برخورد عادلانه حضرت مهدی با غیر مسلمانان
آنچه به عنوان یکی از سؤالات مهم در باب مهدویت مطرح میباشد، این است که آیا آن حضرت در آغاز حرکت جهانی خویش با اهل کتاب برخوردی عادلانه، مسالمتآمیز و همراه با رأفت و رحمت خواهد داشت و یا اینکه بسیاری از آنان را از دم شمشیر خواهد گذراند؟ قراین کدام دیدگاه را تأیید میکنند و از روایات مربوط کدام نظریه را میتوان تأیید کرد؟
عدالت مهدوی و ادیان دیگر
درباره برخورد سپاه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با انسانهای عصر ظهور، اندیشهای خرافی وجود دارد که بیانگر برخوردهای تند و خشونت بار است. این تصور به دور از واقعیت و تاریک از عصر پرفروغ ظهور، گاه انسانهای نادان را به مرز بی رغبتی و حتی تنفر از درک آن روزگار پرشکوه میکشاند. در این دیدگاه، فرو رفتن در منجلاب فساد و تباهی و دوری از فضیلتها و آرمانهای اخلاقی، غیر مسلمانان را سزاوار برخوردی سهمگین و انتقامی سخت کرده است و سپاه مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف از سوی خداوند متعال مأمور گرفتن این انتقام است!
وقتی نیم نگاهی به میراث فرهنگی پیشوایان دینی علیهم السلام میاندازیم، با سخنی جز آنچه بیان شد، مواجه میشویم که واقعیت را به گونهای دیگر ترسیم کرده است. امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نه تنها مهدی مسلمانان که مهدی همه امتهاست.1 مظهر رحمت واسعه الهی است.2 بهار مردمان است3 که همچون بهار، خرمی و طراوتش را به همگان هدیه میکند.
از جمله ابعاد مختلف برخوردهای عادلانه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، عدالت در دعوت (تبیین، دادن فرصت فکر و تصمیمگیری و...)، عدالت قضایی، عدالت اقتصادی و... است که گاه از مرز عدالت خارج و به حوزه احسان وارد میشود. آنچه به عنوان یکی از سؤالات مهم در باب مهدویت مطرح میباشد، این است که آیا آن حضرت در آغاز حرکت جهانی خویش با اهل کتاب برخوردی عادلانه، مسالمتآمیز و همراه با رأفت و رحمت خواهد داشت و یا اینکه بسیاری از آنان را از دم شمشیر خواهد گذراند؟ قراین کدام دیدگاه را تأیید میکنند و از روایات مربوط کدام نظریه را میتوان تأیید کرد؟
برای پاسخگویی به این سؤالات چند مؤید را در نظر میگیریم:
- نرمش دولتها در برابر امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
بر اساس روایات و موازین فقهی و اسلامی، امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قبل از لشکرکشی و آغاز جهاد، اهل کتاب را به اسلام میخواند و اهداف خود از جهاد را به آنان اعلام میکند. آن اهداف عبارتند از گسترش توحید، معنویت، عدالت... . رساندن این پیام به گوش جهانیان، با توجه به فن آوری موجود در امر اطلاع رسانی و ارتباطات امری ساده است. با رسیدن پیام حضرت به گوش جهانیان، این پیام آسمانی در دل انسانهای خسته و مأیوس نور امیدی میتاباند و انسانهای تشنه معنویت و عدالت و خسته از پوچی و ظلم و فساد را به جنبش و تحرک وامیدارد و در درون کشورهای مسیحی و یهودی، گروهها و جماعتهای زیادی خود به خود و به صورت خودجوش شکل میگیرد و خود را برای کمک به امام که در حال حرکت به سوی آنهاست، آماده میکنند. در سخنی از امام صادق علیهالسلام آمده است: < چون قائم قیام کند، کسی که گمان میرفت اهل این امر باشد، از آن خارج میشود و در مقابل، افرادی که مانند خورشید و ماه پرستان هستند، به آن میپیوندند>.4
بر اساس روایات یاد شده هشت ماه آن که قاعدتاً هشت ماه آغازین ظهور است، مدت زمانی است که امام با مخالفان خود به جنگ و نبرد خواهد پرداخت؛ بنابراین درگیریهای امام عجل الله تعالی فرجه الشریف با غیر مسلمانان بسیار اندک خواهد بود و آنان در برابر امام مقاومت چندانی نخواهند کرد و امام با کمترین درگیری، سرزمینهای آنان را فتح خواهد نمود
- یاری شدن امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به وسیله رعب
روایات فراوانی بر این امر تصریح دارند که امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با ایجاد رعب از سوی خداوند، یاری میشود. در سخنی از امام باقر علیهالسلام آمده است: <رعب به فاصله یک ماه پیشاپیش او، پشت سر او و از راست و چپ او حرکت میکند>.5 حضرت در سخن دیگری فرموده است: <رعب به فاصله یک ماه پیشاپیش او و به فاصله یک ماه پشت سر او حرکت میکند. خداوند او را با پنج هزار فرشته نشانه دار کمک میکند>.6
این رعب و هراس روحیه مخالفان امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را تضعیف میکند و مقاومت آنها را به حداقل ممکن میرساند؛ در نتیجه، درگیری و تلفات به حداقل خواهد رسید.
- رفتار مسالمتآمیز امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با اهل کتاب
روایات فراوانی بیانگر رفتار مسالمت آمیز امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با غیر مسلمانان است. در حدیثی از امام علی علیهالسلام آمده است: <سپس او و همراهانش حرکت میکنند. در کشور روم به دژی بر نمیخورند؛ مگر این که با گفتن ذکر لااله اله الله دیوارهایش فرو میریزد. سپس در قسطنطنیه (استامبول) فرود میآیند و با گفتن چند تکبیر رودخانهاش میخشکد و حصارهایش فرو میریزد. آنها سپس به سمت رومیه حرکت میکنند و با گفتن سه تکبیر، آنجا چون شنزاری بر بلندی میشود>.7 امام باقر علیهالسلام نیز فرموده است: < ... و مهدی سپاهی را به سوی قسطنطنیه گسیل میدارد. چون به رودخانه رسیدند، بر پایشان چیزی نوشته و بر آب راه میروند. چون رومیان این صحنه را مشاهده کردند، میگویند اصحاب او بر آب راه میروند؛ پس خود او ـ امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ چگونه خواهد بود؟ در این هنگام، درهای شهر را بر آنان میگشایند و سپاه امام وارد شهر شده و هر چه اراده کند، انجام میدهد>.8
- مدت زمان فتح دنیا
مدت جنگ و نبرد امام عجل الله تعالی فرجه الشریف برای فتح دنیا نیز مؤید دیگری است بر اینکه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با غیر مسلمانان به عدالت رفتار میکند.
در حدیثی از امام باقر علیهالسلام میخوانیم: < ... شمشیر را برهنه کرده، هشت ماه بر دوش میگذارد و بسیار میکشد ... >.9 در مدت حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، بر اساس روایات یاد شده هشت ماه آن که قاعدتاً هشت ماه آغازین ظهور است، مدت زمانی است که امام با مخالفان خود به جنگ و نبرد خواهد پرداخت؛ بنابراین درگیریهای امام عجل الله تعالی فرجه الشریف با غیر مسلمانان بسیار اندک خواهد بود و آنان در برابر امام مقاومت چندانی نخواهند کرد و امام با کمترین درگیری، سرزمینهای آنان را فتح خواهد نمود.
این احتمال نیز وجود دارد که هشت ماه یاد شده، مدت زمان فتح و تسلط بر دنیا نباشد؛ بلکه مدت زمانی باشد که امام دنیا را از شر دشمنان و منحرفان پاک میکند؛ یعنی امام عجل الله تعالی فرجه الشریف نخست کل دنیا را فتح خواهند کرد. طبیعتاً پس از فتح دنیا، انسانهای معاند و منحرفی نیز هستند که به دنبال ضربه زدن به نظام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و مخالفت با اهداف و آرمانهای حضرت باشند و امام چارهای جز درگیری با این گروه نخواهد داشت.
در سخنی از امام باقر علیهالسلام آمده است: <رعب به فاصله یک ماه پیشاپیش او، پشت سر او و از راست و چپ او حرکت میکند>. حضرت در سخن دیگری فرموده است: <رعب به فاصله یک ماه پیشاپیش او و به فاصله یک ماه پشت سر او حرکت میکند. خداوند او را با پنج هزار فرشته نشانه دار کمک میکند>
- جنگها و مرگ فراگیر
بر اساس تعداد چشمگیری از روایات، پیش از ظهور، قتل و مرگ به شکلی بسیار گسترده بر بشریت سایه میافکند و درصد بسیار بالایی از انسانها بر اثر جنگها و حوادث طبیعی از میان میروند. بیتردید وجود این دو عامل به ویژه عامل اول ـ جنگ و درگیری ـ توان نظامی و دفاعی بشریت را به شدت کاهش میدهد و کشورها را از نظر نظامی آسیب پذیر میشوند. بشریتی که امروزه به مرگبارترین سلاحهای کشتار جمعی مجهز است و برخی از نیروی اتمی در اختیارش برای متلاشی کردن کل کره زمین کفایت میکند، اگر جنگی فراگیر اتفاق بیفتد، قطعاً از توان نظامی خود تا حد ممکن استفاده میکند. طبیعی است که در صورت وقوع چنین جنگی، نیروهای متخاصم و نیز توان نظامی و دفاعی آنها به شکل وسیعی از میان برود. در چنین شرایطی مقاومت در برابر سپاه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به کمترین حد خود میرسد و سپاه امام با کمترین جنگ و درگیری دنیا را فتح میکند. در حدیثی از امام علی علیهالسلام آمده است: < مهدی ظهور نمیکند، مگر هنگامی که یک سوم مردم کشته شوند و یک سوم بمیرند و یک سوم باقی بمانند>.10 در حدیثی از امام صادق علیهالسلام نیز چنین آمده است: < پیش از ظهور قائم دو مرگ وجود خواهد داشت: مرگ سرخ و مرگ سفید تا از هر هفت نفر پنج نفر بمیرند. مرگ سرخ مرگ با شمشیر است و مرگ سفید مرگ با طاعون>.11
از مؤیدهای بیان شده و با توجه به احادیث بسیاری که در این زمینه وجود دارد، امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با غیر مسلمانان نیز به عدالت رفتار خواهد کرد و با آنها رفتاری مسالمت آمیز خواهد داشت.
ادامه مطلب
برخورد سازنده در قبال استهزاء جاهل
پس از آن که عدّه بسیاری از یاران و اصحاب امام مجتبی علیه السلام در جنگ با معاویه به حضرت خیانت کردند و امام علیه السلام مجبور شد به جهت مصالح اسلام و مسلمین با معاویه صلح نماید.
روزی آن حضرت وارد مسجد النّبی صلی الله علیه و آله شد، عدّهای از بنی امیّه را دید که هر کدام به گونهای به آن حضرت زخم زبان میزنند و او را مورد استهزاء قرار دادهاند.
وقتی امام مجتبی صلوات اللّه علیه چنین صحنهای را مشاهده نمود، بدون آن که کوچکترین برخوردی با آن بی خردان نماید، دو رکعت نماز به جای آورد، و سپس افراد حاضر را مورد خطاب قرار داد و فرمود:
زخم زبان شماها را شنیدم؛ و استهزاء و مسخره کردن شما را متوجّه شدم، قسم به خداوند یکتا! شماها روزی را حاکم و مالک نمیشوید مگر آن که ما اهلبیت رسالت دو برابر آن مدّت را حاکم خواهیم شد؛ و شما، ماه و سالی را حاکم نخواهید شد مگر آن که ما نیز دو برابر آن را بر شما حکومت مینمائیم.
ولی بدانید که ما در حکومت و حاکمیّت شما آسایش داشته و از امکانات آن تا اندازهای برخورداریم؛ امّا شما در حکومت ما هیچ جایگاهی ندارید و هیچ گونه آسایش و بهرهای نخواهید داشت.
در این لحظه یکی از شوندگان بلند شد و به آن حضرت خطاب کرد و گفت: چگونه چنین باشد، در حالی که شما سخاوتمندترین، مهربانترین و دلسوزترین انسانها هستید؟!
امام حسن مجتبی علیه السلام در جواب چنین اظهار نمود:
برای آن که بنی امیّه با حیله و سیاست شیطانی حقّ ما را غصب کردهاند؛ و همانا مکر و نیرنگ شیطان ثابت و پابرجا نمیباشد؛ بلکه متزلزل و ضعیف خواهد بود.
ولیکن ما - ما اهلبیت رسالت - براساس معیار سیاست الهی واحکام قرآن، با بنی امیّه مخالف و دشمن بوده و هستیم؛ و این سیاست الهی قوی و استوار خواهد بود؛ و بر همین معیار - یعنی؛ سیاست الهی و احکام قرآن - بابنی امیّه برخورد خواهیم کرد.** بحار الأنوار: ج 44، ص 90، ح 3.***
ادامه مطلب
برخورد با دشمن در خواستگاری و ازدواج
روزی معاویه نامهای برای مروان استاندار خود در مدینه به این مضمون نوشت: ای مروان! از تو میخواهم که امّکلثوم دختر عبداللَّه فرزند جعفر طیّار را برای فرزندم، یزید خواستگاری نمائی؛ و عقد و ازدواج آن دو نفر را جاری گردانی.
هنگامی که نامه معاویه به دست والی مدینه رسید، حرکت کرد و نزد عبداللَّه آمد و او را از محتوای پیام معاویه آگاه نمود.
عبداللَّه بعد از شنیدن سخنان مروان در پاسخ چنین اظهار داشت: اختیار دخترم، امّکلثوم به دست حضرت ابا عبداللَّه الحسین علیه السّلام است؛ چون او سیّد ما و دائی دخترم میباشد.
وقتی موضوع را برای امام حسین علیه السّلام تعریف کردند، فرمود: استخاره میکنم تا خداوند آنچه را که صلاح آل محمّد علیهم السّلام و صلاح دین و دنیای دختر باشد بیان نماید.
و پس از آن که عدّهای از مردم در مسجدالنّبیّ صلّی اللّه علیه و آله اجتماع کردند، مروان استاندار مدینه نیز در جمع آنها حاضر شد و در کنار امام حسین علیه السّلام نشست و اظهار داشت:
معاویه به من دستور داده است تا امّکلثوم، دختر عبداللَّه فرزند جعفر طیّار را به عقد و ازدواج پسرش یزید درآورم؛ و مهریه او را هر چه پدرش بگوید میپردازم و بین دو طایفه صلح و دوستی برقرار کنم، همچنین تمام بدهیهای آنها را هر چه باشد پرداخت نمایم.
بعد از آن افزود: عدّهای در این ماجرا ناراحت هستند و غبطه میخورند؛ ولی من تعجّب میکنم با این که یزید دامادی بیهمتا است، چطور از او مهریه گرفته میشود.
در همین لحظه، حضرت ابا عبداللَّه الحسین علیه السّلام لب به سخن گشود و فرمود: حمد و ستایش میکنم خداوندی را، که ما را از بین بندگانش برگزید و فضیلت و برتری بخشیده است.
و سپس ضمن بیان فضائل و مناقب اهلبیت رسالت علیهم السّلام خطاب به مروان کرد و افزود: ای مروان! نسبت به این مهریّهای که گفتی هر چه پدر دختر بگوید خواهی پرداخت، بدان که اگر بخواهیم مهریّه مطالبه کنیم، هرگز از سنّت رسول خدا تجاوز نمیکنیم و همان مبلغ چهارصد و هشتاد درهم را مهریّه قرار میدهیم.
و امّا این که إظهار داشتی: میخواهید بین دو طایفه صلح و آشتی برقرار شود، آگاه باش که ما طایفه بنیهاشم طبق احکام الهی با شما دشمن و مخالف هستیم و به جهت متاع دنیا با شما سازش نمیکنیم.
و تمام گفتار مروان را یکی پس از دیگری مطرح و ردّ نمود، و آنگاه فرمود: آنهایی که نادان و بیخرد باشند با ما حسود و مخالف خواهند بود و آنهایی که اهل درک و شعور و معرفت باشند، با شما ستمگران، مخالف و دشمن هستند.
و در پایان فرمایشاتش اظهار نمود: تمام شما حُضّار شاهد باشید، که من - حسین بن علیّ - امّکلثوم دختر عبداللَّه بن جعفر را به ازدواج پسر عمویش قاسم بن محمد درآوردم.
و مهریّه او را مقدار چهارصد و هشتاد درهم قرار دادیم، و نیز نخلستان خود را به ایشان بخشیدم که بتوانند با درآمد آن إمرار معاش نمایند.
در این هنگام چهره مروان دگرگون شد و با حالت خشم گفت: شما بنیهاشم کینهتوز هستید و میخواهید دشمنی و کینهها تداوم یابد.
امام حسین علیه السّلام در پاسخ فرمود: آیا فراموش کردهاید که وقتی برادرم امام حسن مجتبی علیه السّلام ، عایشه دختر عثمان را خواستگاری نمود، شما چه کردید؟
و او را به ازدواج عبداللّه، فرزند زبیر در آوردید؛ و آیا فراموش کردهاید که شما به همراه عایشه و دیگران با جنازه برادرم - حضرت مجتبی علیه السّلام - چه کردید؟!
حال قضاوت کنید که آیا ما اهلبیت رسالت عداوت و کینه داریم یا شما کینهتوز و سنگدل هستید.**مناقب ابن شهرآشوب: ج 4، ص 38، بحارالأنوار: 44، ص 207، ح 4، و در ص 119، ح 13، همین جریان را به امام حسن مجتبی علیه السّلام نسبت دادهاست.***
ادامه مطلب
برای غیبت امام مهدی علیه السلام چه زمینه سازی از جانب امامان انجام گرفت
موضوع غیبت امام تجربه جدیدی برای امت بود، تجربهای که به این مقدار از غیبت هرگز هیچ امتی به چشم خود ندیده بود، لذا امت و جامعه شیعی احتیاج مبرم به زمینه سازی برای ورود به آن داشت. به همین جهت اهل بیت علیهم السلام و حتی رسول خدا صلی الله علیه و آله همگی به طور مکرر به موضوع غیبت کبرا نیز به جهت زمینه سازی و ایجاد انس در بین مردم برای ورود به غیبت کبرا بوده است.
ادامه مطلب
برخورد امام علیهالسّلام با شیر
حارث همدان، که یکی ازاصحاب باوفای امیرالمؤمنین علیّ علیه السلام است، گوید:
روزی به همراه آن حضرت در بیرون یکی از محلّههای شهر کوفه قدم میزدیم که ناگهان شیری درّنده از دور نمایان شد و جلو آمد، پس ما راه را برای حرکت آن شیر باز کردیم.
وقتی آن شیر نزدیک ما رسید، خود را در مقابل حضرت امیر علیه السلام خاضعانه روی زمین انداخت، در این هنگام حضرت علیّ علیه السلام خطاب به شیر کرد و فرمود: برگرد، حقّ ورود به شهر کوفه را نداری، همچنین پیام مرا به دیگر حیوانات درّنده نیز میرسانی که آنان هم حقّ ورود به این شهر را ندارند؛ و چنانچه بر خلاف دستور من عمل نمائید، خودم در بین شما حکم خواهم کرد.
حارث همدانی گوید: تا زمانی که امام علیّ بن ابیطالب علیه السلام زنده بود، هیچ درّندهای نزدیک شهر کوفه نمیآمد.
موقعی که حضرت به شهادت رسید، زیاد بن أبیه، استاندار کوفه شد؛ و در آن موقع درّندگان از هر سو وارد کوفه و باغستانهای آن شهر میشدند و ضمن این که خسارت وارد میکردند، به مردم هم، نیز حمله میکردند.**شجره طوبی: ص 33، مجلس 12، هدایة الکبری : ص 152، ص 2.***
ادامه مطلب
برای رفع حیرت از جامعه شیعی علما و اصحاب چه کارهایی انجام دادند
شکی نیست که بعد از غیبت امام مهدی علیه السلام حیرت و شک جامعه شیعی را در سطح عوام مردم فرا گرفت، زیرا آنان امام خود را نمیدیدند ولی با فداکاری و تبلیغ علما و اصحاب این حیرت برداشته شد. از جمله کارهایی که در این مدت انجام گرفت تألیف کتابهایی متناسب با وضع موجود در جهت رفع حیرت بود که از آن جمله میتوان به این کتابها اشاره نمود:
1- کتاب الغیبة از محمد بن ابراهیم نعمانی که بین سال 333 تا 342 هجری تألیف یافته است.
2- کتاب الامامة و التبصرة من الحیرة از علی بن بابویه قمی (م 329 ه).
3- کتاب اکمال الدین و اتمام النعمة از محمد علی بن بابویه (م 386 ه)
4- کتاب الغیبة از شیخ طوسی (م 460 ه)
و دیگر کتابها
علی بن بابویه در مورد کتاب خود میگوید: ...من در این کتاب اخباری را جمع نمودم که میتواند حیرت را بر طرف سازد....(430)
ادامه مطلب
بر پا کننده عدل جهانی چه شرایطی باید داشته باشد
عقل میگوید: برپا کننده عدل جهانی باید دارای شرایط و صفاتی باشد تا بتواند موفق به انجام وظیفه خطیر خود گردد:
1- در دعوتش راستگو باشد.
2- دارای نقشهای صحیح و جامع باشد.
3- دارای هیچ گونه نقطه ضعفی نباشد.
4- از مقام عصمت برخوردار باشد.
5- مورد تایید خداوند باشد.
6- دارای یارانی فداکار باشد.
فولتر، ادیب فرانسوی مشهور میگوید: اگر بر انسان یک شخص صالح حکومت کند برای او گویا یک وطن است ولی اگر حاکم بر انسان شخص غیر صالح باشد گویا او هیچ وطنی ندارد.(48)
متفکر ایرلندی مشهور (برنارد شو) در رابطه با خصوصیات لازم برای منجی بشر میگوید: او انسانی است زنده و دارای نیرویی قوی در بدن او، و دارای عقل کامل و خارقالعاده، از همه مردم عالیتر که میتواند مردم را به سوی خود جذب کند. عمر او طولانی بوده، بیشتر از سیصد سال...(49)
ادامه مطلب
برامیدنگاهتو
مرابه غیر تو نبود پناه مهدی جان gggggکه من گدایم و هستی و تو شاه مهدی جان
در انتظار تو شاها گذشت عمر عزیزgggggنگشت حاصل من غیر آه مهدی جان
شها فقیرم و مسکین و برسر راهت gggggنشستهام با میدنگاهت مهدی جان
من عاشقم که به ببینم جمال تو آیاgggggبود بسوی جناب تو راه مهدی جان
خمیده پشت من از بار معصیت شاهاgggggنمودهام همه عمر اشتباه مهدی جان
امیدوارم چنانم که تو شویدgggggز نامهام اثرات گناه مهدی جان
بحق محسن در خون طپیده زهراgggggطلب نما فرجت از الاه مهدی جان
اگر کنی سوی ما از وفا نگهی gggggرها شود زغم از آن نگاه مهدی جان
ادامه مطلب
بخشش، همراه با تعلیم و تربیت
در کتاب مقتل آل الرّسول حکایت شده است:
روزی یک نفر عرب بیابان نشین به محضر مبارک حضرت اباعبداللَّه الحسین علیه السّلام شرفیاب شد و اظهار داشت:
ای پسر رسول خدا! من دیه کاملهای را تضمین کردهام؛ ولیکن از پرداخت آن ناتوانم، با خود گفتم: بهتر است نزد بخشندهترین و بزرگوارترین افراد برسم و از او تقاضای کمک نمایم؛ و از شما اهلبیت رسالت گرامیتر و بخشندهتر نیافتم.
حضرت فرمود: ای برادر عرب! من از تو سه مطلب را سؤال میکنم، چنانچه یکی از آنها را جواب دهی، یک سوّم دیه را میپردازم.
و اگر دوتای آن سؤالها را پاسخ صحیح گفتی، دوسوّم آن را خواهم پرداخت؛ و در صورتی که هر سه مسئله را پاسخ درست دادی، تمام دیه و بدهی تو را پرداخت مینمایم.
أعرابی گفت: یاابن رسول اللَّه! آیا شخصیّتی چون شما که اهل فضل و کمال هستی از همانند من بیابان نشین سؤال میکند؟!
حضرت فرمود: از جدّم رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله شنیدم که فرمود: نیکی و احسانی را که به دیگری میکنی، بایستی به مقدار شناخت و معرفت آن شخص باشد.
اعرابی عرضه داشت: پس آنچه دوست داری سؤال فرما، چنانچه توانستم پاسخ میدهم؛ وگرنه از شما میآموزم، و در همه امور از خداوند متعال کمک و یاری میطلبم.
حضرت سؤال نمود: کدام کارها أفضل أعمال است؟
أعرابی پاسخ داد: همانا ایمان و اعتقاد به خداوند سبحان، أفضل أعمال و برترین کارها است.
حضرت فرمود: راه نجات از هلاکت چگونه است؟
اعرابی در جواب گفت: توکّل و اعتماد بر خداوند متعال، بهترین وسیله نجات و رستگاری است.
سوّمین سؤال این بود: چه چیز موجب زینت مرد خواهد بود؟
اعرابی در پاسخ اظهار داشت: علم و دانشی که همراه با صبر و شکیبائی باشد.
سپس امام حسین علیه السّلام اظهار نمود: چنانچه برای انسان اشتباهی رخ دهد؟
اعرابی گفت: مال و ثروتی که همراه با مروّت و وجدان باشد.
و پس از آن حضرت فرمود: چنانچه باز هم اشتباه کند؟
اعرابی اظهار داشت: تنها راه نجات او این است، که صاعقهای از آسمان فرود آید و او را بسوزاند و نابودش کند.
حضرت در این لحظه تبسّمی نمود و همیانی را جلوی أعرابی قرار داد که در آن مقدار هزار دینار بود؛ و همچنین انگشترش را که نگین آن صد درهم ارزش داشت به اعرابی اهداء نمود و فرمود: ای أعرابی! این مبلغ را بابت بدهی خود بپرداز؛ و انگشتر را هزینه زندگی خود کن.
و چون أعرابی آن هدایا را گرفت، از حضرت تشکّر و قدردانی کرد و گفت: «اللَّهُ یَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ» یعنی؛ خداوند متعال میداند خلافت و رسالت خود را به چه کسانی واگذار نماید.**بحارالأنوار: ج 44، ص 196، به نقل از جامع الأخبار.***
ادامه مطلب
بخاطر ولایت فقیه شیعه شدم
من مثل پروتستانها زندگی میکردم، مثل زرتشتیان زندگی کردم و مثل مارکسیستها زندگی کردم حتی یک مدت در بین برادران اهل سنت و مثل آنها زندگی میکردم، ولی خلأ نگاهی مثل ولایت فقیه در بین همه آنها احساس میشود...
« بسم الله الرحمن الرحیم »
«خلیل ساحوری» اهل کشور شیلی است ولی اکنون در قم زندگی میکند. او چند سالیاست مسلمان شده، پیش از آن مسیحی بوده است. فرزند پدری کاتولیک و مادری ارتودوکس است. ساحوری بسیار تحت تاثیر فضای ایران قرار دارد و میگوید ایران برای من بهترین جای دنیا است. میگوید که با تحقیق و تفحص اسلام و مذهب شیعه را یافته و پذیرفته و پیش از رسیدن به اسلام تحقیقاتش را با بودیسم و یهودیت و زرتشت و... آغاز کرده است. آنچه در ادامه میآید بخش دوم و پایانی گفتوگوی خلیل ساحوری با خبرگزاری تسنیم درباره گرویدنش به اسلام است؛ این گفتوگو در حرم مقدس کریمه اهل بیت(ع) حضرت فاطمه معصومه(س) انجام گرفته است:
* از آشناییتان با امام راحل و آموزههای ایشان بویژه در خصوص ولایت فقیه صحبت کردید. آیا از قبل چیزی درباره امام خمینی(ره) شنیده بودید؟
پدر بزرگ من فلسطینی است و یادم هست در ایام کودکی، یعنی زمانی که جنگ تحمیلی ایران و عراق درگرفته بود، وقتی تصاویر امام راحل را از تلویزیون نشان میدادند، پدربزرگم میگفت حیف که ما عربها رهبری مثل ایشان نداریم! با اینکه پدربزرگ من مسیحی بود و میدانست که امام مسلمان است، ولی با اینحال حسرت نبود چنین شخصیتی را در جهان عرب میخورد.
از آن زمان تصویر خوبی از این شخصیت در ذهن من بود تا زمانی که بعدها با نظریه ولایت فقیه آشنا شدم و دوباره تصویر امام را دیدم، خیلی برایم جالب بود دقیقا همان شخصیتی که از کودکی او را دوست میداشتم همان فردی است که امروز مجذوب افکار او شدم.
* نظریه ولایت فقیه امام خمینی(ره) چگونه جواب سوال شما را داد؟
وقتی با نظریه ولایت فقیه آشنا شدم، دیدم نظریات پیشرفته و فوق العاده قویای پیرامون نقش دین در اجتماع در آن وجود دارد و با استدلالهای بسیار قوی به تبیین نقش دین در اجتماع پرداخته است. ولایت فقیه خیلی پیشرفتهتر از آن چیزی است که من همیشه به دنبالش بودم. من با ولایت فقیه شیعه شدم و عامل اصلی شیعه شدن من ولایت فقیه بود.
* پیرامون نظریه ولایت فقیه و تاثیری که بر شما گذاشته، برایمان بیشتر صحبت کنید؟
به نظر من اگر ولایت فقیه وجود نداشت ما نمیتوانستیم مذهب شیعه را به عنوان یک بسته کامل برای سعادت بشر و یک مذهب کامل معرفی کنیم. امروز مذهب شیعه به شکلی زیبا دین الهی را در یک حکومت و مملکت قوی متبلور ساخته است. تنها امیدی که بشریت امروز میتواند برای رسیدن به حق داشته باشد تنها از راه ولایت فقیه است و به غیر از ولایت فقیه همه راهها دروغ هستند؛ بنده اکثر ادیان را بررسی کردم مسیحیت یهودیت، بهاییت، بوداییسم، مارکسیسم و... را ولی چیزی مثل ولایت فقیه نیافتم.
من مثل پروتستانها زندگی میکردم، مثل زرتشتیان زندگی کردم و مثل مارکسیستها زندگی کردم حتی یک مدت در بین برادران اهل سنت و مثل آنها زندگی میکردم، ولی خلأ نگاهی مثل ولایت فقیه در بین همه آنها احساس میشود. بعد از ۷ سال تحقیق از بین چند میلیون نفری که در شیلی بودند خداوند به من عنایت کرد و گنجی بزرگ را به من داد و من همیشه از این بابت خدا را شکر میکنم.
* در ابتدای شیعه شدنتان غیر از نظریه ولایت فقیه، با چه آموزههایی از مذهب شیعه آشنا شدید و چه چیزهایی بر شما تاثیر گذاشت؟
به وسیله دوستان شیعهای که پیدا کرده بودم روز به روز با مذهب شیعه بیشتر آشنا میشدم. در میان همه رخ دادها و حوادث تاریخ شیعه، حادثه کربلا برایم خیلی عجیب بود، وقتی مطالعه میکردم نمیتوانستم دردش را تحمل کنم گریه میکردم و خیلی برایم عجیب بود که چطور پیروان پیامبر با نوه پیامبر اینطور برخورد کردهاند. چطور با خانواده و یاران امام حسین(ع) اینگونه رفتار کردند. ادامه راه امام حسین(ع) را در ولایت فقیه میدانستم.
* آیا بعد از اینکه آشنایی خوبی نسبت به مذهب شیعه پیدا کردید، به طور رسمی شیعه شدید؟
بله، به طور رسمی شیعه شدم. و عامل اصلی شیعهشدنم - همانطور که قبلا گفتم - ولایت فقیه بود.
* بعد از شیعه شدن چه کردید؟
بعد از شیعه شدن، به شیلی برگشتم و مشغول درس و کار شدم. اما یک احساس بدهکاری نسبت به لطفی که خدا به من کرده بود داشتم. فکر میکردم من چه خدمتی میتوانم به اسلام بکنم در قبال لطفی که اسلام به من کرد! به این نتیجه رسیدم که کمترین کاری که می توانم بکنم کمک به کسانی است که در حال تحقیق هستند یا اینکه حتی دین اسلام را انتخاب کردهاند اما آشنایی کاملی با آن ندارند، یا از احکام آن مطلع نیستند. میخواستیم به ایران سفر کنم ولی آن زمان مصادف شد با بسته شدن سفارت ایران در شیلی، بنابراین راهی برای ارتباط با ایران نداشتیم.
* بعد از مسلمان شدن، در کشور خودتان امکان شرکت در مناسک دینی را داشتید؟
شهر ما تقریبا ۳۰۰ کیلومتر با پایتخت شیلی فاصله دارد و چون فقط در پایتخت نماز جمعه برگزار میشد، تقریبا یکبار در ماه در روزهای جمعه برای شرکت در نماز جمعه مرخصی میگرفتم و به پایتخت میرفتم. من به خاطر اینکه بتوانم در یک نماز جماعت شرکت کنم باید ۶۰۰ کیلومتر راه را طی میکردم.
* بعد از مسلمان شدنتان خانواده شما چه برخوردی با شما داشتند؟
خانواده و فامیل از انجام اعمال دینی من ناراحت میشدند و من را طرد کردند. من مجبور شدم خانه کوچکی اجاره کنم تا بتوانم دستورات دینیام را اجرا کنم. از سن ۱۹ سالگی من جداگانه زندگی کردم البته رابطه عاطفیام را با خانواده قطع نکردم و بین تمام افراد فامیل اسلام را تبلیغ میکردم.
مادرم بعد از مدتی وقتی دید از وقتی که مسلمان شدهام چقدر از جهت رفتاری و اخلاقی بهتر شدهام کم کم به سمت اسلام گرایش پدا کرد و مسلمان شد و بعداز مدتی هم برادرم شیعه شد.
* چند نفر را تا به حال توانستید مسلمان کنید؟
مجموعا در این مدت که مسلمان شدهام خداوند لطف کرد و توانستهام تقریبا ۲۰ نفر را مسلمان - البته با کمک خدا - مسلمان کنم.
* چه شد که به ایران آمدید؟
با یک مبلغ آرژانتینی آشنا شدم که مبلغ «جامعة المصطفی» بود. ایشان ما را با جامعة المصطفی آشنا کرد و پیشنهاد داد برای یک دوره ۳ ماهه به ایران بیایم. بعد از آن بود که تصمیم گرفتم تمام زندگیام را جمع کنم و به همراه همسرم برای درس خواندن به ایران بیایم. البته بعدا هم برادرم که لیسانس حقوق دارد به ایران آمد و الان با ما زندگی میکند. ما اینجا راحتتر از کشور خودمان زندگی میکنیم. مثلا من گاهی که شبکههای عربی را میبینم که چقدر وضع پوشش نامناسبی دارند، یاد غربیها و مصیبتهای آنها میافتم و خدا را از این نعمتی که دارم شکر میکنم. از اینکه در ایران زندگی میکنم.
* از نظر آزادی در ایران محدودیتی ندارید؟
من همیشه به دوستان اروپایی و امریکایی خود میگویم که در ایران آزادی واقعی وجود دارد. مثلا در کشور شیلی سرخ پوستها در اقلیت هستند و به آنها زور میگویند. با اینکه آن سرخ پوستها صاحبان اصلی و ساکنان اولیه آن سرزمین هستند ولی حق تحصیل و شرکت در پارلمان را ندارند، همیشه به آنها ظلم میشوند. درحالی که در ایران با اقلیت اهل سنت و حتی یهودی و مسیحی بسیار خوب برخورد میشود و آنها میتوانند با رای خود در پارلمان ایران نماینده داشته باشند، در همه انتخاباتها شرکت کنند و از حقوق خود دفاع کنند. این معنای دموکراسی واقعی است.
* وضع زندگی شما از لحاظ مادی چطور است؟
خیلی از دوستان ما فکر میکنند ما که شیعه شدیم از سمت حکومت ایران حداقل یک چاه نفت به نام ما شده و ما اینجا از نظر مادی در شرایط ویژهای هستیم. ولی ما اینجا فقط یک شهریه طلبگی بسیار پایین داریم. ما برای یکبار در سال هم نمیتوانیم ذخیرهای حتی برای تهیه بلیط سفر به کشورمان جمع کنیم ولی خدا را بابت همین هم شکر میکنیم، الحمدالله...
* به طور کلی و با در نظر گرفتم همه شرایط و مشکلات، زندگی در ایران بهتر است یا شیلی؟
من به بسیاری از کشورهای دنیا سفر کردهام هیج جا برای من ایران نمیشود. آزادی که در ایران هست در هیچ جای دنیا وجود ندارد. اخیرا به مصر، لبنان، فلسطین سفر کردم و قبلا به پاکستان، امارات، انگلیس، فرانسه، ایتالیا، اسپانیا، هلند و در خود امریکای لاتین آرژانتین و برزیل سفر کردم. اما بهترین کشور و شهری که یک مسلمان میتواند زندگی کند و واقعا عاقبت به خیری داشته باشد ایران و شهر قم است. قم وطن شیعیان است. به بسیاری از شهرهای بزرگ اروپا و امریکا سفر کردهام اما هیچ جا برای من قم نمیشود.
من به شما بگویم در کشور شیلی خیلی منظرههای طبیعی زیبایی وجود دارد و همه جا سرسبز است. ما در تابستان بیشتر از دمای ۳۲ درجه در آنجا نداریم. ولی در قم هوا کویری و خشک هست ولی من کاری به این چیزها ندارم. خدا میداند که چقدر خوشحال میشوم وقتی در این شهر میخوابم، وقتی در این شهر بیدار میشوم، وقتی به دانشگاه جامعه المصطفی میروم و وقتی به حرم حضرت معصومه(س) میروم و... اینها برایم از همه زیباییهای انگلیس و فرانسه هم لذت بخشتر است. من از زندگی در اینجا واقعا خوشحالم.
* فرمودید که به وسیله نظریه ولایت فقیه شیعه شدید نظرتان راجع به مقام معظم رهبری که در زمان کنونی در جایگاه ولی فقیه قرار دارند، چیست؟
خدا انشاالله تا ظهور امام زمان(عج) به ایشان طول عمر بدهد و ایشان را حفظ کند. حس من نسبت به ایشان گفتنی نیست. فقط این را میتوانم بگویم که در رمضان سال گذشته ما این توفیق را داشتیم که پشت امام خامنهای نماز بخوانیم و این بهترین هدیه خدا در آن ماه رمضان به ما بود. بزرگترین آرزوی زندگی من این است که بتوانم دست امام خامنه ای رو ببوسم.
* در پایان اگر برای مخاطبان ما صحبتی دارید بفرمائید
صحبت من با ایرانیها این است که ما باید شکر نعمت انقلاب اسلامی را به جا بیاوریم و بدانیم که اگر کمبودی هم هست نباید این کمبودها را گردن رهبر انقلاب یا دیگر خدمتگزاران این کشور بیاندازیم. باید بدانیم که این کمبودها از نواحی دیگری است، رهبر انقلاب وظیفهشان را بسیار عالی و خوب انجام می دهد. ما باید از خودمان سوال کنیم که ما چه کمکی توانستهایم به ایشان بکنیم!
من ناراحت میشوم وقتی میبینم خیلی از جوانهای ایران از اوضاع گله میکنند و ناراضی هستند. وقتی به کشورم برمیگردم و ظلم و ستم آنجا و امنیت پایین شیلی را میبینم آنقدر اشتیاقم برای بازگشت به ایران زیاد میشود که با خود میگویم اگر لازم باشد حاضرم تا ایران پیاده باز گردم! متاسفانه جوانهایی که قدر جمهوری اسلامی را نمیدانند ناشکر هستند و این خوب نیست.
در پایان میخواهم از همه کسانی که برای هدایت ما زحمت میکشند و برایمان دعا میکنند تشکر کنم. میخواهم یک تشکر ویژه از مقام معظم رهبری داشته باشم، چون زندگی ما وابسته به مقام معظم رهبری است و بنده هر روز احوال و بیانات ایشان را پیگری میکنم و جویا هستم. همچنین از خدا تشکر میکنم به خاطر تمام نعمتهایی که به ما داده است. من عمیقا معتقدم که این حکومت اسلامی و ولایت فقیه یک برنامه سیاسی نیست، بلکه وابسته به حکومت امام زمان(عج) است.
ادامه مطلب
