چه کسانی در عصر غیبت صغرا حضرت را ملاقات نموده‏اند

جماعت بسیاری در عصر غیبت صغرا به ملاقات حضرت شرفیاب شده‏اند که به اسامی برخی از آنها اشاره می‏کنیم:
1- محمد بن عثمان عمری.(485)
2- طریف و ابونصر.(486)
3- ازدی.(487)
4- ابراهیم بن ادریس.(488)
5- ابی عبدالله بن صالح.(489)
6- ابراهیم بن مهزیار.(490)
7- محمد بن اسماعیل بن موسی بن جعفر.(491)
و دیگران.
مرحوم مجلسی در روایتی اسامی 265 نفر از کسانی که در عصر غیبت صغرا به ملاقات حضرت شرفیاب شده‏اند را نام برده است.(492)


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 10:50 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

چه کسانی در مدت پنج سال آخر حیات امام عسکری علیه السلام امام زمان علیه السلام را دیده‏اند

در مورد این سؤال می‏توان به اسامی عده‏ای اشاره کرد:
1- محمد بن عثمان عمری با چهل نفر.(468)
2- ابوهارون.(469)
3- یعقوب بن منقوش.(470)
4- عمرو اهوازی.(471)
5- حکیمه دختر امام جواد علیه السلام.(472)
6- محمد بن اسماعیل بن موسی بن جعفر.(473)
7- ابو نصر ظریف خادم.(474)
8- ابوعلی بن مطهر.(475)
9- عقید خادم و اسماعیل بن علی نوبختی.(476)
10- نسیم، خادم امام عسکری علیه السلام.(477)
11- اصحاب امام عسکری علیه السلام.(478)
12- مردی از فارس.(479)
13- ابو عمرو.(480)
14- ابراهیم بن عبده نیشابوری و خادمش.(481)
15- رشیق صاحب مادرای.(482)
16- کامل بن ابراهیم مدنی.(483)
17- احمد بن اسحاق قمی.(484)


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 10:50 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

چه کسانی در طول تاریخ اسلام مهدویت را به شعر درآورده‏اند

یکی از علائم و قرائن قطعی بودن یک موضوع آن است که کار به جایی رسد که شعرا آن موضوع را به شعر در آورند. قضیه مهدویت از این قبیل است. شعرای اسلامی در طول تاریخ این قضیه را به شعر در آورده‏اند. اینک به اسامی برخی از آنها اشاره می‏کنیم:
1- امام علی علیه السلام.(265)
2- زید بن علی بن الحسین علیه السلام.(266)
3- امام صادق علیه السلام.(267)
4- امام رضا علیه السلام.(268)
5- امام حسن عسکری علیه السلام.(269)
6- ابن ابی الحدید معتزلی.(270)
7- محیی الدین بن عربی.(271)
8- محمد بن طلحه شافعی.(272)
9- صدرالدین قونوی.(273)
10- شیخ عبدالرحمن بسطامی.(274)
11- فضل بن روزبهان.(275)
12- محمد بن طولون (م 953 هق).(276)
13- کمیت بن زید اسدی.(277)


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 10:49 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

چه کسانی در امامت در سنین کودکی شک کرده‏اند

از جمله سؤال‏های مطرح در مورد امام زمان علیه السلام این است که آیا کسی می‏تواند در سنین کودکی به مقام امامت و خلافت برسد؟
ابن حجر هیتمی از علمای اهل سنت می‏گوید: آنچه در شریعت مطهر ثابت شده این است که ولایت طفل صغیر صحیح نیست، پس چگونه شیعیان به خود اجازه داده و گمان بر امامت کسی دارند که عمر او هنگام رسیدن به امامت بیش از پنج سال نبوده است.(519)
احمد کاتب می‏نویسد: معقول نیست که خداوند طفل صغیری را به رهبری مسلمین منصوب کند.(520)


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 10:49 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

چه کسانی به ملاقات حضرت در غیبت کبرا مشرف شده‏اند

کسانی که در غیبت کبرا به لقای حضرت مشرف شده‏اند را نمی‏توان شمارش کرد زیرا برخی از آنها ناشناخته مانده و کسانی هم که شناخته شده‏اند چندان زیاد هستند که شمارش آنها دشوار است، ولی از باب نمونه به برخی از آنها اشاره می‏کنیم:
1- سید بن طاووس رحمة الله علیه.(962)
2- علامه حلی رحمة الله علیه.(963)
3- شیخ قطیفی.(964)
4- مقدس اردبیلی رحمة الله علیه.(965)
5- محمد تقی مجلسی رحمة الله علیه.(966)
6- سید مهدی بحرالعلوم رحمة الله علیه.(967)
7- شیخ مفید رحمة الله علیه.(968)
8- شیخ انصاری رحمة الله علیه.(969)
9- میرزای شیرازی رحمة الله علیه.(970)
10- شیخ حر عاملی رحمة الله علیه.(971)
11- اسماعیل هرقلی.(972)
و دیگران.(973)


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 10:48 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

چه کسانی با حضرت مهدی علیه السلام بیعت خواهند کرد

کسانی که با حضرت بیعت خواهند کرد به ترتیب عبارت‏اند از:
1- جبرئیل امین علیه السلام.
2- اصحاب خاص حضرت.
3- اصحاب عام حضرت.
4- کسانی که در مکه حاضر بوده و به او و دعوتش اعتماد و اطمینان پیدا می‏کنند.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 10:47 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

چه کسانی از علما قائل به جواز و امکان تشرف بوده‏اند

عموم علمای شیعه از قدما و متاخرین قائل به امکان رویت و تشرف به لقای حضرت مهدی علیه السلام در عصر غیبت کبرا بوده‏اند. اینک به برخی از کلامات آنها اشاره می‏کنیم:
1- سید مرتضی رحمة الله علیه‏
ما قطع نداریم که دست کسی به امام نمی‏رسد و بشر نمی‏تواند او را ملاقات کند این امری غیر معلوم است که راهی بر قطع به آن نیست. آن گاه می‏گوید: اگر گفته شود که علت استتار امام خوف از ظالمین و تقیه از معاندین است، در جواب می‏گوییم: این علت در حق اولیا و شیعیانش نیست، پس واجب است که برای آنها ظاهر گردد....(953)
2- شیخ طوسی رحمة الله علیه‏
ما تجویز می‏کنیم که بسیاری از اولیا و قائلین به امامت او به خدمتش رسیده و از او نفع ببرند.(954)
3- سیدبن طاووس رحمة الله علیه‏
وی خطاب به فرزندش می‏گوید: راه به سوی امامت باز است برای کسی که خداوند - جل شأنه - اراده کرده تا به او عنایت و نهایت احسان کند.(955)
و نیز در جایی دیگر می‏گوید: گر چه امام الان از جمیع شیعیان غایب است ولی ممتنع نیست که جماعتی از آنان به ملاقات حضرت مشرف شده، از گفتار و کردار ایشان استفاده کنند و از دیگران کتمان نمایند....(956)
4- آخوند خراسانی رحمة الله علیه‏
او در مباحث اجماع می‏گوید: ...گر چه احتمال تشرف برخی از افراد صالح و اوحدی به خدمتش داده می‏شود و احیانا او را نیز می‏شناسند.(957)
5- محقق نائینی رحمة الله علیه‏
او نیز در مبحث اجماع می‏گوید: و اما در زمان غیبت، عادتا رؤیت حضرت ممکن نیست. آری، گاهی در زمان غیبت برای اوحدی و افراد صالح تشرف به خدمت حضرت و گرفتن حکم از ایشان امکان‏پذیر است.(958)


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 10:47 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

چه کسانی ادعای مهدویت کرده یا در حق آنها ادعای مهدویت شده است

این گونه افراد در طول تاریخ اسلام بسیار بوده‏اند که برخی از آنها عبارتند از:
1- محمد بن حنفیه؛ که مختار در حق او ادعای مهدویت کرد.(278)
2- موسی بن طلحه؛ که مردم در حق او ادعای مهدویت کردند.(279)
3- ابوهاشم بن محمد بن حنفیه؛ که گروهی معتقد به مهدویت او بودند.(280)
4- عمر بن عبدالعزیز.(281)
5- عبدالله بن معاویة بن عبدالله بن جعفر.(282)
6- اسماعیل فرزند امام صادق علیه السلام؛ گروهی مرگ او را انکار کرده و قائل به مهدویت او شدند.(283)
7- محمد بن عبدالله بن حسن؛ او در سال صد هجری ادعای مهدویت نمود. بزرگان خط اعتزال مردم را به بیعت با او دعوت می‏نمودند.(284) ابوالفرج اصفهانی می‏گوید: کسی شک نداشت که او مهدی است و حتی گروهی از بنی هاشم نیز با او بیعت کردند.(285)
8- مهدی عباسی؛ منصور عباسی لقب فرزندش را مهدی گذاشت تا مردم را از این طریق اغفال کرده و به اعتقاد مهدویت با او بیعت کنند.(286)


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 10:46 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

چه فایده‏ای در وجود امامی است که حافظ شرع و ملت نبوده و اجرای احکام الهی نمی‏کند

گاهی سؤال می‏شود: اگر قرار است که امام در پشت پرده غیبت باشد و بر کسی ظاهر نگردد و نیز متولی اقامه حد و تنفیذ حکم نگردد و مردم را به حق و جهاد با دشمن دعوت نکند چه فایده‏ای در وجود اوست؟
پاسخ :
1- غیبت امام به جهتی از ناحیه ما می‏باشد، و لذا در ظهور او نیز عملکرد ما دخیل است.
2- در عصر غیبت هرگز حدود الهی و تنفیذ احکام و دعوت به حق و جهاد با دشمنان تعطیل نمی‏گردد بلکه بنا بر توکیل عام از جانب امام زمان علیه السلام این امور به فقها واگذار شده است.
3- امام گر چه غایب است ولی نسبت به احکام کلی جنبه نظارتی داشته و حافظ مجموعه شریعت است. و لذا در صورتی که اجماعی بر خلاف حق تشکیل شود دخالت کرده و القای خلاف می‏نماید.
4- وجود امام آن گونه که در جای خود گفته شد واسطه فیض الهی و علت غایی خلقت است و بدون او زمین مضطرب خواهد شود و لذا او واسطه تکوین نیز می‏باشد.
5- امام گر چه از انظار عموم مردم غایب است ولی نسبت به نفوس قابل هدایت باطنی دارد، او هر نفسی را که قابل هدایت ببیند از راه باطن او را به حق و حقیقت رهنمون خواهد ساخت.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 10:45 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

چه عواملی زمینه ساز حکومت واحد جهانی است

ممکن است گفته شود با توجه به تشتت آرا و اختلاف مذاهب و تنوع حکومت‏ها و ناسازگاری آن‏ها نسبت به یکدیگر تشکیل حکومت واحد جهانی ممکن به نظر نمی‏رسد؛ چگونه می‏توان همه میلت‏ها را تحت حکومت واحدی جمع کرد.
پاسخ : نه تنها تشکیل حکومت جهانی ممکن و میسور است بلکه امری حتمی و لازم به نظر می‏رسد و علل و عوامل زیادی در زمینه‏سازی آن دخیل می‏باشند:
1- خطر جنگ و خونریزی که همواره مانند کابوس وحشتناکی بر سر جوامع انسانی سایه افکنده، تنها با وحدت حکومت در سطح جهان و یکپارچگی همه امت‏ها بر طرف می‏شود.
2- به تصریح دانشمندان تضاد منافع ریشه اصلی و اولی برخوردهای خونین و پیکارهای سهمگین حکومت‏ها با یکدیگر است. حال اگر بدانیم که شعار حکومت حضرت، عدل و انصاف برای کل جامعه بشری است همگی به سوی حکومت عدل جهانی سوق داده می‏شوند.
3- یکی دیگر از عوامل تشکیل حکومت جهانی تکامل عقول و ادراکات بشر است که به نوبه خود می‏تواند زمینه‏ساز حکومت جهانی گردد؛ زیرا بشر هم از ناحیه خود در راه حرکت به سوی کمال و ترقی و تکامل عقلانی است و هم در هنگام ظهور حضرت مهدی علیه السلام به کمال نهایی خود نایل می‏گردد، و لذا می‏توانند با یکدیگر تألف کرده و به حکومت جهانی تن دهند، زیرا همه تعارض و تزاحم‏ها از ناحیه کم عقلی و جهل و کم خردی است.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 10:45 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]