چرا برای امامان دیگر غیبت مقرر نگردیده است
برای امام زمان علیه السلام شرایط خاصی پیدا شد که هرگز برای امامان دیگر مقرر نشده بود. این شرایط باعث شد که تنها امام زمان علیه السلام از دید مردم غایب باشند نه دیگر امامان. از جمله آن شرایط و رفیتها عبارتند از:
الف: حضرت مهدی علیه السلام آخرین امام از دوازده امامی است که پیامبر صلی الله علیه و آله از آمدن آنان خبر داده است، امامانی که هرگز نباید زمین از وجودشان خالی باشد.
ب: از آنجا که حضرت علیه السلام هر لحظه ممکن است به اذن خداوند مامور به خروج و قیام شود، لذا نمیتواند ظاهر باشد و تحت بیعت یکی از حاکمان ظلم و جور قرار گیرد.
ج:
در صورت عدم غیبت امام زمان علیه السلام به طور حتم لازم میآمد که تنها باقی مانده از حجتهای الهی تا روز قیامت از طرف دشمنان کشته شود.
در نتیجه مصلحت الهی بر آن تعلق گرفت که حضرت در پشت پرده غیبت تا زمان معینی باقی بمانند.
ادامه مطلب
چرا بخاری و مسلم احادیث مهدویت را در صحاح خود ذکر نکردهاند
از جمله اشکالات برخی بر قضیه مهدویت از سوی اهل سنت آن است که بخاری و مسلم اشارهای به احادیث مهدویت نکرده و آنها را در صحیح خود نقل نکردهاند و این به نوبه خود میتواند سبب وهن و ضعف این احادیث باشد.
احمد امین مصری میگوید: از افتخارات صحیح بخاری و مسلم آن است که این گونه احادیث در آن دو وارد نشده است گر چه در غیر این دو کتاب از کتابهای حدیث وارد شده است.(151)
همین اشکال از ناحیه اشخاصی دیگر از متفکرین غرب زده اهل سنت از قبیل شیخ محمد ابوزهره(152)، سعد محمد حسن(153)، حسین سائح لیبیایی مغربی(154)، سید محمد رشید رضا(155) و شیخ بن محمود(156) وارد شده است.
پاسخ : این اشکال مورد توجه اهل سنت واقع شده و شدیدا با آن به مقابله پرداختهاند.
دکتر بستوی میگوید: اینان گمان میکنند که بخاری و مسلم احادیث مهدویت را به جهت ضعف در اسنادشان نقل نکردهاند. این گمانی باطل است، زیرا این دو به تمام احادیث صحیح احاطه نداشته و هرگز چنین ادعایی نکردهاند.(157)
بخاری میگوید: آنچه را که در کتاب خود الجامع الصحیح آوردهام صحیح است ولی چه بسیار احادیث صحیحالسندی که به جهت طولانی شدن کتابم نقل نکردهام.(158)
مسلم به حجاج قشیری میگوید: من تمام احادیث صحیح نزد خود را در این کتاب صحیح نیاوردهام، بلکه در صدد آن بودهام که تنها احادیثی را ذکر کنم که اجماعی است.(159)
حاکم نیشابوری میگوید: بخاری و مسلم حکم به عدم صحت احادیثی که در دو کتابشان نیامده نکردهاند.(160)
ابن قیم جوزیه میگوید: آیا بخاری گفته است که هر حدیثی را من در کتابم نیاوردهام باطل و غیر حجت و ضعیف است؟ چه بسیار احادیثی که بخاری به آنها در غیر کتاب الجامع الصحیح احتجاج نموده ولی در این کتاب نیاورده است. و چه بسیار احادیثی که در غیر این کتاب تصحیح نموده ولی در این کتاب نیاورده است.(161)
عبدالمحسن بن حمد العباد میگوید: حدیث صحیح همان گونه که در صحیحین موجود است در غیر این دو از کتابهای حدیثی نیز وجود دارد، مثل: موطأ، صحیح ابن خزیمه، صحیح ابن حبان، مستدرک حاکم، جامع ترمذی، سنن ابی داوود، سنن نسائی، سنن ابن ماجه، سنن دار قطنی، سنن بیهقی و دیگر کتب، و این امری در نهایت وضوح و آشکار است.(162)
دیگر اینکه چه کسی ادعا کرده که بخاری و مسلم توجهی به احادیث مهدویت به طور عموم نداشتهاند؟ این حرف باطل است؛ زیرا این دو به برخی از احادیث مربوط به خروج مهدی علیه السلام اشاره کردهاند. از قبیل:
الف.) احادیث خروج دجال
بخاری و خصوصا مسلم احادیث زیادی را در باب خروج دجال از طرق مختلف نقل کردهاند.(163)
ابن حجر عسقلانی با نقل کلامی از آبری در تواتر احادیث مهدی علیه السلام قصه دجال را به خروج حضرت مهدی علیه السلام ربط میدهد.(164)
ب) احادیث نزول عیسی بن مریم
بخاری به سند خود از ابو هریره نقل کرده که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: کیف انتم اذا نزل ابن مریم فیکم و امامکم منکم(165)؛ شما را چه خواهد شد زمانی که فرزند مریم در میان شما فرود خواهد آمد در حالی که امام شما از میان شماست.
مسلم نیز همین مضمون را نقل کرده است.(166)
مقصود از امام در این روایات کسی جز مهدی علیه السلام نخواهد بود، و لذا شارحین صحیح بخاری همگی متفق القول امام در این روایت را حضرت مهدی علیه السلام معرفی کردهاند.
ج) احادیث بخشش مال
مسلم به سند خود از جابر بن عبدالله انصاری نقل کرده که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: یکون فی آخر امتی خلیفة یحثی المال حثیا لا یعده عددا(167)؛ در پایان امتم خلیفهای خواهد بود که مال فراوان میدهد بدون آنکه شماره کند
با رجوع به روایات دیگر پی خواهیم برد که مقصود از این خلیفه همان حضرت مهدی علیه السلام است.
ابن ابی شیبه به سندش از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده که فرمود: یخرج رجل من اهل بیتی عند انقطاع من الزمان و ظهور من الفتن یکون عطاؤه حثیا(168)؛ مردی از اهل بیتم بعد از وقفهای از زمان و ظهور فتنهها خروج خواهد کرد که عطای او ریزان است.
د) احادیث خسف بیداء
مسلم در صحیح به سند خود از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده که فرمود: یعوذ عائذ بالبیت فیبعث الیه بعث فاذا کانوا ببیداء من الارض خسف بهم(169)؛ شخصی به خانه پناه میبرد، لشکری به سوی او فرستاده میشود، آن لشکر به سرزمین بیداء که میرسد در آنجا به زمین فرو میرود.
با مراجعه به سایر روایات پیر میبریم که فرو رفتن زمین بیداء از علائم ظهور حضرت مهدی علیه السلام است.(170)
ادامه مطلب
چرا باید بگوییم امام خامنه ای؟
غربیها با سه کلیدواژهی آزادی، دموکراسی، و حقوق بشر افکار عمومی را اداره میکردند. شرقیها با دو کلیدواژهی مبارزهی پرولتاریا با امپریالیسم و برابری. امام پنج کلیدواژهی قرآنی را در مقابل آن پنج کلیدواژه قرار دادند. اصل «امامتمحوری» مهمترین کلیدواژه بود. سیستم امت-امامت حرف جهانشمول اسلامی بود که در عرصهی سیاست احیا شد. ده سال هر کاری کردیم، یک رسانهی غربی پیدا شود که بگوید «امام خمینی»، نشد! همه میگفتند «آیتالله خمینی». سال 59 به یکی از اساتید یهودی آلمان ..."
غربیها با سه کلیدواژهی آزادی، دموکراسی، و حقوق بشر افکار عمومی را اداره میکردند. شرقیها با دو کلیدواژهی مبارزهی پرولتاریا با امپریالیسم و برابری. امام پنج کلیدواژهی قرآنی را در مقابل آن پنج کلیدواژه قرار دادند. اصل «امامتمحوری» مهمترین کلیدواژه بود. سیستم امت-امامت حرف جهانشمول اسلامی بود که در عرصهی سیاست احیا شد. ده سال هر کاری کردیم، یک رسانهی غربی پیدا شود که بگوید «امام خمینی»، نشد! همه میگفتند «آیتالله خمینی». سال 59 به یکی از اساتید یهودی آلمان گفتم «استاد! چرا رسانههای شما نمیگویند امام خمینی ؟». خندهای کرد و گفت «آخر ما بعضی چیزها را متوجه شدیم!». کیفاش را باز کرد و یک کتاب درآورد. ترجمهی آلمانی کتاب «ولایت فقیه» امام بود. گفت «آقای خمینی یک تئوری جهانی دارد. وقتی ما بگوییم "امام"، ایشان بین کشورهای دنیا شاخص میشود. چون کلمهی "امام" قابل ترجمه نیست. ولی وقتی بگوییم "رهبر"، این کلمه در فرهنگ غرب بار منفی دارد. دیگر ما ایشان را کنار استالین و موسیلینی و هیتلر قرار میدهیم. کلمهی "رهبر" به نفع ما و کلمهی "امام" به نفع آقای خمینی است. از طرف دیگر اگر ایشان یک جایگاه دینی دارد، ما به ایشان میگوییم "آیتالله"، اما "امام" یک بار معنوی دارد! از طرفی ایشان آن طور میشود امام امت اسلامی که مسلمانهای دنیا را دور خودش جمع بکند!». با این صراحت این را به من گفت. یک رسانهی غربی یا شرقی را پیدا نمیکنید که گفته باشد «امام خمینی» . آن موقع ما امتحان کردیم رسانههای غربی آیا میپذیرند ما یک آگهی بدهیم به نام «امام خمینی»؟ میخواستیم 60،000 مارک بدهیم که یک آگهی چاپ کنند، قبول نکردند! شهریور 58 که در مجلس خبرگان قانون اساسی شهید بهشتی کلمهی امامت را در قانون اساسی گذاشت، ریاست آن مجلس با آقای منتظری بود. امام خمینی گفت شما نمیتوانی مجلس را اداره کنی، برو کنار، آقای بهشتی اداره کند. وقتی شهید بهشتی آمد اصل پنجم را مطرح کند که ولی فقیه نائب امام زمان (عج) و امام امت اسلامی است، کشور ریخت به هم. بازرگان اعلام استعفای دستهجمعی دولت را کرد. امیرانتظام اعلام کرد که مجلس خبرگان قانون اساسی باید منحل شود. سر یک کلمه کشور ریخت به هم! امامتمحوری، امّتگرایی، عدالتگستری، و دوقطبی مستکبرین-مستضعفین اساس تئوری امام خمینی بود. امام خمینی (ره) از دنیا رفتند. آقای هاشمی رفسنجانی آمدند پنج روز بعد از رحلت امام خمینی (ره) در دومین خطبهی اولین نمازجمعهی بعد از رحلت امام، راجع به ولایت فقیه دو جمله گفتند. یک : «ما نمیخواهیم بعد از رحلت امام خمینی به جانشین ایشان "امام" بگوییم». این همه دعوا داشتیم با شرق و غرب؛ امام حاضر شد شهید بهشتی را قربانی کند برای این کلمه؛ قانون اساسی پنج بار روی امامت ولی فقیه تأکید کرده، امام این را از سال 48 مطرح کرده، شما میگویی نمیخواهیم؟ به اسم اعزاز امام خمینی گفتند به جانشیناش نمیگوییم امام! انگار یکی به شما بگوید من چون خیلی شما را دوست دارم، افکار شما را میخواهم با شما دفن کنم! جملهی دومشان این بود : «خبرگان مرجع تعیین نکرده است» . یعنی جانشین امام خمینی نه مرجع است و نه امام. وقتی ایشان جای «امام» گذاشت «رهبر»، «امّت» شد «ملّت» . یعنی عملاً سیستم ملت-رهبر انگلیسیها را پذیرفتیم و سیستم امت-امامت امام خمینی (ره) را کنار گذاشتیم. وقتی «امّت» شد «ملّت»، عناصر امّت یعنی «خواهران و برادران قرآنی» -که وظایفی مثل امر به معروف و نهی از منکر نسبت به هم دارند-، تبدیل شدند به عناصر ملت یعنی «شهروند» و « هموطن» . اما کلمهی سوم یعنی «عدالت»؛ مقدسترین کلمهای که آقای هاشمی در دوران ریاستجمهوریشان ابداع و تحمیل کردند به نظام اسلامی، کلمهی «توسعه» بود. فرق عدالت و توسعه این بود که «عدالت» را خدا و پیغمبر (ص) و علی مرتضی (ع) تعریف میکنند، اما «توسعه» را صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی و صهیونیستهای عالَم. در عرصهی بینالملل هم دو کلیدواژهی قرآنی «مستکبرین» و «مستضعفین» را ایشان اصلاح کردند و گفتند : «مستکبرین» فحش و توهینآمیز است! به جایش بگوییم «قدرتهای جهانی»! خب وقتی گفتی «مستکبرین» باید با آنها «مبارزه» کنی، اما وقتی گفتی «قدرتهای جهانی» باید با آنها «تعامل» کنی. «مستضعفین» را هم کردند «قشر آسیبپذیر»؛ یعنی آدمهای بیعرضهای که خودشان پذیرای آسیباند! پنج کلیدواژهی قرآنی امام خمینی (ره) که اساس گفتمان نهضت اسلامی بود، توسط ایشان تغییر پیدا کرد به همان کلیدواژههایی که دشمنان میخواستند. تا موقعی که کلیدواژههای قرآنی امام خمینی (ره)–که رأس آنها امام بودن ولی فقیه است- احیا نشود، هر کاری که بکنیم، وصلهپینه کردن است. شما هر لعنی که به ...... بکنید، این قدر جگر دشمنان نمیسوزد که بگویید «امام خامنهای» . مشکلی که هست هم این است که همه میگویند «دیگران بگویند ما هم میگوییم!». اصولگراها میگویند صداوسیما شروع کند، ما هم میگوییم! صداوسیما میگوید ما که از روحانیون نمیتوانیم جلو بیفتیم! روحانیون میگویند تا مدیران ارشد نظام خودشان نگویند که ما نمیتوانیم جلوی مردم بگوییم! مدیران ارشد میگویند وقتی جوانان انقلابی هم نمیگویند، ما بگوییم و هزینه بدهیم؟! و... بعضی هم میگویند نگوییم چون قبلاً کسی (حشمتالله طبرزدی) این کار را کرده و سابقهی خوبی ندارد این کار در ذهن مردم! خب خوبها باید پرچمدار این کار شوند که این کار به اسم آنها ثبت شود و آن سابقه پاک شود. آیتالله شهید سید محمدباقر حکیم پا میشود میرود نجف. از آنجا نامه مینویسد به «حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای» . یک هفته بعد شهیدش میکنند. آن مرد بزرگ میفهمد که باید از آنجا پیغام دهد «امام خامنهای» . سید حسن نصرالله میفهمد در سختترین شرایطی که دارد، باید بگوید امام خامنهای! ما اینجا نشستهایم و نمیگوییم! اگر نعمت خدا را قدر ندانیم، میفرماید : «انّ عذابی لشدید». روز قیامت هم آنجا ندا داده میشود که «وقفوهم انّهم مسئولون، ما لکم لا تناصَرون». هی حرف را انداختند از این طرف به آن طرف. "
ادامه مطلب
چرا با وجود فساد در جهان حضرت ظهور نمیکنند
وجود فساد و یا گسترش آن در سطح کل جامعه بشری علت تامه برای ظهور حضرت نیست. یکی از اهداف حضرت گسترش عدل و داد است، ولی برای ظهور حضرت احتیاج به فراهم شدن شرایط و مقدماتی است که در جای خود به طور اجمال به آن اشاره کردهایم که از آن جمله میتوان به این موارد شاره کرد:
الف: بالا رفتن سطح فکری جامعه.
ب: گسترش وسایل و امکانات ارتباط جمعی و تکنیک.
ج: فراهم شدن افرادی خاص و انسانهایی کامل برای همکاری با حضرت در گسترش عدل و توحید در جامعه.
ادامه مطلب
چرا او قائم آل محمد نامیده شد؟!
ابو حمزه ثمالی میگوید:
از حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) پرسیدم: ای فرزند رسول خدا! مگر شما ائمه، همه قائم به حق نیستید؟
فرمود: بلی!.
عرض کردم: پس چرا فقط امام زمان (علیه السلام) قائم نامیده شده است؟
حضرت فرمود: هنگامی که جدم حسین بن علی (علیه السلام) به شهادت رسید، فرشتگان آسمان به درگاه خداوند متعال نالیدند و گریستند و عرض کردند: پروردگارا! آیا کسی را که برگزیدهترین خلق تو را به قتل رسانده است به حال خود وا میگذاری؟
خداوند متعال به آنها وحی فرستاد: آرام گیرید! به عزت و جلالم سوگند! از آنها انتقام خواهد کشید، هر چند بعد از گذشت زمانی باشد.
آنگاه پرده حجاب را کنار زده و فرزندان حسین (علیه السلام) را که وارثان امامت بودند، به آنها نشان داد. ملائکه از دیدن این صحنه بسیار مسرور شدند.
یکی از آنها در حال قیام نماز میخواند. حق تعالی فرمود: به وسیله این قائم از آنها انتقام خواهم گرفت.(6)
ادامه مطلب
چرا با شنیدن نام قائم از جا بر میخیزیم
حاجی نوری مینویسد: در خبری از امام صادق علیه السلام نقل شده است: روزی در مجلس امام صادق علیه السلام نام مبارک حضرت مهدی علیه السلام برده شد، امام صادق علیه السلام به جهت تعظیم و احترام از جای برخاست.(834)
و نیز در روایت آمده که دعبل خزاعی بعد از آنکه ابیاتی راجع به حضرت مهدی علیه السلام نزد امام رضا علیه السلام قرائت کرد، حضرت از جای برخاست...(835).
میرزای نوری میگوید: وقتی نام حضرت حجة بن الحسن علیه السلام در مجلس امام رضا علیه السلام برده شد آن حضرت از جای برخاست و دو دست مبارکش را روی سر گذاشت و فرمود: اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه(836).
از امام صادق علیه السلام سؤال شد: چرا هنگام شنیدن نام امام زمان علیه السلام از جای خود بر میخیزیم؟ حضرت فرمود: چون غیبت حضرت مهدی طولانی است. و امام از شدت محبتی که به دوستان خود دارد هر زمانی که شخصی او را یاد کند نگاهی به او مینماید و سزاوار است که یاد کننده به جهت احترام و تعظیم از جای خود برخیزد. هنگامی که مولای خویش او را به نظر مهر و عطوفت نگاه میکند، پس از جای خود برخیزد و از خدای تبارک و تعالی تعجیل فرج ایشان را بخواهد.(837)
ادامه مطلب
چرا امام زمان علیه السلام عمویش جعفر را به برادران یوسف علیه السلام تشبیه کرد
امام زمان علیه السلام در ذیل توقیعی که به محمد بن عثمان عمری رحمة الله علیه صادر شد فرمود: ... و اما سبیل عمی جعفر و ولده فسبیل اخوة یوسف علیه السلام...(509)؛ اما راه عمویم جعفر و اولادش همانند راه برادران یوسف است....
برای نکته تشبیه به وجوهی میتوان اشاره نمود:
1- حکم جعفر عموی امام زمان علیه السلام را همانند اولاد انبیا باید به آباء و اجدادشان واگذار نمود و درباره آنها سخنی نگفت.
2- همان گونه که برادران یوسف از عمل ناشایست خود توبه کردند او نیز چنین نموده است. و لذا برخی او را به جعفر تواب لقب دادهاند.
3- فرزندان یعقوب گر چه گناه مرتکب شدند ولی خداوند متعال به جهت کرامت یعقوب از آنان عفو نمود. همچنین در مورد جعفر، زیرا او فرزند امام، برادر امام و عموی امام بود.
4- ممکن است که تشبیه، ناظر به اثبات خطا و گناه برای جعفر باشد، همان گونه که اولاد یعقوب مرتکب گناه شدند، بدین معنا که هرگز نمیتوان ادعا کرد اولاد انبیا و اوصیا همانند خود آنها از گناه معصومند، بلکه همان گونه که فرزندان یعقوب مرتکب گناه شدند، فرزند امام نیز ممکن است مرتکب گناه شود در حقیقت، هدف امام از تمثیل رفع استبعاد از این جهت است.
ادامه مطلب
چرا امام زمان علیه السلام بعد از ظهور به حکم داوود عمل میکند
کلینی به سندش از امام باقر علیه السلام نقل کرده که خطاب به ابا عبیده فرمود: ...یا ابا عبیده اذا قام قائم آل محمد صلی الله علیه و آله حکم بحکم داوود و سلیمان لا یسال البینه(1287)؛ ...ای ابا عبیده هر گاه که قائم آل محمد صلی الله علیه و آله قیام کن به حکم داوود و سلیمان حکم خواهد کرد و لذا از دلیل و شاهد سؤال نمیکند.
نعمانی از ابان بن تغلب نقل کرده که گفت: من با جعفر بن محمد صلی الله علیه و آله در مسجد کوفه بودیم که او دست مرا گرفته بود و فرمود: ای ابان زود است که خداوند سیصد و سیزده مرد را در این مسجد شما حاضر کند... آن گاه به منادی امر میکند که ندا دهد: این مهدی است که به حکم داوود و سلیمان قضاوت خواهد نمود که در قضاوتش از بینه سؤال نمیکند....(1288)
پاسخ :
1- ظاهر روایات آن است که امام زمان علیه السلام بعد از ظهور به علم خود در هر واقعهای حکم میکند نه به بینه، بر خلاف آنچه که امامان سابق بر او انجام میدادند. شیخ مفید رحمة الله علیه در کتاب المسائل میگوید: امام علیه السلام میتواند به علم خود حکم کند همان طوری که به ظاهر شهادتها نیز میتواند چنین کند و هر گاه شهادت را باطل ببیند بر علم خود حکم خواهد کرد....(1289)
علامه مجلسی رحمة الله علیه در مرآة العقول میفرماید: و این اختلاف در سیره اهل بیت علیهم السلام از قبیل نسخ نیست تا کسی اشکال کند که بعد از پیامبر نسخی نیست، بلکه با به اعتبار تقیه در برخی موارد است و یا به جهت اختلاف اوضاع و احوال در زمانها است....(1290)
2- از آنجا که وظیفه امام زمان علیه السلام بعد از ظهور پر کردن زمین از عدل و داد است لذا طبیعی است که به واقع حکم نماید تا اینکه حقوق به صاحبان اصلیاش باز گردد، و مقتضای آن این است که حضرت به علم خود که از جانب خدا به او الهام شده حکم نماید و این همان حکم داوود است.
3- حکم حاکم به علمش بدون اتکا بر بینه و قسم، نه تنها مورد اتفاق علمای شیعه است بلکه برخی از علمای اهل سنت نیز آن را جایز شمردهاند.
ابن قدامه میگوید: ...از احمد بنا بر نقلی شنیده شده که حکم حاکم به علمش جایز است و این قول ابو یوسف و ابو ثور و رای دوم شافعی و اختیار مزنی است، زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله در موردی که ذکر میکند بدون بینه و اقرار و تنها با علم به گفتار مدعی حکم صادر کرد.
آن گاه میگوید حاکم که به قول دو گواه حکم میکند به حهت غلبه بر ظن اوست پس در مورد علم و قطع اولی به جواز حکم است.
و دیگر اینکه حاکم میتواند در تعدیل و جرح شهود به علم خود عمل کند، پس در ثبوت حق به طریق ولی میتواند به علم خود حکم نماید.(1291)
نتیجه اینکه:
هیچ استبعادی ندارد که حضرت مهدی علیه السلام در قضایا به علمی که از جانب خداوند به او الهام شده حکم نماید.
ادامه مطلب
چرا امام زمان علیه السلام خود را برای مومنان مورد وثوق ظاهر نمیسازد
اولا:
آن حضرت برای هر کس که بخواهد ظاهر شود ناگزیر میبایست برای معرفی خود معجزهای اظهار نماید تا در صحت ادعاهایش یقین کنند. در این میان عدهای حقهباز و ساحر پیدا میشوند و برای فریب ردم از راه سحر و جادو چنین میکنند و خود را به عنوان امام زمان وانمود مینمایند.
ثانیا:
افراد حیلهگر از این موضوع استفاده کرده و ادعای رویت میکردند، ولی به جهت سد این گونه انحرافات، ملاقات در حد گسترده ممنوع شد، گر چه خواصی از افراد در موقعیتهای مناسب و بنابر مصالح کلی و جزئی به ملاقات حضرت شرفیاب میشوند.
ادامه مطلب
چرا امام زمان علیه السلام از همان کودکی در اختفا به سر بردند
برخی سؤال میکنند که چرا امام زمان علیه السلام از همان ابتدای کودکی در اختفا به سر بردند در حالی که وظیفه امام حضور در میان مردم و ارشاد آنان است و به تعبیر دیگر چرا امام عسکری علیه السلام فرزند خود را از هنگام ولادت از مردم مخفی داشت؟
پاسخ : شکی نیست که فشار سیاسی بر امام عسکری علیه السلام و کنترل آن حضرت برای دسترسی به فرزندش حضرت مهدی علیه السلام به حدی شدید بود که به شیعیان و اصحاب خود سفارش نموده بود حتی کسی در ملأ عام بر او سلام نکند بیا با دست به او اشاره ننماید؛ زیرا در این صورت در امان نخواهد بود.(546)
کار به جایی رسیده بود که امام عسکری علیه السلام برای ملاقات با اصحاب خود کسی را به سراغ آنها میفرستاد و میفرمود: صیروا الی موضع کذا و کذا، و الی دار فلان بن فلان العشاء و العتمة فی لیلة کذا فانکم تجدونی هناک(547)؛ بعد از وقت عشا در فلان موضع و فلان خانه در فلان شب جمع شوید که مرا در آنجا خواهید دید.
با وجود همین فشارهای سیاسی بود که حضرت نظام وکالت را دنبال نمود تا هم بتواند به نیازهای مردم رسیدگی کند وهم از گرفتاریهایی که از ناحیه ملاقاتها برای مردم حاصل میشد بکاهد.
در این موقعیت حساس، امام زمان علیه السلام متولد شد. کسی که حجت خدا در روی زمین بعد از امام عسکری علیه السلام خواهد بود. او دوازدهمین امامی خواهد بود که رسول خدا صلی الله علیه و آله وعده تولدش را داده که با ظهورش در آخرالزمان زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد. کسی که به جهت قیام غیرمترقبهاش نمیتواند بیعت کسی را بر گردن داشته باشد. آیا چنین امام نباید از ابتدای ولادت و حتی از هنگام به امامت رسیدن از دید عموم مردم و خصوصا سلاطین جور که در صدد قتل او بودند مخفی باشد؟ هر چند که در میان مردم است و با آنان زندگی میکند قطعا باید این چنین باشد و گرنه بر خلاف مصالح کلی عالم خواهد بود.
ادامه مطلب
