جان جهانیان
دهید مژده که جان جهانیان آید gggggبرای یاری دین صاحب زمان آید
عزیزی دین که ز دوستان نمود چهره نهانی gggggبرون ز پرده و با نصر هم غنان آید
بامر خالق منان خدای کون مکان gggggبجسم عالم امکان عیان چوجان آید
ولی حضرت یزدان سلیل ختم رسل gggggحیات بخش محبان و شیعیان آید
رود چو دوره هجران رسد زمان وصال gggggهمای اوج شرف در جهان عیان آید
شود چو روضه رضوان جهان از مقدم او gggggبخلق رحمت یزدان برایگان آید
چو سطح خاک ز بیدادو جورشد لبریز gggggبعدل و داد جهان جهانستان آید
بجای داد چو بنشست درجهان بیداد gggggبدون ریب و گمان محیی جهان آید
اگر که زجور و جفا دین بحال ترع رسد gggggغمین مباش که در جسم او روان آید
اگر که درغم شه شه بفتد دیده هر gggggمشو ملول که ناگاه بیگمان آید
در انتظار نشین با خیال خال رخش gggggکه تا زغیب ندائی ز آسمان آید
چو مروزی ز خراسان رود بسوی عراق gggggنوید تیرگی روز ناکسان آید
بهوش باش و نشین منتظر بهر شب روز gggggکه عنقرب شهنشاه انس و جان آید
خوش آن زمان که ندائی ز آسمان شنوی gggggکه آن بگوش خلایق بسی گران آید
بروز سوم ثلث سوم زمان صبام gggggبسمع جمع هم از پیر و هم جوان آید
خوش اندمیکه جوان صبیح مه رخسار gggggدلیل حجت یزدان زطالقان آید
زهی سعادت و اقبال کزد یا ز یمن gggggیمانی از پی سر کوی خسان آید
بپای خواست چو غوغای سخت سفیانی gggggزجور و فتنه او چرخ در فغان آید
زسید حسنی لشگرش کنند فرار gggggزکوفه چونکه جنابش در آنمکان آید
سوی مدینه چوشد جاگزین سپاه لعین gggggزظلم و جور بسی خون ز دیدگان آید
زدود فتنه و بیداد آن جنود پلید gggggفغان زلزله برخیل قدسیان آید
درآنزمان که فرو لشکرش بیبداد شد gggggسروش و جد بگوش از کروبیان آید
کشند نفس زکی را چو بین رکن و مقام gggggبزرگ ماتم او نزد عرشیان آید
زبعد قتلش چون روز پانزده گذرد gggggقیام حق شود و حجت و بیان آید
لوای فتح و فرج برفراز کعبه زنند gggggکه پیشوای زمین محور زمان آید
کند بلند بامر خدا ندا جبرئیل gggggکه نام نامی شه ذکر هر زبان آید
زجن و انس و ملایک بدور شمع رخش gggggشوند جمع چو آن کعبة الامان آید
کند بساط زمین راز عدل مهدزمان gggggچو تیغ قهرش بنیان کن خسان آید
بهار عیش زمانی بود که حجت عصر gggggلوای نصر بکف تیغ درمیان آید
خزان دهر گلستان کند بقدرت حق gggggجهان چو رشک جنان جمله گلستان آید
بریز ظل همایش جهانیان خوشحال gggggکه لطف او سرخلق سایبان آید
جهان پیر جوان گردد و شود آباد gggggچو فیض بخش شهنشاه خسروان آید
بساط جور و ستم را ز دهر برچیند gggggکه گرگ و میش بهم یا رو مهربان آید
عقول خلق چو ایمانشان شود کامل gggggبلطف و حمکت همدست و داستان آید
درخت علم و عمل بارور شود آنگاه gggggکه خار جهل از آن دوروبی نشان آید
حجاب و بعد نماند دگر میانه خلق gggggیقین و علم هم آغوش این و آن آید
ادامه مطلب
جامعه و مهدویت
انسان ها در برابر وجود مقدس امام عصر(عجّل الله تعالی فرجه) و اندیشه مهدویت، سه حالت دارند:
1. ایمان.
2. انکار.
3. تردید.
این سه حالت، اختصاص به موضوع مهدویت ندارد. نسبت به خدا، پیامبران الهی و پیشوایان پاک و کل عالم غیب و جهان دیگر هم همین سه حالت در جوامع انسانی جریان دارد.
«ایمان» چشمی نوین و نگاهی جدید به انسان می بخشد که دنیا و آخرت را به گونه ای دیگر می بیند. اگر اصلاح اندیشه و توسعه دید انسان را مهم ترین سرمایه و وظیفه بشریت بدانیم، این تحول تنها در پرتو «ایمان به غیب» در زندگی انسان ایجاد می شود.
«ایمان به غیب» تحوّلی بنیادین در «فهم» و «عقل» و «احساس» انسان است که ترازوی ارزیابی انسان را اصلاح می کند و برد نگاه انسان را تا بی نهایت افزایش می دهد.
«ایمان به غیب» یکی از بزرگ ترین هدایای آسمان به زمین است. «ایمان به غیب» دائره ای گسترده دارد؛ از ایمان به وجود خدا، یگانگی، ربوبیّت و علم و حکمت الهی تا ایمان به وجود امام و امامت و ظهور آخرین حجت الهی را فرا می گیرد.
«عالم غیب» گر چه از نگاه ما دور است ولی دریچه ای از قلب و عقل ما به سوی آن باز می شود. ایمان به جهان غیب، حرکت طبیعی و فکری آدم هاست. علل و عوامل انحراف از این مسیر عقلی و فطری را باید جستجو کرد.
همان «علل گرایش به مادیگری» که در برابر توحید و خداباوری وجود دارد، با اندکی تفاوت در مورد انکار پیامبران و عدم اعتقاد به پیشوایان معصوم: هم موجود است. اصولاً عامل انحراف و کجروی و حتی سقوط فکری و مرگ معنوی در ابعاد مختلف اصول دین، مشابه یکدیگر است. انکار و ستیز فرهنگی و عملی با «امامت»، گامی به سوی انکار «نبوت» است. و انکار «نبوت» راهی به سوی مقابله با «ربوبیّت خدا» و «توحید» و اصل وجود خدا محسوب می شود.
امامت، جلوگاه اجرایی فرمان خدا و تابش خورشید توحید در جامعه هاست. همان دلایلی که سبب می شود، انسان از خدا بگریزد یا با فرمان او مخالفت کند، عامل گریز و ستیز انسان در برابر پیامبران الهی و امامان اهل بیت(ع) است.
انبیاء و پیشوایان پاک به دلیل تسلیم بودن در برابر فرمان خدا و اطاعت محض از او با کینه، تمسخر، تهمت و کارشکنی از سوی یاران شیطان مواجه می شوند. سه حالت ایمان و انکار و تردید، نه تنها نسبت به مصلح جهانی و منجی بشریت حضرت مهدی(ع) وجود دارد، بلکه «امامت»، «عدالت» و «عصمت» آن بزرگوار هم با همین اندیشه های سه گانه و موضع گیری های متفاوت روبروست. در میان کسانی که از دیدگاه عقیدتی، امام زمان(ع) را باور دارند، در مرحله احساس و رفتار، سه گونه موضع گیری به چشم می خورد!
1. موضع عشق، شور و شوق
در گفتار و رفتار عالمان دین و پیروان سنّت نبوی، نمونه های فراوان تاریخی و نشانه های عشق به ساحت آن بزرگوار نمایان است. به تعداد مهدیّه ها، مؤسسات مهدوی، سایت های مهدوی، کتاب های مهدوی و اشعار و مقالات موجود درباره امام عصر(عج)، آیه های «عشق مهدوی» در فرهنگ و تاریخ مسلمین موج می زند.
حضور مردم در مراسم نیمه شعبان، در مسجد سهله و جمکران، دعای ندبه و مجالس جشن و سرور و هزینه های فراوان به یاد و نام آن بزرگوار و تلاش کودکان و جوانان در تکریم و بزرگداشت آن حضرت و حتی نامگذاری فرزندان به نام مهدی و مهدیّه، نماد این موضع امت اسلامی است.
2. موضع خصومت ، گریز و ستیز
تلاش های رسانه ای غرب برای سیاه نمایی چهره ملکوتی امام زمان(ع)، کوشش های آمریکا در مقابله سینمایی با تفکر مهدویت، تلاش یهود و وهابیّت برای مبارزه فکری فرهنگی و انکار و تخریب این اندیشه در سایت ها و مطبوعات، برخاسته از این گونه موضع گیری است.
3. موضع بی طرفی و بی تفاوتی
این موضع گیری، نشان غفلت و نا آگاهی و عدم عقیده به حق و باطل در نظام جهانی است. و سرانجام به یکی از دو نوع برخورد اول و دوم برمی گردد و یا در نوسان بین مهدی گرایی و مهدی ستیزی، تداوم می یابد. اصولاً مواضع فکری و رفتارهای اجتماعی، بشریت را به سه گروه مؤمن و کافر و منافق، تقسیم می کند. معیار ایمان و کفر و نفاق تنها مسأله توحید و خداشناسی و معاد و نبوّت نیست. در زمینه امامت هم همین موضع گیری ها و حالت ها وجود دارد و روایات ما، انکار امامت و امامان و مهدویت را از دیدگاه آثار اخروی در حدّ انکار توحید و نبوت و معاد می داند، گرچه از دیدگاه فقهی و حکم ظاهری منکران امامت و مهدویت، کافر تلقی نمی شوند.
بشریت در برابر «مهدویت» مواضع و تفکرات مختلفی دارد، که مجموعه این اندیشه ها و فعالیت ها را در عناوین زیر می توان دسته بندی کرد:
1. مهدی سالاری؛
2. مهدی پژوهی؛
3. مهدی شناسی؛
4. مهدی گرایی؛
5. مهدی باوری؛
6. مهدی یاوری؛
7. مهدی جویی؛
8. مهدی گریزی؛
9. مهدی ستایی؛
10. مهدی ستیزی؛
11. مهدی نمایی.
این عناوین مجموع فعالیت های ذهنی، زبانی، رفتاری مثبت و منفی انسان ها نسبت به ساحت مقدس مهدوی (عج) است.
نگفته پیداست، گریز و ستیز و برخورد کفرآلود و و نفاق آمیز با امامت و مهدویت، برای خدا و پیامبران الهی و حضرت حجت(ع) هیچ گونه ضرر و زیانی ندارد. این انسان ها و جوامع انسانی هستند که به دلیل عدم معرفت، عدم محبّت و سر برتافتن از اطاعت خدا و اولیای او، در خسران مبین و محرومیت و رنج و مشقت دنیوی و عذاب اخروی بسر می برند.
انقلاب برای بشریت
پیروزی، قیام و انقلاب مهدوی هم بیش از آن که به سود امامان و ولی عصر(ع) باشد، به سود انسان هاست. معمّربن خلاّد به امام رضا(ع) گفت: «عجّل الله فرجک؛ خداوند فرج شما را زودتر برساند». امام رضا(ع) در پاسخ فرمود: «این فرج، مایه گشایش و آسایش شماست. اما من به خدا سوگند از آن بهره ای ندارم مگر به اندازه ظرفی که مشتی آرد در آن است و مهر شده است (بیش از میزان مقرر نمی توان از آن برداشت کرد)».[1]
در روایات اسلامی از انتظار فرج، گاهی به عنوان «فرج الهی» گاه «فرج مؤمنین» گاه «فرج ائمه» و گاه «فرج امام عصر(عج)» تعبیر شده است. همه این عبارات درست است. زیرا خداوند آن نظام مطلوب را پدید می آورد و این انقلاب بزرگ را به دست امام عصر می آفریند؛ در پرتو این قیام، اهداف امامان تحقق می یابد و مؤمنان در سایه این تحول بزرگ آسمانی، اهداف خویش را میسر می بینند. لذا این تعبیرها هر کدام با یک نگاه به نام عاملان یا بهره گیران از این «انقلاب جهانی» اشاره می کند.
از توحید تا مهدویّت
در مرحله عروج معنوی و عقیدتی، انسان با توحید فطری و خداباوری به جستجوی پیامبران می پردازد. به نبوت لبیّک می گوید. در سایه اعتقاد به پیامبران، راهی به سوی اوصیای ایشان و «امامت» پیدا می کند و با تصریح و نصّ صادره از پیشوایان قبلی، امام بعدی را می شناسد؛ ولی در مرحله سقوط و نزول عقیدتی و اخلاقی، انسان گام های اول را با دوری از امامت بر می دارد. دوری از امامت به انکار نبوت و فهم ناقص از آن می انجامد و انکار انبیا، نفی «ربوبیت الهی» و انکار توحید و وجود خدا را در پی دارد.
در دعای شریف «اللهم عرّفنی نفسک»[2] روند تکامل انسان ها از خداشناسی تا دین شناسی، ترسیم شده است.
زرارة بن اعین از امام صادق(ع) نقل کرده است که حضرت فرمود:
قائم ما قبل از قیام، غیبتی دارد. او می گوید: پرسیدم: چرا؟ حضرت فرمود: بر جانش بیم دارد (و اشاره کرد که شکم او هدف قرار می گیرد)، سپس فرمود:
ای زراره! او همان کسی است که انتظارش دارند. و او همان است که برخی از مردم در ولادتش شک می کنند؛ برخی می گویند: او در شکم مادر است. برخی می گویند: او غایب است. برخی می گویند: تولد نیافته و برخی می گویند: دو ساله بوده که پدرش رحلت کرده است.
براستی جز این نیست که خدای تبارک و تعالی دوست دارد، شیعه را امتحان کند، در آن هنگام باطل گرایان به تردید گرفتار می شوند.
زراره می گوید: به حضرت گفتم: قربانت گردم. اگر آن روز را درک کردم، چه کار کنم؟ حضرت فرمود. مدام این دعا را بخوان:
«اَللّهُمَّ عَرِّفْنی نَفْسَکَ، فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی نَفْسَکَ، لَمْ اَعْرِفْ رَسُولَکَ، اَللّهُمَّ عَرِّفْنی رَسُولَکَ،فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی رَسُولَکَ لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَکَ، اَللّهُمَّ عَرِّفْنی حُجَّتَکَ، فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی حُجَّتَکَ، ضَلَلْتُ عَنْ دینی ».
در روندی معکوس، پلکان سقوط انسان ها از پلّه امامت آغاز می شود و با سقوط از مقام توحید پایان می یابد. از پیامبر اعظم(ص) چنین نقل شده است:
«من جحد علیّاً امامته بعدی فقد جحد نبوّتی و من جحد نبوّتی فقد جحد الله ربوبیته؛[3] هر کس امامت علی را انکار کند، نبوت مرا انکار کرده و هر کس پیامبری مرا انکار نماید، ربوبیت خدا را رد کرده است».
ردّ امامت در صحنه عمل، انکار نبوت و انکار آن، انکار یگانگی و ربوبیّت را در پی دارد و لذا از بزرگ ترین منکرات، انکار فضیلت و جایگاه امام است. در تفسیر )یأمرهم بالمعروف و ینهاهم عن المنکر( آمده است که: «و المنکر من انکر فضل الامام و جحده».[4] یعنی امام عصر(ع) کسی را که منکر فضیلت امام باشد و یا او را انکار نماید، نهی از منکر می کند.
«امامت» تداوم بخش «نبوت» است. برخورد نادرست با امامت، مولود اندیشه غلط درباره نبوت است و برای اصلاح اندیشه و عقیده درباره پیامبری و پیامبران، باید نسبت به توحید و خداشناسی فهم عمیق و دقیق ایجاد شود.
از آنجا که فرمان خدا و فرهنگ توحید در عرصه جامعه توسط پیامبران و امامان اجرائی می گردد؛ ستمگران بیش از آنکه با خدا مبارزه کنند و توحید را نفی نمایند، با پیامبران و پیشوایان جانشین آنان درگیر بوده اند.
پس از رسول اعظم بیشترین مبارزه با توحید در قالب مبارزه با امامت نمود یافته است. در یک بررسی آماری می توان این حقیقت را اثبات کرد که مخالفان خدا در جهان، کمتر از مخالفان پیامبر اکرم(ص) و تعداد دشمنان پیامبر، کمتر از دشمنان امامت و آمار مخالفان امامت، کمتر از آمار مخالفان مهدویت است. شیطان در مرحله تئوری و نظریه پردازی وجود خدا را انکار نمی کند ولی از تسلیم در برابر خلیفه خدا سر باز می زند. «آدم» خلیفه خداست و خلافت او قبل از آفرینش انسان، به فرشتگان اعلام شده است. اصولاً آفرینش آدم(ع) برای آن بود که خدا در زمین خلیفه ای قرار دهد.
(وَإِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلاَئِکَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَةً)[5]
در حدیثی از امام صادق(ع) هم آمده است که: «الحجة قبل الخلق و مع الخلق و بعد الخلق».[6]
راستی برادران اهل سنت و پیروان همه ادیان توحیدی پاسخ دهند:
امروز «خلیفه خدا» و حجت الهی در جهان کیست؟
اگر مهدی آل محمد(ص) نیست، چه کسی جانشین خدا در روی زمین است؟
«اولوالامر» امروز کیست؟
چه کسی دین خدا را بر همه ادیان پیروز خواهد کرد؟
تلاش مخالفان
مخالفان تفکر و نظام امامت، با شیوه های گوناگون با اندیشه و نظام مهدوی (عج)، می جنگند. تبلیغ سکولاریسم، تبلیغ دموکراسی غربی، تبلیغ اقطاب و مشایخ صوفیگری، تبلیغ نیهلیسم، ترویج سوفیسم، ترویج فیمنیسم و زن سالاری و ... همه و همه، آگاهانه یا ناآگاهانه تلاش هایی برای تحکیم فلسفی حکومت های غیر الهی و تضعیف نظام امت و امامت است.
حذف عترت از مسند رهبری امّت اسلامی و حتی حذف آل پیامبر از صلوات بر آن بزرگوار، تعطیل امامت و تبدیل آن به خلافت، تفکیک امامت دینی و رهبری اجتماعی، تقسیم امامت بر اساس مناطق گوناگون جغرافیایی، تجزیه امامت بر اساس موضوعات اجتماعی، انکار امامت الهی، تکذیب امامان و ادعای دروغین نیابت، افتراء بر پیشوایان اهل بیت: و تعمیم امامت، همه و همه گام هایی در جهت مقابله با رهبری الهی و غصب حقّ امام معصوم در هدایت جامعه و مدیریت جهان است.
از نگاه ما، خداوند ولیّ و صاحب اختیار اوّل و آخر، حاکم حکیم و عادل جهان و انسان (احکم الحاکمین و اعدل العادلین)، مَلِک و مالک دنیا و آخرت و سلطان جاودان نظام هستی است، و امامان نمایندگان او در اداره جهان و مدیریت انسان هستند. بنابراین هر گونه برخورد و درگیری با امامان، مقابله با حاکمیت الهی است. امامان، مظهر قدرت او و منصوب ذات اقدس اویند. انکار وجود یا امامت آنان، انکار عصمت و عدالت ایشان و مقابله تبلیغی و نظامی با آنان، مبارزه با حاکمیت و ربوبیت الهی است.
در زمینه امامت حضرت مهدی(عج) و حکومت جهانی ایشان، به دلیل احساس خطر بیشتر و زمان طولانی تر، مخالفان مهدویت با شیوه های گوناگون به مقابله برخاسته اند:
1. انکار میلاد حضرت، انکار فرزند داشتن امام حسن عسکری(ع).
2. اعلام رحلت امام در کودکی.
3. تلاش برای دستگیری و اعدام ان بزرگوار.
4. ادعای دروغین بابیّت و نیابت.
5. ادعای مهدویت و پیدایش دهها، بلکه صدها مهدی دروغین در کشورهای مختلف جهان.[7]
6. مبارزه با مراجع و روحانیت شیعه به دلیل نیابت عام از امام عصر(عج) و پیگیری اهداف آن بزرگوار، نمونه هایی از تلاش دشمنان مهدویت برای قطع ارتباط با آن «یوسف عصر» است.
شناخت ویژگی های امامان به طور عام و خصائص خاص مهدوی(عج) چیزهایی است که نسل امروز را از افتادن در دام صیّّادان شیّاد روزگار مصون می دارد.
ویژگی های امام چیست؟
امام در تفکّر شیعی، افضل افراد جهان و نزدیک ترین فرد به خدای عزّوجل است. خوبی هایی که در دیگران پراکنده وجود دارد، در او یک جا جمع است. فضائلی همانند «آگاهی به کتاب خدا»، «سنّت رسول(ص)»، «فقاهت در دین»، «جهاد در راه خدا»، «آخرت گرایی»، شور و شوق به آنچه نزد خداست و زهد و وارستگی نسبت به جاذبه های دنیوی، از شاخصه های امام است.
امام از انحراف و لغزش و اشتباه در گفتار و رفتار، مصون و معصوم است. از این که بر اساس هوس حکمی صادر کند، یا به سوی دنیا گرایش داشته باشد، منزّه است. همانطور که پیامبر اکرم(ص) چنین بود. تمام آنچه در پیامبر شرط است، در امام هم شرط است و به جز «مقام پیامبری» دیگر ارزشها در وجود امامان می درخشد.
راه شناخت امام چیست؟
این صفات و فضایل اخلاقی، جز از راه وحی الهی قابل دسترسی نیست؛ زیرا آگاهی از درون افراد برای عموم مردم مقدور نیست. لذا خداوند، ولیّ مؤمنین و جانشین پیامبر را خود به رسول اکرم(ص) معرفی می کند:
(انّما ولیّکم الله و رسوله ...)[8]؛ (و یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک...)[9] و...
پیامبر، مأمور است که جانشین معرفی شده توسط وحی را به جامعه معرفی کند. این جمله که فرمود: «من کنت مولاه فهذا علیٌّ مولاه ...»
و این حدیث که اعلام کرد:
«هان ای گروه اصحاب من! براستی علی بن ابی طالب وصی من، خلیفه من بر شماست چه در زندگی و چه پس از مرگ. او صدّیق اکبر است. او فاروق است که حق را از باطل جدا می کند. او باب ارتباط با خداست. او راهی به سوی خدا و راهنمای ارتباط با اوست. هر کس او را به رسمیّت بشناسد، مرا پذیرفته و هر کس او را انکار کند، مرا قبول نکرده است و هر کس از او پیروی کند، از من پیروی کرده است».[10]
این موارد، نمونه های تصریح پیامبر بر امام پس از خویش است. در زمینه اثبات وصایت و معرّفی «سلسله امامان» ده ها آیه و حدیث در منابع معتبر آمده است. گریز و ستیز با مهدویت و حتی گریز و ستیز با ولایت فقیه، مولود نشناختن و بدشناختن چهره راستین این ارزش های الهی و اجتماعی است. تقابل این اندیشه ها با منافع سلاطین و شیاطین، و حسادت برخی ناآگاهان نسبت به آل ابراهیم خلیل ریشه بسیاری مخالفت هاست. برای «شناخت» و «ایمان» و «محبت » و «اطاعت» مهدوی(عج)، باید رابطه او را با خدا و خلق خدا بهتر بشناسیم.
زیارت نامه حضرت صاحب الزمان(ع) در روز جمعه که در مفاتیح الجنان نقل شده، آینه ای شفاف در برابر سیمای زیبای مهدوی است. این زیارت را با آرزوی دیدار و معرفت آن بزرگوار، هم می خوانیم:
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حُجَّةَ اللَّهِ فی اَرْضِهِ،
َلسَّلامُ عَلَیْکَ یا عَیْنَ اللَّهِ فی خَلْقِهِ،
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا نُورَ اللَّهِ الَّذی یَهْتَدی بِهِ الْمُهْتَدُونَ، وَیُفَرَّجُ بِهِ عَنِ الْمُؤْمِنینَ،
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْمُهَذَّبُ الْخآئِفُ،
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْوَلِیُّ النَّاصِحُ،
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا سَفینَةَ النَّجاةِ،
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا عَیْنَ الْحَیوةِ،
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ وَعَلی آلِ بَیْتِکَ الطَّیِّبینَ الطَّاهِرینَ ...[11]
پی نوشت ها
1 . بحارالانوار، ج77، فقال یا معمّر: ذاک فرجکم انتم فاما انا فوالله ماهو الاّ مزودٌ فیه کفُّ سویق مختوم بخاتمٍ.
2 . کمال الدین، ج2، ص342.
3 . المحجة البیضاء، ج1، ص246.
4 . الکافی، ج1، ص631.
5 . بقره/30.
6 . کمال الدین، ج1، ص40.
7 . نام و تاریخچه بیست و دو نفر از این مدعیان دروغین در تاریخ عصر غیبت که توسط چهار نفر از محققان حوزه علمیه قم نوشته شده، آمده است.
8 . مائده/55.
9 . مائده/67.
10 . منهاج النجاه، فیض کاشانی، ص39.
11 . مفاتیح الجنان، زیارت امام زمان در روز جمعه.
ادامه مطلب
جادوی رسانه ها
اگر پاره ای از مشخصات و ملاحظات ذکر شده در روایات اسلامی دربارة «دجال»، این دروغ زنِ فریبکارِ فریبندة آخرالزمانی نبود، می شد «رسانة» مدرن اعم از سینما و تلویزیون و... را با شکل و شمایل بروز کردة در عصر حاضر به عنوان مصداق دجال برشمرد و انگشت اشاره به سویش دراز کرد.
دیگر زمان آن گذشته که کسی بخواهد با ساده دلی از رسانة مدرن، که حاصل، محصول و مقوم و لازمة تاریخ غربِ دجال صفت است به عنوان ظرفی فاقد هرگونه مظروف یاد کند و آن را اسبابی برای تفنن و سرگرمی بشناسد. هرچند سرگرمی به معنی غفلت از عالم ذکر و معنی، از اقتضائات تاریخ چهارصدسالة اخیر غربی است. همان که امروزه بحران و فروپاشی را به تجربه نشسته است. به هر روی، در این دوران، رسانه وجهة «قدرت» به خود گرفته است. بی سبب نیست که عنوان «عصر انفجار اطلاعات» را به عصر ما داده اند. این قدرت و انفجار نیروی نهفته در رسانه فاقد حیثیت رحمانی است و قدرت خود را از جایی دیگر وام گرفته است.
همنوایی نفس امارة فردی و جمعی با این قدرت و تأثیر گسترة آن تا نفوذ در همة زوایای خانه ها و پستوها نیز از همین جاست.
هتاکی، پرده دری و افشاگری بی حد و مرز هم از همین جا نشأت می گیرد ورنه، هرچه منشأ رحمانی داشته باشد لاجرم ستاریت هم دارد.
غلبة فرهنگ و تمدن غربی بر مقدورات و مقدرات عموم فرهنگ ها و تمدن ها، لاجرم، انزوای آن فرهنگ ها، استحاله و حتی سکولاریزه شدن آنها را در پی داشت. ذات دنیاوی آن تمدن در وقت غلبة به دنیاوی شدن و سکولاریزه نمودن سایر تمدن ها انجامید و یکسان سازی فرهنگی، یکسویه نگری، اشتراک در عوالم، هم افقی عمومی، امامت و ولایت تکنیک بر انسان را سبب شد.
مشاهدة این وجه از غلبة رسانه ها و حضور آن در تمامی لایه های حیات انسان عصر حاضر و وابستگی همة عناصر حیات فردی و جمعی آن باعث بوده تا مردانی امثال «الوین تافلر» نویسنده و نظریه پرداز امریکایی در کتاب موج سوم از این عصر به عنوان عصر انقلاب الکترونیک یاد کند.
«جهانی سازی اقتصادی» از «جهانی شدن فرهنگ» برمی خیزد، همان که رسانه ها در این عصر عهده دار آنند و خود را در برابرش مسئول می شناسند. رسانه ها در این عصر، شتابی شیطانی و عجله و سراسیمگی بی حد یافته و به مرز انفجار رسیده است. کثرتی بی حد که در امارگی نفس و تمنای شیطانی به یگانگی و وحدت می رسد.
همگرایی، همسویی و یگانگی حاصله از غلبة رسانه ها، اتفاق ابلیس و ظهور وحدت بدون ذکر و فکر و آکنده از غفلت را سبب شده است.
بیان تشابه میان دجال فریبنده (که خود موجد تکثر و دوری از وحدت رحمانی و ربانی است) و «رسانه» که در خود و با خود تکثر و غلبة «قدرت» را دارد، از همین جا بود.
هیچ فتنه ای در آخرالزمان بزرگ تر از «فتنة رسانه ها» نیست. قدرت نفوذ و میدان عمل و حضور این جادوی قرن بیست و یکم، آن را به بلای همه گیر آخرین عصر از حیات انسان در سال های قبل از ظهور مبدل ساخته است.
استفادة اولیای شیطان (صاحبان قدرت و زرسالاران یهودی) از رسانه برای تحکیم پایه های سلطه و منفعل ساختن مستضعفان از دیگر شئونات «رسانه»ها است.
آنها در تمامی مناسبات سیاسی، نظامی و اجتماعی از رسانه ها برای موارد زیر بهره می جویند:
1. اعمال استراتژی بازدارندگی (منفعل ساختن همه اقوام و معارضین)
2. سنجش شرایط قبل از عمل
3. زمینه سازی برای تحقق استراتژی های نظامی
4. جبران روحیة شکست خورده و آسیب دیدة ساکنان غرب
5. تحقیر و تمسخر مؤمنان و مستضعفان و منفعل ساختن آنان در برابر الیگارشی ثروت و قدرت
6. تحریف حقایق تاریخی
در این عصر که ترس و هراس از غلبة شرق و تمدن اسلامی (حسب پیش گویی هانتینگتون و اعلام جنگ تمدن ها) دامن گسترده، رسانه ها برای مغلوب و منفعل ساختن مسلمانان وارد عمل شده و برای مقاصد زیر دام گسترده اند:
1. ایجاد نفرت از اسلام، مسلمانان و ایرانیان
2. کسب مشروعیت و وجاهت برای حملة گسترده به شرق اسلامی
3. ایجاد رخنه و نفاق بیش از پیش میان فرق مذهبی مسلمان
4. زمینه سازی برای درگیری بزرگ (جنگ صلیبی دوم)
مستندات و نمونه های آثار سمعی و بصری (فیلم ها) غربی، نشان می دهد که از اولین سال های اختراع دوربین و سینما، معارضه و مقابله با «معنی، معنویت و به ویژه اسلام و شرق اسلامی» جزء لاینفک محصولات رسانه ای غربی بوده است. چنان که در تمامی این آثار می توان مصادیق «تمسخر، تحقیر، تحریف و تهدید» را شناسایی و معرفی نمود.
معرفی «اسلام» و نهضت های اسلامی به عنوان «تهدید» علیه غرب و تمدن غربی، متعلق به هراس آخرین غرب از آخرین رویارویی است که حسب پیش بینی و پیش گویی مردانی چون نوسترآداموس از میان خودشان به غلبة اسلام و ظهور دولت حق بر کل جهان می انجامد. تاریخ جدیدی که به نام خدا و ولایت الهی انسان کامل آغاز شده و به تاریخ ولایت نفس امارة غربی و ابلیس خاتمه می بخشد.
متأسفانه، ضعف درک و شناخت صاحبان امضاء و ثروت در رسانه های کشورهای اسلامی دربارة شرایط تاریخی ویژه ای که در آن به سر می بریم از یک سو و ناتوانی آنان از درک و شناسایی جایگاه رسانه ها در جهان امروز و بالاخره ناتوانی در به کارگیری این ابزار موجب شده تا از «رسانه ها» به عنوان اسباب سرگرمی و تفنن و بازی های سیاسی استفاده شود. از همین روست که آنان بی پروا محصولات رسانه ای غربی را به راحتی به خورد جمعیت خرد و کلان مسلمان می دهند و از این عمل هیچ باکی ندارند.
شاید بتوان پرسید:
1. گردانندگان رسانه های عمومی چه تعریفی از شرایط تاریخی و موقعیتی که ساکنان زمین در آن سیر می کنند دارند؟
2. آنان چه تعریفی از آنچه که با عنوان رسانه از آن یاد می کنند دارند؟
3. مبتنی بر کدام مصلحت و حکمت، بر حجم و گسترة فعالیت ها و تنوع قالب ها می افزایند؟
4. در موقعیت و شرایط تاریخی موجود چه تعریفی از جایگاه و حوزة مسئولیت خود دارند؟
5. چه تکلیفی در برابر حجّت حیّ خداوند، امام مبین برای خود قائلند؟
6. چه تعریفی از «زمینه سازی» و «زمینه سازان» دارند و برای آمادگی در عصر غیبت و سال های پرفتنه و بلای قبل از ظهور چه پیشنهادی دارند؟
7. آیا محتوا و مضامین موجود و مندرج در صورت آثار و برنامه های شبانه روزی رسانه ها منطبق با خاستگاه، نیازمندی ، موقعیت انسان در حال گذار هست؟
8. چرا این چنین گیج، آشفته احوال و پراکنده می نمایند؟
پاسخ به این سؤال ها ساده نیست؛ چنان که مدیریت، به کارگیری و کنترل رسانه ها.
بی شک بر سر دوراهة تردید، آهسته رفتن بهتر از دویدن و ایستادن بهتر از گام زدن است. دربارة رسانه های فعال در کشور خودمان، علی رغم گذشت سه دهه، نقادی جدی در این باره صورت نگرفته است چنان که تاب و تحمل پرسش نیز در میان آنها نیست. صاحبان رسانه ها در طرفةالعینی منتقد بی نوا را به چارمیخ اتهام می کشند، قلم را بر فرقش می شکنند تا حدّ خود را بشناسد و پای از گلیم دراز نکند. به هر صورت، باید دانست که در شهر کوران و کران به سر نمی بریم و اگر به هر صورت و به هر دلیل آنچه را که می کنیم به رویمان نیاورند، در آینده ای نه چندان دور به رُخمان خواهند کشید. والله اعلم
ادامه مطلب
جابلقا و جابرسا چه شهرهایی است
عبدالکریم صفی پور میگوید: جابلص شهری است به مغرب که بعد از شان انسانی نیست، و جابلق شهری است به مشرق برادر جابلص.(862)
خلف تبریزی میگوید: در عالم مثال گفتهاند: جابلقا و جابرسا دو شهری است در عالم مُثُل. و به اعتقاد محققان، منزل آخر سالک است در سعی وصول قید به اطلاق و مرکز به محیط. و سپس میگوید: جابلقا منزل اول سالک باشد.(863)
قطب الدین شیرازی، تفاوت جابلقا و جابرسا را چنین مطرح میکند: جابرسا و جابلقا نام دو شهر از شهرهای عالم عناصر مثل است.(864)
سید کاظم رشتی، مهمترین شاگرد شیخ احمد احسائی گفته است: جابلقا و جابرسا در سفر اول که سفر از خلق به حق است قرار دارد. این سفر (بلکه این شهر) دارای محلههای متعددی است که محله نوزدهم آن حظیره القدس و محل پرندگان سبز و صور مثالیه است. جابرسا و جابلقا دو محله از این شهر میباشند که هر کدام از آنها دارای هفتاد هزار درب است و در کنار هر دربی هفتاد هزار امت وجود دارد که به هفتاد هزار زبان با یکدیگر صحبت میکنند و هر زبانی با زبان دیگر هیچ مشابهتی ندارد.(865)
ادامه مطلب
جاده ی سه شنبه شب قم...
مستي نه از پياله نه از خـم شروع شد / از جــــاده سه شنبه شب قم شروع شد
آيينــه خيـــره شد به من و من به آينــه / آن قدر خيــــره شد كه تبسم شروع شد
مستي نه از پياله نه از خـــم شروع شد
از جــــاده سه شنبه شب قم شروع شد
آيينــه خيـــره شد به من و من به آينــــه
آن قدر خيــــره شد كه تبسم شروع شد
خورشيد ذره بين به تمـــاشاي من گرفت
آن گاه آتـــــش از دل هيــزم شـــروع شد
وقتي نسيــم آه من از شيشههــا گذشت
بــي تابـــي مــــزارع گنــــدم شـــروع شد
مــوج عــذاب يا شـــب گــــرداب، هيــچ يك
دريــــا دلــش گـرفت و تـلاطــم شروع شد
از فــال دست خــود چه بگويم كه ماجرا
از ربنـــــاي ركعــــــت دوم شـــروع شــد
در سجـــده توبه كردم و پايان گرفت كـــار
تـا گفــتم السّلام عـلـيـكــم ... شــروع شد
ادامه مطلب
ثنای میلاد فاطمه سلام اللَّه علیها
به ساقی ای صبا بگو، حاجت ما برآورد - ساغری از برای ما، ز آب کوثر آورد
به ساغر لطیفهگو، بگو لطیفهای بگو - که مطرب از ره وفا چنگ به مضمر آورد
بگو به ماه آسمان، به خود نبالد این قَدَر - که ماه بیقرین من، سر از افق در آورد
ماه جمادی آمده، موقع شادی آمده - باز منادی آمده، به نخل دل بر آورد
دوباره گشته این جهان به رتبه، برتَر از جنان - که حقّ به خیل بانوان هادی و رهبر آورد
دوش شنیدم این ندا که امشب از ره وفا - برای ختم الأنبیاء خدیجه دختر آورد
چه دختری که مظهر شرم و حیا و عفّت است - چه عفّتی که عصمتش صفای دیگر آورد
نیافریده ذات حقّ به جز خدیجه مادری - که دختری چو فاطمه پاک و مطهّر آورد
به بحر رحمتش خدا بیافرید یک صدف - که یازده گهر از او و صُلب حیدر آورد
خدا برای عقل کلّ، دختری همچو برگ گل - به کوری دو دیده مرده أبتر آورد
بهر نثار مقدمش ز فرو شادی و شعف - لعل گهر طبق طبق، مریم و هاجر آورد
به شأن دخت مصطفی جبریل امشب از سَما - چو برگ گل ورق ورق آیه ز داور آورد
ندیده مهر مادری چو خاتم پیمبران - فاطمه را خدای او به جای مادر آورد
مهین حبیبه خدا، دیده گشود از وفا - که چون حسین آیتی بر خصم ستمگر آورد**از شاعر محترم: «ژولیده».***
ادامه مطلب
تولد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از دیدگاه اهل سنت
در این نوشتار سعی شده به این پرسش که اهل سنت در مورد تولد امام زمان چه نظری دارند پاسخ داده شود ؟
وجود روایات فراوان در زمینة مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، و اعتقاد به آمدن منجی در آخرالزمان، به عنوان عقیدهای مسلّم در میان مسلمانان پذیرفته شده است.
و این اعتقاد، اختصاص به شیعه ندارد ـ هر چند که عده ای از اهل سنت، این امر را نمی پذیرند.- ولی عده ای از آن ها،معتقد به ولادت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریفهستند.
1. محمد بن طلحه شافعی در کتاب «مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول» میگوید: «مهدی منتظر، در سال دویست و پنجاه و هشت هجری، در سامرا متولد شد. پدرش، حسن بن علی بن محمد بن علی الرضا بن موسی الکاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن علی زین العابدین بن حسین بن علی المرتضی است، و نام او محمد و کنیهاش ابوالقاسم و از القاب او حجت و خلف صالح و منتظر است». و بعد روایاتی را از پیامبر صل الله علیه و آله و سلم در زمینة مهدی موعود نقل میکند مبنی بر اینکه: «مهدی، از نسل من و از فرزندان فاطمه و همنام من است و در آخرالزمان قیام میکند و زمین را از عدل و داد پر میکند بعد از آنکه از ظلم و جور پر شده است و این قیام، حتمی است حتی اگر یک روز از عمر دنیا بیشتر باقی نمانده باشد». و پس از ذکر این روایات، آنها را بر همان ابوالقاسم محمد بن حسن بن علی … بن علی ابن ابیطالب متولد دویست و پنجاه و هشت تطبیق میکند و به اشکالها و شبهاتی که در این زمینه ممکن است مطرح شود، پاسخ میدهد.
2. سبط ابن جوزی حنفی در کتاب تذکرة الخواص، میگوید: «حضرت حجت «مهدی»، محمد بن حسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی ابن ابیطالب است. کنیه او، ابوعبدالله و ابوالقاسم است و او است حضرت حجت و صاحبالزمان و قائم منتظر». سپس از عبدالله ابن عمر روایتی نقل میکند که رسول گرامی اسلام فرموده: «در آخرالزمان، مردی از فرزندان من قیام میکند که نام او همانند نام من و کنیهاش همانند کنیهی من است و زمین را از عدل و داد پر میکند، پس از آنکه از ظلم و جور پر شده است.».
3. عبدالوهاب شعرانی در کتاب «الیواقیت و الجواهر»، که در بیان آرای اکابر و بزرگان علمای اهل سنّت در مسائل مختلف عقیدتی است، فصلی را به وقایعی که قبل از روز رستاخیز و پایان دنیا حتماً اتفاق میافتد، اختصاص داده است که یکی از آن وقایع، قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است که مفصلاً دربارة آن بحث کرده ،و از قول برخی از اکابر علمای اهل سنت، نقل میکند که «مهدی، فرزند حسن عسکری است که در نیمهی شعبان سال دویست و پنجاه و پنج هـ . ق متولد شد و زنده باقی خواهد ماند تا با عیسی علیه السلام ظهور کند و اکنون که سال نهصد و پنجاه و هشت هجری است، هفتصد و سه سال از عمر شریف او میگذرد».
چرا برخی از اهل سنت به ولادت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف معتقد نیستند، برای این مسئله می توان دلایلی را مطرح نمود؛ از جمله:
1. مخفی بودن ولادت آن حضرت
آمدن مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، از همان زمان نبی اکرم صل الله علیه و آله و سلم و صدر اسلام، امری مسلَّم و شایع و مورد توجه مسلمانان بود. و حاکمان وقت هم از آن اخبار بیاطلاع نبودند و شنیده بودند که مهدی موعود، از نسل حضرت فاطمه علیها السلام و امام حسین علیه السلام متولد می شود و حکومت ستمکاران به دستاش منقرض میگردد و تمام زمین را از عدل و داد پر خواهد کرد؛ به ویژه روایات متعددی که میگفت، او، نهمین از فرزندان امام حسین علیه السلام است. دولت عباسی از این امر بیم وهراس داشتند و در صدد بودند به هرگونه که شده این خطر را از حکومت خود دفع کنند. به همین جهت، خانههای بنیهاشم، بویژه خانهی امام حسن عسکری علیه السلام به شدّت تحت کنترل و مراقبت مأموران مخفی و علنی دولت عباسی قرار داشت. معتمد عباسی، به عدة از زنان قابله، مأموریت سری داده بود که در خانههای بنیهاشم، به ویژه خانهی امام حسن عسکری علیه السلام رفت و آمد کنند و مراتب را گزارش دهند ،و به گروهی از مأموران خویش مأموریت داد که دائماً و روز و شب، مراقب خانة آن حضرت باشند وبعد از شهادت امام عسکری علیه السلام، دستور داد خانه آن حضرت را بازرسی کنند و گروهی از زنان قابله را فرستاد تا تمام کنیزان آن حضرت را معاینه ، و اگر آبستنی در بین آنان دیده شد، بازداشت کنند. حتّی به خانهی امام عسکری علیه السلام هم اکتفا نکرد و دستور داد تمام خانههای شهر را با کمال دقت بازرسی و کنترل کنند. [1] (ولادت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف شبیه ولادت حضرت موسی علیه السلام می باشد که فرعون، تمام زنان باردار را کشت تا از ولادت او جلوگیری کند، امّا به اراده و خواست خداوند، حضرت موسی علیه السلام در دامان فرعون بزرگ شد.) ولادت حضرت مهدی علیه السلام به خاطر شرایط سخت آن زمان، مخفی بود؛ و حدود پنج سال، قبل از شهادت امام عسکری علیه السلام، یعنی در سال دویست و پنجاه و پنج قمری در شب نیمة شعبان در حالی که تا روز قبل، آثار حمل در مادر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برای دیگران ظاهر نبود، به دنیا آمد. و در طول این پنج سال، امام حسن عسکری علیه السلام فرزندش را تنها به خواص شیعیان خود نشان میداد و او را امام، و حجت بعد از خود معرفی میکرد. با این وضعیت، طبیعی است دیگران از جمله، اهل سنّت که از اهل بیت پیامبر صل الله علیه و آله و سلم فاصله گرفته بودند، از ولادت آن حضرت مطلع نشوند.
2 . اجتناب از برخی لوازم احتمالی پذیرش ولادت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
روایاتی که در زمینة مهدی موعود آمده، بسیار زیاد و از نظر مضمون، بسیار متنوع است. در روایات بسیاری، از پیامبر اکرم نقل شده که تعداد ائمه و خلفای بعد از من، دوازده نفر است. مجموع روایات شیعه و سنی در این زمینة نهصد و بیست و پنج حدیث است. در روایات بسیاری ، به نام دوازده نفرائمه تصریح شده، و آمده که اولین آن ها امام علی علیه السلام و آخرین شان حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف است و اینکه نه نفر از آنان از نسل امام حسین علیه السلام هستند و در تعدادی از این روایات نام تمام آنها ذکر شده است. همچنین در روایات متعددی آمده است که امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، از فرزندان امام علی علیه السلاماست (214 حدیث ) وامام مهدی از فرزندان فاطمه علیها السلام است (192 حدیث ) و امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نهمین ازفرزندان امام حسین علیه السلام است (148 حدیث ) . … و این که مهدی فرزند حسن عسکری است (145 حدیث) و نام پدر مهدی حسن است (148 حدیث ). [2] بنابراین قبول تولد مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف یعنی پذیرش تمامی این روایات و پذیرش این روایات یعنی قرار گرفتن در مقابل انبوهی از سؤالات و مطالبی که اهل سنت هیچ پاسخی برای آن ندارند.
--------------------------------------------------------------------------------
1. ارشاد مفید ، اعلام الوری طبرسی ، اصول کافی کلینی.
2. برای اطلاع تفصیلی، مراجعه کنید به کتاب منتخبالاثر آیه الله صافی که این احادیث را به تفصیل با ذکر منابع و مصادر شیعی و سنی آن نقل کرده است.
[مجله شماره 6 : - مقالات]
ادامه مطلب
تولدی دوباره برای سایت انتظار نوجوان
سایت انتظار نوجوان، بعد از مدتی که نیمه فعال بود، دوباره جان گرفته است و حالا منتظر شم ست. قرار است صاحب سایت شما باشید و در تهیه مطالب آن شرکت کنید. سایت با برنامه های تازه ای شروع به کار کرده است:
1. نسخه الکترونیک مجله انتظار نوجوان، بخش اصلی تغییرات سایت است.
2. مطالب شما در سایت نشریه منتشر می شود.
3 . به نامه های اینترنتی شما در سایت جواب داده می شود.
4 . از این به بعد شما برای ما یادداشت بنویسید. اصلاً بخش یادداشت مال شما. از تجربه ها و آموخته هایتان درباره انتظار برای ما بگویید. بچه هیئتی ها می توانند درباره برنامه ها و فعالیت هایشان بگویند. وب لاگ نویس های مهدویت می توانند از وب لاگ نویسی و تأثیر های نوشتن برای امام زمان (عج) در زندگی شان بگویند و ... .
5 . قرار است مسابقه داشته باشیم، آن هم از نوع آن لاین. جایزه هم دارد.
6 . اگر خوب همکاری کنید، به زودی وب سایت را هم راه خواهیم انداخت. خُب معطل نکنید و کانکت شوید و تایپ کنید:
( www.intizarmag.ir ) به سایت مجله انتظار نوجوان خوش آمده اید.
ادامه مطلب
توکّل یا بی عاری
روزی امام علیّ بن ابی طالب، امیرالمؤمنین صلوات اللّه علیه عبورش به گروهی از مسلمانها افتاد که در گوشهای از مسجد را اشغال کرده بودند و به عبادت مشغول بودند.
حضرت علیّ علیه السلام نزدیک ایشان رفت و فرمود: شما چه کسانی هستید؟ و چه میکنید؟
در پاسخ به حضرت، اظهار داشتند: ما بر خداوند توکّل کردهایم و عبادت او میکنم.
حضرت فرمود: خیر، چنین نیست؛ بلکه شما بی عار و مُفتخور میباشید، چنانچه راست میگوئید و توکّل برخداوند متعال دارید، بگوئید که در چه مرحلهای از توکّل قرار دارید؟
گفتند: اگر چیزی به ما برسد، میخوریم و قناعت میکنیم و چنانچه چیزی به ما نرسد، صبر و تحمّل مینمائیم.
سپس امام علیّ علیه السلام خطاب به ایشان کرد و با صراحت فرمود: سگهای محلّه ما نیز چنین روشی را دارند.
آنان با خون سردی گفتند: پس ما چه کنیم، شما بفرمائید که چه رفتاری داشته باشیم؟
حضرت فرمود: بایستی آنچه را که ما یعنی، پیامبر خدا و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام انجام میدهیم؛ شما مسلمانها نیز چنان کنید.
گفتند: شما چه کارهائی را انجام میدهید، تا ما تبعیّت نمائیم؟
امام علیه السلام فرمود: ضمن سعی و تلاش و کار و عبادت، آنچه به ما برسد پس از مصرف، اضافه آن را بذل و بخشش میکنیم.
و اگر چیزی درآمدی نیافتیم، خداوند منّان را؛ در هر حال شکر و سپاس میگوئیم.**مستدرک الوسائل: ج 11، ص 220، ج 20، به نقل از تفسیر ابوالفتوح رازی.***
ادامه مطلب
توقیع نویسی؛ معمولترین شیوهی ارتباطی رهبری شیعه در دوران غیبت صغری
یکی از معمولترین راههای ارتباط با ناحیهی مقدسه در دوران غیبت صغری، توقیعهای صادر شده از سوی ناحیهی مقدسه برای شیعیان بود. توقیع، نوشتهای بود که در لا به لای سطور یا در ذیل آنها، در پاسخ به پرسشها میآمد. گاهی نیز توقیع بی آن که پاسخ به پرسش پیشین باشند، از سوی ناحیهی مقدّسه صادر میشد. البته صدور همین توقیعها نیز در راستای زدودن مشکلی در جامعهی شیعی آن روزگار بوده است. توقیعهای ناحیهی مقدّسه در بیشتر موارد از راه نایبان چهارگانه به دست شیعیان میرسید. امّا در برخی موارد، بعضی وکیلان برجسته نیز این صلاحیت را یافتند که واسطهی صدور توقیع باشند. از آن جمله به محمد بن جعفر اسدی رازی؛ وکیل برجستهی ناحیهی مقدسه در منطقهی ری(264) و قاسم بن علاء آذربایجانی؛ وکیل ناحیهی آذربایجان(265) میتوان اشاره کرد.
درون مایهی توقیع، یکی از موارد زیر بود: رفع اختلافها، تردیدها و شبهههای موجود در جامعهی شیعی،(266) اعلام نصب وکیلان به وکالت،(267) اعلام عزل وکیلان خیانت پیشه،(268) اعلام لعن مدعیان دروغین نیابت و بابیّت،(269) پاسخ به پرسشهای شرعی،(270) حل مشکلات خصوصی شیعیان مانند مشکلات خانوادگی،(271) دستور عمل به وکیلان.(272)
بی تردید، ساختار وکالت و نیابت در کنار دو نقش یاد شده، نقش ارشاد، هدایت و راهنمایی شیعیان را نیز بر عهده داشته است. به عبارت دیگر، وظیفهی اصلی سفیران و وکیلان ناحیهی مقدسه، ارشاد شیعیان به سوی مسیر اصیل امامت و رهایی بخشیدن آنان از سردرگمی در غوغای شیطنتهای فرمان روایان عباسی، ادعاهای مدعیان دروغین نیابت و خیانت برخی یاران پیشین ساختار نیابت بود.
ادامه مطلب
