می سازند تفکر، اندیشه و تحقیق وجود دارد و سخت هم مشغول هستند، لذا نتیجة کار و تلاش خود را می گیرند ما نیز با توجه به منابع عظیم و ذخایر مهم و بکری که داریم، می توانیم به کمک ابزار و امکانات و تکنولوژی، هنری متعهد و بالنده داشته باشیم. یک ضعف نهایی که در سنیمای ما وجود دارد نبودن پشتیبانی فرهنگی و علمی از جانب حوزه هاست که با ایجاد پل این مشکل برطرف خواهد شد؛ در این شرایط می توان فایل های زیادی به همین منظور به وجود آورد آنگاه هرکس بخواهد فیلمی وسریالی بسازد به راحتی می تواند از اطلاعات و دانش های موجود استفاده کند در این صورت از دوباره کاری و تکرار جلوگیری خواهد شد.
از زمانی که برای انجام این مصاحبه در اختیار ما قرار دادید تشکر می کنم.
ادامه مطلب
چرا قوانین ادیان آسمانی پیشین به نحو اکمل پیاده نشد
پیاده شدن عدل و داد و قوانین الهی در جامعه احتیاج به گذران دو مرحله دارد:
1- مرحله تنظیم قوانین اجتماعی از ناحیه قانون گذاری که عالم و عادل است، این مرحله با ارسال و انزال کتب انجام پذیرفت.
- مرحله تطبیق قوانین الهی که با گذر از دو شرط قابل پیاده شدن در جامعه بشری است:
الف: رسیدن جامعه بشری به رشد و تکامل فکری، تا استطاعت درک آن قوانین را داشته باشد و نیز به آن ایمان آورد.
ب:
تنفیذکننده و پیادهکننده آن قوانین، عالم، مقتدر و معصوم باشد تا بتواند آن قوانین را در سطح عالم پیاده نماید.
ادامه مطلب
چرا قرآن به طور رسمی به مسئله ولادت و وجود امام مهدی علیه السلام اشاره نکرده است
اولا: قرآن به بسیاری از مسائل عقیدتی و عملی اشاره نکرده است بلکه بیان آن را به پیامبرش واگذار نموده است. گر چه اصول معارف و احکام در قرآن کریم موجود است.
ثانیا:
از برخی از آیات قرآن به طور وضوح ولی کلی استظهار میشود که باید در هر زمانی انسان کامل و معصومی به نام حجت خدا موجود باشد، که درباره هر یک از این آیات در جای خود بحث خواهیم کرد.
ادامه مطلب
چرا فرزندان برخی از پیامبران یا امامان نااهل شدند
اولا:
جعفر گر چه فرزند امام است ولی از ناحیه مادر ضمانت داده نشده است. آنچه مسلم است اینکه امام معصوم باید در اصلاب شامخه و ارحام مطهره باشد، ولی نسبت به اولاد آنها چنین ادعایی نشده است و ذا مشاهده میکنیم که فرزندان برخی از انبیا و اوصیا نااهل و منحرف درآمدند.
ثانیا: گاهی ابتلاءات و مشکلاتی در زندگی برخی از انبیا و امامان پدید میآمد تا کسی توهم و خیال ربوبیت آنها را نکند.
ادامه مطلب
چرا دعای فرج را نمیخوانی؟
ابو الحسین بن علی ابی البغل کاتب میگوید:
از طرف ابی منصور بن صالحان مسئول انجام کاری شدم. اما در طی انجام مسئولیت قصوری از من سر زد، آنچنان که او بسیار خشمگین شد، و من از ترس، متورای و مخفی شدم و او در جستجوی او بود.
در یکی از شبهای جمعه به طرف مقابر قریش - مرقد امام کاظم (علیه السلام) و امام جواد (علیه السلام) - برای عبادت و دعا رفتم. آن شب هوا بارانی و طوفانی بود. به خادم حرم مطهر که ابا جعفر نام داشت گفتم: درهای حرم را ببند تا من بتوانم در خلوت مشغول دعا و راز و نیاز باشم. زیرا بر جان خود ایمن نیستم، و ممکن است کسی قصد سوئی نسبت به من داشته باشد.
او نیز قبول کرد و درها را بست.
نیمه شب، در حالی که باد و باران همچنان ادامه داشت و هیچ کس در آنجا نبود، مشغول دعا و زیارت و نماز بودم که ناگاه صدای پایی از طرف قبر امام موسی بن جعفر (علیه السلام) به گوشم رسید. مردی را دیدم که مشغول زیارت حضرت امام کاظم (علیه السلام). او ابتدا بر حضرت آدم (علیه السلام) و انبیاء عظام (علیه السلام) درود فرستاد، آنگاه یکیک ائمه معصومین (علیه السلام) را مورد خطاب و سلام قرار داد تا به امام دوازدهم حجت بن الحسن (علیه السلام) رسید اما نام ایشان را ذکر نکرد.
من تعجب کردم و باخودم گفتم: شاید نام حضرت را فراموش کرد، یا امام (علیه السلام) را نمیشناسد، و یا اصلا به امامت ایشان اعتقاد ندارد و مذهب دیگری دارد وقتی زیارتش به پایان رسید دو رکعت نماز خواند و متوجه قبر امام جواد (علیه السلام) شد، و به همان ترتیب مشغول زیارت و سلام شد و دو رکعت نماز خواند.
من ترسیدم، زیرا او را نمیشناختم، و جوانی بود در هیئت مردی کامل و پیراهنی سفید بر تن و عمامهای بر سر داشت که انتهای آن را از زیر گلو گزرانده بود همچنین شالی به کمر بسته و عبایی بر دوش انداخته بود. پس از نماز به من فرمود: ای ابوالحسین بن ابی البغل! با دعای فرج چه قدر آشنایی؟
گفتم: آقای من! کدام دعا؟
فرمود دو رکعت نماز بخوان و بگو:
یا من اظهر الجمیل و ستر القبیح، یا من لم یواخذ بالجریره و لم یهتک الستر، یا عظیم المن یا کریم الصفح یا حسن التجاوز، یا واسع المغفره، یا باسطالیدین بالرحمه، یا منتهی کل نجوی، و یا غایه کل شکوی، یا عون کل مستعین، یا مبتدئا بالنعم قبل استحقاقها.
سپس بگو:
یا رباه (ده مرتبه) یا سیداه (ده مرتبه) یا مولاه (ده مرتبه) یا غابتاه (ده مرتبه) یا منتهی غایه رغبتاه (ده مرتبه) اسالک بحق هذه الأسماء و بحق و محمد و آله الطاهرین علیهم السلام الا ما کشفت کربی و نفست همی و فرجت غمی و اصلحت حالی.
پس هر حاجتی که داری از خداوند مسئلت نما. پس از آن گونه راست صورتت را بر زمین بگذار و صد بار بگو:
یا محمد یا علی! یا علی یا محمد اکفیانی فأنکما کافیای و انصرانی فانکما ناصرای.
سپس گونه چپ صورتت را بر زمین بگذار و صد بار بگو: ادرکنی (و پس از صد بار این ذکر را) بسیار تکرار کن.
سپس به اندازه یک نفس بگو الغوث الغوث الغوث....
آنگاه سر از سجده بردار که ان شاء الله خداوند حاجتت را برآورده خواهد نمود.
وقتی من مشغول نماز و دعا شدم، آن شخص خارج شد. بعد از اینکه نماز و دعایم به پایان رسید به طرف ابوجعفر خادم رفتم تا بپرسم این مرد که بود؟ و چگونه وارد حرم مطهر شده بود؟
وقتی درها را برسی نمودم دیدم همه درها بسته و قفل زده بودند.
بسیار تعجب کردم، و با خود گفتم: شاید اینجا در دیگری دارد که من نمیدانم. پیش ابو جعفر رفتم. او داشت از داخل اطاقی که به عنوان انبار روغن چراغ از آن استفاده میکردند، بیرون میآمد، فورا به او گفتم: این مرد که بود؟ چطور توانسته بود وارد حرم شود؟
ابوجعفر گفت: همانطور که میبینی درها بسته و قفل زده هستند، من هم که آن را باز نکردم من آنچه را که دیده بودم برای او تعریف کردم.
گفت: او مولایمان صاحب الزمان (علیه السلام) است، من بارها ایشان را وقتی حرم خالی است - مثل امشب - دیدهام.
از اینکه چه موقعیتی را از دست داده بودم خیلی ناراحت شدم.
وقتی فجر دمید از حرم خارج شدم به طرف محله کرخ رفتم، در این مدت آنجا مخفی شده بودم. هنگامی که خورشید دمید عدهای از مأموران صالحان با اصرار از دوستانم سراغ مرا گرفتند، و با خواهش بسیار خواستند که مرا ملاقات کنند.
آنها نامهای هم با خود داشتند که در آن صالحان نوشته بود که مرا بخشیده و امان داده است. (همچنین مطالب جالب توجه درباره خوبیها و گذشته خوب من و آینده خوبی که در انتظارم میباشد در آن قید شده بود).
آنگاه با یکی از دوستان مورد اعتمادم از مخفیگاه خودم خارج شده و با ابی منصور ملاقات کردم. وقتی مرا دید به پاخاست و بسیار مرا مورد احترام خود اقرار داد، و چنان رفتار خوبی از خود نشان داد که تا حال از آن چنین رفتاری ندیده بودم. آنگاه گفت: آیا آن قدر ناراحت شده بودی که از من به صاحب الزمان (علیه السلام) شکایت کردی؟
گفتم: من فقط درخواستی ساده و دعایی معمولی کردم.
گفت: چه میگویی؟ دیشب (شب جمعه) بدون مقدمه مولایم صاحب الزمان (علیه السلام) را در خواب دیدم، ایشان به من دستور دادند تا با تو به لطف رفتار کنم و از این ستمی که بر تو کرده بودم مرا مورد مواخذه قرار داد.
گفتم لا اله الا الله! گواهی میدهم که خاندان رسالات و ائمه معصومین (علیه السلام) نه تنها بر حقاند بلکه خود منتهی درجه حقیقت هستند من نیز مولایمان (علیه السلام) را بدون مقدمه در بیداری دیدم، و به من چنین و چنان فرمودند. و آنچه را که دیده بودم کاملا شرح دادم.
او از این داستان بسیار تعجب کرد. پس از آن از ابی منصور بن صالحان کارهای شایسته و بزرگی به سبب این رویداد انجام پذیرفت، من هم به برکت مولایمان صاحب الزمان (علیه السلام) به مقاماتی در دستگاه او رسیدم که اصلا به فکرم هم نمیرسید(40)
ادامه مطلب
چرا در کتاب تاریخ قم که پنج باب دارد اثری از قضیه جمکران نیست
کتاب تاریخ قم که الان در دسترس محققین است یک چهارم اصل کتاب میباشد؛ زیرا مطابق آنچه در کتاب آمده این کتاب مشتمل بر بیست باب بوده که تنها پنج باب آن به دست رسیده و چاپ شده است. و لذا احتمال قوی است که قضیه جمکران در آن بخشی از تاریخ قم بوده که مفقود شده است. و مرحوم محدث نوری و مشایخ او بر اصل کتاب دسترسی پیدا نکردهاند. و لذا او این قضیه را از سید نعمت الله جزایری نقل کرده که اصل نسخه تاریخ قم در دسترس او بوده است.
ادامه مطلب
