حدیث (عدم خلو زمان از امام قرشی) چگونه بر وجود امام زمان علیه السلام دلالت دارد

بخاری و مسلم و دیگران به سندهای خود از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده‏اند که فرمود: لا یزال هذا الامر فی قریش ما بقی من الناس اثنان(669)؛ این امر خلافت در قریش ثابت است مادامی که دو نفر از مردم باقی باشد.
در این حدیث خبر از واقعیتی خارجی می‏دهد که واجب است تحقق یابد و وظیفه مسلمین است که خلافت رسول خدا صلی الله علیه و آله را در هر زمان به دست یک نفر شایسته از قریش قرار دهند. مقصود از هذا الامر چیست؟ همان امری است که در آیه اولی الامر به آن اشاره شده است: اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم(670). مطابق بیان فخر رازی و دیگران مقصود از اولی الامر در این آیه معصومین هستند.(671)
پس باید در هر زمانی امام معصومی از قریش باشد مادامی که عمر دنیا به سر نیامده و از مردم روی زمین دو نفر باقی مانده است و او در این زمان غیر از حضرت مهدی علیه السلام نیست.
به بیان دیگر: مقصود از الامر در روایت و آیه، امر زعامت و ولایت و رهبری ظاهری و باطنی و هدایت مطلق مردم به حق و حقیقت است، شخصی که به تمام معنا داری صفات و خصوصیات پیامبر است تا بتواند امر خلافت و جانشینی او را در تمام شؤونات به جز وحی ادامه دهد، چنین شخصی در هر زمان باید موجود باشد و در این زمان کسی جز حضرت مهدی علیه السلام نیست.
ابن حجر عسقلانی می‏گوید: نماز خواندن عیسی علیه السلام پشت سر مردی از این امت در آخر الزمان و نزدیک به برپایی قیامت دلالت صحیح بر این قول دارد که: زمین هیچ گاه از حجتی که قائم بالله است خالی نخواهد بود.(672)


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 11:03 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

حجم کشتارها و خونریزی‏ها در هنگام قیام حضرت مهدی علیه السلام چه مقدار است

نمی‏توانیم ادعا کنیم که هنگام قیام امام زمان علیه السلام هیچ گونه قتل و کشتاری رخ نمی‏دهد، زیرا مسلما این واقعه عظیم بدون برطرف کردن خارها و دشمنان سر راه آن حضرت میسر نخواهد شد.
و لذا در روایات مشاهده می‏کنیم که اهل بیت علیهم السلام بر اصل قتل و خونریزی هنگام ظهور و قیام حضرت اشاره کرده‏اند.
بشیر بن ابی اراکه نبال می‏گوید: هنگامی که به مدینه وارد شدم به طرف منزل ابو جعفر امام باقر علیه السلام رفتم... عرض کردم: مرجئه می‏گویند: هنگامی که قیام قائم روی دهد همه کارها برای او هموار خواهد شد و به اندازه یک ظرف حجامت هم خون نمی‏ریزد. حضرت فرمود: ...کلا والذی نفسی بیده حتی نمسح و انتم العرق و العلق...(1183)؛ هرگز چنین نیست سوگند به آن که جانم به دست اوست کار به اینجا می‏انجامد که ما و شما عرق و خود بسته شده را پاک خواهیم کرد.
به این مضمون روایات دیگری نیز رسیده است. ولی از طرفی دیگر تاریخ گواهی می‏دهد که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و امامان اهل بیت علیهم السلام سعی داشته‏اند امور را به طور عادی و از مسیر طبیعی آن انجام دهند و حتی الامکان دست به شمشیر نبرند، زیرا هدف آنان ارشاد و هدایت مردم است جز آنکه گسترش عدل در جامعه اقتضای کشت و کشتاری گر چه در حد محدود را دارد و قرار نیست که تمام امور از طریق معجزه حل شود، ولی اندیشه افراطی نیز در این مسأله صحیح نیست و هرگز دلیلی عقلی و عقلایی و نقلی بر گستردگی کشتارها در حدی وسیع وجود ندارد خصوصا آنکه مطابق ادعای برخی، از هر نه نفر هفت هفت نفر یا از هر هفت نفر پنج نفر کشته می‏شوند.!


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 11:03 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

حجت‏های خدا بر مردم پس از من، دوازده نفرند

1-سعید بن جبیر ازابن عباس و او نیز از پیامبر آورده است که فرمود:
ان خلفائی و اوصیائی و حجج الله علی الخلق بعدی لاثناعشر، اولهم اخی و آخرهم ولدی.
قیل: یا رسول الله! و من اخوک؟
قال(ص): علی بن أابی طالب.
قیل: و من ولدک؟
قال(ص): المهدی الذی یملاها - ای یملأها - قسطاً و عدلاً کما ملئت جوراً و ظلماً. و الذی بعثنی بالحق بشیراً لو لم یبق من الدنیا الایوم واحد لطول الله ذلک الیوم حتی یخرج فیه ولدی المهدی، فینزل روح الله عیسی بن مریم فیصلی خلفه و تشرق الارض بنور ربها و یبلغ سلطانه المشرق و المغرب(98)


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 11:02 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

حجت ایزد

بار الها مونس جان و روان کی خواهد آمدgggggبیدلان را پناه و یار جان کی خواهد آمد
گشته عالم پر ز جور و ظلم کین مشرکین‏gggggآن شهی کو پر کند ز احسان جهان کی خواهد آمد
بس ستمها آمد از کفار بر ایمانیان‏gggggحجت ایزد ولی مستمعان کی خواهد آمد
اهل دنیا غرقه در دریا شهوت گشته اندgggggبخرد کل منجی کون و مکان کی خواهد آمد
خلق در ظاهر مسلمانند و لیکن کفر کیش‏gggggآن ولی ز بهر امتحان کی خواهد آمد
گشته‏اند ز آیات قرآن بیخبر این مسلمین‏gggggگنج دانش عالم سر و نهان کی خواهد آمد
وه چه بس بدعت بدین بستند ظالمان‏gggggمظهر حق خسرو آخرزمان کی خواهد آمد
مؤمنان را خون شده دل از جفای کافران‏gggggپور حیدری آن پناه مؤمنان کی خواهد آمد
دوستان حق بدست دشمنان گشته اسیرgggggمنجی گیتی و جان دوستان کی خواهد آمد
یکجهان در انتظار و روز و شب بر سر برندgggggمصلح کل ناجی اهل جهان کی خواهد آمد
عالمی اندر تزلزل اهل او بی روح و جان‏gggggروح بخش عالم وفلک امان کی خواهد آمد
سر غیبت را نمی داند کسی جز ذات حق‏gggggآنکه پنهان از نظر گشته عیان کی خواهد آمد
عاشقان اندر فراغش گشته‏اند زار و حقیرgggggآن شه خوبان و جان عاشقان کی خواهد آمد


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 11:01 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

حجت‏

آن حضرتحجت نیز نامیده شده است بدان دلیل که حجت خدا بر جهانیان است و خدا بوسیله آن گرامی بر بندگانش اتمام حجت می‏کند.
و نیز آن پیشوای بزرگ، نامها و لقبهای دیگری دارد که نیاز به توضیح و شرح ندارد.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 11:01 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

حجاب های دیدار با امام زمان

بزرگی که عمری را در اظهار ارادت به محضر مبارک امام زمان (عج) طی کرده بود، در یکی از جلسات هفتگی شان به داستان مردی صابون فروش اشاره فرمودند که به این قرار است ...

 



«بسم الله الرحمن الرحیم»

 

برخی فکر می کنند تا توسل و نامی از حضرت ولی عصر (عج) می برند می بایست به صورت حتمی و قطعی به خواسته خود برسند به ویژه بعضی افراد که درخواست شان ملاقات و دیدار با آن مولای غائب از انظار است. بزرگی که عمری را در اظهار ارادت به محضر مبارک امام زمان (عج) طی کرده بود، در یکی از جلسات هفتگی شان در این خصوص به داستان مردی صابون فروش اشاره فرمودند که به این قرار است:


مرد صالح و خیری در «بصره» عطاری می کرد، روزی در مغازه نشسته بود که دو نفر برای خرید سدر و کافور به در دکان او می آیند . از گفتار و سیمای آنان چنین دریافت که اهل بصره نیستند و از شخصیت های بزرگوار می باشند. از حال و دیار آنان پرسید ، آنها کتمان نمودند. هرچه اصرار می کند، آنان از پاسخ دادن طفره می روند. سرانجام آن دو نفر را قسم به حضرت رسول صلی الله علیه می دهد که خود را معرفی کنند . آنان می گویند:«ما از ملازمان و چاکران درگاه مبارک حضرت ولی عصر حجت ابن الحسن العسکری علیه السلام هستیم، شخصی از نوکران آن درگاه با عظمت از دنیا رفته است ، صاحب آن ناحیه مقدسه ما را مأمور کرد که از تو سدر و کافور خریداری کنیم.»


عطار می گوید: فهمیدم که آنها از یاران آن حضرت هستند، بی اختیار به دست و پای ایشان افتادم و تضرع و زاری کردم که حتماً باید مرا به آن حضرت برسانید.
یارن حضرت ، مشرف شدن به حضور آن سرور را منوط به اجاره ی آقا دانستند.
عطار می گوید: مرا به نزدیک آن جناب ببرید، اگر اجازه داد زهی سعادت و گرنه که هیچ؟! آنان از اقدام به این کار خودداری می کنند، ولی چون می بینند او با کمال پافشاری دست بردار نیست، درخواست او را اجابت می کنند.
خود عطار می گوید: بسیار خوشحال شدم . با شتاب تمام سدر و کافور را به آنها داده ، در مغازه را بستم و به دنبال آنها روانه شدم تا به ساحل دریای عمان رسیدیم.
آن دو نفر بدون احتیاج به کشتی روی آب روانه شدند. من ترسیدم که غرق شوم ، ایستادم. آنان متوجه من شدند و گفتند:« مترس! خدا را به حضرت حجت علیه السلام قسم بده، و رهسپار شو!» من چنین کردم و بر روی آب، مانند زمین خشک به دنبال آنها راه افتادم.


در وسط های دریا بودیم، دیدم ابرها پشت سر هم در آمده و هوا صورت بارانی گرفت و شروع به باریدن کرد، اتفاقاً من در همان روز صابون پخته بودم و بر پشت بام مغازه گذاشته بودم تا به وسیله تابش آفتاب خشک شوند، همین که باران را دیدم به خیال صابون ها افتادم و پریشان خاطر شدم ، به محض این خیال مادی ، ناگهان پاهایم در آب فرو رفت ، به دست و پا و تضرع افتادم، آن دو نفر به من توجه کرده و عجز و ذلت مرا مشاهده نمودند، بی درنگ به عقب برگشته ، دست مرا گرفتند و از آب بیرون کشیدند.


گفتند: این پیشامد، اثر آن خاطره صابون بود؛ بار دیگر خدا را به حضرت حجت علیه السلام قسم بده، تا تو را در آب حفظ کند! من نیز استغاثه نموده و چنین کردم مثل بار اول، روی آب با آنان رهسپار شدم . وقتی که به ساحل دریا رسیدیم ، خیمه و چادری را دیدم که همانند «شجره طور سینا» از آن ساطع و آن فضا را روشن کرده بود.
همراهان گفتند:«تمام مقصود تو در میان این پرده است.» با هم به راه خود ادامه دادیم تا نزدیک چادر رسیدیم . یکی از همراهان ، پیش تر رفت تا برای من اجازه ورود بگیرد. چادر را خوب می دیدم و سخن آن بزرگوار را می شنیدم ولی وجود نازنینش را نمی دیدم. آن شخص درباره مشرف شدن من به حضور مبارکش اجازه خواست.


آن جناب فرمود:«ردوه فانه رجل صابونی؛ به او اجازه ندهید و او را رد کنید ، ریرا او مردی صابون دوست و مادی است.» یعنی او هنوز دل را از تعلقات دنیای دنی خالی نکرده ، و لیاقت حضور در این درگاه را ندارد عطار می گوید: چون چنین شنیدم ، ناامید برگشتم و دندان طمع از دیار آن والا گهر کشیدم و دانستم که وقتی ممکن است به زیارت آن جناب برسم که دلم از آلودگی زدوده و صاف گردد.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 11:00 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

حاجات بهانه است

خوب است كه كه عاشق جگري داشته باشد/آشفتگي بيشتري داشته باشد
حاجات بهانه است كه ما اشك بريزيم/خوب است گدا چشم تري داشته باشد ..

 

 

خوب است كه كه عاشق جگري داشته باشد
آشفتگي بيشتري داشته باشد

حاجات بهانه است كه ما اشك بريزيم
خوب است گدا چشم تري داشته باشد

پرواز من اين است كه يك كنج بيفتم
اين بال بعيد است پري داشته باشد

اي يار سفر كرده نگاه پر لطفت
وقتش شده بر ما نظري داشته باشد

گر سنگ دلم باز تعلق به تو دارم
هر كعبه اي بايد حجري داشته باشد

سر مي زنم آنقدر به در تا بگشايي
خوب است گدا هم هنري داشته باشد

از دور خودت دور مكن چند گدا را
خوب است كه شه دور و بري داشته باشد

قبل از سفر آخرت اي دوست دلم را
بگذار به سويت سفري داشته باشد

انگار بنا نيست ببينم تو را .... پس
بگذار دلم يك خبري داشته باشد


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 10:59 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

حال دوزندگان، در قیامت

بعضی از محدّثین و مورّخین آورده‏اند:
روزی امیرالمؤمنین علیّ بن ابی‏طالب صلوات اللّه و سلامه علیه، در بازار شهر کوفه، عبورش به یک مغازه خیّاطی افتاد.
حضرت علیّ سلام اللّه علیه جلوی مغازه خیّاط آمد و ضمن فرمایشاتی، خیّاط را به سفارشاتی چند توصیه نمود:
سعی در دوختن لباس‏ها از نخ محکم و سالم استفاده کنی، درز پارچه‏ها و لباس‏ها را دقیق و کامل بدوز؛ و کوک‏ها و بخیه‏ها نیز نزدیک یکدیگر و ریز باشد.
سپس حضرت در ادامه فرمایشات خود چنین اظهار داشت:
روزی در محضر رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله بودم، از آن حضرت شنیدم که فرمود: دوزندگانی که در کار خود دقّت کافی نداشته باشند؛ و به امانات و پارچه‏های مردم خیانت کنند، روز قیامت در حالی محشور می‏شوند که نوعی از همان پارچه‏هائی را که دوخته و در آن خیانت کرده‏اند، خواهند پوشید و مورد عذاب و عقاب الهی قرار می‏گردند.
بعد از آن حضرت امیر علیه السلام به خیّاط فرمود: سعی کن پارچه‏ها را کمتر تکّه تکّه کنی، و حتّی الإمکان تمام آن پارچه مورد استفاده قرار گیرد، و چنانچه تکّه‏هائی از پارچه اضافه ماند و مورد استفاده قرار نگرفت، هر چند ناچیز و بی‏ارزش باشد دور ریخته نشود؛ بلکه به صاحبش تحویل داده شود.**تنبیه الخواطر ونزهة النّواظر: ج 1، ص 50.***


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 10:59 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

چیزی بر مردم پوشیده نمی‏ماند!

یکی از مأمورین حکومتی که در اطراف بغداد خدمت می‏کرد، می‏گوید:
غلام جعفر کذاب را که در سیما نام داشت و از معتمدین خلیفه بود، در سامرا دیدم که در خانه امام حسن عسکری (علیه السلام) را می‏شکست.
ناگاه جوانی از خانه چه می‏کنی؟
سیما گفت: جعفر کذاب گمان دارد که پدرت وفات یافته و فرزندی از خود به جای نگذاشته است. اگر می‏دانستم که اینجا خانه تو است، باز می‏گشتم. آنگاه از خانه خارج شد.
وقتی علی بن قیس این موضوع را می‏شنودت از یکی از خدام خانه امام، مطلب را جویا می‏شود. او می‏گوید: چه کسی این موضوع را به تو گفته است؟
علی ین قیس می‏گوید: یکی از مأمورین بغداد.
و او می‏گوید: چیزی بر مردم پوشیده نمی‏ماند!(122)


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 10:58 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

چهره عدل مهدوی در ادعیه و زیارات امام مهدی

اشاره

ادعیة اهل بیت: یا قرآن صاعد به گونه ای همسو با قرآن کریم، فرهنگ عدالت خواهی و عدالت گستری را در جامعه اسلامی دنبال می کند.

ادعیة ویژة حضرت مهدی(ع) بسیار متنوّع، ولی هدفمند و با روشی ویژه، سمبل های عدالت خواهی و عدالت گستری را در یک وارث حقیقی و زنده و حاضر در صحنة جوامع بشری مورد توجه ویژه قرار داده و با برقراری ارتباط معنوی دعاکننده با او، مجموعة آرمان های الهی عدالت مدار را با ظلم ستیزی از درون انسان تحوّلی زیربنایی به وجود می آورد، تا انسان های منتظرِ قیامِ پرچمدار حق طلب و عدل گستر را در حالت آماده باش کامل و بصیرت همه جانبه در آورد، و احیای کتاب و سنّت در دولت حضرت مهدی(ع) در این ادعیه، سمبُل حق گرایی و حق گستری و عدالت خواهی معرفی شده است.

فرهنگ عدالت مداری و ستم ستیزی در ادعیة اهل بیت: و همسویی قرآن صاعد با قرآن نازل

1. ادعیه اهل بیت: را قرآن صاعد می گویند. این نامگذاری بدون علّت نمی تواند باشد. تشابه مفاهیم مطرح شده در ادعیة اهل بیت: با مفاهیم مطرح شده در قرآن کریم، بلکه مطرح شدن مفاهیم قرآنی به صورت دعا و بازخوانی این مفاهیم در قالبِ ادعیه، مایة تعمیق و نهادینه شدن این مفاهیم می گردد و در دعا کردن و دعا خواندن، این مفاهیم را از عمق وجود خودمان بر زبان می آوریم و آن ها را به سمت و سوی معبودِ خود، با اظهار راز و نیاز بالا

می بریم.

2. یکی از مفاهیم بسیار مهم و ارزشمند قرآن کریم که در ادعیه اهل بیت: و زیارات ویژة امام مهدی(ع) مطرح شده است، مفهوم ارزشی عدل گرایی و ستم ستیزی می باشد.

3. مراتب متفاوت این مفهوم را به خوبی در ادعیه و زیارات امام مهدی(ع)

می توانیم ببینیم. منظور از مراتب، مراحل تحوّل و تکامل انسان نسبت به شناخت آن تا بالاترین مرتبه تحقق عدالت در جامعه بشری و تجلی آن مفهوم در تمام ابعاد جامعه می باشد.

4. مراتب مذکور را می توانیم به شکل ذیل یادآوری کنیم:

عدالت شناسی، عدالت دوستی، عدالت گرایی، عدالت خواهی (عدالت طلبی)،عدالت مداری، عدالت پروری، عدالت گستری و در برابر آن ستم شناسی، ستم ستیزی، ستم گریزی که در عبارت های مختلف ادعیة اهل بیت: به ویژه در زیارات امام مهدی(ع) به چشم می خورد و فرهنگ عدالت مداری و ستم ستیزی را در جان و روان پیروان اهل بیت: شکوفا می سازد.

دعاهای ویژة حضرت مهدی(ع)

1. دعاهای ویژة حضرت مهدی(ع) عبارتند از:

الف ـ دعا دربارة مسأله مهدویت و شخص امام مهدی(ع) .

ب ـ دعاهای رسیده از امام مهدی(ع) برای پیروان خود، که برخی برای حل مشکلات شخصی (فردی) یا اجتماعی و برخی برای حل مشکلات جامعه اسلامی بیان شده است که:

أـ گاهی به نوع ستم ها و مشکلات توجه می دهد.

ب ـ گاهی دیگر به فرد موعود برای حل این مشکلات، که خودِ امام زمان(ع) می باشد توجه می دهد، و حفظ و بقای او را برای تحقق آرمان های عالی اسلامی از خداوند عادل و رحمان می طلبد و گاهی به هر دو مورد توجّه می دهد.

2. در این ادعیه نمودی و نمایشی زیبا از فرهنگ عدالت مداری و ستم ستیزی می بینیم.

3. این ادعیه از لحاظ اختصار و تفصیل بسیار متنوّع است: گاهی بسیار کوتاه یا متوسط و گاهی مفصل و طولانی. با توجه به نوعِ مطالب مطرح شده در هر یک از دعاهای کوتاه، متوسط و طولانی، اولویت های اعمال شده در این دعاها بدست می آید.

4. چنانچه به نام ها و محتوای این ا دعیه توجه شود، دعاهای توجه دهنده به شخص امام مهدی(ع) و جایگاه و موقعیت الهی او و نقش و اهداف مورد نظر اسلام برای وجود او، حداقل به پنج عنوان می توان دست یافت:

الف ـ دعاهای فرج و استغاثه.

ب ـ دعاهای توسّل.

ج ـ صلوات (و درود فرستادن).

د ـ دعاهای ندبه.

هـ ـ دعاهای عهد.

5. در صورتی که مفاهیم مطرح شده در این دعاها را جمع بندی نماییم به دورنمایی روشن و گویا از خطوط کلی حکومت عدل مدار امام مهدی(ع) رهنمون می شویم و با بازخوانی این دعاها، با توجه به فراوانی هر یک از مفاهیم و ارزش ها و خطوط و اصول کلی یا برنامه های تفصیلی، می توانیم به اهمیت و جایگاه هر مفهوم با ارزش آن اصول مذکور پی ببریم.

6. همسویی سایر ادعیة اهل بیت: نیز با ادعیة ویژه امام مهدی(ع) در زمینه

عدالت مداری و عدالت گستری قابل توجه بوده و تمام آن ها در فرهنگ سازی نقش ویژه دارند؛ زیرا فرهنگ اسلامی اهل بیت: بر اساس و پایه ای ارزشی استوار بوده و عدالت گستری و ظلم ستیزی خمیر مایة مواضع اهل بیت: در کردار و رفتار و گفتار آنان بوده، به گونه ای که در پرتو عبودیت حق تعالی، عبودیت و عدالت مداری، دوشادوش هم مطرح می گردند. و بر پایة عدل مطلقِ الهی تمام برنامه ها و الگوها ترسیم و ارزیابی می شوند. و ضمن بیان تکیه گاههای عدالت پروری و عدالت گستری، به ریشه یابی ستم گری در انسان پرداخته و به نمونه ها و الگوهای عدالت خواه، عدالت مدار و ظلم ستیز توجه داده می شود.

بدین ترتیب می بینیم که با یک روش علمی و با شیوه ای عملی و بسیار متین به ستم ستیزی، عدالت مداری و عدل پروری پرداخته شده است.

پایه های عدالت پروری و ظلم ستیزی در ادعیة مهدوی

بنابر آنچه گذشت می توان گفت که پایه های عدالت پروری و عدالت گستری در ادعیه شریفه به شکل ذیل قابل طرح و بررسی می باشد:

1. عدالت مداری حق یک اصل پذیرفته شده و مورد قبول همه انسان ها می باشد.

2. این عدالت مداری در قلمرو تکوین و تشریع دوشادوش هم بوده و از همدیگر جدا نمی شوند.

3. برای تحقق عدالت باید از درون انسان ها شروع کنیم تا به گسترش عدالت در سطح جامعه بشری موفق شویم.

4. برای تضمین عدالت پروری احتیاج به انسانهای عدالت مدار، عدالت پیشه و عدالت پرور داریم، که در تمام جوامع بشری از طرف خدای متعال برای هدایت بشر برانگیخته شده اند و حجت های معصوم الهی که خود عدالت پیشه و ظلم ستیز بوده اند بیانگر این عدالت مداری الهی و ستم ستیزی بوده و انبیا و اولیای معصوم، سلسله ای بهم پیوسته و وارث و مکمّل همدیگر بوده اند تا بشر را به عالی ترین مراحل عدالت رهنمون نمایند.

5. با توجه به اصل فوق که می گوید: (( تا انسان ها از درون متحوّل نگردند و ریشه های ستم گری در درون وجودشان خشکانده نشود، عدل پروری و عدالت گستری امری ناممکن و غیرعملی خواهد بود)) ادعیه بزرگترین نقش را در این بُعد می توانند ایفا کنند و باعث پاکسازی انسان از درون شوند. تاریخ پیروان اهل بیت: این واقعیت را نیز به خوبی نشان داده است.

6. خدای عادل و رحیم، اولین و مهم ترین تکیه گاه، فطرت سالم انسان ها دومین تکیه گاه، و رهبران معصوم الهی که صد در صد عدل پیشه اند، بهترین الگو و سومین تکیه گاه برای عدل پروری و عدالت گستری می باشند.

7. زمینه های ستم و ستمگری و انحراف در ادعیة شریفه مورد توجه قرار گرفته، و به قلمروهای فردی و اجتماعی عدل نیز اشاره و در برخی زمینه ها به تفصیل پرداخته شده است. در حقیقت به شاخص های ستمگری و عدالت گستری نیز تذکر داده شده و دور نمای عدل مهدوی ترسیم شده است.

در دعاهای عصر جمعه و... عموماً به این زمینه ها، قلمروها و ابعاد بیش تر توجه شده است. نمونه هایی از ادعیه ذیلاً بیان می شود:

(( اللهم صلّ علی محمّد سید المرسلین و خاتم النبیین و حجة ربّ العالمین...))؛

(( اللهمّ ادفع عن ولیّک و خلیفتک و حجّتک علی خلقک و لسانک المعبّر عنک...))؛

(( اللهمّ عرّفنی نفسک فانّک ان لم تعرّفنی نفسک لم اعرف رسولک...))[1]؛

(( دعای افتتاح))؛

(( دعای ندبه)).

8. تمام مفاهیم ارزشی در ادعیه اهل بیت: به صورت یک منظومة بهم پیوسته مطرح می گردد و هر چند در هر دعا یک یا چند مفهوم مورد توجه قرار داده می شود، اما با یک نگاه جامع به ادعیه اهل بیت: این منظومه بسیار قابل توجه بوده و در دعاهای تک مفهومی نیز از این پشتوانة منظومه وار استفاده می شود، خواننده ادعیه در مکتب اهل بیت: چنانچه به تمام مفاهیم ادعیه توجه نماید، به تمام ابعاد ارزشی تسلط پیدا می کند و ذهنیت شخص تک بعدی رشد نمی کند.

9. کتاب و سنّت در ادعیة اهل بیت: سمبُل عدالت مداری است.[2] به همین دلیل احیای کتاب و سنت، در سیره اهل بیت: و به ویژه در سیره امام مهدی(ع) هدفی اساسی و سمبلیک بوده، که نشان دهندة قیام امام(ع) به قسط، احیا کنندة عدل، نابود کننده ظلم و نفی کنندة تحریف ها و کژروی ها است.

به نمونه هایی از این اصل در آخر این بخش که در ادعیه مهدوی آمده است توجه خواهیم نمود. ضمناً فراموش نکنیم که پیامبر اسلام(ع) تمسّک به کتاب و سنت را (البته سنتی که نزد عترت است، عترتی که تجسّم عینی کتاب و سنت است) مایة مصونیت امت از انحراف معرفی کرده است و احیای سنّت واقعی را احیای اسلام و قرآن می داند که در دعاهای حضرت مهدی(عج) مکرّراً به این مطلب تذکر داده شده است.

10. اهل بیت: عموماً خود را قائم به حق معرّفی نموده و این ویژگی را خدای متعال و پیامبر اسلام(ع) برای آنان قرار داده[3] و امام مهدی(عج) سمبل این قیام به حق و بارزترین مصداق قیام به حق معرّفی شده است[4]. به همین دلیل ذکر نام امام مهدی(ع)، یادآوری نام او و دعا برای وجود مبارک او، یاد قیام به حق و عدالت گستری او است، و مهدویت و عدالت گستری لازم و ملزوم هم بوده، چنان که روایات نبوی بر این تلازم صحه گذاشته و خود پیامبر(ع) آن را آغاز نموده است. و در تمام ادعیه ای که به تعجیل فرج آل محمد(ع) توجه داده شده است، به تعجیل فرج و ظهور امام مهدی(ع) منصرف بوده[5] و تمام آن ها تعجیل فرج جامعه انسانی و طلوع آفتاب عدالتِ مهدوی بر جامعة بشری را خواهان است.

احیای کتاب و سنّت در دولت مهدوی، سمبل احیای حق و عدالت گستری

1. ...اللهم و صلّ علی ولیّک المحیی سنّتک، القائم بأمرک، الداعی الیک الدلیل علیک، حجّتک علی خلقک و خلیفتک فی أرضک و شاهدک علی عبادک... اللهم جدّد به ما امتحی (محی) من دینک، و أحی به ما بُدّل من کتابک، و أظهر به ما غُیّر من حُکمِک، حتی یعودَ دینُک به و علی یدیه غضّاً جدیداً خالصاً مخلصاً، لا شکّ فیه و لاشبهة معه و لاباطل عنده و لابدعة لدیه. اللهمّ نوّر بنوره کل ظُلمة و هدّ برکنه کلّ بدعة، و اهدم بعزّه کل ضلالة[6]... .

در چند جمله پیش از این مقطع از دعا بر پیامبر و آل پیامبر، امامان هدایت کننده و عالمان صادق و نیکوکاران پرهیزگار، که ستونهای دین خدا و ارکان توحید او و مفسّران وحی و حجتهای خدا بر خلق او و جانشینان او در زمین او هستند درود می فرستیم. سپس بر آخرین ولیّ خدا که احیا کنندة سنّت او و قائم به امر و فرمان او و دعوت کنندة به سوی او و راهنمای (مردم) به سوی او و حجتِ خدا بر خلق خدا و جانشین خدا در زمین خدا و گواه و شاهد خدا بر بندگان او است نیز درود می فرستیم، و از او می خواهیم که آنچه از دین خدا محو و نابود شده به دست او تجدید گردد و آنچه از کتاب خدا (قرآن) تغییر داده شده و تحریف گشته به دست او احیا گردد، و آنچه از احکام خدا دگرگون و پنهان شده آشکار گردد، تا این که دین خدا به وسیلة او و بر دستان او تازه و با طراوت شود به گونه ای که از هر گونه شک و شبهه در آن خالص گردد، و هر گونه باطلی و بدعتی از میان برداشته شود... خدایا با نور او تمام ظُلمتها را نورانی و با پشتوانه او هر گونه بدعتی را ویران ساز و با عزّت او هر گونه گمراهی را نابود گردان.

2. سلام الله الکامل التام الشامل العام، و صلواته الدائمة و برکاته القائمة التّامة علی حجّةالله و ولیّه فی أرضه و بلاده و خلیفته علی خلقه و عباده، و سلالة النبوّة و بقیّة العترةِ و الصفوة، صاحب الزمان و مظهر الایمان و ملقّن (معلِن) أحکام القرآن، و مطهّر الارض و ناشِر العدلِ فی الطولِ و العرض والحجة القائم المهدی الامام المنتظر المرضی (المرتضی) وابن الائمة الطاهرین الوصی بن الاوصیاء المرضیین الهادی المعصوم ابن الائمة الهداة المعصومین... .[7]

سلام کامل و تمام خدای متعال، سلام فراگیر و رحمت پیوسته و برکات پاینده و تمام بر حجّت خدا و ولیّ او در زمین و در شهرهای آن، و بر خلیفه (و جانشین) او بر خلق و بندگانش، و بر پاک فرزند نبوّت و باقیماندة عترت و برگزیدگان او، حضرت صاحب الزمان و آشکار کنندة ایمان و تعلیم دهندة (یا اعلام کنندة) احکام قرآن، و پاک کنندة زمین از (ستم و طغیان) و ناشر (بنیان) عدل (احسان) در طول و عرض جهان، و حجتِ قائم (به حق)، هدایت شده، امام برگزیده خدا و مورد انتظار (حق جویان و حق پویان) فرزند امامان پاک (و معصوم و برگزیده شدگان معصوم هدایت کننده و فرزند امامان معصوم هدایت کنندة (خلق) به سوی حق.

3. در زیارت ویژة روز جمعه بر نور تابان خدا و چشم و دیده بان او در میان خلق او که هدایت یافتگان به برکت راهنمایی های او هدایت می یابند، سلام و درود می فرستیم و سپس

می گوییم که ای مولای ما، با تو و آل بیت تو به خدا نزدیک می شویم و انتظار تو و انتظار ظهور حق بر دستان تو را می کشیم.

(( ...و انتظر ظهورک و ظهور الحق علی یدیک...))

بنا بر این، انتظار ظهور حق همان انتظار ظهور مهدی(ع) می باشد و در انتظار حق،

عدل گستری و حق گستری نهفته است.

4. در دعای افتتاح می خوانیم:

(( ...اللهم أظهر به دینک و سنّة نبیّک حتّی لایستخفی بشیء من الحق مخافة أحد من الخلق...)).[8]

خدایا! دینت و سنّت پیامبرت را بوسیله او آشکار گردان تا این که تمام ابعاد حق آشکار گردد و هیچ بخشی یا بُعدی از حق به خاطر هیچ یک از مخلوقات تو مخفی نماند یا این که مجبور باشد آن را مخفی نگه دارد... .

در حقیقت در این دعا خواستار نفی تمام زمینه های تقیه و ترس از آشکار شدن حق

می باشیم، که نشان دهندة فراهم آمدن تمام زمینه های لازم برای شکوفایی حق و رشد انسان، و مطرح شدن تمام حقایق به گونه ای صریح و آشکار باشد.

5. در دعای معروف ندبه می گوییم:

این بقیّة الله التی لاتخلو من العترة الهادیة؟ أین المعدّ لقطع دابر الظلمة؟ أین المنتظر لإقامة الامت والعِوَج؟ أین المرتجی لإزالة الجورِ والعدوان؟ أین المدّخر لتجدید الفرائض والسنن؟ این المتخیّر لإعادة الملّةِ والشریعة؟ أین المؤمّل لإحیاء الکتاب وحدوده؟ أین محیی معالم الدین و أهله؟... یا ابن الآیات والبیّنات... یا ابن طه والمحکمات... یا ابن یس والذاریات... یا ابن الطور والعادیات... لیت شعری أین استقرت بک النوی... .[9]

کجا است آن باقیماندة حجت های الهی که هیچگاه زمین از آنان خالی نمی ماند.

کجا است آن کسی که برای ریشه کن کردن ستمگران آماده گردیده؟

کجا است آن کسی که برای راست کردن کژی ها همه در انتظار او هستند؟

کجا است آن کسی که همه امیدوار ظهور او هستند تا ستم و طغیان گری را بر طرف سازد؟

کجا است آن کسی که برای احیای فرائض (و ا حکام قرآن) و سنت های پیامبر(ع) ذخیره شده است؟

کجا است آن کسی که برای برگرداندن ملت و شریعت ختمی مرتبت انتخاب شده است؟

کجا است آن کسی که برای احیای قرآن و حدود الهی همه در آرزوی ظهور او هستند؟

کجا است آن زنده کنندة دین و اهل دین؟

... ای فرزند آیات روشن الهی... ای فرزند طه و آیات محکم الهی... ای فرزند یس و ذاریات... ای فرزند طور و عادیات... ای کاش می دانستم که کجایی و در چه نقطه ای از زمین رحل اقامت افکنده ای!

5. در دعای عهد اینچنین می خوانیم:

... فاظهر اللهم لنا ولیّک وابن بنت نبیّک المسمّی باسم رسولک(ع) حتی لایظفر بشیء من الباطل إلاّ مزّقه ویحقّ الحق ویحقّقه. واجعله اللهم مفزعاً لمظلوم عبادک، و ناصراً لمن لایجد له ناصراً غیرک، و مجدّداً لما عُطّلَ من احکام کتابک، و مشیّداً لما وردِ من احکام دینِک و سنن نبیّک(ع)...

... پس ای خدای ما! ولیّ خودت و فرزند دخت پیامبرت را که هم نام رسول تو می باشد، برای ما آشکار ساز تا این که تمام باطل ها را پاره کند و حق را محقّق سازد. بار خدایا! او را پناهگاه ستمدیدگان از بندگانت و یاور کسانی که جز تو یاوری ندارند قرار ده، و او را تجدید کننده و احیا کننده آنچه از احکام کتابت تعطیل شده قرار ده. و او را آباد کننده سنت های پیامبرت و برافراشته کننده پرچم های دینت قرار ده.

به امید آن روزی که شاهد ظهور حق و گسترش عدل الهی با پرچمداری یگانه فرزند ذخیره شده فاطمه دخت گرامی خاتم پیامبران باشیم و در زیر لوای او، اجرا کنندة برنامه های حق آنطور که شایسته است باشیم.

پی نوشت ها

-----------------------------------

[1] . ادعیه فوق را در صحیفه مهدیه و در مفاتیح الجنان و در سایر کتب ادعیه می توانید مراجعه فرمایید.

[2] . خدای سبحان که خود را به حق و عدل توصیف نموده و قانونگذار شایسته ای برای جهان و انسان می باشد، آنچه را در قرآن کریم بر خاتم پیامبران فرود آورده جز حق و عدل نمی تواند باشد. به همین دلیل قرآن کریم سمبل عدالت و حقانیت بوده و پرداختن آیات قرآن به فلسفة تشریع، نمودی دیگر از عدالت مداری و حق گرایی این کتاب مهیمن و عدل مدار است.

[3] . در زیارت معروف جامعه کبیره و حدیث ثقلین و زیارات ویژه پیامبر و امیرالمؤمنین و امام حسین: به این نکته توجه داده شده است.

[4] . (( المهدی من عترتی... یملأ الأرض قسطاً و عدلاً)) و سایر روایات همسو بر همین نکته دلالت دارد.

[5] . (( و عجّل اللهم فرجهم بقائمهم و أظهر اعزازه)) به دعای ویژة از حضرت حجت(ع) مراجعه فرمایید.

[6] . مفاتیح الجنان، باب اول، فصل چهارم، (صلوات روایت شده از امام زمان(ع) که برای ابوالحسن ضراب در مکه ارائه شده است).

[7] . مفاتیح الجنان، باب اول، فصل هشتم، استغاثة به امام زمان(ع).

[8] . همان، باب دوم، فصل سوم، اعمال ویژة شبهای ماه مبارک رمضان.

[9] . مفاتیح الجنان، باب سوم، فصل دهم، دعای ندبه.
 


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 10:57 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]