حقیقت انتظار چیست

انتظار، کیفیتی روحی است که موجب به وجود آمدن حالت آمادگی است برای آنچه انتظار دارند، و ضد آن یأس و ناامیدی است هر چه انتظار بیشتر باشد آمادگی بیشتر است.اگر انسان مسافری داشته باشد که چشم به راه آمدن او است هر چه زمان رسیدن او نزدیک‏تر گردد آمادگی برای آمدنش فزونی می‏یابد. حالت انتظار، گاهی به پایه‏ای می‏رسد که خواب را از چشم می‏گیرد چنان که درجات انتظار از این نظر تفاوت می‏کند، همچنین از نظر حب و دوستی نسبت به آنچه را انتظار دارد تفاوت دارد. هر چه عشق به منتظر افزون باشد آمادگی برای فرارسیدن محبوب افزون می‏گردد و دیر آمدن و فراق محبوب دردناک می‏گردد، تا بدانجا که انسان منتظر از خود بی خود می‏شود و دردها و سختی‏های دردآور و مشکلات سخت خود را در راه محبوب حس نمی‏کند.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 11:16 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

حقوق مادر و همسر از نگاه امام سجاد (ع)

شاید به خاطر زحمات طاقت فرسای مادر در پرورش دوران جنینی و شیردهی اولاد که منحصر به مادر است و در این فراز رساله حقوق، امام سجاد(ع) اولا با کلام خود دلایل توجیهی اهمیت حقوق مادر را ذکر می کنند، ثانیا سپاسگزاری و قدرشناسی از حق مادر را دستور می فرمایند...

 

« بسم الله الرحمن الرحیم »

شاید به خاطر زحمات طاقت فرسای مادر در پرورش دوران جنینی و شیردهی اولاد که منحصر به مادر است و در این فراز رساله حقوق، امام سجاد(ع) اولا با کلام خود دلایل توجیهی اهمیت حقوق مادر را ذکر می کنند، ثانیا سپاسگزاری و قدرشناسی از حق مادر را دستور می فرمایند؛ اما امام چه دلایلی را برای توجیه اهمیت حق مادر می فرمایند؟

حق مادر

این است که بدانی:

۱ ـ تو را حمل کرده در حالی که هیچ کس دیگری را حمل نمی کند.

۲ ـ از میوه قلبش تو را اطعام کرده که هیچ کس چنین لطفی نمی کند.

۳ ـ تو را با تمام اعضا و اندامش حفاظت و نگهبانی کرده است.

۴ ـ باکی نداشته که تو سیر باشی ولی خود گرسنه بماند.

۵ ـ او تشنه باشد تو سیراب باشی.

۶ ـ خود برهنه باشد تو پوشانده شوی.

۷ ـ او در گرمای آفتاب باشد ولی برای تو سایه ای از محبت فراهم کند.

۸ ـ به خاطر تو بیداری کشیده است.

۹ ـ تو را از سرما و گرما نگه داشته است.

 

پس بدان که نمی توانی شکر او را بجاآوری مگر این که خداوند مساعدت و کمک کند.
امام(ع) با این توجیهات لطیف می فرمایند که حق مادر را نمی توان ادا کرد مگر به لطف الهی.

در آیات شریفه قرآن نیز گاه به مادر به تنهایی (با الفاظ ام یا والده) و گاه به والدین اشارت رفته است.
در این آیات به شیردهی اطفال توسط زنان تا حدودی که به مشقت نیفتند دستور فرموده است (آیه ۲۳۳ بقره) و گاه به بارداری توأم با سختی و زایمان توام با آن مشقت تصریح فرموده اند (آیه ۱۵ احقاف) و گاه به وحی به زنان صالحه (آیه ۳۸ طه) توجه شده است.

و گاه به والدین و رابطه مؤمنین با والدین برای اساس قاعده احسان (آیه ۲۱۵ بقره و آیه ۱۴ لقمان) امر فرموده است، همچنین دعا برای والدین دستور داده شده است.
البته معلوم است که اطاعت والدین تا جایی است که به کفر یا شرک یا ارتکاب معصیت فرمان ندهند. کسانی که والدین خود را از دست داده اند نباید دلخور باشند که آنها نیز نزد پروردگار حیات دارند و برای آنها استغفار کنند، رد دین نمایند یا خیرات کنند. بدیهی است که فرزندان نیز در برابر والدین حقوقی دارند.


نکته اینجاست که والدین بر حسب غریزه و فطرت متوجه اولاد و نگهداری و رشد او هستند ولی توجه به والدین دچار سستی و نقصان است. در آیات شریفه به حق انفاق والدین، ارث بردن والدین در قید حیات از اولاد خود امر فرموده اند که تفصیل احکام آن در فقه و احکام فقهی آمده است و در قوانین نیز وجود دارد. مراد این است که در روزگار پیری و ناتوانی، پدر و مادری که نیازمند مراقبت، نگهداری و هزینه های ضروری هستند محتاج نباشند و عزت و حرمتشان شکسته نشود.


در قانون مدنی نیز درباره هزینه نزدیکان همین اصول حفظ شده است و لذا بر فرزند مستطیع، انفاق والدین نیازمند و ناتوان فرض است و نباید ترک شود ولی آنچه ضابطه است فراتر از احکام قانونی است و آن نیکی به والدین است.

حقوق همسران

در رساله حقوق امام سجاد(ع) روی حقوق زنان که بر ذمه و عهده شوهر است تاکید شده است. امام(ع) ابتدا به چند دلیل بر رعایت حقوق همسران تاکید می فرمایند. اولا بدانید:

 
۱ ـ خداوند در زنان برای شما آرامش و موأنست (همنشینی توام با انس و علاقه) قرار داده است.

2 ـ زنان نعمتی از خداوند متعال برای شما هستند.

در چند سطر دیگر دلیل دیگری را بر این می افزایند:

۳ ـ زیرا که زنان در عقد و قید و بند زندگی خانوادگی هستند.

۴ ـ حقوق مردان بر زنان واجب تر است، امام (ع) به دنبال این عبارات حقوق زنان را می فرمایند:

۱ـ۴ـ اکرام زنان
۲ـ۴ـ رفق و مدارای با زنان
۳ـ۴ـ رحمت و مهربانی با ایشان
۴ـ۴ـ انفاق زنان به اطعام و پوشش آنان
۵ـ۴ـ بخشیدن زنان در اشتباهاتی که مرتکب می شوند.

و البته زنان باید از خود بپرسند در زندگی خانوادگی نعمتند یا نقمت؟ موجب آرامش هستند یا موجب نگرانی و دلهره و اضطراب؟ زنان باید از خود بپرسند حقوق همسرانشان را انجام می دهند؟ و اگر چنین باشد که غالبا زنان ایرانی و مسلمان و عفیف این مرز و بوم چنین هستند، باید شوهران ایشان در رعایت حقوق آنان هیچ کوتاهی روا ندارند.

در حقوق مدنی ایران نیز زنان دارای حقوق متعددی ازجمله حٌسن معاشرت، نفقه، مهریه، امنیت و آرامش هستند. اگر شرایط موجود به نحوی است که مردان نمی توانند حقوق زنان را به نحو مطلوب و قانونی و شرعی تأمین کنند باید ادب و مهربانی را سبب جبران آن قرار دهند.

حقوق خانوادگی مادران و زنان این مرز و بوم در متون دینی و ادبی ما در جایگاهی والا، انسانی و نه ابزاری قرار دارد. مردان معاصر ما به نسبت گذشته در رعایت شأن و منزلت زنان از آگاهی بیشتری برخوردار هستند ولی گاه در محاصره مشکلات بهم تنیده اجتماعی، اقتصادی و هیجانات روحی این حقوق رعایت نمی شود و دلخوری هایی پیش می آید که آن گاه نوبت گذشت و عفو و فراموشی غفلت هاست.

برای زنان اندیشیدن به مقام والای زهرای مرضیه واجب است. او که در عفاف، تقوا و دشمن شناسی و شوهرداری و فرزندسازی همه تاریخ و آسمان و زمین را به تصرف خویش درآورده است.

باید از خود بپرسیم آیا آن بانوی بی نظیر از رعایت حیا و عفاف از عملکرد ما زنان مسلمان راضی هستند؟ از تربیت اولاد و فرهنگسازی ما قانع هستند؟ آیا در دشمن شناسی و دشمن ستیزی به معرفت فاطمی نزدیک شده ایم؟
اگر فرهنگ تقوا و حیا و شرم از تربیت مادران و تصمیم آنان بر توسعه نکاح و عقد ازدواج به یکایک فرزندان ما منتقل شود جوانان ما در برابر هر شبیخون فرهنگی بیمه خواهند بود.

اگر زنان مقاوم و صبور ما توطئه های اقتصادی دشمن را بشناسند و در برابر تهاجمات اقتصادی دشمنان ایستادگی کنند و فرهنگ مصرف گرایی، مدپرستی، اسراف و تبذیر و علاقه به تجملات را کنار بگذارند، ملت ما در برابر جنگ تحمیلی اقتصادی،سربلند خواهد بود.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 11:15 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

حقیقت انتظار

اگر مفاهیم صحیح واقعی واژه‏ها درک شود، اشتباهات و سوء تفاهماتی که در شناخت مذهب و اهداف آن برای عده‏ای پیش آمده یا می‏آید، مرتفع و اهداف واقعی مکتب، روشن می‏شود. از جمله مفاهیمی که برداشت‏های مختلفی از آن شده، انتظار ظهور و فرج مهدی موعود (عج) است. به همین خاطر شایسته است با کمی تأمل و درنگ، در این زمینه، کنکاشی داشته باشیم. انتظار از نظر ریشه‏ی لغوی،(124) به معنای درنگ در امور، نگهبانی، چشم به راه بودن و نوعی امید داشتن به آینده، تعبیر شده است. آن چه با مراجعه به کتب لغوی معلوم می‏شود، این است که انتظار یک حالت روانی به همراه درنگ و تأمل است. اما از این معنا می‏توان دو نوع برداشت کرد. یکی این که، این حالت روانی و چشم به راهی، انسان را به عزلت و اعتزال و انزوا بکشاند و منتظر، دست روی دست بگذارد، وضعیت فعلی را تحمل کند و به امید آینده‏ی مطلوب، فقط انتظار بکشد.
برداشت دیگر، این است که این چشم به راهی و انتظار باعث حرکت، پویایی و اقدام و عامل عمل و آمادگی وسیع‏تر گردد. اینک سؤال این است که کدام یک از این دو معنا، مراد و مقصود بزرگان و رهبران دینی است؟ با مراجعه به متون روایی، مشاهده می‏شود که معصومین علیهم السّلام خیلی روشن و صریح با ارایه‏ی تصویری مناسب از انتظار، روی برداشت اول، خط بطلان کشیده و برای این که هرگز آن معنا به ذهن مخاطب خطور نکند، به قسمت مهم و اساسی مفهوم انتظار اشاره کرده‏اند که انتظار، عمل است، آن هم افضل و بزرگ‏ترین اعمال(125) یا عبادت است، آن هم محبوب‏ترین عبادت و عمل.(126) اساساً این یک قاعده‏ی عقلی و منطقی است؛ آن کس که وضعیت موجود را نمی‏پذیرد و تحمل نمی‏کند، در انتظار گشایش است: من انتظر امراً تهیّأ له.
بنابراین، بعضی که انتظار را خاموشی و گوشه‏گیری و اعتزال و مذهب احتراز(127) معرفی کرده‏اند و بدین وسیله، آن را مورد هجوم قرار داده‏اند، به خطا رفته‏اند؛ چون حقیقت انتظار را درک نکرده‏اند و تیری در تاریکی انداخته‏اند. کما این که آن‏ها که انتظار را مذهب اعتراض(128) معرفی کرده‏اند، آن هم اعتراضی که از سقیفه و از زبان علی علیه السّلام آغاز شد، به بی‏راهه رفته‏اند. در برابر این نگاه، دو پرسش مطرح است. اول این که، دامنه‏ی این اعتراض تا کجاست؟ تا رفاه، تا عدالت، تا عرفان، تا آزادی، تا شکوفایی و تکامل و یا... دوم این که، پی‏آمد این اعتراض، چیست؟ چه باری بر دوش منتظر می‏گذارد و این نفی با چه اثباتی همراه می‏شود؟ در مورد پرسش اول باید بگوییم که آرمان‏های دینی از تکامل و شکوفایی استعداد آدمی، بالاتراست؛ چون زمانی که انسان به تکامل هم برسد، باز مسأله این است که می‏خواهد در چه جهتی مصرف شود؟ رشد یا خُسر؟ این دو مسأله‏ی اساسی بعد از تکامل و شکوفایی است. پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله فرموده‏اند:
الناس معادن کمعادن الذهب و الفضه.(129)
مردم معدن هستند مثل معدن طلا و نقره.
استفاده از معادن، سه مرحله دارد: اول، کشف؛ دوم، استخراج؛ سوم، شکل دادن. تا این جا مرحله‏ی کمال و شکوفایی است، اما این آهن شکل گرفته که مثلاً به شکل اتومبیل درمی‏آید، جهت می‏خواهد. پس مرحله‏ی چهارم، جهت یابی این معدن، این انسان است. جهت به سوی کیست؟ به سوی پایین‏تر از خود و رضایت به زندگی حیوانی و همین حیات دنیوی؟(130) این تنزل است. انسان با کم‏ترین مقایسه درمی‏یابد که از حیوانات بالاتر است. در نتیجه، هدفی برتر می‏یابد؛ حرکت به سوی بالاتر از خودمان. این تحرک است، رشد است. بالاتر از من کیست؟ لابد آفریننده‏ی انسان که حاکم و خالق هستی است.(131) و امامت، هدایت‏گر این حرکت و سیر صعودی است که بعد از مقام رسالت، به این مهم می‏پردازد و اکنون عَلَم این حرکت را باید در دستان پرمهر مهدی موعود علیه السّلام جست‏وجو کرد.
در مورد پرسش دوم هم باید گفت منتظر مهدی، آماده است و برای سلطان و تسلط مهدی علیه السّلام زمینه‏سازی می‏کند، چنان چه در حدیث آمده است: و یوطئون للمهدی سلطانه.(132)
اهمیت این آمادگی و زمینه سازی را در پیام صادقانه‏ی امام صادق علیه السّلام می‏توان جست‏وجو کرد که در آن، به حداقل آمادگی، اشاره شده است:
لیُعدّن احدکم لخروج القائم و لو سهماً فان اللَّه اذا علم ذلک من نیته رجوت لان ینسی فی عمره حتی یدرکه و یکون من اعوانه و انصاره.(133)
باید هر کدام از شما برای خروج قائم، آمادگی پیدا کند، اگر چه با تهیه کردن یک تیر باشد؛ چون وقتی خداوند ببیند کسی به نیّت یاری مهدی علیه السّلام اسلحه تهیه کرده است، امید است که عمر او را دراز کند، تا ظهور او را درک کند و از یاوران مهدی علیه السّلام باشد.
از طرفی مهم‏ترین لقب پیشوای منتظر، قائم است که برای احترام هنگام شنیدن آن، قیام لازم است، لیکن حکمت اجتماعی این احترام نیز ما را به معنای حقیقی انتظار رهنمون می‏سازد و در واقع، انسان منتظر با این حرکت خود می‏خواهد نشان دهد که در حال آمادگی برای قیام و مبارزه و جهاد است.(134) بعضی به اشتباه فکر می‏کنند که همه‏ی کارها خود به خود و بدون زمینه سازی و آمادگی درست می‏شود. در حالی‏که هیچ‏گاه بنای عالم بر این استوار نبوده که کارها خود به خود درست شود و بدون هیچ رنجی و جهادی، مشکلات بشریت حل شود. جملات حکیمانه‏ی امام باقر علیه السّلام در این مورد، جالب توجه است:
... قلت لابی جعفر علیه السّلام: انهم یقولون: ان المهدی لو قام، لاستقامت له الامور عفواً و لا یهریق محجة دم، فقال: کلا، و الذی نفسی بیده، لو استقامت لاحدٍ عفواً لاستقامت لرسول اللَّه صلّی اللّه علیه و آله حین أدمیت رباعیته و شبّح فی وجهه کلاّ و الذی نفسی بیده حتی نمسح نحن و انتم العرق و العلق. ثم مسح بجبهته.(135)
... به خدمت امام محمد باقر علیه السّلام عرض کردم: مردم می‏گویند چون مهدی قیام کند، کارها خود به خود درست می‏شود و به اندازه‏ی یک حجامت، خون نمی‏ریزد. فرمود:
هرگز چنین نیست. به خدای جان آفرین سوگند! اگر قرار بود کار برای کسی، خود به خود درست شود، برای پیامبر صلّی اللّه علیه و آله درست می‏شد، هنگامی که دندانش شکست و صورتش شکافت. هرگز چنین نیست که کار خود به خود درست شود. به خدای جان آفرین سوگند! کار درست نخواهد شد تا این که ما و شما در عرق و خون غرق شویم. آن‏گاه به پیشانی خود دست کشید.
اینک با توجه به معنای لغوی و روایات پیرامون انتظار و اقوال و انظار در این زمینه، می‏توان گفت که انتظار نه احتراز است و گوشه نشینی و نه اعتراض و نفی طاغوت‏ها. در واقع، این‏ها حالت روحی و روانی محض هستند، بلکه انتظار، عمل و اقدام است. پویایی و حرکت است. به همین خاطر در لسان روایات، انتظار بهترین و محبوب‏ترین عمل معرفی شده است.(136) حقیقت انتظار بسیار بالاتر از این محدوده‏هاست. انتظار جنبه‏ی اثباتی دارد؛ یعنی آمادگی و اقدام. منتظر فرزند محبوب و دلدار عزیز، اقدام می‏نماید و در خود و در محیط اطراف، نشان و اثر می‏گذارد. منتظر مهدی و قائم آل محمد علیه السّلام چگونه می‏تواند آماده نشود و زمینه سازی نکند. در حالی که به شمشیر زدن در رکاب پیامبر صلّی اللّه علیه و آله بر فرق دشمن(137) تشبیه شده، اساساً انتظار خشک و خالی، به عبارت دیگر امید ذهنی به آن که در جامعه تحقق یابد و آثارش آشکار شود، هیچ‏گاه بهترین عمل نخواهد بود و این معانی، حاکی از حضور در صحنه و فعالیت‏های علمی و کار و کوشش و زمینه سازی عینی است نه نیت بدون عمل و امید ذهنی بدون آثار عملی. پس انتظار به معنی آینده نگری، دگرگونی است و این دگرگونی به زمینه سازی، احتیاج دارد.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 11:15 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

حضور حقّ و باطل در کاخ پادشاه روم‏

هنگامی که جنگ و لشکرکشی بین امیرالمؤمنین علیّ علیه السلام و معاویة بن ابوسفیان واقع شد، امام علیّ علیه السلام پیکی به سوی معاویه فرستاد که مردم را به قتل نرسانیم، بیا من و تو با هم مبارزه کنیم هر که غالب شد حقّ با او باشد، ولیکن معاویه نپذیرفت.
و در این میان عدّه‏ای برای پادشاه روم گزارش دادند که دو نفر برای یکدیگر لشکرکشی کرده‏اند و تصمیم جنگ و کشتار دارند، یکی از شام و دیگری از کوفه است.
پادشاه روم نامه‏ای جداگانه برای هر یک فرستاد که هر کدام یک نماینده عالم و حکیم از خانواده خود را نزد او بفرستد تا با استفاده از کتاب انجیل بگوید که حقّ با کدام طرف خواهد بود.
پس معاویه فرزند خود، یزید را فرستاد و امام علیّ علیه السلام نیز فرزندش - حضرت مجتبی - را به سوی پادشاه روم فرستاد.
یزید هنگام ورود بر پادشاه، بسیار تعظیم و تکریم کرد و دست او را بوسید، ولی موقعی که امام حسن مجتبی سلام اللّه علیه وارد شد اظهار داشت: الحمدللّه که من یهودی و نصرانی و مجوسی نیستم؛ و خورشید و ماه و ستاره و بت و گاو نمی‏پرستم، بلکه مسلمان و خداپرست می‏باشم؛ و تعظیم و ستایش تنها مخصوص خداوند متعال، پروردگار جهانیان خواهد بود، و سپس در گوشه‏ای از مجلس نشست.
پادشاه روم پس از لحظه‏ای سکوت هر دو نماینده را مرخّص کرد و بعد از گذشت دقایقی یزید را به حضور فرا خواند؛ و دستور داد تا سیصد و سی صندوقچه آوردند که در هرکدام مجسّمه یکی از پیامبران الهی بود، سپس یکایک آن‏ها را گشود و هر مجسّمه‏ای را که به یزید نشان می‏داد، می‏گفت: او را نمی‏شناسم و جواب مثبتی نمی‏داد؛ و بعد از آن سئوالاتی پیرامون ارواح مؤمنین و کفّار مطرح کرد و یزید هیچ جوابی نمی‏دانست.
آن گاه پادشاه روم، امام حسن علیه السلام را به حضور خواند و اظهار داشت: بدین جهت اوّل یزید را فرا خواندم تا بداند که هیچ نمی‏داند؛ ولی می‏دانم که تو دانا هستی؛ چون در کتاب انجیل خوانده‏ام که محمّد صلی الله علیه و آله رسول خدا است و خلیفه‏اش علیّ بن ابی‏طالب علیه السلام خواهد بود؛ او پدر تو می‏باشد.
حضرت مجتبی علیه السلام فرمود: آنچه می‏خواهی از کتاب انجیل، تورات و قرآن سؤال کن تا ان شاء اللّه جواب گویم؟
سپس پادشاه روم مجسّمه‏ها را یکی پس از دیگری به آن حضرت نشان داد و حضرت آن‏ها را با توضیح، معرّفی می‏نمود؛ و نیز مجسّمه‏هائی از فرعون و سلاطین گذشته را نشان وی داد و حضرت آن‏ها را با صفات و خصوصیّاتشان معرّفی می‏کرد، تا آن که در نهایت مجسّمه‏ای را بیرون آورد که وقتی حضرت آن را دید گریان شد، پادشاه روم علّت گریه امام علیه السلام را جویا شد؟
حضرت فرمود: این مجسّمه شبیه جدّم رسول خدا صلی الله علیه و آله می‏باشد؛ و آن گاه پاره‏ای از خصوصیّات اخلاقی و اجتماعی رسول اللّه صلی الله علیه و آله را بیان نمود؛ و از آن جمله فرمود: جدّم رسول خدا مردم را به کارهای خوب دستور می‏داد و از کارهای زشت جلوگیری می‏نمود، همیشه انگشتر به دست راست می‏کرد، و با همگان خوش صحبت و خوش برخورد بود.
بعد از آن پادشاه روم هفت مسئله از حضرت مجتبی سلام اللّه علیه پرسید و حضرت تمامی آن‏ها را به طور مشروح پاسخ فرمود.
و چون پادشاه پاسخ سؤال‏های خود را دریافت کرد خطاب به یزید کرد و گفت: کسی این سؤال‏ها را می‏داند که یا پیغمبر خدا و یا خلیفه پیغمبر باشد؛ و یزید خاموش و سرافکنده نشسته بود.
و پس از آن که مجلس خاتمه یافت جوائز و هدایای ارزنده‏ای تقدیم امام حسن مجتبی علیه السلام کرد و سپس به هر یک از یزید و حضرت مجتبی نامه‏ای برای پدرانشان نوشت.
و محتوای نامه برای معاویه چنین بود: ای معاویه! کسی خلیفه پیغمبر می‏باشد که به تمام علوم و فنون آگاه بوده و دارای کمالات و معارف الهی باشد.
و محتوای نامه برای امیرالمؤمنین علیّ علیه السلام چنین بود: همانا حقیقت أمر و خلافت پیامبر بایستی مخصوص شما باشد؛ و پس از شما دو فرزند شما از دیگران شایسته‏تر می‏باشند؛ و هر که با شماها جنگ و ستیز و دشمنی نماید به لعنت و غضب پروردگار گرفتار خواهد شد.** تلخیص از تفسیر علیّ بن ابراهیم قمّی: ج 2، ص 268، مدینة المعاجز: ج 3، ص 364، ح 924، بحارالأنوار: ج 10، ص 132، ح 2.***


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 11:14 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

حضور

برادران یوسف برای خرید آذوقه به مصر آمدند و به بارگاه یوسف وارد شدند. وی در نخستین نگاه و گفت و گو، آنان را شناخت، ولی آنان یوسف را نشناختند. آنان بی آن که به هویت یوسف پی برند، با وی سخن گفتند و داد و ستد کردند.
فدخلوا علیه فعرفهم و هم له منکرون.(178)
(برادران یوسف) بر او وارد شدند. او، آنان را شناخت، ولی آنان او را نشناختند.
یوسف زهرا نیز در میان مردم حضور دارد. در کنار آنان راه می‏رود و بر فرش‏های آنان پا می‏نهد و... ولی مردم، او را نمی‏شناسند. بسیاری بر این باورند که غیبت امام عصر (عج) به این معنی است که آن حضرت، در آسمان‏ها یا عوالم دیگری زندگی می‏کنند. بنابراین، حضرت مهدی (عج) از دیدگان همه‏ی انسان‏ها پنهان هستند و کسی، ایشان را نمی‏بیند. براساس این باور، نکته‏ای که پیش از این گذشت، به ذهن می‏رسد که مقایسه‏ی حضرت مهدی (عج) با حضرت یوسف علیه السّلام، مقایسه‏ای ناتمام است. امّا حقیقت، این است که تصویر یاد شده، خطا و به دور از واقعیت است. او در میان مردم رفت و آمد می‏کند و در کوچه و بازارها قدم می‏گذارد. مردم، آن حضرت را می‏بینند، گر چه او را نمی‏شناسند.
سدیر می‏گوید:
سمعت اباعبداللَّه علیه السّلام یقول: ان فی القائم شبه من یوسف علیه السّلام. قلت: کانک تذکر حیرة و غیبته فقال لی: ما تنکر هذه الامة اشباه الخنازیر ان اخوة یوسف کانوا سباطاً اولاد انبیاء تاجروا یوسف و بایعوه و هم اخوته و هو اخوهم فلم یعرفوه حتی قال لهم انا یوسف... فما تنکر هذه الامة ان یکون اللَّه عزوجل یفعل بحجته ما فعل بیوسف ان یکون یسیر فی اسواقهم و یطأ بسطهم و هم لا یعرفونه حتی یأذن اللَّه عزوجل ان یعرفهم بنفسه کما اذن لیوسف حتی قال لهم هل علمتم ما فعلتم بیوسف و اخیه اذ انتم تجهلون قالوااءنک لانت یوسف قال انا یوسف و هذا اخی.(179)
امام صادق علیه السّلام فرمودند:
قائم (عج) شباهتی با یوسف دارد. عرض کردم: گویا حیرت و غیبت او را می‏فرمایید؟ حضرت فرمودند: چرا این امت، قضیه‏ی حضرت یوسف را انکار نمی‏کنند؟ برادران یوسف با این که پیغمبر زاده و برادر یوسف بودند و او نیز برادرشان بود، با او تجارت و خرید و فروش کردند و او را نشناختند، تا این که یوسف، خودش را معرفی کرد و گفت: من یوسفم... با این حال چرا آنان منکرند که خداوند عزوجل با حجت خود، همان کاری را بکند که با یوسف کرد؟ او در بازارهای‏شان راه می‏رود و بر فرش‏های آنان گام می‏نهد، ولی مردم او را نمی‏شناسند، تا هنگامی که خداوند به او اجازه دهد که خودش را معرفی کند. همان گونه که به یوسف اجازه داد و یوسف گفت آیا دانستید با یوسف و برادرش چه کردید آن گاه که جاهل بودید؟ گفتند: آیا تو همان یوسفی؟ گفت: (آری) من یوسفم و این، برادر من است.
و باز امام صادق علیه السّلام فرمود:
ان فی صاحب هذا الامر سنن من الانبیاء علیهم السّلام ... و امّا سنة من یوسف فالسنة یجعل اللَّه بینه و بین الخلق حجاباً یرونه و لا یعرفونه....(180)
صاحب این امر امام مهدی (عج) با برخی از پیامبران، شباهت‏هایی دارد... امّا شباهت او به یوسف، در پرده بودن او است؛ یعنی خداوند کاری می‏کند که هر چند او را می‏بینند، ولی نمی‏شناسند.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 11:14 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

حضرت ولی عصرذخیره ی الهی

و قضیهی غیبت حضرت صاحب، قضیهی مهمی است که به ما مسایلی میفهماند. مِن جمله اینکه برای یک همچو کار بزرگی که در تمام دنیا عدالت به معنای واقعی اجرا بشود در تمام بشر نبوده کسی الاّ مهدی موعود که خدای تبارک و تعالی او را ذخیره کرده است برای بشر. هر یک از انبیا که آمدند، برای اجرای عدالت آمدند و مقصدشان هم این بود که اجرای عدالت را در همهی عالم بکنند، لکن موفق نشدند. حتی رسول ختمی(صلی الله علیه و آله و سلم) که برای اصلاح بشر آمده بود و برای اجرای عدالت آمده بود و برای تربیت بشر آمده بود، باز در زمان خودشان موفق نشدند به این معنا، و آن کسی که به این معنا موفق خواهد شد و عدالت را در تمام دنیا اجرا خواهد کرد، نه آن هم این عدالتی که مردم عادی میفهمند که فقط قضیهی عدالت در زمین برای رفاه مردم باشد بلکه عدالت در تمام مراتب انسانیت. انسان اگر هر انحرافی پیدا کند، انحراف عملی، انحراف روحی، انحراف عقلی، برگرداندن این انحرافات را به معنای خودش این ایجاد عدالت است در انسان. اگر اخلاقش اخلاق منحرفی باشد، از این انحراف وقتی به اعتدال برگردد، این عدالت در او تحقق پیدا کرده است. اگر در عقاید یک انحرافاتی و کجیهایی باشد، برگرداندن آن عقاید کج به یک عقیدهی صحیح و صراط مستقیم، این ایجاد عدالت است در عقل انسان. در زمان ظهور مهدی موعود که خداوند ذخیره کرده است او را از باب اینکه هیچ کس در اولین و آخرین، این قدرت برایش نبوده است و فقط برای حضرت مهدی موعود بوده است که تمام عالم را، عدالت را در تمام عالم گسترش بدهد، و آن چیزی که انبیا موفق نشدند به آن با اینکه برای آن خدمت آمده بودند، خدای تبارک و تعالی ایشان را ذخیره کرده است که همان معنایی که همهی انبیا آرزو داشتند، لکن موانع، اسباب این شد که نتوانستند اجرا بکنند، و همهی اولیا آرزو داشتند و موفق نشدند که اجرا بکنند، به دست این بزرگوار اجرا بشود.

میلاد مهدی موعود بزرگترین عید برای بشریت اینکه این بزرگوار را طول عمر داده خدای تبارک و تعالی برای یک همچو معنایی، ما از آن میفهمیم که در بشر کسی نبوده است دیگر، قابل یک همچو معنایی نبوده است، و بعد از انبیا که آنها هم بودند لکن موفق نشدند، کسی بعد از انبیا و اولیای بزرگ و پدران حضرت موعود، کسی نبوده است که بعد از این، اگر مهدی موعود هم مثل سایر اولیا به جوار رحمت حق میرفتند، دیگر در بشر کسی نبوده است که این اجرای عدالت را بکند، نمیتوانسته و این یک موجودی است که ذخیره شده است برای یک همچو مطلبی، و لهذا به این معنا عید مولود حضرت صاحب بزرگترین عید برای مسلمین، است و بزرگترین عید برای بشر است نه برای مسلمین.

اگر عید ولادت حضرت رسول بزرگترین عید است برای مسلمین از باب اینکه موفق به توسعهی آن چیزهایی که میخواست توسعه بدهد نشد، چون حضرت صاحب این معنا را اجرا خواهد کرد و در تمام عالم زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد به همهی مراتب عدالت، به همهی مراتب دادخواهی، باید ما بگوییم که عید شعبان، عید تولد حضرت مهدی بزرگترین عید است برای تمام بشر. وقتی که ایشان ظهور کنند ـ إنشاءالله خداوند تعجیل کند در ظهور او ـ تمام بشر را از انحطاط بیرون میآورد، تمام کجیها را راست میکند: یملأُ الأرض عدلاً بعد ما مُلِئَت جوراً؛ زمین را پر از عدل و داد میکند، پس از آنکه پر از ستم شده باشد. همچو نیست که این عدالت همان که ماها از آن میفهمیم که نه یک حکومت عادلی باشد که دیگر جور نکند آن، این هست اما خیر، بالاتر از این معناست. معنی یملأُ الأرض عدلاً بعد ما مُلِئَت جور الآن زمین و بعد از این، از این هم بدتر شاید بشود، پر از جور است، تمام نفوسی که هستند انحراف در آنها هست. حتی نفوس اشخاص کامل هم در آن انحرافاتی هست ولو خودش نداند. در اخلاقها انحراف هست، در عقاید انحراف هست، در اعمال انحراف هست و در کارهایی هم که بشر میکند انحرافش معلوم است. و ایشان مأمورند برای اینکه تمام این کجیها را مستقیم کنند و تمام این انحرافات را برگردانند به اعتدال که واقعاً صدق بکند: یملأُ الأرض عدلاً بعد ما مُلِئَت جور؛ از این جهت، این عید، عید تمام بشر است بعد از اینکه آن اعیاد، اعیاد مسلمین است. این عید، عید تمام بشر است. تمام بشر را ایشان هدایت خواهند کرد إنشاءالله، و ظلم و جور را از تمام روی زمین بر میدارند به همان معنای مطلقش. از این جهت، این عید، عید بسیار بزرگی است که به یک معنا از عید ولادت حضرت رسول که بزرگترین اعیاد است، این عید به یک معنای بزرگتر است.

و ما باید در اینطور روزها و در اینطور ایام الله توجه کنیم که خودمان را مهیا کنیم از برای آمدن آن حضرت. من نمیتوانم اسم رهبر روی ایشان بگذارم بزرگتر از این است.

نمیتوانم بگویم که شخص اول است؛ برای اینکه دومی در کار نیست. ایشان را نمیتوانیم ما با هیچ تعبیری تعبیر کنیم الاّ همین که مهدی موعود است. آنی است که خدا ذخیره کرده است برای بشر. و ما باید خودمان را مهیا کنیم از برای اینکه اگر چنانچه موفق شدیم إنشاءالله به زیارت ایشان، طوری باشد که روسفید باشیم پیش ایشان. تمام دستگاههایی که الآن به کار گرفته شدهاند در کشور ما ـ و امیدوارم که در سایر کشورها هم توسعه پیدا بکند ـ باید توجه به این معنا داشته باشند که خودشان را مهیا کنند برای ملاقات حضرت مهدی .

مقام معظم رهبری ؛

همهی انسانهای طول تاریخ، نسبت به این پدیدهی عظیم و شگفتآور، احساس نیاز معنوی و قلبی کردهاند؛ چون تاریخ، از اول تا امروز و از امروز تا لحظهی طلوع آن خورشید جهانتاب، با ظلم و بدی و پلیدی، آمیخته بوده است. همهی کسانی که از ظلمی رنج بردهاند ـ چه آنهایی که به خود آنها ظلم شده است و رنج بردهاند و چه کسانی که به ستمکشی دیگران نگاه کردهاند و رنج بردهاند ـ با یاد ولادت این منجی عظیم تاریخ و بشر، در دلشان امیدی به وجود می آید.

شما میبینید که این حقیقت، مخصوص شیعه هم نیست؛ همهی ادیان و مذاهب، عقیده دارند که یک منجی و یک دست مقتدر الهی، در مقطعی از تاریخ خواهد آمد و در نجات بشر از ظلم و جور، معجزهگری خواهد کرد. فرقی که ما شیعهها با دیگران و بقیهی فِرق اسلامی و غیر اسلامی داریم، این است که ما این شخص عظیم و عزیز را میشناسیم، اسمش را میدانیم، تاریخ ولادتش را میدانیم، پدران و مادر عزیزش را میشناسیم و قضایایش را میدانیم؛ ولی دیگران اینها را نمیدانند. آنها عقیده پیدا نکردند یا با خبر نشدند و نمیدانند؛ ولی ما میدانیم. تفاوت اینجاست. به همین دلیل است که توسلات شیعه، زندهتر و پرشورتر و با معناتر و با جهت تر است.

روز ولادت مهدی موعود حقیقتاً روز عید همهی انسانهای پاک و آزادهی عالم است. فقط کسانی در این روز ممکن است احساس شادی و خرسندی نکنند که یا جزو پایههای ظلم، یا جزو پیروان طواغیت و ستمگران عالم باشند، والاّ کدام انسان آزادهای است که از گسترش عدالت، از برافراشته شدن پرچم دادگری و رفع ظلم در سراسر جهان، خرسند نشود و آن را آرزو نکند.

چند خصوصیت در عقیده مهدویّت هست که این خصوصیات برای هر ملتی، به منزله خون در کالبد و در حکم روح در جسم است. یکی، امید است. گاهی اوقات دستهای قلدر و قدرتمند، ملتهای ضعیف را به جایی میرسانند که امیدشان را از دست میدهند. وقتی امید را از دست دادند، دیگر هیچ اقدام نمیکنند؛ میگویند چه فایده ای دارد؟ ما که دیگر کارمان از کار گذشته است؛ با چه کسی در بیفتیم؟ چه اقدامی بکنیم؟ برای چه تلاش کنیم؟ ما که دیگر نمیتوانیم! امروز هر نفسی و هر حنجره ای که برای ناامید کردن مردم بدمد و به صدا درآید بدانید که در اختیار دشمن است؛ چه خودش بداند، چه خودش نداند! هر قلمی که کلمه ای را در جهت ناامید و مأیوس کردن مردم روی کاغذ بیاورد، متعلّق به دشمن است. چه صاحب این قلم بداند و چه نداند که دشمن از او استفاده میکند.

اعتقاد به مهدویّت و به وجود مقدّس مهدی موعود ارواحنافداه، امید را در دلها زنده میکند. هیچ وقت انسانی که معتقد به این اصل است، ناامید نمیشود. چرا؟ چون میداند یک پایان روشن حتمی وجود دارد؛ برو برگرد ندارد. سعی میکند که خودش را به آن برساند. پس، عقیده این است. البته وقتی نتوانستند این عقیده را از مردم بگیرند، میکوشند آن را در ذهنهای مردم خراب کنند. خراب کردن این عقیده چگونه است؟ به این صورت است که بگویند امام زمان میآید و همه کارها را درست میکند! این، خراب کردن عقیده است. این، تبدیل کردن موتور محرّکی به یک چوب لای چرخ است؛ تبدیل کردن یک داروی مقوّی، به یک داروی مخدّر و خواب آور است.

امام زمان میآید انجام میدهد، یعنی چه؟! امروز تکلیف شما چیست؟ شما امروز باید چه بکنی؟ شما باید زمینه را آماده کنی، تا آن بزرگوار بتواند بیاید و در آن زمینه آماده، اقدام فرماید. از صفر که نمیشود شروع کرد! جامعه ای میتواند پذیرای مهدی موعود ارواحنافداه باشد که در آن آمادگی و قابلیت باشد، والاّ مثل انبیا و اولیای طول تاریخ میشود. چه علّتی داشت که بسیاری از انبیای بزرگ اولوا العزم آمدند و نتوانستند دنیا را از بدیها پاک و پیراسته کنند؟ چرا؟ چون زمینهها آماده نبود. چرا امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب در زمان خودش؛ در همان مدّت کوتاه حکومت با آن قدرت الهی، با آن علم متّصل به معدن الهی، با آن نیروی اراده، با آن زیباییها و درخشندگیهایی که در شخصیت آن بزرگوار وجود داشت و با آن توصیههای پیامبر اکرم درباره او ـ نتوانست ریشه بدی را بخشکاند؟ خود آن بزرگوار را از سر راه برداشتند! قتل فی محراب عبادته لشدّة عدله؛ تاوان عدالت امیرالمؤمنین، جان امیرالمؤمنین بود که از دست رفت! چرا؟ چون زمینه، زمینه نامساعد بود. زمینه را نامساعد کرده بودند. زمینه را زمینه دنیاطلبی کرده بودند! آن کسانی که در اواخر یا اواسط حکومت علوی مقابل امیرالمؤمنین صف آرایی کردند کسانی بودند که زمینههای دینیشان زمینههای مستحکم و مادّه غلیظ متناسب دینی نبود. عدم آمادگی، این طور فاجعه به بار میآورد!

آن وقت اگر امام زمان در یک دنیای بدون آمادگی تشریف بیاورند، همان خواهد شد! باید آمادگی باشد. این آمادگی چگونه است؟ این، همانی است که شما نمونههایی از آن را در جامعه خودتان مشاهده میکنید. امروز در ایران اسلامی چیزهایی از درخشندگیهای معنوی وجود دارد که در هیچ جای دنیا نیست. تا آن جایی که ما خبر و گزارش و اطّلاع داریم؛ از قضایای دنیا بی خبر هم نیستیم.

جوانان عزیز؛ بسیجیان! یکی از آن خورشیدهای فروزان، به فضل و کمک پروردگار و به اراده الهی، امروز در زمان ما به عنوان بقیةاللّه فی ارضه، به عنوان حجةاللّه علی عباده، به عنوان صاحب زمان و ولیّ مطلق الهی در روی زمین وجود دارد. برکات وجود او و انوار ساطعه از وجود او، امروز هم به بشر میرسد. امروز هم انسانیت با همه ضعفها، گمراهیها و گرفتاریهایش از انوار تابناک این خورشید معنوی و الهی که بازمانده اهل بیت است، استفاده میکند. امروز وجود مقدّس حضرت حجّت ارواحنافداه در میان انسانهای روی زمین، منبع برکت، منبع علم، منبع درخشندگی، زیبایی و همه خیرات است. چشمهای ناقابل و تیره ما آن چهره ی ملکوتی را از نزدیک نمیبیند؛ اما او مثل خورشیدی درخشان است، با دلها مرتبط و با روحها و باطنها متّصل است و برای انسانی که دارای معرفت باشد، موهبتی از این برتر نیست که احساس کند ولیّ خدا، امام برحق، عبد صالح، بنده برگزیده در میان همه بندگان عالم و مخاطب به خطاب خلافت الهی در زمین، با او و در کنار اوست؛ او را میبیند و با او مرتبط است. آرزوی همه بشر، وجود چنین عنصر والایی است. عقدههای فروخورده انسانها در طول تاریخ، چشم به انتهای این افق دوخته است تا انسان والا و برگزیده ای از برگزیدگان خدا بیاید و تاروپود ظلم و ستم را ـ که انسانهای شریر در همه تاریخ تنیده اند ـ از هم بدرد. امروز، هم بشریت بیش از بسیاری از دورانهای تاریخ، دچار ظلم و جور است، هم پیشرفتی که امروز بشریت کرده است، معرفت پیشرفته تر است. ما به زمان ظهور امام زمان ارواحنافداه، این محبوب حقیقی انسانها نزدیک شده ایم؛ زیرا معرفتها پیشرفت کرده است.

همان چیزی که همه پیغمبران برای آن تلاش کرده اند، همان چیزی که پیغمبر اسلام در آیه قرآن، وعده آن را به مردم داده است: و یضع عنهم اصرهم والاغلال التی کانت علیهم؛ دست قدرت الهی به وسیله یک انسان عرشی، یک انسان خدایی، یک انسان متّصل به عالمهای غیبی، معنوی و عوالمی که برای انسانهای کوته نگری مثل ما قابل درک و تشخیص نیست، میتواند این آرزو را برای بشریت برآورده کند. لذا دلها ، شوقها و عشقها به سمت آن نقطه، متوجّه و روزبه روز متوجّه تر است. ملت ایران، امروز این امتیاز بزرگ را دارد که فضای کشور، فضای امام زمان است. نه فقط شیعه در همه عالم، بلکه همه مسلمانان در انتظار مهدی موعودند. امتیاز شیعه این است که این موعود الهی و قطعی همه طوایف مسلمین، بلکه همه ادیان الهی را با اسم و رسم و خصوصیات و تاریخ ولادت میشناسد. خیلی از بزرگان ما در همین دوران غیبت، آن عزیز و محبوب دلهای عاشقان و مشتاقان را از نزدیک، زیارت کرده اند. بسیاری از نزدیک با او بیعت کرده اند. بسیاری از او سخن دلگرم کننده شنیده اند. بسیاری از او نوازش دیده اند و بسیار دیگری بدون این که او را بشناسند، از او لطف و نوازش و محبّت دیده و او را نشناخته اند. در همین جبهه جنگ تحمیلی، جوانانی که در لحظههای حسّاس، احساس نورانیت و معنویت کردند، لطفی از غیب به سوی دلهای خودشان حس و لمس کردند و نشناختند و نفهمیدند، بسیارند. امروز هم همان طور است.

عدالت؛ برجسته ترین شعار مهدویّت

شما برادران و خواهران توجّه دارید که برجسته ترین شعار مهدویّت عبارت است از عدالت. مثلاً در دعای ندبه وقتی شروع به بیان و شمارش صفات آن بزرگوار میکنیم، بعد از نسبت او به پدران بزرگوار و خاندان مطهّرش، اوّلین جمله ای که ذکر میکنیم، این است: أین المعدّ لقطع دابر الظّلمه، أین المنتظر لاقامة الأمت و العوج، أین المرتجی لإزالة الجور و العدوان؛ یعنی دل بشریت میتپد تا آن نجاتبخش بیاید و ستم را ریشه کن کند؛ بنای ظلم را ـ که در تاریخ بشر، از زمانهای گذشته همواره وجود داشته و امروز هم با شدّت وجود دارد ـ ویران کند و ستمگران را سر جای خود بنشاند. این اوّلین درخواست منتظران مهدی موعود از ظهور آن بزرگوار است. یا در زیارت آل یاسین وقتی خصوصیات آن بزرگوار را ذکر میکنید، یکی از برجسته ترین آنها این است که: الّذی یملأ الارض عدلاً و قسطاً کما ملئتت جوراً و ظلم انتظار این است که او همه عالم ـ نه یک نقطه ـ را سرشار از عدالت کند و قسط را در همه جا مستقر نماید. در روایاتی هم که درباره آن بزرگوار هست، همین معنا وجود دارد. بنابراین انتظار منتظران مهدی موعود، در درجه اوّل، انتظار استقرار عدالت است.

درد بزرگ بشریت؛ فقدان عدالت

درد بزرگ بشریت، امروز همین مسأله فقدان عدالت است. همیشه دستگاههای ظلم و جور در سطح دنیا به شکلهای مختلف بر مردم جفا کرده اند؛ بشریت را زیر فشار قرار داده اند و انسانها را از حقوق طبیعی خود محروم کرده اند؛ اما امروز این معنا از همیشه تاریخ بیشتر است و رفع این را انسان از ظهور مهدی موعود میطلبد و انتظار میبرد. بنابراین، مسأله، مسأله طلب عدالت است.

نابودی بنای ظلم، حتمی است

اوّلین درس عملی از این موضوع این است که نابود کردن بنای ظلم در سطح جهان، نه فقط ممکن است، بلکه حتمی است. این، مطلب بسیار مهمّی است که نسلهای بشری امروز معتقد نباشند که در مقابل ظلم جهانی، نمیشود کاری کرد. امروز وقتی ما با نخبگان سیاسی دنیا از ظلمهای مراکز قدرت بین المللی و سیستم جهانی ظلم ـ که امروز به سرکردگی استکبار در همه دنیا وجود دارد ـ صحبت میکنیم، میبینیم آنها میگویند بله؛ چیزی که شما میگویید، درست است؛ واقعاً ظلم میکنند؛ اما کاری نمیشود کرد! یعنی مجموعه بزرگی از نخبگان که سررشته کار در دنیا در دست آنهاست، اسیر یأس و ناامیدی اند و این یأس و ناامیدی را به ملتهای خود سرریز میکنند و آنها را از این که بتوان نقشه ظالمانه و شیطانی امروز دنیا را عوض کرد، مأیوس میکنند. بدیهی است که انسانهای مأیوس نمیتوانند هیچ حرکتی در راه اصلاح انجام دهند. آن چیزی که انسانها را وادار به کار و حرکت میکند، نور و نیروی امید است. اعتقاد به مهدی موعود، دلها را سرشار از نور امید میکند. برای ما که معتقد به آینده حتمی ظهور مهدی موعود هستیم، این یأسی که گریبانگیر بسیاری از نخبگان دنیاست، بی معناست. ما میگوییم نخیر، میشود نقشه ی سیاسی دنیا را عوض کرد؛ میشود با ظلم و مراکز قدرت ظالمانه درگیر شد و در آینده نه فقط این معنا امکانپذیر است، بلکه حتمی است. وقتی ملتی معتقد است نقشه ظالمانه و شیطانی امروز در کلّ عالم قابل تغییر است، آن ملت شجاعت مییابد و احساس میکند دست تقدیر، تسلّط ستمگران را برای همیشه به طور مسلّم ننوشته است.

نظم ظالمانه جهانی، ابدی نیست

امروز دستگاههای تبلیغاتی مراکز استکباری دنیا و روشنفکران وابسته به آنها، در سطح عالم این طور تبلیغ میکنند که هیچ حرکتی در مقابل نظم ظالمانه کنونی ممکن نیست. با فکر انقلاب و آرمانگرایی مبارزه میکنند و میخواهند ملتها را متقاعد کنند که به همین وضعیت کنونی ظالمانه دنیا بسازند و در مقابل آن هیچ عکس العملی نشان ندهند. فکر اعتقاد به مهدی، نقطه مقابل این تبلیغات غلط و ظالمانه است. جوانان و روشنفکران و عموم ملت ما با اعتقاد به ظهور مهدی این اعتقاد راسخ را در دل خود پرورش میدهند که نظم ظالمانه جهانی، قابل زوال است و ابدی نیست؛ میشود با آن مبارزه و در مقابل آن ایستادگی کرد.

عدالت با موعظه و نصیحت به دست نمی آید

درس دیگری که اعتقاد به مهدویّت و جشنهای نیمه شعبان باید به ما بدهد، این است: عدالتی که ما در انتظار آن هستیم ـ عدالت حضرت مهدی که مربوط به سطح جهان است ـ با موعظه و نصیحت به دست نمیآید؛ یعنی مهدی موعود ملتها نمیآید ستمگران عالم را نصیحت کند که ظلم و زیاده طلبی و سلطه گری و استثمار نکنند. با زبان نصیحت، عدالت در هیچ نقطه عالم مستقر نمیشود. استقرار عدالت، چه در سطح جهانی ـ آن طور که آن وارث انبیا انجام خواهد داد ـ و چه در همه بخشهای دنیا، احتیاج به این دارد که مردمان عادل و انسانهای صالح و عدالت طلب، قدرت را در دست داشته باشند و با زبان قدرت با زورگویان حرف بزنند. با کسانی که سرمست قدرت ظالمانه هستند، نمیشود با زبان نصیحت حرف زد؛ با آنها باید با زبان اقتدار صحبت کرد. آغاز دعوت پیغمبران الهی با زبان نصیحت است؛ اما بعد از آن که توانستند طرفداران خود را گرد آورند و تجهیز کنند، آن گاه با دشمنان توحید و دشمنان بشریت، با زبان قدرت حرف می زدند.

اعتقاد به امام زمان، به معنای گوشه گیری نیست

اعتقاد به امام زمان به معنای گوشه گیری نیست. جریانهای انحرافی قبل از انقلاب تبلیغ میکردند، الان هم در گوشه و کنار تبلیغ میکنند که امام زمان میآید و اوضاع را درست میکند؛ ما امروز دیگر چه کار کنیم! چه لزومی دارد ما حرکتی بکنیم! این مثل آن است که در شب تاریک، انسان چراغ روشن نکند؛ چون فردا بناست خورشید عالمتاب بیاید و روز شود و همه دنیا را روشن کند. خورشید فردا، ربطی به وضع کنونی من و شما ندارد. امروز اگر ما میبینیم در هر نقطه دنیا ظلم و بی عدالتی و تبعیض و زورگویی وجود دارد، اینها همان چیزهایی است که امام زمان برای مبارزه با آنها میآید. اگر ما سرباز امام زمانیم، باید خود را برای مبارزه با اینها آماده کنیم.

منتظران امام زمان باید صالح باشند

بزرگترین وظیفه منتظران امام زمان این است که از لحاظ معنوی و اخلاقی و عملی و پیوندهای دینی و اعتقادی و عاطفی با مؤمنین و همچنین برای پنجه درافکندن با زورگویان، خود را آماده کنند. کسانی که در دوران دفاع مقدّس، سر از پا نشناخته در صفوف دفاع مقدّس شرکت میکردند، منتظران حقیقی بودند. کسی که وقتی کشور اسلامی مورد تهدید دشمن است، آماده دفاع از ارزشها و میهن اسلامی و پرچم برافراشته اسلام است، میتواند ادّعا کند که اگر امام زمان بیاید، پشت سر آن حضرت در میدانهای خطر قدم خواهد گذاشت، اما کسانی که در مقابل خطر، انحراف و چرب و شیرین دنیا خود را میبازند و زانوانشان سست میشود؛ کسانی که برای مطامع شخصی خود حاضر نیستند حرکتی که مطامع آنها را به خطر میاندازد، انجام دهند؛ اینها چطور میتوانند منتظر امام زمان به حساب آیند؟ کسی که در انتظار آن مُصلح بزرگ است، باید در خود زمینههای صلاح را آماده سازد و کاری کند که بتواند برای تحقّق صلاح بایستد.

حکومت حضرت مهدی، یک حکومت مردمی

درس مهمّ دیگری که وجود دارد، این است که حکومت آینده حضرت مهدی موعود ارواحنافداه، یک حکومت مردمی به تمام معناست. مردمی یعنی چه؟ یعنی متّکی به ایمانها و ارادهها و بازوان مردم است. امام زمان، تنها دنیا را پُر از عدل و داد نمیکند؛ امام زمان از آحاد مؤمن مردم و با تکیه به آنهاست که بنای عدل الهی را در سرتاسر عالم استقرار میبخشد و یک حکومت صددرصد مردمی تشکیل میدهد؛ اما این حکومت مردمی با حکومتهای مدّعی مردمی بودن و دمکراسی در دنیای امروز از زمین تا آسمان تفاوت دارد. آنچه امروز در دنیا اسم دمکراسی و مردم سالاری را روی آن گذاشته اند، همان دیکتاتوریهای قدیمی است که لباس جدید بر تن کرده است؛ یعنی دیکتاتوری گروهها. اگر رقابت هم وجود دارد، رقابت بین گروههاست و مردم در این میان هیچکاره اند. یک گروه به قدرت دست پیدا میکند و در سایه قدرت سیاسی ای که همه زمامهای امور را در کشور در اختیار او میگذارد و با سوء استفاده از این قدرت، ثروت و پول و سرمایه به نفع خود گردآوری میکند و آنها را در راه به دست آوردن دوباره قدرت مصرف میکند. دمکراسیهای امروز دنیا بر پایه تبلیغات دروغ و فریبنده و مسحور کردن چشمها و دلهاست. امروز در دنیا هرجا شعار دمکراسی میدهند، شما ببینید برای تبلیغات کاندیدهای ریاست جمهوری و یا نمایندگان مجلس چه کار میکنند! پول خرج میکنند. دمکراسی در پنجه اقتدار پول اسیر است. مردم سالاری امام زمان ـ یعنی مردم سالاری دینی ـ با این روش، به کلّی متفاوت است.
پینوشت:

(1). سیمای معصومین: در اندیشهی امام خمینی (قدس سره)، ص 304 ـ 301.

(2) . 17/10/1374.

(3) . 17/10/1374.

(4) . 3/9/1378.

(5) . 25/9/1376.

(6) . 25/9/1376.

(7). 3/9/1378.

(8) . 30/7/1381.

(9) . 30/7/1381.

(10). 30/7/1381.

(11). 30/7/1381.

(12). 30/7/1381.

(13) . 30/7/1381.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 11:13 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

حضرت مهدی علیه السلام در عصر غیبت چه کارهایی را انجام می‏دهند

در عصر غیبت کبرا کارها و مشاغل حضرت مهدی علیه السلام بسیار حساس و مهم است و اگر چه تصرف و بسط ید و حکومت ظاهری بر اوضاع ندارند ولی مع ذلک ناظر بر اوضاع بوده و تصرفاتی می‏نمایند.
شؤون امامت و رهبری و زعامت را در حد امکان متصدی شده و وظایف خود را به نحو احسن انجام می‏دهند. عمر ایشان در راه اطاعت خدا می‏گذرد. تکالیف اجتماعی را آنچه مقتضی و مصلحت باشد انجام می‏دهند؛ مانند هدایت اشخاص، یاری دادن مؤمنین بر مخالفین، حل مسائل مشکل، نصیحت و موعظه افراد، شفای امراض، هدایت گمشدگان و رساندن آنها به مقصد، تعلیم معارف، کمک مالی به نیازمندان، فریادرسی گرفتاران و... .
در نتیجه می‏توان یکی از تصرفات اساسی حضرت را همین نظام دادن به جامعه شیعی و حوزه‏های آن در طول تاریخ دانست که با عدم سازماندهی ظاهری مشاهده می‏کنیم که دست غیبی حضرت حافظ آن بوده و آن را تحت کنترل خود دارد.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 11:12 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

حضرت مهدی علیه السلام در تقسیم اموال چگونه رفتار خواهد کرد

از جمله برنامه‏های حضرت مهدی علیه السلام اجرای اصل مساوات است. این اصل در آیات قرآن و احادیث پیامبر اکرم و امامان معصوم علیهم السلام فراوان مورد تاکید قرار گرفته و ابعاد و جوانب آن شکافته شده و تبیین گشته است.
درباره دوران ظهور و تحقق اصل مساوات و گسترش برادری و برابری در سراسر اجتماعات احادیثی رسیده است که از بیان و محتوای آنها می‏توان کشف کرد که در دوران امام زمان علیه السلام مساوات اجتماعی در سطحی بسیار عالی عینیت می‏یابد که شاید چگونگی آن و فراگیری و عمق نفوذ آن در این روزگاران برای ما- با ذهنیت‏های موجود - پذیرفتنی نباشد.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: ابشرکم بالمهدی یبعث فی امتی...یرضی عنه ساکن السماء و ساکن الارض یقسم المال صحاحا. فقال له رجال: و ما صحاحا؟ قال: التسویة بین الناس(1275)؛ به مهدی بشارتتان می‏دهم او از میان امت من برانگیخته می‏شود... ساکنان آسمان و زمین از او خشنود خواهند بود. او مال را درست تقسیم می‏کند. مردی پرسیدن درست چیست؟ فرمود: میان همه به طور مساوی.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 11:12 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

حضرت مهدی علیه السلام بعد از ظهور چه عملی انجام می‏دهند

مطابق روایات بعد از ظهور بین رکن و مقام خطبه‏ای خوانده، آن گاه مردم را به بیعت با خود دعوت می‏نماید:
نعمانی به سندش از جابر بن یزید جعفی از امام باقر علیه السلام نقل کرده که در حدیثی طولانی فرمود: و قائم در آن روز در مکه است، تکیه بر بیت الحرام داده و به آن پناه می‏برد. آن گاه ندا می‏دهد: یا ایها الناس!....(1171)
مجلسی به سندش از امام باقر علیه السلام نقل کرده که فرمود: همانا او - امام زمان علیه السلام - به سوی مسجد الحرام به حرکت در می‏آید و در آنجا کنار مقام ابراهیم چهار رکعت نماز می‏گزارد و با تکیه بر حجر الاسود حمد خدا و ثنای او را به جای آورده و یادی نیز از پیامبر کرده و بر او درود می‏فرستد. آن گاه سخنی را آغاز خواهد کرد که هرگز کسی چنین سخن نگفته است....(1172)
نعمانی به سندش از امام باقر علیه السلام نقل کرده که در حدیثی فرمود: گویا بر او نظر می‏کنیم در حالی که بین رکن و مقام مردم با او بیعت می‏کنند....(1173)


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 11:11 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

حضرت مهدی علیه السلام بعد از ظهور با انحرافات فکری چگونه برخوردار خواهد کرد

یکی از مشکلاتی که امام مهدی علیه السلام با آن روبه رو می‏شود مشکل انحراف‏ها و برداشتها و تفسیرهای نادرستی است که در راه و روش‏های دین خدا و اصول و فروع احکام الهی پدید آمده و قرن‏ها در ذهن جامعه اسلامی نفوذ و رسوخ کرده است. این موضوع، مانع عظیمی بر سر راه امام مهدی علیه السلام است؛ زیرا کفر و کافر به سلاحی مجهز نیست و انسان بی اعتقاد، حقی را به نام اسلام واژگون نیاموخته است و برای او اصل یا اصولی را نادرست تفسیر نکرده و چیزی را به شکل انحرافی و نادرست به نام دین خدا در ذهن مردم جای نداده است و آیه یا حدیثی را به رأی و دلخواه خویش معنی نکرده است... این کار آسانی است، لیکن با مسلمان و مدعی خداشناسی که تعالیم دین یا بخش‏هایی از آن را به گونه‏ای انحرافی آموخته و معنای بسیاری از احادیث و آیات قرآنی را برعکس فهمیده است و... چگونه می‏توان روبه‏رو شد؟ و چه سان می‏توان به این طبقه فهماند که این افکار و اندیشه‏ها و تفسیر و تاویل‏ها که آنان و جامعه و پیشوایان و مبلغان مذهبی ایشان به نام دین آموزش داده‏اند و سال‏ها بلکه قرن‏ها گفته و تکرار کرده‏اند دین خدا نیست؟ در این جا مشکلاتی روی می‏دهند که در مورد کافران و بی‏اعتقادان وجود ندارد؟ این جریان یکی از موانع بزرگ بر سر راه امام مهدی علیه السلام است، زیرا در این جریان امام تنها با توده‏های ناآگاه رو در رو نیست، بلکه عاملین اصلی توجیه‏ها و تاویل‏ها و انحراف‏ها و تحریف‏ها نیز پشت سر آنان قرار دارند و همواره به تحریک افکار و فتنه‏گری مشغول‏اند. عاملان اصلی بر عکس تفسیر کردن قرآن و حدیث از سه جریان تشکیل می‏شوند:
1- روحانیان دنیادار و وابسته.
2- سرمایه‏داران و اشراف.
3- حکومت‏های به ظاهر اسلامی.
شاید بخشی از برنامه‏های کشتار گسترده و فراگیر امام مهدی علیه السلام در جامعه‏های اسلامی در این ارتباط باشد و به این علت باشد که مسلمانان به حربه اسلام انحرافی که در حقیقت ضد اسلام است به جنگ با امام بر می‏خیزند و امام ناگزیر با قاطعیت با آنان روبه رو می‏شود، البته در صورتی که از افکار و اندیشه‏های نادرست خویش دست بر ندارند.
امام صادق علیه السلام فرمود: ان قائمنا اذا قام استقبل من جهلة الناس اشد مما استقبله رسول الله من جهال الجاهلیة. قلت: و کیف ذلک؟ قال أن رسول الله صلی الله علیه و آله أتی الناس و هم یعبدون الحجارة والصخور و العیدان و الخشب المنحوتة و ان قائمنا اذا قام اتی الناس وکلهم یتاول علیه کتاب الله و یحتج علیه به...(1250)؛ آزاری که قائم به هنگام رستاخیز خویش از جاهلان آخرالزمان بیند بسی سخت‏تر است از آن همه آزار که پیامبر صلی الله علیه و آله از مردم جاهلیت دید. راوی می‏گوید: گفتم این چگونه می‏شود؟ امام فرمود: پیامبر به میان مردم آمد در حالی که ایشان سنگ و صخره و چوب و تخته‏های تراشیده را می‏پرستیدند و قائم ما که قیام کند مردمان همه از کتاب خدا برای وی دلیل می‏آورند و آیه‏های قرآن را تاویل و توجیه می‏کنند.
مشکل امام زمان علیه السلام مشکل توده‏های جاهل و نادانی است که در دوران عمر خود گرفتار بدآموزی‏های گسترده در تعالیم دین بوده‏اند و به رهبری و راهنمایی تزویرگران عالم‏نما از سر جهل رو در روی امام و منجی خویش می‏ایستند و با تحریک مدعیان دروغین علم دین با امام بر حق به ستیز بر می‏خیزند، و درگیری با حربه تاویل قرآن خواهد بود.
کوشش امام و رسالت او تطبیق دست و دقیق تعالیم قرآن بر مسائل حیات بشری و مشخص کردن حد و مرزهای تعالیم واقعی احکام است.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 11:10 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]