آیا کسی از اهل سنت فرزند امام عسکری علیه السلام (مهدی) را همان منجی منتظر میداند
گر چه برخی از علمای اهل سنت تنها به ولادت فرزندی به نام مهدی از امام حسن عسکری اشاره کردهاند و حیات او تا این زمان و منجی و موعود بودن او را به شیعه نسبت میدهند ولی برخی از آنان تصریح به زنده بودن او تاکنون و نیز موعود و منجی بودن او دارند که میتوان از میان آنها به افراد ذیل اشاره نمود.
1- محمد بن یوسف گنجی شافعی (متوفای 658 هق) میگوید: ابو محمد حسن عسکری علیه السلام از خود فرزندی به جای گذاشت که همان امام منتظر است. صلوات الله علیه.(359)
2- عبدالوهاب شعرانی حنفی میگوید: در آخرالزمان امید به خروج مهدی است. او از اولاد امام حسن عسکری علیه السلام است ولادت او نیمه شعبان سال 255 هجری اتفاق افتاد تا به حال زنده است تا با حضرت عیسی علیه السلام اجتماع کند. عمرش تا این زمان 706 سال است. این چنین شیخ حسن عراقی به من خبر داد.(360)
3- نورالدین عبدالرحمن جامی حنفی بعد از بیان تاریخ ولادت حضرت مهدی علیه السلام میگوید: او کسی است که زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد.(361)
4- قاضی بهلول بهجت افندی میگوید: ولادت امام دوازدهم در پانزدهم ماه شعبان سال 255 هجری بود و اسم مادرش نرجس است. برای او دو غیبت است: یکی صغرا و دیگری کبرا. هر گاه خداوند به او اذن دهد ظهور کرده آن گاه زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد.(362)
5- صدر الدین حموینی؛ در ذیل حدیثی که او از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل کرده آمده است: ...همانا دوازدهمین از فرزندانم غیبت میکند تا اینکه خداوند متعال به او اذن خرج میدهد.(363)
6- شیخ فرید الدین عطار نیشابوری؛ او در قصیدهای میگوید:
صد هزاران اولیا روی زمین - از خدا خواهند مهدی را یقین
یا الهی مهدیام از غیب آر - تا جهان عدل گردد آشکار(364)
7- جلال الدین رومی او نیز در قصیدهای میگوید:
ای سرور مردان علی! مستان سلامت میکنند - وی صفدر مردان علی! مردان سلامت میکنند
تا اینکه بدین جا میرسد:
با میر دین هادی بگو با عسکری مهدی بگو - با آن ولی مهدی بگو: مستان سلامت میکنند(365)
8- صدر الدین قونوی؛ او هنگام وفات در وصیت خود به شاگردانش میگوید: ... هفتاد هزار بار ذکر لا اله الا الله را در شب اول مرگم با حضور قلب بگویید و سلام مرا نیز به حضرت مهدی علیه السلام برسانید.
9- احمد بن یوسف ابوالعباس قرمانی حنفی؛ او میگوید: محمد حجت، خلف صالح، عمرش هنگام وفات پدرش پنج سال بود. خداوند در آن سن به او حکمت آموخت همان گونه که در کودکی به حضرت یحیی علیه السلام آموخت... علما اتفاق دارند بر آنکه مهدی همان قائم در آخرالزمان است....(366)
ادامه مطلب
آیا کسانی در امتهای پیشین عمر طولانی داشتهاند
آری، با مراجعه به تاریخ پی میبریم که کسانی عمرهای بسیار طولانی داشتهاند از قبیل:
1- خضر نبی که هزاران سال عمر کرده(1065) و هنوز زنده است.
2- لقمان بن عاد که 3500 سال عمر داشته است.(1066)
3- لقمان حکیم با 4000 سال یا بنابر نقلی دیگر، هزار سال.
4- نوح پیامبر با 2500 سال.
5- شیث فرزند آدم با 912 سال.(1067)
6- حضرت آدم علیه السلام با 930 سال.(1068)
7- ادریس نبی با 862 سال.(1069)
8- سلیمان نبی با 712 سال.(1070)
9- سام پسر نوح با 600 سال.(1071)
و دیگران.
ادامه مطلب
آیا قیام قبل از ظهور حجت صحیح است
برخی معتقدند که قیام و انقلاب بر ضد هر حاکم ظالم و بیدین قبل از ظهور امام زمان علیه السلام حرام است، آنان به روایاتی در اینباره استناد میکنند از قبیل آنکه امام صادق علیه السلام فرمود: کل رایة ترفع قبل قیام القائم فصاحبها طاغوت یعید من دون الله عزوجل(899)؛ هر پرچمی که قبل از قیام قائم بالا رود صاحب آن طاغوت بوده و غیر خداوند عزوجل را عبادت میکند.
در توجیه این روایات میگوییم:
1- این روایات با اصول کلی شریعت و مبانی قطعی آن که از جمله ادله امر به معروف و نهی از منکر و جهاد است منافات دارد، زیرا این سه مراتبی دارد که یکی از آنها قیام است.
2- غالب روایات مشکل سندی از قبیل ارسال و ضعف راوی دارد. که در جای خود مورد بحث سندی و تضعیف قرار گرفته است.
3- از برخی روایات نیز استفاده میشود که امام در صدد خبر از غیب است به این معنا که امام میفرماید: این گونه انقلابها به پیروزی نهایی نمیرسد گر چه ممکن است آثار مثبتی بر آن مترتب شود، نه آنکه امام در صدد تخطئه اصل انقلاب باشد آن گونه که در مورد قیام زید شهید و مختار فرمودند.
4- دعوت انقلابی و انقلابکننده بر دو گونه است: یکی دعوت به حق که به هدف برپا داشتن حق و باز گرداندن زمام امور حکومت به دست اهل بیت علیهم السلام است. که البته چنین حکومتی مورد تأیید امامان معصوم علیه السلام است.
دیگری دعوت به باطل که به جهت مطرح کردن خود است و مقصود از کل رایة گویا همین معنا است. بنابراین قیامهایی که در صدد دفاع از حریم شریعت و امامت اهل بیت علیهم السلام است تخصصاً از این روایات خارج میباشد و لذا هنگامی که درباره وظیفه شیعیان در مقابل قیام مختار از امام زین العابدین علیه السلام سؤال شد حضرت فرمود: لو ان عبدا زنجیا تعصب لنا اهل البیت، لوجب علی الناس مؤازرته(900)؛ هر گاه بردهای زنگی برای یاری ما پیشانیبند به پیشانی بست - کنایه از اینکه قیام کرد - بر مردم کمک و یاری او واجب است.
امام صادق علیه السلام فرمود: یخرج القائم حتی یخرج اثنا عشر من بنی هاشم کلهم یدعو الی نفسه(901)؛ قائم خروج نخواهد کرد تا آنکه قبل از آن دوازده نفر از بنی هاشم خروج کنند و همه آنها مردم را به خود دعوت میکنند.
ادامه مطلب
آیا قول به عدم ازدواج حضرت با سنت محمدی صلی الله علیه و آله منافات دارد
در مورد سؤال فوق گر چه مطابق روایات نبوی نکاح از سنت پیامبر صلی الله علیه و آله شمرده شده است ولی گاهی مصلحت أهم که همان غیبت و استتار تام حضرت از عموم مردم است اقتضا دارد که امر ازدواج تحقق پیدا نکند. میدانیم که در مورد تزاحم ملاکات، همیشه ملاک اهم بر ملاک مهم پیشی میگیرد. خصوصا آنکه روایاتی وجود دارد که مفاد آن این است که در آخر الزمان در صورت امکان عزوبت و زن نگرفتن ترجیح دارد.
ادامه مطلب
آیا قول به رجعت مستلزم تناسخ باطل است
برخی میگویند: رجعت همان تناسخی است که در علم کلام به اتفاق آراء بطلان آن به اثبات رسیده است، زیرا با رجعت روح انسان به بدن باز میگردد.
پاسخ : این اشکال ناشی از سوء برداشت و عدم فهم دقیق معنای تناسخ است. تناسخ به معنای انتقال روح است در این دنیا از بدنی به بدن دیگر که مباین با بدن اول است و این عمل تا پایان عمر دنیا ادامه پیدا کند. در حالی که مورد رجعت در عصر و زمان خاصی است که در مورد برخی از اموات اتفاق خواهد افتاد و در آن وقت روح آنها به جسمشان منتقل خواهد شد آن گونه که در قیامت خواهد بود.
ادامه مطلب
آیا قوانین پیشرفته بشری میتواند کمال بشری را تامین کند
برخی میگویند: بشر در طول تاریخ خود با تجربیاتی که کسب کرده میتواند به نقطهای برسد که با قوانین پیشرفتهای که جعل میکند سعادت بشر را تأمین نماید؛ زیرا مشکلات را به خوبی شناخته و در راه حلهایی که برای آنها ارائه میکند میتواند به موفقیت نهایی برسد.
پاسخ :
1- بشر بدون کمک از وحی و عالم غیب نمیتواند مصالح واقعی و حقیقی خود را درک کند و در نتیجه نمیتواند راهکارهای اسلامی را برای خود ارائه دهد.
2- مصالح گروهی یا شخصی در بسیاری از مواقع مانع تدوین قانون جامع است و این کار تنها از کسانی برمیآید که از مقام عصمت برخوردار باشند.
3- از آن جهت که اختلاف سلیقهها و برداشتها وجود دارد، لذا رسیدن به وحدت قانونی امکانپذیر نیست.
ادامه مطلب
آیا قصه جزیره خضرا دلالت بر ازدواج حضرت دارد
مرحوم مجلسی در بحارالانوار از علی بن فاضل روایتی مفصل نقل کرده و در آن اشاره به جزیرهای دارد که نسل حضرت در آن زندگی میکنند.
پاسخ :
1- از عبارت مجلسی استفاده میشود که روایت اعتبار چندانی نزد او نداشته است. او میگوید: چون در کتابهای معتبر به این حدیث دست نیافتم آن را در فصلی جداگانه آوردم.(1006)
2- شیخ اقا بزرگ تهرانی نیز این داستان را تخیلی برشمرده است.(1007)
3- در متن تناقضاتی وجود دارد.
4- سخنان بی اساس در آن مشاهده میشود.
5- در سند آن افرادی ناشناخته وجود دارد.(1008)
ادامه مطلب
آیا قرآن مخالف قول به رجعت است
دهلوی میگوید: مطابق برخی از آیات رجعت انسان به این دنیا امکانپذیر نیست زیرا خداوند متعال درخواست کسانی را که تقاضای رجوع به دنیا را نمودهاند رد کرده است آنجا که میفرماید: قال رب ارجعون لعلی اعمل صالحا فیما ترکت کلا أنها کلمة هو قائلها و من ورائهم برزح الی یوم یبعثون(1352)؛ میگوید: پروردگار من! مرا باز گردانید. شاید در آنچه ترک کردم [و کوتاهی کردم] عمل صالحی انجام دهم. [ولی به او میگویند ]چنین نیست این سخنی است که او به زمان میگوید [و اگر باز گردد کارش همچون گذشته است]، و پشت سر آنان برزخی است تا روزی که برانگیخته شوند.
پاسخ :
1- مورد بحث رجعت گروهی خاص از مومنین و فاسقین است در حالی که آیه عموم و اطلاق دارد، لذا میتوان اطلاق آن را به اخبار متواتر رجعت برخی از افراد تقیید زد.
2- ظهور آیه در تقاضای رجوع به دنیا قبل از مرگ و هنگام دیدن ملک الموت است نه بعد از مرگ، و مورد رجعت بعد از مرگ است.
3- آیه ظهور در عدم تحقق رجعت در این دنیا با طلب کافر دارد و منافات ندارد که با امتهای پیشین چنین اتفاقی افتاده است.
4- آیات بسیاری نص در تحقق رجعت در این دنیا دارد و لذا بر فرض ظهور آیه مورد نظر در عدم رجوع باید ظهور آن را تاویل نمود، زیرا نص مقدم بر ظاهر است.
5- آیه اخص از مدعی است، زیرا مربوط به درخواست رجعت از طرف کفار است، در حالی که مورد بحث اعم است.
ادامه مطلب
آیا قرآن به رجعت کسانی به این دنیا اشاره نموده است
در قرآن به رجعت به معنای رجوع کسی به این دنیا در موارد زیادی اشاره شده است. اینک به برخی از نمونههای آن اشاره میکنیم:
1- خداوند متعال میفرماید: الم تر الی الذین خرجوا من دیارهم و هم الوفا حذر الموت فقال لهم الله موتوا ثم احیاهم(1338)؛ آیا ندیدید کسانی را که از ترس مرگ از دیار خود بیرون رفتند که هزاران تن بودند، خداوند فرمود: بمیرید، همه مردند، سپس آنان را زنده کرد.
آیه اشاره به زنده شدن هفتاد هزار خانوار دارد که بر اثر طاعون از دنیا رفته بودند.(1339)
2- خداوند میفرماید: فقلنا اضربوه ببعضها کذلک یحیی الله الموتی و یریکم آیاته لعلکم تعقلون(1340)؛ پس دستور دادیم که پارهای از اعضای آن گاو را بر بدن کشته بزنید تا ببینید که خداوند این گونه مردگان را زنده خواهد نمود و قدرت کامل خویش را آشکار خواهد ساخت شاید شما به خرد درآیید.
آیه مربوط به کشته بنی اسرائیل است که به قدرت خداوند زنده شد.(1341)
3- خداوند میفرماید: و اذ قلتم یا موسی لن نؤمن لک حتی نری الله جهرة فاخذتکم الصاعقه و انتم تنظرون ثم بعثناکم من بعد موتکم لعلکم تشکرون(1342)؛ و به بیاد آرید وقتی را که گفتید: ای موسی ما به تو ایمان نمیآوریم مگر آنکه خدا را آشکارا ببینیم پس صاعقه سوزان بر شما فرود آمد و آن را به چشم خود مشاهده کردید. سپس شما را بعد از مرگ برانگیختیم باشد که خدا را شکر گزارید.
آیه مربوط به برخی از قوم حضرت موسی علیه السلام است که تقاضای رویت خدا را به چشم را کردند که این خواسته سبب نزول عذاب و مرگ آنان شد ولی خداوند بار دیگر آنها را زنده کرد.(1343)
4- و نیز میفرماید: او کالذی مر علی قریة و هی خاویة علی عروشها قال انی یحیی هذه الله بعد موتها فاماته الله مائة عام ثم بعثه(1344)؛ یا به مانند آن کسی که به دهکدهای گذر کرد که خراب و ویران شده بود، گفت: به حیرتم که خداوند چگونه این مردگان را دوباره زنده خواهد کرد. پس خداوند او را صد سال میراند و سپس زندهاش کرد.
آیه مربوط به یکی از انبیای الهی است که پس از صد سال دوباره زنده شد.(1345)
5- خداوند از حضرت عیسی حکایت کرده که فرمود:: و احیی الموتی باذن الله(1346)؛ من مرده را به اذن خدا زنده میکنم.
طبری میگوید: حضرت عیسی علیه السلام مردگان را به دعایش زنده میکرد.(1347) مطابق روایات نبوی که هر آنچه در امتهای پیشین اتفاق افتاده در این امت نیز واقع خواهد شد مسأله رجوع به دنیا بعد از مرگ در این امت نیز امری واقع شدنی است.
ادامه مطلب
آیا قرآن مؤید امامت و نبوت کودک است
از نظر قرآن امامت، نبوت و ولایت در سنین کودکی نه تنها امری ممکن است بلکه از وقوع آن نیز خبر داده است.
الف: خداوند متعال خطاب به حضرت یحیی میفرماید: یا یحیی خذ الکتاب بقوة و آتیناه الحکم صبیا(521)؛ ای یحیی تو کتاب آسمانی ما رابه قوت فراگیر و به او در کودکی مقام نبوت دادیم.
فخر رازی درباره حکمی که خداوند متعال به حضرت یحیی علیه السلام داد میگوید: مراد از حکم در آیه شریفه همان نبوت است؛ زیرا خداوند متعال عقل او را در کودکی محکم و کامل کرد و به او وحی فرستاد، چرا که خداوند حضرت یحیی و عیسی را در کودکی به پیامبری برگزید، بر خلاف حضرت موسی و محمد صلی الله علیه و آله که آنان را در بزرگسالی به رسالت مبعوث نمود.(522)
ب: و نیز در مورد حضرت عیسی علیه السلام میفرماید: فأشارت الیه قالوا کیف نکلم من کان فی المهد صبیا قال انی عبدالله آتانی الکتاب و جعلنی نبیا(523)؛ مریم [در پاسخ ملامتگران] به طفل اشاره کرد. آنها گفتند: چگونه با طفل گهوارهای سخن گوییم؟ آن طفل گفت: همانا من بنده خدایم که مرا کتاب آسمانی و شرف نبوت عطا فرمود....
قندوزی حنفی بعد از ذکر ولادت امام مهدی علیه السلام مینویسد: گفتهاند که خداوند تبارک و تعالی او را در سن طفولیت حکمت و فصل الخطاب عنایت نمود، و او را نشانهای برای عالمیان قرار داد، همان گونه که در شان حضرت یحیی علیه السلام فرمود: یا یحیی خذ الکتاب بقوة و آتیناه الحکم صبیا. و نیز در شأن حضرت عیسی علیه السلام فرمود: قالوا کیف نکلم من کان فی المهد صبیا قال انی عبدالله آتانی الکتاب و جعلنی نبیا. خداوند عمر حضرت مهدی علیه السلام را به مانند عمر حضرت خضر طولانی گردانید.(524)
قطب راوندی و دیگران با سند از یزید کناسی نقل کردهاند که از حضرت ابی جعفر علیه السلام سؤال کردم: أکان عیسی ابن مریم علیه السلام حین تکلم فی المهد حجة الله علی اهل زمانه؟ فقال کان یومئذ نبیا حجة لله غیر مرسل اما تسمع لقوله حین قال:
انی عبدالله آتانی الکتاب و جعلنی نبیا و جعلنی مبارکا أین ما کنت و أوصانی بالصلاة و الزکاة ما دمت حیا قلت فکان یومئذ حجة لله علی زکریا فی تلک الحال و هو فی المهد؟ فقال: کان عیسی فی تلک الحال آیة للناس و رحمة من الله لمریم حین تکلم فعبر عنها و کان نبیا حجة علی من سمع کلامه فی تلک الحال، ثم صمت فلم یتکلم حتی مضیت له سنتان و کان زکریا الحجة لله عزوجل علی الناس بعد صمت عیسی بسنتین ثم مات زکریا فورثه ابنه یحیی الکتاب و الحکمة و هو صبی صغیر، أما تسمع لقوله عزوجل: یا یحیی خذ الکتاب بقوة و آتیناه الحکم صبیا فلما بلغ عیسی علیه السلام سبع سنین تکلم بالنبوة و الرسالة حین اوحی الله تعالی الیه، فکان عیسی الحجة علی یحیی و علی الناس اجمعین و لیس تبقی الارض یا ابا خالد یوما واحدا بغیر حجة لله علی الناس منذ یوم خلق الله آدم علیه السلام...(525)؛ آیا عیسی علیه السلام هنگامی که در گهواره سخن گفت حجت خدا بر اهل زمان خود بود؟ حضرت فرمود: عیسی در آن روز پیامبر و حجت غیر مرسل خدا بود. آیا نشنیدهای قول خدا را هنگامی که فرمود: من بنده خدایم، او کتاب [آسمانی] به من داده و مرا پیامبر قرار داده است. و مرا - هر جا که باشم - وجودی پر برکت قرار داده و تا زمانی که زندهام مرا به نماز و زکات توصیه کرده است. عرض کردم: پس در آن روز عیسی حجت خدا بر زکریا در آن حال بود در حالی که در گهواره به سر میبرد؟ حضرت فرمود: عیسی در آن حال نشانهای برای مردم و رحمتی از جانب خدا برای مریم بود آن هنگامی که سخن گفت و از او تعبیر کرد. (و نیز) پیامبر و حجت بود بر هر که کلام او را در آن حال شنید. سپس عیسی ساکت شد و تا دو سال با کسی سخن نگفت و در این مدت زکریا علیه السلام حجت بر مردم بود. پس از فوت او یحیی علیه السلام در سنین کودکی وارث کتاب و حکمت شد. آیا نشنیدهای قول خداوند عزوجل را که فرمود: ای یحیی! کتاب [خدا] را با قوت بگیر! و ما فرمان نبوت [و عقل کافی] در کودکی به او دادیم. عیسی وقتی به هفت سالگی رسید با اولین وحی که بر او نازل شد خبر از نبوت خود داد. در این هنگام او حجت بر یحیی و تمام مردم شد. ای ابا خالد از هنگام خلقت آدم، حتی یک روز نیز زمین خالی از حجت خدا بر مردم نبوده است....
کسی اشکال نکند که در مورد حضرت عیسی اگر چه قرآن لفظ ماضی را به کار برده ولی در حقیقت به عنای مضارع و زمان آینده است زیرا در جواب میگوییم:
اولا:
این احتمال خلاف ظاهر لفظ ماضی است و هم بر خلاف آن احتیاج به دلیل و قرینه دارد در حالی که رینهای در بین نیست.
ثانیا:
فرق است بین نبی و رسول در مورد قصه حضرت عیسی تعبیر نبی آمده نه رسول، و لذا ممکن است که طفلی در سنی کودکی به مقام نبوت رسیده باشد گر چه به جهت طفولیت هنوز به مقام رسالت نرسیده است.
ادامه مطلب
