با وجود ضعف دولت عباسی چگونه مسأله خوف بر جان حضرت مهدی علیه السلام توجیه می‏شود

برخی می‏گویند: در دولت عباسی از آنجا که اتراک در شؤون خلافت سیطره پیدا کرده بودند و عزل و نصب‏ها به دست آنها افتاده بود، لذا حکومت عباسیان به ضعف و سستی گراییده بود و نمی‏توانستند زمام حکومت را به دست داشته باشند، لذا موقعیت سیاسی که در عصر غیبت امام زمان علیه السلام به وجود آمد توجیه گر خوف و تقیه بر آن حضرت نبود تا امام عسکری علیه السلام او را مخفی بدارد.
پاسخ :
1- اگر چه دولت عباسی در آن عصر نسبت به اول تأسیس آن از قوت آن چنانی برخوردار نبود ولی فی نفسه دولت مقتدری به حساب می‏آمد.
2- از آنجا که کفر همگی یک ملت واحد است، لذا گر چه حکومت عباسی با معارضین داخلی از قبیل اتراک درگیر بودند ولی همگی بر این اتفاق داشتند که باید با اهل بیت علیه السلام و علویین مقابله و مبارزه نمود.
3- دولت بنی عباس گر چه مشغول مبارزه با معارضین داخلی بوده است ولی همان گونه که قبلا اشاره شد هرگز از مبارزه با اهل بیت غافل نبودند.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 8:02 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

با وبلاگهای شما

شایعهها میگویند: قرار است جشنواره وبلاگهای مهدوی با همکاری چند مجله و سایت از جمله پارسیبلاگ شکل بگیرد. امیدواریم این اتفاق هرچه زودتر بیفتد تا وبلاگنویسان منتظر دور هم جمع شوند.
www.mohebban.blogfa.com
محبانالمهدی

وبلاگ «محبانالمهدی» به صورت گروهی، از بهمن 83 آغاز به کار کرد. هر کدام از نویسندگان مطالب متنوعی مینویسند و قلمی روان دارند. مطالب آنها خواندنی است. نوشتن به صورت گروهی، علاوه بر جذابتر کردن وبلاگ، باعث به روز بودن آن و متنوعتر شدن مطالب میشود. این امکان در وبلاگهای بلاگفا ایجاد شده که وبلاگنویسان میتوانند از آن استفاده کنند.
www.moeod.blogfa.com
درد دلهای منتظر

این وبلاگ هم وبلاگی گروهی است که به همت خواهر و برادری به نام مژگان و امیر نوشته میشود. قالب وبلاگ دستساز است و تصویر زیبایی از حضرت مهدی (عج) به زیبایی آن افزوده.

این خواهر و برادر، در ابتدای وبلاگشان، به اهانت روزنامههای اروپایی اعتراض کردهاند. مژگان و امیر از این ناراحتند که چرا شیعیان ساکت هستند و به امام زمان (عج) کمک نمیکنند. آنها نوشتهاند: «اگر در زمان امام حسین (عج) دهها هزار مسلمان زندگی میکردند و حضرت را یاری نکردند، امروز میلیونها نفر خود را شیعه میدانند، ولی به امام زمانشان لبیک نمیگویند. جالب اینجاست همه ما آرزو میکنیم در زمان امام حسین (عج) میبودیم و حضرت را یاری میکردیم، ولی فرزند آن حضرت را رها کردهایم. ما را چه میشود؟»

فکر کنم باید به حرف مژگان و امیر فکر کنیم.

www.doostdaremahdi.persianblog.com
ای پادشه خوبان

تا وبلاگ بالا میاید عکس کودکی یکساله را میبینی که با چشمانی منتظر چشم به آسمان دارد. وبلاگ را «منتظر» مینویسد که خودش را همین کودک چشم انتظار میداند. حرفهایش لطیف و خواندنی است. از وبلاگش تعریف نمیکنم تا کمی از آن را بخوانیم و باور کنیم:

«این روزا دیگه حتی تو اینه تحمل دیدن خودم رو ندارم. نمیشه حتی یه لحظه اونی رو که با تمام وجود دوستش دارم، تو خواب ببینم. آخه چرا؟ میگن گناه از خودتونه، خودتونین که باعث شدین آقاتون نیاد و ازتون دور بشه. آقاجون مگه خدا نگفته، اگه توبه کنید میبخشم؟ آقاجون من پشیمونم، واقعاً پشیمونم.»


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 8:01 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

با غیبت امام زمان علیه السلام چگونه می‏توان امام زمان خود را شناخت

مطابق روایاتی که در کتب فریقین آمده، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة(884)؛ هر کس بمیرد در حالی که امام زمان خود را نشناخته به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است. جای این سؤال باقی است که با وجود غیبت امام زمان علیه السلام چگونه می‏توان او را شناخت؟
در جواب می‏گوییم: مقصود از شناخت و معرفت حضرت شناخت جسم و شکل و شمایل او نیست بلکه مقصود، معرفت به مقام و منزلت و جایگاهی است که حضرت مهدی علیه السلام نزد خداوند متعال در این عالم دارد. او کسی است که حافظ کلی شریعت است، واسطه فیض تکوینی و تشریعی الهی است. او کسی است که به اذن و اراده الهی در نفوس قابل تصرف کرده و به حق و حقیقت رهنمون می‏کند. او کسی است که جامع جمیع علوم اولین و آخرین است و او کسی است که... .
این معرفت نسبت به حضرت مهدی علیه السلام که امام زمان ما است بدون دیدن شکل و شمایل ایشان هم قابل تحصیل است.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 8:00 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

با وبلاگ های شما

صفحه های انتظار در دنیای اینترنت

طراحی قالب این وب لاگ، نشانه هنر بلاگری آشنا با فضای وب لاگ نویسی است. این بلاگر از شهریور سال 84 خاطراتش را می نویسد. بازدید کنندگان با هر بار سر زدن به این وب لاگ با نوشته تازه ای که ارزش چند بار خواندن را دارد، روبه رو می شوند.

در بخش معرفی وب لاگ نوشته شده است: «سلام بر آنان که در فراق یار در کوچه پس کوچه های تنهایی سر به دیوار انتظار نهاده اند و چشم به راه مهدی فاطمه اند. ای گل نرگس چه می شد که ما را در جمع پروانه هایت راه می دادی. نظری فرما بر کوچه تاریک مان که همه پروانه شمع توایم. همه پروانه ها در این کوچه تاریک به امید حس کردن گرمای وجودت گرد هم آمده اند. مولا جان، نظری فرما. این صفحات برگ برگ روزهای انتظاری است که به امید آمدنش از پس هم ورق می زنیم. العجل العجل یا مولا. یا صاحب الزمان. یا مهدی ادرکنی. عبد عاصی.»

نشانی صفحه های انتظار در فراق گل نرگس را به خاطر بسپارید: httP://narjes.blogfa.ir
پرسش اصلی آفرینش در وب لاگ منتظر کوچک

منتظر کوچک، نام وب لاگی مهدوی با بک گراندی از غروب خورشید است که در آن منتظر کوچک، منتظر آمدن جواب زندگی و پرسش آفرینش است.

این بلاگر، در بخشی از دل نوشته زیبای خود برای موعود چنین نوشته است: «بگو با کدام روش تحقیق می توان برای ظهور تو پاسخی یافت؟ مفهوم نگاه تو با کدام ملفوظ به مشهود بدل خواهد شد و متغیر گیسوانت، در آغوش کدام نسیم، مفهوم بی قراری مرا منتشر خواهد کرد؟ خسته ام! از بررسی متون ، از سؤالات فرعی ، از مقدمه ، از مقدمه ، از مقدمه ! بی حضور تو ای متن غایب زندگی از زنده بودن چه نتیجه ای می توان گرفت؟»

نشانی وب لاگ منتظر کوچک را به خاطر بسپارید: httP://www.montazer-kochak.Persianblog.ir
سجاده عشق برای موعود پهن شده است

«یه چشم به راه» نویسنده وب لاگ سجاده عشق است. شعرهای زیبای این بلاگر حکایت از اشتیاق او دارد. خواندن شعرهای زیبای این وب لاگ، احساس لحظه های بارش باران رحمت الهی را به یاد می آورد. این بلاگر در یکی از پست های وب لاگش این شعر زیبا را نوشته است:

مهدی ای آبی ترین احساس ها

ای معطر از شمیم یاس ها

ای تو خورشید شب یلدای من

ای همه انگیزه فردای من

«یه چشم به راه» در یکی از پست های وب لاگش با امام زمان (عج) درد دل می کند و می نویسد: «امروز تصمیم گرفتم با مولایم صحبت کنم و هر چه بر دلم می گذرد در قالب کلمات بیان کنم، اما نمی دانم چه شدند کلماتی که در ذهنم بود. همین که خواستم بنویسم انگار همه را گم کردم. کلمات یارای نوشتن ندارند، کلمات نمی توانند احساس قلبی هیچ کس را بیان کنند.»

او در جایی دیگر می نویسد: «دلم بی قراری می کند، اما خوب می دانم که از اعمالم باخبرید و قلب گنه کارم شرمنده قلب پاک و مهربان وجود آسمانی شما می شود، می دانم بارها به خاطر گناهان من اشک های مهربان شما هم چون دُرهایی گران بها و نایاب بر چهره زیبا و دل ربایتان جاری شده است، می دانم چه قدر برای گرفتاری های من دست به دعا برداشته اید.»

برای خواندن نوشته های وب لاگ سجاده عشق این نشانی را فراموش نکنید: httP://sajjadeyeshgh.blogfa.ir
پپسی کولا، کالایی اسراییلی است

در وب لاگ مجمع 313 یار امام مهدی(عج) می خوانیم: «تحریم کالاهای اسراییل، مشتی محکم بر دهان اسراییل، برای سرنگونی رژیم اشغال گر قدس است. پپسی یکی از این کالاهاست. حتماً نوشابه هایی با نشانه پپسی را در کشورمان و در تبلیغات تلویزیونی دیده اید. ایا تاکنون از خود پرسیده اید این نشانه چه معنایی دارد؟ PePsi نشانه اختصاری انگلیسیPay ‎each Penny save israeal است. این جمله به این معناست: «هر پنی بپردازید تا اسراییل باقی بماند.»

این وب لاگ نویس برای شناختن کالاهای اسرائیلی چنین راه کاری را ارائه کرده است: «تمامی تولیدات صنعتی، کشاورزی و... در کشورهای مختلف جهان دارای رمزینه مخصوصی است که نشان دهنده کشور سازنده و ویژگی های آن فرآورده است. شماره 729، سه رقم نخست رمزینه کالاهای ساخت اسراییل است.»

وی در جایی دیگر می نویسد: «چندی پیش آشکار شد که کوک کولا هم نوشابه ای صهیونیستی است که پس از آن، مصرف این نوشابه در سازمان های دولتی ایران ممنوع شد، ولی هنوز متأسفانه شاهد بهره مندی از این دو گونه نوشابه در داخل کشورمان هستیم که برای نابودی اقتصاد اسراییل بایست از همین گام های کوچک آغاز کنیم و در این راه استوار باشیم. این یک فرمان است.»

در وب لاگ مجمع 313 یاران امام مهدی (عج)، نوشته های جالب بسیاری است که می توانید به این نشانی بروید و این نوشته ها را بخوانید: httP://yosofefateme.blogfa.ir


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 8:00 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

با سکه و دلار نداریم هیچ کار...شعر

از خود گذر کنیم که این خوان آخر است / این انقلاب بیمه عباس و اکبر است...
با سکه و دلار نداریم هیچ کار / ما را به سر هوای اشارات رهبر است...

 

 

 

بسم‌الله الرّحمن الرّحیم

 

از خود گذر کنیم که این خوان آخر است
این انقلاب بیمه عباس و اکبر است

 تحریم می کنند که تسلیم‌مان کنند
غافل از این که دل به بلاها شناور است

بیم هلاک نیست کسی را که از ازل
چشم امید او به خدا و پیمبر است

با سکه و دلار نداریم هیچ کار
ما را به سر هوای اشارات رهبر است

ای نایب امام بفرما که جان دهیم
جانی که عاشقانه فدای تو سرو است

جان می دهیم و ننگ ملامت نمی خریم
حرف دل امام همان حرف آخر است...


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 7:59 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

با توجه به فراگیری ظلم و فساد در عالم، چرا امام ظهور نمی‏کند

غالب احادیثی که اشاره به عملکرد حضرت مهدی علیه السلام بعد از ظهور دارد به این نحو است که خداوند به توسط حضرت عالم را از عدل و داد پر می‏کند همان طوری که زمین پر از ظلم شده باشد که این در حقیقت تشبیه است نه شرطیت و علیت، یعنی ظلم و فساد علت ظهور باشد.
به تعبیر دیگر: فساد هدف نیست بلکه آمادگی، هدف است. بر خلاف آنچه برخی تصور می‏کنند آنچه برای تسریع ظهور مصلح جهانی لازم است، وجود ظلم و فساد در سراسر زمین نیست، بلکه یک آمادگی و تشنگی لازم است البته نمی‏توان انکار کرد که افزایش ظلم و فساد یکی از علل آمادگی و تشنگی خواهد بود، زیرا هنگامی که مردم جهان ثمره تلخ و شوم تبعیض‏ها و بی عدالتی‏ها را بچشند، ناراحت می‏شوند و در جست و جوی یک طریق اصلاح و یافتن یک مصلح جهانی گام بر می‏دارند.
در نتیجه، باید گفت: هسته اصلی زمینه برای ظهور، آمادگی و آگاهی از عواقب وضع نابسامان امروز دنیا است، نه اینکه وجود ظلم و فساد هدف اصلی باشد.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 7:58 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

با چه شرایطی می‏توان عاشق واقعی امام زمان علیه السلام بود

انسان که عاشق کسی می‏شود جهتی دارد، و ما که می‏خواهیم عاشق حضرت مهدی علیه السلام باشیم به طور حتم جهتی دارد. او را دوست داریم و به او عشق می‏ورزیم، زیرا او مظهر همه خوبی‏هاست. او مظهر عدالت است. او مظهر عبودیت برای خداوند است و... .
ما از آن جهت که خوبی‏ها را دوست داریم و عمل به آنها را نیز می‏پسندیم و امام مهدی علیه السلام را فردی کامل در عمل به خوبی‏ها می‏بینیم لذا او را دوست داریم. پس عاشق واقعی امام زمان علیه السلام در حقیقت عاشق واقعی تمام خوبی‏هاست. عاشق واقعی امام زمان علیه السلام در حقیقت عاشق عمل به خوبی‏هاست.
حال اگر در خودمان عشق به خوبی‏ها و عمل به آنها را می‏بینیم و این عشق ما را به انجام عمل به خوبی‏ها وا می‏دارد در حقیقت ما عاشق امام زمان علیه السلام هستیم و گر نه... .


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 7:58 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

با توجه به علم و عقل و تجربه چه نیازی به امام است

ممکن است افرادی خیال کنند که در عصر علم و دانش، بشر چه نیازی به امام دارد؟ بشریت روز به روز مستقل‏تر و کامل‏تر می‏شود و طبعا نیازمندی‏اش به کمک‏های غیبی کمتر می‏گردد، عقل و علم تدریجا این خلاها را پر می‏کنند... .
پاسخ :
قطعا خطراتی که در عصر علم و تکنیک برای بشریت است به مراتب از خطرهای عصرهای پیشین بیشتر است. اشتباه است که خیال کنیم منشا انحرافات بشر همیشه نادانی بوده است. انحرافات بشر بیشتر از ناحیه غرایز و تمایلات مهار نشده است، از ناحیه شهوت و غضب است. از ناحیه افزون‏طلبی، جاه‏طلبی، برتری‏طلبی، لذت‏طلبی و بالاخره نفس‏پرستی و نفع‏پرستی است. آیا در پرتو علم همه اینها اصلاح شده و روح عدالت و تقوا و رضا به حق خود و حد خود و عفاف و راستی و درستی جایگزین آن شده است؟ یا کار کاملا برعکس است.
علم امروزه به صورت بزرگ‏ترین دشمن بشر در آمده است، چرا چنین شده است؟ جوابش این است که علم چراغ است، روشنایی است. استفاده از آن بستگی دارد که بشر این چراغ را در چه مواردی و برای چه هدفی به کار برد. بشر از علم همچون ابزاری برای هدف‏های خویش استفاده می‏کند اما هدف بشر چیست و چه باید باشد؟ علم قادر به بیان آن نیست! این کار دین است. علم، همه چیز را تحت تسلط خود قرار می‏دهد مگر انسان و غرایز او را.
ویل دورانت درباره انسان عصر ماشین می‏گوید: ما از نظر ماشین توانگر شده‏ایم و از نظر مقاصد فقیر.(21) انسان عصر علم و دانش با انسان ما قبل این عصر در اینکه اسیر و بنده خشم و شهوت خویش است هیچ فرقی نکرده است. علم نتوانسته است آزادی از هوای نفس را به او بدهد. علم نتوانسته است... .


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 7:57 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

با برهان امکان اشرف چگونه بر وجود امام زمان علیه السلام استدلال می‏شود

حکما می‏گویند: وجود، حیات، علم، قدرت، رحمت و سایر کمالات از مبدا فیاض بر موجودات پایین نمی‏رسید مگر آنکه در مرتبه سابق، بر موجود اشرف رسیده باشد همانند چراغی که نزد ما روشن است، ابتدا مکانی که نزدیک به اوست روشن می‏شود، سپس دورتر از آن استفاده می‏کند و... .
در امور غیر حسی از قبیل وجود و حیات و علم و قدرت و تمام کمالات که از ذات اقدس الهی تراوش نموده و بر ماهیات امکانی تجلی می‏یابد، در ابتدا ماهیاتی بهره‏مند می‏شوند که در رتبه، اشرف و اقدم از سایر ماهیات هستند.
علامه طباطبایی رحمة الله علیه می‏گوید: معنا و مفهوم قاعده امکان اشرف آن است که ممکن اشرف باید در مراتب وجود اقدم از ممکن اخس باشد، لذا باید ممکنی که اشرف از اوست قبل از او موجود باشد....
ملاصدرا در استدلال بر این قاعده می‏گوید: اگر ممکن اخس از طرف خداوند موجود شد باید قبل از او ممکن اشرف موجود باشد وگرنه در صورت تحقق، هم‏زمانی اشرف و اخس لازم می‏آید که دو چیز در یک مرتبه برای یک ذات از یک جهت از واجب لذاته صادر شود، که محال است. و در صورتی که موجود اشرف بعد از موجود اخس و به واسطه موجود شود لازم می‏آید که معلول، اشرف از علت و اقدم از او باشد، که این نیز محال است....(588)
می‏دانیم که انسان، اشرف مخلوقات است، زیرا او اشرف از حیوان و حیوان اشرف از گیاه و گیاه اشرف از جماد است. و به حکم قاعده امکان اشرف، محال است وجود از مبدا فیاض به جماد برسد قبل از آنکه در رتبه سابق، به حیوان رسیده باشد، و همچنین به حیوان برسد قبل از آنکه در رتبه سابق به انسان رسیده باشد. و نیز محال است که وجود، حیات، علم، قدرت و جمال و جلال و... از مبدا فیاض بر افراد انسان برسد. قبل از آنکه این کمالات به انسان کاملی که حجت خدا روی زمین است رسیده باشد.
بنابراین قاعده، مادامی که فردی از افراد بشر در خارج موجود است باید فردی به نام انسان کامل که از او به حجت خدا تعبیر می‏شود روی زمین موجود باشد.
کلینی به سندش از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود: الحجة قبل الخلق و مع الخلق و بعد الخلق(589)؛ حجت قبل از خلق و با خلق و بعد از خلق خواهد بود.
ونیز می‏فرماید: لو لم یبق فی الارض الا اثنان، لکان احدهما الحجة(590)؛ اگر در روی زمین جز دو نفر کسی نباشد حتما یکی از آن دو امام خواهد بود.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 7:57 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]

با آنها سفر مکن!

علی بن محمد شمشاطی می‏گوید:
از طرف جعفر بن ابراهیم یمانی مأمور تشرف به ناحیه مقدسه شدم. وقتی کارم تمام شد، به بغداد رفتم تا با کاروان یمن خارج شوم.
نامه‏ای برای حضرت (علیه السلام) نوشتم و اجازه مرخصی خواستم.
ایشان مرقوم فرمود:
با آنها خارج مشو! هنوز خیری در رفتن تو نیست، در کوفه بمان.
بعدها خبر رسید که پس از خروج قافله، قبیله بنی حنظله آنها را غارت کرده است.
دوباره نامه‏ای نوشتم و از حضرت (علیه السلام) خواستم که اجازه دهند از طریق دریا به وطنم بازگردم.
حضرت (علیه السلام) پاسخ دادند.
این کار را هم نکن.
بعدها دانستم که بعد از حرکات کشتی دزدان دریای آن کشتی را غارت و منهدم کردند!
قصد زیارت سامرا نمودم، هنگام مغرب وارد مسجد محله عسکر شدم، غلامی آمد و گفت: برخیز و با من بیا.
گفتم: کجا؟ مگر تو مرا می‏شناسی؟
گفت: تو علی بن محمد شمشاطی فرستاده جعفر بن براهیم یمنی هستی. بیا داخل منزل.
من تعجب کردم، چون هیچ یک از دوستانمان از رسیدن من اطلاعی نداشتند. وقتی وارد منزل شدم اجازه خواستم تا داخل ضریح شریف شده و مشغول زیارت شوم. عنایت فرموده و اجاره دادند.(83)


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 23 مهر 1394  ] [ 7:56 AM ] [ مجید سالاروندیان ]
[ نظرات (0) ]