تهیّه آذوقه لشکر امام زمان

مرحوم شیخ صدوق، کلینی و برخی دیگر از بزرگان آورده‏اند:
حضرت صادق آل محمّد از قول پدرش، حضرت باقرالعلوم علیهماالسلام حکایت فرماید: هنگامی که امام زمان عجّل اللّه تعالی فرجّه الشّریف ظهور نماید و بخواهد قیام نماید، قیام خود را از مکّه معظّمه شروع نموده و ابتداء به سمت شهر کوفه حرکت می‏کند.
و قبل از آن که به همراه لشکر و یاران خویش حرکت نماید، منادی حضرت در بین جمعیّت، نداء دهد: کسی حقّ ندارد به همراه خود غذا و آب حمل کند، سپس حضرت دستور می‏دهد تا سنگ حضرت موسی بن عمران علیه السلام - که به مقدار بار شتری است - برداشته شود و همراه نیروها آورده شود، پس در هر منزلی که فرود آیند، از آن سنگ چشمه‏ای از آب گوارا جاری گردد که هر گرسنه‏ای از آن میل کند، سیر گردد؛ و نیز هر تشنه‏ای از آن آب بیاشامد، سیراب شود و نیازی به طعام و مایعات نخواهند داشت.
و این آذوقه خوراکی و آشامیدنی برای تمامی افراد لشکر امام زمان علیه السلام می‏باشد، تا هنگامی که در نجف اشرف و کوفه وارد شوند.** اصول کافی: ج 1، ص 231، ح 3، إکمال‏الدّین: ص 670، ح 17، الخرایج والجرایح: ج 2، ص 691، ح 1. ***


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 9:34 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

تنها دو قدم تا رضایت امام زمان (عج)

ما امامی داریم که بر همه احوال ما آگاه است. بیایید كمی بیشتر فكر كنیم، با خود بیندیشیم چگونه می توانیم امام زمان (عج) را از خود راضی نگهداریم. برای پاسخ به این سوال لازم است تا به نحوه زندگیمان بیندیشیم و حواسمان را جمع کنیم ببینیم در رفتار، گفتار و برخوردهایمان در زندگی طوری عمل میکنیم که رضایت امام مهربان را جلب کنیم؟...

 

« بسم الله الرحمن الرحیم »

 

زندگی مهدوی یعنی زندگی با حجت حیّ و حاضر، نفس کشیدن با یاد حضرت و خود را وقف امام زمان (عج) کردن.

 ما امامی داریم که بر همه احوال ما آگاه است. بیایید كمی بیشتر فكر كنیم، با خود بیندیشیم چگونه می توانیم امام زمان (عج) را از خود راضی نگهداریم. برای پاسخ به این سوال لازم است تا به نحوه زندگیمان بیندیشیم و حواسمان را جمع کنیم ببینیم در رفتار، گفتار و برخوردهایمان در زندگی طوری عمل میکنیم که رضایت امام مهربان را جلب کنیم؟ امام زمان (عج) وظیفه هدایت بندگان را به عهده دارد و از کوچکترین انحراف و کج روی بندگان دلش به درد می آید، آیا ما پیرو ایشان هستیم یا او را آزرده خاطر می نماییم؟
برای دانستن این موضوع لازم است که ایشان را بشناسیم و خواسته های ایشان را بدانیم و طبق آن عمل کنیم.

 
قدم اول در زندگی مهدوی: شناخت امام

برای اینکه زندگی مان عطر حضور امام زمان (عج) بدهد، لازم است صفات و خصوصیات او را بشناسیم. در این باره روایات بسیاری آمده است که شناخت امام زمان (عج) را بر ما واجب می کند، از جمله:
پیامبر گرامى اسلام صلّى‏ اللّه ‏علیه‏ و آله فرموده است: "هر كس بمیرد و امام زمانش را نشناسد، به‏ مرگ جاهلیت مرده است".
و در روایت دیگرى كه مرحوم كلینى از امام محمد باقر علیه ‏السلام نقل مى‏ كند آمده است: "هر كس در حالى كه امامى نداشته باشد بمیرد، مردنش مردن جاهلیت است و هر آنكه در حال شناختن امامش بمیرد پیش ‏افتادن و یا تأخیر این امر [امر ظهور حضرت] او را زیان نرساند و هر كس بمیرد در حالى كه امامش را شناخته همچون كسى است كه در خیمه قائم [علیه‏السّلام] با آن حضرت باشد".

• انواع معرفت امام زمان

بی شک شناخت ما از امام زمان (عج) باید به گونه ای باشد که ما را از شبهه های گمراه کننده ملحدان و مدعیان دروغین نجات دهد. شناخت امام دو گونه است. یکی معرفت و شناخت "شخص" امام؛ دیگری معرفت و شناخت "شخصیّت" امام.

١. شناخت شخص امام:
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف فرزند امام حسن عسکری علیه السلام و از مادری به نام نرگس در سپیده دم جمعه پانزدهم شعبان سال 255 هجری قمری در شهر سامرا چشم به جهان گشود.
نام و کنیه حضرت، همانند رسول خدا صلّى‏ اللّه ‏علیه‏ و آله و لقب معروف حضرت، "مهدی" است. بنا به حکمت الهی، امام مهدی علیه السلام دارای ولادت پنهانی، عمر طولانی، و دو غیبت است و ائمه معصومین علیهم السلام  به ظهور ایشان و برپایی حکومت عدل جهانی به واسطه ایشان بشارت داده اند.

2. شناخت شخصیت امام:

شناخت شخصیت امام از اهمیت بیشترى برخوردار بوده و در واقع این نوع شناخت است كه مى ‏تواند در زندگى فردى و اجتماعى منتظران منشأ اثر و تحول باشد؛ زیرا اگر كسى حقیقت صفات و ویژگى‏ هاى امام عصر علیه‏ السّلام، و نقش و جایگاه آن حضرت در عالم هستى  را بشناسد و فقر و نیاز خود را نسبت به ایشان واقف شود، هرگز از یاد و نام آن حضرت غافل نمى‏شود. بدین منظور لازم است تا با مقام امامت و جایگاه آن و صفات و خصایص امامت آشنا شویم.
این نکته نیز قابل اهمیت است که معرفت دارای درجه است و حدّ اقل و اکثر دارد، امام صادق علیه‏ السلام، در مورد كمترین حد معرفت امام مى‏ فرماید:
"كمترین حد معرفت به امام آن است كه [بدانى] امام مساوى با پیامبر است مگر در درجه نبوت. امام، وارث پیامبر است و همانا اطاعت از او اطاعت از خدا و رسول خداست و باید در هر امرى تسلیم او بود و به سخن و فرمان او عمل كرد". بنابراین حداقل معرفت این است که بدانیم اطاعت از امام واجب است.
برای دست یابی به شناخت درست از امام لازم است تا به عالمان دین و تألیفات(1) ایشان مراجعه کنیم. همچنین زیارت جامعه کبیره که از حضرت امام هادی علیه السلام نقل شده است، منبع ارزشمندی است، که ما را با صفات ائمه معصومین علیهم السلام  و جایگاه ایشان در عالم هستی آشنا می کند. البته باید توجه داشت كه شناخت و معرفت حقیقى نسبت به حجت خدا تنها با مطالعه كتاب حاصل نمى‏ شود و در این راه باید از عنایات حضرت حق نیز مدد جوییم.


 
قدم دوم در زندگی مهدوی: اطاعت از امام

قدم بعدی در طی مسیر زندگی مهدوی عمل به احکام دین و اطاعت از دستورات الهی است. در این زمان كه امام معصوم ما، به امر الهی در غیبت به سر می برند، برای اینکه بتوانیم قدم در صراط مستقیم الهی بگذاریم باید با عالِم دینی در ارتباط باشیم، زیرا از یك سو مى‏ دانیم كه در دوران غیبت هیچیك از احكام اسلام تعطیل نشده و باید تا آمدن امام عصر(عج)، به همه احکام اسلام عمل كنیم. در این صورت است كه در راه رضایت آن حجت حق گامی برداشته ایم. از سوى دیگر مى‏دانیم كه امكان دسترسى به امام معصوم و فراگرفتن مستقیم احكام دین از ایشان، براى ما وجود ندارد. حال در این شرایط چه باید كرد؟ آیا دست روى دست بگذاریم و به هیچیك از احكام اسلام عمل نكنیم یا به هر آنچه خود احتمال مى‏ دهیم درست باشد عمل كنیم؟ قطعاً هیچ كدام از این دو راه ما را به مقصود نمى‏رساند.


• پیروی از عالمان دین در زمان غیبت

سوال این است: آیا امامان معصوم علیهم ‏السلام، فكرى براى شیعیان خود در زمان غیبت نكرده ‏اند؟
در پاسخ این پرسش باید گفت: ائمه علیهم ‏السلام، تكلیف ما را در زمان غیبت و عدم دسترسى به ایشان، مشخص كرده و به ما امر فرموده‏ اند كه به فقهاى جامع ‏الشرایط مراجعه كنیم. چنانكه در روایتى كه امام حسن عسكرى علیه‏ السلام از امام صادق علیه ‏السلام نقل مى ‏كند چنین مى ‏خوانیم:
"... امّا هر یك از فقها كه نگه دار نفس خویش، و حافظ دین خود، و مخالف با هوا و خواهش خویش و مطیع امر مولای خود باشد، بر عوام (مردم) لازم است كه از او پیروى كنند و تنها بعضى از فقهاى شیعه هستند كه از این صفات برخوردارند نه همه آنها".
امام عصر علیه ‏السلام، نیز در یكى از توقیعات(2) خود مى ‏فرماید:
"... و امّا در رویدادهایى [كه در آینده] پیش مى ‏آید به راویان حدیث ما مراجعه كنید؛ زیرا آنها حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر ایشان."
شناخت شخصیت امام از اهمیت بیشترى برخوردار بوده و در واقع این نوع شناخت است كه مى ‏تواند در زندگى فردى و اجتماعى منتظران منشأ اثر و تحول باشد؛ زیرا اگر كسى حقیقت صفات و ویژگى‏ هاى امام عصر علیه‏ السّلام، و نقش و جایگاه آن حضرت در عالم هستى  را بشناسد و فقر و نیاز خود را نسبت به ایشان واقف شود، هرگز از یاد و نام آن حضرت غافل نمى‏ شود.

بنابراین بر همه منتظران امام عصر علیه ‏السلام، لازم است كه بنا به فرموده امامان خود با پیروى از فقها و مجتهدان واجد شرایط، اعمال دینى خود را انجام دهند. در زمینه امور اجتماعى و سیاسى نیز وظیفه مردم اطاعت از فقیهى است كه از سوى بزرگان شیعه به عنوان "ولىّ فقیه" معرفی شده است.( بحث راجع به این موضوع در این نوشتار نمی گنجد)
حال که مرجع تقلید خود را مشخص کردیم راه خیلی آسان می شود و به راحتی می توانیم در راه رضای امامٍ بر حق حضرت مهدی (عج) قدم بر داریم. و ابتدایی ترین کار عمل به واجبات و ترک محرمات است که با زحمت فراوان مراجع، در رساله های عملیه نوشته شده است و کافی است تا رساله مربوط به مرجع خود را تهیه نموده و با سعی فراوان به آن عمل کنیم. در مسیر تلاش، به عنایتهای حضرت مهدی علیه السلام در جهت فهم دین و استواری در راه نیازمندیم و آن وجود  مقدس و هدایتگر قطعا ما را یاری می کند حتی اگر  از دیدگان پنهان باشد.

 
از آفرینش تا کمال

خداوند متعال انسان را خلق کرد تا وی به مقام عبودیت برسد و در این راه او را رها نکرده بلکه پیامبر صلّى‏ اللّه ‏علیه‏ و آله  و امامان علیهم السلام را راهنمای او قرار داده است. حال وظیفه هر فردی است که تلاش کرده و در مسیر زندگی الگو و رهبر خود را بشناسد و از فرامین او اطاعت کند تا از شر دشمنان درونی و بیرونی در امان باشد و در این زمان که در عصر غیبت هستیم بنا به دستور امام مردم وظیفه دارند به علما و فقیهان دین مراجعه نموده و دستورات دین را ازآنان فرا گیرند.


پی نوشت:
1) تألیفاتی مانند: الكافى، محمدبن یعقوب كلینى (ج1، كتاب الحجة)، كتاب الغیبة، محمد بن ابراهیم نعمانى، كتاب الغیبة، ابوجعفر محمدبن الحسن معروف به شیخ طوسى، كمال‏الدین و تمام‏النعمة، محمدبن على بن الحسین معروف به شیخ صدوق، بحارالانوار، مولى محمدباقر مجلسى (ج51، 52 و 53). بحمدالله همه این كتاب‏ها به فارسى ترجمه شده و در دسترس همگان است.
2) اسحاق بن یعقوب می گوید: از عثمان بن سعید (ره) اولین نایب خاص امام زمان (عج)، خواستم به آن امام برساند. و در ضمن نامه پرسیدم كه در زمان عیبت به چه كسی مراجعه كنیم؟ امام (ع) با خط خودشان در پاسخ چنین مرقوم فرمود:
" امام الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواة احادیثنا، فانهم حجتی علیكم و انا حجة الله."


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 9:33 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

تنها پناه‏

آن چه یوسف داشت، نزد دیگران یافت نمی‏شد. از این‏رو با این که میان یوسف و برادرانش 18 روز فاصله بود،(217) آنان برای تهیه‏ی آذوقه، این مسیر طولانی را پیمودند. اگر آذوقه در جای دیگری نیز یافت می‏شد، هرگز سختی این راه طولانی را به جان نمی‏خریدند.
گم‏شده‏ی بشر امروزین - عدالت، معنویت و در یک کلام، رشد انسان -(218) نیز تنها نزد یوسف زهرا (عج) است و بس. او تنها کسی است که می‏تواند نیازهای بشریت را برآورده سازد و او را در همه‏ی ابعاد به کمال برساند. تا این باور در انسان‏ها شکل نگیرد، او ظهور نخواهد کرد.
امام صادق علیه السّلام فرمودند:
لایکون هذا الامر حتی لایبقی صنف من الناس الا و قد ولّوا علی الناس حتی لایقول قائل انا لو ولّینا لعدلنا. ثم یقوم القائم بالحق و العدل.(219)
ظهور رخ نخواهد داد مگر هنگامی که همه‏ی گروه‏ها بر مردم حکومت کردند و کسی نگوید: اگر ما، حاکم بودیم، به عدالت رفتار می‏کردیم. پس از این وضعیت، قائم (عج) همراه با حق و عدالت، قیام خواهد کرد.
این حدیث بدین معناست که مردم باید دریابند که خود، توان هدایت، رهبری و رسیدن و رسانیدن به آرمان‏های خویش را ندارند. پس باید در پی منجی واقعی باشند، که همانا حضرت مهدی (عج) است.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 9:32 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

تنگدستی من؛ و عنایت مولا!

ابو سوره می‏گوید:
روز عرفه برای زیارت قبر اباعبدالله الحسین (علیه السلام) خارج شدم. وقتی اعمال روز عرفه به پایان رسید هنگام عشا مشغول خواندن نماز شدم و شروع به خواندن سوره حمد نمودم. همزمان با من جوانی - که کنار من بود و قبل از نماز او را دیده بودم - با چهره‏ای زیبا که لباسی تابستانی بر تن داشت شروع به اقامه نماز و خواندن سوره حمد نمود.
درست یادم نیست که من، پیش از او یا پس از او نمازم را به اتمام رساندم.
صبح هنگام همگی از کربلا خارج شدیم. وقتی کنار رود فرات رسیدیم آن جوان به من گفت: تو قصد کوفه داری، برو!
من از مسیر فرات رفتم و او از راه خشکی، وقتی از او جدا شدم، پشیمان شدم فورا بازگشتم و به دنبال او به راه افتادم. تا مرا دید گفت: بیا.
چون به پای دیوار قلعه مسناه رسیدیم، خوابیدیم. وقتی بیدار شدیم، همچون پرنده‏ای بالای خندق کوفه بودیم!
او به من فرمود: تو تنگدستی و عیالواری برو پیش ابوطاهر زراری، وقتی به خانه او رسیدی در حالی که داستانش آلوده به خون قربانی است، از خانه خارج خواهد شد. به او بگو: جوانی با انی نشانی‏ها گفت: کیسه‏ای که در آن بیست سکه طلا است و آن را یکی از برادرانت آورده است بیاور، آن را بگیر.
وقتی نزد ابوطاهر ابن زراری رفتم، همانطور که آن جوان فرموده بود ماجرا را برای او گفتم.
ابوطاهر گفت: الحمدالله، و او را شناخت. آنگاه داخل شد و آن کیسه پول را برایم آورد. من نیز آن را گرفته و بازگشتم!(66)


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 9:32 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

تمنای وصال‏

من که مخمور از سرشار دیدارم هنو gggggبار مشتاق فروغ روی دلدارم هنوز
گر طیب از بهر درمانم شراب وصل داد gggggلیک حق داند ک‏ه من از هجر بیمارم هنوز
عکس رویش گر چه در آئینه دل اوفتاد gggggنیز باز از دوریش زار و گرفتارم هنوز
گر چه می‏آید نوید وصلم از وی پی به پی gggggبازار نار فراقش اندر آزارم هنوز
شب بپایان می رسد یاران همه درخواب ناز gggggجمله در خواب و من بیچاره بیدارم هنوز
بخت بد یاران همه گرم نشاط و عیش و نوش gggggچون کنم من خاطر افسرده‏ای دارم هنوز
دیده بر در دوخته در انتظار مقدمش gggggآرزومند طلوع ماه رخسارم هنوز
جان حیران بر لب آمد در تمنای وصال gggggفخرم آن باشد که پیش گلرخان خار هنوز


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 9:31 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

تمامی موجودات تحت فرمان آن‏ها

زراره که یکی از شاگردان و اصحاب امام صادق علیه السّلام است، از آن حضرت حکایت کند:
در زمان حضرت أبا عبداللَّه الحسین علیه السّلام شخصی به نام عبداللَّه بن شدّاد لیثی، دچار بیماری و تب سختی شده بود.
امام حسین علیه السّلام به جهت عیادت و دیدار او راهی منزلش شد، و چون که حضرت خواست وارد منزل شود بلافاصله تب او برطرف گردید؛ و مریض گفت: راضی شدم به حقّانیّتی که از طرف خداوند متعال به شما اهل‏بیت عصمت و طهارت علیهم السّلام ارزانی شده است تا جائی که تب از شما فرار می‏کند.
امام حسین علیه السّلام فرمود: قسم به خداوند! چیزی آفریده نشده است مگر آن که تحت فرمان ما خواهد بود.
زراره گوید: سپس صدائی را شنیدیم که می‏گفت: لبّیک یا ابن رسول اللَّه! و آن گاه امام حسین علیه السّلام فرمود: آیا امیرالمؤمنین علیه السّلام تو را دستور نداده است که فقط به افرادی نزدیک شوی که یا دشمن ما بوده و یا گناهکار باشد، که سبب کفّاره گناهش شود، پس چرا به این شخص روی آورده‏ای.**بحارالأنوار: ج 44، ص 183، مناقب ابن شهرآشوب: ج 4، ص 51، س 6.***


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 9:30 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

تلاش و جواب مخالف‏

بنابر آنچه روایت کرده‏اند:
روزی حضرت ابا عبداللّه الحسین علیه السّلام از منزل خویش خارج شد؛ و برخی از دوستان مخفیانه دنبال حضرت حرکت کردند.
پس مشاهده کردند که حضرت در باغستانی مشغول بیل زدن زمین گردید و در حین کار این آیه شریفه قرآن أیَحْسَبُ الإنْسانُ أنْ یُتْرَکَ سُدیً را تا آخر سوره مبارکه تلاوت می‏نمود.
و اشک از دیدگانش بر محاسن و صورت مبارکش جاری بود.
اصحاب با دیدن این صحنه همگی گریان شدند.
و پس از لحظاتی سکوت، یکی از اصحاب، از حضرت سؤالی کرد؛ و حضرت جواب او را داد.
آن شخص بعد از آن گفت: به خدا سوگند! که حقّ برای شما روی آورد؛ ولی طایفه‏ات نپذیرفتند.
امام حسین علیه السّلام به آن شخص خطاب کرد و فرمود: خاموش باش و ساکت شو، که همانا وعدگاه الهی، روز جدائی حقّ از باطل فرا خواهد رسید.**حیاةالامام الحسین علیه السّلام : ج 1، ص 300.***


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 9:30 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

تکامل تاریخ از نظر قرآن چگونه است

با نظر و تامل در قرآن کریم پی می‏بریم که توجیه آن بر اساس تکامل تاریخ به شیوه انسانی - فطری است. از منظر قرآن کریم از آغاز جهان همواره نبردی پیگیر و بی امان میان گروه حق و باطل بر پا بوده است. قرآن با اشاره به مبارزه افرادی از طراز ابراهیم و موسی و عیسی و محمد صلی الله علیه و آله و پیروان مومن آنها از سویی، و گروهی دیگر از طراز نمرود و فرعون و جباران یهود و ابوسفیان و امثالهم بر تکامل تاریخی فطری عملا صحه گذاشته که در این نبرد و ستیزها گاهی حق و گاهی باطل پیروز شده است ولی البته این پیروزی و شکست‏ها بستگی به یک سلسله عوامل اجتماعی و اقتصادی و اخلاقی داشته است.
از نظر قرآن، جهاد مستمر پیش‏برنده‏ای که از فجر تاریخ وجود داشته و دارد ماهیت معنوی و انسانی دارد، نه مادی و طبقاتی.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 9:29 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

تقسیم عادلانه و حکم بر حقایق مذاهب‏

مرحوم شیخ صدوق و بعضی دیگر از بزرگان رضوان اللّه علیهم به نقل از جابر جعفی - که یکی از روات حدیث و از اصحاب امام باقر علیه السلام است - حکایت کنند:
روزی در محضر شریف آن حضرت بودم، شخصی وارد شد و مبلغ پانصد درهم تحویل امام علیه السلام داد و گفت: این زکات اموالم می‏باشد، در هر راهی که مصلحت می‏دانی مصرف نما.
حضرت باقرالعلوم علیه السلام فرمود: خودت آن‏ها را بردار و بین همسایگان و خویشانی که محتاج هستند، تقسیم کن.
سپس افزود: هنگامی که قائم آل محمّد (عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف) قیام نماید، بیت‏المال را بین مستحقّین و افراد جامعه به طور تساوی و عادلانه تقسیم می‏نماید و تفاوتی بین افراد نمی‏گذارد، در آن زمان هرکس از آن امام بر حقّ اطاعت کند، از خداوند متعال فرمان برده است؛ و هر که او را نافرمانی و مخالت کند، خدای سبحان را معصیت کرده است.
و در ادامه فرمایش خود، فرمود: علّت آن که به آن حضرت، مهدی گفته‏اند، به آن جهت است که جامعه را به سمت واقعیّات و حقایق هدایت می‏نماید.
و سپس افزود: همین که آن حضرت - یعنی؛ امام زمان عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف - ظهور و قیام کند، کتاب‏های آسمانی همانند تورات و غیره را از غاری در سرزمین انگلستان بیرون می‏آورد و اهل تورات را به وسیله محتوای تورات و اهل انجیل را به وسیله آن و أهل زبور و أهل فرقان را به وسیله حقایق نهفته در کتاب‏هایشان هدایت و ارشاد می‏فرماید.
تمام ثروتهای دنیا در اختیارش قرار خواهد گرفت، تمام ذخائر و گنج‏های زیر زمین آشکار و در اختیار آن حضرت می‏باشد.
در آن هنگام خواهد فرمود: آنچه که به وسیله قطع صله رحم، ظلم، و ستم و ارتکاب گناه و معصیت از شما پنهان شده بود و محروم گشته بودید، اکنون ظاهر گشته و در اختیار شما قرار گرفته است؛ و به هر کسی به مقدار نیازش عطا خواهد نمود.
امام باقر علیه السلام در پایان فرمود: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرموده است: مهدی موعود از اهل‏بیت من می‏باشد و هم‏نام من خواهد بود، دین من به وسیله او محفوظ می‏ماند، و او سنّت‏های مرا اجراء خواهد کرد و دنیا را پُر از عدل و داد می‏نماید.** علل الشّرایع: ص 161، ح 3، إثبات الهداة: ج 3، ص 497، ح 268، حلیة الأبرار: ج 5، ص 207، ح 3، غیبة نعمانی: ص 237، ح 26.***


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 9:28 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

تقسیم کار و پاداش اطاعت‏

امام باقر علیه السلام حکایت فرماید:
چون حضرت علیّ و فاطمه صلوات اللّه علیهما ازدواج کردند، کارها را بین خود تقسیم نمودند، کارهای مربوط به داخل منزل را حضرت فاطمه سلام اللّه علیها عهده‏دار آن گردید؛ و آنچه را که مربوط به بیرون منزل بود امام علیّ علیه السلام پذیرفت.
چند روزی بدین منوال گذشت، روزی امام علیّ علیه السلام وارد منزل گردید و اظهار داشت: ای فاطمه! در منزل چه داریم؟
حضرت زهراء سلام اللّه علیها پاسخ داد: قسم به حقیقت تو! سه روز است که هیچ نداریم.
امام علیّ علیه السلام فرمود: چرا قبلاً نگفته‏ای؟
جواب داد: چون پدرم، رسول خدا صلّلی اللّه علیه و آله مرا نهی فرمود از این که چیزی را از شوهرم درخواست کنم که قادر بر انجام آن نباشد.
پس امیرالمؤمنین علیّ علیه السلام از منزل خارج شد و مبلغ یک دینار از شخصی قرض نمود و به سوی منزل مراجعت کرد تا آنچه را که حضرت زهراء سلام اللّه علیها می‏خواهد خریداری نماید.
در بین راه، عمّار یاسر را دید که غمگین و افسرده است، فرمود: برای چه از منزل بیرون آمده‏ای؟
و چرا افسرده‏ای؟
عمّار گفت: یا امیرالمؤمنین! گرسنگی و تهیدستی ما را غمگین نموده است و به همین دلیل از منزل بیرون آمده‏ام.
در این لحظه، یکی از اصحاب که این داستان را از امام محمّد باقر علیه السلام می‏شنید، گفت: مولای من! آیا در چنین وضعیّتی رسول اللّه زنده بود؟
حضرت فرمود: بلی رسول خدا زنده بود.
سپس امام باقر علیه السلام افزود: امیرالمؤمنین علیّ علیه السلام به عمّار خطاب کرد و فرمود: من نیز به همین جهت از منزل بیرون آمده‏ام و یک دینار قرض کرده‏ام تا رفع مشکل خویش نمایم؛ ولی آن دینار را به تو می‏دهم، و سپس حضرت آن یک دینار را به عمّار یاسر داد و خود دست خالی روانه منزل گردید.
چون وارد منزل گشت، دید رسول اللّه صلّلی اللّه علیه و آله نشسته است و فاطمه سلام اللّه علیها مشغول نماز می‏باشد و طبقی سرپوشیده جلوی آن دو بزرگوار قرار دارد.
همین که حضرت زهراء سلام اللّه علیها نمازش را به اتمام رسانید، به طرف طبق رفت و سرپوش را برداشت، مقداری نان و گوشت در طبق موجود بود.
امام علیّ علیه السلام از همسرش سؤال نمود: این طبق غذا را چه کسی آورده است؟
پاسخ داد: از طرف خداوند متعال؛ چون او هر که را بخواهد از نعمت‏هایش روزی می‏رساند.
حضرت رسول صلّلی اللّه علیه و آله خطاب به آن دو همسر کرد و فرمود: می‏خواهید مثال شماها را بگویم؟
گفتند: بلی.
حضرت رسول فرمود: تو ای علیّ! مانند حضرت زکریّا علیه السلام هستی، که چون بر مریم سلام اللّه علیها وارد شد او را در محراب، مشغول عبادت یافت که کنارش طبقی از غذا قرار داشت.
و این همان طبق غذائی است که قائم آل محمّد علیهم السلام وعجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف نیز از آن تناول خواهد نمود.**بحارالأنوار: ج 43، ص 31 ، ح 38، تفسیر عیّاشی: ص 29، ح 35، إحقاق الحقّ: ج‏19، ص 113.***


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 9:28 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]