چه امتیازی در انتظار منجی موجود است
اهل سنت گر چه اصل انتظار فرج مهدی علیه السلام را قبول دارند ولی اعتقاد به ولادت او ندارند ولی شیعه امامیه و برخی دیگر از مذاهب اسلامی و غیر اسلامی به انتظار ظهور شخصی به عنوان منجی نشستهاند که او موجود است و ناظر اعمال و رفتار و گرفتارهای مسلمانان است. این نوع انتظار به طور قطع و حتم، اثرات بیشتری در زنده نگه داشتن جامعه و ایجاد روح و امید بیشتر دارد. زیرا کسی که معتقد به اصل فرج است بدون آنکه نجات دهنده را در قید حیات و در کنار خود ببیند و او را احساس کند و ناظر اعمال خود بداند، چندان تأثیری در وجود او ندارد، بر خلاف کسی که معتقد است او زنده بوده و بر تمام احوالش ناظر است و هنگام گرفتاریهای شدید به فریاد او خواهد رسید. به طور حتم اعتقاد به چنین منجی و انتظار چنین شخصی تأثیر به سزایی در روحیه انسان منتظر دارد، تأثیری که قابل مقایسه با تأثیر نوع اول نیست.
لذا شیعه به جهت اعتقاد به این چنین انتظاری همیشه در طول تاریخ خود زنده بوده و هیچ گاه با این همه فشارها که بر او وارد شده امید خود را از دست نداده است.
شیعه همیشه خویش را در کنار منجی و مصلح خود احساس میکند و این نوع احساس آثار تربیتی و ایمانی بیشتری دارد.
ادامه مطلب
چه اشکالاتی نسبت به اعتقاد شیخیه درباره کیفیت وجود امام زمان علیه السلام در عصر غیبت وجود دارد
عقیده و نظر شیخیه به سرکردگی شیخ احمد احسائی درباره کیفیت وجود امام زمان علیه السلام در عصر غیبت و کیفیت بدن او و مکان او از اشکالات بسیاری برخوردار است. اینک به برخی از آنها اشاره میکنیم:
1- تحلیل این بدن هورقلیایی و اعتقاد به حیات امام زمان علیه السلام با بدن هورقلیایی در واقع به معنای انکار امام زمان علیه السلام در روی زمین است. زیرا اگر مراد آن است که حضرت مهدی علیه السلام در عالم مثال و برزخ چه برزخ اول یا برزخ دوم زندگی میکند یا آن چنان که قبر را آنان از عالم هورقلیا میدانند، پس آن حضرت حیات با بدن عنصری ندارد و حیات و مثل حیات مردگان در عالم برزخ است. و این با احادیث متواتر عدم خلو زمین از حجت سازگاری ندارد.
2- این اعتقاد با ادله عقلی که قبلا اشاره شد بر ضرورت وجود امام زمان علیه السلام در این عالم مناسبت ندارد.
3- شیخ احمد احسائی عالم هورقلیا را حد وسط بین دنیا و ملکوت معرفی میکند و در حالی که عالم ملکوت همان عالم مثال است.
4- این سخن که حضرت مهدی علیه السلام با بدن هورقلیایی زندگی میکند صرفا یک ادعای بدون دلیل است و هیچ دلیل عقلی و نقلی بر آن اقامه نشده است.
5- در قرن سیزدهم، گزافگویی و به کار بردن واژههای نامانوس و الفاظ مهمل، بسیار رایج شد و حتی عوام مردم اینها را نشانه علم و دانش میپنداشتند و بعید نیست که شیخ احمد احسائی و نیز سید کاظم رشتی به جهت خوشایند جاهلان و عوام به این واژههای و کلمات روی آورده باشند.
نتیجه سخنان شیخ احمد پیدایش مذاهب ضاله بابیت و بهائیت و سرانجام بی دینی به اسم آیین پاک به وسیله کسروی بوده، و این میدان عمل و نتایج اسفبار سخنان شیخیه، خود محک و ملاک خوبی بر ضعف و سستی این سخنان است.
ادامه مطلب
چه ارتباطی بین امام زمان علیه السلام با کوه رضوی و ذی طوی است
امام زمان علیه السلام در عصر غیبت کبرا مکان خاصی ندارد، نه در کوه رضوی مخفی است و نه در ذی طوی و نه در سرداب مقدس. آری برخی از فرقههای کیسانیه که منقرض شدهاند معتقد بودند که محمد بن حنفیه در کوه رضوی مخفی است. پس چه ارتباطی با این دو کوه و امام زمان علیه السلام وجود دارد که در دعای ندبه به آن اشاره شده است؟
پاسخ : قبل از پاسخ اشکال باید بدانیم که رضوی و ذی طوی چه مکانی است؛
ذی طوی اسم مکانی است داخل حرم که حدود یک فرسخ تا مکه فاصله دارد و از آنجا خانههای مکه پیداست.(1030)
و رضوی کوهی از کوههای مدینه منوره است در نزدیکی ینبع، که فاصله بین آن کوه تا مدینه چهل میل است. در مدح و فضیلت آن کوه روایاتی وارد شده است.
در جواب سؤال فوق میگوییم: آری ما معتقدیم که حضرت مکان معین در عصر غیبت ندارد و روایات و ادعیه این مطلب را تأیید میکند، ولی این جمله به معنای آن نیست که حضرت در کوه رضوی یا در منطقه ذی طوی مخفی است، بلکه معنایی کنایی دارد به این معنا که برای حضرت هیچ مکان معینی نیست، و لذا این جمله هیچ ارتباطی با عقیده کیسانیه ندارد.
و اما اینکه چرا این دو مکان به طور خصوص در این دعا ذکر شده، به جهت تقدس و تبرک این دو مکان است، و ثابت شده که حضرت علیه السلام در این دو مکان زیاد تردد داشتهاند.
و ممکن است که در ذکر این منطقه اشاره به این نکته باشد که حتی این دو موضع که مورد اهتمام کیسانیه است تحت تصرف امام مهدی علیه السلام و محل تردد آن حضرت است. و یا اینکه مقصود از ذی طوی مکه مکرمه و رضوی مدینه منوره باشد، آن گونه که در کتاب اخبار مکه اشاره شده است.
ادامه مطلب
چه آثاری در نقل علائم ظهور است
با تاملی در روایات علایم ظهور و بررسی همه جانبه آن پی به آثار و فواید نشر آنها در میان جامعه خواهیم برد. اینک به برخی از آنها اشاره خواهیم کرد:
1- آگاهی امت از پرچمها و دعوتهای ضلال و گمراهکننده.
2- بشارت به ظهور دعوتهای حق و قیامهایی که در آن مردم را به حق دعوت مینمایند.
3- اخبار غیبی از آن جهت که خرق عادت است از اهم دلایل نبوت و امامت به شمار میآید و لذا نشر و تحقق آنها سبب زیاد شده یقین در قلوب مسلمانان خواهد شد.
4- از آن جهت که کفار برای پذیرش اسلام به دنبال دلیل و برهان و معجزهاند این گونه اخبار بعد از تحقق قطعی آنها حجتی برای آنها خواهد بود.
5- بعد از تحقق هر یک از علایم ظهور اطمینان مردم به اصل ظهور بیشتر خواهد شد.
6- تحقق یکایک علایم ظهور در خارج منعکس کننده عزم جدی خداوند متعال در نصرت اسلام و مسلمین بر کفار در سطح کل کره زمین است.
7- مسلمانان را برای آمده شدن و زمینه سازی ظهور تحریک کرده و به آنها آمادگی روحی، سیاسی و جهادی برای شرکت در حکومت آن حضرت را خواهد داد.
8- از آنجا که انسان غریزه و میل به شنیدن اخبار غیبی دارد با طرح این گونه اخبار واقعی و اسلامی جلوی انحرافات فکری از ناحیه کاهنان و منجمان از این طریق گرفته میشود.
9- بخش مهمی از علایم ظهور از امور سیاسی اسلام به حساب میآید که باید مسئولین رده بالا در بررسی مسائل استراتژیک خود به آنها توجه نموده و برنامههای خود را در سطح کلان بر اساس آنها پی ریزی کنند.
10- بحث از علایم ظهور موضوعی نیست که اختصاص به شیعه یا مسلمانان داشته باشد بلکه در هر دین و آیین کم و بیش به علایم ظهور منجی بشریت به هر اسم و نامی پرداخته شده است.
نویسنده آلمانی هالسیل در کتاب خود خبر و سیاست میگوید: ما مسیحیان ایمان داریم که تاریخ بشریت در آیندهای نه چندان دور در معرکهای به نام هرمجدون به پایان خواهد رسید. معرکهای که در آن مسیح بازگشته و بر تمام زندهها و مردگان حکومت خواهد کرد.(1074)
ادامه مطلب
چه آثاری بر انتظار منجی مترتب است
ضرورت و اهمیت انتظار را میتوان از زوایای مختلف مورد بررسی قرار داد:
1- انتظار، دوره آمادهسازی و زمینه سازی برای یک نهضت به شمار میآید و هر انقلاب و حرکتی که این دوره را پشت سر نگذاشته باشد ناقص و بیثمر است.
2- در اهمیت انتظار همین بس که دشمنان آن را مانع تسلط خود بر مسلمانان بر شمردهاند. میشل فوکر، کلر بریر در بحث مبارزه با تفکر مهدی باوری ابتدا قیام امام حسین علیه السلام و بعد انتظار امام زمان علیه السلام را دو عامل پایداری شیعه معرفی میکنند. در کنفرانس تل آویو نیز افرادی مثل برنارد لوییس، مایکل ام جی، جنشر، برونبرگ و مارتین کرامر بر این نکته تکیه فراوان داشتند. آنان در توصیف شیعه گفتهاند: شیعیان به نام امام حسین قیام میکنند و به اسم امام زمان قیامشان را حفظ مینمایند.(78)
ماربین، محقق آلمانی میگوید: از جمله مسائل اجتماعی بسیار مهمی که موجب امیدواری و رستگاری شیعه میباشد، اعتقاد به وجود حجت عصر و انتظار ظهور است.(79)
پتروشفسکی، تاریخدان و ایرانشناس علوم شوروی سابق در این زمینه مینویسد: چشم به راه مهدی بودن در عقاید عمومی مردمی که نهضتهای قرن سیزدهم را در ایران برپا داشتند مقام بلندی را داشته است.(80)
3- دوران انتظار، دوران هجوم فتنهها و مشکلات و گرفتاریها است و آنچه میتواند آرامش قلبی و قدرت روحی به شیعه منتظر بدهد یاد منجی حی و حاضر است.
4- پیراستن از خصایص ناپسند و آراستن خود به اخلاق نیکو از فواید دیگر انتظار است. امام صادق علیه السلام فرمود: من سر ان یکون من اصحاب القائم فلینتظر و لیعمل بالورع و محاسن الاخلاق(81)؛ ...هر کس دوست دارد که از یاران حضرت قائم علیه السلام گردد باید که منتظر باشد و در عین حال به پرهیزکاری و اخلاق نیکو مشغول گردد.
5- از نتایج انتظار تلاش فکری مومن منتظر و بصیرت و آگاهی اوست. فتنهها علاوه بر آنکه غفلت میآورد، شبهه و تردید و تزلزل را نیز در افکار جامعه ایجاد میکند و آن منتظر واقعی است که چون به هوشیاری فکری رسیده بیدار است و به شبهات پاسخ میگوید.
امام صادق علیه السلام فرمود: طوبی لمن تمسک بامرنا فی غیبة قائمنا فلم یزغ قلبه بعد الهدایة...(82)؛ خوشا به حال کسی که در زمان غیبت قائم ما به فرمان ما تمسک جوید که در نتیجه قلب او هرگز به طرف باطل متمایل نخواهد شد.
6- انتظار از آنجا که انسان را به عمل وا میدارد و در جامعهای که حالت انتظار منجی الهی حاکم است، تحرک و پویایی حکم فرماست و بشر را به زمینهسازی و اصلاح فردی و اجتماعی وا میدارد، عاملی ارزشمند برای حفظ و بقای شریعت است.
7- انتظار از آن جهت که محرک عمل است زمینهساز ظهور منجی عالم بشریت خواهد بود.
ادامه مطلب
چه آثار و فوایدی بر بحث از مهدویت در این زمان مترتب است
برخی بر این گماناند که طرح و بررسی موضوع مهدویت در این زمان امری بی فایده است، زیرا این موضوع مربوط به آیندهی بشریت است و آینده و اتفاقات آن امری است مجمل و مبهم، اما آنچه وظیفهی ماست اینکه به تکالیف خود در عصر و زمان خود عمل کنیم زیرا هر عصر و زمانی مقتضیات خود را میطلبد...(8).
پاسخ : بحث از مهدویت در این عصر و زمان آثار و فوایدی دارد که به برخی از آنها اشاره میکنیم:
1- آرمان قیام و انقلاب مهدی علیه السلام یک فلسفه بزرگ اجتماعی، اسلامی است. این آرمان بزرگ گذشته از اینکه الهامبخش ایده و راهگشای به سوی آینده است، آینه بسیار مناسبی است برای شناخت آرمانهای اسلامی.(9)
2- نوید به برپایی حکومتی جهانی و اسلامی ارکان و عناصر مختلفی دارد که برخی فلسفی و جهانی است و جزئی از جهان بینی اسلامی است، و برخی فرهنگی و تربیتی است، برخی سیاسی است و برخی اقتصادی و برخی اجتماعی است. و برخی انسانی یا انسانی، طبیعی میباشد.(10)
انسان میتواند با الگو پذیری از برنامههای جامع و فراگیر حضرت در عصر ظهور به آرمانهای واقعی اسلام نزدیک شود.
3- در طول تاریخ و در سطح جهان، انقلابهای گوناگونی از قبیل فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و... صورت گرفته است، ولی اکثر این انقلابها یا در شروع موفق نبوده و یا اینکه در مواجهه با مشکلات فراوان و مقابله با دشمنان خود نتوانسته است دوام بیاورد... و تنها نگاه سبزی که شیعه به مهدویت دارد میتواند با ایجاد روحیه امید در جامعه، مردم را از ناامیدی و یأس برهاند. شیعه معتقد به امام زمانی زنده و حاضر و ناظر بر اعمال خود است که او را در مواقع حساس کمککار خواهد بود. این اعتقاد از جهت روانشناسی آثار عمیقی را در روحیه شیعیان خواهد گذاشت.
4- از آن جهت که وقت تشکیل حکومت امام زمان علیه السلام مشخص نیست و هر لحظه میتواند زمان ظهور باشد، لذا وظیفه داریم که نظری به مباحث مهدویت و ظهور کرده و خصوصیات عصر ظهور و وظایف خود در آن عصر را بدانیم.
5- رسیدن به حکومت جهانی توحیدی در عصر ظهور، شرایطی دارد که برخی از آنها به دست خود بشر حاصل میگردد، از آن جمله رسیدن بشر به تکامل همه جانبه و رسیدن به مستوای عالی فکری است. لذا بر ماست که آرمانهای اصیل اسلامی در عصر ظهور را بدانیم تا بتوانیم هر چه بهتر در نزدیک شدن آن سهیم بوده و زمینه ساز ظهور حضرت باشیم.
6- بحث از مهدویت تنها بحث از اموری نیست که مربوط به آینده بشریت باشد بلکه بحث از امامت و مهدویت است، بحث از اینکه در هر زمانی باید امام معصومی موجود باشد خواه حاضر و مشهور و خواه غایب و پنهان تا حجتها و بینات خداوند باطل نگردد.
و لذا در روایات اسلامی از رسول خدا صلی الله علیه و آله میخوانیم: من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة(11)؛ هر کس بمیرد و پیشوای زمان خود را نشناسد مرده است از نوع مردن زمان جاهلیت.
بحث از مهدویت، بحث از غیبت و فلسفه آن و آثار و برکات وجود امام در این عصر غیبت است.
و لذا بحث از مهدویت از وظایف و تکالیف شیعه در عصر غیبت است.
ادامه مطلب
چه آثاری بر اعتقاد به رجعت مترتب است
در اعتقاد به رجعت آثار و فواید بسیاری مترتب است از آن جمله:
1- از آن جهت که عصر ظهور به مانند بهشت روی زمین است و از طرفی دیگر مفاد روایات رجعت مخصوص انسانهای بسیار خوب و بسیار بد به این دنیا است، لذا این اعتقاد انسان را تشویق میکند تا بکوشد و مصداق انسان خوب گردد تا بتواند در عصر ظهور و حکومت حضرت مهدی علیه السلام به این فضیلت نایل آید.
2- از آنجا که انسان قبل از ظهور باید زمینهساز ظهور مهدی علیه السلام باشد لذا بحث از رجعت اثر ترتیبی و جنبه عملی دارد.
ادامه مطلب
چگونه یک فرد میتواند عهده دار یک تحول بسیار بزرگ گردد
در پاسخ به این پرسش باید گفت: پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله که سرآغاز تمدن جدید قرار گرفت خود مولود تمدن گذشته نبوده است، بنابراین انسانها همیشه مولود شرایط تاریخی و مادی نمیباشند. هنگامی که رابطه پیوسته و تنگاتنگ انسان را با عالم غیب در نظر بگیریم این رابطه عمیق میتواند جهتدهنده انسان به سوی آیندهای جدید باشد و انسانها را انعکاسی از واقعیتهای پیرامون خود تلقی نکنیم.
امام منتظران نیز تجربهای همسان با تجربه گرانقدر پیامبر عظیم الشان اسلام صلی الله علیه و آله خواهد داشت، و یک فتح بزرگ جهانی و تمدنی جدید را آغاز خواهد کرد. بدین ترتیب نقش عظیم یک شخصیت الهی در تغییر مسیر تاریخ آشکار خواهد شد.
ادامه مطلب
چگونه میتوان با 313 نفر دنیا را تسخیر کرد
در مورد سؤال فوق میگوییم:
اولا:
مطابق برخی از روایات حضرت دو نوع یار و یاور دارند: یکی یاران خاص الخاص که 313 نفرند و دیگری یاران خاص که ده هزار نفر میباشند.
این افراد انسانهای عادی به حساب نمیآیند، بلکه کسانی هستند که قلبهایشان در راستای اهداف ضرت مهدی علیه السلام محکم بوده، راسخ قدم میباشند.
ثانیا:
غلبه حضرت با یارانش و بر پایی حکومت عدل جهانی تنها از طریق امور عادی نیست تا بعید به نظر برسد، بلکه همان گونه که قبلا اشاره شد با تأییداتی از جانب خداوند، از قبیل ایجاد رعب در قلوب شمنان حضرت علیه السلام و تأییداتی از ملائکه خواهد بود.
ثالثا:
اراده حتمی خداوند بر پیروزی حضرت تعلق گرفته است و اراده او به هر نحو ممکن محقق خواهد شد.
لذا در قرآن کریم میخوانیم: کم من فئة قلیلة غلبت فئة کثیرة باذن الله(1231)؛ چه بسیارند گروه اندکی که به اذن خداوند، ر گروه بسیار چیرگی مییابند.
رابعا:
از لحاظ اسباب و علل ظاهری هم اگر موضوع را بررسی کنیم حصول چنین فتح و غلبه و تشکیل حکومت الهی ممکن و عملی خواهد بود، زیرا حضرت در موقعی ظهور خواهد کرد که اوضاع و احوال اجتماعی و اخلاقی و سیاسی کاملا مساعد باشد. نظیر رشد و توسعه سریع اسلام در قرن اول است زیرا در آن عصر، فساد اوضاع اجتماعی و اداری کشورها به حدی بود که مردم آمادگی پذیرش حکومت اسلامی را داشتند. این وضعیت در عصر ظهور حضرت نیز وجود دارد.
ادامه مطلب
چگونه میتوان عشق به امام زمان علیه السلام را در دل مردم زنده کرد
جذب مردم خصوصا جوانان به امام زمان علیه السلام و زنده کرده عشق حضرت در دل آنها که در اقتدا و پیروی از او بسیار موثر است راههایی دارد:
1- آنهایی را که میخواهند دلشان ظرف محبت و عشق به ولی خدا شود، از عقاید باطل پاک کنیم، و نیز نفس آنها را از صفات رذیله بزداییم، زیرا دل پاک میخواهد تا قابلیت و ظرفیت عشق و محبت به ولی الله اعظم را داشته باشد.
لذا بزرگان اخلاق در بحث سلوک اخلاقی گفتهاند که سالک در مرحله اول باید تخلیه نفس کند و سپس خود را به محاسن اخلاقی متخلق سازد.
2- سعی کنیم تا حد امکان و آن قدری که از عهده ما بر میآید و طرف مقابل طرفیت و کشش دارد مقامات و کمالات و فضایل آقا امام زمان علیه السلام را برای او بازگو کنیم. برای او بگوییم که حضرت چه جایگاهی در عالم وجود دارد. چگونه از حالات مردم به اذن خدا مطلع است. چگونه مظهر رحمانیَّت خداوند است. چگونه به فکر شیعیان خود میباشد.
انسان ذاتا و فطرتا کمال دوست است و گرایش ذاتی به کمال و انسان کامل دارد. از طرفی اگر در انسان این عشق نسبت به کسی پیدا شد مطیع او میگردد و از آن جهت که مام زمان علیه السلام مردم را به خدا دعوت میکند، لذا با ایجاد عشق و محبت آن حضرت در قلوب مردم در حقیقت مردم به سوی خدا رهنمون میشوند.
میتوان گفت که دعوت مردم به امام زمان علیه السلام و ایجاد عشق آن حضرت در قلوب آنها در حقیقت دعوت به سوی خدا و ایجاد عشق به خدا در قلوب مردم است.
ادامه مطلب
