آیا ممکن است با سری بودن ولادت حضرت ادعای تواتر و اجماع در موضوع ولادت نمود
تواتر عبارت است از خبر دادن عده زیادی تا به آن حد که توافق آنها بر دروغ ممتنع باشد. و ولادت سری حضرت مهدی علیه السلام نمیتواند مانع از حصول خبر متواتر بر آن شود. زیرا هم اخبار زیادی از امام عسکری علیه السلام و دیگران بر ولادت حضرت وجود داشت، و همچنین عده فراوانی که توانستند حضرت را ملاقات نمایند.
اختلاف برخی از شیعیان نیز هرگز نمیتواند به این تواتر ضرری برساند زیرا اصل این اختلاف به جهت سری بودن ولادت امری طبیعی است، خصوصا آنکه تمام کسانی که در مسأله ولادت حضرت مخالف بودند - به تعبیر شیخ مفید رحمة الله علیه - با ارشادات علما و اصحاب و نیز با بررسی دقیق موضوع و دیدن معجزات از طرف حضرت، ولادت او را پذیرفتند.(427)
ادامه مطلب
آیا مکاتب فلسفی نیز انتظار فرج را امری ارزشی میدانند
انتظار ظهور منجی در آخرالزمان و نجات بشر از وضعیت موجود اختصاص به اسلام و حتی ادیان آسمانی ندارد بلکه مکاتب فلسفی غیر دینی و مادی نیز معتقد به این نظریه میباشند.
راسل میگوید: انتظار منجی و اعتقاد به ظهور نجاتبخش در آخرالزمان اختصاص به ادیان آسمانی ندارد بلکه مکاتب غیر دینی و مادی نیز در انتظار ظهور منجی برای جامعه بشریت و گسترش دهنده عدل و داد به سر میبرند.
ادامه مطلب
آیا مسأله طول عمر امام زمان علیه السلام مورد اعتراض اهل سنت واقع شده است
شیعه امامیه به تبع ادله قطعی، معتقد به امامت امام زمان علیه السلام از سال 255 هجری تاکنون است. این اعتقاد مستلزم آن است که امکان داشته باشد شخصی بیش از هزار سال عمر کرده باشد. این لازمه برای برخی از اهل سنت گران آمده است. میگویند: چگونه ممکن است شخصی این مقدار عمر کند. اینان در حقیقت از آن جهت که اصل اعتقاد به امامت و مهدویت شیعه را قبول ندارند مسأله طول عمر را بهانه قرار دادهاند تا اصل عقیده به مهدویت شیعه را زیر سؤال ببرند.
سائح علی حسین مغربی میگوید: اهل سنت نظریه بقا و زنده ماندن مهدی علیه السلام بیش از هزار سال تا هر زمان که خدا بخواهد را مورد انتقاد قرار دادهاند، و میگویند: عمری به این مقدار هرگز در بین بشر مرسوم نبوده و دلیلی نیز از شرع بر آن وجود ندارد.(1051)
همان گونه که دکتر احمد محمود صبحی اعتقاد به طول عمر امام زمان علیه السلام را از قویترین اعتراضها متوجه بر عقیده به حضرت مهدی علیه السلام نزد شیعه امامی قرار داده است او میگوید: زنده ماندن مهدی بیش از هزار سال جای تردید دارد و این خود موجب سست کردن عقیده به مهدویت از ریشه و اساس است.(1052)
ادامه مطلب
آیا مذاهب اسلامی بر وجوب اعتقاد به ظهور مهدی علیه السلام اتفاق نظر دارند
همه مذاهب اسلامی بر این امر اتفاق نظر دارند که خروج مهدی علیه السلام در آخر الزمان از امور غیبی است که باید به آن اعتقاد پیدا کرد.
الف. از علمای شیعه
شیخ صدوق میفرماید: ایمان شخص مومن به امام زمان علیه السلام بدون علم به احوال آن حضرت صحیح نخواهد بود. زیرا ایمان کسی که به قضیه مهدویت اعتقاد دارد به او نفعی نمیرساند مگر در صورتی که عارف به شأن آن حضرت در زمان غیبت باشد.(299)
ب. از علمای اهل سنت
ناصر الدین البانی مینویسد: همانا عقیده به خروج حضرت مهدی علیه السلام عقیدهای است ثابت و متواتر از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله که ایمان به آن واجب است، زیرا این عقیده از امور غیب است که ایمان به آن در قرآن کریم از صفات پرهیزکاران شمرده شده است....(300)
عبدالمحسن بن حمد العباد مینویسد: تصدیق و اعتقاد به قضیه مهدویت، داخل در ایمان به رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است، زیرا از آثار ایمان به پیامبر صلی الله علیه و آله تصدیق او است در اموری که به آنها خبر داده و نیز داخل در ایمان به غیبی است که خداوند متعال مومنین را به جهت ایمان به آن مدح کرده است....(301)
ادامه مطلب
آیا مذاهب اسلامی بر اصل ظهور امام زمان علیه السلام اتفاق نظر دارند
تمام مذاهب اسلامی بر اصل مسئله ظهور حضرت مهدی علیه السلام از ذریه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله اتفاق نظر دارند. همه معتقدند که در آخرالزمان شخصی به نام مهدی علیه السلام ظهور کرده، زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد همان گونه که از ظلم و جور پر شده است.
الف. از علمای شیعه
شهید صدر رحمة الله علیه میفرماید: به راستی اعتقاد به حضرت مهدی علیه السلام به عنوان پیشوای منتظر برای تغییر جهان به جهانی بهتر در احادیث پیامبر صلی الله علیه و آله به طور عموم و در روایات اهل بیت علیه السلام به طور خصوص آمده است و به طور خصوص آمده است و به حدی به این مسئله تاکید شده که جای هیچ شکی را برای انسان باقی نمیگذارد....(294)
شیخ محمد رضا مظفر میفرماید: مسئله بشارت به ظهور مهدی علیه السلام از اولاد فاطمه سلام الله علیها در آخرالزمان و اینکه زمین را از عدل و داد پر میکند بعد از آنکه از ظلم و جور پر شده باشد، از مسائلی است که به طور متواتر از پیامبر صلی الله علیه و آله رسیده است و مسلمانان در کتابهای روایی خود آنها را نقل کردهاند.(295)
ب. از علمای اهل سنت
ناصر الدین البانی میگوید: اما مسئله مهدی، باید دانسته شود که درباره خروج او احادیث صحیح بسیاری وارد شده است....(296)
شیخ عبدالمحسن بن حمد العباد میگوید: همانا کثرت احادیث مهدی علیه السلام و تعدد طرق آنها و اثبات آنها در کتابهای اهل سنت به حدی است که بسیار دشوار به نظر میرسد که بتوانیم بگوییم حقیقتی ندارند مگر اینکه کسی جاهل بوده یا اهل جدل باشد، یا دقت در سندهای آنها نکرده باشد و بر کلام بزرگان اهل علم واقف نباشد....(297)
شیخ عبدالعزیز بن عبدالله بن باز میگوید: پس از مهدی علیه السلام معلوم و احادیث در آن مستفیض بلکه متواتر و تقویت کننده یکدیگرند، و جماعتی از اهل علم ادعای تواتر آنها را نمودهاند....(298)
ادامه مطلب
آیا ما در عصر فترت قرار داریم
احمد کاتب میگوید برخی از شیعیان قائل به توقف و انقطاع امامت و قول به فترت، همانند فترت بین انبیا شدهاند و در ادعای خود به اخباری تمسک کردهاند که دلالت بر امکان انقطاع امامت دارد خصوصا هنگامی که خداوند بر خلقش غضب کند. آنان میگویند: نزد ما الان همان وقت است.(878)
پاسخ :
اولا:
شیخ مفید رحمة الله علیه در الفصول المختاره بعد از آنکه به گروههای مختلف بعد از امام حسن عسکری علیه السلام اشاره کرده میفرماید: ولی در زمانی که الان ما در آن قرار داریم به جز شیعه دوازده مامی همگی منقرض شده و یا به این دسته گرویدهاند.(879)
ثانیا:
با مراجعه به روایاتی که مستمسک احمد الکاتب در انکار ولادت و وجود حضرت مهدی علیه السلام شده پی میبریم که آن روایات نه تنها بر عدم ولادت دلالت ندارد بلکه بر وجود و ولادت حضرت مهدی علیه السلام دلالتی صریح دارد. اینک نص روایت را مرور میکنیم:
محمد بن فرج میگوید: امام ابو جعفر علیه السلام در نامهای بر من چنین نوشت: أذا غضب الله تبارک و تعالی علی خلقه نحانا عن جوارهم(880)؛ هر گاه خداوند تبارک و تعالی بر خلقش غضب کند ما را از همجواری آنها دور خواهد کرد.
این روایت به طور صریح دلالت بر ولادت و وجود حضرت مهدی علیه السلام دارد، لکن مستفاد آن این ست که در عین وجود از منظر شما غایب است.
ثالثا:
روایت از حیث سند ضعیف است همان گونه که مرحوم مجلسی نیز به آن اشاره کرده است.
رابعا:
این روایت مخالف روایات دیگری است که متواتر بوده و دلالت بر خالی نبودن زمین از حجت دارد.
ادامه مطلب
آیا گناهان شیعیان، سبب تأخیر در ظهور میشود
از آن جهت که حضرت علیه السلام در هنگام ظهورش احتیاج به افرادی پاک و خالص از هر جهت دارد تا بتواند حکومت عدل توحیدی خود را پیاده کند، طبیعتا گناهان میتواند سبب تاخیر در ظهور حضرت و فراهم نشدن یکی از شرایط اساسی ظهور باشد.
و از طرفی دیگر حضرت مهدی علیه السلام در عصری ظهور خواهد کرد که در سطح کلی و نوعی، مردم از مستوای عالی فرهنگی برخوردار باشند که با ظهورش عقلها کامل گردد و این هدف در سایه عمل به دستورات شرع تحقق مییابد.
ادامه مطلب
آیا کسی از علمای اهل سنت منکر احادیث مهدویت شده است
برخی از علمای اهل سنت در صدد انکار و توجیح روایات مهدویت برآمده تا این موضوع مهم را در جامعه لوث کنند که از آن جمله میتوان از افراد زیر نام برد:
1- ابن خلدون؛ او گر چه موضوع مهدویت را مشهور بین کافه اهل اسلام در گذر زمان میداند ولی با تمسک به قاعده جرح، مقدم بر تعدیل است(139) در صدد ابطال روایات مهدویت برآمده است.(140)
2- محمد ابوزهره؛ او نیز خط ابن خلدون را ادامه داده و میگوید: علمای اهل سنت در سندهای این احادیث خدشه کردهاند و لذا این عقیده را نزد اهل سنت ثابت نمیداند.(141)
3- سعد محمد حسن از شیوخ ازهر؛ او نیز به دنبال نقادین احادیث مهدویت رفته و حرفهای آنها را تکرار میکند.(142)
4- محمد فرید وجدی؛ او میگوید: بسیاری از امامان حدیث، احادیث مهدویت را تضعیف نمودهاند....(143)
5- احمد امین مصری؛ او نیز به کلام ابن خلدون رضایت داده است.(144)
6- شیخ جبهان؛ او نیز از جمله کسانی است که گمان کرده احادیث مهدویت همگی باطل است.(145)
7- شیخ سائح لیبیایی؛ او نیز از جمله کسانی است که احادیث مهدویت را نقد کرده است.(146)
پاسخ اجمالی:
از آنجا که تکیه گاه کلام عموم مخالفین احادیث مهدویت، ابن خلدون است لذا در نقد کلمات آنها به ردّ کلام ابن خلدون به صورت اجمالی بسنده میکنیم:
1- ابن خلدون هنگام نقد احادیث مهدویت تنها به برخی از روایات میپردازد در حالی که روایات دیگری وجود دارد که از صحت سند برخوردار است. لذا دکتر بستوی 46 روایت را با سند صحیح یا حسن در زمینه مهدویت در کتاب خود آورده است.(147)
2- او تنها اسامی برخی از صحابه را نقل کرده که احادیث مهدویت را نقل کردهاند در حالی که بیش از اینهاست، و لذا شیخ عبدالمحسن بن حمد العباد اسامی 26 نفر از صحابه را که ناقل احادیث مهدویتند نقل کرده است.(148)
3- همو میگوید: ابن خلدون شخصی مورخ است نه رجالی و لذا به تضعیفات او توجهی نمیشود....(149)
4- اینکه ابن خلدون جرح را مقدم بر تعدیل میداند نزد اهل سنت عمومیت ندارد؛ زیرا عوامل جرح نزد آنان مختلف است. برخی با کوچکترین جهت راوی را جرح میکنند لذا متخصصان فن شرط کردهاند که علت جرح باید تفسیر شود که به چه جهتی بوده است. از جمله کسانی که این قاعده را قبول ندارند ابن حجر عسقلانی، قاضی سبکی، خطیب بغدادی، نووی، سخاوی، سیوطی و سندی است.
دکتر عبدالحکیم بستوی میگوید: حتی در صورتی که جرح در راوی به اثبات برسد هر جرحی روایت را از اعتبار ساقط نمیکند بلکه برخی از جرحها است که شدید بوده و مستلزم ترک روایت است. و برخی تا این حد نیست، بلکه راوی متصف به جرح با غیر خود از کسانی که دارای اعتبارند تقویت شده و روایتش قابل احتجاج است.(150)
5- ابن خلدون احادیث را احصا نکرده و نمیداند که از حد تواتر گذشته است و لذا احتیاج به بررسی سندی ندارد.
ادامه مطلب
آیا کنیه اباصالح دلالت بر ازدواج حضرت دارد
برخی ممکن است برای اثبات ازدواج و اولاددار بودن حضرت مهدی علیه السلام به کنیه اباصالح استدلال کنند یعنی پدر صالح، که این دلالت بر وجود فرزندی به نام صالح برای حضرت ارد.
پاسخ :
اولا:
ممکن است که تکنی حضرت به این کنیه به جهت آن باشد که امام زمان علیه السلام پدر و مجری اصلاح جامعه است، او تنها کسی است که به اذن و اراده الهی جامعه بشری را در سطح کره زمین اصلاح خواهد کرد. همان گونه که در روایتی پیامبر صلی الله علیه و آله درباره خود علی بن الی طالب علیه لسلام فرمود: من و علی دو پدر این امتیم.
ثانیا:
کلمه اب در لغت عرب تنها به معنای پدر نیست بلکه به معنای صاحب نیز آمده است. ((اباصالح یعنی کسی که صلحایی در اختیار دارد.
ثالثا:
ممکن است که این کنیه از آیه و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون(1011) گرفته شده باشد.
ادامه مطلب
آیا کسی از علمای اهل سنت ادعای تواتر در احادیث مهدویت کرده است
گروهی از علمای اهل سنت که در علم حدیث تخصص دارند تصریح به تواتر احادیث در موضوع مهدویت نمودهاند که از آن جمله میتوان به افراد زیر اشاره نمود:
1- ابن قیم جوزیه.(188)
2- جلال الدین سیوطی.(189)
3- ابوالحسن محمد بن حسین بن عاصم سحری.(190)
4- علامه مناوی.(191)
5- حافظ ابن حجر عسقلانی.(192)
6- قاضی شوکانی.(193)
7- ابن حجر هیتمی.(194)
8- تفتازانی.(195)
9- قرمانی دمشقی.(196)
10- مبار کفوری.(197)
11- احمد بن محمد بن صدیق.(198)
12- سفارینی حنبلی.(199)
13- سید محمد صدیق حسن.(200)
14- ابوالخطیب محمد شمس الحق عظیم آبادی.(201)
15- شیخ ابوالحسین آبری.(202)
16- برزنجی.(203)
17- شیخ محمد خضر حسین.(204)
18- ابو الاعلی مودودی.(205)
19- احمد زینی دحلان.(206)
20- شیخ منصور علی ناصف.(207)
21- شیخ ناصر الدین البانی.(208)
ادامه مطلب
