چرا در عصر انبیای گذشته حکومت عدل جهانی تحقق نیافته است
این سؤال گاهی به طریق دیگری نیز مطرح میشود که چرا حکومت عدل جهانی در پایان تاریخ و آخرالزمان اجرا میگردد؟ آیا این امر اتفاقی است یا اینکه وجه و دلیلی دارد؟ میگوییم: تکامل فرد و در نتیجه ایجاد مجتمع کامل و نیز دولت و حکومت عدل در جامعه با دو عامل اساسی تحققپذیر است:
1- عامل خارجی: به این معنا که هر فرد از افراد جامعه معنای عدل و کمالی را که هدف خلقت در اوست بداند و نیز راهی را برای رسیدن با آن بیابد و از آنجا که فهم بشر قاصر از درک این امور است لذا بشر در طول تاریخ محتاج به انبیا برای هدایت و رسیدن به اهداف خود بوده است.
2- عامل داخلی: که همان شعور بشر به این مسئولیت و هدف بزرگ است. لذا برای رسیدن به هدف، تحقق این عامل داخلی در وجود انسان لازم است. این شعور به مسئولیت تحقق نمییابد مگر به اینکه:
الف: عقل، اهمیت اطاعت خداوند و خضوع و خشوع نسبت به او را درک کند.
ب: بداند که اطاعت خدا ضامن حقیقی برای سعادت خود و جامعه و ایجاد عدل مطلق در جامعه خواهد بود.
ج:
حقیقت عدل و قسط و آثار و برکات آن را بداند.
این عمل داخلی با انواعش از چند طریق قابل پیاده شدن است:
1- اینکه این ایمان و اخلاص در افراد جامعه به صورت معجزه تحقق یابد.
این احتمال با قانون معجزات منافات دارد، زیرا معجزه طریق انحصاری است، در حالی که برای رسیدن به نتیجه هدف راههای دیگر غیر از طریق معجزه وجود دارد. و نیز با اختیار انسان - که کمال او در گرو آن است - منافات دارد.
2- بشر بدون جبر و با تجربه و ارشاد به سطحی عالی از فهم و شعور برسد تا بتواند آن هدف عالی را با رهبری الهی پیاده کند.
با ملاحظه حالات و خصوصیات بشر پی میبریم که هنوز انسان به آن سطح عالی از فهم و شعور برای رسیدن به این هدف کامل نرسیده است، زیرا بشر از ابتدای خلقت دو شرط اساسی از شرایط تطبیق دل کامل را نداشته است:
الف: شناخت عدل به صورت کامل.
ب:
آمادگی برای فداکاری در راه تطبیق و پیاده کردن عدالت بعد از شناخت آن.
اگر بر فرض، بشر شرط اول را دارا باشد، هنوز آمادگی کامل برای شرط دوم را پیدا نکرده است. و لذا حتی در عصر صحابه رسول اکرم صلی الله علیه و آله که آن را بهترین عصر میدانند آن حضرت مشکلاتی با صحابه در زمینه فداکاری آنان در راه اسلام داشته است.
خداوند متعال در اعتراض به جماعتی از صحابه میفرماید: یا ایها الذین آمنوا ما لکم أذا قیل لکم انفروا فی سبیل الله اثاقلتم الی الارض ارضیتم بالحیاة الدنیا من الاخرة فما متاع الحیاة الدنیا فی الاخرة الا قلیل(18)؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید چرا هنگامی که به شما گفته میشود به سوی جهاد در راه خدا حرکت کنید بر زمین سنگینی میکنید [و سستی به خرج میدهید]؟! آیا به زندگی دنیا به جای آخرت راضی شدهاید؟! با اینکه متاع زندگی دنیا در برابر آخرت جز اندکی نیست.
حال به این نتیجه میرسیم که بشر تاکنون به شروط اساسی برای تشکیل حکومت جهانی دست نیافته و زمینه را برای ظهور فراهم نساخته است.
سید رضا صدر رحمة الله علیه میگوید: روزی خواهد رسید که بشر قابلیت پیدا کند که دادگستری توانا و بینا بر او حکومت کند و قابلیت پیدا کردن بشر برای چنین حکومت عبارت است از تکامل او. بشر تکامل نیافته شایستگی و لیاقت حکومت عدل را ندارد و آن را نمیپذیرد و اگر با جبر و زور بر او تحمیل شود نقض غرض خواهد بود. جبر و زور ظلم است و ظلم نردبان عدل نخواهد بود. عدلی که به وسیله ظلم برقرار شود عدل نیست، هر چند نام عدل بر آن گذارند. بشر تکامل نیافته حاکم عدل را نمیپسندد و دوست میدارد که او بر کنار شود. حضرت علی علیه السلام میفرماید: این مردم از من ملول شدهاند و من هم از آنها ملول هستم، سپس در حق آنها نفرینی کرده، فرمود: خدایا مرا از اینها بگیر. حکومت عدل بایستی با رضایت خلق برقرار شود و آن وقتی است که بشر خواستار آن باشد. بشر وقتی خواستار حکومت عدل میشود که خوی حیوانی تحت فرمان خوی انسانی او قرار گیرد.(19)
در روایات نیز به جهتی دیگر اشاره شده است.
امام باقر علیه السلام فرمود: دولتنا آخر الدول و لن یبقی اهل البیت لهم دولة الا ملکوا قبلنا لئلا یقولوا أذا رأوا سیرتنا أذا ملکنا سرنا مثل سیرة هؤلاء و هو قول الله عزوجل و العاقبة للمتقین(20)؛ دولت و حکومت ما آخرین دولتها و حکومتهاست. حکومت برای هیچ اهل بیتی باقی نمیماند مگر اینکه قبل از ما به حکومت رسیده و آن را به نهایت رسانده است، به جهت آنکه هر گاه سیره ما را در حکومت مشاهده کردند نگویند: اگر ما نیز مالک و عهدهدار حکومت بودیم این چنین حکومت میکردیم. اشاره به این معناست قول خداوند متعال که میفرماید: (و عاقبت برای پرهیزکاران است).
ادامه مطلب
چرا در عصر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله حکومت جهانی توحیدی تحقق نیافت
بشر به مانند طفلی است که در ابتدای زندگی خود احتیاج به طی مدارس و مدارج علمی و عملی در سطوح مختلف دارد تا بتواند به رشد و تکامل نهایی خود برسد.
به همین جهت است که رهبران الهی بدون ایجاد شرایط و زمینه کافی برای رسیدن به آن هدف، آمادگی برای اجرای حکومت عدل جهانی را ندارند و این به جهت نقص آنها نیست بلکه مشکل از ناحیه نبود قابلیت محل است.
ادامه مطلب
چرا در احادیث دوازده خلیفه از اسامی آنها سؤال نشده است
رسم مسلمانان این بود که از همه نوع مسائل حتی در اثنای سخنرانی حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله سؤال میکردند. این روایت خبر از امر مهمی که همان خلفای بعد از پیامبر است میدهد خلافتی که از مسائل بسیار مهم در جامعه اسلامی است. حال سؤال این است که چرا کسی از اسامی این دوازده خلیفه سوالی نکرده است. آیا معقول است که هیچ یک از مسلمانان در حجة الوداع یا بازگشت از حج به مدینه از اسامی آنها سؤال نکرده باشد؟ هرگز! زیرا دأب صحابه این بود که از جزئیات مسائل سؤال میکردند اما چرا و چگونه در این روایات اسامی آنها ذکر نشده است؟
احتمالی که داده میشود این است که دست مخالفین اهل بیت بر این احادیث دراز شده و نگذاشته است که اسامی آنها به طور صریح به گوش مردم برسد گر چه مطابق آنچه قبلا بیان شد با جمع بین این احادیث و احادیث غدیر و ثقلین میتوان پی برد که این دوازده خلیفه از عترت و اهل بیت پیامبرند و نیز اول آنها علی بن ابی طالب علیه السلام است. با این حال مطابق برخی روایات که حموینی در فرائد السمطین و قندوزی در ینابیع المودة آورده اسامی آنها نیز از ناحیه پیامبر صلی الله علیه و آله ذکر شده است.
ادامه مطلب
چرا حضرت مسیح علیه السلام تاکنون زنده مانده است
حکمت بقا و زنده ماندن حضرت مسیح علیه السلام تاکنون بر حسب آنچه که عقول ما درک میکند اموری است:
1- در حضرت عیسی علیه السلام خصوصیاتی یافت میشود که در سایر انبیا نبوده است، از قبیل ولادت بدون پدر، زنده کردن مردگان، به آسمانها رفتن و دیگر خصوصیات.
2- زنده بودن و بقای او برهان و دلیل و شاهدی بر غیبت امام مهدی علیه السلام خواهد بود، زیرا بقای مسیح با عمری بیش از دو هزار سال دلیلی بر امکان وجود و حیات حضرت مهدی علیه السلام در کمتر از این مقدار سال است همان حکمتی که در روایات برای طول عمر حضرت خضر بیان شده است.
شیخ صدوق رحمة الله علیه در کمال الدین به سند خود از امام صادق علیه السلام نقل میکند که فرمود: ...بلی ان الله تبارک و تعالی لما کان فی سابق علمه ان یقدر من عمر القائم علیه السلام فی ایام غیبته ما یقدر و علم ما یکون من انکار عباده بمقدار ذلک العمر فی الطول، طوّل عمر العبد الصالح فی غیر سبب یوجب ذلک ألا لعلة الاستدلال به علی عمر القائم علیه السلام و لیقطع بذلک حجة المعاندین لئلا یکون للناس علی الله حجة(103)؛ ...آری، از آنجا که در علم سابق خداوند مقدر شده بود که عمر قائم علیه السلام را در ایام غیبتش طولانی میگرداند و میدانست که این مقدار طول عمر را بندگانش انکار میکنند، لذا عمر بنده صالحش را تنها به جهت استدلال و شاهد آوردن عمر قائم علیه السلام طولانی کرد و تا آنکه حجت و دلیل معاندین قطع گردد و برای مردم حجت و استدلالی بر خدا نباشد.
ادامه مطلب
چرا خداوند امامت را در کودک قرار داد
برخی ممکن است سؤال کنند چه ضرورتی دارد که کودک امام باشد درحالی که مورد شک و تردید عدهای قرار میگیرد؟
پاسخ : ممکن است عواملی چند در این انتخاب موثر باشد:
1- امتحان مردم؛ زیرا با اثبات امامت طفل از راه معجزه و جهات دیگر، انسان مورد امتحان قرار میگیرد که چگونه در برابر حق تسلیم گردد همان گونه که حضرت عبدالعظیم حسنی مورد امتحان قرار گرفت.
2- برای اثبات اینکه امامت این شخص از جانب خداوند است؛ زیرا اگر امامان تنها در بزرگسالی به مقام امامت نایل میشدند ممکن بود کسانی گمان کنند که مقامات و کمالات آنان همگی اکتسابی است ولی در طفل صغیر هیچگاه این گمان برده نمیشود و اگر طفلی فضایلی در حد امامت داشت شکی نیست که از جانب خداوند است.
3- برای اثبات اینکه مقام و منزلت بر اساس لیاقت است نه بزرگی سن، چنان که در جریان فرماندهی اسامة بن زید چنین بود، در حالی که عدهای از صحابه بر عزل او اصرار داشتند پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به جهت لیاقت وی، اصرار بر فرماندهی او داشت.
4- از آنجا که تا امام رضا علیه السلام امامان را یکی پس از دیگری به شهادت میرساندند، سنت الهی بر این قرار گرفت که از امام جواد علیه السلام امامت در سنین پایین قرار گیرد تا اینکه حاکمان جور و ظلم امامت آنان را باور نکرده و آنها را نکشند، تا اینکه نوبت به امام زمان علیه السلام رسید و چون امامان پیشین از امتحان سر بلند بیرون آمده بودند، دشمنان فهمیدند که امامت در سنین کودکی نیز ممکن است لذا قصد داشتند تا حضرت مهدی علیه السلام را از همان ابتدای ولادت به قتل برسانند، لذا خواست خداوند بر این تعلق گرفت که او را از هنگام ولادت در پشت پرده غیبت نگه دارد.
ادامه مطلب
چرا جعفر به دروغگو معروف شده است
در توقیعی که از ناحیه مقدسه صادر شد حضرت اشاره به جعفر کرده، میفرمایند:
... و قد ادعی هذا المبطل المفتری علی الله الکذب بما ادعاه، فلا ادری بایة حالة هیی له رجاء ان یتم دعواه، ابفقه فی دین الله؟ فوالله ما یعرف حلالا من حرام و لا یفرق بین خطاء و صواب...(505)؛
... به طور حتم این شخص مبطل و تهمت زننده به خدا است و در آنچه میگوید ادعای دروغ و کذب نموده است، نمیدانم که به کدامین حالت امید دارد که ادعای خود را تمام نماید؟ آیا به فهم در دین خدا؟ به خدا سوگند که او حلال را از حرام نمیشناسد و اشتباه و صحیح را تشخیص نمیدهد....
از این توقیع استفاده میشود اول کسی که به جعفر لقب دروغگو داد خود حضرت بوده است و بعد از آن این عنوان بر او شهرت یافت برخی نیز وجه توصیف او را به دروغگو به جهت تمییز بین او و امام جعفر صادق علیه السلام میدانند.
ادامه مطلب
چرا تردید؟
ابو عبدالله حسین بن حمدان میگوید:
شهر قم از کنترل خلیفه خارج شده بود و هر شخصی را برای تصدی منصب جمکرانی میفرستادند، مردم از ورود او جلوگیری نموده و با او میجنگیدند.
خلیفه مرا به همراه لشکری برای در دست گرفتن اوضاع قم مأمور کرده و به سوی آن شهر فرستاد.
من با لشکری حرکت کردم، وقتی به منطقه طرز رسیدیم، برای استراحت توقف نمودیم. به قصد شکار حرکت کردم. صیدی را هدف قرار دادم اما فرار کرد.
مسافت زیادی را به دنبال او طی نمودم تا این که به نهری رسیدم.
همین طور در مسیر رود مشغول حرکت بودم که به محلی رسیدم که بستر رودخانه گسترده و باز بود.
در این هنگام، از دور مردی را دیدم که بر اسبی سفید سوار بود. به من نزدیک شد عمامهای سبز بر سر داشت و یک جفت کفش سرخ در پا و چهره خود را چنان پوشیده بود که تنها چشمانش دیده میشد.
وقتی کاملا نزدیک شد گفت: ای حسین!
او بدون لقب و کنیه مرا مورد خطاب قرار داد.
گفتم: چه میخواهی؟
گفت: چرا در مورد ولایت صاحب الامر (علیه السلام) تردید میکنی؟ و چرا خمس مالت را به اصحاب ما نمیدهی؟
درست میگفت. من در مورد ولایت صاحب الامر (علیه السلام) شک داشتم، و خمس مال خود را نپرداخته بودم. او این سخن را آن چنان با مهابت ادا کرد که من با تمام استحکام و شجاعتم بر خود لرزید و عرض کردم: چشم، آقا جان! همان طور که فرمودید، خواهم نمود.
آن گاه فرمود: وقتی به آن جا که میخواهی بروی - یعنی قم - رسیدی و بدون درد سر وارد شدی، خمس هر چه را که به عنوان دارایی شخصی به دست آوردی، به مستحقش بپرداز!
عرض کردم: چشم.
آن گاه فرمودند: برو که هدایت یافتی.
عنان مرکب را باز گرداند و رفت، ولی من نفهمیدم که از کدام طرف رفت. هر چه چپ و راست را جست و جو کردم، چیزی نیافتم. ترسم بیشتر شد، فورا بازگشتم و سعی کردم آن را فراموش کنم.
نزدیک قم رسیدیم و من خود را برای درگیری با مردم آماده نموده بودم، ناگاه عدهای از اهالی قم نزد من آمده و گفتند: ما با هر حاکمی که فرستاده میشد، به خاطر ستمی که بر ما روا میداشته، میجنگیدیم.
تا این که تو آمدی، با تو مخالفتی نداریم! وارد شهر شو و هر طور که صلاح میدانی به تدبیر امور بپرداز!
وارد شهر شدم مدتی آن جا ماندم و اموال زیادی بیشتر آنچه که فکر میکردم به دست آوردم، تا این که گروهی از اطرافیان خلیفه بدگویی نمودند، من نیز از مقام خود عزل شده و به بغداد بازگشتم.
وقتی وارد بغداد شدم، ابتدا نزد خلیفه رفته و سلام نمودم. آن گاه به منزل خود مراجعت نمودم. اطرافیان، بستگان و آشنایان برای تجدید دیدار و خوش آمد به دیدنم آمدند.
در این حال، ناگاه محمد بن عثمان - نائب دوم امام زمان (علیه السلام) - وارد شد و بدون این که توجهی به حاضرین نماید از همه عبور نموده و تا بالای مجلس نزد من آمد و آن قدر نزدیک شد که توانست به پشتی من تکیه کند، من از این جسارت او به خود و بستگان و آشنایانم بسیار خشمگین شدم.
ملاقات کنندگان همین طور میآمدند و میرفتند و برای این که وقت مرا نگیرند زیاد معطل نمیشدند. اما او همچنان نشسته بود، و لحظه به لحظه بر خشم من افزوده میشد.
وقتی مجلس خالی شد. خود را به من نزدیک نمود و گفت: به پیمانی که با ما بستهای وفا کن. آنگاه تمام ماجرا را بازگو کرد.
من به خودم لرزیدم و گفتم: چشم.
آنگاه برخاستم و همراه او خزاین اموالم را گشودم و به حسابرسی پرداختم. خمس همه را خارج کردم، او از همه چیز اطلاع داشت حتی خمس وجهی را که از قلم انداخته بودم، به یادم آورد. آن را نیز پرداختم. او همه آنها را جمع نموده و با خود برد.
پس از آن من دیگری در امر وجود حضرت حجت (علیه السلام) تردید نکردم.(144)
ادامه مطلب
چرا تحریف؟
چرا تحریف؟
بازرگانان و دلالان حدیث، به منظور تقرب به قطبهای قدرت و در طمع بدست آوردن ثروت و تقویت جبهه باطل و بیداد، روایاتی جهتدار از خود میساختند و آنها را به پیامبر(ص) نسبت میدادند، چرا که در برخی روزگاران، ساختن روایت دروغ، پست و شغل مهم و تجارتی پر سود بود که جعل کنندگان حدیث و دروغ پردازانی نظیر ابوهریره،سمرة بن جندب،مغیرة بن شعبه و دوستان و همکاران آنان بدان وسیله زندگی میکردند و به آلاف و الوف و هواهای دل خویش میرسیدند و راوی روایت مورد بحث، جناب زائده از این قماش است و دلیل بازی با این روایت نیز روشن است.
هدف...
هدف از افزودن جمله کوتاهو اسم ابیه اسم ابی به روایت مورد بحث چه بوده است و دست تحریف، چه منظوری داشته است؟
پاسخ
پاسخ این سؤال، یکی از این دو میتواند باشد:
1- هدف از این کار، تأییدمهدی عباسی بوده است که، نامش محمد و نام پدرشعبدالله است و لقبشمهدی.
2- ممکن است هدف تأییدمحمد بن عبدالله بن حسن بوده است که لقبشنفس زکیه(36) بود و بر ضد نظام ستمکار و پرفریب عباسی قیام کرد، همانگونه که علامه معاصر آیت الله صافی نیز در کتاب خویش(37) بدان تصریح کرده است.
کوتاه سخن اینکه: روایتزائده از دیدگاه دانشمندان حدیث، فاقد صحت و اعتبار است و در نهایت ضعف و تزلزل و توجیه حرف نادرست نیز، کار نادرست دیگری است.
ادامه مطلب
چرا پاسخ نامه نیامد؟
حسن بن فضل بن زید یمانی میگوید:
پدرم نامهای به خط خود برای امام زمان (علیه السلام) نوشت. حضرت (علیه السلام) پاسخ نامه را مرقوم فرمود. بار دیگر نامهای به خط من املا کرده و برای امام زمان (علیه السلام) ارسال کرد. حضرت (علیه السلام) این بار نیز پاسخ فرمود.
مرتبه سوم نامهای دیگر به خط یکی از فقها که از دوستان ما بود املا نموده، و برای حضرت (علیه السلام) فرستاد.
امام (علیه السلام) این بار از ارسال پاسخ خودداری نمود. ما تعجب کردیم. وقتی درباره علت آن تحقیق نمودیم، دانستیم که آن مرد از عقیده خود برگشته و قرمطی(50) شده است.(51)
ادامه مطلب
چرا برای سلامتی امام زمان (عج) دعا می کنیم؟
دلیل دعا کردن برای سلامتی امام عصر چیست؟ در حالی که خدای منان اراده دارد ایشان زنده و سلامت بمانند، آیا اصلا امکان دارد آن وجود مبارک دچار کسالت شوند؟
آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش ()
دعا از هر حیث مخصوصا برای سلامتی امام زمان (عج) آثار و برکات فراوانی دارد که برخی عبارتند از:
1 . دعا نشان گر علاقه و محبت مسلمانان به ایشان است . اگر چه دوستی تمام ائمه معصومین علیهم السلام بخشی از ایمان و شرط قبولی اعمال است، در عین حال دعا کردن در حق امام زمان (عج) موجب ازدیاد محبت آن حضرت در دل و در نتیجه موجب تقویت ایمان می گردد .
2 . دعا اظهار تجدید عهد و پیمان با آن حضرت است و محتوای پیمان با آن حضرت را دین داری، شریعت محوری و تصمیم قلبی بر اطاعت امر امام علیه السلام و یاری رساندن او با نثار جان و مال تشکیل می دهد .
تجدید بیعت با آن حضرت علیه السلام کاری است که بعد از هر نماز از نمازهای پنجگانه یا در هر روز و یا در هر جمعه انجام آن مستحب است . هر روز بعد از نماز صبح، دعاهایی که مربوط به وجود مبارک امام عصر (عج) است، خوانده شود، بسیار مفید و مؤثر خواهد بود .
دعای شریف «اللهم بلغ مولای صاحب الزمان صلوات الله علیه عن جمیع المؤمنین ...» و نیز «دعای عهد» شاهدی برای این سخن است . ()
3 . دعا سبب زنده نگه داشتن یاد امام غایب در دل منتظران می گردد . یاد امام زمان (عج) توجه به ارزش های
دین و اصول اخلاقی را در دل ها زنده می کند و غفلت از یاد امام، یکی از دلایل عمده پژمردگی و سستی ارزش های الهی وانسانی در جوامع اسلامی است .
دلت گر که یک لحظه غافل نشیند، خدنگ بلا بر دل دل نشیند
4 . کسی که سلامتی امام زمانش برایش مهم است، مسلما آزردن آن حضرت برایش سخت است; در نتیجه دعا برای سلامتی آن حضرت، انسان را به انجام کارهایی وامی دارد که موجب خشنودی آن حضرت و در نتیجه سبب رسیدن به مقام رضوان الهی می گردد .
5 . دعا بسیار مؤثر است و موجب فرج آن حضرت و نیز فرج و گشایش در زندگی مؤمنان می شود .
6 . دعا موجب قرب الهی است . امام مهدی (عج) در خصوص زیارت آل یس می فرمایند: «هرگاه خواستید به وسیله ما به خداوند و به ما توجه کنید، این زیارت را که از جانب خداوند انشا شده است، بخوانید» . ()
این زیارت که از جهات مختلف محتوایی عمیق دارد، بسیار مورد تاکید و سفارش قرار گرفته است . این زیارت از ابتدا تا انتها، دعای برای سلامتی، تندرستی و بهروزی امام زمان (عج) است; «السلام علیک یا خلیفه الله و ناصر حقه ... السلام علیک حین تصبح و تمسی، السلام علیک فی الیل اذا یغشی و النهار اذا تجلی ... السلام علیک بجوامع السلام ... ; سلام بر تو ای جانشین خدا و یاری کننده حق ... درود و سلام بر تو هنگامی که صبح و شام کنی، درود و تهیت الهی بر تو در شب که همه جا را فراگیرد و در روز، در وقتی که نور دهد (یعنی سلام بر تو در هر صبح و شام) ... ، درود بر تو درودی همه جانبه ...» .
در دعای بعد از این زیارت نیز معانی بلندی نهفته است; مانند: خدایا او (امام زمان «عج ») را از شر هر متجاوز و سرکشی و از شر همه خلق خود پناه ده و او را از حوادث یومیه، از پیش رو و از پشت سر و از طرف چپ، حفظ و نگه داری کن و از این که آسیب و گزندی به او برسد، جلوگیری کن و در خصوص او، رسولت و خاندان رسولت را حفظ نما و به دست مبارکش عدل و داد را پدیدار نما! «اللهم اعذه من شر کل باغ و طاغ و من شر جمیع خلقک و احفظه من بین یدیه و من خلقه و عن یمینه و عن شماله و احرسه و امنعه من ان یوصل الیه بسوء واحفظ فیه رسولک و آل رسولک واظهر به العدل ...» .
در پایان سخن لازم است یادآور شویم که دعا کردن برای سلامتی و فرج آن حضرت، اطاعت از امر خداوند و نیز اهل بیت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است; «و هر که خدا و رسولش را اطاعت کند و خداترس و پرهیزکار باشد، چنین کسی به فوز و سعادت خواهد رسید» . ()
آخرین نکته این است که هر چند طبق وعده الهی حضرت زنده و باقی هستند تا زمانی که پرچم توحید و عدل را در همه جهان به اهتزاز درآورند، ولی بالاخره بشر هستند ودر معرض آفات جسمانی و بلاهای طبیعی و ممکن است مریض شوند و دچار کسالت گردند و از این نظر دعای ما برای سلامتی حضرت و حفظ ایشان از این آفات و حوادث، بدون شک در سلامتی وجود آن عزیز عالم وجود و آخرین در صدف امامت و ولایت، مؤثر و مفید است .
پی نوشت:
1 . دیوان حافظ، ص 223 .
2 . قمی، مفاتیح الجنان، ص 891و892 .
3 . همان، ص 863 .
4 . نور (24): 52 .
ادامه مطلب
