به سید علی بگو پیروزی نزدیک است
فرمانده سپاه صاحبالامر (عج) استان قزوین در جمع بسیجیان در مسجد امام حسن عسگری (ع) خاطرهای از محافظان مقام معظم رهبری در دیدار با یک مادر دو فرزند شهید بازگو کرد ...
« بسم الله الرحمن الرحیم »
سردار سالار آبنوش در جمع بسیجیان در مسجد امام حسن عسگری (ع) با اشاره به یکی از خاطرات محافظان رهبر فرزانه انقلاب اظهار کرد: این محافظ در خاطراتش به بنده گفت، ما همیشه قبل از دیدار مقام معظم رهبری با خانواده شهدا هماهنگیهای لازم را انجام میدهیم و حتی یک تیم قبل از این دیدار به محل مربوط میفرستیم تا همه شرایط را از نظر امنیتی بررسی کنند.
همچنین قبل از دیدار مقام معظم رهبری با خانواده شهدا به این خانوادهها اطلاع میدهیم که یکی از مسئولان کشوری میخواهد با شما ملاقات کند تا اگر میخواهند منزلشان را تمیز و آب و جارو کنند، این کار را انجام دهند تا فضای خانه برای این ملاقات بهتر مهیا شود و کمتر شده به آنان بگوییم که حضرت آقا میخواهد با شما دیدار کند.
این محافظ مقام معظم رهبری در ادامه بیان خاطراتشان به بنده میگوید:
بعد از ظهر یک روز تابستان امسال رهبر فرزانه انقلاب به ما محافظان فرمودند که آماده شوید تا به خانواده یکی از شهیدان سر بزنیم.
ما در جواب ایشان پاسخ دادیم که هماهنگیهای لازم صورت نگرفته اجازه دهید اقدامات لازم را انجام دهیم، ولی ایشان با قاطعیت گفتند برای دیدار با خانواده شهید آماده شوید تا حرکت کنیم.
ما که همیشه گوش به فرمان رهبری هستیم دستور ایشان را اجرا کردیم و سوار ماشین شدیم و به محلی که رهبری فرمودند حرکت کردیم، در داخل ماشین با پادگان بسیج تماس گرفتم و گفتم در این محل چند خانواده شهید است که بهم پاسخ دادند در محل فوق خانواده یک فرزند شهید، دو فرزند شهید و سه فرزند شهید وجود دارد.
مقام معظم رهبری به من فرمودند خانواده دو فرزند شهید درسته و به این خانواده سر بزنیم که بنده آدرس را بلافاصله از پادگان بسیج گرفتم و به همان آدرس رفتیم پس از اینکه به محله مربوط رسیدیم با ماشین وارد کوچه شدیم تا خانه مورد نظر را پیدا کنیم، در حین حرکت با ماشین در داخل کوچه مقام معظم رهبری به من اشاره کردند و فرمودند همین منزل است در این خانه را بزنید.
بنده از ماشین پیاده شدم تا درب خانه را بزنم و از صاحب آن خانه بپرسم که این جا منزل همان مادر دو شهید است یا نه! صاحب این خانه در را باز کرد و یکدفعه از من پرسید پس حضرت آقا کو؟ من که از سئوال این مادر شهید بسیار تعجب کرده و در مبهوت بودم، در پاسخ به ایشان گفتم منظورتان چیست کدام آقا؟
این مادر شهید به من جواب دادند من را اذیت نکن مقام معظم رهبری را میگویم در حال گفتن این کلمات بود که سرش را از درب منزل بیرون آورد و حضرت آقا را در ماشین دید و به ایشان ضمن خوشآمدگویی فرمودند بفرمایید داخل، بنده از صبح منتظر ورود شما هستم.
جالب اینجاست این مادر دو فرزند شهید از صبح برای ورود مقام معظم رهبری به منزلشان خانه را تمیز و مرتب کرده و حیاط را آب و جارو زده بودند، ما محافظان رهبری که از اتفاق این ماجرا سخت در حیرت و مبهوت بودیم با تعارف کردن این مادر وارد منزل شدیم.
بعد از اینکه نشستیم مادر این دو فرزند شهید بعد از خوشآمدگویی ماجرا را برایمان تعریف کرد و گفتند: من دیشب دو فرزند شهیدم را به همراه امام خمینی (ره) در خواب دیدم که فرزندانمان رو به من کرده و گفتند فردا سیدعلی میهمان شما است خانه را برای ورود ایشان مهیا کن، به همین دلیل من از صبح که بیدار شدم خانه را مرتب کرده و لحظه شماری میکردم تا شما به منزل ما تشریف بیاورید.
ولی حضرت آقا رهبر کبیر انقلاب یک جمله به من فرمودند و گفتند حتما این پیام را به شما بگویم که در این لحظه مقام معظم رهبری بلافاصله با شوق فرمودند بگو مادر جان درباره من گفتند، ایشان چه پیامی برای من داشتند.
مادر شهید در پاسخ گفتند ایشان فرمودند که به سید علی بگو پیروزی نزدیک است و صاحب ما میآید و خدا از شما محافظت میکند.
فرمانده سپاه صاحبالامر (عج) استان قزوین در ادامه این خاطره گفت: ما باید تابع و مطیع مطلق ولایتفقیه باشیم تا با تبعیت از ایشان در برابر دشمنان اسلام به پیروزی برسیم و مطمئن باشید که خدا یار و یاور ما خواهد بود.
ادامه مطلب
به دنبال کدام سایت می گردیدموعود در دنیای مجازی
به پیشنهاد دوستان قرار است اگر خدا بخواهد از این به بعد در این ستون به معرفی برخی سایت ها و وبلاگ هایی بپردازیم که به نوعی به امام زمان عجل الله تعالی فرجه و مهدویت مربوط است. برای شروع، سایت www.hazratmahdi.com را در نظر گرفته ایم.
در منوی صفحة اصلی این سایت زبان های فارسی، عربی، انگلیسی، اردو، فرانسوی، ترکی، آلمانی، ایتالیایی، پَشتو، چینی و دانمارکی در دسترس است که از این بین تنها زبان فارسی فعال است.
این سایت شامل بخش های امام مهدی، کتابخانه، تشرفات، اخبار منتظران، میزگرد بخش صوتی و تصویری است که به معرفی مختصر هر قسمت می پردازیم:
بخش امام مهدی شامل احادیث بسیاری از امامان معصوم درباره موضوعات مختلف مهدویت است. موضوع هایی مثل: صفات معنوی او نزد خداوند متعال، شکل ظاهری و بدنی حضرت مهدی، علمای فاسد و...
در بخش کتابخانه که شامل قسمت هایی مثل کتاب ها، مجلات، کتاب شناسی و مقالات است، شما می توانید با کلیک بر روی عنوان کتاب، و نویسنده و احیاناً مترجم، متن آن ها را مشاهده کنید. کتاب های عصر ظهور از علی کورانی، حضرت مهدی فروغ تابان ولایت از محمد محمدی اشتهاردی و نگاهی بر زندگی دوازده امام علامه حلی از جمله این کتاب هاست. در قسمت مقالات نیز می توانید ابتدا عنوان و بعد متن مقاله های مختلفی که به نوعی با امام مهدی عجل الله تعالی فرجه مرتبط است را ببینید. جهانی سازی مهدوی و مخالفانش، بررسی دلایل منکران ارتباط با امام زمان، و راه به وجود آمدن ارتباط روحی با امام زمان، نمونه هایی از این مقالات هستند.
این سایت به شما این امکان را می دهد تا مقالات مختلف و نقدهایی که بر آن نوشته شده را مشاهده کرده و حتی خود نقد جدیدی بر آن بیفزایید.
در بخش تشرفات که شامل قسمت هایی چون شفایافتگان، حاجت مدان، بانوان، و علما است می توانید شرح حال کسانی را بخوانید که به دیدار امام زمان نائل شده اند.
بخش صوتی و تصویری، شامل بخش های سخنرانی، مداحی، سرود، شعر، داستان، نمایشنامه و دعا است. بعضی از قسمت های این بخش مانند نمایشنامه، داستان و مداحی در حال آماده سازی است و هنوز به طور کامل در دسترس کاربران قرار نگرفته است، اما بخش دعا و سخنرانی بسیار گسترده وفعال است.
در معرفی آخرین بخش از این سایت به قسمت میزگرد می رسیم که عناوینی چون: تولد حضرت، طول عمر، غیبت، شبهات متفرقه و گفت وگو (وبلاگ) دارد. گفت وگو (وبلاگ) خود شامل بخش های گوناگونی چون اخبار که به خبرهای مختلف مهدویت مانند نشست ها، مسابقه های مختلف، معرفی کتاب و یا فیلم های جدیدی که در این باره ساخته شده، می پردازد. انتظار که عنوان بخش ادبی است و شامل اشعار و دل نوشته هاست، و قسمت های دیگری مثل ارتباط با امام زمان، مدعیان مهدویت، شرایط ظهور آخرین مصلح الهی، ادیان مهدویت و عصر جدید، پرسش و پاسخ و امام مهدی است. در بخش پرسش و پاسخ، کاربران سؤال های گوناگونی درباره حضرت مهدی می پرسند و یک یا چند نفر از اعضا به سؤال های آنان پاسخ می دهند و حتی اگر نیاز باشد آنان را به منابع مطمئن ارجاع می دهند.
ادامه مطلب
به حدیث المهدی من ولد الحسن چگونه پاسخ میگویید
ابو داوود در سنن خود از ابی اسحاق نقل میکند که علی علیه السلام به فرزندش حسن علیه السلام نظر کرده و فرمود: همانا این فرزندم آقاست همانگونه که پیامبر او را آقا نامید و زود است که از صلب او مردی خروج کند که هم نام پیامبر شماست.(949)
پاسخ :
1- در مقابل این حدیث دهها روایت دیگر وجود دارد که دلالت دارد بر اینکه مهدی از اولاد و نسل امام حسین علیه السلام است.
2- به یک معنا مهدی از ذریه امام حسن علیه السلام نیز هست، زیرا مادر امام باقر فاطمه دختر امام حسن مجتبی علیه السلام است و لذا با جمع بین دو دسته روایات، حضرت مهدی علیه السلام هم حسنی و هم حسینی است. و در حدیثی پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: از این دو - حسن و حسین - مهدی امت است.(950)
3- صاحب کتاب عقد الدرر همین حدیث را نقل کرده ولی در آن آمده که امام علی علیه السلام به فرزندش حسین علیه السلام نظر کرد... و نیز در صحیح ترمذی و سنن نسائی و سنن بیهقی این گونه آمده است.(951) خصوصا که احتمال تصحیف و جابجایی نیز داده میشود.
4- این نکته قابل توجه است که سادات حسنی به رهبری محمد بن عبدالله حسنی که با او در منطقه ابواء بیعت شد بی تأثیر در پیدایش این گونه احادیث نبودهاند. و از آنجا که سادات حسنی در صدد شورش و قیام بر علیه دولت بنی امیه بودهاند احتیاج به پشتوانه معنوی داشتند، لذا از روایاتی که درباره ظهور مهدی منتظر وارد شده بهرهبرداری سیاسی کرده و آن را بر عبدالله بن حسن منطبق کردند. آنان با جعل روایتی و نسبت آن به پیامبر صلی الله علیه و آله مهدی را از نسل امام حسن مجتبی علیه السلام معرفی کردند.(952)
ادامه مطلب
به حدیث اسمه اسمی و اسم ابیه اسم ابی چگونه پاسخ میگویید
غالب علمای اهل سنت معتقدند بر اینکه نام پدر حضرت مهدی علیه السلام عبدالله است و این به جهت روایتی است که ابو داوود در سنن خود از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده که فرمود: اسمه اسمی و اسم ابیه اسمی(947)؛ نام مهدی همنام من و نام پدرش همنام پدر من است. و این با اعتقاد علمای امامیه سازگاری ندارد زیرا آنان امام زمان حضرت مهدی علیه السلام را فرزند امام عسکری علیه السلام میدانند.
پاسخ :
1- این مضمون در صحیح ترمذی و سنن ابن ماجه و کتابهای ابو نعیم که در مورد امام زمان علیه السلام تألیف شده و نیز در مسند احمد بن حنبل آمده ولی هرگز این ذیل (اسمه اسمی و اسم ابیه اسم ابی) در آنها وجود ندارد. و نیز در روایات اهل بیت علیه السلام چنین تعبیری وجود ندارد.
2- احتمال زیادی داده میشود که روایت فوق با ذیلش از مجعولات و موضوعات عباسیان باشد، زیرا شکی نیست که دولت عباسی برای تأیید سلطنت خود و تشویق مردم به بیعت با محمد بن عباس ملقب به مهدی عباسی سومین خلیفه دولت عباسی دست به هر کاری از جمله جعل حدیث و نسبت آن به رسول خدا صلی الله علیه و آله زدند.
منصور عباسی که عبدالله نام داشت فرزندش محمد را به عنوان خلیفه و جانشین خود تعیین نمود و مردم را تشویق به بیعت با او کرد. او برای ترغیب بیشتر مردم به این کار لقب فرزندش را مهدی گذاشت تا مردم به گمان اینکه او مهدی منتظر و موعود است با او بیعت کنند ولی از آنجا که اسم خودش عبدالله بود دستور داد تا حدیثی جعل کرده و در آن اسم پدر مهدی امت را عبدالله معرفی کنند.(948)
ادامه مطلب
به چه دلیل این زمان آخرالزمان است
در روایات اسلامی برای دوره آخرالزمان علایم و نشانههایی ذکر شده که با تحقق این علایم و نشانهها پی میبریم که هم اکنون در دوره آخرالزمان قرار داریم. اینک به برخی از این علایم و نشانهها اشاره میکنیم:
1- گسترش ترس و ناامنی
امام باقر علیه السلام میفرماید: لا یقوم القائم الا علی خوف شدید...(885)؛ حضرت قائم علیه السلام قیام نمیکند مگر در دورانی پر از بیم و هراس.
و نیز فرمود: مهدی علیه السلام هنگامی قیام میکند که زمام کارهای جامعه در دست ستمکاران باشد.(886)
2-تهی شدن مساجد از هدایت
پیامبر صلی الله علیه و آله درباره وضعیت مساجد در آخرالزمان میفرماید: مساجدهم عامرة و هی خراب من الهوی(887)؛ مسجدهای آن زمان آباد و زیباست ولی از هدایت و ارشاد در آن خبری نیست.
3- سردی عواطف انسانی
رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در این باره میفرماید: فلا الکبیر یرحم الصغیر و لا القوی یرحم الضعیف و حینئذ یأذن الله له بالخروج(888)؛ در آن روزگار بزرگترها به زیردستان و کوچکترها ترحم نمیکنند و قوی بر ضعیف ترحم نمینماید. در آن هنگام خداوند به او [مهدی علیه السلام] اذن قیام و ظهور میدهد.
4-گسترش فساد اخلاقی
رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرماید: قیامت برپا نمیشود تا آنکه زنی را در روز روشن و به طور آشکار گرفته در وسط راه به او تعدی میکنند و هیچ کس این کار را نکوهش نمیکند.
محمد بن مسلم میگوید: به امام باقر علیه السلام عرض کردم: ای فرزند رسول خدا، قائم شما چه وقت ظهور خواهد کرد؟ امام فرمود: أذا تشبه الرجال بالنساء و النساء بالرجال. و اکتفی الرجال بالرجال و النساء بالنساء(889)؛ هنگامی که مردها خود را شبیه زنان و زنان خود را شبیه مردان کنند. آن گاه که مردان به مردان اکتفا کرده و زنان به زنان اکتفا کنند.
5-آرزوی کمی فرزند
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: رستاخیز بر پا نمیشود تا آنکه که کسی پنج فرزند دارد و آرزوی چهار فرزند کند و آنکه چهار فرزند دارد میگوید کاش سه فرزند داشتم و صاحب سه فرزند آرزوی دو فرزند دارد و آنکه دو فرزند دارد آرزوی یک فرزند بنماید. و کسی که یک فرزند دارد آرزو کند که کاش فرزندی نداشت.(890)
6- مرگهای ناگهانی
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: قیامت بر پا نمیگردد تا اینکه مرگ سفید ظاهر شود. گفتند: ای رسول خدا مرگ سفید چیست؟ فرمود: مرگ ناگهانی.(891)
7- جنگ و کشتار
امام رضا علیه السلام فرمود: پیش از ظهور امام زمان کشتارهای پیاپی و بی وقفه رخ خواهد داد.(892)
ادامه مطلب
به امید دیدار یار!
یعقوب بن یوسف غسانی میگوید:
سال 281 هجری قمری بودم، مردی خراسانی که زبان عربی را خوب بلد نبود، نامهای از امام (علیه السلام) همراه با سی دینار برایم آورد که در آن نامه، امام زمان (علیه السلام) امر فرموده بود که آن سال به حج شوم.
من نیز سالها آرزوی ملاقات ایشان را داشتم، به امید دیدن آن حضرت (علیه السلام) به قصد حج خارج شدم. ده سکه از آن پول را - که امام فرستاده بود و شش سکه آن به نام حضرت رضا (علیه السلام) ضرب شده بود - نگه داشتم، و نذر کردم که آنها را در مسجد الحرام در مقابل مقام ابراهیم (علیه السلام) بیندازم.
وقتی به که رسیدیم، یکی از همراهان ما - که بیشتر سنی بودند - خانه حضرت خدیجه را که معروف به دار الرضا (علیه السلام) بود و در کوچهای در بازار الیل قرار داشت، برای ما کرایه کرد. پیرزنی گندم گون در آن خانه زندگی میکرد.
وقتی فهمیدم که آن جا خانه امام رضا (علیه السلام) بوده است، از آن پیرزن پرسیدم: تو با اهل این خانه چه نسبتی داری؟ و چرا این جا را (دار الرضا (علیه السلام) نامیدهاند؟
پیرزن گفت: من از خدمتگزاران این خاندان هستم، و روزگاری امام رضا (علیه السلام) این جا بوده و مرا امام حسن عسکری (علیه السلام) در آن ساکن نموده است، زیرا من خادمه ایشان بودهام.
چون این مطلب را از او شنیدم. با او انس پیدا کردم، اما موضوع را از همراهانم که سنی بودند، مخفی میکردم. طبق معمول، شب هنگام از طواف باز میگشتیم، همراه همسفرانم داخل خانه شده، و در را از پشت با سنگ بزرگی محکم میکردیم، خود نیز پشت در، دور تا دور، میخوابیدیم.
شبی اتفاق عجیبی افتاد و انی اتفاق چند شب پی در پی نیز تکرار شد. بدین ترتیب که شب هنگام، ابتدا نوری در فضای اتاق، مانند نور مشعل، ساطع میشد و در بدون این که کسی از اهل خانه دخالت داشته باشد، خود به خود باز میشد. و مردم گندمگونی که اندامی متوسط داشت و چهره خود را با پارچه نازکی پوشانده بود و کفش و جورابی به پا نموده بود، وارد خانه میشد، و به اتاق بالایی که محل سکونت پیرزن بود، میرفت. و نوری هم که ساطع بود، همراه او از پلهها بالا میرفت؛ بدون این که چراغی دیده شود.
پیرزن قبلا به ما گفته بود که دختری در اتاق بالا زندگی میکند و به کسی اجازه نمیداد که به آن جا برود.
همراهان من که سنی بودند، میگفتند: اینها شیعه و علوی هستند، و آن دختر صیغه این مرد است، و به گمانشان که این کار حرامی است؛ زیرا اهل سنت صیغه را - بنا به نظر عمر - حرام میدانند!
بعد از این که آن مرد خارج میشد، به طرف در میآمدیم و میدیدیم که سنگ به همان ترتیب پشت در قرار داد، و هیچ حرکتی نکرده است!
من نیز وقتی این رفت و آمد شبانه را دیدم، از غفلتی که داشتم، نسبت به اهل خانه احساس بدی پیدا کردم. به همین خاطر، نزد پیرزن رفتم تا درباره موضوع رفت و آمد آن مرد تحقیق کنم.
به او گفتم: فلانی! من میخواهم درباره مطلبی خصوصی با تو صحبت کنم. هرگاه دیدی که در خانه تنها هستم فورا نزد من بیا!
پیرزن گفت: من نیز میخواهم رازی را با تو در میان بگذارم تا ما به خاطر کسانی که با تو هستند، امکان آن را نیافتهام.
گفتم چه میخواستی بگویی؟
گفت: با دوستان و شریکانت درگیر و مدارا کن! زیرا آنها دشمن تو هستند.
گفتم: این موضوع را چه کسی میگوید؟
او با درشتی: من میگویم!
من هم دیگر در این مورد چیزی نگفتم که مبادا ناراحت شود، اما پرسیدم: کدام رفقایم را میگویی؟ - زیرا فکر میکردم منظور او همراهان سنی مذهبم هستند که با من به حج آمدهاند -
او گفت: منظورم آنهایی هستند که هم وطنت بوده و با تو دریک خانه زندگی میکنند.
آن گاه تازه به یاد آوردم که او چه کسانی را میگوید زمانی با گروهی که در یک خانه به سر میبردم و مذهب دیگری داشتند، بر سر مسایل اعتقادی بحث کردم. آنها نیز از من نزد حاکم بدگویی کرده (مرا به بد دینی متهم ساختند) تا آن جا که مجبور شدم فرار کرده و پنهان شوم.
به دلم الهام شده بود که آن مردی را که آن چند شب دیده بودیم امام زمان (علیه السلام) است. همچنین یقین داشتم که پیرزن از دوستداران اهل بیت (علیه السلام) است. به همین خاطر، پرسیدم: تو را به خدا قسم! آیا امام زمان (علیه السلام) را به چشم دیدهای؟
گفت: نه، با چشمم ندیدهام. زیرا وقتی نرجس خاتون (علیه السلام) باددار بود من از نزد امام حسن عسکری (علیه السلام) مرخص شدم. ولی ایشان به من مژده دادند که در آخر عمر امام (علیه السلام) را زیارت خواهم نمود و فرمود: همان گونه که در خدمت من بودهای، در خدمت او خواهی بود.
من - غسانی - آن ده سکهای را که شش تای آنها به نام مبارک امام رضا (علیه السلام) ضرب شده بود و قصد داشتم به مقام ابراهیم (علیه السلام) بیندازم، به او دادم و به او گفتم: اگر آن را به یکی از سادات فاطمی بدهد بهتر از آن است که در مقام ابراهیم (علیه السلام) بیندازم و ثوابش نیز بیشتر خواهد بود.
آن گاه به او گفتم: اینها را به یکی از سادات فقیر بده! و با خود نیت کردم که آنها را به همان مرد ناشناس بدهد.
او سکهها را از من گرفت و به اتاق بالا رفت، و بعد از ساعتی بازگشت و گفت: او میگوید: ما در این سکهها حق نداریم، آن را همان جا که نیت کردهای بینداز! ولی این سکهها رضوی را به ما بده و عوض آن را بگیر و آنها را بگیر و آنها را جایی که نیت کردهای بینداز!.
من هم چنین کردم و با خود گفتم: این دستور همان مرد است.
آن گاه رونوشت نامهای را که امام (علیه السلام) برای قاسم بن علا آذربایجانی فرستاده بود، به او دادم و گفتم: انی نسخه را به کسی که نامههای امام (علیه السلام) را دیده و میشناسد بده!
او گفت: آن را به من بده! من میشناسم. وقتی نامه را دید، من فکر میکردم که میتواند به خوبی آن را بخواند.
ولی او گفت: این جا نمیتوانم آن را بخوانم، آن گاه آن را با خود به اتاق بالا برد. سپس بازگشت و گفت: درست است. نامه امام (علیه السلام) است و در آن فرموده است: شما را به چیزی - قبلا به شما بشارت نداده بودم - و مطلب دیگری بشارت میدهم!
آنگاه پیرزن گفت: به تو نیز میفرماید: هنگامی که به پیامبرت درود میفرستی، چه میگویی؟
من گفتم: میگویم:
الهم صل الله محمد و آل محمد و بارک علی محمد و آل محمد کأفضل ما صلیت و بارکت و ترحمت علی ابراهیم و آل ابراهیم انک حمید مجید.
او گفت: نه، هنگامی که بر آنها درود میفرستی، به همه آنها درود فرست و یکیک ایشان را نام ببر!
گفتم: بسیار خوب.
فردای آن روز در حالی که دفتر کوچکی در دست داشت، از طبقه بالا پایین آمد و گفت: او به تو میگوید: هنگامی که بر پیامبر (صلی الله و علیه و آله و سلم) درود میفرستی، بر او و جانشینان او این چنین که در این برگه نوشته شده است درود بفرست.
آن را گرفته و به همان ترتیب صلوات فرستادم. صورت صلوات دفترچه مزبور چنین بود:
بسم الله الرحمن الرحیم. اللهم صل علی محمد سید المرسلین، و خاتم النبیین و حجه رب العالمین. المنتخب فی المیثاق، المصطفی فی الظلال، المطهر من کل آفه، البریء من کل عیب المومل للنجاه، المرتجی للشفاعه، المفوض الیه دین الله.
اللهم شرف بنیانه، و عظم برهانه، و الفلج حجته، و اضیء نوره، و بیض وجهه، و اعطه الضل و الفضیله و الدرجه و الوسیله الرفیعه، وابعثه مقاما محمودا یغبطه به الأولون و الاخرون.
و صل علی امیرالمؤمنین، و وارث المرسلین، و قائد الغر المحجلین، و سید الوصیین، و حجه رب العالمین و صل علی الحسن بن علی، امام المومنین و وارث المرسلین، و حجه رب العالمین. و صل علی الحسین بن علی، اما المومنین، و وارث المرسلین و حجه رب العالمین. و صل علی علی بن الحسین، امام المومنین، و وارث المرسلین، و حجه رب العالمین. و صل علی جعفر بن محمد، اما المومنین، و وراث المرسلین، و حجه رب العالمین. و صل علی علی بن موسی، امام المومنین، و وراث المرسلین، و حجه رب العالمین. و صل علی محمد بن علی، امام المومنین، و وارث المرسلین، و حجه رب العالمین. و صل علی علی بن محمد، امام المومنین، و وارث المرسلین، و حجه رب العالمین.
و صل علی الحسن بن علی، اما المومنین، و وارث المرسلین، و حجه رب العالمین. و صل علی الخلف الصالح الهادی المهدی، امام المومنین و وارث المرسلین و حجه رب العالمین.
اللهم صل علی محمد و أهل بیته الائمه الهادین المهدیین، العلماء الصادقین، الابرابر المتقین، دعائم دینک و ارکان توحیدک و تراجمه و حیک و حججک علی خلفک، و خلفائک فی ارضک، الذین اخترتهم لنفسک و اصطفیتهم علی عبادک و ارتضیتهم لدینک و خصصمتهم بمعرفتک و جلتهم بکرامتک و غشیتهم برحمتک و ربیتهم بنعمتک و غذیتهم بحمکمتک و البستهم نورک و رفعتهم فی ملکوتک و حففتهم بملائکتک و شرفتهم بنیک.
اللهم صل علی محمد و علیهم صلواتا کثیره دائمه طیبه. لا یحیط بها الا أنت و لا یسمعها الاعملک و لا یحصها أحد غیرک.
اللهم و صل علی ولیک المحیی سنتک القائم بامرک الداعی الیک، الدلیل علیک و حجتک علی خلقک و خلیفتک فی ارضک و شاهدک علی عبادک.
اللهم اعز نصره و مد فی عمره و زین الأرض بطول بقائه.
اللهم اعطه فی نفسه و ذریته و شیعته و رعیته و خاصته و عامته و عدوه و جمیع أهله ما تقر به عنیه، و تسر به نفسه، و بلغه أفضل أهله فی الدنیا و الاخره انک علی کل شیء قدیر.
اللهم جدد به ما محی من دینک و احی به ما بدل من کتابک، واظهر به ما غیر من حکمک حتی یعود دینک به و علی یدیه غضا جدیدا خالصا مخلصا لاشک فیه و لاشبهه معه، و لاباطل عنه و لابدعه لدیه.
اللهم نور بنور کل ظلمه و هد برکنه کل بدعه و اهدام بعزته کل ظلاله و اقصم به کل جبار و احمد بسیفه کل نار و اهلک بعدله کل جائر و اجر حکمه علی کل حاکم، و اذل بسلطانه کل سلطان!
اللهم اذل کل من ناواه، و أهلک کل من عاداه و امکر بمن کاداه، و استأصل بمن جحد حقه، و استهان بأمره و سعی فی اطفاء نوره، و اراد اخماد ذکره.
اللهم صل علی محمد المصطفی و علی المرتضی و فاطمه الزهراء و الحسن الرضا و الحسین المصطفی و جمیع الاوصیاء، و مصابیح الدجی، و أعلام الهدی و منار التق، و العروه الوثقی، و الجبل المتین، الصراط المستقیم.
و صل علی ولیک و ولاه عهده و الائمه من ولده و مد فی الائمه من ولده و مد فی أعمارهم، و زد فی آجالهم و بلغم اقصی آمالهم دینا و دنیا و آخره. انک علی کل شیء قدیر.(127)
ادامه مطلب
بنای مسجدی بر روی دو قبر
امام جعفر صادق صلوات الله علیه حکایت فرماید:
در زمان حکومت ابوبکر، عدّهای در ساحل دریای عدن تصمیم گرفتند تا مسجدی بسازند؛ و چون مشغول شدند، هرچه دیوار آن را میچیدند، فرو میریخت و تخریب میگشت.
نزد ابوبکر آمدند و علّت آن را جویا شدند؛ و چون جواب آن را نمیدانست در جمع مردم سخنرانی کرد و از آنها تقاضای کمک نمود.
امیرالمؤمنین امام علیّ بن ابی طالب علیه السلام که در آن جمع حضور داشت، فرمود: سمت راست و سمت چپ مسجد را حفر کنید، دو قبر آشکار خواهد شد که بر روی آنها نوشته شده است: من رضوی و خواهرم حبا هستیم، که با ایمان به خدا مردهایم.
سپس افزود: آن دو جنازه برهنه و عریان هستند، آنها را از قبر خارج کنید، غسل دهید و کفن کنید و بر آنها نماز بخوانید و دفنشان کنید، آن گاه مسجد را شروع نمائید که پس از آن خراب نخواهد شد.
امام صادق علیه السلام فرمود: به پیشنهاد و دستور حضرت امیر صلوات اللّه علیه عمل کردند و سپس دیوارهای مسجد را بالا بردند و هیچ آسیبی به آن وارد نشد.**سلونی قبل أن تفقدونی: ج 2، ص 203.***
ادامه مطلب
بنمارُخ
بردرت آمدم ای خسروخوبان بگدائیgggggچه شودگربگدایت نظرلطف نمائی؟
ازرخ زیبای تودرسوزوگدازمgggggبنمارخ که زآئینه دل غم بزدائی
پی دیدارتوهرسونگرانم من دلخونgggggنیست خالی زتوجائی وندانم بکجائی
من مریض تب عشق وتوبهردردطبیبیgggggای خوش آنروزی که ازلطف ببالین من آئی
برسرراه تومن من بهرامیدی بنشینمgggggگرنیائی زفراغت به غمم غم بفزائی
من گدائی زگدایان سرکوی توباشمgggggنروم ازسرکویت چه بیائی چه نیائی
کتاب همای سعادت
ادامه مطلب
بلبل شیرین سخن
دختر فکر بکر من، غنچه لب چو وا کند - از نمکین کلام خود، حقّ نمک ادا کند
طوطیطبعشوخمن،گرکهشکرشکنشود - کامزمانهراپرازشکّرجانفزاکند
بلبل نطق من ز یک، نغمه عاشقانهای - گلشن دهر را پر از، زمزمه و نوا کند
ناطقه مرا مگر، روح قُدُس کند مدد - تا که ثنای حضرت، سیّده نساء کند
فیض نخست و خاتمه، نور جمال فاطمه - چشم دل از نظاره در، مبدأ و منتهی کند
صورت شاهد ازل معنی حسن لم یزل - و هم چگونه وصفِ آئینه حق نما کند
مطلع نور ایزدی، مبدأ فیض سرمدی - جلوه او حکایت از خاتم انبیا کند**از شاعر محترم آقای کمپانی.***
ادامه مطلب
بگـــــذار بمـــــیرم ...
ایـن کـوزه تـرک خــورد چـه جـای نـگـرانـیـسـت؟!/مــن سـاخـتـه از خـــــــاک کـویـرم کــ ه بـمـیــرم..
خــامـوش نـکـن آتـــــــــــش افــروخـتـــــه ام را/بـگـذار بـمـیــرم کــ ه بـمـیــرم کــــ ه بـمـیــــرم...
در راه رسیـدن بــ ه تـــو گـیـرم کــ ه بـمـیـــــــرم
اصـلا بــ ه تـــو افـتـــاد مـسـیـرم کــ ه بـمـیـــــرم
یـک قـطـره ی آبــــم کــ ه در انـدیـشـه ی دریــــا
افـتـادم و بـــایـد بـپـذیــرم کـــــ ه بـمـیـــــــــــرم
یا چـشـــــم بـپـوش از من و از خـویـش برانــــــم
یــا تـنــگ در آغــــــوش بـگـیـرم کــــ ه بـمـیــــرم
ایـن کـوزه تـرک خـورد چـه جـای نـگـرانـیـسـت؟!
مــن سـاخـتـه از خـــــــاک کـویـرم کــ ه بـمـیــرم
خــامـوش نـکـن آتـــــــــــش افــروخـتـــــه ام را
بـگـذار بـمـیــرم کــ ه بـمـیــرم کــــ ه بـمـیــــرم !
ادامه مطلب
